سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1

موضوع: هرگز با خودت قهر مکن

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    399
    نوشته
    6,456
    تشکر
    19,235
    مورد تشکر
    12,213 در 3,768
    وبلاگ
    1
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض هرگز با خودت قهر مکن

    به شيوانا خبر دادند که يکي از شاگردان قديمي اش در شهري دور از طريق معرفت دور شده و راه ولگردي را پيشه کرده است. شيوانا چندين هفته سفر کرد تا به شهر آن شاگرد قديمي رسيد. بدون اينکه استراحتي کند مستقيماً سراغ او را گرفت و پس از ساعتها جستجو او را در يک محل نامناسب يافت.

    مقابلش ايستاد؛ سري تکان داد و از او پرسيد: تو اينجا چه ميکني دوست قديمي؟ !!

    شاگرد لبخند تلخي زد و شانه هايش را بالا انداخت و گفت: من لياقت درسهاي شما را نداشتم استاد! حق من خيلي بدتر از اينهاست! شما اين همه راه آمده ايد تا به من چه بگوييد؟

    شيوانا تبسمي کرد و گفت: من هنوز هم خودم را استاد تو ميدانم. آمده ام تا درس امروزت را بدهم و بروم.

    شاگردِ مأيوس و نااميد، نگاهش را به چشمان شيوانا دوخت و پرسيد: يعني اين همه راه را به خاطر من آمده ايد؟ !!

    شيوانا با اطمينان گفت: البته! لياقت تو خيلي بيشتر از اينهاست .

    درس امروز اين است:

    ه
    رگز با خودت قهر مکن.

    هرگز مگذار ديگران وادارت کنند با خودت قهر کني.

    و هرگز اجازه مده ديگران وادارت کنند خودت، خودت را محکوم کني.

    به محض اينکه خودت با خودت قهر کني ديگر نسبت به سلامت ذهن و روان و جسم خود بي اعتنا ميشوي و هر نوع بيحرمتي به جسم و روح خودت را ميپذيري.

    هميشه با خودت آشتي باش و هميشه براي جبران خطاها به خودت فرصت بده.

    تکرار ميکنم: خودت آخرين نفري باش که در اين دنيا با خودت قهر ميکني ...


    درس امروز من همين است.

    شيوانا پيشاني شاگردش را بوسيد و بلافاصله بدون اينکه استراحتي کند به سمت دهکدهاش بازگشت. چند هفته بعد به او خبر دادند که شاگرد قديمياش وارد مدرسه شده و سراغش را ميگيرد. شيوانا به استقبالش رفت و او را ديد که سالم و سرحال در لباسي تميز و مرتب مقابلش ايستاده است.

    شيوانا تبسمي کرد و او را در آغوش گرفت و آرام در گوشش گفت: اکنون که با خودت آشتي کرده اي ياد بگير که از خودت طرفداري کني.

    به هيچکس اجازه نده تو را با يادآوري گذشته ات وادار به سرافکندگي کند.

    هميشه از خودت و ذهن و روح و جسم خودت دفاع کن.

    هرگز مگذار ديگران وادارت سازند، دفاع از خودت را فراموش کني و به تو توهين کنند.

    خودت اولين نفري باش که در اين دنيا از حيثيت خودت دفاع ميکني.


    درس امروزت همين است!

    گرچه گذر زمان فرصت عشق ورزيدن را دريغ نميکند؛ اما مرگ را استثنايي نيست.

  2. تشكر

    نرگس منتظر (01-06-1391)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی