گفتگوي كودك با خدا(خیلی زیباست) سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
گفتگوي كودك با خدا(خیلی زیباست)
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 16 , از مجموع 16
  1. #11
    عضو وفادار
    ranji آواتار ها

    تاریخ عضویت : فروردین 1391
    نوشته : 331      تشکر : 772
    1,007 در 288 پست تشکر شده
    وبلاگ : 33
    دریافت : 0      آپلود : 0
    ranji آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خیلی زیبا بود توروخدا برام دعا کن تا از روزمره گی در بیام و نمازم رو همیشه بخونم آخه مطمئنم که هیچی جز با خدا بودن آرامش من نیست
    گفتگوي كودك با خدا(خیلی زیباست)

  2. تشكرها 7


  3. #12
    مدیر ارشد انجمن زنان
    یاس بهشتی آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    14
    دلنوشته
    1
    خدایا به تو پناه میبرم از شر همه بدیها و ناملایمات زندگی پناهم ده که جز تو پناهی ندارم
    نوشته : 7,396      تشکر : 19,631
    24,045 در 6,935 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    یاس بهشتی آنلاین نیست.

    پیش فرض




    گفتگوی کودک باخدا

    کودکی که آماده تولد بود نزد خدا رفت و پرسید: "می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید اما من به این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم؟" خداوند پاسخ داد: "از میان تعداد بسیاری از فرشتگان، من یکی را برای تو در نظر گرفته ام او از تو نگهداری خواهد کرد. اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه: "اما این جا در بهشت، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و این ها برای شادی من کافی هستند." خداوند لبخند زد: "فرشته تو برایت آواز خواهد خواند و هر روز به تو لبخند خواهد زد. تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود." کودک ادامه داد: "من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آن ها را نمی دانم." خداوند او را نوازش کرد و گفت: "فرشته تو زیباترین و شیرین ترین واژه هایی را که ممکن است بشنوی در گوش تو زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی." کودک با ناراحتی گفت: "وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم؟" اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت: "فرشته ات دستهایت را در کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد خواهد داد که چگونه دعا کنی." کودک سرش را برگرداند و پرسید: " شنیده ام که در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند چه کسی از من محافظت خواهد کرد؟" _ فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد. حتی اگر به قیمت جانش تمام شود. کودک با نگرانی ادامه داد: "اما من همیشه به این دلیل که دیگر نمی توانم شما را ببینم ناراحت خواهم بود." خداوند لبخند زد و گفت: "فرشته ات همیشه درباره من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت. گرچه من همیشه در کنار تو خواهم بود." در آن هنگام بهشت آرام بود اما صدایی از زمین شنیده می شد. کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند. او به آرامی یک سوال دیگر از خدا پرسید: "خدایا اگر من باید همین حالا بروم لطفاً نام فرشته ام را به من بگو." خداوند شانه او را نوازش کرد و پاسخ داد:" نام فرشته ات اهمیتی ندارد. به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی."
    گفتگوي كودك با خدا(خیلی زیباست)

  4. تشكرها 5

    *❀*نازبانو*❀* (21-03-1392), مانیل (21-03-1392), بیقرار ظهور (13-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (20-03-1392), عبدالله91 (20-03-1392)

  5. #13
    مدیر ارشد انجمن
    mahsa آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    صلوات
    323
    دلنوشته
    2
    نوشته : 4,889      تشکر : 1,942
    6,104 در 2,952 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    mahsa آنلاین نیست.

    جديد این مطلب رو بخون ...ببین بچه ها چه جوری با خدا حرف می زنند......(کاش بچه بودیم وهمین قدر صادقانه با خدا حرف می زدیم)









    خدای عزیز!
    به جای این که بگذاری مردم بمیرند و مجبور باشی آدمای جدید بیافرینی، چرا کسانی را که هستند، حفظ نمی‌کنی؟



    خدای عزیز!
    شاید هابیل و قابیل اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند همدیگر را نمی‌کشتند، در مورد من و برادرم که مؤثر بوده.



    خدای عزیز!
    اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفش‌های جدیدم رو بهت نشون می دم.


    خدای عزیز!
    شرط می‌بندم خیلی برایت سخت است که همه آدم‌های روی زمین رو دوست داشته باشی. فقط چهار نفر عضو خانواده من هستند ولی من هرگز نمی‌توانم همچین کاری کنم.


    خدای عزیز!
    در مدرسه به ما گفته‌اند که تو چه کار می‌کنی، اگر تو بری تعطیلات، چه کسی کارهایت را انجام می‌دهد؟


    خدای عزیز!
    آیا تو واقعاً نامرئی هستی یا این فقط یک کلک است؟



    خدای عزیز!
    این حقیقت داره اگر بابام از همان حرف‌های زشتی را که توی بازی بولینگ می‌زند، تو خانه هم استفاده کند، به بهشت نمی‌رود؟


    خدای عزیز!
    آیا تو واقعاً می‌خواستی زرافه این طوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟


    خدای عزیز!
    چه کسی دور کشورها خط می‌کشد؟


    خدای عزیز!
    من به عروسی رفتم و آن‌ها توی کلیسا همدیگر را بوسیدند. این از نظر تو اشکالی نداره؟


    خدای عزیز!
    آیا تو واقعاً منظورت این بوده که "نسبت به دیگران همان طور رفتار کن که آنها نسبت به تو رفتار می‌کنند؟" اگر این طور باشد، من باید حساب برادرم را برسم.


    خدای عزیز!
    به خاطر برادر کوچولویم از تو متشکرم، اما چیزی که من به خاطرش دعا کرده بودم، یک توله سگ بود.


    خدای عزیز!
    وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی درباره‌ات گفت که از آدم‌ها انتظار نمی‌رود بگویند. به هر حال، امیدوارم به او صدمه‌ای نزنی.


    خدای عزیز!
    لطفاً برام یه اسب کوچولو بفرست. من قبلاً هیچ چیز از تو نخواسته بودم. می‌توانی درباره‌اش پرس و جو کنی.


    خدای عزیز!
    من می‌خواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با این همه مو در تمام بدنش.


    خدای عزیز!
    برادر من یک موش صحرایی است. تو باید به اون دم هم می‌دادی‌ها!


    خدای عزیز!
    فکر می‌کنم منگنه یکی از بهترین اختراعاتت باشد.


    خدای عزیز!
    من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، 900 سال زندگی کنم.



    خدای عزیز!
    فکر نمی‌کنم هیچ کس می‌توانست خدایی بهتر از تو باشد. می‌خوام اینو بدونی که این حرفو به خاطر این که الان تو خدایی، نمی‌زنم.


    خدای عزیز!
    ما خوانده‌ایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد. اما توی کلاس‌های دینی یکشنبه‌ها به ما گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط می‌بندم او فکر تو را دزدیده.


    خدای عزیز!
    آدم‌های بد به نوح خندیدند و گفتند: "تو احمقی چون روی زمین خشک کشتی می‌سازی" اما اون زرنگ بود. چون تو رو فراموش نکرد. من هم اگر جای اون بودم همین کار رو می‌کردم.



    خدای عزیز!
    لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیابان را نگاه می‌کنم.



    خدای عزیز!
    هیچ فکر نمی‌کردم نارنجی و بنفش به هم بیان. تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز سه‌شنبه ساخته بودی دیدم، معرکه بود.



    گفتگوي كودك با خدا(خیلی زیباست)
    سخت است حرفت را نفهمند،

    سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،

    حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد

    وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،

    اشتباهی هم فهمیده اند.

  6. تشكرها 6

    *❀*نازبانو*❀* (31-04-1391), مانیل (21-03-1392), ماه نو (27-10-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (20-03-1392), عهد آسمانى (31-04-1391), عبدالله91 (20-03-1392)

  7. #14
    عضو ماندگار
    *❀*نازبانو*❀* آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 486      تشکر : 5,386
    2,590 در 513 پست تشکر شده
    دریافت : 1      آپلود : 0
    *❀*نازبانو*❀* آنلاین نیست.

    پیش فرض




    کاشکی هنوز قلبم به اندازه بچه ها بود
    کاشکی بدی رو باور نمیکردم
    کاشکی باور داشتم خدا همیشه مواظبمه
    کاشگی حس نمیکردم اینقدر تنهام
    کاش به اندازه تمام بچگی هام خوب بودن برام راحت بود
    گفتگوي كودك با خدا(خیلی زیباست)

    دلم به مستحبی خوش است
    که جوابش واجب است
    السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه




  8. تشكرها 6

    مانیل (21-03-1392), ماه نو (27-10-1392), مدير اجرايي (31-04-1391), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (20-03-1392), عهد آسمانى (31-04-1391), عبدالله91 (20-03-1392)

  9. #15
    عضو آشنا
    ماه نو آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1391
    نوشته : 38      تشکر : 206
    212 در 40 پست تشکر شده
    وبلاگ : 6
    دریافت : 1      آپلود : 0
    ماه نو آنلاین نیست.

    پیش فرض




    اگر دلت را به خدا سپردی دیگر نگران تنگ شدنش نباش ویانگران شور زدنش یا گرفتنش شاید گاهی بشکند که این شکستن هم به خاطر خودت هست وهم خودش.
    گفتگوي كودك با خدا(خیلی زیباست)

  10. تشكرها 4


  11. #16
    کاربر عادی

    تاریخ عضویت : خرداد 1392
    نوشته : 3      تشکر : 0
    18 در 3 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    greenisland2 آنلاین نیست.

    پیش فرض




    خیلی قشنگ بود
    گفتگوي كودك با خدا(خیلی زیباست)

  12. تشكرها 5

    *❀*نازبانو*❀* (21-03-1392), مانیل (21-03-1392), ماه نو (27-10-1392), شهاب منتظر*غلام علی اصغر(ع) (21-03-1392), عبدالله91 (23-03-1392)

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •