خادمه زینب کبری(س)
11-03-2010, 21:01
به نام کریم
دوره نوجوانی مرحله پرکشمکش و دشواری در زندگی هر فرد به شمار میرود. سالهای اول نوجوانی دوران تغییرات جسمانی، جنسی، روانی و تغییر در الزامات اجتماعی محسوب میشود. البته، گذار به دوران بزرگسالی دارای امتیازات خاص خود است؛ به طوری که دوره نوجوانی زمانی را برای کسب مهارت و آماده شدن در اختیار فرد قرار میدهد. در عین حال این دوره آکنده است از تعارض و نوسان میان وابستگی و استقلال.
در آغاز نوجوانی، اغلب کودکان به دوره سریعی از رشد جسمانی گام میگذارند که با رشد تدریجی اندامهای تناسلی و ویژگیهای جنسی ثانوی همراه است. این تغییرات طی یک دوره تقریبا دو ساله اتفاق میافتند و با بلوغ جنسی به اوج خود میرسند. سن بلوغ جنسی نیز در نوجوانان متفاوت است. اما پسرها به طور متوسط دو سال دیرتر از دختران به جهش عمری و بلوغ میرسند. سن متوسط شروع این دوران در دختران 11 سالگی و در پسران 13 سالگی است. در میان دختران نوجوان تأثیرات روانی بلوغ زودرس و دیررس به طور قابل ملاحظهای کمتر از پسران میباشد. در عین حال آنهایی که زودتر بالغ میشوند تا حدودی آرامترند و در مقایسه با آنهایی که دیرتر بالغ میشوند اعتماد به نفس بیشتری دارند و کمتر مضطرباند. ادامه رشد شناختی که شامل آغاز مرحله عملیات صوری است، به نوجوان این امکان را میدهد که انتزاعیتر فکر کند، فرضیهها را فرمولبندی و آزمایش کند و بتواند به جای اینکه صرفا آنچه را وجود دارد در نظر داشته باشد، احتمال را نیز در نظر بگیرد. این تواناییها معمولاً نوجوانان را به انتقاد از ارزشهای والدین و ارزشهای اجتماعی سوق میدهد. تفکر و رفتار نوجوان نیز ممکن است خردمندانه باشد. استقلال از خانواده از ویژگیهای نوجوانان میباشد. والدین فهیم که برای استقلال و رفتار صحیح به یکسان ارزش قائلند برای نوجوانان توضیح میدهند که چرا از وی انتظاراتی دارند و یا اینکه او را از کارهایی منع میکنند و با این کار استقلال را در او پرورش میدهند. نوجوانانی که والدین خودکامه و مستبد دارند و صرفا به فرزندان خود دستور میدهند و آمرانه رفتار میکنند و نیز فرزندان والدین سهلگیر، بیبند و بار، مساواتطلب و یا والدین بیاعتنا که غیرمسؤولانه رفتار میکنند به مشکلات بسیاری دچار میشوند.
از آنجایی که پیوند نوجوانان با والدینشان به تدریج ضعیفتر میشود، دوستان و همسالان آنان در رشد روانیشان نقش حساسی خواهند داشت. همسالان امکاناتی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی، کنترل رفتار و در میان گذاشتن مشکلات و احساسات مشابه فراهم میکنند. پذیرفته شدن از سوی همسالان و داشتن چند دوست نزدیک در زندگی نوجوان اهمیت بسیاری دارد. دوستان نزدیک معمولاً همسن و همجنس هستند و زمینههای خانوادگی و ارزشها و هدفهای مشابهی دارند.
برخی از ویژگیهای دوران نوجوانی بسیاری از رفتارها برای سالهای نوجوانی طبیعی میباشند. پدر و مادر باید بتوانند واقعیات این دوره را درک کرده و رفتاری متناسب با این سن از خود نشان دهند.
یک نوجوان، دیگر یک کودک نیست و والدین نباید همان برخوردی را که در دوران کودکی با بچه خود داشتند در دوران نوجوانی نیز از خود ظاهر سازند.
والدین باید بدانند که مخالفت، سماجت، یکدندگی، سرکشی و علاقه به استقلال، بخشی از حالات روحی و جسمانی یک نوجوان هستند.
والدین باید از پند دادن و طرح پرسشهای تکراری خودداری کنند و در غیر این صورت نوجوانشان سخنان آنها را از یک گوش شنیده و از گوش دیگر بیرون خواهد کرد.
نوجوانان اغلب فکر میکنند که والدینشان قدیمی میاندیشند و در دورههای گذشته زندگی میکنند. در این صورت والدین چگونه باید آنان را درک کنند؟
اگر یک نوجوان به مانند دوران کودکی زیاد با خانواده خود حرف نمیزند و یا همانند آن دوران به آنان وابسته نیست نباید نگران باشند چرا که این گونه رفتارها در سنین بلوغ طبیعی میباشد.
والدین نباید به زور نوجوان خود را به انجام کاری ناگزیر سازند چرا که او خواهد آموخت زور، حرف اول را میزند. این نوع رفتار باعث خواهد شد که لجاجت و یکدندگی در نوجوان افزایش یابد.
والدین نباید نسبت به حرفهای نوجوان خود واکنش شتابزده و سختی نشان دهند چرا که بیشتر اوقات نوجوان برای شروع گفتگو با والدین خود چیزهایی به زبان میآورد.
نوجوانان به تشویق و درک متقابل و توجه مثبت از سوی والدین خود به شدت نیازمندند و رفتار آنان باید به گونهای باشد تا نوجوان بتواند به آنان تکیه کند.
