۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
صفحه 13 از 27 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 121 تا 130 , از مجموع 263
  1. #121
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞






    2) سر نوشت شوم قاتلان امام حسین در همین دنیا


    قبل از هر چیز باید بدانیم که دنیا و عقوبت دنیوی ملاک خوبی یا بدی انسان‌ها نیست. دنیا به اندازه‌ی بال مگسی نزد خدا ارزش ندارد.

    آن چه برای مؤمنین ملاک عمل بوده، آخرت است.با این حال باید گفت که آن گونه نبود که قاتلان امام حسین علیه‌السلام در این سرا هیچ عقوبتی نبینند و با ناز و نعمت، زندگی گوارایی را تا پایان عمرشان بگذرانند.

    خون سیدالشهدا علیه السلام دامان ننگین ایشان را گرفت و سه عقوبت در همین جهان، آنان و طرز تفکر پلیدشان را به سختی کیفر نمود.

    در ذیل به بررسی این سه عقوبت دنیوی خواهیم پرداخت:



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 3

    parsa (11-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (11-10-1389), شكوه انتظار (11-10-1389)

  3. #122
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞






    1)2- عقوبت عاجل: ابتلا به نفرین امام حسین و امام سجاد علیهما السلام


    اولین عقوبت و کیفری که دشمنان امام حسین علیه‌السلام را در این دنیا خیلی زود گرفتار خود کرد آن بود که اغلب آنان به فاصله‌ی کوتاهی پس از واقعه‌ی کربلا به دلیل نفرین امام حسین علیه السلام بر ایشان، به نکبت و بدبختی گرفتار شدند.

    مثلا در روز عاشورا امام حسین علیه‌السلام به عمر سعد فرمودند:گمان مبر به آن چه که تو را به آن وعده کرده‌اند، خواهی رسید! تو پس از من، اندکی از غذای عراق را خواهی خورد (و هرگز به عمارت ری که آن را در قبال کشتن من به تو وعده کرده‌اند، نخواهی رسید). هر چند عمر سعد با پوزخندی به این پیش گویی امام پاسخ داد، اما این پیش گویی خیلی زود به حقیقت پیوست و او توسط مختار کشته شد و هرگز به عمارت ری نرسید(5).

    در ماجرایی دیگر، هنگامی که امام حسین علیه السلام از شدت تشنگی به سمت فرات رفت تا آبی بیاشامد، یکی از اشقیای کربلا که او را «زُرعَه» می‌نامیدند، تیری به سمت آن بزرگوار روانه ساخت. آن تیر بر گلوی نازنین امام نشست و از محل برخورد آن خون جاری شد.

    این کار او باعث شد که امام نتوانند حتی یک جرعه‌ از آن آب بنوشند. امام او را نفرین فرمود و به پیشگاه الهی عرضه داشت: «خدایا تشنگی را بر او بچشان!» آنان که مرگ او را گزارش کرده‌اند، گفته‌اند که او به مرضی دچار شده بود که روی شکمش آب سرد می‌ریختند و در عین حال، پشت او را با آتش گرم نگه‌ می‌داشتند. چرا که او از پشت در بدن خود احساس سرما می‌کرد و از جلو، گرما او را می‌آزرد. در همین حال چنان عطش بر او مستولی می‌شد که از آب و شیر آن مقدار می‌خورد که با خوردن آن مقدار، پنج نفر سیراب می‌شدند. اما پس از اتمام فریاد می‌زد: از شدت تشنگی هلاک شدم. بلای دیگری که بر سر او آمد، آن بود که شکمش هم‌چون شکم شتر، تکه تکه شده بود و از آن حالت، رنج فراوان می‌برد(6).

    حرملة بن کاهل نیز سرنوشتی عجیب یافت. منهال بن عمرو می‌گوید: بر امام علی بن حسین علیه‌السلام وارد شدم. امام از حال حرمله از من پرسید. به ایشان عرض کردم: هنگامی که از کوفه خارج می‌شدم، زنده بود و به مقام بالایی دست یافته بود.

    امام زین العابدین علیه‌السلام سه مرتبه فرمودند: «خدایا بر او گرمای شمشیر را بچشان.» منهال پس از مدت زمانی به کوفه باز می‌گردد و این درست زمانی است که مختار ثقفی قیام کرده است.

    مختار حرمله را می‌یابد و دستور می‌دهد دستان و پاهای او را با شمشیر قطع کنند و بعد او را بسوزانند. منهال که شاهد این ماجراست، مختار را از نفرین امام سجاد علیه‌السلام آگاه می‌کند و مختار به شکرانه‌ی انجام میل باطنی آن حضرت، دو رکعت نماز می‌گزارد(7).

    آری چنین مرگ سختی، تنها بخشی از عقوبت ظالمان بر امام حسین علیه السلام بوده است.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 3

    parsa (11-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (11-10-1389), شكوه انتظار (11-10-1389)

  5. #123
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞






    2)2- بیزاری تمام آزادگان جهان از این عمل ننگین


    آزادگان و احرار عالم نیز اشقیای کربلا را در عمق جان و فطرت پاکشان محکوم کردند و از آنان و عمل ننگینشان بیزاری جستند. میلیون ها شیعه و عاشق حسین بن علی علیه‌السلام، با نفرین بر ظالمان بر آن حضرت، به خدای خویش تقرب جستند و در سوگ آن حضرت، اشک ماتم ریختند.

    هر چند که این بیزاری جویی در طول تاریخ، تنها منحصر به شیعیان و پیروان راستین اهل بیت علیهم السلام نبوده است. حتی گروه هایی از اهل سنت نیز، این جریان و این عمل ننگین را محکوم می‌کنند و از عاملانش بیزاری می‌جویند. حضور چنین گروه هایی در مزار امام حسین علیه‌السلام در کربلای معلی و زیارت شهدای کربلا توسط این افراد، گواهی بر این مدعا است.

    جالب این جا است که دایره‌ی این بیزاری جویی، از مرزهای اسلام نیز گذشته است. حتی هندوان در هند، همه ساله روز عاشورا را تعطیل نموده به سب یزیدیان همت می‌کنند. از سوی دیگر، نهضت امام حسین علیه‌السلام به بسیاری از انسان‌ها در طول تاریخ، درس آزادگی و عزت داده است. شیعه عزت و آبرویش را در مکتب امام حسین علیه‌السلام آموخته است و دینداری اش را مرهون و مدیون به آن بزرگوار است.

    درس آموزی نهضت حسینی نیز تنها به شیعیان محدود نمی‌شود؛ آن چنان که مهماتما گاندی هندو نیز از مرام حسین درس آموخته و نهضت خویش را بر گرفته از حسین بن علی علیه آلاف التحیه و الثناء می شمرد و امثال او در طول تاریخ فراوان اند.

    آری! آن چه که زنده می‌ماند و تا ابد مظهر عزت و آزادگی است، حق است که در کلام و رفتار و وجود حسین علیه‌السلام تجلی یافت و آن چه از بین می‌رود تا ابد محکوم و منفور و نماد ستم و ظلم است، باطل است که در کلام و رفتار و وجود امویان تجلی کامل یافته است.

    عاشورا صحنه‌ای است که بین حق و باطل مرزبندی می‌کند و تکلیف پیروان هر یک را تا ابد روشن می‌سازد؛ هر چند که در ظاهر، حق در آن مظلوم بوده و باطل بر حق پیروز شده باشد.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 3


  7. #124
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞






    3)2- عقوبت عاجل: قیام قائم آل محمد علیهم السلام و انتقام از قاتلان امام حسین

    سومین عقوبتی که (البته قدری از نظر زمانی دیرتر ولی در همین عالم) در جهت خون‌خواهی امام حسین علیه‌السلام، بر دشمنان و قاتلان آن حضرت وارد خواهد شد، قیام مهدی آل محمد علیهم السلام و بازخواست او از فرزندان اشقیای کربلا، بابت رفتار ننگین پدران ایشان است! در توضیح باید گفت که هر چند که فرزندان آن گمراهان در قتل امام حسین علیه‌السلام دخالت مستقیم نداشتند، اما به رفتار پدران خود در طول تاریخ افتخار می‌کردند و می‌کنند و در روز عاشورا شادمان اند. در زیارت عاشورا، اشارتی بر همین موضوع رفته است؛ آن جا که می گوییم:

    «و هذا یوم فرحت به آل زیاد و آل مروان، بقتلهم الحسین صلوات الله علیه»
    « و روز عاشورا روزی است که فرزندان زیاد و فرزندان مروان بابت شهادت امام حسین علیه‌السلام خشنودند.»
    در کنار این موضوع باید دانست که کسی که راضی به عمل گروهی باشد، در اعمال آنان شریک است؛ چه آن عمل، عملی پسندیده‌ باشد و چه عملی نکوهیده. حتی گاهی او را به خاطر رضایتش از آن عمل، جزئی از آن گروه دانسته‌اند.

    امیرالمؤمنین علیه‌السلام در این باره فرمودند:
    «کسی که راضی به رفتار گروهی باشد، همانند آن است که در میان ایشان باشد و اگر رفتار آن قوم رفتار باطلی باشد، دو عقاب برای او است! عقابی برای انجام فعل و عقابی برای رضایت داشتن به انجام آن!»(9)

    لذاست که فرزندان قاتلان سیدالشهدا علیه‌السلام -که به فعل پدران خویش راضی‌اند- در عقاب این جنایت با پدرانشان شریک اند. آنان که به ظلمی که پدرانشان بر امام حسین علیه‌السلام روا داشتند افتخار می‌کنند، مستحقّ عقوبت اند و شایسته است که فرزند حسین علیه‌السلام، انتقام خون جدّ خویش را از آنان بستاند. یکی از اصحاب امام رضا علیه السلام، از آن حضرت در مورد صحت این ادعا- که ظاهراً در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است- پرسش نمود و گفت: اگر این حدیث درست باشد، کلام الاهی چه می‌شود که فرمود:

    «و لا تزر وازرة وزر أخری»(10)

    امام رضا علیه‌السلام فرمودند: کلام خداوند بر حقّ است؛ اما باید بدانی که فرزندان ایشان، بر فعل پدران خود راضی‌اند و به آن افتخار می‌کنند... بدان که اگر فردی در مشرق زمین کشته شود و فردی در مغرب زمین به قتل او راضی باشد، فرد دوم نزد خداوند در عمل فرد نخست شریک است. لذا قائم عجّل الله تعالی فرجه الشّریف ایشان را به عمل پدرانشان عقوبت خواهد فرمود(11).

    به همین جهت است که یکی از شعارهای امام زمان عجّل الله تعالی فرجه الشّریف به هنگام ظهور، خون خواهی امام حسین علیه‌السلام است. آن حضرت انتقام خون جدّ مظلوم خود را از راضیان به قتل وی خواهد ستاند.

    امام رضا علیه‌السلام فرمودند: لشکری از فرشتگان برای یاری امام حسین علیه‌السلام در روز عاشورا به کربلا آمد که تعدادشان 4000 نفر بود. آنان هنگامی به کربلا رسیدند که امام حسین علیه‌السلام به شهادت رسیده بود. آن فرشتگان در عزای سیدالشهدا علیه‌السلام در آن مکان مقدس باقی ماندند و پیوسته در حالت اندوه و پریشانی‌اند تا آن هنگام که قائم ما عجّل الله تعالی فرجه الشّریف قیام نماید. در آن روز آنان از یاوران قائم عجّل الله تعالی فرجه الشّریف خواهند بود و شعارشان خون خواهی برای امام حسین علیه‌السلام است(12).

    بنابر این یکی از علل تأخیر در عقوبت ظالمان کربلا و راضیان به فعل آنان، انجام این خون خواهی در زمان ظهور حضرت مهدی عجّل الله تعالی فرجه الشّریف است؛ روزی که شیعیان بی‌صبرانه منتظر رسیدن آن هستند و برای تعجیل در فرا رسیدنش دعا می‌کنند؛ روزی که انتقام مصائب سختی که بر اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان در طول این سالیان دراز رفته، ستانده خواهد شد؛ روزی که شیعه در رثای سالار شهیدان، بر سر دشمنان اهل بیت علیهم السلام فریاد خواهد کشید:
    «بأیّ ذنب قتلت»

    باشد که بدین وسیله، مرهمی بر دل غمگین و زخم خورده‌ی آل رسول علیهم السلام نهاده شود و اندکی از آلام و دردهای آنان کاهش یابد. ان شاء الله.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 3


  9. #125
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞







    3) قیامت: جایگاه خون خواهی از خون حسین علیه السلام:


    سومین نکته‌ای که در این بحث باید مورد توجه قرار گیرد آن است که خداوند متعال قیامت را برای عقوبت دشمنان خود برگزیده است.

    در طول تاریخ، بسیاری از جنایت‌کاران در این دنیا در قبال کردار خود پاسخ گو نبوده‌اند و در روز حساب، باید در پیشگاه عدل الاهی حاضر شوند و جزای اعمال خویش را ببینند.

    هنگامی که امام حسین علیه السلام به شهادت رسید، گروهی از اشقیای کربلا نزد سر آن بزرگوار شراب نوشیدند و به رقص و پایکوبی پرداختند.

    در برابر این هتاکی بی شرمانه به اذن خداوند متعال، قلمی از جنس آهن بر آنان فرود آمد و با خطی از خون بر دیوار نوشت:

    آیا گمان کرده اند که حسین علیه السلام را می‌کشند و در قیامت، از شفاعت جدش بهره مند می‌شوند؟ آن ظالمان چون چنین دیدند، مستی از سرشان پرید و از شدت ترس پراکنده شدند(9).

    آری! عذاب الاهی برای آنان که با فرزند رسول خدا صلّی الله علیه و آله چنین جنایتی را روا داشتند، مهیا شده است.

    قیامت سرایی است که بر تمام اعمال انسان‌ها رسیدگی خواهد شد و هیچ عملی هر چند که به اندازه‌ی ذره‌ای کوچک باشد، از این محاسبه مستثنی نخواهد بود و در آن روز، هر کس جزای خود را خواهد دید.

    از امام رضا علیه‌السلام نقل شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: برای قاتل حسین علیه‌السلام در جهنم تابوتی مهیا می‌شود. او در آن تابوت عذابی می‌بیند که معادل نصف عذاب کلّ اهل دنیاست.

    او پیوسته در آن تابوت خواهد بود تا خداوند او را در جهنم پایین برد. از تابوت او بوی تعفنی برخواهد خواست که اهل جهنم از آن به حضرت حق پناه می‌برند. او و آنان که او را در قتل حسین یاری کردند، پیوسته در جهنم خواهند بود و هنگامی که پوست آنان [از شدت عذاب] از بین برود، پوستی دیگر بر تنشان خواهد رویید [تا بار دیگر عذاب الهی و کیفر کار زشت خود را ببینند].

    عذاب لحظه‌ای بر ایشان فروکش نخواهد کرد و از بدترین نوشیدنی‌های جهنم به ایشان خواهند نوشانید. وای بر آنان و بر عذاب سختشان در آتش!(14)


    در پایان باید گفت که خداوند متعال در عقوبت کردن بندگان کافر و گناه کار خویش آزاد است که بنا بر حکمت خویش، در این دنیا و یا در سرای باقی و یا در هر دو سرا، آنان را به جزای اعمالشان برساند. بندگان را نسزد که در مورد فعل خداوند چون و چرا کنند.





    اما در مورد دشمنان امام حسین علیه‌السلام و قاتلان آن حضرت، که در کمال شقاوت، دست به چنین جنایتی زدند، هر سه نوع عقوبت را در نظر گرفته است.

    اول آن که آنان را در همین دنیا عقوبت فرمود و از سه طریق گرفتار شدن به نفرین امام حسین و حضرت زین العابدین علیهماالسلام، بیزاری جویی تمام آزادگان جهان از آنان تا روز قیامت و روشن شدن بطلان عقیده و اندیشه‌ی ایشان و هم چنین بازخواست امام زمان علیه‌السلام از فرزندان ایشان به دلیل رضایت بر این عمل ننگین، ایشان را کیفر کرد.

    دوم آن که به برخی از آنان مهلت داد تا بر گناهان خود بیفزایند و پس از پایان عمر و مرگ ایشان، طعم عذاب خود را بر آنان بچشاند.

    سوم آن که به بعضی دیگر از این ظالمان طعم هر دو عذاب دنیوی و اخروی را چشاند و انتقام خون حجت خود را از ایشان ستاند.

    لذا این که گفته شود، قاتلان امام حسین علیه‌السلام به غضب و خشم الهی گرفتار نشدند و از همین جا می‌توان فهمید که ماجرای کربلا آن چنان که برخی می‌گویند، اهمیت چندانی نزد خداوند متعال ندارد، به نظر نادرست است و هرگز نمی‌توان با طرح چنین پرسش‌هایی، از دامان بنی امیه و غاصبان خلافت نبوی، این ننگ بزرگ را پاک کرد.

    1) سوره‌ی انبیاء آیه‌ی 23
    2) سوره‌ی اعراف آیات 163 تا 166
    3) سوره‌ی ص آیات 80 تا 83
    4) سوره‌ی آل عمران آیه‌ی 178
    5) مناقب ابن شهر آشوب ج4 ص55
    6) بحار الانوار ج 45 ص 311
    7) امالی شیخ طوسی مجلس نهم ص238
    8)بحارالانوار ج 98 ص 293
    9) نهج البلاغه حکمت 154
    10) سوره‌ی انعام آیه‌ی 164
    11) علل الشرایع ج1 ص 229
    12) امالی شیخ صدوق ص 129
    13) بحارالانوار ج 45 ص 305
    14) عیون اخبار الرضا ج2 ص 47 باب 31


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 3


  11. #126
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞






    کربلای آزمایش


    عزاداری، احیاء خط خون و شهادت،
    و رساندن صدای مظلومیت آل علی به گوش تاریخ است.
    «اشك»،
    زبانِ دل است و
    «گریه»،
    فریاد عصر مظلومیّت.
    رسالت «اشك»،
    پاسداری از
    «خون شهید»

    است.
    عزاداران حسینی،
    پروانگانی شیفته نورند كه شمع محفل آرای خویش را یافته و از شعله شمع،
    پیراهنِ عشق پوشیده اند و آماده جان باختن و پرسوختن و فدا شدن اند.
    عزاداری برای شهید كربلا،
    انتقال «فرهنگ شهادت» به نسلهای آینده است.
    عزاداری،
    شور و عاطفه را از شعور و شناخت،
    بر خوردار می سازد و ایمان را در ذهن جامعه هوادار،
    زنده نگه می دارد.
    عمیقترین پیوندها میان عقل و عشق و عاطفه و برهان،
    در سایه عزاداری برای عاشورا شكل می گیرد.
    «منا» یك قربانگاه بود، و...
    «كربلا»

    قربانگاهی دیگر تنها هاجر و ابراهیم نبودند كه «اسماعیل» را به «مذبح» آوردند،
    محمد و علی و فاطمه(ع) نیز «حسین» را به قربانگاه عشق فرستادند.

    برای رسیدن به كربلا،
    باید اراده ای آهنین،
    قلبی شجاع و عشقی سوزان داشت و در این سفر،
    باید رهتوشه ای از صبر و یقین،
    پاپوشی از توكّل،
    سلاحی از «ایمان» و مَركبی از «جان» داشت،
    تا به منزل رسید،
    چرا كه راه كربلا،
    از «صحرای عشق» و «میدان فداكاری» و پیچ و خم خوف و خطر می گذرد.
    زائر حسین(ع) باید تمثیلی از شداید و رنجها و سوز و گدازها و خوف و عطشها را در خویش پدید آورد و كربلایش «كرب» و «بلا» باشد.
    دانشگاه كربلا باز است و شاگرد می پذیرد،
    از هر جا كه باشد،
    هركه باشد...
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكرها 2


  13. #127
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞




    مناسبت ها کربلا، (کعبه عشق )



    معشوق جان ها

    ای حسین! ای فرزند شریف ترین انسان، ای معشوق جان های شیفته حق و حقیقت و ای امید حیات پاکان اولاد آدم. داستان خونین تو در دشت سوزان نینوا، قرن ها پیش از آنکه چشم به این دنیا باز کنیم، به وقوع پیوست و ما و گروهی از کاروانیان گذرگاه حیات پرمعنا، به حکم جریانِ منظمِ زندگی در جویبار زمان، از دیدار جمالِ زیبایِ ربّانیِ تو و یاران بی نظیرت محروم گشتیم؛ یاران باوفایی که با شکوفایی درخشان ترین سعادت و فضیلت انسانی در دل، چره برافروختند و با بال و پری که از اعماق جانشان روییده بود، در چند لحظه از تنگنای عالم خاک، در اوج عالم پاک به پرواز درآمدند. افسوس که ما از تقدیم جانمان در آن طَبَق اخلاص ـ که در آن روز خونبار، جان هفتاد و دو تن انسان کامل را به پیشگاه الهی عرضه کرد ـ محروم ماندیم!

    جمال ابدیّت نمای حسین علیه السلام

    ای حسین! سپاس بیکران خدای را که ما از آن گروه های نابخرد نبودیم که عهدها بستند و تو را برای اقامه حکومت حق و عدالت، به سرزمین خود فرا خواندند، و در آن هنگام که گام بر سرزمین آنان نهادی، آن نابخردانِ ضدانسانیت، عهدها را شکستند و صدها نامه ای که شخصیت خود را در گرو آن گذاشته بودند، انکار کردند و آن گاه با شمشیرهای بُرّان خود، بر تو و یارانت تاختند و در آن روز، پیش از آنکه خورشیدِ سپهر لاجَوَردین از دیدگان زمینیان ناپدید گردد، خورشید عالَم افروزِ وجود تو را از دیدگان مردم دنیا پوشاندند. غافل از آنکه، اگر جمال ابدیّت نمای تو از دیدگاه فضای عالَم طبیعت غروب کند، در دلِ پاکانِ فرزندان آدمی، طلوعی جاودانه خواهد داشت [؛ طلوعی بس درخشنده تر].

    با عظمت ترین شهادت

    انسان در حال زندگی از عقل و وجدان استفاده می کند، محبت و عشق می ورزد، می تواند جهانی را آباد کند، از علم و معرفت و جهان بینی، روشنایی کسب می کند و هزاران امتیاز دیگر. هر اندازه شهید از مزایا و عظمت های حیات، آگاه تر باشد و هرچه بیشتر توانایی استفاده از آنها را داشته باشد، شهادت او از عظمت بالاتری برخوردار می گردد. انسان آگاه با از دست دادن هر یک از امتیازها و عظمت ها در حقیقت جهانی را از دست می دهد؛ زیرا هر یک از آنها به تنهایی می تواند هدفی برای زندگی و توجیه کننده آن باشد. حال، می توانیم این معنا را به خوبی درک کنیم که چرا شهادت امام حسین علیه السلام با عظمت ترین شهادتی است که در تاریخ بشر روی داده است؛ زیرا او با شناخت همه ابعاد و امتیازهای زندگی و توانایی برخورداری از آنها، دست از زندگی شسته است.

    کنیه اباعبداللّه

    شاید علت اعطای کنیه «ابا عبداللّه » به امام حسین علیه السلام از سوی پیامبر گرامی اسلام و بی تردید از ناحیه خداوند متعالی، خلوص او در برابر حضرت حق بود. کسی که در روز عاشورا کمال بندگی و عبودیت را در عرصه گیتی به نمایش گذاشت و با انجام برترین عبادت قهرمان میدان عبودیّت ذات اقدس الهی شد. همچنین از آنجا که «اب» در لغت به معنای معلم و مربی نیز استعمال شده است، سیّدالشهدا علیه السلام پدر و مربی تمام بندگان خداست و در حقیقت، جاودانگی پرستش خدای سبحان در زمین، از آثار وجودی اوست؛ همان گونه که امام رضا علیه السلام درباره کنیه «ابوالقاسم» برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله وسلم فرمود: «از سویی علی علیه السلام تقسیم کننده بهشت و جهنم است و از سوی دیگر، وی از اوان کودکی دست پرورده رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بود. پس او «ابوالقاسم» است».

    سوگواری پیامبران بر امام حسین علیه السلام

    اشک رهایی

    عزاداری برای سالار شهیدان و گریه بر آن حضرت، پیشینه ای طولانی و افقی بلند دارد. زمانی که حضرت آدم علیه السلام به زمین آمده تا مدتی در تب و تاب بود که چگونه گذشته اش را جبران کند و به ساحت قدس الهی بار یابد. پس جناب جبرئیل به سوی او فرود آمد و این کلمات را به وی القا کرد تا با توسل به آنها اذن وصال یابد: «یا حمیدُ بحقِّ مُحمّدٍ، یا عالی بحقِّ علیٍّ، یا فاطِرُ بحقِّ فاطمةَ یا مُحْسِنُ بحقِّ الحَسَن و الْحُسَین و مِنْکَ الاحسان». وقتی حضرت آدم علیه السلام نام های یاد شده را بر زبان آورد، خطاب به جبرئیل گفت: «چرا هنگامی که نام حسین علیه السلام را بر زبان می رانم، قلبم می شکند و اندوه بر دلم چیره می گردد و اشکم جاری می شود؟» جبرئیل در پاسخ وی، به مقام و منزلت آن حضرت اشاره کرد و مصایب و گرفتاری هایش را برشمرد و بیش از همه به موضوع تشنگی و عطش او و یارانش پرداخت.
    لعن ابراهیم خلیل بر یزید

    لعن بر قاتلان امام حسین علیه السلام و یارانش تنها به زمان پس از شهادت آنان اختصاص نداشته، بلکه حضرت ابراهیم علیه السلام نیز از لعن کنندگان یزید بوده است. روزی حضرت ابراهیم علیه السلام هنگام گذر از سرزمین کربلا، از اسب به زمین افتاد و سرش زخمی گشت و خون از آن جاری شد. حضرت استغفار کرد و فرمود: «بار خدایا! چه گناهی از من سر زده است؟» جبرئیل به سوی او فرود آمد و گفت: «هیچ گناهی از تو سر نزده است. این جا فرزند آخرین پیامبر و جانشین بلافصل او کشته می شود و خون تو برای هم دردی با او ریخته شد». حضرت پرسید: «قاتل او کیست؟» وی گفت: «شخصی است که اهل آسمان ها و زمین بر او لعنت می فرستند». پس آن حضرت نیز دست هایش را بلند کرد و بر یزید بسیار لعنت فرستاد.

    محبت حضرت ابراهیم به حسین علیه السلام

    امام رضا علیه السلام در حدیثی می فرماید: «وقتی که خداوند به ابراهیم فرمان قربانی کردن فرزندش را داد، او آرزو کرد ای کاش قوچ نمی آمد تا وی شایسته عالی ترین درجات «صاحبان پاداش بر مصایب» می شد. در این هنگام، خدا وحی کرد: «ای ابراهیم! محبوب ترین خلق نزد تو کیست؟» ابراهیم پاسخ داد: «پروردگارا! خلقی را نیافریدی که در نزد من محبوب تر از حبیب تو، محمد صلی الله علیه و آله وسلم باشد. خدا فرمود: «محمد یا فرزند محمد صلی الله علیه و آله وسلم را بیشتر دوست داری یا خود و فرزندت را؟» ابراهیم پاسخ داد: «محمد و فرزند او را». خدا فرمود: «ذبح و کشته شدن فرزند محمد صلی الله علیه و آله وسلم به دست دشمنانش از روی ظلم دردناک تر است، یا قربانی کردن فرزندت به دست خود برای اطاعت از فرمان من؟» ابراهیم پاسخ داد: «ذبح فرزند محمد صلی الله علیه و آله وسلم دردناک تر است». خداوند فرمود: «ای ابراهیم! به زودی جمعیتی از روی ظلم فرزند آن حضرت را ذبح می کنند و در نتیجه، آن جمعیت مورد غضب من واقع می شوند». پس ابراهیم گریه کرد و خداوند به او فرمود: «ای ابراهیم! گریه تو برای فرزند محمد صلی الله علیه و آله وسلم (امام حسین علیه السلام ) را به جای گریه تو بر فرزندت ـ به فرض قربانی کردن و گریه کردن بر او ـ قرار دادم و عالی ترین درجات پاداش «صاحبان پاداش برای مصایب» را به تو عنایت کردم».




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم



  14. #128
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞






    نفرین حضرت موسی علیه السلام

    حضرت موسی علیه السلام از دیگر کسانی است که قاتلان امام حسین علیه السلام را لعن و نفرین کرده است. روزی او همراه یوشع بن نون، در سفرشان به سرزمین کربلا رسیدند. ناگهان بند کفش حضرت پاره شد و کفش از پایش بیرون آمد. در این هنگام، خاری در پایش فرو رفت و خون جاری شد. حضرت به خدا فرمود: «خداوندا! چه گناهی از من سر زد؟» به او وحی شد: «این جا جایگاه شهادت حسین علیه السلام است و خون تو برای همگونی با خون وی جاری شد». موسی پرسید: «حسین کیست؟» پاسخ شنید: «وی نوه محمد مصطفی و فرزند علی مرتضی است». موسی پرسید: «قاتل حسین کیست؟» گفته شد: «کسی است که ماهیان دریاها و حیوانات وحشی بیابان ها و پرندگان هوا او را لعنت می کنند». در این هنگام حضرت موسی علیه السلام دستانش را به دعا برداشت و یزید را لعنت کرد و یوشع نیز به دعای حضرت آمین گفت.

    تأویل کهیعص

    سعد بن عبداللّه اشعری می گوید: از محضر ولی عصر علیه السلام پرسیدم: «تأویل کهیعص چیست؟» حضرت فرمود: «این حروف راز و رمزی است که خداوند آن را به حضرت زکریا علیه السلام یادآور شد. وی می خواست با پنج تن آل عبا آشنا شود که جبرئیل آنها را به او آموخت. هنگامی که زکریّا نام های آنها را بر زبان جاری می کرد، حزن و اندوهش برطرف می شد، ولی هنگام بردن نام حسین علیه السلام اشک هایش جاری می گشت و غم بر او چیره می شد. روزی به خدا عرضه داشت. «علت این تسکین دل و ریزش اشک چیست؟» خداوند فرمود: «کاف» اشاره به سرزمین کربلاست و «هاء» نشانه شهادت خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم است. «یاء» به قاتل حسین اشاره دارد، نام او یزید است و «عین» ناظر به عطش و تشنگی و «صاد» علامت صبر و پایداری اوست» هنگامی که زکریا از این مطلب آگاه شد، سه روز در مسجد ماند و هیچ گونه دیداری با مردم نداشت و تنها به گریه و ناله و مرثیه خوانی برای آن حضرت پرداخت. سپس به خداوند عرضه داشت: «خدایا! فرزندی به من بده تا داغ او را تحمل کرده، با پیامبر آخر الزمان هم دردی کنم». به همین دلیل، خداوند حضرت یحیی علیه السلام را به او عطا کرد که به دست طاغوت زمانش با فجیع ترین وضع به شهادت رسید.

    سوگواری پیامبر و امامان بر امام حسین علیه السلام

    اشک پیغمبر

    پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بارها به مناسبت هایی مصایب امام حسین علیه السلام را بیان می کردند و می گریستند، هنگامی که حسین علیه السلام به محضر پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم می رسید، آن حضرت او را در آغوش می گرفت و به علی علیه السلام می گفت که وی را نگاه دارد. سپس او را می بوسید و گریه می کرد. چون امام حسین علیه السلام علت گریه آن حضرت را جویا شد، فرمود: «محل ضربه های شمشیر را می بوسم و می گریم». امام حسین علیه السلام عرضه داشت: «آیا من کشته می شوم؟» پیامبر فرمود: «آری. به خدا سوگند! تو و پدرت و برادرت کشته می شوید». امام حسین علیه السلام گفت: «محل کشته شدن و مدفن ما متعدّد است؟» حضرت پاسخ داد: «آری، فرزندم». پس امام حسین علیه السلام پرسید: «چه کسی به زیارت ما می آید؟» پیامبر فرمود: «زائران من، پدر، برادرت و تو، راست گویان و حق جویان امت من هستند».

    نفرین پیغمبر

    دو سال از ولادت حسین علیه السلام می گذشت که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم عزم سفر کرد. پس در نقطه ای از مسیرش ایستاد و همچنان که می فرمود: «اناللّه و اناالیه راجعون»، اشک از دیدگانش سرازیر شد. هنگامی که مردم از علت این حال پرسیدند؛ حضرت فرمود: «اکنون جبرئیل مرا از منطقه ای خبر داد که در کنار شطّ فرات واقع شده و کربلا نام دارد و فرزند من حسین ـ پسر فاطمه ـ در آن سرزمین کشته می شود». عرض شد: «یا رسول اللّه ! چه کسی او را می کشد؟» فرمود: «مردی به نام یزید که خدایش لعنت کند! گویا می بینم جایی را که حسین در آن جان می دهد و محلی که در آن دفن می شود».

    خبر جبرئیل

    پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پس از بازگشت از سفری، بر بالای منبر رفت و مردم را پند داد. در پایان دست راستش را بر سر حسن علیه السلام و دست چپش را بر سر حسین علیه السلام نهاد و سر به سوی آسمان برداشت و فرمود: «پروردگارا! به یقین، محمد بنده تو و پیغمبر توست و این دو پاک ترین افراد خاندان من و برگزیده فرزندان و خانواده من هستند که پس از خود، این دو را در میان امّتم به جای می گذارم. جبرئیل مرا خبر داد که این پسرم (با اشاره به امام حسین علیه السلام ) غریبانه و مظلومانه کشته خواهد شد. بارالها! شهادت را بر او مبارک فرما و او را از سروران شهیدان قرار بده. خداوندا! آنان که او را تنها می گذارند و کسانی که به کشتن او اقدام می کنند، از برکات دنیا و آخرت محروم گردان».

    میوه دل پیغمبر

    زمانی که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم مصایب امام حسین علیه السلام را برای مردم نقل می کرد، آنان می گریستند. پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به آنان فرمود: «آیا بر حسینم گریه می کنید و او را یاری نمی کنید؟» سپس با رنگی برافروخته و چهره ای سرخ، در حالی که به شدت از چشمانش اشک فرو می ریخت، خطبه کوتاه دیگری خواند. سپس فرمود: «ای مردم! من دو یادگار نفیس را در میان شما به جای گذاشتم و آن دو کتاب خدا و عترت و خاندان من است و آنان با آب و گل من آمیخته اند و میوه دل من و جگر گوشه من هستند. این دو هرگز از هم جدا نگردند تا در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. هان که من در انتظار دیدار با آنان هستم و من درباره این دو، از شما چیزی نمی خواهم، جز آنچه پروردگارم به من دستور داده است. پروردگارم به من امر فرموده که من دوستیِ خویشان و نزدیکان خود را از شما بخواهم. مبادا فردای قیامت که در کنار حوض با من دیدار می کنید، خاندانم را دشمن داشته و بر آنان ستم نموده باشید!»

    اشک امام حسین علیه السلام

    امام حسین علیه السلام در واپسین ساعت های عمر امام حسن علیه السلام به حضورش شرفیاب شد و بسیار گریست. امام حسن علیه السلام فرمود: «چرا گریه می کنی؟» حضرت پاسخ داد: «به دلیل حال شما». امام حسن علیه السلام فرمود: «من به وسیله زهر کشته می شوم، ولی روزی مانند روز تو نیست که سی هزار نفر به ظاهر مسلمان ـ و در باطن کافر ـ گرد تو جمع می شوند تا خون تو را ریخته، به حرم و خاندانت بی احترامی کنند. سپس آنان را به اسارت برده، لوازم خیمه های تو را غارت کنند. در این هنگام، خداوند لعنتش را بر بنی امیه فرو می فرستد و آسمان به سبب این مصیبت هولناک خون می گرید. نه تنها آسمان، بلکه همه زمین و زمان بر تو می گریند؛ حتی حیوانات وحشی و ماهیان دریا».

    آگاهی بخشی امام سجاد علیه السلام به مردم

    روزی امام سجاد علیه السلام از بازار عبور می کرد. قصابی را دید که قصد ذبح گوسفندی را دارد، ایستاد و گریست. قصّاب و مردم کوچه و بازار گرد او جمع شدند. قصاب که بیم آن داشت از او خطایی سر زده باشد، از حضرت پوزش طلبید. امام سجاد علیه السلام پس از آن که همه دیدگان مردم را به سوی خود جلب کرد، فرمود: «آیا به این حیوان که قصد سر بریدنش را داری، آب داده ای؟» وی گفت: «یابن رسول اللّه ! روش مسلمانی چنین است». آن گاه حضرت فرمود: «من به چشمان خود دیدم که پدر و برادرانم و یارانش را در کنار آب گوارای فرات، با لب تشنه شهید کردند». بدین ترتیب، آن حضرت در میان بازار، مجلس عزاداری برای سالار شهیدان تشکیل داده، مصایب او را یادآور شد.

    سوز امام سجاد علیه السلام

    امام صادق علیه السلام می فرماید: پس از حادثه عاشورا، امام سجاد علیه السلام بیست سال پیوسته گریست. هنگامی که غذا پیش او می آوردند، گریه می کرد؛ تا اینکه یکی از غلامان عرض کرد: «فدایت گردم! می ترسم که بر اثر این رفتار، جانتان به خطر افتد». حضرت فرمود: «من غم و غصه خودم را به خدا عرضه می کنم (یعنی شما توان ادراک واقعیت را ندارید تا بازگو کنم) و چیزی می دانم که شما بدان آگاه نیستید. هنگامی که به یاد قتلگاه فرزندان فاطمه علیهاالسلام می افتم، ناخودآگاه چشمانم پر از اشک می شود».

    روزی پر از غم

    روزی امام سجاد علیه السلام به عبیداللّه ـ فرزند عمویش عباس ـ نگریست و چشمانش اشک آلود شد. سپس فرمود: «روزی سخت تر از روز جنگ احد برای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نبود؛ زیرا در آن روز عمویش که شیر خدا و رسولش بود، به شهادت رسید. پس از آن، روز نبرد موته بود که پسرعمویش جعفر طیار شهید شد، ولی برای ما روزی به سختی روز عاشورا نیست که سی هزار نفر گرد هم آمدند تا پدرم، سیدالشهدا علیه السلام را به شهادت برسانند و با این عمل ننگین خویش به خدا تقرب جویند؛ در حالی که آن حضرت ایشان را نصیحت و موعظه کرد و خدا را بر آنان یادآور شد، ولی آنان از روی ستم و عدوان پدرم را کشتند».

    زائر حسین علیه السلام ، همنشین اهل بیت علیهم السلام

    امام باقر علیه السلام فرمود: «چنان چه کسی دوست دارد که جایگاهش بهشت برین باشد، زیارت مظلوم را ترک نکند». از آن حضرت پرسیده شد: «مظلوم چه کسی است؟» فرمود: «حسین پسر علی علیهماالسلام است که آفریننده حماسه پرشور کربلاست. هر آنکه با عشق او و محبت به خاندان رسالت به زیارتش بشتابد، پیش از دیگر مردم در بهشت وارد شده، همنشین اهل بیت نبوی خواهد شد».

    روز عاشورا

    عبداللّه بن سنان، یکی از یاران امام صادق علیه السلام می گوید: «روز عاشورا به محضر امام صادق علیه السلام مشرف شدم. اشک های امام چون دانه های مروارید از چشمانش سرازیر بود. عرض کردم: «چرا گریه می کنید؟» آن حضرت فرمودند: «چگونه غافلی؟ آیا نمی دانی که در چنین روزی جنایت بی نظیر کربلا اتفاق افتاد؟» عرضه داشتم: «نظر شما درباره روزه گرفتن در این روز چیست؟» در پاسخ فرمودند: «روزه کامل نگیر و از شب پیش نیّت روزه مکن و هنگام عصر با مقداری آب افطار کن؛ زیرا در چنین ساعتی بود که جنگی سخت و نابرابر که بر خاندان رسالت تحمیل شده بود، پایان یافت، در حالی که سی نفر از آنان بر زمین افتاده بودند. بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم بسیار سخت بود که آنان را در آن حالت ببیند و اگر در آن روز، حضرت رسول صلی الله علیه و آله وسلم زنده بود، به یقین ایشان صاحب عزا بود و باید که به ایشان تسلیت گفته می شد».
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم



  15. #129
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞






    تشویق شاعر

    امام صادق علیه السلام به جعفر پسر عفّان طایی فرمود: «شنیده ام درباره حسین بن علی علیهماالسلام شعر و مرثیه می گویی و خوب هم می سرایی». او گفت: «آری» و سپس برخی از اشعارش را در محضر امام صادق علیه السلام خواند. آن حضرت و حاضران به شدت گریستند و اشک هایشان بر صورت ها جاری شد. امام فرمود: «ای جعفر! سوگند به خدا در این لحظه که مرثیه حسین علیه السلام را می خواندی، فرشتگان خدا شاهد و شنوای سخن تو بودند. آنان نیز همچون ما گریستند. خداوند بهشت را بر تو لازم کرد و تو را آمرزید».

    تدبیر امام کاظم علیه السلام برای یادآوری عاشور

    امام کاظم علیه السلام در شرایطی می زیست که هرگونه امکان برگزاری مراسم عزاداری امام حسین علیه السلام از او سلب شده بود. ولی حضرت در موقعیت مناسبی دیده ها را به سوی کربلا جلب کرد. در نوروز یکی از سال ها، هارون الرشید به حضرت پیشنهاد داد که سران کشوری و لشکری به دیدن امام بیایند. آن حضرت خواسته هارون را نپذیرفت، ولی مخالفت ایشان سودی نبخشید و ناگزیر به دستور هارون تن داد. همه شخصیت های سیاسی و نظامی به دیدار امام شرفیاب شدند و هر کدام هدیه ای تقدیم کردند. در این میان، پیرمردی حاضر شد و گفت: «من مالی ندارم که اهدا کنم، ولی اشعاری را که پدرم در رثای جدت سیدالشهدا علیه السلام سروده است، به شما تقدیم می کنم». حضرت وی را بسیار گرامی داشت و در کنارش نشانید. پس از پایان مراسم، امام علیه السلام به مأموری که هارون برای کنترل اوضاع گماشته بود، فرمود: «نزد هارون برو و درباره این هدیه ها کسب تکلیف کن». وی پس از مراجعت از نزد هارون، گفت: «شما در تصرف این هدیه ها مختارید». بدین ترتیب، حضرت، تمام هدایا را به شاعر مرثیه سرای حسینی هدیه کرد و در پاسداری حماسه حسینی نقش آفرینی فرمود.

    امام رضا علیه السلام در رثای حسین علیه السلام

    امام رضا علیه السلام در موقعیت های مناسب، مصایب امام حسین علیه السلام را یادآور می شد و در رثای سالار شهیدان می گریست. آن حضرت خطاب به پسر شبیب می فرماید: «ای پسر شبیب! اگر بر چیزی گریه می کنی، بر حسین پسر علی گریه کن؛ زیرا او را مثل گوسفند سر بریدند و هجده نفر از مردان خاندانش را که مردان بی مانند عصر خویش بودند، شهید کردند و در سوگ شهادت او، آسمان ها و زمین ها گریستند».

    حرم حسینی

    امام هادی علیه السلام در اوضاع خفقان بار زمان خویش، آشکارا نمی توانست به عزاداری جد بزرگوارش، امام حسین علیه السلام بپردازد، ولی از هر فرصتی برای تبلیغ و نشر فرهنگ عاشورا بهره می برد. ایشان به شخصی که به زیارت سیدالشهداء مشرف می شد، فرمود: «برای من در آن مکان شریف دعا کن؛ زیرا من دوست دارم در مکانی برای من دعا کنی که خداوند دعا کردن در آن را دوست دارد، و حرم حسینی از آن مکان هاست»
    .
    نجوای امام زمان(عج)

    امام زمان(عج) در رثای سالار شهیدان می فرماید: «اگر روزگاران مرا به تأخیر انداخت و تقدیر الهی مرا از یاری تو باز داشت و نتوانستم در رکاب تو با دشمنانت بجنگم، همواره در این مصیبت ناله می کنم و به جای اشک چشم، خون دل می گریم، تا از سوزش این مصیبت و غصه رنج و محنت آن جانْ به جان بخش تسلیم کنم».


    مهدی(عج)، منتقم خون حسین علیه السلام

    جرم رضایت به گناه نیاکان

    در روایات آمده است که امام زمان(عج) از نسل قاتلان حسین علیه السلام انتقام می گیرد. شخصی از امام رضا علیه السلام پرسید: از امام صادق علیه السلام رسیده است که قائم(عج) هنگام خروج از نسل قاتلان سیّدالشهدا انتقام خواهد گرفت؛ در حالی که قرآن کریم می فرماید: «هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد»، پس چگونه این عمل توجیه می شود؟ حضرت در پاسخ فرمودند: «همه سخنان خداوند راست است، اما از آنجا که فرزندان کشندگان امام حسین علیه السلام از کار نیاکان خویش راضی بوده، بدان افتخار می کنند، امام مهدی(عج) آنان را نیز می کشد؛ زیرا کسی که از کار دیگری راضی باشد، مانند همان کسی است که بدان کار اقدام کرده است. اگر کسی در مشرق زمین کشته شود و فردی در مغرب زمین از آن باخبر شده، بدان راضی باشد، او نیز شریک جرم قاتل است، آری! سبب انتقام گیری از فرزندان قاتلان سیدالشهداء این است که آنان کار پدرانشان را تأیید می کنند...».

    حسین علیه السلام ، منصور خد

    امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه «... و آن کس که مظلوم کشته شده، برای ولی اش سلطه و حق قصاص قرار دادیم، اما در قتل اسراف نکند؛ چرا که مورد حمایت است»، فرموده است: «مراد از «سلطان منصور» مهدی آل محمد(عج) است که برای گرفتن انتقام خون سالار شهیدان قیام می کند و فرزندان و نسل قاتلان آن حضرت را به کیفر اعمال ننگین پدرانشان می رساند؛ زیرا آنان از کار نیاکانشان راضی بوده، آن را تأیید می کنند».

    کیفر قاتل امام حسین علیه السلام

    کیفر و عذاب اخروی قاتلان سیدالشهداء، بسیار شدیدتر و دردناک تر از کیفر دنیوی آنان است. رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم می فرماید: «قاتل امام حسین علیه السلام در تابوتی از آتش به سر می برد و به اندازه نیمی از جهنمیان عذاب خواهد شد. دست ها و پاهای او را با زنجیرهای آتشین می بندند و در قعر جهنم می افکنند. او دارای بوی بسیار متعفّنی است که جهنمیان از آن به تنگ آمده، به خدا پناه می برند. آری! او جاودانه در آتش می سوزد و در عذاب سخت و دردناک به حیات ننگین خویش ادامه می دهد. هنگامی که همه بدنش سوخت، دوباره پوست و گوشت جدیدی پیدا می کند و سوخت و سوز او همیشگی است. وای بر او! وای بر او!»

    قائم (عج)، منتقم حسین علیه السلام

    ابوحمزه ثمالی می گوید که از امام باقر علیه السلام پرسیدم: «آیا شما خاندان پیامبر، همگی به حق قیام نمی کنید و قائم به حق نیستید؟» فرمود: «آری». عرض کردم: «پس چرا لقب «قائم» تنها به یکی از شما گفته می شود؟» حضرت فرمود: «هنگام شهادت امام حسین علیه السلام فرشتگان بی تابی کرده، به خدای سبحان عرض کردند: ای مولای ما! آیا قاتلانِ بهترین انسان های روی زمین را به حال خودشان رها می کنی و آنها را کیفر نمی دهی؟ خداوند فرمود: آرام باشید! به عزت و جلالم سوگند که بی شک از آنان انتقام می گیرم. سپس امامانی را از نسل سیّدالشهدا علیه السلام ، به فرشتگان نشان داد و آنان شادمان شدند. خداوند یکی از آنان را که در حال قیام به نماز بود نشان داد و فرمود: با این مرد ایستاده ـ قائم ـ از آنها انتقام خواهم گرفت».

    عاشورا و عزاداری آن از نگاه معصومان

    امام صادق علیه السلام : «عاشورا روزی است که حسین میان یارانش کشته شد و بر زمین افتاد».

    امام رضا علیه السلام : «هر کس عاشورا روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرورش می گرداند».

    امام صادق علیه السلام : «روز شهادت امام حسین علیه السلام ، سوگناک ترین روزهاست».

    امام رضا علیه السلام : «هر کس در روز عاشورا کار و کسب خود را فرو گذارد، خداوند حاجت های دنیا و آخرت او را برآورده می سازد».

    پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم : «ای فاطمه! همه چشم ها در روز قیامت گریان است، جز چشمی که بر مصیبت های حسین علیه السلام بگرید».

    امام حسین علیه السلام : «من کشته اشکم. هر مؤمنی که مرا یاد کند، اشکش روان می شود».

    امام سجاد علیه السلام : «من پسر کسی هستم که فرشتگان آسمان بر او گریستند. من پسر کسی هستم که جنیّان در زمین و پرندگان در هوا برای او نوحه سرایی کردند».

    امام رضا علیه السلام : «اگر بر حسین بگریی، چندان که اشک هایت بر گونه ات جاری شود، خداوند گناهانت را می آمرزد».

    امام رضا علیه السلام : «چون ماه محرم می رسید، کسی پدرم را خندان نمی دید و چون روز عاشورا فرا می رسید، آن روز، روز سوگواری و اندوه و گریه او بود و می فرمود: در چنین روزی بود که حسین علیه السلام کشته شد».

    زیارت امام حسین علیه السلام از نگاه معصومان

    امام باقر علیه السلام : «اگر مردم می دانستند در زیارت مزار امام حسین علیه السلام چه فضیلتی است، از شوق آن می مردند».

    امام صادق علیه السلام : «هر کس دوست دارد روز قیامت، بر سر سفره های نور بنشیند، باید از زائران امام حسین علیه السلام باشد».

    امام صادق علیه السلام : «زیارت امام حسین علیه السلام را فرو نگذار که خدا عمرت را طولانی و روزی ات را زیاد می کند و زندگی باسعادت و مرگ با شهادت به تو خواهد بخشید».

    امام صادق علیه السلام : «زیارت قبر امام حسین علیه السلام ، از برترین اعمال است».

    امام صادق علیه السلام : «کسی که خدا خیرخواه او باشد، محبت حسین و شوق زیارتش را در دل او می اندازد».

    امام رضا علیه السلام : «روز شهادت حسین علیه السلام دیدگان ما را مجروح و اشک ما را روان ساخت».
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


  16. #130
    مدیر افتخاری
    درگاه محبوب آواتار ها

    تاریخ عضویت : اسفند 1388
    نوشته : 729      تشکر : 2,082
    2,086 در 648 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    درگاه محبوب آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 26 )۞۩۞







    کرامات امام حسین علیه السلام

    نفس مسیحایی امام حسین علیه السلام

    یکی از یاران امام حسین علیه السلام به نام یحیی می گوید: خدمت آن حضرت بودیم. جوانی گریان وارد شد. حضرت فرمود: «چرا گریه می کنی؟» جوان گفت: «اکنون مادرم بدون وصیت از دنیا رفت. او مالی دارد و به من گفته بود که درباره آن اقدامی نکنم تا خبر دهد». حضرت فرمود: «به سوی او برویم» جنازه در اتاق بود. حضرت دعا کرد که او زنده شود و وصیت کند. پس خداوند او را زنده کرد و زن شهادت گویان برخاست و نشست. چون نگاهش به امام حسین علیه السلام افتاد گفت: «مولای من! داخل شو و هر دستوری داری بفرما». حضرت داخل شد و فرمود: «رحمت خدا بر تو باد! وصیت کن». زن گفت: یک سوم اموالم را برای شما قرار دادم تا به هر یک از دوستانت که خواستی بدهی و دو سوم دیگر ـ اگر پسرم از دوستان شما است ـ برای او باشد و گرنه از او باز پس گیر». سپس آن زن از امام حسین علیه السلام درخواست کرد تا بر جنازه او نماز بخواند. و بدین ترتیب، امام حسین علیه السلام اعجازی مسیح گونه از خود به یادگار گذاشت.

    خاطره کودکی امام باقر علیه السلام

    زُراره، از یاران امام پنجم می گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: «آیا شما امام حسین علیه السلام را درک کرده اید؟» حضرت فرمود: «آری، به یاد دارم در مسجد الحرام با او بودم که ناگهان در مسجد سیل آمد. مردم روی مقام ابراهیم می ایستادند. برخی از مردم نیز از مسجد بیرون می رفتند و می گفتند: «مقام را آب برد» و بعضی می گفتند: «مقام، به جای خود است» امام حسین علیه السلام به من فرمود: «اینها چه می کنند؟» گفتم: «می ترسند سیل مقام را ببرد». فرمود: با صدای بلند بگو: خداوند، مقام را نشانه قرار داده است و از بین نخواهد رفت». پس مردم آرام شدند.

    شفای بیمار

    اولیای خدا، در پیشگاه او کمال احترام و آبرو را دارند؛ تا آنجا که اگر از خدا چیزی را بخواهند، برآورده می شود. امام حسین علیه السلام نیز که در پیشگاه خدای سبحان جایگاه ویژه ای دارد و به برکت وجود آن حضرت و قدم های ایشان بسیاری از حاجت های مردم برآورده می شد. آورده اند، یکی از مسلمانان به سختی در آتش تب می سوخت. امام حسین علیه السلام به عیادت او رفت. همین که از در خانه وارد شد، بیمار از تب رهایی یافت. آن حضرت کنار بستر بیمار نشست و احوال او را پرسید. بیمار عرض کرد: «از قدم مبارک شما بسیار خشنودم که آمدید و به برکت قدم شما، تب من برطرف شد». امام حسین علیه السلام فرمود: «به خدا سوگند! پروردگار چیزی را نیافریده، مگر این که او را به پیروی از ما فرمان داده است».

    نفرین امام حسین علیه السلام

    روز عاشورا، هنگامی که سراسر بدن امام حسین علیه السلام مجروح شده بود و امام واپسین لحظات زندگی را می گذراندند، فرد ناپاکی از لشگر یزید با گستاخی صدا زد: «ای حسین! آیا نمی بینی که آب فرات چنان موج می زند؟ از آن نخواهی آشامید تا مرگ را با لب تشنه بچشی». این گفتار جسورانه، امام را سخت ناراحت کرد؛ تا آنجا که از خداوند درخواست کرد: «خدایا! این شخص را در شدت تشنگی بمیران». پس از مدتی، همین شخص ناپاک، بیماری تشنگی گرفت؛ به گونه ای که هر چه آب می آشامید، سیراب نمی شد. روزی آن قدر آب خورد که از دهانش بیرون آمد و وضع او به همین حال بود تا در شدت تشنگی و خواری مُرد و با ذلت و بیچارگی به جهنم رفت.

    حجّتی دیگر برای دشمنان

    پس از عاشورا، هنگامی که لشگر یزید سر مطهر امام حسین علیه السلام و یارانش را به سوی شام می بردند، شبی به خوردن غذا سرگرم شدند. ناگهان دیدند قلمی از آهن در دیوار دیده شد که با خون نوشت: «آیا کسانی که در قتل حسین علیه السلام شرکت داشتند، امید دارند که در روز قیامت مشمول شفاعت جدش، رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم شوند؟». این واقعه، به جز کتاب های شیعه، در چند منبع اهل سنت نیز آمده است.

    تربت امام حسین علیه السلام

    احترام تربت حسینی

    تربت قبر مطهر امام حسین علیه السلام نشانی از خود امام است؛ از این رو، احترام به آن ضرورت دارد. شهید محراب، آیت اللّه دستغیب در کتاب شریف گناهان کبیره، هتک حرمت به تربت حسینی را از جمله گناهان کبیره می شمارد و چنین می نویسد: «آنچه از خاک اطراف قبر شریف حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السلام تا چهار فرسنگ، به عنوان تبرک یعنی به قصد استشفاء به آن یا سجده کردن بر آن و غیر این از دیگر خواص و آثار آن، برداشته می شود، لزوم احترام به آن و حرام بودن هتک آن نزد همه شیعیان از بدیهیات است و بزرگ بودن گناه اهانت و هتک آن، مورد اتفاق همه است؛ به طوری که یقین می شود از زمان حضرت سجاد علیه السلام تاکنون چنین بوده است. و نیز هتک تربت، هتک صاحب قبر است و کبیره بودن گناه هتک امام علیه السلام ضروری است. بنابراین، انداختن تربت از روی اهانت به آن یا لگدمال کردن یا نجس کردن آن و مانند اینها گناه کبیره است».

    سجده بر تربت

    چند روایت از امامان معصوم درباره فضیلت سجده بر تربت امام حسین علیه السلام نقل شده است. امام صادق علیه السلام تنها بر تربت جدش امام حسین علیه السلام سجده می کرد و می فرمود: «سجده کردن بر تربت امام حسین علیه السلام حجاب های هفت گانه را از بین می برد». شاید یکی از اهداف بلند سجده بر تربت این باشد که نمازگزار هنگام سجده بر آن به یاد فداکاری های امام حسین علیه السلام و دریغ نورزیدن آن حضرت از تقدیم جان خود و عزیزانش در راه خدا، افتد.

    هدیه امام رضا علیه السلام

    یکی از یاران امام رضا علیه السلام می گوید: آن حضرت برای من از خراسان متاعی فرستاد. هنگامی که آن را باز کردم، در میان آن خاکی بود. از مردی که آن را آورده بود، پرسیدم: «این خاک چیست؟» گفت: «خاک قبر امام حسین علیه السلام است و آن حضرت هر گاه لباس یا هر چیز دیگر را برای هدیه به جایی بفرستد، از آن خاک نیز در میانش قرار می دهد و می فرماید: «این خاک به اذن و اراده خدا از بلاها ایمنی می بخشد».

    معجون شفابخش

    محمد بن مسلم می گوید: به مدینه رفتم و در آنجا بیمار شدم. امام باقر علیه السلام به وسیله غلام خود، مقداری آشامیدنی برایم فرستاد. غلام گفت: «امام امر فرموده برنگردم تا این دارو را بیاشامی». آن شربت گوارا را نوشیدم. سپس برخاستم و به در خانه آن حضرت رفتم و اجازه خواستم. حضرت پرسید: «بدنت سالم شده، داخل شو»... سپس فرمود: «آن شربت را چگونه یافتی؟» گفتم: «گواهی می دهم که شما اهل بیت رحمتید و تو وصیّ اوصیایی. هنگامی که غلام شربت را آورد توانایی نداشتم که بایستم و چون آن را نوشیدم، چیزی را از آن خوش بوتر، خوشمزه تر و خنک تر نیافتم. هنگامی که غلام گفت: «مولایم فرموده بیا، گفتم با این حال می روم، هر چند جانم برود، ولی چون به راه افتادم، گویا از بندی رها شدم». امام فرمود: «آن شربت از خاک قبر حسین علیه السلام بود و بهترین چیزی است که من به آن شفا می جویم و هیچ چیز را با آن برابر مکن که ما به کودکان و زنان خود می خورانیم و از آن بسیار خیر می بینیم».

    هدایت معنوی

    شیخ طوسی نقل می کند که موسی بن عبدالعزیز گفت: روزی یوحنا، پزشک نصرانی به من گفت: «آن کسی که مردم در کربلا به زیارتش می روند کیست؟». گفتم: «او امام حسین علیه السلام ، پسر دختر پیغمبر ماست». سپس گفتم: «به من بگو چرا این پرسش را کردی؟» گفت: «شاپور، خادم هارون الرشید شبی مرا خواست و به خانه موسی، یکی از خویشان خلیفه برد. او بی هوش در رختخواب افتاده بود و در پیش رویش طشتی بود که لخته های خون در آن ریخته بود. شاپور از خادم مخصوص موسی حال او را پرسید. خادم گفت: «یک ساعت پیش با ندیمان خود صحبت می کرد. شخصی از بنی هاشم به او گفت: من بیماری شدیدی داشتم که با تربت امام حسین علیه السلام شفا یافتم. موسی گفت: از آن تربت پیش تو مانده است؟ گفت: بلی. پس قدری از آن تربت آوردند و موسی از آن استفاده کرد و بهبود یافت. یوحنا پس از دیدن این کرامات، تا مدتی به زیارت قبر امام حسین علیه السلام می رفت، تا آنکه مسلمان شد.

    شفای درده

    شیخ طوسی، دانشمند بزرگ قرن پنجم در کتاب امالی از استادان خود روایت می کند که شخصی می گفت: در مسجد جامع مدینه نماز می گزاردم و دو نفر کنار من بودند. یکی از آنها به دیگری گفت: «تربت حسین علیه السلام شفای هر دردی است. من بیماری ای داشتم که با هیچ دارویی معالجه نمی شد، تا اینکه ناامید شدم. ناگاه پیرزنی از اهل کوفه نزد من آمد و گفت: می خواهی تو را معالجه کنم؟ گفتم: بلی. پس آبی در کاسه ای ریخت و نزد من آورد. وقتی آب را نوشیدم، بهتر شدم؛ گویا که هرگز بیماری ای نداشتم. پس از چند ماه آن زن که سلمه نام داشت، نزد من آمد. گفتم: تو را به خدا قسم! آن دارو چه بود که من با آن بهتر شدم؟ گفت: با یک دانه تسبیح تو را درمان کردم. گفتم: این تسبیح چیست؟ گفت: خاک قبر امام حسین علیه السلام . با بی ادبی به او گفتم: مرا با خاک قبر حسین مداوا می کنی؟ آن زن خشمناک شد و رفت و در همان ساعت بیماری من بازگشت».

    قوت چشم

    مرحوم آیت اللّه سید نعمت اللّه جزائری، از عالمان بزرگ شیعه می گوید: «وقتی که به زیارت عتبات مقدسه عراق مشرف شدم، از بالای سر هر امام مشتی خاک برداشتم. از پایین پای امام حسین علیه السلام نیز مشتی از تربت آن حضرت برداشتم و آن را بالای همه خاک ها قرار داده، مقداری از آن را به چشم خود کشیدم. پس از آن روز ضعف چشمم برطرف شد و چشمم قوّت گرفت و توانستم مطالعه کنم. پیش از آن بر مقداری از صحیفه سجادیه شرح نوشته بودم که با خوب شدن چشمم آن را تمام کردم و تاکنون هرگاه درد چشم بر من عارض شده، مقداری از آن خاک به چشمم مالیده ام و این دوای من است».

    درمان برتر

    یکی از شاگردان حضرت آیت اللّه العظمی بهجت، از مراجع تقلید، می گوید: «یکی از دوستانم چند سال پیش مریض شد؛ به گونه ای که در ایران از معالجه او عاجز شدند. وی پیش از آنکه به سوی خارج از کشور حرکت کند، به حضور آیت اللّه بهجت رفت و بیماری اش را برای معظم له مطرح کرد. آیت اللّه بهجت مقداری از تربت امام حسین علیه السلام را برای شفا به او دادند. دوست ما آن را خورد و چند روز بعد به خارج سفر کرد، ولی وقتی پزشکان او را معاینه کردند، دیدند هیچ گونه بیماری ندارد، بنابراین، او را روانه ایران کردند».

    آخرین توشه

    مرحوم آیت اللّه العظمی حجت رحمه الله یکی از مراجع تقلید پیشین است که در اخلاص، تواضع و ساده زیستی کم نظیر بود. او هنگامی که در آستانه مرگ قرار گرفت، به حاضران گفت: «برای من مقداری تربت سیدالشهدا بیاورید». مقداری تربت را در آب حل کردند و لیوان را به ایشان دادند.آیت اللّه حجت لیوان را نزدیک لب آورد و گفت: «آخرین توشه من از دنیا تربت حسین علیه السلام است». آن گاه آب را نوشید. سپس شهادتین را بر زبان جاری کرد و در حالی که رو به قبله بود، به جوار رحمت حق تعالی پیوست.

    تربت حسینی از نگاه معصومان علیه السلام

    پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم : «بدانید که اجابت دعا در زیر گنبد حرم او و شفا در تربتش است».

    امام صادق علیه السلام : «کام کودکانتان را با تربت حسین بردارید؛ زیرا موجب امنیت آنان است».

    امام صادق علیه السلام : «شفای هر دردی در تربت مزار حسین است، و آن بزرگ ترین درمان است».

    امام رضا علیه السلام : «[خوردن] هر خاکی، حرام است، غیر از تربت مزار امام حسین علیه السلام که دوای هر دردی است».

    امام کاظم علیه السلام : «پیروان ما به چهار چیز نیازمندند و یکی از آنها تسبیحی از تربت مزار امام حسین علیه السلام است».

    زیارت عاشورا

    زیارت عاشورا، پاداش بزرگ

    صالح پسر عُقْبه، از یاران امام پنجم علیه السلام به نقل از پدرش می گوید: امام باقر علیه السلام فرمود: «کسی که در روز عاشورا، از نزدیک امام حسین علیه السلام را با چشم گریان زیارت کند، خداوند پاداش بزرگی به او می دهد». عُقبه به حضرت عرض کرد: «جانم به قربانت! اگر کسی امکان حضور در کربلا و حرم مطهّر آن حضرت را در روز عاشورا نداشته باشد و بخواهد از راه دور او را زیارت کند، تکلیف او چیست؟» حضرت فرمود: «پیش از ظهر در جای بلندی بایست و پس از اشاره به سوی مرقد آن حضرت بر او سلام کن و بر ستمگران و قاتلان او لعن و نفرین کن. سپس دو رکعت نماز زیارت بخوان و هر چه می توانی بر مصیبت امام گریه کن. خاندانت را نیز بر این عمل ترغیب کن». آن گاه در پایان افزودند: «من ضمانت می کنم هر کسی این کار را انجام دهد، خداوند پاداش یاد شده را به او بدهد».

    زیارت پیغمبران

    فردی به نام عَلْقَمه می گوید: به امام باقر علیه السلام عرض کردم: «اگر قصد زیارت امام حسین علیه السلام را از دور یا نزدیک داشتم، چگونه زیارت کنم؟» حضرت فرمودند: «مانند کسی که سلام می دهد، به سوی آن حضرت روی کن و با توجه و حضور قلب به آن سوی نگاه کن و پس از گفتن اللّه اکبر این گونه بخوان: السلام علیک یا ابا عبداللّه ... (و متن زیارت عاشورا را به وی می آموزد) و پس از آن دو رکعت نماز بگزار». آن گاه فرمودند: «فرشتگان نیز آن حضرت را این گونه زیارت می کنند و پاداش چنین زائری بسیار بزرگ است. خداوند درجات او را بالا می برد و نام او را در زمره همراهان امام حسین علیه السلام و شهیدان کربلا نگاشته، ثواب زیارت رسولان و پیامبران الهی را برای وی ثبت می کند».
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞

    تاکه ما همسفر عشق به افلاک شویم

    بارالها!مددی کن که همه پاک شویم

    دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان

    درجوارحرم عشق همه خاک شویم


صفحه 13 از 27 نخستنخست ... 39101112131415161723 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •