فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)*
23-08-2009, 21:36
قال تعالى:
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ القَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا القُرْآنَ ....
ما بهترين سرگذشت ها را به وسيله ى اين قرآن به تو وحى كرديم.......
http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif (http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif)
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحمن الرحيم
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ (1) أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ (2) وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ (3) تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ (4) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ (5)
ترجمه
مگر ندانسته اى كه پروردگارت با آن فيل سواران كه براى ويران ساختن
كعبه لشكركشى نمودند چه كرد ؟«1»
آيا ترفندشان را در بيراهه قرار نداد و بى اثر نساخت ؟«2»
و بر بالاى سرشان فوج فوج پرندگانى فرستاد .«3»
پرندگانى كه بر آنان سنگ هايى از سجّيل مى افكندند .«4»
بدين گونه ، خداوند جانشان را گرفت و آنان را همچون پوسته اى ساخت كه
مغزش خورده شده باشد .«5»
سوره مباركه فيل
http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif (http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif)
سرگذشت اصحاب فيل
نجاشی پادشاه حبشه در راه تبلیغ دین مسیح دست بفعالیت زد و بوسائل مختلف کوشید ، تا دین مسیح را بصورت اول برگرداند و نیروی از دست رفته اش را تجدید کند .
وقتی دید از همه کشورها مردم برای حج بسوی مکه میروند باندیشه فرو رفت که کاری کند تا توجه مردم را از مکه و کعبه برگرداند و این تاج سیادت را از قریش و اهل مکه برباید و دلهای مردم را بکشور خود متوجه نماید .
بدین جهت کلیسای مجللی در صنعاء ( یکی از شهرهای یمن ) بنا نهاد و در ساختمان آن منتهای دقت را بکار برد و پس از پایان ، آنرا به بهترین زینتها تزیین کرد و عالی ترین فرشها و پرده ها را در آن فراهم نمود بطوریکه زیبائی آن چشم را خیره و بیننده را مبهوت میساخت .
او تصور میکرد با بودن چنین کلیسای معظمی دیگر کسی بسوی مکه نخواهد رفت و همه ی مردم حتی قریش و اهل مکه به آن کلیسا خواهند آمد .
اما برخلاف تصور او ، نه تنها اهل مکه بآنجا توجه نکردند بلکه اهالی یمن و حبشه هم مکه را فراموش نکردند و باز برای حج ، بسوی مکه رفتند .
اینجا دیگر کاری از نجاشی ساخته نبود ، زیرا تصرف در دلهای مردم با زور و سرنیزه محال است و عقیده ، قابل تحمیل نیست .
اتفاقاً یک کاروان تجارتی از مکه بحبشه آمد ، کاروانیان همه عرب و برای تجارت به آن کشور آمده بودند .
چند تن از کاروانیان عرب ، در یکی از اطاقهای آن کلیسا منزل کردند و چون هوا سرد بود آتش افروختند ولی وقت رفتن ، فراموش کردند آتش را خاموش کنند ، آتش به آن کلیسا رخنه کرد و حریق مدهشی بوجود آورد . وقتی خبر سوختن کلیسا و علت پیدایش آنرا باطلاع نجاشی رساندند ، سخت غضبناک شد و با خود گفت عربها از راه دشمنی کلیسای ما را آتش زده اند و قسم یاد کرد که کعبه را ویران کند و آنرا نابود سازد .
بدین جهت فرمانده سپاه ( ابرهه ) را طلبید و با لشگری مجهز بانواع تجهیزات . از اسب و فیل و سواره و پیاده بسوی مکه فرستاد .
http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif (http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif)
نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ أَحْسَنَ القَصَصِ بِمَا أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ هَذَا القُرْآنَ ....
ما بهترين سرگذشت ها را به وسيله ى اين قرآن به تو وحى كرديم.......
http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif (http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif)
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحمن الرحيم
أَلَمْ تَرَ كَيْفَ فَعَلَ رَبُّكَ بِأَصْحَابِ الْفِيلِ (1) أَلَمْ يَجْعَلْ كَيْدَهُمْ فِي تَضْلِيلٍ (2) وَأَرْسَلَ عَلَيْهِمْ طَيْرًا أَبَابِيلَ (3) تَرْمِيهِم بِحِجَارَةٍ مِّن سِجِّيلٍ (4) فَجَعَلَهُمْ كَعَصْفٍ مَّأْكُولٍ (5)
ترجمه
مگر ندانسته اى كه پروردگارت با آن فيل سواران كه براى ويران ساختن
كعبه لشكركشى نمودند چه كرد ؟«1»
آيا ترفندشان را در بيراهه قرار نداد و بى اثر نساخت ؟«2»
و بر بالاى سرشان فوج فوج پرندگانى فرستاد .«3»
پرندگانى كه بر آنان سنگ هايى از سجّيل مى افكندند .«4»
بدين گونه ، خداوند جانشان را گرفت و آنان را همچون پوسته اى ساخت كه
مغزش خورده شده باشد .«5»
سوره مباركه فيل
http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif (http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif)
سرگذشت اصحاب فيل
نجاشی پادشاه حبشه در راه تبلیغ دین مسیح دست بفعالیت زد و بوسائل مختلف کوشید ، تا دین مسیح را بصورت اول برگرداند و نیروی از دست رفته اش را تجدید کند .
وقتی دید از همه کشورها مردم برای حج بسوی مکه میروند باندیشه فرو رفت که کاری کند تا توجه مردم را از مکه و کعبه برگرداند و این تاج سیادت را از قریش و اهل مکه برباید و دلهای مردم را بکشور خود متوجه نماید .
بدین جهت کلیسای مجللی در صنعاء ( یکی از شهرهای یمن ) بنا نهاد و در ساختمان آن منتهای دقت را بکار برد و پس از پایان ، آنرا به بهترین زینتها تزیین کرد و عالی ترین فرشها و پرده ها را در آن فراهم نمود بطوریکه زیبائی آن چشم را خیره و بیننده را مبهوت میساخت .
او تصور میکرد با بودن چنین کلیسای معظمی دیگر کسی بسوی مکه نخواهد رفت و همه ی مردم حتی قریش و اهل مکه به آن کلیسا خواهند آمد .
اما برخلاف تصور او ، نه تنها اهل مکه بآنجا توجه نکردند بلکه اهالی یمن و حبشه هم مکه را فراموش نکردند و باز برای حج ، بسوی مکه رفتند .
اینجا دیگر کاری از نجاشی ساخته نبود ، زیرا تصرف در دلهای مردم با زور و سرنیزه محال است و عقیده ، قابل تحمیل نیست .
اتفاقاً یک کاروان تجارتی از مکه بحبشه آمد ، کاروانیان همه عرب و برای تجارت به آن کشور آمده بودند .
چند تن از کاروانیان عرب ، در یکی از اطاقهای آن کلیسا منزل کردند و چون هوا سرد بود آتش افروختند ولی وقت رفتن ، فراموش کردند آتش را خاموش کنند ، آتش به آن کلیسا رخنه کرد و حریق مدهشی بوجود آورد . وقتی خبر سوختن کلیسا و علت پیدایش آنرا باطلاع نجاشی رساندند ، سخت غضبناک شد و با خود گفت عربها از راه دشمنی کلیسای ما را آتش زده اند و قسم یاد کرد که کعبه را ویران کند و آنرا نابود سازد .
بدین جهت فرمانده سپاه ( ابرهه ) را طلبید و با لشگری مجهز بانواع تجهیزات . از اسب و فیل و سواره و پیاده بسوی مکه فرستاد .
http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif (http://shiaupload.ir/images/i6eupok48f9srpz3s2an.gif)