سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
˜Ï æÈáǐ
صفحه 20 از 27 نخستنخست ... 10161718192021222324 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 191 تا 200 , از مجموع 263

موضوع: ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞

  1. Top | #191

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞



    مزار و زیارت نامه مختار

    مزار مختار در كوفه، از قدیم الایام جزو مشاهد مشرّفه محسوب مى‌شود. قبر مختار در صحن مسلم بـن عـقـیـل، مـتصل به مسجد اعظم كوفه است.(46) گرچه بناى آن مندرس و قدیمى شـده، اما بـزرگـان شـیـعـه و مـردم قـدرشـنـاس از زیـارت او غافل نیستند.
    علامه شیخ عبدالحسین طهرانى(ره) از شاگردان برجسته صاحب جواهر و وصى مرحوم امیركبیر، وقـتـى بـراى تـشـرف بـه عتبات عالیات وارد عراق شده بود، نسبت به تعمیر و تجدید بناى مزار شریف مختار همت گماشت .
    عـلامـه امـیـنـى بـه نـقـل از كـتـاب مـزار شـهـیـد، زیـارتنـامـه‌اى جـالب بـراى مـخـتـار نـقـل مـى‌كـنـد و از ایـن زیـارتنـامـه، كـه شـهـیـد آن را نـقـل كـرده اسـت، معلوم مى‌شود كه قبر مختار از دیرزمان، مورد علاقه شیعیان و آزادمردان بوده و ابن بطوطه نیز در سفرنامه خود به آن اشاره كرده است.(47)
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  2. تشكرها 4


  3. Top | #192

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞

    سخنى در باب انتقام مختار از دشمنان

    مـخـتـار تـصـمـیـم گـرفـت با تمام قوا، همه مسبّبان حادثه عاشورا را مجازات كند و آنان را به سزاى اعمال ننگین خود برساند. این هدف اصلى مختار بود و در این كار، تا حدى موفق گردید. او بـه نـیـروهـایـش دسـتـور داد در هر مكان و هر زمان، عاملان حادثه كربلا را یافتند؛ به جزاى اعـمـالشـان بـرسانند و به هیچ وجه، به آنان رحم نكنند. این دستور اجرا شد و جمع كثیرى از عـامـلان حـادثـه كـربـلا بـه دسـت عـدالت و انـتـقـام سـپـرده شـدنـد و بـه جـزاى اعمال زشت خود رسیدند.
    بـر خـلاف شایعات امویان و بعضى گزافه‌گویى‌ها، در نهضت مختار، فقط قاتلان امام حسین (علیه‌السلام) و عاملان حادثه كربلا كیفر دیدند و در تاریخ حتى یك مورد تعرض به زنان، كودكان و افراد بى گناه از سوى او مشاهده نشده است، بلكه آنچه از تاریخ به دست مى‌آید این است كه مختار و نیروهایش اصول انسانى و ارزش‌هاى الهى را رعایت مى‌كردند.
    دیـنـورى، مـورخ مـشـهـور، نـقل مى‌كند كه پس از كشته شدن ابن زیاد در جنگ خازر، همسر او به اسـارت سـپـاه مـخـتـار درآمـد. ایـن زن اسـیـر نزد ابـراهـیـم (فـرمـانده لشكر مختار) آمد و گفت: امـوال او را بـه غـارت بـرده‌انـد، ابـراهـیـم گـفـت: چـه مـقـدار از امـوال تـو غارت شده است؟ گفت: پنجاه هزار درهم. دستور داد یكصدهزار درهم به او دادند و و او را همراه صد سوار به بصره نزد پدرش رساندند. (48)

    البـتـه نـمـى‌تـوان گـفت تمام آنچه مختار و نیروهایش انجام دادند دقیقاً منطبق با موازین شرع و اعـتـقادات شیعه بوده است، اما آنچه مختار نسبت به عاملان فاجعه كربلا انجام داد، واكنش قهرى دسـتـگـاه آفـریـنـش بـا سـتمگران، اجابت نفرین دل‌هاى سوخته خاندان ستمدیده پیامبر(صلی الله علیه و آله) و جوشش طبیعى احساسات در جامعه مسلمانان بود.
    توفیق اعلم، دانشمند معاصر، درباره انتقام مختار مى‌گوید:
    تـنـهـا بـرخـورد قاطع و خونبارى كه در تاریخ از ملامت مصون مانده و عذر آن پذیرفته شده همین كار عادلانه مختار است.(49)
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  4. تشكرها 3

    seyed yasin (13-10-1389), شكوه انتظار (13-10-1389)

  5. Top | #193

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞


    استاد سیدجعفر شهیدى(ره) نیز در این باره مى‌گوید:



    «... از نو قتلگاه، بلكه قتلگاه‌هاى دیگرى به راه افتاده، اما این بار قربانیان، آن پاكان و عـزیزان خدا نبودند، دژخیم‌هایى بودند كه دست‌هایشان تا مرفق، در خون آزادگان رنگین شده بود.
    امروز وقتى ما داستان كشتار مختار، پسر ابى عبیده ثقفى را مى‌خوانیم، اگر سرى به كتاب‌هـاى حـقـوقـى زده بـاشـیـم، مـمكن است چنان انتقامى را تا حدى خشن بدانیم و بگوییم: چرا چنان كردند؟ یكى را چون گوسفند سر بریدند و یكى را شكم پاره كردند و دیگرى كه تیرى به فـرزنـدى از فرزندان حسین(علیه السلام) افكنده و آن جوان كه دست را سپر ساخته و تیر، دست و پیشانى او را شكافته بود، همان كیفر دادند، دیگرى را در دیگ روغن جوشان افكندند و دست و پاى آن یكى را بـه زمـیـن دوخـتـنـد و اسـبـان را روى آن گـذراندند، چنانكه نوشته‌اند، تنها یكجا دویست و چـهـل و هـشـت تن را، كه در قتل حسین و یاران او شریك بودند، طعم اینگونه كیفرها چشاندند؛ ما ایـن داسـتـان‌هـا را مـى‌خـوانیم و در آن نوعى قساوت مى‌بینیم، اما باید دانست كه قضاوت مردم سیزده قرن بعد درباره كردار پیشینیان درست نیست.
    شمر، عبیدالله بن زیاد، عمر سعد، حفص ـ پسر او ـ خولى، سنان و دهها تن از سران لشكر كـوفـه كیفرها دیدند، اما تاریخ به همین جا بسنده نكرد و این آخرین انقلاب و آخرین انتقام نبود.»(50)
    ایـن، تـازه عذاب دنیوى آن نابكاران از خدا بی خبر بود و عذاب اخروى، كه جلوه‌اى كامل از قهر الهى را به نمایش مى‌گذارد، بسیار افزونتر و كوبنده‌تر از این‌ها است .
    «فَسیَعْلَمُ الَّذینَ ظَلَمُوا اَىَّ مُنقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»(51)
    و به تعبیر امیرالمؤمنین (علیه السلام):
    « یَومُ الْمَظْلُومِ عَلَى الظّالِم اَشَدُّ من یَوْمِ الظّالِم عَلَى الْمَظْلومِ؛ روز ستمدیده بر ستمكار سخت‌تر است از، روز ستمكار بر ستمدیده.(52)



    پی‌نوشت‌ها:
    1- تـاریخ طبرى، محمد بن جریر طبرى، ج 6، ص 7؛ تاریخ یعقوبى، احمد بن ابى یـعـقـوب، ج 2، ص 258؛ كـامـل فـى التـاریـخ، ابـن اثـیـر، ج 4، ص 163؛ بـحـار الانـوار، محمدباقر مجلسى ،ج 45، ص 350.
    2- مـعجم قبائل العرب، عمر رضا كحاله، ج 1، ص 148- 149؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید معتزلى، ج 8، ص 303.
    3- بحارالانوار، ج 45، ص 350؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 171.
    4- بـحـارالانـوار، ج 45، ص 345؛ قاموس، محمد بن یعقوب فیروز آبادى، ج 1، ص 257؛ وفیات الاعیان، ابن خلكان، ج 4، ص 172.
    5- بحارالانوار، ج 45، ص 344؛ رجال كشى، ص 127.
    6- مروج الذهب، ج 2، ص 315؛ انساب الاشراف، ج 6، ص 375.
    7- الغـارات، ابـراهـیـم بـن مـحـمـد ثـقـفـى، ج 2، ص 517؛ كامل ابن اثیر، ج 2، ص 433.
    8- انساب الاشراف، ج 6، ص 375؛ بحارالانوار، ج 45، ص 350.
    9- همان .
    10- مـقـتـل الحـسـیـن، عـبـدالرزاق موسوى مقرم، ص 167؛ حیاة الامام الحسین، باقر شریف القرشى، ج 3، ص ‍ 454.
    11- الاعلام، خیرالدین الزركلى، ج 8، ص 70.
    12- بحارالانوار، ج 45، ص 352.
    13- الارشاد، ص 205؛ تاریخ طبرى، ج 5، ص 355.
    14- انساب الاشراف، ج 6، ص 376.
    15- كامل ابن اثیر، ج 4، ص 169.
    16- تـاریـخ طـبـرى، ج 5، ص 381؛ كـامـل ابـن اثـیـر، ج 4، ص 36.
    17- مقتل الحسین(ع) ، ابى مخنف، ص 268-270.
    18- انـسـاب الاشـراف، ج 6، ص 376- 377؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 116؛ مقتل ابى مخنف، ص 271؛ البدایة والنهایة، ج 8، ص 249.
    19- كامل ابن اثیر، ج 4، ص 169-170.
    20- بحارالانوار، ج 45، ص 356.
    21- انساب الاشراف، ج 6، ص 379.
    22- مـروج الذهـب، ج 3، ص 74؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 172؛ تاریخ طبرى، ج 5، ص 579.
    23- تاریخ طبرى، ج 5، ص 580؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 172.
    24- تـاریـخ طـبـرى، ج 5، ص 581 و ج 5، ص 58؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 173.
    25- كامل ابن اثیر، ج 4، ص 173.
    26- تاریخ طبرى، ج 5، ص 580؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 172.
    27- البدایة و النهایة، ابن كثیر، ج 8، ص 270.
    28- كامل ابن اثیر، ج 4، ص 173.
    29- تاریخ طبرى، ج 6، ص 7؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 211.
    30- بحارالانوار، ج 45، ص 365.
    31- تاریخ طبرى، ج 6، ص 15؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 215.
    32- همان، ج 4، ص 170.
    33- تاریخ طبرى، ج 6، ص 15؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 215.
    34- انساب الاشراف، ج 6، ص 386؛ تاریخ طبرى، ج 6، ص 16؛ بحارالانوار، ج 45، ص 364- 365.
    35- تاریخ طبرى، ج 6، ص 32؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 226.
    36- تاریخ طبرى، ج 6، ص 20؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 218-210.
    37- تاریخ طبرى، ج 6، ص 13؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 214.
    38- تنقیح المقال، مامقانى، ج 3، ص 206؛ بحارالانوار، ج 45، ص 365.
    39- تاریخ طبرى، ج 6، ص 14؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 214 .
    40- تاریخ طبرى، ج 6، ص 20؛ كامل ابن اثیر، ج 4، ص 218.
    41- مستدرك الوسائل، ج 2، ص 265؛ فروع كافى، ج 5، ص 47.
    42- مقاتل الطالبیین، ص 93.
    43- الاخبار الطّوال، احمد بن داود دینورى، ص 293.
    44- تاریخ طبرى، ج 6، ص 32.
    45- تاریخ طبرى، ج 6، ص 32، مصر.
    46- تنزیه المختار، ص 14 ـ 13.
    47- رحله، ابن بطوطه، ص 232.
    48- اخبار الطوال، ص 296.
    49- اهل بیت، توفیق اعلم، ص 517 .
    50- پس از پنجاه سال پژوهشى تازه پیرامون قیام امام حسین(علیه السلام)، سید جعفر شهیدى، ص 193ـ 194.
    51- شعراء، آیه 227.
    52- نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدى، ص 401، قصار 241.
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  6. تشكرها 3

    seyed yasin (13-10-1389), شكوه انتظار (13-10-1389)

  7. Top | #194

    عنوان کاربر
    مدیرارشدانجمن مهارتهای زندگی
    تاریخ عضویت
    شهریور 1388
    شماره عضویت
    54
    نوشته
    9,293
    تشکر
    2,655
    مورد تشکر
    6,980 در 3,872
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞

    زیارتنامه امام محمد تقى علیه السلام




    اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا وَلِىَّ اللهِ ؛ سلام بر تو اى ولى خدا

    اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا حُجَّةَ اللهِ ؛ سلام بر تو اى حجت خدا

    اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا نُورَ اللهِ فى ظُلُماتِ الاَْرْضِ ؛ سلام بر تو اى نور خدا در تاریكی‌هاى زمین

    اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یَابْنَ رَسُولِ اللهِ ؛ سلام بر تو اى فرزند رسول خدا

    اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ عَلى آبآئِكَ ؛ سلام بر تو و بر پدران تو

    اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ عَلى اَبْنآئِكَ ؛ سلام بر تو و بر فرزندانت

    اَلسَّلامُ عَلَیْكَ وَ عَلى اَوْلِیآئِكَ ؛ سلام بر تو و بر دوستانت

    اَشْهَدُ اَنَّكَ قَدْ اَقَمْتَ الصَّلوةَ وَ آتَیْتَ الزّكوةَ وَ اَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَیْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ ؛ گواهى دهم كه به راستى تو برپا داشتى نماز را و بدادى زكات را و امر به معروف و نهى از منكر كردى

    وَ تَلَوْتَ الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ وَ جاهَدْتَ فِى اللهِ حَقَّ جِهادِهِ ؛ و تلاوت كردى قرآن را چنانچه باید و جهاد كردى در راه خدا آن طور كه شاید .

    وَ صَبَرْتَ عَلَى الاَْذى فى جَنْبِهِ حَتّى اَتیكَ الْیَقینُ ؛ و شكیبا بودى بر آزار مردم در مورد (كار) خدا تا مرگت فرا رسید

    اَتَیْتُكَ زآئِراً عارِفاً بِحَقِّكَ مُوالِیاً لاَِوْلِیآئِكَ مُعادِیاً لاَِعْدآئِكَ ؛ آمده‌ام به درگاهت براى زیارت در حالى كه عارفم به حق تو و دوست دارم دوستانت را و دشمنم با دشمنانت

    فَاشْفَعْ لى عِنْدَ رَبِّكَ ؛ پس شفاعت مرا بنما در پیشگاه پروردگارت .
    ویرایش توسط محب فاطمه : 13-10-1389 در ساعت 09:11
    امضاء
    یقین که آتش دوزخ حرام گردیده

    به جسم آنکه بود یار آشنای حسین



    برای بخشش کوه گناه یک راه است

    بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین









  8. تشكرها 3

    seyed yasin (13-10-1389), شكوه انتظار (13-10-1389)

  9. Top | #195

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞



    بازگشت مختار به كوفه

    همزمان با دعوت مختار و تهیه مقدمات قیام، عبدالله بن زبیر، سیاستمدار كاركشته‌اى به نام عبدالله بن مطیع، را كه سابقه دوستى با مختار داشت، به استاندارى كوفه منصوب نمود. تـاریـخ ورود اسـتـانـدار جدید بـه كـوفـه، پنج شنبه بیست و پنجم رمضان سال 65 ه ‍.ق بود.
    مختار پـس از بریدن از ابـن زبـیـر و تماس‌هایى كه با اهل بیت پیامبر(علیهم‌السلام) گرفت، مكه را به قصد عراق براى هدفى بزرگ ترك كرد؛ و به كوفه رفت.
    بلاذرى نوشته است: مختار با قافله‌اش وارد كوفه شد و پیش از ورود به شهر، كنار رودخانه حیره رفت و غسل كرد، موهاى خود را روغن زد و خود را معطر كرد، لباسى مناسب پوشید و عـمامه‌اى بر سر نهاد، شمشیر را حمایل كرد و سوار بر اسب وارد شهر شد. در ابتداى ورود، بـه مـسـجـد سـكـون - مـركـز تجمع مردم در محله كنده - رسید. مردم از او استقبال گرمى كردند. مختار مرتب به مردم بشارت فتح و پیروزى مى‌داد..

    مختار با رهبران شیعیان و یاران امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) و كسانى كه در حادثه عاشورا دخالت نداشتند - كه آنان را (حسینیّون) مى‌گفتند - ملاقات نمود و آنان را به بیعت و قیام دعوت كرد.
    مردم كوفه همگی به صورت نیمه مخفیانه با مختار بیعت كردند. اساس این بیعت و هدف از آن قیام، خونخواهى شهداى كربلا بود. خبر ورود مختار به كوفه و گرایش عمومى مردم به او بـه گوش ابن مطیع رسید و قاتلان امام حسین(علیه السلام) همچون شمر بن ذى الجوشن و شبث بن ربعى و زید بن حارث، كه از معاونان استاندار ابن زبیر بودند، خطر مختار را به او گوشزد نمودند و پیشنهاد دستگیرى و حتى قتل مختار را به او دادند.
    سرانجام عمال ابن زبیر، مختار را دستگیر كردند و به زندان انداختند.مختار بـراى دومـیـن بـار بـه زندان افتاد. گوینـد زندانى شدن مختار همزمان با قیام توّابین بود.
    مجددا مختار از زندان براى شوهر خواهر خود، عبدالله بن عمر نامه‌اى نوشت و همانند گذشته، از زندان آزاد شد، اما با قید ضمانت.
    مختار پس از چند ماه زندانى شدن توسط عمال ابن زبیر، خلاصى یافت، و با یك حركت حساب شـده مشغول برنامه‌ریزى براى قیام شد و جمعى از سران شیعه و بقایاى توابین از طرف او مامور شدند تا از مردم بیعت بگیرند.

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  10. تشكرها 2


  11. Top | #196

    عنوان کاربر
    مدیر افتخاری
    تاریخ عضویت
    اردیبهشت 1389
    شماره عضویت
    378
    نوشته
    9,809
    تشکر
    5,211
    مورد تشکر
    11,679 در 5,265
    دریافت
    0
    آپلود
    0

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 28 )۞۩۞







    ای ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
    آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

    در میکده بودم ولی بیرون شدم چون غافلین
    ای وای ازین بی حاصلی عمر جوان گم کرده ام

    پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره
    اما خدا حالم ببین من مهربان گم کرده ام

    ای وای ازین غوغای دل از دلبرم هستم خجل
    وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام

    نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام
    اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام

    من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام
    آقا تو را گم کرده ام مولا تو را گم کرده ام

    بنوشتم این نامه چنین با خون دل ای مه جبین
    اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام

    امضاء



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. تشكرها 2

    saleh (13-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (13-10-1389)

  13. Top | #197

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 29 )۞۩۞



    پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 29)



    قالَ الامام حسين عليه السّلام :

    مَنْ طَلَبَ رِضَى اللّهِ بِسَخَطِ النّاسِ كَفاهُ اللّه اُمُورَ النّاسِ،
    وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِاللّهِ وَ كَّلَهُ اللّهُ إ لَى النّاسِ.


    هركس رضايت و خوشنودى خداوند را درامور زندگى طلب نمايد
    گرچه همه افراد ازاو رنجيده شوند،خداوند مهمّات و مشكلات او را
    كفايت خواهد نمود.
    و كسى كه رضايت و خوشنودى مردم را طالب گردد
    گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد،
    خداوند امور اين شخص را به مردم واگذار مى كند.



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 13-10-1389 در ساعت 22:22
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  14. تشكرها 4

    محب فاطمه (13-10-1389), نرگس منتظر (15-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (14-10-1389), شكوه انتظار (14-10-1389)

  15. Top | #198

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 29 )۞۩۞



    روزی که در جام شفق مل کرد خورشید
    بر خشک چوب نیزه‌ها گل کرد خورشید

    شید و شفق را چون صدف در آب دیدم
    خورشید را بر نیزه گویی خواب دیدم

    خورشید را بر نیزه آری این چنین است
    خورشید را بر نیزه دیدن سهمگین است

    بر سخره از سیب زنخ بر می‎توان دید
    خورشید را بر نیزه کمتر می‌توان دید

    در جام من می بیشتر کن ساق امشب
    با من مدارا بیشتر کن ساقی امشب

    بر آب خورد آخر مقدم تشنگانند
    می ده حریفانم صبوری می‎توانند

    این تازه رویان کهنه رندان زمینند
    با نا شکیبایان صبوری را قرینند

    من صحبت شب تا سحوری کی توانم
    من زخم دارم من صبوری کی توانم

    تسکین ظلمت شهر کوران را مبارک
    ساقی سلامت این صبوران را مبارک

    من زخم‎های کهنه دارم بی شکیبم
    من گرچه اینجا آشیان دارم غریبم

    من با صبوری کینه دیرینه دارم
    من زخم داغ آدم اندر سینه دارم

    من زخمدار تیغ قابلیم برادر
    میراث خوار رنج ‌هابیلیم برادر

    یوسف مرا فرزند مادر بود در چاه یحیی!
    مرا یحیی برادر بود در چاه

    از نیل با موسی بیابانگرد بودم
    برادر با عیسی شریک درد بودم

    من با محمد از یتیمی عهد کردم
    با عاشقی میثاق خون در مهد کردم

    بر ثور شب با عنکبوتان می‎تنیدم
    در چاه کوفه وای حیدر می‎شنیدم

    بر ریگ صحرا با اباذر پویه کردم
    عمّار وش چون ابر و دریا مویه کردم

    تاوان مستی همچون اشتر باز راندم
    با میثم از معراج دار آواز خواندم

    من تلخی صبر خدا در جام دارم
    صفرای رنج مجتبی در کام دارم

    من زخم خوردم صبر کردم دیر کردم
    من با حسین از کربلا شبگیر کردم

    آن روز در جام شفق مل کرد خورشید
    بر خشک چوب نیزه‎ها گل کرد خورشید

    فریادهای خسته سر بر اوج می‎زد
    وادی به وادی خون پاکان موج می‎زد

    بی داد مردم ما خدا، بی درد مردم
    نامرد مردم ما خدا، نامرد مردم

    از پا حسین افتاد و ما بر پای بودیم
    زینب اسیری رفت و ما بر جای بودیم

    از دست ما بر ریگ صحرا نطع کردند
    دست علمدار خدا را قطع کردند

    نو باوه‌گان مصطفی را سر بریدند
    مرغان بستان خدا را سر بریدند

    در برگ ریز باغ زهرا برگ کردیم
    زنجیر خائیدیم و صبر مرگ کردیم

    چون بیوه‌گان ننگ سلامت ماند بر ما
    تاوان این خون تا قیامت ماند بر ما

    روزی که در جام شفق مل کرد خورشید
    بر خشک چوب نیزه‌ها گل کرد خورشید

    «علی معلم دامغانی»



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  16. تشكرها 4

    محب فاطمه (13-10-1389), نرگس منتظر (15-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (14-10-1389), شكوه انتظار (14-10-1389)

  17. Top | #199

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 29 )۞۩۞


    مجالس سوگواري و ذكر مصيبت امام حسين عليه السلام

    اول : مجلسى كه قبل از خلق آدم عليه السلام برپا شد.

    دوم : مجلسى كه بعد از آن و قبل از ولادت حسين عليه السلام منعقد شد.

    سوم : مجلسى كه بعد از ولادت و قبل از شهادت آن بزرگوار برپا شد.

    چهارم : مجالسى كه پس از شهادت امام در دنيا برپا مى شود.

    پنجم : مجلسى كه بعد از فانى شدن دنيا در روز قيامت منعقد مى گردد.

    نوع اول :

    شامل دو مجلس است ، هر چند تعبير از مجلس در اينجا مجازى است ، مجلس اول ، محل تقدير آن حضرت است. هنگامى كه خداوند بر اين امر اراده فرمود و قلم بر لوح تقدير كشيد ، قلم و لوح بر آن حضرت اندوهگين شدند.

    دوم در اطراف عرش قبل از خلق آدم عليه السلام است. وقتى پروردگار به ملائكه فرمود من در روى زمين براى خود جانشين ، قرار دادم ، آنها گفتند آيا در روى زمين كسى را خليفه مى گردانى كه خونريزى مى كند ؟

    در بعضى از تفسيرها آمده است كه آنها در اين مسأله ، قتل حسين عليه السلام را ملاحظه كردند و اين سخن را از باب اندوه و حسرت بيان نمودند ؛ سپس خداوند تعالى فرمود : من به آنچه شما نمى دانيد ، آگاه هستم.

    نوع دوم : در اين نوع چهارده مجلس وجود دارد :

    اول ؛ عرفات :

    وقتى آدم عليه السلام به ساق عرش نگاه كرد و اسماء خمسه را مشاهده نمود و جبرئيل عليه السلام به او ياد داد كه بگويد: يا حميد بحق محمد ، يا عالى بحق على ، يا فاطر بحق فاطمه يا محسن بحق الحسن و الحسين و منك الاحسان ، وقتى نام حسين عليه السلام را به زبان آورد ، اشكش جارى شد و قلبش خاشع گرديد و گفت : اى برادر! ذكر پنجمين اسم ، قلب مرا مى شكند و اشكم را جارى مى سازد. آنگاه جبرئيل عليه السلام با مرثيه سرايى براى حسين عليه السلام ، علت اين امر را توضيح داد ، آدم و ملائكه حاضر در آنجا مى شنيدند و گريه مى كردند.

    آنگاه جبرئيل گفت : اين فرزند تو ، به مصيبتى گرفتار مى شود كه در برابر آن تمام مصيبت ها ناچيز مى شود.

    پرسيد آن چه مصيبتى است ؟ گفت : لب تشنه و غريب و تنها در حالى كه هيچ يار و ياورى ندارد كشته مى شود. اى آدم ! اى كاش تو مى ديدى كه او واعطشا مى گويد و از كمى يار و ياور ناله و از شدت تشنگى ، دنيا و آسمان جلوى چشمش تيره و تار مى گردد ؛ جواب او را فقط با شمشير مى دهند و او را چون گوسفند از قفا سر مى برند ، خيامش را غارت مى كنند و سرهاى آنها را به همراه زنانش در شهرها مى گردانند.



    ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 14-10-1389 در ساعت 09:01
    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  18. تشكرها 4

    محب فاطمه (13-10-1389), نرگس منتظر (15-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (14-10-1389), شكوه انتظار (14-10-1389)

  19. Top | #200

    عنوان کاربر
    مدير کل سایت
    تاریخ عضویت
    خرداد 1397
    شماره عضویت
    13
    نوشته
    66,661
    صلوات
    23723
    دلنوشته
    50
    یا صاحب الزمان .... بهار قرآن رسید ... بهار دلها بیا .....
    تشکر
    61,607
    مورد تشکر
    177,677 در 52,452
    وبلاگ
    173
    دریافت
    9
    آپلود
    102

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 29 )۞۩۞



    دوم و سوم بهشت ؛


    در بهشت دو مجلس برپا شد. در مجلس اول ، مرثيه سرا حوريه بود و شنونده ، پيامبر صلى الله عليه و آله و جبرئيل عليه السلام.


    در مجلس ‍ دوم ، مرثيه سرا جبرئيل و شنونده ، پيامبر صلى الله عليه و آله و حورالعين بودند.

    در بحارالانوار از پيامبر صلى الله عليه وآله روايت شده است كه فرمود


    در شب معراج وقتى مرا سير دادند ، جبرئيل دست مرا گرفت و مرا كه خوشحال بودم وارد بهشت كرد ، تا اينكه درختى از نور ديدم كه با نور مزين شده بود. در اصل آن درخت در ملك هستند كه تا روز قيامت به زر و زيور آراسته اند. سپس پيش رفتم تا به درخت سيبى رسيدم كه بزرگتر از آن را نديده بودم ، سيبى برداشتم و آن را دو نيم كردم ، از آن براى من حوريه اى خارج شد كه پلك هايش مانند شاه پر بال عقاب بود. از او پرسيدم تو مال كيستى ؟ گريه كرد و گفت : مال فرزند تو ، حسين بن على بن ابى طالب ، كه مظلومانه به شهادت مى رسد.


    اما روايت ديگر ؛ روايت شده است كه وقتى وفات امام حسن عليه السلام نزديك شد و سم در بدن ايشان اثر كرد و رنگش سبز شد ، امام حسين عليه السلام گفت : چرا رنگت سبز شده است و بعد گريه كرد. امام حسن گفت :


    اى برادر حديث جدم درباره من و تو صدق كرد : سپس امام حسين عليه السلام را در آغوش گرفت و به شدت گريه كرد.


    در اين باره از امام حسن عليه السلام سؤال كرد ؛ ايشان گفتند : جدم به من خبر داد كه وقتى شب معراج وارد بهشت شدم دو قصر عالى مجاور هم و شبيه به هم ديدم كه يكى از زبرجد سبز بود و ديگرى از ياقوت سرخ ،


    از جبرئيل سؤال كردم ، گفت : يكى از آنها به حسن و ديگرى به حسين تعلق دارد ، زيرا حسن به واسطه سم از دنيا مى رود و رنگش سبز مى شود ، اما آنكه سرخ است ، قصر حسين است ، چون كشته مى شود و چهره اش به خون آغشته مى گردد. در آن هنگام ، پيامبر و جبرئيل گريه كردند و فرشتگان در آنجا به گريه و ناله ضجه زدند.


    چهارم ؛ مجلس آدم عليه السلام در كربلا


    آدم وقتى در زمين مى گشت ، چون به محل شهادت حسين عليه السلام رسيد ، پايش لغزيد و به زمين افتاد و خون از پايش جارى شد ، آنگاه سر به سوى آسمان بلند كرد و گفت :


    بارالها! آيا خطاى ديگرى از من سر زد و مرا مجازات كردى به او وحى شد ، نه ، اما در اين سرزمين فرزند تو حسين مظلومانه كشته مى شود ، از اين رو خون تو از باب موافقت با خون او جارى شد. پرسيد : قاتل او چه كسى است ؟ به او وحى آمد كه يزيد .آنگاه آدم چهار مرتبه يزيد را لعنت كرد و چند قدمى به سمت كوى عرفات رفت.


    پنجم ؛ سفينه نوح عليه السلام


    وقتى سفينه بالاى قت حسين عليه السلام و محل طوفان سفينه اهل بيت (حسين عليه السلام) رسيد ، دچار مشكل شد و نوح عليه السلام تسيد كه غرق شود. آنگاه به درگاه الهى عرض كرد : خدايا! دنيا را آب فرا گرفته است ، و در هيچ مكانى ، مانند اين سرزمين دچار وحشت و هراس نشدم.


    جبرئيل عليه السلام براى بيان قضيه حسين عليه السلام نازل شد و گفت : او در اينجا كشته مى شود.


    آنگاه نوح و اصحاب سفينه گريه كردند و يزيد را لعنت نمودند و از آنجا گذشتند.


    ششم : مجمع البحرين


    آن طور كه در روايت آمده است ، وقتى موسى عليه السلام با خضر عليه السلام ملاقات كرد ، خضر براى او درباره آل محمد و مصيبت هاى آنها سخن گفت :


    وقتى سخن به حسين عليه السلام رسيد ، صداى هر دوى آنها به گريه بلند شد.


    هفتم : قاليچه سليمان و لشكريان او ، كه عبارت بودند از انس ، جن و پرندگان ؛


    وقتى سليمان عليه السلام در هوا بر روى قاليچه بود ، چون بر فراز قتلگاه حسين عليه السلام قرار گرفت ، باد قاليچه را سه دور چرخاند و بر زمين انداخت.


    سليمان باد را مورد سرزنش قرار داد ، اما باد شروع به نوحه سرايى كرد و گفت : اى پيامبر خدا! اينجا محل شهادت حسين عليه السلام است ، تا آخر حديث


    هشتم ؛ ساحل حرزان


    وقتى به ابراهيم عليه السلام ملكوت آسمان ها و زمين ارائه شد و شبح حسين عليه السلام را ملاحظه كرد ، بر آن حضرت گريه نمود.


    نهم ؛ مجلس دوم ابراهيم


    آن حضرت وقتى خواست بت ها را بشكند ، گفت : من ناخوش هستم يعنى براى آنچه بر حسين عليه السلام وارد مى شود.



    امضاء
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند
    درد ندارد ، محکم تر زدند
    *******************************
    وقتی عهدت را بخاطرآرامش دل دیگران با امام زمانت شکستی ,
    از
    شکسته شدن دلت هرگز گله ای نکن

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
    *******************************
    كسي كه طعم زبان عسل نمي فهمد
    توهرچه هم بخواني غزل ؛ نمي فهمد
    حكايت نرود ميخ اهني درسنگ ؛
    مخوان كه سنگ ضرب المثل نمي فهمد

    حديث عاشقي به پايان نمي رسد اما...
    دريغ ودرد كه اين را
    اجل نمي فهمد

    *******************************



  20. تشكرها 4

    محب فاطمه (13-10-1389), نرگس منتظر (15-10-1389), خادمه صدیقه طاهره(س) (14-10-1389), شكوه انتظار (14-10-1389)

صفحه 20 از 27 نخستنخست ... 10161718192021222324 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی