PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : نامه جالب شهید به مادرش (+عکس)



╬✿╬ فاطمه ╬ ✿╬
08-03-2013, 22:45
آن چه خواهید خواند ، نخستین نامه داوود بصائری از خوزستان به زادگاهش ، پس از اولین اعزامش به جبهه می باشد. این نامه جلوه ای زیبا و تاثیر گذار از روح دریایی یک بسیجی 14 ساله است:

[متن اولین نامه شهید داوود بصائری از جبهه] :

بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم اعظم خانم. من داوود هستم. می خواستم که این نامه را برای مادرم بخوانید و بگویید من به جبهه رفتم و چون مادرم خبر ندارد که من به جبهه رفتم. می خواهم او را دلداری بدهید و نگذارید ناراحت شود و به مادرم بگویید چون می دانستم به من اجازه نمی دهید به جبهه بروم برای همین به شما خبر نداده ام و امیدوارم از من راضی باشی و دعای خیر یادت نرود. چون من دیگر غم شهادت دوستان را طاقت نیاورده به جبهه رفتم. و اگر پرسید درست چه می شود ، بگویید که من درسم خیلی خوب شده بود و می توانم بعدا بیام امتحان بدهم.

روحمان با یادش شاد


http://www.taknaz.ir/upload/69/0.162798001345278236_taknaz_ir.jpg
دست نویس اولین نامه شهید داوود بصائری از جبهه

http://www.taknaz.ir/upload/69/0.588956001345278238_taknaz_ir.jpg
بسیجی شهید داوود بصائری






منبع : مشرق

مدینه* خادمه یاس فاطمی *
08-03-2013, 22:53
چون می دانستم به من اجازه نمی دهید به جبهه بروم برای همین به شما خبر نداده ام
سلام
بنده در مقامی نیستم که ادعایی داشته باشم و خاک پای شهدا هم نمیشیم
اما به نظر شما آیا این جمله را اسلام قبول می کند؟

مولاتی یا فاطمه الزهرا(س)
09-03-2013, 00:41
سلام
بنده در مقامی نیستم که ادعایی داشته باشم و خاک پای شهدا هم نمیشیم
اما به نظر شما آیا این جمله را اسلام قبول می کند؟



سلام و عرض ادب و خیر مقدم

به سایت آیه های انتظار در جمع منتظران ظهور یار (عج) خوش آمدید.

جناب حجة الاسلام ماندگاری در برنامه سمت خدا ،پاسخ این سئوال شما را داده اند .بنده متن سئوال و جواب را تقدیم می دارم.

سوال – در زمان جنگ بین افرادی که بدون رضایت والدین شان به جنگ رفتند و شهید شدند و آنهایی که بخاطر عدم رضایت آنها در خانه ماندند و تا آخر عمر حسرت به دل شدند ، کدام شان درست ترانتخاب کردند ؟ نگویید که هر دوی آنها انتخاب درست کردند . گذشته از این موضوع در زندگی خیلی وقتها نمی توانم بین رضایت مادر و پدرم و عقایدم درست انتخاب کنم . راهنمایی بفرمایید .


پاسخ – در آیین نامه ی بندگی ما یکسری سلسله بندی در اطاعت داریم . چرا ما همیشه فکر می کنیم که سر راه خوب و بد هستیم ؟ مومن بیشتر اوقات سر خوب و خوب تر است . خلق الموت والحیاة لیبلوکم ایکم احسن . خوب ترین مراتب چیست ؟

سلسله مراتب ولایت را یک بار دیگر به عزیزان می گوییم .
ولایت خدا . بالاترین اطاعتی که از ما می خواهد اطاعت از خداست .
رتبه ی بعد اطاعت رسول خداست .
رتبه ی بعد اطاعت ولی خداست .
رتبه ی بعد اطاعت فقیه جامع الشرایط در عصر غیبت است .
رتبه ی بعد اطاعت پدر و مادر است .

اطاعت پدر و مادر در حوزه ی خانواده با اطاعت ولی خدا در این چهار مرتبه تعارض داشت قطعا اگر بگوییم که اطاعت از پدر خوب است ، اطاعت از ولی خدا خوب تر است .

پس قطعا کسانی که تبعیت از امر امام کردند و به جبهه رفتند خوب ترین راانتخاب کردند و بخاطر همین ایشان حسرت می خورند . در زمان جنگ امام فرمودند که رضایت پدرو مادر برای رفتن به جبهه شرط نیست ولی بهتراست که با رضایت آنها باشد . در بعضی مواقع رضایت پدر و مادر اصلا تکلیف نیست . اخلاقی است مثل جبهه .


منبع :سایت سمت خدا

مولاتی یا فاطمه الزهرا(س)
09-03-2013, 00:43
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/12335633595450552948.jpeg

مدینه* خادمه یاس فاطمی *
09-03-2013, 02:09
اطاعت پدر و مادر در حوزه ی خانواده با اطاعت ولی خدا در این چهار مرتبه تعارض داشت قطعا اگر بگوییم که اطاعت از پدر خوب است ، اطاعت از ولی خدا خوب تر است .

سلام و خسته نباشین

باعث افتخار بنده است که در حضور چنین دوستانی باشم که سراسر ادب و معرفت هستند

حاج آقا ماندگاری رو سر ما و حرفهای ایشان رو چشم ما جا دارند. اما جواب حجت الاسلام ماندگاری و امام راحل(ره) در یک نقطۀ ریز و حساس با نامۀ این شهید بزرگوار فرق دارد که در زیر عرض خواهم کرد پس جواب این بزرگواران جواب سوال بنده نیست.

اما بنده چند سوال دارم:

جایی که در احادیث و سنت است دیگر رجوع به غیر معنایی ندارد این درسته یا نه؟البته حدیث هم تفسیر می خواهد و... اما نکات ریزتری وجود دارد

ما خوانده ایم که پیامبر(ص) جوانی را از رفتن به جهاد باز میدارد اونم بخاطر ناراضی بودن پدرشان. وقتی ما به سنت رجوع میکنیم میبینیم که چیزی خلاف گفتۀ شهید والا مقام وجود دارد

مسألۀ دیگر این است که آیا صرف اینکه بگم میدونم راضی نمیشی و تلاش نکردن برای راضی کردن آیا درست است؟آیا درست است که فرزندی بدون اطلاع والدین برود جایی بعد نامه اش به دست خانواده برسد که من فلان جا هستم؟والدینش چه حالی پبدا میکنن تا وقتی که نامه ای به دستشان نرسیده است؟

حالا اون نقطۀ حساسی که باعث فرق داشتن نامۀ شهید بزرگوار با جواب آقای ماندگاری و امام راحل(ره) می شود اینجاست که این عزیزان بخاطر شرایط اون دوران می گویند رضایت والدین شرط نیست نه اینکه بی خبر بذاریم بریم یه جایی، بعد نامه ای از ما بدستشان برسد.بی اطلاع گذاشتن با رضایت نداشتن خیلی فرق دارد مثلا دو موقعیت را در نظر بگیرید که در یکی بنده قصد انجام کاری را دارم که والدینم خبر ندارند و در موقعیت دیگه قصد انجام کاری را دارم که والدینم خبر دارند اما راضی نیستند.خب این دو موقعیت خیلی متفاوتند این شهید بزرگوار بدون اطلاع رفته بعد نامه اش خدا میدونه کی رسیده.این شهید بزرگوار اصلا تلاشی برای رضایت والدینش نکرده.

و حتی خدا هم از ما ادعا و فکر رو بدون تلاش قبول نمیکند.

خدا بعد از خودش در قرآن والدین را آورده و این چیز خیلی بزرگیست.واقعا قابل تأمل است.آیات و روایات تکان دهنده ای در رابطه با والدین آمده است. به این سادگی نیست که هرطور خواستیم برخورد کنیم اصلا شرع چنین اجازه ای را نداده است.بعد از خدا مستقیما والدین. اون ولایت یه بحث دیگری دارد و اون جایی است که حرف والدین ناقض حرف خدا باشد ما ملزم به اطاعت نیستیم اونم نه با بی احترامی.

اول باید تلاش کرد تا راضی بشن در این راه به خدا هم باید توکل کرد.دعایی که برای جهاد و از ته دل باشد زود برآورده می شود و اگر بعد از تلاش فراوان نشد باز نباید بی خبر رفت بلکه با اشاره باید رفت اونم نه هرجایی بلکه جایی مثه جبهه که مجتهدت دستور میده میشه رفت.

به نظر بنده این خلاف اسلام است که بدون اطلاع و تلاش نکردن بذاری بری. البته بنده به این شهید عزیز خورده نمیگیرم یعنی در حدی نیستم.

شهاب منتظر
09-03-2013, 05:02
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/66922384185007397121.gif


عبدالله91 گرامی ،

سلام و عرض ادب.

تبریک بنده را به مناسبت عضویت و ورود به سایت آیه های انتظار پذیرا باشید.

مواردی که سرکار خانم کنیزفاطمه(سلام الله علیها) گرامی از قول حاج آقا ماندگاری فرمودند دقیقاً پاسخ سوال شما بود امّا به چه دلیل می فرمایید پاسخ سوال شما نبوده بر ما پوشیده است.

ما در احادیث و روایات داریم که « رضاالله فی رضا الوالدین » امّا استثناء هم وجود دارد و خیلی جاها رضایت والدین آن چیزی نیست که رضایت خداوند متعال را در پی داشته باشد.

به عنوان مثال اگر والدین یا یکی از آنها رضایتشان در انجام معصیت و یا ترک واجب باشد آیا باید باز هم بگوییم رضا الله فی رضاالوالدین؟! و رضایت آنان را تامین کرد؟!

حدیثی که شما به آن استناد می فرمایید این حدیث است:

« أَتَى رَجُلٌ رَسُولَ اللَّهِ ص فَقَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنِّي رَاغِبٌ فِي الْجِهَادِ نَشِيطٌ قَالَ فَقَالَ لَهُ النَّبِيُّ ص فَجَاهِدْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَإِنَّكَ إِنْ تُقْتَلْ تَكُنْ حَيّاً عِنْدَ اللَّهِ تُرْزَقْ وَ إِنْ تَمُتْ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُكَ عَلَى اللَّهِ وَ إِنْ رَجَعْتَ رَجَعْتَ مِنَ الذُّنُوبِ كَمَا وُلِدْتَ قَالَ يَا رَسُولَ اللَّهِ إِنَّ لِي وَالِدَيْنِ كَبِيرَيْنِ يَزْعُمَانِ أَنَّهُمَا يَأْنَسَانِ بِي وَ يَكْرَهَانِ خُرُوجِي فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَقِرَّ مَعَ وَالِدَيْكَ فَوَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَأُنْسُهُمَا بِكَ يَوْماً وَ لَيْلَةً خَيْرٌ مِنْ جِهَادِ سَنَةٍ »[ثقة الاسلام كلينى، الكافي دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 ه.ش، ج‏2، ص‏160.]

مردی خدمت پیامبراکرم(ص) آمد و گفت: ای رسول خدا من میل به جهاد دارم و دراین باره نشاط دارم پیامبر فرمود: جهاد کن در راه خدا اگر کشته شدی نزد خدا زنده هستی و روزی می خوری و اگر مردی اجر تو با خداست و اگر از جهاد بازگشتی، در واقع از گناهان خود بازگشتی مانند زمانی که متولد شدی .جوان گفت ای رسول خدا پدر و مادر پیری دارم که به خاطر انس با من مایل نیستند به جهاد بروم، رسول خدا(ص)فرمود: پیش پدر و مادر بمان ،قسم به آن که جانم در دست اوست انس یک روز آنان با تو از جهاد یک سال بهتراست.

دقت داشته باشید که اینجا حکم پیامبر خدا (ص) بر این است و این دستور خود پیامبر خدا(ص) بوده و جوان هم پدر و مادرش پیر بوده اند و با رفتن او ناراحت می شده اند و همه این ها می تواند نکته ای داشته باشد و آن این که هر نارضایتی معتبر نیست. و این حکم تا زمانی است که جهاد، واجب عینی نباشد، ولی اگر جهاد بر کسی واجب عینی شد یا امام و پیامبر دستور جهاد بر همه صادر کردند ،دیگر این جا ناراحتی هیچ شخصی، حتی والدین، مانع از انجام وظیفه نیست. و مانند نماز که واجب عینی است و به خاطر کراهت کسی نمی توان نماز را ترک کرد، جهاد هم در زمان امام زمان (عج)اگر واجب عینی بر کسی شد، بر همه چیز حتی اذن والدین اولویت دارد .مگر این که خود امام اجازه ترک میدان را بدهند.

نظر صریح امام خمینی (ره) هم که بدون شکّ به آیات و روایات احاطه داشته اند و نظرات فقهی خود را با استنباط از روایات بیان فرموده اند در استفتائاتی که از ایشان در زمان دفاع مقدّس انجام شده واضح و مشخص است:

سئوال : شخصى كه عضو نيروهاى نظامى و انتظامى نيست و مشمول مقررات دولت جمهورى اسلامى جهت اعزام به جبهه نمى‏شود، اگر بخواهد داوطلبانه به جبهه جنگ برود ولى پدر و مادرش راضى نيستند، از نظر شرعى چه حكمى دارد.


جواب : رضايت والدين معتبر نيست ولى تا رفتن به جبهه از نظر مقررات بر شما متعين نشده موجبات اذيت ايشان را فراهم نكنيد و با تحصيل رضايتشان اقدام نمائيد.



سئوال : در شرايط حاضر رضايت والدين براى رفتن به جبهه لازم است يا خير؟


جواب : تا موقعى كه جبهه ‏ها نياز به نيرو دارد رفتن به جبهه واجب است و اجازه والدين شرط نيست.


احکام اسلامی همگی بر پایه ی یک زندگی عزّتمندانه و به دور از ذلّت پذیری می باشند برای قوّت بخشیدن به حکومت اسلامی صادر شده اند.

فرض بگیرید دشمنان جامعه ی اسلامی یورشی همه جانبه برای غارت جان و مال و ناموس مسلمین انجام دهند. آیا جایز است بنشینیم بگوییم : من باید رضایت والدینم را برای این که آیا جهاد کنم ، آیا نکنم بگیرم ...

دشمن هم که کلّی خوش به حالش می شه و منتظر همین موقعیت هاست!

بنده به شخصه یادم هست که در زمان دفاع مقدّس بودند به اصطلاح فقهایی که چیزی شبیه به مواردی که شما عنوان فرمودید را عنوان می کردند منتها بر عکس شما با نیّت خالی کردن جبهه ها به هر طریق ممکن که به خواست خداوند متعال تیرشان به سنگ خورد.

البته واضح تر عرض کنم که بنده به هیچ عنوان معتقد نیستم که شما با نیّت سوء این شبهه را فرموده اید بلکه به عکس اعتقاد دارم طرح این موضوع از جانب شما باعث شد ابعاد این موضوع مشخص تر و واضح تر شود.

در خاطرم هست ، شهدایی داشتیم که خودشان با خانواده شان 180 درجه اختلاف راه و دیدگاه داشتند و خانواده اش هم ممانعت می کرد از حضور او در جبهه و هم به اهداف آن شهید بد و بیراه می گفت امّا شهید ننشست که ببیند پدر و مادرش کی راضی می شوند بلکه به ندای حسین زمانش لبیک گفت و شتافت.

مدینه* خادمه یاس فاطمی *
09-03-2013, 07:29
مواردی که سرکار خانم کنیزفاطمه(سلام الله علیها) گرامی از قول حاج آقا ماندگاری فرمودند دقیقاً پاسخ سوال شما بود امّا به چه دلیل می فرمایید پاسخ سوال شما نبوده بر ما پوشیده است.

باعرض سلام و خسته نباشین.

نه راحت باشین بنده همچین فکری نمیکنم که شما نسبت به بنده چنین برداشتی داشته باشین.خب هر سوالی بالتبع عکس العمل هایی داره .

این شبهه نیست یک حقیقت است.


نه برادر من پاسخ خواهرمون جواب سوال ینده نمیتونه باشه چون دو مقولۀ جدا از هم هستند و شما هم این دو مقوله را یکی حساب کردین.در پست بالا بنده هر دو مقوله را توضیح دادم و گفتم که چرا اون جواب نمیتونه جواب سوال بنده باشه

رضایت داشتن یا نداشتن مفهومش این است که طرف از موضوع خبر داره و کسی که از رضایت حرف میزنه یعنی این که طرف مقابلش خبر از کار و قصد و نیتش داره که یا راضی میشه یا ناراضی.

مقولۀ دیگر که همان مطلع کردن طرف است و اصلا ربطی به رضایت یا عدم رضایت نداره و در این مقوله و مرحله انسان کار و قصد و نیتش را به طرف مقابلش میگه.
و وقتی نگوید و مخفی کنه در این حالت طرفش خبر نداره که بخواد به مقولۀ رضایت پاشو بذاره.اول اطلاع دادن بعد رضایت یاعدم رضایت ...

نکته هم دقیقا همین جاست که حاج آقا ماندگاری و امام راحل(ره) از مقولۀ رضایت{مطلع بودن طرف} حرف میزدند و فتوا می دادند نه از مقولۀ بی اطلاع، کاری کردن. مقولۀ دوم اصلا به مسألۀ رضایت مربوط نمی شود چون طرف حساب{در اینجا والدین} از موضوع خبر نداره که بخواد راضی باشه یانه.

بنده نمیخواستم شهید عزیز رو مثال بزنم برا همین بالا خودمو مثال زدم اما برا روشن شدن موضوع مجبورم ایشون رو مثال میزنم:

والدین محترم این شهید عزیز از رفتن ایشون به جبهه خبر نداشتن که بخوان راضی باشن یا نه. پس کار این شهید عزیز به مقوله و بالتبع به حکم رضایت مربوط نمیشد. ایشون بجای اطلاع دادن و دیدن عکس العمل والدین و درصورت رضایت نداشتن والدینشان تلاش برای راضی کردن آنها{ که در این صورت مشمول فتوا و حکم امام میشدند} خودشون توفکرشون نتیجه گیری کردند بدون اطلاع دادن به خانواده.

این دو مقوله پشت سر هم می آیند یعنی مرحله ای هستند. یعنی در مرتبۀ اول اطلاع داده میشه بعد وارد مقوله و مرحلۀ دوم یعنی عکس العمل طرف میشه که حکم امام راحل مربوط به مرحله و مقولۀ دوم میشه نه مرحلۀ اول. باید این احکام را در شرایط خودش به کار برد تا شرایطش فراهم نشده نمیشود حکم را اجرا کرد.حکم امام اصلا مربوط به مرحلۀ این شهید بزرگوار نیست.

فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)*
09-03-2013, 10:44
بسم رب الشهداء و الصدیقین

سلام و عرض ادب

ضمن تشکر از همکاران محترم در پاسخگویی به سوالی که جناب اقای عبدالله مطرح کردند به عرض می رساند سوال ایشان این نیست که آیا کار شهید عزیز درست بوده که بدون رضایت مادرش به جبهه رفته است ، بلکه سوالشون اینه که آیا درسته که بی خبر رفته اند و سوال بجایی هم هست . رضایت گرفتن امری جداست ، بی خبر رفتن امری جداست . پاسخ دوستان همه در مورد قسمت اول است . اما قسمت دوم بی پاسخ مانده که آیا درست بوده که شهید مذکور بی خبر برود . طبیعی ست که در این صورت نگرانی خانواده این نیست که فرزندشان به جبهه رفته . بلکه این است که ممکنه فرزندشان گم شده باشه ؛ یا ربوده شده باشه ؛ یا خدای نکرده تصادف کرده و فوت کرده باشه و هزار فکر و خیال دیگر ، که در این صورت باید ببینیم حکم اینگونه اقدام کردن چیه و آیا آن شهید عزیز مجاز بوده چنین دلنگرانی عظیمی را برای خانواده خود و خصوصا مادرش ایجاد کند ؟

البته من از متن نامه شهید والا مقام اینطور استنباط می کنم که ایشون قبلا درخواست خود را مطرح کرده و خانواده را در جریان گذاشته و لذا مطمئن بوده که اگر اطلاع بدهد با رفتن ایشان مخالفت می کنند . اگر به متن نامه دقت کنید متوجه می شوید که ایشان نوشته اند که دیگر تاب دیدن شهادت دوستانش را نداشته . با این حرف به نطر میرسد که ایشان درخواست اعزام به جبهه را نه یک بار بلکه شاید بارها با مادرش مطرح کرده و اظهار کرده که دوستانش یک به یک دارند شهید میشن و ایشون نمیتونه بمونه و نگاه کنه و خانواده مخالفت کردند با رفتن ایشان ، تا جائی که ایشان دیگه مطمئن شده که اگر بگوید مثلا من امروز عازم جبهه می شوم قطعا مادرشان مخالفت خواهند کرد و به همین دلیل بی خبر رفته اند.

اگر کمی تامل کنیم بخوبی در می یابیم که این بی خبر رفتن پیش زمینه ذهنی دارد و این اطمینان که مادرشان مخالفت خواهند کرد برای ایشان به طور کامل حاصل شده بوده . اگر ایشان درخواست خود را با مادرشان قبلا و حتی می تونم بگم مکررا مطرح نکرده بودند پس بر چه اساسی اطمینان داشتند که ایشان مخالفت خواهند کرد ؟

نتیجه کلی این است که منظور از بی خبر رفتن کلا بی خبر گذاشتن خانواده و رفتن بدون هیچ مقدمه و هیچ پیش زمینه ذهنی برای خانواده نبوده و خانواده هم با توجه به درخواست های شهیداگر نگیم صد درصد مطمئن بودند که ایشان به جبهه رفته اند حداقل هشتاد در صد این احتمال را میداده اند که ممکنه ایشان به جبهه رفته باشند.

با تمام این توضیحات که برداشت و نظر شخصی بنده است برای اینکه شبهه ای باقی نماند از اساتید محترم سایت درخواست می کنم نطر کارشناسانه خود را نیز اعلام بفرمایند .

محمدی
09-03-2013, 22:58
بسم الله الرحمان الرحیم

سلام علیکم و عرض تشکر از حضور همه عزیزانی که در این بحث شرکت داشته اند.


جایی که در احادیث و سنت است دیگر رجوع به غیر معنایی ندارد این درسته یا نه؟البته حدیث هم تفسیر می خواهد و... اما نکات ریزتری وجود دارد

نکته درستی هست که اشاره فرمودند، لذا در مقابل یکی از بهترین مفسّران آیات و احادیث در آن زمان، یعنی حضرت روح الله ، بیان مطلب، زیره به کرمان بردن است.



ما خوانده ایم که پیامبر(ص) جوانی را از رفتن به جهاد باز میدارد اونم بخاطر ناراضی بودن پدرشان. وقتی ما به سنت رجوع میکنیم میبینیم که چیزی خلاف گفتۀ شهید والا مقام وجود دارد
اینجا چند نکته قابل توجه است، و آن اینکه فرق است بین بازداشتن ارشادی، و باز داشتن تحکیمی، و شخص با شخص و زمان با زمان متفاوته که برای فهم آن باید به متخصص مراجعه نمود، که آیا این حکم کلی هست یا مخصوص آن فرد بخاطر اینکه پدر و مادرش یک سری ویژگی های خیلی خاص داشتند که پیامبر به آن آگاه بودند و ما از آن بی اطلاعیم؛ چنانکه نمیشود برای همه بیمارها یک نسخه نوشت!

چنانکه بزرگواران هم به آن اشاره داشتند:


دقت داشته باشید که اینجا حکم پیامبر خدا (ص) بر این است و این دستور خود پیامبر خدا(ص) بوده و جوان هم پدر و مادرش پیر بوده اند و با رفتن او ناراحت می شده اند و همه این ها می تواند نکته ای داشته باشد و آن این که هر نارضایتی معتبر نیست.

لذا فرق بین متخصص و غیر متخصص، فقیه و غیر فقیه، همینجا دانسته میشه، که او میتواند بر اساس موقعیت های زمان و مکان، فتوایی مناسب با آن مرحله خاص را مطرح نماید.



سلسله مراتب ولایت را یک بار دیگر به عزیزان می گوییم .
ولایت خدا . بالاترین اطاعتی که از ما می خواهد اطاعت از خداست .
رتبه ی بعد اطاعت رسول خداست .
رتبه ی بعد اطاعت ولی خداست .
رتبه ی بعد اطاعت فقیه جامع الشرایط در عصر غیبت است .
رتبه ی بعد اطاعت پدر و مادر است .

یکی از نکته هایی که باید به آن توجه داشت این استکه، این مراتب در طول یکدیگر هستند نه در عرض هم!

یعنی اینکه امر پدر و مادر واجب است بر انسان، منتها تا زمانی که امر آنها در تضاد با دستور خدا و رسول نباشد

وَإِنْ جَاهَدَاكَ عَلَى أَنْ تُشْرِكَ بِي مَا لَيسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيا مَعْرُوفًا وَاتَّبِعْ سَبِيلَ مَنْ أَنَابَ إِلَي ثُمَّ إِلَي مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛ و هرگاه آن دو، تلاش کنند که تو چيزي را (در اعتقاد و عمل) همتاي من قرار دهي، که از آن آگاهي نداري (بلکه مي‌داني باطل است)، از ايشان اطاعت مکن، ولي با آن دو، در دنيا به طرز شايسته‌اي رفتار کن؛ و از راه کساني پيروي کن که توبه‌کنان به سوي من آمده‌اند؛ سپس بازگشت همه شما به سوي من است و من شما را از آنچه عمل مي‌کرديد آگاه مي‌کنم(لقمان/15)


ادامه دارد ...

محمدی
09-03-2013, 22:58
ما در احادیث و روایات داریم که « رضاالله فی رضا الوالدین » امّا استثناء هم وجود دارد و خیلی جاها رضایت والدین آن چیزی نیست که رضایت خداوند متعال را در پی داشته باشد.

و دستور خدا و رسولش را، فقیه جامع الشرایطی مثل حضرت امام میفهمد.



سئوال : در شرايط حاضر رضايت والدين براى رفتن به جبهه لازم است يا خير؟
جواب : تا موقعى كه جبهه ‏ها نياز به نيرو دارد رفتن به جبهه واجب است و اجازه والدين شرط نيست.

و در مقابل این مطلب دیگر جای اشکالی باقی نمی ماند، چرا که حق مخالفت نداریم!


ما که نمیتوانیم مقدس تر از خدا ورسولش باشیم!

يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُقَدِّمُوا بَينَ يدَي اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ؛ اي کساني که ايمان آورده‌ايد! چيزي را بر خدا و رسولش مقدم نشمريد (و پيشي مگيريد)، و تقواي الهي پيشه کنيد که خداوند شنوا و داناست! (حجرات/1)


اما بریم سراغ اصل سوال جناب عبدالله بزرگوار که انشاالله تا دقایقی دیگر، ارسال خواهد شد.


ادامه دارد ...

محمدی
09-03-2013, 23:30
نکته هم دقیقا همین جاست که حاج آقا ماندگاری و امام راحل(ره) از مقولۀ رضایت{مطلع بودن طرف} حرف میزدند و فتوا می دادند نه از مقولۀ بی اطلاع، کاری کردن.
والدین محترم این شهید عزیز از رفتن ایشون به جبهه خبر نداشتن که بخوان راضی باشن یا نه. پس کار این شهید عزیز به مقوله و بالتبع به حکم رضایت مربوط نمیشد. ایشون بجای اطلاع دادن و دیدن عکس العمل والدین و درصورت رضایت نداشتن والدینشان تلاش برای راضی کردن آنها{ که در این صورت مشمول فتوا و حکم امام میشدند} خودشون توفکرشون نتیجه گیری کردند بدون اطلاع دادن به خانواده.

با توجه به مطلب فوق باید عرض کنیم که سوال شما دیگه جنبه فقهی و صحت و بطلان نخواهد داشت، بلکه فقط جنبه اخلاقی پیدا میکنه!

چون فرض آنجاست که نهایت امر، والدین فرزند را بعد از کسب اجازه منع میکنند، که این دیگه آخر خطه؛ با این حال حتی نهایت نهایتش هم که نهی است، این نهی هیچ ارزشی نداره، و فرزند باز هم میتونه به جبهه بره!

خب، به قول معروف چون که صد آمد نود هم پیش ماست!

اصلا کسب اجازه برای چی بود؟ برای گرفتن رضایت، منتها همین رضایت دادن و یا ندادن هم در عمل فاقد ارزش عملیه!

و عقلا هرگاه نتیجه فاقد اثر عملی باشد، مقدمه به طریق اولی فاقد اثر عملی خواهد بود.


بله اخلاقا بهتره، کسب اجازه صورت بگیره !


ادامه دارد...

محمدی
09-03-2013, 23:31
با توجه به فتوای نایب امام زمان در آن عصر بر وجوب حضور در جبهه ها و عدم شرط بودن اذن والدین، بحث طرح شده دقیقا مثل این میماند که یک فرزندی در ماه رمضان بدون اجازه والدین روزه بگیره که روزه اش صد در صد مقبول خواهد بود و صحیحه، بلکه حتی میگیم اگر نگیره، عذاب خواهد شد!

بله بهتره این فرزند روزه ماه رمضانش را با طرح اجازه و اخذ اذن از پدرو مادر بگیره، ولی بازهم تاکید میکنم، اگه هم اجازه نگیره هیچ اشکالی نخواهد داشت، منتها نهایت نهایتش آن هم در برخی شرایط اینه که از ثواب بیشتری شاید جا بمونه!


بلکه حتی در برخی از شرایط اصلا اجازه نگرفتن ممکنه حتی بهتر هم باشه!!!

مثلا فرزندی که روزه براش واجبه ، یقین داره پدر و مادر بهش اجازه مطلقا نمیدند! و این اجازه گرفتن هیچ فایده ای نداره مگر اینکه اعصاب خودش و اونها رو هم به بدترین نحو ممکن خورد کنه، خب هر انسان عاقلی میگه :

ای بابا، فرزند جان برو مخفیانه روزه ات رو بگیر و دردسر درست نکن!

ما نباید تفکر ایده آلی داشته باشیم ما که در زمان و مکان آن شهید عزیز نبودیم، پس میتونیم احتمال بدیم شاید مورد این عزیز، مثل همان مثالی باشد که زدم، چنانکه برخی بزرگواران هم این احتمال را دادند:


البته من از متن نامه شهید والا مقام اینطور استنباط می کنم که ایشون قبلا درخواست خود را مطرح کرده و خانواده را در جریان گذاشته و لذا مطمئن بوده که اگر اطلاع بدهد با رفتن ایشان مخالفت می کنند . اگر به متن نامه دقت کنید متوجه می شوید که ایشان نوشته اند که دیگر تاب دیدن شهادت دوستانش را نداشته.
اگر کمی تامل کنیم بخوبی در می یابیم که این بی خبر رفتن پیش زمینه ذهنی دارد و این اطمینان که مادرشان مخالفت خواهند کرد برای ایشان به طور کامل حاصل شده بوده . اگر ایشان درخواست خود را با مادرشان قبلا و حتی می تونم بگم مکررا مطرح نکرده بودند پس بر چه اساسی اطمینان داشتند که ایشان مخالفت خواهند کرد ؟




بنده با تمام وجود دست بوس این شهید بزرگوار هستم، و امیدوارم شفاعت بنده را هم نزد معشوقش، نماید.

شهاب منتظر
09-03-2013, 23:48
سلام بر استاد محمّدي بزرگوار.

شبتون به خير و نور ان شاء الله.

بسيار بسيار ذو وجوه مختلفه و با نگاه به نکاتي ظريف مطالب رو فرموديد.

حظ بردم.

ان شاء الله اين شهيد عزيز و سعيد شافع حضرت عالي و همه ي ما باشند.

rezabh
10-03-2013, 15:22
خدايا كدامين كلامم كدامين عملم مرا به نزديكترين نقطقه دلخواهم خواهد رساند كه خود قانع باشم و خودرا راضي كنم