معنی  دوم  عشق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
معنی  دوم  عشق
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    moteharak معنی دوم عشق






    روزی یکی از خانه های دهکده آتش گرفته بود .
    زن جوانی همراه شوهر و دو فرزندش در آتش گرفتار شده بودند .
    شیوانا و بقیه اهالی برای کمک و خاموش کردن آتش به سوی خانه شتافتند .
    وقتی به کلبه در حال سوختن رسیدند و جمعیت برای خاموش کردن آتش در جستجوی آب و خاک بودند شیوانا متوجه جوانی شد که بی تفاوت مقابل کلبه نشسته است و با لبخند به شعله های آتش نگاه می کندشیوانا با تعجب به سمت جوان رفت و از او پرسید :
    " چرا بیکار نشسته ای و به کمک ساکنین کلبه نرفته ای !؟ "
    جوان لبخندی زد و گفت : " من اولین خواستگار این زنی هستم که در آتش گیر افتاده است .
    او و خانواده اش مرا به خاطر اینکه فقیر بودم نپذیرفتند و عشق پاک و صادقم را قبول نکردند .
    در تمام این سال ها آرزو می کردم که کائنات تقاص آتش دلم را از این خانواده و از این زن بگیرد و اکنون آن زمان فرا رسیده است . "
    شیوانا پوزخندی زد و گفت : " عشق تو عشق پاک و صادق نبوده است .
    عشق پاک همیشه پاک می ماند !
    حتی اگر معشوق چهره عاشق را به لجن بمالد و هزاران بی مهری در حق او روا سازد .
    عشق واقعی یعنی همین تلاشی که شاگردان مدرسه من برای خاموش کردن آتش منزل یک غریبه به خرج می دهند . آن ها ساکنین منزل را نمی شناسند اما با وجود این در اثبات و پایمردی عشق نسبت به تو فرسنگ ها جلوترند . برخیز و یا به آن ها کمک کن و یا دست از این ادعای عشق دروغین ات بردار و از این منطقه دور شو ! "

    اشک بر چشمان جوان سرازیر شد . از جا برخاست .
    لباس های خود را خیس کرد و شجاعانه خود را به داخل کلبه سوزان انداخت .
    بدنبال او بقیه شاگردان شیوانا نیز جرات یافتند و خود را خیس کردند و به داخل آتش پریدند و ساکنین کلبه را نجات دادند . در جریان نجات بخشی از بازوی دست راست جوان سوخت و آسیب دید .
    اما هیچ کس از بین نرفت .
    روز بعد جوان به در مدرسه شیوانا آمد و از شیوانا خواست تا او را به شاگردی بپذیرد و به او بصیرت و معرفت درس دهد . شیوانا نگاهی به دست آسیب دیده جوان انداخت و تبسمی کرد و خطاب به بقیه شاگردان گفت :
    "نام این شاگرد جدید معنی دوم عشق است .
    حرمت او را حفظ کنید که از این به بعد برکت این مدرسه اوست.



    کاش میشد عشق را به آدمی آموخت







    معنی  دوم  عشق

  2. تشكر

    تشنه کوثر (04-10-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •