PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : شیعه در اذان هم بدعت به وجود آورده است(نقدی بر یک مقاله)



معمار
16-04-2014, 12:55
در یکی از سایت های مخالف شیعه،آمده بود که:شیعه اذان را هم تغییر داده است و در آن بدعت به وجود آورده است

بعد شبهه کننده مطلبی را از شهید ثانی که از بزرگان شیعه است می آورد که: «و أمّا إضافة «أنّ عليّاً وليّ اللّه»، و نحو ذلك فبدعة(روض الجنان في شرح إرشاد الأذهان، ج2، ص: 646، شهید ثانی؛ بوستان کتاب _ قم)

اضافه کردن شهادت امیر المومنین در نماز،بدعت است.اما در عصر حاضر، اگر به کتب «توضیح المسائل» رجوع کنید، گفتن شهادت ثالثه را نیکو دانسته اند …سؤال این است که اگر گفتنش نیکوست، چرا رسول خدا و حضرت علی و دیگر ائمه این امر نیکو را رها کردند

پاسخ:

نکته اول:

با توجه به عبارتی که از شهید ثانی آورده شده است این نکته را می رساند که"شهادت به مولا بودن امام علی،جزء اذان باشد،در این کلام لفظ"اضافه"آورده شده است و این یعنی این ذکر در صورتی بدعت است که جزء و اضافه اذان باشد و اگر هم کسی این ذکر را در اذان می گوید به قصد تبرک می گوید نه به قصد جزئیت و اضافه

صاحب جواهر مى گويد:

« الا انه لا بأس بذكر ذلك لا على سبيل الجزئية عملاً بالخبر المزبور ولا يقدح مثله فى الموالاة و الترتيب، بل هى كالصلاة على محمد عند سماع اسمه... بل لو لا تسالم الأصحاب لأمكن دعوى الجزئية بناء على صلاحيّه العموم لمشروعية الخصوصية. و الامر سهل.»
« ولى اشكالى ندارد ذكر شهادت سوم نه به عنوان جزئيت، بلحاظ عمل كردن به روايت احتجاج و اين معنى شهادت سوم ضررى به موالات و ترتيب اذان و اقامه نمى زند، بلكه همانند صلوات بر محمد است به هنگام شنيدن اسم ايشان در اذان و بلكه اگر اتفاق و تسالم اصحاب و فقهاء بر عدم جزئيت نبود جا داشت ادعاى جزئيت آنرا مى كرديم، بنابراينكه عمومات صلاحيت دارند خصوصيت براى عبادت تشريع كنند. (جواهر الكلام 9: 87)

در رساله ایت الله مکارم آمده است که:
مسأله 843ـ «اَشْهَدُ أَنَّ عَلِیَّاً وَلِىُّ اللّهِ» (یعنى گواهى مى دهم که على ولىّ خدا بر همه خلق است) جزء اذان و اقامه نیست، ولى خوب است بعد از «اَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّهِ» به قصد تبرّک گفته شود

نکته دوم:

البته روایاتی هم در کتب اهل سنت موید این قول است که گفتن"اشهد ان علیا ولی الله"در اذان اشکالی ندارد

عن ابن مسعود عن رسول الله (ص) قال: أتاني ملك فقال:يا محمّد واسأل من ارسلنا من قبلك من رسلنا على ما بعثوا . قلت:على ما بعثوا ؟ قال:على ولايتك وولاية علي بن ابي طالب.
از ابن مسعود – در ذيل آيه 45 سوره زخرف - از رسول خدا ( ص ) روايت شده است که فرمود : اي محمد از فرستادگان قبل از خودت بپرس که به چه شرطي فرستاده شده اند ؟ پرسيدم به چه شرطي فرستاده شده اند ؟ پاسخ داد : بر ولايت تو و ولايت علي بن ابي طالب(معرفة علوم الحديث حاكم النيسابوري ص96)

دخل رجل على رسول الله صلى الله عليه وآله وسلم ، فقال : يا رسول الله ! إني سمعت أمرا لم أسمع قبل ذلك ، فقال صلى الله عليه واله وسلم : ما هو ؟ قال : سلمان قد يشهد في أذانه بعد الشهادة بالرسالة ، الشهادة بالولاية لعلي (عليه السلام) ، قال (صلي الله عليه وآله وسلم ): سمعت خيرا.
شخصي به نزد رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم آمده و گفت : اي رسول خدا ،چيزي را شنيدم كه تا كنون نشنيده بودم ، رسول خدا فرمودند : آن چه چيزي است ؟
پاسخ داد :‌سلمان در اذان خويش بعد از شهادت به رسالت ، شهادت به ولايت علي عليه السلام مي دهد ؛ پس حضرت فرمودند : چيز نيكويي را شنيده اي !!( السلافة في أمر الخلافة، مراغي مصري ص 32)

ادامه دارد........

معمار
16-04-2014, 17:37
نکته سوم:



آیا شیعه در اذان بدعت آورده یا اهل تسنن که به جای "حی علی خیر العمل"می گویند"الصلاه خیر من النوم" و این جمله را جزء اذان می گویند


عبدالرزاق صنعانى از ابن عیینه از لیث از مجاهد نقل مى کند: با پسر عمر بودم که شنید مردى در مسجد مى گوید: «الصلاة خیر من النوم». گفت: ما را از پیش این بدعتگزار بیرون ببر(المصنف، ج 1، ص 475، شماره 1832؛ کنز العمال، ج 8، ص 375، شماره 23250)


البته اهل سنت برای این که بگویند"الصلاه خیر من النوم"در اذان اشکالی ندارد، به احادیثی که می گوید این ذکر بدعت نیست، استدلال می کنند؛ما به آن ها پاسخ می دهیم که روایاتی که می گویند این ذکر"الصلاه خیر من النوم" بدعت است و روایاتی که می گویند بدعت نیست،قابل جمع نیستند و با هم تعارض دارند و لذا نتیجه می گیریم که این ذکر را در اذان نباید گفت



اینک به عنوان نمونه به یک روایت که می گوید این ذکر بدعت نیست توجه کنید:

بلال این ذکر را"الصلاه خیر من النوم" افزوده و پیامبر(صلى الله علیه وآله) هم پذیرفته که بلال آن را جزء اذان قرار دهد. (سنن دارمى، ج 1، ص 270)

نکته چهارم:

در بسیاری از کتب اهل سنت آمده است که صحابه"حی علی خیر العمل" را در اذان می گفتند

أنه يقول ذلك (حي علي خير العمل) في أذانه.عبد الله بن عمر در اذان خود «حي علي خير العمل» مي‌گفت. أنه يقول ذلك (حي علي خير العمل) في أذانه.
سنن كبري بيهقي، ج 1، ص 425.

عبدالرزاق استاد بخاري متوفاي 235 هجري، مي‌گويد:
أن إبن عمر كان إذا قال في الأذان حي علي الفلاح قال حي علي خير العمل.فرزند عمر هر گاه اذان مي‌گفت: «حي علي الفلاح» و «حي علي خير العمل» مي‌گفت.
المصنف عبدالرزاق، ج 1، ص 460، ح 1786 – جامع إبن أبي شيبه، ج 1، ص 145 – محلي ابن حزم، ج 3، ص 160 – سيره حلبي، ج 2، ص 105 – كنز العمال، ج 8، ص 342، ح 23174 و ص 345، ح 23188.