۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
صفحه 16 از 27 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 151 تا 160 , از مجموع 263
  1. #151
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞








    پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا.....(محرم نامه 27)





    قالَ الامام حسين عليه السّلام :

    يَابْنَ آدَمَ، اءُذْكُرْ مَصارِعَ آبائِكَ وَ اءبْنائِكَ، كَيْفَ كانُوا، وَ حَيْثُ حَلّوُا،
    وَ كَاءَنَّكَ عَنْ قَليلٍ قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.


    اى فرزند آدم ، بياد آور آن لحظاتى را كه پدران و فرزندان و دوستان تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعيّت و موقعيّتى بودند و سرانجام به كجا منتهى شدند و كجا رفتند.و بينديش كه تو نيز همانند آن ها به ايشان خواهى پيوست پس مواظب اعمال و رفتار خود باش .


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  2. تشكرها 5

    محب فاطمه (13-10-1389), مدير محتوايي (12-10-1389), نرگس منتظر (13-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (12-10-1389), شكوه انتظار (12-10-1389)

  3. #152
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞






    بخوان با آتش و با زمزمه عشق
    محرم، دفتری از علقمه: عشق

    دوبیتی آمده الحمدلله
    سراپا نی، تماماً غم، همه عشق

    دوبیتی، سوز عاشورا، دل من
    پیام آموز عاشورا: دل من

    چه توفیقی! که می­افتد به پایِ
    دو دست روز عاشورا، دل من!

    کسی از خود ندارد چیزی ای شعر
    تو هم در معرض پاییزی ای شعر

    تمام بودنت را گفته باشم
    به پای کربلا می­ریزی ای شعر

    تو ای دل در هبوط خود اسیری
    برای لذتِ پرواز، پیری

    تو امسال از محرم بی ­نصیبی
    اگر رنگ غزل گریه نگیری

    محرم چون دلی پرشور پیداست
    سیاهِ جامه­ها با نور پیداست

    نگاه زائرم تا شهر غم رفت
    جمال کربلا از دور پیداست

    بهار پر ثمر: ماه محرم
    امید سبز در ماه محرم

    دوبیتی­ زار چشمم خشک می­ماندْ
    نمی­بارید اگر ماه محرم

    ز گردش چرخ گردون چون نیفتد؟
    به جز آتش به پیرامون نیفتد

    دلم طاقت ندارد، کاش می­شد
    به عاشورا گذار خون نیفتد

    شریعه ضجه زد بر حال دستت
    خدا آمد به استقبال دستت

    شبی گفتم دو قطره نی بنالم
    ... و این هم یک دوبیتی مالِ دستت

    غزل آمد به غمخواری احساس
    موازی با فضای روشنِ یاس

    غزل آمد بگویید: هرچه دارم
    فدای جان­نثاری­های عباس!

    سرانجام خوشی تصویر کرده است
    کسی که دل به می تطهیر کرده است

    به تقدیر خداوندی خلل نیست
    که «حُر» با ساعت ما دیر کرده است

    دلت را مِهر درگاهی کشیده است
    به آن راهی که می­خواهی کشیده است

    دوبیتی می ­طپد، شاید که زینب
    به یاد کربلا آهی کشیده است

    اگر غم اعتنایی کرد، کافی است
    برای درک عاشق، درد کافی است

    به تلّ زینبیه رفت، زینب
    همین روضه برای مرد کافی است

    مقام پُر چراغ یاس، عباس
    مقیم آبیِ احساس، عباس

    بگو با ذره­های تشنه جان
    به عشق حضرت عباس، «عباس»

    گل مهتاب، بوی تب گرفته است
    ز حجم غم، فضای شب گرفته است

    ببین دستان عجز استقامت
    چگونه دامن زینب گرفته است

    چه دارد این قلم در سر؟ چه جز عشق
    نمی­یابی در این دفترچه جز عشق

    نباید لحظه­ ای باقی بماند
    به دستور محرم، هرچه جز عشق


    محمد کاظم بدرالدین



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  4. تشكرها 5

    محب فاطمه (13-10-1389), مدير محتوايي (12-10-1389), نرگس منتظر (13-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (12-10-1389), شكوه انتظار (12-10-1389)

  5. #153
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞





    قيام توابين

    جنبش توابين در سال شصت و پنج عليه حاكميت امويها و براى از بين بردن قاتلين حسين بن على(ع)، برپا گرديد. هر چند شروع آن در حد يك احساس، پس از واقعه كربلا در قلوب بسيارى از شيعيان پديد آمده بود.

    بعد از واقعه كربلا، شيعيان كوفه كه از عدم مايت‏خود نسبت‏به امام حسين(ع)شرمنده شده بودند، تصميم گرفتند تا به گونه‏اى اين شرمندگى را از چهره خويش بزدايند. آنها عدم حمايت از امام حسين(ع)را گناهى نابخشودنى مى‏دانستند كه مى‏بايد با كشتن قاتلين حسين يا كشته شدن خود، گناه خويش را جبران كرده و تطهير شوند.

    مدتى پس از واقعه كربلا، كوفه تحت‏حاكميت‏شوم امويها و عامل آنها عبيد الله بن زياد بود. در آن موقع گرچه شيعيان سركوب شده بودند، اما با وجود سر و صدايى كه از ابن زبير در شرق كشور اسلامى پيچيده بود، هنوز خطر عمده همان شيعيان بودند. اشاره به يك نمونه از جسارت شيعيان در برابر عبيد الله بن زياد مناسب است.

    پس از واقعه كربلا، عبيد الله در مسجد به منبر رفت و گفت: سپاس خداى را كه حق را غلبه بخشيد و امير المؤمنين يزيد بن معاويه و حزب او را نصرت داد.

    عبد الله بن عفيف ازدى، كه يك چشم خود را در جمل و چشم ديگر خود را در صفين از دست داده بود، از جاى برخاست و گفت: اى دروغگو!و فرزند دروغگو!به خدا سوگند تو و پدرت و كسى كه تو را حكومت داده و پدرش، فرزندان پيامبران را مى‏كشيد و چون صديقان سخن مى‏گوييد.

    عبيد الله گفت: اى دشمن خدا!درباره عثمان چه مى‏گويى؟عبد الله گفت: او مردى بود كه خوب كرد و بد كرد. اصلاح كرد و افساد كرد و خدا با عدلش با او رفتار خواهد كرد.

    اما اگر خواهى درباره خود و پدرت و يزيد و پدرش بپرس.

    عبيد الله گفت: نخواهم پرسيد تا طعم مرگ را به تو بچشانم. عبد الله بن عفيف گفت: از خدا خواسته‏ام تا شهادت را روزى من كند، قبل از آن كه مادرت تو را بزايد، وقتى چشمم را از دست دادم نااميد شدم، اما اكنون خداى را سپاس كه دعايم را مستجاب كرد. (1)

    هنگامى كه جنجال ابن زبير در مكه بلند شد و احتمال شورشى در كوفه نيز وجود داشت، ابن زياد، عمرو بن حريث(والى خود را در كوفه)خواست و از او درباره صحت و سقم خبر ابن زبير پرسيد و گفت: من از ناحيه ابن زبير بر امير المؤمنين يزيد هراسى ندارم، بلكه‏«انى اخاف عليه من الترابية شيعة ابى تراب على بن ابى طالب(ع)»، وحشت من از شيعيان على (ع) است.

    آيا كسى هست كه اين روزها در كوفه اظهار دوستى نسبت‏به او كند؟عمرو بن حريث گفت: به طور قطع كسى نيست كه اظهار دوستى كند، جز آنكه همه با او دشمنى دارند. ابن زياد، مختار را براى نمونه نام برد. پس از آن ابن حريث مختار را زندانى كرد، (2) تا اينكه عبد الله بن عمر به يارى او شتافت.

    جريانات بعدى نشان داد كه شمار كسانى كه نسبت‏به دوستى على(ع)و فرزندانش وفا دارند، در كوفه فراوان است.

    طبعا در آن روزها به طور پنهانى با يكديگر در رابطه و تماس بودند. مشكل شيعيان اكنون در دو جهت‏بود، يكى از ناحيه امويان و ديگر از سوى اشراف و بسيارى از كوفيان كه در كربلا به جنگ امام حسين(ع)رفته و لزوما موضع ضد شيعى داشتند. اكنون كه گروهى از شيعيان در صدد بودند تا انتقام امام حسين(ع)را بگيرند، لاجرم با خود مردم كوفه نيز درگير بودند، كسانى كه امام حسين(ع)را به شهادت رسانده بودند. (3) با هلاكت‏ يزيد در سال شصت و چهار، شيعيان از سوى سليمان بن صرد خزاعى دعوت شدند.

    بسيارى اين دعوت را پذيرفتند، (4) اما از آنجا كه هنوز حاكميت‏ بنى‏اميه در عراق متزلزل نشده بود، امكان بروز و ظهور براى آنها نبود. آنان در شروع كار خود، به كار تبليغ مشغول شده و مبلغين خود را براى جمع آورى شيعيان و آماده ساختن آنها به اطراف پراكندند. (5)

    بتدريج وضع بنى ‏اميه رو به وخامت گذاشت. معاويه دوم فرزند يزيد از خلافت كناره‏گيرى كرد و يا به دست ديگران از بين رفت. شام براى آينده حكومت دچار درگيرى و آشفتگى شد، اين درگيرى بين طرفداران عبد الله بن زبير از يك طرف و حاميان مروان بن حكم از طرف ديگر بود. پيامد چنين مساله‏اى ضعف حاكميت‏ بنى‏اميه در عراق بود كه پس از مدتى به برچيده شدن حاكميت آنها انجاميد، تا اينكه عبد الملك در آغاز دهه هفتاد باز عراق را به زير سلطه امويها درآورد.




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 12-10-1389 در ساعت 03:57
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  6. تشكرها 3


  7. #154
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞






    شيعيان از اين فرصت استفاده كردند و در ادامه تلاشهايى كه از سال شصت و يك به بعد براى آماده ساختن نيروها و تهيه سلاح صورت داده بودند، (6) شروع به جمع آورى جدى نيرو كردند. چهار نفر از شيعيان معروف كوفه، مسيب بن نجبه، عبد الله بن سعد بن نفيل، رفاعة بن شداد و عبد الله بن وال، در كنار سليمان كار سازماندهى مردم را به عهده گرفتند.

    در جلسه‏اى كه تشكيل شد، بسيارى از شيعيان معروف كوفه در آن شركت كردند. (7) رهبران شيعه در اين گردهمايى به سخنرانى پرداخته و تكيه كلام آنها جبران ظلمى بود كه در حق اهل بيت پيامبر(ص)كرده و او را تنها گذاشته بودند. آنها با استناد به آيه شريفه


    يا قوم انكم ظلمتم انفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا الى بارئكم فاقتلوا انفسكم (8)

    در پى توبه و كشته شدن خويش بودند تا خطاى خود را جبران كنند. (9) در اين مجلس همه بر سر همكارى و همراهى توافق و تعهد كردند. كسانى كه خواستار كمك مالى به جنبش بودند، قرار شد تا به عبد الله بن وال مراجعه كنند. (10)
    سليمان، كه پير مردى از صحابه پيامبر(ص)و از ياران امام على(ع)بود، به رهبرى جنبش برگزيده شد. او در اولين اقدام خود نامه‏اى به سعد بن حذيفة بن اليمان كه از جمله شيعيان و ساكن مدائن بود نوشت و از او خواست تا در صورت تمايل همراه ديگر شيعيان مدائن - كه از جمله شهرهاى شيعه‏نشين معروف است - به يارى آنها بشتابند.

    او گفت كه آنها زمان و مكان خروج را معين كرده - اول ربيع الاول سال 65 - و آنها نيز افراد و تجهيزات لازم را فراهم كنند و محل آن‏«نخيله‏»لشكرگاه معروف كوفه خواهد بود. (11)

    نكته اساسى درباره محتواى اين جنبش، در كلماتى كه به يكى از خطباى‏«توابين‏»نسبت داده شده آمده است، عبيد الله بن عبد الله در اجتماعى از توابين، ضمن برشمردن عظمت ذريه رسول خدا(ص)و با اشاره به اهانتى كه در حق ايشان در جريان كربلا اعمال شد، راه توبه را براى آنها مطرح كرده و مى‏گويد:

    «انا ادعوكم الى كتاب الله و سنة نبيه و الطلب بدماء اهل بيته و الى جهاد المحلين و المارقين فان قتلنا فما عند الله خير للابرار و ان ظهرنا، رددنا هذا الامر الى اهل بيت نبينا» (12) من شما را به كتاب خدا، سنت پيامبر و انتقام خون اهل بيت و جهاد با منكران دين و مارقين دعوت مى‏كنم. اگر كشته شديم آنچه نزد خداوند براى نيكان است، بهترين است. اگر هم پيروز شديم، حكومت را بدست اهل بيت‏ خواهيم سپرد.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 12-10-1389 در ساعت 03:58
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  8. تشكرها 3


  9. #155
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞





    زمانى كه توابين، جنبش خود را آغاز كردند، شهر كوفه و بصره در دست عمال عبد الله بن زبير بود. عبيد الله بن زياد با شنيدن اخبار شام، از عراق فرار كرد و به علت اين كه تشكيلات ديگرى براى جايگزينى وجود نداشت، عبد الله بن زبير كه از سال شصت و يك به بعد در مكه قدرت را به دست گرفته بود، عمال خود را روانه عراق كرد و بدين صورت‏«شرق اسلامى‏»به دست زبيرى‏ها افتاد. در اين زمان شخصى به نام عبد الله بن يزيد انصارى در مقام حاكم و ابراهيم بن محمد بن طلحه مسئول امور خراج در اين شهر بودند.
    اشراف كوفه كه هميشه در باطن و ظاهر، به حمايت از بنى‏اميه مى‏پرداختند، با شنيدن ظهور احتمالى يك حركت‏شيعى، دست‏به دامن آل زبير شده و پيرامون او را گرفتند.
    جمعيت‏شيعيان و نيز كسانى كه متمايل به آن بودند، گرد سليمان مجتمع شده يا همان گونه كه خواهيم ديد، به مختار پيوستند.
    مساله مهم براى توابين عكس العملى بود كه مى‏بايد در قبال اشراف و نيز حاكميت كوفه داشته باشند. اين دو مساله در ارتباط با يكديگر بود، هم بدان دليل كه شهر در دست‏حاكم زبيرى آن بود و هم اينكه اشراف جزو حاميان اين حكومت‏بودند و طبعا شيعيان نمى‏توانستند با آنها وارد درگيرى شوند.

    عبد الله بن يزيد والى زبيرى شهر در آغاز با اتخاذ يك موضع فريبكارانه كوشيد، تا توجه شيعيان را به سوى شام جلب كرده و آنها را به سوى سپاه اعزامى شام كه عبيد الله بن زياد فرماندهى آن را بر عهده داشت‏بفرستد.

    او گفت كه اگر آنها به دنبال قاتلين حسين بن على(ع)هستند، طبعا مورد حمايت نيز قرار خواهند گرفت. اما روشن است كه قاتل حسين بن على ابن زياد است، در اين صورت توابين نمى‏بايست در داخل شهر كشت و كشتارى به راه بيندازند. (13) اين موضعگيرى از سويى موجب مى‏شد تا امنيت‏شهر حفظ شود و از سوى ديگر دشمنان آل زبير، به جان يكديگر بيفتند، در اين ميان زبيريها به راحتى از شر آنها در امان باشند.

    هر چند به ظاهر چنين موضع از طرف افرادى چون ابراهيم بن محمد بن طلحه بعنوان يك موضع سازشكارانه مطرح شد، اما در واقع، حتى اگر عبد الله بن يزيد قصد فريبكارى نداشت، اين حركت‏سبب شد تا توابين از كوفه خارج شده و با عده قليل خود در برابر سپاه فراوان شام قرار گيرند.
    در هر صورت چنين رفتارى موجب شد تا شيعيان به صورت علنى فعاليت‏خود را آغاز كنند و براى رفتن به سمت‏شام خود را تجهيز نمايند.

    (14) رفتن به سمت ‏شام، مورد ضايت‏خود سليمان نيز بود و با اين كه افرادى به او گفتند كه قاتلان امام حسين(ع)در كوفه هستند، سليمان، اظهار مى‏كرد كه مسبب اصلى ماجرا عبيد الله بن زياد است، (15) لذا مقاومتى در برابر اين تصميم و تمايل از سوى شيعيان صورت نگرفت.

    همچنين سليمان گفت كه جنگ در داخل كوفه سبب خواهد شد كه ما برادر كشى به راه بيندازيم و طبعا دشمنان ما زيادتر خواهند شد. اضافه بر آنكه عبيد الله قاتل اصلى است، افرادى چون عمر بن سعد قدرت چندانى ندارند. (16) شايد مقصود سليمان اين بود كه بعدا نيز مى‏توان به سراغ آنها رفت.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 12-10-1389 در ساعت 03:58
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  10. تشكرها 4

    محب فاطمه (13-10-1389), نرگس منتظر (13-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (12-10-1389), شكوه انتظار (12-10-1389)

  11. #156
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞





    در همين گير و دار، مختار كه از شيعيان معروف بود، به كوفه آمد. از اخبارى كه نقل شده چنين بر مى‏آيد كه او از قبل در ذهن خود طرحهايى براى بسيج و قيام شيعيان آماده كرده بود، اما در كوفه مواجه با جنبش توابين شد.

    از نظر او اين جنبش نمى‏توانست قدمى اساسى براى دستيابى به هدفى كه در نظر گرفته شود. او معتقد بود كه چنين كارى تنها سبب كشته شدن شيعيان خواهد شد. اين تبليغات سبب شد كه عده‏اى از شيعيان گرد او جمع شوند. (17) چنان كه نقل شده، با اين گفته‏ ها، حدود يك چهارم كسانى كه با سليمان بيعت كردند، به هواخواهى از مختار پرداختند. (18)

    با اينكه نزديك به شانزده يا دوازده هزار نفر با سليمان بيعت كرده بودند، حدود چهار هزار نفر آماده رفتن به سمت‏شام شدند و پس از آنكه سليمان در پى آنها فرستاد، حدود هزار نفر ديگر نيز به آنها ملحق شدند. (19)

    وقتى كه سليمان و ساير توابين از كوفه خارج شدند، قاتلين حسين(مثل شبث‏بن ربعى و ديگر بزرگان كوفه)نفس راحتى كشيدند. تنها نگرانى آنها از ناحيه مختار بود. آنان با توطئه‏اى كه سامان دادند، حاكم كوفه را وادار كردند تا او را به زندان افكند. (20)

    تنها بعد از واقعه توابين بود كه بار ديگر با وساطت عبد الله بن عمر، شوهر خواهر خويش، خلاصى يافت.

    جو حاكم بر سپاه توابين، اخلاصى آميخته با عزم بر توبه بود. «فتنادى الناس من كل جانب: انا لا نطلب الدنيا و ليس لها خرجنا» (21) ، اين صدا در هر گوشه‏اى از سپاه بلند شد كه ما طالب دنيا نبوده و براى آن خروج نمى ‏كنيم.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  12. تشكرها 4

    محب فاطمه (13-10-1389), نرگس منتظر (13-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (12-10-1389), شكوه انتظار (12-10-1389)

  13. #157
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞






    در اين زمان مروان در شام بر ضحاك بن قيس غلبه يافته و سپاهى را به سمت عراق اعزام كرد. روشن بود كه توابين نمى‏توانستند در برابر آنها ايستادگى كنند. حاكم زبيرى كوفه نيز از موضع اولى خود برگشته و پيامى نزد سليمان فرستاد تا اندكى صبر كند كه او نيز سپاهى آماده نمايد تا با هم در مقابل عبيد الله بن زياد ايستادگى كنند. (22) دليل اين موضع جديد آن بود كه به هر روى حجاز در معرض خطر جدى از ناحيه شام قرار داشت. بويژه كه اگر توابين شكست مى‏خوردند، شاميان در حمله به عراق جدى‏تر مى‏شد. سليمان در آن زمان اين پيشنهاد را نپذيرفت. بعد از آنكه آنها از كوفه بيرون رفتند و در نيمه راه، نامه‏اى از حاكم كوفه به دست او رسيد كه همان درخواست را كرده بود، اما سليمان باز هم نپذيرفت. او مى‏گفت كه در صورت پذيرش اين همكارى، تعدادى از نيروها متفرق خواهند شد و ما ديگر نمى‏توانيم چنين سپاهى را فراهم آوريم. او مى‏گفت: علاوه بر اين، حاكميت‏به دست زبيريها خواهد افتاد و پس از پيروزى ما بايد براى عبد الله بن زبير بجنگيم و اين چيزى جز گمراهى نخواهد بود. در واقع سليمان و ياران او چندان به شكست، كه آن را شهادت مى‏دانستند، نمى‏انديشيدند. آنها شهادت را پذيرا بودند و گفتند كه اگر پيروز شديم حكومت را به اهلش مى‏سپاريم. (23) با اين استدلال جايى براى اتحاد با ابن زبير و نيروهاى او وجود نداشت.
    توابين در آغاز به سمت كربلا رفتند و در طول راه عده‏اى از آنها جدا شدند. (24) در كربلا كنار مزار حسين بن على(ع)آمده و پس از گريه و زارى فراوان از خدا خواستند تا توبه آنها را بپذيرد. پس از آن يكايك با امام شهيد وداع كرده، (25) به سمت جصاصه و از آنجا به انبار و منطقه صدور رهسپار شدند. مسير حركت آنها به سوى شام بود و لذا به سوى نقطه هيت و بعد از آن به قرقيساء رفتند. در آنجا زفر بن حارث، كه جزو مخالفين حكومت مروان پس از درگيريهاى داخلى شام بود، از توابين استقبال كرد و با تجهيز آنها، آگاهي هايى نسبت‏به منطقه درگيرى در اختيار آنها نهاد. بعد از آن به سمت‏سپاه شام حركت كردند.

    سليمان بن صرد بار ديگر براى توابين سخن گفت و تاكيد كرد كه تنها با سيره على(ع)در ميان مجروحان و اسراى شام برخورد كنند. او مجددا بر مساله توبه تكيه كرد.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكرها 3


  15. #158
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞





    هنگامى كه فاصله چندانى با دشمن نداشتند مسيب بن نجبه با شمارى از توابين به عنوان نيروهاى مقدم به سوى دشمن رفت و با يك حمله سپاه مقدم آنها را فرارى داده و غنائمى نيز از آنها گرفت.

    پس از آن دو سپاه به يكديگر رسيدند. دشمن اموى پيشنهاد كرد اكنون پس از مردن مروان، حكومت فرزند او عبد الملك را بپذيرند. در مقابل، توابين چون شيعه بودند، گفتند: آنها عبد الملك را به خاطر قتلها و كشتارهايى كه كرده تحويل آنها دهند.

    پس از آن به همراهى يكديگر سراغ عبد الله بن زبير رفته او را خلع كنند و آنگاه‏«نرد الامر الى اهل بيت نبينا الذين اتانا الله من قبلهم بالنعمه و الكرامة‏ » (26) ، حكومت را به دست اهل بيت پيامبر(ع)، كسانى كه خداوند از ناحيه آنها نعمت و كرامت نصيب ما كرده، واگذار كنيم‏». طبيعى بود كه هيچكدام زير بار يكديگر نروند.

    درگيرى آغاز شد. روز اول دشمن شكست‏خورد، اما از آنجا كه در روز هاى بعد همواره نيروهاى تازه نفس دشمن بدانها ملحق مى‏شد و تعدادشان افزايش مى‏يافت، بتدريج فشار بر توابين شديدتر شد.

    به سپاه دوازده هزار نفرى كه همراه حصين بن نمير بود، روز دوم هشت هزار نفر ديگر به فرماندهى شرحبيل بن ذى الكلاع اضافه شدند. (27) روز سوم جنگ، سليمان و پس از آن مسيب بن نجبه به شهادت رسيدند.

    مدتى بعد عبد الله بن وال كه قرار بود پس از آن دو، فرماندهى را بپذيرد، به شهادت رسيد. قاتل او بعدها ضمن تعريف اينكه چه كسى را كشت، گفت: بعدها به من گفتند: او از فقهاى عراق بوده كه‏«كانوا يكثرون الصوم و الصلاة و يفتون الناس‏». (28) نماز و روزه فراوان به جاى مى‏ آورند و مفتى مردم مى‏باشند.

    فرمانده ديگر توابين، عبد الله بن سعد، نيز به شهادت رسيد. هنگامى كه نوبت‏به رفاعة بن شداد رسيد، بقاياى سپاه را جمع آورى كرده و شبانه به سمت عراق بازگرداند.

    قرار بود شيعيان مدائن و بصره بدانها ملحق شوند، اما آنها نتوانستند به موقع خود را به توابين برسانند. حدود يكصد و هفتاد نفر از شيعيان مدائن و سيصد نفر از شيعيان بصره به رهبرى مثنى بن مخربة در حالى كه به سوى توابين مى‏آمدند، با بقاياى توابين، كه به عراق باز مى‏گشتند، برخورد كرده و آنها نيز برگشتند. (29) بلاذرى گفته است‏شيعيان بصره در سر قبر حسين(ع)به توابين ملحق شده بودند، (30) كه ظاهرا صحيح نيست. بدين صورت جنبش توابين بدون نتيجه ملموسى خاتمه يافت.


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكرها 3


  17. #159
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞






    در اينجا به بيان چند نكته درباره توابين مى‏پردازيم:

    الف: با توجه به شواهدى كه گذشت، مى‏توان به خوبى در مورد عقيده دينى توابين قضاوت نمود. اين عقيده بر مبناى يك‏«تشيع اعتقادى‏»بنا شده كه اصليترين ركن آن، اعتقاد به امامت است. واگذارى امامت جامعه به اهل بيت(ع)به طور مكرر در كلمات توابين به چشم مى‏خورد. علاوه بر آن، عمل به سيره امام على(ع)نيز مؤيد همين‏«تشيع اعتقادى‏»است.

    ب: نكته ديگر وجود نوعى حالت روحى خاصى است كه در ميان توابين وجود داشته است. آنها كسانى بودند كه به هر دليل در واقعه كربلا شركت نكردند و زمانى به خود آمدند كه ذريه پيامبر(ع)فجيع ترين صورتى به شهادت رسيده و خانواده آنها به حال اسارت در كوفه عبور داده شدند.

    كوفيها بشدت مورد نكوهش قرار گرفته و افرادى چون زينب، ام كلثوم و امام سجاد(ع)آنها را سخت ملامت كردند. نتيجه اين واقعه و چنان برخوردى از سوى اهل بيت(ع)با آنها، ايجاد احساس گناه شديد در مردم كوفه بود كه به دنبال آن عذابى سخت وجدان دينى آنها را آزار داد. اين بيشتر بدان دليل بود كه آنها خود را مقصر مى‏دانستند، زيرا آنان امام را به كوفه دعوت كرده بودند.

    تنها چيزى كه مى‏توانست آنها را تسكين دهد، از بين بردن آثار روحى اين گناه بود.
    اگر چه آنها يكى از طرق اين تطهير را كشتن قاتلين امام حسين (ع) مى ‏دانستند، اما گويا شهادت براى آنها گواراتر بود، چون احساس مى‏كردند كه در برابر اين كوتاهى، حتى با كشتن قاتلان امام حسين(ع) نمى‏توانند وجدان خود را آرامش و آسودگى بخشند.

    آنها با علم به وجود سپاه انبوهى كه از شام به همراهى ابن زياد مى‏آمدند، كمترين ترديدى در جنگ با آنان به خود راه ندادند.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  18. تشكرها 3


  19. #160
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,612 در 50,176 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 27 )۞۩۞







    توابين از نظر سياسى ارزيابى درستى از وقايع و جريانات در كوفه نداشتند. فكر تسخير كوفه و كشتن قاتلان حسين بن على(ع)و تجهيز عراق در برابر شام، كمتر براى آنها مطرح بود. افكارى كه بعدها مختار آنها را دنبال كرد.
    براى آنها يك چيز اهميت داشت و آن‏«توبه‏»بود. توبه‏اى كه با«شهادت‏»به دست مى‏آمد. هنگامى كه در آخرين لحظات جنگ، رفاعة بن شداد مى‏خواست‏بقاياى توابين را از صحنه دور كند و به عراق بازگردد، افرادى از«توابين‏»اعتراض كردند. كنانى نامى گفت: «انى لا اريد ما تريد، اريد لقاء ربى و اللحاق باخوانى و الخروج من الدنيا الى الاخرة‏»، آنچه را من مى‏خواهم، جز چيزى است كه تو در پى آنى. من ملاقات با پروردگارم، ملحق شدن به برادرانم و خارج شدن از دنيا را خواهانم. پس از آن در حمله‏اى به شهادت رسيد. (31) عبد الله بن عزيز كندى در آخرين لحظات، فرزند خويش را به كنديان شام سپرد و از نقطه‏اى ديگر به سپاه شام حمله كرد تا به شهادت رسيد. (32) كريب بن زيد حميرى، با تعدادى حدود صد نفر، فرمان برگشت رفاعه را اجرا نكرد. او گفت: شنيده‏ام گروهى قصد بازگشت دارند، اما«لا اولى هذا العدو ظهرى حتى ارد موارد اخوانى‏»، من به اين دشمن پشت نخواهم كرد تا اينكه به برادرانم ملحق شوم. ذى الكلاع، از فرماندهان شام، به او امان داد. چون هر دو در اصل‏«حميرى‏»بودند، اما كريب گفت: «انا قد كنا امنين من الدنيا انما خرجنا نطلب امان الاخرة‏»، ما در دنيا در سلامت و آرامش بوديم، آمدن ما به خاطر كسب آرامش و امنيت در آخرت بود. (33) جملات و اشعارى كه از توابين در جريان حملات به سپاه شام روايت‏شده، همگى متضمن مفهوم توبه و تجلى آن در رفتن از اين دنيا و كسب فيض شهادت است.


    سليمان بن صرد در آغاز جنگ فرياد مى‏زد: «يا شيعة آل محمد!فو الله ما بينكم و بين الشهادة و دخول الجنة و الراحة من هذا الدنيا الا فراق الانفس و التوبة و الوفاء بالعهد»، اى شيعيان آل محمد!بين شما و شهادت، و ورودتان به بهشت و احت‏شدن از اين دنيا، جز پرواز كردن روحتان، توبه و وفاى به عهد فاصله‏اى نيست و در شعرى مى ‏گفت:
    اليك ربى تبت عن ذوبى

    و قد علانى فى الورى مشيبى
    فارحم عبيدا غير ما تكذيبى
    و اغفر ذنوبى سيدى وحوبى
    پروردگارا به سوى تو از گناهانم توبه كردم و در ميان مردم پيرى مرا مشخص مى‏كند. خدايا بر بنده خود، بدون اينكه او را تكذيب كنى، رحم نما و گناهانم را اى مولاى من ببخشاى. »
    عبد الله بن سعد مى ‏گفت:
    ارحم الهى عبدك التوابا
    و لا تؤاخذه فقد انابا
    لا كوفة يبقى و لا عراقا
    لا بل يريد الموت و العتاقا (34)
    خدايا بر بنده تائب خود رحم كن. او را مؤاخذه مفرما، او توبه كرده است. ديگر به دنبال كوفه و عراق نيست، بلكه تنها به دنبال مرگ و رهايى يافتن است.
    همچنين رفاعة بن شداد مى ‏گفت:
    يا رب انى تائب اليكا
    قد اتكلت‏شدتى عليكا (35)
    خدايا من به سوى تو توبه كرده و به تو توكل كرده‏ام.
    صخر بن حذيفه با سى نفر از پسر عموهاى خويش مى‏ جنگيد، گفت:
    الى الله من الذنب افر
    انوى ثواب الله فيما قد اسر (36)
    من از گناه به سمت‏خدا فرار مى ‏كنم. نيت من در قلبم ثواب الهى است.



    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  20. تشكرها 3


صفحه 16 از 27 نخستنخست ... 612131415161718192026 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •