مظهر عشق سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
مظهر عشق
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 1 , از مجموع 1
  1. #1
    عضو آشنا
    بلاغ مبین آواتار ها

    تاریخ عضویت : آذر 1389
    نوشته : 42      تشکر : 35
    134 در 36 پست تشکر شده
    دریافت : 0      آپلود : 0
    بلاغ مبین آنلاین نیست.

    پیش فرض مظهر عشق




    عشق و عقل در حماسه حسینی
    عقل سرچشمه دانش بشری و كانون دقت و تفكر است. وهمواره بر منطق و استدلال تكیه می كند و درباره مسائل مختلف، با محاسبه و سنجش صحیح قضاوت می نماید و سرمایه آقایی و قدرت بشر در كره زمین است آدمی با نیروی عقل به رموز جهان آفرینش پی می برد وآنچه در طبیعت وجود دارد را مسخر و مطیع خود می سازد و بر همه آن ها حكومت می كند.

    عقل به منزله چراغ روشن و پرفروغی است كه تاریكی های زندگی را روشن می كند و در پرتو نور خود، راه را از بی راه و صلاح را از فساد تشخیص ‍ می دهد. ولی پیمودن راه خیر و شر، به فرمان عشق است و این تمایل عاطفی آدمی است كه او را به حركت و فعالیت وامی دارد. گاهی از عقل پیروی می كند به راه خیر و صلاح می رود و گاهی مخالفت می ورزد و در راه شر و خطر قدم می گذارد. عشق با منطق و استدلال سر و كار ندارد و به علم و محاسبه متوجه نیست

    عقل وعشق دو عامل مؤ ثر در اداره زندگی بشر و دو نیروی مهم در تاءمین خو شبختی و سعادت انسان است و وجود هر یك از این دو عامل در جای خود ضروری و لازم است . عقل و عشق به اعتبار نوع فعالیت و خصوصیات مربوط به خود، از جهات متعدد با یكدیگر متفاوت اند.

    مسأله عشق با مسأله شهوت متفاوت است. چون اگر شهوت باشد ، یعنی شیئی را برای خود خواستن. فرق بین شهوت و غیر شهوت‏ در همین جاست . آنجا كه كسی عاشق دیگری است و مسأله ، مسأله شهوت است‏ و هدف تصاحب و از وصال او بهره ‏مند شدن است ، ولی در عشق اصلا مسأله‏ وصال و تصاحب مطرح نیست، و‏ عشق با منطق خود محوری سازگار نیست و بشر افتخار می‏كند به اینكه در زمینه معشوق، همه‏ چیزش را فدا كند، خودش را در مقابل او فانی و نیست نشان بدهد ، یعنی‏ این برای او عظمت و شكوه است كه در مقابل معشوق از خود چیزی ندارد ، و هر چه هست اوست ، و به تعبیر دیگر فنای عاشق در مقابل معشوق كه از والاترین و زلال‌ترین حالات جان آدمی، عشق به كمال مطلق و معبود حقیقی، خدای متعال است و پیشوایان الهی این عشق را در بالاترین درجه‌اش داشتند. نحوة حیات و شهادتشان نیز گویای آن است. صاحبان چنین عشق ‌هایی، برای خود تعیّنی نمی‌بینند و پیوسته در انتظار لحظة رهایی از قفس تن و زندان خاك و پیوستن به خداوندند. چنین عشقی فنای فی الله را هم در پی دارد و این فنا و جذبه، سبب می‌شود كه جز ذاتِ احدی و جز رضای خالق، چیزی را به حساب نیاورد و از هرچه كه مانع این وصال گردد، بگذرد.

    گذشتن از همه چیز برای خدا یكی از جلوه‌های همین عشق عرفانی به خداست و فدا كردن جسم برای تعالی جان جلوه دیگر آن است كه می خواهد از من او چیزی باقی نماند و فقط در مقابل خدا تسلیم محض باشد و این پرستش است، یعنی عشق انسان را به مرحله ‏ای می‏رساند كه‏ می‏خواهد از معشوق ، خدایی بسازد و از خود ، بنده‏ای.( فطرت، شهید مطهری،97)

    دین هم چیزی جز عشق ومحبت نیست همچنان كه امام باقر علیه السلام در جواب كسی كه سئوال كرد آیا دین چیزی جز محبت و دوستی است ؟(بحار الانوار،ج27،ص95،باب4) فرموده است : محبت نیرومندترین قدرت محرك بشر در تمام مظاهر گوناگون زندگی است. محبت ، احساس مطبوع و دلپذیری است كه با وجود آن ، مشكلات آسان می شود و مصائب ودردها قابل تحمل می گردد. عشق و محبت ، آدمی را به راه فداكاری و از خود گذشتگی می كشاند و برای رضای محبوب ، از همه چیز خود می گذرد؛

    برای دوستداران خدا كه مؤ منین واقعی هستند، هیچ پاداشی بهتر و عالی تر از خشنودی پروردگار و جلب رضایت محبوب نیست كه درراه او فداكاری واز جان گذشتگی كند.همچنانكه امام حسین (علیه السلام)درجهت جلب رضایت محبوب وهدف مقدس از جان خود وخانواده گذشتند و هنگام عزیمت به طرف عراق كه ابن عباس می خواست مانع حركت ایشان شود و می گفت:من می ترسم در این سفر كشته شوی ، زیرا اهل عراق قومی‏ خیانت پیشه‏اند .در همین شهر بمان ، زیرا تو سرور اهل حجازی ، پس اگر اهل عراق‏ خواهان تو باشند چنانكه مدعی‏اند باید دشمنانشان را دور سازند و از شهر خود برانند. سپس نزد آنها برو ، و اگر تصمیم حتمی داری كه بیرون شوی پس به‏ یمن برو ، زیرا كه دژها و دره‏های فراوان دارد ، و پدرت در آنجا شیعیانی‏ دارد.

    حضرت به او جواب می هند: پسر عمو ! من می‏دانم كه تو قصد خیرخواهی ودلسوزی- برای‏ شخص من و مصالح شخص من - داری ، ولی من تصمیم قطعی برای حركت گرفته‏ام .

    منطق ابن عباس دراینجا منطق سیاست و بازی سیاسی بود ، منطق عقل و رعایت مصالح نفس خود بود . او با منطق عقلی ، صحیح می‏گفت كه اگر حاكمشان را بیرون نكردند و اهل جهاد نبودند توهم آنها را رها كن . این منطق منطق معامله است . منطق امام نه‏ منطق غدر و كید بود و نه منطق معامله و همكاری پر سود ، صرفا منطق ایثار و عقیده و شهادت در راه عقیده بود . و بشر یا منطق مكر دارد مثل اغلب‏ سیاسیون دنیا ، یا منطق معامله دارد مثل احزاب سیاسی امروز ، یا منطق‏ فدا و عقیده دارد وامام می فرماید: راه من این نیست كه آنها را به خودشان واگذارم و منطق من منطق درد عقیده داشتن و درد خیرخواهی داشتن است . درد طبیبی است كه از غم مریضها رنج می‏برد «عزیز علیه ما عنتم حریص علیكم.» راه من راه شهادت است . منطق شهید منطق دیگری است غیر از منطق عقلی است كه درعمل مصلحت شخص درنظر گرفته شود . معنای قول امام كه فرمود: « ان الله شاء ان‏ یریك قتیلا » اینست كه خدا از تو روح شهادت می‏خواهد. (حماسه حسینی،ج2،ص161)


    امام حسین- علیه السلام - با آنكه عیال و اطفال را می‏دیدند وعاقبت آنها را می‏دانستند اما با این حال در قیام ومبارزه علیه طاغوت كمترین لغزشی از خود نشان ندادند و همه دلیل بر این است كه‏ مكتب حسینی مكتب عشق بود .

    شود آسان به عشق كاری چند كه بود نزد عقل بس دشوار
    و سراسر عاشورا و صحنه‌های پیكار فرزندان و یاران، جلوه‌ای از این جذبة معنوی وعشق برین است وشهادت یاران و عزیزان، هر كدام هدیه‌ای به درگاه دوست است، تا رضای او تأمین شود؛ و اینگونه قیامها برقی است در میان ظلمتها ، شعله مقدسی‏ است در میان استبدادها و ظلمها ، ستاره‏ای است كه در تاریكی‏ شب برای گمراهان طلوع می‏كند ، بلكه مظهر عشق است نه عقل حسابگر عادی‏.
    مظهر عشق
    ویرایش توسط بلاغ مبین : 10-10-1389 در ساعت 02:12

    دل سرا پرده ی محبّت اوست
    دیده آیینه دار طلعت اوست

  2. تشكر

    parsa (11-10-1389)

  3.  

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •