<<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>> سایت آیه های انتظار انجمن آیه های انتظار
ثبت نام
سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد
تبلیغات تبلیغات
<<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>
صفحه 7 از 12 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 61 تا 70 , از مجموع 116
  1. #61
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>




    ابو بصیر گوید : از امام صادق (ع) از تفسیر خدای عزوجل پرسیدم ( که فرماید : همانا آنانکه پرهیزگاری کردند ) (( هرگاه شیطان رهگذری خود را بدانها ساید یادآور شوند و بناگاه بینا شوند )) ( سوره اعراف آیه 201 ) امام (ع) فرمود : او بنده ای است که نیت گناه کند سپس یاد آور خدا شود ( به یاد خدا بیفتد ) و از انجام دادن گناه خودداری کند ، پس این است گفتار خدا ( میفرماید ) : (( یاد آور شوند و بناگاه بینا شوند )) اصول کافی جلد 4 صفحه 167
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  2. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

  3. #62
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>




    حضرت باقر (ع) : کسی که از گناه کردن توبه می کند همانند کسی است که گناه ندارد. و کسی که در گناه کردن اسرار ورزد و در گناه بماند ولی آمرزش و بخشش از خدا خواهد مانند مسخره چی است. اصول کافی جلد 4 صفحه 168 ( یعنی کسی که در گناه بماند و بر ادامه گناه اسرار ورزد ولی از خدا بخشش و آمرزش خواهد مانند مسخره چی است که خود را یا احکام دین را یا پروردگار را مسخره کند).
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  4. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

  5. #63
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>




    امام صادق (ع) : همانا خدای عزوجل وقتی بنده مومنش توبه کند شاد می شود مانند کسی که چیزی گم کرده و بعد گمشده اش را پیدا کند و خوشحال شود. اصول کافی جلد 4 صفحه 169
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  6. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