دوره نوجوانی مرحله پرکشمکش و دشواری در زندگی هر فرد به شمار میرود. سالهای اول نوجوانی دوران تغییرات جسمانی، جنسی، روانی و تغییر در الزامات اجتماعی محسوب میشود. البته، گذار به دوران بزرگسالی دارای امتیازات خاص خود است؛ به طوری که دوره نوجوانی زمانی را برای کسب مهارت و آماده شدن در اختیار فرد قرار میدهد. در عین حال این دوره آکنده است از تعارض و نوسان میان وابستگی و استقلال.
در آغاز نوجوانی، اغلب کودکان به دوره سریعی از رشد جسمانی گام میگذارند که با رشد تدریجی اندامهای تناسلی و ویژگیهای جنسی ثانوی همراه است. این تغییرات طی یک دوره تقریبا دو ساله اتفاق میافتند و با بلوغ جنسی به اوج خود میرسند. سن بلوغ جنسی نیز در نوجوانان متفاوت است. اما پسرها به طور متوسط دو سال دیرتر از دختران به جهش عمری و بلوغ میرسند. سن متوسط شروع این دوران در دختران 11 سالگی و در پسران 13 سالگی است. در میان دختران نوجوان تأثیرات روانی بلوغ زودرس و دیررس به طور قابل ملاحظهای کمتر از پسران میباشد. در عین حال آنهایی که زودتر بالغ میشوند تا حدودی آرامترند و در مقایسه با آنهایی که دیرتر بالغ میشوند اعتماد به نفس بیشتری دارند و کمتر مضطرباند. ادامه رشد شناختی که شامل آغاز مرحله عملیات صوری است، به نوجوان این امکان را میدهد که انتزاعیتر فکر کند، فرضیهها را فرمولبندی و آزمایش کند و بتواند به جای اینکه صرفا آنچه را وجود دارد در نظر داشته باشد، احتمال را نیز در نظر بگیرد. این تواناییها معمولاً نوجوانان را به انتقاد از ارزشهای والدین و ارزشهای اجتماعی سوق میدهد. تفکر و رفتار نوجوان نیز ممکن است خردمندانه باشد. استقلال از خانواده از ویژگیهای نوجوانان میباشد. والدین فهیم که برای استقلال و رفتار صحیح به یکسان ارزش قائلند برای نوجوانان توضیح میدهند که چرا از وی انتظاراتی دارند و یا اینکه او را از کارهایی منع میکنند و با این کار استقلال را در او پرورش میدهند. نوجوانانی که والدین خودکامه و مستبد دارند و صرفا به فرزندان خود دستور میدهند و آمرانه رفتار میکنند و نیز فرزندان والدین سهلگیر، بیبند و بار، مساواتطلب و یا والدین بیاعتنا که غیرمسؤولانه رفتار میکنند به مشکلات بسیاری دچار میشوند.
از آنجایی که پیوند نوجوانان با والدینشان به تدریج ضعیفتر میشود، دوستان و همسالان آنان در رشد روانیشان نقش حساسی خواهند داشت. همسالان امکاناتی برای یادگیری مهارتهای اجتماعی، کنترل رفتار و در میان گذاشتن مشکلات و احساسات مشابه فراهم میکنند. پذیرفته شدن از سوی همسالان و داشتن چند دوست نزدیک در زندگی نوجوان اهمیت بسیاری دارد. دوستان نزدیک معمولاً همسن و همجنس هستند و زمینههای خانوادگی و ارزشها و هدفهای مشابهی دارند.
برخی از ویژگیهای دوران نوجوانی بسیاری از رفتارها برای سالهای نوجوانی طبیعی میباشند. پدر و مادر باید بتوانند واقعیات این دوره را درک کرده و رفتاری متناسب با این سن از خود نشان دهند.
یک نوجوان، دیگر یک کودک نیست و والدین نباید همان برخوردی را که در دوران کودکی با بچه خود داشتند در دوران نوجوانی نیز از خود ظاهر سازند.
والدین باید بدانند که مخالفت، سماجت، یکدندگی، سرکشی و علاقه به استقلال، بخشی از حالات روحی و جسمانی یک نوجوان هستند.
والدین باید از پند دادن و طرح پرسشهای تکراری خودداری کنند و در غیر این صورت نوجوانشان سخنان آنها را از یک گوش شنیده و از گوش دیگر بیرون خواهد کرد.
نوجوانان اغلب فکر میکنند که والدینشان قدیمی میاندیشند و در دورههای گذشته زندگی میکنند. در این صورت والدین چگونه باید آنان را درک کنند؟
اگر یک نوجوان به مانند دوران کودکی زیاد با خانواده خود حرف نمیزند و یا همانند آن دوران به آنان وابسته نیست نباید نگران باشند چرا که این گونه رفتارها در سنین بلوغ طبیعی میباشد.
والدین نباید به زور نوجوان خود را به انجام کاری ناگزیر سازند چرا که او خواهد آموخت زور، حرف اول را میزند. این نوع رفتار باعث خواهد شد که لجاجت و یکدندگی در نوجوان افزایش یابد.
والدین نباید نسبت به حرفهای نوجوان خود واکنش شتابزده و سختی نشان دهند چرا که بیشتر اوقات نوجوان برای شروع گفتگو با والدین خود چیزهایی به زبان میآورد.
نوجوانان به تشویق و درک متقابل و توجه مثبت از سوی والدین خود به شدت نیازمندند و رفتار آنان باید به گونهای باشد تا نوجوان بتواند به آنان تکیه کند.