۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞ سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
صفحه 7 از 27 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 263
  1. #61
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    gol.. پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 23) ۞۩۞








    زنان در عرصه سیاسی کربلاو حضور زینب ، بزگ بانوی کربلا

    علاوه بر حضور مستمر و سازنده زنان در جامعه در مقاطع خاصی از تاریخ، شرایط ویژه و استثنایی رخ می دهد که حضور آنان در صحنه های سیاسی – اجتماعی، ضروری می گردد. و نقش حیاتی می یابد.

    یکی از حوادث مهم و منحصر به فرد تاریخ اسلام، قیام امام حسین(ع) است که محصول مشترک ایثار و فدارکاری زنان و مردان می باشد.
    بانوان از جهات گوناگون در قیام عاشورا نقش داشتند که به طور فشرده به آنها اشاره می کنیم:

    1- نقش ناپیدا و غیر مستقیم

    مردانی که در قیام عاشورا حماسه آفریدند. هر کدام دست پرورده و تربیت شده دامن زنان شجاع، فداکار و مومنی بودند.

    و این ام البنین(1) آن بانوی فداکار و با ایمان بود که فرزندی همچون عباس به اسلام تحویل داد. این ماجرا به خوبی نشان می دهد که بهره مندی جامعه از انسانهای بزرگ، تاریخ ساز و فداکار نیازمند آن است که در درجه نخست باید از وجود زنان شجاع، با ایمان، عفیف و فداکار و ... بهره مند باشد.

    2- ترغیب و تشویق شوهران و فرزندان خود به حضور در صحنه

    زنان علاوه بر آنکه از جهت تربیت حماسه سازان کربلا، در قیام عاشورا نقش مهمی را ایفا کردند از جهت ترغیب و تشویق شوهران و فرزندان خویش چه پیش از عاشورا و چه در روز عاشورا سهم بسزایی داشتند.

    یکی از یاران فداکار و با وفای امام حسین(ع) زهیربن قین است. زهیربن قین از چنان شایستگی و لیاقتی در صحنه کربلا برخوردار بود که از سوی امام حسین(ع) به فرماندهی جناح راست سپاه منصوب گردید. (2) چنین شخصیتی با این همه عظمت و بزرگواری در آغاز در یاری کردن امام(ع) مردد بود و بر اثر تشویق و هشدار همسرش – دیم دختر عمرو - در راه حسین(ع) گام نهاد. شاید اگر زهیر از همراهی چنین همسری برخوردار نبود. به آن همه افتخار و ایثار دست نمی یافت.
    یکی از زنان فداکار و نمونه مادر وهب بن عبدالله کلبی است. او همراه فرزند و عروس خود در صحنه کربلا حضور یافتند. در روز عاشورا مادر وهب به فرزندش گفت:
    فرزندم بر خیز فرزند رسول خدا(ص) را یاری کن. (3)

    3- حضور در نبرد

    در اسلام جنگیدن و شرکت در صحنه های پیکار و جهاد ابتدایی بر زنان واجب نگردیده است. حتی در صحنه کربلا نیز یک امر دفاعی بود. بنابرصلاح دید اندیشه امام حسین(ع) که کاملاً نیز طبیعی است به زنان اجازه نبرد کارزار نداد. از این رو زنان در نبرد عاشورا حضور نظامی نداشتند. در روز عاشورا تنها دو زن به میدان نبرد رفتند که امام حسین(ع) آنان را بازگرداند. (4)

    شاید دلیل آنکه در روز عاشورا امام حسین(ع) به زنان اجازه نبرد نداد با اینکه رسول خدا(ص) در شرایط اضطرار ی همانند جنگ احد و حنین به آنان اجازه نبرد می داد، این باشد که از یک سو جنگیدن زنان، در حفظ جان مقدس امام حسین(ع) بی تأثیر بود. و از سوی دیگر بر اثر کشته شدن زنان، معلوم نبود امام سجاد(ع) به چه سرنوشتی گرفتار می گردد. از سوی دیگر چنانچه می دانیم در قیام امام حسین(ع) مسئولیت پیام رسانی نهضت عاشورا بر عهده زنان نهاده شد و در صورتی که زنان کشته می شدند نهضت امام حسین(ع) ناتمام می ماند به احتمال مجموعه عوامل گذشته دلیل عدم اجازه امام(ع) به زنان برای حضور در نبرد بود.

    4-مسئولیت زنان پس از عاشورا

    گفتیم که هدف نهضت و قیام حسینی بر انگیختن حساسیت دینی و مذهبی مسلمانان و بیدار کردن وجدان های خفته آنان بود.

    امام صادق(ع) در زیارت اربعین می فرمایند: خون پاکش را در راه تو بخشید تا بندگانت را از جهالت و حیرت گمراهی نجات بخشد.(5)
    هنگامی که می خواستند کاروان اسیران را از کربلا به کوفه حرمت دهند، آنان را از کنار کشته های شهدا حرکت دادند. وقتی زنان بر بالین عزیزان خود رسیدند، چنان منظره دلخراشی آفریدند که مشاهده آن سنگدل ترین اشخاص را متأثر و ناراحت کرد و در آن صحنه، زینب کبری (س) با بدن برادر خود سخن گفت. سخنان حضرت زینب کبری (س) در آن موقعیت، دوست و دشمن را به گریه واداشت. (6)
    در طول سفر کاروان اسیران، هر یک از زنان اهل بیت در موقعیت مناسب برای مردم به سخنرانی می پرداختند.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 08-10-1389 در ساعت 11:50





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  2. تشكرها 2


  3. #62
    عضو ماندگار
    خادمه صدیقه طاهره(س) آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1348
    نوشته : 12,738      تشکر : 34,808
    35,558 در 11,353 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    خادمه صدیقه طاهره(س) آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 23) ۞۩۞






    حضرت زینب کبری(س)

    یکی از سخنرانی ها، سخنرانی زینب کبری(س) در کوفه بود. سخنان حضرت زینب(س) در کوفه تأثیری در مردم گذاشت که راوی می گوید: پس از خطبه زینب (س) مردم را دیدم که از شدت پشیمانی حیرت زده دستان خود را به دندان می گزند و در آن میان پیرمرد سالخورده ای را در کنار خود مشاهده کردم که چنان می گریست که محاسن سپیدش از اشک تر شده بود. (7)

    از سخنرانی دیگری که در کوفه ایراد شد، سخنرانی فاطمه دختر امام حسین(ع) بود .او نیز با سخنان کوبنده و آتشین خود، مردم کوفه را زیر باران نکوهش و ملامت قرار داد. سخنان او نیز آن چنان در مردم اثر کرد که همه به گریه افتادند و گفتند:
    ای دختر پاکان، بس است! دل های ما را سوزاندی، سینه های ما را تنگ کردی و اندرون ما را آتش زدی.(8)

    پس از او ،ام کلثوم دختر امیرمؤمنان برای مردم به ایراد سخن پرداخت. پس از سخنان او آن چنان مردم منقلب شدند که راوی می گوید پس از سخنان ام کلثوم صدای ضجه و گریه و زاری مردم بلند شد. زنان موی خود را پریشان کردند و خاک بر سر خود می ریختند. صورت های خود را خدشه می زدند و سیلی به صورت خود می نواختند و مرگ و نابودی خود را درخواست می کردند و مردان نیز می گریستند.دیده نشده که هیچ زن و مردی مثل آن روز گریه کنند. (9)

    در تمام این سخنرانی ها تلاش اهل بیت بر بازگو کردن جزئیات حوادث کربلا به چشم می خورد و این مطلب علاوه بر آنکه سبب برانگیختن احساسات مردم می گردید. حادثه کربلا را از خطر تحریف و دستبرد حفظ می کرد و مجال هر گونه شایعه پراکنی و شایعه سازی را از حکومت امویان می گرفت.