  7. #64
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>





    اصمعى كه يكى از علماء و عرفاى زمان خودش بود مى گويد: يك روز از كنار ده و روستايى مى گذشتم كه ناگهان يك عرب سياهى از پشت درختان با شمشير برهنه اى به سويم آمد و تيغه شمشيرش را به طرف سينه ام گرفت و گفت : زود لخت شو و هرچه دارى رد كن ، و الاّ تو را مى كشم ، زود باش ، اگر مى خواهى جان سالم بدر برى و اهل و عيالت را داغدار نكنى .
    گفتم : اى مرد عرب ! مرا مى شناسى كه با من اين طور حرف مى زنى ؟!
    گفت : در ميان ما دزدان معرفت و شناخت معنا ندارد، زيرا در دل آنها رحم ومُروّت نيست .
    گفتم : مسافرم و جز اين لباسهايى را كه پوشيده ام چيز ديگرى ندارم .
    گفت : من اين حرفها سرم نمى شود و نفقه و پول و مال و روزى مى خواهم .
    گفتم : اى برادر عرب اگر نفقه و مال و روزى مى خواهى من ندارم ، ولى يك خزينه اى به تو نشان مى دهم كه بالاتر و بهتر و آبادتر از لباسهاى من است .
    گفت : آن خزينه چيست و كجاست ؟
    گفتم : مگر قرآن نخوانده اى كه خداوند متعال مى فرمايد:
    وَ فِى السَّماءِ رِزْقُكُمْ و ما تُوعَدوُن .
    همه روزى هاى شما در آسمان است و به آنچه كه به شما وعده داده ايم برايتان مى فرستيم .
    يك وقت ديدم اين عرب ، بيابانى و صحرايى و دهاتى و سياه و دزد و بى سواد، تا اين آيه را از من شنيد بدنش چنان لرزيد كه شمشير و نيزه از دستش افتاد و سرش را به طرف آسمان بلند كرد و گفت : خدايا رزق و روزى مرا در آسمان نگه داشته اى و مرا در روى زمين حيران كردى ؟! تا در صحرا و بيابان دزدى و سرقت كنم و مال مردم را بخورم ، خدايا مالم را بده ... غلط كردم ، اشتباه كردم رزقم را بده .
    تا اين سخن را از صميم قلب و با صدق نيت و اخلاص درونى گفت : ناگهان مشاهده كردم كاسه اى پر از طعام با دو گرده نان سفيد از هوا جلويش ظاهر شد. عرب سياه بيابانى روى زمين نشست و شروع به خوردن كرد و وقتى سير شد گفت : احسنت ربّى ، بارك اللّه ، آفرين بر پروردگارم .
    بعد مقدارى با هم صحبت كرديم و او را راهنمايى و ارشاد كردم او نالان و پريشان حال و نادم و پشيمان شده بود و توبه نمود و بعد هم جدا شديم ، من بسوى كارم رفتم و او هم پى برنامه هايش .
    دو سال از اين ماجرا گذشت . يك روز در حال طواف خانه خدا او را ديدم ، به او گفتم : تو فلانى نيستى ؟!
    گفت : چرا خودم هستم . ولى از آن روز به بعد توبه كردم و از تمام كردهايم برگشتم و با خدا آشتى كردم . خدا خيرت بدهد كه راه را بما نشان دادى و ما را بسوى خالق خود كشاندى و راهنمايى نمودى .
    گفتم : حالا حالت چطور است ؟! خوبى ؟
    گفت : الحمد للّه از آن روزى كه توبه كردم و درِ خانه خدا آمدم ، و از آن روز به بعد، بعد از نماز شام همان كاسه و دو نان از آسمان برايم مى آيد و ميل مى كنم و تمام ظرفهائى را كه در آن مائده آسمانى مى آمد جمع كردم و در شكاف كوهى پنهان نموده ام .
    گفتم : چرا مصرف نكردى ؟!
    گفت : ناجوانمردى است نان كريمان را خوردن و كاسه شكستن .
    گفتم : چرا به درويشان و فقيران نمى دهى ؟
    گفت : بى فرمان او تصرف نمى كنم .
    اصمعى مى گويد: از حال و مقالش خوشم آمد خواستم دست و پايش را ببوسم .
    گفت : اى شيخ اين كار را نكن ، اگر تقرب مى خواهى از آنچه كه آن روز برايم خواندى ، بخوان .
    گفتم : چه خواندم او آيه ((وَ فِى السَّماءِ رزقكم )) را گفت :
    گفتم :
    فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَالاَْرْضِ اِنَّهُ لَحَقُّ مِثْلَ ما اَنَّكُمْ تَنْطِقُونَ .
    پس به پروردگار آسمان و زمين كه همه اش را بحق آفريد و مثل آنكه با شما سخن مى گويد.
    گفت : كدام نادان و سفله اى هست كه گفته خدا را انكار كند كه نياز به سوگند و قسم باشد. بخوان ، بخوان كه دلم مى خواهد براى اين آيه خود را فدا و جانم را نثار كنم ، چه زيبا و خوب ، بخوان ، بخوان .
    آيه مذكور را خواندم . يك وقت ديدم آهى كشيد و جان داد.
    كفنى تهيه كردند بعد غسلش دادند و كفنش نمودند و بر جنازه اش ‍ نماز خواندند و دفنش كردند.
    يك هفته از اين قضيه گذشته بود كه يك شب خوابش را ديدم كه لباسهاى بسيار زيبا پوشيده و خوشحال است .
    گفتم : رفيق چطور به اين مقام رسيدى ؟!
    گفت : بخاطر اينكه كلام خدا را تصديق و به صدق شنيدم و با اعتقاد و يقين و ايمان بر خود پذيرفتم .
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  8. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

  9. #65
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>




    قوت روان شيفتگان التفات تُست
    آرام جان زنده دلان مرحباى تست
    گر ما مقصريم تو درياى رحمتى
    جرمى كه مى رود به اميد عطاى تست
    شايد كه در حساب نيايد گناه ما
    آنجا كه فضل و رحمت بى منتهاى تست
    كس را بقاى دائم عقد مقيم نيست
    جاويد پادشاهى و دائم بقاى تست
    هرجا كه پادشاهى و صدرى و سروى
    موقوف آستان در كبرياى تست
    سعدى ثناى تو نتواند بشرح گفت
    خاموش از ثناى تو حد ثنائى تست
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  10. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

  11. #66
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>




    معاوية بن وهب گويد: (سالى ما) بطرف مكه حركت كرديم و با ما پيرى بود خداپرست و اهل عبادت (ولى ) معترف بمذهب شيعه نبود (و اطلاعى از آن نداشت ) و (بمذهب سنيها كه تمام خواندن نماز را براى مسافر جايز دانند) نمازش را در راه تمام ميخواند و برادر زاده اى داشت مسلمان (و شيعه مذهب ) كه همراهش بود، پس آن پير بيمار شد من ببرادر زاده اش گفتم : كاش مذهب شيعه را بعمويت پيشنهاد ميكردى شايد خدا او را نجات دهد؟ همه همراهان ما گفتند: بگذاريد پير مرد بحال خو بميرد زيرا همين حال كه دارد خوب است ، ولى برادرزاده اش تاب نياورد تا بالاخره بدو گفت : اى عموجان همانا مردم پس از رسولخدا (ص ) مرتد شدند جز عده كمى ، و على بن ابيطالب مانند رسولخدا (ص ) بود كه پيروى و اطاعتش لازم بود، و پس از رسول خدا حق و طاعت از آن او بود: گويد: آن پير مرد نفسى كشيد و فرياد زد و گفت : من هم بر همين عقيده هستم ، و جانش از تن بيرون آمد (و مرد) و پس ما شرفياب خدمت حضرت صادق (ع ) شديم ، على بن سرى (يكى از همراهان ما) سخن پير مرد را (يا جريان را) بآنحضرت عرض كرد: حضرت فرمود: او مرديست از اهل بهشت ، على بن سرى عرض كرد: آنمرد جز در آن ساعت از مذهب شيعه هيچ اطلاعى نداشت ؟ فرمود چه چيز ديگر از او مى خواهيد؟ بخدا سوگند وارد بهشت شد. اصول كافى جلد 4 صفحه 175
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  12. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

  13. #67
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>




    عبدالرحن بن حماد در حديثى مرفوع از برخى از اصحابش نقل كند كه اميرالمؤ منين عليه السلام در كوفه بر منبر بر آمد، خدا را سپاس گفت و ستايش كرد سپس فرمود: اى مردم همانا گناهان سه گونه اند (اينرا فرمود و خاموش نشست ) و از سخن گفتن خود دارى كرد، حبه عرنى (كه يكى از اصحاب آنحضرت بود) به وى عرض كرد: اى اميرالمؤ منان فردى گناهان سه گونه اند و دم فروبستى ؟ فرمود: من آنها را ياد نكردم جز اينكه مى خواستم شرح دهم ولى تنگى نفسى بر من عارض شد كه ميان من و سخنم حائل شد، آرى گناهان سه گونه اند: گناهى كه آمرزيده است ، و گناهى كه آمرزيده نشود، و گناهى كه بر صاحبش هم اميدوار و هم بيمناكم ، عرض كرد: اى اميرالمؤ منان آنها را براى ما بيان فرما.
    فرمود: آرى اما گناه آمرزيده : گناه آن بنده ايست كه خداوند او را در دنيا بر گناهش عقوبت كند پس خدا بردبارتر و كريمتر از آن است كه بنده خود را دوباره عقوبت كند، و اما گناهى كه آمرزيده نشود ستمكاريهائى است كه بندگان برخى به برخى كنند، زيرا چون خداوند تبارك و تعالى (بوسيله پيمبران و احكام ) بر خلقتش عيان شد بخودش سوگند ياد كرده و فرموده است : بعزت و جلالم سوگند كه ستم هيچ ستمكارى (بدون كيفر) از من نگذرد گرچه زدن مشتى بمشتى باشد يا ماليدن (دستى ) بدستى باشد (از روى لذت و هوسرانى ) و گرچه شاخ زدن شاخدارى به بيشاخى باشد پس براى بندگان از يكديگر قصاص گيرد تا ستمى از كسى بر كسى (بدون كيفر) نماند، سپس آنها را (خداوند) براى حساب بر انگيزد، و اما گناه سوم گناهى است كه خداوند بر خلقش پنهان داشته ، و توبه از آنرا بر گنهكار روزى كرده ، و بوضعى در آمده كه از گناهش بيمناك و بپروردگارش اميدوار است ، پس ما براى او (يعنى اين شخص گنهكار) همان حال را داريم كه خودش آن حال را براى خود دارد اميد رحمت براى او داريم ، و از عذاب نيز بر او بيمناكيم . اصول كافى جلد 4 صفحه 178
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  14. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

  15. #68
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>




    حضرت باقر عليه السلام فرمود: چون خداى عزوجل خواهد كه بنده اى را كه داراى گناهيست اكرام كند او را به بيمارى گرفتارى كند، و اگر اينكار را نكند به نيازمندى مبتلايش سازد، و اگر اينكار را با او نكرد مرگ را بر او سخت كند تا بدان واسطه گناهش را جبران كند (و بگناهش مكافات كند) فرمود و چون بخواهد بنده اى را كه حسنه اى در نزدش ‍ دارد خوار كند تنش را سالم كند و اگر اينكار را درباره اش نكند روزيش را فراخ گرداند، و اگر آنرا هم درباره اش انجام ندهد مرگ را بر او آسان كند تا بدان سبب در عوض آن حسنه او را پاداش دهد. اصول كافى جلد 4 صفحه 179
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  16. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

  17. #69
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>




    بابيم و اميد و حالت استغفار
    با چشم تر و نامه سياه آمده ام
    يارب تو بده برات آزادى من
    درمانده منم بهرپناه آمده ام
    من معترفم به جرم و عصيان و گناه
    دربارگهت چو پرّكاه آمده ام
    درياى كرم توئى و من ذرّه خاك
    بالطف تو اينگونه براه آمده ام
    دست من افتاده نالان تو بگير
    چون يوسفم وزقعر چاه آمده ام
    يارب به محمد و على و زهرا
    پهلوى شكسته را گواه آمده ام
    حق حسن و حسين و اولاد حسين :
    نوميد مكن كه روسياه آمده ام
    برنامه اعمال محبت نظرى
    بر عمر گذشته عذر خواه آمده ام
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  18. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

  19. #70
    مدیر افتخاری
    seyed yasin آواتار ها

    تاریخ عضویت : دی 1389
    نوشته : 2,020      تشکر : 1,335
    4,744 در 1,669 پست تشکر شده
    دریافت : 5      آپلود : 316
    seyed yasin آنلاین نیست.

    پیش فرض پاسخ : <<آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه>>




    يكى از ملاحان و قايقرانان رود نيل كه شغل رسميش عبور دادن مردم از آب به خشكى بوده نقل مى كرد: روزى پيرمردى با وقار در حالى كه روپوشى پشمين دربرداشت و عصا و ظرف آبى هم به دست گرفته بود به من رسيد و پس از سلام گفت : ممكن است مرا عبور دهى و به آن طرف رودخانه برسانى ؟
    گفتم : آرى ، پس بى درنگ به قايق و زورق سوار شد، منهم او را عبور دادم . همينكه خواست پياده شود، ديدم آن روپوش و عصا و ظرف آب را پيش من گذاشت و گفت : اينها پيش تو امانت باشد و بدان كه فردا هنگام زوال من در كنار اين درخت از دنيا خواهم رفت و تو اين مطلب را فراموش مى كنى ، اما از تو خواهشى دارم كه هروقت متذكر شدى و به يادت آمد، بيا و مرا غسل ده و با همان كفن كه زير سردارم بدنم را كفن نمائى و بعد هر كه راديدى كه از تو تَرَكِه مرا طلبيد همين روپوش و عصا و ظرف آب را به او تسليم نما، مبادا كه او را كوچك شمارى و نسبت به او بى احترامى كنى .
    پيرمرد بعد از اين سخنان به راهش ادامه داد من در حالى كه از سخنانش مبهوت و حيران بودم و باقى مانده آن روز و شب تا هنگام خواب ، گفتار آن پيرمرد محترم به خاطرم بود، ولى بعدا فراموش ‍ كردم تا عصر روز بعد كه ناگهان آن جريان يادم آمد فورا حركت كردم و خودم را به كنار درختى كه نشان داده بود رسانيدم ، ديدم كه آن بنده صالح خدا از دنيا رفته است ، و كفنى در زير سر گذاشته و بوى خوش از او به مشام مى رسيد، پس جنازه اش را غسل دادم . و كفن نمودم . همينكه از تغسيل و تكفينش فارغ شدم ، ديدم گروه زيادى از اشخاص در آنجا حاضر شدند. هرچه به آنها نگاه كردم هيچ كدام آنها را نشناختم ، پس باكيفيت دسته جمعى بر آن ميت نماز خوانديم و در كنار همان درخت به خاكش سپرديم سپس سوار زروق و قايق خودم شدم و به سمت شرقى رودخانه روانه گشتم . آنجا بودم تا شب فرارسيد و طبق معمول همه شب بخواب رفتم . تا آنكه فجر طالع شده از خواب برخواستم . قدرى گذشت ولى هنوز هوا درست روشن نشده بود كه ناگهان جوانى شتاب زده از راه رسيد به صورتش ‍ نظر كردم دانستم يكى از بازيگران مجالس لهو و لعب و گناه و معصيت است بر من سلام كرد، منهم جوابش را دادم آنگاه پرسيد توفلانى پسر فلانى نيستى ؟ گفتم آرى . گفت : امانتهائى را كه بتو سپرده شده است بياور. گفتم تواز كجا دانستى كه نزد من امانتى است ؟ جوان گفت : در اين مورد سؤ ال نكن ، من كه مايل بودم اصل مطلب را بفهمم به آنجوان اصرار كردم . آنجوان سؤ ال مرا اينگونه پاسخ داد كه من چيزى نمى دانم جز اينكه شب گذشته در مجلس ‍ عروسى شخص تاجرى به ساز و نواز و رقص مشغول بودم . تا اينكه سحرگاهان صداى مناجات و راز و نياز بندگان خدا گوش جانم را نواخت و چراغ خاموش وجودم كه وجدانم باشد از خواب غفلت بيدار شد. از عمل خويش شرمنده و پشيمان و نادم و گريان شدم و از كردار و رفتار و اعمال گذشته توبه كردم به منزل مراجعت كردم ، در فكر بودم نا راحت بودم كه چه كار كنم كه گذشته ها را جبران كنم به گريه افتادم و در حال ناراحتى و گريه خوابم برد در همان وقت خواب ديديم ، شخصى مرا امر ميكند: برخيز كه خداوند جان فلان حبيبش را قبض كرده و جاى آن را در زمين بتو بخشيده است ، برو پيش فلان مرد ملاح و قايقران ، روپوش و عصا و ظرف آب او را بگير و به كار آن پير مشغول شو. و نشانيهاى تو را به من دادند و حال آمده ام كه امانتها را بگيرم .
    امانتها را به آن جوان برگرداندم و جوان نيز لباسهاى خودش را بمن سپرد تا صدقه به مستمندان بدهم سپس لباسهاى آن پيرمرد را پوشيد و امانتها را برداشت و در حاليكه مرا در سوز و گدازى سخت گذاشته بود به محلى نامعلوم رهسپار گرديد.
    ملاح در پايان اين حماسه ميگفت : آن روز تا شب گريه ميكردم تا اينكه خواب برمن غلبه كرد. در عالم خواب صداى گوينده اى را شنيدم كه ميگفت : تعجب ميكنى از اينكه ما بر يكى از بندگان گنه كار مان منت نهاديم و او را به سوى خود باز گردانيديم اينها همه از فضل و كرم ماست كه به هركس خواهيم مى دهيم و مائيم داراى فضل بزرگ
    &lt;&lt;آيات و احاديث و حكايات و اشعار درباره توبه&gt;&gt;

  20. تشكر

    عهد آسمانى (09-11-1389)

صفحه 7 از 12 نخستنخست ... 34567891011 ... آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •