PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : صاحب الزمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف)



مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:43
http://www.eteghadat.com/Files/user1/besm/b_200.gif




یاران نور
.:نه غرور و مستى و نه احساس ضعف:.


آنان نه به آفت غرور و مستى گرفتار مى شوند و نه از شمار اندك همراهان و پيشتازان در نخستين مراحل قيام و ظهور آن حضرت احساس وحشت و تنهايى مى كنند.

زيرا انسانى كه داراى ارتباط عميق و خالصانه با آفريدگار تواناى هستى است با داشتن آن ارتباط و پيوند احساس وحشت نمى كند و نيز از پيوستن ديگران به راه و رسم نجات بخش و افتخارآفرين خويش و بسيارى همراهان، شادمان و مغرور نمى گردد.

حضرت اميرالمؤمنين على ـ عليه السلامـ فرمود:


«يؤلّف اللّه بين قلوبهم، لا يستوحشون من أحد ولا يفرحون بأحد يدخل فيهم» .


خداوند بين دلهاى آنها الفت برقرار مى كند. ايشان از كسى و قدرتى وحشت ندارند و نه بخاطر پيوستن فرد يا قدرتى به گروهشان دچار شادمانى و غرور مى گردند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:44
ايمان استوار ياران امام زمان (عج) :.




ياران خاصّ حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ از نظر معنويّت و ايمان كامل و استوار و نداشتن ذرّه اى ترديد در دلها بى نظيرند. آنان در اوج يقين و اخلاصند و بخاطر قوّت و استوارى و كمال ايمان به خدا، ذرّه اى ترس و دلهره در كران تا كران وجودشان نيست چرا كه انسان به هر اندازه اى كه ايمانش به خدا افزون گردد، به همان اندازه توان و تلاش او افزون مى گردد.



بر اين اساس ياران آنحضرت به هنگامى كه به ميدان كارزار گام مى نهند نه كسى توان ايستادن در برابر آنان را دارد و نه پديده اى مى تواند مانع اجراى برنامه هاى نجات بخش و دستورات صادر شده از سوى فرماندهى بلند مرتبه ى آنان گردد.


از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:


«كانّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم مثل زبر الحديد، لو انّهم همّوا بازالة الجبال الرواسي لازالوها عن مواضعها فهم الذين وحّدوا اللّه حقّ توحيده» .


آنها همچون شيرانى كه از بيشه ى خود خارج شده اند بر گرد آن حضرت حلقه مى زنند آنان براستى مانند پاره آهنى هستند كه اگر بر متلاشى نمودن كوهها تصميم بگيرند آنها را نابود مى سازند. آنان خداى را آنگونه كه شايسته است به يگانگى مى پرستند.


اگر در اين جمله كه ـ كأنّهم ليوث قد خرجوا من غاباتهم ـ براستى دقت شود وقتى شير از بيشه ى خود خارج مى شود ديگر چه كسى جرأت مقابله با او را دارد.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:


«إذا ساروا يسيرا الرعب امامهم مسيرة شهر»


هنگامى كه به حركت در مى آيند امواج رعب و وحشت يك ماه پيشتر از ايشان حركت مى كند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:45
سنّ ياران امام زمان (عج) :.


آنچه در روايات آمده اين است كه اكثر ياران آن حضرت در سنين جوانى اند; از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:

«انّ أصحاب القائم شباب، لا كهول فيهم إلاّ كالكحل في العين، أو كالملح في الزاد وأقلّ الزاد الملح» .

ياران حضرت همگى جوان هستند و سالخورده در ميان ايشان نيست مگر مانند سرمه در چشم يا نمك در توشه و كمتر چيزى كه بعنوان توشه حمل مى شود، نمك است.

خلاصه تعداد پيران در بين اصحاب حضرت بسيار اندك است و اكثريّت آنها جوان هستند.

در روايات تعداد ياران آنحضرت كه ابتداى ظهور در مكّه حاضر شده و با او بيعت مى كنند 313 نفر ذكر شده است.

از اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ آمده كه فرمودند:

«. . . ثمّ إذا قام، يجتمع إليه أصحابه على عدة أهل بدر وهم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً» .


هنگامى كه قيام كند ياران اصلى او كه شمارشان 313 نفر و به شمار ياران پيامبر در جنگ بدر است بسوى او اجتماع مى كنند.

امام باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:

«يبايع القائم ـ بين الركن والمقام ـ ثلاثمائة و نيف عدّة أهل بدر فيهم النجباء من أهل مصر والابدال من أهل الشام والأخيار من أهل العراق» .

با قائم ـ ارواحنا فداه ـ ميان ركن و مقام، 313 شخصيت بزرگ ـ به شمار ياران پيامبر در بدر ـ بيعت مى نمايند در ميان آنها چهره هاى برجسته از مصر و شايستگانى از شام و خوبانى از عراق هستند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:45
.: اتّحاد و برادرى ياران امام زمان (عج) :.

از ويژگيهاى آنان، اين است كه انديشه هايشان متحدّ و يگانه، ديدگاهشان همانند، دلهايشان به هم پيوسته و به هم گره خورده است نه اختلافى در رأى و انديشه و گفتار آنان خواهى ديد و نه در رفتارشان و همگى يك دل و يك قطب و يك زبان هستند.

از امير مؤمنان ـ عليه السلام ـ در وصف ايشان آمده است:

«كأنّما ربّاهم ابٌ واحد وأُمٌّ واحدة، قلوبهم مجتمعة بالمحبّة والنصيحة»

گويى يك پدر و مادر آنان را پرورانده و دلهايشان لبريز از مهر و محبّت و خيرخواهى است.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:45
حضرت مهدى(عليه السلام) با ملائكه يارى مى شود .:...






از روايات فراوانى كه از پيشوايان معصوم(عليه السلام) در مورد تعداد اصحاب حضرت مهدى(عليه السلام)وارد شده، استفاده مى شود كه تعداد 313 نفر فرماندهان لشكرى و كشورى آن حضرت مى باشند; خداوند به وسيله آنها و با تأييد ملائكه و فرشتگان، شرق و غرب جهان را مى گشايد، و وعده خود را به اتمام مى رساند، و ريشه كفر و شرك و الحاد را مى سوزاند، و آيين حق را در روى زمين مستقر مى نمايد. اينك به قسمتى از رواياتى كه در اين زمينه وارد شده است، توجّه فرماييد:



ـ ابن عبّاس مى گويد: روزى كه رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در باره نبوت خود و امامت اميرمؤمنان على(عليه السلام) و يازده فرزند معصوم آن حضرت سخن مى گفت، فرمود:

«إنَّ اللهَ تَبارَكَ وَ تَعالى إطَّلَعَ إلَى الاْرْضِ إطِّلاعَةً فَاخْتارَنِي مِنْها فَجَعَلَنِي نَبِيّاً. ثُمَّ اطَّلَعَ الثانِية فاختارَ مِنْها عَلِيّاً فَجَعَلَهُ إماماً، ثُمَّ أمَرَنِي أَنْ أتَّخِذَهُ أخاً وَ وَصِيّاً وَ خَلِيفَةً وَ وَزيراً، فَعَلِيٌّ مِنِّي، وَ أنَا مِنْ عَلِيٍّ، و هُوَ زَوْجُ ابنتِي و أبُو سِبْطَيّ اَلْحَسَنُ و الحُسَيْنُ.



ألا وَ إنَّ اللهَ تِبارَكَ وَ تَعالى جَعَلَنِي وَإيّاهُم حُجَجاً عَلى عِبادِهِ، و جَعَلَ مِن صُلْب الحُسَيْنِ(عليه السلام) أئِمَّةً لَيقُومُونَ بأمْرِي، وَيَحفَظُونَ وَصِيَّتِي، التّاسِعُ مِنْهُمْ قائِمُ أهْلِ بَيتِي، وَ مَهْدِيُّ اُمَّتِي، أشْبَهُ النّاسِ بِي فِي شَمائِلِه وَ أقْوالِهِ وَأفْعالِهِ، لَيُظْهَرُ بَعْدَ غَيْبَة طَوِيْلَة، وَحَيْرَة مُضِلَّة، فَيُعْلِنُ أمْرَ اللهِ، وَيُظْهِرُ دِيْنَ الحَقِّ، وَيُؤيّدُ بِنَصْرِ اللهِ، وَيُنصَرُ بِمَلائِكَةِ اللهِ، فَيَمْلاَُ الاْرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً كَما مُلِئت جَوْراً وَ ظُلْماً».

«به راستى كه خداى تبارك و تعالى نظرى به زمين افكند و مرا انتخاب نمود و پيغمبر قرار داد. بار ديگر نظرى به زمين افكند و على(عليه السلام)را انتخاب نمود و او را پيشوا و امام قرار داد. آنگاه به من فرمان داد تا او را، برادر، دوست، وصىّ، جانشين و وزير خود گردانم. آرى ! على از من است و من از على هستم. او شوهر دختر من، و پدر دو نوه من حسن و حسين است.

آگاه باشيد كه خداى تعالى، من و آنها را حجّت بر بندگان خود ساخته، و از صلب حسين امامانى قرار داده است كه دين مرا بر پا مى دارند و وصيّت مرا حفظ مى كنند. نهمين آنها قائم اهل بيت من و مهدى اُمّت من است كه در خوى، گفتار و كردار از همه كس به من شبيه تر است.



او بعد از غيبت طولانى و سرگردانى مردم، ظاهر مى شود; امر خدا را آشكار مى كند و دين حق را ظاهر مى سازد. به يارى خداوند تأييد مى گردد، و به وسيله فرشتگان يارى مى شود، و زمين را پر از عدل و داد مى نمايد همان گونه كه پر از ظلم و ستم شده است».

2 ـ امام حسن مجتبى(عليه السلام) در حديثى از اميرمؤمنان على(عليه السلام) نقل كرده است كه فرمود:


«يَبْعَثُ اللهُ رَجُلا فِى آخِرِ الزَّمانِ وَ كَلَب مِنَ الدَّهْرِ وَ جَهْل مِنَ النّاسِ، يُوْيِّدُهُ اللهُ بِمَلائِكَتِهِ وَ يَعْصِمُ أنصارَه، وَ يَنْصُرُهُ بِآياتِهِ، وَ يُظْهِرُهُ عَلَى الأرْضِ حتّى يَدِينُوا طَوْعاً أوْكرْهاً، يمْلاَُ الأرْضَ عَدْلا وَ قِسْطاً وَ نُوراً وَ بُرْهاناً، يَدِين لَهُ عَرْضُ الْبِلادِ وَ طُولُها. لا يَبْقى كافِرٌ إلاّ آمَنَ، وَ لا طالِحٌ إلاّ صَلَحَ . . .»

«در آخر الزمان و سختى روزگار و جهالت مردمان، خداوند مردى را بر مى انگيزد كه او را با فرشتگان تأييد مى كند و يارانش را محافظت مى نمايد، و او را با آياتش يارى مى دهد و بر سرتاسر زمين مسلّط مى گرداند، تا همگان در برابر او خواه و ناخواه منقاد شوند.

او زمين را از قسط و عدالت و نور و برهان پر مى كند ... طول و عرض جهان به تسلّط او در مى آيد. در روى زمين كافرى نمى ماند جز اين كه ايمان مى آورد، و شخص ناشايستى نمى ماند جز اين كه به صلاح و تقوا مى گرايد».

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:46
4ـ عبد الرحمان بن كثير مى گويد: امام صادق(عليه السلام) در تفسير اين آيه شريفه: «أَتى أَمْرُ اللهِ فَلاتَستَعْجِلُوهُ ; امر خدا فرا رسيد، پس شتاب نكنيد» فرمود:

«آن امر ماست كه خدا فرموده است نبايد در آن شتاب شود. خداوند او را به وسيله سه سپاه يارى مى كند: فرشتگان، مؤمنان و رعب و وحشت در دل دشمنان.

و ظهور او مانند ظهور رسول اكرم است».
5 ـ ابان بن تغلب مى گويد كه امام صادق(عليه السلام) در ضمن حديثى فرمود:

«سيزده هزار و سيصد و سيزده نفر از فرشتگان بر او نازل مى شوند».

من عرض كردم: اين همه فرشته بر او نازل مى شود؟ امام صادق(عليه السلام)فرمود:

«آرى ! آنها عبارتند از:


1ـ همه فرشتگانى كه با حضرت نوح در كشتى بودند.

2 ـ همه فرشتگانى كه به هنگام افتادن حضرت ابراهيم در ميان آتش با او بودند.

3 ـ همه فرشتگانى كه به هنگام شكافتن رود نيل براى بنى اسرائيل با حضرت موسى بودند.

4 ـ همه فرشتگانى كه به هنگام عروج حضرت عيسى با او بودند.

5 ـ چهار هزار فرشته نشان دار كه در خدمت رسول اكرم بودند.

6 ـ هزار فرشته كه پشت سر هم، براى يارى پيامبر اكرم فرود آمدند.

7 ـ سيصد و سيزده فرشته كه در جنگ بدر حضور داشتند.


8ـ چهار هزار فرشته كه در روز عاشورا براى يارى امام حسين(عليه السلام)فرود آمدند و به آنها اجازه جنگ و پيكار داده نشد . . .

همه اين فرشته ها هم اكنون در روى زمين هستند و انتظار قيام قائم(عليه السلام)را مى كشند».

از اين روايات به خوبى استفاده مى شود كه فرشتگان مقرّب خدا، خدمتگزار مهدى آل محمّد(عليه السلام) مى باشند، و او را در تشكيل حكومت واحد جهانى و خلافت اسلامى و اجراى عدالت و پياده كردن احكام اسلام و برنامه هاى قرآنى يارى مى دهند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:46
.: عبادت ياران مهدى(ع):.



آنان پارسايان شب اند كه تا بامدادان به ذكر و راز و نياز و بر قيام و قعودند.

آتـش عشق به معشـوق و معرفت به ذات باري تعالى خواب را از ديدگان آنان ربوده است:


جز خم ابــروى دلــبر هيــچ محــرابى ندارم
جز غم هجران رويــش مــن تــب و تابى ندارم

گفتم انـدر خــواب بينــم چهـره چون آفتابش
حسرت اين خواب در دل ماند چـون خوابى ندارم

سـر نهم بر خاك كويش, جان دهم در يـاد رويش
سر چه باشد, جان چه باشد, چيز نايابى ندارم



مـردانـى كه شب هنگـام زمزمه تلاوت قـرآن و ذكـر منـاجـاتشـان, هـم چـــون صـداى زنبـوران عسل درهـم پيچيـده و هيبت الهى آن ها را به قيام واداشته و بـامـدادان سـوار بـر مـركب ها شـونـد, آنـان راهيان شب انـد و شيـران روز.


همه ايـن عبادت ها و نيايـش ها, رشادت ها و شهامت ها و... از ايمان يك فرد مـومـن سرچشمه گرفته
و اوصاف بارزى از معرفت و ايمان نهفته در قلب او است,كه در ايـن اعمال ظهور مـى يابد و هر چند درجه ايمان فزونـى يابـد در ايـن اعمال نيز فزونـى خواهد يافت

و هيچ امرى سد راه آنان نخـواهد شد, نه تنها جهاد و كـوشـش آن هـا را از عبادت و راز و نيـاز به درگـاه الهى بـاز نمى دارد,
بلكه ايـن تلاش ها سبب مـى گردد تا حلاوت ايمان بيـش تـر در كام خـود چشند و همه رفتارهاى خـود را رنگ و جلـوه الهى دهنـد كه چه رنگـى بهتر از رنگ الهى



صبغه الله و مـن احسـن مـن الله صبغه و نحـن له عابـــدون.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:46
آرزوى شهادت
.
آرزوى بزرگ ياران خاصّ امام مهدى ـ ارواحنا فداه ـ به دوش كشيدن بار مسئوليت و به انجام رساندن وظايف و جهاد و شهادت در راه
.

خداست
.

چرا كه معنا و مفهوم حقيقى شهادت را به شايستگى دريافته و ارزش آن در بارگاه خدا را آنگونه كه بايد، شناخته اند.
.
حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
.
«يدعون بالشهادة ويتمنّون أن يقتلوا في سبيل اللّه، شعارهم يالثارات الحسين»
.
براى خود و ديگران [ طلب شهادت مى كنند و آرزو دارند كه در راه خدا كشته شوند و شعار آنان خونخواهى حسين ـ عليه السلام ـ است.
.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:47
اصحاب

1. عثمان بن سعيد عمروى (متوفاى سال 257ق.).

2. محمد بن عثمان عمروى (متوفاى سال 304ق.).

3. حسين بن روح نوبختى (متوفاى سال 326ق.).

4. على بن محمد سمرى (متوفاى سال 329ق.).

اين چهار تن نماينده بلافصل امام زمان(ع) بودند كه در ايام غيبت صغرى، پس از شهادت امام حسن عسكرى(ع)، از سال 260 تا 329، به مدت 70 سال به ترتيب، واسطه ميان امام(ع) وشيعيان ايشان بودند. اين چهار نفر به «نوّاب اربعه» مشهورند.

ولى در هنگام خروج آن حضرت، 313نفر از يارانش به او پيوسته و نخستين هسته لشكريان امام(ع) را تشكيل مى‏دهند.

علاوه بر آنان، هزاران نفر در ايام غيبت آن حضرت به اين مقام ارجمند نايل شده‏اند كه بر ديگران پنهان مانده است و پنهان خواهد ماند.

همچنين افراد بسيارى در ايام غيبت به محضرش شرفياب گشته و از عناياتش بهره‏مند شده‏اند كه در اين جا به نام برخى از آنان اشاره مى‏گردد:

1. اسماعيل بن حسن هرقلى.

2. سيد محمد بن عباس جبل عاملى.

3. سيد عطوه علوى حسنى.

4. اميراسحاق استرآبادى.

5. ابوالحسين بن ابى بغل.

6. شريف عمر بن حمزه.

7. ابوراجح حمامى.

8. شيخ حر عاملى.

9. مقدس اردبيلى.

10. محمد تقى مجلسى.

11. ميرزا محمد استرآبادى.

12. علامه بحر العلوم.

13. شيخ حسين آل رحيم.

14. ابوالقاسم بن ابى جليس.

15. ابو عبداللَّه كندى.

16. ابو عبداللَّه جنيدى.

17. محمد بن محمد كلينى.

18. محمد بن ابراهيم بن مهزيار.

19. محمد بن اسحاق قمى.

20. محمد بن شاذان نيشابورى.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:48
آگاهى و شناخت ياران


از ويژگيهاى آنان، اوج آگاهى و عمق دانايى و درايت آنهاست دلهاشان به نور معرفت درخشنده و نور باران است. به راهى كه مى روند يقين كامل داشته لذا همچون كنيزى كه از مولاى خود اطاعت مى كند، از امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ فرمانبردارى مى نمايند.




امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:


«ورجال كانّ قلوبهم زبر الحديد، لا يشوبها شك في ذات اللّه أشد من الحجر . . . هم أطوع له من الأُمّة لسيّدها كالمصابيح . . . كانّ قلوبهم القناديل»




مردانى كه دلهاشان بسان پاره ى آهن است. در ايمانشان به خدا و وعده ى او ذرّه اى ترديد ندارند و باور آنان از كوه سخت تر است . . . ايشان در فرمانبردارى از سالار خويش مطيع تر از كنيز نسبت به مولاى خود مى باشند. آنان بسان چراغهاى روشنگرند . . . دلهايشان بسان مشعلهاى پر نور است.


زيبا و ژرفترين توصيف براى يارن آن حضرت را در اين سخن زيبا مى توان ديد كه مى فرمايد:


هرگز قلب آنان به ذره اى از شك آلوده نمى شود. و اين مقامى فراتر از فهم و دركهاست.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:48
آمـريـن به معروف و پيكـاركننـدگـان بـا منكــر

رسالت حضرت مهدى و ياران باوفايـش احياء ديـن خـدا و اتمام رسالت انبيا و اوليا و اصلاح زميـن كه ظالمان و فاسدان با بدعت ها و ظلم هايشان روز خاكيان را مبـدل به شب ديجـورى كرده با شراره سـم ستمشان, سيماى سپيده را روشنـى بخشند و نقاب تزوير را از چهره مزوران بركشنـد و رسالتـش را در دو عنـوان سبز بسط در ((قسط)) و ((عدل)) خلاصه گـردانـد.

((يملا الارض قسطـا و عدلا كما ملئت ظلما و جـورا)). سيره رسـول گرامى اسلام و همه معصوميـن(ع) بر امر به معروف و نهى از منكر بود, و از بدو دوران كودكى تا واپسيـن لحظات حيات آن را پاس داشته اند. يعقـوب سراج, خدمت امام صادق(ع) مى رسد در حالـى كه حضرت در كنار گهواره فـرزنـدش حضـرت مـوسـى بـن جعفـر(ع) ايستاده و با او سخـن مى گويد. يعقوب گويد:
مـن نشستم تا امام از سخـن گفتـن با فرزندش فارغ شد, پـس بـرخـاستـم, امـام صـادق(ع) به مـن فـرمـود:
نزديك سرورت بيا و او را سلام گوى. مـن نزديك گهواره رفتـم و به كـودك سلام كردم, امام موسى بـن جعفر(ع) از درون گهواره با زبانى فصيح و گويا سلام را پاسخ گفت فـرمـود:

((اذهب و تغيـر اسم ابنتك التـى سميتها امـس فانه اسـم يبغضه الله)) برو و آن نام را كه ديروز بـر دختـرت نهاده اى تغيير ده زيرا ايـن اسم را خدا دشمـن دارد.

آن گاه امام صادق(ع) فرمود: به دستور فرزندم عمل كـن تـا هـدايت يـابـى. مـن نيز به دستـور آن حضـرت عمل كـردم و نـام ((حميرا)) دختر يك روزه ام را تغيير دادم.))

بنابرايـن, يكى از اوصاف بارز ياران حجت, امر به معروف و نهى از منكـر مـى باشـد. امام صادق(ع) در تفسير آيه ((الذيـن ان مكناهـم فـى الارض اقامـوا الصلاه و آتـوا الزكاه و امـروا بالمعروف و نهو عن المنكـر و لله عاقبه الامـور)). مـى فـرماينـد:

بـراى آل محمـد(ص) مهدى(ع) و اصحـاب او, خـداونـد متعال مشارق و مغارب زميـن را به تصرف آن ها درآورد, و ديـن را آشكار سازد, و خـداونـد متعال به وسيله او و يارانش بدعت ها و باطل را از بيـن مى برد, هم چنان كه سفيهان حق را ميرانده باشند, تا جايى كه اثرى از ظلـم ديده نشـود و امر به معروف و نهى از منكر خـواهنـد نمـود و عاقبت كـارهـا به دست خـداست.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:49
ايمان و اطاعت از رهبرى

امامت و رهبرى, از اركان دين مبيـن اسلام و محـور و اساس همه كارها اعم از عبـادى و غيـرعبـادى است: ((و انه ليعلـم ان محلـى منها محل القطب من الرحا...)) و همه اعمال اعم از فـردى و اجتماعى به نـوعى وابسته به امامت است. لذا ايمان به رهبـرى زمينه سـاز فلاح و رستگـارى مسلمـانان است.

هميـن ايمان و اطاعت از رهبرى و پيامبر بـود كه در مدتى بسيار كـم مسلمانان صدر اسلام از حضيض ذلت به اوج عزت رسيدنـد و پـوزه ظالمان و متكبران را به خاك ماليدند چرا كه به فرمان خـدا به آن چه پيامبر مى فرمـود گردن مـى نهادنـد:
((و ما آتاكم الرسول فخذوه و ما نهاكـم عنه فانتهوا)) و بعد از رسـول خدا شيعيان اهل بيت همان عقيـده و ايمان را نسبت به ائمه اطهار داشته و ياران حجت(ع) در بالاتـريـن درجه آن نسبت به امام زمان ـ عليه السلام ـ دارنـد كه ايـن عشق و ايمان در وجـود آن حضرت متمركز گرديده:

((يتمسحـون بسرح الامام عليه السلام يطلبـون بذلك البـركه)) ايـن عشق به امـام است كه سـر از پــا نشناخته براى اطاعت و اجراى فراميـن او شب و روز را نمـى شناسنـد و در راه فرمان بـردارى او از يك كنيز نسبت به مـولايـش مطيع ترانـد و در هنگام خطرات بـراى دفاع از وجـود او جـانشـان را فـدا مـى كننـد:

((و يخفـون به يقـونه باءنفسهم فى الحروب و يكفونه ما يويد... هم اطوع له مـن الامه لسيدها)) از وجـود مبـاركـش و آن چه متعلق به اوست تبـرك و شفـا مـى جـويند:

كيســت كـاشفتـه آن زلــف چـليپا نشود
ديده اى نيست كه بيند تـو و شيـدا نشود
ناز كن ناز كه دل ها همه در بند تو اند
غمزه كن غمزه كه دلبر چو تو پيدا نشود
سر به خاك سر كوى تــو نهد جان از دست
جان چه باشد كه فــداى رخ زيبا نشــود
ايـن عشق و علاقه امام و يارانـش به حدى به هـم گره خورده كه ((آن چه شخص امام بـدان وصف شده اند, آنان نيز به آن تـوصيف گشته اند:

((انهم اذا ساروا الرعب امامهم سيره شهر; هنگامى كه به طرف مكانـى حـركت مـى كننـد, تـرس از آنان پيشاپيـش در دل مـردمان افتـد.)) ((لايكفـون سيـوفهم حتـى يرضـى الله عزوجل; آنان دست از شمشيرهاى خـود در پيكار با دشمنان ديـن باز نمـى گيرند تا آن كه خداى تعالى راضـى شـود.)) ايـن همه به سبب آن است كه ياران مهدى شيعه كاملـى براى مـولاى خـود بـوده و افعال و صفاتشان مطابق افعال و صفات امام عليه السلام مى باشد

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:52
صدایت می زنم...!! سلامت می کنم...!! دعایت می کنم...!!



http://www.eteghadat.com/Files/user1/salavat1.gif

صدایت می زنم ... !!
سلامت می کنم ... !!
دعایت می کنم ... !!









تقدیم


به مادری که



امید دلها را کنار قلب خود جای داد ،



و وجودش را به پای او ریخت ،



تا آخرین ودیعۀ ولایت را به عالم امکان تحویل داد .




السلام علی والدة الإمام ، و المودعة أسرار الملک العلاّم ، و الحاملة لأشرف الأنام .



سلام بر تو ،



که از نور ولایت نیک مواظبت کردی ،


و حق امانت را ادا نمودی ،


و سرّ خدا را حفظ کردی ،


و ولیّ خدا را حمل نمودی ،


و در حفظ او زحمت فراوان کشیدی .






خداوند شرافتی به تو داد که از هر شرف و فضیلتی مستغنی ات ساخت . 1

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:52
شـــیــریــن تــرین آغــــــــاز



از عطش ِ چشم ، اشکم زبانه می شکد!








و جوانه های محبت با موج ِ خاطره ها تا دوردستِ ظهور پر می کشند .









آرزوی حضور در ظهورت ،








در روزگار شیرین تر از عسل ِ تو ...






که پروانه وار گِردِ شمع وجود مبارک تو طواف خواهیم کرد ...






اشک به چشم و دست به شمشیرم نموده است ... !







رمز آشنایی ... دیر آشنایی ... دور آشنایی من ،






زبان ِ اشک ، و سخن ِ چشم ِ من ... !






و استقبال من از جمال ملکوتی تو ، این شعار من :







با تو ، برای تو ، با ادب !!!

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:53
ایــن بــار بــا لســـانـی دیـگـــر









یا ایها العزیر ، این بار با قلبی که اعتقادش را بر زبان می آورد به استقبال تو آمده ایم ؛ و با چشمانی شرمنده - که سعی در رعایت





آداب محضر تو دارد - به حضورت شرفیاب شده ایم .








بهانه ای دیگر است که با ندای « اباصالح » صدایت زنیم و با ذکر « داعی الله » سلامت کنیم و با کلمۀ « ولی الله » درودت





فرستیم و با گلواژۀ « العجل » انتظارت کشیم و با فریاد « ادرکنی » از تو کمک بخواهیم و با التماس « یا مهدی » از تو جوابی






بطلبیم .








تو از حال ما خبر داری که مَسَّلنا و اهلنا الضرّ ، و انتظار دلمان را می دانی که تَصَدَّق علینا .






به مادرت فاطمه علیهما السلام که هنوز برایش اشک می ریزی ، سلام ما را بی جواب و ندای ما را بی پاسخ مگذار ...

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:53
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif اضطرار اول :


امر ظهورم را امضا کن !






امیرالمؤمنین علیه السلام فرزندشان مهدی علیه السلام را یاد کردند و از سوز ِ دل ِ او چنین خبر داند :


گویا قائم علیه السلام را می بینم که سوار بر اسب سفید پیشانی و سفید دست و پای از وادی السلام به سوی سهله می رود و این دعا

بر لب دارد :


اللّهمَّ ... لـَولا نَصرُکَ إیّایَ لَکُنتُ مِنَ المَغلـُوبینَ ... أَسئَلُکَ أن تُنجِزَ لی أمری وَ تُعَجِّل لی فِی الفَرَجِ ...




... ای خدایی که هر مؤمن تنهایی را عزت می دهی و هر جبار عنیدی را ذلیل می نمایی . تو پناه منی آنگاه که راههای

مختلف مرا درمانده کند و زمین با این وسعتش بر من تنگ آید .

خدایا مرا خلق نمودی در حالی که از خلقت من مستغنی بودی و اگر یاری تو نبود مغلوب واقع می شدم .

ای خدایی که رحمت را از مواضع آن منتشر می فرمایی و برکات را از معادن آن خارج می سازی ؛ و ای خدایی که خود را

به بلندی رفعت اختصاص داده و اولیایش با عزّت او احساس عزّت می کنند ؛ ای خدایی که پادشاهان علامت ذلّت در پیشگاه

او به گردن گرفته اند و از سطوت و قدرت او بیم دارند .

خدایا تو را می خوانم به اسمی که خَلقت را با آن خلق نموده ای و همه بدان اقرار دارند ؛ و از تو می خواهم بر محمد و آل

محمد درود فرستی ، و امر ظهور مرا امضا کنی و فرج مرا زود برسانی و مرا کفایت کنی و عافیت عنایت نمایی و حوائج مرا

بر آورده فرمایی .


همین ساعت ! همین ساعت ! همین امشب ! همین امشب ! خدایا ، تو بر هر کاری قادر هستی .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:53
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif اضطرار دوم :



وعده ام را به انجام رسان و اصحابم را جمع کن .








آن عزیزی که چشمانمان را در حسرت دیدار گذاشته و دلمان را به انتظار نشانده ، در قنوت نمازش - که مقطع حساس دعا در نماز است-

برای ظهور خود دعا می کند :



اللّهمَّ مالِکِ المُلکِ ... یا مَن لا تُخلِفُ المیعادَ ... أَنجـِز لی ما وَعَدتـَنی وَ اجمَع لی أَصحابی ...


ای خدای مالک پادشاهی ، به هر کس بخواهی پادشای می دهی و از هر کس بخواهی باز می گیری . هر کس را بخواهی عزیز

می گردانی و هر کس را بخواهی ذلیل می کنی ، ... ای خدایی که روز و شب تغییری در او ایجاد نمی کند .

تو را می خوانم به دعایی که نوح علیه السلام تو را با آن خواند و او و همراهانش را نجات دادی و قوم او را هلاک فرمودی . تو را می خوانم

به انچه خلیلت ابراهیم علیه السلام تو را بدان دعا کرد و او را نجات دادی و آتش را برای او سرد و سلامت قرار دادی . تو را می خوانم به

دعایی که کلیم تو حضرت موسی علیه السلام تو را بدان خواند و تو آب دریا را برای او متفرق ساختی و او و بنی اسرائیل را نجات دادی و

فرعون و قومش را در دریا غرق نمودی . تو را می خوانم به آنچه روح تو حضرت عیسی علیه السلام تو را بدان خواند و او را از دست

دشمنانش نجات دادی و نزد خود بالایش بردی . تو را میخوانم به دعایی که حبیب و برگزیده ات محمد صلی الله علیه و آله تو را بدان خواند

و دعایش را مستجاب فرمودی و او را از گروههای مختلف نجات دادی و بر دشمنانت پیروز ساختی . از تو می خواهم به آن اسمی که

وقتی با آن خوانده شوی اجابت می کنی .

ای خدایی که وعده ات را خلاف نمی کنی ! آنچه به من وعده داده ای به مرحلۀ عمل برسان و اصحاب مرا برایم جمع فرما و به آنان صبر

عطا کن . و مرا بر دشمنانت و دشمنان رسولت پیروز فرما و دعای مرا ناامید مگردان . که من بندۀ تو و فرزند غلام و کنیز توام و در پیشگاه

تو اسیرم.

ای سید من ، تویی که این مقام را بر من منّت گذاشته ای ، و چنین درجه ای را به من عطا فرموده ای ، در حالی که بسیاری از خلقت را

از آن محروم ساخته ای . از تو می خواهم بر محمد و آل محمد درود فرستی و آنچه به من وعده کرده ای به انجام رسانی . تو راستگویی

و وعده را خلاف نمی کنی و بر هر کاری قادر هستی .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:54
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif اضطرار سوم :



شدت امر به درجۀ نهایی رسیده ، اجازه ام ده !







در قنوت دیگری از اعماق آن قلب عالم امکان بر می خیزد و بر لب آن دلسوز امت می نشیند ، از خدا اجازه می خواهد تا نقطۀ آغاز این

قیام جهانی را اذن فرماید :


اللّهمَّ إنَّ الغایَةَ عِندَنا قـَد تـَناهَت وَ إِنّا لِغـَضـَبـِکَ غاضـِبـُونَ ... فـَأذ َن بـِذلِکَ ...






خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست و بر اولیایت با انجام وعده ات کرامت فرما ، و به درک آرزویی که برای یاری تو دارند برسان ، و

کفایت کن شرّ آنان که در برابر تو عَلَم مخالفت بر افراشته اند و با ارتکاب خلاف دستورات تو متمرّد شده اند و از سهل گیری تو برای کند

کردن تیزی سلاح تو استفاده می کنند ، و با وسایل تو قصد حیله بر تو دارند ، و تو حلمت را بر آنان گسترده ای تا ناگهان گرفتارشان

سازی و غفلتاً آنان را ریشه کن نمایی ...

خدایا ، شدت کار نزد ما به نهایت درجه رسیده است ، و ما به خاطر غضب تو غضب می نماییم و برای یاری حقّ پافشاری می کنیم و

مشتاق رسیدن دستور توایم و برای به انجام رسیدن وعدۀ تو منتظریم و جاری شدن تهدیدهای تو بر دشمنانت را انتظار می کشیم .

خدایا ، اجازۀ این امر را عنایت کن و راههای آن را باز کن ، و به مرحلۀ ظهور رسیدن آن را آسان فرما و طرق آن را مهیّا کن و روشهای

آن را نشان ده و لشکریان و یاران او را تأیید فرما و هر چه زودتر به حملۀ شدیدت بر قوم ظالمین مبادرت فرما و شمشیر عذابت را بر

دشمنان معاندت برآور و خونخواهی کن .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:54
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif نگاه اول :


ســیــّد و مــولای من!









در پیشگاه او گاهی سایۀ عظمتش را بالای سرمان احساس می کنیم و با تقدیم بالاترین احترامات کلماتی سرشار از ادب را نثارش


می کنیم :


یا مَولایَ، یا صاحِبَ الزَّمان ...

یا وَصِیَّ الحَسَن ِ، وَ الخَلـَفَ الحُجَّة َ ...

أیُّها القائِمُ المَنتـَظـَرُ المَهدِیُّ، یَابنَ رَسُول ِ اللهِ ...

یا حُجَّة َ اللهِ عَلی خَلقِه، یا سَیِّدَنا وَ مَولانا ...

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:54
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif نگاه دوم :



ای آبروی من!







آنگاه که در دریای متلاطم فتنه ها و خطرات ، بعنوان یگانه ملجأ و پناهمان دست به دامان او شده ایم و به در گاه او التماس می کنیم ،


به ما آموخته اند که بگوییم :



یا أباصالِحَ المَهدِیِّ ... أدرِکنی

یا وَجیهاً عَندَاللهِ ، اشفَع لـَنا عِندَاللهِ ...

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:55
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif نگاه سوم :



ای فرزند سادات مقرب خداوند ...











جلوه ای از عظمت حضرت مهدی علیه السلام پدران بزرگوار و صاحب شرافت اویند . ما افتخار می کنیم که گاهی مولای خود را با انتساب


به اجدادش خطاب کنیم و اعلام کنیم : ای مولایی که تو را از دل و جان صدا می زنیم ، به راستی آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری .


پدران تو که گلهای عالم وجودند ، همه حجّتهای پروردگارند . این فخر ابدی ماست که تو را با چنین کلمات بلندی خطاب کنیم :



یابنَ السّادَةِ المُقـَرَّبینَ، یابنش النـُّجَباءِ الا َکرَمینَ، یابنَ الهُداةِ المَهدیّین ...



ای فرزند سادات مقرب خداوند ، ای فرزند نجیبان صاحب کرامت ، ای فرزند هدایتگران هدایت یافته ،ای فرزند انتخاب شدگان تهذیب شده،

ای فرزند آقایان نجیب تر ، ای فرزند پاکتران مطهّر ، ای فرزند سیّدان منتجب ، ای فرزند سروران گرامی ، ای فرزند ماههای تابان ، ای فرزند


چراغهای فروزان ، ای فرزند ستارگان ثاقب ، ای فرزند اختران درخشان ، ای فرزند راههای روشن ، ای فرزند علمهای آشکار ، ای فرزند


علوم کامل ، ای فرزند سنّتهای مشهور ، ای فرزند معارف باقیمانده ، ای فرزند معجزات موجود ، ای فرزند دلایل مشهود ، ای فرزند صراط


مستقیم ، ای فرزند نبأ عظیم ، ای فرند کسی که در قرآن علیّ حکیم است ، ای فرزند آیات بیّنات ، ای فرزند دلیهای ظاهر ، ای فرزند


برهانهای واضح خیره کننده ، ای فرزند حجّتهای بالغه ، ای فرزند یس و ذاریات ، ای فرزند طور و عادیات ، ای فرزند کسی که در شب


معراج به بارگاه قرب الهی نزدیک شد تا در نزدیکی و قرب به خدای علیّ اعلی به اندازه دو سر کمان یا نزدیکتر رسید ...

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:55
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif نگاه چهارم :


جانم به قربانت !













تنها پناه ما اوست و در تاريكي غيبت چشم اميد ما جاي ديگري را نمي‌بيند. وقتي با اين احساس در پيشگاه او مي‌ايستيم، بي‌اختيار خود


را به پاي او مي‌اندازيم و جان و دار و ندارمان را تقديم مي‌داريم و قربانش مي‌رويم و چنان ملتمسانه دامان او را مي‌گيريم و زار مي‌زنيم كه


اگر بپذيرد همانجا فدايش مي‌شويم. حكايت اين شيفتگي چنين است:


بأبی أنت و أمّی ، ونفسی لک الوقاء والحمی ... بنفسی أنت من مغیّبِ لم یخل منـّا... .



پدر و مادرم به قربان تو، و جانم سپر بلاي تو ...



جانم به قربان تو غايبي كه بيرون از ما نيستي!


جانم به قربان تو دور از وطني كه كنار از ما نيستي!


جانم به قربان تو اي آنكه آرزوي مردان و زنان مؤمني هستي كه با اشتياق آرزوي تو را مي‌نمايند و يادت مي‌كنند و ناله مي‌زنند.


جانم به قربان تو صاحب عزّتي كه همطرازي نداري.


جانم به قربان تو بنياد مجدي كه همگون نداري.


جانم به قربان تو نعمت ديرينه‌اي كه مشابهي نداري.


جانم به قربان تو قرين شرافتي كه برابري نداري...

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:55
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif نگاه پنجم :



کجایی ای پسر پیامبر!











آن قدر محبوب ما دل بُرده كه وقتي قربان او مي‌رويم و چشم باز مي‌كنيم و جاي او را خالي مي‌بينيم، عاجزانه در پي او هستيم و لحن


سخن بي‌اختيار صورت كسي را به خود مي‌گيرد كه اين سو و آن سو سراغ از محبوبش مي‌گيرد و او را مي‌جويد و التماس مي‌كند تا او


را بيابد يا او بيايد:


أین بقیّة الله الّتی لا تخلو من العترة الهادیة ... أین معزّ الأولیاء و مذلّ الأعداء ... .


كجاست يادگار خداوند كه عترت هدايت كننده از او خالي نخواهد بود؟


كجاست آنكه براي ريشه‌كن كردن ظالمان آماده شده؟


كجاست آنكه براي راست كردن كجي و نادرستي انتظار او را مي‌كشند؟


كجاست آنكه براي ريشه كردن بيداد و ستم اميد به او دارند؟


كجاست آنكه براي تازه كردن فرائض و سنتها ذخيره شده؟


كجاست آنكه براي بازگرداندن دين و شريعت انتخاب شده؟


كجاست آنكه براي احياي قرآن و حدودش آرزوي او را دارند؟


كجاست زنده كنندة آثار دين و اهل آن؟


كجاست شكنندة شوكت متجاوزين؟


كجاست منهدم كنندة بناهاي شرك و نفاق؟


كجاست نابوده كنندة اهل فسق و گناه و طغيان؟


كجاست درو كنندة شاخه‌هاي گمراهي و اختلاف؟


كجاست محو كنندة آثار كج دلي و هوا پرسي؟


كجاست قطع كنندة رشته‌هاي دروغ و افتراء؟


كجاست نابود كنندة سركشان و متمردان؟


كجاست ريشه كن كنندة اهل عناد و گمراهي و بيديني؟


كجاست عزت دهندة دوستان و خوار كنندة دشمنان؟


كجاست متحد كنندة همة گرايشها بر تقوي؟


كجاست باب خدايي كه بايد همه به سوي آن آيند؟


كجاست وجه خدا كه اوليا به سوي او رو كنند؟


كجاست وسيلة متصل بين زمين و آسمان؟


كجاست صاحب روز پيروزي و برفرازندة پرچم هدايت؟


كجاست پوشانندة لباس صلاح و رضايت؟


كجاست طلب كنندة خون پيامبران و فرزندان انبياء؟


كجاست خونخواهي كنندة شهيد كربلا؟


كجاست پيروزمند بر هر كه نسبت به او تعدي كند و افترا بندد؟


كجاست مضطري كه وقتي دعا مي‌كند اجابت مي‌شود؟


كجاست صدر مخلوقات كه صاحب نيكي و تقوي است؟


كجاست پسر پيامبر مصطفي و علي مرتضي؟


كجاست پسر خديجة غرّا و فاطمة كبري؟ ...

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:56
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif نگاه ششم :


سخت است تو را نبینم!















اكنون كه دستمان از تنها اميد كوتاه است و از هر سو گرفتار آمده‌ايم، به التماس مي‌افتيم و درد دل بر زبان جاري مي‌كنيم و به خود اجازه


مي‌دهيم كه به او بگوييم: خيلي دوستت داريم اگر چه تو را نمي‌بينيم و در حضور تو نيستيم. اينگونه بودن بر ما مشكل است، اگر چه


چاره‌اي از آن نيست.


عزیز علیّ أن أری الخلق و لاتری... عزیزی علیّ أن أجاب دونک و أناغی... .




بر من سخت است كه همة مردم را ببينم و تو ديده نشوي، و حتي كوچكترين نَفَسي و صدايي از تو نشنوم!


بر من سخت است كه بلايا بدون من تو را احاطه كند و ناله و شكايتي از من به تو نرسد!


بر من سخت است كه جز تو همه كس پاسخ مرا بلند يا آهسته بدهد!


بر من سخت است كه بر تو گريه كنم درحالي كه مردم تو را خوار كنند! بر من سخت است كه بر تو بگذرد آنچه بر مردم نمي‌گذرد...!

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:56
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif نگاه هفتم :



برایت اشک می ریزم!





گويا هر نوع خطابي كه مي‌دانستيم بر زبان آورده‌ايم و طاقت از كف داده دست به دامان گريه شده‌ايم. زبان اشك چيز ديگري و سخن


چشم به گونه‌اي ديگر است كه مي‌گويد:


هل من معین ِ فاطیل معه العویل و البکاء؟!...

لیت شعری أین استقرت بک النوی ؟... .



اي كاش مي‌دانستم كه روزگار تو را در كجا جاي داده؟


و يا كدام زمين و يا كدام خاكي تو را بر خود حمل مي‌كند؟

آيا گريه كننده‌اي هست تا به كمك او ناله و گريه را طولاني كنم، آيا بيتابي كننده‌اي هست كه در تنهايي زاري او را ياري دهم؟


آيا چشمي را خار افتاده تا ديدة من هم در اشك و اندوه او را كمك كند؟


اي پسر احمد! آيا راهي به سوي تو هست تا ملاقات شوي؟!


آيا روزگار ما با وعده‌اي به تو متصل خواهد شد تا بهره‌مند شويم؟


كِي بر چشمه‌هاي سيراب كننده‌ات وارد مي‌شويم تا سيراب شويم؟


كِي از آب گواراي فيض تو سود مي‌بريم كه تشنگي به درازا كشيده است؟


كِي مي‌شود كه صبح و شام شرفياب حضورت گرديم تا چشمانمان روشن گردد؟


كِي تو ما را مي‌بيني و ما تو را مي‌بينيم در حالي كه پرچم پيروزي را باز كرده‌اي؟


آيا شود كه ما را ببيني در حالي كه گرد شمع وجود تو حلقه زده باشيم و تو امامت مردم را به دست گرفته و زمين را پر از عدل نموده


باشي و به دشمنانت خواري و عذاب را چشانده و سركشان و منكرين حق را ريشه كن نموده و دنبالة متكبران را قطع و ريشه‌هاي



ظالمين را از بن برآورده باشي و ما در آن حال بگوييم:


« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »!!!

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:56
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif نگاه هشتم :



گنهکار آمده ام!





آخرين نگاه ما به روي مولاي مهربانمان، آكنده از شرم و حياي برخاسته از قصور و تقصير در انجام وظيفه در پيشگاه او است.


از گناهان، از نبايدهايي كه به وقوع پيوسته و از بايدهايي كه برجاي مانده، زبان معذرت چنين مي‌گشاييم كه:


مولای ، وقفت فی زیارتک موقف الخاطئین النّادمین ... .


در زيارت تو خطاكار و پشيمان آمده‌ام و از عقاب پروردگار عالم مي‌ترسم. تكيه گاهم شفاعت توست و اميدم از محبت و شفاعت تو محو



گناهانم و پوشش عيوبم و بخشش لغزشهايم است.


مولاي من، براي دوست خود برآورنده آرزويش باش، و از خدا بخشش لغزشهايش را بخواه، كه به ريسمان تو خود را متعلّق نموده و به



ولايت تو متمسك شده و ازدشمن تو بيزاري مي‌جويد.



یا مولای ، یا صاحب الزّمان ... الغوث ، الغوث ، الغوث ...

أدرکنی ، أدرکنی ، أدرکنی ... الأمان ، الأمان ، الأمان ...

العجل ، العجل ، العجل ... السّاعة ، السّاعة ، السّاعة ... !


مولاي من، پناهم ده، مرا درياب، امانم ده، هرچه زودتر، همين ساعت!

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:57
سلامت می دهم ، درودت می فرستم

یــا بـن فـاطمة - سلام الله علیها -







سلام، رمز آشنايي و ديرآشنايي و دورآشنايي است، تا آنجا كه معناي آماده به خدمت بودن در حضور مولايمان را مي‌رساند.


صلوات، زيباترين هديه و بالاترين درود ما به والاترين محبوبمان است، كه حاكي از محبتي سرشار نسبت به او در دلهايمان


است.




آنگاه كه عظمت و تقدس وجود نوراني بقية الله و كلمة الله و نور الله تجلي مي‌كند، خود را كوچكتر از خطاب مي‌بينيم و سلام و


صلوات به صورت غايب تقديمش مي‌نماييم و مي‌گوييم:

« السلام عليه... ، سلام بر او، سلام بر حجت خدا، سلام بر امام ما ... »؛


و آنگاه كه جذبه ولايتش ما را در آغوش مي‌فشارد و عاجزانه خود را به پيشگاه او مي‌رسانيم، به خود جرأت مي‌دهيم او را مخاطب سازيم


و حتي دست در دست او نهيم تا دستمان را به گرمي بفشارد و از اعماق جان مي‌گوييم:


« السلام عليك... ، سلام بر تو اي ولي دلسوز ما، سلام بر تو اي كشتي نجات، سلام بر تو اي امام منتظر...».


سلامها و درودهاي ما با توجه به شئون مختلف حجة‌الله‌الاعظم ـ ارواحنا فداه ـ و تجلّي عظمت او در قلبمان شكوفا مي‌شود و در قالبهاي


مختلف بر زبان ما جاري مي‌شود.


ائمه ـ عليهم السّلام ـ به ما آموخته‌اند كه به امام زمان خود چگونه سلام كنيم كه لايق شأن عظيم او باشد و چگونه درود فرستيم كه


همسنگ مقام والاي او گفته باشيم.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:57
سلام اول :



در حضورت سلام می دهم !



شاخص‌ترين مقام حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ امامت كبري و حجيت عظماي الهي است كه عالم امكان را برگرد حقيقت او مي‌گرداند و


قوام همه به طفيل وجود اوست.


آنچه براي عرض سلام در اين نگاه بر زبان مي‌آوريم آن است كه در پيشگاه او بايستيم و با كمال ادب خطاب كنيم:


السلام علیکم یا حجّة الله فی أرضه ... السلام علی وارث الأنبیاء و خاتم الأوصیاء... .

سلام بر تو اي حجت خدا در زمين،


سلام بر تو اي چشم خداوند بين خلقش،


سلام بر تو اي صاحب اختيار من،


سلام بر تو اي وليّ دلسوز،


سلام بر تو اي كشتي نجات،


سلام بر تو اي صاحب عصر و زمان،


سلام بر تو اي خليفة خداوند و اي جانشين پدران هدايت كننده،


سلام بر تو اي حجت خدا كه مخفي نيستي،


سلام بر تو اي دعوت كنندة خدا و عهده‌دار آيات او،


سلام بر تو اي باب الهي و اي مسئول دين او،


سلام بر تو اي خليفة خدا و ياور حق او،


سلام بر تو اي راهنما به ارادة الهي،


سلام بر تو اي تلاوت كنندة قرآن و بيان كنندة آن،


سلام بر تو اي يادگار خدا در زمين،


سلام بر تو اي حجت خداوند بر اهل آسمان و زمين،


سلام بر تو اي پيمان الهي كه از مردم گرفته و آن را محكم نموده،


سلام بر تو اي وعدة الهي كه ضمانت كرده،


سلام بر تو اي علامت نصب شدة خدا و اي علم لدنّي و اي پناه و رحمت واسعه كه وعدة راست است.


سلام بر تو اي امام امين،


سلام بر تو اي پيشرو واميد ما،


سلام بر تو اي امام بر همة مردم،


سلام بر تو اي جانشين اوصياي گذشته،


سلام بر تو اي باقيمانده از زبده‌هاي انتخاب شده،


سلام بر تو اي فرزند علوم نبوي،


سلام بر تو اي باب خداوند كه فقط از آن بايد وارد شد،


سلام بر تو اي راه الهي كه هر كس غير آن را بپيمايد هلاك مي‌شود،


سلام بر تو اي حافظ اسرار پروردگار جهان.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:57
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif سلام دوم :




سلام بر او از این دور دست!







اگر اوج عظمت او ما را خجالت زده از خطاب نمايد، سر به زير افكنده جمال او را از دور دستها به تماشا مي‌نشينيم و چنين عرضه


مي‌داريم:


السلام علی الحجّة القائم المهدی ... السلام علی ولیّ الله وابن ولیّه ... .


سلام بر جانشين پس از امام عسكري ـ عليه السّلام ـ


سلام بر ولي خدا و فرزند ولي خدا،


سلام بر حق تازه و عالمي كه علمش از بين نمي‌رود،


سلام بر حجت معبود و سخن پسنديده،


سلام بر وارث انبياء و خاتم اوصياء،


سلام بر دين وارد شده در آثار و كتاب نوشته شده،


سلام بر بقية الله در شهرها و حجت او بر بندگانش،


كه ميراث انبياء به او منتهي شده و آثار برگزيدگان نزد اوست،


و امانتدار اسرار و صاحب اختيار امر امت است،


سلام بر حجت و ولي خداوند در زمين و در شهرها،


و خليفة الهي بر مردم و بندگانش،


سلام بر حجت قائم حضرت مهدي...

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:57
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif سلام سوم :




سلام ای نور آسمانی در زمین!




شيعه مقام نورانيت را براي ائمه ـ عليهم السّلام‌ـ بالاترين جلوة عظمت ايشان مي‌داند.


نورانيتي كه برگرفته از نور خداست و از كنار عرش الهي سرچشمه دارد و كسي را قدرت خاموش كردن آن نيست.


آخرين نور الهي در زمين را چنين سلام مي‌كنيم:


السلام علیک یا نور الله الـّذی لا یطفی ... السّلام علی شمس الظـّلام و البدرالتـّمام... .

سلام بر تو اي نور الهي كه خاموش نمي‌شود،


سلام بر تو اي سرچشمة حيات،


سلام بر تو اي ناظر درخت طوبي و سدرة المنتهي،


سلام بر تو اي نور خدا كه هدايت شدگان به او هدايت مي‌شوند.


سلام بر نوري كه اهل كفر مي‌خواستند آن را خاموش كنند ولي خداوند با كراهت آنان نور خود را به حد كمال رساند و به رغم انف آنان به


او زندگي طولاني عنايت كرد تا حق را به دست او ظاهر نمايد.


سلام بر آفتاب تاريكيها و ماه تمام.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:58
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/efect-289.gif سلام چهارم :





سلام بر صاحب نسب بلند ...





امام ـ عليه السّلام ـ گذشته از مقام نورانيت و امامت خلق، شرافت كامل در نسب دارد كه در صفحات گذشتة تاريخ مي‌درخشد و فخري


غيرقابل انكار است.


ما افتخار مي‌كنيم كه صاحب اختيار خود را با القابي تداعي كنندة نسب شريف او و پدران گراميش سلام ‌كنيم و ارادت خود را به او


برسانيم:


السّلام علی سلالة النبوّة و بقیّة العترة... السّلام علی ابن الأئمّة الطـّاهرین ... .


سلام بر سلالة نبوت و باقيماندة عترت و زبدگان خلق،

سلام بر فرزند امامان پاك، جانشيني از جانشينان مرضيّ خدا و هدايت كننده و معصوم كه فرزند امامان هدايت كنندة معصوم است،

سلام بر خلف صالح و صاحب شرف.

سلام بر تو اي فرزند پيامبر،

سلام بر تو اي پسر اميرالمؤمنين،

سلام بر تو اي پسر فاطمة زهرا سيدة زنان جهان،

سلام بر تو اي فرزند امامان كه حجتهاي معصوم الهي‌اند،

سلام بر تو اي فرزند علامتهاي روشن،

سلام بر تو اي فرزند انوار شكوفا،

سلام بر تو اي فرزند عترت طاهره،

سلام بر تو و بر اهل بيت طيبين و طاهرينت.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:58
سلام پنجم :





سلامی در انتظارت...




اينك نوبت آن است كه سلامي نهفته در انتظار فرج بر زبان جاري كنيم و در حالي كه سلامش مي‌كنيم عاجزانه گفته باشيم:


در انتظار توايم، و جهاني در انتظار قدوم توست.


از عمق درون نگاهي به قامت رسايش مي‌افكنيم كه روزي قيام مي‌كند و در ساية او جهان گلستان مي‌شود و آنگاه مي‌گوييم:

السّلام علی المهدیّ الـّذی وعد الله عزّوجلّ به الأمم ... السّلام علیک یا معزّالمؤمنین .

سلام بر تو اي عزت دهندة مؤمنين كه ضعيف شمرده شده‌اند،

سلام بر تو اي ذليل كنندة كافرين متكبر ظالم،

سلام بر تو اي پاكيزة ترسان!

سلام بر ظاهر كنندة ايمان و آموزنده احكام قرآن،

سلام بر پاك كنندة زمين و منتشر كنندة عدالت در طول و عرض آن،

سلام بر امامي كه انتظارش را مي‌كشند و مورد رضايت همه است،

سلام بر آنكه براي كرامت اولياي خدا و خواري دشمنانش ذخيره شده،

سلام بر احيا كنندة مؤمنين و نابود كنندة كافرين،

سلام بر مهدي امتها و متحد كنندة گفته‌ها،

سلام بر عزت دهنده اولياء و ذليل كنندة دشمنان،

سلام بر قائم منتظر و عدل مشتهر،

سلام بر شمشير بركشيده و ماه درخشنده و نور تابان،

سلام بر بهار مردم و خوشي ايام،

سلام بر صاحب شمشير برّان و دو نيم كنندة سرها،

سلام بر مهدي كه خداوند عزوجل به امتها وعده داده به دست او همه را متحد كند و گرفتاريها را التيام بخشد،

و به دست او زمين را از عدل و داد پر كند و شرايط را برايش آماده سازد و به دست او وعدة مؤمنين را به ظهور رساند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 11:59
ارکان و پایه های عدالت مهدوی

بررسى رواياتى كه شيعه و اهل سنت درزمينه بشارت به ظهور مهدى (عج) نقل كرده‏اند، روشن مى‏شود كه در اينروايات آنچه بيش از هر چيز مورد توجه قرار گرفته برپا داشتن قسط و عدل ونابود كردن ظلم و جور از سوى آن حضرت است . براساس بررسى مؤلف كتابمنتخب‏الاثر در منابع و مصادر شيعه و اهل سنت نزديك به 130 حديث، دلالت‏براين دارد كه امام مهدى (ع) زمين را پس از آنكه از ظلم و ستم پر شده است،از عدل و داد آكنده مى‏سازد .


(1) كه از آن جمله مى‏توان به اين روايات اشاره كرد:
پيامبر گرامى اسلام (ص) مى‏فرمايند:
شمارا به مهدى بشارت مى‏دهم . او در زمانى كه مردم گرفتار اختلاف، درگيرى وآشوب‏ها هستند، در امت من برانگيخته مى‏شود و جهان را از عدالت و برابرىپر مى‏سازد، همچنانكه از ظلم و ستم پر شده بود . (2)
از امام محمدباقر (ع) نيز نقل شده است كه:
پدرماز پدرش و او از پدرانش براى من نقل كردند كه رسول خدا، كه درود و سلامخدا بر او باد، فرمودند: امامان پس از من دوازده نفرند به تعداد نقباىبنى‏اسرائيل، نه نفر از آنها از نسل حسين، كه بر او درود باد، هستند ونهمين آنها قائم ايشان است . او در آخرالزمان به پا مى‏خيزد و زمين را ازعدل پر مى‏سازد; بعد از آنكه از ستم و بى‏عدالتى پر شده بود . (3)
توجهخاص روايات به موضوع عدالت گسترى امام مهدى (ع) و فراوانى رواياتى كه دراين زمينه وارد شده‏اند همه بر نقش محورى اين موضوع در قيام و انقلابجهانى آن حضرت و جايگاه خاص آن در حكومت مهدوى دلالت دارند . از اين رولازم است در پژوهش‏ها و بررسى‏هايى كه در زمينه انقلاب و حكومت امام مهدى(ع) صورت مى‏گيرد به اين موضوع بيش از پيش توجه شود و ابعاد مختلفعدالت‏گسترى و ظلم‏ستيزى آن حضرت تبيين گردد .
عدالت مهدوى را از دوزاويه مى‏توان مورد بررسى قرار داد; يكى از نظر اركان و پايه‏هاى اينعدالت و ديگرى از نظر گستره و عمق اين عدالت . اگر چه بحث جامع و كامل ازهر يك از زواياى ياد شده مجال وسيعى مى‏طلبد، اما در اين مقال تلاش خواهيمكرد كه در حد توان خود، به اجمال، هر يك از اين دو جنبه را مورد بررسىقرار دهيم

1 - اركان و پايه‏هاى عدالت مهدوى
برپايىعدالت در هر جامعه‏اى نيازمند اركان و پايه‏هاى متعددى است و نبود هر يكاز اين اركان موجب ناپايدارى عدالت در آن جامعه مى‏شود . مهمترين اركانعدالت عبارتند از:
1 . حاكم عادل;
2 . كارگزاران عادل;
3 . قوانين عادلانه;
4 . نظام عادلانه .
1 - 1 . حاكم عادل
بدونشك آنگاه مى‏توان از جامعه و حكومتى انتظار حركت‏به سوى عدالت داشت كهامام و حاكم آن جامعه خود در مسير دالت‏باشد و در زندگى فردى و اجتماعىعدالت را پيشه خود سازد . از اين روست كه مى‏بينيم در نظام حكومتى كه شيعهترسيم مى‏كند وجود امام عادل از مهمترين شرايط است و بدون وجود اين امام،حكومت از مشروعيت‏برخوردار نيست .
از نظر شيعه برقرارى نظام حكومتى كههمه روابط حاكم بر آن مبتنى بر عدالت كامل باشد جز به دست آخرين اماممعصوم و خاتم حجت‏هاى الهى، حضرت مهدى (ع) امكان‏پذير نيست و از همين روستكه در روايات از دولت آن حضرت به عنوان آخرين دولت‏ياد شده; يعنى دولتى كهپس از پشت‏سر گذاشتن همه تجربه‏هاى بشرى و نوميدى از همه الگوهاى حكومتىخود ساخته مستقر مى‏شود .
امام باقر (ع) در اين زمينه مى‏فرمايند:
دولتما آخرين دولت‏هاست . هيچ خاندان صاحب دولتى نمى‏ماند مگر اينكه پيش از[دولت] ما به حاكميت مى‏رسند تا زمانى كه سيره [حكومتى] ما را مى‏بينندنگويند: «اگر ما هم به حاكميت مى‏رسيديم به همينگونه رفتار مى‏كرديم‏» واين سخن خداوند، صاحب عزت و جلال است كه: «سرانجام نيك از آن پرهيزگاراناست‏» . (4) (5)
البته اين سخن به اين معنا نيست كه هرگونه تلاش براىبرقرارى عدالت در دوران غيبت‏بى‏فايده است و يا اساسا نبايد در اين دورانحركتى را براى استقرار نظام عادلانه; حتى در سطحى محدود انجام داد، بلكهمعناى اين سخن اين است كه تا پيش از ظهور امام مهدى (ع) هيچ حكومتىنمى‏تواند ادعا كند كه توان برقرارى نظام عادلانه كامل را دارد .
چنانكه امام راحل قدس سره فرمود:
البتهاين پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمى‏توانيم بكنيم، اگرمى‏توانستيم مى‏كرديم . اما، چون نمى‏توانيم بكنيم ايشان بايد بيايند . .. اما ما بايد فراهم كنيم كار را، فراهم كردن اسباب اين است كه كار رانزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براى آمدن حضرت (ع) .(6)
بنابر آنچه گفته شد نخستين شرط برقرارى يك نظام عادلانه كامل وجود امام معصوم عادل است .
پيشوا و رهبر مسلمانان بايد در بالاترين مرتبه تقوا و پرهيزكارى و از هرگونه شائبه ظلم و ستم به دور باشد .
چنانكه امام على (ع) مى‏فرمايد:
.. . خداوند بر پيشوايان دادگر واجب فرموده كه خود را در معيشت‏با مردمتنگدست‏برابر دارند تا بينوا را رنج‏بينوايى به ستوه نياورد . (7)
اماممهدى (ع) به عنوان رهبر معصومى كه تحقق بخش عدالت در سراسر جهان خواهدبود، خود در بالاترين درجه عدالت قرار دارد و روش و منش او كاملا بر عدالتمنطبق است . توجه به مفاد بيعتى كه امام در آغاز قيام خود از يارانشمى‏گيرد ما را به عمق سيره و روش مبتنى بر عدالت آن حضرت رهنمون مى‏سازد:
.. . با او بيعت مى‏كنند كه هرگز: دزدى نكنند; زنا نكنند; مسلمانى را دشنامندهند; خون كسى را به ناحق نريزند; به آبروى كسى لطمه نزنند; به خانه كسىهجوم نبرند; كسى را به ناحق نزنند; طلا، نقره، گندم و جو ذخيره نكنند; ماليتيم را نخورند; در مورد چيزى كه يقين ندارند، گواهى ندهند; مسجدى را خرابنكنند; مشروب نخورند; حرير و خز نپوشند; در برابر سيم و زر سر فرودنياورند; راه را بر كسى نبندند; راه را ناامن نكنند; گرد همجنس‏گرايىنگردند; خوراكى را از گندم و جو انبار نكنند; به كم قناعت كنند، طرفدارپاكى باشند; از پليدى گريزان باشند; به نيكى فرمان دهند; از زشتى‏ها بازدارند; جامه‏هاى خشن بپوشند; خاك را متكاى خود سازند; در راه خدا حق جهادرا ادا كنند و . . . او نيز در حق خود تعهد مى‏كند كه: از راه آنها برود;جامه‏اى مثل آنها بپوشد; مركبى همانند مركب آنها سوار شود; آنچنانكه آنهامى‏خواهند باشد; به كم راضى و قانع شود; زمين را به يارى خدا پر از عدالتكند آنچنانكه پر از ستم شده است; خدا را آنچنانكه شايسته است‏بپرستد; براىخود دربان و نگهبان اختيار نكند و . . . (8)
چنانكه ملاحظه مى‏شود اماممهدى (ع) در اين پيمان‏نامه نه تنها از يارانش مى‏خواهد كه از هرگونهآلودگى و پليدى به دور باشند، بلكه خود نيز متعهد مى‏شود از همه آنچهيارانش را از آنها منع كرده دورى گزيند و در زندگى خود همان راه و روشى راپيش گيرد كه يارانش را بدان دعوت كرده است .
علاوه بر پيمان‏نامه يادشده امام مهدى (ع) در نخستين سخنرانى خود پس از ظهور نكاتى را يادآورمى‏شوند كه آنها نيز به خوبى راه و روش مبتنى بر عدالت و پرهيزكارى آنحضرت را روشن مى‏سازد . متن اين سخنرانى به نقل از امام باقر (ع) چنين است:
مهدىهنگام نماز عشاء در مكه ظهور مى‏كند در حالى كه پرچم رسول خدا، كه درودخدا بر او و خاندانش باد، و پيراهن و شمشير او را با خود دارد و داراىنشانه‏ها و نور و بيان است . وقتى نماز عشاء را به جا آورد با صداى رسا وبلند خود مى‏فرمايند: اى مردم! خدا را به ياد شما مى‏آورم . شما اينك درپيشگاه خدا ايستاده‏ايد . او حجت‏خود را برگزيد و پيامبران را برانگيخت وكتاب [آسمانى] فرو فرستاد و شما را امر كرد كه چيزى را شريك او قرار ندهيدو از او و فرستاده‏اش اطاعت و فرمانبردارى كنيد و زنده نگه داريد آنچه راكه قرآن زنده كرده است و بميرانيد آنچه را كه او ميرانده است . هوادارانراستى و هدايت و پشتيبان تقوى و پرهيزگارى باشيد; زيرا نابودى و زوال دنيانزديك شده و اعلام وداع نموده است . و من شما را به خدا و رسولش و عمل بهكتاب خدا و ترك باطل و احياى سنت او دعوت مى‏كنم . سپس او، بدون قرارقبلى، به همراه سيصد و سيزده مرد، به شمار ياران بدر، كه همچون ابر پاييزىپراكنده‏اند و زاهدان شب و شيران روزند، ظهور مى‏كند و خداوند سرزمين حجازرا براى مهدى مى‏گشايد و او هر كس از بنى‏هاشم را كه در زندان به سرمى‏برد، آزاد مى‏سازد . آنگاه درفش‏هاى سياه در كوفه فرود مى‏آيد و گروهىرا به جهت‏بيعت‏به سوى مهدى روانه مى‏سازند و آن حضرت لشكريان خود را بهسراسر جهان گسيل داشته و ستم و ستم‏پيشگان را از ميان برمى‏دارد و همهسرزمين‏ها به دست او به راستى و درستكارى درمى‏آيند . (9)
در مورد سيره و روش زندگانى امام مهدى (ع) روايات فراوانى نقل شده كه در اينجا به برخى از آنها اشاره مى‏كنيم:
امام صادق (ع) خطاب به ياران خود كه نسبت‏به ظهور قائم (ع) بى‏تابى مى‏كردند، مى‏فرمايد:
چرادر مورد ظهور قائم اين همه شتاب مى‏كنيد؟ ! به خدا سوگند كه او لباس خشنمى‏پوشد، طعام خشن (بى‏خورشت) مى‏خورد و . . . از سيره جدش رسول خدا، كهدرود و سلام خدا بر او باد، پيروى مى‏كند و زندگانى او مانند زندگى اميرمؤمنان، كه بر او درود باد، است . (10)
توجه به روايت زير ما را در دركسيره شخصى امام مهدى (ع) به عنوان حاكم اسلامى يارى مى‏كند . مفضل‏بن عمر،يكى از ياران امام صادق (ع) چنين نقل مى‏كند:
در خدمت ابوعبدالله [امامصادق] كه بر او درود باد، مشغول طواف بودم . در همين هنگام امام نگاهى بهمن كرد و فرمود: چرا اينگونه اندوهگينى و چرا رنگت تغيير كرده است؟ گفتم:فدايت‏شوم! بنى‏عباس و حكومتشان را مى‏بينم و اين مال و سلطنت و قدرتى كهدر دست آنهاست . اگر هم در دست‏شما بود، ما هم با شما در آن سهيم بوديم .امام (ع) فرمود: اى مفضل! بدان، اگر قدرت در دست ما بود شب‏ها به تدبيرامور و روزها به تلاش و كوشش مى‏پرداختيم، جامه‏اى خشن بر تن داشتيم وغذاى بى‏خورشت مى‏خوريم، درست مانند شيوه امير مؤمنان، كه بر او درود باد;زيرا اگر جز اين عمل شود پاداش آن دوزخ خواهد بود . (11)

1 - 2 . كارگزاران عادل
يكىاز موانع اساسى كه در برقرارى عدالت در جامعه همواره فرا روى مصلحاناجتماعى قرار داشته، نبود مجريان و كارگزاران عادل است . وجود اين مانعبسيارى از حركت‏هاى عدالت‏خواهانه را با شكست مواجه و بسيارى ازحكومت‏هايى را در پى گسترش عدالت در جامعه بوده‏اند ناكام ساخته است .
يكىاز تفاوت‏هاى اساسى حكومت امام مهدى (ع) با ديگر حكومت‏هايى كه در طولتاريخ داعيه برقرارى عدالت داشته‏اند اين است كه پيش از اقدام براى تشكيلحكومت‏به تعداد مورد نياز افراد زبده و برگزيده‏اى كه در نهايت تقوا وپرهيزكارى هستند تربيت نموده و با برقرارى حكومت جهانى خود، آنها را بهسراسر جهان گسيل مى‏دارد .
در مورد ويژگى ياران قائم (ع) در رواياتى از امام صادق (ع) چنين مى‏خوانيم:
.. . نشان سجده بر پيشانى آنها نقش بسته است . آنها شيران روز و زاهدانشب‏اند . دل‏هايشان مانند پاره‏هاى آهن [محكم و استوار] است و هر كدام ازآنها توان چهل مرد را دارا هستند . (12)
امام على (ع) نيز درباره ويژگى ياران آن حضرت مى‏فرمايد:
خداوندتعالى مردمى را براى [يارى] او گرد مى‏آورد، همچنانكه پاره‏هاى ابر گردآمده و به هم مى‏پيوندند . خداوند دل‏هاى آنان را به هم نزديك مى‏كند .آنها از هيچ كس ترسان نمى‏شوند و از اينكه كسى بدانها بپيوندد شادماننمى‏گردند . تعداد آنها همان تعداد اصحاب بدر است . هيچ كس از پيشينيان ازآنها سبقت نمى‏گيرد و هيچكس از آيندگان به آنها نمى‏رسد . (13)
آرى،امام مهدى (ع) چنين مردمى را براى اداره حكومت‏خود برمى‏گزيند و هر يك ازآنها را بر منطقه‏اى حاكم مى‏سازد . چنانكه امام صادق (ع) مى‏فرمايد:
حضرتمهدى يارانش را در همه شهرها پراكنده مى‏سازد و به آنها دستور مى‏دهد كهعدل و احسان را شيوه خود سازند و آنها را فرمانروايان كشورهاى جهان گرداندو به آنها فرمان مى‏دهد كه شهرها را آباد سازند . (14)

1 - 3 . قوانين عادلانه
وجودقوانين عادلانه يكى از شرايط اساسى تحقق عدالت اجتماعى است و بدون وجودآن، حكمرانان عادل به تنهايى نخواهند توانست چنانكه بايد و شايد عدالت رادر جامعه حكمفرما سازند . بدون ترديد كتاب الهى و سنت رسول خدا (ص) بيانكننده عادلانه‏ترين قوانين هستند و در صورت حاكم شدن بى‏كم و كاست آنهاجامعه طعم عدالت را خواهد چشيد . چنانكه امام على (ع) در برخى از بياناتخود قرآن را آينه تمام عدالت معرفى كرده است . از جمله مى‏فرمايد:
قرآن، معدن ايمان و چشمه‏سار آن; چشمه‏هاى علم و درياهاى آن، باغ‏هاى عدل و آبگيرهاى آن است . (15)
و در جاى ديگر در وصف قرآن مى‏فرمايد:
آن فضل است و هزل نيست، آن گويا به طريقه عدل‏و امر كننده به فضل است . (16)
ازاين رو يكى اقدامات مهمى كه امام مهدى (ع) براى تحقق عدالت اجتماعى انجاممى‏دهند احياى احكام كتاب و سنت رسول خداست، كه در طول زمان به فراموشىسپرده شده و جز پوسته‏اى از آنها باقى نمانده است .
پيامبر گرامى اسلام (ص) در اين زمينه مى‏فرمايد:
دوازدهمينفرزندم از ديده‏ها غايب شده و پنهان مى‏گردد، تا اينكه زمانى براى امت منفرا رسد كه از اسلام جز نام و از قرآن جز نقشى باقى نمى‏ماند، در اينهنگام خداوند بزرگ مرتبه به او اجازه قيام مى‏دهد و اسلام را با او آشكارو تجديد مى‏كند . (17)
امير مؤمنان على (ع) در بيان بسيار زيبايى اقدامامام مهدى (ع) در زمينه حاكم كردن احكام قرآن بر هواجس و اميال نفسانىانسان‏ها را، به عنوان مقدمه برپايى عدالت، چنين توصيف مى‏كنند:
هواهاىنفسانى را به متابعت هدايت الهى بازمى‏گرداند، آن زمان كه مردم هدايت الهىرا به متابعت هواهاى نفسانى درآورده باشند . آراء و انديشه‏ها را تابعقرآن گرداند وقتى كه قرآن را تابع آراء و انديشه‏هاى خود ساخته باشند . .. و او به شما نشان خواهد داد كه دادگرى چگونه است و كتاب خدا و سنت را كهمتروك شده زنده گرداند . (18)
به دليل همين پيوند ناگسستنى احياى احكام كتاب و سنت و برقرارى عدالت است كه در دعاى عهد طلب مى‏كنيم:
خداوندا!او را پناهگاه بندگان ستمديده‏ات و يارى دهنده كسى كه جز تو ياورى ندارد،قرار ده و به وسيله او احكام قرآن را كه تعطيل گرديده برقرار ساز و او رابرپا دارنده آنچه از نشانه‏هاى دينت و سنت‏هاى پيامبرت، كه درود خدا بر اوو خاندانش باد، وارد شده قرار ده . (19)

4 - 1 . نظام عادلانه
تحققعدالت اجتماعى گذشته از همه شرايط بالا به امر ديگرى نيز نيازمند است و آنوجود يك نظام حكومتى مبتنى بر عدالت است . نظامى كه جايگاه هركس به درستىدر آن تعيين شده باشد، همه مسئولان وظايف خود را به درستى بشناسند و بدانعمل كنند و بالاخره همه احساس كنند كه بر كار آنها نظارت وجود دارد و درصورت خطا و لغزش از آنها بازخواست مى‏شود .
در نظام‏هاى بشرى بسيارديده‏ايم كه حتى با وجود حاكمان عادل و قوانين عادلانه چنانكه بايد و شايدعدالت‏بر جامعه حاكم نشده و ظلم و ستم در اشكال گوناگون بر مردم جارى شدهاست و اين همه نبوده است مگر به يكى از دلايل زير:
1 . قرار نگرفتن درست اجزاى مختلف حكومت در جاى خود;
2 . ناآشنايى كارگزاران با وظايف و مسئوليت‏هايشان;
3 . ضعف نظام بازرسى و نظارت .
درحكومت امام مهدى (ع) نظام حكومتى به شيوه‏اى شكل گرفته كه امكان ظلم وبى‏عدالتى به صفر مى‏رسد . در اين حكومت، اولا چنانكه گفته شد پارساترين وتوانمندترين انسان‏ها به عنوان حكمرانان و كارگزاران برگزيده مى‏شوند;ثانيا وظايف تك تك آنها بى‏هيچ كم و كاست تعيين مى‏گردد و حتى به آنهاگفته مى‏شود كه در هنگام حيرت و سرگردانى چه كنند و ثالثا نظارت و بازرسىدقيق و سختگيرانه بر همه كارگزاران اعمال مى‏شود .
امام صادق (ع) در مورد شيوه گزينش كارگزاران حكومتى در عصر ظهور و نحوه ابلاغ وظايف آنها مى‏فرمايد:
هنگامىكه قائم قيام كند، براى [اداره] هر يك از مناطق جهان فردى را برگزيده،ارسال مى‏دارد و به وى مى‏گويد: پيمان تو به دست توست و اگر با مطلبىمواجه شدى كه آن را نفهميدى و نحوه قضاوت در موردش را ندانستى به دست‏خودنگاه كن و به آنچه در آن است عمل نما . (20)
در مورد قاطعيت و سخت‏گيرى امام مهدى (ع) نسبت‏به كارگزاران و مجريان متخلف در روايتى از امام على (ع) چنين مى‏خوانيم:
[قائمما] قاضيان زشتكار را كنار مى‏گذارد و دست‏سازشكاران را از سرتان كوتاهمى‏كند و حكمرانان ستم پيشه را عزل مى‏نمايد و زمين را از هر نادرست وخائنى پاك مى‏سازد، و به عدل رفتار مى‏كند . . . (21)
در روايت ديگرى قاطعيت و سازش ناپذيرى امام عصر (ع) در برابر كارگزاران ناشايست چنين توصيف شده است:
مهدى[ عليه‏السلام] بخشنده است; او درباره كارگزاران و ماموران [دولت‏خويش]بسيار سختگير است و با ناتوانان و مستمندان بسيار دلرحم و مهربان . (22)

پی نوشت ها :
1 . ر . ك: الصافى‏الگلپايگانى، لطف‏الله، منتخب الاثر فى‏الامام الثانى عشر (ع)، ص‏478 .
2 . ابن‏حنبل، احمد، المسند، ج‏3، ص‏37 .
3 . المجلسى، محمدباقر، بحارالانوار، ج‏36، ص‏351، ج‏228 .
4 . سوره اعراف (7)، آيه 128 .
5 . بحارالانوار، ج‏52، ص‏232، ح‏58; همچنين ر . ك: همان، ص‏339، ح‏83 .
6 . صحيفه نور، ج‏20، ص‏199 - 198 .
7 . نهج‏البلاغه، ترجمه محمد مهدى فولادوند، كلام 20، ص‏260 .
8 . ابن‏طاووس، ابوالقاسم على‏بن‏موسى، الملاحم والفتن، ص‏49و122; به نقل از: منتخب‏الاثر، ص‏469 .
9 . المروزى، ابوعبدالله نعيم‏بن حماد، الفتن (نسخه خطى)، ص‏95 به نقل از: معجم احاديث الامام المهدى (ع)، ج‏3، ص‏295، ح‏832 .
10 . النعمانى، محمدبن ابراهيم، كتاب‏الغيبة، ص‏122 . بحارالانوارج‏52، ص‏354، ح‏115 .
11 . بحارالانوار، همان، ص‏359، ح‏127 .
12 . همان، ص‏386، ح‏202 .
13 . الحاكم النيسابورى، ابو عبدالله محمد بن عبدالله، المستدرك على‏الصحيحين فى‏الحديث، ج‏4، ص‏554 .
14 . دخيل، على‏محمدعلى، الامام المهدى، ص‏271 .
15 . نهج‏البلاغه، ترجمه محمدمهدى فولادوند، خطبه 198، ص‏252 .
16 . خوانسارى، جمال‏الدين، شرح غررالحكم و دررالكلم، ج‏60، ص‏207، ح‏1005 .
17 . القندوزى سليمان بن ابراهيم، ينابيع المودة، ص‏440 .
18 . نهج‏البلاغه، خطبه 138، ص‏173 - 174; بحارالانوار، ج‏51، ص‏120، ح‏25 .
19 . بحارالانوار، ج‏102، ص‏111; قمى، شيخ عباس، مفاتيح‏الجنان، دعاى عهد .
20 . كتاب الغيبة، ص‏172; بحارالانوار، ج‏52، ص‏365، ح‏144 .
21 . بحارالانوار، ج‏51، ص‏120، ح‏23 .
22 . العسكرى، نجم‏الدين جعفربن محمد، المهدى الموعود المنتظر عند علماء اهل السنة و الامامية، ج‏1، ص‏270 .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:01
سيماي شكوهمند حضرت مهدي عج الله تعالي ظهوره

تولّد نور


در نيمه شعبان سال 255 هجرى قمرى تحولّى شگرف در عالم خلقت روى داد و آخرين نور، از انوار بلند مرتبگان عالم وجود، از عرش خدا بر فرش ‍ زمين فرود آمد تا اين كره خاكى را مهبط فرشتگان و محلّ عروج صالحان كند.


اين سفر عرشى ، چهاردهمين سفرى بود كه با انجام آن سلسله سفرهاى آسمانى به پايان مى رسيد و اين بار طاووس بهشت با همه زيبايى ها و شكوهى كه داشت از بام عرش الهى پر كشيد و براى ماءموريتى عظيم بر بام خانه آدميان نشست تا دامن زمين را جايگاه پرواز آنان سازد.

اين نور الهى ، همان كسى بود كه تمام انبياء و اولياء خدا در همه لحظه هاى تاريخ ، انتظار او را مى كشيدند؛ نوح و ابراهيم و موسى و عيسى و محمد عليهم السلام چشم به راه او دوخته بودند تا تمامى آمال و آرزوهاى مقدّسشان را كه همان پاكى زمين از لوث كفر و شرك و گناه بود عملى سازد و توحيد و ولايت را زينت جان ساكنان زمين گرداند.
اين اميد بخش دلهاى پاك پيامبران و اولياء خدا جز مهدى آل محمّد عليهم السلام كس ديگرى نبود. هر حجّت الهى كه آمد و به خواست توحيدى خود بر زمين دست نيافت ، دل خوش داشت كه روزى آخرين ذخيره الهى خواهد آمد و غنچه هاى آرزوى مقدّس آنها را شكفته خواهد كرد و زمين را به ذكر و نور خدا آباد خواهد نمود.

به راستى اين چه توفيق عظيمى است كه از ميان همه رجال آسمانى تنها نصيب قائم عليه السلام مى گردد و خداوند از ميان همه برگزيدگان خود، تنها او را انتخاب كرد و اولياء بزرگ خود را در رسيدن به مقام بلند او در حيرت فرو برد؟

امام باقر عليه السلام فرمود:
موسى بن عمران به آنچه به قائم آل محمد عليهم السلام داده شد نگاه كرد و گفت :پروردگارا!مرا قائم آل محمد عليهم السلام قرار ده !
به او گفته شد:اين مقام از ذريّه احمد صلّى اللّه عليه و آله است .
دوباره نگاه كرد و مقام او را مشاهده نمود و گفت :
پروردگارا! مرا قائم آل محمد عليهم السلام قرار ده ! و همان جواب را شنيد. براى سومين بار مقام او را نظاره كرد و خواسته خود را تكرار كرد و همان جواب را شنيد.((1))
اى ذخيره الهى !چه مقام رفيعى دارى كه پيامبر بزرگى چون موسى آن را از خدا طلب مى كند. گويا او آگاهى يافت كه چگونه زمين را به ذكر و نور خدا آباد مى كنى و چگونه احكام الهى را در همه جاى آن جارى مى سازى و قسط و عدل كه آرزوى بر زمين مانده همه انسانهاى وارسته بوده است را در سراسر زمين تحقّق مى بخشى ؛ از اين رو درخواست كرد كه اين توفيق عظيم نصيب او شود

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:02
شگفتى هاى ولايت

حكيمه ، عمّه امام حسن عسكرى عليه السلام همواره بر آن حضرت وارد مى شد و دعا مى كرد خدا فرزندى به او عطا فرمايد. او مى گويد: روزى بر امام عليه اسلام وارد شدم و دعاى خود را تكرار كردم ، حضرت فرمود: آنچه را دعا كردى كه خداوند به ما عطا كند، در اين شب متولّد مى شود؛ تو هم نزد ما بمان و افطار كن .

عرض كردم : آقاى من ! مادر اين فرزند كيست ؟فرمود:نرگس .

حكيمه به امام عليه السلام عرض كرد:او محبوب ترين كنيزان شما نزد من است وآن گاه نزد نرگس خانم رفت و دست هايش را بوسيد و به او گفت :
خداوند در اين شب فرزندى به تو عطا مى فرمايد كه سرور جهان و نجات بخش مؤمنين مى باشد. سپس نگاهى به او كرد و اثرى از باردارى در وى نديد. پس نزد امام حسن عليه السلام بازگشت و گفت : من اثرى از باردارى در وى نمى بينم ! چه هنگامى از شب اين نوزاد متولد مى شود؟

حضرت فرمود: ان شاءاللّه با طلوع صبح متولّد مى شود.

حكيمه مى گويد: نماز خواندم و افطار كردم و نزديك نرگس خوابيدم . براى نماز شب كه برخاستم ، نرگس خوابيده بود و اثرى از وضع حمل در او مشاهده نمى شد. مشغول نماز صبح شدم و در حال خواندن نماز وتر بودم كه از تاءخير وعده امام به ترديد افتادم .
در اين هنگام حضرت ندا داد: عمّه ! هنوز صبح نشده است ! نماز را به سرعت تمام كردم و نرگس حركتى كرد، نزد او رفتم و وى را در برگرفتم و پرسيدم : چيزى احساس مى كنى ؟
پاسخ داد: آرى . در اين حال خواب چشمان ما را گرفت و هر دو خوابيديم و ديگر هيچ چيز متوجه نبودم تا اين كه امام عليه السلام صدا زد:
عمّه !فرزندم را نزد من بياور. بيدار شدم و ديدم سرورم مهدى متولّد شده است و خدا را سجده مى كند و بر ساعد راستش نوشته بود: جاء الحق و ذهق الباطل ، ان الباطل كان ذهوقا، او را در بغل گرفتم و در پارچه اى پيچيدم و نزد پدرش بردم .
حضرت او را گرفت و بر دست چپش نشاند و دست راستش را پشت او گذارد و زبان در دهانش قرار داد و دست بر گوش و پشت و مفاصلش كشيد و فرمود: حرف بزن پسرم !

او به سخن آمد و گفت : اشهد ان لا اله الا اللّه و اشهد ان محمدا رسول اللّه و انّ عليّا امير المومنين ولى اللّه و يكايك امامان را شمرد تا به خود رسيد. آن گاه براى شيعيان دعا كرد كه به وسيله او به آنها گشايش رسد. سپس امام عليه السلام به من فرمود: عمّه ! او را به مادرش برگردان تا بر او سلام كند.

حكيمه گويد: روز هفتم به منزل امام عليه السلام رفتم ، سلام كردم و نشستم . حضرت فرمود: فرزندم را بياور. من هم مهدى را كه در لباس زرد رنگ بود نزد او آوردم و امام عليه السلام به همان روش قبلى با او رفتار كرد و سپس فرمود: حرف بزن پسرم ! او هم گفت :اشهد ان لا اله الا اللّه و بر پيامبر، اميرالمؤمنين و ساير ائمه عليهم السلام درود فرستاد تا به پدرش ‍ رسيد و ادامه داد:

بسم اللّه الرحمن الرحيم ، و نريد ان نمن على الذين استضعفوا فى الارض ‍ و نجعلهم ائمة و نجعلهم الوارثين و نمكّن لهم فى الارض و نرى فرعون و هامان و جنود هما منهم ما كانوا يحذرون

به نام خداوند بخشنده مهربان ، ما مى خواهيم بر مستضعفان زمين منّت گذاريم و آنان را رهبران و وارثان زمين قرار دهيم و در زمين به آنها قدرت دهيم و به فرعون و هامان و لشكريان ، آنچه را از جانب آنانا بيمناك بودند نشان دهيم .
سپس امام حسن عليه السلام به او فرمود: پسرم ! آنچه را خداوند بر پيامبران و رسولانش نازل فرمود قرائت كن و او هم كتاب هاى آسمانى گذشته را به همان زبانى كه بود تلاوت كرد

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:02
ويژگيهاى جسمانى





بنا بر رواياتى كه از معصومين عليهم السلام نقل شده است امام مهدى عليه السلام داراى قامتى متوسط و برافراشته ، صورتى زيبا، پيشانى باز، ابروان به هم پيوسته ، بينى كشيده و زيبا، ميان دندانهاى ثنايا باز، شكم فربه ، پاها قوى و ران هاى پر گوشت دارد. استخوان هاى شانه ها درشت و در پشت خود دو خال دارد كه يكى به رنگ پوست و ديگرى شبيه خال پيامبر صلى اللّه عليه و آله است . رنگش سفيد مايل به سرخى ، موها زيبا و رخساره اش ‍ همچو ماه نورانى مى درخشد و شبيه ترين مردم به پيامبر صلى اللّه عليه و آله است .

طول عمر



يكى از معارف مربوط به ولى عصر عليه السلام طول عمر آن حضرت است كه چگونه ممكن است يك انسان حدود هزار و دويست سال و بلكه بيشتر از آن در دنيا زندگى كند.


اگر چه اين سؤ ال در گذشته با شگفتى مطرح مى گرديد امّا امروز تحقيقات دانشمندان نشان مى دهد كه انسان مى تواند عمر خود را بسيار افزايش دهد و حتى اندازه خاصّى هم براى آن ذكر نكرده اند و در برخى مجلّات علمى آمده است انسان مى تواند عمر خود را به هزاران سال افزايش دهد. حال وقتى طول عمر امكان وقوع داشته باشد ذكر نمونه هاى آن استبعادى ندارد.



اساسا بهترين دليلى كه مى تواند براى وقوع امرى ارائه كرد وجود نمونه هاى آن است . افرادى كه عمر طولانى داشته اند كم نبوده اند، به طورى كه برخى دانشمندان كتاب هايى را تحت عنوان ((المعّمرون )) تاءليف كرده اند و نمونه هاى قابل توجهّى را ارائه نموده اند. قرآن كريم خود به امكان طول عمر و وجود نمونه هايى از افراد كه عمر طولانى داشته و دارند اشاره فرموده است . از جمله مى فرمايد:



و لقد ارسلنا نوحا الى قومه فلبث فيهم الف سنة الّا خمسين عاما فاخذهم الطّوفان و هم ظالمون .(10)



ما نوح را به سوى قومش فرستاديم . پس در ميان آنها نهصد و پنجاه سال درنگ كرد تا اين كه طوفان آنها را گرفت ، در حالى كه ستمكار بودند.



نهصد و پنجاه سال ، تنها دورانى را شامل مى شود كه نوح عليه السلام قبل از طوفان در ميان مردم تبليغ مى كرد. قبل از بعثت او و پس از طوفان هم زمان قابل توجهى بوده است كه در برخى روايات به آن اشاره شده است . امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد:



نوح دو هزار و پانصد سال عمر كرد كه هشتصد و پنجاه سال از آن ، قبل از بعثت ، نهصد و پنجاه سال بعد از بعثت و هفتصد سال پس از طوفان و فروكش آب بود.(11)



امام سجاد عليه السلام فرمود:





قائم ، سنّتى از نوح دارد و آن طول عمر است .(12)




از جمله كسانى كه عمر طولانى دارد و قرآن هم آن را تاءييد مى كند، حضرت مسيح عليه السلام است . مسيحيان معتقدند مسيح عليه السلام به صليب كشيده شد، امّا قرآن مى فرمايد:




((او را نكشتند و به صليب نكشيدند، بلكه امر بر آنها مشتبه شد... يقينا او را نكشتند بلكه خدا او را به سوى خود بالا برد.))(13)



مسن تر از حضرت مسيح عليه السلام حضرت خضر عليه السلام است كه در زمان حضرت موسى عليه السلام زنده بود و گفت وگوى آنها در قرآن بيان شده است . امام صادق عليه السلام مى فرمايد:



چون خداى تبارك و تعالى اراده كرده بود عمر قائم عليه السلام را در ايّام غيبتش طولانى كند و مى دانست بندگانش بر طول عمر او اشكال مى گيرند، عمر بنده صالح خود را طولانى كرد تا براى طول عمر قائم به آن استدلال شود و اشكال افراد معاند و بدانديش باطل گردد.(14)



قرآن كريم اين حقيقت را مورد تاءييد قرار داده است كه يك انسان يا موجود زنده ديگر مى تواند تا پايان اين عالم زندگى كند. وقتى يونس عليه السلام از كشتى به دريا انداخته شد، يك ماهى او را بلعيد امّا يونس عليه السلام در شكم ماهى تسبيح خدا مى گفت و به خاطر تسبيحى كه گفت نجات يافت .



قرآن مى فرمايد:
فالتقمه الحوت و هو مليم ، فلولا انه كان من المسبحين للبث فى بطنه الى يوم يبعثون (15)



ماهى او را بلعيد در حالى كه يونس نكوهش كننده خويش بود، و اگر از تسبيح كنندگان نبود تا روزى كه مردم برانگيخته مى شوند در شكم آن ماهى مى ماند.
از آيه اى كه بيان گرديد استفاده مى شود كه يك انسان يا ماهى مى تواند تا پايان عالم زندگى كند، چه اين زندگى به صورت عادى بگذرد يا اراده خاصّ الهى بر ادامه آن تعلّق گيرد

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:02
فصل دوم :امام مهدى عليه السلام در آينه وحى



قرآن و مهدى عليه السلام دو نور هدايتند.

تجلى مهدى عليه السلام در قرآن

قرآن ومهدى عليه السلام كتاب و امام هدايتند و هر دو مردم را به يكديگر فرا مى خوانند. آنها دو پيشواى مردم و قرآن صامت و ناطقند و هرگز از هم جدايى ندارند تا در حوض كوثر بر رسول خدا صلى اللّه عليه و آله وارد شوند، چه اين كه آن حضرت فرمود:


من دو چيز گران قدر را در ميان شما به جا مى گذارم : كتاب خدا و اهل بيتم را و اينها هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا در حوض كوثر بر من وارد شوند.(16)



آيات فراوانى درباره ولى عصر عليه السلام وجود دارد و ما به بخشى از آنها اشاره مى كنيم تا حقيقت مهدويّت و سيماى نورانى آن حضرت از نگاه قرآن آشكار گردد. نتيجه اين بررسى قرآنى ، علاوه بر تحكيم عقيده به آن موعود آسمانى ، گستردگى معارف مربوط به او را در ميان همه ملل و مذاهب اسلامى به اثبات مى رساند.



هو الذى ارسل رسوله بالهدى و دين الحق ليظهره على الدين كله و لو كره المشركون (17)



او كسى است كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد تا او را بر همه اديان پيروز گرداند هر چند كه مشركان خشنود نباشند.



ابو بصير مى گويد: از امام صادق عليه السلام سؤ ال كردم مراد از آيه ((هو الذى ...)) چيست ؟



حضرت فرمود: به خدا قسم هنوز تاءويل آن محقّق نشده است .



عرض كردم : فدايت شوم در چه زمانى محقّق خواهد شد؟



فرمود: هنگامى كه قائم قيام كند. وقتى او قيام كند كافر و مشركى نمى ماند مگر اين كه از قيام او ناخشنود گردند.(18)



البته اين نا خشنودى در ابتداى قيام امام مهدى عليه السلام است و وقتى عدالت او را مشاهده كردند از دوستداران او مى شوند و از انقلاب جهانى او راضى مى گردند.



و له اسلم من فى السموات و الارض طوعا و كرها(19)



و تمام كسانى كه در آسمان ها و زمين هستند از روى اختيار يا اجباردر برابر او تسليم مى شوند.



رفاعة بن موسى مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مى فرمايد: و له اسلم ... وقتى قائم قيام مى كند جايى از زمين نمى ماند مگر اين كه شهادت به لا اله الا اللّه و محمد رسول اللّه در آن داده مى شود.(20)



اعلموا ان اللّه يحى الارض بعد موتها قد بينّاه لكم الايات لعلكم تعقلون (21)



بدانيد كه خداوند زمين را پس از مرگ آن زنده خواهد كرد. ما آيات را براى شما بيان كرديم شايد انديشه كنيد.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:03
امام باقر عليه السلام درباره آيه اعلموا ان اللّه ... فرمود:


خداوند زمين را پس از مرگ آن به قائم ، زنده مى كند و مراد از مرگ زمين ، كفر اهل زمين است و كافر مرده است .(22)



وعد اللّه الذين امنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنّهم فى الارض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكّننّ لهم دينهم الذى ارتضى لهم و ليبدلنّهم من بعد خوفهم امنا يعبدوننى لا يشركون بى شيئا(23)



خداوند به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده اند وعده داده است كه آنان را حتما حاكم زمين گرداند همان گونه كه پيشينيان آنها را حاكم بر زمين گردانيد و دينى را كه براى آنها پسنديده است برقرار خواهد ساخت و ترسشان را به امنيت مبدّل مى سازد، آن چنان كه مرا بپرستند و چيزى را شريك من قرار ندهند.



امام صادق عليه السلام درباره كسانى كه خداوند در اين آيه وعده حاكميّت آنها را داده است فرمود:



آنها قائم و اصحاب او هستند.(24)



فاستبقوا الخيرات اينما تكونوا يات بكم اللّه جميعا(25)



بر نيكى ها پيش گيريد، هر جا باشيد خداوند شما را حاضر مى كند.



امام صادق عليه السلام درباره آيه فاستبقوا اللّه ... فرمود:



اين آيه درباره قائم و اصحاب او نازل گرديد. آنها بدون وعده با يكديگر اجتماع مى كنند.(26)


يوم ياتى بعض آيات ربّك لا ينفع نفسا ايمانها لم تكن امنت من قبل (27)



روزى كه بعضى از نشانه هاى پروردگارت محقق گردد، ايمان كسانى كه قبلا ايمان نياورده اند سودى براى آنان ندارد.



امام صادق عليه السلام درباره آيه يوم ياتى ... فرمود:



آيات همان ائمه هستند و نشانه مورد انتظار، قائم است كه چون ظهور كند، ايمان كسى كه قبل از قيام او ايمان نياورده است سودى ندارد و هر چند به پدران او عليهم السلام ايمان آورده باشد.(28)



مراد از عدم سودمندى ايمان كسانى كه قبل از ظهور ايمان نياورده اند اين است كه امتياز شيعيان قبل از ظهور را ندارد و گرنه بناى امام عليه السلام بر ايمان آوردن آنها به اوست .
ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقين الذين يومنون بالغيب (29)



اين كتابى است كه شك در آن راه ندارد و هدايت كننده پرهيزكاران است كه به غيب ايمان مى آورند.



امام صادق عليه السلام درباره اين سخن خدا ذلك الكتاب ... فرمود:



متقّين ، شيعيان على عليه السلام هستند و غيب ، حجّت غايب است و شاهد اين سخن ، قول خداى-تعالى است كه مى فرمايد:



يقولون لو لا انزل آية من ربّه فقل انمّا الغيب للّه فانتظروا انى معكم من المنتظرين (30)



مى گويند چرا معجزه اى از سوى پروردگارش بر او نازل نمى شود؟ بگو دانستن غيب تنها براى خداست . پس منتظر باشيد من هم با شما در انتظار مى مانم .(31)



يعرف المجرمون بسيماهم (32)



گنهكاران به چهره هايشان شناخته مى شوند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:03
امام صادق عليه السلام درباره آيه يعرف المجرمون بسيماهم فرمود:




خداوند آنها را مى شناسد امّا اين آيه درباره قائم نازل شد، او آنها را به چهره شان مى شناسد و با اصحابش آنها را به ضرب شمشير مى زند.(33)



قال لو ان لى بكم قوة او اوى الى ركن شديد(34)



((لوط)) گفت : اى كاش در برابر شما قدرت يا پشتيبانى محكمى داشتم .



امام صادق عليه السلام درباره آيه قال لو... فرمود:





اين سخن لوط چيزى جز آرزوى قدرت قائم عليه السلام و ذكر قدرت ياران او نبود. هر مردى از اصحاب او، قدرت چهل مرد را دارد و قلبش از تكه هاى آهن محكم تر است .(35)



امّن يجيب المضطرّ اذا دعاه و يكشف السّوء و يجعلكم خلفاء الارض (36)



چه كسى است كه دعاى مضطر را اجابت كند و گرفتاريش را برطرف سازد و شما را حاكمان زمين قرار دهد؟



امام صادق عليه السلام درباره آيه امن يجيب ... فرمود:





اين آيه درباره قائم عليه السلام نازل شد. به خدا قسم مضطر اوست . وقتى كه دوركعت نماز در مقام گزارد و خدا را بخواند، او را اجابت كند و بدى را از وى برطرف سازد و او را خليفه زمين قرار دهد.(37)



و نريد ان نمنّ على الّذين استضعفوا فى الارض و نجعلهم ائمّة و نجعلهم الوارثين (38)



ما مى خواهيم بر مستضعفين زمين منّت گذاريم و آنان را پيشوايان و وارثان زمين قرار دهيم .



امير المؤمنين عليه السلام درباره آيه و نريد ان ... فرمود:





مستضعفين ، آل محمد عليهم السلام هستند كه خداوند، مهدى آنها را پس از سختى ايشان بر مى انگيزد و او، آنها را عزيز مى كند و دشمنانشان را ذليل مى كند.(39)



اليوم ياس الّذين كفروا من دينكم فلا تخشوهم و اخشون (40)



امروز كافران از ((زوال )) دين شما ماءيوس شدند. پس ، از آنها نترسيد و از ((مخالفت )) من بترسيد.



امام باقر عليه السلام درباره آيه اليوم ياءس ... فرمود:





منظور از ((يوم )) روزى است كه قائم قيام كند.(41)



بعثنا عليكم عبادا لنا اولى باءس شديد(42)



گروهى از بندگان قوى و جنگجوى خود را عليه شما بر مى انگيزم .



حمران گويد: امام باقر عليه السلام همواره اين آيه و بعثنا عليكم ... را مى خواند و مى فرمود: قائم و ياران او هستند كه جنگجويانى قدرتمندند.(43)



اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان اللّه على نصرهم لقدير(44)



به كسانى كه جنگ بر آنها تحميل شده است اجازه جهاد داده شده زيرا مورد ظلم قرار گرفته اند والبته خداوند بر نصرت آنها تواناست .



امام صادق عليه السلام درباره آيه اذن للذين ... فرمود: اين آيه درباره قائم و ياران او نازل شده است .(45)



و لنذيقنّهم من العذاب الادنى دون العذاب الاكبر(46)



و همانا غير از عذاب بزرگ تر، از عذاب نزديك به آنان مى چشانيم .



مفضّل گويد: درباره آيه و لنذيقنهم ... از امام صادق عليه السلام سؤ ال كردم و او فرمود:


عذاب نزديك ، گرانى قيمت ها و عذاب بزرگ تر شمشير مهدى است .(47)



الّذين ان مكّنّا هم فى الارض اقاموا الصّلاة و آتوا الزّكوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و للّه عاقبة الامور(48)



كسانى كه چون در زمين به آنها قدرت داديم ، نماز را بر پا مى دارند و زكات مى دهند و امر به معروف و نهى از منكر مى كنند. و پايان همه امور از آن خداست .



امام باقر عيله السلام درباره آيه الذين ان مكّنّاهم ... فرمود: اين آيه براى آل محمد عليهم السلام تا آخرين امام و مهدى و اصحاب اوست . خداوند مشرق تا مغرب زمين را به تسخير آنها در مى آورد و دين را به وسيله او زنده مى كند و بدعت ها و باطل را به وجود او و يارانش از ميان مى برد همان گونه كه افراد نادان ، حق را از ميان برده بودند به صورتى كه ديگر ظلمى در جايى ديده نمى شود و امر به معروف و نهى از منكرمى كنند.(49)



قل جاء الحقّ و ذهق الباطل (50)



بگو حق آمد و باطل نابود شد.



امام باقر عليه السلام درباره قل جاء... فرمود:





وقتى قائم قيام كند دولت باطل از ميان مى رود.(51)



آيه هجده سوره سباء و آيه نود و هفت آل عمران نيز به امام مهدى عليه السلام مربوط مى شوند كه در بحث امنيّت عصر ظهور به آنها اشاره خواهد شد.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:03
فصل سوم : عصر غيبت


خداى تعالى :

به وسيله قائم ، زمين را از دشمنانم پاك مى گردانم .(52)

آغاز عصر غيبت
امام مهدى عليه السلام داراى دو غيبت صغرى و كبرى است .


اين غيبت پر رمز و راز كه همان پنهان شدن از چشم ديگران بود در دو مرحله انجام گرفت . مرحله اول كه از تاريخ تولّد او در سال 255 هجرى قمرى و يا از تاريخ شهادت پدر بزرگوارش در سال 260 آغاز گرديد، غيبت كوتاه ناميده مى شود كه تا سال 329 به طول انجاميد.


در اين مدت اگر چه مردم او را نمى ديدند امّا ارتباط آنها به طور كامل قطع نبود و نايبان خاصّ آن حضرت به محضر او مى رسيدند و نيازهاى مردم را به بركت وجود او برطرف مى ساختند.

غيبت صغرى با زمينه سازى هاى قبلى به وسيله امام دهم و يازدهم آغاز گرديد. آنها ارتباط خود را به تدريج با مردم كاهش دادند و تا حد زيادى روابط مكاتبه اى را جايگزين ارتباط حضورى كردند تا با فرا رسيدن عصر غيبت ، مردم حيران نشوند.

امام زمان عليه السلام هم يكباره ، غيبت كامل خود را به مرحله اجرا نگذارد، بلكه آن را به صورت تدريجى آغاز كرد. اگر چه در شروع عصر غيبت ، مشاهده امام عليه السلام جز براى نوّاب خاص او امكان پذير نبود، امّا ارتباط غير مستقيم او با مردم استمرار داشت وآنها مى توانستند به واسطه نايبان خاصّ آن حضرت ، با او ارتباط داشته باشند.اين وضعيت قريب به هفتاد سال ادامه يافت تا غيبت كبرى آغاز گرديد.

در حقيقت محدوديت ارتباط امام دهم و يازدهم زمينه ساز غيبت صغرى و غيبت صغرى ، زمينه ساز غيبت كبرى و غيبت كبرى ، زمينه ساز ظهور مهدى آل محمّد عليهم السلام مى باشد.با فرا رسيدن غيبت كبرى ، باب مكاتبات و سخنان با واسطه امام زمان عليه السلام بسته شد و ديگر كسى به عنوان نايب خاص او معرّفى نگرديد بلكه در يك سخن كلّى كه از سوى آن حضرت صادر شد به شيعيان خود فرمودند:

و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانّهم حجّتى عليكم و انا حجّة اللّه عليهم .(53)

در حوادثى كه براى شما پيشامد مى كند به راويان حديث ما مراجعه كنيد. به راستى كه آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنها مى باشم .

در عصر غيبت كبرى كه شيعيان از امام خود دور شدند و عملا ارتباط خود را با او از دست دادند سختى هايى پديد آمد و اين خود به امتحانى بزرگ تبديل گرديد.


امام عليه السلام نيز عزلتى بزرگ را آغاز كرد كه اين عزلت مى توانست سختى هايى را براى او در پى داشته باشد، امّا به لطف پروردگار عالم اين سختى ها كاهش يافت .

امام صادق عليه السلام فرمود:

براى صاحب اين امر غيبتى است كه ناگزير در آن عزلتى خواهد داشت . بهترين منزل براى او مدينه ، در كنار سى تن از يارانش مى باشد و با وجود آنان ، اضطراب و نگرانى نخواهد داشت .(54)

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:03
فصل سوم : عصر غيبت


خداى تعالى :



به وسيله قائم ، زمين را از دشمنانم پاك مى گردانم .(52)



آغاز عصر غيبت



امام مهدى عليه السلام داراى دو غيبت صغرى و كبرى است .



اين غيبت پر رمز و راز كه همان پنهان شدن از چشم ديگران بود در دو مرحله انجام گرفت . مرحله اول كه از تاريخ تولّد او در سال 255 هجرى قمرى و يا از تاريخ شهادت پدر بزرگوارش در سال 260 آغاز گرديد، غيبت كوتاه ناميده مى شود كه تا سال 329 به طول انجاميد.



در اين مدت اگر چه مردم او را نمى ديدند امّا ارتباط آنها به طور كامل قطع نبود و نايبان خاصّ آن حضرت به محضر او مى رسيدند و نيازهاى مردم را به بركت وجود او برطرف مى ساختند.



غيبت صغرى با زمينه سازى هاى قبلى به وسيله امام دهم و يازدهم آغاز گرديد. آنها ارتباط خود را به تدريج با مردم كاهش دادند و تا حد زيادى روابط مكاتبه اى را جايگزين ارتباط حضورى كردند تا با فرا رسيدن عصر غيبت ، مردم حيران نشوند.



امام زمان عليه السلام هم يكباره ، غيبت كامل خود را به مرحله اجرا نگذارد، بلكه آن را به صورت تدريجى آغاز كرد. اگر چه در شروع عصر غيبت ، مشاهده امام عليه السلام جز براى نوّاب خاص او امكان پذير نبود، امّا ارتباط غير مستقيم او با مردم استمرار داشت وآنها مى توانستند به واسطه نايبان خاصّ آن حضرت ، با او ارتباط داشته باشند.اين وضعيت قريب به هفتاد سال ادامه يافت تا غيبت كبرى آغاز گرديد.



در حقيقت محدوديت ارتباط امام دهم و يازدهم زمينه ساز غيبت صغرى و غيبت صغرى ، زمينه ساز غيبت كبرى و غيبت كبرى ، زمينه ساز ظهور مهدى آل محمّد عليهم السلام مى باشد.با فرا رسيدن غيبت كبرى ، باب مكاتبات و سخنان با واسطه امام زمان عليه السلام بسته شد و ديگر كسى به عنوان نايب خاص او معرّفى نگرديد بلكه در يك سخن كلّى كه از سوى آن حضرت صادر شد به شيعيان خود فرمودند:



و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الى رواة حديثنا فانّهم حجّتى عليكم و انا حجّة اللّه عليهم .(53)



در حوادثى كه براى شما پيشامد مى كند به راويان حديث ما مراجعه كنيد. به راستى كه آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنها مى باشم .



در عصر غيبت كبرى كه شيعيان از امام خود دور شدند و عملا ارتباط خود را با او از دست دادند سختى هايى پديد آمد و اين خود به امتحانى بزرگ تبديل گرديد.



امام عليه السلام نيز عزلتى بزرگ را آغاز كرد كه اين عزلت مى توانست سختى هايى را براى او در پى داشته باشد، امّا به لطف پروردگار عالم اين سختى ها كاهش يافت .



امام صادق عليه السلام فرمود:



براى صاحب اين امر غيبتى است كه ناگزير در آن عزلتى خواهد داشت . بهترين منزل براى او مدينه ، در كنار سى تن از يارانش مى باشد و با وجود آنان ، اضطراب و نگرانى نخواهد داشت .(54)

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:04
امام رضا عليه السلام فرمود:


خضر آب حيات نوشيد و همواره زنده خواهد ماند. او نمى ميرد تا در صور دميده شود. خضر نزد ما مى آيد و بر ما سلام مى كند. ما صوت او را مى شنويم امّا شخص او را نمى بينيم . هر جا ذكرش به ميان آمد حاضر مى شود پس هر كس از شما نامش مى برد بر او سلام كند. خضر در مراسم حج حاضر مى شود و تمام مناسك آن را انجام مى دهد. در عرفات وقوف مى كند و به دعاى مؤمنين آمين مى گويد و خداوند وحشت و تنهايى قائم ما را به الفت با او برطرف مى سازد.(55)



درباره ازدواج حضرت مهدى عليه السلام در زمان غيبت دو نظر وجود دارد:



برخى معتقند به خاطر شرايط خاصى كه در اين زمان دارد ازدواج نمى كند و عدّه اى با ذكر شواهدى نظر بر تاءهل آن حضرت دارند و اين موضوع در هاله اى از ابهام باقى خواهد ماند تا عصر ظهور فرا رسد. نكته ديگرى كه بايد در اين بحث به آن پرداخته شود اين است كه غيبت امام مهدى عليه السلام اولين غيبت يك مرد آسمانى نيست بلكه برخى از انبياء گذشته هم مدتى از چشم مردم غايب مى شدند. بنابراين ، اصل غيبت براى برخى از پيشوايان امّت هاى گذشته نيز تحقق يافته است كه ما به ذكر يك نمونه آن اكتفا مى كنيم .



امام صادق عليه السلام مى فرمايد:



صالح پيامبر عليه السلام مدتى از قوم خود غايب شد. زمانى كه او غيبت كرد مردى كامل بود و داراى شكمى هموار و قيافه اى زيبا، محاسنى انبوه و گونه هايى لاغر و قامتى متوسّط بود، امّا وقتى به قوم خود بازگشت او را نشناختند و مردم در مواجهه با او به سه دسته تقسيم شدند:



گروهى او را انكار كردند و گروهى به شك و ترديد افتادند و عدّه اى يقين كردند كه او صالح پيامبر عليه السلام است . وقتى با ترديد كنندگان روبرو شد به آنها گفت :



((من صالح هستم )) امّا آنها او را تكذيب كردند و مورد بدگويى و آزار خود قرار دادند



و گفتند: ((خداوند از تو بيزار است و صالح ، چهره اى غير از چهره تو داشت )).



وقتى صالح از آنان گذشت و نزد گروه منكران آمد، آنها نيز سخن او را نپذيرفتند و به شدت اظهار تنفّر كردند تا اين كه نزد گروه سوم رفت كه اهل يقين بودند. به آنها گفت :



((من صالح پيامبر هستم )).



گفتند: خبرى به ما ده كه در تو شك نكنيم و بپذيريم كه تو صالح هستى ، زيرا ما ترديد نداريم كه خداوند قادر است انسان را به هر صورتى كه بخواهد تغيير دهد و به ما خبر رسيده كه قائم به هنگام آمدن چه نشانه هايى دارد و اگر خبرى آسمانى براى ما بياورد از او مى پذيريم .



صالح در جواب گفت :



((من همان صالح هستم كه ناقه را براى شما آوردم ))



گفتند: درست گفتى و اين همان چيزى است كه ما به ديگران مى آموختيم ، علامت آن شتر چيست ؟



صالح پاسخ داد:



((يك روز او از آب استفاده مى كرد و يك روز شما))



آنها هم گفتند:



((ما به خدا و آنچه تو از سوى او آوردى ايمان داريم .))(56)

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:04
2-اتمام حجّت

بدون شك حكومتى برتر و شايسته تر از حكومت آل محمد عليهم السلام روى زمين نخواهد بود. تنها آنها هستند كه مى توانند حكومت عادلانه و مورد رضاى خدا و مردم را برقرار كنند امّا اين حقيقت براى همه معلوم نيست و عدّه اى معتقدند كه مى توانند با تكيه بر افكار بشرى ، حكومتى پديد آورند كه به حاكميت حق و عدالت بينجامد. حال براى آنكه ثابت شود غير از آل محمد عليهم السلام و غير از راه و رسم آنها، كسى نمى تواند حكومت عادلانه و حق طلبانه داشته باشد، خداى -تعالى - اين فرصت را براى بشر فراهم آورد تا همه افكار و انديشه هاى سياسى و حكومتى و اصناف مختلف مردم به حاكميّت دست يابند و ضعف آنها آشكار گردد، آن گاه حجّت خدا ظهور كند و به حق و عدالت جامه عمل بپوشاند.



امام صادق عليه السلام مى فرمايد:



ما يكون هذا الامر حتّى لا يبقى صنف من النّاس الّا و قد ولّوا على النّاس ‍ حتّى لا يقول قائل انّا لو ولّينا لعدلنا ثم يقوم القائم بالحق و العدل .(61)



ظهور تحقق نمى يابد تا اينكه گروهى نماند مگر اين كه بر مردم حكومت كرده باشد تا كسى نگويد اگر ما حكومت داشتيم به عدالت رفتار مى كرديم ، آن گاه قائم به حق و عدل قيام مى كند.



3-تهديد به قتل



امام مهدى عليه السلام حجّت خداست و بايد باقى بماند تا زمين از حجّت خالى نشود. اگر او آخرين وصىّ رسول خدا صلى اللّه عليه و آله نبود ضرورتى بر غيبت او وجود نداشت و چنانچه به شهادت مى رسيد با وجود امام پس از او زمين از حجّت برخوردار بود، امّا با توجّه به اين كه او آخرين امام و حجّت الهى است و با وجود شرايط سياسى زمان او قطعا به شهادت مى رسيد غيبت او يك ضرورت تخلّف ناپذير بود كه صورت گرفت .



در روايات متعددّى آمده است كه مهدى عليه السلام فرزند امام حسن عسكرى عليه السلام است و او خواهد آمد و حاكمان طغيان گر را از ميان خواهد برد و حكومت حق و عدل را به پا خواهد كرد. از اين رو حاكمان ستمكار زمان ائمّه عليهم السلام حساسيت شديدى نسبت به امامان معصوم عليهم السلام داشتند و بلكه نابودى آنها را در سر مى پروراندند تا مهدى عليه السلام كه وعده آمدن او داده شده بود پا به عرصه وجود نگذارد. بر همين اساس بود كه ائمّه عليهم السلام را مى كشتند در حالى كه مى توانستند آنها را در محدوديت هاى ديگرى قرار دهند. البته وقتى به زمان امامت او نزديك شدند وحشت بيشترى وجود آنها را فرا گرفت و براى همين بود كه خلفاى ستمكار عبّاسى ، امام حسن عسكرى عليه السلام را به سامره آوردند تا او را تحت كنترل بيشترى قرار دهند و مهدى موعود را به هنگام تولّد و حتّى قبل از آن ، در شكم مادر به قتل برسانند تا حكومت جبّاران از سوى او تهديد نشود و مشكل بزرگ آنها براى هميشه حل شود. با اين شرايط بود كه خداى متعال او را از ديده ها غايب كرد و حجّت خود را از كشته شدن حفظ نمود تا روزى او را حاكم زمين گرداند.



امام حسن عسكرى عليه السلام در اين باره مى فرمايد:



بنى اميّه و بنى عبّاس به دو دليل ما را هدف شميرهاى خود قرار دادند: يكى آن كه مى دانستند حقّى در خلافت بر مردم ندارند و از ادّعاى ما بر حكومت و قرار گرفتن آن در مركز اصلى خود مى ترسيدند. و ديگر اينكه آنها به اخبار فراوانى مبنى بر نابودى حكومت جبّاران و ستمكاران به دست قائم ما برخورد كرده بودند و شك نداشتند كه خود از جبّاران و ستمكارانند. از اين رو سعى در قتل اهل بيت رسول خدا عليهم السلام و نابودى نسل او داشتند تا اين كه از تولّد قائم جلوگيرى كنند يا او را به قتل برسانند.(62

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:04
نوّاب خاصّ امام زمان عليه السلام

نايبان زمان غيبت صغرى كه توسط امام زمان عليه السلام انتخاب مى شدند، نايب خاص و فقهاى واجد شرايط زمان غيبت كبرى ، نايب عام آن حضرت محسوب مى شوند.



اولّين نايب منتخب امام عصر عليه السلام ((عثمان بن سعيد)) بود. او مردى عادل ، موثّق ، پارسا و از مفاخر شيعه و دانشمدان زمان خود بود كه سخنان امام عليه السلام را به شيعيان مى رساند و پيش از امام زمان عليه السلام نيز مورد تاءييد امام دهم و يازدهم بود و امام زمان عليه السلام نيز وكالت قبلى او را از سوى پدرش تاءييد و تمديد كرد.





وقتى عمر گرانمايه او به پايان رسيد، حضرت ، فرزندش ((محمد بن عثمان )) را به نيابت از خود برگزيد. او نيز مردى دانشمند، عادل و مورد اعتماد بود و به خوبى وظايف خود را انجام مى داد.وقتى پدرش رحلت كرد ولى عصر عليه السلام طى نامه اى اين گونه به او تسيلت گفت :



((... ما از خدا هستيم و به سوى او باز مى گرديم . تسليم فرمان او و راضى به قضاى او هستيم . پدرت حيات و مرگى سعادتمندانه و شايسته داشت . خداوند او را مورد رحمت خود قرار داد و به اوليائش ملحق گرداند. او همواره در انجام دستورات ما ((ائمّه عليهم السلام )) كوشا بود و در آنچه او را به خدا و آنها نزديك مى كرد تلاش مى نمود. خداوند چهره او را شاد و خرّم كند و از لغزش و خطاى او درگذرد.



خداوند پاداش تو را زياد نمايد و عزاى او را براى تو نيكو قرار دهد. تو و ما هر دو مصيبت زده شديم و فراقش ما را اندوهگين ساحت . خداوند او را در جايى كه بازگشت كرده است ، شاد گرداند.



از كمال سعادت او اين بود كه خداوند فرزندى مثل تو به او عطا فرمود تا بعد از او بماند و جانشين وى گردد و برايش طلب رحمت كند. خدا را سپاس ، دل ها به وجود تو و آنچه خدا در تو و نزد تو قرار داده است شادمانند. خداوند ياريت دهد و به تو توان و توفيق بخشد و نگهدار، حافظ، كفايت كننده و ياورت باشد.))(63)
با وفات محمد بن عثمان ، حسين بن روح نوبختى ، عهده دار نيابت افتخارآميز امام عصر عليه السلام گرديد. او نيز همانند دو نايب قبلى فردى ممتاز بود و همه مردم او را به علم و عدالت و امانت دارى مى ستودند.



پيش از آن كه محمد بن عثمان رحلت كند امام زمان عليه السلام به او دستور داد جانشين خود را به مردم معرفى كند. از اين رو بزرگان شيعه را دعوت كرد و در جمع آنها فرمود:



((اگر من از دنيا رفتم امر نيابت با حيسن بن روح نوبختى خواهد بود، به من دستور رسيد او را جانشين پس از خود قرار دهم ، به او مراجعه كنيد و در كارها بر او اعتماد و تكيه داشته باشيد.))(64)



هم چنين وقتى لحظه هاى آخر عمر خود را طى مى كرد بزرگان شيعه نزد او اجتماع كردند و از او پرسيدند: اگر براى تو پيشامدى شد چه كسى جانشين تو خواهد بو؟ و او جواب داد: حسين بن روح نوبختى جانشين من و سفير ميان شما و صاحب الامر خواهد بود. او وكيل ، مورد اعتماد و امين صاحب الامر است در كارهاى خود به او مراجعه نماييد و در كارهاى مهم خود به او اعتماد كنيد. به من دستور رسيد او را معرفى كنم و اين پيام را به شما رساندم .(65)



پس از گذشت بيست و يك سال از نيابت حسين بن روح ، در سال 326 هجرى بدرود حيات گفت و نوبت به چهارمين نايب خاصّ صاحب الامر عليه السلام يعنى ((على بن محمد سمرى )) رسيد. او نيز از بزرگان ، دانشمندان و پرهيزكاران مورد اعتمادى بود كه وظيفه ارتباط بين مردم و امام عصر عليه السلام را به عهده گرفت تا اين كه زمان رحلت او نيز فرا رسيد. پس از او ديگر كسى به عنوان نايب خاصّ امام عليه السلام به بزرگان شيعه معرفى نشد بلكه او نامه اى را از آن حضرت دريافت كرد كه در آن آمده بود:



((اى على بن محمد سمرى ! خداوند پاداش برادران دينى ات را در رحلت تو، بزرگ گرداند. تو تا شش روز ديگر وفات خواهى كرد، به كارهايت رسيدگى نما و به كسى به عنوان جانشين خود وصيت نكن ، زيرا زمان غيبت كامل فرارسيده و ديگر ظهورى جز با گذشت مدتّى طولانى و سخت شدن دل ها و پر شدن زمين از ظلم و جور نخواهد بود.))(66)

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:04
حكمت گزينش نواب خاص


با حلول زمان غيبت كوتاه امام زمان عليه السلام افراد ممتاز و موجهّى به مسئوليت افتخارآميز نيابت آن حضرت بار يافتند. تعيين اين افراد و ارتباط با مردم ، آثارى داشت كه از جمله آنها اثبات وجود حضرت براى شيعيان و بلكه همه مسلمانان بود. ا

گر غيبت صغرى نمى بود و به يك باره غيبت كبرى آغاز مى شد چه بسا مردم از وجود حجّت خدا بى اطلاع مى ماندند و اين سبب مى گرديد كه اعتقاد به او ناديده گرفته شود و باور كنند از دنيا رفته و يا او را كشته اند و دشمنان نيز به فضاى ترديد و فتنه دامن مى زدند و مسئله مهدويّت را به كلّى منتفى مى كردند.

تعيين چهار نايب از سوى امام عليه السلام سبب گرديد تا اصل موضوع غيبت و وجود ولىّ عصر عليه السلام و حيات او، در طول هفتاد سال تثبيت گردد و انتظار فرج كه از ضروريات تشيع و بلكه اسلام است ، آشكار شود و آثار مثبت آن جوامع اسلامى را فراگيرد.

البتّه ادامه وضعيت غيبت صغرى ممكن بود امّا لازم نبود، زيرا غيبت كوتاه جنبه مقدمى و زمينه سازى داشت و اين كار در طول ده ها سال به خوبى اثبات گرديد.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:05
پايان عصر غيبت

بدون شك ، شب غيبت به پايان مى رسد و صبح ظهور فرا خواهد رسيد و خدا مى داند كه آن زمان كى خواهد آمد. امّا آيا غير از خدا هم كسى مى داند پايان غيبت در چه تاريخى اتفاق خواهد افتاد؟
بنا بر حكمت الهى ، پاسخ اين سؤ ال را كسى جز خدا نمى داند و هر كسى هم زمانى براى آن تعيين كند سخن او راست نخواهد بود بلكه گمانى است كه مى برد يا دروغى است كه مى گويد.

رسول خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود:
مثل قائم ، مثل ، قيامت است كه جز خداوند كسى از وقت آن آگاهى ندارد. اين واقعيت بر آسمان و زمين سنگين است و او ناگهانى خواهد
آمد.
و امام باقر عليه السلام فرمود:
دروغ مى گويند تعيين كنندگان وقت ، دروغ مى گويند تعيين كنندگان وقت ، دروغ مى گويند تعيين كنندگان وقت !

دلايل عدم تعيين وقت ظهور

عدم بيان تاريخ ظهور از سوى خداى متعال دلايلى دارد كه ما به چند مورد آن اشاره مى كنيم .

الف )انتظار فرج

از زمانى كه امام زمان عليه السلام غيبت كرده است نور اميد به ظهور او دل مؤمنين را روشن نگاه داشته است . هم اكنون اين انتظار وجود دارد و روز به روز بر شدّت و قوّت آن افزوده مى شود و هر مؤمنى آرزو دارد عصر ظهور را درك كند. امّا اگر زمانى براى پايان غيبت تعيين مى گرديد چنين انتظار و اميدى به ظهور منجى عالم نبود و نا اميدى و افسردگى قلوب مؤمنين را فرا مى گرفت زيرا همه آنها جز عدّه اى كه در آستانه عصر ظهور قرار مى گرفتند نااميد مى شدند و ديگر نه دعايى براى ظهور منجى عالم مى شد و نه شوقى به آمدن او دل ها را فرا مى گرفت .

ب )تسهيل دوران غيبت بر امام عليه السلام

عدم اعلام زمان ظهور، هر لحظه وجود مقدّس امام زمان عليه السلام را آماده و با نشاط نگاه مى دارد؛ زيرا اين احتمال را مى دهد كه هر لحظه زمان غيبت به پايان رسد، امّا اگر مدّت معينى براى ظهور او اعلام مى شد، گذشت اين مدت بسيار سخت و جانكاه بود به ويژه با عزلت و غربتى كه با دوران غيبت آن حضرت همراه است .

ج )خودسازى و آمادگى مؤمنين

با ابهام زمان ظهور يك حركت اصلاحى و زمينه سازى اخلاقى در ميان منتظران او شكل خواهد گرفت زيرا هر لحظه ممكن است خورشيد دل ها از پشت ابرهاى غيبت طلوع كند و آنها بايد آماده پذيرايى از او باشند. در حالى كه اگر وقت ظهور معلوم مى شد اين همه حركت هاى ارزشى و نشاط بخش و سازنده به وجود نمى آمد، زيرا تمام مؤمنين به جز آنان كه در آستانه عصر ظهور قرار مى گيرند مى دانستند دوران درخشان ظهور را درك نخواهند كرد.

د)بداء

بداء آن تغيير و تحولى است كه در يكى از مقدّرات الهى صورت مى گيرد. همان گونه كه در قرآن آمده است . قرار شد موسى عليه السلام سى شب به كوه طور برود امّا ده روز به آن اضافه گرديد و به چهل روز رسيد. در اين مدت ده روز كه موسى عليه السلام ديرتر بازگشت ، سامرى از فرصت استفاده كرد و آن گوساله را ساخت و به عنوان خداى بنى اسرائيل معرّفى كرد و بسيارى از مردم را كافر گردانيد.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:09
عاشورا و انتظار



(پیوندها،تحلیل ها)



مهدی (عج)، ادامه حسین علیه السلام است و(( انتظار)) ادامه عاشورا و برآمده از آن.



مهدی (عج) فرزند حسین است و فرهنگ ((انتظار)) برآمده از فرهنگ ((عاشورا)) و انتظارِ حسین دیگری را کشیدن.این دو پیوندی دیرین و مستحکم با یکدیگر دارند.



یکی پشتوانه فرهنگی و زمینه ساز،برای دیگری است؛



یکی رمز حیات شیعه است و دیگری رمز بقای آن؛



یکی رمز ((قیام و به پا خاستن شیعه)) است و دیگری عامل ((حفظ و استمرار آن))؛



عاشورا، دریچه ای به (( انتظار) است و انتظار،تجلی آرزوها و آمال کربلا ،



انتظار؛ ثمره کربلا است. بدون کربلا انتظار بی معنا است. یاران مهدی همه کربلایی اند و در فراز و فرود تاریخ، غربال شده و آبدیده اند. مگر می توان بی عاشورا، انتظار دیکری داشت؟ انتظار بی عاشورا، انتظار بی پشتوانه است.



((عاشورا)) انتظار برآورده نشده شیعه است و ((انتظار)) عاشورای برآورده شده شیعه.



((انتظار)) بشارتی است به حق، بر همه دردها و آلام شیعه در کربلا و تاریخ.



((انتظار و عاشورا)) دو بال پرواز شیعه است ؛ اگر این دو نبود، چشمه ((غدیر)) می خشکید.



برای ما دور ماندگان ازصحنه عاشورا، یک راه بیشتر نمانده و آن ثبت نام در کلاس ((انتظار)) و در آمدن در خیل ((منتظران)) است که حقیقت انتظار، همان در خیمه حسین بودن است.آنان که در کربلا چکاچک شمشیر ها را نچشیدند، باید مرارت ((انتظار)) را به جان بخرند. ((عاشورائیان)) پیمان خود را به آخر بردند و ((مهدویان)) با کوله بار فرهنگ شهادت، چشم انتظارند تا عهدی که با خدا و رسول بر پاسداری از حرم و حریم ثار الله بسته اند به انجام برسانند: (فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر)



یکم.پیوندها



پیوند دو فرهنگ ((عاشورا)) و ((انتظار)) از دلایل و شواهد متعددی بر خوردار است. در این جا ضمن بیان چندی از آنها، به تحلیل آنها می پردازیم.



1.مهدی(ع) فرزند حسین(ع)



صدها روایت، در این باب وارد شده است که در آنها تاکید شده ، امام مهدی (ع) نهمین فرزند حضرت حسین (ع) است: (قائم هذه الامة هو التاسع من ولدی)



2.مهدی (ع)، خونخواه حسین(ع)



در روایات متعددی، وارد شده است: «القائم منّا اذا قام طلب بثار الحسین» «بهذا القائم انتقم منهم» ؛ امام باقر در مورد آیه « و من قتل مظلوماَ فقد جعلنا لولیه سلطاناَ فلا یسرف فی القتل» می فرماید: مقصود از «و من قتل مظلوماَ»، حسین بن علی است که مظلوم کشته شد و ما اولیای او هستیم و قائم ما چون قیام کند، در طلب انتقام خون حسین (ع) بر می آید...مقتول حسین (ع)و ولی او قائم (عج) است.



3.یاری حسین(ع)، یاری مهدی(ع)



حضرت سکینه (س) نقل می کند: امام حسین (ع) شبی در کربلا، خطاب به یاران خود فرمود: همانا جدم رسول الله(ص) فرمود:« فرزند من حسین درزمین کربل، غریب و تنها، عطشان و بی کس، کشته می شود. کسی که او را یاری کند، من و فرزندش مهدی را یاری کرده است و هر کس به زبان خود، ما را یاری کند، فردای قیامت در حزب ما خواهد بود.»



4.روز عاشورا و یاد مهدی(ع)



امام باقر(ع)می فرماید: یکدیگر را در روز عاشورا اینگونه تعزیب دهید:« خداوند اجر ما و شما را در مصیبت حسین (ع ) بزرگ گرداند و ما و شما را، از کسانی قرار دهد که به همراه ولی اش، امام مهدی از آل محمد(ع) طلب خون آن حضرت کرده، به خون خواهی او برخیزیم.»


5.عاشورا روز ظهور مهدی(ع)



امام باقر(ع) می فرماید: «گویا قائم را می بینم که روز عاشورا، روز شنبه بین رکن و مقام ایستاده و جبرئیل پیش روی او ندا می کند...» امام صادق نیز فرمود:« قائم- که درور خدا بر او باد - در شب بیست و سوم ماه رمضان به نامش ندا می شود و در روز عاشورا، روزی که حسین بن علی در آن کشته شد، قیام خواهد کرد.»



6.مهدی (ع) و سفارش به زیارت عاشورا



محدث نوری(ره) حکایت سید رشتی را چنین نقل می کند که حضرت به سید دستور خواندن نافله (خصوصا نماز شب)، زیارت جامعه و زیارت عاشورا را می دهد و بعد می فرماید: چرا نافله نمی خوانید؟ نافله، نافله، نافله! شما چرا عاشورا نمی خوانید؟ عاشورا، عاشورا، عاشورا! و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمی خوانید؟ جامعه، جامعه، جامعه!



7.کوفه پایگاه مشترک حسین(ع)، مهدی(ع)



امام حسین(ع) از مکه به سمت کوفه رفت و حضرت مهدی(ع) از مکه به سوی کوفه خواهد رفت و مقر حکومت خود را در کوفه قرار خواهد داد؛ یعنی، راه نیمه سیدالشهدا(ع) را به پایان خواهد رساند



8.فرشتگان یاور حسین(ع)، یاوران مهدی



شیخ صدوق از امام رضا(ع) نقل می کند: «به تحقیق چهار هزار فرشته برای نصرت و یاری حسین (ع) به زمین فرود آمدند. آنان هنگامی که نازل شدند، دیدند حسین کشته شده است، از این رو ژولیده و غبارآلود در نزد قبرآن حضرت، اقامت کردند و همچنان هستند تا اینکه قائم قیام کند و آنان از یاوران و سپاه آن حضرت خواهند بودو شعارشان یا لثارت الحسین است».


9.رجعت حسین(ع) در دولت مهدی(ع)



امام محمد باقر(ع)می فرماید: امام حسین(ع) شب عاشورا به اصحابش فرمود:«بشارت باد شما را به بهشت، به خدا قسم که بعد از آنچه بر ما جاری شود،مکث خواهیم کرد آنقدر که خدای تعالی خواسته باشد،پس بیرون می آورد ما و شما را در آن هنگامی که قائم ما ظاهر شود، پس انتقام خواهد کشید از ظالمان، و ما و شما مشاهده خواهیم کرد ایشان را در سلاسل و اغلال و گرفتار به انواع عذاب و نکال...»


10.مصیبت حسین(ع) و تعجیل در فرج



صاحب مکیال المکارم می گوید:یکی از دوستان صالحم برایم نقل کرد که ولایمان حضرت حجت(ع) را در خواب دیدار کرده بود و حضرتش سخنی فرموده بود که مضمونش این است:«همانا من برای هر شیعه ای که مصبیت جد شهیدم را یاد کند و سپس برای تعجیل فرج و تأیید امر من دعا کند، من نیز برای او دعا خواهم کرد.»


11.اصلاح گری



امام حسین (ع) و مهدی (ع) دو اصلاح گر سترک اند.حسین (ع) می گوید:«انما خرجت لطلب الاصلاح»



در مورد امام مهدی نیز آمده است:« لیصلح الامة بعد فسادها؛ خداوند به وسیله حضرت مهدی (ع) این امت را پس از آن که تباه شده اند، اصلاح می کند.»


12.آرزوی شهادت در رکاب حسین (ع) و مهدی (ع)



دو آرزو در روایات ما مطلوب است؛ یکی بودن در کربلا و شهادت در رکاب حسین و دیگری فیض جهاد و شهادت در رکاب امام مهدی(ع)



«یا لیتنی کنت معکم فافوز فوزاَ عظیما»



«الهم انی اجدّد له فی صبیحة یومی هذا..... و اجعلنی من انصاره... و المستشهدین بین یدیه... فاخرجنی من قبری....»



دوم.تحلیل ها



1.عاشورا،پشتوانه فرهنگ انتظار



فرهنگ عاشورا زمینه ساز فرهنگ انتظار است.انتظار ادامه عاشورا است و چشم به راه حسین دیگری نشستن در کربلایی به وسعت جهان.



فرهنگ عاشورا آن چنان در روح انسانها ، رسوخ کرده و آتش عشقش، شراره ای در دلها انداخته که بدون تردید، مؤثرترین و پایدارترین عنصر فرهنگ ساز، برای شیعیان و تمامی انسانهای آزاده عالم است. به گفته امام راحل (ره) ما هر چه داریم از محرم و صفر داریم.



2.اشتراک در اهداف



هدف مهدی نجات انسان از بردگی فکری و برداشتن زنجیرهای اسارت از آنان است.



امام باقر(ع)می فرماید: هنگامی که قائم قیام کند هر آینه باطل از بین می رود.



هدف امام حیسن نیز در زیارت اربعین چنین بیان شده «خون خود را تقدیم تو کرد، تا انسانها را از نادانی و گمراهی رهایی بخشد»



پس هدف هر دو، احیای دین و جلوگیری از انحطاط ارزشها است.



3.مشابهت در یاران



یاران حسین(ع) بهترین یاران و فدایی او بودند. آنان از معرفت، محبت، اطاعت و تسلیم نسبت به امام خود و سبقت در اجرای خواسته ها و فرامین او برخوردارند و در عبادت، صداقت، اخلاص و شجاعت یگانه دوران بودند.



یاران مهدی(ع) نیز چنین اند: «هم اطلوع له من الامة لسیدها ؛آنها مطیع تر از کنیز نسبت به مولای خود هستند»



«کدّوان جاحدون فی طاعته، یاران مهدی(عج) در فرمانبرداری از حضرتش، بسیار کوشا و مصممند.



4.منتظران مهدی(ع) پرورش یافتگان مکتب عاشورا



یاران مهدی همه عاشورایی اند و در مکتب عاشورا پرورش یافته و بالیده اند. کسانی میتوانند در رکاب مهدی (ع) باشند و امام حق را یاری رسانند که در مکتب«عاشورا» آبدیده شده و معیار جنگ و صلح را از او آموخته باشند که حسین(ع) خود معیار سلم و حرب و تولّا و تبرّا است.



فصلنامه انتظار شماره 3

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:10
کلماتی از معصومین(ص) درباره وجود حضرت مهدی(عج)


http://www.aftablog.com/uploads/j/jornalism/33392.gif رسول الله(ص) فرمودند:

چون در شب معراج مرا به آسمان هفتم و از آنجا به سدرة المنتهی و از آنجا به حجاب های نور بردند پروردگارم ندا کرد که:

ای محمد تو بنده من و من پروردگار توام، پس خود را در برابر من کوچک شمار و مرا پرستش کن و بر من توکل نما و به من اعتماد داشته باش، زیرا من تو را دوست دارم که تو بنده، حبیب، رسول و پیغمبر من باشی و علی جانشین و باب مدینة العلم تو باشد.
او حجت من وپیشوای بندگان من است که بوسیله او دوستانم از دشمنانم شناخته میشوند.به وسیله او حزب الله تمیز داده میشود و دین من به وجود او پایدار و حدود آن محفوظ و احکامش جاری میشود.

به خاطر تو و او و امامان از اولاد تو، به مرد و زن بندگانم ترحم میکنم و به وسیله قائم شما زمین خود را با تسبیح و تهلیل و تکبیر و تمجید ذات مقدسم آباد کنم و از وجود دشمنان پاک گردانم و به دوستانمواگذار نمایم.

با ظهور او سخنان بی دینان را و اندوخته ها را آشکار سازم و او را به اسرار و ما فی الضمیر هر کس مطلع گردانم و با نیروی فرشتگانم مدد کنم تا فرمان مرا اجرا کند و دینم را رواج دهد.

او ولی به حق و مهدی حقیقی بندگان من است.




امالی صدوق ص504. بحار ج51

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:10
1- پیامبر اکرم (ص) فرمودند:

دنیا به پایان نمیرسد تا اینکه مردی از اهل بیت من که هم نام من است سلطنت نماید.
منبع : کتاب الملاحم و الفتن ص 154


2- امام علی (ع): فرمودند:

برای صاحب الزّمان غیبتی است عظیم که باید در محور ایمان راسخ بود زیرا که خیلی ها از ما جدا می شوند حتّی آنها که به مقامات بلند رسیده اند.
منبع :‌ اصول کافی جلد 1

3- امام حسین (ع) فرمودند:

قیام کنندة این امت، فرزند نهم من است که غیبتی طولانی دارد و هنگامی که تاریکی های غیبت، همه جا را فرا می گیرد؛ خفّاشان کور چشم و گرگان درنده به تقسیم اعتبارات و امتیازات او می نشینند.
منبع : الزام النواصب ص 67

4- امام حسین (ع) فرمودند:

فرزندم خلاصة‌ انبیاء و عصاره اولیاء و ثمره اوصیای کریم است.
منبع : کشف الغمه ج 3 ص 312

5- امام جعفرصادق (ع) فرمودند :
خدای تعالی اصحاب قائم (عج) ما را در یک لحظه مانند ابر های پراکنده جمع می کند و اصحاب امام زمان (عج) برابرند با سپاه اسلام در جنگ بدر که 313 نفر بودند.
منبع : کتاب حکیم

6-امام محمد باقر (ع) فرمودند:
سلطنت قائم‌(عج) 309 سال است؛ به مدتی که اصحاب کهف در غار به سر بردند.
منبع : غیبت بن شاذان

7-امام محمد باقر (ع) فرمودند:
ایام ا... سه روز است، یکی روز ظهور حضرت قائم ( عج) و دیگری روز رجعت و سومی روز قیامت است.
منبع : کتاب حکیم

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:11
رسول الله(ص) فرمودند:



مهدی از اولاد من است، نامش نام من و کنیه اش کنیه من است. صورت و سیرتش از همه کس به من شبیه تر است.
غیبتی کند که مردم دچار حیرت شوند و بسیاری از فرقه ها گمراه گردند،
آنگاه مانند ستاره تابانی از پرده غیبت ظاهر شده، بدر آید و زمین را پر از عدل و داد کند، آنچنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد.



بحار.ج51.ص72

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:11
جابر بن يزيد الجعفي قال : سمعت جابر بن عبد الله الأنصاري يقول :

لما أنزل الله عز وجل على نبيه محمد صلى الله عليه وآله « يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي الأمر منكم » قلت :

يا رسول الله عرفنا الله ورسوله ، فمن أولو الامر الذين قرن الله طاعتهم بطاعتك ؟



فقال عليه السلام :



هم خلفائي يا جابر ، وأئمة المسلمين ( من ) بعدي أولهم علي بن أبي طالب ، ثم الحسن والحسين ،

ثم علي بن الحسين ، ثم محمد بن علي المعروف في التوراة بالباقر ، و ستدركه يا جابر ، فإذا لقيته فأقرئه مني السلام ،

ثم الصادق جعفر بن محمد ، ثم موسى ابن جعفر ، ثم علي بن موسى ، ثم محمد بن علي ، ثم علي بن محمد ، ثم الحسن بن علي ،

ثم سميي وكنيي حجة الله في أرضه ، وبقيته في عباده ابن الحسن بن علي ، ذاك الذي يفتح الله تعالى ذكره على يديه مشارق الأرض

ومغاربها ، ذاك الذي يغيب عن شيعته وأوليائه غيبة لا يثبت فيها على القول بإمامته إلا من امتحن الله قلبه للايمان ،



قال جابر : فقلت له : يا رسول الله فهل يقع لشيعته الانتفاع به في غيبته ؟


فقال عليه السلام : أي والذي بعثني بالنبوة إنهم يستضيئون بنوره وينتفعون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس وإن تجللها سحاب ،

يا جابر هذا من مكنون سر الله ، ومخزون علمه ، فاكتمه إلا عن أهله












* جابر بن يزيد گويد از جابر بن عبد اللَّه انصارى شنيدم ميفرمود:

چون خداى عز و جل بر پيغمبرش اين آيه را نازل كرد


« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ. »

« .. اى كسانى كه ايمان آورديد اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد رسول را و اولو الامر را از خودتان »



عرض كردم : يا رسول اللَّه من خدا و رسول او را شناختم ، اولو الامر چه کسانی هستند كه خدا اطاعت آنها را مقرون طاعت شما ساخته ؟



رسول خدا (ص) فرمودند :



اى جابر آنها جانشینان من هستند و بعد از من ائمه مسلمين‏اند، اول آنها على بن ابى طالب است و سپس حسن و حسين

و سپس محمد بن على كه در تورات معروف است به باقر و محققا او را درك كنى . اى جابر هر گاه به او برخوردى سلام مرا به او برسان

سپس صادق جعفر بن محمد سپس موسى بن جعفر، سپس على بن موسى ، سپس محمد بن على ، سپس على بن محمد و بعد حسن بن على ،

بعد هم نام و هم كنيه من حجة اللَّه في ارضه و بقيته في عباده پسر حسن بن على اين آنچنان كسى است كه خداى تعالى

ذكره مشارق و مغارب زمين را بدست او فتح كند ، اين آنست كه از شيعيان و دوستانش غايب شود

و باقى نماند بر عقيده امامت او مگر كسى كه خدا دلش را به ايمان امتحان كرده





جابر گويد : به او عرض كردم يا رسول اللَّه ! آيا براى شيعيانش در حال غيبت خود نفعى دارد؟


رسول خدا (ص) فرمودند : آری، سوگند به آن که مرا به پیامبری برانگیخت آنان از نور او پرتو می گیرند و از ولایتش در دوران غیبتش بهره مند می شوند،

همان سان که مردم از مهر فروزان- هرچند در پشت ابر - سود می جویند ؛

اى جابر اين سر مكنون خدا و علم مخزون او است ، آن را بپوشان مگر از اهلش .



____________________________

كمال الدين وتمام النعمة - الشيخ الصدوق - ص 253

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:11
ابن عباس از پیامبر(ص) نقل کرده که فرمودند:



جانشین من که بعد از من حجت های پروردگار بر مردم روی زمین هستند، دوازده تن می باشند.اول آنها برادرم و آخر آنها فرزندم خواهد بود.
عرض کردند:یا رسول الله براد شما کیست؟ فرمود: علی ابن ابی طالب(ع)

گفتند فرزند شما کیست؟ فرمود:

مهدی است که زمین را از عدل وداد پر کند، چنانکه پر از ظلم و ستم شده باشد.
به خدایی که مرا به راستی به مقام پیغمبری برانگیخته اگر یک روز از عمر دنیا باقی مانده باشد، خداوند آن روز را چندان طولانی گرداند تا فرزندم مهدی در آن روز ظهور کند.

پس عیسی روح الله از آسمان فرود آید و پشت سر او نماز گذارد.زمین به نور پروردگارش روشن شود و سلطنتش در شرق و غرب عالم گسترش یابد.

بحار.ج51.ص71

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:12
امام علی(ع) فرمودند:



قائم ما غیبتی طولانی خواهد داشت،شیعیان را چنان میبینم که برای پیدا کردن او دشت و دمن را زیر پا می گذارند و او را پیدا نکنند.
بدانید آنها که در غیبت وی در دین خود ثابت بمانند و از طول مدت غیبتش منکرش نشوند،روز قیامت با من خواهند بود.

آنگاه فرمود:چون قائم ما ظهور کند بیعت هیچ کس در گردن وی نمی باشد،از این رو ولادتش پوشیده خواهد ماند و خودش از نظرها پنهان می شود.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:12
در روايتي از امام رضا(ع) رسيده كه اميرالمومنين به امام حسين(ع) فرمود:




فرزند نهمين تو قيام به حق مي كند و دين را پايدار مي سازد و عدل را گسترش مي دهد.


امام حسين(ع) گفت:با اميرالمومنين آنچه فرمودي تحقق خواهد يافت؟فرمود:



آري به خداوندي كه محمد(ص) را به مقام پيغمبري برانگيخت و او را بر همه مخلوقات برتري داد،
لكن پس از غيبت او وضعي پيش آيد ككه جز دوستان مخلص ما و مومنين پاك سرشت كه نور ايمان و محبت ما در لوح دلشان نقش بسته، كسي در عقيده ديني خود پابت نمي ماند.




بحار.ج51.باب2

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:12
امام صادق(ع) از پدران خود از امام حسين(ع) روايت كرده كه مردي نزد اميرالمومنين(ع) آمد و گفت:


يا اميرالمومنين ما را از مهدي خودتان مطلع نماييد،فرمود:



چون قرنها بر مردم بگذرد و مومنين اندك و طرفداران حق از ميان رفته باشند،در آن وقت ظهور كند،


راوي گفت:يا اميرالمومنين،مهدي از چه طايه اي مي باشد؟ فرمود:



از بني هاشم و قله شامخ نژاد عرب، هر كس با وي نزديك شود، او را درياي سرشاري ميبيند و هنگامي كه ظهور كند نزديكانش نسبت به وي بي وفايي كند.
در آن موقع آنها آلوده شوند. او كانون پاكي است و كسي ست كه هنگام هجوم مرگ به مردم ترسي به خود راه نمي دهد و در موقعي كه مومنان اطرافش گرد آيند به كسي ظلم نمي كند.

به هنگام مبارزه شجاعان از ميدان يرون نمي رود. مردي است آماده كارزار و مغلوب كننده دشمنان ، پيروز و شجاع.
مخالفان را با شمشير درو مي كند و بر پيكر آنها زخم هاي گران وارد مي سازد. مردي ست نيرومند و شمشيري است از شمشير هاي خدا،بزرگيست بخشنده و با استقامت،

فرق او به قله عظمت مي سايد، و بزرگواري هميشگي او بر بهترين اصول استوار است.
هيچ فتنه انگيزي تو را از پيروي او باز ندارد، فتنه جوياني كه به هر طرف مي روند و اگر سخني بگويند بدترين گوينده ها هستند و اگر ساكت شوندقصد فساد دارند.



آنگاه به ذكر اوصاف مهدي پرداخت و فرمود:



پناه دادن وي به مردم بي پناه از شما بهتر، علم شاز شما افزون تر و جهدش در صله ارحام از همه بيشتر است.
خداوند با بيعت كردن مردم با وي آنها را از اندوه بيرون آورد و مسلمانان را از پراكندگي نجات دهد،اگر بتواني با او ملاقات كني به سوي وي بشتاب و هرگاه به او رسيدي از او روي متاب،

آه، آنگاه به سينه مبارك خود اشاره كرد كه چقدر مشتاق ديدار اوست.





بحار.ج51.ص115
مهدي موعود ص341

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:13
مرحوم مجلسي در بحار از كتاب كمال الدين شيخ صدوق چنين روايت مي كند:
زماني كه امام حسن(ع) با معاويه صلح كرد مردم نزد وي آمدند, عده اي حضرتش را به دليل صلح با معاويه سرزنش كردند, حضرت فرمود:




واي بر شما! نميدانيد مقصود من چه بود, صلح من با معاويه از آنچه آفتاب بر آن ميتابد و غروب مي كند براي شيعيانم بهتر است
نميدانيد كه من امام شما هستم و اطاعت من بر شا واجب است و به فرموده پيامبر(ص) يكي از دو آقاي اهل بهشتم؟ گفتند چرا مي دانيم

فرمود:نمي دانيد كه چون خضر كشتي را سوراخ كرد و آن كودك را به قتل رسانيد وديوار را استوار كرد باعث خشم موسي شد
به دليل اينكه موسي حكمت آن كار بر او پوشيده بود, ولي نزد خداوند عمل خضر كاري موافق حكمت و صحيح بود؟

نمي دانيد (چنين مقدر شده) كه هر يك از ما ائمه سازش با سلطاان زمانش را به گردن مي نهد جز قائم ما كه عيسي روح الله پشت سر او نماز مي گذارد و خداوند ولادت او را از مردم پوشيده ميدارد و خود وي از نظرها پنهان خواهد شد تا چون ظهور كند بيعت هيچ كس در گردن وي نباشد.

او فرزند نهمينِ برادرم حسين پسر فاطمه(س) بانوي بانوان است.
خداوند در طول غيبت عمر او را طولاني گرداند, آنگاه با قدرت كامله خود به صورت جواني كه كمتر از چهل سال داشته باشد ظاهر مي شود تا همه بدانند كه خداوند بر همه چيز تواناست.






بحار.ج51.ص132

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:13
مرحوم صدوق در کتاب کمال الدین خود از امام صادق(ع) و او از امام حسین(ع) نقل کرده است که آن حضرت فرمود:



پسر نهمین من سنتی از یوسف و سنتی از موسی بن عمران دارد و او قائم ما اهل بیت است که خداوند در یک شب کار او را اصلاح می کند.
(وسایل ظهور او را فراهم می آورد و یاران او را نزد او جمع میکند)





بحار.ج51.ص133

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:14
از امام حسين(ع) روايت شده كه فرمودند:



ما دوازده مهدي داريم اول آنها اميرالمومنين علي بن ابيطالب(ع) و آخر آنها نهمين فرزند من است.

او امامي است كه قيام به حق مي كند.خداوند زمين را پس از آنكه(با كفر و بي ديني اهلش)مرده باشد به وسيله او زنده ميكند,
همچنين به وسيله او دين حق را بر همه اديان غالب مي گرداند,هرچند مشركان نخواهند.

او غيبتي دارد كه در آن مردم بسياري از دين برمي گردند و گروهي ديگر بر دين حق(اسلام) ثابت باشند.
برخي (از روي سرزنش) به آنها ميگويند:اگر راست ميگوييد موقع ظهور امام زمان شما چه وقت است؟

آگاه باشيد آنها كه در غيبت وي, تحمل رنج ها وتكذيب بي دينان بر عقيده خود ثابت مي مانند,
مثل كساني هستند كه با شمشير در ركاب رسول خدا(ص) جهاد كردند.





بحار.ج51.ص133

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:16
گفتارهای کوتاهی از آیت الله العظمی بهجت (ره)





لازم نیست که انسان در پی این باشد که به خدمت حضرت ولی عصر (عج) تشرّف حاصل کند؛ بلکه شاید خواندن دو رکعت نماز، سپس توسّل به ائمه (علیهم السلام) بهتر از تشرّف باشد.

*
ما در دریای زندگی در معرض غرق شدن هستیم؛ دستگیری ولیّ خدا لازم است تا سالم به مقصد برسیم. باید به ولیّ عصر (عج) استغاثه کنیم که مسیر را روشن سازد و ما را تا مقصد، همراه خود ببرد.

*
دعای تعجیل فَرج، دوای دردهای ما است.

*
در زمان غیبت هم عنایات و الطاف امام زمان (عج) نسبت به محبّان و شیعیانش زیاد دیده شده؛ باب لقا و حضور بالکلیّه مسدود نیست؛ بلکه اصل رؤیت جسمانی را هم نمی شود انکار کرد!

*
با وجود اعتقاد داشتن به رئیسی که عینُ الله الناظره است، آیا می توانیم از نظر الهی فرار کنیم و یا خود را پنهان کنیم؛ و هر کاری را که خواستیم، انجام دهیم؟! چه پاسخی خواهیم داد؟!

*

هر چند حضرت حجت (عج) از ما غایب و ما از فیض حضور آن حضرت محرومیم؛ ولی اعمال مطابق یا مخالف دفتر و راه و رسم آن حضرت را می‌دانیم؛ و این که آیا آن بزرگوار با اعمال و رفتار خود خشنود، و سلامی - هر چند ضعیف - خدمتش می‌فرستیم؛ و یا آن حضرت را با اعمال ناپسند، ناراضی و ناراحت می کنیم!

*
علایمی حتمیّه و غیر حتمیّه برای ظهور آن حضرت ذکر کرده اند. ولی اگر خبر دهند فردا ظهور می کند، هیچ استبعاد ندارد! لازمۀ این مطلب آن است که در بعضی علایم، بَداء صورت می گیرد و بعضی دیگر از علایم حتمی هم، مقارن با ظهور آن حضرت اتفاق می افتد.

*
انتظار ظهور و فرج امام زمان (عج)، با اذیّت دوستان آن حضرت، سازگار نیست!

*
چه قدر حضرت [امام زمان (علیه السلام)] مهربان است به کسانی که اسمش را می برند و صدایش می زنند و از او استغاثه می کنند؛ از پدر و مادر هم به آنها مهربان تر است!

*
خداوند کام همۀ شیعیان را با فَرج حضرت غائب (عج) شیرین کند! شیرینیها، تفکّهاتِ زائد بر ضرورت است؛ ولی شیرینی ظهور آن حضرت، از اَشدّ ضرورات است.

*
مهمتر از دعا برای تعجیل فرج حضرت مهدی (عج)، دعا برای بقای ایمان و ثبات قدم در عقیده و عدم انکار حضرت تا ظهور او می باشد.

*
افسوس که همه برای برآورده شدن حاجت شخصی خود به مسجد جمکران می روند، و نمی دانند که خود آن حضرت چه التماس دعایی از آنها دارد که برای تعجیل فَرَج او دعا کنند!

*
امام (عج) در هر کجا باشد، آن جا خضراء است. قلب مؤن جزیرۀ خضراء است؛ هر جا باشد، حضرت در آن جا پا می گذارد.

*
قلبها از ایمان و نور معرفت خشکیده است. قلب آباد به ایمان و یاد خدا پیدا کنید، تا برای شما امضا کنیم که امام زمان (عج) آن جا هست!

*
اشخاصی را می خواهند که تنها برای آن حضرت باشند. کسانی منتظر فرج هستند که برای خدا و در راه خدا منتظر آن حضرت باشند، نه برای برآوردن حاجات شخصی خود!

*
به طور یقین دعا در امر تعجیل فرج آن حضرت، مؤثّر است، اما نه لقلقه.

*
آری، تشنگان را جرعۀ وصال و شیفتگان جمال را آب حیات و معرفت می دهند. آیا ما تشنۀ معرفت و طالب دیدار هستیم و آن حضرت آب حیات نمی دهد، با آن که کارش دادرسی به همه است و به مضطرّین عالم رسیدگی می کند؟!

*
ائمه (علیهم السلام) فرموده اند: شما خود را اصلاح کنید، ما خودمان به سراغ شما می آییم و لازم نیست شما به دنبال ما باشید!

*
تا رابطۀ ما با ولیّ امر: امام زمان (عج) قوی نشود، کار ما درست نخواهد شد. و قوّت رابطۀ ما با ولیّ امر (عج) هم در اصلاح نفس است.

*
چه قدر بگوییم که حضرت صاحب (عج) در دل هر شیعه ای یک مسجد دارد!

*
هر کس که برای حاجتی به مکان مقدّسی مانند مسجد جمکران می رود، باید که اعظم حاجت نزد آن واسطۀ فیض، یعنی فرجِ خود آن حضرت را از خدا بخواهد.

*
خدا می داند در دفتر امام زمان (عج) جزو چه کسانی هستیم! کسی که اعمال بندگان در هر هفته دو روز (روز دوشنبه و پنجشنبه) به او عرضه می شود. همین قدر می دانیم که آن طوری که باید باشیم، نیستیم!

*
آیا می شود رئیس و مولای ما حضرت ولیّ عصر (عج) محزون باشد، و ما خوشحال باشیم؟! او در اثر ابتلای دوستان، گریان باشد و ما خندان و خوشحال باشیم و در عین حال، خود را تابع آن حضرت بدانیم؟!

*
اگر اهل ایمان، پناهگاه حقیقی خود را بشناسند و به آن پناه ببرند، آیا امکان دارد که از آن ناحیه، مورد عنایت واقع نشوند؟!

*
با این که به ما نه وحی می شود نه الهام، به آن واسطه ای که به او وحی و الهام می شود توجه نمی کنیم؛ در حالی که در تمام گرفتاری ها - اعمّ از معنوی و صوری، دنیوی و اُخروی - می توان به آن واسطۀ فیض؛ حضرت حجّت (علیه السلام)، رجوع کرد.

*
حضرت غائب (عج) دارای بالاترین علوم است؛ و اسم اعظم بیش از همه در نزد خود آن حضرت است. با این همه، به هر کس که در خواب یا بیداری به حضورش مشرّف شده، فرموده است: برای من دعا کنید!

*
راه خلاص از گرفتاری ها، منحصر است به دعا کردن در خلوات برای فرج ولیّ عصر (عج)؛ نه دعای همیشگی و لقلقۀ زبان... بلکه دعای با خلوص و صدق نیّت و همراه با توبه.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:17
بهشت ظهور و یاران مهدی (ع)

یاریامام زمان(عج) در این زمان به انجام صحیح وظایف خود در زمان غیبت است .وظیفه منتظر امام زمان(ع) این است که مانند یک منتظر واقعی زندگی کند.وقتی انسان حقیقتا منتظر کسی باشد تمام رفتار و سکناتش نشان از منتظر بودناو دارد. به عنوان مثال اگر منتظر میهمان باشد حتما خانه را تمیز و مرتبمی کند، وسایل پذیرایی را آماده می کند و با لباس مرتب و چهره ای شاداب درانتظار می ماند. چنین کسی می تواند ادعا کند که منتظر میهمان بوده است.اما کسی که نه خانه را مرتب کرده است و نه وسایل پذیرایی را آماده نمودهاست و نه لباس مرتب و تمیزی پوشیده است و نه اصلاً به فکر میهمان است اگرادعا کند که در انتظارمیهمان بوده همه او را ریشخند خواهند کرد و بر گزافهگویی او خواهند خندید.
لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ عشق بازان چنین مستحق هجرانند
بنابراینانتظار باید قبل از آنکه از ادعای انسان فهمیده می شود از رفتار و کرداراو فهمیده شود. نمی توان هر کسی را که ادعای دوستی و ولایت امام زمان(عج)را دارد در شمار دوستان و منتظران او قلمداد نمود. آری «مشک آن است که خودببوید نه آنکه عطاربگوید».
با چنین توضیحی روشن است که یک منتظر واقعیامام زمان باید رفتارش به گونه ای باشد که هر لحظه منتظر ظهور امامزمان(عج) باشد. یعنی در هر لحظه که این خبر را به او بدهند خوشحال شود وآماده باشد برای یاری امام زمان(عج) با مال و جان خویش جهاد نماید و خودرا درراه آن حضرت فدا نماید. بنابراین یک منتظر واقعی اهل گناه و دلبستگیبه دنیا نیست چرا که چنین کسی نمی تواند از وابستگی ها و دلبستگی ها وآلودگی ها دست بردارد و آماده به خدمت در جهت اهداف مقدس امام زمان(ع)باشد.
با توجه به نکات ذکر شده می توان برخی وظایف منتظر امام زمان(ع) را چنین ذکر کرد:
1.اولین شرط انتظار؛ معرفت است تا انسان میهمان خود را نشناسد و از خصوصیاتخوب او مطلع نباشد منتظر او نخواهد شد. تنها هنگامی انسان در انتظار کسیمی نشیند که او را خوب بشناسد اما اگر انسان کسی را نشناسد ولو بداند کهآن شخص خواهد آمد برایش اهمیتی نخواهد داشت و منتظر او نخواهد ماند. درمورد انتظار امام زمان هم چنین است. کسانی که آن حضرت را نمی شناسند مانندکفار و یا اهل ادیان دیگر، هرگز انتظار او را نمی کشند اما کسانی که او رامی شناسند و ارزش او را می شناسند و مقام او رامی دانند منتظر او می مانند.
کسانیکه امام زمان(عج) را نمی شناسند اگر چه به ظاهر مسلمان باشند چنانچه دراین حال بمیرند در حال جاهلیت از دنیا رفته اند. چنانکه پیامبر اکرم(ص)فرمود: «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه؛ هر کس بمیرد و امامزمانش را نشناسد به مردن جاهلیت از دنیا رفته است» (بحارالانوار، ج 32، ص331).
بنابراین اولین شرط انتظار، ایجاد معرفت در مورد امام زمان است وطبیعی است که هر مقدار معرفت انسان نسبت به امام زمان بیشتر باشد انسانارزش او را بیشتر درک خواهد کرد و به عظمت او بیشتر پی خواهد برد و بیشترتشنه وجود آن حضرت خواهد شد. در حالی که افراد جاهل و ناآگاه به ارزش آنحضرت هرگز احساس تشنگی و عطش نسبت به وجود مقدس آن حضرت نخواهند داشت وبدین جهت از زمره منتظران او بیرون هستند. آری:
وصل خورشید به شب پره اعمی نرسد که در این آینه صاحب نظران حیرانند
البتهشناخت امام زمان دو گونه است. اول، شناخت تاریخی وجود آن حضرت مانند اینکهامام دوازدهم است و تاریخ ولادتش در چه سالی است و مانند آن. اما گونهدیگر شناخت امام زمان(ع)، شناخت مقام نورانیت آن حضرت است که این شناختکار هر کسینیست و ظرفیت و لیاقت زیادی می خواهد. و در حقیقت اصحاب خاصامام زمان(ع) کسانی هستند که آن حضرت را به مقام نورانیت شناخته اند برایآگاهی از مقام عظیم امامت رجوع به زیارت جامعه کبیره و تأمل در معانی عمیقو عجیب آن توصیه می شود.
همچنین خواندن کتب معتبری که در مورد امام زمان(ع) نوشته شده است می تواند انسان را تا حدی به مقام و عظمت امام زمان(ع) آشنا سازد.
2.محبت به امام زمان(ع)؛ وظیفه دیگری است که منتظران آن حضرت باید در خودایجاد کنند و آن را افزایش دهند. بدیهی است که تا انسان از میهمان خویشخوشش نیاید و نسبت به او محبت نداشته باشد هر چند هم که او رابشناسد نمیتواند واقعا منتظر آمدن او باشد اگر انسان از میهمان خود بدش بیاید چگونهمی تواند منتظر قدم او باشد و خود را برای پذیرایی از او آماده کند؟ پس تامحبت به امام زمان در وجود انسان شکل نگرفته و شعله ور نشده باشد نمیتواند به وظایف منتظران واقعی عمل نماید.محبت به امام زمان وظیفه ای استکه پیامبر اکرم(ص) نیز به دستور خدا از ما خواسته است. آنجا که در قرآنکریم می فرماید: «قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی» ؛ (شوری،آیه23).
3. ایجاد سنخیت با امام زمان(ع)؛ منتظران واقعی وضعیت روحی وفکری و عملی خود با به گونه ای سامان می دهند که سنخیت کاملی با امامزمان(ع) داشته باشند. آیا می توان منتظر قدوم کسی بود و با او مشابهت وسنخیت نداشت؟ آیا می توان محبت کسی را داشت اما با او هیچ سنخیت و مشابهتینداشت؟ ایجاد سنخیت با امام زمان از طریق تقویت ایمان و تقوا و فضایلاخلاقی و درجات معنوی حاصل می شود. و تنها در این صورت است که می توانادعای محبت به امام زمان را داشت. در صورتی که انسان رفتارش مطابق میلامام زمان باشد شعله محبت او در دلش زبانه خواهد کشید و عشق آن حضرت او رابه فریاد خواهد آورد و دوری اش را بر او سخت و ناگوار خواهد ساخت.
طبیعی است که هر چقدر این سنخیت بیشتر باشد محبت آن حضرت به انسان بیشتر خواهد شد و محبت انسان نیز به آن حضرت افزون تر خواهد گشت.
4.ارتباط با منتظران دیگر؛ منتظر امام زمان می داند که برنامه آن حضرت یکبرنامه جهانی است و باید یاوران زیادی داشته باشد تا حرکتش پیروز شود.بنابراین به فکر گسترش یاران و منتظران آن حضرت خواهد افتاد و باارتباط باآنها به تقویت روحیات ایمانی خود و دیگران خواهد پرداخت تا بر اساستعاونوا علی البرّ و التقوی به کمک مؤمنان منتظر دیگر خود را آماده ظهورحضرت بنماید.
5. دعا برای تسریع در ظهور امام زمان(ع)؛ منتظر واقعی هرلحظه انتظار محبوب را می کشد و از خدا می خواهد که هر چه زودتر او رابرساند بنابراین دعای فراوان برای فرج آن حضرت از وظایف همیشگی منتظرآنحضرتش می باشد. دعای برای تسریع در فرج امام زمان مورد توصیه آن حضرت نیزمی باشد.
6. ارتباط با امام زمان(ع) به شکل های مختلف؛ اگر انسان منتظرمحبوب خویش را نیابد سعی می کند عدم دوری محبوب خویش را از طریق دیگریمانند تلفن و نامه جبران نماید تا اگر به ملاقات او موفق نشده است لا اقلارتباط ضعیفی با او داشته باشد. همچنین منتظر امام زمان وقتی موفق بهزیارت آن حضرت نمی شود از طریق خواندن دعای ندبه، زیارت آل یاسین، دعایعهد که از طرف بزرگان بسیار توصیه شده است، و نیز از طریق رفتن به مسجدجمکران ارتباط خود را با آن حضرت حفظ می کند.
7. یاد فراوان حضرت؛ یادکردن از محبوب عادت دیرینه منتظران عاشق است که چندی منتظر محبوب خویشهستند اما نتوانسته اند پس از مدتها انتظار او را ببینند و حال خود را لااقل با یاد او و نام او آرام می کنند. به یاد آوردن امام عصر و عنایت اوبه شیعیان با ذکر احادیث، کرامات، مقام امام و عنایت امام به شیعیان وظیفهدیگری است که منتظران واقعی احساس می کنند و بدین طریق همواره نام و یادآن حضرت را زنده نگه می دارند.
8. دادن صدقه برای سلامتی آن عزیز و یا حواله نمودن ثواب هایی برای آن حضرت
9. رفع شبهه و مبارزه با شبهه افکنان درباره وجود، طول عمر و آثار وجودی آن حضرت در بین منتظران.
10. امیدواری بر قیام و انقلاب آن یوسف زهرا(س) و امید دادن به دیگران
11.ایجاد آمادگی دائم رزمی برای ظهور حضرت چنانکه در روایت آمده است: «لیعدناحدکم لخروج القائم و لو سهما؛ هر یک از شما برای قیام قائم(عج)باید آمادهگردد هر چند با تهیه یک تیر باشد» (بحارالانوار، ج 52، ص 366، ح 146).
منتظرانو یاوران مصلح جهانی باید خود صالح باشند؛ بنابراین برای فراهم کردن زمینهظهور حضرتشان، ما باید از خود آغاز کنیم و با اراده ای محکم، عزمی راسخ وبرنامه ای دقیق به اصلاح افکار و اندیشه ها و نیز تغییر و اصلاح رفتار وکردارمان بپردازیم و با آگاهی ازوظایف عملی و گسترش شناخت خود از مبانیدینی و معرفتی، در راه تقویت بنیه اعتقادی و اخلاقی خویش، تلاش و کوششکنیم. و در یک جمله با اجتناب از معاصی، لغزش ها و گناهان و انجام دادنواجبات و وظایف دینی ـ در هر محیطی که هستیم ـ به خودسازی اقدام کنیم وباتوبه از اعمال گذشته، قلب خویش را برای تجلّی نور الهی آماده سازیم.بنابراین گناهان گذشته ـ هر چند زیاد باشد ـ نمی تواند مانع مهمی در راهرشد و کمال و پیوستن به جرگه منتظران و یاوران واقعی امام زمان(عج) باشد.پس با توبه واقعی، می توان سیئات و بدی های گذشته را به حسنه و نیکی تبدیلکرد و به اصلاح گذشته همت گماشت.
قرآن راجع به حضرت مهدی(ع) و اصحابایشان می فرماید: «الدین ان مکناهم فی الارض اقاموا الصلاه و آتوا الزکاهو آمرو بالمعروف و نَهوا عن المنکر؛ کسانی که اگر در زمین به آنان تواناییدهیم، نماز را به پا داشته و زکات را [به مستحق [می بخشند و به معروف امرنموده و از منکر نهیمی کنند (حج، آیه 41).
امام باقر(ع) در تفسیر این آیه می فرماید: «این آیه برای آل محمد و مهدی(ع) و اصحاب او است».
درنتیجه اگر ما هم می خواهیم از اصحاب و یاران آن حضرت باشیم، باید به اینامور اهتمام ورزیم. در این رابطه به راه کارهای زیر توجه فرمایید:
1. ارتباط معنوی خود را با خدای متعال تقویت کنید؛
2. نمازهای یومیه را در اول وقت و حتی المقدور به جماعت بخوانید؛
3. سعی کنید در نماز حضور قلب داشته باشید و همیشه خود را در محضر خداوند متعال بدانید؛
4. از هر گونه گناه و معصیتی اجتناب کنید؛
5. حجاب، متانت و وقار خود را کاملاً رعایت کنید؛
6. بدانید که هر هفته، نامه اعمال شما به حضور امام زمان(عج) عرضه می شود و مورد بررسی قرار می گیرد؛
7. اکنون که در دوران تحصیل علم هستید، بیشترین توجه خود را به درس و موفقیت تحصیلی داشته باشید؛
8. با مطالعه کتاب هایی که درباره امام زمان(ع)، آگاهی و شناخت خود را در این زمینه تعمیق و گسترش بخشید؛
9.برای اصلاح اوضاع فرهنگی دانشگاه، به تنهایی یا به کمک دیگر دانشجویانمتدین و دلسوز و یا به کمک بعضی از تشکل های مذهبی دانشگاه، امر به معروفو نهی از منکر کنید و بدین وسیله جلو بعضی اعمال خلاف را بگیرید. در اینراه نهراسید و خجالت هم نکشید؛زیرا خشنودی و رضایت امام زمان(ع)، در گسترشارزش های دینی و اخلاقی و اجتناب از گناه و خلاف است.
منبع : پایگاه پرسمان

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:18
دليل عقل بر صدق امامت حضرت مهدى (ع )
.
يكى از دلايل ، دليل عقل است و عقل با استدلال صحيح حكم مى كند كه در هر زمانى حتما نياز به وجود امام معصوم (از گناه و خطا) است كه كامل باشد و در علوم و احكام ، نياز به كسى نداشته باشد؛


زيرا محال است براى مكلّفين ، زمانى وجود داشته باشد كه آنان داراى حجّتى نباشند تا در پرتو او به صلاح نزديك شوند و از تباهى دور گردند و همه مستضعفان (آنان كه دستشان به جايى نمى رسد و مظلوم واقع شده اند) نياز به كسى دارند كه ستمگران و جنايتكاران را تاءديب كند،



سركشان را از نافرمانى به راه راست سوق دهد و آنان را از طغيان باز دارد، آموزگار نادان و هشيار كننده غافلان و ترساننده گمراهان و برپا دارنده حدود الهى و رساننده احكام باشد،
صاحبان اختلاف و ستيزه جويان را از ديگران جدا سازد، نصب كننده فرمانروايان ، نگهبان مرزها از گزند دشمن ، حافظ اموال ، پاسدار اساس اسلام باشد، مردم را در جمعه ها و عيدها به گرد هم آورد.


و دلايل استوار، ثابت مى كند كه چنين فردى با اين ويژگيها، بايد از هرگونه لغزش ، معصوم باشد؛
زيرا او به اتّفاق (آراء) از امام ، بى نياز است و چنين شخصى بدون شك ، بايد، داراى مقام عصمت باشد و قطعا چنين فرد ممتازى بايد با تصريح (پيامبر و امامان ) ثابت گردد و داراى معجزات و نشانه هاى صدق باشد، تا او را از ديگران جدا نموده و مشخّص گرداند.


و اين اوصاف و ويژگيها در هيچ كس وجود نداشت ، جز در آن كسى كه اصحاب امام حسن عسكرى (عليه السلام ) امامت او را بعد از امام حسن عسكرى (عليه السلام ) ثابت كردند و او پسر آن حضرت است كه حضرت مهدى (عليه السلام ) مى باشد چنانكه گفتيم و اين دليل عقلى يك اصل پابرجايى است ، كه با وجود آن نيازى به روايات و نصوص و تعداد اخبار نيست ؛ زيرا خود اين دليل عقلى ، امامت آن حضرت را ثابت مى كند.


البته روايات بسيارى نيز وارد شده كه به امامت فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام ) صراحت دارند و اين روايات آنچنان است كه هيچ عذرى باقى نمى گذارد و اين بنده به خواست خدا، به ذكر قسمتى از آن روايات با كمال اختصار - همچون سابق - مى پردازم .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:19
::روايات و مسئله امامت حضرت مهدى (ع )



رواياتى كه به طور اجمال و تفصيل بيانگر امامت حضرت صاحب الزّمان ،امام دوازدهم حضرت مهدى (عج ) از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) رسيده بسيار است كه در اينجا، قسمتى از آنها خاطرنشان مى گردد:

1 - ((ابوحمزه ثمالى )) مى گويد: امام باقر (عليه السلام ) فرمود:

خداوند متعال محمد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) را به سوى جن و انس (به عنوان پيامبر آنان ) فرستاد و بعد از او، دوازده نفر وصىّ (براى او) قرار داد، كه بعضى از آنان از دنيا رفته اند و بعضى مانده اند و هريك از آن دوازده وصىّ داراى سنّت و برنامه مخصوص به خود است ،

روش اوصيايى كه بعد از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) آمدند و مى آيند همچون اوصيا حضرت مسيح (عليه السلام ) است كه دوازده تن بودند و امير مؤ منان على (عليه السلام ) (در زهد و عبادت و ساده زيستى ) همچون حضرت مسيح (عليه السلام ) بود.


2 - (حسن بن عباس ) از امام جواد (عليه السلام ) و او از پدرانش تا اميرمؤ منان على (عليه السلام ) نقل مى كند كه رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود:

آمِنُوا بَلَيْلَةِ الْقَدْرِ فَاِنَّهُ يَنْزِلُ فِيها اَمْرَ السَّنَةِ وَاِنَّ لِذلِكَ الاَْمْرِ وُلاةٌ مِنْ بَعْدِى عَلِىّ بْنِ اَبِيطالِبٍ وَاَحَدَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِهِ.
به شب قدر معتقد شويد؛ زيرا در شب قدر، كار (تقديرات ) سال فرود مى آيد و براى آن كار، بعد از من زمامدارانى هست كه عبارتند از:
على ابن ابى طالب و يازده نفر از فرزندانش .


3 -اميرمؤ منان على (عليه السلام ) به ابن عبّاس فرمود:شب قدر در هر سالى ، وجود دارد و در آن شب ، كار (و تقديرات ) همه سال فرود آيد (و مشخّص گردد) و براى اين كار، بعد از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) زمامدارانى مى باشد.

ابن عباس عرض كرد:(آن زمامداران كيانند؟).
امام على (عليه السلام ) فرمود:(من و يازده نفر از صلب من هستند كه آنان امامانى مى باشند كه فرشتگان با آنان هم سخن شوند).

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:19
- در حديث ((لَوْح ))، آمده كه جابر بن عبداللّه انصارى مى گويد:((به حضور حضرت فاطمه زهرا (سلامُ اللّه عَلَيها) دختر رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) رفتم ، در نزد او لَوْحى (صفحه اى ) بود كه نامهاى اوصيا و امامان از فرزندان او در آن (نوشته شده ) بود، آنان را شمردم يازده نفر بودند، آخرى آنان حضرت قائم (عليه السلام ) از فرزندان فاطمه (سلام اللّه عليها) بود نام سه نفر از آنان ((محمّد)) و نام سه نفر از آنان (على ) بود)).


5 - ((ابوهاشم جعفرى )) مى گويد: به امام حسن عسكرى (عليه السلام ) عرض ‍ كردم :((جلالت و هيبت شما مرا از سؤ ال كردن از شما باز مى دارد اجازه مى دهى از شما سؤ الى كنم ؟.

فرمود:((سؤ ال كن )).
عرض كردم : اى آقاى من ! آيا فرزند دارى ؟.
فرمود: آرى .
عرض كردم : اگر براى تو پيش آمدى شد (و از دنيا رفتى ) در كجا از آن فرزند سؤ ال كنم ؟
فرمود:((در مدينه )).


6 - ((عمرو اهوازى )) مى گويد: امام حسن عسكرى (عليه السلام ) فرزندش را به من نشان داد و فرمود:((هذا صاحِبُكُمْ بَعْدِى ؛ بعد از من اين است صاحب و امام شما)).


7 - ((عمرى )) مى گويد:((امام حسن عسكرى (عليه السلام ) از دنيا رفت و فرزندى از خودش بجاى گذاشت )).


8 - ((ابوالقاسم جعفرى )) مى گويد:((از امام هادى (عليه السلام ) شنيدم مى فرمود: جانشين من حسن است و حال شما درباره جانشين بعد از او چگونه است ؟)).
عرض كردم : قربانت شوم ! از چه نظر؟
فرمود:((شما شخص او را نمى بينيد و ذكر نامش براى شما روا نيست )).
عرض كردم : پس چگونه او را ياد كنيم ؟
فرمود: بگوييد:((اَلْحُجَّةُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ ؛ حجّت از خاندان محمّد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) )).



اينها روايات اندكى از نصوص بسيار بر امامت امام دوازدهم (عليه السلام ) بود، كه از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) نقل شده است و روايات در اين راستا بسيار است كه حديث شناسان شيعه ، آنها را در كتابهاى خود تدوين و تنظيم كرده اند، يكى از آنها كه به طور مشروح ، آن احاديث را در كتابى جمع آورى نموده است ((محمد بن ابراهيم ، ابوعبداللّه نعمانى )) است كه در كتاب خود به نام ((اَلْغَيبة )) (غيبت نعمانى ) آن روايات را آورده است ، بنابراين ، در اين كتاب نيازى به ذكر آنها به طور مشروح نيست .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:20
نمونه هايى از دلايل و نشانه هاى حضرت مهدى (عج )



1 - ((محمد بن ابراهيم بن مهزيار)) مى گويد:
((بعد از وفات امام حسن عسكرى ( عليه السلام ) در مورد امام بعد او در شك و ترديد بودم و اموال بسيار (كه مخصوص امام بود) نزد پدرم (ابراهيم بن مهزيار) جمع شده بود (گويا ابراهيم سمت نمايندگى داشته و سهم امام بسيارى نزدش جمع شده بود) پدرم آن اموال را برداشت و سوار (كشتى ) شد (كه به حضور حضرت مهدى در سامرا ببرد) و من نيز سوار شدم تا او را بدرقه كنم ، پدرم تب سختى گرفت و به من گفت : پسر جان ! مرا به خانه بازگردان ، اين بيمارى نشانه مرگ است و به من گفت :

در مورد اين اموال از خدا بترس (كه به صاحبش برسانى ) و به من وصيت كرد و بعد از سه روز از دنيا رفت ، با خود گفتم ، پدرم وصيت نادرست نمى كرد، اين اموال را به عراق مى برم و در كنار شطّ (187) خانه اى را كرايه مى كنم و هيچ كس را از كار خود باخبر نمى كنم ، پس اگر وجود امام زمان ، براى من آشكار شد، همانند آشكارى امام در زمان امام حسن عسكرى (عليه السلام ) كه اموال را به او مى سپارم وگرنه آن را صرف در نيازها و تاءمين زندگى خودم مى نمايم . به عراق رفتم و در كنار شطّ خانه اى اجاره كردم ، چند روزى در آنجا سكونت نمودم ، تا اينكه شخصى آمد و نامه اى به من داد، در آن نامه نوشته بود:


((اى محمّد! نزد تو اين مقدار و اين اندازه مال است ، همه آنچه را در نزدم بود، نام برده بود حتّى از مقدارى از مال كه خودم اطلاع نداشتم نيز ياد كرده بود)).
من همه آن اموال را به نامه رسان دادم تا به آن حضرت (يعنى حضرت مهدى ) برساند.


چند روز ديگر در آن خانه ماندم ، كسى نزد من نيامد، اندوهناك بودم كه نامه ديگرى به من رسيد در آن نوشته بود:
((قَدْ اَقَمْناكَ مَقامَ اَبِيكَ فَاحْمِدِ اللّهَ؛
ما تو را به جاى پدرت (به نمايندگى ) نصب كرديم ، پس ‍ خدا را سپاسگزار باش )).

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:20
2 - ((محمّد بن ابى عبداللّه سيّارى )) مى گويد:((چيزهايى از طرف مرزبانى حارثى (به محل سكونت امام زمان (عليه السلام ) ) فرستادم ، در ميان آنها يك عدد دستبند طلا بود، همه آن چيزها قبول شد ولى دستبند به من برگردانده شد و به من دستور دادند كه آن را بشكنم ، آن را شكستم ، ناگهان ديدم در درون آن ، چند مثقال آهن و مس و روى وجود دارد، آنها را از درون دسبتند بيرون آوردم و طلاى خالص را فرستادم ، آنگاه پذيرفته شد)).


3 - ((على بن محمّد)) مى گويد: مالى از جانب مردى از اهل عراق براى حضرت مهدى (عليه السلام ) فرستاده شد، آن را به او برگرداندند، به او گفته شد كه حق پسرعموهايت را كه چهارصد درهم است از اين مال خارج كن (و به آنان بازگردان )
آن مرد عراقى مزرعه اى را در دست داشت كه پسر عموهايش در آن شريك بودند، ولى او آنان را از آن مزرعه جلوگيرى مى كرد، پس دقيقا حساب كرد، ديد به همان مقدارى كه گفته شده يعنى چهارصد درهم ، مال آنان است ، آن را از آن اموال بيرون آورد و به آنان داد و بقيّه را به حضور امام مهدى (عليه السلام ) فرستاد، آنگاه پذيرفته شد.


4 - ((قاسم بن علا)) مى گويد: داراى چند پسر شدم ، براى امام زمان (عليه السلام ) نامه نوشتم و از آن حضرت خواستم كه براى آنان دعا كند، درباره آنان جوابى به دستم نرسيد، همه آنان مردند، وقتى كه (چهارمين پسرم ) حسين به دنيا آمد، براى آن حضرت نامه نوشتم و تقاضاى دعا كردم ، جواب آمد و بحمداللّه او باقى ماند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:21
5 - ((ابى عبداللّه بن صالح )) مى گويد:((يكى از سالها به بغداد رفتم (از ناحيه مقدّسه ) اجازه خروج خواستم ، به من اجازه ندادند، پس از رفتن كاروان به سوى نهروان 22 روز ديگر در بغداد ماندم ، سپس در روز چهارشنبه به من اجازه خروج داده شد و به من گفته شد در روز چهارشنبه بيرون روم ، من آن روز از بغداد خارج شدم ولى اميد رسيدن به كاروان را نداشتم ، وقتى به نهروان رسيدم ، كاروان را در آنجا يافتم و به آن پيوستم و پس از اندك وقتى كه شترم را علف دادم ، كاروانيان از آنجا حركت كردند و من نيز همراه آنان حركت كردم او (حضرت مهدى (عليه السلام ) ) برايم دعا كرده بود كه سالم به وطن بازگردم ، بحمداللّه بدون هيچ گونه آسيبى به وطن رسيدم )).


6 - ((محمّد بن يوسف )) مى گويد: در پشتم زخم سختى پديدار شده بود، به پزشكها نشان دادم و براى بهبودى آن مال بسيار خرج كردم ، ولى مداواى من هيچ گونه نتيجه نداد، نامه اى براى حضرت مهدى (عليه السلام ) نوشتم و از او تقاضاى دعا كردم ، جواب نامه به من رسيد كه در آن نوشته بود:((اَلْبَسَكَ اللّهُ الْعافِيَةَ وَجَعَلَكَ مَعَنا فِى الدُّنْيا وَالاَّْخِرَةِ)).
((خداوند لباس عافيت به تو بپوشاند و تو را در دنيا و آخرت ، با ما قرار دهد)).
هنوز هفته به آخر نرسيده بود كه زخم به طور كلّى خوب شد و در محل آن همچون كف دستم هيچ گونه اثر زخم نبود، يكى از پزشكها را كه از دوستان ما بود خواستم و محل زخم را به او نشان دادم ، گفت : ما دارويى را براى اين زخم نمى شناسيم ، قطعا شما از جانب خداوند شفا يافته اى .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:21
7 - ((على بن حسين يمانى )) مى گويد: من در بغداد بودم و كاروانى از يمنى ها آماده شدند كه از بغداد (به سوى يمن ) بروند، من نيز مى خواستم با آنان بروم ، نامه اى به ناحيه مقدّسه نوشتم و كسب اجازه نمودم ، جواب آمد با آن كاروان نرو كه نتيجه خوبى ندارد و در كوفه بمان .
كاروان رفت و من در كوفه ماندم ، آن كاروان در مسير راه مورد دستبرد و غارت بنوحنظله واقع شدند و اموالشان را بردند، من بارديگر به وسيله نامه كسب اجازه كردم تا از راه دريا (به يمن ) بروم ، اجازه رفتن به من ندادند، بعدا معلوم شد كه در آن سال ، هيچيك از كشتيها به سلامت به مقصد نرسيده اند و باند غارتگر ((بوارح ))، به آنها هجوم آورده اند و به غارت اموالشان دست زده اند)).


8 - ((على بن الحسين )) مى گويد: من به سامره رفتم و از آنجا به در خانه (حضرت مهدى (عليه السلام ) ) رفتم ، با هيچ كس سخن نگفتم و خود را به هيچ كس نشناساندم ، سپس ‍ به مسجد رفتم و مشغول نماز شدم . ديدم خادمى نزد من آمد و گفت : برخيز، به او گفتم كجا بروم ؟ گفت : به خانه ، گفتم : من كيستم ، مرا مى شناسى ؟ شايد تو را دنبال شخصى ديگر فرستاده اند؟ گفت :
((نه ، فقط مرا نزد تو فرستاده اند، و تو ((على بن الحسين )) هستى ، غلامى همراه آن خادم بود، با هم آهسته سخن مى گفتند، من نفهميدم چه مى گويند، تا اينكه آنچه خواستم برايم آوردند، سه روز نزد آن خادم ماندم و سپس كسب اجازه كردم كه از حضرت مهدى (عليه السلام ) ديدار كنم ، به من اجازه داده شد و آن حضرت را شب زيارت كردم .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:21
9 - ((محمّد بن صالح )) مى گويد:((وقتى پدرم از دنيا رفت و كارها به دست من افتاد، پدرم قبضهايى از اموال ((غريم )) يعنى حضرت مهدى (عليه السلام ) (188) برعهده مردم داشت .
در نامه اى به آن حضرت ، جريان را به عرض رساندم ، جواب آمد كه آن مطالبات را از آنها وصول كن ، من از آنان كه قبض داده بودند، مطالبه كردم و همه آنان قرض خود را به من دادند جز يكى از آنان كه قبض بدهكارى او، چهارصد دينار بود، نزد او رفتم و مطالبه چهارصد دينار نمودم ، او امروز و فردا كرد و پسرش به من اهانت نمود و فحش ‍ داد از او به پدرش شكايت كردم ، پدرش گفت : چه شده ؟ چرا مرا رها نمى كنى ؟


او را گرفتم و به وسط خانه اش آوردم ، در اين هنگام پسرش از خانه بيرون رفت و از اهل بغداد استمداد كرد و فرياد مى زد: بياييد اين رافضى قمى ، پدرم را كشت .
جمعيّت بسيارى از اهل بغداد نزد من آمدند، (من ديدم هوا پس است ) سوار بر مركبم شدم و به آنان گفتم : احسن به شما مردم بغداد كه از ظالمى بر ضد غريب مظلومى ، حمايت مى كنيد، من يك مرد سنّى از اهالى همدان هستم و اين شخص مرا به قم نسبت مى دهد و رافضى مى خواند، تا حق و مال مرا پامال كند.
مردم به او هجوم بردند، خواستند به مغازه اش بريزند، من آنان را آرام كردم و بدهكار از من خواهش كرد كه قبض را به او بدهم ، و بدهكاريش را بپردازد و به طلاق زنش ‍ سوگند خورد (189) كه مال مرا در همان وقت بپردازد و پرداخت .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:21
- ((على بن محمّد)) از بعضى از اصحاب نقل مى كند كه گفت :((خداوند پسر به من داد، نامه اى به ناحيه مقدّسه نوشتم و اجازه خواستم كه در روز هفتم ، او را ختنه كنم ، جواب آمد اين كار را نكن .

