PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : پاسخ به ادعای اهل سنت در مورد این که فدک حق حضرت زهرا(س)نیست



معمار
10-04-2012, 11:10
اهل سنت استدلال می کنند به یک حدیثی و می خواهند این را ثابت کنند که فدک حق حضرت زهرا نیست

استدلال اهل سنت به حدیث زیر

پيامبر اسلام(ص) :«ما پيامبران ارثي از خود به يادگار نمي‏ گذاريم، و آنچه از ما بماند به عنوان صدقه در راه خدا مصرف شود.»

جواب به این استدلال با ذکر چند نکته:


نکته اول:

اين حديث با محتوا و متن قرآن سازگار نيست و طبق قواعد اصولى هر حديثى كه موافق «قرآن» نباشد بی ارزش است و از درجه اعتبار ساقط است

دلیل بر این که این حدیث مخالف قرآن است:

در آيات قرآن آمده است که سليمان از داود ارث برد،(نمل آیه 16)که ظاهر آیه مطلق است و اموال را هم شامل می شود

در مورد «يحيى» و «زكريا» مى‏خوانيم كه از خدا چنين تقاضا مى‏ كند «فرزندى به من عنايت كن كه از من و از آل يعقوب ارث برد» مريم/ 6.

نکته دوم:

روايت مورد استدلال اهل سنت معارض با روايات ديگر است چرا که در در کتاب سیره حلبی می خوانیم که :ابوبكر تصميم گرفت «فدك» را به «فاطمه» (س) باز گرداند، ولى ديگران مانع شدند،

در این کتاب چنین آمده است که:

«فاطمه دختر پيامبر (ص) نزد ابوبكر آمد در حالى كه او بر منبر بود. گفت اى ابوبكر آيا اين در كتاب خدا است كه دخترت از تو ارث ببرد و من از پدرم ارث نبرم، ابوبكر گريه كرد و اشكش جارى شد. سپس از منبر پايين آمد و نامه‏اى داير به واگذارى فدك به فاطمه (س) نوشت، در اين حال عمر وارد شد گفت اين چيست؟ گفت نامه‏اى نوشتم كه ميراث فاطمه (س) را از پدرش به او واگذارم، عمر گفت اگر اين كار را كنى از كجا هزينه نبرد با دشمنان را فراهم مى‏ سازى در حالى كه عرب بر ضد تو قيام كرده است؟ سپس عمر نامه را گرفت و پاره كرد» (سيرة حلبى 361/ 3


نکته سوم:

ابن ابى الحديد، مى گويد، از استادم «على بن فارقى» پرسيدم آيا فاطمه (س) در ادعاى خود راست مى ‏گفت؟ پاسخ داد آرى گفتم پس چرا ابوبكر فدك را به او نداد، با اينكه وى را صادق و راستگو مى‏ شمرد؟ استادم تبسم پر معنائى كرد و سخن لطيف و زيبائى گفت، با اينكه او عادت به مزاح و شوخى نداشت گفت «اگر امروز فدك را به ادعاى فاطمه (س) به او مى ‏داد، فردا مى‏ آمد و خلافت را براى همسرش ادعا مى‏ كرد و ابوبكر را از مقامش متزلزل مى‏ ساخت و او نه عذرى براى بازگو كردن داشت و نه امكان موافقت» (شرح نهج‏البلاغه ابن ابى الحديد 284/ 16 )