سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 18 از 27 نخستنخست ... 8141516171819202122 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 171 تا 180 , از مجموع 263

موضوع: ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞

جهت مشاهده مطالب کارشناسان و کاربران در این موضوع کلیک کنید    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ محبوب کن - فیس نما
  1. Top | #171

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞


    روز 28 محرم - سال 220 هجرى قمرى


    ورود امام محمد تقى عليه السلامبه بغداد بنا به درخواست معتصم عباسى .
    امام محمد تقى عليه السلام معروف به جوادالاءئمه در 10 رجب و به روايتى در 19 رمضان سال 195 قمرى در مدينه ديده به جهانگشود و جهان هستى را با نور خويش درخشان كرد.

    پدرش ، حضرت امام رضا عليه السلامو مادرش سبيكه عليه السلام است كه امام رضا عليه السلام وى را))خيزران(( ناميده بود. اينبانوى پرهيزكار و زاهد، از اهالى ))نوبه((در سرزمين مصر و از خاندان قبطيه (همسر رسول خدا صلى اللهعليه و آله) بود.

    امام محمد تقى عليه السلام كه يگانه فرزند ذكور امام رضا عليهالسلام است ، از دوران طفوليت در مكتب عدالت پرورى و حقيقت جويى پدرش ‍ بهره هاىوافر يافت و از كودكى ، جامع تمام فضايل انسانى و اسلامى بود.

    پدرش امام رضاعليه السلام در سال 200 قمرى ، در حالى كه امام محمد تقى عليه السلام تنها شش سالبيشتر نداشت ، به اجبار و اكراه مامون عباسى عازم خراسان گرديد و فرزند خردسال خويشرا در مدينه جانشين خود نمود و همگان را امر به پيروى از او كرد.
    امام محمد تقى عليه السلام در هشت سالگى، پس از شهادت پدر مهربانش به دست مامون عباسى، امامت شيعيان را بر عهده گرفت .

    آن حضرت در طول عمر با بركت و كوتاه مدت خويش، دوباره به بغداد مسافرت نمود، كه هر دو بار، مصادف با ماه محرم بود.


    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-10-1389 در ساعت 07:49
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  2. تشكرها 5

    محب فاطمه (13-10-1389), مدير محتوايي (13-10-1389), نازنين زهرا (13-10-1389), شكوه انتظار (13-10-1389), شميم يار (13-10-1389)

  3. Top | #172

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞



    بار نخست، بنا به دعوت مامون عباسى (پس از شهادت امام رضا عليه السلام در خراسان و بازگشت مامون دربغداد) عازم عراق گرديد و در محرم سال 215 قمرى وارد بغداد شد. در همين هنگام ماموندرصدد تجهيز نيروى نظامى عظيم براى نبرد با روميان بر آمده بود.


    مامون ، هنگامى كه به مقام علمى ، حكمت ، ادب و فضايل انسانى امام محمد تقى عليه السلام آگاهى پيدا كرد، از وى به گرمى استقبال نمود و او را بر سايران ، اعم از عباسيان و علويان ترجيح و برترى داد و حتى دخترخود، ام الفضل را به عقد ازدواج آن حضرت درآورد.

    عباسيان و درباريان مامون كه ازتصميم وى در ازدواج دخترش با امام محمد تقى عليه السلام آگاهى يافته بودند. جملگى اقدام به سعايت و ايجاد بدگمانى نموده و مامون را از آينده اين امر برحذر داشتند.

    آنان به مامون گفتند: پيش از اين ، ولايت عهدى را به پدرش على بن موسى عليه السلام واگذار كردى و اگر عمرش دوام مى يافت ، پس از مرگ تو، خلافت از عباسيان به علويان منتقل مى گرديد. حال كه پدرش از دنيا رفته است و عباسيان از آن دغدغه خاطر رهايى يافته اند، بار ديگر علويان را بر ما مسلط مگردان ! و محمد بن على عليه السلام رابه دامادى خود انتخاب نكن و دامادى ديگر براى خويش برگزين .

    مامون كه به گفتار بى اساس آنان اعتقادى نداشت و از سوى ديگر آگاهى كامل به كمالات و فضايل انسانى امام جواد عليه السلام داشت ، در عين مخالفت عباسيان و درباريان خلافت ، دختر خود را به عقد آن حضرت درآورد.

    وى براى نشان دادن شايستگى آن حضرت ، جلسه مناظره علمىتشكيل داد و آن حضرت را با عالم ترين و مشهورترين فقيه درباره عباسيان ، يعنى((يحيى بن اكثم))به مناظره ومباحثه علمى وادار كرد و از اين راه ، موقعيت علمى و فضيلت علمى و فضيلت هاى ناشناخته آن حضرت را بر همگان اثبات نمود.

    مامون در حد مطلوب از آن حضرت تكريم و احترام نمود ولى آن حضرت ، تمايلى به زندگى اشرافى ومعاشرت با آنان نداشت و به دنبال فرصتى بود كه خود را از آن محيط خارج گرداند.

    امام جواد عليه السلام به بهانه زيارت خانه خدا از بغداد عازم مكه معظمه گرديد و پس از مراسم حج ، به مدينه رفت و در همان جا ماندگار شد.




    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-10-1389 در ساعت 07:54
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  4. تشكرها 3

    نازنين زهرا (13-10-1389), شكوه انتظار (13-10-1389), شميم يار (13-10-1389)

  5. Top | #173

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞



    ام الفضل ،همسر امام جواد عليه السلام كه در دربار خلافت پرورش يافته و از زندگى اشرافىبرخوردار بود، تحمل زندگى زاهدانه و بى آلايش خاندان عصمت و طهارت را نداشت . بههمين جهت از آغاز ورود به مدينه منوره ، بناى ناسازگارى در پيش گرفت و اصرار بهبازگشت به بغداد را مى نمود.

    ام الفضل ، چند بار در نزد پدرش مامون ، از امامجواد شكايت و گلايه نمود كه آن حضرت ، توجه چندانى به وى ندارد و به همسران ديگرخود بهاى بيشترى مى دهد. مامون ، به اظهار نگرانى و شكوائيه هاى دخترش اعتنايى نمىكرد و وى را توصيه به زندگى مسالمت آميز با همسرش امام جواد عليه السلام مى كرد.

    مامون تا زنده بود از احترام و تكريم امام جواد عليه السلام كوتاهى نكرد واز اين كه آن حضرت ، دامادى وى را پذيرفته است ، افتخار مى نمود.
    سرانجام ،مامون در هفدهم رجب سال 218 قمرى در طرطوس شام بدرود حيات گفته و برادرش (معتصم عباسى) جانشين وى گرديد و زمام امور خلافت را بر عهده گرفت .

    معتصم با اين كه در ظاهر براى امام جواداحترام و اكرام قائل بود. ولى در باطن نسبت به مقام و منزلت آن حضرت و شايستگى وىبراى رهبرى مسلمانان ، رشك مى برد و درصدد تحقير و نابودى آن حضرت برآمد.

    معتصمبراى كنترل و مراقبت بيشتر آن حضرت ، وى را به بغداد طلبيد. گر چه در ظاهر خواستهاش ، صورت دعوت را داشت ولى در حقيقت ، آن حضرت را به اكراه و اجبار به بغداد طلبيدو وى را در آن جا تبعيد نمود.

    امام محمد تقى عليه السلام به ناچار عازم بغدادشد. آن حضرت فرزندش امام على نقى عليه السلام معروف به هادى را در مدينه جانشينخود كرد و به همراه همسرش ام الفضل به بغداد رفت . ورود آن حضرت به بغداد، دو روزمانده به آخر محرم سال 220 قمرى بود.

    معتصم در باطن ،نسبت به آن حضرت و تمام خاندان عصمت و اهل بيت عليه السلام و شيعيان آنان دشمنىداشت و با بهانه هايى ، محدوديت هاى تازه اى براى آنان قائل مى شد. امام محمد تق ىعليه السلام در اين سفر، چند ماهى بيشتر در بغداد زندگى نكرد و سرانجام در آخر ذى قعده همين سال (220) به وسيله زهرى كه همسرش ام الفضل به تحريك برادرش جعفر بن مامون و به دستور عمويش معتصم عباسى به آن حضرت خورانيد، مسموم گرديد و پس از چندىب ه شهادت رسيدو در مقابر قريش بغداد، در كنار جدش امام موسى كاظم عليه السلام كه هم اكنون معروف به كاظمين است ، دفع گرديد.

    امام جواد عليهالسلام در ميان دوازده امام معصوم (عليهم السلام) از نظر سنى ، زودتر از همه بهامامت نايل گرديد و از نظر سال هاى عمر، از همه كم سن تر بود.

    آن حضرت در هشتسالگى به امامت رسيد و در25سالگى به شهادت نايل آمد.



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-10-1389 در ساعت 08:07
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  6. تشكرها 3

    نازنين زهرا (13-10-1389), شكوه انتظار (13-10-1389), شميم يار (13-10-1389)

  7. Top | #174

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞


    قيام مختار ثقفي


    وی 5 سال بعد از حادثه خونین کربلا و یکسال بعد از نهضت «توابین» خود را با انتساب با هدف خونخواهی حسین بن علی علیه السلام و انتقام از قاتلان شهدای کربلا قیام کرد.

    14 ربیع الاول سال 66 هـ ق، در کوفه به پا خاست و "عبدالله بن مطیع" را که کارگزار "عبدالله بن زبیر" بود بیرون کرد.

    قیام و جهت گیری اصلی جنبش مختار با شعار «یا منصور امت» و «یا لثارات الحسین» بود.

    درگیری های سختی در محله ها و میدان های کوفه شد، گروههایی کشته و گروههایی تسلیم شدند و مختار وارد قصر کوفه شد.

    اشراف کوفه با او بیعت کردند. به نقل از «اخبارالطوال» اغلب سپاه مختار از موالی ایرانی بودند (تاریخ خلفا/522). مختار بعد از تسلط بر حکومت، قاتلان واقعه کربلا را کشت و نیروهایی به اطراف فرستاد تا هم در مناطق دیگر غالب شده و هم جنایتکاران آنجا را به کیفرشان برساند. مدتها این تحرکات و نبرد با طرفداران بنی امیه به طول انجامید.

    برخی از سرکردگان که به هلاکت رسیدند

    شمار کشته شدگان در قیام مختار را بر 3000 نفر گفته اند از جمله: عمربن سعد و پسرش شمربن ذی الجوش، حکیم بن طفیل، زیادبن مالک، خولی، منقذبن مره، عبدالله بن اسید، سنان، زیدبن رقاد، مالک بن بشر، حرمله، عمروبن حجاج، ربیعة بن مخارق (فرمانده نیروهای ابن زیاد).

    اقدامات مختار

    مهمترین اقدام مختار، مقابله با سپاه شام بود که درسال 67 هـ ق بین سپاه او به فرماندهی "ابراهیم بن اشتر" و سپاه شام به فرماندهی "عبیدالله بن زیاد" صورت گرفت که در این جریان بعضی از اصلی ترین سرکردگان و رهبران شام که مدتها در جنگهای مختلف عراق، شرکت داشتند، مثل عبیدالله بن زیاد، حصین بن نمیرسکونی، شرجیل بن ذی الکلاع، همگی کشته شدند و بقیه سپاه نیز شکست خورده و فراری و در شهر «موصل» آواره شدند.





    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  8. تشكرها 3

    محب فاطمه (13-10-1389), نازنين زهرا (13-10-1389), شميم يار (13-10-1389)

  9. Top | #175

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞


    سرانجام کار مختار

    مختار به سرزمین و مناطقی چون موصل، حلوان (نزدیک سرپل ذهاب)، مدائن، بلاد ارمنیه، اران، آذربایجان، حوران، ماهیان، ری و اصفهان که اینها شمال عراق بود، مسلط شد و فقط شهر بصره به دست آل زبیر و زبیریان بود.

    زبیریان از نیروهای مختار خواستند که با عبدالله بن زبیر، به عنوان امیرالمومنین بیعت و دست از جنگ بردارند، و یاران مختار خواستند تا آنها با مختار بیعت و خلافت را به «آل رسول» واگذارند که در این میان جنگی صورت گرفت و مصعب بن زبیر حاکم بصره و برادر عبدالله بن زبیر که از شقی ترین افراد روی زمین بود سپاه مختار را شکست داد و مختار و بسیاری را کشت و یاران او را اسیر کرد و به بغض اینکه بیشتر آنها از «عجم» بودند آنها را از دم تیغ گذراند.

    مدت حکومت مختار، یکسال و نیم (18 ماه ) بود و در 14 رمضان سال 67 هجری قمری در سن 67 سالگی از دنیا رفت. قبر او، در رواق راهرو مرقد حضرت مسلم بن عقیل در کوفه است.



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  10. تشكرها 3

    محب فاطمه (13-10-1389), نازنين زهرا (13-10-1389), شميم يار (13-10-1389)

  11. Top | #176

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞



    احوالات مختار ثقفی

    مختار را به مدح و ذم توصیف کرده اند. به علت خونخواهی حسین بن علی و یارانش بسیار او را ستوده اند، آن چنانکه از امام باقر علیه السلام: مختار را دشنام ندهید، او قاتلان ما را کشت و خونخواهی ما نمود و....،

    و از طرفی، بعضی آن را «کذاب» گویند و اتهاماتی چون ادعای «نبوت» برای خودش و ادعای «مهدویت» برای محمدبن حنفیه و تاسیس فرقه کیسانیه به او زده اند که اغلب این نسبت ها، بعد از مرگ مختار بوده و همانگونه که در تاریخ نقل شده مهم ترین عامل این اتهامات، ضرباتی است که او بر پیکر امویان و زبیریان وارد کرده است.

    عبدالله ابن زبیر که به گفته خود از چهل سال قبل دشمنی اهل بیت پیامبر را بر دل داشت، نمی توانست نسبت به مختار که برای حاکم کردن اهل بیت علیهم السلام، اینهمه کوشید بی تفاوت بماند.

    تکلیف بنی امیه که روشن است (برای آگاهی کامل مراجعه به کتب مربوطه شود). مختار مردی باهوش و آگاه و خردمند بود. او تعبد زیاد داشت و به گفته همسرش او از بندگان صالح خدا بود. همسر او بعد از این توصیف به دستور "مصعب بن زبیر" زندانی و بعد به قتل رسید.




    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  12. تشكرها 4

    محب فاطمه (13-10-1389), نازنين زهرا (13-10-1389), شكوه انتظار (13-10-1389), شميم يار (13-10-1389)

  13. Top | #177

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞



    حمايت غير مستقيم "محمد بن حنيفه " از مختار

    ورود مختار به كوفه مصادف با آمادگي توابين براي خروج از شهر بود. طبعاً مختار نمي‌توانست در مقابل سران توابين قد علم كند؛ به همين دليل صبر كرد تا عاقبت كار توابين مشخص شود.
    پس از خروج توابين از شهر، قاتلان امام حسين (ع) كه از مختار هراس زيادي داشتند. حاكم زبيري كوفه را وادار كردند تا مختار را زنداني كند. مختار دوباره زنداني شد، اما پس از مدتي با شفاعت عبدالله بن عمر نزد ابن زبير آزاد گرديد.

    وي پنهاني مشغول آماده كردن قيام خود گشت و از بازماندگان توابين خواست تا آماده باشند. او آنان را به كتاب خدا، سنت رسول، انتقام خون اهل بيت، دفاع از ضعفاء و جهاد با كساني كه حرام اسلام را حلال كرده‌اند، دعوت مي‌كرد.

    مختار شيعيان را در محل‌هاي خاصي گرد هم مي‌آورد و خود را به عنوان نماينده محمد بن حنفيه مطرح مي‌ساخت.

    گروهي از شيعيان نزد محمد بن حنيفه در مدينه رفتند و از او در اين باره پرسيدند. محمد بن حنيفه از فرزندان امام علي (ع) و برادر ناتني امام حسين (ع) نيز به صورت سر بسته و مبهم از مختار حمايت كرد، يعني گفت: "من دوست دارم تا خدا به دست هر كسي كه خود از بندگانش مي‌خواهد، انتقام ما را بگيرد ".

    اما اين سخنان به صورت حمايت رسمي محمد بن حنفيه از مختار در ميان شيعيان منتشر و موجب شد تا شيعيان زيادي به وي بپيوندند. مختار در پي افراد نيرومند و پر نفوذي بود كه بتواند پايگاه خود را مستحكم نمايد.

    از جمله آنان ابراهيم بن اشتر، فرزند مالك‌اشتر بود كه توانست او را به سوي خود جلب كند. بالاخره در شب چهاردهم ربيع الاول سال 66 شورشي آغاز شد.

    دسته‌هاي سپاهيان او در شهر مي‌گشتند تا هر كه مي‌خواهد به آنان ملحق شود. در جريان تسخير شهر كوفه توسط نيروهاي مختار، درگيري‌هاي متعددي رخ داد.

    ممكن است گفته شود اجازه از محمد حنفيه دليل بر رضايت ائمه از قيام او نمي‌شود، ولي با توجه به اينكه از طرفي، مختار مي‌دانست هر گونه حكومت و سياستي جز به فرمان معصوم صحيح نيست، و از سوي ديگر با توجه به شخصيت و تقواي محمد، او بدون اذن امام زمانش، اجازه چنين كاري را صادر نمي‌كند، و عدم اذن مستقيم از امام (ع) به خاطر رعايت شرايط تقيه بوده است.

    مختار براي گرفتن اجازه به سراغ محمد بن حنفيه مي‌رود. در اين ديدار محمد بن حنفيه او را به تقوا سفارش مي‌كند و با رعايت شرايط تقيه، سخناني مي‌گويد كه مختار از آن، اجازه براي قيام مي‌فهمد و با توجه به شخصيت معنوي محمد بن حنفيه، مي‌توان گفت اجازه او با اذن امام سجاد (ع) بوده است.


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  14. تشكرها 3

    محب فاطمه (13-10-1389), نازنين زهرا (13-10-1389), شميم يار (13-10-1389)

  15. Top | #178

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞


    * كشتار 3 هزار نفر به دست مختار در خونخواهي حسين (ع)

    سرانجام كوفه بدست مختار افتاد و "عبدالله بن مطيع " حاكم زبيري مخفيانه از شهر خارج شد. مختار با مردم شهر به عنوان امير آنها بيعت كرد.


    اما اشراف كوفه كه از مختار هراس داشتند دست به قيام زدند، كه قيامشان سركوب شد. پس از اين جريان، مختار ماموريت اصلي خود يعني كشتن قاتلان امام حسين (ع) را آغاز كرد.
    وي اعلام كرد: هر كس در خانه خويش را به روي خود ببندد، امنيت خواهد داشت، مگر كسي كه در ريختن خون فرزندان پيامبر مشاركت داشته باشد. بسياري از اشراف كه در ماجراي كربلا دست داشتند، به سمت بصره فرار كردند.

    اما ياران مختار بسياري از آنان را دستگير كرده و نزد مختار مي‌آوردند؛ او نيز دستور مي‌دهد كه آنان را به قتل برسانند؛ حتي دست و پاي بعضي را كه جرمشان سنگين‌ بوده قطع كرده و به قتل مي‌رساندند. تعداد تخميني كساني كه به جرم شركت در حادثه كربلا كشته شدند، حدود سه هزار نفر ذكر شده است.