آن پسر در روز هفتم يا هشتم مرد، سپس خبر مرگ او را براى حضرت مهدى (عليه السلام ) نوشتم ، جواب آمد: به زودى پسر ديگرى و ديگرى به جاى او به تو داده خواهد شد، نام اوّلى را ((احمد)) و نام دوّمى را ((جعفر)) بگذار، همانگونه كه فرموده بود، داراى دو پسر ديگر شدم .
او مى گويد: عازم حجّ شدم و با مردم خداحافظى كردم ، نامه به حضرت مهدى (عج ) نوشتم و اجازه حركت به سوى مكّه ، خواستم ، جواب آمد:((ما اين مسافرت را براى تو دوست نداريم ، اختيار با خودت هست )).
دلتنگ و محزون بودم و نامه به آن حضرت نوشتم ، طبق دستور شما من مى مانم و مسافرت نمى كنم ، ولى از اينكه در حجّ شركت نمى كنم غمگين هستم ، جواب آمد:((دلتنگ مباش و تو به زودى در سال آينده به حجّ خواهى رفت اِنْ شاءَ اللّهِ)).
وقتى سال آينده فرا رسيد، نامه نوشتم و از آن حضرت كسب اجازه كردم ، جواب آمد:((اجازه داده شد)). براى آن حضرت نوشتم : مى خواهم با:((محمّد بن عبّاس ))همسفر و هم كجاوه شويم و من به ديانت و امانتدارى او اطمينان دارم .
جواب آمد:((اسدى (190) ، همسفر خوبى است اگر نزد تو آمد هيچ كس را بر او ترجيح مده )).
اسدى آمد و با او همسفر شديم و به سوى حجّ رفتيم .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:22
11-((حسن بن عيسى عُرَيْضى )) مى گويد: هنگامى كه امام حسن عسكرى (عليه السلام ) وفات كرد، مردى از اهالى مصر، اموالى به مكّه آورد كه از آن صاحب الامر حضرت مهدى (اَرْواحُنا لَهُ الْفِداءِ) بود، در مورد وجود آن حضرت اختلاف شد، بعضى گفتند:
امام حسن عسكرى (عليه السلام ) بدون جانشين از دنيا رفت و بعضى گفتند جانشين او جعفر (كذّاب ) برادر اوست و جمعى گفتند: جانشين امام حسن عسكرى (عليه السلام ) فرزند اوست . آنان مردى را كه كُنيه اش ((ابوطالب )) بود به سامرا فرستادند تا در مورد جانشين امام حسن عسكرى (عليه السلام ) بررسى كند و نامه اى نيز همراه داشت ،
او به سامرا رفت و نخست با جعفر (كذّاب ) ملاقات نمود و از او خواست تا برهان و نشانه امامتش را بيان كند، جعفر گفت :((من اكنون آماده ارائه برهان نيستم )).
سپس ابوطالب به در خانه صاحب الامر (عج ) رفت و نامه اش را به اصحاب آن حضرت كه ((سفراى او)) خوانده مى شدند داد، جواب آمد:
((خداوند در مورد مصيبت فوت رفيقت (مرد مصرى ) به تو پاداش دهد، او از دنيا رفت ،
اموالش را به شخص امينى سپرد و به او وصيّت كرد، آن را هرگونه كه دوست دارد و شايسته است ، به مصرف برساند و جواب نامه را نيز داد و همانگونه كه (در مورد مرگ مرد مصرى و وصيّت او) فرموده بود، بى كم و كاست ، همانطور واقع شده بود)).

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:22
12 - ((على بن محمّد)) مى گويد: شخصى از اهالى آبه (آوه محلّى نزديك ساوه ) اجناسى را همراه خود براى صاحب الامر (عليه السلام ) (به سامرا) آورده بود ولى شمشيرى را كه قصد داشت بياورد، فراموش كرده بود و در آبه مانده بود، وقتى كه اجناس را (به سفرا) تحويل داد، جواب كتبى به او رسيد كه :((اجناس رسيد، ولى از آن شمشيرى كه فراموش كردى آن را بياورى چه خبر؟)).


13 - ((محمد بن شاذان نيشابورى )) مى گويد: نزد من از پانصد درهم بيست درهم كمتر، (از مال امام ) جمع شده بود دوست نداشتم كه آن پول را به طور ناقص (كمتر از پانصد درهم ) به آن حضرت برسانم ، بيست درهم از مال خودم را روى آن گذاردم و آن را نزد اسدى (نماينده امام ) فرستادم و چيزى در مورد اين بيست درهم ننوشتم ، جواب آمد كه :((پانصد درهم رسيد كه بيست درهم آن مال خودت است )).


14 - ((حسن بن محمّد اشعرى )) مى گويد: در زمان امام حسن عسكرى (عليه السلام ) از جانب آن حضرت نامه اى آمد، حقوق ((جُنَيد)) قاتل ((فارس بن حاتم بن ماهويه )) (191) و حقوق ابوالحسن و برادرم را بپردازند و پس از آنكه امام حسن عسكرى (عليه السلام ) از دنيا رفت ، از جانب صاحب الامر امام مهدى (عج ) نامه آمد كه حقوق ابى الحسن و رفيقش همچنان داده شود،
ولى در مورد جُنيد و حقوقش ، اصلاً چيزى نوشته نشده بود. من غمگين شدم (كه چرا بايد جُنيد كه قاتل يك بدعتگذار است ، از حقوق بى بهره بماند). چندان طول نكشيد خبر آمد كه ((جُنيد)) از دنيا رفت )). (192)

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:22
15 - ((عيسى بن نصر)) مى گويد:((على بن زياد صيمرى ، نامه اى براى حضرت مهدى (عج ) نوشت كه از آن حضرت تقاضاى كفن براى خود كرد. جواب نامه آمد:((تو در سال هشتاد نياز به كفن دارى )) او در همان سال هشتاد مرد و (حضرت ) قبل از مرگ او برايش كفن فرستاد)).
16 - ((محمد بن هارون بن عمران همدانى )) مى گويد:((ناحيه مقدّسه امام مهدى ( عليه السلام ) پانصد دينار از من طلب داشت ، قادر به اداى بدهكاريم نبودم ، با خود گفتم : چند مغازه دارم ، آنها را به 530 دينار مى خرند، همين مغازه ها را به مبلغ پانصد دينار به ناحيه مقدّسه واگذار مى كنم ، همين كار را كردم ولى به هيچ كس نگفتم )).
اندكى بعد، نامه اى (از طرف حضرت مهدى (عليه السلام ) ) به ((محمّد بن جعفر)) رسيد كه :((مغازه ها را از محمّد بن هارون به جاى پانصد دينار كه از او طلب داريم ، تحويل بگير)).
17 - ((على بن محمد)) مى گويد: از ناحيه مقدسه دستور آمد كه :((شيعيان (ساكن كاظمين و كربلا به خاطر تقيّه ) به زيارت كاظمين و كربلا نروند)).
چند ماه از اين جريان گذشت ، وزير (صالح دستگاه بنى عبّاس ) باقطانى را طلبيد و به او گفت :((به فرزندان فرات و برس (يعنى به شيعيان سرزمين فرات و روستاى برس كه در بين كوفه و حلّه قرار گرفته ) بگو به زيارت قبرستان قريش (كاظمين ) نروند كه خليفه عباسى دستور داده زايران را تعقيب و دستگير كنند)).
روايات به اين مضمون ، بسيار است و در كتبى كه پيرامون حضرت قائم آل محمّد( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) نوشته شده ، ضبط گرديده است ، ذكر همه آنها در اينجا به طول مى انجامد و همين مقدار كه ذكر شد بحمداللّه كفايت مى كند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:23
احادیث

وَأمّا الحَوادِثُ الْواقِعَةُ فَارْجِعُوا فیها إلَی رُواةِ حَدیثِنِا فَإنَّهُمْ حُجَّتي عَلَیْکُم وَأنا حَجَّةُ اللهِ (عَلَیْهِم).

و اما در مورد مسائل و حوادثی که (برای مسلمانان) پیش می‌آید، به راویان احادیث ما رجوع کنید

چرا که آنان حجّت من بر شما هستند و من حجّت خداوندم (بر آنها).




( غیبت، شیخ طوسی (ره)، ص 291)

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:23
إنّ الأرضَ لا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ وَلا یَبْقَی النَّاسُ في فَتْرَةٍ .

زمین هرگز از حجّت [خدا] خالی نیست و مردم بدون راهنما نخواهند ماند.



( کمال الدین, ص 445)

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:24
فَلا ظُهُورَ إلاّ بَعْدَ إذْنِ اللهِ تَعالىَ ذِكْرُهُ وَذلِكَ بَعْدَ طُولِ الأمَدِ وَقَسْوَةِ القُلوُبِ وَامْتِلاءِ الأرْضِ جَوْراً.

ظهور واقع نخواهد شد، مگر به إذن خدای متعال، پس از آنکه زمانی دراز بگذرد، دلها سخت شود و بیداد زمین را پر کند.

احتجاج، طبرسی، ج 2، ص 297

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:24
إنّ اللهَ مَعَنا، فَلا فَاقَةَ بِنا إلیَ غَيْرِهِ وَالْحَقُّ مَعَنا فَلَن ‌يوُحِشَنا مَنْ قَعَدَ عَنّا.

خدا با ما است پس نيازمند ديگری نيستيم و حق با ماست پس باکی نداریم اگر کسی به یاری ما برنخیزد.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:24
وَأمّا عِلّةُ ما وَقَعَ مِنَ الغَيْبَةِ، فَإنّ اللهَ عَزّ وَجَلّ قال: يا أيُّها الّذينَ آمَنُوا لا تَسْألوا عَنْ أشْياءَ إنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ.



و امّا دلیل غیبتی که اتفاق افتاد؛ خداوند عزّ و جلّ می‌فرماید: «ای کسانی که ایمان آوردید! از چیزهایی که اگر برایتان آشکار شود، شما را به زحمت می‌اندازد، سؤال نکنید.»




بحار الأنوار، ج 78، ص 380

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:24
إنّا غَيْرُ مُهْمِلِينَ لِمُراعاتِكُم وَلا ناسِينَ لِذِكْرِكُم.</span>


ما به شما (شیعیان خود) توجه داريم و از یادتان غافل نیستیم.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:24
فَلْيَعْمَلْ كُلُّ امْرِئٍ مِنْكُمْ مَا يَقْرُبُ بِهِ مِنْ مَحَبَّتِنَا.




هر يک از شما بايد کاری کند كه به سبب آن به محبت ما نزدیک ‌شود.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:25
سَجدةُ الشّكرِ مِن ألزَمِ السُّنَنِ وَأوجَبِها.

سجدۀ شکر از واجب‌ترين و ضروری‌ترين سنّتهای نبوی است.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:25
أنَا المََهدِيُّ، أنَا قائِمُ الزَّمانِ، أنَا الَّذي أمْلَأَها عَدْلاً كَما مُلِئَتْ (ظُلْماً وَ) جَوراً.

من مهدی هستم، منم قيام‌گر زمان، منم آنكه زمين را آكنده از عدل می‌سازد، آنچنان كه از ستم پر شده است

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:26
الَّذى يَجِبُ عَلَيْكُمْ وَ لَكُمْ اءنْ تَقُولُوا: إنّا قُدْوَةٌ وَ اءئِمَّةٌ وَ خُلَفاءُ اللّهِ فى اءرْضِهِ، وَ اُمَناؤُهُ عَلى خَلْقِهِ، وَ حُجَجُهُ فى بِلادِهِ،
نَعْرِفُ الْحَلالَ وَالْحَرامَ، وَ نَعْرِفُ تَاءْويلَ الْكِتابِ وَ فَصْلَ الْخِطابِ.




بر شما واجب است و به سود شما خواهد بود كه معتقد باشيد بر اين كه ما اهل بيت رسالت ، محور و اساس امور، پيشوايان هدايت و خليفه خداوند متعال در زمين هستيم .
همچنين ما امين خداوند بر بندگانش و حجّت او در جامعه مى باشيم ، حلال و حرام را مى شناسيم ، تاءويل و تفسير آيات قرآن را عارف و آشنا هستيم .

تفسير عيّاشى : ج 1، ص 16،
بحارالا نوار: ج 89، ص 96، ح 58.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:26
أكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم


براى تعجيل در فرج بسيار دعا كنيد ، كه فرج من فرج شما نيز هست




كمال الدّين و تمام النعمه ، ص 485

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:26
فاتقو الله و سلموا لنا و ردو الامر الينا,فعلينا الاصدار,كما كان منا الايراد, و لا تحاولوا كشف ما غطـى عنكـم, و اجعلـوا قصـدكـم الينا بالمـوده علـى السنه الـواضحه.


از خـدا بتـرسيد و تسليـم ما شـويد , كارها را به ما واگذاريـد, برماست كه شما را از سرچشمه, سيراب برگردانيـم, چنان كه بـردن شما به سرچشمه از ما بود, در پى كشف آنچه از شما پـوشيده شده نرويد. مقصد خود را با دوستى مـا بـر اساس راهـى كه روشـن است به طـرف مـا قـرار دهيــد.



بحارالانوار ج 53,ص 179

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:27
انـا خـاتـم الاوصيـاء و بـى يـدفع الله البلاء عن اهلـى و شيعتى .


مـن آخـريـن نفـر از اوصيا هستـم, خـداوند به وسيله من بلا را از خانواده و شيعيانم بر طرف مى گرداند.



بحار الانوار ج 52,ص 30.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:27
ان فضل الدعاء و التسبيح بعدالفرائض على الدعاء بعقيب النوافل كفضل الفرائض على النوافل.


فضيلت دعا و تسبيح بعد از نمازهاى واجب در مقايسه بـادعا و تسبيح پــس از نمازهاى مستحبى ,مانند فضيلت واجبات بر مستحبات است.



احتجاج طوسی ,ج 2,ص 487.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:27
ارخص نفسك و اجعل مجلسك فـى الـدهليز واقض حـوائج النـاس



خودت را (بـراى خـدمت) در اختيار مـردم بگذار, ومحل نشستن خويش را در ورودى خـانه قـرار بـده , و حـوائج مـردم را بــرآور.




فرمايشان حضرت بقيه الله,ص 170.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:27
ابى الله عزوجل للحق الا اتماما وللباطل الا زهوقا, و هو شاهد على بمااذكره.

خـداوند مقدر فرموده است كه حق به مرحله نهايى و كمال خود برسد و باطـل از بيـن رود, و او بـر آنچه بيـان نمـودم گواه است.




بحار الانوارج 53,ص 193.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:27
إنّا يُحيطُ عِلمُنا بأنبائِكُم و لايعَزُبُ عَنّا شَى‏ءٌ مِن أخبارِكُم .

ما از همه خبرهاى شما آگاهيم و چيزى از خبرهاى شما از ما پنهان نيست .

بحار الأنوار ، ج 53 ، ص 175

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:28
فاغلقوا ابواب السوال عما لايعنيكم

درهـاى سـوال راازآنچه كه مطلـوب شمـا نيست ببنـديــد





بحارالانوار ,ج 52,ص 92

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:28
قـد آذانا جهلاء الشيعه و حمقائهـم , و من دينه جناح البعوضه ارجح منه

نادانان و كـم خـردان شيعه و كسانـى كه بال پشه از دينـدارى آنان محكمتـر است مارا آزردند

احتجاج طبرسى,ج 1,ص 474

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:28
كلما غاب علم بـدا علـم, و اذا افل نجم طلع نجـم.

هرگاه علم و نشانه اى پنهان شـود, علم ديگرى آشكار گـــردد, و هــر زمان كه ستاره اى افول كند , ستاره اى ديگر طلوع نمايد.





بحـارالانوار,ج 53,ص 185

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:28
ان الله تعالى لم يخلق الخلق عبثا و لا اهملهم سدى بل خلقهم بقدرته و جعل لهم اسماعا و ابصارا و قلوبا و البابا ثـم بعث اليهم النبيين عليهم السلام مبشريـن و منذريـن يـامرونهم بطاعته و ينهونهم عن معصيته
و يعرفونهم ما جهلوه مـن امر خالقهم و دينهم و انزل عليهم كتابـا, و بعث اليهم ملائكـه ياتيـن بينهم و بيـن مـن بعثهم اليهم بــالفضل الذى جعله لهم عليهم.(5)

خداوند متعال, خلق را بيهوده نيافريده و آنان را مهمل نگذاشته است,بلكه آنان را به قـدرتـش آفريـده و بـراى آنها گـوش وچشـم ودل و عقل قرار داده , آن گاه پيامبرانراكه مژده دهنده و ترساننده هستنـد به سـويشان برانگيخت تا به طاعتـش دستـور دهند واز نافرمانـى اش جلـوگيرى فـرمايند
و آنچه را از امـر خـداونـد و دينشان نمى دانند به آنها بفهمانند و بر آنان كتاب فرستاد وبه سـويشان فرشتگان بـرانگيخت تـا آنهاميان خـدا و پيامبـران ـ به واسطه تفضلـى كه بـر ايشان روا داشته ـ واسطه باشند.




بحارالانوار ,ج 53,ص 196

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:29
وَالعاقَبَةُ لِجَمِیل صُنع اللهِ سُبحانَهُ تَکُونُ حَمِیدَةُ لَهُم مَا اجتَنَبُوا المَنهیَّ

شیعیان ما هنگامی به فرجام نیک و زیبای خداوند می رسند که از گناهانی که نهی شده اند، احتراز نمایند.


بحارالانوار ج53، ص177

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:29
اذا اذن الله لنـا فـى القـول ظهر الحق و اضمحل الباطل و انحسر عنكـم.

هرگاه خداوند به ما اجازه دهد كه سخن گـوييم, حق ظاهر خـواهد شد و باطل از ميـان خـواهـد رفت وخفقـان از ( سـر) شمـا بـرطـرف خـواهـد شـد.




بحارالانوار ,ج 53,ص 196.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:29
ما ارغم انف الشيطان بشي ء مثل الصلاة فصلها و ارغم انف الشيطان


هيچ چيز مثل نماز بيني شيطان را به خاک نمي مالد و او را خوار نمي کند ، پس نماز بخوان و بيني شيطان را به خاک بمال .


( بحار الانوار، ج ,53 ص 182 )

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:29
لو أنّ أشياعنا وَفّقَهُمُ اللهُ لِطاعته علي إجتماعٍ من القلوب في الوفاء بِالعَهدِ عليهم لَمَا تأخَّرَ عليهم اليُمْنُ بِلقاءنا

و لَتَعَجَّّلَتْ لهم السَعادةُ بِمُشاهِدَتِنا


اگر شيعيان ما كه خداوند آنها را به طاعت وبندگي خويش مؤفق بدارد ،در وفاي به عهد و پيمان

الهي ،اتّحاد و اتفاق مي داشتند و عهد وپيمان را محترم مي شمردند ،سعادت ديدار ما از آنان به

تأخير نمي افتاد.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:30
من بحث فقد طلب, ومن طلب فقد دل, و من دل فقد اشاط و من اشاط فقد اشرك.



-حضرت مهدى(عج)در خصوص كسانى كه در جستجوى او بوده اند تا به حاكم جور تحويلش دهنـد فرمـوده است:-




آن كه بكاود, بجويد و آن كه بجـويد دلالت دهـد وآن كه دلالت دهـد به هـدف رسـد و هـر كه (در مـورد مـن) چنيـن كنـد, شـرك ورزيـده است.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:30
سبقت اراده خدا بر همه چيز


مولانا امام زمان (عج) مي فرمايند:


"و لكِنَّ اَقْدارَ اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ لا تُغالَبُ ، وَ إرادَتُهُ لا تُرَدُّ ، وَ توفيقَهُ لا يُسْبَقُ"


به راستي كه مقدّرات خداوند متعال ، مغلوب نشود ، و اراده ي الهي مردود نگردد

و چيزي بر توفيق او پيشي نگيرد.


بحارالانوار ،ج53،ص191

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:30
إنّي أمانٌ لِأهْلِ الأرْضِ کَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لِأهْلِ السَّماءِ.


من امان اهل زمینم، چنان‌که ستارگان امان اهل آسمانند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:31
انا بقيه من آدم وذخيره من نـوح ومصطفى من ابراهيم و صفوه من محمد(ص).

مـن باقيمانده از آدم و ذخيره نوح و برگزيده ابراهيم و خلاصه محمد(درود خـدا بر همگى آنان باد) هستم.




غيبت نعمانى ,باب 14,حديث 67

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:32
ويژگيهاى زندگى حضرت مهدى (ع )




مقام امامت بعد از امام حسن عسكرى (عليه السلام ) به پسرش (حضرت مهدى (عليه السلام ) ) همنام و هم كُنيه رسول خدا (صلّى
.اللّه عليه و آله و سلّم ) رسيد و امام حسن عسكرى (عليه السلام ) در ظاهر و باطن ، فرزندى جز او (يعنى حضرت مه -دى (عليه
السلام ) ) نداشت و او را غايب و مخفى ، بجاى گذارد.
..
حضرت مهدى (عليه السلام ) در شب نيمه شعبان سال 255 هجرى (در شهر سامرّا) به دنيا آمد،
.
مادرش ((اُمّ وَلد)) بود به نام ((نرجس )) (دختر يشوعا از ذريه شمعون يكى از حواريون حضرت عيسى (عليه السلام ) بود) حضرت مهدى (عليه السلام ) هنگام وفات پدرش ، پنج سال داشت ، خداوند به او در همان سن و سال ، حكمت و مقام قضاوت را عنايت فرمود.
.
او را نشانه و حجّت جهانيان قرار داد، خداوند به او (در كودكى ) حكمت آموخت چنانكه به حضرت يحيى (عليه السلام ) دز زمان كودكى
.حكمت آموخت .(179)
.
و نيز خداوند مقام امامت را به حضرت مه -دى (عليه السلام ) در كودكى عنايت كرد.
. چنانكه به حضرت عيسى (عليه السلام ) در آن هنگام كه در گهواره بود، مقام نبوت عطا فرمود. (180)
..
در مورد امامت امام مه -دى (عليه السلام ) قبل از تولّدش ، از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) تصريح شده بود چنانكه مسلمانان ، آن را مى دانستند و بعد از رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) امير مؤ منان على (عليه السلام ) به امامت آن حضرت تصريح فرموده است.
.
همچنين امامان معصوم (عليهم السلام ) يكى پس از ديگرى ، تا پدرش امام حسن عسكرى (عليه السلام ) به امامت او تصريح كرده اند. (181)
.
پدر بزرگوارش امام حسن عسكرى (عليه السلام ) نزد افراد مورد وثوق و خواصّ شيعيانش ، تصريح به امامت آن بزرگوار نموده است .
.
و اخبار و روايات در مورد غيبت و پنهان شدنش و همچنين در مورد حكومت جهانيش ، قبل از تولّد و پنهان شدنش به طور مستفيض (بسيار) از ائمه اهل بيت (عليهم السلام ) نقل شده است .
.
در ميان امامان (عليهم السلام ) اوست كه صاحب شمشير است و به حق قيام مى كند و همه در انتظار تشكيل دولت ايمان (حكومت اسلامى جهانى او) بسر مى برند.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:32
غيبت صغرا و غيبت كبرا
.
حضرت مهدى (عليه السلام ) قبل از ظهور، داراى دو غيبت است :
.
الف : غيبت طولانى ؛ كه طولانى تر از غيبت (يعنى پنهانى ) ديگر است ، چنانكه رواياتى به اين معنا آمده است .
.
ب : غيبت كوتاه : كه از زمان تولّد آن حضرت شروع شده و تا آن زمان كه سفارت و نيابت خاصّه سفيران و واسطه هاى او قطع شد، ادامه يافت (از سال 260 تا 329 هجرى حدود هفتاد سال ).
.
غيبت طولانى او بعد از غيبت كوتاه ، شروع مى شود و ادامه مى يابد و در پايان آن ، حضرت مهدى (عليه السلام ) ظهور كرده و قيام به شمشير مى نمايد. (182)
.
خداوند در قرآن مى فرمايد:
.
(وَنُرِيدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِى الاَْرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ # وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِى الاَْرْضِ وَنُرِىَ فِرْعَوْنَ وَهامانَ وَجُنُودَهُما مِنْهُمْ ماكانُوا يَحْذَرُونَ ). (183)
.
((اراده ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم و آنان را پيشوايان و وارثين روى زمين قرار دهيم و حكومتشان را پابرجا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريان آنان ، آنچه را بيم داشتند از اين گروه نشان دهيم )).
..
و در مورد ديگر مى فرمايد:
.
(وَلَقَدْ كَتَبْنا فِى الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ اَنَّ الاَْرْضَ يَرِثُها عِبادِىَ الصّالِحُونَ ). (184)
.
((مادر زبور (كتاب داوود) بعد از ذكر (تورات ) نوشتيم كه بندگان صالح من وارث (حكومت ) زمين خواهند شد)).
..
رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) فرمود:
.


قطعا روزها و شبها نگذرد و جهان پايان نيابد تا اينكه خداوند از خاندان من مردى را برانگيزد كه او همنام من است ، سراسر زمين را پر از عدل و داد كند، همانگونه كه پر از ظلم و جور شده است .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:33
چند نمونه از ديدار كنندگان امام مهدى (عج )
.
1 - ((محمد بن اسماعيل بن موسى بن جعفر)) كه پيرمردترين فرزندان رسول خدا( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در عراق بود، مى گويد:
((فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام ) را بين دو مسجد ديدم كه آن وقت كودك بود)). (185)
.
2 - ((موسى بن محمّد)) (نوه امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) ) مى گويد:
.
((حكيمه )) دختر امام جواد (عليه السلام ) و عمّه امام حسن عسكرى گفت : من حضرت قائم (عليه السلام ) را در شب ولادتش و بعد از آن ديدم .
.
3 - ((فتح مولى الزرارى )) مى گويد: از ابا على بن مطهّر شنيدم كه مى گفت :
.
حضرت مهدى (عليه السلام ) را ديده است و طول قامت حضرت مهدى (عليه السلام ) را وصف مى نمود.
.
4 - از كنيز ابراهيم بن عبده نيشابورى كه از بانوان نيك بوده نقل شده كه گفت :
.
من همراه ابراهيم بر فراز كوه صفا ايستاده بوديم كه حضرت مهدى (عج ) آمد و سخنانى به ابراهيم فرمود.
.
5 - از ابن عبداللّه بن صالح نقل شده كه او حضرت مهدى (عليه السلام ) را در كنار كعبه مقابل حجرالا سود، ديده است كه مردم براى بوسيدن حجرالا سود، هجوم مى آوردند و او مى فرمود:((مسلمين به اين كار (هجوم و كشمكش ) ماءمور نشده اند)). (186)
.
6 - ((ابراهيم بن ادريس )) از پدرش نقل مى كند كه گفت :
.
من حضرت مهدى (عليه السلام ) را بعد از پدرش امام حسن عسكرى (عليه السلام ) ديدم كه به حدّ بلوغ رسيده بود، دست و سرش را بوسيدم .
.
7 - ((احمد بن نصر)) مى گويد: با عنبرى بودم ، سخن از جعفر (كذّاب ) به ميان آمد، عنبرى از او بدگويى كرد، من گفتم غير از او (كسى امام بعد از امام حسن عسكرى ) نيست ، عنبرى گفت : آرى غير از او هست .
.
گفتم : آيا او را ديده اى ؟.
گفت : نه ، ولى غير از من ، او را ديده اند.
گفتم : او كيست كه او را (يعنى حضرت مهدى (عليه السلام ) را) ديده است ؟.
عنبرى گفت : همين جعفر (كذّاب ) او را دوبار ديده است .
.
8 - و همچنين از ابونصر، طريف خادم روايت شده كه حضرت مهدى (عليه السلام ) را ديده است .
.
و نظير اينگونه روايات بسيار است و در انجام مقصود، همين قدر كفايت مى كند، عمده ترين دليل بر وجود حضرت مهدى (عليه السلام ) همان دليل (عقل ) است كه قبلاً گفتيم و بقيه مطالبى كه بعد از آن ذكر شد، به عنون تاءكيد و تاءييد آن است و اگر اين مطالب را در اينجا نمى آورديم ، ضررى به مقصود نمى زد و دليل قبل كفايت مى كرد.
.
.
برگرفته از كتاب : نگاهى بر زندگى دوازده امام (ع)-علامه حلّى

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:33
از نرم افزار «گنجینه روایات نور»

گریه و زاری درعذاب غیبت فرج را نزدیک می کند



بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏52 132 باب 22 فضل انتظار الفرج و مدح الشيعة في زمان الغيبة و ما ينبغي فعله في ذلك الزمان ..... ص : 122
تفسير العياشي عَنِ الْفَضْلِ بْنِ أَبِي قُرَّةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ‏
أَوْحَى اللَّهُ إِلَى إِبْرَاهِيمَ أَنَّهُ سَيُولَدُ لَكَ فَقَالَ لِسَارَةَ فَقَالَتْ أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّهَا سَتَلِدُ وَ يُعَذَّبُ أَوْلَادُهَا أَرْبَعَمِائَةِ سَنَةٍ بِرَدِّهَا الْكَلَامَ عَلَيَّ قَالَ‏
فَلَمَّا طَالَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ الْعَذَابُ ضَجُّوا وَ بَكَوْا إِلَى اللَّهِ أَرْبَعِينَ صَبَاحاً فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى مُوسَى وَ هَارُونَ يُخَلِّصُهُمْ مِنْ فِرْعَوْنَ فَحَطَّ عَنْهُمْ سَبْعِينَ وَ مِائَةَ سَنَةٍ قَالَ فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَكَذَا أَنْتُمْ لَوْ فَعَلْتُمْ لَفَرَّجَ اللَّهُ عَنَّا فَأَمَّا إِذْ لَمْ تَكُونُوا فَإِنَّ الْأَمْرَ يَنْتَهِي إِلَى مُنْتَهَاه‏

مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار متن 904 باب بيست و هفتم فضيلت انتظار فرج و مدح شيعيان در زمان غيبت و آنچه كه شايسته است در آن زمان انجام داده شود
عياشى در تفسير خود از فضل بن ابى قره روايت نموده كه گفت: از حضرت صادق عليه السّلام شنيدم ميفرمود: خداوند وحى فرستاد بحضرت ابراهيم كه بزودى فرزندى براى تو متولد خواهد شد! ابراهيم هم بساره (همسرش) خبر داد: ساره گفت:
من پير زن هستم! با اين وصف خداوند وحى فرستاد بسوى ابراهيم كه ساره بزودى فرزندى مى‏آورد و اولادش چهار صد سال گرفتار خواهند بود.
آنگاه حضرت فرمود: چون گرفتارى بنى اسرائيل بطول انجاميد چهل صبح رو بدرگاه الهى آورده بگريه و زارى پرداختند. خدا هم بموسى (و برادرش) هارون وحى فرستاد كه (با امداد غيبى) آنها را از شر فرعون نجات دهد و صد و هفتاد سال از چهار صد سال گرفتارى آنها را برداشت. سپس امام ششم فرمود: همچنين شما هم اگر مثل بنى اسرائيل در درگاه خداوند بگريه و زارى بپردازيد؛ خداوند فرج ما را نزديك خواهد كرد. اما اگر چنين نباشيد، اين سختى تا پايان مدتش خواهد رسيد


دوستان به نظر شما امثال ما گریه و زاری و توجه و انقطاع و....داریم

در نتیجه کمک کننده به فرج اهل بیت عصمت و طهارت هستیم؟؟؟

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:35
بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ج‏52 129 باب 22 فضل انتظار الفرج و مدح الشيعة في زمان الغيبة و ما ينبغي فعله في ذلك الزمان ..... ص : 122







24 ك، إكمال الدين عَلِيُّ بْنُ أَحْمَدَ عَنِ الْأَسَدِيِّ عَنِ النَّخَعِيِّ عَنِ النَّوْفَلِيِّ عَنْ أَبِي إِبْرَاهِيمَ الْكُوفِيِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَكُنْتُ عِنْدَهُ إِذْ دَخَلَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع وَ هُوَ غُلَامٌ فَقُمْتُ إِلَيْهِ وَ قَبَّلْتُ رَأْسَهُ وَ جَلَسْتُ فَقَالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع يَا بَا إِبْرَاهِيمَ أَمَا إِنَّهُ صَاحِبُكَ مِنْ بَعْدِي أَمَا لَيَهْلِكَنَّ فِيهِ أَقْوَامٌ وَ يَسْعَدُ آخَرُونَ فَلَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ وَ ضَاعَفَ عَلَى رُوحِهِ الْعَذَابَ أَمَا لَيُخْرِجَنَّ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ خَيْرَ أَهْلِ الْأَرْضِ فِي زَمَانِهِ بَعْدَ عَجَائِبَ تَمُرُّ بِهِ حَسَداً لَهُ وَ لَكِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ يُخْرِجُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى مِنْ صُلْبِهِ تَكْمِلَةَ اثْنَيْ عَشَرَ إِمَاماً مَهْدِيّاً اخْتَصَّهُمُ اللَّهُ بِكَرَامَتِهِ وَ أَحَلَّهُمْ دَارَ قُدْسِهِ الْمُنْتَظِرُ لِلثَّانِي عَشَرَ كَالشَّاهِرِ سَيْفَهُ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ ص يَذُبُّ عَنْهُ فَدَخَلَ رَجُلٌ مِنْ مَوَالِي بَنِي أُمَيَّةَ فَانْقَطَعَ الْكَلَامُ وَ عُدْتُ إِلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع خَمْسَ عَشْرَةَ مَرَّةً أُرِيدُ اسْتِتْمَامَ الْكَلَامِ فَمَا قَدَرْتُ عَلَى ذَلِكَ فَلَمَّا كَانَ مِنْ قَابِلٍ دَخَلْتُ عَلَيْهِ وَ هُوَ جَالِسٌ فَقَالَ لِي يَا أَبَا إِبْرَاهِيمَ هُوَ الْمُفَرِّجُ لِلْكَرْبِ عَنْ شِيعَتِهِ بَعْدَ ضَنْكٍ شَدِيدٍ وَ بَلَاءٍ طَوِيلٍ وَ جَوْرٍ فَطُوبَى لِمَنْ أَدْرَكَ ذَلِكَ الزَّمَانَ وَ حَسْبُكَ يَا أَبَا إِبْرَاهِيمَ قَالَ أَبُو إِبْرَاهِيمَ فَمَا رَجَعْتُ بِشَيْ‏ءٍ أَسَرَّ إِلَيَّ مِنْ هَذَا وَ لَا أَفْرَحَ لِقَلْبِي مِنْه‏




مهدى موعود-ترجمه جلد سيزدهم بحار متن 901 باب بيست و هفتم فضيلت انتظار فرج و مدح شيعيان در زمان غيبت و آنچه كه شايسته است در آن زمان انجام داده شود







همچنين صدوق در كمال الدين از ابو ابراهيم كوفى روايت نموده كه گفت:
خدمت حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام نشسته بودم ديدم موسى بن جعفر كه در آن وقت بچه بود وارد گشت. من از جا برخاستم و سر مبارك او را بوسيدم و سپس نشستم‏
حضرت صادق عليه السّلام فرمود: اى ابو ابراهيم! اين كودك بعد از من امام تو است.
آگاه باش! كه قومى در باره او از دين خود منحرف ميشوند و جمعى ديگر بسعادت ميرسند. خداوند قاتل او را لعنت كند و عذاب او را افزون گرداند.
آگاه باش كه خداوند بعد از كارهاى عجيبى كه از راه حسد بر وى ميگذرد، كسى را كه در زمان خود بهترين مردم روى زمين باشد از صلب وى پديد آورد.
خداوند آنچه را خواسته است عملى ميسازد، هر چند اهل شرك ناخوش بدارند.
خداوند بقيه دوازده امام مهدى را كه ببزرگوارى ممتاز گردانيده و جايگاه مقدسى بآنها روزى نموده از وى بوجود آورد. كسى كه منتظر ظهور امام دوازدهم باشد، مانند كسى است كه با شمشير برهنه در ركاب پيغمبر، دشمن را از حضرتش دفع ميكند.
در اين وقت مردى از دوستان بنى اميه وارد گشت و حضرت هم سخن خود را قطع فرمود بعد از آن پانزده مرتبه خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام رسيدم تا سخن آن روز را تكميل فرمايد ولى ميسر نگرديد.
چون سال بعد بخدمتش رسيدم، ديدم حضرت نشسته است. در آن حال فرمود: اى ابو ابراهيم! ... او كسى است كه بعد از تنگى طاقت فرسا و بلا و ظلم طولانى شيعيان خود را از غم نجات ميدهد. پس خوش بحال آنها كه آن زمان را درك كنند. اى ابو ابراهيم همين قدر بس است!! ابو ابراهيم گفت: چنان خوشحال شدم كه هيچ گاه بدان گونه از خدمتش برنگشته بودم.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:37
حضور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در حج


وجود مبارك حضرت بقیّة الله، حجة بن الحسن (عجّل الله تعالى فرجه الشریف) هر سال در مراسم حج حضور دارند.(1) در عرفات و منا حاضر است. همچنین بسیارى


از شاگردان خاصش مانند ابوبصیرها، سدیر صیرفى ها و زُهرى‌ها و ... كه تربیت شده او هستند در مراسم حضور دارند. حضرت (علیه‌السلام) مى‌تواند به شاگردان


خود از راه ملكوت بفهماند كه چه كسى انسان است و چه كسى حیوان.

ممكن است كسى در سرزمین عرفات و منا به وجود مبارك بقیة الله الاعظم دعا هم بكند و دعاى فرج را هم بخواند امّا قلب او قلب انسان نباشد. ممكن است كسى مشكلى داشته باشد


و مشكلش ناخودآگاه به بركت حضرت حجت (سلام الله علیه) حل شود. اما چنین نیست كه اگر عملى خارق عادت در حج یا در منا و عرفات پیدا شد، مستقیماً توسط وجود مبارك


حضرت حجّت باشد. احتمال دارد خود حضرت باشند و احتمال دارد اولیایى كه دست پرورده آن حضرت هستند باشند.


ممكن است سالمندى، زن یا مرد، و یا ناواردى راه خیمه و چادر را گم كند یا در بین راه بدون زاد و راحله بماند و ولیّى از اولیاى الهى كه تربیت شده مكتب ولایت امام عصر (ارواحنا فداه)


است او را راهنمایى كند. گرچه این شخص مع الواسطه خدمت حضرت حجّت رسیده است اما بلا واسطه نبوده است.


چنین نیست كه هر اثر غیبى در مراسم حج، مستقیماً مربوط به وجود مقدس حضرت ولى عصر ( ارواحنا فداه) باشد. خیلى توفیق مى‌خواهد و چنین تشرّفى براى اَوحَدى از موحّدان


پیش مى‌آید كه وجود مبارك حضرت (سلام الله علیه) شخصاً به بالین او بیاید. البته عنایت ایشان شامل اولیا و شاگردان و صالحین و صدیقین و شهدایى كه تربیت كرده است،


مى‌شود. آنها مأموران ایشان هستند و به دستور ایشان مشكلات دیگران را حلّ مى‌كنند و خلاصه این كه وجود مقدّس حضرت و دست پروردگان ایشان، باطن ما را مى‌بینند.


__________________________________________________ ____________________________________

پی‌نوشت‌:

1ـ وسائل الشیعه، ج13، ص272 .


منبع:

كتاب عرفان حج، آیة الله جوادی آملی .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:37
غذاي بهشتي و پذيرايي از دوستان

ابو محمّد عيسي بن مهدي جوهري مي گويد:
سال 268 هجري قمري به حج مشرّف شدم. اعمال حج را به جا آوردم، پس از پايان اعمال بيمار شدم. قبلاً شنيده بودم که مي توان امام زمان (عليه السلام) را ملاقات نمود و اين موضوع براي من ثابت شده بود به همين منظور، با اين که بيمار بودم از «قلعه فيد» که نزديک مکه و اقامت گاهم بود به قصد مدينه به راه افتادم. در راه هوس ماهي و خرما کردم، ولي به جهت بيماري نمي توانستم ماهي و خرما بخورم.

به هر نحوي بود خودم را به مدينه رساندم، در آنجا برادران ايماني ام به من بشارت دادند که در محلي به نام «صابر» حضرت (عليه السلام) ديده شده است.
من به عشق ديدار مولا به طرف منطقه صابر حرکت کردم، وقتي به آن حوالي رسيدم، چند رأس بزغاله لاغري ديدم که وارد قصري شدند.
ايستادم و مراقب قضيّه بودم تا اين که شب فرا رسيد، نماز مغرب و عشا را به جا آوردم، و پس از نماز رو به درگاه الهي آورده و بسيار دعا و تضرّع نمودم، و از خدا خواستم که توفيق زيارت حضرت (عليه السلام) را نصيبم نمايد.
ناگاه در برابر خود خادمي را ديدم که فرياد مي زد: اي عيسي بن مهدي جوهري! وارد شو!


من از شوق تکبير و تهليل گفتم، خدا را بسيار حمد و ثنا نمودم، وارد حياط شدم، ديدم سفره غذايي گسترده شده است. خادم به طرف آن رفت و مرا کنار آن نشاند و گفت: مولايت مي خواهد که از آنچه که در زمان بيماري هنگام خروج از «فيد» هوس کرده بودي، ميل کني.
من پيش خود گفتم: تا همين مقدار حجّت بر من تمام شد که مورد عنايت امام زمان (عليه السلام) قرار گرفته ام. اما چگونه غذا بخورم در حالي که مولايم را نديده ام؟
ناگاه صداي حضرت (عليه السلام) را شنيدم که مي فرمود: اي عيسي! از طعامت بخور! مرا خواهي ديد.
وقتي به سفره نگاه کردم، ديدم ماهي سرخ شده و کنار آن خرمايي که مثل خرماهاي شهر خودمان بود و مقداري شير نهاده شده است.
باز با خود گفتم: من مريضم چطور ماهي و خرما را با شير بخورم؟
باز صداي حضرت (عليه السلام) را شنيدم که فرمود: اي عيسي! آيا به کار ما شک مي کني؟ آيا تو بهتر نفع و ضرر خودت را مي داني يا ما؟


من گريستم و استغفار کردم، و از همه آن ها خوردم. اما هرچه مي خوردم چيزي از آن کم نمي شد، و اثر خوردن در آن باقي نمي ماند، غذايي بود لذيذ که طعم آن مثل غذاهاي اين دنيا نبود. مقدار زيادي خوردم. دوست داشتم باز هم بخورم، اما خجالت مي کشيدم.


حضرت (عليه السلام) دوباره فرمود: اي عيسي! بخور! خجالت نکش! اين طعام بهشتي است و به دست انسان پخته نشده است.
دوباره مشغول خوردن غذا شدم اما سيري نداشتم. عرض کردم: آقا جان! کافي است.

حضرت (عليه السلام) فرمود: اکنون بيا نزد من!
من پيش خود گفتم: چگونه نزد مولايم بروم در حالي که دست هايم را نشسته ام؟
حضرت (عليه السلام) در همان حال فرمود: اي عيسي! آيا لک آنچه خورده اي باقي است؟
دستانم را بو کردم، عطر مشک و کافور داشت. آن گاه نزديک تر رفتم ناگاه نور خيره کننده اي درخشيد و براي چند لحظه گيج شدم.





وقتي به حالت عادي برگشتم حضرت (عليه السلام) فرمود: اي عيسي! اگر سخن تکذيب کنندگان نبود که مي گويند: او کجا است؟ و کجا به دنيا آمده است؟ و چه کسي او را ديده است؟ و چه چيزي از او به شما مي رسد؟ و به شما چه خيري مي دهد، و چه معجزه اي دارد؟ هرگز تو مرا نمي ديدي. بدان که آن ها با اين که اميرالمؤمنين (عليه السلام) را مي ديدند و نزد او مي رفتند چيزي نمانده بود که او را به قتل برسانند. آنها پدران مرا اين گونه تکذيب کرده و آن ها را به سحر، تسخير جن و چيزهاي ديگر نسبت دادند.




اي عيسي! آنچه را که ديدي به دوستان ما بگو و از دشمنان ما پنهان دار!




عرض کردم: آقا جان! دعا بفرماييد من در اين اعتقاد ثابت بمانم!
فرمود: اگر خداوند تو را ثابت قدم نمي نمود، هرگز مرا نمي ديدي، بازگرد که راه يافتي!



من در حالي که خدا را بر اين توفيق سپاس مي نمودم و شکر مي کردم بازگشتم.


بحار الانوار/ ج52/ ص68-70

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:38
محل اقامت امام عصر(ع)

سوال:
در دوران غيبت محل اقامت (زندگي) امام زمان کجاست؟

پاسخ:
«طيبه» يكي از نام‏هاي مدينه طيبه است. اين روايت دلالت مي‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در اين شهر و در حوالي آن است. همچنين دلالت مي‏كند كه همواره با ايشان سي نفر

از ياران خاصشان هستند و اگر يكي از آنها بميرد، كس ديگري جاي‏گزين او مي‏شود.

موضوع محل اقامت و سكوت امام مهدي‏(ع) در زمان غيبت از جمله موضوع‏هايي است كه ذهن بسياري از مردم را به خود مشغول داشته است و معمولاً در مجالس و محافل مهدوي

مورد پرسش قرار مي‏گيرد.

پيش از پاسخ‏گويي به اين پرسش يادآوري اين نكته ضروري است كه براي غيبت امام مهدي‏(ع) دو معنا قابل تصور است:

نخست ناپيدا بودن امام؛ يعني اينكه آن حضرت در دوران غيبت از نظر جسمي از ديدگان مردم به دور است و و اگر چه آن حضرت مردم را مي‏بيند و از حال آنها باخبر

مي‏شود، ولي كسي توان ديدن ايشان را ندارد.

دوم، ناشناس بودن امام: در اين فرض آن حضرت در طول زمان غيبت در ميان مسلمانان حضور مي‏يابد و با آنها مواجه مي‏شود، ولي كسي او را نمي‏شناسد و به هويت

واقعي‏اش پي نمي‏برد.1

بحث از محل اقامت و سكونت امام مهدي‏(ع) در زمان غيبت اگر چه در هر دو فرض مطرح مي‏شود، ولي به نظر مي‏رسد در فرض دوم اين موضوع كمتر جاي بحث دارد

و آن حضرت با مخفي داشتن هويت خود در هر كجا كه بخواهد مي‏تواند زندگي كند.

در زمينه محل اقامت امام مهدي‏(ع)، روايت‏هاي گوناگوني وجود دارد كه با توجه به آنها محل‏هاي احتمالي اقامت آن حضرت را مي‏توان به سه دسته تقسيم كرد:


1. محل‏هاي دور دست و ناآشنا

برخي از روايات، محل خاصي را براي اقامت امام مهدي‏(ع) تعيين نمي‏كنند و جايگاه ايشان را در بيابان‏ها و كوه‏ها، مكان‏هاي دوردست و محل‏هايي مي‏دانند كه هيچ كس از آن

آگاهي ندارد. از جمله در روايتي كه از خود آن حضرت نقل شده است، ايشان خطاب به علي بن مهزيار مي‏فرمايد:

«اي پسر مهزيار! پدرم ابو محمد از من پيمان گرفت كه هرگز با قومي كه خداوند بر آنها خشم گرفته، آنها را لعنت كرده، براي آنها در دنيا و آخرت، بيچارگي رقم خورده و

عذابي دردناك در انتظار آنان است، هم‏نشين نباشم و به من دستور داد كه براي اقامت، كوه‏هاي سخت و سرزمين‏هاي خشك و دور دست را برگزينم».2

همچنين آن حضرت در توقيع شريفي كه خطاب به شيخ مفيد صادر شده است، در اين زمينه مي‏فرمايد:

«ما براساس آنچه خداي تعالي براي ما و شيعيان مؤمن‏مان مصلحت ديده، تا زماني كه دولت دنيا از آن فاسقان است، در سرزمين‏هاي دوردستي كه از جايگاه ستمگران دور

است، سكنا گزيده‏ايم، ولي از آنچه بر شما مي‏گذرد، آگاهيم و هيچ يك از اخبار شما بر ما پوشيده نمي‏ماند».3

در روايتي كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، آن حضرت، جايگاه امام مهدي‏(ع) را جايي ناشناس معرفي مي‏كند كه جز معدود افرادي از آن آگاهي ندارند:

«و هيچ‏كس از دوست و بيگانه از جايگاهش آگاهي نمي‏يابد مگر همان خدمت‏گزاري كه به كارهاي او مي‏رسد».4

اين‏گونه روايات گوياي آن است كه امام مهدي‏(ع) بر اساس امر الهي، در مكان‏هايي ناشناخته، دور از دست‏رس، به دور از شهرها و آبادي‏ها زندگي مي‏كند و از محل اقامت آن حضرت آگاه نيست.


2. محل‏هاي خاص و شناخته شده

در برخي روايات، از مكان‏هايي خاص به عنوان اقامت‏گاه امام مهدي‏(ع) در دوران غيبت ياد شده است كه از آن جمله مي‏توان به موارد زير اشاره كرد:


الف) مدينه

در برخي روايات، از مدينه منوره به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) ياد شده است. در روايتي كه از امام محمد باقر(ع) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي‏خوانيم:

صاحب اين امر ناگزير از كناره‏گيري است و او در [زمان] كناره‏گيري خود ناگزير از [داشتن] نيرو و تواني است. او با وجود آن سي نفر هيچ هراسي ندارد. چه خوب

جايگاهي است [مدينه] طيبه.5

در كتاب شريف «بحارالأنوار» ذيل اين روايت چنين آمده است:«طيبه» يكي از نام‏هاي مدينه طيبه است. اين روايت دلالت مي‏كند كه آن حضرت‏(ع) غالباً در اين شهر

و در حوالي آن است. همچنين دلالت مي‏كند كه همواره با ايشان سي نفر از ياران خاصشان هستند و اگر يكي از آنها بميرد، كس ديگري جاي‏گزين او مي‏شود.5

در روايت ديگري كه از امام حسن عسكري‏(ع) نقل شده است، آن حضرت در پاسخ اين پرسش راوي كه مي‏پرسد: «اگر حادثه‏اي براي شما روي دهد سراغ فرزندتان را از

كجا بگيريم؟» مي‏فرمايد: «در مدينه».6

ب) كوه رضوي

برخي روايات، «كوه رضوي» در نزديكي مدينه را پناه‏گاه و اقامت‏گاه امام عصر(ع) معرفي كرده‏اند كه روايت زير از آن جمله است:

عبدالاعلي مولي آل سام مي‏گويد: به همراه ابي عبدالله [امام صادق](ع) [از مدينه] خارج شديم، زماني كه به روحاء [در اطراف مدينه] رسيديم، آن حضرت دقايقي نگاهش

را به كوهي كه در آن منطقه بود، دوخت و آنگاه فرمود:

«اين كوه را مي‏بيني؟ اين كوه «رضوي» نام دارد و از كوه‏هاي فارس است. چون ما را دوست داشت، خداوند آن را به سوي ما منتقل كرد. در آن، همه درخت‏هاي ميوه‏دار وجود

دارد و در دو مرحله پناه‏گاهي خوب براي خائف [امام زمان] است. آگاه باش كه براي صاحب اين امر دو غيبت است كه يكي از آنها كوتاه و ديگري بلند است».7

در دعاي ندبه نيز از اين مكان نام برده شده است.8

ياقوت حموي در مورد منطقه «رضوي» مي‏نويسد:

«رضوي، كوهي است ميان مكه و مدينه در نزديكي ينبع و داراي آب فراوان و درختان زيادي است. كيسانيه9 مي‏پندارند كه محمد بن حنفيه در آنجا زنده و مقيم است».10

گفتني است در احاديث فراواني، از «رضوي» ياد شده و از آن بسيار ستايش شده است.11


ج) ذي طوي

مكان ديگري كه در روايات از آن به عنوان محل اقامت امام عصر(ع) ياد شده، «ذي طوي» است. «ذي طوي»، نام كوهي در اطراف مكه است. در روايتي كه از

محمد باقر(ع) نقل شده، چنين آمده است:

«صاحب اين امر را در يكي از اين دره‏ها غيبتي است. [در اين حال، آن حضرت...] با دست خود به ناحيه ذي طوي اشاره كرد».12

گفتني است در دعاي ندبه نيز به نام اين مكان اشاره شده و در برخي روايات، از همين منطقه به عنوان محل تجمع ياران امام مهدي‏(ع) ياد شده است.13


3. در ميان مردم

دسته سوم از روايات مانند دسته اول، از جايگاه و مكان خاصي نام نمي‏برند و از آنها استفاده مي‏شود كه امام مهدي‏(ع) به صورت ناشناس در ميان مردم زندگي مي‏كند. در

روايتي كه از امام صادق‏(ع) نقل شده است، در اين زمينه چنين مي‏خوانيم:

«چگونه اين مردم، اين موضوع را انكار مي‏كنند كه خداوند با حجتش همان گونه رفتار مي‏كند كه با يوسف رفتار كرد؟ همچنين چگونه انكار مي‏كنند كه صاحب مظلوم شما ت

همان كه از حقش محروم شده و صاحب اين امر [حكومت] است ت در ميان ايشان رفت و آمد مي‏كند، در بازارهايشان راه مي‏رود و بر فرش‏هاي آنها قدم مي‏نهد، ولي او را

نمي‏شناسند، تا زماني كه خداوند به او اجازه دهد كه خودش را معرفي كند، چنان كه به يوسف اجازه داد، آن زمان كه برادرانش از او پرسيدند: «آيا تو يوسف هستي؟» پاسخ دهد

كه «آري، من يوسف هستم».14

حال اين پرسش مطرح مي‏شود كه كدام‏يك از اين سه دسته روايت قابل پذيرش هستند و آيا راهي براي جمع كردن ميان آنها وجود دارد يا خير؟

به نظر مي‏رسد ميان اين سه دسته روايت منافاتي وجود دارد و آن حضرت بسته به شرايط و موقعيت‏هاي مختلفي كه پيش مي‏آيد، زندگي به صورت ناشناس در ميان مردم

و اقامت در مكان‏هايي چون مدينه منوره يا دوري گزيدن از مردم و اقامت در مناطق دور از دست‏رس را انتخاب مي‏كند.

به بيان ديگر، براساس دومين معنايي كه براي غيبت قابل تصور است؛ يعني ناشناس بودن امام مهدي‏(ع)، آن حضرت، الزامي براي اقامت در محلي خاص يا دور از دست‏رس ندارد

و مي‏تواند به صورت طبيعي در ميان مردم زندگي كند. البته ممكن است رعايت مصالحي ديگر، آن حضرت را وادار كند كه براساس سفارش پدر بزرگوارشان، كوه‏ها و بيابان‏ها

را اقامت‏گاه خود برگزيند.

بديهي است اگر قرار باشد آن حضرت به صورت ناشناس در ميان مردم زندگي كند، مكان‏هايي چون مدينه منوره در كنار قبر جد بزرگوارش، بهترين مكان خواهد بود.

-----------------------------------
پي‌نوشت‌ها:

1. براي مطالعه بيشتر در اين زمينه‏ر.ك: همين كتاب، ص .

2. كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 161.

3. الاحتجاج، ج 2، ص 599؛ بحارالأنوار، ج 53، ص 176.

4. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 172، ح 5.

5. الكافي، ج 1، ص 340؛ كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 102؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 6.

6. بحارالأنوار، ج 52، ص 153.

7. الكافي، ج 1، ص 328، ح 2؛ كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 139؛ بحارالأنوار، ج 51، ص 161، ح 11.

8. كتاب الغيبت[ (شيخ طوسي)، ص 103؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 153، ح 7.

9. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.

10. كيسانيه پيروان مختار بن ابوعبيده ثفقي بودند. او نخست براي پيشرفت كار خود دعوت به علي بن الحسين‏عليه السلام سپس دعوت به محمد حنفيه مي‏كرد. البته كار او

مبتني بر اعتقاد وي به اهل بيت نبود، بلكه مي‏خواست از آن بهره‏برداري سياسي كرده باشد و چون كارش بالا گرفت خود دعوي دريافت وحي از خداوند كرد و عباراتي مسجع و

مقّفي به تقليد قرآن به زبان مي‏راند. (فرهنگ فرق اسلامي، ص 373)

11. ياقوت حموي، مراصد الإطلاع علي أسماء الأمكنته و البقاع، ج 2، ص 620.

12. ر.ك: بحارالأنوار، ج 52، ص 306؛ ج 53، ص 97.

13. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 182.

14. ر.ك: كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 315؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 306، ح 80؛ ص 307، ح 81.

15. ر.ك: بحارالأنوار، ج 99، ص 108.

16. كتاب الغيبت[ (نعماني)، ص 164؛ الكافي، ج 1، صص 336 و 337، ح 4.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:41
داستان مسجد جمكران

از نيمه شبستان مسجد به سمت محراب ديگه به راحتي نمي‌شه رفت و بايد دائم خودت را كج كني تا به اين و اون نخوري و گاهي هم كاري از دستت بر نمي‌ياد و مي‌خوري. اين بار كه با خاله‌زاده رفته بوديم، پلاستيكي حاوي چند جلد كتاب دستم بود. گفتم «با اين پلاستيك نمي‌تونيم تا نزديكي محراب بريم، خيلي شلوغ است. پلاستيك را پيش خانواده بذاريم و با دست خالي بريم.» گفت «بيا! ان شاء الله مي‌ريم.» به نزديكي محراب رسيدن واقعا مشكله. ديگر چه برسه به نماز خوندن در داخل محراب! شانس آورديم و به زحمت خودمون را تا نزديكي محراب رسونديم و از خوش شانسي داخل محراب هم ناگهان جا پيدا كرديم. اما پسرك لنگ لنگان با عصاي خود اومد تا دم محراب. خود را به داخل محراب انداخت. قربان صدقه امام زمان(عج) مي‌رفت. همه متوجه اون شده بودند. ناگهان با گريه به حضار گفت: «وقتي دم در مسجد رسيدم گفتم آقا امشب هوس كردم داخل محراب نماز بخونم. بعد گريه كردم و گفتم مگه من دل ندارم. لياقت نماز خواندن تو محرابت را ندارم؟! گفت هاشم من بدتر از تو را هم به محرابم راه داده‌ام. يك دفعه راه برام باز شد. ديدين چقدر شلوغه. تا دم محراب كسي نمي‌تونه بياد. اما من با اين پاي شل و با اين عصا راه همين جور خودش برام باز مي‌شد. همين جور باز شد تا رسيدم به محراب و اومدم تو.» هميشه مي‌گفتم يعني چي كه بعضي‌ها تو زيارت مي‌گن راه باز مي‌شد و كسي بهمون كاري نداشت و مي‌رفتيم جلو؟! اين بار خودم به چشم ديدم كه يك پسر عليل تنها با عصا چگونه راه براش باز شده بود و خودش را به محراب رسانده بود. همه ديگه حالا گريه مي‌كردن و بهش التماس دعا مي‌گفتن. نمي‌دونم بين اون و آقا چي گذشته بود كه گريه مي‌كرد و مي‌گفت: «آقا من از تو شفا خواستم؟ من كي از تو شفا خواستم؟ گفتم اگه خودت دوست داري شفام بده، همين. من شفا مي‌خوام چي كار؟» شروع كرد به نماز خوندن. تو نماز هي مي‌گفت «يا صاحب الزمان». اومدم طبق عادت هميشه كه اين مسايل و مسايل ديگه را تو نماز به نمازگزارها تذكر مي‌دم، بهش بگم كه پسر جان! نماز باطل مي‌شه اگه توش امام را صدا بزني! فقط مي‌توني بر امام صلوات بفرستي. ناگهان خجالت كشيدم و منصرف شدم. از خودم شرمنده شدم. فقط احكام را بلديم و دايم به ديگران هم تذكر مي‌ديم، اما دريغ از يك ذره معرفت! قربون نماز خوندن باحال اين پسر كه توش امام زمان (عج) را صدا مي‌زنه و نمازش را باطل مي‌كنه، اما ما با همه آداب و مستحباتش به جا مي‌ياريم و هيچ حالي هم بهمون دست نمي‌ده! خدا كنه آقا يه نظر عنايتي هم به ما بندازه و راه رسيدن به خودش را برامون به همين راحتي باز كنه.


اتفاق افتاده در مسجد مقدس جمكران در شب چهارشنبه مورخ 21/3/87 حدود ساعت 11 شب در مقابل چشمان نگارنده حقير. روایت شده توسط یزدان نصر .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:42
اباصالح التماس دعا





اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدارقبقر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:43
موعود در آيات معبود




ظرف غذا وطعام بهشتي حضرت فاطمه( س) در نزد حضرت مهدي -عليه السلام



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gifمتن آيه 37 - آل عمران




فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَكَفَّلَهَا زَكَرِيَّا كُلَّمَا دَخَلَ عَلَيْهَا زَكَرِيَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ يَا مَرْيَمُ أَنَّى لَكِ هَـذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ يَرْزُقُ مَن يَشَاء بِغَيْرِ حِسَاب.



ترجمه آيه



پس پرودگارش او را به صورت نيكويى پذيرفت ، و به طرز نيكويى نشو و نما داد ، و زكريا را كفيلِ [ رشد و تربيت معنوى ] او قرار داد . هر زمان كه زكريا در محراب [ عبادت ] بر او وارد مي شد ، رزق ويژه اى نزدش مي يافت . [ روزى در كمال شگفتى ] گفت : اى مريم ! اين رزق ويژه براى تو از كجاست ؟ ! گفت : از سوى خداست ، يقيناً خدا هر كس را بخواهد ، رزق بى حساب مي دهد.



متن حديث

( الإمام الباقر عليه السلام ) " إن فاطمة عليها السلام ضمنت لعلي عليه السلام عمل البيت والعجين والخبز وقم البيت وضمن لها علي عليه السلام ما كان خلف الباب ، من نقل الحطب ، وأن يجيء بالطعام ، فقال لها يوما : يا فاطمة هل عندك شئ ؟ قالت : لا والذي عظم حقك ما كان عندنا منذ ثلاثة أيام شئ نقريك به . قال : أفلا أخبرتني ؟ قال : كان رسول الله صلى الله عليه وآله نهاني أن أسئلك شيئا فقال : لا تسألي ابن عمك شيئا إن جاءك بشئ عفوا وإلا فلا تسئليه . قال : فخرج الإمام عليه السلام فلقي رجلا فاستقرض منه دينارا ، ثم أقبل به وقد أمسى فلقي مقداد بن الأسود ، فقال للمقداد : ما أخرجك في هذه الساعة ؟ قال : الجوع ، والذي عظم حقك يا أمير المؤمنين . - قال : قلت لأبي جعفر : ورسول الله صلى الله عليه وآله حي ؟ قال : ورسول الله صلى الله عليه وآله حي ، فهو أخرجني فقد استقرضت دينارا وسأوثرك به ، فدفعه إليه . فأقبل فوجد رسول الله صلى الله عليه وآله جالسا وفاطمة تصلي وبينهما شئ مغطى ، فلما فرغت أحضرت ذلك الشيء فإذا جفنة من خبز ولحم ، قال : يا فاطمة أنى لك هذا ؟ قالت : " هو من عند الله إن الله يرزق من يشاء بغير حساب " فقال رسول الله صلى الله عليه وآله ؟ ألا أحدثك بمثلك ومثلها ؟ قال : بلى ، قال : مثل زكريا إذا دخل على مريم المحراب فوجد عندها رزقا ، قال : يا مريم أنى لك هذا ؟ قالت : هو من عند الله ، إن الله يرزق من يشاء بغير حساب فأكلوا منها شهرا وهي الجفنة التي يأكل منها القائم عليه السلام وهي عندنا "


ترجمه حديث

سيف ، از نجم ، از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : فاطمه ( س ) امور خانه از قبيل خمير كردن ، نان پختن ونظافت را عهده دار شد وعلي ( ع ) كارهاى خارج از خانه را از قبيل جمع آورى هيزم وآوردن مواد غذائى .
روزى علي ( ع ) به فاطمه ( س ) گفت : چيزى دارى ؟ گفت سه روز است كه چيزى موجود نيست ، علي ( ع ) فرمود : چرا نگفتى ؟ فاطمه ( س ) فرمود : رسول خدا ( ص ) فرموده است كه از تو چيزى نخواهم .
امام از منزل خارج شد واز كسى پولى قرض گرفت ، به سوى خانه برگشت ، در راه مقداد را ملاقات كرد از او پرسيد : چه چيز باعث شده كه در اين ساعت از روز از خانه خارج شده اى ؟ گفت : گرسنگى .
راوى مى گويد : به امام باقر عرض كردم : اين جريان در زمان حيات رسول خدا بوده ؟ فرمود : آرى . على فرمود : من هم به همين علت بيرون آمده ام ، پولى قرض گرفته ام وآن را به تو مى دهم وبه او داد . على به خانه بر گشت ديد رسول خدا ( ص ) نشسته وفاطمه ( س ) مشغول نماز است وظرفى كه روى آن پوشيده شده در جلوى آنان قرار دارد فاطمه پس از نماز ظرف را جلو آورد ديد ظرفى است كه نان وگوشت در آن وجود دارد.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:43
نزول حضرت عيسي (ع) در سن ميان سالگي



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 46/ آل عمران



بسم الله الرحمن الرحيم


وَيُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَمِنَ الصَّالِحِين.



ترجمه آيه


و با مردم در گهواره [ به صورت كارى خارق العاده ] و در ميان سالى [ با زبان وحى ] سخن مي گويد و از شايستگان است .


متن حديث

( ابن زيد ) " قد كلمهم عيسى في المهد وسيكلمهم إذا قتل الدجال وهو يومئذ كهل "


ترجمه حديث

ابن وهب گفت : از ابن زيد شنيدم كه مى گفت : عيسى ( ع ) در گهواره با آنان سخن گفت وآنگاه كه دجال را بقتل رساند نيز ، با آنان سخن خواهد گفت ، در حاليكه او مردى ميان سال است .



المصادر :
* : تفسير الطبري : ج 3 ص 188 - حدثني يونس قال : أخبرنا ابن وهب قال سمعته يعني ابن زيد يقول في قوله : -
* : الدر المنثور : ج 2 ص 25 - عن الطبري .
* : تصريح الكشميري : ص 291 - عن الطبري

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:43
نزول حضرت عيسي (ع) و قتل دجال بدست آن حضرت در زمان حضرت



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 55 /آل عمران



بسم الله الرحمن الرحيم


إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسَى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَرَافِعُكَ إِلَيَّ وَمُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ وَجَاعِلُ الَّذِينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُون.



ترجمه آيه


[ ياد كنيد ] هنگامي كه خدا فرمود : اى عيسى ! من تو را [ از روى زمين و از ميان مردم ] بر مي گيرم ، و به سوى خود بالا مي برم ، و از بودن در ميان اجتماع آلوده كافران پاك مي كنم ، و آنان را كه از تو پيروى كردند تا روز قيامت برتر از كسانى كه كافر شدند قرار مي دهم سپس بازگشت شما به سوى من است ، و در ميان شما در آنچه با هم اختلاف داشتيد [ به حقّ و عدالت ] داورى مي كنم



متن حديث

( كعب الأحبار ) " لما رأي عيسى بن مريم قلة من معه ، شكى إلى الله تعالى فقال الله : إني رافعك إلي ومتوفيك ( كذا ) وليس من رفعت عندي يموت وإني باعثك على الأعور الدجال فتقتله . ثم تعيش بعد ذلك أربعة وعشرين سنة ، ثم أتوفاك ميتة الحق "


ترجمه حديث

صفوان بن عمرو ، از مشايخ از كعب الاحبار نقل كرده وآنرا به پيامبر ( ص ) نسبت نداده است وگفته : هنگامى كه عيسى بن مريم ، همراهان اندك خود را ديد ، نزد خداى متعال شكوه نمود ، خداوند فرمود : من تو را نزد خود بالا مى برم و تو را مىميرانم ، واينگونه نيست كه هر كسى را نزدم بالا بردم ، بميرد . بلكه تو را بر دجال يك چشم بر مى انگيزم و تو او را بقتل مى رسانى ، وپس از آن بيست وچهار سال زندگى خواهى كرد ، وسپس تو را مى ميرانم ، با مردنى حق


المصادر :
* : ابن حماد : ص 163 - حدثنا نعيم ، ثنا بقية بن الوليد ، عن صفوان بن عمرو ، عن المشايخ ، عن كعب قال : - ولم يسنده إلى النبي صلى الله عليه وآله

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:43
خطبه حضرت مهدي (ع) هنگام قيام در كنار كعبه


http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 68/ آل عمران




بسم الله الرحمن الرحيم



إِنَّ أَوْلَى النَّاسِ بِإِبْرَاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَهَـذَا النَّبِيُّ وَالَّذِينَ آمَنُواْ وَاللّهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِين



ترجمه آيه



مسلماً نزديك ترين مردم به ابراهيم [ از جهت پيوند وانتساب معنوى ]كسانى اند كه [ از روى حقيقت ] از او پيروى كردند ، و اين پيامبر و كسانى كه [ به او ]ايمان آورده اند [ از همه به او نزديك ترند ] و خدا ياور و سرپرست مؤمنان است.



متن حديث

( الإمام الباقر عليه السلام ) " . . . . والله لكأني أنظر إليه وقد أسند ظهره إلى الحجر ، ثم ينشد الله حقه ثم يقول : يا أيها الناس من يحاجني في الله فأنا أولى الناس بالله ، ومن يحاجني في آدم فأنا أولى الناس بآدم ، يا أيها الناس من يحاجني في نوح فأنا أولى الناس بنوح ، يا أيها الناس من يحاجني في إبراهيم فأنا أولى الناس بإبراهيم "


ترجمه حديث

عبد الأعلى جبلى ( حلبى خ ل ) گفت ، كه امام باقر ( ع ) فرمود : . . . بخدا سوگند ، گويى بدو [ قائم ] مى نگرم كه با پشت ، به هجر [ الاسود ] تكيه زده ، وآنگاه خدا را به حق خودش سوگند مى دهد وسپس مى گويد :
اى مردم ، هر كس درباره خدا با من محاجه وبحث كند ، من سزاوارترين فرد به خدا هستم ، وهر كس در باره نسبت حضرت آدم ( ع ) با من محاجه نمايد ، من سزاوارترين شخص به آدم ( ع ) هستم ، اى مردم ، هر كس درباره نسبت با نوح با من احتجاج كند ، من سزاوارترين مردم به نوح ( ع ) هستم ، اى مردم ، هر كس در باره ابراهيم ( ع ) با من احتجاج نمايد ، من سزاوارترين فرد به ابراهيم ( ع ) مي باشم . وقد تقدم مع مصادره في البقرة - 148


المصادر :
* : العياشي : ج 2 ص 56 ح 49 - عن عبد الأعلى الجبلي ( الحلبي خ ل ) قال : قال أبو جعفر

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:44
رجعت وبازگشت ائمه وانبياء ومومنين ودشمنان دين به دنيا



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 81/ آل عمران


بسم الله الرحمن الرحيم


وَإِذْ أَخَذَ اللّهُ مِيثَاقَ النَّبِيِّيْنَ لَمَا آتَيْتُكُم مِّن كِتَابٍ وَحِكْمَةٍ ثُمَّ جَاءكُمْ رَسُولٌ مُّصَدِّقٌ لِّمَا مَعَكُمْ لَتُؤْمِنُنَّ بِهِ وَلَتَنصُرُنَّهُ قَالَ أَأَقْرَرْتُمْ وَأَخَذْتُمْ عَلَى ذَلِكُمْ إِصْرِي قَالُواْ أَقْرَرْنَا قَالَ فَاشْهَدُواْ وَأَنَاْ مَعَكُم مِّنَ الشَّاهِدِين



ترجمه آيه


و [ ياد كنيد ] هنگامي كه خدا از همه پيامبران [ و امت هايشان ] پيمان گرفت كه هرگاه كتاب و حكمت به شما دادم ، سپس [ در آينده ] پيامبرى براى شما آمد كه آنچه را [ از كتاب هاى آسمانى ] نزد شماست تصديق كرد ، قطعاً بايد به او ايمان آوريد و وى را يارى دهيد . [ آن گاه خدا ] فرمود : آيا اقرار كرديد و بر اين [ حقيقت ] پيمان محكم مرا [ به صورتى كه به آن وفا كنيد ] دريافت نموديد ؟ گفتند : اقرار كرديم . فرمود : پس [ بر اين پيمان ] گواه باشيد و من هم با شما از گواهانم



متن حديث

( الإمام الصادق عليه السلام ) " وتلا هذه الآية : وإذ أخذ الله ميثاق النبيين لما آتيتكم من كتاب وحكمة إلى آخر الآية ، قال : لتؤمنن برسول الله صلى الله عليه وآله ولتنصرن أمير المؤمنين عليه السلام قلت : ولتنصرن أمير المؤمنين ؟ قال : نعم من آدم فهلم جرا ، ولا يبعث الله نبيا ولا رسولا إلا رد إلى الدنيا حتى قاتل بين يدي أمير المؤمنين ( عليه السلام ) "


ترجمه حديث

فيض بن ابى شيبه گفت : از امام صادق ( ع ) شنيدم كه اين آيه شريفه را تلاوت مى كرد " وآنگاه خداوند عهد وپيمان پيامبران را گرفت ، كه آنچه را از كتاب وحكمت برايتان آوردم . . . تا آخر آيه " فرمود :
" البته براى اينكه به رسول خدا ( ص ) ايمان بياوريد ، وامير المؤمنين ( ع ) را يارى كنيد ، عرض كردم : براى اينكه امير المؤمنين را يارى كنيد ؟ فرمود : آرى ، از آدم ( ع ) گرفته تا كنون ، خداوند هيچ پيامبر ورسولى را بر نيانگخيت جز اينكه به دنيا بر گردانده مى شود تا در ركاب امير المؤمنين عليه السلام نبرد كند .


المصادر :
* : مختصر البصائر : على ما في مختصر بصائر الدرجات .
* : العياشي : ج 1 ص 181 ح 76 - عن فيض بن أبي شيبة قال : سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول : -
* : القمي : ج 1 ص 106 - حدثني أبي ، عن ابن أبي عمير ، عن ابن مسكان ، عن أبي عبد الله عليه السلام قال : ما بعث الله نبيا من لدن آدم فهلم جرا إلا ويرجع إلى الدنيا وينصر أمير المؤمنين عليه السلام ، وهو قوله : لتؤمنن به ، يعني : رسول الله صلى الله عليه وآله . ولتنصرنه ، يعني أمير المؤمنين عليه السلام " .
* : مختصر بصائر الدرجات : ص 25 - أحمد بن محمد بن عيسى ، عن محمد بن سنان ، عن عبد الله بن مسكان ، عن فيض بن أبي شيبة ، قال : سمعت أبا عبد الله ( عليه السلام ) يقول : - كما في العياشي بتفاوت .
وفي : ص 42 - كما في القمي ، عن علي بن إبراهيم .
* : الصافي : ج 1 ص 351 - عن القمي ، والعياشي .
* : الايقاظ من الهجعة : ص 360 ب 10 ح 110 - عن مختصر بصائر الدرجات .
* : البرهان : ج 1 ص 295 ح 8 - عن العياشي .
* : البحار : ج 53 ص 41 ب 29 ح 9 - عن مختصر بصائر الدرجات ، والعياشي .
وفي : ص 61 ح 50 - عن القمي .
* : نور الثقلين : ج 1 ص 358 - 359 ح 213 - عن العياشي .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:44
بروز حوادث واتفاقات در عالم وپيروزي اسلام وحق وعدالت


http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 83/ آل عمران



بسم الله الرحمن الرحيم


أَفَغَيْرَ دِينِ اللّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ



ترجمه آيه


آيا [ اهل كتاب پس از اين همه دلايل روشن ] غير دين خدا را خواستارند؟ در حالى كه هر كه در آسمان ها وزمين است از روى رغبت يا كراهت در برابر او [و اراده و فرمانش] تسليم است، وهمه به سوى او بازگردانده مي شوند



متن حديث

( الإمام الصادق عليه السلام ) " وله أسلم من في السماوات والأرض طوعا وكرها . قال : إذا قام القائم عليه السلام لا يبقى أرض إلا نودي فيها بشهادة أن لا إله إلا الله وأن محمدا رسول الله "


ترجمه حديث

رفاعة بن موسى ، از امام صادق ( ع ) نقل كرده و گفت : از آن حضرت شنيدم در مورد آيه : " وله اسلم من فى السموات . . . " ( هر كه در آسمانها وزمين است خواه وناخواه تسليم او مى شود ) فرمود : هنگامى كه امام عصر بپاخيزد ، هيج سرزمينى باقى نمى ماند مگر اينكه در آن به يگانگى خدا ورسالت محمد ( ص ) گواهى داده مى شود .


المصادر :
* : العياشي : ج 1 ص 183 ح 81 - عن رفاعة بن موسى قال : سمعت أبا عبد الله عليه السلام يقول : -
* : الصافي : ج 1 ص 353 - عن العياشي ظاهرا .
* : إثبات الهداة : ج 3 ص 549 ب 32 ف 28 ح 551 - عن العياشي .
* : المحجة : ص 50 - عن العياشي .
* : البرهان : ج 1 ص 296 ح 4 - عن العياشي .
* : البحار : ج 52 ص 340 ب 27 ح 89 - عن العياشي .
* : نور الثقلين : ج 1 ص 362 ح 229 - عن العياشي .
* : ينابيع المودة : ص 421 ب 71 - عن المحجة .
* : منتخب الأثر : ص 293 ف 2 ب 35 ح 3 - عن ينابيع المودة

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:44
حضرت مهدي (ع) وبيعت با آن حضرت ، حرم امن الهي



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gifمتن آيه 97/ آل عمران


بسم الله الرحمن الرحيم


فِيهِ آيَاتٌ بَيِّـنَاتٌ مَّقَامُ إِبْرَاهِيمَ وَمَن دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا وَلِلّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلاً وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ الله غَنِيٌّ عَنِ الْعَالَمِينَ



ترجمه آيه


در آن نشانه هايى روشن [ از ربوبيّت ، لطف ، رحمت خدا و از جمله ]مقام ابراهيم است و هر كه وارد آن شود در امان است و خدا را حقّى ثابت و لازم بر عهده مردم است كه [ براى اداى مناسك حج ] آهنگ آن خانه كنند ، [ البته ] كسانى كه [ از جهت سلامت جسمي و توانمندى مالى و باز بودن مسير ]بتوانند به سوى آن راه يابند ، و هر كه ناسپاسى ورزد [ و از رفتن به آنجا خوددارى كند ، به خود زيان زده ] زيرا خدا از جهانيان بى نياز است


متن حديث

( الإمام الصادق عليه السلام ) " يا أبا بكر : سيروا فيها ليالي وأياما آمنين ، فقال : مع قائمنا أهل البيت وأما قوله : ( فمن دخله كان آمنا ) فمن بايعه ودخل معه ومسح على يديه ودخل في عقد أصحابه كان آمنا " ويأتي في سبأ - 18


ترجمه حديث

زهيربن شبيب بن انس ، از امام صادق ( ع ) نقل مى كند كه آن حضرت در پاسخ سئوال ابو بكر حضرمى ، فرمود : اى ابو بكر ، شبها وروزهايى را در آن با امنيت وآرامش بگرديد ، سپس فرمود : با قائم ما اهل بيت ، واما گفته خداى سبحان : ( " فمن دخله كان آمنا " كسى كه با او بيعت نمايد وبا او وارد شود ، ودست به دست او بكشد ودر زمرهء يارانش در آيد ، در امنيت وآرمش خواهد بود "


المصادر :
* : علل الشرائع : ص 89 ب 81 ح 5 - حدثنا أبي ومحمد بن الحسن رحمهما الله قالا : حدثنا سعد بن عبد الله قال : حدثنا أحمد بن أبي عبد الله البرقي قال : حدثنا أبو زهير بن شبيب بن أنس ، عن بعض أصحابه ، عن أبي عبد الله عليه السلام في حديث عن محاجته عليه السلام أبا حنيفة ، جاء فيه : " فقال أبو بكر الحضرمي جعلت فداك الجواب في المسألتين الأوليتين ؟ فقال : -
* : الصافي : ج 1 ص 359 - عن العلل بتفاوت يسير وفيه " من بايع قائمنا . . . " .
وفي : ج 4 ص 217 - آخره ، عن علل الشرائع .
* : حلية الأبرار : ج 2 ص 148 ب 7 - كما في علل الشرائع ، عن ابن بابويه .
* : البرهان : ج 1 ص 299 ح 9 - كما في العلل عن ابن بابويه ، وفيه " . . . قال في قائمنا أهل البيت " .
* : البحار : ج 2 ص 292 ب 34 ذ ح 13 - عن علل الشرائع .
* : نور الثقلين : ج 1 ص 368 ح 258 - وفي : ج 4 ص 332 ح 52 - عن علل الشرائع .
* : العوالم : ج 3 ص 613 ب 8 ح 44 - عن علل الشرائ

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:44
فرستادن خداوند ملائكه جنگ بدر را به ياري حضرت مهدي (ع)


بسم الله الرحمن الرحيم


http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 125 / آل عمران


بَلَى إِن تَصْبِرُواْ وَتَتَّقُواْ وَيَأْتُوكُم مِّن فَوْرِهِمْ هَـذَا يُمْدِدْكُمْ رَبُّكُم بِخَمْسَةِ آلافٍ مِّنَ الْمَلآئِكَةِ مُسَوِّمِي


ترجمه آيه


آرى ، اگر شكيبايى ورزيد و پرهيزكارى كنيد و دشمنان در همين لحظه ، جوشان و خروشان بر شما بتازند ، پروردگارتان شما را با پنج هزار فرشته نشان دار يارى مي دهد .



متن حديث

( الإمام الباقر عليه السلام ) " إن الملائكة الذين نصروا محمدا صلى الله عليه وآله يوم بدر في الأرض ، ما صعدوا بعد ، ولا يصعدون حتى ينصروا صاحب هذا الامر ، وهم خمسة آلاف "

ترجمه حديث

ضريس بن عبد الملك ، از امام باقر ( ع ) روايت كرده كه فرمود : فرشتگانى كه حضرت محمد صلى الله عليه وآله را روز جنگ بدر در زمين يارى كردند ، از آن پس به آسمان بالا نرفتند ، ونمى روند تا اينكه صاحب الامر ( ع ) را يارى نمايند ، تعداد آن فرشتگان پنج هزار تن است "



المصادر :
* : العياشي : ج 1 ص 197 ح 138 - عن ضريس بن عبد الملك ، عن أبي جعفر عليه السلام قال : -
* : إثبات الهداة : ج 3 ص 549 ب 32 ف 28 ح 553 - عن العياشي .
* : البرهان : ج 1 ص 313 ح 5 - عن العياشي .
* : البحار : ج 19 ص 284 ب 10 ح 26 - عن العياشي .
* : نور الثقلين : ج 1 ص 388 ح 346 - عن العياشي

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:44
حضرت مهدي (ع) دولت وحكومت حق الهي



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 140/ آل عمران


بسم الله الرحمن الرحيم



إِن يَمْسَسْكُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْكَ الأيَّامُ نُدَاوِلُهَا بَيْنَ النَّاسِ وَلِيَعْلَمَ اللّهُ الَّذِينَ آمَنُواْ وَيَتَّخِذَ مِنكُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ



ترجمه آيه


اگر [ در جنگ احد ] به شما آسيب و جراحتى رسيد ، آن گروه را نيز [ در جنگ بدر ] آسيب و جراحتى مانند آن رسيد . و ما اين روزها [ ىِ پيروزى و ناكامي ] را [ به عنوان امتحان ] در ميان مردم مي گردانيم [ تا عبرت گيرند ] و خدا كسانى را كه [ از روى حقيقت و خلوص ] ايمان آورده اند ، مشخص كند و از ميان شما گواهانى [ نسبت به پيروزى ها كه نتيجه طاعت و تقواست ، و شكست ها كه محصول نافرمانى و بى تقوايى است ] بگيرد و خدا ستمكاران را [ كه با سستى و بى تقوايى بر خود ستم مي كنند ] دوست ندارد .



متن حديث

( الإمام الصادق عليه السلام ) " ما زال مذ خلق الله آدم : دولة لله ، ودولة لإبليس ، فأين دولة الله ؟ أما هو إلا قائم واحد "


ترجمه حديث

زراره از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه حضرت دربارهء آيهء شريفهء " وتلك الايام نداولها بين الناس " فرمود : پيوسته از زمان حضرت آدم ( ع ) ، خدا دولت وحكومتى داشته وابليس نيز صاحب دولت بوده است ، بنابر اين دولت خدا كجاست ؟ هان ، آگاه باش آن جز يك قائم نخواهد بود "



المصادر :
* : العياشي : ج 1 ص 199 ح 145 - عن زرارة ، عن أبي عبد الله عليه السلام ، في قول الله : ( وتلك الأيام نداولها بين الناس ) قال : -
* : إثبات الهداة : ج 1 ص 135 - 136 ب 6 ف 21 ح 258 - عن العياشي .
* : البرهان : ج 1 ص 318 ح 2 - عن العياشي .
* : البحار : ج 51 ص 54 ب 5 ح 38 - عن العياشي ، وليس فيه " إلا " .
* : نور الثقلين : ج 1 ص 395 ح 374 - عن العياشي

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:44
امتحان وابتلاء مؤمنين به فتنه ها قبل از ظهور حضرت مهدي



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 142/ آل عمران



بسم الله الرحمن الرحيم


أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُواْ الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَعْلَمِ اللّهُ الَّذِينَ جَاهَدُواْ مِنكُمْ وَيَعْلَمَ الصَّابِرِي .



ترجمه آيه


آيا پنداشته ايد [ با ايمانِ بدون عمل ] وارد بهشت مي شويد ، در حالى كه هنوز خدا كسانى از شما را كه در راه خدا جهاد كرده اند وشكيبايان را [از ديگران] مشخص و معلوم نكرده است ؟ !



متن حديث

( الإمام الصادق عليه السلام ) " والله لا يكون الذي تمدون إليه أعناقكم حتى تميزوا وتمحصوا ، ثم يذهب من كل عشرة شئ ، ولا يبقى منكم إلا الأندر ، ثم تلا هذه الآية : ( أم حسبتم أن تدخلوا الجنة ولما يعلم الله الذين جاهدوا منكم ويعلم الصابرين ) "


ترجمه حديث

أحمد بن محمد بن ابى نصر ، از امام رضا ، و آن بزرگوار از امام صادق ( ع ) روايت كرده كه مى فرمايد : سوگند به خداوند ، آن رويدادى كه به سوى آن گردن مى كشيد پديد نخواهد آمد تا از يكديگر مشخص شويد ومورد امتحان وآزمايش قرار گيريد . سپس از هر ده نفر برخى از بين مى روند وجز اندكى از شما باقى نمى ماند ، آنگاه حضرت آيه زير را تلاوت نمود كه خداوند مى فرمايد : " آيا چنين پنداشته ايد كه تنها با ادعاى ايمان وارد بهشت خواهيد شد ، در حالى كه خداوند هنوز مجاهدان از شما وصابران را مشخص نساخته است " ؟


المصادر :
* : قرب الاسناد : ص 162 - ( أحمد بن محمد بن عيسى ، عن أحمد بن محمد بن أبي نصر ، عن الرضا عليه السلام ) وكان جعفر عليه السلام يقول : -
* : البحار : ج 52 ص 113 ب 21 ح 25 - بعضه ، عن قرب الاسناد

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:45
رجعت وبازگشت شهدا به دنيا



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 144/ آل عمران


بسم الله الرحمن الرحيم



وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ اللّهَ شَيْئًا وَسَيَجْزِي اللّهُ الشَّاكِرِي


ترجمه آيه



و محمّد جز فرستاده اى از سوى خدا كه پيش از او هم فرستادگانى [ آمده و ] گذشته اند ، نيست . پس آيا اگر او بميرد يا كشته شود ، [ ايمان و عمل صالح را ترك مي كنيد و ] به روش گذشتگان و نياكان خود برمي گرديد ؟ ! و هر كس به روش گذشتگان خود برگردد ، هيچ زيانى به خدا نمي رساند و يقيناً خدا سپاس گزاران را پاداش مي دهد



متن حديث

( الإمام الباقر عليه السلام ) " لا ، الموت موت ، والقتل قتل ، قال : فقلت له : ما أحد يقتل إلا مات ، قال فقال : يا زرارة قول الله أصدق من قولك قد فرق بينهما في القرآن قال : أفإن مات أو قتل ، وقال : ولئن متم أو قتلتم لإلى الله تحشرون ، ليس كما قلت يا زرارة ، الموت موت ، والقتل قتل ، وقد قال الله ( إن الله اشترى من المؤمنين أنفسهم وأموالهم بأن لهم الجنة ) الآية . قال : فقلت : إن الله يقول : ( كل نفس ذائقة الموت ) أفرأيت من قتل لم يذق الموت ؟ قال فقال : ليس من قتل بالسيف كمن مات على فراشه . إن من قتل لابد أن يرجع إلى الدنيا حتى يذوق الموت " ويأتي في التوبة - 111


ترجمه حديث

رود ، از امام باقر ( ع ) سئوال كرد ، حضرت فرمود : خير ، مردن ، مردن است ، وكشته شدن ، كشته شدن . وى گفت : به آنحضرت عرض كردم : هيچكس كشته نشده ، مگر اينكه مرده بشمار مىآيد ، گفت ، حضرت فرمود : اى زراره ، گفته خداى متعال از گفته تو برتر است و او در قرآن ميان مرگ ، و كشته شدن ، تفاوت قائل شده است ، آنجا كه فرمود : " أفان مات او قتل " وفرمود : " ولئن متم او قتلتم لالى الله تحشرون " اى زراره اينگونه كه شما مى گويى نيست ، مردن ، مردن است ، وكشته شدن ، كشته شدن ، وخداى سبحان فرمود : " ان الله اشترى من المؤمنين انفسهم واموالهم بان لهم الجنة " او گفت : به آن حضرت عرض كردم : خداوند مى فرمايد : " كل نفس ذائقة الموت " آيا به نظر شما كسى كه كشته شود ، شربت مرگ را بخشيده ؟ او گفت : حضرت فرمود : كسى كه با شمشير كشته شود [ شهداء ] مانند كسى كه در رختخواب بميرد ، نيست * كسى كه كشته مى شود ، حتما " بدنيا بر مى گردد تا مردن ومرگ را بچشد.



المصادر :
* : العياشي : ج 2 ص 112 ح 139 - عن زرارة قال : كرهت أن أسأل أبا جعفر عليه السلام في الرجعة ، فأقبلت مسألة لطيفة أبلغ فيها حاجتي ، فقلت : جعلت فداك أخبرني عمن قتل مات ، قال : -
وفي : ج 1 ص 202 ح 160 - كما في روايته الأولى بتفاوت ونقص بعض ألفاظه ، مرسلا عن زرارة : -
* : مختصر بصائر الدرجات : ص 19 - وعنه " أحمد بن محمد بن عيسى " ومحمد بن الحسين بن أبي الخطاب ، وعبد الله بن محمد بن عيسى ، عن الحسن بن محبوب ، عن علي بن رئاب عن زرارة قال : - كما في رواية العياشي الثانية .
* : الصافي : ج 1 ص 387 - بعضه ، عن العياشي .
* : الايقاظ من الهجعة : ص 273 ب 9 ح 80 - عن مختصر بصائر الدرجات ، وقال " ورواه العياشي في تفسيره على نقل عنه ، عن زرارة ، مثله " .
* : البرهان : ج 1 ص 322 ح 3 - كما في مختصر بصائر الدرجات ، عن سعد بن عبد الله : -
وفيها : ح 5 - عن العياشي .
وفي : ج 2 ص 166 ح 5 - كما في مختصر بصائر الدرجات بتفاوت يسير عن سعد بن عبد الله .
وفيها : ح 8 - عن العياشي .
* : البحار : ج 53 ص 65 ب 29 ح 58 - عن مختصر بصائر الدرجات ، والعياشي بتفاوت يسير .
* : نور الثقلين : ج 1 ص 417 ح 464 - عن العياشي

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:45
وجوب اعتقاد وتمسك به حضرت مهدي (ع) در زمان غيبت



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 200/ آل عمران


بسم الله الرحمن الرحيم


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُون



ترجمه آيه


اى اهل ايمان ! [ در برابر حوادث ]شكيبايى كنيد ، و ديگران را هم به شكيبايى واداريد ، و با يكديگر [ چه در حال آسايش چه در بلا و گرفتارى ] پيوند و ارتباط برقرار كنيد و از خدا پروا نماييد تا رستگار شوي



متن حديث

( الإمام الصادق عليه السلام ) " إذا لا يعبد الله يا أبا يوسف ، لا تخلو الأرض من عالم منا ، ظاهر يفزع الناس إليه في حلالهم وحرامهم ، وإن ذلك لمبين في كتاب الله قال الله : يا أيها الذين آمنوا اصبروا - على دينكم - وصابروا - عدوكم فمن يخالفكم - ورابطوا - إمامكم - واتقوا الله - فيما أمركم به وافترض عليكم "


ترجمه حديث

يعقوب بن سراج مى گويد به امام صادق ( ع ) عرض كردم ، آيا زمين روزى بدون عالمى از شما كه مردم بدو مراجعه كنند باقى مى ماند ؟ حضرت به من فرمود : اى ابو يوسف ، اگر اينگونه باشد ، خداوند پرستيده نمى شود ، زمين ، از وجود عالم وفرد آگاهى از ما تهى نمى ماند ، آشكار است ومردم در حلال وحرام خود بدو مراجعه مىكنند ، واين معنا در قرآن بيان شده است ، خداى سبحان فرمود : يا ايها الذين آمنوا اصبروا - صبر و بردبارى در دين داشته باشيد ، وصابروا - در برابر دشمنان ومخالفين خود شكيبايى كنيد ، ورابطوا - آماده ء يارى امامتان باشيد و در آنچه خدا به شما فرمان داده وبر شما واجب گردانده است از او بترسي



المصادر :
* : العياشي : ج 1 ص 212 ح 181 - عن يعقوب السراج قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : تبقى الأرض يوما بغير عالم منكم يفزع الناس إليه ؟ قال : فقال لي :
* : إثبات الهداة : ج 1 ص 136 ب 6 ف 21 ح 260 - عن العياشي بتفاوت يسير .
* : البرهان : ج 1 ص 335 ح 12 - عن العياشي .
* : البحار : ج 24 ص 217 ب 57 ح 10 - عن العياشي ، بتفاوت يسير

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:45
اعتقاد به حضرت مهدي (ع) از ايمان به غيب






http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 5 / سوره ابراهيم







وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا أَنْ أَخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَذَكِّرْهُمْ بِأَيَّامِ اللّهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَاتٍ لِّكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ







ترجمه آيه


همانا موسى را با نشانه هاى خود فرستاديم [ و به او وحى كرديم ] كه قوم خود را از تاريكى ها به سوى روشنايى بيرون آور و روزهاى خدا را [ كه روزهاى رحمت ، عذاب ، پيروزى و شكست است ]به آنان يادآورى كن ، بى ترديد در اين روزهاى خدا براى هر شكيباى سپاس گزارى نشانه هايى [ از توحيد ، ربوبيّت و قدرت خدا ] است .


متن حديث



( الامام أمير المؤمنين عليه السلام ) " الغيب : يوم الرجعة ، ويوم القيامة ، ويوم القائم ، وهي أيام آل محمد ، وإليها الإشارة بقوله : وذكرهم بأيام الله ، فالرجعة لهم ، ويوم القيامة لهم ويوم القائم لهم ، وحكمه إليهم ، ومعول المؤمنين فيه عليهم " وقد تقدم مع مصادره في البقرة - 3




المصادر :
* : مشارق أنوار اليقين : ص 159 - ما رواه عمار عن أمير المؤمنين عليه السلام في كتاب الواحدة ، في حديث طويل قد بين فيه مناقب نفسه القدسية ، وجاء فيه قوله : الذين يؤمنون بالغيب ، قال

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:45
حضرت پيامبر وائمه معصومين صلوات الله عليهم اجمعين نعمتهاي الهي


http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 28/ ابراهيم




بسم الله الرحمن الرحيم

أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ بَدَّلُواْ نِعْمَةَ اللّهِ كُفْرًا وَأَحَلُّواْ قَوْمَهُمْ دَارَ الْبَوَارِ




ترجمه آيه




آيا كسانى را كه [ شكر ]نعمت خدا را به كفران و ناسپاسى تبديل كردند و قوم خود را به سراى نابودى و هلاكت درآوردند ، نديدى ؟


متن حديث

( الامامان الباقر والصادق عليهما السلام ) " نعمة الله رسوله ، إذ يخبر أمته بمن يرشدهم من الأئمة . فأحلوهم دار البوار ، ذلك معنى قول النبي صلى الله عليه وآله : لا ترجعن بعدي كفارا يضرب بعضكم رقاب بعض "


المصادر :
* : مناقب ابن شهرآشوب : ج 4 ص 284 - عن الصادق والباقر عليهما السلام في قوله تعالى : ( ألم تر إلى الذين بدلوا نعمة الله كفرا )
* : البحار : ج 24 ص 51 ب 29 ح 4 - عن المناقب

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:45
ظهور وقيام حضرت قائم (ع) وعدهء نزديك الهي



http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gifمتن آيه 44/ ابراهيم




بسم الله الرحمن الرحيم


وَأَنذِرِ النَّاسَ يَوْمَ يَأْتِيهِمُ الْعَذَابُ فَيَقُولُ الَّذِينَ ظَلَمُواْ رَبَّنَا أَخِّرْنَا إِلَى أَجَلٍ قَرِيبٍ نُّجِبْ دَعْوَتَكَ وَنَتَّبِعِ الرُّسُلَ أَوَلَمْ تَكُونُواْ أَقْسَمْتُم مِّن قَبْلُ مَا لَكُم مِّن زَوَال.






ترجمه آيه



و مردم را از روزى كه عذاب به سويشان مي آيد ، هشدار ده . پس كسانى كه ستم ورزيده اند ، مي گويند :

پروردگارا ! ما را تا [ سرآمدى نزديك ؟ و ]مدتى كوتاه مهلت ده تا دعوتت را اجابت كنيم ، و از پيامبرانت پيروى نماييم . [ ولى به آنان گويند : ] شما نبوديد كه پيش از اين سوگند ياد مي كرديد كه هرگز براى شما زوال و فنايى نيست ؟ !




متن حديث

( الإمام الباقر عليه السلام ) " والله الذي صنعه الحسن بن علي عليه السلام كان خيرا لهذه الأمة مما طلعت عليه الشمس ، والله لفيه نزلت هذه الآية : ألم تر إلى الذين قيل لهم كفوا أيديكم وأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة ، إنما هي طاعة الامام ، فطلبوا القتال " فلما كتب عليهم القتال " مع الحسين " قالوا ربنا لم كتبت علينا القتال لولا أخرتنا إلى أجل قريب " . وقوله : ربنا أخرنا إلى أجل قريب نجب دعوتك ونتبع الرسل ، أرادوا تأخير ذلك إلى القائم عليه السلام "


وقد تقدم مع مصادره في النساء - 77




المصادر :
* : العياشي : ج 1 ، ص 258 ح 196 - عن محمد بن مسلم ، عن أبي جعفر عليه السلام


_________________

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:46
رسيدن مساكن وبيوت ظالمين به حضرت مهدي (ع) واصحاب آن حضرت




http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gif متن آيه 45 / ابراهيم




بسم الله الرحمن الرحيم


وَسَكَنتُمْ فِي مَسَـاكِنِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ وَتَبَيَّنَ لَكُمْ كَيْفَ فَعَلْنَا بِهِمْ وَضَرَبْنَا لَكُمُ الأَمْثَ


ترجمه آيه


و در مساكن كسانى كه به خود ستم كردند ، ساكن شديد ، در صورتى كه براى شما روشن و آشكار است كه ما با آنان [ به سبب ستم هايشان ]چه كرديم و براى شما مثال ها [ ىِ پندآموزى از جامعه هايى كه به وسيله عذاب نابود شدند ]ذكر كرديم .


متن حديث


( الإمام الصادق عليه السلام ) " لا تقل هكذا ، بل تكون مساكن القائم وأصحابه ، أما سمعت الله يقول : وسكنتم في مساكن الذين ظلموا أنفسهم "


للمصادر :


* : العياشي : ج 2 ، ص 235 ، ح 49 - عن سعد بن عمر ، عن غير واحد ممن حضر أبا عبد الله عليه السلام ورجل يقول : قد ثبت دار صالح ودار عيسى بن علي ذكر دور العباسيين فقال رجل : أراناها الله خرابا أو خربها بأيدينا ، فقال له أبو عبد الله عليه السلام : -
* : إثبات الهداة : ج 3 ، ص 551 ، ب 32 ، ف 28 ، ح 566 - مختصرا ، عن العياشي .
* : المحجة : ص 110 - عن العياشي .
* : البرهان : ج 2 ، ص 321 ، ح 3 - عن العياشي .
* : البحار : ج 52 ، ص 347 ، ب 27 ، ح 95 - عن العياشي .
* : نور الثقلين : ج 2 ، ص 553 ، ح 129 - عن العياشي ، وفيه " بنيت ، بدل ثبت

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:46
قيام ياران حضرت مهدي (ع) قبل از قيام آن حضرت وانتقام از دشمنان
http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gifمتن آيه / 4 تا 6 اسراء




وَقَضَيْنَا إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فِي الْكِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِي الأَرْضِ مَرَّتَيْنِ وَلَتَعْلُنَّ عُلُوًّا كَبِيرًا «4»



ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا «6»




ترجمه آيه



ما در تورات به بنى اسرائيل خبر داديم كه قطعاً دو بار در زمين فساد مي كنيد و [ در برابر طاعت خدا ] به سركشى و طغيان [ و نسبت به مردم به برترى جويى و ستمي ] بزرگ دچار مي شويد . « 4»




سپس پيروزى بر آنان را به شما باز مي گردانيم و شما را به وسيله اموال و فرزندان تقويت مي كنيم ، و نفرات [ رزمي ] شما را بيشتر مي گردانيم .



متن حديث


الإمام الصادق عليه السلام ) " قتل علي ، وطعن الحسن . ولتعلن علوا كبيرا : قتل الحسين . فإذا جاء وعد أوليهما : إذا جاء نصر دم الحسين . بعثنا عليكم عبادا لنا أولي بأس شديد فجاسوا خلال الديار : قوم يبعثهم الله قبل خروج القائم لا يدعون وترا لآل محمد إلا حرقوه . وكان وعدا مفعولا : قبل قيام القائم . ثم رددنا لكم الكرة عليهم وأمددناكم بأموال وبنين وجعلناكم أكثر نفيرا : خروج الحسين في الكرة في سبعين رجلا من أصحابه الذين قتلوا معه ، عليهم البيض المذهب ، لكل بيضة وجهان ، المؤدي إلى الناس أن الحسين قد خرج في أصحابه حتى لا يشك فيه المؤمنون وأنه ليس بدجال ولا شيطان ، الامام الذي بين أظهر الناس يومئذ . فإذا استقر عند المؤمن أنه الحسين لا يشكون فيه ، وبلغ عن الحسين الحجة القائم بين أظهر الناس ، وصدقه المؤمنون بذلك ، جاء الحجة الموت فيكون الذي ( يلي ) غسله ، وكفنه وحنوطه وإيلاجه في حفرته الحسين ، ولا يلي الوصي إلا الوصي ، وزاد إبراهيم في حديثه : ثم يملكهم الحسين حتى يقع حاجباه على عينيه "



المصادر :



* : العياشي : ج 2 ص 281 ح 20 - عن صالح بن سهل ، عن أبي عبد الله عليه السلام في قوله : وقضينا إلى بني إسرائيل في الكتاب لتفسدن في الأرض مرتين : -
* : الكافي : ج 8 ص 206 ح 250 - عن عدة من أصحابنا ، عن سهل بن زياد ، عن محمد بن الحسن بن شمون ، عن عبد الله بن عبد الرحمن الأصم ، عن عبد الله بن القاسم البطل ، عن أبي عبد الله عليه السلام : - كما في العياشي بتفاوت ، وفيه " . . المؤدون . . . الحجة القائم بين أظهرهم . . يغسله ويكفنه ويحنطه ويلحده في حفرته " .
* : كامل الزيارات : ص 62 ب 18 ح 1 - حدثني محمد بن جعفر القرشي الرزاز قال
* : حدثني محمد بن الحسين بن أبي الخطاب ، عن موسى بن سعدان الحناط ، عن عبد الله بن قاسم الحضرمي ، عن صالح بن سهل : - أوله ، كما في العياشي .
وفي : ص 64 ب 18 ح 7 - كما في روايته الأولى وفي سنده " الكوفي بدل القرشي . . أبي عبد الله عن القاسم " .
* : مختصر بصائر الدرجات : ص 48 - كما في الكافي بتفاوت يسير ، بسنده عن محمد بن يعقوب .
* : تأويل الآيات : ج 1 ص 277 ح 7 - كما في الكافي بتفاوت يسير ، عن محمد بن يعقوب .
* : الصافي : ج 3 ص 179 - مختصرا ، عن الكافي ، والعياشي .
* : الايقاظ من الهجعة : ص 309 ب 10 ح 11 - عن الكافي وفيه " . . . عبد الله بن القاسم البطلي " وقال " ورواه ابن قولويه في المزار في الباب الثامن عشر فيما نزلت من القرآن في قتل الحسين وانتقام الله له ولو بعد حين " .
* : إثبات الهداة : ج 3 ص 552 ب 32 ف 28 ح 570 - بعضه ، عن العياشي .
* : المحجة : ص 121 - كما في الكافي بتفاوت ، عن محمد بن يعقوب . وفيها : عن رواية كامل الزيارات الأولى .
وفي : ص 122 - عن كامل الزيارات ، وعن العياشي ، وفيه " أخذوه " .
* : البرهان : ج 2 ص 406 ح 1 - عن الكافي ، وفيه " . . .

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:46
حضرت مهدي ولي خون امام حسين عليهما السلام.. وانتقام گيرنده


http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gifمتن آيه 33 / اسراء


بسم الله الرحمن الرحيم

.
وَلاَ تَقْتُلُواْ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللّهُ إِلاَّ بِالحَقِّ وَمَن قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِيِّهِ سُلْطَانًا فَلاَ يُسْرِف فِّي الْقَتْلِ إِنَّهُ كَانَ مَنْصُورًا .





ترجمه آيه
.


.
و كسى را كه خدا كشتنش را حرام كرده [ و به جانش حرمت نهاده ] جز به حق نكشيد ، و هر كس مظلوم [ و به ناحق ]كشته شود ، براى وارثش تسلّطى بر قاتل [ جهت خونخواهى ، ديه و عفو ] قرار داده ايم ، پس وارث مقتول نبايد در كشتن زياده روى كند زيرا او [ با قوانين صحيح و درستى چون ديه و قصاص ] مورد حمايت قرار گرفته است .





متن حديث
.
.
( زيد بن علي ) " هذا المنتظر من ولد الحسين بن علي في ذرية الحسين وفي عقب الحسين عليه السلام . وهو المظلوم الذي قال الله تعالى : ومن قتل مظلوما فقد جعلنا لوليه سلطانا ، قال : وليه رجل من ذريته من عقبه ، ثم قرأ : وجعلها كلمة باقية في عقبه . سلطانا ، فلا يسرف في القتل : قال : سلطانه حجته على جميع من خلق الله تعالى ، حتى يكون له الحجة على الناس ، ولا يكون لاحد عليه حجة"


ترجمه حديث
.
.
* صالح ، از حجال ، از فردى از يارانش در بارهء آيهء شريفهء : " ومن قتل مظلوما فقد جعلنا . . . . " آورده كه گفت : از امام صادق عليه السلام سئوال شد ، آن حضرت فرمود : آيه ، دربارهء حسين عليه السلام نازل شده ، اگر ولى او همهء أهل زمين را به جاى او بكشد اسراف نكرده است .


المصادر :

* : غيبة الطوسي : ص 115 - أخبرني به جماعة ، عن التلعكبري ، عن أحمد بن علي الرازي ، عن محمد بن إسحاق المقري ، عن علي بن العباس المقانعي ، عن بكار بن أحمد ، عن الحسن بن الحسين ، عن سفيان الجريري ، عن الفضيل بن الزبير ( قال ) سمعت زيد بن علي عليه السلام يقول : -
* : إثبات الهداة : ج 3 ، ص 504 ، ب 32 ، ف 12 ، ح 306 - عن غيبة الطوسي ، وفي سنده ، " الفضل بن الزبير " .
* : البحار : ج 51 ، ص 35 ، ب 4 ، ح 3 - عن غيبة الطوسي .
* : منتخب الأثر : ص 198 ، ف 2 ب 8 ، ح 1 - عن غيبة الطوسي

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:46
عارف به حق حضرت مهدي (ع) بمنزله ياورآن حضرت وشهيد راه رسول (ص)


http://www.eteghadat.com/Files/user3/tazein/27wrs5c.gifمتن آيه 71/ اسراء




بسم الله الرحمن الرحيم

يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِيَ كِتَابَهُ بِيَمِينِهِ فَأُوْلَـئِكَ يَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً .



ترجمه آيه

.
[ ياد كن ] روزى را كه هر گروهى از مردم را با پيشوايشان مي خوانيم پس كسانى كه نامه اعمالشان را به دست راستشان دهند ، پس آنان نامه خود را [ با شادى و خوشحالى ] مي خوانند و به اندازه رشته ميان هسته خرما مورد ستم قرار نمي گيرند .


.
متن حديث


( الإمام الصادق عليه السلام ) " إمامهم الذي بين أظهرهم وهو قائم أهل زمانه "
.
.
.
.المصادر :
* : الكافي : ج 1 ص 536 ح 3 - علي بن محمد ، عن سهل بن زياد ، عن محمد بن الحسن بن شمون ، عن عبد الله بن عبد الرحمن ، عن عبد الله بن القاسم البطل ، عن عبد الله بن سنان قال : قلت لأبي عبد الله عليه السلام : يوم ندعو كل أناس بإمامهم ، قال : -
* : الصافي : ج 3 ، ص 206 - عن الكافي .
* : إثبات الهداة : ج 1 ، ص 89 ، ب 6 ، ح 65 - عن الكافي .
* : البرهان : ج 2 ، ص 430 ، ح 8 - عن الكافي وفي سنده " الحسن بن ميمون بدل شمون " .
* : نور الثقلين : ج 3 ، ص 191 ، ح 330 - عن الكافي وفي سنده " عبد الله بن القاسم بن البطل

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:48
عثمان بن سعيد عمرى نائب اول"

در زمان غيبت صغرى چهارتن از بزرگان شيعه وكيل و سفير و نايب خاص امام زمان عليه السلام بودند كه خدمت آن حضرت مى‏رسيدند و وكالتشان به خصوص مورد تاييد بود و پاسخهاى امام در حاشيه نامه‏هاى سوالى توسط آنان بدست مردم مى‏رسيد که به نواب اربعه مشهور بودند.
البته غير از اين چهار نفر وكلاى ديگرى هم از طرف امام عليه السلام در بلاد مختلف بودند كه بوسيله همين چهار نفر امور مردم را به عرض امام زمان عليه السلام مى‏رساندند و از سوى امام در مورد آنان توقيعهايى صادر شده بود .

نايب اول

عثمان بن سعيد عمرى معروف به ابو عمرو از شخصيتهاى برجسته قرن سوم است.
خداوند متعال فرزندى به او عطا كرده بود كه او را عمرو نام نهاده بود و لذا كنيه اش ابوعمرو بود و به همين نام هم مشهور شده و در تاريخ نيز به همين نام شناخته شده است.

وى از صحابه بزرگ امام هادي عليه السلام بود ، در شان او همين بس كه از سن يازده سالگي كمر به خدمت امام هادى عليه السلام سپس امام حسن عسکري عليه السلام و در نهايت به دستور حضرت بقية الله الاعظم نايب خاص آن حضرت شد و تا پايان عمر در خدمت آن سه امام بزرگوار بود .


وفات

عثمان بن سعيد عمرى ( رضوان الله عليه ) در سال 265 هجري قمرى حيات فانى را وداع گفت و هم اكنون قبر شريفش در ناحيه غربى بغداد زيارتگاه شيعيان اهل بيت عليهم السلام است.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:48
سخن امامان معصومين در خصوص ايشان

احمد بن اسحاق قمى كه از شيعيان و علماى ايران بوده و از امام هادى عليه السلام سوال كرده بود كه در غياب شما امر و سخن چه كسى را پذيرا باشيم، پاسخ فرمودند: به اين مرد و با اشاره انگشت مبارك ابوعمرو را نشان دادند و سپس فرمودند:


ابوعمرو مردى مورد وثوق و امين ما است. هر چه بگويد از جانب من مي گويد هر چه را به شيعيان ما برساند از جانب ما رسانيده و سخن او سخن ما مى باشد.


وي پس از امام هادى عليه السلام به خدمت امام حسن عسكرى عليه السلام كمر بست و تا پايان عمر آن حضرت خدمتگزارى وى را نمود و در مراسم تغسيل و تكفين آن حضرت شركت فعال داشت.
وى در تمام اين مدت در هئيت روغن فروشى و زيتون فروشى در محل عسكريه (محله نظاميان حكومت عباسى ) رفت و آمد مى كرد و رابط بين اين دو امام همام و شيعيان بود، لذا سمان و زيات يعني روغن فروش و زيتون فروش لقب گرفته بود.

وى پس از شهادت امام حسن عسكرى عليه السلام و شروع دوران غيبت صغري، از سوى امام زمان(ع) به عنوان اولين نايب خاص برگزيده شد.

مریم منتظر*خادمه مولای منتظران*
02-12-2009, 12:52
اولین بیعت کننده

از روایات چنین استفاده مى‏شود كه اوّلین كسى كه با حضرت مهدى(عج) بیعتكرده و به دست مبارك آن جناب بوسه مى‏زند، حضرت جبرییل امین فرشته مقرّبالهى است.

مفضل‏بن عمر، از امام صادق(ع) روایت كرده كه فرمود:«آن‏گاه كه خداوند به حضرت قائم(عج) اجازه خروج مى‏دهد، آن حضرت به منبرمى‏رود، پس مردم را به سوى خویش دعوت كند و به خداوند سوگندشان دهد و بهحق خویش، آن‏ها را بخواند و بین ایشان به روش رسول خدا(ص) رفتار كرده و بهكردار آن حضرت عمل كند. آن‏گاه خداوند جبرییل را مى‏فرستد تا نزد اوبیاید، جبرییل در حجر اسماعیل نزد آن حضرت مى‏آید و مى‏گوید: به چه چیز،مردم را مى‏خوانى؟ حضرت قائم(عج) دعوت خود را به او خبر مى‏دهد. جبرییلمى‏گوید: من نخستین كسى هستم كه با تو بیعت مى‏نمایم، دست خویش را براىبیعت باز كن. پس دست به دست آن حضرت مى‏گذارد و متجاوز از 310 مرد نزد اوآمده و با او بیعت نمایند و در مكّه مى‏ماند تا یارانش به ده هزار نفربرسد، سپس از آنجا به مدینه رهسپار گردد.»

و نیز وارد شده كه:حضرت قائم(عج) پشت به حرم ـ خانه كعبه‏ـ مى‏دهد و دست خود را دراز مى‏كندمثل دست موسى ... آن‏گاه مى‏فرماید: این دست خداست و از جانب خداست و بهامر خدا كشیده شد، و این آیه را تلاوت مى‏كند: «اِنَّ الَّذِینَیبایعُونَكَ اِنَّما یبایعُونَ اللّه‏َ یدُاللّه‏ِ فَوْقَ اَیدِیهِمْ،فَمَنْ نَكَثَ فَاِنَّما ینكُثُ عَلى نَفْسِهِ ...».

ابان‏بن تغلب از امام صادق(ع) نقل كرده كه فرمود: «همانا اوّل كسى كه با قائم(عج) بیعت مى‏كند جبرییل است ...».

طبرسىاز ابى‏عبداللّه‏(ع) نقل كرده كه در حدیثى فرمود: «... پس خداوند عزّوجلجبرییل را مى‏فرستد تا نزد او آمده و سؤال كند، به او مى‏گوید: به چه چیزىدعوت مى‏كنى؟ قائم او را از ماهیت دعوت خبر مى‏دهد. جبرییل مى‏گوید: پس مناوّل كسى هستم كه با تو بیعت مى‏كنم. آن‏گاه مى‏گوید: كف دستت را بده، وآن را بر دست خود مسح مى‏كند ...».

امام صادق(ع) فرمود: اوّلینكسى كه با قائم(عج) بیعت كند جبرییل(ع) خواهد بود كه به صورت مرغى سفیدنازل شده و با آن حضرت بیعت مى‏كند. (بحارالانوار. ج 52. 286)

منبع:
کتاب «اولین های مهدویت»