    علاوه بر اهل بیت که مسئولیت اصلی پیام رسانی نهضت امام حسین(ع) را به عهده داشتند، زنان در شهرهای دیگر با عزاداری و گریه های خود پیام نهضت حسینی را به مردم می رساندند و به این وسیله وجدانهای مردم را از خواب گرانی که در آن فرو رفته بودند بیدار می کردند.

    وقتی خبر شهادت امام حسین(ع) به مدینه رسید. اسماء دختر عقیل با گروهی بر سر قبر پیامبر(ص) رفتند و در آنجا ناله سر دادند و انصار را این گونه مخاطب قرار دادند:

    چه خواهید گفت در پاسخ پیامبر اکرم(ص) در روز قیامت که فقط سخن صدق پذیرفته می شود؟ وقتی آن حضرت از شما پرسید: چرا عترت مرا یاری نکردید و شما آنان را در مقابل ستمگران تنها گذاردید و تسلیم ظالمان کردید.

    امروز نیز در پیشگاه خدا کسی را شفاعت نمی کند. (10)
    امروز نیز بر زنان مسلمان و فداکار لازم است تا با حفظ عفت و پاکدامنی خود، پیام آزادی خواهی، عدالت خواهی و ظلم ستیزی نهضت حسینی را به همه انسانها برسانند و با حفظ یاد و خاطره شهیدان کربلا در جامعه و حضور در صحنه های سیاسی در مواقع مناسب و لازم روحیه ظلم ستیزی و مبارزه با بی عدالتی و فحشاء و منکرات را در جامعه زنده نگهدارند.

    پی نوشتها:

    1- سید محسن الامین، اعیان الشیعه ج 7 ص 429.
    2- عبدالرزاق مقرم، مقتل الحسین(ع)، دارالثقافه للطباغة و النشر، الطبعه الثانی 1411 ق ص 255.
    3- سید بن طاووس، ص 45 و 46 / مقتل الحسین، منشورات مکتبه المفید ج 2 ص 12.
    4- جهت اطلاع رجوع شود به:
    - سید بن طاووس، اللهوف المطبعه الحیدریه.
    - ابن نما الحلی، مثیر الاحزان، مدرسه الامام المهدی، ص 25.
    - محمد الحسون، ام علی مشکور، اعلام النساء المؤمنات، انتشارات اسو – چاپ اول 1411- 373.
    5- مفاتیح الجنان، زیارت اربعین امام حسین
    6- سیدبن طاووس، اللهوف ص 58.
    7- علی نظری منفرد، قصه کربلا، انتشارات سرور ص 430.
    8- عبدالرزاق مقرم ص 315.
    9- علامه مجلسی، بحار الانوار ج 45/ ص 11
    10- شیخ طوسی، الامالی، داراثقافه، چاپ اول 414 ص 89 و 90.

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    ویرایش توسط خادمه صدیقه طاهره(س) : 08-10-1389 در ساعت 11:52





    خیلی ازیـــــــــــــخ کردن های ما ازســـــــــــــرما نیســـــــــــــت…
    لحـــــــــــــن بعضــــــــــــــیها
    زمســــــــــــتونیــــــ ـــــه …
    ----------------------------------------------------------------

    به یکدیگر دروغ نگوییم......

    آدم است ....

    باور می کند،

    دل میبندد....


  4. تشكرها 2


  5. #63
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 23) ۞۩۞





    دیوار غصه


    دیوار غصه بر سرم آوار شد
    حسین

    تاریخ رنج فاطمه تکرار شد
    حسین
    آییـنه صــداقت قلب تمام شهر
    مجروح تازیانه زنــگار شد
    حسین
    دیدم که دست بیعتشان بین آستین
    باسحرسکه های طلا مار شد
    حسین
    درسبزه ها به جای طراوت تنفراست
    هربره ای که خوردازآن هارشد
    حسین
    اینجا برای کشتن تان نقشه میکشند
    زیر گـلوت مرکز پرگار شد
    حسین
    مسلم نخورد لقمه ای از سفره کسی
    اما به کل کوفه بدهــکار شد
    حسین
    حتی به جسم بی سرمن سنگ میزنند
    مسلم به جرم عشق توبردارشد
    حسین
    راس بریده ام سر یک میخ آهنین
    سر گرمی جماعت بازار شد
    حسین
    دیدم بر اشــتران سپاه حرامیان
    چندین هزار نیزه فقط بارشد
    حسین
    سنگ و کلوخ بر همه پشت بام ها
    قدر ســپاه ابرهه انبــار شد
    حسین
    آب از سرمن و تو واکبر گذشته است
    زینب به بند غصه گرفتار شد
    حسین
    راه اسیر کردن اهـل و عیال تان
    با خنده های حرمله هموارشد
    حسین

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟



  6. #64
    عضو كوشا

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 85      تشکر : 83
    439 در 110 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    saleh آنلاین نیست.

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 23) ۞۩۞




    سخنرانى حضرت زينب عليه السّلام در كوفه
    بشير بن حذلم اسدى مى گويد: در آن روز به سوى زينب دختر امير المومنين عليه السّلام متوجه شدم ، به خدا سوگند! در عين حال كه سخنورى توانا و بى نظيرى بود، حيا و متانت سراپاى او را فرا گرفته بود و گويا سخنان گهربار على عليه السّلام از زبان رساى او فرو مى ريخت و او على وار سخن مى راند به مردم اشاره نمود سكوت را مراعات نمايند در اين هنگام نفسها در سينه ها حبس گشت و زنگهاى شتران از صدا افتاد پس ‍ زينب كبرى عليه السّلام شروع به سخنرانى نمود:
    ((الحمدالله ....)) اما بعد، اى مردم كوفه ! اى اهل خدعه و غدر! آيا براى گرفتارى ما گريه مى كنيد؛ پس اشك چشمانتان خشك مباد!
    متن عربى :
    اءَتَبْكُونَ؟! فَلا رَقَاءَتِ الدَّمْعَةُ، وَ لا هَدَاءَتِ الرَّنَّةُ، اِنَّمَا مَثَلُكُمْ كَمَثَلِ الَّتى نَقَضَتْ غَزْلَها مِنْ بَعْدِ قُوَّةٍ اءَنْكاثا، تَتَّخِذونَ اءَيْمانَكُمْ دَخَلا بَيْنَكُمْ.
    اءَلا وَ هْلْ فيكُمْ الا الصَّلَفُ وَ النَّطَفُ، وَالصَّدْرُ الشَّنِفُ، وَ مَلَقُ الاماءِ، وَ غَمْزُ الاعْداءِ؟!
    اءَوْ كَمَرْعى عَلى دِمْنَةٍ.
    اءَوْ كَفِضَّةٍ عَلى مَلْحُودَةٍ، اءَلا ساءَ ما قَدَّمْتُمْ لِاءَنْفُسِكُمْ اءَنْ سَخِطَ اللّهُ عَلَيْكُمْ وَ فى الْعَذابِ اءَنْتُمْ خالِدوُنَ.
    اءَتَبْكُونَ وَ تَنْتَحِبونَ؟!
    ايْ وَ اللّهِ فَابْكُوا كَثيرا، وَاضْحَكُوا قَليلا.
    فَلَقَدْ ذَهَبْتُمْ بِعارِها وَ شَنارِها، وَ لَنْ تَرْحَضُوها بِغَسْلٍ بَعْدَها اءَبدا.
    وَ اءَنّى تَرْحَضُونَ قَتْلَ سَليلِ خاتَمِ النُّبُوَّةِ، وَ مَعْدِنِ الرِّسالَةِ، وَ سَيِّدِ شَبابِ اءَهْلِ الْجَنَّةِ، وَ مَلاذِ خِيَرَتِكُمْ، وَ مَفْزَعِ نازِلَتِكُمْ، وَ مَنارِ حُجَّتِكُمْ، وَ مِدْرَةِ سُنَّتِكُمْ.
    اءَلا ساءَ ما تَزِرونَ، وَ بُعْدا لَكُمْ وَ سُحْقا، فَلَقَدْ ترجمه :
    و ناله هايتان فرو منشيناد! جز اين نيست كه مثل شما مردم مثل آن زن است كه رشته خود را بعد از آنكه محكم تابيده شده باشد تاب آن را باز گرداند شما ايمان خود را مايه دغلى و مكر و خيانت در ميان خود مى گيريد؛ ايا در شما صفتى هست الا به خود بستن بى حقيقت و لاف و گزاف زدن و به جز الايش به آنچه موجب عيب و عار است و مگر سينه ها مملو از كينه و زبان چاپلوسى مانند كنيزكان و چشمك زدن مانند كفار و دشمنان دين .(1)
    يا گياهى را مانيد كه در منجلابها مى رويد كه قابل خوردن نيست يا به نقره اى مانيد كه گور مرده را به آن آرايش دهند.
    ظاهرت چون گور كافر پر حلل
    باطنت قهر خدا عزوجل (2)
    آگاه باشيد كه بد كارى بوده آنچه را كه نفس هاى
    شما براى شما پيش فرستاد كه موجب سخط الهى بود و شما در عذاب آخرت ، جاويدان و مخلد خواهيد بود.
    ايا گريه و ناله مى نماييد، بلى به خدا كه گريه بسيار و خنده كم بايد بكنيد؛ زيرا به حقيقت كه به ننگ و عار روزگار آلوده شديد كه اين پليد را به هيچ آبى نتوان شست ؛ لوث گناه كشتن سليل خاتم نبوت و سيد شباب اهل جنت را چگونه توان شست ؟! كشتن همان كسى كه در اختيار نمودن امور، او پناه شما بود و در هنگام نزول بلا، فرياد رس شما و در مقام حجت با خصم ، رهنماى شما و در آموختن سنت رسول الله صل الله عليه و اله را، بزرگ شما بود.(3)
    متن عربى :
    خَابَ السَّعْيُّ، وَ تَبَّتِ، الايْدي ، وَ خَسِرَتِ الصَّفْقَةُ، وَ بُؤْتُمْ بِغَضَبٍ مِنَ اللّهِ، وَ ضُرِبَتْ عَلَيْكُمُ الذِّلَّةُ وَالْمَسْكَنَةُ.
    وَيْلَكُمْ يا اءَهْلَ الْكُوفَةِ، اءَتَدْرُونَ اءَيَّ كَبِدٍ لِرَسُولِ اللّه فَرَيْتُمْ؟!
    وَ اءَيَّ كَريمَةٍ لَهُ اءَبْرَزْتُمْ؟! وَ اءَيَّ دَمٍ لَهُ سَفَكْتُمْ؟!
    وَ اءَيَّ حُرْمَةٍ لَهُ انْتَهَكْتُمْ؟! لَقَدْ جِئْتُمْ بِها صَلْعاءَ عَنْقاءَ سَوْداءَ فَقُماءَ.
    وَ فى بَعْضِها: خَرْقاءَ شَوْهاءَ، كَطِلاعِ الارْضِ وَ مِلاءِ السَّماءِ.
    اءَفَعَجِبْتُمْ اءَنْ مَطَرَتِ السَّماءُ دَما، وَ لَعَذَابُ الاخِرَةِ اءَخْزى وَ اءَنْتُمْ لا تُنْصَرُونَ، فَلا يَسْتَخِفَّنَّكُمْ الْمَهْلُ، فَاءنَّهُ لا يَحْفُزُهُ البِدارُ وَ لا يَخافُ فَوْتَ الثّارِ، وَ انَّ رَبَّكُمْ لَبِالْمَرْصادِ.
    قَالَ الرّاوى :
    فَوَ اللّهِ لَقَدْ رَاءَيْتُ النّاسَ يَوْمَئِذٍ حِيارى يَبْكُونَ، وَ قَدْ وَضَعُوا اءَيْديهُمْ فى اءَفْواهِهِمْ.
    ترجمه :
    آگاه باشيد كه بد گناهى بود كه به جا آورديد، هلاكت و دروى از رحمت الهى بر شما باد و به تحقيق كه به نوميدى كشيد كوشش شما و زيانكار شد دستهاى شما و خسارت و ضرر گرديد اين معامله شما؛ به غضب خداى عزوجل برگشتيد و زود شد بر شما داغ ذلت و مسكنت ؛ واى بر شما باد، اى اهل كوفه !
    آيا مى دانيد كدام جگر رسول خدا صلى الله عليه و آله را پاره پاره نموديد و چه بانوان محترمه ، معززه چو در گوهر را آشكار ساختيد كدام خون رسول خدا را ريختيد و كدام حرم او را ضايع ساختيد؟ به تحقيق كه كارى قبيح و داهيه اى ناخوش به جا آورديد كه موجب سرزنش است و ظلمى به اندازه و مقدار زمين و آسمان نموديد.
    آيا شما را شگفت مى آيد كه اگر آسمان خون بر سرتان باريده است و البته عذاب روز باز پسين خوار كننده تر است و در آن روز شما را ياورى نخواهد بود؛ پس به واسطه آنكه خدايتان مهلت داد سبك نشويد و از حد خويش ‍ خارج نگرديد؛ زيرا عجله در انتقام ، خداى را به شتاب نمى آورد و او با بى تاب نمى كند كه ببر خلاف حكمت كارى كند و نمى ترسد كه خونخواهى كردن از دست او برود.
    به درستى كه پروردگار به انتظار بر سر راه است (تا داد مظلوم از ظالم ستاند).
    راوى گويد: به خدا سوگند! مردم كوفه را در آن روز ديدم همه حران ، دستها بر دهان گرفته و گريه مى كردند.
    متن عربى :
    وَ رَاءَيْتُ شَيْخا واقِفا الى جَنْبى يَبْكى حَتَّى اخْضَلَّتْ لِحْيَتُهُ وَ هُوَ يَقُولُ:
    بِاءَبى اءَنْتُمْ وَ اءُمّى كُهُولُكُمْ خَيْرُ الْكُهُولِ، وَ شَبابُكُمْ خَيْرُ الشَّبابِ وَ نِساؤ كُمْ خَيْرُ النِّساءِ، وَ نَسْلُكُمْ خَيْرُ نَسْلٍ، لا يُخزى وَ لا يَبْزى .
    وَ رَوى زَيْدُ بْنُ مُوسى قالَ:
    حَدَّثَنى اءَبى ، عَنْ جَدى ع قالَ:
    خَطَبَتْ فاطِمَةُ الصُّغْرى بَعْدَ اءَنْ وَرَدَتْ مِنْ كَرْبَلاءَ، فَقالَتْ:
    ژاءَلْحَمْدُ لِلِّه عَدَدَ الرَّمْلِ وَالْحَصى ، وَزِنَةَ الْعَرْشِ الَى الثَّرى ، اءَحْمَدُهُ وَ اءَوْمِنُ بِهِ وَ اءَتَوَكَّلُ عَلَيْهِ.
    وَ اءَشْهَدُ اءَنْ لا الهَ الا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ، وَ اءَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، وَ اءَنَّ ذُرِّيَّتَهُ ذُبِحُوا بِشَطِّ الفُراتِ بِغَيْرِ ذَحْلٍ وَ لا تِراتٍ.
    اَللّهُمَّ اِنى اءعُوذُ بِكَ اءَنْ اءَفْتَرِىَ عَلَيْكَ الْكَذِبَ، وَ اءَنْ اءَقُولَ عَلَيْكَ خِلافَ ما اءَنْزَلَتْ مِنْ اءَخْذِ الْعُهُودِ لِوَصِيَّةِ عَلِي بْنِ اءَبى طالِبٍ ع ، الْمَسْلُوبِ حَقُهُ، اَلْمَقْتُولِ بِغْيِرْ
    ترجمه :
    پير مردى را ديدم در پهلويم ايستاده چنان گريه مى كرد كه ريشش از اشك چشمانش تر شده بود و همى گفت : پدر و مادرم به فداى شما باد؛ پيران شما از بهترين پيران عالمند و جوانان شما بهترين جوانان و زنانتان بهترين زنان و نسل شما بهترين نسلهاست و اين نسل خوار و مغلوب ناكسان نمى گردد.
    پاورقی:
    1-مترجم گويد: عليا مكرمه به ذكر اين صفات ، كفر باطنى اهل كوفه را اثبات نموده و بيان فرموده كه اسلام ايشان فقط به زبان است و حقيقتى ندارد بلكه از صفات انسانيت هم متخلع اند؛ زيرا ((صلف )) ابر پررعد و كم باران را گويند و در حديث است ((المومن لا عنف و لا صلف )) و در مثل است ((رب صلف تحت رعدة )) و ((غمز الاعداء)) اشاره به آيه شريفه است و اذا مروا بهم يتغامرون سوره مطففين (83)، آيه 30؛ يعنى حال اهل كوفه مانند حال كفار است كه چون به اهل ايمان مى رسند به ايشان چشمك مى زنند.
    2-عبارت اولى مى توان اشاره باشد به آنكه اگر احيانا عمل خبرى از ايشان صادر گردد، چون ريشه ايمان ايشلان مستحكم نيست آن عمل نتيجه و ثمرى نخواهد بخشيد؛ زيرا سبززار بر روى منجلاب ثمر نمى بخشد.
    عبارت دومى : اشاره باشد كه آن عمل محض صورت است و چون روح ايمان ندارند و چشم دل كور است ، آن عمل خير را در غير محل خود واقع مى سازند.
    3-مترجم گويد: حاصل مضامين اين بيان آن است كه حضرت سيد الشهداء عدم امام مفترض الطاعه بوده ؛ زيرا اين مقامات كه عليا مكرمه ذكر فرموده منصب امامت است ؛ پس در اين حال هم به ذكر صفات امامت ، هدايت خلق مى فرمود.

    نام كتاب : سوگنامه كربلا

    مؤ لف : سيّد بن طاوس

    مترجم :محمّدطاهر دزفولى




    با سلام
    خدمت شما کاربر محترم لطفا نظر در مورد مطلب یادتون نره.
    اگر خواستید به من سر بزنید لینک من حتما به من یه سر بزنید
    انشاالله هر جا هستید سالم وسلامت باشید .
    التماس دعا
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞


  7. #65
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 23) ۞۩۞







    نقش زينب (س) در ابلاغ پيام عاشورا

    حال كه تا حدودي جايگاه تبليغ در اسلام و مكتب تشيع روشن شد مي توان به بررسي ابزارهاي تبليغاتي قيام عاشورا پرداخت. به تحقيق مي توان گفت روش هاي احياء و تبليغ نهضت امام حسين (ع) بسيار كارآمد و مؤثر بوده اند و گواه ما بر اين مدعا تأثيراتي است كه اين قيام بر جامعه آن روز گذارده است. بهره گيري از اين شيوه ها و ابزارهاي پيام رساني و تبليغ نيازمند انسانهايي توانمند و آشناي به معارف الهي و مكتب اسلام است كه حضرت زينب كبري (س) از جمله اين افراد است. البته به رغم اينكه نقش حضرت امام زين العابدين (ع) در اين زمينه به عنوان امام معصوم در جايگاه نخست قرار دارد اما رويكرد نوشتار حاضر توجه به ابزارهاي تبليغاتي حضرت زينب كبري (س) است.
    زينب كبري (س) در مقاطع زماني و مكاني مختلف با خطابه هاي آتشين و خارق العاده خود، آنچنان در راستاي ابلاغ پيام عاشورا گام نهاد كه همگان را به حيرت واداشت. سخنان اين بانوي باعظمت در مواجهه با عبيدالله ابن زياد و يزيد ابن معاويه و در دفاع از حرم رسول خدا كم نظير و بلكه در نوع خود بي نظير است. اين بانوي برگزيده اسلام توانست با ابزارها و شيوه هاي گوناگون و علم و شناخت بي كران خود به بهترين نحو از حركت برادر خود امام حسين (ع) دفاع كند. تا آنجا كه حضرت سجاد (ع) زبان به مدح عقيله بني هاشم گشوده و مي فرمايد: «انت بحمدالله عالمه غير معلمه، فهمه غير مفهمه...»
    «اي عمه تو به حمد الهي دانشمندي هستي كه نزد كسي تعليم نديده اي و دانايي هستي كه نزد كسي نياموختي» (9)


    ابزارهاي تبليغ

    حال با اين اوصاف به بررسي ابزارهاي تبليغاتي زينب كبري در اين نهضت بزرگ مي پردازيم.
    1- خطابه يا سخنراني
    مهمترين سخنرانيهاي حضرت زينب (س) در كوفه و در شام با حضور عبيدالله ابن زياد و يزيد ابن معاويه ايراد شده است. اين خطبه ها داراي ابعاد مختلفي هستند كه هر يك از اين ها راهكاري جداگانه براي پيام آور نهضت كربلا در تبليغ بوده است.
    فصاحت و بلاغت
    از جمله القاب آن حضرت «الفصيحه و البليغه» بوده است. از بشير بن خذيم اسدي در كتاب لهوف درباره خطبه زينب كبري (س) دركوفه نقل شده است. «نظرت الي زينب بنت علي.. كانها تفرغ من لسان امير المومنين....» «در آن روز به زينب دختر علي عليه السلام نگريستم، زيرا هرگز زني را سخنگوتر و زبان آور تر و ناطق تر از او نديدم،گويا به زبان پدرش امير مومنان سخن مي گفت همانا او همراه با اشاره دست به مردم فرمود: ساكت شويد! ناگاه نفس ها در سينه حبس شد و زنگ هاي كاروان از حركت ايستادند... (10)
    سخنان زينب (س) به قدري محكم و بليغ و شيوا بود كه تعجب همه حاضران را بر انگيخت، لذا در روايت آمده هنگاميكه مردم از استماع سخنان آن حضرت منقلب شدند. پيرمردي را ديدند كه گريه مي كرد و مكرر مي گفت: «پدر و مادرم به فدايتان، پيران شما بهترين سالخوردگان و بانوان شما بهترين زنان هستند» (11)
    از همين رو بسياري از علما و بزرگان، كلام زينب كبري را شبيه ترين سخنان به منطق علي (ع) مي دانند، و اين در حالي است كه امير مومنان علي (ع) خود فرمود: «انا لامراء الكلام.»
    «ما (اهل بيت) اميران سخن و گفتار هستيم.» (12)
    كلام اعجاز انگيز و سراسر فصاحت و بلاغت زينب كبري (س) نشان از عظمت اين بانوي بزرگ اسلام دارد و در حقيقت كلام وي همچون كلام ديگر معصومين در جانها اثر مي كرد و دل ها را شيفته خود مي ساخت همچنانكه سخنان حماسي حضرت زينب (س) در حضور ابن زياد وي را چنان به خشم آورد كه گفت: «اين زن سجع گوي و شاعر است و پدرش هم شاعر و سجع باف بود. زينب (س) فرمود: اي پسر زياد! زن را با شعر و سجع چه كار است، من از اين كار رويگردانم ولي اين سخن از سينه پرآشوبم برخاست. (13)
    تبيين مظلوميت امام حسين (ع) و ياران
    زينب كبري (س) در بسياري از سخنان خود با بيان روشن و واضح، مظلوميت اهل بيت (ع) را در واقعه كربلا بازگو نمود. حضرت در جمع مردم كوفه اينگونه مي فرمايد: «واي بر شما اي مردم كوفه! آيا مي دانيد چه دلي از رسول خدا خراشيديد و چه جگري از او شكافتيد و كدام پرده نشينان عصمت را از پرده بيرون افكنديد؟ آيا مي دانيد چه خوني از پيامبر بر زمين ريختيد و چه حرمتي از او هتك نموديد؟ (14)
    و در جاي ديگر مي فرمايد: «چگونه لكه ننگ ريخته شدن خون پسر خاتم پيامبران و معدن رسالت و سيد جوانان اهل بهشت را پاك خواهيد كرد (15)
    اين سخنان حضرت در حقيقت داراي دو جنبه است، ابتدا اينكه شايستگي و جايگاه آل الله را در ميان مسلمين ياد آوري مي كند و اين تأكيد در جنبه اي ديگر مي تواند ابعاد ظلم و ستمي را كه بر آنان وارد شده مشخص سازد. اين بانوي نمونه در ابتداي خطابه خود در بين مردم كوفه نيز مي فرمايد: «اي مردم كوفه ! اي اهل فريب و خدعه، آيا بر ما مي گرييد؟ هنوز چشم هاي ما گريان است و ناله هاي ما خاموش نگرديده است... شما با اين گناه عظيم، عهد و پيمانتان را با پيامبر از بين برديد» (16)
    در مجلس يزيد حضرت باز هم به اين مسأله مي پردازد و به يزيد ملعون چنين خطاب مي كند: «اي پسر آزادشدگان! آيا از عدل است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاي دهي ولي دختران رسول خدا(ص) را اسير نموده و حرمت آنها را از بين ببري؟(17)
    افشاي ماهيت حكومت بني اميه
    يكي ديگر از موضوعاتي كه در سخنان حضرت زينب(س) به خوبي مشاهده مي شود، افشاي فساد و اعمال ستمكارانه و استبداد حكومت يزيد و دستگاه خلافت است.
    حضرت در اين راستا خطاب به يزيد مي فرمايد: «اي يزيد، آرام باش! مگر فراموش كرده اي كه خداوند مي فرمايد: آنان كه به راه كفر رفتند، گمان نكنند مهلتي اگر به آنان دهيم به حال آنها بهتر خواهد بود، بلكه مهلت براي امتحان است تا به سركشي خود بيفزايند و آنان را عذابي خواركننده است.»(18)
    حضرت با استناد به اين آيه قرآن، حركت در جهت كفر را مسير اصلي حكومت بني اميه ذكر كرده است، همانگونه كه تاريخ نشان مي دهد بني اميه و به ويژه يزيد بن معاويه به صورت علني احكام اسلام را زيرپا مي نهادند و به راحتي ظلم و ستم مي كردند. زينب(س) در ادامه سخنانش بدين شكل يزيد را مورد خطاب قرار مي دهد: «شگفتا كه حزب خدا و بزرگان دين به دست حزب شيطان و آزادشدگان كشته شوند و دست نحس آنان به خون پاك ما آلوده شود.»(19)
    اين كلام حضرت نيز روشن كننده جايگاه و شأن بني اميه درنظر اهل بيت است، آنچنانكه در اين بخش از خطبه، دستگاه حكومت يزيد حزب شيطان ناميده شده است. علاوه بر اين، استنادهاي زينب كبري(س) در اثناي سخنراني و خطابه، طعنه هاي هنرمندانه و عالمانه اي بر حكومت مي زند، آنچنانكه ابتدا به آيه اي استناد كرده و سپس با شيوه اي زيبا دستگاه حاكميت را در زمره مصاديق آيات مي آورد كه نمونه آن ذكر شد.
    افشاگري و معرفي ماهيت حقيقي حكمرانان دستگاه اموي، تنها شخص يزيد را دربرنمي گيرد، بلكه ابن زياد نيز هنگاميكه به حضرت مي گويد خداوند شما را رسوا كرد و دروغتان را آشكار نمود، اين گونه پاسخ مي شنود كه: «انما يفتضح الفاسق و يكذب الفاجر و هو غيرنا».
    «جز اين نيست كه فاسق و زشتكار رسوا مي شود و نابكار و فاجر دروغ مي گويد و او غير از ماست»(20)
    بنابراين علاوه بر استفاده از قرآن، سخنان خود حضرت نيز در آشكارسازي چهره واقعي حكومت نقشي مهم داشت.
    استناد به قرآن
    همانطور كه گفته شد بهره گيري از آيات قرآن يكي از روش هاي تبليغاتي زينب كبري(س) است كه در ضمن خطبه هاي خود از آن استفاده مي كند. اين روش در سيره حضرت سجاد(ع) نيز به خوبي مشاهده مي شود، زيرا آن حضرت در مقاطع مختلف حقايق آيات قرآن را تبيين مي كرد و از آن در راستاي تبليغ اهداف نهضت امام حسين(ع) بهره مي گرفت.
    حضرت زينب(س) در مجلس يزيد پس از حمد و ثناي الهي سخن خود را با آيه اي از قرآن آغاز مي كند كه ناظر بر همين مسأله است و به واقع با اشاره به اين آيه اوج زشتي و وقاحت رفتار بني اميه با فرزندان رسول خدا را نشان مي دهد. حضرت به اين آيه اشاره مي نمايد: «ثم كان عاقبه الذين أساؤا السؤي أن كذبوا بآيات الله و كانوا بها يستهزؤن»
    «عاقبت آنان كه كار زشت كردند اين بود كه آيات خدا را تكذيب نمودند و آن را به مسخره گرفتند.»(21)
    مقام و جايگاه شهداي قيام عاشورا نيز با اشاره به آيه10 سوره روم به وسيله زينب(س) معرفي مي شود، آنجا كه به اين آيه استناد مي كند: «هرگز مپنداريد آنان كه در راه خدا كشته شده اند، مرده اند، بلكه زنده اند و نزد خدا روزي مي خورند.»(22)

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞

  8. تشكر

    شكوه انتظار (08-10-1389)

  9. #66
    مدیر ارشد انجمن فرهنگی
    عهد آسمانى آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 6,393      تشکر : 18,195
    11,956 در 3,707 پست تشکر شده
    وبلاگ : 1
    دریافت : 0      آپلود : 0
    عهد آسمانى آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 23) ۞۩۞




    2- تحقير دشمن و حفظ كرامت اهل بيت(ع)

    از جمله روش هاي زينب كبري(س) در نهضت عاشورا حفظ كرامت نفس در برابر دشمن به ظاهر پيروز و تحقير دشمنان اهل بيت در پيشگاه مردم است.
    حضرت در مجلس يزيد در اثناي خطبه اي مفصل خطاب به يزيد مي فرمايد:
    «اني لاستصغر قدرك و استعظم تقريعك»
    «من تو را كوچك مي شمارم و بسيار سرزنش و توبيخ مي نمايم.»(23)
    حضرت بار ديگر يزيد را اينگونه مورد خطاب قرار مي دهد:
    «أمن العدل يابن الطلقاء تحذيرك اماءك و نسائك و سوقك بنات رسول الله سبايا.»
    «اي پسر آزاد شدگان آيا از عدل است كه زنان و كنيزان خود را پشت پرده جاي دهي ولي دختران رسول خدا را اسير نموده و آبرو و حرمت آنها را از بين ببري.»(24)
    اصطلاح «يابن الطلقاء» در اينجا اشاره دارد به ماجراي فتح مكه، در اين واقعه پس از اينكه معاويه و ديگران به خانه ابوسفيان پناه بردند، رسول خدا فرمود: اينها را آزاد كنيد اينها برده هايي اند كه ما آزاد كرديم. بنابراين حضرت مي خواهد يزيد را متوجه اين مسأله كند كه پدر و پدربزرگ و خاندان يزيد، آزاد شده دست رسول خدا هستند و جايگاه آنان با شأن والاي فرزندان رسول خدا قابل مقايسه نيست. به خاطر همين ماجراي مكه بود كه ابوسفيان و خاندانش «طلقاء» به معني آزاد شدگان نام گرفتند و حضرت زينب با اين كلام حقارت دشمن را نشان مي دهد چراكه اين موضوع در كلام حضرت اميرالمؤمنين نيز سابقه داشته است.(25)
    سراسر خطبه هاي زينب(س) پس از واقعه كربلا كرامت و بزرگواري است و اين حفظ كرامت است كه به رسوايي دشمن مي انجامد. همچنانكه حضرت، انتظار دلسوزي و رحمت از فرزند مادري ناپاك را بيهوده مي داند و مي فرمايد: «چگونه مي توان به دلسوزي و مهرباني كسي كه مادرش جگر پاكان را دريده و گوشتش از خون شهيدان روييده است، چشم اميد داشت.»(26)

    3- صبر و استقامت در مسير الهي

    استقامت و صبر همواره يكي از راه هاي نيل به اهداف بزرگ بوده است و در آيات و روايات مختلف اين مسأله يادآوري شده است.
    صبر بر سختي ها و پيش آمدها در مسير يك هدف الهي، تضمين كننده تحقق اهداف متعالي است و انبياء و اولياي الهي براي اداي رسالت خود از اين ابزار به خوبي بهره جسته اند. در حديثي آمده است كه امام صادق(ع) فرمود: «هر مؤمني كه گرفتار گردد و صبر كند بر آن، براي او مانند اجر هزار شهيد است.» (27)
    و در جايي ديگر از رسول خدا نقل شده است كه فرمودند: «صبر 3دسته است: صبر بر مصيبت، صبر بر طاعت و صبر در برابر گناه كردن.»(28)
    قرآن مجيد نيز استقامت در راه خدا را شايسته بشارت فرشتگان خدا دانسته و مي فرمايد: «ان الذين قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل عليهم الملائكه...» «آنان كه گفتند پروردگار ما الله است و در اين راه استقامت كردند فرشتگان بر آنان نازل مي شوند كه نترسيد و غمگين نباشيد و بشارت باد بر شما آن بهشتي كه به شما وعده داده شده است» (29)
    و يا اينكه مي فرمايد: «استعينوا بالصبر و الصلوه...»
    «از صبر و نماز ياري جوييد...» (30)
    بنابراين صبر پيشه كردن و استقامت ورزيدن، عبادتي ارزشمند و موجب پيروزي انسان در ابتلائات و مصايب و امتحانات است.
    حضرت زينب كبري(س) نيز در زمره بزرگترين صابران به شمار مي رود و با بهره گيري از اين فضيلت اخلاقي توانست در آزمون هاي الهي پيروز و موفق باشد. صبر در برابر مصيبت هاي وارد شده بر امام حسين(ع) و يارانش در روز عاشورا و پس از آن استقامت كردن در برابر ظلم و جور دشمن و تحمل اسارت و اتفاقاتي كه در كوفه و شام رخ داد از جمله ويژگي هاي بارز اين بانوي نمونه خاندان عصمت وطهارت است. از همين روست كه زينب(س) را شريك برادر در جميع مصايب دانسته اند و از قول آن بانوي صابره گفته اند:
    «ساصبر حتي يعجز الصبر عن صبري».
    «تا آنجا صبر مي كنم كه خود صبر نيز از نوع صبر من درماند» (31)
    در حقيقت صبر در برابر ناملايمات و مصايب را شايد بتوان بارزترين ويژگي حضرت زينب(س) در قيام حسيني دانست كه همگان بر آن اقرار كرده اند و نگاهي بر اتفاقات رخ داده گوياي اين مطلب است.

    4-عواطف انساني

    در طول تاريخ و بعد از واقعه عاشورا، يكي از مهمترين ابزارهاي موجود براي ابلاغ پيام هاي اين نهضت استفاده از عواطف انساني و عزاداري و سوگواري در مصيبت هاي سالار شهيدان بوده است. به گونه اي كه معارف و آموزه هاي بلند ديني از مجراي اين سوگواري ها در عمق جان مردم نفوذ كرده است و شيوه اي متعالي براي زنده نگه داشتن ياد و نام و آرمان هاي نهضت حسيني بوده است. تاكيد ائمه معصومين بر سوگواري و گريه بر سيدالشهدا(ع) نيز گواهي بر اين مدعاست و به واقع گريه و ماتم براي حسين(ع) فرياد مظلوميت حق و عدالت است. همچنان كه بسياري از انقلاب ها و نهضت هاي ديني نيز از دل همين عزاداري ها شكل گرفته است.
    در حديثي از امام صادق(ع) نقل شده است:«هر جزع و گريه اي مكروه است مگر جزع و اشك ريختن بر حسين(ع)» (32)
    حضرت در حديث ديگري مي فرمايند: «كسي گريه نمي كند بر حسين مگر اينكه خدا رحمت كند او را پيش از آن كه اشك از چشم او جاري گردد» (33)
    «باكيه» به معني بسيار گريه كننده يكي از القاب زينب كبري(س) است. گريه ها و ندبه هاي زينب(س) علاوه بر اينكه امري عاطفي بود در جايگاهي بالاتر ماهيت سياسي داشت و بدينوسيله است كه او در جايگاه هاي متعدد ياد و نام حسين(ع) و مكتب الهي اش را زنده مي كند. به طور كلي معصومين(ع) بر اين مساله اهتمام داشته اند و حزن و اندوه خود را در ماتم سيد و سالار شهيدان به طرق مختلف نشان مي دادند.
    بينش سياسي آن حضرت در مساله سوگواري بر سيدالشهدا(ع) آنجا مشخص مي شود كه زينب(س) در آستانه ورود به مدينه دستور مي دهد: «محمل ها را سياه پوش كنيد تا مردم بدانند ما در مصيبت و عزاداري فرزندان فاطمه زهرا(س) به سر مي بريم.» (34)
    همين كار باعث مي شود اهل مدينه مراسم سوگواري پرسوز و گدازي در هنگام ورود اهل بيت به اين شهر برگزار كنند كه در تاريخ از آن ياد شده است.
    ناله هاي جان گداز زينب كبري(س) در قتلگاه در تاريخ به عنوان فرياد مظلوميت اهل بيت ثبت شده است و دل هر انساني را به درد مي آورد. محدث قمي در نفس المهموم مي گويد: «زينب(س) از يزيد خواست تا بگذارد براي حسين(ع) مجلس ماتم برپا كنند، اهل بيت(ع) در منزلي به نام دارالحجاره هفت روز مجلس سوگواري برپا كردند و هر روز جمع بي شماري از زن هاي شام با آن ها در سوگواري شركت مي كردند و (آثار اين عزاداري ها چنان بود كه)مردم قصد مي كردند به قصر يزيد هجوم برند و او را بكشند و مروان از اين قصد آگاه شد و به يزيد گفت: مصلحت تو نيست كه اهل بيت حسين(ع) را در شام نگهداري، آن ها را به حجاز بفرست، از همين رو يزيد وسايل سفر آن ها را آماده كرد و آنان را به مدينه فرستاد.» (35)
    سند تاريخي مذكور نشان از تاثير اين سوگواري ها در جامعه آن روز دارد و در نگاهي كلي مي توان ادعا كرد اثرات و نتايج قيام عاشورا ريشه در ابلاغ پيام ها و احياي صحيح اين نهضت از سوي زينب كبري(س) و ديگر اهل بيت(ع) دارد، چرا كه اگر اين تبليغ ها و يادآوري ها نبود حقايق عاشورا در سرزمين كربلا باقي مي ماند و پيغام هاي الهي و معنوي آن در دل مكر و فريب و نيرنگ بني اميه دفن مي شد. بخش عظيمي از تاريخ نهضت امام حسين(ع) از طريق اهل بيت(ع) حفظ و ثبت شده و اگر تلاش و فداكاري آنان نبود خون شهداي كربلا ثمر نمي داد.
    شجاعت زينب(س) بود كه دشمنان را به زانو درآورد و كلام رسا و اشك هاي پرمعرفت او كشتي نهضت حسيني را به ساحل مقصود نشاند.
    جايگاه زينب كبري(س) را چگونه مي توان شناخت، او كه در عظمت و بزرگواريش ائمه معصومين و جانشينان خداوند بر روي زمين زبان به سخن گشودند و هرگاه يادي از حسين(ع) شده نام او نيز درخشيده است. زينب(س) پيام آور بزرگ عاشورا بود و آنچه امروز از حسين(ع) در قلب هاي انسان ها ثبت شده، حاصل تحمل رنج ها و مصايب و مبارزات اين بانوي بزرگوار اسلام است.
    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞

  10. تشكر

    شكوه انتظار (08-10-1389)

  11. #67
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 23) ۞۩۞






    زنان در حادثه کربلا

    زنانی که در کربلا حضور داشتند
    زنانی که از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمدند و جنگیدند

    پیرامون زنان در حادثه کربلا در دو محور سخن میتوان گفت: یکى آن که آنان چندنفر و چه کسانى بودند، دیگر آن که چه نقشى داشتند.
    زنانى که در کربلا حضور داشتند،برخى از اولاد على(ع) بودند و برخى جز آنان، چه از بنى هاشم یا دیگران. زینب، امکلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه و ام هانى، از اولاد(ع) بودند، فاطمه و سکینه، دختران سیدالشهدا (ع) بودند، رباب، عاتکه، مادر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه،کنیز خاص امام حسین(ع) و مادر وهب بن عبد الله نیز از زنان حاضر در کربلا بودند (1)

    پنج زن که از خیام حسینى به طرف دشمن بیرون آمدند، عبارت بودند از: کنیز مسلم بنعوسجه، ام وهب زن عبد الله کلبى، مادر عبد الله کلبى، مادر عمر بن جناده، زینبکبرى(س). زنى که در عاشورا شهید شد، مادر وهب بود، بانوى نمیریه قاسطیه، زن عبدالله بن عمیر کلبى که بر بالین شوهر آمد و از خدا آرزوى شهادت کرد و همان جا باعمود غلام شمر(ل) که بر سرش فرود آورد، کشته شد.

    در عاشورا دو زن از فرط عصبیت واحساس، به حمایت از امام برخاستند و جنگیدند

    :

    یکى مادر عبد الله بن عمر که پس ازشهادت فرزند، با عمود خیمه به طرف دشمن روى کرد و امام او را برگرداند. دیگرى مادرعمرو بن جناده که پس از شهادت پسرش، سر او را گرفت و مردى را به وسیله آن کشت، سپسشمشیرى گرفت و با رجزخوانى به میدان رفت، که امام حسین(ع) او را به خیمه ‏هابرگرداند(2)
    دختر عمر (همسر زهیر بن قین) نیز در راه کربلا به اتفاق شوهرش بهکاروان حسینى پیوست. زهیر بیشتر تحت تأثیر سخنان همسرش حسینى شد و به امام پیوست .رباب، دختر امرء القیس کلبى، همسر امام حسین(ع) نیز در کربلا حضور داشت، مادر سکینهو عبد الله.
    زنى از قبیله بکر بن وائل نیز حضور داشت، که ابتدا با شوهرش در سپاهابن سعد بود، ولى هنگام حمله سپاهیان کوفه به خیمه‏ هاى اهل بیت، شمشیرى برداشت و روبه خیمه ‏ها آمد و آل بکر بن وائل را به یارى طلبید
    .

    زینب کبرى و امّ کلثوم (س)، دخترانامیر المؤمنین(ع)، همچنین فاطمه دختر امام حسین (ع) نیز جزو اسیران بودند و درکوفه و... سخنرانی هاى افشاگرانه داشتند. مجموعه این بانوان، همراه کودکان خردسال،کاروان اسراى اهل بیت را تشکیل مى‏ دادند که پس از شهادت امام و حمله سپاه کوفه بهخیمه ‏ها، ابتدا در صحرا متفرق شدند، سپس به صورت گروهى و اسیر به کوفه و از آنجا بهشام فرستاده شدند.
    پی ‏نوشتها
    1ـ زندگانى سید الشهدا، عمادزاده، ج2،ص 124، به نقل از لهوف، کبریت احمر و انساب الأشراف .
    2ـ همان،ص 236
    جواد محدّثی

    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  12. #68
    مدیر افتخاری
    شكوه انتظار آواتار ها

    تاریخ عضویت : اردیبهشت 1389
    نوشته : 9,809      تشکر : 5,211
    11,674 در 5,265 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    شكوه انتظار آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 23) ۞۩۞






    حضور زنان در عاشورا و پیام رسانی
    اما درباره حضور این زنان در حادثه عاشورا بیشتر به محور "پیام رسانى" باید اشاره کرد . البته جهات دیگرىنیز وجود داشت که فهرست وار به آنها اشاره مى ‏شود که هر کدام مى ‏تواند به عنوان"درس عبرت" مورد توجه باشد:
    ـ مشارکت زنان در جهاد: شرکت در جبهه پیکار و همدلىو همراهى با نهضت مردانه امام حسین(ع) و مشارکت در ابعاد مختلف آن از جلوه‏هاى اینحضور است. چه همکارى طوعه در کوفه با نهضت مسلم، چه همراهى همسران برخى از شهداىکربلا، چه حتّى اعتراض و انتقاد برخى همسران سپاه کوفه به جنایت هاى شوهران شان مثلزن خولى.
    - آموزشصبر: روحیه مقاومت و تحمل زنان به شهادت ها در کربلا درس دیگرنهضت بود. اوج این صبورى و پایدارى در رفتار و روحیات زینب کبرى(ع) جلوه ‏گربود.
    ـ پیام رسانى: افشاگری هاى زنان و دختران کاروان کربلا چه در سفر اسارت و چهپس از بازگشت به مدینه پاسدارى از خون شهدا بود. سخنان بانوان، هم به صورت خطبهجلوه داشت، هم گفتگوهاى پراکنده به تناسب زمان و مکان.


    ـ روحیه بخش: در بسیارىاز جنگ ها حضور تشویق آمیز زنان در جبهه، به رزمندگان روحیه مى ‏بخشید. در کربلا نیزمادران و همسران بعضى از شهدا این نقش را داشتند.
    ـ پرستارى: رسیدگى به بیمارانو مداواى مجروحان از نقش هاى دیگر زنان در جبهه‏ ها، از جمله در عاشوراست. نقشپرستارى و مراقبت حضرت زینب(س) از امام سجاد(ع) یکى از این نمونه ‏هاست. (1)
    ـمدیریت: بروز صحنه ‏هاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شکوفا مى‏سازد.
    نقشحضرت زینب(ع) در نهضت عاشورا و سرپرستى کاروان اسرا، درس«مدیریت در شرایط بحران»رامی ‏آموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدایت کرد و با هر اقدامخنثى کننده نتایج عاشورا از سوى دشمن، مقابله نمود و نقشه‏ هاى دشمن را خنثىساخت.


    ـ حفظ ارزش ها: درس دیگر زنان قهرمان در کربلا، حفظ ارزش هاى دینى واعتراض به هتک حرمت خاندان نبوت و رعایت عفاف و حجاب در برابر چشم هاى آلوده است. زنان اهل بیت، با آن که اسیر بودند و لباس ها و خیمه‏های شان غارت شده بود و با وضعنامطلوب در معرض دید تماشاچیان بودند، اما اعتراض کنان، بر حفظ عفاف تأکیدمى ‏ورزیدند. امّ کلثوم در کوفه فریاد کشید که آیا شرم نمى ‏کنید براى تماشاى اهل بیتپیامبر جمع شده ‏اید؟
    وقتى هم در کوفه در خانه‏ اى بازداشت بودند، زینب اجازه ندادجز کنیزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در کاخ یزید نیز بر این گونه گرداندنبانوان شهر به شهر، اعتراض کرد: «امن العدل یابن الطلقاء تخدیرک حرائرک و امائک وسوقک بنات رسول الله سبایا قد هتکت ستورهن و ابدیت وجوههن یحدو بهن الأعداء من بلدالى بلد و یستشرفهن اهل المناهل و المعاقل و یتصفح وجوههن القریب و البعید و الغائبو الشهید...» (2) و نمونه‏ هاى دیگرى از سخنان و کارها که همه درس ‏آموز عفت و دفاعاز ارزش هاست.
    ـ تغییر ماهیت اسارت: اسارت را به آزادى بخشى تبدیل کردند و درقالب اسارت، به اسیران واقعى درس حریت و آزادگى دادند.
    ـ عمق بخشیدن به بعد عاطفى و تراژدیک کربلا: گریه ‏ها، شیون ها، عزادارى بر شهدا و تحریک عواطف مردم، بهماجراى کربلا عمق بخشید و بر احساسات نیز تأثیر گذاشت و از این رهگذر، ماندگارترشد.


    پی ‏نوشتها
    1ـ دراین زمینه ر.ک: مقاله "درسهاى امدادگرى در نهضت عاشورا" از مؤلف ِمجله پیام هلال،شماره 26،شهریور1369
    2ـ عوالم(امام حسین)،ص 403،حیاة الامام الحسین،ج 3،ص 378

    فرهنگ عاشورا صفحه 195




    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞



    جهان در حسرت آيينه مانده ست

    گرفتار غمي ديرينه مانده ست

    شب سردي ست بي تو بودن ما

    بگو تا صبح چند آدينه مانده ست؟


  13. #69
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 24 )۞۩۞








    پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا ....(محرمنامه 24)






    قالَ الامام حسين عليه السّلام :

    مَنْ قَرَءَ آيَةً مِنْ كِتابِ اللّه عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِما،
    يُكْتَبُ لَهُ بِكُلِّ حَرْفٍ مِاءةُ حَسَنَة .


    هركس آيه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نمايد، خداوند متعال
    در مقابل هر حرفى از آن يكصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نمايد.







    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  14. تشكر


  15. #70
    مدير کل سایت
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آواتار ها

    تاریخ عضویت : امرداد 1388
    صلوات
    23071
    دلنوشته
    43
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر
    نوشته : 62,754      تشکر : 57,559
    171,611 در 50,175 پست تشکر شده
    وبلاگ : 173
    دریافت : 9      آپلود : 102
    فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* آنلاین نیست.

    shamee پاسخ : ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه 24 )۞۩۞






    ای پیامت انتشار کربلا
    خطبه‌ات آیینه‌دار کربلا

    خطبه تو کرده ویران شام را
    زنده کرده مکتب اسلام را

    ای که صوتت هست چون صوت على
    گشته از نور تو دل‌ها منجلى

    شام شد از خطبه تو غرق درد
    خون به رگ‌های ستمگر گشت سرد

    یادگار حضرت زهرا تویى
    اسوه دین‌، زینب کبری تویی

    آسمان مأنوس شد با چشم تو
    واژگون شد کاخ شام از خشم تو

    کربلا زان خطبه در بزم یزید
    جاودان گشت و حقیقت شد پدید

    زاده آزاده زهرا تویى
    حامیِ بر حقّ عاشورا تویى

    وارث خون دل حیدر تویى
    منتهای صبر پیغمبر تویی

    منیره سادات هاشمى


    ۞۩۞ پر زنيم تا ملکوت افق عاشورا...(محرمنامه - دهه سوم ) ۞۩۞
    *******************************
    اشتباه من این بود ….هر جا رنجیدم ، لبخند زدم ….
    فکر کردند درد ندارد ، محکم تر زدند

    *******************************
    گرچه گذر زمان فرصت مهرورزیدن رادریغ نمی کند،امامرگرااستثنائی نیست. فرصت ها را براي مهرورزي دريابيم

    *******************************
    سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
    کسی که
    سکوت می کند روزی حرفهایش را
    سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت


    *******************************



  16. تشكر


صفحه 7 از 27 نخستنخست ... 3456789101117 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •