نرگس منتظر
23-03-2010, 02:02
وصيتنامه شهید مهدی ایران منش
http://upload.tazkereh.ir/images/69639729597754991199.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/69639729597754991199.jpg)
بسمه تعالي
وصيتنامهي اينجانب مهدي ايرانمنش به شمارهي شناسنامه 34023 صادره از کرمان، فرزند ماشاالله در پنج بخش به نيت پنج تن به شرح زير نگاشته ميشود.
1-مقدمه و هدف از انتخاب اين راه ( ولايت فقيه ) در زندگي
2-توصيههاي عمومي ( چند کلامي براي عموم و آشنايان )
3-توصيههاي خاص
4-توصيههايي پيرامون خودم براي خانواده و مسايل داخل خانواده
5-در مورد ديون مادي و طلبکاريها
1-مقدمه و هدف:
اعوذ و بالله من الشيطان الرجيم
يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرين و ...
حمد خدايي را که انسان را آفريد و بر اين آفريده مصلحت را در قالب دين توسط رسولي عرضه نمود و کرامتش همان بس که او را در انتخاب اين مصلحت قرار داد.
حمد خدايي را که خالق پيامبري کريم همچون محمد (ص) که رهگشا و زندهساز و کاملکنندهي اين آيين الهي جهت تکامل، رشد و ايجاد قسط و عدل در ميان بشريت به ما ارزاني داشت.
حمد خدايي را که از ميان بشريت، بزرگمرداني را جهت راهبري و هدايت مردم در لحظهلحظهي زندگيشان بيافريد و بعد از رسل، آنها را الگو و امام شيعيان قرار داد و بر اين راه در زمان عدم دسترسي به اين الگوهاي اصلي از ميان مردم مؤمن و عامل به دين جامعترين را براي تداوم اين راه خلق نمود.
حمد خدايي را که در حال حاضر رهبري همچون امام خميني بر جامعهي مسلمين ارزاني داشت که بيدار کنندهي فکرهاي مرده مردم زمان و آزاد کنندهي مستضعفان از بندگي و بردگي و ستم ظالمان است و در پايان حمد خدايي را که مرا در اين زمان بيافريد و توفيق اين راهيابي و احياي مجدد و داشتن زندگي واقعي همراه با حيات واقعي را به من ارزاني داشت.
2-توصيه هاي عمومي: اي امت مسلمان که تاکنون نشان دادهايد واقعاً پيرو ولايت فقيه هستيد و اسلام و خط ولايت فقيه را بر هر نوع راحتي و دوستداشتنيهاي خاص خود برگزيدهايد؛ من خود را در برابر اين عظمت کوچکتر ميدانم که بخواهم براي شما توصيهاي داشته باشم؛ ولي چه کنم در قبال راه و هدف و تعهدم خود را ملزم به گفتن بعضي از موارد ميدانيم.
بر حفظ قرآن در بعد علمي و عملي هر چه بيشتر کوشا باشيد و همچنين حفظ پيروي از عترت پيامبر اکرم (ص) که لازمهي اين مسايل، تزکيه و خودسازيست و به دنبالش آگاهي دقيق و کامل شما از اسلام ميباشد تا بتوانيد بر سر دوراهيها، خواستههاي نفساني و حب دنيايي و حب الهي، از بند شيطان درون و بيرون برهيد و راه کمال و توسعهي اخروي و از اين طريق لياقت خليفهي الهي را يابيد
و همواره از خدا بخواهيد: « الهي لاتکلني الي نفسي طرفه عين ابدا »
با رهايي از قيد و بند آرزوها و خواستههاي دنيايي، خود را براي پاسداري اين انقلاب و خط ولايت فقيه و پيروي کامل از رهبري امام و پشتيباني از روحانيت واقعي در خط امام آماده سازيد تا بتوانيد وصيت پيامبر اکرم (ص) که در حديث ثقلين مواردش را ذکر کرده، عمل نماييد و اين دنيا را زمين و مزرعهي کشت براي برداشت محصول اخروي انتخاب کنيد؛ آن هم محصولي پربار و منفعت که اگر از نعمتها به درستي استفاده نشود، خالق يکتا آن را از بيلياقتها خواهد گرفت.
و بزرگترين نعمت، اکنون انقلاب و رهبري و ولايت فقيه است که بايد با انجام مقدمات اوليه در خود لياقت پاسداري از اين نعمت را بيابيد.
مبادا با کوتاهي خود زمينهاي فراهم نماييد تا اين نعمت را از دست بدهيد و شامل اين آيه گرديد: « ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم »
زيرا آرزوهاي دنيايي حد و محدوديتي ندارد؛ زيرا بر حسب فطرت الهي تنها نقطه سيريپذيري در خواستههاي انساني، خداست.
و اين آرزوهاي دنياي ميتواند به مرور شما را از اهداف اوليهي انقلاب منحرف و در نتيجه از نعمت، غافل نمايد. شهدا در زندگيمان معني واقعي خود را داشته باشند؛ يعني الگو بودن آنها و زنده نگه داشتن هدف آنها، ملاک باشد نه فقط شعار.
و در اينجا من از خداوند خواستارم نسبت به کساني که تنها از ارتباط خويشاوندي با شهيد، مفقودين و اسرا ( از بعد جسماني ) اکتفا نموده و از آن سپري ضعيف براي خواستههاي خود ساختهاند، به آنها توفيق درک اشتباه و بازگشت به اصل هدف عنايت نمايد؛ چون که اينها از هر نظر در دادگاه حق محکومند.
3- توصيههاي خاص: من در اين زمان دقيقاً نميدانم به چه کسي مديون و مقروضم؛ ( اعم از مادي يا معنوي ) در صورتي که بدون وجود خودم قابل رفع نبود. اميد به بخشش از ناحيهي طلبکاران را دارم و کلاً تقاضاي بخشش در همهي ديون خود از همه را دارم و اميد به لطف و کرم آنها دارم.
در مورد برادراني که خود را به من مديون ميدانند بايد بگويم هيچ هراسي از اين بدهي نداشته باشند که تنها با پيروي از خط ولايت فقيه، از دينم خواهم گذشت.
اما اي پدر، اي تنها بازمانده از جمعي که نيکي به آنها جزو دستورات دين است و اي همسرم که محبت به تو جزو مستحبات زندگي است و اي اقوام و دوستان؛ اي برادر و خواهر که بر گردنم حق داريد، اگر انشاالله شهادت الهي نصيبم گشت، مبادا غمگين و رنجيده شويد؛ صبر پيشه کنيد که خداوند مالک حقيقي جانها و مالها و روحها، با صابرين است؛ در عوض با عمل خود حمله به دشمن دروني و بروني را تکميل نماييد.
و اين را همواره مد نظر داشته باشيد که انسانها براي نزديکان خود امانتي بيش نيستند که بايد برگردانده شوند؛ چه بهتر که اين امانت به زيباترين و مورد رضايتترين خواستهي خالق به خالق برگدانده شود و آن ايثار در راه هدف هر چند به از دست دادن جان باشد.
من نميخواهم در امر دلگرفتگي، شما را تشويق و منع از گريستن يا هر گونه عمل ديگر بنمايم، ولي از شما ميخواهم هر کار مينماييد، نفع اسلام را در نظر بگيريد و همين طور در مجالسي که برايم برگزار مينماييد، در هر صورت نفع اسلام را در نظر بگيريد و در صورت مصلحت، مخارج يا بخشي از آن را به حساب دولت جهت استفاده براي جنگ و يا مشکلاتي که بر مردم مستضعف وارد ميشود، واريز نماييد.
از برگزاري مجالس پرخرج و پرزرق و برق برايم خودداري نماييد؛ در مجموع همواره در هر کاري نفع اسلام را در نظر داشته باشيد.
در مورد عکس بايد بگويم که آن نمايندهي جسم خاکي است؛ آن را تنها محترم نداريد بلکه گفتار شهيد که به مراتب باارزشتر و پابرجاتر و راهدهندهتر است را محترم بداريد و عمل بنماييد.
در مورد نامم در صورت توافق پدر مرا فقط شهيد مهدي ( ايرانمنش ) بناميد و از هر گونه لقب و القاب دنيايي جدا نماييد؛ مگر در آنها ارزشهاي اخروي نهفته باشد؛ زيرا کلام شهيد تنها نوين و برترين کلام است.
4-توصيههايي براي خانواده: اي پدر! نخست روي صحبتم با توست. ميدانم که تاکنون نتوانستهام وظيفهي فرزندي را به خوبي انجام دهم و برايتان فرزندي شايسته باشم؛ ولي اميد به گذشتتان دارم تا از بارهايم سبک گردد. حال که دستم از دامن پرمهر مادر کوتاه است و داغ بيمادري و نداشتن همراز و همدل برايم مانده و کوتاهست، لذا نميتوانم طلب رضايتش نمايم؛ ولي با توجه به شناختم از بزرگي او، خود را بخشيده شده مييابم.
اما پدر مواردي از ديون که بر ذمهي من ميباشد، از نظر عبادي که هر چند خجالت ميکشم بگويم، نماز خواندهام و ...؛ زيرا آنها در وصف الهي نميگنجد مگر خدا به کرمش قبول نمايد.
چيزي به گردن ندارم و از بعد مادي در خانواده ديون من به همسرم ميباشد که نه تنها برايش هيچ به جا نگذاشتم، بلکه شايد قرضهاي دانشگاه نيز برايش داشتم. خود هر گونه صلاح ميدانيد عمل کنيد که دستم از ماديات تهي است و در پايان به شما برادر و خواهر که بسيار برايم عزيز بوديد و رنج بسيار از دستم کشيديد، طلب عفو دارم و اميدوارم همواره مورد تأييد الهي قرار گيريد.
و اي خواهرم بکوش واقعاً يک زن نمونهي اسلام باشي و پيرو واقعي فاطمه و زينب؛ ميدانم هر چند بعد از داغ مادر اين مشکل بزرگيست؛ ولي بر خدا توکل کن. همچنين به شما اقوام و خويشان که اميد عفو از جانبتان در هر رشته و هر شکل و هر وظيفهاي دارم. از وظيفهي انسان بودن و مقام خليفه الهي فراموش نکنيد و خود را مفت و مجاني در اختيار خواستهها و در نهايت دوري از اسلام و انقلاب و در نهايت نابودي ابدي قرار ندهيد.
و من الله التوفيق
مهدي ايرانمنش 9/12/1365
http://www.sobh.org/images/Shohada/line.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/69639729597754991199.jpg (http://upload.tazkereh.ir/images/69639729597754991199.jpg)
بسمه تعالي
وصيتنامهي اينجانب مهدي ايرانمنش به شمارهي شناسنامه 34023 صادره از کرمان، فرزند ماشاالله در پنج بخش به نيت پنج تن به شرح زير نگاشته ميشود.
1-مقدمه و هدف از انتخاب اين راه ( ولايت فقيه ) در زندگي
2-توصيههاي عمومي ( چند کلامي براي عموم و آشنايان )
3-توصيههاي خاص
4-توصيههايي پيرامون خودم براي خانواده و مسايل داخل خانواده
5-در مورد ديون مادي و طلبکاريها
1-مقدمه و هدف:
اعوذ و بالله من الشيطان الرجيم
يا ايها الذين آمنوا استعينوا بالصبر و الصلوه ان الله مع الصابرين و ...
حمد خدايي را که انسان را آفريد و بر اين آفريده مصلحت را در قالب دين توسط رسولي عرضه نمود و کرامتش همان بس که او را در انتخاب اين مصلحت قرار داد.
حمد خدايي را که خالق پيامبري کريم همچون محمد (ص) که رهگشا و زندهساز و کاملکنندهي اين آيين الهي جهت تکامل، رشد و ايجاد قسط و عدل در ميان بشريت به ما ارزاني داشت.
حمد خدايي را که از ميان بشريت، بزرگمرداني را جهت راهبري و هدايت مردم در لحظهلحظهي زندگيشان بيافريد و بعد از رسل، آنها را الگو و امام شيعيان قرار داد و بر اين راه در زمان عدم دسترسي به اين الگوهاي اصلي از ميان مردم مؤمن و عامل به دين جامعترين را براي تداوم اين راه خلق نمود.
حمد خدايي را که در حال حاضر رهبري همچون امام خميني بر جامعهي مسلمين ارزاني داشت که بيدار کنندهي فکرهاي مرده مردم زمان و آزاد کنندهي مستضعفان از بندگي و بردگي و ستم ظالمان است و در پايان حمد خدايي را که مرا در اين زمان بيافريد و توفيق اين راهيابي و احياي مجدد و داشتن زندگي واقعي همراه با حيات واقعي را به من ارزاني داشت.
2-توصيه هاي عمومي: اي امت مسلمان که تاکنون نشان دادهايد واقعاً پيرو ولايت فقيه هستيد و اسلام و خط ولايت فقيه را بر هر نوع راحتي و دوستداشتنيهاي خاص خود برگزيدهايد؛ من خود را در برابر اين عظمت کوچکتر ميدانم که بخواهم براي شما توصيهاي داشته باشم؛ ولي چه کنم در قبال راه و هدف و تعهدم خود را ملزم به گفتن بعضي از موارد ميدانيم.
بر حفظ قرآن در بعد علمي و عملي هر چه بيشتر کوشا باشيد و همچنين حفظ پيروي از عترت پيامبر اکرم (ص) که لازمهي اين مسايل، تزکيه و خودسازيست و به دنبالش آگاهي دقيق و کامل شما از اسلام ميباشد تا بتوانيد بر سر دوراهيها، خواستههاي نفساني و حب دنيايي و حب الهي، از بند شيطان درون و بيرون برهيد و راه کمال و توسعهي اخروي و از اين طريق لياقت خليفهي الهي را يابيد
و همواره از خدا بخواهيد: « الهي لاتکلني الي نفسي طرفه عين ابدا »
با رهايي از قيد و بند آرزوها و خواستههاي دنيايي، خود را براي پاسداري اين انقلاب و خط ولايت فقيه و پيروي کامل از رهبري امام و پشتيباني از روحانيت واقعي در خط امام آماده سازيد تا بتوانيد وصيت پيامبر اکرم (ص) که در حديث ثقلين مواردش را ذکر کرده، عمل نماييد و اين دنيا را زمين و مزرعهي کشت براي برداشت محصول اخروي انتخاب کنيد؛ آن هم محصولي پربار و منفعت که اگر از نعمتها به درستي استفاده نشود، خالق يکتا آن را از بيلياقتها خواهد گرفت.
و بزرگترين نعمت، اکنون انقلاب و رهبري و ولايت فقيه است که بايد با انجام مقدمات اوليه در خود لياقت پاسداري از اين نعمت را بيابيد.
مبادا با کوتاهي خود زمينهاي فراهم نماييد تا اين نعمت را از دست بدهيد و شامل اين آيه گرديد: « ان الله لايغير ما بقوم حتي يغيروا ما بانفسهم »
زيرا آرزوهاي دنيايي حد و محدوديتي ندارد؛ زيرا بر حسب فطرت الهي تنها نقطه سيريپذيري در خواستههاي انساني، خداست.
و اين آرزوهاي دنياي ميتواند به مرور شما را از اهداف اوليهي انقلاب منحرف و در نتيجه از نعمت، غافل نمايد. شهدا در زندگيمان معني واقعي خود را داشته باشند؛ يعني الگو بودن آنها و زنده نگه داشتن هدف آنها، ملاک باشد نه فقط شعار.
و در اينجا من از خداوند خواستارم نسبت به کساني که تنها از ارتباط خويشاوندي با شهيد، مفقودين و اسرا ( از بعد جسماني ) اکتفا نموده و از آن سپري ضعيف براي خواستههاي خود ساختهاند، به آنها توفيق درک اشتباه و بازگشت به اصل هدف عنايت نمايد؛ چون که اينها از هر نظر در دادگاه حق محکومند.
3- توصيههاي خاص: من در اين زمان دقيقاً نميدانم به چه کسي مديون و مقروضم؛ ( اعم از مادي يا معنوي ) در صورتي که بدون وجود خودم قابل رفع نبود. اميد به بخشش از ناحيهي طلبکاران را دارم و کلاً تقاضاي بخشش در همهي ديون خود از همه را دارم و اميد به لطف و کرم آنها دارم.
در مورد برادراني که خود را به من مديون ميدانند بايد بگويم هيچ هراسي از اين بدهي نداشته باشند که تنها با پيروي از خط ولايت فقيه، از دينم خواهم گذشت.
اما اي پدر، اي تنها بازمانده از جمعي که نيکي به آنها جزو دستورات دين است و اي همسرم که محبت به تو جزو مستحبات زندگي است و اي اقوام و دوستان؛ اي برادر و خواهر که بر گردنم حق داريد، اگر انشاالله شهادت الهي نصيبم گشت، مبادا غمگين و رنجيده شويد؛ صبر پيشه کنيد که خداوند مالک حقيقي جانها و مالها و روحها، با صابرين است؛ در عوض با عمل خود حمله به دشمن دروني و بروني را تکميل نماييد.
و اين را همواره مد نظر داشته باشيد که انسانها براي نزديکان خود امانتي بيش نيستند که بايد برگردانده شوند؛ چه بهتر که اين امانت به زيباترين و مورد رضايتترين خواستهي خالق به خالق برگدانده شود و آن ايثار در راه هدف هر چند به از دست دادن جان باشد.
من نميخواهم در امر دلگرفتگي، شما را تشويق و منع از گريستن يا هر گونه عمل ديگر بنمايم، ولي از شما ميخواهم هر کار مينماييد، نفع اسلام را در نظر بگيريد و همين طور در مجالسي که برايم برگزار مينماييد، در هر صورت نفع اسلام را در نظر بگيريد و در صورت مصلحت، مخارج يا بخشي از آن را به حساب دولت جهت استفاده براي جنگ و يا مشکلاتي که بر مردم مستضعف وارد ميشود، واريز نماييد.
از برگزاري مجالس پرخرج و پرزرق و برق برايم خودداري نماييد؛ در مجموع همواره در هر کاري نفع اسلام را در نظر داشته باشيد.
در مورد عکس بايد بگويم که آن نمايندهي جسم خاکي است؛ آن را تنها محترم نداريد بلکه گفتار شهيد که به مراتب باارزشتر و پابرجاتر و راهدهندهتر است را محترم بداريد و عمل بنماييد.
در مورد نامم در صورت توافق پدر مرا فقط شهيد مهدي ( ايرانمنش ) بناميد و از هر گونه لقب و القاب دنيايي جدا نماييد؛ مگر در آنها ارزشهاي اخروي نهفته باشد؛ زيرا کلام شهيد تنها نوين و برترين کلام است.
4-توصيههايي براي خانواده: اي پدر! نخست روي صحبتم با توست. ميدانم که تاکنون نتوانستهام وظيفهي فرزندي را به خوبي انجام دهم و برايتان فرزندي شايسته باشم؛ ولي اميد به گذشتتان دارم تا از بارهايم سبک گردد. حال که دستم از دامن پرمهر مادر کوتاه است و داغ بيمادري و نداشتن همراز و همدل برايم مانده و کوتاهست، لذا نميتوانم طلب رضايتش نمايم؛ ولي با توجه به شناختم از بزرگي او، خود را بخشيده شده مييابم.
اما پدر مواردي از ديون که بر ذمهي من ميباشد، از نظر عبادي که هر چند خجالت ميکشم بگويم، نماز خواندهام و ...؛ زيرا آنها در وصف الهي نميگنجد مگر خدا به کرمش قبول نمايد.
چيزي به گردن ندارم و از بعد مادي در خانواده ديون من به همسرم ميباشد که نه تنها برايش هيچ به جا نگذاشتم، بلکه شايد قرضهاي دانشگاه نيز برايش داشتم. خود هر گونه صلاح ميدانيد عمل کنيد که دستم از ماديات تهي است و در پايان به شما برادر و خواهر که بسيار برايم عزيز بوديد و رنج بسيار از دستم کشيديد، طلب عفو دارم و اميدوارم همواره مورد تأييد الهي قرار گيريد.
و اي خواهرم بکوش واقعاً يک زن نمونهي اسلام باشي و پيرو واقعي فاطمه و زينب؛ ميدانم هر چند بعد از داغ مادر اين مشکل بزرگيست؛ ولي بر خدا توکل کن. همچنين به شما اقوام و خويشان که اميد عفو از جانبتان در هر رشته و هر شکل و هر وظيفهاي دارم. از وظيفهي انسان بودن و مقام خليفه الهي فراموش نکنيد و خود را مفت و مجاني در اختيار خواستهها و در نهايت دوري از اسلام و انقلاب و در نهايت نابودي ابدي قرار ندهيد.
و من الله التوفيق
مهدي ايرانمنش 9/12/1365
http://www.sobh.org/images/Shohada/line.gif