    از جمله اين افراد "شمر بن ذي الجوشن "، "حرمله " و "عمر بن سعد " را مي‌توان نام برد.
    ياران مختار كه عموماً از مواليان و ايرانيان مقيم عراق و شيعيان و دوستداران اهل بيت (ع) بودند، در اندك مدتى بر بخش‌هايى از عراق تسلط پيدا كردند.

    مختار پس از پيروزى، به تعقيب جنايتكاران واقعه كربلا پرداخت و بسيارى از آنان را دستگير و به سزاى كردارشان رسانيد و برخى از آنان را در ميدان جنگ به قتل آورد و برخى ديگر را در هنگام شكست، اسير و به وضع فجيعى به هلاكت رسانيد.

    بعد از اين وقايع، مختار، سپاهي را به سمت مدينه فرستاد تا مدينه را از تسلط عبدالله بن زبير، خارج ساخته و به اين ترتيب زمينه را براي حاكميت شيعي بر حجاز آماده كند.

    انقلابيون كوفه، با شعار "يالثارات الحسين " حركت خويش را گسترش داده و با نيروهاى عبدالله بن مطيع، نماينده عبدالله بن زبير به نبرد برخاستند و با شكست دشمن، حكومت كوفه را به دست گرفته و نماينده عبدالله بن زبير را اخراج كردند.

    وى با اين اقدامات خويش، قلب شيعيان و اهل بيت داغدار را شاد كرد و دعاى آنان را بدرقه خويش نمود.

    مختار با سه جبهه مهم از دشمنانش روبرو بود، اول "عبدالله بن زبير " كه برادرش مصعب بن زبير را به جنگ مختار فرستاده بود. دوم، امويان شام كه عبيدالله بن زياد را براى سركوبى مختار به سوى عراق گسيل كرده بود. سوم، ضد انقلاب داخلى و گردنكشان مخالف اهل بيت (ع) كه در كوفه و اطراف آن ساكن بوده و با قيام مختار به شدت مخالفت مى ‏ورزيدند.


    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  16. تشكرها 4

    محب فاطمه (13-10-1389), نازنين زهرا (13-10-1389), شكوه انتظار (13-10-1389), شميم يار (13-10-1389)

  17. Top | #179

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞


    كيفيت شهادت همسر مختار

    سال شصت و ششم هجري است. شهر كوفه شاهد قيام‌هايي بوده و هست. قيام عبداللّه ‏بن عفيف اَزْدي به دفاع از حقانيت حسين شهيد و افشاي چهره كريه ابن‏زياد و امام گمراهش يزيد، قيام توّابين به خونخواهي دخترزاده پيامبر (صلي الله عليه و آله) و جبران گناه خويش در ترك ياري وي و اينك قيام مختاربن ابي عبيده ثقفي به خونخواهي حسين‏بن علي(عليهماالسلام).

    مردان و زنان بسياري كه بعد از عاشوراي سال شصت و يك هجري سخنان گرم و آتشين امام سجاد(عليه‌السلام)، زينب كبري(سلام الله عليها) و فاطمه دختر امام حسين(عليهما‏السلام) را در كوفه شنيده بودند، به عمق فاجعه پي برده و خويشتن را در گناهي بزرگ و خسراني عظيم مي‏ديدند و از آن روز، بذر خونخواهي امام حسين(عليه‌السلام) پاشيده شد و زدودن لكه ننگي كه بر پيشاني‌ها نقش بسته بود، وجهه همّت قرار گرفت.

    سال قبل از آن بيش از چهارهزار نفر مرد جان بر كف به فرماندهي صحابي نامدار، سليمان‏بن صُرَد خُزاعي با سپاهيان بي‏شمار شام درآويختند و جان بر كف جنگيدند و اكثريت قريب به اتفاق آنان با خون خويش توبه‏نامه‏شان را امضا كردند و حالا پس از يك سال با سازماندهي جديد تحت زعامت مختار قيامي ديگر را پي مي‏گيرند.

