PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : چرا باید قرآن را به عربی خواند?



ملکوت* گامی تارهایی *
25-04-2010, 15:21
http://i16.tinypic.com/5x6t7oo.jpg



خواندن قرآن به زبان فارسی به این معنا که انسان ترجمه آن را بخواند نه تنها اشکال ندارد بلکه چه بسا در مواردی نیز ترجیح دارد.اینکه انسان معنای آیات قرآن را بخوبی درک کند تا بتواند هر چه بهتر و بیشتر از آن برای بهتر زیستن بهره گیرد بسیار شایسته و ارزشمند است. اصولا هدف اساسی نزول آیات برای همین است و اگر به قرائت قرآن نیز تاکید شده برای رسیدن به فهم آیات قرآن و به کار گیری آن در زندگی است. قرآن برای آن نازل نشده که در کنج خانه ها گذاشته شده یا صرفا از رو خوانده شود. بلکه قرآن کتاب هدایت و برنامه زندگی سالم و خوشبخت است و این هدف زمانی محقق می شود که انسان معنا و حتی تفسیر آیات را درک نماید.بنابر این خواندن آن به همان لفظ عربی که نازل شده مانع از خواندن ترجمه آن و فهم و تدبر در آیات آن نیست.حتی برخی گفته اند که برای فهم بهتر آیات بهتر است که انسان زبان عربی و یا قواعد آن را یاد گیرد . در هر حال این آیات به زبان عربی نازل شده و خداوند فرموده است برای تدبر در آیات آن را به زبان عربی نازل کردیم.(1)


اما اینکه توصیه به قرائت الفاظ قرآن به صورتی عربی شده می تواند دلائل مختلفی داشته باشد .


اولا. به این خاطر که قرآن بر مردمی نازل شد که عرب زبان بودند و قرآن را به همان لفظ خود می فهمیدند و به همین جهت در روایات توصیه به قرائت آن شده است.


ثانیاً: جهت ایجاد زبانی مشترک میان همه پیروان اسلام و در واقع فراهم سازی وحدت و پیوند بین المللی دینی است.



ثالثاً: روح و محتوای هر پیام و سخنی در قالب زبان خاصی که در آن ریخته شده، عمیق تر و درک میشود تا زمانی که به زبان‏های دیگر برگردانده شود. قرآن که دارای مضامین بسیار بلند و عالی است، هرگز قابل ترجمه دقیق و کامل به زبان دیگر نیست. شاید بتوان گفت که اکثر ترجمه‏های قرآن نارسا و در موارد متعددی دارای غلط میباشد. به عنوان مثال از سوره حمد نام میبریم که هیچ ترجمه‏ای که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست. حتی تنها کلمه الله، هیچ معادلی در زبان دیگر ندارد و مثلاکلمه خدا در زبان فارسی معادل معنای الله نمیباشد.


رابعا. کلمات و الفاظ قرآن کلمات خدا و وحی است . یعنی همان کلماتی است که به وسیله فرشته وحی بر پیامبر نازل شده است واز این جهت این الفاظ و کلمات برای مسلمانان از تقدس ویژه ای برخوردار است.به همین خاطر سعی مسلمانان بر حفظ و خواندن این کتاب به همان زبان اصلی خود می باشد.در برخی روایات آمده قرآن را به گونه ای بخوان که گویا خدا با تو دارد سخن می گوید وبر تو نازل کرده است.





هم چنین شاید یکی از علت های تاکید به قرائت قرآن به همان زبان خود حفظ آن از تحریف و دست برد انسان ها است . یعنی همان کاری که در ادیان دیگر واقع شد . اما یکی از علت های محفوظ ماندن قرآن همین تاکیداتی است که به خواندن و حفظ قرآن به همان زبان اصلی خود شده است.


پاورقی.1- یوسف(12)آیه2
منبع : سایت پرس و جو (http://www.porsojoo.com/fa/node/22915)

ملکوت* گامی تارهایی *
25-04-2010, 15:22
(http://www.porsojoo.com/fa/node/22915)

ایاتی از قران :


و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش نفرستادیم تا [ بتواند به وسیله آن زبان ، پیام وحى را به روشنى ] براى آنان بیان كند . پس خدا هر كس را بخواهد [ به كیفر لجاجت و عنادش ] گمراه می كند ، و هر كس را بخواهد ، هدایت می نماید ، و او تواناى شكست ناپذیر و حكیم است . (ابراهیم)« 4»

http://static.cloob.com//public/images/smiles/16.gifhttp://static.cloob.com//public/images/smiles/16.gif


و اگر آن را بر برخى از غیر عرب ها نازل كرده بودیم ، « 198» و او آن را بر عرب ها می خواند ، باز هم به آن ایمان نمی آوردند ! ! « 199» این گونه [ كه آن را به زبان عربى روشن و گویا نازل كردیم ] در دل هاى می رمان درآوردیم [ كه آن را بفهمند و به آن ایمان آورند ، ] « 200» سوره شعرا

ملکوت* گامی تارهایی *
25-04-2010, 15:25
و داستانی در این مورد ، که خوندنش خالی از لطف نیست



یک پیرمرد آمریکایی مسلمان همراه با نوه کوچکش در یک مزرعه در کوههای شرقی کنتاکی زندگی می کرد. هرروز صبح پدربزرگ پشت میز آشپزخانه می نشست و قرآن می خواند. نوه اش هر بار مانند او می نشست و سعی می کرد فقط بتواند از او تقلید کند.
یه روز نوه اش پرسید : پدربزرگ من هر دفعه سعی می کنم مانند شما قرآن بخوانم ، اما آن را نمی فهمم و چیزی را که نفهمم زود فراموش می کنم و کتاب را می بندم ! خواندن قرآن چه فایده ای دارد؟
پدر بزرگ به آرامی زغالی را داخل بخاری گذاشت و پاسخ داد : این سبد زغال را بگیر و برو از رودخانه برای من یک سبد آب بیاور. پسر بچه گفت : اما قبل از اینکه من به خانه برگردم تمام آب از سوراخهای سبد بیرون می ریزد!؟ پدر بزرگ خندید و گفت : " آن وقت تو مجبور خواهی بود دفعه بعد کمی سریعتر حرکت کنی." و او را با سبد به رودخانه فرستاد تا سعی خود را بکند .
پسر سبد را آب کرد و سریع دوید ، اما سبد خالی بود قبل از اینکه او به خانه برگردد. در حالی که نفس نفس می زد به پدربزرگش گفت که حمل کردن آب در یک سبد غیر ممکن بود و رفت که در عوض یک سطل بردارد .
پیرمرد گفت : "من یک سطل آب نمی خواهم ، من یک سبد آب می خواهم ، تو فقط به اندازه کافی سعی خود را نکردی ." و او از در خارج شد تا تلاش دوباره پسر را تماشا کند .
این بار پسر می دانست که این کار غیر ممکن است ، اما خواست به پدر بزرگش نشان دهد که اگر هم او بتواند سریعتر بدود باز قبل از اینکه به خانه باز گردد آبی در سبد وجود نخواهد داشت .
پسر دوباره سبد را در رود خانه فرو برد و سخت دوید ، اما وقتی که به پدربزرگش رسید سبد دوباره خالی بود.نفس نفس زنان گفت : " ببین! پدربزرگ ، بی فایدست .
پیرمرد گفت : "باز هم فکر می کنی که بی فایدست ؟ به سبد نگاه کن."
پسر به سبد نگاه کرد و برای اولین بار فهمید که سبد فرق کرده بود ، سبد زغال کهنه و کثیف حالا به یک سبد تمیز تبدیل شده بود داخل و بیرون آن.

پسرم ، چه اتفاقی می افتد وقتی که تو قرآن می خوانی . تو ممکن است چیزی را نفهمی یا به خاطر نسپاری ، اما وقتی که آن را می خوانی تو تغییر خواهی کرد ، باطن و ظاهر تو و این کار الله است در زندگی ما !