    با آماده شدن مقدمات قيام، حاكم زبيري را از شهر اخراج كرد و به تجهيز سپاه پرداخت و قاتلان امام حسين(عليه‏السلام) را از دم تيغ گذراند. سپاه وي به فرماندهي ابراهيم‏بن مالك ‏اشتر با سپاه شام درگير شد و شكست سختي بر سپاه شام وارد آورد و فرماندهان آن سپاه از جمله عبيدالله‏ بن زياد، حُصَين بن نُمَير، شرحبيل بن ذي‏الكلاع و ... را كشت.

    مختار از شيعيان سرشناس كوفه بود و به شجاعت، رشادت و شهامت شهرتي بسزا داشت. مسلم‏بن عقيل در خانه مختار سكني گزيد و هنگام قيام وي، مختار در شهر نبود و وقتي به شهر رسيد كه قيام مسلم شكست خورده بود. مختار نيز بازداشت شد و تا بعد از واقعه كربلا در زندان بود. او در پي زمينه‏سازي قيام بود كه در سال 65 توسط حاكم زبيري(1) كوفه بازداشت شد تا اين كه بعد از قتل‏عام توابين آزاد شد.

    حكومت مختار در كوفه قدرت و شوكت گرفت و دامنه آن به ديگر نقاط نيز گسترش يافت و اين بر مذاق عبدالله ‏بن زبير خوش نبود. بالاخره او، برادرش مُصعَب‏ بن زبير را براي سركوبي مختار روانه عراق كرد.

    مصعب با مختار درآويخت و سپاه وي را شكست داد و او را تا كوفه عقب راند. مختار در دارالاماره موضع گرفت و سپاهيان مصعب، آنجا را محاصره كرده و راه رسيدن آب و آذوقه را بر آنان بستند. تا مدتي زنان شيعه با روش‌هاي مختلف و با استفاده از حجاب و پوشش خود، به آنان آب و غذا مي‏رساندند. با شدت يافتن محاصره، مختار به يارانش گفت:

    «اي ياران من، در محاصره ماندن جز ضعف براي ما ارمغاني ندارد. بياييد از قصر خارج شويم و مردانه بجنگيم و كريمانه بميريم. به خدا قسم اگر صادقانه پا پيش گذاريد نصرت خدا شامل حال شما خواهد شد.»

    و در قبال جواب منفي آنان گفت:
    «اما من، به خدا قسم دست بيعت و تسليم به آنان نخواهم داد و شما را هم به پيروي از خويش مجبور نخواهم كرد. بدانيد هر گاه من كشته شدم بر ضعف شما افزوده گردد و در آن وقت، حتي اگر تسليم هم شويد، شما را خواهند كشت؛ آنگاه به يكديگر با حسرت نگاه مي‏كنيد و آرزو مي‏كنيد: كاش پيشنهاد مختار را مي‏پذيرفتيم؛ اما اگر حالا براي نبرد از قصر خارج شويد و پيروز نگرديد، كريمانه مرده‏ ايد و بر شما سرزنشي نيست.»



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  18. تشكر

    شميم يار (13-10-1389)

  19. Top | #180

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    تیر 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    67,572
    صلوات
    24951
    دلنوشته
    54
    اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    تشکر
    62,430
    مورد تشکر
    178,782 در 52,926
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    پیش فرض



    مختار با نوزده نفر از يارانش از قصر بيرون آمدند و شجاعانه جنگيدند تا به شهادت رسيدند و بقيه ياران او تسليم شدند و همان‏گونه كه مختار پيش‏بيني كرده بود، دست بسته كشته شدند.

    دشمنان مختار، چه اموي‌ها و چه زبيري‌ها از او ضربه‏هاي بسياري خورده بودند، بدين جهت انواع تهمت‌ها را نثار او كرده و وي را كذّاب، مدعي نبوت، مدعي مهدويّت و ... ناميدند و اطرافيان و اهل خانه او را به بيزاري جستن از او واداشتند.


    دو تن از همسران مختار به نام‌هاي عُمره، دختر نعمان ‏بن بشير انصاري و ام‏ثابت، دختر سمرة ‏بن جُندَب از لعن او سر باز زده و گفتند:

    «چگونه از مردي بيزاري بجوييم كه به ربوبيت خدا معترف، روزها روزه و شب‌ها به نماز مشغول بود. خونش را در راه خدا و رسول و براي كشتن قاتلان فرزند پيامبر و اصحاب و ياران آن بزرگوار، بذل كرد و خداوند وي را بر آن نامردمان مسلّط ساخت و با كشتن آنها دل‌ها را شفا داد.»

    به فرمان عبدالله ‏بن زبير آن دو زن، بين لعن مختار يا مرگ مخيّر شدند. ام‏ثابت گفت:
    «اگر به زور شمشير از من كفر گفتن هم بخواهي، كفر خواهم گفت. (حالا كه زور است) شهادت مي‏دهم كه مختار كافر بود.»

    اما عمره از لعن مختار سرپيچي كرد و حتي به قيمت جانش حاضر نشد او را دشنام دهد.
    وي گفت:
    «اين مرگ، شهادتي است كه از جانب خدا روزي من شده و هيچ‏گاه آن را از دست نمي‏دهم؛ هرگز؛ (زيرا) اين مرگي است گذرا كه در پي آن بهشت و هم‌نشيني با پيامبر و اهل بيت او است و به خدا قسم هيچ‏گاه با فرزند هند جگرخوار، همراه نخواهم شد و فرزند علي‏بن ابيطالب را وا نخواهم گذارد. خدايا تو شاهد باش كه من پيرو پيامبرت، دخترزاده‏اش، اهل بيتش و شيعيانش هستم.»

    مصعب، اين بانوي شجاع و با ايمان را به شهادت رساند و به شوهر شهيدش ملحق نمود. چه زيباست كه بدانيم اين بانوي قهرمان، شجاع، با ايمان و شهيد دختر كسي بود كه متأسفانه از اهل بيت منحرف و در سلك دشمنان آنان بود. پدرش نعمان‏بن بشير انصاري همان كسي بود كه پيراهن عثمان را به شام برد و در جنگ صفين در كنار معاويه و عليه امام شمشير زد و از طرف معاويه و فرزندش يزيد، والي بود. خداوند از چنين پدري منحرف، چنين دختري با ايمان به دنيا آورد تا بنماياند كه:
    «يُخْرِجُّ اَلْحَيِّ مِنَ المَيِّتِ» (روم، آيه 19)؛ از مرده، زنده را بيرون مي‏آورد.


    پي‌نوشت‌:
    1 ـ زبير فرزند صفيه دختر عبدالمطلب و عمه پيامبر و علي (عليهماالسلام بود.).ژ

    منابع:

    تاريخ طبري، ج 5، ص 569- 570 .

    مروج الذهب، مسعودي، ج 2، ص 98- 100 .

    تاريخ سياسي اسلام، رسول جعفريان، ج3، ص 211- 230 .

    تنقيح‏المقال، مامقاني، ج 3، ص 202- 206 .

    الاعلام، زركلي، ج 9، ص 4.

    تاريخ طبري، ج 6 .

    احمد حيدري.

    تنظيم تبيان: هدهدي.



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم ترزدند
    *******************************
    وقتی عهدترا بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانتشکستی ,
    ا
    زشکسته شدن دلت هرگز گله اینکن

    *******************************
    سکوتخطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی ک
    ه سکوتمی کند روزی حرفهایش را
    سرنوشتبه تلخیبه شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقيبه پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************


  20. تشكرها 3

    محب فاطمه (13-10-1389), نازنين زهرا (13-10-1389), شميم يار (13-10-1389)

صفحه 18 از 27 نخستنخست ... 8141516171819202122 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی