PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : آیین بندگی و نیایش (ترجمه عدة الداعی)



نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-05-2018, 21:41
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89271340894052271340.jpg)
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89271340894052271340.jpg



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/89271340894052271340.jpg)https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-05-2018, 21:47
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



جملاتی چند از حضرت استاد آیت الله علامه جوادی آملی مدظله العالی در مورد مولف کتاب

ابن فهد در بین علماء نظیر بحر العلوم نظیر سید بن طاوس از آن علمای طراز اولند یعنی بعد از ائمه علیهم السلام وقتی علماء را بررسی می کنند خیلی فاصله دارد تا نوبت به صاحب جواهر و شیخ مرتضی انصاری ها برسد آنچه که در صف مقدم دیده می شود سید بحر العلوم است این طاوس است ابن فهد حلی است اینها کسانی هستند که مدعی اند ما شب قدر را شناخته ایم اینها کسانی اند که بزرگان فقهای ما روی عظمت اینها صحه گذاشته اند وقتی شیخ مرتضی انصاری اعلی الله مقامه الشریف درباره عظمت های اینگونه از علماء صحه می گذارند آنگاه نوبت به دیگران که می رسد یقیناً باید با خضوع بیشتری سخن بگویند این چند نفر جزء ستاره های صدر اول آسمان فقاهتند سید بحرالعلوم، ابن طاوس، ابن فهد، اینها که ارتباط تنگاتنگی با ولی عصر ارواحنا فداه دارند، به حضور حضرت مشرف می شوند سخنان حضرت را می شوند، پیام حضرت را برای مردم نقل می کنند، آنها یک راههای خاص دارند، آنها کسانی اند که اهل ناله اند، اهل لابه اند، اهل سوزند، اهل دردند، آنها نه تنها عالمند که عاملند، نه تنها عاملند که حرفشان پیام علم و عمل را به دیگران منتقل می کند.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-05-2018, 21:48
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



سخن ناشر
بسم الله الرحمن الرحیم

خدای را بر این نعمت شکر گزاریم که ما را موفق داشت تا خدمتی دیگر نه کتابخانه و کتابخوانان پارسی زبان مومن و متعهد نموده و نیاز فرهنگی عمیقی را بر آورده سازیم و برای اولین بار ترجمه کتاب نفیس و پر ارج اخلاقی و تربیتی (عده الداعی) را که نوشته علامه و محقق مشهور ابن فهد حلی یکی از اعاظم علمای شیعه در قرن هشتم هجری است به چاپ رسانده و منتشر سازیم مترجم آن جناب حجه الا سلام آقای غفاری سا روی ایده الله نهایت تلاش و کوشش خود را در بیان هر چه بهتر و واضحتر مطالب کتاب و ساده کردن آن نموده است تا خواننده ای که از اهل علم نیست نیز بتواند از آن استفاده کند. شکر الله مساعیه الجمیله.
ما خواندن و تشویق دیگران به خواندن این کتاب را به همه طالبان کمال و مشتاقان نیل به اخلاق والای اسلامی بخصوص طلاب علوم دینی که خود باید مجسمه اخلاق حسنه باشند سفارش می کنیم و امیدواریم که خواندن آن اکتفا نشود بلکه همگی سعی در به کار بستن دستورات اخلاقی آن داشته باشیم که همه الهام گرفته از قرآن کریم و احادیث رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و سیره و سنت آن حضرت و ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین است.
بنیاد معارف اسلامی قم
بسم الله الرحمن الرحیم





(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-05-2018, 21:51
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)




مقدمه مترجم

اخلاق به معنای وسیعش، از دیرباز یکی از لوازم حوزه های علمیه و به تبع آن، لازمه جوامع بشری بوده و هست، چون انبیای عظیم الشان بویژه نبی اعظم اسلام صلی الله علیه و آله هم بدان آراسته بودند(1) و هم، ماموریت آراستن جامعه به آن را بر عهده داشته اند(2)
از ابتدای ورود به حوزه مقدسه علمیه قم، مانند سایر طلاب و فضلای حوزه، یکی از بهترین لحظات و ساعات عمرم، حضور در کلاسهای اخلاق و زانو زدن در برابر اساتیدی بود که صفا و نور حاصل بارز یک عمر جهاد با نفس، از رخسار مبارکشان پدیدار بوده لذتی که از آن جلسات می بردم قابل توصیف نیست و قلم و زبان از بیان آن عاجزند. در همان جلسات بود که با نام کتاب ارزشمند عده الداعی و نویسنده اش مرحوم ابن فهد حلی آشنا شدم؛ چون اساتید اخلاق در اغلب موارد از مطالب و روایات این کتاب نقل و یاد می کردند و ما را به خواندن آن سفارش می نمودند. و حتی برخی از آنان عمیقاً معتقد بودند که باید کتاب عده الدعی جزو کتابهای درسی حوزه ها قرار گیرد.
مدتی در بازار دنبال این کتاب، جستجو و تفحص نمودم ولی آن را نیافتم تا اینکه در نمایشگاه بین اللملی کتاب، در غرفه یکی از ناشران بیروتی آنرا یافتم، خوشحال شدم و فوراً نامش را در فرم درخواستی نوشتم، پس از یک سال و نیم انتظار، سرانجام کتاب به دستم رسید، در اولین فرصت مناسب، شروع به خواندن آن کردم، هر قدر بیشتر می خواندم، علاقه ام به آن افزون تر می گشت، اکثر اوقات پس از فراغت از مطالعه، آن را نبوسیده بر زمین نمی گذاشتم. در اتاق مطالعه آن را در محلی قرار دادم که دائماً در معرض دیدم باشد تا با مشاهده آن یاد مطالبش افتاده از خاطرم محو نشود.
هر وقت چشمم به جلد آن می افتاد. شور و شعفی در قلبم ایجاد می گشت تا جائی که بعضی از قسمتهایش را مکرر با دقت، مطالعه و مورد بررسی قرار دادم و هر گاه مطالبش را برای دیگران نقل می کردم در آنان نیز حالتی نظیر من ایجاد می شد.
بالاخره پس از گذشت مدتی، تصمیم به ترجمه آن گرفتم تا پارسی زبانانی که از زبان عربی بهره ای ندارند، از فضایل آن محروم نگردند، لذا با توکل به قدرت لا یزال پروردگار متعال، این کار را شروع کردم.
قبل از آغاز ترجمه، توجه به نکات ذیل ضروری به نظر می رسد:
1- برای سهولت رجوع و نقل از این کتاب، علاوه بر ترجمه، متن آیات و روایات نیز آورده شده که روایات با شماره معین گردیده و آدرس آیات هم در پاورقی آمده است.
2- جهت استفاده بهتر از ترجمه تحت اللفظی پرهیز گردید وسعی شد مفاهیم و مطالب کتاب، در قالب عباراتی گویا و روان، عرضه گردد.
3- ممکن است بعضی از روایات نقل شده، از نظر سند غیر معتبر باشند نظیر آنچه از ابو هریره یا کعب الاحبار نقل گردیده است، ولی عمل به آنها بلا اشکال است، به خاطر وجود همان مضمون در روایات معتبر یا از باب عمل کردن به روایات من بلغ(3)
4- از نکات لازم و ضروری که حتماً باید مورد توجه قرار گیرد این است که مبادا تنها بعضی از ابواب کتاب مورد مطالعه قرار گیرد و از ابواب دیگر صرف نظر گردد چون بسا مفید نبوده که هیچ، بلکه مضر هم باشد؛ مثلاً در بخش حسن ظن بندگان به خداوند متعال: نخست روایات رجاء ذکر شده و بعد از آن، روایات خوف که قهراً صرف اتکا به روایات دسته اول، شاید موجب ایجاد جرات بندگان بر ارتکاب معاصی گردد، بنابراین، زمانی بهره کامل و مورد نظر، نصیب می گردد که تمام کتاب با دقت کافی، مورد مطالعه قرار گیرد.
5- پاورقی ها و مطالبی که در متن، بین دو پرانتز آمده، از مترجم است.
6- در این ترجمه، از نسخه های مختلف عده در کتابخانه دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم و کتابخانه حضرت آیت الله العظمی مرحوم مرعشی نجفی و نیز از نقل مرحوم علام مجلسی در بحار الانوار از عده الداعی، استفاده شده و اغلاط چاپهای مختلف نیز تصحیح گردیده است.







(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-05-2018, 21:52
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)





مقدمه: تعریف دعا و ترغیب به آن

دعا یک معنای لغوی و یک معنای اصطلاحی دارد
در لغت به معنای ندا و صدا زدن است: دعوت فلانی؛ یعنی: او را صدا زدم. و در اصطلاح بدین معناست که فرد پست و پایین، از فرد برتر و بالا، با حالت خضوع و سرافکندگی، چیزی را طلب کند.
چون هدف و مقصود از نوشتن کتاب حاضر، این است که خواننده محترم نسبت به دعا حدیث، پیرامون همین موضوع ذکر می کنیم:
شیخ صدوق (ره) از ائمه اطهار علیه السلام روایت کرده که فرمودند:
1- من بلغه شی ء من الخیر فعمل به کان له من الثواب ما بلغه و ان لم یکن الامر کما نقل الیه
یعنی: اگر به کسی خبر برسد که مثلاً فلان مقدار ثواب دارد و او آن را انجام بدهد، خداوند متعال همان مقدار ثواب را خواهد داد، اگر چه در واقع اینچنین نباشد.
و نیز صفوان از امام صادق علیه السلام روایت کرده که حضرت فرموده:
2- من بلغه شی ء من الخیر فعمل به کان له اجر ذلک و ان کان رسول الله - صلی الله علیه و آله لم یقله
یعنی: اگر به کسی خبر برسد که فلان کار چه مقدار ثواب دارد و بدان عمل کند؛ پروردگار منان همان ثواب را به او خواهد داد اگر چه پیامبر صلی الله علیه و آله آن را نگفته باشد.
شیخ کلینی (ره) از حضرت صادق علیه السلام اینچنین روایت کرده است:
3- من سمع شیئاً من الثواب علی شی ء فصنعه، کان له اجره و ان لم یکن علی ما بلغه
یعنی: اگر کسی ثوابی را بر چیزی بشنود و آن را انجام دهد ثوابش را خواهد برد، اگر چه در واقع، خبر مطابق آنچه شنیده نباشد.
اهل سنت نیز از جابر عبد الله انصاری (ره) روایت کرده اند که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
4- من بلغه عن الله فضیله فاخذها و عمل بما فیها ایمانا بالله و رجاء ثوابه، اعطاه الله تعالی ذلک و ان لم یکن کذلک
یعنی: اگر به فردی بگویند فلان عمل نیک نزد خداوند متعال فلان اندازه فضیلت و ثواب دارد و او هم آن را به قصد رسیدن به این فضیلت، انجام بدهد، ذات اقدس الهی، آن ثواب را به او خواهد داد، اگرچه واقع، امرا ین چنین نباشد.
بنابر این، هم شیعه و هم اهل سنت بر این مطلب اتفاق نظر دارند(6)





(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-05-2018, 21:53
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)






باب اول: تشویق به دعا

تحریص بر دعا و تشویق عقل بر آن

عقل هر عاقلی حکم می کند که وقتی انسان قدرت دارد، باید ضرر را از خودش دفع نماید و از طرف دیگر می دانیم که زندگی در این دنیا برای هیچ انسانی بدون ضرر و زیان و تشویق خاطره نیست چون:
- یا درد و مرضی در اندرون خود دارد.
- یا ظالمی از خارج او را می آزارد.
- یا در شغل و کارش گرفتاری دارد.
- یا همسایه به او آزار می رساند.
- و یا...
و اگر فعلاً هیچیک از این گرفتاریها پیش نیامده باشد، باز عقل محال نمی داند که در آینده گرفتاریهایی برایش پدید آید، چگونه پدید نیاید و حال آنکه دنیا محل حوادث است و هیچوقت بر یک منوال، ثابت و برقرار نمی ماند و کسی از سختیها و مصمتهای آن در امان نیست. منتها سختیهایش برای بعضیها به فعلیت رسیده و محقق شده و برای عده دیگر در آینده محقق خواهد شد، اما عقل حکم به وجوب و لزوم بر طرف نمودن هر دو قسم از مصیبتها و گرفتاریها می کند، این از یک سوی.
از سوی دیگر، دعا وسیله ای است که می تواند این مشکل را بر طرف سازد و آن را برای انسان حل کند، پس عقلاً لازم است که دست به دامان دعا بیاویزیم و از آن برای حل مشکلاتمان کمک بگیریم.
همین معنا در کلام امیر المومنین و سید الوصین علیه و علی اله افضل صلوات المصلین آمده آنجا که می فرماید:
5-ما من احد ابتلی و ان عظمت بلواه باحق بالدعاء من المعافی الذی لا یامن من البلاء
یعنی: مبادا کسی که فعلاً بلایی به او روی نیاورده و در عاقبت زندگی می کند ولی در آینده از آن در امان نیست، گمان کند که انسان گرفتار هر چند گرفتاریش بزرگ بیشتر از او به دعا نیازمند است. (بلکه وی نیز برای دفع بلاهای آتیه به دعا نیاز دار.
از این حدیث، فهمیده می شود که هر فردی به دعا نیاز دارد، چه آن کسی که در عاقبت است و چه آن کس که مبتلاست، منتها دومی برای بر طرف ساختن بلایی که هست و اولی برای جلوگیری از نزول آن.
علاوه بر این، دعا سبب جلب منفعت و یا بقای نعمتهای موجود نیز می گردد؛ چون معصومین علیهم السلام از آن به سلاح و ترس تعبیر کردند، سلاح وسیله ای است که انسان را به منفعتی برساند، یا ضرری را از او دفع کند و ترس به سپر می گویند که موجب حفظ و نگهداری انسان از مشکلات و سختیها می شود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
6- الا ادلکم علی سلاح ینجیکم من اعدائکم و یدر ارزاقکم؟ قالوا: بلی یا رسول الله صلی الله علیه و آله قال: تدعون ربکم باللیل و النهار فان سلاح المومن الدعاء
یعنی: آیا اسلحه ای را به شما معرفی کنم که هم شما را از شر دشمنانتان نجات میدهد و هم روزیتان را زیاد را در شب و روز بخوانید و دعا بخوانید و دعا کنید؛ چون دعا، اسلحه مومن است.
امام علی علیه السلام می فرماید:
7- الدعاء ترس المومن و متی تکثر قرع الباب یفتح لک
یعنی: دعا، سپر مومن است، اگر باب رحمت الهی را زیاد بکوبی (و نا امید نشوی، عاقبت) آن در، به رویت گشوده خواهد شد.
امام جعفر بن محمد صادق علیه السلام فرمود:
8- الدعاء انفذ من السنان الحدید
یعنی: دعا از سر نیزه آهنی، برنده تر و نافذتر است.
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:
9- ان الدعاء یرد ما قدر و ما لم یقدر. قال: قلت: و ما قد قدر فقد عرفته فما لم یقدر؟ قال: حتی لایکون
یعنی: دعا، هم آنچه مقدر شده و هم آنچه مقدر نشده، هر دو را بر می گرداند و سبب تغییرش می شود. راوی (یعنی عمر بن یزید) می گوید، گفتم: آنچه مقدر نشده چطور؟ فرمود: دعا موجب می شود که اصلاً مقدر نشود.
و نیز آن حضرت فرمود:
10- علیکم بالدعاء فان الدعاء و الطلب الی الله تعالی یرد لبلاء و قد قدر و قضی فلم یبق الا امضاوه فاذا دعی الله و سئل صرفه صرفه
یعنی: دعا کنید؛ چون دعا و طلب کردن از خداوند تعالی، بلا را دفع می کند حتی اگر مقدر شده و بدان حکم گردیده و بجز اجرایش چیزی نمانده باشد، در این صورت اگر از خدا بخواهید که آن را برگرداند، بر می گرداند.
زر اره از امام محمد باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود:
11- الا ادلکم علی شی ء لم یستثن فیه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم؟ قلت: بلی، قال: الدعاء یرد القضاء و قد ابرم ابراماً و ضم اصابعه
یعنی: آیا می خواهید چیزی را به شما معرفی کنم که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از آن استثناء نکرد (یعنی نفرمود ان شاء الله) زراره می گوید گفتم: بلی، فرمود: آن چیز، دعاست که قضای الهی را بر می گرداند اگر چه محکم و حتمی شده باشد. آنگاه حضرت از باب تشبیه قضای حتمی الهی، انگشتان دستهایشان را در هم فرو بردند.
امام زین العابدین علیه السلام فرمود:
12- ان الدعاء و البلاء لیتوافقان الی یوم القیامه ان الدعاء لیرد البلاء و قد ابرم ابراماً
یعنی: دعا و بلا، تا روز قیامت با هم در مبارزه اند و در این میدان، دعا پیروزمندانه بیرون می آید اگر چه آن بلا حتمی بوده باشد.
و نیز از آن حضرت است که فرمود:
13- الدعاء یرد البلاء النازل و ما لم ینزل
عنی: دعا، هم بلای فرود آمده را بر می دارد و هم، بلای نیامده را
با توجه به این احادیث و احادیث مشابه دیگری که به خاطر پرهیز از طولانی شدن بحث از ذکر آنها خودداری کردیم، روشن می شود که باید ضررها را به واسطه دعا دفع کرد.
و دافع ضرر بودن دعا، از طریق اخبار معصومین علیهم السلام که علم به راستگویی آنان داریم، ثابت می شود.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
02-05-2018, 19:29
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


تشویق بر دعا در آیات و روایات

آیات

-قل مایعبوا بکم ربی لولا دعائکم(7)
یعنی: ای پیامبر! بگو اگر دعایتان نبود، پروردگار من به شما اهمیتی نمی داد.
-و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سید خلون جهنم داخرین(8)
یعنی: پروردگارتان می گوید: مرا بخوانید تا اجابتتان کنم. مسلماً آنانی که از پرستش و عبادت من سرکشی می کنند، بزودی با خواری به جهنم در می آیند.
در این آیه شریفه، خداوند متعال دعا را عبادت خوانده (یعنی اگر کسی با خدایش سخن بگوید، عبادت کرده) و سرکشان از عبادت را به منزله کافر قرار داده است.
-و ادعوه خوفاً و طمعم(9)
یعنی: خدای را از روی بیم و امید، بخوانید.
-و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبو الی و لیومنوا بی لعلهم یرشدون(10)
یعنی: هرگاه بندگانم درباره من از تو سوال کردند (بگو که) من نزدیک و به ندای کسی که مرا بخواند، پاسخ می دهم، پس اینان باید مرا بخوانند و به من ایمان بیاورند تا ارشاد گردند.
حال که کلام به این آیه شریفه از قران کریم رسید، خوب است نکاتی درباره آن متذکر شویم:
اول جمله: هرگاه بندگانم از تو درباره من سوال کردند، کنایه است به اینکه خوب است بندگان من، از من سوال کنند.
دوم خداوند متعال در پاسخ نفرمود: بگو من نزدیکم (به مناسبت اینکه اول آیه خطاب به پیامبر است) بلکه جهت تسریع در پاسخ بندگان، کلمه بگو را حذف کرده مستقیماً فرمود: من نزدیکم سوم - بر سر جواب، حرف فاء در آورد که دلالت بر عدم فاصله دارد.
چهارم پروردگار سبحان خودش مستقیماً پاسخ داد و این نشانه منزلت و شرف دعا نزد ذات اقدس الله است. در همین باره امام باقر علیه السلام می فرماید:
لا تمل من الدعا فانه من الله بمکان
یعنی: از دعا خسته مشو، چون نزد خدا ارزش دارد.
و در پاسخ برید بن معاویه که از آن حضرت پرسیده بود ایا دعای بیشتر بهتر است یا قرائت قران بیشتر؟ فرمود:
14- کثره الدعاء افضل ثم قرا: قل ما یعبوا بکم ربی لولا دعاوکم
یعنی: دعای بیشتر بهتر است؛ چون خداوند فرمود: ای پیامبر صلی الله علیه و آله بگو اگر دعایتان نبود، پروردگار من به شما اهمیتی نمی داد.
پنجم این آیه کریمه دلالت دارد بر اینکه ذات اقدس الهی، مکان ندارد، چون اگر مکان می داشت به هر مناجات کننده ای نزدیک نبود، (یعنی اگر به فردی در شرق عالم نزدیک بود، می بایست از فردی که در غرب است دور بوده باشد، چون خاصیت موجودات مکان دار این است و حال آنکه او به هر دو نزدیک است، پس مکان ندارد.)
ششم پروردگار متعال در این آیه با جمله (فلیستجیوالی) امر به دعا کردن بندگان نموده است.
هفتم امام صادق علیه السلام در تفسیر جمله ولیو منوابی فرمود:
15- و لیتحققوا انی قادر علی اعطائهم.
یعنی: بندگان من بدانند که من قدرت بخشش درخواستهای ایشان را دارم.
این فرمان حق، دو فایده دارد:
فایده اول: به بندگان اعلام می دارد که وا قادر است.
فایده دوم: بندگان را در رسیدن به حاجات و درخواستهایشان امیدوار می کند؛ چون انسان اگر بداند طرف معامله اش قدرت بر تسلیم و تحویل آنچه بر عهده اوست را دارد، در او میل و رغبت ایجاد می شود که دست به آن معامله بزند، همچنانکه اگر بداند طرف معامله اش این قدرت را ندارد اقدام نخواهد کرد، به همین خاطر می بینید که مردم از معامله با افراد و شکسته پرهیز می کنند.
هشتم: با ذکر جمله یرشدون گویا به بندگان بشارت می دهد که دعایتان اجابت شد، چون رشاد به راه هدایتی گویند که به مطلوب و مقصود می رسد.
در این مورد امام صادق علیه السلام می فرماید:
16- من تمنی شیئاً و هو لله رضاً لم یخرج من الدنیا حتی یعطاه
یعنی: اگر کسی از خداوند متعال چیزی بخواهد که مورد رضای حق هم باشد، تا در دنیا نرفته، آن را دریافت می کند.
این حدیث از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز روایت شده است.
آن حضرت در جای دیگر می فرماید:
17- اذا دعوت فظن حاجتک بالباب.
یعنی: هرگاه دعا کردی، گمانت این باشد که حاجتت نزد در آماده و حاضر است.





(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
03-05-2018, 21:03
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


تحریص بر دعا و تشویق عقل بر آن

عقل هر عاقلی حکم می کند که وقتی انسان قدرت دارد، باید ضرر را از خودش دفع نماید و از طرف دیگر می دانیم که زندگی در این دنیا برای هیچ انسانی بدون ضرر و زیان و تشویق خاطره نیست چون:
- یا درد و مرضی در اندرون خود دارد.
- یا ظالمی از خارج او را می آزارد.
- یا در شغل و کارش گرفتاری دارد.
- یا همسایه به او آزار می رساند.
- و یا...
و اگر فعلاً هیچیک از این گرفتاریها پیش نیامده باشد، باز عقل محال نمی داند که در آینده گرفتاریهایی برایش پدید آید، چگونه پدید نیاید و حال آنکه دنیا محل حوادث است و هیچوقت بر یک منوال، ثابت و برقرار نمی ماند و کسی از سختیها و مصمتهای آن در امان نیست. منتها سختیهایش برای بعضیها به فعلیت رسیده و محقق شده و برای عده دیگر در آینده محقق خواهد شد، اما عقل حکم به وجوب و لزوم بر طرف نمودن هر دو قسم از مصیبتها و گرفتاریها می کند، این از یک سوی.
از سوی دیگر، دعا وسیله ای است که می تواند این مشکل را بر طرف سازد و آن را برای انسان حل کند، پس عقلاً لازم است که دست به دامان دعا بیاویزیم و از آن برای حل مشکلاتمان کمک بگیریم.
همین معنا در کلام امیر المومنین و سید الوصین علیه و علی اله افضل صلوات المصلین آمده آنجا که می فرماید:
5-ما من احد ابتلی و ان عظمت بلواه باحق بالدعاء من المعافی الذی لا یامن من البلاء
یعنی: مبادا کسی که فعلاً بلایی به او روی نیاورده و در عاقبت زندگی می کند ولی در آینده از آن در امان نیست، گمان کند که انسان گرفتار هر چند گرفتاریش بزرگ بیشتر از او به دعا نیازمند است. (بلکه وی نیز برای دفع بلاهای آتیه به دعا نیاز دار.
از این حدیث، فهمیده می شود که هر فردی به دعا نیاز دارد، چه آن کسی که در عاقبت است و چه آن کس که مبتلاست، منتها دومی برای بر طرف ساختن بلایی که هست و اولی برای جلوگیری از نزول آن.
علاوه بر این، دعا سبب جلب منفعت و یا بقای نعمتهای موجود نیز می گردد؛ چون معصومین علیهم السلام از آن به سلاح و ترس تعبیر کردند، سلاح وسیله ای است که انسان را به منفعتی برساند، یا ضرری را از او دفع کند و ترس به سپر می گویند که موجب حفظ و نگهداری انسان از مشکلات و سختیها می شود.
رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود:
6- الا ادلکم علی سلاح ینجیکم من اعدائکم و یدر ارزاقکم؟ قالوا: بلی یا رسول الله صلی الله علیه و آله قال: تدعون ربکم باللیل و النهار فان سلاح المومن الدعاء
یعنی: آیا اسلحه ای را به شما معرفی کنم که هم شما را از شر دشمنانتان نجات میدهد و هم روزیتان را زیاد را در شب و روز بخوانید و دعا بخوانید و دعا کنید؛ چون دعا، اسلحه مومن است.
امام علی علیه السلام می فرماید:
7- الدعاء ترس المومن و متی تکثر قرع الباب یفتح لک
یعنی: دعا، سپر مومن است، اگر باب رحمت الهی را زیاد بکوبی (و نا امید نشوی، عاقبت) آن در، به رویت گشوده خواهد شد.
امام جعفر بن محمد صادق علیه السلام فرمود:
8- الدعاء انفذ من السنان الحدید
یعنی: دعا از سر نیزه آهنی، برنده تر و نافذتر است.
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:
9- ان الدعاء یرد ما قدر و ما لم یقدر. قال: قلت: و ما قد قدر فقد عرفته فما لم یقدر؟ قال: حتی لایکون
یعنی: دعا، هم آنچه مقدر شده و هم آنچه مقدر نشده، هر دو را بر می گرداند و سبب تغییرش می شود. راوی (یعنی عمر بن یزید) می گوید، گفتم: آنچه مقدر نشده چطور؟ فرمود: دعا موجب می شود که اصلاً مقدر نشود.
و نیز آن حضرت فرمود:
10- علیکم بالدعاء فان الدعاء و الطلب الی الله تعالی یرد لبلاء و قد قدر و قضی فلم یبق الا امضاوه فاذا دعی الله و سئل صرفه صرفه
یعنی: دعا کنید؛ چون دعا و طلب کردن از خداوند تعالی، بلا را دفع می کند حتی اگر مقدر شده و بدان حکم گردیده و بجز اجرایش چیزی نمانده باشد، در این صورت اگر از خدا بخواهید که آن را برگرداند، بر می گرداند.
زر اره از امام محمد باقر علیه السلام نقل می کند که فرمود:
11- الا ادلکم علی شی ء لم یستثن فیه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم؟ قلت: بلی، قال: الدعاء یرد القضاء و قد ابرم ابراماً و ضم اصابعه
یعنی: آیا می خواهید چیزی را به شما معرفی کنم که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از آن استثناء نکرد (یعنی نفرمود ان شاء الله) زراره می گوید گفتم: بلی، فرمود: آن چیز، دعاست که قضای الهی را بر می گرداند اگر چه محکم و حتمی شده باشد. آنگاه حضرت از باب تشبیه قضای حتمی الهی، انگشتان دستهایشان را در هم فرو بردند.
امام زین العابدین علیه السلام فرمود:
12- ان الدعاء و البلاء لیتوافقان الی یوم القیامه ان الدعاء لیرد البلاء و قد ابرم ابراماً
یعنی: دعا و بلا، تا روز قیامت با هم در مبارزه اند و در این میدان، دعا پیروزمندانه بیرون می آید اگر چه آن بلا حتمی بوده باشد.
و نیز از آن حضرت است که فرمود:
13- الدعاء یرد البلاء النازل و ما لم ینزل
عنی: دعا، هم بلای فرود آمده را بر می دارد و هم، بلای نیامده را
با توجه به این احادیث و احادیث مشابه دیگری که به خاطر پرهیز از طولانی شدن بحث از ذکر آنها خودداری کردیم، روشن می شود که باید ضررها را به واسطه دعا دفع کرد.
و دافع ضرر بودن دعا، از طریق اخبار معصومین علیهم السلام که علم به راستگویی آنان داریم، ثابت می شود.


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-05-2018, 17:15
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)




تشویق بر دعا در آیات و روایات

آیات
-قل مایعبوا بکم ربی لولا دعائکم(7)
یعنی: ای پیامبر! بگو اگر دعایتان نبود، پروردگار من به شما اهمیتی نمی داد.
-و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سید خلون جهنم داخرین(8)
یعنی: پروردگارتان می گوید: مرا بخوانید تا اجابتتان کنم. مسلماً آنانی که از پرستش و عبادت من سرکشی می کنند، بزودی با خواری به جهنم در می آیند.
در این آیه شریفه، خداوند متعال دعا را عبادت خوانده (یعنی اگر کسی با خدایش سخن بگوید، عبادت کرده) و سرکشان از عبادت را به منزله کافر قرار داده است.
-و ادعوه خوفاً و طمعم(9)
یعنی: خدای را از روی بیم و امید، بخوانید.
-و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان فلیستجیبو الی و لیومنوا بی لعلهم یرشدون(10)
یعنی: هرگاه بندگانم درباره من از تو سوال کردند (بگو که) من نزدیک و به ندای کسی که مرا بخواند، پاسخ می دهم، پس اینان باید مرا بخوانند و به من ایمان بیاورند تا ارشاد گردند.
حال که کلام به این آیه شریفه از قران کریم رسید، خوب است نکاتی درباره آن متذکر شویم:
اول جمله: هرگاه بندگانم از تو درباره من سوال کردند، کنایه است به اینکه خوب است بندگان من، از من سوال کنند.
دوم خداوند متعال در پاسخ نفرمود: بگو من نزدیکم (به مناسبت اینکه اول آیه خطاب به پیامبر است) بلکه جهت تسریع در پاسخ بندگان، کلمه بگو را حذف کرده مستقیماً فرمود: من نزدیکم سوم - بر سر جواب، حرف فاء در آورد که دلالت بر عدم فاصله دارد.
چهارم پروردگار سبحان خودش مستقیماً پاسخ داد و این نشانه منزلت و شرف دعا نزد ذات اقدس الله است. در همین باره امام باقر علیه السلام می فرماید:
لا تمل من الدعا فانه من الله بمکان
یعنی: از دعا خسته مشو، چون نزد خدا ارزش دارد.
و در پاسخ برید بن معاویه که از آن حضرت پرسیده بود ایا دعای بیشتر بهتر است یا قرائت قران بیشتر؟ فرمود:
14- کثره الدعاء افضل ثم قرا: قل ما یعبوا بکم ربی لولا دعاوکم
یعنی: دعای بیشتر بهتر است؛ چون خداوند فرمود: ای پیامبر صلی الله علیه و آله بگو اگر دعایتان نبود، پروردگار من به شما اهمیتی نمی داد.
پنجم این آیه کریمه دلالت دارد بر اینکه ذات اقدس الهی، مکان ندارد، چون اگر مکان می داشت به هر مناجات کننده ای نزدیک نبود، (یعنی اگر به فردی در شرق عالم نزدیک بود، می بایست از فردی که در غرب است دور بوده باشد، چون خاصیت موجودات مکان دار این است و حال آنکه او به هر دو نزدیک است، پس مکان ندارد.)
ششم پروردگار متعال در این آیه با جمله (فلیستجیوالی) امر به دعا کردن بندگان نموده است.
هفتم امام صادق علیه السلام در تفسیر جمله ولیو منوابی فرمود:
15- و لیتحققوا انی قادر علی اعطائهم.
یعنی: بندگان من بدانند که من قدرت بخشش درخواستهای ایشان را دارم.
این فرمان حق، دو فایده دارد:
فایده اول: به بندگان اعلام می دارد که وا قادر است.
فایده دوم: بندگان را در رسیدن به حاجات و درخواستهایشان امیدوار می کند؛ چون انسان اگر بداند طرف معامله اش قدرت بر تسلیم و تحویل آنچه بر عهده اوست را دارد، در او میل و رغبت ایجاد می شود که دست به آن معامله بزند، همچنانکه اگر بداند طرف معامله اش این قدرت را ندارد اقدام نخواهد کرد، به همین خاطر می بینید که مردم از معامله با افراد و شکسته پرهیز می کنند.
هشتم: با ذکر جمله یرشدون گویا به بندگان بشارت می دهد که دعایتان اجابت شد، چون رشاد به راه هدایتی گویند که به مطلوب و مقصود می رسد.
در این مورد امام صادق علیه السلام می فرماید:
16- من تمنی شیئاً و هو لله رضاً لم یخرج من الدنیا حتی یعطاه
یعنی: اگر کسی از خداوند متعال چیزی بخواهد که مورد رضای حق هم باشد، تا در دنیا نرفته، آن را دریافت می کند.
این حدیث از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز روایت شده است.
آن حضرت در جای دیگر می فرماید:
17- اذا دعوت فظن حاجتک بالباب.
یعنی: هرگاه دعا کردی، گمانت این باشد که حاجتت نزد در آماده و حاضر است.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-05-2018, 18:34
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

اسرار محرومیت از اجابت دعا حتماً خواهید گفت: ما بسیاری از مردم را می بینیم که دعا می کنند ولی اجابت نمی شود و این در ظاهر، با آیه شریفه مورد بحث(11) منافات دارد.
در پاسخ باید گفت: اجابت نشدن دعا، حتماً به خاطر کوتاهی و اخلال در شرایط دعاست و آن هم دو صورت دارد:
اول اینکه: آداب آن را مراعات نکرده است؛ چون دعا دستوراتی دارد که ان شاء الله تعالی در ابواب بعدی خواهید آمد. عثمان بن سعید می گوید: فردی به من گفت که من به خدمت امام صادق علیه السلام شرفیاب شده، عرض کردم: دو آیه در قرآن کریم هست که هنوز آن دو را درست درک نکرده ام.
فرمود: آن دو آیه کدامند؟
گفتم: یکی آیه شریفه: ادعونی استجب لکم است که دعا می کنیم ولی اجابتی نمی بینیم.
فرمود: آیا خداوند متعال خلف وعده می کند؟
گفتم: خیر.
فرمود: پس چرا اجابت نمی شود؟
گفتم: نمی دانم.
فرمود: اما من تو را با خبر می کنم:
18- من اطاع الله فیما امره ثم دعا من جهه الدعاء اجابه قلت. و ما جهه الدعاء؟ قال علیه السلام: تبدا فتحمد الله و تذکر نعمه عندک ثم تشکره ثم تصلی علی النبی واله صلی الله علیه و آله و سلم ثم تذکر ذنوبک فتقر بها ثم تستغفر الله منها فهذه جهه الدعاء
یعنی: کسی که او امر الهی را اطاعت نماید و سپس از راهش دعا کند، مستجابت می شود. گفتم: راه دعا کدام است ؟
فرمود: ابتدا خداوند متعال را حمد می کنی، بعد نعمتهایش را به یاد می آوری، سپس آنها را شکر می گزاری، بعد بر پیامبر و آلش علیهم السلام صلوات می فرستی، آنگاه گناهان خود را یاد آور بدان اقرار می کنی، پس از آن، از گناهانت استغفار می نمائی، این طریق دعاست.
آنگاه فرمود: آسه بعدی چیست؟
گفتم: آیه: و ما انفقتم من شیی ء فهو یخلفه و هو خیر الرازقین(12)
فرمود: آیا خداوند متعال خلف وعده می کند؟
گفتم: خیر.
فرمود: پس چرا عوض نمی دهد؟
گفتم: نمی دانم.
فرمود. لو ان احدکم اکتسب المال من حله و انفقه فی حقه لم ینفق رجل درهما الا اخلف علیه
یعنی: اگر کسی مالی را از راه حلال به دست بیاورد و در موردی که سزا ور است، انفاق کند، حتماً عوضش را خواهد دید، حتی اگر یک در هم ببخشد.
دوم اینکه: چیزی را طلب کرده که به صلاح او نیست یا مفسده ای برای خودش با دیگران در بردارد؛ چون محال است کسی چیزی از خدا بخواهد و مطابق حکمت هم باشد، ولی ذات اقدس الهی آن را اجابت نکند. بنابر این، شایسته است که دعا کننده به هنگام دعا این شرط را(13) بر زبان بیاورد و اگر این کار را نکرد، لا اقل مقصود قلبی اش این باشد که خدایا این حاجت را اگر خیر و مصلحت باشد، عطا کن، بنابر این، اگر در واقع چنین باشد، حتماً پروردگار متعال آن را اجابت می کند و اگر مصلحت در تاخیر باشد، آن را به تاخیر می اندازد؛ چون خودش می فرماید:
و لو یعجل الله للناس الشر استعجالهم بالخیر لقضی الیهم اجلهم(14)
یعنی: اگر همان مقدار که مردم در طلب خیر عجله به خرج می دهند، خداوند سبحان نیز در شر، عجله نشان می داد، مرگ آنان فرا می رسید.
در دعای ائمه علیهم السلام می خوانیم:
19- یا من لا تغیر حکمته الوسائل.
یعنی: ای کسی که وسیله ها (مانند دعا) موجب تغییر حکمتش نمی شوند.
بنابر این، چون علم غیب بر بندگان پوشیده است، چه بسا شخصی از روی غلبه قوای شهوانی بر عقلش، چیزی را از خدا طلب کند یا خیالاتش باعث شود که کار فاسدی را نیک ببیند و آن را درخواست کرده و حتی اصرار و پافشاری نیز بکند(15)
در این صورت ، اگر خداوند منان، پاسخ مثبت به او بدهد و خواهشش را بر آورده سازد، موجب هلاکت او خواهد شد.
این مسئله بسیار واضح و روشن است و نیازی به توضیح ندارد که یک وقت چیزی را طلب می کنیم، اما پس از مدتی از شر آن به خدا پناه می بریم. و در مقابل، از چیزی فرار می کنیم، اما پس از گذشته مدتی، به دنبالش می گردیم. سخن علی علیه السلام نیز همین معنا را می رساند آنجا که می فرماید:
20- رب امر حرص الانسان علیه فلما ادرکه ودان لم یکن ادرکه
یعنی: چه بسا انسان نسبت به چیزی حریص است و آن را می طلبد و چون به آن دسترسی پیدا کرد، دوست می دارد که ای کاش! اصلاً بدان نمی رسید.
جان کلام در آیه شریفه بقره نهفته است که ما را از دیگر سخنها بی نیاز می سازد، می فرماید:
-و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم والله یعلم و انتم لا تعلمون(16)
یعنی: چه بسا از چیزی بدتان می آید، در حالی که آن چیز برایتان خیر است. و چه بسا چیزی را خوش دارید و حال آنکه برایتان شر می باشد، خدامی داند ولی شما نمی دانید.
اصل تشریع دعا و ثواب دادن بر آن از باب رحمت خدایی است که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته، بنابر این، نباید چنین دعایی را اجابت نماید؛ چون عرض بنده از دعا، این است که خیری به او برسد و حالش اصلاح گردد، نه اینکه روزگارش بدتر شود.
بنابر این، اگر چیزی از طلب می کند، منظورش این نیست که هر چه هست (چه خوب و چه بد) می خواهم، بلکه مقصودش این است که اگر برای من نفع دارد، می خواهم، پس این شرط در خاطره او استوا است، اگر چه به زبان نیاورده باشد حتی اگر در ذهنش هم این شرط خطور نکرده باشد (اگر کسی از او سوال کند که این مطلب برای تو فلان مفاسد و مضرات را در پی خواهد داشت ، آیا باز هم آن را می خواهی؟ مسلماً جوابش منفی خواهد بود.)
مانند کسی که بخواهد با زبان بیگانه، چیزی را به کسی بفهماند، اگر در ایراد سخن، کلمه یا کلماتی را اشتباهاً به کار ببرد، در اینجا برداشت شنونده باید آن چیزی باشد که گوینده قصد کرده نه آن چیزی که به زبان آورده است.


تلفظ غلط در دعا(17) از آنچه گفته شد می توان اینگونه نتیجه گرفت که در روایات(18) آمده است خداوند متعال دعایی را که غلط تلفظ گردد، قبول نمی کند، این بدین معناست که آن را به شکل درستش می پذیرد. توضیح مطلب اینکه: از امام جواد علیه السلام روایت شده است که فرمود:
21- ما استوی رجلان فی حسب و دین قط الا کان افضلهما عند الله عزوجل ادبهما قال: قلت: جعلت فداک قد علمت فضله عند الناس فی النادی و المجالس، فما، فضله عند الله عزوجل؟ قال علیه السلام: بقراءه القران کما انزل و دعائه الله عزوجل من حیث لا یلحن و ذلک ان الدعاء الملحون لا یصعد الی الله عزوجل
یعنی: اگر دو نفر در دیانت و مفاخر اباء و اجدادی برابر باشند، آن یک که ادبش بیشتر است، نزد خداوند متعال برتر و با فضیلت تر است. روای گوید پرسیدم: فدایت شوم! برتری فرد مودب نزد مردم و در مجالس معلوم می باشد، اما نزد خداوند عزوجل چگونه است؟ فرمود: فضیلتش به این است که قرآن را همانگونه که نازل شده قرائت می کند و در دعا کردن از غلط گوئی پرهیز دارد؛ چون دعای غلط به سوی خداوند متعال بالا نمی رود، شبیه همین مضمون، سخن امام صادق علیه السلام است که فرمود:
22 نحن قوم فصحاء اذا رویتم عنا فاعربوها
یعنی: ما قومی فصیح و خوش سخن هستیم، هرگاه از ما سخنی را نقل می کنید، درست نقل کنید.
همینجا اشکال می شود که اگر مواد این دو حدیث همان معنای ظاهرشان باشد، ما در واقع خلاف آن را مشاهده می کنیم، چون چه بسا افرادی که دعایشان از نظر ادبی غلط است، اما مستجاب می شود و چه بسا انسانهای پاک و اهل تقوا و پرهیزکار از گناه را می بینیم که امید اجابت دعایشان می رود، ولی اصلاً چیزی از ادبیات(فعل، فاعل، مفعول و...) نمی دانند.
علاوه بر این، اگر خداوند متعال به چنین دعائی توجه نمی کند، پس چه فایده ای دارد که انسان را مامور به دعا کردن نموده بنابر این، باید بگوئیم تنها ادیبان زبر دست مامور به دعا هستند، حتی آنان نیز از اشتباه و غلط در امان نیستند، زیرا چه بسا هنگام دعا، غرق در ذکر و توجه به ذات اقدس الهی باشند که در آن حالت، از توجه به قواعد ادبی غافل بمانند.(19)
ولی ما یقین به بطلان تمامی این سخنان داریم، زیرا هم بالعیان خلاف آن را مشاهده می کنیم و هم ائمه اطهار علیه السلام بر صدا این پندارها فرمان داده اند.
اهل بیت علیه السلام در آداب و شروط دعا، امور زیادی را ذکر کرده اند که ان شاء الله تعالی خواهد آمد. اما از رعایت نکات ادبی و دستوری، هیچ سخنی به میان نیاورده اند. بنابر این معنای آن دو حدیثی که در این رابطه از امام جواد و امام صادق علیهما السلام در آداب و شروط دعا، امور زیادی را ذکر کرده اند که ان شاء الله تعالی خواهد آمد. اما از رعایت نکات ادبی و دستوری، هیچ سخنی به میان نیاورده اند. بنابر این معنای آن دو حدیثی که در این رابطه از امام جواد و امام صادق علیهما السلام نقل شد، چه می باشد؟
در حل این شبهه سخنانی گفته شده:
- بعضی گفته اند: منظور، دعای انسان علیه خود است؛ چون هنگام گرفتاری و پریشانی، ناراحت شده، خودش را نفرین می کند، این دعا غلط است و خداوند متعال آن را نپذیرفته، مستجابش نمی کند، دلیل بر این مطلب، آیه شریفه یازدهم از سوره مبارکه یونس است که ذکرش گذشت، اینان آیه را اینگونه تفسیر کرده اند که: اگر همان مقدار که خداوند متعال در بر آوردن دعای خیر مردم عجله می کند، در بر آوردن دعاهای شر نظیر: خدا مرا از میان شما بردارد و... عجله می کرد، مرگشان بزودی فرا می رسید، ولی پروردگار منان، چنین کاری نمی کند بلکه به اینان مهلت می دهد تا توبه کنند و از کردارشان پشیمان گردند.
- برخی دیگر گفته اند: منظور از دعای غلط، نفرین پدر بر فرزند است؛ چون پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم از خداوند متعال خواست که نفرین انسان در حق دوست و محبوبش را مستجاب نکند.
و عده ای نیز گفته اند: منظور دعایی است که دارای شرایط نباشد.
اما هیچ یک از این سخنان درست نیست، زیرا ابتدای کلام امام صادق علیه السلام که فرمود: ما قومی فصیح و خوش سخن هستیم اشاره به رعایت کردن قواعد ادبی است؛ چون مراعات نمودن این قواعد، از شرایط فصاحت است.
سخن حق آن است که منظور این دو روایت یک چیز نیست، بلکه هر یک معنای خاصی دارند. اما روایت اول که فرمود: دعای غلط به سوی خداوند متعال بالا نمی رود، یعنی ذات اقدس الهی، مطابق مقصود گوینده، پاداش عطا می نماید. برای این تفسیر دو دلیل داریم:
دلیل اول اینکه: افرادی، زیارت امام معصوم علیه السلام را اینگونه قرائت می کنند: اشهد انک قتلت و ظلمت و غصبت(به صورت فعل معلوم).
یعنی: نعوذ بالله شهادت می دهم که تو کشتی و ظلم کردی و غصب نمودی .
و حال آنکه صحیح این است که بگوید: اشهد انک قتلت و ظلمت و غصبت(به صورت فعل مجهول).
یعنی: شهادت می دهم که تو کشته شدی و مظلوم بودی و حقت غصب گردید.
اگر بخواهیم همین ظاهر لفظ را نظر کنیم و به موجب آن، حکم نماییم، باید بگوئیم که این فرد کافر شده و حال آنکه احدی این چنین حکم نمی کند. بنابر این، پاداش دعا مطابق ظاهر لفظ نمی باشد، بلکه مطابق مقصود گویند خواهد بود.
دلیل دوم اینکه: اگر کسی سخن زشتی به دیگری بگوید به طوری که این سخن در عرف و زبان دیگران، دلالت بر نسبت ناروای جنسی کند، اما در عرف و زبان گوینده، چنین نباشد، در اینجا هیچ فقهی نمی گوید که باید بر گوینده حد(20) جاری گردد. بنابر این، دانسته می شود که رعایت امور ادبی، در اجابت و ثواب دادن بربر دعا شرط نیست بلکه فقط موجب فضیلت و برتری آن می شود.
پس منظور امام جواد علیه السلام مدح و ستایش فردی است که در دعا اصول ادبی را مراعات می کند. و اما فضیلت و برتری سخنی که واضح و روشن است و به وضوح دلالت بر معنای گوینده دارد، بر سخنی که این چنین نیست و نیاز به تاویل و توجیه دارد، بر کسی پوشیده نیست.
مضافاً به اینکه: دعای موافق با قواعد ادبی، فصاحت دارد و دعا خصوصاً اگر منقول از معصومین علیهم السلام باشد، باید فصیح ادا گردد تا دلالت بر فضایل آن بزرگواران کند.
به علاوه، اگر سخن درست ادا شود و از غلط پرهیز گردد، طبع انسان به سویش کشیده می شود و در غیر این صورت، موجب تنفر می گردد که قضایایی هم در این رابطه شده است:
الف عاملش( که یکی از دانشمندان ادبیات عرب است) فردی را دید که کلامش درست نبود و غلط حرف می زد، به او گفت: این کیست که سخن می گوید و قلب مرا ناراحت کرده است؟!
ب گویند فردی به دیگری گفت: آیا این لباس را می فروشی؟
گفت: لا، عافاک الله: نه، خدا تو را ببخشد.
گفت: اگر سخن گفتن را یاد بگیری بهتر است؛ چون باید می گفتی لا، و عافاک الله(21)
ج فردی به یکی از بزرگان که از او سوالی کرده بود، گفت: لا، واطال الله بقاک نه، خدا تو را باقی بدارد.
آن بزرگ گفت: جایگاهی زیباتر از اینجا برای و او ندیدم.
بنابر این، همانطور که گفتیم، معنای حدیث اول این است که دعای غلط به همان صورت غلطش بالا نمی رود و ملائکه به همان شکل بدان شهادت نمی دهند و به همان صورت غلط جزاء داده نمی شود، بلکه طبق مقصود و مراد گوینده به او پاداش می دهند. شاهد ما روایتی است که شیخ کلینی(ره) در کتاب شریف کافی از امام صادق علیه السلام بیان کرده که رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
23- ان الرجل الا عجمی من امتی لیقرا القران بعجمیته فترفعه الملائکه علی عربیته
یعنی: فردی غیر عرب از امت من اگر با همان زبان خودش قرآن بخواند، ملائکه آن را به صورت عربی صحیح، بالا می برند.
گذشته از اینها، در ادعیه معصومین علیهم السلام الفاظی نظیر: اسمها، قسمها، حاجتها و... وجود دارد که ممکن است معانی آنها را ندانیم با این وصف آنها را بر زبان جاری می کنیم و حال آنکه کسی نگفته چنین دعائی مردود است. و چه بسا یک فرد عامی و بی سواد، معنای کلمه ای را از یک ادیبی که تنها به ترکیبات الفاظ توجه دارد بهتر بفهمد، پس راهی باقی نمی ماند جز اینکه بگوییم: ذات اقدس الهی مطابق قصد دعا کننده جزا می دهد. دلیل ما احادیثی است که از رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم - صادر شده که فرمود:
24- الا عمال بالنیات.
یعنی: کارها وابسته به نیتهاست.
25- نیه المومن خیر من عمله.
یعنی: قصد و نیت مؤمن از کارش بهتر است.
این بهترین حدیث برای اثبات ماست که ذات اقدس، الهی مطابق قصد دعا کننده پاداش عطا می کند، چون اگر بخواهد مطابق کارش جزا بدهد، موجب بدبختی بنده خواهد شد( چون دعایی کرده که به معنای ظاهر، به ضرر اوست.)
26- ان سین بلال عند الله شین.
یعنی: هرگاه بلال به جای حرف شین، حرف سین تلفظ کند، خداوند متعال آن را به جای حرف شین می پذیرد(22)
فردی نزد علی علیه السلام آمد و عرض کرد: یا امیر المومنین علیه السلام: فردی با بلال مشغول گفتگوست اما چون بلال قدرت تلفظ صحیح کلمات را ندارد، به همین خاطر بر وی می خندد، حضرت فرمود:
27- یا عبد الله! انما یراد اعراب الکلام و تقویمه لتقویم الاعمال و تهذیبها ما ینفع فلاناً اعرابه وتقویمه لکلامه اذا کانت افعاله ملحونه اقبح لحن و ماذا یضر بلالاً لحنه فی کلامه اذا کانت افعاله مقومه احسن تقویم و مهذبه احسن تهذیب
یعنی: رای بنده خدا! منظور از درست ادا کردن کلام و سخن این است که کارها و اعمال انسان درست و پاک گردد، بنابر این آن کس که کردارش بد است، کلام خوب چه نفعی برایش خواهد داشت و بلال که افعالش نیک و زیباست، لکنت زبان چه ضرری به حالش دارد؟.
از این حدیث شریف گرفته می شود که: همچنانکه سخن ممکن است غلط باشد، اعمال نیز احتمال خرابی دارد و خرابی اعمال مضر است نه غلط بودن لفظ و کلام(23)
تا اینجا مربوط به روایت اول از امام جواد علیه السلام بود.
اما روایت دوم که از امام صادق علیه السلام است. این خبر مربوط به احکام است همچنانکه پیامبر صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
28-رحم الله من سمع مقالتی فوعادها و اداها کما سمعها فرب حامل علم لیس بفقیه
یعنی: رحمت کند خداوند کسی را که سخن مرا بشنود، آن را فرا بگیرد، سپس همانگونه که شنیده نقلش کند، چه بسا کسی علمی را حمل کند ولی آن را نفهمد.
چون با تغییر لفظ روایات، احکام الهی نیز تغییر خواهد کرد، به عنوان مثال: از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم سوال شد که ما شتر و گاو و گوسفند را ذبح می کنیم و بعد معلوم می شود که فرزندی در شکم این حیوان بوده، آیا این فرزند را این می توانیم بخوریم؟ فرمود:
29-کلوه شئتم فان ذکاه الجنین ذکاه امه
یعنی: (بعضی ذکات دوم را با ضمه خوانده اند و بعضی دیگر با فتحه(24))، در صورت اول با ضمه معنا چنین می شود: اگر خواستید، بخورید؛ چون تذکیه مادر تذکیه خود جنین هم هست و او را نیز پاک می کند.
اما در صورت دوم(با فتحه) معنا چنین خواهد شد: اگر خواستید، بخورید، چون تذکیه جنین مانند تذکیه مادر است.
یعنی همچنانکه ما در با ذبح، پاک و حلال می شود، فرزند نیز باید ذبح شود تا پاک و حلال گردد، پس اگر جنین بعد از ذبح مادر و قبل از ذبح خودش، جان داده باشد، طبق قرائت اول پاک و حلال است، ولی طبق قرائت دوم خیر.






(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
06-05-2018, 19:56
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)





فواید دعا

گفته شد که خداوند حکیم بر خلاف مقتضای حکمت، عمل نمی کند و وسایلی نظیر دعا نیز نمی توانند حکمتش را تغییر بدهند، با این دو مقدمه، ممکن است کسی گمان کند که آنچه بنده از خدا طلب می کند از دو حال خارج نیست:
- یا مصلحتی ندارد که خداوند آن را انجام نخواهد داد.
- یا مصلحت دارد که حتماً انجام خواهد داد اگر چه بنده آن را تقاضا نکند.
پس دعا در این میان چه نقشی دارد؟
در پاسخ باید گفت که تاثیر دعا بسیار است: منجمله:
الف ممکن است آنچه مصلحت گردیده و ذات اقدس الهی آن را انجام خواهد داد، بعد از دعا مصلحت شده باشد، یعنی اگر بنده آن را طلب کند، فعلش مصلحت خواهد داشت در غیر این صورت خیر، پس تا نخواهی انجام نخواهد شد. به همین معنا اشاره دارد سخن امام صادق علیه السلام به میسر بن عبد العزیز.
30- یا میسر، ادع الله و لا تقل ان الامر قد فرغ منه ان عند الله منزله لا تنال الا بالمساله و لو ان عبدا سد فاه و لم یسال لم یعط شیئاً فاسال تعط. یا میسر انه لیس یقرع باب الا یوشک ان یفتح لصاحبه
یعنی: ای میسر! خدا را بخوان و نگو فرمان حق صادر شده( و طلب، فایده ای ندارد)؛ چون نزد خداوند متعال، درجه و منزلتی هست که انسان بدون درخواست، به آن نمی رسد. اگر بنده دهانش را ببندد و از او چیزی نخواهد، هیچ به او داده نخواهد شد، پس از خدا بخواه تا به تو بدهد. ای میسر! هیچ در کوبیده شده ای نیست مگر آنکه بزودی باز خواهد شد.
عمرو بن جمیع نیز از آن حضرت روایت کرده که فرمود:
31- من لم یسال الله من فضله افتقر
یعنی: کسی که از فضل و عنایت ویژه حق، درخواست نکند فقیر می ماند.
و از علی علیه السلام روایت شده است که فرمود:
32-ما کان الله لیفتح باب الدعاء و یغلق عنه باب الاجابه
یعنی: مبادا بپنداری که خداوند متعال، در دعا را گشوده ولی در اجابت را بسته است.
و نیز فرمود:
33- من اعطی الدعاء لم یحرم الا جابه.
یعنی: اگر خداوند سبحان به کسی توفیق دعا بدهد، او را از اجابت محروم نخواهد ساخت.
ب- دعا خودش ذاتاً عبادت است و مطلوب حق می باشد که بندگان از این طریق، خشوع و فقر خود را ابراز می دارند چنانچه فرمود:
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(25)
یعنی: جنها و انسانها را خلق نکردم مگر اینکه بنده من باشند( یعنی کمال این دو موجود در این است که بندگان مرا بکنند.)
عبادت در لغت به معنای ذلت است و در اصطلاح، بهترین و زیباترین مظهر تذلل و خشوع در برابر معبود می باشد. پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
الدعاء مخ العباده(26)
یعنی: دعا جان و مغز عبادت است.
از جمله مواعظه خداوند متعال به حضرت عیسی علیه السلام این است که فرمود:
یا عیسی، اذل لی قلبک و اکثر ذکری فی الخلوات و اعلم ان سروری ان تبصبص الی و کن فی ذلک حیاً ولا تکن میتاً(27)
یعنی: ای عیسی قلبت را در برابر من خوار و ذلیل کن و مرا در خلوتها زیاد به یاد بیاور و بدان که خوشحالی من در این است که با بیم و امید به سوی من بیایی اما مبادا با قلبی مرده چنین کنی، بلکه باید قلبت زنده و با نشاط باشد.
ج روایت شده که:
34- دعاء المومن یضاف الی عمله و یثاب علیه فی الاخره کما یثاب علی عمله
یعنی: دعای مومن موجب اضافه شدن اعمال نیک و پاداش بردن در قیامت می شود، همچنانکه به سایر کارهای حسنه اش ثواب و پاداش می دهند.
د می دانیم که اگر دعا مطابق مصلحت باشد و مصلحت هم در تعجیل، حتماً تعجیل خواهد شد، و اگر مصلحت در تاخیر باشد، اجابت، تاخیر می شود.
در این صورت، فایده دعا این است که هم حاجتش انجام می پذیرد و هم برای صبرش، ثواب می برد. اما اگر اصلاً مصلحت نداشته باشد، بلکه دارای مفسده باشد، در این حال، خود دعا کردنش ثواب دارد و حتی ممکن است موجب دفع ناگواریها از او بشود. دلیل ما روایت ابو سعید خدری از پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم - است که فرمود:
35- ما من مومن دعا الله سبحانه و تعالی دعوه لیس فیها قطیعه رحم ولا اثم الا اعطاه الله بها احدی خصال ثلاث: اما ان یعجل دعوته، و اما ان یوخر له، و اما ان یدفع عنه من السوء. مثلها، قالوا: یا رسول، الله اذن نکثر، قال: الله اکثر. و فی روایه انس بن مالک: اکثر واطنب ثلاث مرات-
یعنی: اگر مومنی خدا سبحان را بخواند و از او اختلاف خانوادگی یا کار گناه را طلب نکند، خداوند متعال یکی از سه خصلت زیر را به او عطا خواهد فرمود:
- یا در بر آوردن دعایش تعجیل می کند.
- یا بر آوردن را به تاخیر می اندازد.
- و یا یک بدی به میزان آنچه طلب کرده را از او دفع می نماید.
اصحاب گفتند: یا رسول الله پس دعایمان را زیاد کنیم.
فرمود: خدا بیشتر اجابت می کند و در روایت انس ابن مالک آمده که حضرت سه مرتبه فرمود: خدا بیشتر اجابت می کند.
و نیز از امیر المؤمنین علیه السلام نقل است که فرمود:
36- ربما اخرت عن العبد اجابه الدعاء لیکون اعظم لاجر السائل و اجزل لعطاء الامل
یعنی: گاهی اوقات خداوند متعال اجابت دعا را به تاخیر می اندازد تا هم اجر عظیمتری بدهد و هم عطای بیشتری ببخشد.
ه گاهی اوقات، تاخیر اجابت به خاطر مقام و منزلت رفیع بنده نزد خداوند متعال است، چون شنیدن صدای بنده اش را دوست دارد. در این رابطه جابر بن عبد الله انصاری از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده که فرمود:
37- ان العبد لیدعو الله و هو یحبه فیقول لجبرئیل اقض لعبدی هذا حاجته و اخرها فانی احب ان لا ازال اسمع صوته و ان العبد لیدعو الله عزوجل و هر یبعضه فیقول: یا جبرئیل، اقض لعبدی هذا حاجته و عجلها فانی اکره ان اسمع صوته
یعنی: اگر بنده ای که محبوب خداست دعا کند، ذات اقدس اله به جبرئیل می گوید حاجت بنده ام را بدهید ولی آن را به تاخیر بیندازند، چون من دوست دارم همیشه صدایش را بشنوم. و اگر بنده مغضوب حق دعا کند خداوند متعال به جبرئیل می گوید: ای جبرئیل! حاجت این بنده ام را بده و در دانش عجله کن، چون من خوش ندارم صدایش را بشنوم.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
07-05-2018, 19:20
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


تنبیه

باید آگاه باشی که اگر دعایی کردی و درخواستی نمودی، ممکن است آثار اجابت را ببینی و ممکن است آن را نبینی. اگر آثار اجابت را دیدی، دست نگهدار و به خود مغرور مشو، مبادا گمان کنی که این اجابت به سبب پاکی و صالح بودن تو است، بلکه چه بسا به خاطر این باشد که تو از کسانی هستی که خداوند سبحان او را خوش ندارد و از صدایش بدش می آید و روا کردن حاجت تو به خاطر این باشد که حجت را بر تو تمام کرده باشد و روز قیامت به تو بگوید:
آیا تو جزء افرادی نبودی که استحقاق رویگردانی مرا داشتند ولی با این وصف دعایت را اجابت کردم؟
بلکه وظیفه ات این است که در برابر نعمت و لطف الهی، اولاً شکر آن را به جای آوری، و ثانیاً بر کارهای نیکت بیفزایی و از او بخواهی که این تعجیل در اجابت را دری از درهای لطف و رحمتش قرار بدهد و تو را در شکر گزاری نعمتی که اهلیت آن را نداشتی، کمک فرماید و آن را موجب استدراج قرار ندهد(28)
بنابر این، دو کار باید انجام بدهی: یکی اینکه حمد کنی؛ چون ممکن است این اجابت، از باب انعام الهی بوده. و دیگر اینکه استغفار نمایی؛ چون ممکن است از باب استدراج و بغض الهی باشد.
و اگر آثار اجابت را ندیدی، مبادا نا امید گردی، بلکه باید امیدت به کرم حق، بیشتر شود؛ چون ممکن است این عدم اجابت، به خاطر این باشد که او دوست دارد صدایت را بشنود، پس در اینجا وظیفه ات اصرار در دعا و تکرار آن است به چند دلیل:
اول اینکه: با اصرار کردن، مشمول دعای معصوم علیه السلام گردی که فرمود:
38- رحم الله عبداً طلب من الله شیئاً فالح علی
یعنی: خدا رحمت کند بنده ای را که از خدا چیزی بخواهد و بر آن اصرار بنماید!.
دوم اینکه: جزء محبوبین و دوستان خدا گردی؛ چون خودش به تو خبر داده که صدایت را دوست دارد، پس مبادا این صدا را قطع کنی.
سوم اینکه: ممکن است با تکرار دعا در بر آورده شدن حاجتت تعجیل گردد، همچنانکه در روایت آمده است. اما به هر حال باید خوف از ذات اقدس اله را ملاک قرار داده با خودت بگویی:
شاید عدم اجابت، به خاطر این باشد که دعایم از ذات اقدس الهی، محجوب و در پس پرده است و ملائکه حق، به خاطر گناهان بسیارم و یا به خاطر حقوق مردم که بر عهده دارم، اعمالم را بالا نمی برند.
شاید به خاطر غفلت و قساوت قلبم باشد.
شاید به خاطر این باشد که به خداوند سبحان، حسن ظن ندارم( خواهد آمد که تمامی این امور موجب پرده افکنی بر دعا می شوند.)
و شاید به خاطر این باشد که من شایستگی این مقام را ندارم، چون اگر داشتم پروردگار منان بدون اینکه از او درخواست کرده باشم، آن را عطا می فرمود و...
اگر زبان حالت اینگونه بود، بدانکه به مقام خوف رسیدی و فهمیدی؟ تقصیر از جانب تو است و تو بنده کوچکی هستی که عیبهایش او را از مولایش دور ساخته و گناهانش او را از محبوبش طرد نموده است. اعمال زشتش او را زمینگیر کرده و آرزوهایش او را زندانی نموده است. شهواتش موجب محروم گشتن از رحمت حق شده و بار گناهان، او را سنگین کرده از حرکت در میدان سالکین و عروج و صعود به درجات فائزین باز داشته است.
اما باید آگاهی باشی که اگر به همین حالت حقارت و دوری از مولایت و عقب ماندن از راهروان طریق، بر جای خودت بنشینی و چیزی نگویی، حرکتی نکنی و در نتیجه از هدایت دور بمانی، در این صورت، شیطان بر تو طمع کرده، فرصت می یابد تا تو را در دام خودش بیفکند و چنگالهایش را در تو فرو ببرد که در نتیجه راه فراری برایت باقی نخواهد ماند و به شقاوت و عذاب ابدی گرفتار می گردی، بلکه قبل از گرفتار شدن در دام آن پلید، باید فریاد بکشی، یاری بخواهی و در رحمت او را بکوبی تا ان شاء الله تعالی حجاب برداشته شود. و به زبان خجالت و شرمساری با خدایت مناجات کن و بگو:
خدای من! آقای من! اگر طلب و حاجت من مطابق مصلحت دین و دنیای من نیست بلکه مصلحت در خلاف آن است، پس مرا راضی کن به قضای خودت، و آنچه را که برایم تقدیر فرمودی، مبارک قرار بده تا من به حالتی برسم که نه تعجیل آنچه که تو تاخیرش فرمودی، محبوب من باشد و نه تاخیر آنچه تو آن را تعجیل نمودی. نفس مرا در برابر آنچه که از جانب تو به من می رسد، راضی و مطمئن قرار ده، بلکه آن را نزد من محبوب تر از چیزهای دیگر گردان.
و اگر عدم اجابت و روی گردانی تو به خاطر کثرت گناهان و خطاهای من است، پس بار الها! (من که دعایم به سبب گناهان بسیار مستجاب نمی شود ولی) به سوی پیامبر- صلی الله علیه وآله و سلم و اهل بیت طبین و طاهرینش علیهم السلام دست توسل دراز می کنم و آنها را وسیله قرار می دهم.
خدایا! تو از من بی نیازی و من به تو محتاج.
خدایا! من بنده توام و بنده باید از آقای خودش حاجت بطلبد، حال که مرا نمی پذیری به سوی چه کسی روی کنم و از خانه تو به کجا پناه ببرم.
خدایا! اگر فضلت را از من باز داری، چیزی بر تو اضافه نمی شود و عطا کردن هم نزد تو کار دشواری نیست، در حالی که تو کریم ترین کریمانی و رحیم ترین رحیمان.
در اینجا مناسب است مناجات امام زین العابدین و سید الساجدین علیه افضل صلوات المصلین را متذکر شوی و در مضمونش تفکر کنی که چگونه موجب تقویت امید در انسان می شود:
39- الهی و عزتک و جلالک لو قرنتنی فی الاصفاد و منعتنی سیبک من بین الاشهاد و دللت علی فضائحی عیون العباد و امرت بی الی النار و حلت بینی و بین الابرار ما قطعت رجائی منک ولا صرفت تامیلی للعفو عنک و لا خرج حبک عن قلبی انا لا انسی ایادیک عندی وسترک علی فی دار الدنیا و حسن صنیعک الی
یعنی: معبود من! به عزت و جلالت قسم! که اگر گردنم را با زنجیر ببندی و تنها مرا از بخششت محروم سازی و رسوائیهایم را بر چشم همگان آشکار نمایی و فرمان به در آتش افتاد نم بدهی و بین من و نیکان، جدایی بیفکنی، هرگز امیدم را از تو قطع نخواهم کرد. آرزوی عفو و بخشش تو را از دلم بر نخواهم گرداند و بالاخره محبت تو از دلم خارج نخواهد شد. من هرگز نیکیها و عیب پوشیها و خوشرفتاریهای تو در دنیا را فراموش نمی کنم.
با این سخنان و امثال آن، امیدات را زیاد کن تا مبادا خوف و ترس تو بر آن غلبه کند موجب نا امیدی تو گردد؛ چون:
ولا یقنط من رحمه ربه الا الضالون(29)
یعنی: تنها گمراهانند که از رحمت پروردگارشان مایوس می شوند.
از آن طرف، مبادا رجاء و امیدت زیاد شود و موجب غرور و حماقتت گردد که رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
40- الکیس دان نفسه و عمل لما بعد الموت والاحمق و العاجز من اتبع نفسه هواه و تمنی علی الله المغفره
یعنی: فرد هوشیار کسی است که(هواهای) نفس خود را خوار و کوچک می نماید و برای سرای پس از مرگ، کار می کند، اما فردا احمق و عاجز آن است که از هواهای نفس پیروی کرده با این حال از خدا آرزوی آمرزش دارد.
از معصومین علیهم السلام رسیده است که:
41-انما المومن کالطائر وله جناحان الرجاء و الخوف
یعنی: مؤمن مانند پرنده دو بال دارد یکی امید و دیگری ترس است.
و لقمان حکیم به فرزندش نامان چنین گفت:
یا بنی، لو شق جوف المومن لوجد علی قلبه سطران من نور لو وزنا لم یرجع احدهما علی الاخر مثقال حبه من خردل احدهما الرجاء و الاخر الخوف
یعنی: ای پسرکم! اگر سینه مؤمن را بشکافی، بر صفحه قلبش دو رشته نورانی خواهی دید که اگر کشیده شوند هیچیک بر دیگری حتی به اندازه ذره مثقالی برتری نخواهد داشت، آن دو نور، یکی از امید و دیگری ترس است.
نا گفته نماند که از ائمه اطهار علیهم السلام رسیده است که در حالت مرض، خصوصاً مرض مرگ، سزاوار است رجاء بیشتر از خوف باشد.
در این مقام، مناسب است مناجاتی که جهت دفع فقر و شداید گفته شده، ذکر گردد:
1- یا من یری ما فی الضمیر و یسمع - انت المعد لکل ما یتوقع
2- یا من یرجی للشدائد کلها - یا من الیه المشتکی و المفزع
3- یا من خزائن ملکه فی قول کن - امنن فان الخیر عندک اجمع
4- مالی سوی فقری الیک وسیله - بالافتقار الیک فقری ادفع
5- مالی سوی قرعی لبابک حیله - ولئن رددت فای باب اقرع
6- و من الذی ادعو واهتف باسمه - ان کان فضلک عن فقیرک یمنع
7- حاشا لمجدک ان تقنط عاصیاً - و الفضل اجزل و المواهب اوسع
1- یعنی: ای کسی که می بینی و می شنوی! آنچه ما، در اندرونمان پنهان داریم، تویی زمینه ساز آنچه ما انتظار و وقوعش را می کشیم!.
2- ای کسی که در شداید و سختیها، امید مایی! ای کسی که شکایت و و زاری ستمدیدگان به سوی اوست.
3- ای کسی که تمامی خزائن عالم هستی، تحت فرمان اوست! بر ما منت بگذار که تمامی خیرها نزد توست.
4- من وسیله ای بجز فقر و نداری، ندارم، این فقر را با اظهار آن نزد تو، می خواهم دفع نمایم.
5- چاره ای جز کوبیدن در رحمت برای من نمانده، اگر مرا برانی، کدام در را بکوبم.
6- چه کسی را می توانم صدا بزنم؟ در حالی که تو فضل و عطایت را از فقیری چون من، منع کرده باشی.
7- مجد و عظمت تو برتر از آن است که گنهکار را ناامید نمایی، در حالی که عطای تو از هر کسی برتر و بخشش تو از هر کسی، وسیعتر است.
مناجات دیگر:
1-اجلک عن تعذیب مثلی علی ذنبی - و لا

ناصر لی غیر نصرک یا رب
2- انا عبدک المحقور فی عظم شانکم - من الماء قد انشات اصلی و من ترب
3- و نقلتنی من ظهر ادم نطفه - احدر فی قفر جریح من الصلب
4- و اخر جتنی من ضیق قعر بمنکم - و احسانکم اهوی الی الواسع الرحب
5- فحاشاک فی تعظیم شانک و العلی - تعذب محقورا باحسانکم ربی
6- لانا راینا فی الانام معظماً - یخلی عن المحقور فی الحبس و الضرب
7- و ارفده مالاً و لو شاء قتله - لقطعه باسیف ارباً علی ارب
8- و ایضاً اذا عذبت مثلی و طائعاً - تنعمه فالعفو منک لمن تحبی
9- فما هو الا لی فمنذ رایته - لکم شیمه اعددته لمحو للذنب
10- و اطمعتنی لما رایتک غافراً - و وهاب قد سمیت نفسک فی الکتب
11- فان کان شیطانی اعان جوارحی - عصتکم فمن توحید کم خلا قلبی
12- فتوحید کم فیه وال محمد - سکنتم به فی حبه القلب و اللب
13- و جیرانکم هذا الجوارح کلها - و انت فقد اوصیت بالجارذی الجنب
14- و ایضاً راینا العرب تحمی نزیلها - و جیرانها التابعین من الخطب
15- فلم لا ارجی فیک یا غایه المنی - حماً مانعاً ان صح هذا من العرب
یعنی:
1- من تو را بزرگتر از آن می دانم که انسانی مانند مرا بر گناهانش عذاب نمایی و حال آنکه غیر از نصرت تو، یار و یاوری بر آیم نمانده است.
2- شان و مقام شما عظیم و رفیع است، ولی من بنده حقیر توام، که مرا از آب و خاک خلق نمودی.
3- نطفه مرا از پشت آدم انتقال دادی تا اینکه از صلب پدر، در قعر رحم مادر قرار گرفتم
4- باز بر من منت نهاده مرا از تنگنای رحم بیرون کشیدی و به سبب لطف و احسان تو به این دنیای وسیع و فراخ پای نهادم.
5- از مقام و مرتبه رفیع و عظیم تو دور است که بنده حقیری مانند مرا که به دست تو پرور یده شده عذاب نمایی.
6- چون در میان، خلایق، گاهی اوقات دیده می شود که شخص بزرگی، زندانی پست و حقیر خود را از حبس و زدن، آزاد می کند(تا چه رسد به تو)
7- علاوه بر آزادی، مالی نیز به او بخشید و حال آنکه اگر می خواست او را بکشد، می توانست با شمشیر پاره پاره اش نماید.
8- اگر گنهکاری مانند مرا عذاب نمایی و بنده مطیع را نعمت دهی، پس عفو خود را برای چه کسی نگه داشته ای؟.
9- عفو تنها برای امثال من است. من از روزی که آن را خوی و خصلت همیشگی شما یافتم، به عنوان محو کننده گناهان خود قرارش دادم.
10- از وقتی که خود را در کتابها، غافر و وهاب آمرزنده و بخشنده نام نهادی، مرا به طمع انداختی.
11- اگر شیطان، اعضا و جوارح مرا کمک کرد که از فرمان شما سرپیچی کنند، ولی قلب من از توحید(و ایمان به شما) خالی نیست.
12- به آل محمد صلی الله علیه وآله و سلم سوگند! که توحید شما در قلب من استوار است، شما خودتان آن را در قلب و اندیشه من کاشته اید.
13- این اعضا و جوارح من، همگی همسایه های شمایند، خودت امر فرمودی که حتی با همسایه های دور نیز، خوشرفتاری داشته باشید.
14- افزون بر این، عرب را می بینیم که میهمانان خود را حمایت می کنند، و همسایه ها و توابع خود را از بلاهای بزرگ نگهداری می نمایند.
15- وقتی چنین حمایتی از عربها نیکو و صحیح شمرده می شود، پس چرا من حمایتی که مانع از آتش جهنم و عذاب باشد را از همچون تویی که نهایت آرزوها هستی، امیدوار نباشم.


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
08-05-2018, 19:27
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


نصیحت (اگر دعا اجابت نشد).

اگر دیدی اجابت دعایت به تاخیر افتاد، سزاوار است که به قضای الهی راضی باشی و آن را حمل بر خیر کنی. و بدانی که حتماً آن حالی که فعلاً عین صلاح تو است، چون تنها در این صورت است که به درجه عالی، تفویض و واگذار کردن کارها به ذات اقدس الهی خواهی رسید. در این مورد از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم روایت شده که فرمود:
43- لا تسخطوا نعم الله، و لا تقتر حوا علی الله، و اذا ابتلی احدکم فی رزقه و معیشه فلا یحدثن شیئاً یساله لعل فی ذلک حتفه و هلاکه، ولکن لیقل:
اللهم بجاه محمد واله الطیبین ان کان ما کرهته من امری هذا خیراً لی و افضل فی دینی فصبرنی علیه و قونی علی احتماله و نشطنی بثقله، و ان کان خلاف ذلک خیراً فجد علی به و رضنی بقضائک علی کل حال فلک الحمد
یعنی: از نعمتهای الهی بدتان نیاید و فکر نکرده از خدا چیزی طلب نکنید.
و اگر بلائی در روزی و زندگانی یکی از شما پدیدار شد، مبادا چیز دیگری از خدا طلب کند چون شاید آن چیز جدید، موجب مرگ و نابودی او شود، بلکه اینگونه بگوید:
بار خدایا! تو را به جاه و جلال محمد و آلش صلی الله علیه وآله و سلم قسمت می دهم! اگر این مسئله ای که مرا ناراحت کرده، برایم خیر است، مرا نسبت بدان صبور گردان و نه تنها قوت بر تحملش عنایت کن، بلکه مرا نسبت بدان با نشاط نیز بگردان. اما اگر خلاف آن برایم خیر است، پس همان(خلاف) را به من ببخش. به هر حال مرا نسبت به قضای خود، راضی گردان که تنها تو سزاوار ستایشی.
و آنچه که از امام صادق علیه السلام روایت شده نیز همین معنا را می رساند که: خدای متعال به موسی بن عمران علیه السلام اینگونه وحی کرد:
44- یا موسی ما خلقت خلقا احب الی من عبدی المومن، و انی انما ابتلیته لما هو خیر له، و اعافیه لما هو خیر له، و انا اعلم بما یصلح عبدی علیه، فلیصبر علی بلائی، و لیشکر علی نعمائی، اثبته فی الصدیقین عندی اذا عمل برضائی و اطاع امری
یعنی: ای موسی! احدی را محبوبتر از بنده مومنم خلق نکردم و اگر او را مبتلا بر بلایی می سازم یا از آن معافش می دارم، حتماً به خیر و صلاح اوست؛ چون من صلاح او را بهتر می دانم. پس در موارد بلا، سزاوار است صابر و در موارد نعمت، شاکر باشد تا او را نزد خود جزء صدیقین قرار بدهم. و این وقتی است که مطابق رضای من عمل کند و فرمان مرا اطاعت نماید.
45- یا عبادی اطیعونی فیما امرتکم به ولا تعلمونی بما یصلحکم فانی اعلم به ولا ابخل علیکم بمصالحکم
یعنی: ای بندگان من! هر فرمانی که دادم اطاعتش کنید، مبادا بخواهید مصالح خود را به من بیاموزید؛ چون من خود بهتر از شما می دانم و بخیل هم نیستم(تا بگویند مصلحت ما را می داند و نمی دهد).
و از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم روایت شده است که فرمود:
46- یا عباد الله، انتم کالمرضی، و رب العالمین کالطبیب، فصلاح المرضی بمایعلمه الطبیب و یدبره لا فیما یشتهیه المریض و یقترحه، الا فسلموا الله امره تکونوا من الفائزین
یعنی: ای بندگان خدا! شما همانند مریض هستید و پروردگار عالمین همانند طبیب است و صلاح مریض در آن چیزی است که طیب آن را می آموزند و عاقبت اندیشی می کند، نه در اشتهای مریض و خواسته های بی جایش، پس تسلیم فرمان حق باشید تا رستگار و پیروز گردید.
از امام صادق علیه السلام نیز آمده است:
47- عجبت للمرء المسلم لا یقضی الله بقضائه الا کان خیراًله، ان قرض بالمقاریض کان خیراً اله، و ان ملک مشارق الارض و مغاربها کان خیراً له
یعنی: حالات مرد مسلمان موجب شگفتی است، هر حکمی که ذات اقدس الهی در مورد او جاری کند برای او خیر می باشد، اگر با قیچی قطعه قطعه گردد خیر اوست کما اینکه اگر مالک شرق و غرب عالم گردد نیز، برای وا خیر خواهد بود.
و از آن حضرت است که خداوند متعال می فرماید:
48- لیحذر عبدی الذی یستبطی ء رزقی ان اغضب فافتح علیه باباً من الدنیا
یعنی: آن بنده ای که گمان می کند من روزی خود را دیر به او می رسانم، باید خود را از غضب من نگه دارد (و چنین گمانی را بر طرف نماید) که مبادا( در اثر همین خیالش) بابی از دنیا را بر او بگشایم.
و از جمله سخنانی که ذات اقدس الهی بر داوود نبی علیه السلام وحی فرستاد این است که:
49-من انقطع الی کیفته و من سالنی اعطینه و من دعانی اجبته یعنی: هر کس به من روی کند و از غیر من قطع امید بنماید، او را کفایت می کنم (و کارهایش را بر عهده می گیرم و به انجام می رسانم) هرکه از من درخواست کند به او عطا خواهم کرد و هر که مرا بخواند، جوابش را خواهم داد.
-و انما اوخر دعوته و هی معلقه و قد استجبتها له حتی یتم قضائی فاذا تم قضائی انفذت ما سال
یعنی: و اگر دعای اجابت شده او را معلق می گذارم و آن را به تاخیر می اندازم به خاطر این است که حکم و قضای من به درجه اتمام و اکمال برسد (و تمام مصالح آن فراهم گردد) و وقتی به این درجه رسید، درخواستش را انجام خواهم داد.
-قل للمظلوم: انما اوخر دعوتک و قد استجبتها لک علی من ظلمک حتی یتم قضائی لک علی من ظلمک لظروب کثیره غابت عنک و انا احکم الحاکمین
یعنی: ای داود! به مظلوم بگو: اگر من دعای مستجاب شده ات علیه کسی که به تو ظلم روا داشته را به تاخیر می اندازم، به خاطر کامل شدن قضا و فراهم آمدن جهات مصلحت آن است، این جهات بسیار زیاد بوده، تو آن را نمی دانی ولی من احکم الحاکمین هستم ( دستوراتم بی پایه و بی سابقه نیست بلکه استوارترین احکام از من صادر می شود.
-اما ان تکون قد ظلمت رجلاً فدعا علیک فتکون هذه بهذه لا لک و لا علیک
یعنی: به عنوان مثال، ممکن است تو در گذشته بر کسی ظلمی کرده باشی که آن مظلوم علیه تو دست به دعا برداشته باشد، در نتیجه این، در مقابل آن، نه طلبکاری و نه بدهکار ( و حال آنکه اگر دعای تو علیه ظالم را اجابت می کردم، می بایست دعای آن مظلوم علیه تو را نیز اجابت می نمودم، در نتیجه دچار عذاب و عقاب می شدی).
-و اما ان تکون لک درجه فی الجنه لا تبلغها عندی الا بظلمه لک لانی اختبر عبادی فی اموالهم و انفسهم
یعنی: و با اینکه برای تو در بهشت درجه ای فراهم کردم که بدان نمی رسی مگر اینکه بر تو ظلمی شود؛ چون من بندگانم را در مالها و جانهایشان مورد امتحان و آزمایش قرار می دهم.
-و ربما امرضت العبد فقلت صلاته و خدمته، و لصوته اذا دعانی فی کربته احب الی من صلاه المصلین
یعنی: چه بسا بنده ای را مریض کنم که اثر آن، نماز و خدمات او کم گردد، اما صدای او در حالت غم و اندوهش، نزد من محبوبتر و دوست داشتنی تر از نماز نماز گزاران است.
-و ربما صلی العبد فاضرب بها وجهه واحجب عنی صوته، اتدری من ذلک یا داود؟ ذلک الذی یکثر الالتفات الی حرم المومنین بعین الفسق، و ذلک الذی حدثته نفسه لو ولی امراً لضرب فیه الاعناق ظلماً یعنی و چه بسا بنده ای نماز بگزارد ولی من همان نماز را بر چهره او بکوبم و صدایش را نشنوم و بدان اعتنایی نکنم.
ای داوود! آیا می دانی او چه کسی است؟ او فردی است که به حرم مومنین، با نگاه شهوت آلود و حرام، زیاد می نگرد و کسی است که اگر بر مردم حاکم شود، ظلم کرده، گردنها را می زند
-یا داود، نح علی خطیئتک کالمرأ الثکلی علی ولدها
یعنی: ای داوود! برای گناهانت نوحه و زاری کن آنچنان که مادر فرزند مرده بر پسرش نوحه و زاری می کند
-لو رایت الذین یاکلون الناس بالسنتهم و قد بسطتها بسط الادیم، و ضربت نواحی السنتهم بمقامع من نار، ثم سلطت علیهم موبخا لهم یقول: یا اهل النار، هذا فلان السلیط فاعرفوه
یعنی: خوب بودی می دیدی حالات آن افرادی را که با زبانشان، گوشت مردم را می خورند (نظیر غیبت کنندگان) در حالی که زبانهایشان را مانند پوستی می گسترانم و اطرافش را با گرزهایی از آتش می زنم، سپس فردی را بر او می گمارم که توبیخش کند و بگوید: ای اهل جهنم! این فلان شخص بد زبان است بشناسیدش.
-کم رکعه طویله فیها بکاء بخشیه قد صلاها صاحبها لا تساوی عندی فتیلاً حین نظرت فی قبله فوجدته ان سلم من الصلوه و برزت له امراه و عرضت علیه نفسها اجابها، و ان عامله مؤمن خاتله
یعنی: چه بسا رکعتهای طولانی که دارای اشک و گریه از روی خشیت باشد اما نزد من ذره ای (حتی به مقدار تار باریک هسته خرما) ارزش ندارد، چون وقتی نظر به قلب او می کنم، می بینم اگر بعد از نماز، زنی خود را به او عرضه کند، اجابتش خواهد کرد. و اگر مومنی با وی معامله ای انجام بدهد، آن مؤمن را فریب خواهد داد
روایات:
اخباری که دلالت بر تشویق به دعا دارند بسیارند که ذکر همه آنها موجب طولانی شدن بحث می شود، بنابر این فقط نمونه هایی از آن عرضه می گردد:
اول حنان بن سدیر می گوید به امام باقر علیه السلام عرض کردم: کدام عبادت برتر است؟ فرمود:
50- ما من شی ء احب الی الله من ان یسال و یطلب ما عنده، و ما احد ابغض الی الله ممن یستکبر عن عبادته ولا یسال ما عنده
یعنی: هیچ چیزی نزد خدا محبوبتر از این نیست که بندگان از او طلب کنند و حاجت بخواهند. و هیچ کس نزد او مبغوض تر نیست از کسی که از عبادت خدا سرکشی و از او چیزی نخواهد.
دوم زراره از امام باقر علیه السلام روایت کرد که حضرت فرمود:
51- ان الله عزوجل یقول: ان الذین یستکبرون عن عبادتی سید خلون جهنم داخرین. قال: هو الدعاء و افضل العباده الدعاء
یعنی: خداوند سبحان می گوید: کسانی که از عبادت من استکبار بورزند، با خواری داخل در جهنم می شوند، منظور از عبادت، دعاست که برترین عبادت است
زراره می گوید: عرض کردم معنای این آیه چیست که می فرماید:
ان ابراهیم لاواه حلیم(30) قال: الاواه هو الدعاء
یعنی: هر آینه ابراهیم اواه و بردبار بود فرمود: اواه یعنی بسیار دعا کننده.
سوم ابن قداح از امام ششم علیه السلام اینگونه روایت کرد:
52- قال امیر المومنین علیه السلام: احب الاعمال الی الله فی الارض الدعاء، و افضل العفاف، قال: و کان امیر المومنین علیه السلام رجلاً دعاء
یعنی: امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: محبوبترین کارها در روی زمین، نزد خداوند متعال، دعاست. و برترین عبادت عفاف می باشد. بعد حضرت صادق علیه السلام فرمود: امیر المومنین علیه السلام بسیار اهل دعا بود.
چهارم عبید بن زراره از پدرش و او هم از مردی نقل کرده که حضرت جعفر بن محمد الصادق علیه السلام فرمود:
53- الدعاء هو العباده قال الله: ان الذین یستکبرون عن عبادتی... الایه ادع الله ولا تقل الامر قد فرغ
یعنی: دعا همان عبادتی است که در آیه شریفه آمده: کسانی که از عبادت من سرکشی کنند... خدا را بخوان و نیکوکار از کار گذشته است.
پنجم عبد الله بن میمون قداح از امام صادق علیه السلام روایت کرد که فرمود:
54- الدعاء کهف الاجابه کما ان السحاب کهف المطر
یعنی: دعا معدن ( و موجب) اجابت است همچنانکه ابر، معدن باران می باشد.
ششم: هشام بن سالم گوید امام صادق علیه السلام فرمود:
55- اتعرفون طول البلاء من قصره؟ قلنا: لا. قال: اذا الهم احدکم الدعاء فاعلموا ان البلاء قصیر
یعنی: آیا می توانید بلای طولانی را از بلای کوتاه تشخیص بدهید؟ گفتند: نه. فرمود: هرگاه به یکی از شما دعا الهام گردید (و بدان موفق شد) بدانید که بلا کوتاه خواهد بود.
هفتم ابو ولاد گوید: امام موسی کاظم علیه السلام فرمود:
56- ما من بلاء ینزل علی عبد مؤمن فیلهه الله الدعاء الا کان کشف ذلک البلاء و شیکاً، و ما من بلاء ینزل علی عبد مؤمن فیمسک عن الدعاء الا کان البلاء طویلاً فاذا نزل البلاء فعلیکم بالدعاء و التضراع الی الله عزوجل
یعنی: اگر بلا بر بنده مومنی که خداوند او را موفق به دعا کرده نازل شود، بزودی بر طرف خواهد شد، اما اگر بر بنده مومنی که از دعا کردن دست نگه داشته، بلایی نازل گردد، طولانی خواهد گردید، پس هرگاه بلایی نازل شد، بر شماست که به درگاه خداوند عزیز و جلیل، دعا و تضرع کنید.
هشتم از وجود مقدس حضرت رسول صلی الله علیه وآله و سلم روایت گردید:
57- افزعوا الی الله فی حوائجکم، والجاوا الیه فی ملماتکم، و تضرعوا الیه و ادعوه فان الدعاء مخ العباده، و ما من مؤمن یدعو الله الا استجاب له، فاما ان یعجل له فی الدنیا او یوجل له فی الاخره، و اما ان یکفر عنه من ذنوبه بقدر ما دعا ما لم یدع بماثم
یعنی: در حوائجتان از خدا کمک بخواهید، در شداید و گرفتاریها به او پناه ببرید و به سوی او تضرع کنید، او را بخوانید و دعا کنید؛ چون دعا مغز عبادت است، هیچ مومنی خدا را نمی خواند مگر آنکه به یکی از این وجوه اجابت می شود:
- یا در دنیا بزودی حاجتش را خواهد گرفت.
- یا در آخرت آن را دریافت خواهد کرد.
- و یا به مقداری که دعا کرده، گناهانش پرده پوشی خواهد شد به شرط آنکه برای گناه دعا نکرده باشد.
نهم و نیز از آن حضرت نقل گردیده است که:
58- اعجز الناس من عجز عن الدعاء، و ابخل الناس من بخل بالسلام
یعنی: عاجزترین مردم کسی که از دعا درمانده باشد و بخیل ترین مردم کسی است که در سلام کردن، بخل بورزد.
دهم همچنین فرمود:
59- الا ادلکم علی ابخل الناس، واکسل الناس، و اسرق الناس، و اجفا الناس، و اعجز الناس؟ قالوا: بلی یا رسول الله، قال: اما بخل الناس، فرجل یمر بمسلم و لم یسلم علیه، و اما اکسل الناس، فعبد صحیح فارغ لا یذکر الله بشفه ولا بلسان. و اما اسرق الناس، فالذی یسرق من صلاته تلف کما یلف الثوب الخلق فیضرب بها و جهه. و اما اجفا الناس، فرجل ذکر، بین یدیه فلم یصل علی. و اما اعجز الناس، فمن یعجز عن الدعاء
یعنی: آیا بخیل ترین، کسل ترین، و دزدترین، و ستمکارترین و عاجزترین مردم را به شما معرفی کنم؟ گفتند: بلی یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
- بخیل ترین مردم کسی است که گذارش بر مسلمانی می افتد ولی به او سلام نمی کند.
- کسل ترین مردم فردی است که از صحت و سلامت برخوردار است ولی در اوقات بیکاری با لب و زبانش ذکر حق نمی گوید.
- دزدترین مردم کسی که از نمازش می کاهد، چنین نمازی همانند لباس کهنه، در هم پیچیده شده به صورتش زده می شود.
- جفا کار ترین مردم کسی است که نام من در برابرش برده می شود، ولی بر من صلوات نمی فرستد.
- عاجزترین مردم کسی است که از دعا، درمانده باشد.
یازدهم و نیز از آن حضرت روایت شده است که فرمود:
60- افضل العبادات الدعاء، و اذا اذن الله للعبد فی الدعاء فتح له باب الرحمه، انه لن یهلک مع الدعاء احد
یعنی: برترین عبادت، دعاست، اجازه دعا کردن از سوی خداوند متعال و گفتگوی بنده با او مساوی است با گشودن در رحمت برای وی، کسی که اهل دعا باشد، هرگز بدبخت نمی شود.
دوازدهم معاویه بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: دو نفر در یک لحظه نمازشان را آغاز می کنند، یکی از آن دو در نمازش قرآن بیشتری تلاوت می کند و دیگری بیشتر دعا می نماید و سپس هر دو در یک لحظه نمازشان را پایان می دهند، کدامیک افضلند؟ فرمود:
61- کل فیه فضل و کل حسن.
یعنی: هر دو دارای فضیلت بوده و هر دو نیکند.
گفتم: می دانم هر دو خوبند، ولی می خواهم بدانم کدامیک بهتر است؟
فرمود:
-الدعاء افضل، اما سمعت قول الله عزوجل: و قال ربکم ادعونی استجب لکم ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم داخرین؟ هی والله العباده، هی والله افضل؛ هی والله العباده، هی والله اشدهن
یعنی: دعا، برتر است، مگر سخن خدای متعال را نشنیدی که فرمود: مرا بخوانید تا اجابتتان کنم، همانا کسانی که از عبادت من سرکشی کردند، آن را با خواری داخل جهنم خواهم کرد، به خدا قسم! منظور از عبادت، همان دعاست، به خدا قسم! دعا برتر است، به خدا قسم! دعا عبادت است، به خدا قسم! دعا شدیدترین عبادت است.
سیزدهم: یعقوب بن شعیب گوید: شنیدم که امام صادق علیه السلام فرمود:
62-ان الله اوحی الی ادم علیه السلام انی ساجمع لک الکلام فی اربع کلمات. قال: یا رب ما هن؟ قال: واحده لی ء واحده لک، واحده فیما بینی و بینک، واحده بینک و بین الناس، فقال ادم علیه السلام: بینهن لی یا رب. فقال الله تعالی: اما التی هی لی فتعبدنی ولا تشرک بی شیئاً، و اما التی لک فاجزیک بعملک احوج ما تکون الیه، و اما التی بینی و بینک فعلیک الدعاء و علی الا جابه، و اما التی بینک و بین الناس فترضی للناس ما ترضی لنفسک
یعنی: خداوند متعال بر حضرت آدم علیه السلام وحی فرستاد که من تمام سخنان را در چهار جمله برای تو گرد می آورم.
گفت: پروردگار! آن چهار جمله چیست؟
فرمود: یکی مال من، دیگری مال تو، سومی مربوط به ما بین من و تو و آخری مربوط به ما بین تو و مردم است.
حضرت آدم علیه السلام گفت: پروردگار! آنها را برایم روشن کن خداوند متعال فرمود:
- آنکه مال من است این است که بنده من باشی و چیزی را شریک من قرار ندهی.
- و آنکه مال تو است که جزای عملت را به چیزی که بیشترین احتیاج را بدان داری می دهم.
- و آنکه مربوط به ما بین من و تو است این است که تو دعا کن، من اجابت می نمایم.
- و آنکه مربوط به مابین تو و مردم است این است که هر آنچه را که برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند.
چهاردهم: از کتاب دعای محمد بن حسن صفار از رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم نقل شده که فرمود:
63- یدخل الجنه رجلان کانا یعملان عملاً واحداً فیری احد هما صاحبه فیقول: یا رب، بما اعطیته و کان عملنا واحداً؟ فیقول الله تبارک و تعالی: سالنی و لم تسالنی، ثم قال صلی الله علیه وآله و سلم: اسالوا و اجزلوا فانه لا یتعاظمه شی ء
یعنی: دو نفر که هر دو یک گونه عمل انجام داده اند وارد بهشت می شوند ولی یکی دیگری را برتر از خود می بیند، لذا می گوید: پروردگار! من و او عملمان یکی بود، این مقام برتر او در برابر چیست؟ خدای تبارک و تعالی می فرماید: او از من درخواست کرد ولی تو نخواستی. آنگاه حضرت فرمود: از خدا بخواهید و زیاد هم بخوانید؛ چون در برابر ذات اقدس حدیث، چیزی بزرگ نیست.
پانزدهم و نیز در همان کتاب آمده است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
64- لیسالن الله او لیقضین علیکم، ان الله عباداً یعملون فیعطیهم، و اخرین یسالونه صادقین فیعطیهم ثم یجمعهم فی الجنه فیقول الذین عملوا: ربنا عملنا فاعطیتنا فبما اعطیت هولاء؟ فیقول: هولاء عبادی اعطیتکم اجورکم و لم التکم من اعمالکم شیئا، و سالنی هولاء فاعطیتهم، و هو فضلی اوتیهه من اشاء
یعنی: از خدا بخواهید تا او حکم کند، همانا خداوند متعال به یک سری از بندگانش در مقابل اعمالشان بخشش دارد و به گروه دیگر در برابر درخواست صادقانه شان، سپس هر دو گروه را در بهشت جمع می کند، گروه اول می گویند: پروردگار! ما اهل عمل بودیم، به ما عطا کردی اما اینها را به چه سبب؟ می فرماید: اینان بندگان من هستند، من اجر و پاداش شما را و از آن چیزی کم نکردم، اما اینان از من درخواست کردند و من هم از فضل و رحمت فوق العاده خود به آنان دادم (بلکه) به هر کسی که بخواهیم، می دهم.


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
09-05-2018, 16:00
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


فایده

هر روز، دوازده قسمت می شود و هر قسمت آن منسوب به یکی از ائمه دوازدهگانه علیهم السلام است که مناسب است در آن ساعت، توسل به آن امام.
و دعایی نیز مخصوص آن ساعات در کتاب شریف مصباح نقل گردیده است(37)
سید طاووس (ره) نیز آورده که روزهای هفته به ائمه علیهم السلام منسوب است و در هر روز، میهمان انهایم، بنابر این زیارت آن امام یا ائمه به ترتیب زیر در آن روز، مناسب است(38)
شنبه: مخصوص پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم است.
یکشنبه: مخصوص امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام است.
دو شنبه: مخصوص امام حسن و امام حسین علیهم السلام است.
سه شنبه: مخصوص امام زین العابدین، امام باقر و امام صادق علیهم السلام است.
پنجشبنه: مخصوص امام حسن عسکری علیه السلام است.
و جمعه: مخصوص وجود مبارک امام مهدی علیه السلام است.
و شب قدر:
این شب در ماه مبارک رمضان قرار دارد ولی مشخص نیست که کدام شب است. ممکن است یکی از سه شب نوزدهم یا بیست و یکم یا بیست و سوم باشد، لکن بر شب بیست و سوم تاکید شده است.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
10-05-2018, 20:03
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



شبهای احیا:

چهار شب است که احیا و بیداری در آن مستحب است، این شبها عبارتند از:
1- شب اول ماه رجب.
2- شب نیمه شعبان.
3- شب عید فطر.
4- شب عید قربان.
نقل است که:
80- برای امیر المومنین علیه السلام شگفت انگیز بود که در این شبها بیکار بماند (و عبادت نکند)(39)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
11-05-2018, 17:47
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


باب دوم: اسباب اجابت

سبب اول: زمان دعا

الف: شب و روز جمعه:

امام صادق علیه السلام فرمود:
65- ما طلعت الشمس بیوم افضل من یوم الجمعه، و ان کلام الطیر فیه اذا لقی بعضها بعضاً: سلام سلام، یوم صالح
یعنی: خورشید بر روزی برتر از روز جمعه طلوع نکرد، وقتی پرندگان آسمان در این روز یکدیگر را ملاقات می کنند، بر هم سلام می فرستند و می گویند: روز خوبی است!.
66- گفته شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در ابتدای تابستان، وقتی می خواست از اتاق خارج شود، روز پنجشنبه خارج می شد و در ابتدای زمستان وقتی می خواست داخل شود، روز جمعه داخل می گردید.
در همین رابطه از ابن عباس روایت شده است که حضرت، شب جمعه خارج می شد و سبب جمعه داخل می گردید(31)
از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
-اذا اردت ان تتصدق بشی ء قبل الجمعه فاخره الی یوم الجمعه(32)
یعنی: اگر قبل از روز جمعه خواستی صدقه ای بدهی، آن را تا روز جمعه به تاخیر بینداز.
و نیز از همان حضرت روایت شده است که فرمود:
67- ان الله تعالی لینادی کل لیله جمعه من فوق عرشه من اول اللیل الی اخره. الا عبد مؤمن یدعونی لدینه او دنیاه قبل طلوع الفجر فاجیه؟ الا عبد مؤمن یتوب الی من ذنوبه قبل طلوع الفجر فاتوب الیه؟ الا عبد مؤمن قد قتر علیه رزقه فیسالنی الزیاده فی رزقه قبل طلوع الفجر فازیده و اوسع علیه؟ الا عبد مؤمن سقیم فیسالنی ان اشفیه قبل طلوع الفجر فاعافیه؟ الا عبد مؤمن محبوس مغموم فیسالنی ان اطلقه من سجنه فاخلی سربه؟ الا عبد مؤمن مظلوم یسالنی ان اخذ بضلامته قبل طلوع الفجر فانتصر له و اخذ له بضلامته؟ قال: فلا یزال ینادی بهذا حتی یطلع الفجر
یعنی: ذات اقدس الهی هر شب جمعه از اول تا آخر شب اینگونه ندا می دهد:
- آیا بنده مومنی نیست که تا قبل از صبح مرا برای دین یا دنیایش بخواند تا من اجابتش کنم؟
- آیا بنده مومنی نیست که تا قبل از صبح از گناهانش توبه کند و بر گردد و من نیز رحمت و مغفرتم را برگردانم؟
- آیا بنده مومنی نیست که روزیش تنگ شده باشد و تا قبل از فجر، از من بخواهد آن را زیاد کنم و من هم حاجتش را بر آورده روزیش را زیاد و وسیع گردانم؟
- آیا بنده مؤمن مریضی نیست که تا قبل از طلوع فجر از من بخواهد که شفایش بدهم و من هم او را عافیت و تندرستی عطا نمایم؟
- آیا بنده زندانی گرفتاری نیست که از من بخواهد از زندان آزادش کنم و من نیز آزادش گردانم؟
- آیا بنده مؤمن مظلومی نیست که تا قبل از صبح از من بخواهد حقش را از ظالم بستانم و من نیز او را یاری کرده حقش را برگردانم؟
آنگاه حضرت فرمود: همینطور ذات اقدس الهی ندا می دهد تا صبح شود.
از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام روایت شده است که فرمود:
68- ان العبد المومن یسال الله الحاجه فیوخر الله عزوجل قضاء حاجته التی سال الی یوم الجمعه
یعنی: بنده مؤمن از خدا حاجتی طلب می کند و خداوند عزیز و جلیل بر آوردن آن را تا روز جمعه به تاخیر می اندازد.
از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم رسیده است که فرمود:
69- ان یوم الجمعه سید الایام و اعظمها عند الله تعالی و اعظم من یوم الفطر و یوم الاضحی، و فیه خمس خصال. خلق الله فیه ادم، و اهبط فیه ادم الی الارض، و فیه توفی الله ادم، و فیه ساعه لا یسال الله تعالی فیها احد شیئا الا اعطاه ما لم یسال حراماً، و ما من ملک مقرب و لا سماء ولا ارض ولا ریاح ولا جبال ولا شجر الا و هو یشفق یوم الجمعه ان تقوم الساعه فیه
یعنی: همانا جمعه آقای روزها و با عظمت ترین آنها نزد خداوند تعالی است، بلکه از عید فطر و قربان هم برتر است. این روز، پنج خصلت دارد:
اول: خداوند متعال حضرت آدم علیه السلام را در این روز خلق فرمود.
دوم: آن حضرت را در همین روز از بهشت بر زمین فرود آورد.
سوم: در چنین روزی حضرت آدم علیه السلام را قبض روح کرد.
چهارم: در این روز ساعتی هست که هر کس در آن ساعت از خداوند متعال چیزی طلب کند به او خواهد داد به شرط اینکه چیز حرام نخواهد.
پنجم: ملائکه مقرب، آسمان، زمین، بادها، کوههای درختها همگی هراس دارند از اینکه قیامت در این روز واقع شود.
فرزندان یعقوب از پدرشان خواستند که از خداوند متعال بر ایشان طلب آمرزش و بخشش کند، آن حضرت اینگونه پاسخ دادند:
سوف استغفر لکم ربی(33)
یعنی: بزودی برایتان از پروردگارم تقاضای مغفرت خواهم کرد.
در تفسیر همین آیه از امام صادق علیه السلام روایت شده است که حضرت فرمود:
70- اخره الی السحر من لیله الجمعه.
یعنی حضرت یعقوب علیه السلام این استغفار را تا سحرگاه شب جمعه به تاخیر انداخت.
در روز جمعه دو ساعت هست که زمان استجابت دعاست.
- یکی وقتی که خطیب ( و امام) جمعه از خطبه فارغ شده تا صفوف نماز جمعه مرتب شود.
- دیگری آخرین لحظات روز جمعه است که در روایت آمده:
71- زمانی که نصف قرص خورشید پنهان شد(34)
امام باقر علیه السلام فرمود:
72- اول وقت الجمعه ساعه تزول الشمس الی ان تمضی ساعه یحافظ علیها فان رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم قال: لا یسال الله تعالی فیها عبد خیراً الا اعطاه
یعنی: در روز جمعه از اول زوال (ظهر شرعی) تا ساعتی را باید محافظت کرد، چون رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: هیچ بنده ای در این ساعت از خداوند تعالی خیری طلب نمی کند مگر آنکه آن را عطا می نماید.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
12-05-2018, 18:18
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


الف: شب و روز جمعه:

امام صادق علیه السلام فرمود:
65- ما طلعت الشمس بیوم افضل من یوم الجمعه، و ان کلام الطیر فیه اذا لقی بعضها بعضاً: سلام سلام، یوم صالح
یعنی: خورشید بر روزی برتر از روز جمعه طلوع نکرد، وقتی پرندگان آسمان در این روز یکدیگر را ملاقات می کنند، بر هم سلام می فرستند و می گویند: روز خوبی است!.
66- گفته شده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در ابتدای تابستان، وقتی می خواست از اتاق خارج شود، روز پنجشنبه خارج می شد و در ابتدای زمستان وقتی می خواست داخل شود، روز جمعه داخل می گردید.
در همین رابطه از ابن عباس روایت شده است که حضرت، شب جمعه خارج می شد و سبب جمعه داخل می گردید(31)
از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
-اذا اردت ان تتصدق بشی ء قبل الجمعه فاخره الی یوم الجمعه(32)
یعنی: اگر قبل از روز جمعه خواستی صدقه ای بدهی، آن را تا روز جمعه به تاخیر بینداز.
و نیز از همان حضرت روایت شده است که فرمود:
67- ان الله تعالی لینادی کل لیله جمعه من فوق عرشه من اول اللیل الی اخره. الا عبد مؤمن یدعونی لدینه او دنیاه قبل طلوع الفجر فاجیه؟ الا عبد مؤمن یتوب الی من ذنوبه قبل طلوع الفجر فاتوب الیه؟ الا عبد مؤمن قد قتر علیه رزقه فیسالنی الزیاده فی رزقه قبل طلوع الفجر فازیده و اوسع علیه؟ الا عبد مؤمن سقیم فیسالنی ان اشفیه قبل طلوع الفجر فاعافیه؟ الا عبد مؤمن محبوس مغموم فیسالنی ان اطلقه من سجنه فاخلی سربه؟ الا عبد مؤمن مظلوم یسالنی ان اخذ بضلامته قبل طلوع الفجر فانتصر له و اخذ له بضلامته؟ قال: فلا یزال ینادی بهذا حتی یطلع الفجر
یعنی: ذات اقدس الهی هر شب جمعه از اول تا آخر شب اینگونه ندا می دهد:
- آیا بنده مومنی نیست که تا قبل از صبح مرا برای دین یا دنیایش بخواند تا من اجابتش کنم؟
- آیا بنده مومنی نیست که تا قبل از صبح از گناهانش توبه کند و بر گردد و من نیز رحمت و مغفرتم را برگردانم؟
- آیا بنده مومنی نیست که روزیش تنگ شده باشد و تا قبل از فجر، از من بخواهد آن را زیاد کنم و من هم حاجتش را بر آورده روزیش را زیاد و وسیع گردانم؟
- آیا بنده مؤمن مریضی نیست که تا قبل از طلوع فجر از من بخواهد که شفایش بدهم و من هم او را عافیت و تندرستی عطا نمایم؟
- آیا بنده زندانی گرفتاری نیست که از من بخواهد از زندان آزادش کنم و من نیز آزادش گردانم؟
- آیا بنده مؤمن مظلومی نیست که تا قبل از صبح از من بخواهد حقش را از ظالم بستانم و من نیز او را یاری کرده حقش را برگردانم؟
آنگاه حضرت فرمود: همینطور ذات اقدس الهی ندا می دهد تا صبح شود.
از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام روایت شده است که فرمود:
68- ان العبد المومن یسال الله الحاجه فیوخر الله عزوجل قضاء حاجته التی سال الی یوم الجمعه
یعنی: بنده مؤمن از خدا حاجتی طلب می کند و خداوند عزیز و جلیل بر آوردن آن را تا روز جمعه به تاخیر می اندازد.
از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم رسیده است که فرمود:
69- ان یوم الجمعه سید الایام و اعظمها عند الله تعالی و اعظم من یوم الفطر و یوم الاضحی، و فیه خمس خصال. خلق الله فیه ادم، و اهبط فیه ادم الی الارض، و فیه توفی الله ادم، و فیه ساعه لا یسال الله تعالی فیها احد شیئا الا اعطاه ما لم یسال حراماً، و ما من ملک مقرب و لا سماء ولا ارض ولا ریاح ولا جبال ولا شجر الا و هو یشفق یوم الجمعه ان تقوم الساعه فیه
یعنی: همانا جمعه آقای روزها و با عظمت ترین آنها نزد خداوند تعالی است، بلکه از عید فطر و قربان هم برتر است. این روز، پنج خصلت دارد:
اول: خداوند متعال حضرت آدم علیه السلام را در این روز خلق فرمود.
دوم: آن حضرت را در همین روز از بهشت بر زمین فرود آورد.
سوم: در چنین روزی حضرت آدم علیه السلام را قبض روح کرد.
چهارم: در این روز ساعتی هست که هر کس در آن ساعت از خداوند متعال چیزی طلب کند به او خواهد داد به شرط اینکه چیز حرام نخواهد.
پنجم: ملائکه مقرب، آسمان، زمین، بادها، کوههای درختها همگی هراس دارند از اینکه قیامت در این روز واقع شود.
فرزندان یعقوب از پدرشان خواستند که از خداوند متعال بر ایشان طلب آمرزش و بخشش کند، آن حضرت اینگونه پاسخ دادند:
سوف استغفر لکم ربی(33)
یعنی: بزودی برایتان از پروردگارم تقاضای مغفرت خواهم کرد.
در تفسیر همین آیه از امام صادق علیه السلام روایت شده است که حضرت فرمود:
70- اخره الی السحر من لیله الجمعه.
یعنی حضرت یعقوب علیه السلام این استغفار را تا سحرگاه شب جمعه به تاخیر انداخت.
در روز جمعه دو ساعت هست که زمان استجابت دعاست.
- یکی وقتی که خطیب ( و امام) جمعه از خطبه فارغ شده تا صفوف نماز جمعه مرتب شود.
- دیگری آخرین لحظات روز جمعه است که در روایت آمده:
71- زمانی که نصف قرص خورشید پنهان شد(34)
امام باقر علیه السلام فرمود:
72- اول وقت الجمعه ساعه تزول الشمس الی ان تمضی ساعه یحافظ علیها فان رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم قال: لا یسال الله تعالی فیها عبد خیراً الا اعطاه
یعنی: در روز جمعه از اول زوال (ظهر شرعی) تا ساعتی را باید محافظت کرد، چون رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: هیچ بنده ای در این ساعت از خداوند تعالی خیری طلب نمی کند مگر آنکه آن را عطا می نماید.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
13-05-2018, 18:47
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)
ب: روز چهار شنبه بین ظهر و عصر: جابر بن عبد الله انصاری(ره) اینگونه روایت کرده است که:
در جنگ احزاب (خندق) وجود مقدس رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم روزهای دوشنبه و سه شنبه علیه کفار دعا کرد و روز چهارشنبه بین ظهر و عصر مستجاب گردید که رد نتیجه آن، خوشحالی در چهره حضرت نمودار شد، من هم هر گاه مشکلی برایم پیش آمد و در این وقت دعا کردم، دعایم مستجاب و مشکلم بر طرف گردید.

ج: وقت نماز عشاء: از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم روایت است که فرمود:
73- من کان له حاجه فلیطلبها فی العشاء الاخره فانها لم یعطها احد من الا مم قبلکم
یعنی: هر یک از شما حاجتی داد آن را به هنگام نماز عشا طلب کند، زیرا این (مخصوص شماست و) به امتهای پیش از شما داده نشده است.

د: یک ششم اول از نیمه شب(35) اولاً: روایاتی داریم که بیانگر فضیلت نماز شب هستند در حالی که مردم در خواب می باشند.
ثانیاً: روایاتی داریم که بیانگر فضیلت ذکر خداوند متعال در میان غافلین اند(36) شکی نیست که در این زمان مخصوص، اکثر مردم به خواب می روند، به خلاف نیمه اول شب که در تداوم بیداری روز، بسیاری از مردم در آن هنگام بیدارند. از طرف دیگر، آخر شب (نزدیکهای طلوع فجر) نیز چه بسا مردم جهت رفتن به محل کار یا حرکت برای سفر، بیدار شوند، پس لحظه ای که اکثراً در خوابند همان اوایل نیمه دوم شب است؛ بیدار ماندن در آن لحظات، نتیجه مجاهده با نفس، ترک خواب، دوری از بستر نرم و خلوت با مالک عباد و سلطان دنیا و معاد است.
و ثانیاً: عمر بن اذینه می گوید: شنیدم حضرت صادق علیه السلام می فرمود:
74- ان فی اللیل ساعه ما یوافق فیها عبد مؤمن یصلی و یدعو الله فیها الا استجاب له قلت: اصلحک الله و ای ساعه من اللیل هی؟ قال: اذا مضی نصف اللیل و بقی السدس الاول من اول النصف
یعنی: در شب، ساعتی است که اگر بنده مؤمنی آن را درک کرده، در آن نماز بگزارد و خدا را بخواند حتماً اجابت خواهد شد. گفتم: خدای توفیقت دهد، آن ساعت کدام است؟ فرمود: بعد از رفتن نصف شب، یک ششم اول از نیمه دوم آن.





(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
14-05-2018, 17:23
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

ج: وقت نماز عشاء:

از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم روایت است که فرمود:
73- من کان له حاجه فلیطلبها فی العشاء الاخره فانها لم یعطها احد من الا مم قبلکم
یعنی: هر یک از شما حاجتی داد آن را به هنگام نماز عشا طلب کند، زیرا این (مخصوص شماست و) به امتهای پیش از شما داده نشده است.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
14-05-2018, 17:23
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


د: یک ششم اول از نیمه شب(35)

اولاً: روایاتی داریم که بیانگر فضیلت نماز شب هستند در حالی که مردم در خواب می باشند.
ثانیاً: روایاتی داریم که بیانگر فضیلت ذکر خداوند متعال در میان غافلین اند(36) شکی نیست که در این زمان مخصوص، اکثر مردم به خواب می روند، به خلاف نیمه اول شب که در تداوم بیداری روز، بسیاری از مردم در آن هنگام بیدارند. از طرف دیگر، آخر شب (نزدیکهای طلوع فجر) نیز چه بسا مردم جهت رفتن به محل کار یا حرکت برای سفر، بیدار شوند، پس لحظه ای که اکثراً در خوابند همان اوایل نیمه دوم شب است؛ بیدار ماندن در آن لحظات، نتیجه مجاهده با نفس، ترک خواب، دوری از بستر نرم و خلوت با مالک عباد و سلطان دنیا و معاد است.
و ثانیاً: عمر بن اذینه می گوید: شنیدم حضرت صادق علیه السلام می فرمود:
74- ان فی اللیل ساعه ما یوافق فیها عبد مؤمن یصلی و یدعو الله فیها الا استجاب له قلت: اصلحک الله و ای ساعه من اللیل هی؟ قال: اذا مضی نصف اللیل و بقی السدس الاول من اول النصف
یعنی: در شب، ساعتی است که اگر بنده مؤمنی آن را درک کرده، در آن نماز بگزارد و خدا را بخواند حتماً اجابت خواهد شد. گفتم: خدای توفیقت دهد، آن ساعت کدام است؟ فرمود: بعد از رفتن نصف شب، یک ششم اول از نیمه دوم آن.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
15-05-2018, 21:35
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


ه- یک سوم آخر شب:

روایات در این مورد فراوان است منجمله: وجود مبارک رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
75- اذا کان اخر اللیل یقول الله سبحانه و تعالی: هل من داع فاجیبه؟ هل من سائل فاعطیه سوله؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ هل من تائب فاتوب علیه؟
یعنی: ذات اقدس الهی، آخر هر شب این چنین می گوید:
- آیا دعا کننده ای هست تا من او را اجابت کنم؟
- آیا در خواست کننده ای هست تا خواسته اش را عطا کنم؟
-آیا آمرزش خواهی هست تا او را بیامرزم؟
- آیا بنده توبه کاری هست تا توبه اش را بپذیریم؟.
ابراهیم بن ابی محمود می گوید به امام رضا علیه السلام عرض کردم: مردم می گویند رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمود: خداوند متعال هر شب به آسمان دنیا می آید، نظر شما در این رابطه چیست؟ فرمود:
76- لعن الله المحرفین الکلم عن مواضعه، و الله ما قال رسول الله کذالک انما قال صلی الله علیه وآله و سلم: ان الله تبارک و تعالی ینزل ملکا الی السما الدنیا کل لیله فی الثلث الاخیر ولیله اجمعه من اول اللیل فیامره فینادی: هل من سائل فاعطیه سوله؟ هل من تائب فاتوب علیه؟ هل من مستغفر فاغفر له؟ یا طالب الخیر اقبل، یا طالب الشر القصر، فلا یزال ینادی بها حتی یطلع الفجر فاذا طلع عاد الی محله من ملکوت السماء حدثنی بذالک ابی عن جدی عن ابائه عن رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم
یعنی: خدا لعنت کند کسانی را که سخنان را تحریف می کنند، به خدا قسم! رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم اینگونه (که می گویند) نگفت بلکه فرمود:
خداوند تبارک و تعالی در یک سوم آخر هر شب و در شب جمعه از ابتدای آن فرشته ای را به آسمان دنیا می فرستد و این چنین ندا می دهد:
- آیا درخواست کننده ای هست تا خواسته اش را بدهم؟
- آیا توبه کننده ای هست تا توبه اش را بپذیرم؟
- آیا استغفار کننده ای هست تا او را ببخشم؟
- ای طالب خیر! بیا و ای طالب شر! دست بردار...
همینطور ندا می دهد تا صبح شود، در این هنگام آن فرشته به جایگاه اولش در ملکوت آسمان باز می گردد. این سخن را پدرم از پدرش از پدرانش از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم نقل فرمودند


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
16-05-2018, 20:15
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



نصیحت

کسی که ایمان و اعتقاد صحیح در تصدیق رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم و اولاد طاهرینش علیهم السلام دارد و می داند که هر آنچه این بزرگواران از جانب رب جلیل آوردند حق است، بر او سزاوار است که در این ساعتها حوائجش را به چنین منادی عرضه بدارد و ندایش را بی پاسخ نگذارد، مگر نه این است که اگر حاکمی از حاکمین دنیا فرستاده ای را به خانه کسی بفرستد و بگوید: حاجتهایت را عرضه کن چون حاکم به تو اجازه داده که آنها را بیان کنی تا برایت انجام دهد، در اینجا این فرد، فرصت را غنیمت شمرده، نه تنها نیازهای خود بلکه حوائج نزدیکان و خویشان خود را هم جدا جدا ذکر می کند، خصوصاً اگر این حاکم، مشهور به بخشندگی وجود و سخای بی حد باشد. و در صورتی که به او نیاز داشته باشد، هرگز از آن فرستاده روی بر نمی گرداند او را بی جواب نمی گذارد.
بنابر این، بنده حق هم نباید پیام مولایش را سبک پندارد که در این صورت، مستحق جواب: ان الذین یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنم آخرین خواهد شد. و نباید غافل بماند که در اثر آن، در زمره محرومین از رحمت حق در می آید و بار سنگین گناهان بر دوشش باقی خواهد ماند که در حدیث آمده:
77- من ترک مساله الله افتقر.
یعنی: هر کس سوال و در خواست از خدا را ترک کند، فقیر خواهد شد.
مناسب است در چنین لحظاتی از شب، مناجاتی را که عارف کامل مرحوم سید بن طاووس (قده) آموخته بر زبان جاری کنی و بگویی:
بار الها! من ربوبیت تو را تصدیق می کنم، به رسالت خاتم پیامبرانت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم معتقدم و به آن فرشته ای که ندای جود و بخشش تو را می رساند، ایمان دارم. اگر گوش من ندایش را نشنید، عقل من هم این ندا را دریافت کرد و هم اخبار و روایاتی را که در بردارنده چنین وعده هایی از جانب تو است، پذیرفت در یک چنین حال و هوایی، سخن من این است:
ای فرشته ای که از جانب خدا مالک و حکیم و کریم و بخشنده و... به سوی ما آمدی، سخن تو را که حاوی کامیابی ماست، با گوش عقلمان درک کردیم که گفتی: آیا درخواست کننده ای هست تا خواسته اش را بدهم؟
من سائل و گدایم و چنین نیازهایی دارم:
- هر چه موجب روی آوردن ذات اقدس الهی به من می شود.
- من نیز در مقابل توفیق روی آوردن به او را داشته باشم.
- در محضر پر برکت او، کمال ادب را حفظ کنم.
- مرا (از لغزشها و شیطانهای درونی و بیرونی و خلاصه هر چه مرا از او دوری کند)، حفظ کند.
- توفیقاتی را که به من داده سلب ننموده، محافظتش نماید.
و نیز عقل ما سخن آقایمان را درک کرده که فرمود: آیا توبه کاری هست تا توبه اش را بپذیرم؟
من از گناهانم توبه می کنم؛ چون برای پناه بردن از غضب و عقابش و جلب رضایت و ثوابش، ناچارم توبه کنم. و اگر نفسم توبه صادقانه نداشت، عقلم حکم می کند که باید به سوی او توبه کرد، (و مرضها و کثافات و چرکهای گناهان را از این راه زدود و آینه دل را صاف نمود)
ای فرشته الهی! سخنت را شنیدیم که از طرف خداوند رحیم گفتی: آیا استغفار کننده ای هست تا او را بیامرزم؟
من از هر چه او خودش ندارد استغفار می کنم و به عفو او پناه می برم و اگر این گفتار از روی صداقت نبود عقلم حکم می کند که باید چنین کرد، بنده مضطر و گرفتار و ور شکسته چاره ای جز عذر خواهی نزد رب جلیل و رحیم ندارد.
ای فرشته پروردگار! این درخواست و توبه و استغفار و فقر و ذلت و ورشکستگی را که گفتم، نزد تو به امانت می گذارم تا آن را به خدایی که تو را به سویمان فرستاد و راه رسیدن به کویش را به رویمان گشود، عرضه بداری.
سید بن طاووس (ره) به اینجا که می رسد، می فرماید: اگر نتوانستی این سخنان را از برکنی، می توانی آن را در ورقه ای بنویسی و همراه خود داشته یا زیر سرت بگذاری اما باید آن را مانند عزیزترین وسائلت، محافظت نمایی و وقتی آن زمان موعود از شب فرا رسید، برگه را بیرون آورده اینگونه بگویی:
ای فرشته ای که از جانب خدای ارحم الراحمین و اکرم الا کرمین ندا در می دهم این قصه من است که به تو تسلیمش می کنم، نه زبانی برایم مانده و نه روحیه ای که بتوانم با تو سخن بگویم.
در اینجا سخنان سید (ره) به پایان رسید.
من می گویم:
اگر در یک چنین وقت حساس، توانستی آن وظایفی را که اهل بیت علیهم السلام برایت معین فرمودند عمل کنی، پس خوشا به حالت والا می توانی این چنین بگویی:
خدایا! من به تو ایمان دارم و پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام را در مورد اخباری که پیرامون لطف و عفو تو گفته اند تصدیق می کنم، پس اولاً بر آن وجودهای پاک (یعنی پیامبر و آل او) درود بفرست و بعد از آن، در این شب هر دعایی که در امور دینی یا دنیایی به درگاهت عرضه می شود، مرا در آن شریک و سهیم گردان، بارالها! با ما آنچنان که سزاوار خدایی تو است رفتار کن نه آنچنان که ما بندگان رو سیاه سزاوار آنیم، ای ارحم الراحیمن درودت بر محمد و خاندان پاکش باد!
و بدانکه از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمود:
78- لا تعطموا العین حظها فانها اقل شی ء شکراً
یعنی: نگذار چشم بهره کاملی (از خواب) ببرد؛ چون کمترین شکر گزاری را او دارد.
و نیز از وجود مقدس رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم روایت شده که فرمود:
79- اذا قام العبد من لذیذ مضجعه و النعاس فی عینیه لیرضی ربی عزوجل الصلاه لیله باهی الله به ملائکته فقال: اما ترون عبدی هذا؟ قد قام من مضجعه الی صلاه لم افرضها علیه اشهدوا انی قد غفرت له
یعنی: وقتی بنده حق از خوابگاهش بر می خیزد تا خداوند متعال را با نماز شبش خشنود سازد در حالی که چرت، چشمانش را فرا گرفته، در این حال، ذات اقدس الهی به ملائکه اش مباهات کرده می فرماید: آیا این بنده مرا می بینید که از خوابگاهش برخاسته تا نمازی را بگزارد که آن را بر او واجب نکرده ام! پس شاهد باشید که او را بخشیدم



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
17-05-2018, 17:23
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



فایده

هر روز، دوازده قسمت می شود و هر قسمت آن منسوب به یکی از ائمه دوازدهگانه علیهم السلام است که مناسب است در آن ساعت، توسل به آن امام.
و دعایی نیز مخصوص آن ساعات در کتاب شریف مصباح نقل گردیده است(37)
سید طاووس (ره) نیز آورده که روزهای هفته به ائمه علیهم السلام منسوب است و در هر روز، میهمان انهایم، بنابر این زیارت آن امام یا ائمه به ترتیب زیر در آن روز، مناسب است(38)
شنبه: مخصوص پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم است.
یکشنبه: مخصوص امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام است.
دو شنبه: مخصوص امام حسن و امام حسین علیهم السلام است.
سه شنبه: مخصوص امام زین العابدین، امام باقر و امام صادق علیهم السلام است.
پنجشبنه: مخصوص امام حسن عسکری علیه السلام است.
و جمعه: مخصوص وجود مبارک امام مهدی علیه السلام است.
و شب قدر:
این شب در ماه مبارک رمضان قرار دارد ولی مشخص نیست که کدام شب است. ممکن است یکی از سه شب نوزدهم یا بیست و یکم یا بیست و سوم باشد، لکن بر شب بیست و سوم تاکید شده است.


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
18-05-2018, 17:29
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



ز: شبهای احیا:

چهار شب است که احیا و بیداری در آن مستحب است، این شبها عبارتند از:
1- شب اول ماه رجب.
2- شب نیمه شعبان.
3- شب عید فطر.
4- شب عید قربان.
نقل است که:
80- برای امیر المومنین علیه السلام شگفت انگیز بود که در این شبها بیکار بماند (و عبادت نکند)(39)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
19-05-2018, 18:52
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


ح روز عرفه:
این روز، روز و طلب حاجت به درگاه الهی است لذا با اینکه روزه اش مستحب موکد هم هست ولی اگر کسی در اثر روزه، ضعیف شود و نتواند دعا کند، روزه نگرفتن و دعا خواندن بهتر است(40)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
19-05-2018, 18:53
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif) ل هنگام ریزش اولین قطره از خون شهید: زید شحام از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که حضرت فرمود:
81-اطلبوا الدعاء اربع ساعات: عند هبوب الریاح، و زوال الافیاء، و نزول المطر، و اول قطره من دم القتیل المومن فان، ابواب السماء تفتح عند هذه الا شیاء
یعنی: در چهار وقت به دنبال دعا باشید: وزش باد، زوال سایه ها (که همان ظهر سایه شرعی است)، نزول باران و اولین قطره از خون مؤمن؛ چون در این اوقات، درهای آسمان گشوده خواهد شد.
و نیز از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
82- اذا زالت الشمس فتحت ابواب السماء و ابواب الجنان و قضیت الحوائج العظام
یعنی: وقتی زوال آفتاب(ظهر شرعی) فرا رسید، درهای آسمان و درهای بهشت گشوده خواهد شد و حاجتهای بزرگ بر آورده خواهد گردید.
سوال شد از چه هنگام؟ فرمود:
-مقدار ما یصلی الرجل اربع رکعات مترسلا
یعنی: به مقداری ککه بتوان یک نماز چهار رکعتی، بدون عجله و سر فرصت خواند.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
20-05-2018, 16:55
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



م از طلوع فجر (اذان صبح) تا طلوع آفتاب:

ابو الصباح کنانی از امام باقر علیه السلام این چنین روایت کرده است که:
83- ان الله عزوجل یجیب من عباده کل دعاء، فعلیکم بالدعاء فی السحر الی طلوع الشمس فانها ساعه تفتح فیها ابواب السماء و تقسم فیها الارزاق، و تقضی فیها الحوائج العظام
یعنی: خداوند متعال از بین بندگانش آنکه بیشتر اهل دعاست را اجابت می کند پس دعا کنید در سحرها تا طلوع آفتاب؛ چون درهای بهشت در این هنگام باز می شوند، روزهای در این زمان تقسیم می گردند و حاجتهای بزرگ در این وقت بر آورده می شوند.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
21-05-2018, 16:54
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



سبب دوم: مکان دعا

الف سرزمین عرفات

در خبر آمده است که:
84- ان الله سبحانه و تعالی یقول للملائکه فی ذلک الیوم: یا ملائکتی الا ترون الی عبادی و امائی جاووا من اطراف البلاد شعثاء غبراء اتدرون ما یسالون؟ فیقولون: ربنا انهم یسالونک المعفره فیقول: اشهدو انی قد غفرت لهم
یعنی: خداوند سبحان در این روز به ملائکه می گوید: ای فرشتگان من! آیا بندگان مرا نمی بینید که از سرزمینهای مختلف آمده اند در حالی که موهایشان پریشان است و گرد غبار بر چهره شان نشسته؟ آیا می دانید اینان چه می خواهند؟
ملائکه می گویند: پروردگار! اینان از تو آمرزش گناهانشان را می طلبند. در اینجا خداوند متعال می فرماید: شاهد باشید که گناهانشان را آمرزیدم
و نیز در روایت دیگر آمده است که:
85- ان من الذنوب مالا یغفر الا بعرفه و المشعر الحرام، قال الله تعالی
فاذا افصتم من عرفات فاذکر و الله عند المشعر الحرام(41) و لیله من لیالی الاحیاء
یعنی: برخی از گناهان فقط در این سه موقعیت بخشیده می شوند:- عرفات مشعر الحرام، که خداوند متعال فرمود: وقتی از عرفات کوچ کردید، خدای را مشعر الحرام به یاد بیاورید. و شبی از شبهای احیا(42)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
21-05-2018, 18:08
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

ج مسجد

چون آنجا خانه خداست و کسی که بد انجام می رود مقصود و مطلوبش خداست و قصد زیارت او را دارد، در حدیث قدسی آمده است:
87- الا ان بیوتی فی الارض المساجد، فطوبی لعبد تطهر فی بیته ثم زارنی فی بیتی
یعنی: آگاه باشید که مساجد، خانه های من بر روی زمین اند، پس خوشا به حال بنده ای که در خانه خود تطهیر کند (و وضو بسازد) سپس مرا در خانه ام زیارت کند.
و او کریمتر زا آن است که قاصد و زا ترش را نا امید و محروم نماید.
سعید بن مسلم از معاویه بن عمار روایت کرده است که وجود مقدس آقا آن را طلب می کرد، بدین ترتیب که اولاً چیزی در راه خدا صدقه می داد بعد بوی خوشی استشمام می کرد و سپس به مسجد رفته هر حاجتی داشت آن را به محضر حق تعالی عرضه می داشت.
ناگفته نماند که این خبر دلالت بر چهار مطلب دارد بدین شرح.
اول هنگام ظهر، وقت طلب حاجت است.
دوم مستحب است ابتدا صدقه ای داده شود.
سوم خوب است بوی خوشی استشمام گردد.
چهارم مسجد محل خوبی جهت طلب حاجت می باشد.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
21-05-2018, 18:09
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




د: در جوار قبر مقدس حضرت ابا عبد الله الحسین (ع)

بلکه شرافت این مکان از سایر مکانها بیشتر است، در روایت آمده است:
88- ان الله سبحانه و تعالی عوض الحسین علیه السلام من قتله با ربع خصال: جعل الشفاء فی تربته، و اجابه الدعاء تحت قبته، و الائمه من ذریته، و ان لا یعد ایام زائریه من اعمارهم
یعنی: خداوند سبحان، در عوض قتل آقا سید الشهداء علیه السلام چهارم خصلت عطا کرده است:
- شفا را در تربتش نهاد.
- اجابت دعا را زیر گنبدش قرار داد.
- ائمه بعدی از نسل آیند.
- مدت زمانی را که زائرین آن حضرت برای زیارت می گذارند، جزء عمرشان به حساب نمی آورد.
و نیز روایت شده است که بر امام صادق علیه السلام مرضی عارض شد، آخر حضرت به نزدیکانش امر کرد که فردی را اخیر کنند تا به زود نزد قبر امام حسین علیه السلام (و برایش دعا کند) یکی از دوستان حضرت، جهت انجام این فرمان از خانه خارج شد، فردی را جلوی درب خانه دید و ماجرا را برایش باز گو کرد، آن مرد من می روم ولی شبهه ای در ذهنم ایجاد شده و آن اینکه امام حسین علیه السلام امامی است که طاعتش واجب است و او (یعنی امام صادق علیه السلام) نیز امامی است که طاعتش واجب است، پس این کار چه معنا دارد؟ (یعنی فرقی بین این دو امام نیست، پس چرا برای شفای این امام، نزد آن امام بروم و دعا کنم؟)
آن فرد به خانه برگشت و مطلب را خدمت امام عرضه داشت، حضرت فرمود:
89- هو کما قال لکن ما عرف ان لله تعالی بقاعاً یستجاب فیها الدعاء فتلک البقعه من تلک البقاع
یعنی: سخن این مرد درست است (که فرقی بین دوم امام نیست) اما ندانسته است که خداوند متعال سرزمینهایی دارد که در آنجا دعا مستجاب می شود و حرم حضرت سید الشهدا علیه السلام از آنهاست.


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
21-05-2018, 18:10
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




سبب سوم: دعاهای مستجاب

الف دعایی که در بردارنده اسم اعظم الهی باشد، خواه آن اسم اعظم معین و مشخص باشد و خواه نباشد.

غیر از انبیا و اولیا کسی از آن اطلاعی ندارد که بگوید حتماً فلان اسم، اسم اعظم است، بله در روایات اشاراتی به آن شده است منجمله:
90- اسم اعظم در آیات آخر سوره حشر است(43)
91- اسم اعظم در آیه الکرسی و اول آل عمران است فلذا گفته شده که باید حتماً دو اسم الحی القیوم باشند؛ چون فقط این دو اسمند که هم در آیه الکرسی و هم در اول سوره آل عمران وجود دارند(44)
از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم روایت شده است که فرمود:
92- بسم الله الرحمن الرحیم اقرب الی الاسم الاعظم من سواد العین الی بیاضها
یعنی: بسم الله الرحمن الرحیم، نزدیکتر است به اسم اعظم از سیاهی چشم به سفیدی آن.
گفته شده است اسم اعظم در:
یا حی یا قیوم است.
93- یا ذالجلال و الاکرام است(45)
یا هو یا من لا هو الا هو است(46)
94- الله است(47) که:
این نام مشهورترین نام پروردگار است.
در اذکار، برترین مقام را دار است.
- در ادعیه، برترین مقام را داراست.
- امام سایر اسماء قرار داده شده است.
در کلمه اخلاص(یعنی لا اله الا الله) تنها از این اسم نام برده شده است.
اگر کسی بخواهد با ابراز شهادتین، اسلامش را اظهار کند، باید با این اسم باشد(یعنی اگر مثلاً بگوید: اشهد ان لا اله الا الرب، اسلامش پذیرفته نیست)
در اینجا دو نکته قابل توجه است:
1- این قول آخر(که اسم اعظم کلمه الله باشد) بسیار قوی است؛ چون در این رابطه روایات زیادی وارد شده است.
2- این اسم مقدس، امتیازات و خواصی نسبت به سایر اسماء الهی به شرح زیر دارد:
اول این اسم مخصوص ذات اقدس الهی است (یعنی اسم خاص است) و به غیر او نمی توان الله گفت، نه حقیقتاً و نه مجازاً فلذا فرموده:
هل تعلم له سمیا(48)
یعنی: آیا همنامی برای او سراغ داری؟.
یعنی آیا غیر از او کسی را می شناسی که نامش الله باشد؟
دوم این اسم دلالت بر ذات اقدس الهی دارد، اما سایر اسماء هر یک دلالت بر یک معنای بخصوصی می کنند؛ مثلاً اسم قادر بر قدرت دلالت دارد، اسم عالم، بر علم دلالت دارد و...
سوم سایر اسماء را می توانیم به این نام بخوانیم، مثلاً بگوییم: صبور آسیم از اسماء الله است، اما این نام را به آن اسماء نمی توان خواند؛ مثلاً نمی توان گفت: الله اسمی از اسماء صبور است.
این سه امتیاز به اضافه شش امتیاز دیگر که قبل از این گفته شد، جمعاً می شود نه امتیاز برای این اسم مقدس.
در روایت آمده است که:
95- حضرت سلیمان علیه السلام وقتی با خبر شد بلقیس به سوی او می آید که بین آن دو تنها یک فرسخ فاصله بود، در این حال رو به اطرافیان کرده فرمود: کدامیک از شما می تواند تخت این زن را به اینجا بیاورد قبل از اینکه اینان به حالت تسلیم نزد من آیند؟
عفریتی(49) از جن که فردی قوی بود گفت: من می توانم آن را بیاورم قبل از اینکه از مجلس قضاوت خود برخیزی و حضرت سلیمان - علیه السلام از صبح تا نیمه روز در این مجلس می نشست علاوه بر این، نسبت به جواهراتش نیز امین هستم.
حضرت سلیمان علیه السلام فرمود: من سریعتر از این می خواهم.
در این لحظه وزیر آن حضرت و خواهر زاده اش؛ یعنی آصف بن برخیا که اسم اعظم می دانست و بدین وسیله مستجاب الدعوه هم بود - گفت:
-انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک(50)
در مورد این جمله، سخنانی گفته شده منجمله:
- قبل از اینکه آن دورترین فرد، در مقابل چشمت به تو برسد، من می توانم آن را بیاورم.
- تا آنجا که می توانی چشمت را نگه دار، وقتی که دیگر نتوانستی نگه داری و پلکهایت را بر هم گذاشتی، قبل از اینکه مجدداً آن را بگشایی، من تخت را نزد تو حاضر می کنم.
کلبی گوید در این هنگام، آصف به سجده افتاد و خداوند متعال را با اسم اعظمش خواند، سپس به قدرت لا یزال الهی تخت بلقیس، کنار تخت حضرت سلیمان آشکار شد.
و امام آن اسم اعظمی که آصف بدان دعا کرد چه بود؟ اقوالی است، از جمله:
- الله و الرحمن بود.
- یا حی یا قیوم بود که در زبان عبرانی می گویند: اهیا شراهیاً.
- یا ذالجلال و الاکرام بود.
-یا الهنا و اله کل شی ء الها واحداً لا اله الا انت بود(51)




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
22-05-2018, 18:57
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

الف دعایی که در بردارنده اسم اعظم الهی باشد، خواه آن اسم اعظم معین و مشخص باشد و خواه نباشد.

غیر از انبیا و اولیا کسی از آن اطلاعی ندارد که بگوید حتماً فلان اسم، اسم اعظم است، بله در روایات اشاراتی به آن شده است منجمله:
90- اسم اعظم در آیات آخر سوره حشر است(43)
91- اسم اعظم در آیه الکرسی و اول آل عمران است فلذا گفته شده که باید حتماً دو اسم الحی القیوم باشند؛ چون فقط این دو اسمند که هم در آیه الکرسی و هم در اول سوره آل عمران وجود دارند(44)
از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم روایت شده است که فرمود:
92- بسم الله الرحمن الرحیم اقرب الی الاسم الاعظم من سواد العین الی بیاضها
یعنی: بسم الله الرحمن الرحیم، نزدیکتر است به اسم اعظم از سیاهی چشم به سفیدی آن.
گفته شده است اسم اعظم در:
یا حی یا قیوم است.
93- یا ذالجلال و الاکرام است(45)
یا هو یا من لا هو الا هو است(46)
94- الله است(47) که:
این نام مشهورترین نام پروردگار است.
در اذکار، برترین مقام را دار است.
- در ادعیه، برترین مقام را داراست.
- امام سایر اسماء قرار داده شده است.
در کلمه اخلاص(یعنی لا اله الا الله) تنها از این اسم نام برده شده است.
اگر کسی بخواهد با ابراز شهادتین، اسلامش را اظهار کند، باید با این اسم باشد(یعنی اگر مثلاً بگوید: اشهد ان لا اله الا الرب، اسلامش پذیرفته نیست)
در اینجا دو نکته قابل توجه است:
1- این قول آخر(که اسم اعظم کلمه الله باشد) بسیار قوی است؛ چون در این رابطه روایات زیادی وارد شده است.
2- این اسم مقدس، امتیازات و خواصی نسبت به سایر اسماء الهی به شرح زیر دارد:
اول این اسم مخصوص ذات اقدس الهی است (یعنی اسم خاص است) و به غیر او نمی توان الله گفت، نه حقیقتاً و نه مجازاً فلذا فرموده:
هل تعلم له سمیا(48)
یعنی: آیا همنامی برای او سراغ داری؟.
یعنی آیا غیر از او کسی را می شناسی که نامش الله باشد؟
دوم این اسم دلالت بر ذات اقدس الهی دارد، اما سایر اسماء هر یک دلالت بر یک معنای بخصوصی می کنند؛ مثلاً اسم قادر بر قدرت دلالت دارد، اسم عالم، بر علم دلالت دارد و...
سوم سایر اسماء را می توانیم به این نام بخوانیم، مثلاً بگوییم: صبور آسیم از اسماء الله است، اما این نام را به آن اسماء نمی توان خواند؛ مثلاً نمی توان گفت: الله اسمی از اسماء صبور است.
این سه امتیاز به اضافه شش امتیاز دیگر که قبل از این گفته شد، جمعاً می شود نه امتیاز برای این اسم مقدس.
در روایت آمده است که:
95- حضرت سلیمان علیه السلام وقتی با خبر شد بلقیس به سوی او می آید که بین آن دو تنها یک فرسخ فاصله بود، در این حال رو به اطرافیان کرده فرمود: کدامیک از شما می تواند تخت این زن را به اینجا بیاورد قبل از اینکه اینان به حالت تسلیم نزد من آیند؟
عفریتی(49) از جن که فردی قوی بود گفت: من می توانم آن را بیاورم قبل از اینکه از مجلس قضاوت خود برخیزی و حضرت سلیمان - علیه السلام از صبح تا نیمه روز در این مجلس می نشست علاوه بر این، نسبت به جواهراتش نیز امین هستم.
حضرت سلیمان علیه السلام فرمود: من سریعتر از این می خواهم.
در این لحظه وزیر آن حضرت و خواهر زاده اش؛ یعنی آصف بن برخیا که اسم اعظم می دانست و بدین وسیله مستجاب الدعوه هم بود - گفت:
-انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک(50)
در مورد این جمله، سخنانی گفته شده منجمله:
- قبل از اینکه آن دورترین فرد، در مقابل چشمت به تو برسد، من می توانم آن را بیاورم.
- تا آنجا که می توانی چشمت را نگه دار، وقتی که دیگر نتوانستی نگه داری و پلکهایت را بر هم گذاشتی، قبل از اینکه مجدداً آن را بگشایی، من تخت را نزد تو حاضر می کنم.
کلبی گوید در این هنگام، آصف به سجده افتاد و خداوند متعال را با اسم اعظمش خواند، سپس به قدرت لا یزال الهی تخت بلقیس، کنار تخت حضرت سلیمان آشکار شد.
و امام آن اسم اعظمی که آصف بدان دعا کرد چه بود؟ اقوالی است، از جمله:
- الله و الرحمن بود.
- یا حی یا قیوم بود که در زبان عبرانی می گویند: اهیا شراهیاً.
- یا ذالجلال و الاکرام بود.
-یا الهنا و اله کل شی ء الها واحداً لا اله الا انت بود(51)




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
23-05-2018, 15:54
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

ب از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:

96- من قال: یا الله، عشر مرات قیل له: لبیک عبدی سل حاجتک تعط
یعنی: کسی که ده بار بگوید یا الله! یا الله! به او ندا می رسد:
لبیک ای بنده من حاجتت را بخواه تا به تو داده شود.
و نیز روایت شده است که:
97- من قال: یا رباه، یا رباه، عشراً
یعنی: کسی که ده بار بگوید یا رباه به او نیز چنین ندایی می رسد.
و نظیر این دو است یا رب، یا رب، و یا سیداه،
و نیز روایت شده است که:
98- من قال فی سجوده: یا الله، یا رباه، یا سیداه،- ثلاثاً
یعنی:کسی که در سجودش سه بار بگوید یا الله! یا رباه! یا سیداه! همینگونه جواب می شنود.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
24-05-2018, 17:07
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

ج سماعه روایت کرده است که امام کاظم علیه السلام به من فرمود:

99- اذا کانت لک یا سماعه حاجه فقل: اللهم انی اسالک بحق محمد و علی فان لهما عندک شاناً من الشان و قدراً من القدر، فبحق ذلک الشان و بحق ذلک القدر ان تفعل بی کذا و کذا، فانه اذا کان یوم القیامه لم یبق ملک مقرب ولا نبی مرسل ولا عبد مؤمن امتحن الله قبله للایمان الا و هو محتاج الیهما فی ذلک الیوم
یعنی: ای سماعه! هر وقت حاجتی داری بگو: خدایا! تو را قسم می دهم به حق محمد و علی علیهما السلام این دو نزد تو قدر و مقامی دارند، به قدر مقام این دو قسمت می دهم حاجات مرا بر آوری که عبارتند از چنین و چنان؛ چون در روز قیامت هیچ فرشته مقرب و هیچ پیامبر مرسل و هیچ بنده مومنی که خداوند سبحان قلبش را بر ایمانش امتحان کرده باشد نیست مگر اینکه به این دو بزرگوار(یعنی محمد و علی علیهما السلام) نیازمند است.


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
25-05-2018, 18:07
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

د ابن ابی عمیر از معاویه بن عمار روایت کرده است که:

100- من قال فی دبر الفریضه: یا من یفعل ما یشاء ولا یفعل ما یشاء احد غیره ثلاثاً ثم یسال الله اعطی ما سال(52)
یعنی:-هر کس بعد از نماز واجب، سه مرتبه بگوید: ای کسی که هر چه بخواهی انجام می دهی و غیر از تو کسی نمی تواند همه چه را که خواست انجام بدهد، سپس از خدا چیزی بخواهد، خواسته اش داده خواهد شد.
ه و نیز روایت شده است که برای بدهکاری و دین ادا گردد، در روز جمعه یا هر روز دیگر بگوید:

101- اللهم اغنی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک
یعنی: خدایا! مرا با روزی حلالت از حرام و با عطا و بخشش خود از دیگران بی نیاز گردان.
و برای وسعت روزی بعد از نماز صبح گفته شود:

-سبحان الله العظیم و بحمده استغفر الله و اساله من فضله(53)
یعنی: منزه است خداوند عظیم و حمد و سپاس مخصوص اوست، از او طلب آمرزش دارم و می خواهم که از عطایای مخصوصش مرا بهره ور بفرماید.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
26-05-2018, 16:27
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

ه و نیز روایت شده است که برای بدهکاری و دین ادا گردد، در روز جمعه یا هر روز دیگر بگوید:

101- اللهم اغنی بحلالک عن حرامک و بفضلک عمن سواک
یعنی: خدایا! مرا با روزی حلالت از حرام و با عطا و بخشش خود از دیگران بی نیاز گردان.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
28-05-2018, 18:00
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


و برای وسعت روزی بعد از نماز صبح گفته شود:

-سبحان الله العظیم و بحمده استغفر الله و اساله من فضله(53)
یعنی: منزه است خداوند عظیم و حمد و سپاس مخصوص اوست، از او طلب آمرزش دارم و می خواهم که از عطایای مخصوصش مرا بهره ور بفرماید.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
29-05-2018, 18:26
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


ز و نیز بعد از نماز عشا بخواند:

102- اللهم انه لیس لی علم بموضع رزقی و انا طلبه بخطرات تخطر علی قلبی فاجول فی طلبه البلدان و انا فیما طلب کالحیران لا ادری افی سهل هو ام فی جبل ام فی ارض ام فی سماء ام فی بر ام فی بحر؟ و علی یدی من؟ و من قبل من؟ و قد علمت ان علمه عندک، و اسبابه بیدک، و انت الذی تقسمه بلطفک، و تسببه برحمتک. اللهم صل علی محمد و ال محمد و اجعل لی یا رب رزقک و اسعاً، و مطلبه سهلا، و ماخذه قریباً، ولا تعننی بطلب ما لم تقدر لی فیه رزقا فانک غنی عن عذابی و انا فقیر الی رحمتک، فصل علی محمد و ال محمد وجد علی عبدک انک ذو فضل عظیم
یعنی: بار الها! من محل روزی خود را نمی دانم و بر اساس گمانهایی که به قلبم خطور می کند، شهرها را جستجو می کنم(تا بدان برسم) در این قضیه حیران و سر گردان مانده ام که(روزی من کجاست) آیا در دشت و صحراست یا در کوهها؟
در زمین است یا در آسمان؟ در خشکی است یا در دریا؟ به دست چه کسی است و به جانب چه کسی باید رفت؟ اما می دانم که تو هم محلش را می دانی و هم موجبات و اسبابش به دست تو است. و آن را بر اساس لطف و رحمتش تقسیم می کنی.
خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست و روزی مرا وسیع گردان، طلب آن را آسان و محل دریافتش را نزدیک قرار بده و برای آنچه برایم مقدر نشده مرا به رنج نینداز( تا زحمت بیهوده در طلبش نکشم) همانا تو از عذاب من بی نیازی ولی من به رحمت تو محتاج هستم، پس بر محمد و آل محمد درود بفرست و بر بنده ات ببخشای که تو صاحب فضل او عنایتی عظیم هستی(54)


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
30-05-2018, 16:44
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



ح برای دفع ترس از ظلم و وارد شدن بر سلطان(جائز) خوب است

خواندن آن دعایی که حضرت صادق علیه السلام هنگام ورود بر منصور می خواند که:
103- یا عدتی عند شدتی، و یا غوثی عند کربتی، احرسنی بعینک التی لا تنام، واکنفنی برکنک الذی لا یرام
یعنی: ای ذخیره و سرمایه من در شداید! و ای فریاد رس من در سختیها! مرا با آن چشمت که خواب در آن راه ندارد، حراست کن و با آن تکیه گاهت که شکست ندارد محافظت نما.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-06-2018, 16:54
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



ط برای پرداخت شدن بدهکاری و ادای دین، مناسب است خواندن آنچه معاذ بن جبل نقل کرده که گفت:

روز جمعه ای با رسول الله نماز جمعه نخواندم، به من فرمود:
104-یا معاذ، ما منعک عن الصلوه الجمعه؟
یعنی: چه چیزی مانع حضور تو در نماز جمعه شده؟.
گفتم: یا رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم یوحنای یهودی از من یک اوقیه(55) طلا، طلبکار است و کنار در منزل کشیک مرا می کشید، ترسیدم اگر بیرون بیایم مرا بگیرد و نتوانم به نماز جمعه بیایم، فرمود: اتحب یا معاذن ان یقضی الله دینک
یعنی: آیا دوست داری که خدا دینت را ادا، کند؟.
گفتم بلی یا رسول الله! فرمود: بگو:
اللهم مالک الملک، توتی الملک من تشاء، و تنزع الملک ممن تشاء، و تعز من تشاء، و تذل من تشاء، بیدک الخیر، انک علی کل شی ء قدیر، تولج اللیل فی النهار، و تولج النهار فی اللیل، و تخرج الحی من المیت، و تخرج المیت من الحی، و ترزق من تشاء بغیر حساب(56) یا رحمن الدنیا والاخره و رحیمهما تعطی منهما ما تشاء و تمنع منهما ما تشاء، صل علی محمد وال محمد اقض عنی دینی یا کریم
یعنی: بار خدایا! ملک و حکومت در عالم هستی از آن توانست، آن را به هر که بخواهی می دهی و از هر که بخواهی می گیری، هر کس را بخواهی عزیز و هر کس را بخواهی ذلیل می کنی. همه نیکیها به دست تو است و بر هر چیزی قادری. شب را در روز نهان می سازی و روز را در شب. زنده را از مرده بیرون می آورد و مرده را از زنده و به هر که بخواهی، بی حساب روزی می دهی. ای کسی که در دنیا و آخرت دو رحمت داری، (یکی رحمت واسعه که همه موجودات از آن بهره می برند و دیگر رحمتی مخصوص بندگان شایسته ات)، این دو رحمت را به هر که بخواهی می دهی و از هر که بخواهی منع می نمایی (بار الها!) بر محمد و آل محمد درود فرست و دین مرا ادا کن ای کریم!.
آنگاه فرمود: فلو کان علیک مل ء الارض ذهبا لاداه الله عنک
یعنی: اگر به اندازه کره زمین طلا بدهکار باشی، ذات اقدس الهی از طرف تو آن را پرداخت خواهد کرد.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-06-2018, 16:54
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



ی برای تقویت قوه حافظه و حفظ نمودن هر آنچه انسان می شنود، مناسب است دعای مروری از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم که فرمود:

105-یا علی، اذا اردت ان تحفظ کلما تسمع فقل فی دبر کل صلوه:
سبحان من لا یعتدی علی اهل مملکته! سبحان من لا یواخذ اهل الارض بانواع العذاب! سبحان الرووف الرحیم! اللهم اجعل لی فی قلبی نوراً و بصراً و فهماً و علماً انک علیکل شی ء قدیر
یعنی: ای علی! هر گاه خواسته آنچه را می شنوی حفظ کنی، بعد از هر نماز بگو: سبحان من... پاک و منزه است خدایی که بر اهل مملکتش ستم روا نمی دارد. پاک و منزه است خدایی که ساکنین زمین را با عذابهای گوناگون، گرفتار نمی کند. پاک و منزه است خدای مهربان و رحیم، خدایا! در قلبم برای من نو رودید و فهم و علم قرار بده که تو بر هر چیزی قادری.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-06-2018, 16:55
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)




ک برای دفع آزار همسایه:

فردی نزد امام حسن بن علی علیهما السلام شکایت کرد که همسایه ام مرا آزار می دهد، حضرت فرمود:
106- اذا صلیت المغرب فضل رکعتین ثم قل: یا شدید المحال، یا عزیز اذللت بعزتک جمیع ما خلقت، اکفنی شر فلان بما شئت
یعنی: پس از نماز مغرب، دو رکعت نماز بگزار و بعد از آن بگو: یا شدید المحال... ای آن که مکرت شدید است! ای آن که جمیع مخلوقات را در برابر عزت خوار و ذلیل قرار دادی! شر فلانی را از من بردار هر طور که خودت خواسته باشی.
این شخصی، طبق دستور حضرت عمل کرد، نیمه شب صدای فریاد و شیون شنید، به او خبر دادند که فلان کس (یعنی همان همسایه) مرد.
نظیر این سرد ادعیه و اخبار، زیاد است که با ذکر آن، بحث طولانی می شود.
برای اطلاع از آنها به کتابهای دعا مراجعه شود.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-06-2018, 17:09
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


ی برای تقویت قوه حافظه و حفظ نمودن هر آنچه انسان می شنود، مناسب است دعای مروری از رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم که فرمود:

105-یا علی، اذا اردت ان تحفظ کلما تسمع فقل فی دبر کل صلوه:
سبحان من لا یعتدی علی اهل مملکته! سبحان من لا یواخذ اهل الارض بانواع العذاب! سبحان الرووف الرحیم! اللهم اجعل لی فی قلبی نوراً و بصراً و فهماً و علماً انک علیکل شی ء قدیر
یعنی: ای علی! هر گاه خواسته آنچه را می شنوی حفظ کنی، بعد از هر نماز بگو: سبحان من... پاک و منزه است خدایی که بر اهل مملکتش ستم روا نمی دارد. پاک و منزه است خدایی که ساکنین زمین را با عذابهای گوناگون، گرفتار نمی کند. پاک و منزه است خدای مهربان و رحیم، خدایا! در قلبم برای من نو رودید و فهم و علم قرار بده که تو بر هر چیزی قادری.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-06-2018, 17:09
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



ک برای دفع آزار همسایه:

فردی نزد امام حسن بن علی علیهما السلام شکایت کرد که همسایه ام مرا آزار می دهد، حضرت فرمود:
106- اذا صلیت المغرب فضل رکعتین ثم قل: یا شدید المحال، یا عزیز اذللت بعزتک جمیع ما خلقت، اکفنی شر فلان بما شئت
یعنی: پس از نماز مغرب، دو رکعت نماز بگزار و بعد از آن بگو: یا شدید المحال... ای آن که مکرت شدید است! ای آن که جمیع مخلوقات را در برابر عزت خوار و ذلیل قرار دادی! شر فلانی را از من بردار هر طور که خودت خواسته باشی.
این شخصی، طبق دستور حضرت عمل کرد، نیمه شب صدای فریاد و شیون شنید، به او خبر دادند که فلان کس (یعنی همان همسایه) مرد.
نظیر این سرد ادعیه و اخبار، زیاد است که با ذکر آن، بحث طولانی می شود.
برای اطلاع از آنها به کتابهای دعا مراجعه شود.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
06-06-2018, 17:18
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



سبب چهارم، نقش زمان دعا

الف دعای سمات(57)

107- مستحب است خواندن دعای سمات در آخرین لحظات روز جمعه و نیز بعد از آن گفته شود:
-اللهم انی اسالک بحرمه هذا الدعاء و بما فات منه من الاسماء و بما یشتمل علیه من التفسیر و التدبیر الذی لا یحیط به الا انت ان تفعل بی کذا و کذا
یعنی: خدایا! تو را به حرمت این دعا و به حرمت آن اسمهائی که در آن نیامده، و به تفسیر و تدبیر آن اسمها که غیر از تو احدی آن را نمی داند، سوگندت می دهم که حاجات مرا به این شرح بر آوری....
ب از امام باقر علیه السلام روایت شده که در ثلث دوم ماه مبارک رمضان (یعنی از یازدهم تا بیستم) قرآن کریم را گرفته می گشایی و می گویی:

108- اللهم انی اسالک بکتابک المنزل و ما فیه و فیه اسمک الاعظم الاکبر واسماوک الحسنی و ما یخاف و یرجی ان تجعلنی من عتقائک من النار
یعنی: خدایا! از تو درخواست دارم سوگند می دهم به قرآنی که نازلش کردی و به هر آنچه در آن است از اسم اعظم و سایر اسماء حسنات گرفته تا آیاتی که موجب خوف و رجاست که مرا جزء رهایی یافتگان از آتش جهنم قرار دهی.
سپس هر حاجت که می خواهی طلب کن.

ج خواندن سوره قدر در ثلث آخر شب جمعه:
109- در روایت فضیلت پانزده مرتبه خواندن سوره قدر در یک سوم باقی مانده از شب جمعه(58) ذکر شده است و بعد از آن هر دعایی که می خواهد بنماید.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
06-06-2018, 17:20
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)




سبب پنجم: نقش مکان در دعا

الف دعای مخصوص کنار قبر امام حسین علیه السلام:

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
110- من کان له حاجه الی الله عزوجل فلیقف عند راس الحسین علیه السلام و لیقل: یا ابا عبد الله، اشهد انک تشهد مقامی، و تسمع کلامی، و انک حی عند ربک ترزق، فاسال ربک و ربی فی قضاء حوائجی
یعنی: اگر کسی، حاجتی دارد، برود بالای سر مقدس امام حسین علیه السلام و بگوید: ای ابا عبد الله! شهادت و از روزی خاص الهی بهره مندی، پس از خدا تقاضا کن که حوایج مرا بر آورده سازد. ( که ان شاء الله بر آورده خواهد شد).




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
07-06-2018, 17:45
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


ب: دعای مخصوص نزد قبر امام هادی علیه السلام:

روایت شده است که فردی هر سال مبلغی از خلیفه دریافت می کرد، ولی چند سال بود که خلیفه آن را قطع کرده بود. این فرد، نزد امام هادی علیه السلام آمده ماجرا را نقل کرد و از او خواست هرگاه نزد خلیفه رفت، قضیه را به او بگوید و برای شفاعت کند. سپس از نزد امام علیه السلام خارج شد. هنگام شب، فردی از طرف خلیفه نزد او آمد و احضارش کرد، مرد آماده شد و به سوی دربار خلیفه به راه افتاد، در بین راه چند فرستاده را مشاهده کرد که همه می گفتند: نزد خلیفه برو... وقتی به دربار رسید از دربان پرسید. آیا علی بن محمد هادی علیهما السلام اینجا آمد.
گفت: خیر.
بالاخره وارد شد و خلیفه از او به گرمی استقبال کرد و در نزدیکی خود نشاند و دستور داد هر آنچه در مدت این چند سال از او دریغ داشته اند به او بدهند.
مرد، از نزد خلیفه به سوی خانه حرکت کرده ناگاه دید همان دربان که نامش فتح بود به او می گوید: به امام هادی علیه السلام بگو آن دعایی را که برای تو کرده به من نیز یاد بدهد.
آن فرد، بعداً خدمت امام علیه السلام رسید، وقتی حضرت چهره بشاش او را مشاهده کرد، فرمود: خوشحال به نظر می رسی گویا راضی شدی؟
گفت: بلی...ولی می گویند شما نزد خلیفه نرفته اند؟ فرمود:
111- ان الله عودنا ان لا نلجا فی المهمات الا الیه، ولا نسال سواه، فخفت ان اغیر فیغیر ما بی
یعنی: خداوند متعال با ما قرار گذاشته که در امور مهم فقط به او رجوع کنیم و از او چیز بطلبیم، من ترسیدم که اگر بر طبق وعده نکنم، او نیز عمل ننماید.
آن مرد گفت: فتح (دربان دربار خلیفه) می گوید: آن دعایی را شما بدان دعا کرده اید، به من بیاموزانید. فرمود:
-ان الفتح یوالینا بظاهره دون باطنه، الدعاء لمن دعا به بشرط ان یوالینا اهل البیت، لکن هذا الدعاء کثیراً ما ادعو به عند الحوائج فتقضی، و قد سالت الله عزوجل ان لا یدعو به بعدی احد عند قبری الا استجیب له، و هو
یعنی: فتح، فقط در ظاهر ابراز دوستی ما را می کند، اما در باطنش خیر. دعا شرط دارد و شروطش دوستی ما اهل بیت است. اما اینکه از دعا پرسیدی، دعایی است که من در بسیاری از موارد با آن خداوند سبحان را خوانده حاجاتم را می طلبم و بر آورده می شود. از خداوند عزیز و جلیل، خواستم که هر کس بعد از من بر سر قبرم این دعا را خواند، اجابت شود و آن دعا این است:.
-یا عدتی عند العدد، و یا رجائی و المعتمد، و یا کهفی و السند، و یا واحد، یا احد، و یا قل هو الله احد، اسالک اللهم بحق من خلفته من خلقک و لم تجعل فی خلقک مثلهم احداً ان تصلی علیهم و ان تفعل بی کذا و کذا
یعنی: ای سرمایه روزگار پیری اما! ای امید و اعتمادم! ای ملجا و تکیه گاهم! ای تنهای بی همتا! و ای که قل هو الله احد در شان تو است! خدایا! تو را بحق آن دسته از مخلوقات که مانند شان نیافریده ای (یعنی محمد و آلش (ع) سوگند می دهم که بر آنان درود فرست و حوایج مرا به این شرح بر آورده ساز....
امثال اینگونه دعاها بسیار است که به همین مقدار کفایت می کنیم.
توجه: اینکه حضرت فرمود: دعا به شرط ولایت ما اهل بیت است، اشاره به شرط قبولی دعاست، بلکه شرط قبولی همه اعمال چه واجب و چه مستحب می باشد، و آنچه محمد بن مسلم (ره) از امام محمد باقر یا امام جعفر صادق علیهما السلام نقل کرده، در همین معناست که فرمود:
112- ای ابا محمد! مثل ما خاندان نبوت مثل آن خاندانی است که در نبی اسرائیل بودند که: هر گاه یکی از آنان چهل شب در راه خدا کوشش می کرد و دعا می نمود، اجابت می شد، ولی یکی از آنان پس از چهل شب بندگی و ترک گناه، هر چه دعا کرد مستجاب نشد، نزد حضرت عیسی علیه السلام آمد و از این وضعش شکایت کرده از آن حضرت خواست که برایش دعا کند، حضرت عیسی علیه السلام تطهیر کرد (وضو ساخت) نماز گزارد و سپس دعا کرد، وحی رسید که ای عیسی! بنده من از راهی که می بایست بیاید نیامد و به بیراهه رفت، چون او دعا کرد در حالی که در قبلش نسبت به نبوت تو شک داشت، و اگر به همین حال دعا کند، حتی اگر گردنش هم قطع گرد دو سرانگشتانش پراکنده شوند، او را اجابت نخواهم کرد.
عیسی علیه السلام به آن فرد گفت: خدای را می خوانی در حالی که نسبت به پیامبرش شک داری؟
گفت: ای روح خدا! اینکه می گویی درست است (من نسبت به نبوت تو شک دارم) از خدا بخواه که این شک را از من برطرف نماید.
در اینجا حضرت عیسی علیه السلام برایش دعا کرد، خداوند متعال هم تفضل نمود و او به سوی خاندانش برگشت و جری آنان گردید.
ما اهل بیت هم همینگونه هستیم، خداوند متعال عمل بنده ای را که در ما شک داشته باشد، قبول نمی کند.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
08-06-2018, 17:04
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)



سبب ششم: رابطه کارهای نیک با دعا

الف بعد از نماز:

امیر المومنین علی علیه السلام نقل کرده است که رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
113- من ادی لله مکتوبه فله فی اثرها دعوه مستجابه
یعنی: هر کس نماز واجبی به جای آورد و پس از آن دعا کند، مستجاب خواهد شد.
این فحام گوید: امیر المومنین علیه السلام را در عالم خواب دیده از او در مورد صحت این خبر سوال کردم فرمود: صحیح است، هر وقت نماز واجبی به جای آوردی به سجده برو و بگو:
-اللهم انی اسالک بحق من رواه، و بحق من روی عنه، صل علی جماعتهم و افعل بی کیت و کیت
یعنی: خدایا! از تو درخواست دارم و تو را سوگند می دهم به حق کسی که این حدیث را روایت کرد (یعنی علی (ع) و به حق کسی که حدیث از او روایت شده (یعنی رسول الله (ص) ) که بر گروه آنان درود بفرستی و این کارها را برایم انجام دهی....
از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود:
114- ان الله فرض علیکم الصلوه فی احب الاوقات الیه، فاسالوا الله حوائجکم عقیب فرائضکم
یعنی: خداوند متعال در ساعاتی نماز را بر شما واجب ساخت که محبوبترین اوقات نزد اوست، پس بعد از انجام نماز، از خدا حاجاتتان را درخواست کنید.
از امیر المومنین علی علیه السلام نقل است که فرمود:
115-لا ینفتل العبد من صلاته حتی یسال الله الجنه، و یستجیر به من النار، و ان یزوجه حور العین
یعنی: بنده از نماز بر نگردد مگر اینکه: از او بهشت را طلب کند، از آتش جهنم به او پناه ببرد و از او بخواهد که حوارالعین را به تزویجش در آورد.
ابی حمزه گوید: شنیدم که ابا جعفر امام محمد باقر علیه السلام - می فرمود:
116- اذا قام المومن فی الصلاه بعث الله حور العین حتی یحدقن به، فاذا انصرف و لم یسال الله منهن شیئاً تفرقن متعجبات
یعنی: وقتی مومنی به نماز می ایستد، خداوند متعال حورالعین را مامور می کند که دور او را بگیرند، اگر این مؤمن بعد از نماز برخیزد و از خدا آنان را طلب نکند، آن حورالعین با تعجب متفرق می شوند فضل بقباق از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
117- یستجاب الدعاء فی اربعه مواطن: فی الوتر، و بعد الفجر، و بعد الظهر، و بعدالمغرب
یعنی: دعا در چهار موقعیت مستجاب می شود: در نماز وتر، از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب.
یعنی: دعا در چهار موقعیت مستجاب می شود: در نماز وتر، بعد از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب.
و در روایتی آمده که بعد از مغرب، سجده کند و در سجودش دعا نماید.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
09-06-2018, 17:14
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)




الف بعد از نماز:

امیر المومنین علی علیه السلام نقل کرده است که رسول الله صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
113- من ادی لله مکتوبه فله فی اثرها دعوه مستجابه
یعنی: هر کس نماز واجبی به جای آورد و پس از آن دعا کند، مستجاب خواهد شد.
این فحام گوید: امیر المومنین علیه السلام را در عالم خواب دیده از او در مورد صحت این خبر سوال کردم فرمود: صحیح است، هر وقت نماز واجبی به جای آوردی به سجده برو و بگو:
-اللهم انی اسالک بحق من رواه، و بحق من روی عنه، صل علی جماعتهم و افعل بی کیت و کیت
یعنی: خدایا! از تو درخواست دارم و تو را سوگند می دهم به حق کسی که این حدیث را روایت کرد (یعنی علی (ع) و به حق کسی که حدیث از او روایت شده (یعنی رسول الله (ص) ) که بر گروه آنان درود بفرستی و این کارها را برایم انجام دهی....
از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود:
114- ان الله فرض علیکم الصلوه فی احب الاوقات الیه، فاسالوا الله حوائجکم عقیب فرائضکم
یعنی: خداوند متعال در ساعاتی نماز را بر شما واجب ساخت که محبوبترین اوقات نزد اوست، پس بعد از انجام نماز، از خدا حاجاتتان را درخواست کنید.
از امیر المومنین علی علیه السلام نقل است که فرمود:
115-لا ینفتل العبد من صلاته حتی یسال الله الجنه، و یستجیر به من النار، و ان یزوجه حور العین
یعنی: بنده از نماز بر نگردد مگر اینکه: از او بهشت را طلب کند، از آتش جهنم به او پناه ببرد و از او بخواهد که حوارالعین را به تزویجش در آورد.
ابی حمزه گوید: شنیدم که ابا جعفر امام محمد باقر علیه السلام - می فرمود:
116- اذا قام المومن فی الصلاه بعث الله حور العین حتی یحدقن به، فاذا انصرف و لم یسال الله منهن شیئاً تفرقن متعجبات
یعنی: وقتی مومنی به نماز می ایستد، خداوند متعال حورالعین را مامور می کند که دور او را بگیرند، اگر این مؤمن بعد از نماز برخیزد و از خدا آنان را طلب نکند، آن حورالعین با تعجب متفرق می شوند فضل بقباق از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
117- یستجاب الدعاء فی اربعه مواطن: فی الوتر، و بعد الفجر، و بعد الظهر، و بعدالمغرب
یعنی: دعا در چهار موقعیت مستجاب می شود: در نماز وتر، از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب.
یعنی: دعا در چهار موقعیت مستجاب می شود: در نماز وتر، بعد از صبح، بعد از ظهر، و بعد از مغرب.
و در روایتی آمده که بعد از مغرب، سجده کند و در سجودش دعا نماید.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
12-06-2018, 16:16
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

ب دعای فقیر:

وقتی چیزی به فقیر می دهند اگر فقیر در حق آن دهنده، دعا کند، مستجاب است، اما اگر در همان حال در حق خودش دعا نماید، مستجاب نیست. امام زین العابدین علیه السلام به خادم منزلشان که مامور دادن صدقه به فقرا بود، می فرمودند:
118- امسک قلیلاً حتی یدعو.
یعنی: مقداری نزد فقیر مکث کن تا دعا کند.
و نیز فرمود:
119- دعوه السائل الفقیر لاترد.
یعنی: دعای فقیر بر گشت ندارد.
و نیز گفته شده است که آن حضرت به خادمی که مامور صدقه دادن به فقیر بود، امر می کرد که به فقیر بگوید دعا کند.
از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام نقل است که فرمود:
120- اذا اعطیتموهم فلقنوهم ادعاء فانه یستجاب لهم فیکم ولا یستجاب لهم فی انفسهم
یعنی: وقتی به فقرا چیزی می دهید به آنان تلقین کنید که دعا کنند، چون دعای اینان در حق شما مستجاب می شود ولی در حق خودشان، خیر.




(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
13-06-2018, 17:43
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


صدقه و آداب آن

امام زین العابدین علیه السلام وقتی صدقه ای می داد، دست خود را می بوسید، علی ان را از حضرت جویا شدند، فرمود:
121- انها فی ید الله قبل ان تقع فی ید السائل
یعنی: قبل از اینکه صدقه در دست سائل نهاده شود، در دست خداوند قرار می گیرد.
امیر المومنین علیه السلام فرمود:
122- اذا ناولتم السائل فلیرد الذی یناوله یده الی فیه فیقبلها، فان الله عزوجل یاخدها قبل ان تقع فی ید السائل، فانه عزوجل یاخذ الصدقات
یعنی: وقتی به فقیری چیزی می دهید، کسی که داده، دست خود را به طرف لباس خویش برده آن را ببوسد، چون قبل از اینکه صدقه در دست سائل قرار گیرد، خداوند متعال آن را تحویل می گیرد که او تحویل گیرنده صدقات است.
رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:
123- ما تقع صدقه المومن فی ید السائل حتی فی ید الله تعالی
یعنی: صدقه ای که مؤمن آن را می دهد، قبل از اینکه در دست فقیر واقع شود، در دست خداوند متعال قرار می گیرد.
سپس حضرت این آیه را تلاوت فرمود:
الم تعلموا ان الله هو یقبل التوبه عن عباده و یاخذ الصدقات و ان الله هو التواب الرحیم(59)
یعنی: ایا نمی دانید که خداوند متعال خودش توبه را از بندگانش می پذیرد و صدقات را تحویل می گیرد. و آیا نمی دانید که او توبه پذیر و مهربان است.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
124- ان الله تبارک و تعالی یقول: ما من شی ء الا و قد وکلت من یقبضه غیری الا الصدقه فانی اتلقفها بیدی تلفقا حتی ان الرجل لیتصدق، او المراه التصدق بالتمره، او بشق تمره، فاربیها له کما یربی الرجل فلوه و فصیله فیلقانی یوم القیامه و هی مثل جبل احد
یعنی: برای هر عمل خیری، کسی را وکیل کرده ام که آن را تحویل بگیرد، غیر از صدقه که خودم با دستم فوراً آن را می گیرم(60) ممکن است مردی یا زنی یک دانه یا یک نصف دانه خرما صدقه بدهد، من آن را آنقدر بزرگش می کنم مانند بزرگ کردن کره اسب یا بچه شتر (که چگونه در ابتدا بسیار کوچک است ولی بعدها به صورت حیوان عظیم الجثه در می آید) تا جایی که روز قیامت مرا ملاقات می کند در حالی که آن یک دانه یا نیم دانه خرما به اندازه کوه احد گردیده است (یعنی کوه احد چند برابر یک دانه خرماست؟ به همین نسبت روز قیامت به او پاداش خواهم داد).
امام صادق علیه السلام فرمود:
125- استنزلوا الرزق بالصدقه.
یعنی: از راه صدقه دادن روزیتان را بجویید.
روزی آن حضرت به فرزندش محمد فرمودند:
126- فرزندم چه مقدار از آن خرجی نزد تو هست؟
گفت: چهل دینار.
فرمود: آن را بیرون بیاور و در راه خدا صدقه بده.
گفت: غیر از این چیز دیگری نداریم، فرمود:
-تصدق بها فان الله تعالی یخلفها، اما علمت ان لکل شی ء مفتاحاً و مفتاح الرزق الصدقه؟ فتصدق بها
یعنی: آن را در راه خدا بده تا خداوند متعال عوضش را به ما بدهد، مگر نمی دانی که هر چیزی کلیدی دارد و کلید روزی، صدقه است؟ پس آن را صدقه بده.
فرزند حضرت آن کار را انجام داد، ده روز نگذشت که از طریقی، چهل هزار دینار به حضرت رسید.
و نیز فرمود:
127- الصدقه تقضی الدین و تخلف بالبرکه
یعنی: بخشش در راه خدا موجب پرداخت بدهکاری می شود و برکت برجای می گذارد.
همچنین فرمود:
128- اذا املقتم فتاجروا الله بالصدقه
یعنی: هر گاه فقیر و بی چیز شدیدت از طریق صدقه دادن، با خدا معامله کنید (یعنی شما در راه خدا صدقه بدهید تا خداوند به شما بیشتر بدهد).
امام باقر علیه السلام فرمود:
129- ان الصدقه لتدفع سبعین عله من بلایا الدنیا مع میته السوء، ان صاحبها لا یموت میته السوء ابداً
یعنی: همانا صدقه هفتاد بلا و مرض از بلاهای دنیا را دفع می کند به اضافه مرگ بد که صدقه دهنده هرگز با مرگ بد، نمی میرد.
گفته شده روزی حضرت عیسی علیه السلام با اصحابش نشسته بودند که مردی از کنار آنان گذشت، حضرت به یاران خود فرمود:
130 این مرد خواهد مرد. پس از گذشت زمانی، دیدند آن مرد برگشت در حالی که یک بار هیزم حمل می کند. اصحاب پرسیدند ای روح الله! به ما خبر دادی که او می میرد ولی الان می بینیم که زنده است.
عیسی علیه السلام به آن مرد گفت: بار خود را بر زمین بگذارد. آن مرد بارش را بر زمین گذاشت و آن را باز کرد، ناگاه دیدند مار بزرگ سیاهی در حالی که سنگی در دهان دارد در بین هیزمهاست. حضرت به آن مرد گفت: امروز چکار کرده ای؟
او گفت: ای روح الله! دو قرص نان داشتم، گدایی از کنارم گذشت، یکی از آن دو قرص را به او دادم (یعنی اگر تصدق آن یک قرص نان نبود، آن مار سیاه، این مرد را می گزید و می کشت).
امام صادق علیه السلام فرمود:
131- ما احسن عبد الصدقه الا احسن الخلافه علی ولده من بعده
یعنی: هر کس نیکو صدقه بدهد، خداوند متعال بعد از مرگ او بهتر از آن را برای فرزندانش جایگزین می نماید
و نیز از آن حضرت نقل شده است که (در مورد آیه کریمه واطعموا القانع و المعتر(61) پر معنی گوشت قربانی را به قانع و معتبر بدهید تا بخورند فرمود:
132- القانع الذی یسال و المعتر صدیقک
یعنی: قانع، آن فقیری است که درخواست می کند و معتبر، دوست تو می باشد.
133- امام صادق علیه السلام در سرزمین منا بودند که فقیری نزد آن حضرت آمد، ایشان دستور دادند یک خوشه انگور به او بدهند. فقیر گفت: به این نیازی ندارم، پول می خواهم.
حضرت فرمودند: خدا برایت گشایشی قرار بدهد. آن فرد با دست خالی رفت، بعد فقیر دیگری آمد و حضرت سه دانه انگور به او دادند، فقیر آن سه دانه را گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین که به من روزی داد.
حضرت از این صحنه را دیدند، به او گفتند: صبر کن، آنگاه به اندازه کف دستشان به او انگور دادند آن مرد گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین.
حضرت فرمودند: صبر کن. به خدمتکارشان فرمود. چند درهم همراه تو است؟
گفت: حدود بیست درهم.
فرمود: همه را به او بدهید.
آن مرد درهم ها را گرفت و گفت: الحمد الله رب العالمین خدایا! این بخشش از جانب تو است، تو واحدی و شریکی برایت نیست.
باز حضرت فرمود: بایست. آنگاه پیراهنی که بر تن داشتند آن را در آورده به او گفتند این را بپوش.
آن مرد پیراهن را پوشید و گفت: الحمد الله چیزی به او می داد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
134- من تصدق ثم ردت فلا یبها ولا یاکلها لانه لا شریک له فی شی ء مما جعل له انما هی بمنزله العتاقه لا یصلح له ردها بعد ما یعتق
یعنی: اگر کسی صدقه ای داد و آن صدقه به خودش برگشت مبادا با آن معامله ای انجام دهد و مصرفش نماید؛ چون (این صدقه مال خداست و) کسی را نباید شریک خدا ساخت، این مال، نظیر برده آزاد شده ای است که بردگی مجددش صحیح نیست.
و از آن حضرت در مورد فردی که تا مالش را جهت دادن صدقه خارج کند، فقیر رفته بود، نقل است که فرمود:
135- فلیعطها غیره ولا یردها فی ماله
یعنی: آن مال را به دیگری بدهد و به اموال خودش بر نگرداند.



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
15-06-2018, 17:48
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)


اقساط صدقه

صدقه بر پنج قسم است:

اول صدقه مال که گذشت.
دوم صدقه جاه و مقام است، که انسان دارای مقام، برای نجات مومنین، شفاعت کند. رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
136- افضل الصدقه صدقه اللسان. قیل: یا رسول الله، و ما صدقه اللسان؟ قال: الشفاعه تفک بها الاسیر، و تحقن بها الدم، و تجربها المعروف الی اخیک، و تدفع بها الکریهه
یعنی: برترین صدقه، صدقه زبان است. سوال شد یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم صدقه زبان چیست؟ فرمود: شفاعت است که از این طریق می توانی اسیر را آزاد کنی، از خونریزی جلوگیری نمایی، به بردار مومنت نیکی برسانی و بدی را از او دفع کنی.
اگر در مال و آبرو، با برادر دینی ات مواسات(62) داشته باشی، وجب بقای! آن دو می شود.
سوم صدقه دانایی و صاحب رای و نظر بودن است که مشورت می باشد. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
137- تصدقوا علی اخیک بعلم یرشده، و رای یسده
یعنی: با دانشتان برادر مومنتان را راهنمایی کنید و با رای و نظرتان او را حفظ نمائید که این دو خود صدقه می باشند.
چهارم صدقه زبان است که میان مردم واسطه شود و سعی نماید آتش اختلافات را خاموش کرده، بین آنان صلح برقرار کند. خداوند متعال می فرماید:
-لا خیر فی کثیر من نجویهم الا من امر بصدقه او معروف او اصلاح بین الناس(63)
یعنی: در بسیاری از گفتگوهای خصوصی اینان، خیر و فایده ای نیست، مگر آنانکه به صدقه یا امر نیک یا اصلاح بین مردم، فرمان دهند.
پنجم صدقه علم است از طریق بذل و انتشار آن در بین کسانی که صلاحیت و استحقاقش را دارند. از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
138- من الصدقه ان یتعلم الرجل العلم و یعلمه الناس
یعنی: اینکه از انواع صدقات این است که انسان دانش بیاموزد و بعد به مردم بیاموزاند.
و نیز فرمود:
139- زکاه العلم تعلیمه من لا یعلمه
یعنی: زکات دانش این است که آن را به کسی که نمی داند، بیاموزی.
از امام صادقه علیه السلام نقل است که فرمود:
140- لکل شی ء زکاه و زکاه العلم ان یعلمه اهله
یعنی: هر چیزی زکات و مالیاتی علم این است که آن را به اهلش بیاموزد.



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
15-06-2018, 17:48
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)










فضیلت دانش و وظایف دانشمندان

صاحب کتاب منتهی الیواقیت حدیثی را از امام هشتم، علی بن موسی الرضا علیه السلام از پدرش از پدرانش تا امیر المومنین علیهم السلام و آن حضرت از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل کرده است که فرمود:
141- طلب العلم فریضه علی کل مسلم و مسلمه
یعنی: کسب دانش بر هر مرد و زن مسلمان، واجب است.
-فاطلبوا العلم من مظانه و اقتبسوه من اهله
- پس علم را از مواضعش طلب کنید و از اهلش فرا بگیرید.
-فان تعلیمه لله سبحانه حسنه، و طلبه عباده، و المذاکره به تسبیح، و العمل به جهاده
- چون یاد گیری آن علم اگر برای خدا باشد، حسنه است (و ثواب دارد) و طلب علم عبادت است و گفتگو و بحث در مسائل علمی تسبیح حق می باشد و عمل کردن به آن، خود جهاد است.
-و تعلیمه من لا یعلمه صدقه، و بذله لاهله قربه الی الله تبارک و تعالی
- آموختند علم به نادانان یک نوع صدقه است و بخشیدنش به کسانی که اهلیتش را داراند، موجب نزدیکی و تقرب به خداوند تعالی می باشد.
-لانه من معالم الحلال و الحرام، و منار سبیل الجنه، و المونس فی الوحشه، و الصاحب فی الغربه و الوحده، و المحدث فی الخلوه، و الدلیل علی السراء والضراء، و السلاح علی الا عداء، و الزین علی الا خلاء
- چون حلال و حرام را به واسطه علم می توان تمیز داد، روشنگر راه بهشت است، مونس در وقت وحشت، یار و همراه در غربت و تنهایی، هم صحبت در خلوتها، راهنما هنگام خوشحالیها و غمها، سلاح بر علیه دشمن و موجب زینت و زیبایی نزد دوستان می باشد.
-یرفع الله به اقواماً فیجعلهم فی الخیر قاده یقتبس اثارهم، و یهتدی بفعالهم، و ینتهی الی رایهم
- خداوند متعال به وسیله علم، اقوامی را برتر می سازد و بال می برد تا جایی که آنان را در مقام رهبری قرار می دهد که دیگران باید از ایشان پیروی کنند و اعمال اینان را سرمشق خود قرار دهند و در نظرات و آراء به اینان رجوع نمایند.
-و ترغب الملائکه فی خلتهم و با جنحتها تمسحهم، و فی صلاتهم تبارک علیهم
- ملائکه آرزوی دوستی با ایشان را دارند و بالها را بر آنان می مالند و در نمازشان بر اینان درود و تبریک می فرستند.
-و یستغفر لهم کل رطب و یابس حتی حیتان البحر و هوامه، و سباع البر و انعامه
- هر موجودتر و خشکی برای اینان طلب مغفرت و آمرزش می کند، حتی ماهیان دریا و درندگان و چهار پایان صحرا.
-و ان العلم حیاه القلوب من الجهل، و ضیاء الابصار من الظلمه، و قوه الابدان من الضعف
- علم موجب زنده شدن قلبها (مرگ) جهالت و نادانی است، روشنی چشمها در تاریکی و سبب قوی شدن بدن در برابر ضعفهاست.
-یبلغ با لعید منازل الاخیار، و مجالس الابرار، و الدرجات العلی فی الدنیا و الاخره
- علم بنده را به درجات برگزیدگان و مجالس نیکان می برد و در دنیا و آخرت موجب علو درجات می گردد.
-و الفکره فیه یعدل بالصیام، و مدارسته بالقیام
- فکر را به علم مشغول داشتن، معادل روزه است و بحث و درسش مساوی با شب زنده داری.
و به یطاع الرب عزوجل و یعبد و به توصل الارحام، و یعرف الحلال و الحرام
- بندگی خدای عزیز و جلیل، پیوند خویشاوندان و شناخت حلال و حرام الهی به واسطه دانش است.
-و العلم امام العمل، و العمل تابعه
- علم پیشوای عمل است و عمل پیرو اوست.
-یلهمه السعداء، و یحرمه الاشقیاء
- خداوند سبحان آن را به افراد با سعادت می دهد و افراد با شقاوت را از آن محروم می دارد.
-فطوبی لمن لا یحرمه الله منه حظه
- پس خوشا به حال کسی که خداوند او را از برکت دانش محروم نکرده باشد.


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
16-06-2018, 16:37
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



تنبیه: هماهنگی علم و عمل

خواننده گرامی!- که خداوند تو را از رحمتش محروم نفرماید نظر به سخن حضرت بینداز که می فرماید: عمل تابع علم است چگونه این دو را همراه هم قرار داده و بیان فرموده که هیچیک از آن دو بدون دیگری، نفعی نمی رسانند، پس عالم باید اهل عمل باشد. و بداند که علم به تنها (بدون عمل) موجب نجات او نخواهد شد. به این مطلب تصریح دارد سخن حضرت که می فرماید:
142- من ازداد علماً و لم یزدد هدی لم یزدد من الله الا بعداً
یعنی: کسی که عملش زیاد شود اما هدایت (و عملش) افزون نگردد، نفعی جز دوری از خدا نبرده است.
و عمل بدون عمل نیز نفعی ندارد، به دلیل کلام آن حضرت که می فرماید: 143- و العامل علی غیر بصیره کالسائر علی غیر طریق لا یزیده سرعه السیر من الطریق الا بعداً
یعنی: کسی که بدون آگاهی و بصیرت عمل می نماید، مانند کسی است که بیراهه حرکت می کند، هر چه سریعتر برود از راه اصلی دورتر می گردد.
پس علم و عمل، هماهنگ هستند، هیچیک از آن دو نمی تواند بدون دیگری روی پای خود بایستند. هر کتابی که نوشته شد. هر سخنرانی و موعظه ای که گردید و هر نظریه ای که داده شد، حول محور این دو گوهر بوده و هست، بلکه کتب آسمانی به این خاطر نازل گردیدند و انبیا نیز به همین سبب فرستاده شده اند. حتی آسمانها و زمین و مخلوقاتی که بین آن دو هستند هم به همین خاطر خلق گردیده اند. خوب است در دو آیه از قرآن کریم تاملی بکنی تا این مطلب درست برایت جا بیفتد، اول اینکه می فرماید:
-الله الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان الله علی کل شی ء قدیر و ان الله قد احاط بکل شی ء علماً(64)
یعنی: خدایی که هفت آسمان و همانند آنها، زمین را آفرید، فرمانش بین آنها فرود می آید (و اجرا می گردد) تا شما بدانید که او بر هر چیزی قادر است و علمش به هر چیزی احاطه دارد.
همین یک آیه در شرف علم خصوصاً علم توحید بسنده می کند.
آیه دیگر آنجاست که می فرماید:
- و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون(65)
یعنی: جن و انس را خلق نکردم مگر اینکه عبادت کنند (و بنده من باشند)
همین یک آیه در شرف بندگی و عبادت کافی است، پس سزاوار است که بنده جز به این دو کار (یعنی علم و عمل) مشغول نگردد و جز برای این دو زحمت نکشد و به چیز دیگر دل نبندد؛ چون غیر از این دو همه باطل و بیهوده اند و هیچ خیر و حاصلی در آنها نیست.
این را که فهمیدی بد آنکه در بین این دو گوهر، گوهر علم برتر از گوهر عبادت است که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
144- فضل العلم احب الی الله من فضل العباده
یعنی: فضیلت علم نزد خداوند سبحان، محبوبتر است از فضیلت عبادت.
145-فضل العالم علی العابد کفضل القمر علی سائر النجوم لیله البدر
یعنی: برتری عالم بر عابد مانند برتری مهتاب است بر ستارگان در شب بدر.
126- یا علی، نوم العالم افضل من عباده العابد، یا علی رکعتین یصلیهما العالم افضل من سبعین رکعه یصلیهما العابد
یعنی: ای علی خواب عالم برتر از عبادت عابد است. ای علی! دو رکعت نمازی که عالم بگزارد برتر است از هفتاد رکعت نماز عابد.
147-یا علی، ساعه العالم یتکی ء علی فراشه ینظر فی العلم خیر من عباده سبعین سنه
یعنی: ای علی! زمان که عالم به بستر خود تکیه می دهد و در علم خود تفکر می کند، از هفتاد عبادت برتر است.
دیدن چهره عالم بلکه دیدن درب خانه اش عبادت است.
و از علی علیه السلام روایت است که فرمود:
148- جلوس ساعه عند العلماء احب الی الله من عباده الف سنه، و النظر الی العالم احب الی الله من اعتکاف سنه فی بیت الحرام، و زیاره العلماء احب الی الله تعالی من سبعین، طوافاً حول البیت و افضل من سبعین حجه و عمره مبروره مقبوله و رفع الله تعالی له سبعین درجه و انزل الله علیه الرحمه و شهدت له الملائکه ان الجنه و جبت له
یعنی: یک ساعت نزد علما نشستن در پیشگاه خداوند از هزار سال عبادت برتر است. و دیدن عالم، نزد خدا محبوبتر است از یک سال به اعتکاف نشستن در مسجد الحرام. زیارت علما، دوستی داشتنی تر است از هفتاد طواف گرد خانه کعبه و برتر است از هفتاد حج و عمره قبول شده، خداوند عالم را هفتاد درجه بالا می برد و رحمت را به او نازل می کند و ملائکه شهادت می دهند که بهشت بر او واجب شده است.
اما باید توجه شود که مبادا عالم به علمش اکتفا کند و از عبادت و بندگی باز بماند که در این صورت، علمش بر باد خواهد رفت؛ چون علم به منزله درخت است و عبادت به منزله میوه آن و ارزش و اهمیت درخت به میوه آن می باشد وگرنه برای هیزم شدن و در نهایت سوختن خوب است، بنابر این، بنده خدا باید هر دو را داشته باشد ولی بین این دو، علم مقدم است؛ چون هم علم اصل و اساس عمل است و هم در آن حدیث شریف فرمودند علم پیشوای عمل است و عمل پیرو او، این امامت و پیشوایی، دو وظیفه بر عهده ات می گذارد:
اول اینکه: باید معبودت را بشناسی؛ چون معبود ناشناخته را که نمی توان پرستید و از او فرمانبرداری کرد دلیلهای عقلی موید همین معناست.
دوم اینکه: بدانی وظیفه ات در برابر آن معبود چیست و چگونه باید عبادت و اطاعت کنی تا مبادا عملی را که او خوش ندارد، به عنوان اطاعتش انجام دهی که این را از آیات و روایات می توان استفاده کرد.
از علمی پرسیدند علم برتر است یا عمل؟ گفت: برای جاهل برتر است و عمل برای عالم.
علاوه بر اینها، می دانی که علم بدون عمل در فردای قیامت، نفعی نخواهد داشت بلکه موجب گرفتاری صاحبش خواهد گردید، مگر سخن رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم را نشنیدی که فرمود:
149- ان اهل النار لیتاذون من ریح العالم التارک لعلمه، و ان اشد اهل النار ندامه حسره رجل عبداً الی الله فاستجاب له و قبل منه فاطاع الله فادخله الجنه و داخل الداعی النار بترکه علمه و اتباعه الهوی
یعنی: اهل جهنم از بوی بد عالمی که اهل عمل نبود، در آزارند، بیشترین پشیمانی و حسرت در بین اهل جهنم مخصوص کسی است که فردی را به راه خدا خواند و آن فرید پذیرفت و عمل کرد و خداوند او را وارد بهشت نمود، اما خودش داخل جهنم گردید؛ چون عملش را ترک و از هوای نفسش تبعیت نمود.
سعید بن هشام روایت کرده است که شنیدم حضرت صادق علیه السلام در مورد آیه:
- فکبکبوا فیها و الغاوون(66)
یعنی: معبودهای دروغین و قارون را در جهنم سرنگون انداز اند فرمود:
150- الغاون هم الذین عرفوا الحق و عملوا بخلافه
یعنی: غارون، کسانی هستند که حق را شناختند ولی بر خلافتش عمل کردند.
و نیز فرمود:
151- اشد الناس عذاباً عالم لا ینتفع من علمه شیئاً
یعنی: شدیدترین عذاب را عالمی دارد که از علمش بهره ای نبرده است.
و نیز فرمود:
152- تعلموا ما شئتم ان تعلموا فلن ینفعکم الله بالعلم حتی تعلموا به، لان العلماء همتهم الرعایه، و السفهاء همتهم الروایه
یعنی: هر چه می خواهید بیاموزید ولی خداوند متعال در برابر عملتان به شما بهره می رساند، نه علمتان؛ چون علما سعیشان در به کار بستن دانسته هاست ولی، بی خردان و سفیهان، همتشان جمع آوری و نقل سخنان می باشد.
در رابطه با فضیلت علم و علما آیات و روایات بسیاری وارد شده منجمله:
-شهد الله انه لا اله الا هو و الملائکه و اولوا العلم(67)
یعنی: ذات اقدس الهی شهادت می دهد که و جزا معبودی نیست و ملائکه و اهل علم نیز (این چنین شهادت می دهند.)
-هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون(68)
یعنی: آیا آنکه می دانند با آنانکه نمی دانند برابرند؟.
امام صادق علیه السلام فرمود:
153. اذا کان یوم القیامه جمع الله الناس فی صعید و وضعت الموازین فیوزن دماء الشهداء مع مداد العلماء فیرجح مداد العلماء علی دماء الشهداء
یعنی: وقتی روز قیامت فرا برسد، همه مردم در یک سرزمین جمع شده ترازوهای سنجش اعمال نهاده می شود، آنگاه خونهای شهدا را با جوهر قلم علما می سنجند که در این سنجش، جوهر قلم علما بر خونهای شهدا برتری می یابد.
یکی از علما در تفسیر این حدیث گفته است: سر برتری این که خون شهید بعد از مرگش، نفعی نمی رساند، ولی جوهر قلم عالم، پس از مرگ او، برای دیگران نفع دارد(69)
و نیز فرمود:
154- اذا مات المومن و ترک ورقه واحده علیها علم تکون تلک الورقه ستراً بینه و بین النار، و اعطاه الله بکل حرف علیها مدینه اوسع من الدنیا سبع مرات
یعنی: اگر مومن هنگام مرگش یک برگه از او باقی بماند که در آن علمی گنجانده شده باشد، این برگ، مانع و پوششی می شود بین او و آتش جهنم.
و خداوند متعال در مقابل هر یک حرفی که بر آن ورقه نوشته شده، یک شهر در بهشت به او می دهد که هفت برابر دنیاست.
باید توجه داشت که منظور از این علم، فقط حاضر ساختن مسائل علمی در صفحه ذهن با بحث و جدل و استدلال نیست، بلکه علمی است که خوف بنده از خداوند متعال را زیاد کند و نسبت به اعمالی که در آخرت نافع است، نشاط ایجاد نماید و موجب ازدیاد زهدش گردد.
امام موسی بن جعفر علیه السلام فرمود:
155- اولی العلم بک ما لا یصلح لک العمل الا به، و اوجب العلم علیک ما انت مسوول عن العمل به، والزم العلم لک ما دلک علی صلاح قلبک و اظهر لک فساده و احمد العلم عاقبته ما زادک فی عملک العاجل، فلا تشغلن بعلم ما لا یضرک جهله، ولا تغفلن عن علم ما یزید فی جهلک ترکه
یعنی: سزاوارترین علمی که باید به دنبالش باشی آن علمی است که بدون آن عملت خراب می شود و واجب ترین علم آن است که فردای قیامت در مورد عمل بدان از تو سوال خواهند کرد و لازمترین علم آن است که صلاح و فساد جانت را به تو بنمایاند و پسندیده ترین عاقبت و سر انجام را علمی دارد که موجب ازدیاد اعمال نیک دنیای تو شود، پس مبادا وقت و عمر خود را صرف آموختن چیزی کنی که اگر ندانی ضرری به حال تو ندارد و مبادا از علمی که ترکش موجب ازدیاد جهلت می گردد غافل بمانی.
اگر به قرآن کریم نظر کنی می بینی که این کتاب انسان سازی، علما را این چنین توصیف می کند:
-انما یخشی الله من عباده العلماء(70)
یعنی: از بین بندگان، تنها علما هستند که از خدا می ترسند.
در این آیه خداوند متعال علما را متصف به وصف خشیت نمود؛ یعنی آن که خشیت ندارد، عالم نیست.
-امن هو قانت اناء اللیل ساجداً و قائماً یحدز الاخره و یرجو رحمه ربه قل هل یستوی الذین یعلمون و الذین لا یعلمون(71)
یعنی: آیا آن کس که در همه ساعات شب به عبادت پرداخته یا در سجود است یا در قیام و از آخرت بیمناک است و به رحمت پروردگارش امید وار، با آن که چنین نیست یکسان است؟ بگو آیا آنانی که می دانند با آنانی که نمی دانند برابرند؟.
در این آیه علما را توصیف نموده است به:
- شب زنده داری.
- نماز شب خواندن.
- راکع و ساجد بودن.
- و خوف و رجا داشتن.
-ذلک بان منهم قسیسین و رهباناً و انهم لا یستکبرون(72)
یعنی: چون بعض از اینان قسیس هستند و بعضی دیگر راهبانی که تکبر نمی ورزند، (قبل از این می فرماید: دشمن ترین مردم نسبت به مومنین یهودند و مهربانترین آنان نصاری هستند.)
منظور از قسیس، عالم مسیحی است که نباید تکبر داشته باشد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
156- الخشیه میراث العلم، و العلم شعاع المعرفه و قلب الایمان، و من حرم الخشیه لا یکون عالماً و ان شق اشعیر بمتشابهات العلم، کما قال الله تعالی: انما یخشی الله من عباده العلماء
یعنی: هراس از پروردگار، میراث دانش است، شعاع نور معرفت و جان ایمان. آن کس که خشیت و هراس ندارد، عالم نیست اگر چه با دانسته های شبیه به علمش دانه جو را شکافد(73) و چون ذات اقدس الهی فرمود: در بین بندگان خدا تنها علمایند که از او هراسناکید
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
157- لا تجلسوا عند کل داع مدع یدعوکم من الیقین الی الشک، و من الا خلاص الی الریاء، و من التواضع الی التکبر، و من النصیحه الی العداوه، و من الزهد الی الریاء، و من التواضع الی التکبر، و من النصیحه الی العداوه، و من الزهد الی الرغبه، و تقربوا من عالم یدعوکم من الکبر الی التواضع، و من الریاء الی الاخلاص، و من الشک الی الیقین، و من الرغبه الی الزهد، و من العداوه الی النصیحه
یعنی: نزد هر صاحب ادعایی که شما را به گرد خویش می خواند ننشینید که یقین شما را به شک تبدیل می کند و اخلاصتان را مبدل به ریا می نماید. تواضع را از شما گرفته، متکبرتان می کند. و نصیحت و خیر خواهی را زدوده، تخم عداوت و دشمنی را در دلتان می کارد و بالاخره زهدتان تبدیل به دنیا گرایی می گردد، بلکه به عالمی نزدیک شوید که به عکس، بخواهد کبر شما را به تواضع تبدیل کند وریاءتان را به اخلاص مبدل نماید. شکتان بدل به یقین گردد و از دنیا گرایی به زهد روی نمایید و دشمنی و عداوات را مبدل به خیر خواهی و نصیحت گرداند
حضرت عیسی علیه السلام فرمود:
158- اشقی الناس من هو معروف عند الناس بعلمه مجهول بعمله
یعنی: بدبخت ترین فرد کسی است که تنها به علمش معروف و نسبت به عملش ناشناخته باشد
و نیز از آن حضرت نقل است که فرمود:
159- رایت حجراً مکتوباً علیه اقلبنی فقلبته فاذا علیه من باطنه: من لا یعمل بما یعلم مشوم علیه طلب ما لا یعلم، و مردود علیه ما علم
یعنی: سنگی را دیدم که بر رویش نوشته بود: مرا برگردان، وقتی که برگرداندم دیدم در اندرونش نوشته شده: کسی که به دانسته ها و علومش عمل نمی کند، علم آموزشش به ضررش تمام می شود و هر چه می داند علیه او به کار گرفته خواهد شد(74)
خداوند متعال بر داوود نبی اینگونه وحی فرستاد:
160- ان اهون ما انا صانع بعید غیر عامل بعلمه من سبعین عقوبه باطینه ان اخرج من قلبه حلاوه ذکری
یعنی: اگر عالم به علمش عمل نکند، او را به هفتاد عقوبت و عذاب باطنی و درونی دچار می کنم که کمترین و کوچکترینش این است که شیرینی ذکرم را از قلبش می برم.
و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
161- العلم الذی لا یعمل به کالکنز الذی لا ینفق منه اتعب صاحبه نفسه فی جمعه و لم یصل الی نفعه
یعنی: علمی که بدان عمل نشود مانند گنجی است که خروج نگردد، صاحبش خود را در جمع آوری آن به زحمت انداخته ولی به نفعش نرسیده است.
و از امیر المومنین علیه السلام نقل شده است که:
162-العلم مقرون الی العمل، فمن علم عمل، و من عمل علم، و العلم یهتف بالعمل فان اجابه و الا ارتحل
یعنی: علم همراه عمل است، هر کس که می داند عمل می کند و هر کس که عمل می کند، می داند. علم صاحبش را به صدای بلند به عمل می خواند اگر او این دعوت را بپذیرد، علمش باقی می ماند، اما اگر این دعوت را رد نماید، علمش کوچ خواهد کرد.
و از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه شریفه: انما یخشی الله من عباده العلماءآمده است:
163- یعنی من یصدق قوله فعله، و من لم یصدق قوله فعله فلیس بعالم
یعنی: عالم کسی است که کردارش، گفتارش را تصدیق نماید و کسی که گفتارش به وسیله کردارش تصدیق نگردد، عالم نیست.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
164- اوحی الله الی بعض انبیائه: قل للذین یتفقهون لغیر الدین، و یتعلمون لغیر العمل، و یطلبون الدنیا لغیر الاخره، یلبسون للناس مسوک الکباش و قلوبهم کقلوب الذئاب، السنتهم احلی من العسل، و اعمالهم امر من الصبر: ایای یخادعون؟! و بی یستهزوون؟! ولا تیحن لکم فتنه تذر الحکیم حیراناً
یعنی: خداوند متعال بر پیامبری این چنین وحی فرستاد: به کسانی که فهمشان را در غیره راه دین صرف می کنند، و علم می آموزند برای آنکه عمل نمایند، و دنیا را طلب می کنند نه آخرت را، و پوست میش بر تن می کنند ولی در واقع مانند گرگ درنده اند، و زبانشان شیرین تر از عسل و کارهایشان تلختر از صبر(75) بگو که: آیا با من خدعه و نیرنگ می کنند آیا مرا مسخره می نمایند؟ شما را به فتنه ای دچار کنم که حکما و دانشمندان از آن به حیرت بیفتند.
و نیز فرمود:
165- مثل الذی یعلم ولا یعمل به مثل السراج یضی ء للناس و یحترق نفسه
یعنی: آن کس که می داند ولی عمل نمی کند، مانند چراغی است که به مردم نور می رساند، ولی خود را به آتش می دهد.
وظایف شاگرد در برابر استاد

تا اینجا تکالیف عالم در برابر پروردگار بیان گردید، در اینجا مناسب است تکالیف عالم در برابر استادش نیز ذکر گردد. عبد الله بن حسن از جدش (ع) نقل کرده است که فرمود:
166- ان من حق المعلم علی المتعلم علی المتعلم ان لا یکثر السوال علیه، ولا یسبقه فی الجواب، ولا یلح علیه اذا اعرض عنه، ولا یاخذ ثوبه اذا کسل، ولا یشیر الیه بیده، ولا یخزره بعینه، ولا یشاور فی مجلسه، ولا یطلب عوراته، و ان لا یقول: قال فلان خلاف قولک، ولا یفشی له سراً، ولا یغتاب عنده، و ان یحفظه شاهداً و غائباً، و یعم بالسلام، و یخصه بالتحیه، و یجلس بین یدیه، و ان کان له حاجه سبق القوم الی خدمته، ولا یمل من طول صحبته، فانما هو مثل النخله ینتظر متی تسقط علیک منها منفعه و العالم بمنزله الصائم القائم المجاهد فی سبیل الله، و اذا مات العالم، انثلم فی الاسلام ثلمه لا تنسد الی یوم القیامه، و ان طالب العلم لیشیعونه سبعون الفاً مقربی السماء
یعنی: از حقوق بر شاگرد این است که:
- زیاد از او سوال نکند.
- اگر کسی سوال کرد، او پیش از استاد جواب نگوید.
- اگر استاد رویش را برگرداند، وی پافشاری و سماجت نکند.
- اگر استاد حالش مناسب نیست، دست به دامن او نگردد.
- با دستش به سوی او اشاره نکند.
- با گوشه چشم به او نگاه نکند.
- در محضر استاد با دیگران گفتگو و مشورت ننماید.
- از استاد عیبجویی نکند.
- نزد استاد نگوید: فلانی بر خلاف گفته شما چنین گفت.
- اسرار او را فاش ننماید.
- در محضر غیبت نکند.
- هم در حضور و هم در غیاب، حافظ او باشد.
- غیر از سلامی که به جمع می کند، تحیتی مخصوص خدمت استاد عرضه بدارد.
- در مقابلش بنشیند.
- اگر استاد چیزی خواست برای انجامش از دیگران پیشی بگیرد.
- از طولانی شدن سخنانش دلگیر نشود، چون استاد نظیر درخت خرمایی است که باید در انتظارش نشست تا چه وقتی منفعتی از او تراوش کند.
- عالم نظیر روزه دار مجاهد در راه خداست، وقتی عالمی بمیرد، شکافی در اسلام ایجاد می شود که تا روز قیامت، مسدود نخواهد گردید.
طالب علم را هفتاد هزار از مقربین آسمان همراهی می کنند.
از ابن عباس نقل شده است که گفت: کوچکی طلب علم را تحمل کن تا بعدها به صورت بزرگ در آیی که دیگران به تو مراجعه کنند.
حکیمی گفت: کسی که در کوچکی دوران دانش آموزی را تحمل نکند تا ابد در جهلش باقی خواهد ماند.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
167- لیس من اخلاق المومن الملق الا فی طلب العلم
یعنی: تملق از اخلاق انسان با ایمان نیست، مگر در راه کسب دانش.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
17-06-2018, 16:45
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



وظایف شاگرد در برابر استاد

تا اینجا تکالیف عالم در برابر پروردگار بیان گردید، در اینجا مناسب است تکالیف عالم در برابر استادش نیز ذکر گردد. عبد الله بن حسن از جدش (ع) نقل کرده است که فرمود:
166- ان من حق المعلم علی المتعلم علی المتعلم ان لا یکثر السوال علیه، ولا یسبقه فی الجواب، ولا یلح علیه اذا اعرض عنه، ولا یاخذ ثوبه اذا کسل، ولا یشیر الیه بیده، ولا یخزره بعینه، ولا یشاور فی مجلسه، ولا یطلب عوراته، و ان لا یقول: قال فلان خلاف قولک، ولا یفشی له سراً، ولا یغتاب عنده، و ان یحفظه شاهداً و غائباً، و یعم بالسلام، و یخصه بالتحیه، و یجلس بین یدیه، و ان کان له حاجه سبق القوم الی خدمته، ولا یمل من طول صحبته، فانما هو مثل النخله ینتظر متی تسقط علیک منها منفعه و العالم بمنزله الصائم القائم المجاهد فی سبیل الله، و اذا مات العالم، انثلم فی الاسلام ثلمه لا تنسد الی یوم القیامه، و ان طالب العلم لیشیعونه سبعون الفاً مقربی السماء
یعنی: از حقوق بر شاگرد این است که:
- زیاد از او سوال نکند.
- اگر کسی سوال کرد، او پیش از استاد جواب نگوید.
- اگر استاد رویش را برگرداند، وی پافشاری و سماجت نکند.
- اگر استاد حالش مناسب نیست، دست به دامن او نگردد.
- با دستش به سوی او اشاره نکند.
- با گوشه چشم به او نگاه نکند.
- در محضر استاد با دیگران گفتگو و مشورت ننماید.
- از استاد عیبجویی نکند.
- نزد استاد نگوید: فلانی بر خلاف گفته شما چنین گفت.
- اسرار او را فاش ننماید.
- در محضر غیبت نکند.
- هم در حضور و هم در غیاب، حافظ او باشد.
- غیر از سلامی که به جمع می کند، تحیتی مخصوص خدمت استاد عرضه بدارد.
- در مقابلش بنشیند.
- اگر استاد چیزی خواست برای انجامش از دیگران پیشی بگیرد.
- از طولانی شدن سخنانش دلگیر نشود، چون استاد نظیر درخت خرمایی است که باید در انتظارش نشست تا چه وقتی منفعتی از او تراوش کند.
- عالم نظیر روزه دار مجاهد در راه خداست، وقتی عالمی بمیرد، شکافی در اسلام ایجاد می شود که تا روز قیامت، مسدود نخواهد گردید.
طالب علم را هفتاد هزار از مقربین آسمان همراهی می کنند.
از ابن عباس نقل شده است که گفت: کوچکی طلب علم را تحمل کن تا بعدها به صورت بزرگ در آیی که دیگران به تو مراجعه کنند.
حکیمی گفت: کسی که در کوچکی دوران دانش آموزی را تحمل نکند تا ابد در جهلش باقی خواهد ماند.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
167- لیس من اخلاق المومن الملق الا فی طلب العلم
یعنی: تملق از اخلاق انسان با ایمان نیست، مگر در راه کسب دانش.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
20-06-2018, 17:16
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



انواع علوم

حضرت صادق علیه السلام فرمود:
168- وجدت علوم الناس کلها فی اربع خصال: اولها ان تعرف ربک و الثانیه ان تعرف ما صنع یک و الثالثه ان تعرف ما اراد منک و الرابعه تعرف ما یخرجک من دینک
یعنی: تمام دانشهای مردم را در چهار خصلت یافتم:
اول اینکه: پروردگارت را بشناسی.
دوم اینکه: بدانی او با تو چه کرده است.
سوم اینکه: بدانی از تو چه می خواهد.
چهارم اینکه: بدانی چه چیزی تو را از دست خارج می سازد.
و از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
169- ما بعث الله عزوجل نبیا قط حتی یاخذ علیه ثلاثاً: الا قرار بالعبودیه و خلع الانداد و ان الله تبارک و تعالی یمحو ما یشاء و یثبت ما یشاء
یعنی: خداوند متعال پیامبری را مبعوث نکرد مگر اینکه از او سه پیمان گرفت: اقرار به بندگی، ترک شرک و اینکه همه چیز دست خداست، هر چه را بخواهد محو و هر چه را بخواهد نگه می دارد.

آداب کسب و کار

پس از درک فضیلت و ارزش دو گوهر گرانبهای علم و عمل باید بدانی که غیر از این دو بقیه همه باطلند و هیچ خیری در آنها نیست و لغو و بیهوده اند و حاصلی ندارند؛ چون غیر از این دو، یا ضروریات زندگی است یا اضافه بر آن برای روشن شدن مطلب، ناچار از شرح این دو هستیم.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
20-06-2018, 17:17
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



قسم اول(76): ضروریات زندگی

طلب آن گناه نیست بلکه از عبادات شمرده شده است، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
170- الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله
یعنی: کسی که در راه تامین مخارج خانواده اش زحمت می کشد، مانند مجاهد در راه خداست.
امیر المومنین علیه السلام فرمود:
171- اتجروا بارک الله لکم فانی سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: ان الرزق عشره اجزاء: تسعه فی التجاره و واحده فی غیرها
یعنی:معامله کنید خداوند به شما برکت بدهد چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که می فرمود: روزی ده جزء دارد، نه جزء آن در معامله هست و یک جزء در چیزهای دیگر.
امام صادق علیه السلام فرمود:
172- کفی بالمرء اثماً یضیع من یعول
یعنی: همین یک گناه مرد را بس است که حق خانواده خود را ضایع کند.
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
173- ملعون ملعون من یضیع من یعول
یعنی: ملعون است، ملعون است کسی که حق خانواده خویش را ضایع نماید.
باید توجه داشت که در کسب و کار، اموری باید مراعات گردد:
اول اینکه: به دنبال حلال باشد و از حرام بلکه امور شبهه ناک بپرهیزد، چون اقدام در مواردی که معلوم نیست حلالند یا حرام، انسان را به حرام می اندازد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
174- من لم یبال من این اکتسب المال، لم یبال الله من این ادخله النار
یعنی: کسی که اهمیت نمی دهد ( از چه راهی مال به دستش بیاید، خداوند سبحان نیز اهمیت نمی دهد که از چه راهی او را به جهنم بیندازد.
دوم اینکه: به قدر کفایتش قناعت کند، بنابر این، اگر مثلاً، می تواند تمام روز را به اندازه یک دینار کار کند ولی می داند که مخارجش به اندازه یک سوم دینار است یک سوم روز را کار کند... و بقیه روز را در عبادت صرف نماید و می تواند یک روز را کار کند و دو روز مشغول عبادت گردد: ذخیره ساختن مخارج یک سال نیز جایز است اما بیش از آن خطرناک می باشد(77)
شیخ صدوق (ره) از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود:
175- من اصبح معافی فی جسده امناً فی شربه و عنده قوت یومه و لیله فکانما حیزت له الدنیا، یا ابن جعشم! یکفیک منها ما سد جوعتک، وواری عورتک، فان یکن بیت یکنک فذاک، و ان تکن دابه ترکبها فبخ بخ، والا فالخبز و ماء الجزه و ما بعد ذلک حساب علیک او عذاب
یعنی: کسی که بدنش سالم، دارای امنیت و مالک مخارج یک روز و شب خود باشد، گویا تمام دنیا را دار است. ای پس جعشم! مخارجی که بر تو لازم است، اول غذایی است که گرسنگی تو را بر طرف سازد. و دوم لباسی است که بدنت را بپوشاند. اگر خانه هم داشتی که خوب است و اگر وسیله سواری هم بر اینها اضافه شد که خیلی عالی است. اما اگر اینها فراهمم نشد، نان و آبت که باشد، کافی است؛
چون غیر از آن، یا حساب دارد یا عذاب.
سوم اینکه: حرص را که امر مذمومی است، ترک نماید؛ چون موجب ارتکاب کارهای مشتبه و در نتیجه، گاهی اوقات حرام می گردد و باید دانست که روزی بندگان خدا تقسیم گردیده، نه تلاش حریص آن را زیاد می کند نه کوتاهی و نشستن، آن را کم می نماید.
از معصومین علیهم السلام روایت شده است که فرمودند:
176- من لم یعط قاعداً لم یعط قائماً
یعنی اگر به کسی که نشسته و تلاش ندارد، عطایی نشود، چنانچه تلاش بیهوده هم بکند، به او عطا نخواهد شد. (یعنی تلاش بیهوده و حرص زدن، روزی حلال و عطای الهی را زیاد نمی کند.)
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در حجه الوداع فرمود:
177- ایها الناس، ما اعلم عملاً یقربکم الی الجنه و یباعدکم من النار الا و قد نباتکم به وحثثتکم علی العمل به، و ما من عمل یقربکم من النار و یباعدکم من الجنه الا و قد حذر تکموه و نهیتکم عنه. الا و ان روح الامین نفث فی روعی انه لا تموث نفس حتی تستکمل رزقها، فاجملوا فی الطلب ولا یحملنکم استبطاء شی ءمن الرزق ان تطلبوه بمعصیه الله، ان الله قسم الارزاق بین خلقه حلالاً و لم یقسم حراماً فمن اتقی و صبر اتاه رزق الله، و من هتک حجاب الستر و عجل فاخذه من غیر حله قوصص به من رزقه الحلال و حوسب به یوم القیامه
یعنی: مردم! آنچه را به بهشت نزدیکتان می کند و از جهنم دورتان می سازد، به اطلاعتان رساندم و شما را بر عمل بدان تحریک نمودم. و آنچه به جهنم نزدیکتان می کند و از بهشت دورتان می سازد، شما را از آن برحذر داشتم و نهیتان نمودم. آگاه باشید که روح الامین در قلب من دمید که:
هیچ کس نمی میرد مگر آنکه روزیش را کاملاً دریافت می دارد، پس کمتر دنبال طلب دنیا باشد، اگر روزیتان به تاخیر افتاد، مبادا از طریق معصیت آن را دنبال طلب دنیا باشید، اگر روزیتان به تاخیر افتاد، مبادا از طریق معصیت آن را بجویید، همانا خداوند متعال، روزی حلالی را بین مردم تقسیم نمود، ولی حرامی را تقسیم نکرده کسی که صبر کند و تقوا را مراعات نماید، روزی حلال خدایی به او می رسد و کسی که پرده دری کرد و عجله نمود و از غیر طریق حلال آن را دریافت کرد، در دنیا از روزی حلالش به همان مقدار کنم خواهد گردید و در آخرت نیز نسبت به آن به میز محاکمه کشیده خواهد شد.
روزی آن حضرت به یکی از اصحاب خود فرمود:
178- کیف بک اذا بقیت فی قوم یجمعون رزق سنتهم، و یضعف الیقین فاذا اصبحت فلا تحدث نفسک بالمساء، و اذا امسیت فلا تحدث نفسک بالصباح فانک لا تدری ما اسمک غداً
یعنی: حالت چگونه خواهد بود اگر زنده بمانی و ببینی قومی را که خرج یک سالشان را ذخیره می کنند و حال آنکه یقینشان (به مبدا و معاد) ضعیف است؟
مبادا هنگام صبح، شب را بخوری (و فکرت را بدان مشغول سازی) و مبادا هنگام شب، غصه صبح را بخوری، تو که نمی دانی فردا نامت چیست (آیا نامت زنده است یا مرده؟)
تا اینجا مربوط به در آمد بود(78) و اما مخارج:
باید در آنچه به دست می آوری قانون کتاب و سنت را که همان اقتصاد و میانه روی است، رعایت نمایی. مبادا اسراف و زیاده روی کنی که خداوند متعال می فرماید:
-ان المبذرین کانوا اخوان الشیاطین(79)
یعنی: اسرافکاران، برادران شیاطینند.
و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
179- من بذر، افقره الله.
یعنی: کسی که ریخت و پاش داشته باشد ، خداوند متعال او را فقیر خواهد ساخت.
و نیز فرمود:
180- ما عال من اقتصد.
یعنی: آنکه میانه روی داشته باشد، نیازمند نخواهد شد.
در قبال افرادی که باید مخارج آنان را بر عهده گرفت، وظایف و تکالیف هست به شرح ذیل:




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
21-06-2018, 18:35
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



اول خود انسان:

باید از پر خوری اجتناب نمود، چون از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که:
181- حسب ابن ادم لقیمات یقمن صلبه فان کان ولا بد فلیکن الثلث للطعام و الثلث للشراب و الثلث الاخر للنفس
یعنی: برای فرزند آدم چند لقمه که بتواند او را سر پا نگه دارد کافی است، پس وقتی احتیاج به غذا پیدا کردم (مبادا شکم را از غذا پر کند بلکه) یک سوم را به غذا اختصاص بدهد، یک سوم دیگر را به نوشیدنیها و یک سوم آخر را برای نفس کشیدن.
و نیز فرمود:
182- اکثر الناس شبعاً، اطولهم جوعاً یوم القیامه
یعنی: طولانی ترین گرسنگی در قیامت، مخصوص کسانی است که در دنیا سیرترند.
علاوه بر این، پرخوری آفاتی به دنبال دارد منجمله:
- موجب قساوت قلب می شود.
- اعضای بدن را از عبادت باز می دارد.
- مانع از شب زنده داری و تهجد می گردد.
- مانع از نماز شب می شود.
- آنانکه پرخورند برگرد مزبله ها می گردند، ولی کسانی که شکمشان از غذا سبک است، در مساجد دور می زنند.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
22-06-2018, 17:49
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




دوم خانواده:

در این مورد باید میانه روی را مراعات نموده بر آنان تنگ نگیرد، بلکه مستحب است وسعت دهد. و هرگاه وعده ای داد به آن وفا نماید تا خوشحال شوند.
از امام موسی کاظم روایت شده است که فرمود:
183- اذا و عدتم الصغار فاوفوا لهم فانهم یرون انکم انتم الذین ترزقونهم، و ان الله عزوجل لیس یغضب لشی ء کغضبه للنساء و الصبیان
یعنی: هر وقت به بچه ها وعده دادید، به آن وفا کنید، چون اینها گمان می کنند که شما روزی رسان هستید و خداوند عزیز و جلیل برای چیزی آنقدر غضبناک نمی شود که به خاطر زنان و کودکان (بر مردان) غضب می کند.
از سنتهای مستحب این است که مرد برای خانواده اش میوه تهیه کند،
خصوصاً در جمعه ها که امیر المومنین علیه السلام فرمود:
184- اطوقوا اهالیکم فی کل الیله جمعه بشی ء من الفاکهه
یعنی: هر شب جمعه با میوه، نزد خانواده هایتان بیائید (تا اینها به خاطر جمعه خوشحال شوند.)





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
23-06-2018, 18:34
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





سوم پدر و مادر:

اکرام پدر و مادر خصوصاً مادر مستحب است(80) امام صادق علیه السلام - فرمود:
185- افضل الاعمال الصلوه لوقتها، و بر الوالدین، و الجهاد فی سبیل الله
یعنی: بهترین کارها سه چیز است: نماز در اول وقت، نیکی به والدین و جهاد در راه خداوند.
در روایت آمده است که:
186- ان موسی لما ناجی ربه رای رجلاً تحت ساق العرش قائماً یصلی فغبطه بمکانه و قال: یا رب، بما بلغت عبدک هذا ما اری؟ قال: یا موسی، انه کان باراً بوالدیه و لم یمش بالنمیمه
یعنی: وقتی حضرت موسی علیه السلام با پروردگارش مناجات می کرد، مردی را دید که زیر عرش الهی به نماز ایستاده است، بر او غبطه خورد و گفت: پروردگارا! به چه سبب این بنده را به این مقام رساندی که می بینم؟ گفت: این بنده دو خصلت نیکو داشت که به این مقام رسید: اولاً به پدر و مادرش نیکی می کرد و ثانیاً سخن چین نبود (و حرف مردم را نزد دیگران نقل نمی کرد.)
فردی نزد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آمده عرضه داشت: یا نداده باشم، آیا راه توبه ای برایم هست؟ فرمود:
187- هل بقی من والدیک احد؟.
یعنی: آیا از پدر و مادرت هیچکدام باقی مانده اند؟.
گفت: بلی، پدرم.
فرمود: اذهب و ابرره.
یعنی: برو و به او نیکی کن.
وقتی این مرد برگشت، حضرت فرمود: لو کانت امه.
یعنی: اگر مادر می داشت، بهتر بود.
و نیز فرمود:
188- من سره ان یمد له فی عمره و یبسط له فی رزقه فلیصل ابویه فان صلتهما من طاعه الله
یعنی: کسی که دلش می خواهد عمرش طولانی شود و روزی اش فراخ و گسترده گردد، باید به پدر و مادرش نیکی کند؛ چون رسیدگی به آنان!طاعت حق محسوب می گردد.
فردی به امام صادق علیه السلام عرضه داشت: پدر کهنسالی دارم که هر وقت حاجتی دارد او را حمل می کنم. حضرت فرمود:
189- ان استطعت ان تلی ذلک منه فافعل، فانه جنه لک غداً
یعنی: اگر توانستی این کار را ادامه بده؛ چون این عمل تو سپری خواهد شد در برابر آتش قیامت.
و نیز فرمود:
190- ما یمنع احدکم ان یبر والدیه حیین و میتین؟ یصلی عنهما، و یصوم عنهما، و یتصدق عنهما، فیکون الذی صنع لهما و له مثل ذلک فیزیده الله ببره خیراً کثیراً
یعنی: چرا به پدر و مادر زنده یا مرده خود نیکی نمی کنید؟ از طرف آنان نماز بگزارید، روزه بگیرید، صدقه دهید که هم به آنان بهره برسد و هم به شما که خداوند به واسطه همین اعمال نیکتان، پاداش خیر شما را زیاد خواهد نمود.
حقوق فرزند و والدین در قبال یکدیگر
چون سخن بدینجا کشید، مناسب است قدری از وظایف فرزند و والدین در قبال همدیگر و نیز کیفیت ارتباطشان مطالبی گفته شود:
فرزند نباید پدر و مادرش را به اسم، صدا بزند و نباید جلوتر از آنان راه برود و یا قبل از ایشان بنشیند. فردی به رسول الله عرض کرد: حق این فرزند چیست؟
فرمود:
191- تحسن اسمه و ادبه، و تضعه موضعاً حسناً
یعنی: نام نیک برایش اختیار کنی. درست ادبش نمایی و آینده خوبی را برایش در نظر بگیری. از سخنان آن حضرت است که فرمود:
192- من سعاده الرجل الولد الصالح
یعنی: فرزند صالح از نشانه های سعادت انسان است.
193- و فرمود: الولد للوالد ریحانه من الله یشمها بین عباده، و ان ریحانتی الحسن و الحسین علیهما السلام سمیتهما باسم سبطی بنی اسرائیل شبراً و شبیرا
یعنی: فرزند برای پدر همانند گلی است از جانب خدا که او را می بوید. و همانا گل من حسن و حسین هستند که آنها را همنام دو سبط بنی اسرائیل (فرزندان هارون) شبر و شبیر قرار دادم.
فضل بن ابی قره از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
194- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مر عیسی بن مریم علیه السلام بقبر یعذب صاحبه، ثم مر به من قابل فاذا هولا یعذب فقال: یا رب مررت بهذا القبر عام اول و کان یعذب و مررت به العام فاذا هو لیس یعذب! فاوحی الله الیه انه ادرک له ولد صالح فاصلح طریقاً و اوی یتیماً فلهذا غفرت له بما عمل ابنه، ثم قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم- میراث الله عزوجل من عبده المومن ولد یعبده من بعده
یعنی: حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: عیسی بن مریم علیه السلام روزی گذارش بر قبری افتاد که صاحبش در عذاب بود، سال بعد که از همان قبر گذر کرد، مشاهده کرد که عذاب بر طرف گردیده است عرض کرد: بار خدایا! سال قبل که از اینجا می گذشتم این فرد در عذاب بود، اما امسال در عذاب نیست! پس خداوند متعال وحی فرستاد: فرزند صالحی از این فرد باقی مانده که: راه را اصلاح می کند(81) و یتیم را پناه می دهد، به همین خاطر (یعنی عمل فرزندش) او را بخشیدم.
سپس رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ارثی که بنده مومن برای خدا به جای می گذارد، فرزندی است که پس از او بندگی خدا کند.
آنگاه حضرت صادق علیه السلام این آیه را تلاوت فرمود که خداوند متعال از زبان حضرت زکریا حضرت زکریا نقل می کند که:
-رب... فهب لی من لدنک ولیاً یرثنی و یرث من ال یعقوب و اجعله رب رضیاً(82)
یعنی: پروردگارا! از جانب خود به من فرزندی عطا کن تا وارث من و خاندان یعقوب باشد و او را راضی قرار بده.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
195- من ولد له اربعه اولاد ولم یسم احدهم باسمی، فقد جفانی
یعنی: کسی که صاحب چهار فرزند شود ولی هیچیک را به اسم من ننامد، به من جفا کرده است.
سلیمان جعفری نقل می کند که می گوید: شنیدم امام کاظم علیه السلام می فرمود:
196- لا یدخل الفقر میتاً فیه اسم محمد او احمد او علی او الحسن او الحسین او طالب او عبد الله او فاطمه من النساء
یعنی: در خانه ای که نام محمد، یا احمد، یا علی، یا حسن، یا حسین، یا طالب، یا عبد الله، یا فاطمه از بین زنان باشد، فقرا وارد نمی شود.
از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمود:
197- ان الشیطان اذا سمع منادیاً ینادی: یا محمد، یا علی، ذاب کما یذوب الرصاص
یعنی: هر وقت شیطان بشنود کسی نام محمد یا علی را صدا می زند، مانند سرب یا قلع، ذوب می شود.
امام رضا علیه السلام فرمود:
198- لا یولد لنا مولود الا سمیناه محمداً، فاذا مضی سبعه ایام فان شئنا غیرنا والا ترکناً
یعنی هرگاه فرزندی بر ایمان به دنیا آمد تا یک هفته نامش را محمد می گزاریم، پس از آن، اگر خواستیم تغییر می دهیم و گر نه همان نام را اختیار می نماییم.
و نیز فرمود:
199- استحسنوا اسماء کم فانکم تدعون بها یوم القیامه: قم یا فلان ابن فلان الی نورک، قم یا فلان ابن فلان لا نور لک
یعنی: برای فرزندانتان نام نیکو انتخاب کنید؛ چون روز قیامت با همان نامها خوانده می شوید (که صدای می رسد): ای فلانی پسر فلانی!برخیز به سوی نورت، ای فلانی فرزند فلانی تو برخیز نوری نداری.
محمد بن یعقوب از حضرت صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
200- اذا کان بامراه احدکم حمل فاتی لها اربعه اشهر فلیستقبل بها القبله و لیضرب علی جنبها و لیقل: اللهم انی قد سمیه محمد فانه یجعله ذکراً فان و فی بالاسم بارک الله فیه، و ان رجع عن الاسم کان لله فیه الخیار، ان شاء اخذه و ان شاء ترکه
یعنی: اگر همسرتان بار دار است، چهار ماه که گذشت؛ او را به قبله قرار داده بر پهلویش بزنید و بگویید خدایا! نامش را محمد گذاشتم. در این صورت خداوند متعال او را پسر قرار خواهد داد. پس اگر به این اسم وفا کرد و او را همینگونه نامید، خداوند در او برکت قرار می دهد و اگر از آن برگشت و اسم دیگری انتخاب کرد، ذات اقدس الهی در این صورت مختار است که او را بگیرد یا بگذارد.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
201- من کان له حمل فنوی ان یسمیه محمداً او علیاً ولد له غلام
یعنی: کسی که فرزندی در راه دارد اگر نیت کند که نامش را محمد یا علی بگذارد خداوند متعال به او پسر خواهد داد.
هر وقت به او زین العابدین علیه السلام بشارت می دادند که فرزندی برایتان به دنیا آمده، سوال نمی فرمود که آیا پسر است یا دختر، بلکه می فرمود. آیا سالم و عیب است؟ اگر می گفتند آری، می فرمود:
202- الحمد لله الذی لم یخلق منی شیئاً مشوهاً
یعنی: سپاس خدایی را که از من فرزندی ناهنجاری به دنیا نیاورد.
امام کاظم علیه السلام می فرمود:
203- سعد امرو لم یمت حتی یری خلفه من نفسه ولداً، ثم قال: فقد ارانی الله خلفی من نفسی
یعنی: مردی که قبل از مرگ، فرزند جانشینش را ببیند سعادتمند است. سپس فرمود: خداوند متعال جانشین مرا به من نشان داده است در همین حال، حضرت به سوی فرزندشان امام رضا علیه السلام اشاره کردند.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
204- ان الله لیرحم الوالد لشده حبه لولده
یعنی: خداوند بر پدر رحمت می فرستد به خاطر شدت محبت به فرزندش.
فردی از حضرت صادق علیه السلام پرسید: به چه کسی نیکی کنم؟
فرمود:
205- ولدیک.
یعنی: به پدر و مادرت. گفت: آن دو (از دنیا) رفته اند، فرمود:
- بر ولدک.
یعنی: با فرزندت خوش رفتاری نما.
و نیز از آن حضرت نقل است که فرمود:
206- احبوا الصبیان و ارحموهم، و اذا و عدتموهم شیئاً فاوفوا لهم فانهم لا یرون الا انکم ترزقونهم
یعنی: به بچه ها محبت کنید و بر آنان ترحم نمایید و هر گاه به آنان وعده ای دادید، بدان وفا کنید؛ چون اینان شما را روزی رسان خویش می دانند.
و همچنین آن حضرت فرمود:
207- من قبل ولده له حسنه، و من فرحه فرحه الله یوم القیامه، و من علمه القران دعی الابوان فکسیا حلتین یضی ء من نورها وجوه اهل الجنه
یعنی: کسی که فرزندش را ببوسد، حسنه ای برایش خواهد بود. و هر کس شادش کند، خداوند متعال روز قیامت او را شاد خواهد نمود. و هر که به فرزندش قرآن بیاموزد پدر و مادر را صدا زده و جامه بر تنشان خواهند کرد که از نور آن دو چهره اهل بهشت روشن می گردد.
فردی نزد رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: من تا کنون هیچ بچه ای را نبوسیده ام، وقتی این مرد برگشت، حضرت فرمود:
208- هذا رجل عندنا من اهل النار.
یعنی: این مرد، نزد ما اهل آتش است.
روزی آن حضرت، مردی از انصار را دید که یکی از دو فرزندش را بوسید و دیگری را رها ساخت، فرمود:
209- هلا واسیت بینهما؟.
یعنی: چرا بین این دو مساوات برقرار نمی کنی؟.
فردی گوید: نزد امام ابو الحسن موسی کاظم علیه السلام از فرزندم شکایت کردم، فرمود:
210- لا تضربه و اهجره ولا تطل.
یعنی: او را نزن، بلکه از او دوری نما (و قهر کن) ولی این را نیز طول مده.
رسول خدا هر روز صبح بر سر فرزندانش و فرزندان فرزندانش دست می کشید، یک روز که با مردم نماز می گزارد، دو رکعت آخر را کوتاه نمود، وقتی نماز پایان پذیرفت، به آن حضرت عرض کردند ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نماز را کوتاه خواندی، آیا در این رابطه دستور تازه ای رسیده است؟ فرمود:
211- و ما ذاک؟.
یعنی: مگر چه شده؟ گفتند: دو رکعت آخر را با تخفیف خواندی؟
فرمود:
- اوما سمعتهم صراخ الصبی؟.
یعنی: مگر صدای ناله و فریاد کودک را نشنیدید؟.
و در حدیث دیگری نقل شده است که فرمود:
- خشیت ان یشغل به خاطر ابیه.
یعنی: ترسیدم که خاطر پدرش به او مشغول گردد (و از توجه در نماز غافل بماند.)
برکات دختر
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
22- ان ابراهیم سال ربه ان یرزقه تبکیه و تندبه بعد الموت
یعنی: حضرت ابراهیم علیه السلام از پروردگارش درخواست نمود که دختری به او عطا کند تا پس از مرگش بر پدر گریه و زاری نماید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
213- نعم الولد البنات ملطفات، مجهزات، مونسات، مبارکات، مفلیات
یعنی: دختران، چه فرزندان خوبی هستند: مهربان، با جهاز، اهل انس و الفت، با برکت و با نظافت می باشند.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
214- من تمنی موتهن حرم اجرهن و لقی الله عاصیاً
یعنی: هر کس آرزوی مرگ دختران را داشته باشد، از ثواب دختر داری محروم می ماند و با بار گناه، خداوند را ملاقات خواهد نمود.
و همچنین فرمود:
215- ایما رجل دعا علی ولده اورثه الله الفقر
یعنی: هر کس بر فرزندش نفرین کند، خداوند متعال او را دچار فقر خواهد نمود.
و فرمود:
216- البنات حسنات و البنون نعمه و انما یثاب علی الحسنات، و یسال عن النعمه
یعنی: دختران، حسنه اند و پسران نعمت و (روز قیامت) برای حسنه پاداش خواهد بود، و از نعمت سوال خواهد شد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
217- من عال ثلاث بنات او ثلاث اخوات و جبت له الجنه
یعنی: کسی که سه دختر یا سه پسر داشته باشد، بهشت بر او واجب است.
سوال شد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دو تا چطور؟ فرمود:
- واثنتین.
یعنی: دوتا هم (همینطور است). سوال شد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یکی چطور؟ فرمود:
- وواحده.
یعنی: یکی هم (همینطور است).
و همچنین فرمود:
218- من عالم ثلاث بنات او مثلهن من الا خوات و صبر ایوائهن حتی یبن الی ازواجهن، او یمتن فیصرن الی القبور، کنت انا و هو فی الجنه کهاتین
یعنی: کسی که سه دختر یا سه خواهر داشته باشد و در نگهداری از اینان صبور باشد، تا زمانی که ازدواج کنند، یا از دنیا بروند و وارد قبر شوند، من و او در بهشت مانند این دو انگشتیم.- در این حال حضرت اشاره کردند به انگشت سبابه و انگشت وسط.
سوال شد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اگر دو تا باشند چطور؟
فرمود:
- واثنتین.
یعنی: دو تا هم (همینطور).
باز رسول شد: یکی چطور؟ فرمود:
وواحده.
یعنی: یکی نیز (همینطور است).
حضرت صادق علیه السلام مردی را دید که برایش دختری به دنیا آمد؛ به همین خاطر ناراحت و غضبناک بود، فرمود:
219- اریت لو ان الله تبارک اوحی الیک انی اختار لک او تختار لنفسک ما کنت تقول؟
یعنی: اگر خداوند متعال به تو، بگوید: من برایت انتخاب کنم یا تو؟ چه می گویی؟.
گفت: می گویم: پروردگارا تو انتخاب کن، فرمود:
- فان الله قد اختار لک.
یعنی: الان خداوند برایت (دختر) انتخاب کرده (پس چرا ناراحتی؟).
سپس فرمود: پسر بچه ای که حضرت خضر به امر پروردگار او را کشته بود که قرآن کریم می فرماید:
-فاردنا ان یبدلهما ربهما خیراً منه زکوه و اقرب رحماً(83)
یعنی: اراده کردیم که برای پدر و مادرش، فرزندی پاکتر و مهربانتر نصیبشان گردد.
خداوند متعال به جای آن پسر، دختری به آنان داد که از نسل آن دختر، هفتاد پیامبر به دنیا آمدند.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
24-06-2018, 15:35
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






چهارم خویشاوندان

رسول خدا فرمود:
220- اوصی الشاهد من امتی و العائب منهم و من فی اصلاب الرجال و ارحام النساء الی یوم القیامه ان یصل الرحم و ان کان منه علی مسیره سنه فان ذلک من الدین
یعنی: شاهدان و غایبان و هر کس از امت من را که در صلبهای مردان و رحمهای زنان هستند تا روز قیامت، به صله رحم سفارش می کنم اگر چه بینشان به اندازه یک سال فاصله باشد، چون صله رحم، جزء دین است.
و نیز فرمود:
221- حافتا الصراط یوم القیامه الامانه و الرحم، فاذا مر الوصول للرحم المودی للامانه نفذ الجنه، و اذا مر الخائن للامانه القطوع للرحم لم ینفعه معهما عمل و یکفا به الصراط فی النار
یعنی: یک طرف صراط در قیامت، امانت است و طرف دیگرش، رحم، وقتی انسانی که به ارحام و بستگانش رسیدگی داشت و امانتدار بود؛ بخواهد عبور کند، به بهشت می رسد، امام اگر فرد خائن در امانت و بی اعتنا به بستگان، بخواهد عبور نماید، اعمال دیگرش برایش فایده ای نداشته، صراط او را به آتش می اندازد.
حق همسر
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
222- ما زال جبرئیل یوصی بالمراه حتی ظننت انه لا ینبغی طلاقها الا من فاحشه مبینه
یعنی: جبرئیل دائماً مرا در مورد زنان سفارش می کرد تا جایی که گمان کردم طلاق آنان جایز نیست مگر آنکه فحشای آشکاری را مرتکب گردند.
و فرمود:
223- اتقوا الله فی الضعیفین النساء والیتیم
یعنی: تقوای الهی را در مورد دو طایفه ضعیف، مراعات کنید: زنان و یتیم.
و همچنین فرمود:
224- حق المراه علی زوجها ان یسد جوعتها، و ان یستر عورتها، ولا یقبح لها وجهاً، فاذا فعل ذلک فقد ادی والله حقهاً
یعنی: حق زن بر شوهرش این است که. گرسنگی اش را برطرف کند، بر او لباس بپوشاند، و از کارش عیب نگیرد، وقتی این کارها را انجام داد، به خدا قسم! حقش را ادا نموده است.
تا اینجا آداب کسب و کار و خروج کردن معلوم شد که عبارت بود از اقتصاد و میانه روی. این یک قانون کلی است که شرع مقدس اسلام بدان فرمان داده است.
عمربن یزید از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
225- انی ارکب فی الحاجه التی کفاها الله ما ارکب فیها الاً التماس ان یرانی الله اضحی فی طلب الحلال اما تسمع قول الله عزوجل
یعنی: من اگر از خدا حاجت طلب کنم، از او می خواهم که به من قدرت کار کردن و روز را در طلب حلال سپری نمودن، عنایت کند (نه اینکه یکجا بنشینم و روزی طلب کنم) مگر قول خداوند عزیز و جلیل را نشنیدی که فرمود:.
فاذا قضیت الصلوه فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله(84)
یعنی: وقتی نماز انجام شد، در زمین متفرق شوید و به دنبال روزی خدا باشید.
-ارایت لو ان رجلاً دخل بیتاً و طین علیه بابه ثم قال: رزقی ینزل علی کان یکون هذا اما انه احد الثلاثه الذین لا یستجاب لهم دعوه
یعنی: اگر کسی وارد اطاقش شود و در اطاق را گل بگیرد، پس از آن بگوید: روزی من می آید، او جزء یکی از سه گروهی است که دعایشان مستجاب نمی گردد.
راوی می گوید: از حضرت پرسیدم آن سه گروه کیایند؟ فرمود:
-رجل تکون عنده المراه فیدعو علیها فلا یستجاب له لان عصمتیهای فی یده لو شاء ان یخلی سبیلها، و الرجل یکون له الحق علی الرجل فلا یشهد علیه فیجحده حقه فیدعو علیه فلا یستجاب له لانه ترک ما امر به، و الرجل یکون عنده الشی ء فیجلس فی البیت فلا ینتشر ولا یطلب ولا یلتمس حتی یاکله ثم یدعو فلا یستجاب له
یعنی: اول: کسی که همسری دارد (و از او راضی نیست) و درباره اش نفرین می کند، این نفرین، مستجاب نمی شود، چون اختیار نگهداری این زن به دست خود اوست، اگر خواست رهایش می کند (و طلاقش می دهد).
- دوم: آن که بر دیگری حقی دارد و چیزی از او طلبکار است، اما کسی را به عنوان شاهد قرار نداده، آن بدهکار هم انکار نمود، در اینجا اگر طلبکار بر علیه بدهکار دعا کند، مستجاب نخواهد شد، چون خداوند متعال امر کرده که در وقت تحویل دین، شاهد بگیرید و او این فرمان الهی را ترک نموده است.
سوم: فردی که مالی دارد، در خانه می نشیند و حرکت نمی کند تا آن مال را می خورد، آنگاه دعا می کند (که خداوند به او روزی بدهد) این دعا نیز مستجاب نمی گردد.
آنچه تا اینجا گفته شد، تکلیف عامه مردم است، اما بندگان خاص خدا، آنان دو دسته اند.
دسته اول: که مکلف به کسب و کارند.
دسته دوم: کسانی که اهل توکل هستند.
برای شناخت این دسته، ناچار از شرح توکل و ذکر نمونه هایی از متوکلین حقیقی هستیم:




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
25-06-2018, 16:57
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





فضیلت توکل و معنای آن

این درجه عظیم، وصفی از او صاف صدیقین است کسی که بدان درجه برسد، از قیود، رهایی می یابد، ابرهای غم از او بر طرف گشته، به جایش ابرهای امنیت، جایگزین می گردند. برخوان رضا می نشیند و از چشمه های طمانینه آب می نوشد که ذات اقدس الهی می فرماید:
-و من یتوکل علی الله فهو حسبه(85)
یعنی: هر کس بر خدا توکل کند، همان خدا برایش بس است.
-الذین قال الهم الناس ان الناس قد جمعوا لکم فاخشوهم فزادهم ایماناً و قالوا حسبنا الله و نعم الوکیل فانقلبوا بنعمه من الله و فضل لم یمسسهم سوء(86)
یعنی: وقتی به مومنین گفتند: دشمن برای حمله به شما اجتماع کرده، از آنان بترسید، مومنین ایمانشان زیادتر شد و گفتند: ما را خدا کافی است و او بهترین حامی ماست، به همین خاطر، از این میدان با نعمت باز گشتند در حالی که هیچ ناراحتی به آنان نرسیده بود.
در وحی قدیم آمده است که:
226- یابن ادم، خلقتک من تراب ثم من نطفه فلم اعی بخلقک اویعیینی رغیف اسوقه الیک فی حینه
یعنی: ای آدمی زاده! من ابتدا که تو را از خاک و سپس از نطفه آفریدم، برایم دشوار و سخت نبود، اما قرص نانی که بخواهم به تو برسانم، برای من دشوار و گران تمام می شود؟.
و نیز برای حضرت عیسی علیه السلام اینگونه وحی فرستاد:
227- انزلنی من نفسک کهمک، و اجعل ذکری لمعادک، و تقرب الی بالنوافل توکل عی اکفک ولا تول غیری فاخذ لک. یا عیسی اصبر علی البلاء، و ارض بالقضاء، و کن لمسرتی فیک، فان مسرتی ان اطاع فلا اعصی. یا عیسی احی ذکری بلسانک، ولیکن ودی فی قلبک
یعنی: توجه من به توبه اندازه همت تو است. برای روز باز گشت به یاد من باش. به وسیله نوافل و مستحبات، به من نزدیک بشو. بر من توکل کن تا تو را کفایت کنم (و اموراتت را بر عهده بگیرم)، مبادا بر غیر من تکیه کنی که مواخذه خواهی شد. ای عیسی! در بلا، صبور و در قضای الهی، راضی باش. به دنبال جلب شادی من باش که شادی من در اطاعت است و ترک معصیت. ای عیسی ذکر و یاد مرا با زبانت احیا کن و محبت مرا در قلب نگاهدار.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
228- من اهتم لرزقه کتب علیه خطیئته
یعنی: کسی که غصه روزی را بخورد، برایش گناه نوشته می شود.
در روایت آمده است که:
229- حضرت دانیال علیه السلام در زمان پادشاه مستکبری، زندگی می کرد که وی را دستگیر کرده و در چاهی قرار داد. به همراه او درندگان را نیز به چاه انداخت، اما آن حیوانات به وی نزدیک نمی شدند و جراحتی بر او وارد نمی کردند.
در این زمان، خداوند متعال بر پیامبری وحی فرستاد که برای دانیال غذایی ببرد.
پرسید: پروردگارا! مگر دانیال کجاست؟ فرمود: از محل خارج شو، کفتاری به استقبال تو می آید، به دنبالش برو، تو را به او خواهد رساند. آن پیامبر چنین کرد تا به آن چاه رسید، غذا را به درون چاه هدایت کرد، وقتی دانیال آن غذا را در برابر دید گفت:
الحمد لله الذی لا ینسی من ذکره، والحمد لله الذی لا یخیب من دعاه، والحمد لله الذی من توکل علیه کفاه، و الحمد لله الذی من وثق به لم یکله الی غیره، والحمد لله الذی یجزی بالاحسان احساناً و بالسیئات غفراناً و بالصبر نجاه
یعنی: سپاس خدایی را که ذاکرش را فراموش نمی کند. حمد مخصوص خدایی است که دعا کننده را نا امید نمی نماید. ستایش از آن خدایی است که اگر کسی بر او توکل کند، همو برایش کافی است. سپاس از آن خدا است که اگر کسی بر او اطمینان کرد به دیگری موکولش نمی کند، حمد مخصوص خدایی است که نیکی را با نیکی پاسخ می دهد، گناه را با آمرزش و صبر را با نجات.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
230- ان الله ابی الا ان یجعل ارزاق المتقین من حیث لا یحتسبون، ولا یقبل لا ولیائه شهاده فی دوله الظالمین
خداوند متعال روزی متقین را تنها در جایی قرار می دهد که آنان اصلا گمانش را نمی کنند(87) و حضور اولیایش را در دستگاه حکومت ظالمان، نمی پذیرد.
از جمله چیزهایی که خداوند متعال بر حضرت داوود علیه السلام وحی فرستاد این بود:
- من انقطع الی کفیته(88)
یعنی: هر کس از دیگران به سوی من قطع امید کند، من کفایتش می کنم.
از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
231- جاء جبرئیل الی النبی صلی الله علیه و آله و سلم فقال: یا رسول الله، ان الله ارسلنی بهدیه لم یعطها احداً قبلک، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقلت: و ما هی؟ قال: الصبر
یعنی: جبرئیل نزد رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم آمد و عرضه داشت: یا رسول الله! خداوند متعال به همراه من هدیه ای برای تو فرستاد که آن را به احدی قبل از تو نداده است، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم پرسید: آن هدیه چیست؟ گفت: صبر است.
-و احسن منه، قلت: و ما هو؟ قال: القناعه
- بهتر از صبر هم هست، گفتم: چیست؟ گفت: قناعت.
-و احسن منها، قلت: و ما هو؟ قال: لرضا
- بهتر از آن هم هست، گفتم: چیست؟ گفت: رضا.
-و احسن منه، قلت: و ما هو؟ قال: الزهد
- بهتر از آن نیز هست، گفتم: چیست؟ گفت: زهد.
-و احسن منه، قلت: و ما هو؟ قال: الاخلاص
- بهتر از آن هم هست، گفتم: چیست؟ گفت: اخلاص.
-و احسن منه قلت: و ما هو؟ قال: الیقین
یعنی: از آن بهتر باز هم هست، گفت: چیست؟ گفت: یقین.
-و احسن منه: قلت: و ما هو؟ قال: ان مدرجه ذلک کله التوکل کل علی الله
یعنی: باز از آن بهتر نیز هست، گفتم چیست؟ گفت: راه رسیدن به همه اینها توکل بر خداست.
-قلت: یا جبرئیل، و ما تفسیر التوکل علی الله؟ قال: العلم بان المخلوق لا یضر ولا ینفع، ولا یعطی ولا یمنع، و استعمال الیاس من المخلوق فاذا کان العبد کذلک لم یعمل لاحد سوی الله و لم یزغ قبله و لم یخف سوی الله و لم یطمع الی احد سوی الله، فهذا هو التوکل
- ((گفتم: ای جبرئیل! تفسیر ((توکل)) بر خدا چیست؟ گفت: دانستن اینکه مخلوقاتش، نه ضرری می رسانند نه نفعی، نه چیزی می دهند، نه مانع چیزی می گردند، باید از مخلوقاتش مایوس گشت وقتی بنده به این درجه رسید، آنگاه برای غیر خدا کار نمی کند و قلبش به بیراهه نمی رود و از غیر او نمی هراسد و به غیر او دل نمی بندد، این است معنای توکل)).
-قال: قلت: یا جبرئیل، فما تفسیر الصبر؟ قال: یصبر فی الضراء کما یصبر فی السراء، وفی الفاقه کما یصبر فی الغنی، و فی العناء کما یصبر فی العافیه، ولا یشکو خالقه عند المخلوق بما یصیبه من البلاء
- ((رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: گفتم: ای جبرئیل! معنای ((صبر)) چیست؟ گفت: بنده باید در ناخوشیها صبر کند (و آن را پذیرا باشد) همچنانکه در خوشیها صبر می کند (و آن را می پذیرد)، هنگام((نداری، صبور باشد همچنانکه هنگام نداری، صبور باشد همچنانکه هنگام دارایی، صبور است، در سختی و رنج، صابر باشد آن طور که زمان عافیت، صابر است و هرگز به خاطر بلاهای روزگار نزد مخلوق، لب به شکایت از خالقش نگشاید)).
-قلت: فما تفسیر القناعه؟ قال: یقنع بما یصیب من الدنیا، یقنع با لقلیل و یشکر بالیسیر
- ((گفتم: تفسیر ((قناعت)) چیست؟ گفت: هر قدر از نعم دنیا که به او رسید، بدان قانع باشد، با کم بسازد و اندک را شکر گزاری کند)).
-قلت فما تفسیر الرضا؟ قال: الراضی الذی لا یسخط علی سیده اصاب من الدنیا ام لم یصب، و لم یرض من نفسه بالیسیر من العمل
- ((گفتم: تفسیر ((رضا)) چیست؟ گفت: راضی، کسی است که از خدایش ناراحت نمی شود، چه به دنیا برسد و چه نرسد و از عمل اندک خود نیز هرگز خشنود نیست (و خود را مکلف به عمل بسیار می داند
-قلت: یا جبرئیل، فما تفسیر الزهد؟ قال: الزاهد یحب ما یحب خالقه، و بیغض ما خالقه، و یتحرج من حلال الدنیا، ولا یلتقت الی حرامها، فان حلالها حساب و حرامها عقاب، و یرحم جمیع المسلمین کما یرحم نفسه، و یتحرج من الکلام فیما لا یعنیه کما یتحرج من حطام حطام الدنیا و زینتها کما یتجنب النار ان یغشاها و ان یقصر اماله و کان بین عینیه اجله
- ((گفتم: ای جبرئیل! ((زهد)) چیست؟ گفت: زاهد، دوست دارد هر آنچه را که خالقش دوست دارد و بد دارد هر آنچه را که خالقش بد دارد. از حلال دنیا دوری می کند و توجهی به حرامش ندارد، چون حلالش حساب دارد و حرامش عقاب. بر هر مسلمانی ترحم می ورزد آنچنان که بر خود ترحم می کند، همانطور که از حرام پرهیز دارد از سخنان بیهوده و بی فایده نیز دوری می کند. از پرخوری پرهیز می نماید چنانکه از مرداری که بوی گندش شدت یافته، دوری می کند. از نعمتها و زینتهای دنیا دوری دارد آنچنانکه از فرا گرفتن آتش، دوری می ورزد. آرزوهایش کوتاه و مرگ در برابر چشمانش حاضر است)).
-قلت: یا جبرئیل، فما تفسیر الا خلاص؟ قال: المخلص الذی لا یسال الناس شیئاً حتی یجد، و اذا وجد رضی، و اذا بقی شی ء اعطاه لله، فان لم یسال المخلوق فقد اقر لله بالعبودیه، و اذا وجد فرضی فهو عن الله راض، و الله تبارک و تعالی عنه راض، و اذا اعطاه لله فهو جدیر به
- ((گفتم: ای جبرئیل! تفسیر ((اخلاص)) چیست؟ گفت: مخلص، کس است که از مردم چیزی طلب نمی کند تا آنکه خودش آن را بیابد و وقتی که یافت، بدان راضی است و اگر نزدش چیزی اضافه آمد، در راه خدا می دهد. درخواست نکردن و از دیگران، خود اقراری است به بندگی خدا و وقتی چیزی یافت، بدان راضی می گردد (و از کم یا زیادش شکایت نمی کند) هم او از خدا راضی است هم خدا از او. بخشیدنش در حالی است که خود بدان نیازمندتر و سزاوارتر است)).
-قلت: ما تفسیر الیقین؟ قال: الموقن یعمل لله کانه یراه، و ان لم یکن یری الله فان الله یراه، و ان یعلم یقیناً ان ما اصابه لم یکن لیخطئه، و ان ما اخطاه لم یکن لیصیبه، و هذا کله اغصان التوکل و مدرجه الزهد
- ((گفتم: تفسیر ((یقین)) چیست؟ گفت: انسان اهل یقین، آن طور برای خدا کار می کند که گویا او را می بیند. و اگر به این درجه نرسید که خدایش را ببیند، این قدر می داند که او وی را می بیند و یقین داشته باشد که آنچه به او رسیده می بایست برسد و آنچه به او نرسیده، نمی بایست برسد این همه که گفتیم، شاخه های توکل و طریق زهد بود)).
خواننده محترم!:
ببین این حدیث چه مضامین بالا و مطالب عالی را در بردارد و بیان کرده است که صبر، قناعت، رضا، زهد، اخلاص و یقین، همه از توکل سرچشمه می گیرند، اگر نبود جز همین یک حدیث در مدح و ستایش توکل، کافی بود.
در این حدیث شریف، پنج ستون برای ((توکل)) ذکر گردیده است:
- مخلوقات، ضرری نمی رسانند.
- مخلوقات، منفعتی نمی رسانند.
- مخلوقات، چیزی نمی دهند.
- مخلوقات، مانع چیزی هم نمی توانند بشوند.
- از غیر او باید مایوس شد.
- چهار ستون اول، علمی و پنجمی، عملی است که اگر این پنجمی نباشد، آن چهار تا، قوام و اثری ندارند، همچنانکه علم بدون عمل قوام ندارد، این امری است بسیار واضح و روشن، مثلاً کسی که دندانش درد می کند و می داند که غذای ترش برایش مضر است، با این حال اگر برود ترشی بخورد، مسلماً دندانش درد خواهد گرفت و صرف دانستن اینکه ترشی برایش مضر است، بدون عمل به مقتضای آن، نفعی برایش نخواهد داشت.
نکته دیگری که در این حدیث شریف نهفته است، سه اثر مهم ((توکل)) است:
اول اخلاص
وقتی بنده، فهمید که مخلوقات هیچ نفعی و ضرری ندارند، در نتیجه برای هیچ یک از آنها عملی انجام نمی دهد، بنابر این، انگیزه ریا برچیده می شود، قلبش از انحراف و کجی نجات می یابد و طاعات و عبادت را با اخلاص انجام می دهد.
دوم عزت:
وقتی فهمید غیر ذات اقدس الهی، همه محتاجند از آنان قطع طمع می کند و به آنان دل نمی بندد و فقط به معبودش تکیه می کند ولا غیر.
سوم امنیت:
از دیگر آثار این است که انسان متوکل، از مخلوقات و موذیات نمی هراسد، چون آنها را در برابر عظمت حق هیچ می داند و بر همین اساس است که گاهی اوقات در احوالات برخی افراد مخلص و بندگان پاک درگاه الهی، می شنویم که گذرشان به حیوانات درنده می افتاد ولی به آن اهمیت نمی دادند، چون یقین داشتند که مخلوق ضرری نمی رساند، یک حیوان درنده در برابرشان با چیزهای دیگر (نظیر سنگ و درخت و...) فرقی نداشت.
در حدیث آمده است که حضرت امام صادق علیه السلام یک وقتی وارد کوفه شدند، هنگام برگشت، جمعیتی از کوفه جهت بدرقه پیشاپیش حضرت از شهر خارج گردیدند، در بین راه، ناگهان به شیری برخورد کردند. (( ابراهیم ادهم)) که در بین آنان بود، گفت، صبر کنید تا حضرت تشریف بیاورند، آنان نیز چنین کردند، وقتی امام علیه السلام به آنان رسید، ماجرا را به ایشان اطلاع دادند، حضرت به شیر نزدیک شدند تا جایی که گوش شیر را گرفته از وسط جاده خارجش کردند و سپس فرمودند:
232- اما ان الناس لو اطاعوا الله حق طاعته لحملوا علیه اثقالهم
یعنی: ((اگر مردم خدا را به آن حد که باید، اطاعت می کردند، می توانستند بارهایشان را بر شیر حمل کنند)).
((جویریه بن مسهر)) گوید: من و امیر المومنین علیه السلام به طرف کوفه حرکت می کردیم، کس دیگری همراهمان نبود تا به زمین شوره زاری رسیدیم. در آنجا به شیر نری برخورد کردیم که در بین راه روی زمین نشسته بود. جفتش هم پشت سرش و بچه شیرها نیز پشت سر آن دو بوده اند من که این صحنه را دیدم لجام اسبم را کشیدم که بر گردم، ناگاه دیدم امام علیه السلام می فرماید:
233- ای جویریه! جلو برو، این حیوان در درگاه الهی سگی است چون سایر حیوانات که زمامش به دست خداوند متعال است، غیر از او احدی نمی تواند شر این حیوان را دفع نماید(89)
ناگاه دیدم آن شیر در حالی که دم خود را می جنبانید به طرف حضرت آمد، آن امام پای خود را به صورت شیر مالیدند، در اینجا ذات اقدس الهی با قدرت مطلقه اش، شیر را به سخن آورده چنین گفت:
سلام بر تو ای امیر المومنین و وصی خاتم النبین!
حضرت فرمود: و علیک السلام ای شیر! تسبیح تو چیست؟
گفت: می گویم: منزه است پروردگار من! منزه است معبود من! منزه است آن کس که هیبت و ترس مرا در دل بندگانش نهاد! منزه است او! منزه است او!
حضرت از آنجا گذشتند در حالی که من همراه او بودم، زمین شوره زار طولانی شد و وقت نماز عصر ضیق گشت، من از فوت شدن نماز عصر دلتنگ شدم ولی با خود گفتم:
وای بر تو ای جویریه! آیا تو از امیر المومنین علیه السلام به نماز حریص تری در حالی که قضیه شیر را با چشمانت دیدی؟
با هم رفتیم تا زمین شوره زار به پایان رسید، از مرکب فرود آمد و اذان و اقامه گفت، آنگاه آهسته با لب چیزی گفت و با دستش اشاره ای فرمود، ناگاه به قدرت مطلقه الهی، آفتاب به جایگاه عصر بازگشت، با هم نماز عصر را خواندیم، بعد از نماز سر را بالا کردم، دیدم خورشید در یک چشم بر هم زدن به محل اولش بازگشت و ستارگان ظاهر گشتند، مجدداً حضرت اذان و اقامه گفتند و نماز مغرب را اقامه فرمودند و سوار بر مرکب شده رو به: کردند و گفتند:
- ای جویریه آیا می گویی این مرد، جادوگر است؟ آیا می گویی من مانند
طلوع و غروب را تاکنون از آفتاب ندیده ام؟ جادوست یا چشم من خطا می کند؟
بزودی وسوسه شیطان را از نفست بیرون می کنم: آیا نمی دانی که خداوند متعال می فرماید:
-ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها(90)
یعنی: ((نامهای نیک، همه مخصوص خداست، شما او را بدان نامها بخوانید)).
- ای جویریه! روزی رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم در حال نزول وحی، سر مبارکش بر دامان من بود که خورشید غروب کرد، در حالی که من هنوز نماز عصر را نخوانده بودم، از من پرسید: آیا نماز عصر را خوانده ای؟ گفتم: نه، فرمود: خداوندا! علی در طاعت تو بسر می برد و نیاز پیامبرت را برآورده می ساخت آنگاه با اسم اعظم، خدا را خواند، ناگاه خورشید برای من برگشت و نماز را با آرامش به جای آوردم و بعد غروب کرد. سپس آن حضرت که پدر و مادرم فدایش باد آن اسم را به من آموخت و هم اکنون من با همان اسم دعا کردم.
ای جویریه! حق در قلوب مومنین، واضحتر و آشکارتر است از القائات شیطان. من از خدا خواستم که این القائات را از قلبت بزداید، حالا چه می یابی؟
گفتم: ای آقای من! آن القائات از قلبم محو گردید.



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
26-06-2018, 16:33
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





نکوهش در خواست از دیگران

از جمله نکات حدیث امام صادق علیه السلام(91) این بود که فرمود: ((بنده اگر از مخلوقات، چیزی نخواست، اقرارش به بندگی خدا ثابت می شود)).
این کلام، دلالت بر ضعف ایمان فردی دارد که از دیگران درخواست می کند و نیز دلالت بر قوت ایمان فردی دارد که به خدا امیدوار است، چون وقتی بخشندگی غیر خدا را نفی کرد، دیگر به آنها رجوع نمی کند، در نتیجه توحیدش خالص و عبودیتش تام و کامل می گردد.
در این معنا روایاتی آمده است که از جمله در تفسیر آیه کریمه:
-و ما یومن اکثرهم بالله الا و هم مشرکون(92)
یعنی: ایمان اکثر اینان آمیخته به شرک است.
امام صادق علیه السلام فرمود:
234- هو قول الرجل: لولا فلان لهلکت، ولولا فلان لما اصبت کذا و کذا و لولا فلان لضاع عیالی، الاتری انه قد جعل الله شریکاً فی ملکه یرزقه و یدفع عنه؟ قلت: فیقول: لولا ان الله من علی بفلان لهلکت: قال: نعم، لا باس بهذا و نحوه
یعنی: ((این شرک همان سخن مردم است که می گویند: اگر فلانی نبود، کار من زار بود، اگر فلانی نبود، به چنین و چنان نمی رسیدم، اگر فلانی نبود، خانواده ام گرفتار می شدند... مگر نمی بینی که چنین افرادی برای خداوند در حکومتش شریک قرار داده اند که آن شریک به اینان روزی می رساند و ضرر را از اینان دفع میکند.
راوی می گوید: گفتم پس بگوید: اگر خداوند متعال به واسطه فلانی بر من منت نمی گذاشت، هلاک و گرفتار می شدم (این چگونه است؟)، فرمود: بله، امثال این سخنان اشکالی ندارد)).
و نیز فرمود:
235- شیعتنا من لا یسال الناس شیئاً ولو مات جوعاً
یعنی: شیعیان ما کسانی اند که از مردم چیزی طلب نمی کنند، اگر چه از گرسنگی بمیرند.
و به همین خاطر است که شهادت سائل پذیرفته نیست.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
236- شهاده الذی یسال فی کفه ترد
یعنی: شهادت کسی که دست نیاز به سوی دیگران دراز می کند، پذیرفته نیست.
نقل است که حضرت امام زین العابدین علیه السلام در روز عرفه افرادی را دیدند که نزد مردم ابراز نیاز می کنند، به آنان فرمودند:
237- هولاء شرار من خلق الله، الناس مقبلون علی الله و هم مقبلون علی الناس
یعنی: اینان بدترین مخلوقات حق اند؛ چون مردم همه رو به سوی خدا دارند و اینان روی به سوی مردم.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
238- لو یعلم السائل ما علیه من الوزر ما سال احد احداً ولو یعلم المسوول ما علیه اذا منع ما منع احد احداً
یعنی: اگر سائل بداند که در خواستش چه بار سنگینی دارد، هرگز کسی از کس دیگر، چیزی طلب نمی کند. و آن کس که از او چیزی می خواهند، اگر بداند که ممانعت هم چه بار عظ یمی دارد، هرگز کسی را رد نخواهد کرد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
239- من یسال من غیر فکانما یاکل الجمر
یعنی: کسی که درخواست می کند ولی نیاز ندارد، گویا آتش می خورد.
حضرت امام باقر علیه السلام فرمود:
240- اقسم بالله و هو حق ما فتح رجل علی نفسه باب المساله الا فتح الله علیه باب فقر
یعنی: به خدا قسم می خورم، قسم حق که کسی باب سوال و درخواست را بر روی خود نگشاید مگر آنکه ذات اقدس الهی، باب فقری را بر او بگشاید.
حضرت امام زین العابدین علیه السلام فرمود:
241- ضمنت علی ربی انه لا یسال احد احداً من غیر حاجه الا اضطرته حاجه المساله یوماً الی ان یسال من حاجه
یعنی: من از طرف خدا ضمانت می کنم (حاجت را بر آورده کند یا دچار فقر نکند) کسی را که فقط در روز نیاز شدید و اضطرار، از دیگران درخواست می کند.
روزی حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم یارانش فرمود:
242- الا تبایعونی؟.
یعنی: آیا با من بیعت نمی کنید؟.
گفتند: یا رسول الله! ما با تو بیعت کردیم، فرمود: تبایعونی علی ان لا تسالوا الناس شیئاً
یعنی: با من بیعت کنید بر اینکه از مردم چیزی نخواهید.
بعد از آن روز، اگر چیزی از دست کسی بر زمین می افتاد، خودش خم می شد و آن را بر می داشت و به کسی نمی گفت آن را به من بده.
و نیز فرمود:
243- لو ان احدکم یاخذ حبلاً فیاتی بحزمه حطب علی ظهره فیبیعها فیکف بها وجهه خیر له من ان یسال
یعنی: اگر هر یک از شما ریسمانی بگیرد و با آن بر پشتش هیزم بکشد تا مخارجش را تامین کند، بهتر از آن است که از دیگران چیزی طلب نماید.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
242- یکی از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم دست تنگ شد، همسرش گفت: نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم برو و از او حاجتت را طلب کن، آن مرد نزد حضرت آمده شنید که پیامبر اکرم می فرماید:
-من سالنا اعطیناه، و من استغنی اغناه الله
یعنی: هر که از ما طلب کند او می دهیم، ولی کسی که اظهار نیاز نکند، خداوند او را بی نیاز می سازد.
آن مرد با خود گفت: حتماً مقصود حضرت من بودم. آنگاه به سوی همسرش باز گشت و ماجرا را به اطلاعش رساند. زن گفت: رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بشری است مانند دیگران (از حال تو چه خبر دارد) برو وضع خودت را برای او بگو. آن مرد مجدداً نزد حضرت آمد، چون رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم او را دید، همان جمله سابق را بیان فرمود.
این مرد، رفت و آمد، تا سه مرتبه این کار تکرار گردید و آن مرد که صحنه را این چنین دید رفت و تبری به عاریه گرفت و به طرف کوه روانه گردید، از کوه بالا رفت و قدری هیزم جمع کرده به شهر آورد و به اندازه پنج سیر آرد، آن را فروخت.
روز بعد مجدداً به طرف کوه رفت، این بار هیزم بیشتری آورد و فروخت، همین کار را تکرار کرد تا اینکه تبری خرید، پس از گذشت مدتی، دو شتر و یک برده نیز خریداری نمود تا اینکه داراییش زیاد شد و روزگارش رو به راه گردید، سپس نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد، ماجرای خود را به اطلاع حضرت رساند که چگونه قصد ابراز نیاز به محضر حضرت را داشت و از ایشان چه شنید.
حضرت فرمود: من که به تو گفتم هر که از ما طلب کند به او می دهیم ولی کسی که اظهار نیاز نکند، خداوند او را بی نیاز می سازد.
امام باقر علیه السلام فرمود:
245- طلب الحوائج الی الناس استسلاب للعزه، و مذهبه للحیاء، و الیاس مما فی ایدی الناس عز للمومنین، و الطمع هو الفقر الحاضر
یعنی: طلب حاجت از مردم، موجب از بین رفتن عزت و حیا می گردد و مایوس شدن از آنچه در دست مردم است، موجب عزت مومنین می شود و طمع، همان فقر نقد است.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
242- من استغنی اغناه الله، و من استعف اعفه الله، و من سال اعطاه الله، و من فتح علی نفسه باب المساعه فتح الله علیه سبعین باباً من الفقر لا یسدا ادناه شی ء
یعنی: کسی که اظهار نیاز نکند، خداوند او را بی نیاز می گرداند و کسی که طالب عفت باشد، پروردگار متعال او را عفیف می نماید، کسی که از خدا چیزی بخواهد، خداوند به او عطا می کند، کسی که باب سوال و درخواست را بر خود بگشاید، خداوند متعال هفتاد باب از فقر به رویش می گشاید که هیچ چیز نمی تواند حتی کوچکترین بابش را مسدود نماید.
نقل است که گدایی از وجود مبارک پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم چیزی خواست و او را به وجه الله قسم داد، حضرت دستور فرمودند تا پنج تازیانه بر او نواختند، آنگاه به وی فرمود:
247- سل بوجهک اللئیم ولا تسال بوجه الله الکریم
یعنی: مردم را به روی پست خودت قسم بده، نه به وجه خداوند کریم.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
27-06-2018, 16:00
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





نکوهش رد سائل

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
248- لا تقطعوا علی السائل مسالته فلولا ان المساکین یکذبون ما افلح من ردهم
یعنی: درخواست سائل را رد نکنید که اگر دروغ مساکین و بیچارگان نبود، رد کنندگان آنان بدبخت می شدند.
249- ردوا السائل ببذل یسیر او بلین و رحمه فانه یاتیکم من لیس بانس ولا جان لینظر کیف صنعکم فیما خولکم الله
یعنی: به سائل یا چیز کمی بدهید یا با نرمی و ترحم، ردش کنید، چون چه بسا فردی که نه انسان است و نه جن، نزد شما بیاید تا ببیند با نعم الهی چه می کنید؟.
فردی گوید من هنگام صبح برد در منزل امام صادق علیه السلام نشسته بودم که گدایی آمد و چیزی خواست، اطرافیان او را رد کردند، امام علیه السلام آنان را بسیار سرزنش کرد و فرمود:
250- اول سائل قام علی باب الدار فسال فردد تموه؟ اطعموا ثلاثه ثم انتم بالخیار علیه ان شئتم ان تزداد وا فاز داد وا والا فقدا ادیتم حق یومکم
یعنی: اولین گدایی که برد در خانه ما آمد او را رد کردید؟ تا سه نفر را غذا بدهید آنگاه اختیار با شماست اگر خواستید بیش از سه نفر را هم بدهید وگرنه حق این روز را ادا نموده اید.
و نیز فرمود:
251- اعطوا الواحد والاثنین و الثلاثه ثم انتم بالخیار
یعنی: گدای اول، دوم و سوم را (چیزی) بدهید، پس از آن، اختیار با شماست.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
252- اذا طرقکم سائل ذکر باللیل فلا تردوه
یعنی: هر وقت گدایی، شبانه در خانه شما را کوبید و چیزی خواست، مبادا ردش کنید.
253- انا لنعطی غیر المستحق حذراً من رد المستحق
یعنی: ما به غیر مستحق هم عطا می کنیم تا مبادا در این میان، مستحق واقعی را رد کرده باشیم.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
28-06-2018, 15:14
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






گوشه ای از آداب انفاق

امام علی بن الحسین علیه السلام فرمود:
254- صدقه اللیل تطفی ء غضب الرب
یعنی: صدقه شبانه، غضب پروردگار را خاموش می نماید.
و به ابی حمزه فرمود:
255- اذا اردت ان یطیب الله میتتک و یغفر لک ذنبک یوم تلقاه فعلیک بالبر، و صدقه السر، وصله الرحم، فانهن یزدن فی العمر، و ینفین الفقر، و یدفعن عن صاحبهن سبعین میته سوء
یعنی: اگر می خواهی خداوند تو را پاک بمیرانه و روز ملاقاتش گناهانت از ببخشاید، نیکی کن و در جفا، صدقه، بده وصله رحم بنما؛ چون این سه عمل، عمر را زیاد می کنند، فقر را نفی می نماید، و از صاحبانشان هفتاد نوع مرگ بد را دفع می کنند.
از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سوال شد: کدام صدقه افضل است؟ فرمود:
256- علی ذی الرحم الکاشح.
یعنی: بر خویشانی که دشمنی خود را از تو پنهان می کنند.
از حضرت صادق علیه السلام سوال شد: به چه کسی صدقه بدهیم به کسی که بر در خانه می آید یا نگهداریم و به بستگان نیازمند خود بدهیم؟ فرمود.
257- لا یبعث بها الا الی من بینه و بینه قرابه فهو اعظم للاجر
یعنی به بستگان و نزدیکانش بدهد که اجر عظیمتری دارد.
از امام باقر علیه السلام نقل است که فرمود:
258- اذا اردت ان تتصدق بشی قبل اجمعه بیوم فاخره الی یوم الجمعه
یعنی: اگر یک روز قبل از جمعه می خواهی صدقه بدهی، آن را تا روز جمعه به تاخیر بینداز.
259- کسی که تشنه ای را سیراب کند، خداوند متعال او را از شراب دست نخورده، سیراب می نماید.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
260- افضل الصدقه ابراد الکبد الحری، و من سقی کبد احد من بهیمه او غیرها اظله الله یوم لا ظل الا ظله
یعنی: بهترین صدقه خنک ساختن عطشان است، هر کس جگر کسی را سیراب سازد، چه چهار پا باشد و چه غیر آن، خداوند متعال در روز قیامت که سایه ای جز سایه او نیست، برایش سایبانی قرار می دهد.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
29-06-2018, 19:19
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





قسم دوم: اضافه ضروریات زندگی

این اضافه، بار سنگینی است بر دوش صاحبش؛ چون حرام دنیا عقاب دارد و حلالش حساب. عبد الله بن عمر گوید: شنیدم که رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود:
261- تکون امتی فی الدنیا ثلاثه اطباق
یعنی: امت من در دنیا سه طبقه اند
-اما الطبق الاول فلا یحبون جمع المال و ادخاره، ولا یسعون فی اقتنائه و احتکاره، و انما رضاهم من الدنیا سد جوعه، و ستر عوره، و غناهم منها ما بلغ بهم الاخره، فاولئک هم الامنون الذین لا خوف علیهم ولا هم یحزنون
یعنی: طبقه اول، کسانی اند که جمع مال و ذخیره سازی آن را دوست ندارند و در به دست آوردن و احتکار آن، تلاش نمی کنند به مقداری که سد جوع و ستر عورت کنند، راضی اند، هر مقدار که اینان را به آخرت برساند، برایشان بس است، این گروه در امنیت بسر می برند و بر ایشان خوف و اندوهی نیست..
-و اما الطبق الثانی فانهم یحبون المال من اطیب وجوهه و احسن سبله، یصلون به ارحامهم، و یبرون به اخوانهم، و یواسون به فقراء هم و لعض احدهم علی الرصف ایسر علیه من ان یکتسب درهماً من غیر حله او یمنعه من حقه او یکون له خازناً الی یوم موته، فاولئک الذین ان نوقشوا عذبوا، و ان عفی عنهم سلموا
یعنی: گروه دوم کسانی اند که دوست دارند از راه حلال و پاکیزه مال به دست بیاورند تا به بستگان خود رسیدگی کنند؛ به برادرانشان نیکی کنند و به فقرا سرکشی نمایند، برای اینان سنگ به دندان گرفتن راحت تر است از اینکه یک درهمی را از راه حرام به دست بیاورند یا به مستحقش نرسانند تا روز مرگ، آن را پس انداز کنند، اگر در قیامت با اینان مناقشه شود، گرفتار عذاب می شوند و اگر عفو گردند، در سلامت خواهند بود.
-و اما الطبق الثالث فانهم یحبون جمع المال مما حل و حرم، و منعه مما افترض و وجب، ان انفقو اسرافاً و بذاراً، و ان امسکوه بخلاً و احتکاراً، اولئک الذین ملکت الدنیا زمام قلوبهم حتی اوردتهم النار بذنوبهم
یعنی: دسته سوم؛ جمع آوری مال را دوست دارند، حلال و حرام برایشان فرقی ندارد، واجبات را ترک می کنند و در مصرف، اسرافکارند و اگر دست نگهدارند و خرج نکنند از روی بخل و احتکار است (نه به خاطر تذکر اسراف) اینان کسانی اند که دنیا زمام قلبهاشان را مالک گردیده تا به سبب گناهان وارد جهنمشان گرداند.
و نیز فرمود:
262- لا یکتسب العبد مالاً فیتصدق منه فیوجر علیه، ولا ینفق منه فیبارک له فیه، ولا یترک خلف ظهره الا کان راده الی النار
یعنی: نمی شود کسی مالی را از حرام به دست بیاورد و آن را صدقه بدهد و اجر ببرد. و اگر از آن مال خرج کند، برایش برکت ندارد و اگر آن مال پس از مرگش باقی بماند او را به آتش خواهد کشاند.
از حضرت علی علیه السلام در مورد بزرگترین شقاوت سوال شد، فرمود:
263- رجل ترک الدنیا للدنیا ففاتته الدنیا و خسر الاخره، و رجل تعبد و اجتهد و صام رباء الناس فذلک الذی حرم الدنیا من دنایاه و لحقه التعب الذی لو کان به مخلصاً لا ستحق ثوابه فورد الاخره و هو یظن انه قد عمل ما یثقل به میزان فیجده هباء منثوراً
یعنی: کسی که دنیا را به خاطر دنیا ترک کند، در نتیجه، هم دنیا از دستش رفته و هم در آخرت زیانکار است. و کسی که زحمت بکشد، عبادت انجام بدهد و روزه بگیرد، ولی برای نشان دادن به مردم باشد، این فرد، کسی است که از دنیا محروم است و رنجی برایش باقی مانده که اگر در آن اخلاص می ورزید، استحقاق ثواب داشت، چنین فردی، وارد صحنه قیامت می شود در حالی که گمان می کند عملی به همراه دارد که موجب سنگینی اعمال نیکش گردیده، ولی آن را بر باد رفته می یابد.
سوال شد: بیشترین حسرت مخصوص کیست؟ فرمود:
-من رای ماله فی میزان غیره فادخله الله به النار و ادخل وراثه به الجنه
یعنی: کسی که مالش را در ترازوی دیگران ببیند در حالی که او به سبب (کسب حرام) آن مال، وارد جهنم می شود و وارثش به سبب (مصرف حلال و انفاق و ادای حقوق) آن، به بهشت می رود.
گفتند: چگونه چنین چیزی ممکن است؟ فرمود:
-کما حدثنی بعض اخواننا عن رجل دخل الیه و هو یسوق فقال له: یا فلان، ما تقول فی مائه الف فی هذا الصندوق؟ ما ادیت منها زکاه قط قال: قلت فعلی ما جمعتها؟ قال: لحقوق السلطان، و مکاثره العشیره، و لخوف الفقر علی العیال و لروعه الزمان قال علیه السلام: ثم لم یخرج من عنده حتی فاضت نفسه
یعنی: برادری برایم نقل کرد: نزد مردی رفتم که در حال جان کنده بود، به من گفت: صد هزار (درهم یا دینار) در این صندوق دارم که زکاتش را پرداخت نکرده ام به نظر تو چکنم؟ آن مرد می گوید: گفتم برای چه آن را جمع کردی؟
گفت: برای پرداخت مالیات سلطان، فخر فروشی بر بستگان، هراس فقر بر خانواده و ترس از اتفاق روزگار. سپس فرمودند: این مرد از نزد او بیرون نیامده، جان داد.
بعد حضرت فرمودند:
-الحمد لله الذی اخرجه منها ملوماً بباطل جمعها و من حق منعها فاو کاها فقطع المفاوز و القفار و الجج البحار، ایها الواقف لا تخدع کما خدع صویحبک بالامس، ان من اشد الناس حسره یوم القیامه من رای ماله فی میزان غیره ادخل الله هذا به الجنه و ادخل هذا به النار
یعنی: سپاس مخصوص خدایی است که او را با ملامت از دنیا برد در حالی که مال را از راه باطل جمع کرد و حق حق دار را منع کرده بود، سرش را هم محکم بسته بود (که دزد نبرد). مالی که، دشتهای خشک و سوزان و شهرها و دریاها را برای جمع آوری آن، درنوردیده بود. ای کسی که در دنیا مانده ای! مبادا گول بخوری همچنانکه دیروز آن مرد گول خورد، همانا شدیدترین حسرت را در قیامت کسی دارد که می بیند مالش در میزان دیگری است و به واسطه آن بهشت رفته ولی خودش را به سبب همین مال به جهنم می برند.
امام صادق علیه السلام فرمود:
264- و اعظم من هذا حسره رجل جمع مالاً عظیماً بکد شدید، و مباشره الاهوال، و تعرض الاخطار، ثم افنی ماله بصدقات و مبرات، و افنی شبابه و قوته فی عبادات و صلوات و هو مع ذلک لا یری لعلی بن ابی طالب - علیه السلام حقه، ولا یعرف له من الاسلام محله، و یری ان من لا بعشره ولا بعشر عشر معشاره افضل منه، یواقف علی احجج فلا یتاملها، و یحتج علیه بالایات و الاخبار فیابی الا تمادیاً فی غیه، فذاک اعظم من کل حسره، و یاتی یوم القیامه و صدقاته ممثله له فی مثال الافاعی تنهشه، و صلواته و عباداته ممثله له فی مثال الزبانیه تدفعه حتی تدعه الی جهنم دعاً
یعنی: حسرت بیشتر از این مرد را کسی دارد که مال بسیاری را با زحمات زیاد و رنجها و مشقتها فراهم کرد و بعد آن مال را با صدقات و مبرات از بین برد، جوانی (و شادابی) و قوت و نیرویش را نیز در عبادات و نمازها گذارند، ولی برای علی بن ابی طالب علیه السلام حقی قائل نبود، محل و مقامی در اسلام برای آن حضرت نمی شناخت، اما در مقابل، کسانی را که یک دهم یا یک صدم آن حضرت هم نمی شوند، برتر از آن جنایت پنداشت. در مورد حجتهای الیه (و ائمه (ع) توقف می کرد و فکرش را به کار نمی انداخت و وقتی با آیات و روایات برایش استدلال می نمودند، نمی پذیرفت چون در گمراهی خود فرو رفته بود. این فرد بیشترین حسرت را دارد. روز قیامت وارد می شود در حالی که صدقاتش به صورت افعی ها تمثل یافته او را می گزند و نمازها و عباداتش چون فرشتگان دوزخ هستند که او را به سوی جهنم خواهند راند.
-یقول: یا ویلتا الم اک من المصلین؟ الم اک من المزکین؟ الم اک عن اموال الناس و نسائهم من المتعففین؟ فلماذا دهیت بما دهیت؟
یعنی: در همین حال می گوید: ای وای مگر من از نماز گزاران نبودم؟ آیا من از زکات دهندگان نبودم؟ آیا من نبودم که چشم طمع به اموال و زنان مردم نداشتم؟ پس چرا به این مصیبت عظیم گرفتار شدم؟.
-فیقال له: یا شقی، ما ینفعک ما عملت و قد ضیعت اعظم الفروض بعد توحید الله والایمان بنبوه محمد صلی الله علیه و آله و سلم وضعیت ما الزمتک من معرفته حق علی ولی الله علیه السلام و التزمت علیک من الائتمام بعدو الله، فلو کان لک بدل اعمالک هذه عباده الدهر من اوله الی اخره و بدل صدقاتک الصدیقه بکل اموال الدنیا بل بمل ء الارض ذهباً ازدادک ذلک من الله الا بعداً، و من سخطه الا قرباً
یعنی: به او گفته می شود: ای بدبخت! عملت برایت نفعی ندارد؛ چون تو بزرگترین واجب الهی پس از توحید و نبوت را ضایع ساختی، تو ولی حق علی بن ابی طالب علیه السلام را آن طور که باید نشناختی و بر عکس، به دشمن خدا تن در دادی.
اگر به جای این اعمال که انجام دادی، روزگار، از اول تا آخر عالم را عبادت می کردی و به جای صدقات و بخششهایت، تمام اموال دنیا بلکه به اندازه کره زمین طلا در راه خدا انفاق می کردی (هیچ فایده ای برایت نمی داشت و) جز دوری از خدا و نزدیکی به غضبش، برایت حاصلی نمی داد.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
265- از مال حذر کنید، چون در گذشته مردی اموالی را برای فرزندانش جمع کرده بود که ناگاه ملک الموت (در چهره انسانی) با لباس فقیرانه بر در خانه اش آمد و در را کوفت، دربانان بیرون آمدند، ملک الموت گفت: آقای خود را بگوئید تا بیاید، من با او کار دارم، گفتند: آقای ما نزد فردی مانند تو بیاید (که فقیر هستی)؟ با این جواب آن مرد را از در خانه درو کردند.
فرشته مرگ، مجدداً با همان شکل آمد و گفت: آقایتان را بگوئید بیاید و به او خبر بدهید که من فرشته مرگم. صاحب خانه چون این صدا را شنید، ترس وجودش را فرا گرفت، در همان حال نشست و به یارانش گفت: با او به نرمی گفتگو کنید و بگوئید: خدا به تو برکت دهد، شاید (اشتباهی آمدی) فرد دیگری را می خواهی؟ گفت: خیر در همین حال وارد خانه شد و به صاحب خانه گفت: وصیت خود را بکن که من باید هر چه زودتر روح تو را قبضه کنم.
در اینجا اطرافیان، شروع به گریه و زاری نمودند، مرد برخاست و دستور داد تا صندوقها را بگشایند و هر چه طلا و نقره در آن است، صورت برداری کنند. بعد رو به مالها نمود و شروع کرد به دشنام دادن به آنها و گفت:
خدا تو را لعنت کند، تو باعث شدی که من یاد خدا را فراموش کردم، تو باعث شدی که من از آخرتم غافل ماندم تا وقتی که خبر مرگم را به من دادند.
در این هنگام خداوند متعال، مال را به سخن در آورده به صاحبش گفت: چرا مرا دشنام می دهی؟ خودت از من به ملامت و نکوهش سزاوارتری، تو در چشم مردم حقیر و پست بودی، من بودم که تو را بالا آوردم، مگر نبود که بر در دربار ملوک و بزرگان حاضر می شدی و افراد صالح هم آنجا بودند، ولی تو را زودتر از دیگران به درون راه می دادند؟
مگر نبود که تو دختران بزرگان را خواستگاری می کردی، مردمان پاک نیز خواستگاری می کردند، ولی آنها تو را می پذیرفتند؟
اگر تو مرا در راه خیر مصرف می کردی، آیا من قدرت ممانعت و جلوگیری داشتم؟
اگر تو مرا در راه خدا خرج می کردی، مالت کم نمی شد (و خداوند بدان برکت می داد) حال که وضع اینگونه خراب است، مرا دشمنام می دهی در حالی که خودت به نکوهش سزاوارتری؟ من و تو، هر دو از خاک آفریده شدیم، من دوباره به آن خاک بر می گردم ولی تو به سوی گناهانی می روی که به واسطه من آنها را کسب نمودی.
آنگاه فرمود: مال با صاحبش اینگونه سخن می گوید: (یعنی هر مال، چنین گفتگویی را با صاحبش دارد ولی کو گوش شنوا؟)




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-07-2018, 16:30
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






رهاورد شوم ثروت اندوزی

باید بدانی آن کس که سعی و تلاش در جمع آوری مال است. زیانکار و کم عقل می باشد. این مطلب با چند دلیل بیان می گردد:
اول به خود ظلم کرده که هم و غم خویش را صرف طلب آن نموده است؛ چون این فرد، اگر بین مردم باشد، فکرش به آن مالها مشغول است و اگر تنها باشد (باز) از ترس دزد، خواب راحتی ندارد.
عالمی می گفت: فقرا سه خصلت دارند: یقین (به رزاقیت الهی) دارند فکر و خیالشان همیشه آرام و راحت است و حسابشان در روز قیامت خفیف و اندک می باشد.
و اغنیا نیز سه خصلت دارند: رنجهایی که در طلب مال کشیدند، قلبشان بدان مشغول است و حسابشان شدید خواهد بود.
دوم فکرشان مشغول به این است که: با این مالها چه کنند و از چه راهی آن را زیادتر نمایند، چگونه آن را از شر دزد و مانند آن نگاهداری کنند و چگونه از آن مالها استفاده نمایند؟
این گروه، در همین حالات بسر می برند که ناگاه مرگشان فرا می رسد و آرزوهایشان را بر باد داده ولی بار سنگین آن مال، بر دوششان می ماند.
حضرت عیسی علیه السلام فرمود:
266- ویل لصاحب الدنیا کیف یموت و یترکها، و یامنها و تغره و یثق بها و تخذله؟!
یعنی: وای بر صاحب دنیا! که چگونه می آید و آن را رها می سازد، او (به خیالش خودش) از شر دنیا در امان بود، ولی دنیا او را فریب داد. او به دنیا اعتماد و اطمینان داشت، ولی دنیا او را خوار و ذلیل کرده بود.
سوم جمع آوری مال، آرزوهای طولانی می آورد، قلب را تیره می کند و شیرینی عبادت را از قلب خارج می نماید که این از بزرگترین بدبختیهای انسان است. حضرت عیسی علیه السلام فرمود:
267- بحق اقول لکم: کما ینظر المریض الی الطعام فلا یلتذ به من شده الوجع کذلک صاحب الدنیا لا یلتذ بالعباده ولا یجد حلاوتها مع ما یجد من حلاوه الدنیا
یعنی: بحق به شما می گویم: همچنانکه مریض به غذا نظر می کند، ولی به خاطر شدت دردش از آن لذت نمی برد، هم چنین صاحب دنیا از عبادتش لذت نخواهد برد و تا وقتی که دنیا در ذایقه اش شیرینی می کند، از شیرینی عبادت بهره ای نصیبش نمی گردد.
-و بحق اقول الکم: کما ان الدابه اذا لم ترکب تمتهن و تصعب و تغیر خلقها کذلک القلوب اذا لم ترق بذکر الموت و نصب العباده تقسوا و تغلظ
یعنی: و بحق می گویم همچنانکه اگر مدتی بر حیوان سوار نشوند و او را رها کنند، پس از آن سوار شدنش مشکل می شود و حیوان ضعیف می گردد، هم چنین قلوب انسانها اگر با یاد مرگ و عبادات، رقیق و نرم نشوند، دچار قساوت می گردند و سخت می شوند.
-و بحق اقول لکم: ان الزق اذا لم ینخرق یوشک ان یکون و عاء العسل کذلک القلوب اذا لم تخرقها الشهوات او یدنسها الطمع او یقسها النعم فسوف تکون اوعیه الحکمه
یعنی: و بحق می گویم که اگر مشک پاره نگردد، ممکن است ظرف عسل گردد، هم چنین دلها اگر به وسیله شهوات پاره نگردند، یا با طمع، چرکین نشوند، یا نعمتهای بسیار، موجب قساوتش نگردند، می توانند ظروف خوبی برای حکمت باشند.
چهارم طالب مال، نه تنها به مرادش نمی رسد؛ بلکه به عکس آن دست می یابد، چون مقصود از سعی و تلاش و جمع آوری آن، رسیدن به راحتی بود، بلکه بر عکس موجب ازدیاد هم و غم و مشکلاتش می گردد تا جایی که آنچنانکه از مال فرار می کند، از مارهای سیاه و سگهای درنده فرار نمی نماید.
عالمی می گفت: فقیر از سه چیز در راحتی و آسایش بسر می برد و غنی بدان مبتلاست. پرسیدند آن سه چیز چیست؟ گفت: ظلم حاکمان (که به زور مال را بگیرند) حسادت همسایگان و چاپلوسی برادران که امیر المومنین علیه السلام فرمود:
268- الفقر خیر من حسد الجیران، و جور السلطان و تملق الاخوان
یعنی: فقیر بودن بهتر است از حسادت همسایگان و ستم حاکمان و چاپلوسی برادران (و نزدیکان).
شاعری می گوید:
و طالب المال فی الدنیا لیحرسه - و لم یخف عند جمع المال عقباها
کدوده القز ظنت ان سترتها - تعینها و الذی ظنته ارداها
آن کس که در دنیا در طلب مال بسر می برد و آن را حراست می کند اما از عاقبتش نمی هراسد، مانند کرم ابریشم است که خیال می کند پلیه هایش او را کمک می کنند ولی همانها موجب هلاکتش می گردند.
پنجم دنیا را در برابر فروختن عمرش خریداری کرد و حال آنکه عمر نفیس ترین چیز است هم برای دنیا و هم برای آخرت که اگر به عاقلی بگویند عمرت را به ملک دنیا بفروش، نخواهد پذیرفت، بلکه هنگام حضور فرشته مرگ، حاضر است تمام اموالش را در برابر یک روز عمر اضافی بدهد.
اما تو این عمر را به تدریج به چیزهای پست و کم ارزشی می فروشی که هیچ قیمت ندارند، فکرت را بکار بینداز که بر فرض، عمر یک انسان معمولی صد سال باشد، اگر به او بگویند این صد سال را در مقابل اندازه کره زمین طلا بفروش، او هرگز این معامله را انجام نخواهد داد. بعد ببین هر یک سال، چقدر ارزش دارد (که برابر است با یک صدم طلا به اندازه زمین) آنگاه با تقسیم بر دوازده، ارزش هر ماه و با تقسیم مجدد بر سی، ارزش هر روز را به یک درهم یا یک دینار یا نصف دیناری می فروشی، چه ضرری عظیمتر از این است؟
ممکن است گفته شود: انسان برای بقای حیات، به غذا نیازمند است و آن هم فراهم نمی شود مگر با کار کردن و حاصل کار (با رعایت جهات شرعی و حقوق دیگران معمولاً) در یک روز، یک درهم با یک دینار بیشتر نمی شود، پس خواهی نخواهی انسان ضرر کرده است.
می گوییم: اگر مقصود بنده از کسب و کار، این باشد که قوتش را فراهم کند تا بتواند برای آخرتش عمل نماید، هرگز چنین فردی یک روز را به یک درهم یا یک دینار نفروخته بلکه آن روزش سراسر عبادت، ارزشش قابل قیاس با چند، برابر کل دنیا نخواهد بود؛ چون نعمت آخرت، دائمی و نعمت دنیا زوال پذیر است، پس چگونه می توان چیز دائم را با چیز زایل شدنی، سنجید؟



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
02-07-2018, 16:02
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ذکر برخی از نعمتهای بهشتی

مگر سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را نشنیدی که فرموده است:
269- من قال: سبحان الله! غرس الله بها عشر شجرات فی الجنه فیها من انواع الفواکه
یعنی: هر کس یک سبحان الله بگوید، خداوند متعال ده درخت در بهشت برایش می کارد که تمامی انواع میوه ها را داراست.
طعمهای این میوه ها گوارا و انواعش مختلف است، حتی روایت شده که خوردند آن، وقتی از رطب خوردن (مثلاً)، سیر شده، انگور می شود و از خوردن انگور هم که سیر شد، انجیر و انار می گردد و همینطور در برابر انسان به رنگهای گوناگون در می آید، یعنی میوه این درخت بسته به خواست انسان است و هیچ گونه رنج و سختی نیز در تهیه آن وجود ندارد.
اگر چنین درختی را به دنیا بیاورند و بخواهند آن را بفروشند ، خیال می کنی پادشاهان چه مبلغی برای خریداریش می پردازند؟ مضافاً به اینکه این درخت نیاز به آبیاری و رسیدگی ندارد، به علاوه، اگر چنین درختی ده هزار سال عمر کند، یک چنین رقمی در برابر حیات ابدی و جاوید ، قابل قیاست نیست.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
270- لو ان ثوباًمن ثیاب اهل الجنه القی الی اهل الدنیا لم تحتمله ابصارهم و لماتوا من شهوه النظر الیه
یعنی: اگر لباسی از لباسهای اهل بهشت برای اهل دنیا فرستاده شود، چشمهایشان قدرت نگاه کردنش را ندارد و از لذت نظر به آن، جان خواهند داد.
وقتی حال لباس، این چنین است ، دیگر حال پوشنده لباس چگونه می باشد؟ (خدا می داند) و سخن امیر المومنین علیه السلام.
رساننده همین معناست که:
271- لو رمیت ببصر قلبک نحو ما یوصف لک من نعیمها لزهقت نفسک و لتحملت من مجلسی هذا الی مجاوره اهل القبور استعمالاً لها و شوقاً الیها
یعنی: اگر چشمان قلبت را متوجه اوصاف نعمتهای بهشت کنی، جان خواهی داد و از همینجا قلبت را متوجه اوصاف نعمتهای بهشت کنی، جان خواهی داد و از همینجا به همسایگی اهل قبور خواهی شتافت و در رسیدن به آنان عجله و شوق نشان می دهی.
وقتی توجه به اوصاف نعم بهشتی، اینگونه اثر دارد، پس چگونه خواهد بود دیدن خود آن نعمتها؟ از معصومین علیهم السلام روایت شده است که فرمودند:
عجله و شوق نشان می دهی.
272- کل شی ء من الدنیا سماعه اعظم من عیانه، و کل شی ء من الاخره عیانه اعظم من سماعه
یعنی: هر آنچه در دنیاست، شنیدنش بهتر است از دیدنش و هر چه در آخرت هست، دیدنش بهتر است از شنیدنش.
خداوند متعال می فرماید:
-و اذا رایت ثم رایت نعیماً و ملکاً کبیراً(93)
یعنی: چون آن جایگاه نیکو را مشاهده کنی، عالمی پر نعمت و کشوری بی نهایت بزرگ خواهی یافت.
در وحی قدیم آمده است:
273- اعددت لعبادی مالا عین رات، ولا اذن سمعت، ولا خطر بقلب بشر
یعنی: برای بندگانم چیزهایی فراهم کردم که نه چشم کسی دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است.
ای عزیز! اگر مشتاق این نعمتها هستی باید دنیا را ترک کنی؛ چون ترک دنیا مهریه آخرت است. دنیا و آخرت مانند دو هوویند که هر قدر یکی را راضی کنی، دیگری ناراضی می گردد یا مانند مشرق و مغر بند که هر چه به یکی نزدیک گردی، از دیگری دور می شوی. سخن حضرت صادق علیه السلام در همین زمینه است که می فرماید:
274- انا لنحب الدنیا، و ان لا نوتاها، خیر لنا من ان نوتاها و ما اوتی ابن ادم منها شیئاً الا نقص حظه من الاخره
یعنی:- ما (انسانها) دنیا را دوست داریم، ولی اگر بدان نرسیم بهتر از آن است که به آن برسیم و هرگز به فرزندان آدم چیزی از دنیا داده نشد مگر آنکه از بهره اخروی شان کم گردید.
البته باید توجه داشت که منظور حضرت از جمله: ما دنیا را دوست داریم، اشاره به حال نوع انسانهاست که دنیا را دوست دارند نه اینکه منظور حضرت، بیان حال خود یا آباء و ابناء طاهرینش علیهم السلام باشد که شان آن بزرگان، از این سخنان بسیار بالاتر است، چگونه چنین چیزی ممکن است در حالی که جبرئیل سه مرتبه نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمد و کلیدهای بهشت را نزد حضرت آورده چنین گفت:
275- هذه مفاتیج کنوز الدنیا ولا ینقص من حظک عند ربک شی ء
یعنی: این کلیدهای گنجهای دنیاست (اگر آنها را بپذیری) از مقامات تو نزد پروردگارت ذره ای کم نخواهد شد.
اما حضرت ابا فرمودند و چیزی را که خداوند متعال آن را کوچک کرده، بزرگش ننمودند.
دنیایی که در برابر این نعمت عظیم آن را می خری، جز یک لحظه بیش نیست؛ چون نه لذتهای گذشته اش فعلاً یافت می شود و نه سختیها و دردهایش.
و آینده هم که هنوز نیامده، پس دنیا و لذتهای آن، تنها عبارت است از همین یک لحظه ای که در آن قرار داری. به همین خاطر است که علی علیه السلام به سلمان فارسی فرمود:
276- وضع عنک همومها لما ایقنت من فراقها
یعنی: همت تو دنیا نباشد؛ چون یقین داری که از تو جدا خواهد شد.
علاوه بر این، می بینیم کسی دنیا را به خاطر آخرت نفروخت مگر اینکه نسبت به هر دو سود برد و کسی آخرت را بخاطر دنیا نفروخت مگر اینکه نسبت به هر زیان دید، اگر سخن ما را باور ندارید، سخن خدا را باور می کنید که به دنیا می فرماید.
277- اخدمی من خدمنی، و اتعبی من خدمک
یعنی: خادم آن کس باش که خادم من است و به رنج بینداز آن کس را که خادم تو است.
اگر به کاری مشغول هستی ذکر خدا را غنیمت شمار و نامه اعمالت را از حسنات پر کن، مگر نشنیدی حکایت عابد دربان و جلالت قدرش را با اینکه در بازار، مشغول کارش بوده است که آن شاء الله تعالی ماجرایش در همین کتاب در باب ذکر خواهد آمد(94)
روایت شده که آقای ما امیر المومنین علیه السلام هرگاه از جهاد فارغ می شد، به کار تعلیم مردم و قضاوت بین آنان مشغول می گردید و از آن هم که فارغ می شد، در باغش با دستان مبارک خود، مشغول به کار می گردید ولی با این حال ذکر خداوند جلیل را به همراه داشت.
حکم بن مروان، از جبیر بن حبیب روایت کند که برای عمر، مشکلی پیش آمده بود که از حل آن عاجز شده رو به مهاجرین کرد و گفت: نظر شما چیست؟
گفتند: ای امیر المومنین! تو ملجا و پناه مایی (از ما سوال می کنی؟) عمر ناراحت شد و گفت: یا ایها لذین امنوا اتقوا الله و قولوا قولاً سدیداً(95)
یعنی: ((ای اهل ایمان! متقی و درست گفتار باشید.
به خدا قسم! هم من و هم شما، همه می دانیم که راهگشای این مشکل کیست؟
گفتند: منظورت علی بن ابی طالب علیه السلام است؟
گفت: چرا مردم برای مشکلشان به او رجوع نکردند و به سوی من آمدند؟ آیا تا کنون هیچ زنی، فرزندی مانند او به دنیا آورده است؟
گفتند: به دنبالش بفرست.
عمر آهی کشید و گفت: وی مردی است از بزرگان بنی هاشم، از نزدیکان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و باقیمانده علم او ، بروید او را بیاورید.
مردم به طرف آن حضرت حرکت کردند، دیدند آن جناب در باغی مشغول بیل زدن است و این آیه را تلاوت می فرماید:
-ایحسب الانسان ان یترک سدی الم یک نطفه من منی یمنی ثم کان علقه فخلق فسوی(96)
یعنی: آیا انسان می پندارد که به حال خود واگذاشته شده است؟ آیا ابتدایش منی نبود؟ سپس به صورت خون بسته در آمد و آنگاه (به این صورت زیبای حیرت انگیز) آراسته گردید؟.
این را می خواند در حالی که اشک از چشمان مبارکش جاری بود، مردم از گریه آن حضرت به گریه افتادند، وقتی که آرام شدند، عمر سوال خود را پرسید و حضرت جواب فرمود، آنگاه عمر دستهایش را به هم پیچانید و گفت: خدا تو را اراده کرده است، اما چکنم که این قوم آن را نپذیرفتند. حضرت به او فرمود:
278- یا ابا حفض علیک من هنا و من هنا
یعنی: ای عمر صدایت را کوتاه کن، آنگاه این آیه را تلاوت فرمود:
- ان یوم الفصل کان میقاتاً(97)
یعنی: همانا روز قیامت، وعده گاه است.
عمر برگشت در حالی که چهره اش چون شب، سیاه گشته بود.
ای برادر! اگر عمرت را به نعمت جاودان آخرت نفروشی، آن را به بهایی اندک چون چند درهم فروخته ای؛ چون هر چه بدوی و تلاش کنی، نهایتش این است که در تمام عمرت به اندازه یک اطاق طلا یا نقره یا کمتر از آن، در آمد کسب کرده باشی، تو که راضی نبودی عمرت را به قیمت دنیا بفروشی، آیا ضرر نکرده ای؟ به همین خاطر است که شاعر می گوید:
الدهر ساومنی عمری و قلت له - ما بعت عمری بالدنیا و ما فیها
ثم اشتریه بتدریج بلا ثمن - تبت یدا صفقه قد خاب شاریها
یعنی: روزگار در خریدن عمرم مبالغه می کرد، ولی من می گفتم آن راحتی را به قیمت دنیا و آنچه در اوست هم نمی دهم.
اما به تدریج، آن را رایگان از من خرید، نابود باد دو دست معامله گری که فروشنده اش زیان دید.
در خبر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
279- یفتح للعبد یوم القیامه علی کل یوم من ایام عمره اربع و عشرون خزانه عدد ساعات اللیل و النهار فخزانه یجدها مملوءه نوراً و سروراً فیناله عند مشاهدتها من الفرح و لسرور ما لو وزع علی اهل النار لادهشهم عن الاحساس بالم النار و هی الساعه التی اطاع فیها ربه
یعنی: روز قیامت برای بندگان خدا در برابر هر روز از ایام عمر، بیست و چهار مخزن به تعداد ساعات روز گشوده می شود، مخزنی را باز می کنند می بیند پر است از نور و سرور صاحبش، با دیدن چنین صحنه ای، خوشحال و شادمان می شود بحدی که اگر شادی او را بین اهل جهنم تقسیم کنند مات و مبهوت شده درد آتش را احساس نخواهند کرد، این مخزن همان ساعتی است که در آن پروردگارش را اطاعت کرده بود.
-ثم یفتح له خزانه اخری فیراها مظلمه منتنه مفزعه فیناله منها عند مشاهدتها من الفزع و الجزع ما لو قسم علی اهل الجنه لنقص علیهم نعیمها و هی الساعه التی عصی فیها ربه
یعنی: سپس مخزن دیگری را می گشایند، می بیند تاریک است و گندیده و ترس آور، صاحبش با دیدن این صحنه، آنقدر ترس و زاری او را فرا می گیرد که اگر آن را بر اهل بهشت قسمت کنند، نعمتهایش بر آنان ناخوش می گردد، این مخزن همان ساعتی است که در آن معصیت و گناه مرتکب شده بود.
-ثم یفتح له خزانه اخری فیراها خالیه فیها ما یسره ولا یسوءه، و هی الساعه التی نام فیها او اشتغل فیها بشی ء من مباحات الدنیا فیناله من الغبن و الاسف علی فواتها حیث کان متمکنا من ان یملاها حسنات ما لا یوصف
یعنی: سپس مخزن سومی را باز می کنند، می بیند خالی است، نه او را مسرور می کند و نه غمگین. و این همان ساعتی است که وی در آن ساعت خوابیده یا به امور مباح دنیایی مشغول بوده است در اینجا او را تاسف و پشیمانی فرا می گیرد که چرا چنین لحظاتی را از دست داد در حالی که می توانست آن را پر از حسناتی کند به وصف نیایند.
-و من هذا قوله تعالی: ذلک یوم التغابن(98)
یعنی: و آیه شریفه قرآن نیز رسانده همین معناست، آنجا که می فرماید: آن روز، روز پشیمانی است.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
03-07-2018, 15:20
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




رهاورد مثبت فقر

مبادا حیله شیطان در تو اثر کند و با زبانت بگوید: من در دنیا از مباهات و نعم الهی استفاده می کنم، واجبات را انجام می دهم و حقوق را ادا می نمایم، خداوند هم می فرماید:
-قل من حرم زینه الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق(99) یعنی: بگو چه کسی زینتهایی را که خداوند برای بندگانش آفریده و روزی پاک را، حرام کرده است؟.
بنابر این، از غذاهای لذیذ ، لباسهای زیبا، مرکبهای فاخر، منزلهای آباد و قصرهای بلند، بهره می برم، این چیزها هم هرگز مانع پیشی گرفتن من به سوی بهشت در میان سایر مومنین نخواهد گردید، بلکه باید بدانی که این چنین سخنی از افراد احمق و مغرور، صادر می شود به چند دلیل:
اول کسی که به دنبال اضافه بر قوت لازم برود و در آن غرق گردد: از صفت مذموم حرص نمی تواند به دور باشد و حتماً مرتکب کارهایی مشتبه می گردد و ورود در مشتبهات موجب هلاکت حتمی است.
دوم اگر بر فرض از حرص در امان بماند که نمی ماند از قساوت قلب و تکبر و امثال اینها چگونه می تواند نجات یابد در حالی که ذات اقدس الهی می گوید:
-کلا ان الانسان لیطغی ان راه استغنی(100)
یعنی: انسان طاغی می شود زمانی که مال و دارایی را ببیند.
و رسولش صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
280- ایا کم و فضول المطعم فانه یسم القلب بالقسوه
یعنی: خود را از غذاهای اضافی دور نگه دارید؛ چون بر قلب، داغ قساوت می نهد.
حسان بن یحیی از امام صادق علیه السلام روایت کرد:
281- مرد فقیری نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد در حالی که مرد پولداری کنار حضرت نشسته بود تا این فقیر آمد، آن پولدار لباسش را جمع کرد و از او دور شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به او فرمود: چه شده که چنین کردی؟ آیا ترسیدی که فقر او به تو برسد یا پول تو به وی؟
آن مرد گفت: حال که چنین فرمودی، من نصف مالم را به این مرد می دهم.
حضرت رو به مرد فقیر کرد، فرمودند: آیا از او می پذیری؟
گفت: نه!
فرمود: چرا؟
گفت: چون می ترسم من هم مانند او شوم.
و از همان حضرت نقل شده است که فرمود:
282- فی الانجیل: ان عیسی علیه السلام قال: اللهم ارزقنی غدوه رغیفاً من شعیر، و عشیه رغیفاً من شعیر، ولا ترزقنی فوق ذلک فاطغی
یعنی: در کتاب انجیل آمده است: حضرت عیسی علیه السلام به خدا گفت: خدایا: یک قرص نان جوین صبح به من بده و یک قرص شب، بیش از این مده که موجب طغیانم می گردد.
همچنانکه یک شناگر در آب حتماً تر می شود، صاحب دنیا نیز بر قلبش آثار چرک و قساوت را مشاهده خواهد کرد.
سوم شیرینی عبادت و دعا از قلبش بیرون می رود که در کلام حضرت عیسی علیه السلام بدان اشاره شد(101)
چهارم انسان غنی به هنگام جدا شدن از دنیا، حسرت می خورد، اما فقیر بر عکس خوشحال است. از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
283- من کثر اشتباکه بالدنیا کان اشد حسره عند فراقها
یعنی:هر کس بیشتر به دنیا مشغول شود، حسرتش به هنگام مرگ بیشتر است.
پنجم فقرا زودتر از دیگران به بهشت می روند در حالی که اغنیا هنوز در صحنه قیامت برای حسابرسی مانده اند.
امیر المومنین علیه السلام می فرماید:
284- تخففوا تلحقوا انما ینتظر باولکم آخرکم
یعنی: سبکبار شوید تا به قافله ملحق گردید که پیشینیان در انتظار بازماندگانند.
نقل است که جناب سلمان فارسی (ره) هنگام مرگ، حسرت می خورد، به او گفتند: ای ابا عبد الله! بر چه چیزی تاسف می خوری؟
گفت: من بر دنیا تاسف نمی خورم، تاسف من برای این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بما عهد کرد و فرمود:
285- لتکن بغله احدکم کزاد الراکب
یعنی: زندگی قانع شما به اندازه بار یک حیوان باشد.
من می ترسم که از این فرمان حضرت تجاوز کرده باشم در حالی که این مالهای فراوان در کنار من است. در این حال اشاره کرد به آنچه در اطرافش موجود بود که عبارت بود از یک بالش، یک شمشیر و یک ظرف !
ابوذر (ره) به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آنان که از خداوند متعال هراسناکند و اهل خشوع و خضوع و ذکر کثیر هستند، از همه زودتر به بهشت می روند، آن حضرت فرمودند:
286- لا ولکن فقراء لمومنین یاتون فیتخطون رقاب الناس فیقول لهم خزنه الجنه: کما انتم حتی تحاسبوا؟ فیقولون: بم نحاسب؟ فو الله ما ملکنا فنجور ونعدل ولا افیض علینا فنقبض و نبسط ولکن عبدنا حتی اتانا الیقین
یعنی: خیر، بلکه مومنین فقیر در قیامت می آیند و پای برگردن مردم می گذارند، در این حال مامورین بهشت به آنان می گویند: همانجا بایستید تا حسابرسی شوید، اینان می گویند: در برابر چه؟ به خدا سوگند! ما چیزی نداشته ایم که در آن ستم کرده یا عدالت را مراعات نموده باشیم، خداوند متعال به ما نداد تا ما بخشیده یا نبخشیده باشیم، ما بندگی حق کردیم تا مرگمان فرا رسید.
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
287- ان فقراء المومنین لیتقلون فی ریاض الجنه قبل اغنیائهم باربعین خریفاً
یعنی: مومنین فقیر چهل پاییز قبل از اغنیا به بهشت می روند.
سپس فرمود:
-ساضرب لکم مثلاً انما مثل ذلک مثل سفینتین مر بهما علی باخس فنظر فی احدیهما فلم یجد فیها شیئاً فقال: اشربوها، و نظر فی الاخری فاذا هی موقره فقال: احبسوها
یعنی: برای شما مثلی می زنم. این مسئله به دو کشتی می ماند که بازرسی، گذرش به آن دو می افتد، یکی را می بیند چیزی در آن نیست و خالی است، می گوید: رهایش کنید برود، اما در بازرسی دیگری، می بیند پر است ، در اینجا می گوید: این را نگهدارید.
و از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
288- اذا کان یوم القیامه وقف عبدان مومنان للحساب کلاهما من اهل الجنه فقیر فی الدنیا و غنی فی الدنیا فیقول الفقیر: یا رب، علی ما اوقف؟ فوعزتک انک لتعلم انک لم تولنی ولایه فاعدل فیها او اجور و لم تملکنی مالاً فاودی منه حقاً او امنع ولا کان رزقی یاتینی فیها الا کفافاً علی ما عملت وقدرت لی
فیقول الله تبارک و تعالی: صدق عبدی خلوا عنه حتی یدخل الجنه و یبقی الاخر حتی یسیل منه العرق ما لو شربه اربعون بعیراً لاصدرها ثم یدخل الجنه فیقول له الفقیر: ما حبسک؟ فیقول: طول الحساب ما زال یحبسنی الشی ء فیغفر الله بی ثم اسال عن شی ء اخر حتی تغمدنی الله منه برحمته و الحقنی بالتائبین فمنن انت؟ فیقول له: انا القیر الذی کنت معک انفاً فیقول: لقد غیرک النعیم بعدی
یعنی: روز قیامت دو بنده را که هر دو بهشتی اند برای حسابرسی می آورند که یکی در دنیا فقیر بوده و دیگری غنی. فقیر می گوید: پروردگارا! من چرا توقف کنم؟ به عزت سوگند! تو خود می دانی که به من حکومت ندادی تا در آن به عدالت رفتار کرده باشم یا به جور. مال ندادی تا حقوق آنرا ادا کرده باشم یا نه. روزی من بر اساس علم و تقدیر تو به قدر کفافم بود و بس. خداوند متعال می فرماید: بنده ام راست می گوید، راهش را باز کنید تا وارد بهشت گردد.
اما آن دیگری را آنقدر نگه می دارند تا جایی که عرقهای ریخته شده از او چهل شتر را می تواند سیراب کند، پس از آن وارد بهشت می گردد. در آنجا فقیر به او می گوید: چه چیزی باعث شد که تو را نگه داشتند؟ می گوید: حسابرسی به طول انجامید؛ دائماً مسئله ای مطرح می شد و خداوند آن را می بخشید، بعد، از چیز دیگر سوال می شد و خداوند رحمتش را بر من گسترانیده و مرا به توبه کنندگان ملحق می ساخت و... (اما بگو ببینم) تو که هستی؟ می گوید: من آن فقیری هستم که قبلاً با تو بودم، آنگاه غنی می گوید: نعمتهای بهشت، تو را تغییر داده است.
ششم فقیر در روز قیامت مورد تکریم و احترام و عطوفت الهی قرار می گیرد که حضرت صادق علیه السلام می فرماید:
289- ان الله عزوجل لیعتذر الی عبده المومن المحوج کان فی الدنیا کما یعتذر الاخ الی اخیه فیقول: فوعزتی و جلالی ما افقرتک لهوان کان بک علی فارفع هذا الغطاء فانظر الی ما عوضتک من الدنیا، فیکشف فینظر ما عوضه عزوجل من الدنیا فیقول: ما ضرنی یا رب ما زویت عنی مع ما عوضتنی
یعنی: آنچنانکه برادری از برادر دیگرش عذر خواهی می کند، خداوند عزیز و جلیل (روز قیامت) از بنده مومنی که در دنیا محتاج بوده عذر خواهی کرده می فرماید: به عزت و جلالم سوگند! که من تو را به خاطر ذلت و پستی، فقیرت نساختم، پرده را بردار و ببین که چه عوضی برایت فراهم کرده ام؟
این بنده نظر می کند به آنچه خداوند متعال عوض قرار داده، می گوید:
پروردگارا! من در این معامله ضرر نکرده ام.
هفتم فقر، زینت اولیای الهی و شعار صالحین است، ذات اقدس الهی بر حضرت موسی علیه السلام این چنین وحی فرستاده است که:
290- اذا رایت الفقر مقبلاً فقل: مرحباً بشعار الصالحین، و اذا رایت الغنی مقبلاً فقل: ذنب عجلت عقوبته
یعنی: وقتی دیدی فقر به سویت می آید، بگو مرحبا! به شعار صالحین.
و وقتی غنا را دیدی که روی آورده، بگو: گناهی است که عقوبتش تعجیل گردیده یعنی گناهی مرتکب شدم که خداوند متعال می خواهد در دنیا عقوبت آن را بدهد و به بعد از مرگ نگذارد.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-07-2018, 22:06
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




شیوه زندگی انبیا و اولیا (ع)

نظر کردن به شیوه زندگانی آن بزرگان، درسهای عملی بسیار سودمندی دارد که ذیلاً می آید:
1- حضرت موسی (ع)

کسی که خداوند متعال او را ازم میان خلایق برای تکلم با خود برگزید، آنقدر لاغر که آثار سبزی خوردن از پوست شکمش هویدا بود. وقتی از مصر به طرف شهر مدین خارج شد، پس از مدتی سبزی خوردن، از خداوند متعال، تقاضای نان کرد که قرآن کریم از قول آن حضرت می فرماید:
-رب انی لما انزلت الی من خیر فقیر(102)
یعنی: پروردگارا! من به خیری که تو نازل فرمایی، محتاجم.
در روایت آمده است که:
291- روزی حضرت عیسی علیه السلام عرضه داشت: پروردگارا! من گرسنه ام، خداوند متعال پاسخ داد: من خب دارم که تو گرسنه ای. گفت: پروردگارا! برای من غذا برسان، فرمود: هر وقت که خواسته باشم.
و از جمله چیزهایی که برای آن حضرت وحی شد این بود که:
292- یا موسی، الفقیر من لیس له مثلی کفیل، و المریض من لیس له مثلی طبیب، و الغریب من لیس له مثلی مونس و یروی حبیب یا موسی، ارض بکسیره من شعیر تسد بها جوعتک، و بخرقه تواری بها عورتک، و اصبر علی المصائب، و اذا رایت الدنیا مقبله علیک فقل: انا لله و انا الیه راجعون عقوبه قد عجلت فی الدنیا و اذا رایت الدنیات مدبره عنک فقل: مرحباً بشعار الصالحین. یا موسی، لا تعجبن بما اوتی فرعون و ما تمتع به فانما هی زهره الحیوه الدنیا
یعنی: ای موسی! فقیر، کسی است که کفیلی چون من ندارد. مریض، آن است که مانند من طبیب ندارد. غریب، فردی است که مثل من مونس ندارد در روایتی آمده: مثل من دوست ندارد ای موسی! به پاره ای از نان جو که از تو رفع وقتی دیدی دنیا به سویت روی می آورد، بگو: انا لله و انا الیه راجعون، این عقوبتی است که جلو افتاده و در دنیا به ما رسیده است. و اگر دیدی دنیا پشت نموده، بگو: مرحبا! به شعار صالحین.
ای موسی! تعجب نکن از آنچه به فرعون داده شده، نعمتهایی که او از آنها بهره می گیرد، همه زیبائی زندگانی دنیاست.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-07-2018, 18:59
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





2- حضرت عیسی (ع)

سخن همیشگی آن روح خدا این بود که:
293- خادمی یدای، و دابتی رجلای، و فراشی الارض، و وسادی الحجر، و دفئی فی الشتاء مشارق الارض، و سراجی باللیل القمر، و ادامی الجوع و شعاری الخوف، و لباسی الصوف ، وفا کهتی و ریحانی ما انبتت الارض للحوش و الانعام، ابیت و لیس لی شی ء و اصبح و لیس لی شی ء ، و لیس علی وجه الارض احد اغنی منی
یعنی: نوکر من، دو دست من است و مرکبم دو پای من. فرشم زمین است و بالش از سنگ. گرما بخش من در زمستان، زمینهایی است که در آن آفتاب تابیده باشد. چراغ من در شب، مهتاب است و خورشت غذای من، گرسنگی می باشد پیراهن من ترس از پروردگار و لباسم پشمینه، میوه و ریحان من آن علفهایی است که زمین برای چهار پایان و وحوش می رویاند.
روزها شب می شود و شبهایم به صبح می رسد در حالی که مالک چیزی نیستم با این وصف در روی زمین کسی غنی تر از من وجود ندارد.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
06-07-2018, 17:45
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





3- حضرت نوح (ع)

پیرترین پیامبر بود و عمر زیادی کرد که در بعضی از روایات تا دو هزار و پانصد سال هم نقل شده است، با این حال در دنیا خانه ای برای خود نساخت، صبح که می شد می گفت:
294- لا امسی؛ یعنی: روز را به شب نمی رسانم.
و شب که می شد می گفت: لا اصبح ؛ یعنی: شب را به صبح نمی برم.
البته رسول خاتم حضرت محمد بن عبد الله صلی الله علیه و آله و سلم نیز همینطور بود، یعنی در مدت حیاتش، خشتی بر خشتی ننهاد، روزی دید یکی از یارانش خانه ای با گچ و آجر می سازد، به او فرمود:
295- الامر اعجل من هذا.
یعنی: مرگ قبل از خراب شدن این خانه، خواهد رسید.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
07-07-2018, 16:01
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




4- حضرت ابراهیم (ع)

آن پدر پیامبران، لباسش از پشم بود و غذایش از جو.

5- حضرت یحیی بن زکریا (ع)

لباسش از لیف خرما بود و غذایش از برگ درختان.

6- حضرت سلیمان (ع)

با اینکه آن حکومت فوق العاده را داشت، لباسش پشمینه بود هنگام شب، دستهای خود را به گردنش می بست و تا صبح در حالت ایستاده (از خوف الهی و شوق به لقایش) اشک می ریخت. غذای آن حضرت از راه بافتن زنبیل با دستان مبارک خودش، تامین می گردید.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
08-07-2018, 15:59
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




7- حضرت محمد (ص)

احوال آن حضرت، مشهور و معروف است که چه می خورد و چه می پوشید.
روایت شده است که روزی گرسنگی بر ایشان عارض شد، پاره سنگی برداشته بر شکم نهاد و فرمود:
296- الا رب مکرم لنفسه و هو لها مهین، الا رب مهین لنفسه و هو لها مکرم
یعنی: چه بسا افرادی که نفس خود را احترام می کنند ولی در واقع به او اهانت کرده اند و چه بسا کسانی که به نفس اهانت می کنند ولی در واقع او را احترام نموده اند.
-الا رب نفس جائعه عاریه فی الدنیا، طاعمه فی الاخره، ناعمه یوم القیامه. الا رب نفس کاسیه ناعمه فی الدنیا، جائعه عاریه یوم القیامه
یعنی: بسا افرادی که در دنیا گرسنه و برهنه اند ولی در آخرت متنعم و بسا افرادی که در دنیا متنعم اند و در آخرت گرسنه و برهنه.
-الا رب متخوض متنعم فیما افاء الله علی رسوله ما له فی الاخره من خلاق
یعنی: چه بسا افرادی که در داده های خدا با رسولش، غرق هستند ولی در آخرت بر ایشان بهره ای نیست.
-الا ان عمل اهل الجنه خزنه بربوه، الا ان عمل اهل النار سهله بسهوه
یعنی: آگاه باشید که عمل اهل بهشت چون کوه سخت است و عمل اهل جهنم چون زمین پست و نرم.
-الا رب شهوه ساعه اورثت خزناً طویلاً یوم القیامه
یعنی: چه بسا شهوت و لذت یک لحظه ای که موجب حزن و اندوه طولانی در قیامت گردد.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
09-07-2018, 17:27
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




8- حضرت امیر المومنین علی بن ابی طالب (ع)

احوال آن بزرگوار آشکارتر است از اینکه بخواهیم بیان کنیم.
سوید بن غفله گوید: پس از آنکه مردم با علی علیه السلام برای خلافت بیعت کردند، بر آن جناب وارد شدم، دیدم حضرت بر حصیر کوچکی نشسته در حالی که در اطاقش غیر از آن، چیز دیگری نبود، عرض کردم:
ای امیر المومنین! اکنون بیت المال در دست توست و در خانه هم چیزی که بدان احتیاج داری نیست (پس چرا از بیت المال رفع احتیاج نمی کنی؟) فرمود:
297- یابن غفله، ان اللبیب لا یتاثث فی داالنفله و لنا دار امن قد نفلنا الیها خیر متاعنا و انا عن قلیل الیها صائرون
یعنی: ای پسر غفله! فرد خردمند هرگز در خانه ای که باید از آنجا کوچ کند اثاث بسیار ترتیب نمی دهد، برای ما خانه امنی است که بهترین متاع و کالای خود را به آنجا فرستادیم و بزودی خود نیز بدان محل خواهیم رفت.
هرگاه وجود مقدس امیر المومنین علیه السلام می خواست جامه ای تهیه کند، به بازار می رفت و دو لباس می خرید، بهتر را به قنبر می داد و آن دیگری را خود می پوشید، آنگاه نزد نجار آمده می فرمود:
298- خذه بقدومک ویقول هذه تخرج فی مصلحه اخری
یعنی: یکی از دو آستینش را کوتاه کن تا برای کار دیگری از آن استفاده و آستین دیگر را به حال خود واگذاشته می فرمود:
-هذه ناخذ فیها من السوق للحسن و الحسین علیهما السلام
یعنی: در این آستین برای حسن و حسین علیهما السلام چیزی از بازار تهیه می کنیم.
انسان عاقل باید با چشم باز نظر کند و فکر سالمش را به کار بیندازد و تحقیق نماید که اگر در دنیا و ازدیاد آن خیری بود، این نوابغ عالم بشریت که خاصان درگاه حق و حجت الهی بر مرد مند، آن را از دست نمی دادند، بلکه از طریق دوری از دنیا می خواستند به خدا نزدیکتر گردند تا جایی که امیر المومنین علیه السلام به دنیا بفرماید:
- قاد طلقتک ثلاثاً لا رجعه فیها (103)
یعنی: تو را سه بار طلاق دادم که دیگر نمی توان به تو رجوع کرد.
و رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم بفرماید:
299- ما یعبد الله بشی ء مثل الزهد فی الدنیا
یعنی: تا کنون ذات اقدس الهی به چیزی مانند زهد در دنیا، بندگی نشد.
و حضرت عیسی علیه السلام به حواریین بفرماید:
300- ارضوا بدنی الدنیا مع سلامه دینکم کما رضی اهل الدنیا بدنی الدین مع سلامه دیناهم، و تحببوا الی الله بالبعد منهم و ارضوا الله فی سخطهم
یعنی: به اندکی از دنیا همراه با سلامت دینتان راضی شوید، همچنانکه اهل دنیا به اندکی از دین با سلامت دنیایشان راضی اند، از طریق دوری از اهل دنیا با خدا رابطه دوستی برقرار کنید و رضایت الهی را در نارضایتی اینان بجویید.
پرسیدند: ای روح الله! با چه کسی نشست و برخاست داشته باشیم؟ فرمود:
-من یذکروکم الله رویته و یزید فی علمکم منطقه، و یرغبکم فی الاخره عمله
یعنی: کسی که دیدنش شما را به یاد خدا می اندازد، سخن گفتنش موجب ازدیاد علمتان می گردد و عملش شما را به آخرت علاقمند می کند.
با این اوصاف، چگونه شخص عاقل می تواند فقر و مسکنت را دوست نداشته باشد در حالی که می بینیم اولیا و اوصیا بدان متصف بودند؟ بلکه از روز خلقت حضرت آدم علیه السلام تا زمان رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم بار سنگین خدمتگزاری در درگاه الهی و فرمانبری فرامین انبیا علیهم السلام و احیای دین خدا و عزیز ساختن آیینش و یاران پیامبران علیهم السلام و منتشر کردن دعوت آن بزرگان، تنها به دوش فقرا و مساکین بوده و بس.
مگر نشنیدی قصه های قرآنی را و مگر برایت آشکار نگردید که منکرین خدا و شرایع او معمولاً اغنیا و متر فین و اشراف و متکبرین بودند؟ نظر به آیات قصص، این حقیقت را بر ایمان آشکار می سازد که:
- اغنیا و متکبران قوم نوح علیه السلام به آن حضرت عرضه داشتند:
- انو من لک و اتبعک الا رذلون(104)
یعنی: ما چگونه به تو ایمان بیاوریم در حالی که پیروانت مردمی فرو مایه اند؟.
- و نیز گفتند:
-و ما نریک اتبعک الا الذین هم اراذلنا بادی الرای(105)
یعنی: آنانکه پیرو تواند جز اشخاصی پست و بی قدر نیستند.
- همان گروه به حضرت شعیب علیه السلام گفتند:
-انا لنریک فینا ضعیفاًو لولا رهطک لرجمناک و ما انت علینا بعزیز(106)
یعنی: تو در میان ما شخصیتی بر ارزش و ناتوان و اگر ملاحظه طایفه تو نبود، سنگسارت می کردیم که تو را نزد ما عزت و احترامی نیست.
- مستکبرین از قوم حضرت صالح علیه السلام به مستضعفان با ایمان گفتند:
-اتعلمون ان صالحاً مرسل من ربه قالوا انا بما ارسل به مومنون قال الذین استکبروا انا بالذی امنتم به کافرون(107)
یعنی: آیا شما اعتقاد دارید که صالح را خداوند به رسالت فرستاد؟
مومنان پاسخ دادند: بلی ما به آیینی که از طرف خدا بر او فرستاد شده ایمان داریم، متکبران بی ایمان گفتند: ما هم به آنچه شما ایمان دارید، کافریم.
- فرزندان حضرت یعقوب علیه السلام سخنشان چنین بود:
-و جئنا ببضاعه مزجاه فاوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله یجزی المتصدقین(108)
یعنی: با متاعی ناچیز و بی قدر حضور تو آمدیم، محبت فرما و بر قدر احسانت نسبت به ما بیفزا و از ما دستگیری کن که خدا صدقه دهندگان را نیکو پاداش می دهد.
- فرعون در حالی که از موسی علیه السلام عیب می گرفت و بر او فخر می فروخت، گفت:
-فلو لا القی علیه اسوره من ذهب؟(109)
یعنی: چرا دستبند طلا بر دست ندارد؟.
- مشرکین به حضرت رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم این چنین می گفتند:
-لولا انزل علیه کنز او جاء معه ملک(110)
یعنی: چرا گنج و مالی ندارد و یا فرشته آسمان همراه او نیست؟.
- او تکون له جنه یاکل منها؟(111)
یعنی: چرا باغی ندارد که از میوه هایش تناول کند؟.
-او تکون لک جنه من نخیل و عنب فتقجر الانهار خلالها تفجیراً(112)
یعنی: یا تو را باغی از خرما و انگور باشد که در میان آن باغ، نهرهای آب جاری گردد.
-لولا تزل هذا القران علی رجل من القریتین عظیم(113)
یعنی چرا این قرآن بر بزرگی از این دو قریه نازل نشد.
منظورشان از دو قریه، مکه و طائف و آن دو مرد هم، مغیره یا ولید بن مغیره از مکه و ابو مسعود ثقفی یا حبیب بن عمر و ثقفی از طائف بود. و اینکه دو نفر را کاندیدا کردند به خاطر این بود که این دو بزرگان قومشان بوده اند و اموال بسیاری در مکه و طائف داشتند.
این مقدار آیه و خبر در مدح مسکنت و کم داری و مذمت شرف و دارایی، کفایت می کند، چگونه این خبرها کفایت نکند در جای که خداوند متعال به پیامبرش حضرت عیسی علیه السلام می گوید:
301- یا عیسی، انی قد وهبت لک حب المساکین و رحمتهم، تحبهم و یحبونک، یرضون یک اماماً و قائداًت و ترضی بهم صحابه و تبعاً، و هما خلقان من لقینی بازکی الاعمال و احبها الی
یعنی: ای عیسی! من دوستی با مساکین و بیچارگان و ترحم به آنان را به عنوان هدیه ای به تو بخشیدم، تو آنان را دوست داری آنان هم تو را دوست دارند، آنان راضی به امامت و رهبری تواند و تو نیز راضی به یاری و پیروی اینان، اگر کسی با این دو خلق نیکو (یعنی حب مساکین و ترحم به ایشان) مرا ملاقات کند با پاکترین و محبوبترین اعمال، مرا ملاقات نموده است.
پیامبر ما صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
302- الفقر فخری و به افتخر.
یعنی: فقر، فخر من است و بدان افتخار می کنم.
از حضرت عیسی علیه السلام نقل است که فرمود:
303- بحق اقول لکم: ان اکناف السماء لخالیه من الاغنیاء ولد خول جمل فی سم الخیاط ایسر من دخول غنی فی الجنه
یعنی: به حق به شما می گویم که اطراف آسمان از اغنیا خالی است و داخل شدن یک شتر در سوراخ سوزن، راحت تر است از داخل شدن یک غنی در بهشت.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
304- اطلعت فی الجنه فوجدت اکثر اهلها الفقراء و المساکین، و اذا لیس فیها احد اقل من الاغنیاء و النساء
یعنی: در بهشت اطلاع حاصل کردم که اکثر اهلش از فقرا و مساکین بوده و اغنیا و زنان در آن کم بودند.
اگر غنا فقط یک خطر که آن ترک همراهی و کمک به فقر است داشته باشد، کافی است (که انسان از آن بگریزد.).
اگر غنی بخواهد نقایص را بزداید و همه ضرورتهایی را که از آن اطلاع دارد بر طرف نماید، باید تمام اموالش را در این راه مصرف کند و خود ضعیف و زمینگیر گردد و فقیر همانند دیگر فقرا شود، به همین خاطر است که اویس قرنی(ره) گفت: حقوق الهی برای ما طلا و نقره ای باقی نگذاشت.
نقل است که حضرت علی علیه السلام باغی داشت که درختانش را پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم کاشته و آن حضرت با دستان خودش آن را آبیاری کرده بود، این باغ را به دوازده هزار درهم فروخت و تمام آن پولها را در راه خدا صدقه داد و به خانه برگشت، در این حال، همسر گرامش حضرت فاطمه سلام الله علیها به او گفت:
305- تعلم ان لنا ایاماً لم نذق فیها طعاماً و قد بلغ بنا الجوع ولا اظنک الا کاحدنا فهلا ترکت لنا من ذلک قوتاً؟
یعنی: می دانی که چند روز است غذایی نخورده ایم و گرسنگی می کشیم و فکر می کنم تو نیز همانند گرسنه ای پس چرا چیزی از آن همه پولها برایمان نگه نداشتی؟.
حضرت علی علیه السلام فرمود:
306- منعنی عن ذلک وجوه اشفقت ان اری علیها ذل السوال
یعنی: دلم به حال افرادی که مبادا در اثر گدایی به ذلت و خواری بیفتند سوخت به همین خاطر، چیزی به خانه نیاوردم.
گویند علت اینکه معاویه فرزند یزید از خلافت کنار کشید، این بود که شنید دو کنیزش که یکی زیبا روی بود با هم مشغول گفتگویند، آن دیگری به کنیز زیبا گفت: جمالت تو را به ملوک داد (وگرنه تو خودت هیچ ارزشی نداری).
کنیز زیبا پاسخ داد: چه حکومتی شبیه حکومت جمال است؟ این جمال و زیبایی است که بر حاکمان حکومت می کند، پس حاکم حقیقی اوست.
کنیز دیگر گفت: حکومت چه خیری دارد؟ حاکم یا حقوق مردم را ادا می کند و شکر الهی را به جای می آورد که در این صورت لذت و قراری برایش باقی نخواهد ماند و یا مطیع شهوات و لذت است و حقوق دیگران را ضایع کرده، شکر الهی را ترک می نماید که در این صورت جایگاهش آتش جهنم خواهد بود.
این سخنان در معاویه بسیار موثر واقع افتاد در نتیجه خود را از حکومت خلع نمود.
اطرافیان گفتند: لااقل حکومت را به دیگری بسپار.
گفت: گناه دیگری را من به دوش بگیرم، در حالی که تلخی دوری آن را می چشم، اگر بخواهم کسی را معین کنم، خودم بدان سزاوار ترم.
این را گفت و به درون خانه رفته در را از درون بست و کسی را به درون راه نداد، بیست و پنج شب گذشت که جان داد.
گویند مادرش وقتی این ماجرا را شنید گفت: ای کاش! لکه خونی بودی (و هرگز به دنیا نمی آمدی).
فرزند جواب داد: ای کاش! همینطور که می گویی بودم و نمی دانستم بهشت و جهنمی در کار است.
سخن در این باب به درازا کشید و از موضوع اصلی کتاب به حاشیه رفتیم، علتش در خواست یکی از یاران بود که نخواستیم بر خلاف آن عمل کنیم بحث در موطن دعا بود که دعا پس از اعمال مخصوصی، مستجاب می گردد:
ج دعا بعد از قرائت قرآن.
د دعا بین اذان و اقامه.
ه دعا هنگام سوختن دل.
و دعا هنگام جاری شدن اشک.
ابو بصیر از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
307- اذا رق احدکم فلیدع فان القلب لا یرق حتی یخلص
یعنی: هرگاه دل یکی از شما سوخت، دعا کند؛ چون قلب تا صاف و پاک نگردد، نمی سوزد.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
10-07-2018, 18:15
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




سبب هفتم دعا در حالات مخصوص

الف در حال جنگ.
ب در حال حج.
ج در حال عمره.
د در حال مریضی
عیسی بن عبد الله قمی گوید: شنیدم حضرت امام صادق -علیه السلام می گوید:
308- ثلاثه دعوتهم مستجابه: الحاج و المعتمر و الغاری فی سبیل الله، فانظروا کیف تخلفونهم، و المریض فلا تعرضوه ولا تضجروه
یعنی: سه نفر دعایشان مستجاب است: اول: حاجی و معتمر (کسی که حج و عمره انجام می دهد) دوم: جنگ کننده در راه خدا دقت کنید که در آنچه از او باقی مانده چگونه عمل می کنید سوم: مریض، مبادا متعرض او شوید یا دلتنگش نمایید.
ه دعای مریض برای عیادت کننده.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
11-07-2018, 16:00
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




درجات و پاداش مریض

از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود:
309- للمریض اربع خصال: یرفع عنه القلم، یامر الله الملک فلیکتب له افضل ما کان یعمله صحته، و ینفی عن کل عضو من جسده ما عمله من ذنب، فان مات مات مغفوراً له و ان عاش عاش مغفوراً له
یعنی: مریض چهار خصلت دارد:
اول گناه برایش نوشته نمی شود (البته در اموری که نسبت به آنها اضطرار دارد).
دوم خداوند متعال به فرشته فرمان می دهد که بهترین عملی را که در زمان صحتش انجام می داد در حال مرض نیز برایش بنویسند.
سوم هر گناهی که با اعضای بدنش مرتکب شده، پاک می گردد.
چهارم چه بمیرد و چه زنده بماند، آمرزیده شده است.
-و اذا مرض المسلم کتب الله له کاحسن ما کان یعمله فی صحته، و تساقطت ذنوبه کما یتساقط ورق الشجر
یعنی: وقتی مسلمان مریض می شود، خداوند متعال بهترین عملی را که در زمان صحتش انجام می داد به حسابش می نویسد و گناهانش بسان ریزش برگ از درخت می ریزد.
-و من عاد مریضاً فی الله لم یسال المریض للعائد شیئاً الا استجاب له
یعنی: کسی که مریضی را عیادت می کند، اگر آن مریض برایش دعا کند، مستجاب می شود.
-و یوحی الله تعالی الی ملک الشمال ان لا تکتب علی عبدی شیئاً ما دام فی و ثاقی، و الی ملک الیمین ان اجعل انین عبدی حسنات
یعنی: خداوند متعال به فرشته جانب چپ اینگونه وحی می فرستد: مادامی که بنده ام در پناه من است برایش چیزی ننویس و به فرشته جانب راست اینگونه وحی می کند: برای ناله بنده ام حسنه بنویس.
-و ان المرض ینفی الجسد من الذنوب کما یذهب الکیر خبث الحدید
یعنی: مرض، جسد را از گناه پاک می کند همچنانکه دم آهنگران، جرمها را از آهن می زداید.
از حضرت صادق علیه السلام مروی است که فرمود:
310- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم الحمی رائد الموت، و سجن الله فی ارضه، و حرها من جهنم، وهی حظ کل مومن من النار
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: تب، پیش قراول مرگ و زندان خدا در زمین است، گرمای آن از جهنم می باشد و همین مقدار گرما بهره مومن از آن آتش است.
-نعم الوجع الحمی، تعطی کل عضو حظه من البلاء، ولا خیر فی من لا یبتلی
یعنی: تب چه درد خوبی است که سهمیه هر عضو بدن از بلا را به او می دهد و کسی که بلا نبیند خیری در او نیست.
-وان المومن اذا حم حمی واحده تناثرت الذنوب عنه کورق الشجر، فان ان علی فراشه فانینه تسبیح، وصیاحه تهلیل، و تقلبه علی فراشه کمن یضرب بسیفه فی سبیل الله، فان اقبل یعبد الله کان مغفوراً له و طوبی له
یعنی: وقتی مومن یک مرتبه تب کند، گناهان از او چون برگ درختان پاشیده می شود، اگر در رختخوابش ناله بزند، ناله هایش سبحان الله است و فریادش لا اله الا الله، جابجایی مریض در رختخوابش، مانند آن است که در راه خدا با شمشیرش (دشمنان دین را) می زند، اگر باقی بماند و بندگی حق کند آمرزیده شده است، خوشا به حالش!.
-وحمی یوم کفاره سنه فان المها یبقی فی الجسد سنه، وهی کفاره لما قبلها و ما بعدها
یعنی: تب یک روزه، کفاره یک سال گناه است و رنجش تا آن مدت در بدن باقی می ماند، این رنج کفاره گذشته و آینده است.
-و من اشتکی لیله فقبلها بقبولها و ادی الی الله شکرها کانت له کفاره سنتین؛ سنه لقبولها و سنه للصبر علیها
یعنی: کسی که یک شب بنالد و نه تنها آن را بپذیرد (و شکایت نکند) بلکه به خاطر آن شکر گزاری نیز بنماید، کفاره دو سالش خواهد بود، یک سال به خاطر پذیرفتن آن درد و سال دیگر به خاطر صبر بر آن.
-و المرض للمومن تطهیر و رحمه و للکافر تعذیب و لعنه
یعنی: مرض برای مومن پاکی و رحمت است و برای کافر عذاب و لعنت.
-ولا یزال المرض بالمومن حتی لا یبقی علیه ذنباً، و صداع لیله تحط کل خطیئه الا الکبائر
یعنی: مرض آنقدر در مومن می ماند تا گناهی در او باقی نگذارد، یک شب درد سر، موجب محو شدن هر نوع خطاست، مگر گناهان کبیره.
از حضرت امام باقر علیه السلام نقل است که فرمود:
311- لو یعلم المومن ما له المصائب من الاجر لتمنی انه یقرض بالمقاریض
یعنی: اگر مومن بداند که مصیبتها چه اجر عظیمی دارند، آرزو خواهد کرد که با قیچی تکه تکه اش کنند.
و از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
312- اذا کان العبد علی طریقه من الخیر فمرض او سافر او عجز عن العمل بکبر کتب الله له مثل ما کان یعمله
یعنی: اگر مومن در راه خیر و درست حرکت کند و مریض شود یا به مسافرت برود یا در اثر پیری، نتواند اعمالش را چونت گذشته انجام دهد، خداوند متعال همانند اعمال ایام عادی را برایش خواهد نوشت.
آنگاه حضرت، این آیه را تلاوت فرمود:
- فلها اجر غیر ممنون(114)
یعنی: برای آنان پاداشی است دائمی.
از حضرت صادق علیه السلام اینگونه نقل شده است که:
313- اذا مات المومن صعد ملکاه فقالا: یا ربنا، امت فلاناً، فیقول: انزلا فصیلیا علیه عند قبره وهللانی و کبرانی و اکتبا ما تعملان له
یعنی: وقتی مومن می میرد، دو فرشته او بالا رفته می گویند: پرودگارا! فلانی را قبض روح کردی، خداوند متعال می فرماید: پایین بروید و بر قبرش نماز بگزارید و لا اله الله و الله اکبر بگویید، آنگاه این اعمال را به حساب او بنویسید.
از جابر نقل است که مردی کر و لال نزد رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آمده با دستش اشاره ای نمود، آن حضرت فرمود:
314- اعطوه صحیفه حتی یکتب فیها ما یرید
یعنی: کاغذی به او بدهید تا مقصودش را بنویسد.
آن مرد کاغذ را گرفت و نوشت: اشهد ان لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله
در اینجا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
-اکتبوا له کتاباً تبشرونه بالجنه فانه لیس من مسلم یفجع بکریمه او بلسانه او بسمعه او برجله او بیده فیحمد الله علی ما اصابه و یحتسب من عند الله ذلک الا نجاه الله من النار و ادخله الجنه
یعنی: چیزی برایش بنویسید و او را به بهشت بشارت دهید، چون هرگاه مسلمانی چشم یا زبان یا گوش یا پا دستش از او گرفته شود و او در همان حال نسبت به آن مصیبت، شاکر و سپاسگزار باشد و اجرش را از خدا طلب کند، خداوند متعال او را از آتش، نجات داده وارد بهشتش می نماید آنگاه فرمود:
-ان لاهل البلایا فی الدنیا درجات و فی الاخره م لا تنال بالا عمال حتی ان الرجل لیتمنی ان جسده فی الدنیا کان یقرض بالمقاریض مما یری من حسن ثواب الله لاهل البلاء من الموحدین فان الله لا یقبل العمل فی غیر الاسلام
یعنی: اهل بلا در دنیا درجاتی دارند و در آخرت مقاماتی که با عمل (صالح) نمی توان بدان رسید تا جایی که انسان آرزو می کند که ای کاش ! بدنش در دنیا با قیچی تکه تکه می گردید، این خواهش از آنجا ناشی می شود که اینان در قیامت ثواب نیکوی الهی به موحدین بلا دیده را تماشا می کنند (اختصاص این پاداش به موحدین به خاطر این است که) چون خداوند متعال عملی را در غیر اسلام نمی پذیرد.
و در حال روزه:
امام صادق علیه السلام می فرماید:
315- نوم الصائم عباده، وصمته تسبیح، و عمله متقبل، و دعاوه مستجاب
یعنی: خواب روزه دار عبادت، سکوتش تسبیح حق، عملش قبول و دعایش مستجاب است.
پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
316- لا ترد دعوه الصائم.
یعنی: دعای روزه دار، رد نمی شود.
امام باقر علیه السلام هم فرمود:
317- الحاج و المعتمر و الصائم و فد الله ان سالوه اعطاهم، و ان دعوه اجابهم، و ان شفعوا شفعهم الله، و ان سکتوا ابتداهم، و یعوضون بالدر هم الف الف درهم
یعنی: حاجی و معتمر (کسی که عمره به جای می آورد) و روزه دار، هر سه نمایندگان الهی اند، اگر درخواست کنند به آنان می دهد، اگر دعا کنند، اجابت می نماید، اگر شفاعت کسی را بکنند، ذات اقدس الهی شفاعتشان را می پذیرد، اگر ساکت شوند او سخن گفتن را آغاز می کند و به جای یک درهم (که در راه خدا داده شده) یک میلیون درهم عوض می گیرند.
ز کسی که برای چهل برادر دینی خود دعا کند و نام آنان را بر زبان جاری نماید.
ح کسی که در دستش انگشتری از فیروزه یا عقیق باشد:
از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود:
318- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: قال الله تعالی: انی لاستحی من عبد یرفع یده و فیها خاتم فیروز فاردها خائبه
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود که ذات اقدس الهی می فرماید: بنده ای که دستش را به سوی من بالا بیاورد و در آن دست، انگشتر فیروزه باشد، من شرم می کنم که او را نا امید برگردانم.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
319- ما رفعت کف الی الله عزوجل احب الیه من کف فیها خاتم عقیق
یعنی: دستی محبوبتر از دستی که در آن انگشتر عقیق باشد به سوی خداوند عزیز و جلیل بالا نرفته است.
در باب آداب دعا نیز ان شاء الله تعالی مطالبی در این زمینه خواهد آمد(115)




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
12-07-2018, 18:01
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





آداب و اوصاف انگشتر

از امام رضا علیه السلام نقل است که فرمود:
320- قال ابو عبد الله علیه السلام: من اتخذ خاتماً فصه عقیق لم یفتقر و لم یقض له الا بالتی هی احسن
یعنی: هر کس انگشتری به دست کند که نگینش عقیق باشد، اولاً فقیر نمی شود و ثانیاً قضا و قدر الهی الهی در مورد او نیک خواهد بود.
روزی فردی از نزدیکان حضرت به همراه یکی از غلامان و الی از کنارش می گذشتند، فرمود:
321- اتبعوه بخاتم عقیق.
یعنی: انگشتری عقیق به او بدهید.
اطرافیان چنین کردند، دیدند هیچ آسیبی به آن فرد نرسید.
و فرمود:
322- العقیق حرز فی السفر.
یعنی: عقیق در سفر، موجب حفاظت است.
و نیز از آن حضرت نقل شده است که:
323- من اصبح و فی یده خاتم فصه عقیق متختماً به فی یده الیمنی و اصبح من قبل ان یراه احد فقلب فصله الی باطن کفه و قرا انا انزلناه الی اخرها ثم یقول:
یعنی: کسی که در دستش انگشتری که نگینش از عقیق است باشد و آن را در دست راستش قرار داده باشد، اگر هنگام صبح قبل از آنکه کسی او را ببیند نگینش را به طرف دست برگرداند و سوره انا انزلناه را بخواند و سپس بگوید:.
-امنت بالله وحده لا شریک له، و کفرت بالجبت و الطاغوت امنت بسر ال محمد صلی الله علیه و آله و سلم و علانیتهم و ولایتهم و قاه الله تعالی فی ذلک الیوم من شر ما ینزل من السماء و ما یعرج فیها و ما یلج فی الارض و ما یخرج منها و کان فی حرز الله و حرز رسوله حتی یمسی
یعنی: ایمان آوردم به خدایی که یکی است و شریکی ندارد و کفر ورزیدم به سایر معبودها و ایمان آوردم به آنچه از آل محمد صلی الله علیه و آله و سلم مخفی است و آنچه آشکار است و ایمان آوردم به ولایت ایشان. خداوند متعال در آن روز این فرد را از بلاهای آسمانی و زمینی نگاهداری می فرماید و تا شب در پناه خدا و رسولش خواهد بود.
امیر المومنین علیه السلام فرمود:
324- تختموا بالعقیق یبارک الله علیکم، و تکونوا فی امن من البلاء
یعنی: انگشتر عقیق به دست کنید تا خداوند متعال به شما برکت بدهد و از بلا در امان باشید.
فردی نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و از راهزنان شکایت کرد، حضرت فرمود:
325- هلا تختمت بالعقیق؟ فانه یحرس من کل سوء، و من تختم بالعقیق لم یزل ینظر فی الحسنی ما دام فی یده، و لم یزل علیه من الله و اقیه، و من صاغ خاتماًمن عقیق و نقش فیه: محمد نبی الله و علی ولی الله و قاه الله میته السوء، و لم یمت الا علی الفطره، و ما رفعت کف الی الله احب الیه من کف فیها عقیق، و من ساهم بالعقیق کان حظه فیه الاوفر
یعنی: چرا انگشتر عقیق به دست نکردی؟ این انگشتر (انسان را) از هر بدی حراست می کند، هر کس عقیق بر دست کند تا وقتی که در دستش باشد، نظرش به عواقب نیک است. و نگاهدار همیشگی اش خداست. هر کس انگشتر عقیق بسازد و روی آن، جمله: محمد نبی الله و علی ولی الله را نقش کند، خداوند متعال او را از مرگ بد نگاهداری می فرماید و با ایمان از دنیا می رود. هیچ دستی به سوی خدا بالا نرفت که محبوبتر باشد که از دستی که در آن عقیق است و کسی که در حال قرعه زدن در دستش عقیق باشد، بهره اش بیشتر خواهد بود.
پس از مناجات حضرت موسی علیه السلام بر طور سینا، خداوند متعال عقیق را خلق کرد و فرمود:
326- الیت علی نفسی ان لا اعذب کفا لبسته بالنار اذا یوالی علیاً صلوات الله علیه
یعنی: سوگند می خورم به خودم که دستی را که در آن عقیق باشد با آتش عذاب نکنم، به شرط آنکه دارای ولایت علی درود خدا بر او باشد.
و فرمود:
327- صلاه رکعتین بفص عقیق تعدل الف رکعه بغیره
یعنی: دو رکعت نماز با نگین عقیق، مساوی است با هزار رکعت بدون آن.
328- التختم بالفیروز و نقشه الله الملک النظر الیه حسنه، و هو من الجنه اهداه جبرئیل الی النبی صلی الله علیه و آله و سلم، فوهبه لامیر المومنین، و اسمه بالعربیه الظفر
یعنی: نگاه کردن به انگشتر فیروزه ای که به آن الله الملک نوشته شده باشد، حسنه است، فیروزه اصلش از بهشت است که جبرئیل آن را برای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هدیه آورد و ایشان هم آن را به امیر المومنین علیه السلام هدیه نمود که در عربی به آن ظفر می گویند.
امیر المومنین علی علیه السلام فرمود:
329- تختموا بالجزع الیمانی فانه یرد کید مرده الشیاطین
یعنی: جزع یمانی(116) را انگشتر کنید که حیله های شیطان را بر می گرداند.
و نیز فرمود:
330- التختم بالزمرد یسر لا عسر فیه، و التختم بالیواقیت ینفی
یعنی: انگشتر زمرد در دست کردن ، موجب سهولت (کارهاست) و سختی (به همراه) ندارد و انگشتر یاقوت، فقر را از بین می برد.
و فرمود:
331- نعم الفص البلور.
یعنی: بلور، خوب نگینی است.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
13-07-2018, 17:57
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






باب سوم: اوصاف دعا کننده

کسانی که دعایشان مستجاب است

الف روزه دار.
ب حاجی (کسی که اعمال حج انجام می دهد).
ج معتمر (کسی که عمره به جای می آورد).
د جنگ کننده (در راه خدا).
ه امام و رهبر عادل.
و مظلوم.
ز کسی که پشت سر برادر مومن برایش دعا کند.
ح دعای فرزند صالح برای پدر و مادرش.
ط دعای پدر و مادر صالح برای فرزند.
عبد الله بن سنان از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
332- خمس دعوات لا یحجبن عن الرب تبارک و تعالی: دعوه الامام المقسط، و دعوه المظلوم، یقول الله عزوجل: لا نتقیمن لک ولو بعد حین، والولد الصالح لوالدیه، والدالد الصالح لولده، و دعوه المومن لاخیه بظهر الغیب فیقول: ولک مثله
یعنی: پنج دعاست که از پروردگار متعال مخفی نمی ماند(117)
- دعای امام و رهبر عادل.
- دعای مظلوم که خداوند عزیز و جلیل می گوید: حتماً انتقامت را خواهم گرفت و لو بعد از گذشت مدتی.
- دعای فرزند صالح برای پدر و مادرش.
- دعای پدر و مادر صالح برای فرزند.
- دعای مومن برای برادر مومن در پشت سرش که خداوند متعال می فرماید: برای تو نیز مانند آن خواهد بود.
روایت شده است که:
333- ان اله سبحانه قال الموسی: ادعنی علی لسان لم تعصنی به، فقال: یا رب، انی لی بذلک؟ فقال، ادعنی علی السان غیرک
یعنی: خداوند سبحان به حضرت موسی علیه السلام فرمود: ای موسی! مرا به زبانی که با آن گناه نکردی بخوان، گفت: این چنین زبانی کجا دارم؟ فرمود: مرا با زبان دیگران بخوان.
ی کسی که دعایش را تعیم بدهد، (یعنی تنها برای خود دعا نکند).
ک کسی که قبل از نزول بلا دعا کرده باشد.
هارون بن خارجه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
334- ان الدعاء فی الرخاء لیستخر جمهوری اسلامی ایران الحوائج فی البلاء
یعنی: دعا در زمان راحتی و آسایش، برای برآورده شدن حوایج روز نیازمندی است.
محمد بن مسلم نیز از آن حضرت روایت کرده است که فرمود:
335- کان جدی یقول: تقدموا فی الدعاء فان العبد اذا دعا فنزل به البلاء فدعا قیل: صوت معروف، فاذا لم یکن دعا فنزل به البلاء قیل: این کنت قبل الیوم؟
یعنی: حدم می فرمود: در دعا پیشی بگیرید؛ چون هر وقت بنده ای دعا کند، بعد بلایی نازل شود، پس از بلا نیز دعا کند، گفته می شود: صدایی است آشنا، اما اگر دعا نکرده، بلا نازل گردد، گفته می شود: تا امروز کجا بودی؟.
و از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
336- من تخوف من البلاء یصیبه فتقدم فیه بالدعاء لم یره الله ذلک البلاء ابداً
یعنی: کسی که از رسیدن بلایی هراسناک است، اگر قبل از آن دعا کند، خداوند متعال هرگز آن بلا را به او نشان نخواهد داد.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
337- یا اباذر، الا اعلمک کلمات ینفعک الله بها؟ قلت: بلی یا رسول الله، قال: احفظ الله یحفظک الله، احفظ الله تجده امامک، تعرف الی الله فی الرخاء یعرفک فی الشده، و اذا سالت فاسال الله، و اذا استعنت فاستعن بالله، فقد جری القلم بما هو کائن، و لو ان الخلق کلهم جهدوا ان ینفعوک بشی ء لم یکتبه الله لک ما قدروا علیه
یعنی: ای اباذر! آیا کلماتی به تو بیاموزم که برایت منفعت داشته باشد؟
(اباذر می گوید:) گفتم: بلی ای رسول خدا! فرمود: تو از خدا حفاظت کن تا خدا از تو حفاظت کند، اگر از خدا حفاظت نمایی، او را در جلو خود خواهی یافت، در روز راحتی و آسایش، معروف و شناخته شده درگاه حق باش تا او تو را در روز شدت و نیازت، بشناسد. اگر درخواستی داری از خدا بطلب و اگر کمک می خواهی از او بخواه، همانا مقدرات عالم تحت قلم ذات اقدس الهی است، اگر تمام خلق بکوشند تا نفعی به تو برسانند که خدا آن را برایت ثبت نکرده است ، هرگز قدرت چنین کاری را نخواهند داشت.
سکونی از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
338- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ایاکم و دعوه المظلوم فانها ترفع فوق السحاب حتی ینظر الله الیها فیقول ارفعوها حتی استجیب له، و ایاکم و دعوه الوالد فانها احد من السیف
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خود را از نفرین مظلوم دور نگه دارید (یعنی مبادا مظلومی علیه شما دعا کند) چون این دعا از ابرها فراتر خواهد رفت تا جایی که خداوند متعال بدان نظر کرده می فرماید: آن را بالا بیاورید تا برایش اجابت کنم. و خود را از نفرین پدر و مادر نیز نگه داری نمایید، چون این دعا از شمشیر تیزتر است.
از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
339- ثلاث دعوات لا یحجبن عن الله عزوجل: دعاء الوالد اذا بره، و علیه اذا عقه، و دعاء المظلوم علی ظالمه، و دعاوه لمن انتصر له منه، و رجل مومن دعا لاخیه المومن اذا واساه فینا، و دعاوه علیه اذا لم یواسه مع القدره علیه و اضطرار اخیه الیه
یعنی: سه دعاست که از خداوند عزیز و جلیل مخفی نمی ماند:
اول دعای پدر و مادر برای فرزندش، زمانی که به او نیکی کنند و نفرینشان بر او وقتی که ایشان را بیازارد.
دوم نفرین مظلوم علیه ظالم و دعایش برای کسی که وی را علیه ظالم یاری کرده است.
سوم دعای مومن برای برادر مومنی که او را در راه ما یاری کرده باشد و نفرینش علیه او زمانی که او را یاری نکرده باشد با اینکه هم او قدرت این کار را داشت و هم برادر مومنش بدان نیازمند بود.
در حدیث دیگر آمده:
340- اتقوا دعوه الوالد فانها ترفع فوق السحاب، و اتقوا دعوه الوالد فانها احد من السیف
یعنی: خود را از نفرین پدر و مادر نگهداری کنید؛ چون این نفرین به بالای ابرها می رود، خود را از نفرین پدر و مادر نگهداری کنید؛ برای اینکه این نفرین از شمشیر تیزتر است.
در روایت آمده است.
341- ان الولد اذا مرض ترقی امه السطح و تکشف عن قناعها حتی یبرز شعرها نحو السماء فتقول:
یعنی: وقتی فرزند مریض می شود، مادرش به پشت بام برود و رو سری را از سر خود بردارد تا موهایش به سوی آسمان آشکار شود، آنگاه بگوید:.
-اللهم انت اعطیتنیه و انت و هبته لی اللهم فاجعل هبتک الیوم لی جدیده انک قادر مقتدر
یعنی: خدایا! تو این فرزند را به من عطا کردی و بخشیدی، خدایا! امروز هدیه ات را تجدید کن که تو قادری.
-ثم تسجد فانها لا ترفع راسها الا قد برا ابنها
یعنی: سپس سجده کند که از آن سجده سر بر نمی دارد مگر اینکه فرزندش از آن مرض بهبودی یافته است.
ل کسی که در حوایجش بر غیر خداوند سبحان تکیه نمی کند.
پروردگار متعال می فرماید:
-و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدراً(118)
یعنی: کسی که بر خدا توکل کند، خداوند او را کافی است، او کار خود را به اجرا می رساند و برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.
حفص بن غیاث از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
342- اذا اراد احدکم ان لا یسال ربه شیئاً الا اعطاه فلییاس من الناس کلهم ولا یکون رجاء الا من عند الله، فاذا علم الله ذلک من قلبه لم یساله شیئاً الا اعطاه
یعنی: اگر کسی خواست طوری باشد که هرگاه از خدا چیزی درخواست نمود به او بدهد، باید از همه مردم قطع امید کند و تنها امیدش به درگاه او باشد، وقتی خداوند این حالت را در قلب کسی یافت، هرگاه چیزی بخواهد به او عطا می کند.
از جمله موعظه های خداوند متعال به حضرت عیسی علیه السلام این است که فرمود:
343- یا عیسی، ادعنی دعاء الحزین الغریق الذی لیس له مغیث، یا عیسی، سلنی ولا تسال غیری فیحسن منک الدعاء و منی الاجابه، ولا تدعنی الا متضرعاً الی و همک هماً وحداً فانک متی تدعنی کذلک اجبک
یعنی: ای عیسی! مرا بخوان مانند انسان محزون در حال غرق شدن که هیچ دادرسی برایش نیست. ای عیسی! از من بخواه و از غیر من نخواه تا از تو دعای نیک بر آید و از من اجابت، دعا مکن مگر با حالت تضرع و تمام همتت را صرف این امر بنما که هرگاه اینگونه مرا خواندی تو را اجابت خواهم نمود.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
14-07-2018, 17:36
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






کسانی که دعایشان مستجاب است

الف روزه دار.
ب حاجی (کسی که اعمال حج انجام می دهد).
ج معتمر (کسی که عمره به جای می آورد).
د جنگ کننده (در راه خدا).
ه امام و رهبر عادل.
و مظلوم.
ز کسی که پشت سر برادر مومن برایش دعا کند.
ح دعای فرزند صالح برای پدر و مادرش.
ط دعای پدر و مادر صالح برای فرزند.
عبد الله بن سنان از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
332- خمس دعوات لا یحجبن عن الرب تبارک و تعالی: دعوه الامام المقسط، و دعوه المظلوم، یقول الله عزوجل: لا نتقیمن لک ولو بعد حین، والولد الصالح لوالدیه، والدالد الصالح لولده، و دعوه المومن لاخیه بظهر الغیب فیقول: ولک مثله
یعنی: پنج دعاست که از پروردگار متعال مخفی نمی ماند(117)
- دعای امام و رهبر عادل.
- دعای مظلوم که خداوند عزیز و جلیل می گوید: حتماً انتقامت را خواهم گرفت و لو بعد از گذشت مدتی.
- دعای فرزند صالح برای پدر و مادرش.
- دعای پدر و مادر صالح برای فرزند.
- دعای مومن برای برادر مومن در پشت سرش که خداوند متعال می فرماید: برای تو نیز مانند آن خواهد بود.
روایت شده است که:
333- ان اله سبحانه قال الموسی: ادعنی علی لسان لم تعصنی به، فقال: یا رب، انی لی بذلک؟ فقال، ادعنی علی السان غیرک
یعنی: خداوند سبحان به حضرت موسی علیه السلام فرمود: ای موسی! مرا به زبانی که با آن گناه نکردی بخوان، گفت: این چنین زبانی کجا دارم؟ فرمود: مرا با زبان دیگران بخوان.
ی کسی که دعایش را تعیم بدهد، (یعنی تنها برای خود دعا نکند).
ک کسی که قبل از نزول بلا دعا کرده باشد.
هارون بن خارجه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
334- ان الدعاء فی الرخاء لیستخر جمهوری اسلامی ایران الحوائج فی البلاء
یعنی: دعا در زمان راحتی و آسایش، برای برآورده شدن حوایج روز نیازمندی است.
محمد بن مسلم نیز از آن حضرت روایت کرده است که فرمود:
335- کان جدی یقول: تقدموا فی الدعاء فان العبد اذا دعا فنزل به البلاء فدعا قیل: صوت معروف، فاذا لم یکن دعا فنزل به البلاء قیل: این کنت قبل الیوم؟
یعنی: حدم می فرمود: در دعا پیشی بگیرید؛ چون هر وقت بنده ای دعا کند، بعد بلایی نازل شود، پس از بلا نیز دعا کند، گفته می شود: صدایی است آشنا، اما اگر دعا نکرده، بلا نازل گردد، گفته می شود: تا امروز کجا بودی؟.
و از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
336- من تخوف من البلاء یصیبه فتقدم فیه بالدعاء لم یره الله ذلک البلاء ابداً
یعنی: کسی که از رسیدن بلایی هراسناک است، اگر قبل از آن دعا کند، خداوند متعال هرگز آن بلا را به او نشان نخواهد داد.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
337- یا اباذر، الا اعلمک کلمات ینفعک الله بها؟ قلت: بلی یا رسول الله، قال: احفظ الله یحفظک الله، احفظ الله تجده امامک، تعرف الی الله فی الرخاء یعرفک فی الشده، و اذا سالت فاسال الله، و اذا استعنت فاستعن بالله، فقد جری القلم بما هو کائن، و لو ان الخلق کلهم جهدوا ان ینفعوک بشی ء لم یکتبه الله لک ما قدروا علیه
یعنی: ای اباذر! آیا کلماتی به تو بیاموزم که برایت منفعت داشته باشد؟
(اباذر می گوید:) گفتم: بلی ای رسول خدا! فرمود: تو از خدا حفاظت کن تا خدا از تو حفاظت کند، اگر از خدا حفاظت نمایی، او را در جلو خود خواهی یافت، در روز راحتی و آسایش، معروف و شناخته شده درگاه حق باش تا او تو را در روز شدت و نیازت، بشناسد. اگر درخواستی داری از خدا بطلب و اگر کمک می خواهی از او بخواه، همانا مقدرات عالم تحت قلم ذات اقدس الهی است، اگر تمام خلق بکوشند تا نفعی به تو برسانند که خدا آن را برایت ثبت نکرده است ، هرگز قدرت چنین کاری را نخواهند داشت.
سکونی از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
338- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ایاکم و دعوه المظلوم فانها ترفع فوق السحاب حتی ینظر الله الیها فیقول ارفعوها حتی استجیب له، و ایاکم و دعوه الوالد فانها احد من السیف
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خود را از نفرین مظلوم دور نگه دارید (یعنی مبادا مظلومی علیه شما دعا کند) چون این دعا از ابرها فراتر خواهد رفت تا جایی که خداوند متعال بدان نظر کرده می فرماید: آن را بالا بیاورید تا برایش اجابت کنم. و خود را از نفرین پدر و مادر نیز نگه داری نمایید، چون این دعا از شمشیر تیزتر است.
از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
339- ثلاث دعوات لا یحجبن عن الله عزوجل: دعاء الوالد اذا بره، و علیه اذا عقه، و دعاء المظلوم علی ظالمه، و دعاوه لمن انتصر له منه، و رجل مومن دعا لاخیه المومن اذا واساه فینا، و دعاوه علیه اذا لم یواسه مع القدره علیه و اضطرار اخیه الیه
یعنی: سه دعاست که از خداوند عزیز و جلیل مخفی نمی ماند:
اول دعای پدر و مادر برای فرزندش، زمانی که به او نیکی کنند و نفرینشان بر او وقتی که ایشان را بیازارد.
دوم نفرین مظلوم علیه ظالم و دعایش برای کسی که وی را علیه ظالم یاری کرده است.
سوم دعای مومن برای برادر مومنی که او را در راه ما یاری کرده باشد و نفرینش علیه او زمانی که او را یاری نکرده باشد با اینکه هم او قدرت این کار را داشت و هم برادر مومنش بدان نیازمند بود.
در حدیث دیگر آمده:
340- اتقوا دعوه الوالد فانها ترفع فوق السحاب، و اتقوا دعوه الوالد فانها احد من السیف
یعنی: خود را از نفرین پدر و مادر نگهداری کنید؛ چون این نفرین به بالای ابرها می رود، خود را از نفرین پدر و مادر نگهداری کنید؛ برای اینکه این نفرین از شمشیر تیزتر است.
در روایت آمده است.
341- ان الولد اذا مرض ترقی امه السطح و تکشف عن قناعها حتی یبرز شعرها نحو السماء فتقول:
یعنی: وقتی فرزند مریض می شود، مادرش به پشت بام برود و رو سری را از سر خود بردارد تا موهایش به سوی آسمان آشکار شود، آنگاه بگوید:.
-اللهم انت اعطیتنیه و انت و هبته لی اللهم فاجعل هبتک الیوم لی جدیده انک قادر مقتدر
یعنی: خدایا! تو این فرزند را به من عطا کردی و بخشیدی، خدایا! امروز هدیه ات را تجدید کن که تو قادری.
-ثم تسجد فانها لا ترفع راسها الا قد برا ابنها
یعنی: سپس سجده کند که از آن سجده سر بر نمی دارد مگر اینکه فرزندش از آن مرض بهبودی یافته است.
ل کسی که در حوایجش بر غیر خداوند سبحان تکیه نمی کند.
پروردگار متعال می فرماید:
-و من یتوکل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لکل شی ء قدراً(118)
یعنی: کسی که بر خدا توکل کند، خداوند او را کافی است، او کار خود را به اجرا می رساند و برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.
حفص بن غیاث از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
342- اذا اراد احدکم ان لا یسال ربه شیئاً الا اعطاه فلییاس من الناس کلهم ولا یکون رجاء الا من عند الله، فاذا علم الله ذلک من قلبه لم یساله شیئاً الا اعطاه
یعنی: اگر کسی خواست طوری باشد که هرگاه از خدا چیزی درخواست نمود به او بدهد، باید از همه مردم قطع امید کند و تنها امیدش به درگاه او باشد، وقتی خداوند این حالت را در قلب کسی یافت، هرگاه چیزی بخواهد به او عطا می کند.
از جمله موعظه های خداوند متعال به حضرت عیسی علیه السلام این است که فرمود:
343- یا عیسی، ادعنی دعاء الحزین الغریق الذی لیس له مغیث، یا عیسی، سلنی ولا تسال غیری فیحسن منک الدعاء و منی الاجابه، ولا تدعنی الا متضرعاً الی و همک هماً وحداً فانک متی تدعنی کذلک اجبک
یعنی: ای عیسی! مرا بخوان مانند انسان محزون در حال غرق شدن که هیچ دادرسی برایش نیست. ای عیسی! از من بخواه و از غیر من نخواه تا از تو دعای نیک بر آید و از من اجابت، دعا مکن مگر با حالت تضرع و تمام همتت را صرف این امر بنما که هرگاه اینگونه مرا خواندی تو را اجابت خواهم نمود.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
15-07-2018, 18:58
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






باب چهارم: کیفیت دعا

آداب قبل ازدعا

الف طهارت
ب استعمال بوی خوش
ج رو به قبله بودن
د صدقه دادن
خداوند متعال می فرماید:
فقدموا بین یدی نجویکم صدقة
یعنی: پیش از نجوا کردنتان، صدقه بدهید.
ه اعتقاد به قدرت خداوند سبحان بر انجام کارش که در قرآن کریم می فرماید:
- و لیومنوابی(122)
یعنی: باید برایشان محقق شود که من قدرت بر اعطای در خواستشان را دارم.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
366- یقول الله عزوجل: من سالنی و هو یعلم انی اضر و انفع استجیب له
یعنی: خداوند عزیز و جلیل می فرماید: هر که از من چیزی بخواهد و یقین داشته باشد که ضرر و منفعت در دست من است، اجابتش خواهم نمود.
و حسن ظن به خدا داشتن به اینکه اجابتش خواهد نمود.
رجا و امیدواری به رحمت حق

خداوند متعال می فرماید:
- و ادعوه خوفاً و طعاً(123)
یعنی: خدای را از روی بیم و امید بخوانید.
367- انا عند ظن عبدی بی فلا یظن عبدی بی الا خیراً
یعنی: گمان بنده ام به من هر چه باشد، من نیز همانطور هستم، پس سزاوار نیست که به من جز حسن ظن داشته باشد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
368- ادعوا الله و انتم موقنون بالا جابه
یعنی: در حالی که یقین به اجابت خدا دارید، او را بخوانید.
در آنچه خداوند متعال بر حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد آمده است:
369- یا موسی، ما دعوتنی و رجوتنی فانی ساغفر لک
یعنی: ای موسی! اگر در حالت امیدواری مرا بخوانی، بزودی تو را خواهم آمرزید.
سلیمان بن فراء از راویان حدیث از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
- اذا دعوت فظن حاجتک بالباب (124)
یعنی: هر گاه دعا می کنی، گمانت این باشد که حاجتت پشت در آماده است.
و در روایت دیگر آمده است که فرمود:
370-فاقبل بقلبک وظن حاجتک بالباب
یعنی: با قلبت به او روی کن و گمانت این باشد که حاجتت پشت در آماده است.
چگونه انسان حسن ظن به خدا پیدا نکند در حالی که او اکرم الامین و ارحم الراحمین می باش و اوست که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است.
روایت شده است که:
371- ان الله سبحانه لما نفخ فی ادم من روحه و صار بشراً فعندما استوی جالساً عطس فالهم ان قال: الحمد لله رب العالمین، فقال الله تعالی: یرحمک الله یا ادم
یعنی: هنگام که خداوند متعال از روحش در آدم دمید و آدم به صورت بشر در آمد، نشست و عطسه ای کرد، به او الهام شد که بگوید: الحمد لله رب العالمین، خداوند متعال در پاسخش گفت: یرحمک الله یا ادم؛ یعنی: ای آدم خدا! تو را رحمت کند.
بنابر این، اولین خطاب خداوند متعال به حضرت آدم علیه السلام توام با رحمت بود.
در روایت آمده است که:
372- ان الله سبحانه قال لموسی حین ارسله الی فرعون یتوعده و اخبره انی الی العفو و المغفره اسرع منی الی الغضب و العقوبه
یعنی: خداوند سبحان حضرت موسی علیه السلام را به سوی فرعون فرستاد تا تهدیدش کند و به او بگوید: سرعت من به رحمت و مغفرت بیشتر است تا به خشم و عقوبت.
در روایت دیگر آمده است:
373- انه استغاث بموسی حین ادرکه الغرق و لم یستغث بالله فاوحی الیه یا موسی لم تغث فرعون لانک لم تخلقه ولو استغاث بی لا غثته
یعنی: فرعون هنگام غرق شدن به جای کمک خواستن از خداوند متعال، از حضرت موسی علیه السلام کمک خواست خداوند متفال به او وحی کرد که ای موسی! او را یاری نمدی چون تو را خلق نکرده ای اما اگر از من یاری می طلبید کمکش می کردم.
محمد بن خالد در کتابش از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود:
374- وقتی حضرت یونس علیه السلام به دریایی رسید که قارون در آن بود تقارن به فرشته ای که مامور او بود گفت: این صدا و ترس و وحشت چیست که میشنوم؟
فرشته گفت: این یونس است که خداوند او را در شکم ماهی زندانی کرده و در دریاهای هفتگانه او را گردانده تا به این دریا رسیده است، این صدا و وحشت به خاطر وجود اوست.
قارون گفت: آیا اجازه می دهی با او سخن بگویم؟
فرشته گفت: اجازه دادم.
آنگاه قارون به حضرت یونس علیه السلام گفت: چرا به سوی پروردگارت توبه نمی کنی؟
یونس در جواب گفت: چرا تو به سوی پروردگارت توبه نکردی؟
قارون گفت: من به سوی موسی علیه السلام توبه کردم ولی از من نپذیرفت، اما اگر توبه سوی خدا توبه کنی و باز گردی، در اولین قدمی که به سویش برداری، رحمتش را می یابی. مگر نمی بینی که او با بندگانش چه نیک رفتار می کند و چگونه احسان و رحمتش را بر آنان ارزانی می دارد؟.
از جمله نشانه های رحمتش این است که مومنین را تحریک کرده که برای برادران ایمانی خود دعا کنند و فرموده است که:
با زبانی که مرا با آن معصیت نکرده ای دعا کن و آن زبان دیگران است(125)
هم آن دعا را مستجاب می کند و هم چندین برابرش را به تو می دهد، که این مطلب ان شاء الله به طور مفصل خواهد آمد(126)
از دیگر نشانه های رحمتش، روایاتی است که در ترغیب اهدای ثواب طاعات و عبادات برای مردگان آمده و ثواب آن را چندین برابر قرار داده تا جایی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود:
375- تدخل علی المیت فی قبره الصلاه والصوم والحج والصدقه والدعاء والبر ویکتب اجره للذی یفعله وللمیت
یعنی: بعد از مرگ، ثوابهای نماز و روزه و حج و صدقه و دعا و نیکهایی که برای میت انجام می گیرد به او می رسد و پاداشش هم برای کسی که آنها را انجام داده، نوشته میشود و هم برای آن مرده.
و نیز فرمود:
377- من عمل من المسلمین عن میت عمل خیر اضعف الله اجره و نفع الله به المیت
یعنی: هر مسلمانی که به نیابت از طرف میتی، عمل خیری انجام دهد، خداوند متعال پاداش او را دو برابر کرده به آن مرده نیز بهره ای می رساند.
علامت سوم برای رحمت واسعه حق، فرمان او به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمود:
-فاعلم انه لا اله الا الله و استغفر لذنبک و للمومنین و المومنات(127)
یعنی: پس بدانکه هیچ خدایی جز الله نیست، برای گناه خود و گناه مردان و زنان با ایمان، آمرزش بخواه.
در این آیه کریمه دقت کن و ببین که چگونه ذات اقدس الهی، فرمان به استغفار را در کنار شهادت به توحید که اساس اسلام است و احکام الهی، حول آن محور دور می زند قرار داد؟ آیا این جز نهایت عنایت و توجه و کمال رحمت و تفضل اوست؟ به این مقدار هم اکتفاء نکرد و در جای دیگر فرمود:
- انا عند ظن عبدی بی(128)
یعنی: گمان بنده ام هر چه باشد، من همانجا هستم.
و نیز کسی را که به او سوء ظن داشته و بر او غضب کند، ترسانیده است.
واضحتر از همه دلیلها بر فراوانی لطف و محبتش نسبت به کسی که به او حسن ظن دارد و اینکه اگر گمان بنده به او نیک باشد، هرگز خلافش را انجام نمی دهد، آیه شریفه قرآن است که فرمان به توکل می دهد و می فرماید:
- و علی الله فتوکلو ان کنتم مومنین(129)
یعنی: تنها بر خدا توکل کنید اگر مومن هستید.
اگر جز این آیه، چیز دیگری ما را بر توکل، تحریک نمی کرد کافی بود، چون توکل را شرط ایمان قرار داده است.
سپس این کلام را با بشارت به جزای نیک و تفضل و... برای کسانی که گرد آن جمع شوند تاکید کرد و فرمود:
-وقالوا حسبنا الله و نعم الوکیل فانقلبوا بنعمه من الله و فضل لم یمسسهم سوء و اتبعوا رضوان الله(130)
یعنی: گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نیکو یاوری است، آنگاه از جنگ بازگشتند در حالی که نعمت و فضل خدا را به همراه داشتند و هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود، اینان به راه خشنودی و رضایت خدا رفتند.
علاوه بر آن بشارت داده که متوکلین را دوست دارد.
- ان الله یحب المتوکلین(131)
یعنی: خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
از حضرت صادق علیه السلام سوال شد که میزان توکل چیست؟ فرمود:
378- الا یخاف مع الله شیئاً.
یعنی: وقتی با خدا بود، دیگر از غیر او هراسی نداشته باشد.
بنابر این، مدار و مرکز توکل، حسن ظن به خداست، چون تنها، کسی که به خدا حسن ظن داشته باشد، از غیر او ترسی ندارد.
پس از بررسی آیات قرآنی، نظری به روایات وارده از معصومین علیهم السلام نما که در این باره چه فرموده اند؟
از امام کاظم علیه السلام روایت شده است که فرمود:
379- والله ما اعطی مومن قط خیر الدنیا و الاخره الا بحسن ظنه بالله عزوجل و رجائه له و حسن خلقه والکف عن اغتیاب المومنین، والله تعالی لا یعذب عبداً بعد التوبه و الا ستغفار الا بسوء ظنه و تقصیره فی رجائه الله عزوجل و سوء خلقه و اغتیابه المومنین
یعنی: به خدا قسم به هیچ مومنی، خیر دنیا و آخرت داده نشد مگر به خاطر:
- حسن ظن به خداوند عزیز و جلیل و امیدش به او.
- اخلاق نیکویش.
- و دست برداشتن از غیب مومنین.
- و خدا بنده ای را بعد از توبه و استغفارش عذاب نکرد مگر به خاطر:
- سوء ظن و امید نداشتن به خداوند عزیز و جلیل.
- بد اخلاقی.
- و غیبت مومنین را نمودن.
-ولیس یحسن ظن عبد مومن بالله عزوجل الا کان الله عند ظنه لان الله کریم یستحی ان یخلف ظن عبده و رجاءه فاحسنوا الظن بالله و ارغبوا الیه فان الله تعالی یقول:
یعنی: هرگز بنده مومنی به خداوند عزیز و جلیل حسن ظن نشان نمی دهد مگر آنکه خداوند متعال با او بر اساس همان ظن و گمان نیکش رفتاری نماید؛ چون خداوند، کریم است و شرم دارد از اینکه با گمان و امید بنده اش مخالف کند، بنابر این گمانتان را به خداوند نیک گردانید و به سوی او میل و رغبت نشان دهید که خودش می فرماید:.
-الظانین بالله ظن السوء علیهم دائره السوء و غضب الله علیهم(132)
یعنی: (منافقین و مشرکین) بر خدا گمان بد دارند (بدین سبب) بدی برگردشان حلقه زد و خداوند نیز بر آنان خشم گرفت.
در روایت آمده است که:
380- ان الله تعالی اذا حاسب الخلق یبقی رجل قد فضلت سیئاته علی حسناته فتاخذه الملائکه الی النار و هو یلتقت فیامر الله تعالی برده فیقول له: لم تلتقت و هو اعلم به؟ فیقول: یا رب، ما کان هذا حسن ظنی بک، فیقول الله تعالی: ملائکتی و عزتی و جلالی ما احسن ظنه بی یوماً ولکن انطلقوا به الی الجنه لا دعائه حسن الظن بی
یعنی: خداوند متعال حساب خلق را که رسید، یک نفر باقی می ماند که سیئاتش بر حسناتش فزونی دارد، ملائکه او را می گیرند تا به سوی آتش ببرند در حالی که او پشت سر خود را نگاه می کند، در این هنگام خداوند متعال فرمان می دهد او را برگردانند آنگاه به او می گوید: چرا پشت سر خود را نگاه کردی؟- البته ذات اقدس الهی خود علت آن را می داند آن فرد می گوید: خدایا! گمان نیکوی من به تو این نبود (که مرا به آتش بسوزانی)، در اینجا خداوند سبحان می فرماید:
ملائکه من، به عزت و جلالم سوگند! این بنده حتی یک روز هم به من حسن ظن نداشت، اما او را به بهشت ببرید، چون ادعا کرد که به من حسن ظن دارد.
عطاء بن یسار می گوید: امیر المومنین علیه السلام فرمود:
381- یوقف العبد یوم القیامه بین یدی الله سبحانه و تعالی فیقول: قیسوا بین نعمتی علیه و بین عمله، فیستغرق النعم العمل، فیقول الله: و قد و هبت له نعمتی له فقیسوا بنی الخیر و الشر، فان استوی العملان اذهب الله تعالی الشر بالخیر و ادخله الجنه، و ان کان له فضل اعطاه الله بفضله، و ان کان علیه فضل و هو من اهل التقوی لم یشرک بالله تعالی و اتقی الشرک فهو من اهل المغفره یغفر له ربه برحمته و یدخله الجنه ان شاء بعفوه
یعنی: روز قیامت بنده ای را در برابر خداوند سبحان نگه می دارند، آنگاه (به ملائکه) فرمان می دهد: نعمتهای مرا با عمل او بسنجید، که نعمت بر عمل می چربد و آن را در بر می گیرد. در اینجا ذات اقدس الهی می فرماید: تمام نعمتهایم را به او بخشیدم، کارهای خیر و شرش را با هم بسنجید، در این هنگام اگر این دو مساوی بودند، خداوند متعال کارهای شر را به واسطه کارهای خیر می برد و او را داخل در بهشت می نماید و اگر کارهای خیرش برتر بود، خداوند متعال او را می بخشد و اگر کارهای شرش برتر بود، ولی با این حال، او در دنیا انسانی با تقوا بوده و چیزی را شریک خداوند متعال قرار نمی داده، و از آن پرهیز داشته است، پروردگار منان به واسطه رحمتش او را بخشیده و از اهل مغفرتش قرار می دهد. و اگر بخواهد، به واسطه عفوش او را داخل بهشت می نماید.
در روایت آمده است که:
382- ان الله سبحانه و تعالی یجمع الخلق یوم القیامه و لبعضهم علی بعض حقوق و له تعالی قبله تبعات فیقول: عبادی ما کان لی قبلکم فقد و هبته لکم فهبوا بعضکم تبعات بعض و ادخلوا الجنه جمیعاً برحمتی
یعنی: خداوند سبحان، روز قیامت تمام خلق را جمع می کند در حالی که هم آنان بر یکدیگر حقوقی دارند و هم خداوند متعال بر آنان، در این هنگام می فرماید: بندگانم! من حق خود را بخشیدم، شما نیز حقوق یکدیگر را به هم ببخشید و همگی به واسطه رحمت من، وارد بهشت شوید.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
383- ینادی مناد یوم القیامه تحت العرش: یا امه محمد ما کان لی قبلکم فقد وهبته لکم و قد بقیت التبعات بینکم فتوا هبوا و ادخلوا الجنه برحمتی
یعنی: روز قیامت از عرش الهی ندا می رسد که: ای امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هر حقی از من برگردنتان بود آن را به شما بخشیدم، باقی می ماند حقوق خودتان، پس همدیگر را ببخشید و به واسطه رحمت من وارد بهشت شوید.
محمد بن خالد برقی به واسطه ای از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
384- مرد عابدی در میان بنی اسرائیل بود، خداوند متعال بر حضرت داوود علیه السلام وحی فرستاد که او ریاکار است، پس از گذشت مدتی، آن مرد از دنیا رفت. حضرت داوود علیه السلام بر جنازه اش حاضر نشد، اما چهل نفر از بنی اسرائیل بر جسدش ایستاده و گفتند:
خدایا! ما از او جز خیر دیگری نمی دانیم، اما تو از ما داناتری و بهتر می دانی، او را بیامرز.
بعد از غسل دادن چهل نفر دیگر ایستادند و گفتند:
خدایا! ما از او جز خیر چیز دیگر نمی دانیم، اما تو از ما داناتری و بهتر می دانی، او را بیامرز.
در اینجا خداوند متعال بر داوود علیه السلام وحی فرستاد که چرا بر او نماز نگزاری! داوود علیه السلام جواب داد: به خاطر اینکه خودت به من گفتی که او ریاکار است.
وحی آمد که: چون عده ای به نیکوکاری او شهادت دادند، من شهادتشان را تجویز کردم و آنچه را که من می دانم و آنان نمی دانند، برایش آمرزیدم.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
16-07-2018, 18:19
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




رجا و امیدواری به رحمت حق

خداوند متعال می فرماید:
- و ادعوه خوفاً و طعاً(123)
یعنی: خدای را از روی بیم و امید بخوانید.
367- انا عند ظن عبدی بی فلا یظن عبدی بی الا خیراً
یعنی: گمان بنده ام به من هر چه باشد، من نیز همانطور هستم، پس سزاوار نیست که به من جز حسن ظن داشته باشد.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
368- ادعوا الله و انتم موقنون بالا جابه
یعنی: در حالی که یقین به اجابت خدا دارید، او را بخوانید.
در آنچه خداوند متعال بر حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد آمده است:
369- یا موسی، ما دعوتنی و رجوتنی فانی ساغفر لک
یعنی: ای موسی! اگر در حالت امیدواری مرا بخوانی، بزودی تو را خواهم آمرزید.
سلیمان بن فراء از راویان حدیث از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
- اذا دعوت فظن حاجتک بالباب (124)
یعنی: هر گاه دعا می کنی، گمانت این باشد که حاجتت پشت در آماده است.
و در روایت دیگر آمده است که فرمود:
370-فاقبل بقلبک وظن حاجتک بالباب
یعنی: با قلبت به او روی کن و گمانت این باشد که حاجتت پشت در آماده است.
چگونه انسان حسن ظن به خدا پیدا نکند در حالی که او اکرم الامین و ارحم الراحمین می باش و اوست که رحمتش بر غضبش پیشی گرفته است.
روایت شده است که:
371- ان الله سبحانه لما نفخ فی ادم من روحه و صار بشراً فعندما استوی جالساً عطس فالهم ان قال: الحمد لله رب العالمین، فقال الله تعالی: یرحمک الله یا ادم
یعنی: هنگام که خداوند متعال از روحش در آدم دمید و آدم به صورت بشر در آمد، نشست و عطسه ای کرد، به او الهام شد که بگوید: الحمد لله رب العالمین، خداوند متعال در پاسخش گفت: یرحمک الله یا ادم؛ یعنی: ای آدم خدا! تو را رحمت کند.
بنابر این، اولین خطاب خداوند متعال به حضرت آدم علیه السلام توام با رحمت بود.
در روایت آمده است که:
372- ان الله سبحانه قال لموسی حین ارسله الی فرعون یتوعده و اخبره انی الی العفو و المغفره اسرع منی الی الغضب و العقوبه
یعنی: خداوند سبحان حضرت موسی علیه السلام را به سوی فرعون فرستاد تا تهدیدش کند و به او بگوید: سرعت من به رحمت و مغفرت بیشتر است تا به خشم و عقوبت.
در روایت دیگر آمده است:
373- انه استغاث بموسی حین ادرکه الغرق و لم یستغث بالله فاوحی الیه یا موسی لم تغث فرعون لانک لم تخلقه ولو استغاث بی لا غثته
یعنی: فرعون هنگام غرق شدن به جای کمک خواستن از خداوند متعال، از حضرت موسی علیه السلام کمک خواست خداوند متفال به او وحی کرد که ای موسی! او را یاری نمدی چون تو را خلق نکرده ای اما اگر از من یاری می طلبید کمکش می کردم.
محمد بن خالد در کتابش از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود:
374- وقتی حضرت یونس علیه السلام به دریایی رسید که قارون در آن بود تقارن به فرشته ای که مامور او بود گفت: این صدا و ترس و وحشت چیست که میشنوم؟
فرشته گفت: این یونس است که خداوند او را در شکم ماهی زندانی کرده و در دریاهای هفتگانه او را گردانده تا به این دریا رسیده است، این صدا و وحشت به خاطر وجود اوست.
قارون گفت: آیا اجازه می دهی با او سخن بگویم؟
فرشته گفت: اجازه دادم.
آنگاه قارون به حضرت یونس علیه السلام گفت: چرا به سوی پروردگارت توبه نمی کنی؟
یونس در جواب گفت: چرا تو به سوی پروردگارت توبه نکردی؟
قارون گفت: من به سوی موسی علیه السلام توبه کردم ولی از من نپذیرفت، اما اگر توبه سوی خدا توبه کنی و باز گردی، در اولین قدمی که به سویش برداری، رحمتش را می یابی. مگر نمی بینی که او با بندگانش چه نیک رفتار می کند و چگونه احسان و رحمتش را بر آنان ارزانی می دارد؟.
از جمله نشانه های رحمتش این است که مومنین را تحریک کرده که برای برادران ایمانی خود دعا کنند و فرموده است که:
با زبانی که مرا با آن معصیت نکرده ای دعا کن و آن زبان دیگران است(125)
هم آن دعا را مستجاب می کند و هم چندین برابرش را به تو می دهد، که این مطلب ان شاء الله به طور مفصل خواهد آمد(126)
از دیگر نشانه های رحمتش، روایاتی است که در ترغیب اهدای ثواب طاعات و عبادات برای مردگان آمده و ثواب آن را چندین برابر قرار داده تا جایی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود:
375- تدخل علی المیت فی قبره الصلاه والصوم والحج والصدقه والدعاء والبر ویکتب اجره للذی یفعله وللمیت
یعنی: بعد از مرگ، ثوابهای نماز و روزه و حج و صدقه و دعا و نیکهایی که برای میت انجام می گیرد به او می رسد و پاداشش هم برای کسی که آنها را انجام داده، نوشته میشود و هم برای آن مرده.
و نیز فرمود:
377- من عمل من المسلمین عن میت عمل خیر اضعف الله اجره و نفع الله به المیت
یعنی: هر مسلمانی که به نیابت از طرف میتی، عمل خیری انجام دهد، خداوند متعال پاداش او را دو برابر کرده به آن مرده نیز بهره ای می رساند.
علامت سوم برای رحمت واسعه حق، فرمان او به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم است که فرمود:
-فاعلم انه لا اله الا الله و استغفر لذنبک و للمومنین و المومنات(127)
یعنی: پس بدانکه هیچ خدایی جز الله نیست، برای گناه خود و گناه مردان و زنان با ایمان، آمرزش بخواه.
در این آیه کریمه دقت کن و ببین که چگونه ذات اقدس الهی، فرمان به استغفار را در کنار شهادت به توحید که اساس اسلام است و احکام الهی، حول آن محور دور می زند قرار داد؟ آیا این جز نهایت عنایت و توجه و کمال رحمت و تفضل اوست؟ به این مقدار هم اکتفاء نکرد و در جای دیگر فرمود:
- انا عند ظن عبدی بی(128)
یعنی: گمان بنده ام هر چه باشد، من همانجا هستم.
و نیز کسی را که به او سوء ظن داشته و بر او غضب کند، ترسانیده است.
واضحتر از همه دلیلها بر فراوانی لطف و محبتش نسبت به کسی که به او حسن ظن دارد و اینکه اگر گمان بنده به او نیک باشد، هرگز خلافش را انجام نمی دهد، آیه شریفه قرآن است که فرمان به توکل می دهد و می فرماید:
- و علی الله فتوکلو ان کنتم مومنین(129)
یعنی: تنها بر خدا توکل کنید اگر مومن هستید.
اگر جز این آیه، چیز دیگری ما را بر توکل، تحریک نمی کرد کافی بود، چون توکل را شرط ایمان قرار داده است.
سپس این کلام را با بشارت به جزای نیک و تفضل و... برای کسانی که گرد آن جمع شوند تاکید کرد و فرمود:
-وقالوا حسبنا الله و نعم الوکیل فانقلبوا بنعمه من الله و فضل لم یمسسهم سوء و اتبعوا رضوان الله(130)
یعنی: گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نیکو یاوری است، آنگاه از جنگ بازگشتند در حالی که نعمت و فضل خدا را به همراه داشتند و هیچ آسیبی به آنان نرسیده بود، اینان به راه خشنودی و رضایت خدا رفتند.
علاوه بر آن بشارت داده که متوکلین را دوست دارد.
- ان الله یحب المتوکلین(131)
یعنی: خدا توکل کنندگان را دوست دارد.
از حضرت صادق علیه السلام سوال شد که میزان توکل چیست؟ فرمود:
378- الا یخاف مع الله شیئاً.
یعنی: وقتی با خدا بود، دیگر از غیر او هراسی نداشته باشد.
بنابر این، مدار و مرکز توکل، حسن ظن به خداست، چون تنها، کسی که به خدا حسن ظن داشته باشد، از غیر او ترسی ندارد.
پس از بررسی آیات قرآنی، نظری به روایات وارده از معصومین علیهم السلام نما که در این باره چه فرموده اند؟
از امام کاظم علیه السلام روایت شده است که فرمود:
379- والله ما اعطی مومن قط خیر الدنیا و الاخره الا بحسن ظنه بالله عزوجل و رجائه له و حسن خلقه والکف عن اغتیاب المومنین، والله تعالی لا یعذب عبداً بعد التوبه و الا ستغفار الا بسوء ظنه و تقصیره فی رجائه الله عزوجل و سوء خلقه و اغتیابه المومنین
یعنی: به خدا قسم به هیچ مومنی، خیر دنیا و آخرت داده نشد مگر به خاطر:
- حسن ظن به خداوند عزیز و جلیل و امیدش به او.
- اخلاق نیکویش.
- و دست برداشتن از غیب مومنین.
- و خدا بنده ای را بعد از توبه و استغفارش عذاب نکرد مگر به خاطر:
- سوء ظن و امید نداشتن به خداوند عزیز و جلیل.
- بد اخلاقی.
- و غیبت مومنین را نمودن.
-ولیس یحسن ظن عبد مومن بالله عزوجل الا کان الله عند ظنه لان الله کریم یستحی ان یخلف ظن عبده و رجاءه فاحسنوا الظن بالله و ارغبوا الیه فان الله تعالی یقول:
یعنی: هرگز بنده مومنی به خداوند عزیز و جلیل حسن ظن نشان نمی دهد مگر آنکه خداوند متعال با او بر اساس همان ظن و گمان نیکش رفتاری نماید؛ چون خداوند، کریم است و شرم دارد از اینکه با گمان و امید بنده اش مخالف کند، بنابر این گمانتان را به خداوند نیک گردانید و به سوی او میل و رغبت نشان دهید که خودش می فرماید:.
-الظانین بالله ظن السوء علیهم دائره السوء و غضب الله علیهم(132)
یعنی: (منافقین و مشرکین) بر خدا گمان بد دارند (بدین سبب) بدی برگردشان حلقه زد و خداوند نیز بر آنان خشم گرفت.
در روایت آمده است که:
380- ان الله تعالی اذا حاسب الخلق یبقی رجل قد فضلت سیئاته علی حسناته فتاخذه الملائکه الی النار و هو یلتقت فیامر الله تعالی برده فیقول له: لم تلتقت و هو اعلم به؟ فیقول: یا رب، ما کان هذا حسن ظنی بک، فیقول الله تعالی: ملائکتی و عزتی و جلالی ما احسن ظنه بی یوماً ولکن انطلقوا به الی الجنه لا دعائه حسن الظن بی
یعنی: خداوند متعال حساب خلق را که رسید، یک نفر باقی می ماند که سیئاتش بر حسناتش فزونی دارد، ملائکه او را می گیرند تا به سوی آتش ببرند در حالی که او پشت سر خود را نگاه می کند، در این هنگام خداوند متعال فرمان می دهد او را برگردانند آنگاه به او می گوید: چرا پشت سر خود را نگاه کردی؟- البته ذات اقدس الهی خود علت آن را می داند آن فرد می گوید: خدایا! گمان نیکوی من به تو این نبود (که مرا به آتش بسوزانی)، در اینجا خداوند سبحان می فرماید:
ملائکه من، به عزت و جلالم سوگند! این بنده حتی یک روز هم به من حسن ظن نداشت، اما او را به بهشت ببرید، چون ادعا کرد که به من حسن ظن دارد.
عطاء بن یسار می گوید: امیر المومنین علیه السلام فرمود:
381- یوقف العبد یوم القیامه بین یدی الله سبحانه و تعالی فیقول: قیسوا بین نعمتی علیه و بین عمله، فیستغرق النعم العمل، فیقول الله: و قد و هبت له نعمتی له فقیسوا بنی الخیر و الشر، فان استوی العملان اذهب الله تعالی الشر بالخیر و ادخله الجنه، و ان کان له فضل اعطاه الله بفضله، و ان کان علیه فضل و هو من اهل التقوی لم یشرک بالله تعالی و اتقی الشرک فهو من اهل المغفره یغفر له ربه برحمته و یدخله الجنه ان شاء بعفوه
یعنی: روز قیامت بنده ای را در برابر خداوند سبحان نگه می دارند، آنگاه (به ملائکه) فرمان می دهد: نعمتهای مرا با عمل او بسنجید، که نعمت بر عمل می چربد و آن را در بر می گیرد. در اینجا ذات اقدس الهی می فرماید: تمام نعمتهایم را به او بخشیدم، کارهای خیر و شرش را با هم بسنجید، در این هنگام اگر این دو مساوی بودند، خداوند متعال کارهای شر را به واسطه کارهای خیر می برد و او را داخل در بهشت می نماید و اگر کارهای خیرش برتر بود، خداوند متعال او را می بخشد و اگر کارهای شرش برتر بود، ولی با این حال، او در دنیا انسانی با تقوا بوده و چیزی را شریک خداوند متعال قرار نمی داده، و از آن پرهیز داشته است، پروردگار منان به واسطه رحمتش او را بخشیده و از اهل مغفرتش قرار می دهد. و اگر بخواهد، به واسطه عفوش او را داخل بهشت می نماید.
در روایت آمده است که:
382- ان الله سبحانه و تعالی یجمع الخلق یوم القیامه و لبعضهم علی بعض حقوق و له تعالی قبله تبعات فیقول: عبادی ما کان لی قبلکم فقد و هبته لکم فهبوا بعضکم تبعات بعض و ادخلوا الجنه جمیعاً برحمتی
یعنی: خداوند سبحان، روز قیامت تمام خلق را جمع می کند در حالی که هم آنان بر یکدیگر حقوقی دارند و هم خداوند متعال بر آنان، در این هنگام می فرماید: بندگانم! من حق خود را بخشیدم، شما نیز حقوق یکدیگر را به هم ببخشید و همگی به واسطه رحمت من، وارد بهشت شوید.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
383- ینادی مناد یوم القیامه تحت العرش: یا امه محمد ما کان لی قبلکم فقد وهبته لکم و قد بقیت التبعات بینکم فتوا هبوا و ادخلوا الجنه برحمتی
یعنی: روز قیامت از عرش الهی ندا می رسد که: ای امت محمد صلی الله علیه و آله و سلم هر حقی از من برگردنتان بود آن را به شما بخشیدم، باقی می ماند حقوق خودتان، پس همدیگر را ببخشید و به واسطه رحمت من وارد بهشت شوید.
محمد بن خالد برقی به واسطه ای از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
384- مرد عابدی در میان بنی اسرائیل بود، خداوند متعال بر حضرت داوود علیه السلام وحی فرستاد که او ریاکار است، پس از گذشت مدتی، آن مرد از دنیا رفت. حضرت داوود علیه السلام بر جنازه اش حاضر نشد، اما چهل نفر از بنی اسرائیل بر جسدش ایستاده و گفتند:
خدایا! ما از او جز خیر دیگری نمی دانیم، اما تو از ما داناتری و بهتر می دانی، او را بیامرز.
بعد از غسل دادن چهل نفر دیگر ایستادند و گفتند:
خدایا! ما از او جز خیر چیز دیگر نمی دانیم، اما تو از ما داناتری و بهتر می دانی، او را بیامرز.
در اینجا خداوند متعال بر داوود علیه السلام وحی فرستاد که چرا بر او نماز نگزاری! داوود علیه السلام جواب داد: به خاطر اینکه خودت به من گفتی که او ریاکار است.
وحی آمد که: چون عده ای به نیکوکاری او شهادت دادند، من شهادتشان را تجویز کردم و آنچه را که من می دانم و آنان نمی دانند، برایش آمرزیدم.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
17-07-2018, 19:25
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





خوف و ترس از خدا

سزاور است که امیدواری همراه با خوف باشد که امیر المومنین علیه السلام فرمود:
385- ان استطعتم ان یحسن ظنکم بالله و یشتد خوفکم منه فاجمعوا بینهما فانما یکون حسن ظن العبد بربه علی قدر خوفه منه، و ان احسن الناس بالله ظناً لا شدهم خوفاً منه
یعنی: سعی کنید هم به خداوند حسن ظن و هم از او هراس داشته باشید؛ چون حسن ظن هر کس به خدا به اندازه ترس او از خداست. بنابر این، کسانی گمانشان به او نیک تر است که از او هراس بیشتری دارند.
حسن بن ابی ساره گوید: شنیدم حضرت صادق علیه السلام می فرمود:
386- لا یکون العبد مومناً حتی یکون راجیاً خائفاً، ولا یکون راجیاً خائفاً حیت یکون عاملاً لما یخاف و یرجو
یعنی: بنده به درجه ایمان نمی رسد مگر آنکه هم امیدوار باشد و هم خائف و امیدوار و خائف نمی گردد مگر آنکه بر طبق ترس و رجائش عمل کند.
علی بن محمد روایت کرده است که یکی از اصحاب گوید: به حضرت صادق علیه السلام گفتم: عده ای از دوستان شما مرتکب گناه می شوند و می گویند (به رحمت حق) امیدواریم، حضرت فرمود:
387- کذبوا اولئک لیسوا لنا بموالی اولئک قوم رجحت بهم الامانی، و من رجا شیئاً عمل له، و من خاف شیئاً هرب منه
یعنی: دروغ می گویند، هرگز دوستان ما نیستند، اینان افرادی هستند که آرزوهایشان بر آنان چیره شده، کسی که به چیره شده، کسی که به چیزی امید دارد، کاری می کند که به آن برسد و کسی که از چیزی می ترسد، از آن فرار می نماید.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
18-07-2018, 18:28
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






نمونه هایی از خوف اولیا

388- صدای حزن و ناله حضرت ابراهیم علیه السلام تا حدود یک میل(133) به گوش می رسد. تا جایی که خداوند متعال او را اینگونه مدح کرد:
- ان ابراهیم لحلیم اواه منیب(134)
یعنی: همانا ابراهیم سه صفت داشت. بردبار بود، ناله های بسیار داشت و اهل توبه و انابه بود.
و هنگامه نماز، از او صدایی چون صدای دیگ جوشان شنیده می شد.
دوم از سینه مبارک رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم نیز چنین صدایی شنیده می شد.
سوم امیر مومنان علیه السلام هرگاه وضو ساختن را آغاز می کرد، رنگ چهره اش از ترس خداوند متعال تغییر می کرد.
چهارم حضرت فاطمه سلام الله علیها در نماز از ترس خداوند متعال به هیجان می آمد.
پنجم امام حسن مجتبی علیه السلام وقتی از وضویش فارغ می شد، رنگش بر می گشت و چون سببش را از حضرت می پرسیدند، می فرمود:
389- حق علی من اراد ان یدخل علی ذی العرش ان یتغیر لونه
یعنی: کسی که می خواهد بر صاحب عرش وارد شود، سزاوار است که رنگش تغییر کند.
ششم مانند همین، از امام زین العابدین علیه السلام نیز روایت شده است.
هفتم مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
390- حدثنی ابی عن ابیه علیه السلام ان الحسن بن علی علیهماالسلام کان اعبد الناس فی زمامه و ازهد هم و افضلهم، و کان اذا حج ما شیاً و ربما مشی حافیاً، و کان اذا ذکر الموت بکی، و اذا ذکر البعث و النشور بکی، و اذا ذکر الموور علی الصراط بکی، و اذا ذکر العرض علی الله شهق شهقه یغشی علیه منها، و کان اذا قام فی صلاته ترتعد فرائصه بین یدی ربه عزوجل و کان اذا ذکر الجنه و النار اضطرب اضطراب السلیم، و سال الله الجنه، و تعوذ بالله من النار
یعنی: پدرم از پدرش روایت کرده است که فرمود: امام حسن بن علی - علیهما السلام عابدترین و زاهدترین و فاضل ترین مردم در روزگار خود بود، اگر به حج می رفت با پای پیاده و چه بسا با پای برهنه می رفت.
هرگاه به یاد مرگ می افتاد، گریه می کرد، وقتی برانگیخته شدن در قیامت را به یاد می آورد، گریه می کرد، به یاد گذشتن بر صراط که می افتاد، گریه می کرد و آنگاه که به یاد عرضه اعمال در برابر ذات اقدس الهی می افتاد، نعره ای می زد و خاموش می شد. وقتی در برابر پروردگار عزیز و جلیلش به نماز می ایستاد، گوشتهای دو پهلویش می لرزید. و هر وقت بهشت و جهنم را یاد می کرد مانند انسان مار گزیده، به اضطراب می آمد، از خدا آرزوی بهشت می کرد و از جهنم به او پناه می برد.
هشتم عایشه گوید:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با ما سخن می گفت و ما با او حرف می زدیم، اما همینکه وقت نماز فرا می رسید، گویا نه او ما را می شناسد و نه ما او را.
وقتی مقربین در درگاه الهی و انبیا و مرسلین اینگونه هراس در دل داشته باشد، امثال ما که غرق در گناهیم و عیوب، ما را فرا گرفته چه باید بکنیم؟
ز ادب دیگر این است که از خدا چیز حرام یا قطع رحم درخواست نکند.
ح چیزی که متضمن قلت حیاهای باشد، از خداوند نخواهد.
در تفسیر آیه شریفه:
ادعوا ربکم تضرعاً و خفیه انه لا یحب المعتدین(135)
یعنی: پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانید که او متجاوزان را دوست ندارد.
مفسرین گفته اند: تضرعاً و خفیه یعنی با حالت خشوع و فروتنی از خدا چیز بخواهد و معتدین، کسانی اند که در دعا از حدود خود تجاوز می کنند؛ مثلاً از خداوند منازل و درجات انبیا علیهم السلام را می طلبند.
امیر المومنین علیه السلام فرمود:
391- یا صاحب الدعاء لا تسال ما لا یکون ولا یحل
یعنی: ای که اهل دعایی چیزی را که امکان ندارد یا حلال نیست، نخواه.
و نیز فرمود:
392- من سال فوق قدره استحق الحرمان
ینی: کسی که بیش از قدر و اندازه خود، طلب کند، مستحق محروم شدن است.
ط پاکسازی شکم از طریق روزه، گرسنگی و توبه مجدد نمودن.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
393- من اکل الحلال اربعین یوماً نور الله قلبه
یعنی: کسی که چهل روز حلال بخورد، خداوند متعال قلبش را نورانی می گرداند.
394- ان الله ملکاً ینادی علی بیت المقدس کل لیله: من اکل حراماً لم یقبل الله منه صرفاً ولا عدلاً
یعنی: خداوند متعال فرشته ای دارد که هر شب بر بیت المقدس اینگونه ندا می دهد: کسی که حرامی بخورد، نه عمل مستحبی از او قبول می شود و نه عمل واجبی.
395- لو صلیتم حتی تکونوا کالا وتار، و صمتم حتی تکونوا کالحنایا، لم یقبل الله مکنم الا بورع حاجز
یعنی: اگر آنقدر نماز بگذارید تا مانند زه کمان گردید و آنقدر روزه بگیرند تا چون کمان شوید، خداوند قبول نمی کند مگر آنکه از محرمات دوری کنید.
396- العباده مع اکل الحرام کالبناء علی الرملو قیل: علی الماء
یعنی: عبادت همراه با حرامخوری مانند ساختن ساختمان بر روی ریگ است. و در روایتی آمده: مانند ساختن ساختمان بر آب است.
397- یکفی من الدعاء مع البر ما یکفی الطعام من الملح
یعنی: آن مقدار نمک که در غذا کافی است، همان مقدار دعا در کنار عمل کفایت می کند(136)
باید دانست: بعضی از این شروطی که ذکر شد، همچنانکه جزء مقدمات دعاست، تداوم آن تا بعد از دعا نیز لازم است.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
19-07-2018, 22:27
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






نمونه هایی از خوف اولیا

388- صدای حزن و ناله حضرت ابراهیم علیه السلام تا حدود یک میل(133) به گوش می رسد. تا جایی که خداوند متعال او را اینگونه مدح کرد:
- ان ابراهیم لحلیم اواه منیب(134)
یعنی: همانا ابراهیم سه صفت داشت. بردبار بود، ناله های بسیار داشت و اهل توبه و انابه بود.
و هنگامه نماز، از او صدایی چون صدای دیگ جوشان شنیده می شد.
دوم از سینه مبارک رسول خاتم صلی الله علیه و آله و سلم نیز چنین صدایی شنیده می شد.
سوم امیر مومنان علیه السلام هرگاه وضو ساختن را آغاز می کرد، رنگ چهره اش از ترس خداوند متعال تغییر می کرد.
چهارم حضرت فاطمه سلام الله علیها در نماز از ترس خداوند متعال به هیجان می آمد.
پنجم امام حسن مجتبی علیه السلام وقتی از وضویش فارغ می شد، رنگش بر می گشت و چون سببش را از حضرت می پرسیدند، می فرمود:
389- حق علی من اراد ان یدخل علی ذی العرش ان یتغیر لونه
یعنی: کسی که می خواهد بر صاحب عرش وارد شود، سزاوار است که رنگش تغییر کند.
ششم مانند همین، از امام زین العابدین علیه السلام نیز روایت شده است.
هفتم مفضل بن عمر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
390- حدثنی ابی عن ابیه علیه السلام ان الحسن بن علی علیهماالسلام کان اعبد الناس فی زمامه و ازهد هم و افضلهم، و کان اذا حج ما شیاً و ربما مشی حافیاً، و کان اذا ذکر الموت بکی، و اذا ذکر البعث و النشور بکی، و اذا ذکر الموور علی الصراط بکی، و اذا ذکر العرض علی الله شهق شهقه یغشی علیه منها، و کان اذا قام فی صلاته ترتعد فرائصه بین یدی ربه عزوجل و کان اذا ذکر الجنه و النار اضطرب اضطراب السلیم، و سال الله الجنه، و تعوذ بالله من النار
یعنی: پدرم از پدرش روایت کرده است که فرمود: امام حسن بن علی - علیهما السلام عابدترین و زاهدترین و فاضل ترین مردم در روزگار خود بود، اگر به حج می رفت با پای پیاده و چه بسا با پای برهنه می رفت.
هرگاه به یاد مرگ می افتاد، گریه می کرد، وقتی برانگیخته شدن در قیامت را به یاد می آورد، گریه می کرد، به یاد گذشتن بر صراط که می افتاد، گریه می کرد و آنگاه که به یاد عرضه اعمال در برابر ذات اقدس الهی می افتاد، نعره ای می زد و خاموش می شد. وقتی در برابر پروردگار عزیز و جلیلش به نماز می ایستاد، گوشتهای دو پهلویش می لرزید. و هر وقت بهشت و جهنم را یاد می کرد مانند انسان مار گزیده، به اضطراب می آمد، از خدا آرزوی بهشت می کرد و از جهنم به او پناه می برد.
هشتم عایشه گوید:
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم با ما سخن می گفت و ما با او حرف می زدیم، اما همینکه وقت نماز فرا می رسید، گویا نه او ما را می شناسد و نه ما او را.
وقتی مقربین در درگاه الهی و انبیا و مرسلین اینگونه هراس در دل داشته باشد، امثال ما که غرق در گناهیم و عیوب، ما را فرا گرفته چه باید بکنیم؟
ز ادب دیگر این است که از خدا چیز حرام یا قطع رحم درخواست نکند.
ح چیزی که متضمن قلت حیاهای باشد، از خداوند نخواهد.
در تفسیر آیه شریفه:
ادعوا ربکم تضرعاً و خفیه انه لا یحب المعتدین(135)
یعنی: پروردگارتان را با تضرع و در نهان بخوانید که او متجاوزان را دوست ندارد.
مفسرین گفته اند: تضرعاً و خفیه یعنی با حالت خشوع و فروتنی از خدا چیز بخواهد و معتدین، کسانی اند که در دعا از حدود خود تجاوز می کنند؛ مثلاً از خداوند منازل و درجات انبیا علیهم السلام را می طلبند.
امیر المومنین علیه السلام فرمود:
391- یا صاحب الدعاء لا تسال ما لا یکون ولا یحل
یعنی: ای که اهل دعایی چیزی را که امکان ندارد یا حلال نیست، نخواه.
و نیز فرمود:
392- من سال فوق قدره استحق الحرمان
ینی: کسی که بیش از قدر و اندازه خود، طلب کند، مستحق محروم شدن است.
ط پاکسازی شکم از طریق روزه، گرسنگی و توبه مجدد نمودن.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
393- من اکل الحلال اربعین یوماً نور الله قلبه
یعنی: کسی که چهل روز حلال بخورد، خداوند متعال قلبش را نورانی می گرداند.
394- ان الله ملکاً ینادی علی بیت المقدس کل لیله: من اکل حراماً لم یقبل الله منه صرفاً ولا عدلاً
یعنی: خداوند متعال فرشته ای دارد که هر شب بر بیت المقدس اینگونه ندا می دهد: کسی که حرامی بخورد، نه عمل مستحبی از او قبول می شود و نه عمل واجبی.
395- لو صلیتم حتی تکونوا کالا وتار، و صمتم حتی تکونوا کالحنایا، لم یقبل الله مکنم الا بورع حاجز
یعنی: اگر آنقدر نماز بگذارید تا مانند زه کمان گردید و آنقدر روزه بگیرند تا چون کمان شوید، خداوند قبول نمی کند مگر آنکه از محرمات دوری کنید.
396- العباده مع اکل الحرام کالبناء علی الرملو قیل: علی الماء
یعنی: عبادت همراه با حرامخوری مانند ساختن ساختمان بر روی ریگ است. و در روایتی آمده: مانند ساختن ساختمان بر آب است.
397- یکفی من الدعاء مع البر ما یکفی الطعام من الملح
یعنی: آن مقدار نمک که در غذا کافی است، همان مقدار دعا در کنار عمل کفایت می کند(136)
باید دانست: بعضی از این شروطی که ذکر شد، همچنانکه جزء مقدمات دعاست، تداوم آن تا بعد از دعا نیز لازم است.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
21-07-2018, 17:00
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






آداب همراه دعا

الف درنگ نمودن در حال دعا و عجله نکردن:

در وحی قدیم آمده است که:
398- ولا تمل من الدعاء فانی لا امل الا جابه
یعنی: از دعا کردن، ناراحت و ملول نشو؛ چون من از اجابت کردن، ناراحت نمی شوم.
عبد العزیز طویل از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
399- ان العبد اذا دعا لم یزل الله تعالی فی اجابته ما لم یستعجل
یعنی: بنده وقتی دعا می کند اگر عجله نکند خداوند متعال حاجتش را خواهد داد.
و از آن حضرت مروی است که فرمود:
400- ان العبد اذا عجل فقام لحاجته یقول الله تبارک و تعالی: اما یعلم عبدی انی انا الله الذی اقضی الحوائج؟
یعنی: اگر بنده ای عجله کند و به دنبال حاجتش بر خیزد، خداوند تبارک و تعالی می گوید: آیا بنده ام نمی داند که من باید حوایج را بر آورده سازم؟.
در روایت دیگر آمده است که:
401- اذا استعجل العبد فی صلاته یقول سبحانه: استعجل عبدی ایراه یظن ان حوائجه بید غیری؟
یعنی: هرگاه بنده در نمازش عجله کند، خداوند سبحان می گوید: بنده ام عجله به خرج داد، آیا گمان می کند حوایجش در دست غیر من است؟.
از امام باقر علیه السلام روایت است که:
402- یا باغی العلم، صل قبل ان لا تقدر علی لیل ولانهار تصلی فیه، انما مثل الصلاه لصاحبها کمثل رجل دخل علی ذی سلطان فانصب له حتی فرغ من حاجته فکذلک المرء المسلم باذن الله عزوجل ما دام فی الصلاه لم یزل الله عزوجل ینظر الیه یفرغ من صلاته
یعنی: اس کسی که در طلب دانشی! نماز بگزار قبل از آنکه نه شب، قدرت بر نماز داشته باشی و نه روز، نماز گزار چون کسی است که بر سلطانی وارد شود و آن سلطان به سخنان وی گوش فرا دهد تا از ذکر خواسته هایش فارغ گردد، انسان مسلمان نیز این چنین است، تا وقتی که در نماز است ، خداوند متعال به او گوش می دهد و نظر و توجه می کند تا از نمازش فارغ گردد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
403- اذا صلیت فریضه فصلها لوقتها صلاه مودع یخاف ان لا یعود الیها ابداً ثم اصرف بصرک الی موضع سجودک فلو تعلم من عن یمینک و شمالک لا حسنت صلاتک، و اعلم انک بین یدی من یراک ولا تراه
یعنی: هرگاه خواستی نماز واجبی به جای بیاوری، مانند کسی باش که می خواهد با نماز، وداع کند و دیگر هرگز به آن بر نخواهد گشت (چون مرگش فرا رسیده است) چشمت را به سجدگاه متوجه کن، اگر بدانی که افرادی در راست و چپت، تو را می بینند، نماز بهتر بجای می آوری اما بدان در برابر کسی هستی که تو را می بیند ولی تو او را نمی بینی.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
404- یا ابا ذر، ما دمت فی الصلاه فانک تقرع باب الملک و من یکثر قرع باب الملک یفتح له، یا ابا ذر، ما من مومن یقوم الی الصلاه الا تناثر علیه البر ما بینه و بین العرش و وکل الله به ملکاً ینادی: یابن ادم، لو تعلم مالک فی صلاتک و لمن تناجی لما سئمت ولا التقت الی شی ء
یعنی: ای ابا ذر! مادام که در نمازی، مشغول کوبیدن در خانه پادشاه عالمی و هر کس که در خانه چنین پادشاهی را بکوبد، حتماً آن در بر رویش گشوده خواهد شد. ای ابا ذر! هر گاه مومنی به نماز می ایستد، به اندازه فاصله اش تا عرش الهی بر او نیکی می ریزد و خداوند متعال فرشته ای را به او وکیل می کند که ندا بدهد: ای فرزند آدم! اگر بدانی که در نمازت چه هست و با چه کسی مشغول مناجاتی، هرگز خسته نمی شوی و به چیز دیگری روی نخواهی کرد.
در آنچه خداوند متعال بر فرزند عمران وحی فرستاده آمده است که:
405- یا موسی، عجل التوبه، و اخر الذنب، و تان فی المکث بین یدی فی الصلاه، ولا ترج غیری، و اتخذنی جنه للشدائد، و حصناً لملمات الامور
یعنی: ای موسی! توبه را پیش بینداز و گناه را پس. و وقتی در برابرم به نماز ایستاده ای، دقت به خرج بده، به غیر من دل نبند و مرا چون سپری بنما در برابر سختیها و قلعه ای در برابر حوادث.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
22-07-2018, 15:46
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)







الف درنگ نمودن در حال دعا و عجله نکردن:

در وحی قدیم آمده است که:
398- ولا تمل من الدعاء فانی لا امل الا جابه
یعنی: از دعا کردن، ناراحت و ملول نشو؛ چون من از اجابت کردن، ناراحت نمی شوم.
عبد العزیز طویل از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
399- ان العبد اذا دعا لم یزل الله تعالی فی اجابته ما لم یستعجل
یعنی: بنده وقتی دعا می کند اگر عجله نکند خداوند متعال حاجتش را خواهد داد.
و از آن حضرت مروی است که فرمود:
400- ان العبد اذا عجل فقام لحاجته یقول الله تبارک و تعالی: اما یعلم عبدی انی انا الله الذی اقضی الحوائج؟
یعنی: اگر بنده ای عجله کند و به دنبال حاجتش بر خیزد، خداوند تبارک و تعالی می گوید: آیا بنده ام نمی داند که من باید حوایج را بر آورده سازم؟.
در روایت دیگر آمده است که:
401- اذا استعجل العبد فی صلاته یقول سبحانه: استعجل عبدی ایراه یظن ان حوائجه بید غیری؟
یعنی: هرگاه بنده در نمازش عجله کند، خداوند سبحان می گوید: بنده ام عجله به خرج داد، آیا گمان می کند حوایجش در دست غیر من است؟.
از امام باقر علیه السلام روایت است که:
402- یا باغی العلم، صل قبل ان لا تقدر علی لیل ولانهار تصلی فیه، انما مثل الصلاه لصاحبها کمثل رجل دخل علی ذی سلطان فانصب له حتی فرغ من حاجته فکذلک المرء المسلم باذن الله عزوجل ما دام فی الصلاه لم یزل الله عزوجل ینظر الیه یفرغ من صلاته
یعنی: اس کسی که در طلب دانشی! نماز بگزار قبل از آنکه نه شب، قدرت بر نماز داشته باشی و نه روز، نماز گزار چون کسی است که بر سلطانی وارد شود و آن سلطان به سخنان وی گوش فرا دهد تا از ذکر خواسته هایش فارغ گردد، انسان مسلمان نیز این چنین است، تا وقتی که در نماز است ، خداوند متعال به او گوش می دهد و نظر و توجه می کند تا از نمازش فارغ گردد.
امام صادق علیه السلام فرمود:
403- اذا صلیت فریضه فصلها لوقتها صلاه مودع یخاف ان لا یعود الیها ابداً ثم اصرف بصرک الی موضع سجودک فلو تعلم من عن یمینک و شمالک لا حسنت صلاتک، و اعلم انک بین یدی من یراک ولا تراه
یعنی: هرگاه خواستی نماز واجبی به جای بیاوری، مانند کسی باش که می خواهد با نماز، وداع کند و دیگر هرگز به آن بر نخواهد گشت (چون مرگش فرا رسیده است) چشمت را به سجدگاه متوجه کن، اگر بدانی که افرادی در راست و چپت، تو را می بینند، نماز بهتر بجای می آوری اما بدان در برابر کسی هستی که تو را می بیند ولی تو او را نمی بینی.
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
404- یا ابا ذر، ما دمت فی الصلاه فانک تقرع باب الملک و من یکثر قرع باب الملک یفتح له، یا ابا ذر، ما من مومن یقوم الی الصلاه الا تناثر علیه البر ما بینه و بین العرش و وکل الله به ملکاً ینادی: یابن ادم، لو تعلم مالک فی صلاتک و لمن تناجی لما سئمت ولا التقت الی شی ء
یعنی: ای ابا ذر! مادام که در نمازی، مشغول کوبیدن در خانه پادشاه عالمی و هر کس که در خانه چنین پادشاهی را بکوبد، حتماً آن در بر رویش گشوده خواهد شد. ای ابا ذر! هر گاه مومنی به نماز می ایستد، به اندازه فاصله اش تا عرش الهی بر او نیکی می ریزد و خداوند متعال فرشته ای را به او وکیل می کند که ندا بدهد: ای فرزند آدم! اگر بدانی که در نمازت چه هست و با چه کسی مشغول مناجاتی، هرگز خسته نمی شوی و به چیز دیگری روی نخواهی کرد.
در آنچه خداوند متعال بر فرزند عمران وحی فرستاده آمده است که:
405- یا موسی، عجل التوبه، و اخر الذنب، و تان فی المکث بین یدی فی الصلاه، ولا ترج غیری، و اتخذنی جنه للشدائد، و حصناً لملمات الامور
یعنی: ای موسی! توبه را پیش بینداز و گناه را پس. و وقتی در برابرم به نماز ایستاده ای، دقت به خرج بده، به غیر من دل نبند و مرا چون سپری بنما در برابر سختیها و قلعه ای در برابر حوادث.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
23-07-2018, 17:54
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ب اصرار و پافشاری در دعا:

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
406- ان الله یحب السائل اللحوح.
یعنی: خداوند درخواست کننده مصررا دوست دارد.
ولید بن عقبه هجری گوید شنیدم امام باقر علیه السلام می فرماید:
407- والله لا یلح عبد مومن علی الله فی حاجته الا قضاها الله له
یعنی: به خدا قسم! هرگز بنده مومنی در حاجتش بر خدا اصرار نکرد مگر آنکه خداوند متعال آن حاجت را بر آورده نمود.
ابوالصباح از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
408- ان الله کره الحاح الناس بعضهم علی بعض فی المساله، واحب ذلک لنفسه، ان الله یحب ان یسال و یطلب ما عنده
یعنی: خداوند متعال دوست ندارد که مردم هنگام درخواست از یکدیگر، اصرار ورزند اما این را برای خودش دوست دارد، خدا دوست دارد که مردم آنچه نزد اوست، بخواهند و طلب کنند.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
25-07-2018, 20:21
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



ج نام بردن حاجت:

ابن عبد الله فراء از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
409- ان الله تبارک و تعالی یعلم ما یرید العبد اذا ولکنه یحب ان یبث الیه الحوائج
یعنی: خداوند تبارک و تعالی می داند که بنده هنگام دعا چه می خواهد، ولی دوست دارد که حوایج از به درگاهش شرح دهد.
از کعب الاحبار مروی است که در تورات نوشته شده:
-یا موسی، من احبنی لم ینسنی، و من رجا معروفی الح فی مسالتی. یا موسی، انی لست بغافل عن خلقی ولکن احب ان تسمع ملائکتی ضجیج الدعاء من عبادی، وتری حفظتی تقرب بنی ادم الی بما انا مقویهم علیه و مسببه لهم(137)
یعنی: از موسی! کسی که مرا دوست دارد، فراموش نمی کند و کسی که به نیکیهای من امیدوار است، در درخواستش، اصرار می نماید. ای موسی! من از مخلوقاتم غافل نیستم (و خبر دارم) ولی دوست دارم که ملائکه ام صدای ضجه دعا را از بندگانم بشنوند و ملازمان من ببینند که چگونه بنی آدم به خاطر چیزهایی که قدرت و اسبابش در دست من است، به من تقرب می جویند.









https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
26-07-2018, 16:59
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





د مخفی دعا کردن:

اولاً این دعا از آفت ریا به دور است و ثانیاً خداوند متعال بدان فرمان داده است که:
- ادعوا ربکم تضرعاً و خفیه(138)
یعنی: پروردگارتان را با حالت تضرع و خفا بخوانید.
و ثالثاً روایاتی در این باب آمده است از جمله:
اسماعیل بن همام از امام رضا علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
410- دعوه العبد سراً دعوه واحده تعدل سبعین دعوه علانیه
یعنی: یک دعای مخفی بنده، برابر است با هفتاد دعای علنی.
در روایت دیگر آمده است که:
411- دعوه تخفیها افضل من سبعین دعوه تظهرها
یعنی: دعایی که آن را مخفی بداری از هفتاد دعایی که آشکارش نمایی، برتر است.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود:
412- ان ربک یباهی الملائکه بثلاثه نفر: رجل یصبح فی ارض قفر فیاذن و یقیم ثم یصلی، فیقول ربک للملائکه: انظرواً الی عبدی یصلی ولا یراه احد غیری، فینزل سبعون الف ملک یصلون وراءه و یستغفرون له الی الغد من ذلک الیوم. و رجل قام من اللیل یصلی وحده فسجد و نام و هو ساجد فیقول: انظروا الی عبدی روحه عندی و جسده ساجد لی. و رجل فی زحف فیفر اصحابه و یثبت و هو یقاتل حتی قتل
یعنی: پروردگار منان به واسطه وجود سه نفر، بر ملائکه مباهات می کند:
اول کسی که در بیابان بی آب و علف و خالی از سکنه واقع شده، اذان و اقامه می گوید و نماز می خواند، در اینجا پروردگار به ملائکه می گوید: به بنده ام نظر کنید، نماز می خواند در حالی که احدی جز من او را نمی بیند، در این حال هفتاد هزار فرشته فرود آمده پشت سرش نماز می گزارند و تا فردای آن روز، برایش استغفار می کنند.
دوم کسی که از خوابش بر می خیزد تا به تنهایی نماز بخواند، به سجده می رود و در همان حال خواب او را فرا می گیرد، در اینجا خداوند متعال می گوید: به بنده ام نظر کنید، روحش نزد من است و جسدش در برابرم ساجد.
سوم کسی که در حال جنگ، یارانش فرار کنند ولی او ثابت قدم بماند و نبرد کند تا کشته شود.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
27-07-2018, 18:55
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





دعا را نسبت به دیگران گسترش دادن:

ابن قداح از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
413- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اذا دعا احدکم فلیعمم فانه اوجب للدعاء
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرگاه یکی از شما خواست دعا کند، آن را تعمیم بدهد (و برای دیگران نیز دعا کند) که این عمل در دعا شایسته است.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
28-07-2018, 16:15
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





اجتماع کردن برای دعا:

خداوند متعال می فرماید:
واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم(139)
یعنی: در کنار کسانی که پروردگارشان را می خوانند، صبر کن.
علاوه بر این، برای مباهله (که خود یک دعاست) فرمان به اجتماع داده است، ابو خالد گوید: حضرت صادق علیه السلام فرمود:
414- ما من رهط اربعین رجلاً اجتمعوا فدعوا الله فی امر الا استجاب الله لهم، فان لم یکونوا اربعین فاربعه یدعون الله عشر مرات الا استجاب الله عزوجل لهم فان لم یکونوا اربعه فواحد یدعو الله اربعین مره یستجیب الله العزیز الجبار له
یعنی: رخ نداده است که چهل نفر در یک جا جمع شوند و خداوند متعال را در کاری بخوانند مگر آنکه ذات اقدس الهی آنان را اجابت فرمود، اگر چهل نفر نشدند، می شود چهار نفر جمع شوند و ده بار خدای را بخوانند تا اجابتشان کند و اگر چهار نفر هم نبودند، حتی یک نفر هم می تواند خداوند را چهل مرتبه بخواند و دعا کند تا آن ذات عزیز و جنات اجابتش نماید.
عبد الا علی نیز از آن حضرت روایت کرده است که:
415- ما اجتمع اربعه قط علی امر فدعوا الله تعالی الا تفرقوا عن اجابه
یعنی: هر گز نشده است که چهار نفر برای یک کاری اجتماع کنند و خداوند متعال را بخوانند مگر آنکه با اجابت دعا، متفرق گردیدند.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
30-07-2018, 15:14
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





ز اظهار خشوع:

خداوند متعال می فرماید:
- ادعوا ربکم تضرعاً و خفیه(141)
یعنی: پروردگارتان را در حال تضرع و خفا بخوانید.
در دعای معصومین علیهم السلام آمده است که:
418- ولا ینجی منک الا التضرع الیک.
یعنی: تنها تضرع به درگاه تو موجب نجات است.
در آنچه به موسی علیه السلام وحی شده آمده است:
-یا موسی، کن اذا دعوتنی خائفاً مشفقاً و جلاً، و عفر وجهک فی التراب، و اسجد لی بمکارم بدنک، و اقنت بین یدی فی القیام و ناجنی حیث تناجنی بخشیه من قلب و جل(142)
یعنی: ای موسی به هنگام دعا باید خائف، سوخته دل و بیمناک باشی، صورتت را به خاک بمال و با بهترین اعظمت در برابرم سجده کن، در مقابل من که ایستاده ای دستهای گدایی را به قنوت بلند کن و به هنگام مناجات با حالتی هراسناک و قلبی بیمناک مناجات بنما.
و در آنچه که بر عیسی علیه السلام وحی فرستاده آمده است که:
419- یا عیسی، ادعنی دعاء الغریق الحزین الذی لیس له مغیث.
یا عیسی، اذل قلبک و اکثر ذکری فی الخلوات و اعلم ان سروری ان تبصیص الی و کن فی ذلک حیاً ولا تکن میتاً و اسمعنی منک صوتاً حزیناً
یعنی: ای عیسی! همچون انسان غریق و محزونی که هیچ نجات دهنده ای ندارد، مرا بخوان؛ ای عیسی! قلبت را در برابر من خوار و ذلیل کن و در خلوتها بسیار یاد من باش. بدان خوشحالی من در این است که با خوف و رجا به سوی من بیایی، اما مبادا با قلبی مرده چنین کنی، بلکه باید قلبت زنده و با نشاط باشد و از جانب خودت، صوت حزینی را بگوش من برسان.
در روایت آمده است که:
420- لما بعث الله موسی و هارون علیهما السلام الی فرعون قال لهما: لا یروعکما لباسه فان ناصیته بیدی، ولا یعجبکما ما متع به من زهره الحیاه الدنیا و زینه المترفین فلو شئت زینتکما بزینه یعرف فرعون حین یراها ان مقدرته یعجز عنها
یعنی: آنگاه که خداوند متعال موسی هارون علیهما السلام را به سوی فرعون فرستاد به آن دو گفت: مبادا لباسهای فاخرش شما را بترساند که زمام کار او در دست من است. و مبادا از بهره وری دنیا و زینتهای او تعجب کنید که اگر می خواستم شما دو نفر را طوری زینت می کردم که هر وقت، فرعون شما را ببیند بفهمند که قدرتش در برابر آن عاجز است.
-ولکنی ارغب بکما عن ذلک فازوی الدنیا عنکما، و کذلک افعل باولیائی انی لازودهم عن نعیمها کما یزود الراعی غنمه عن مراتع الهلکه، و انی لا جنبهم سلوکها کما یجنب الراعی اشفیق ابله عن موارد العثره و ما ذاک لهوانهم علی ولکن لیستکموا نصیبهم من کرامتی سالماً موفراً
یعنی: ولی من شما را بر آن ترجیح می دهم، بنابر این، دنیا را از شما دور کردم و این روش برخورد من است با دوستانم. به آنان آن مقدار نعمت دنیا می دهم که چوپان از علفهای هلاکت و نابودی به گوسفندانش می دهد، من دوستانم را از سلوک در دنیا دور نگه می دارم همچنانکه چوپان مهربان، شترهایش را از لغزشگاهها و پرتگاهها نگاهداری می نماید، بنابر این، دور نگهداشتن دوستانم از دنیا به خاطر این نیست که آنان من بی ارزشند بلکه به خاطر این است که در حال سلامت، به کمال کرامت در نزد من برسند.
-انما یتزین لی اولیائی بالذل و الخشوع و الخوف الذی یثبت فی قلوبهم فیظهر من قلوبهم علی اجسادهم، فهو شعارهم و دثارهم الذی به یستشعرون، و نجاتهم التی بها یفوزون، و درجاتهم التی یاملون، و مجدهم الذی به یفتخرون، و سیماهم التی بها یعرفون
یعنی: زینت اولیایم در برابر من، فروتنی و خشوع و هراسی است که در قلبهاشان خانه کرده و از آنجا در بدنهایشان آشکار شده است. این چنین حالتی ظاهر و باطن آنان را تشکیل می دهد و موجب نجاتشان است تا به درجاتی که آرزویش را می کشند نایل آیند، مجد و عظمت آنان در همین فروتنی و خشوع است و بدان افتخار هم می کنند، این حالت، علامت آنان است که بدان شناخته می شوند.
-فاذا لقیتهم یا موسی، فاخفض لهم جناحک، و الن لهم جانبک، و ذلل لهم قلبک ولسانک، و اعلم انه من اخاف لی ولیاً فقد بارزنی بالمحاربه ثم انا الثائر لهم یوم القیامه
یعنی: ای موسی! هر گاه اینان را دیدی، برایشان بال گسترده، با نرمش و ملاطفت رفتار کن و قلب و زبانت را برایشان فروتن قرار بده و بدانکه هر کس دوست مرا بترساند با من به جنگ و مبارزه برخاسته است و در قیامت علیه او غضبناک خواهم بود.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
31-07-2018, 20:55
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ح مقدم داشتن مدح و ثنای الهی بر هر چیز:

- حارث بن مغیره روایت کرده است که شنیدم امام صادق علیه السلام می گفت:
421- ایاکم اذا اراد ان یسال احدکم ربه شیئاً من حوائج الدنیا حتی یبدا بالثناء علی الله عزوجل و الحمدحه له، و الصلوه علی النبی و اله، ثم یسال الله حوائجه
یعنی: اگر یکی از شما حاجتی از حوایج دنیای داشت، قبل از هر چیز اول خداوند عزیز و جلیل را ثنا کند و مدح گوید، بعد صلوات بر پیامبر و آلش بفرستد، سپس حاجات خود را طلب کند.
و فرمود:
422- ان رجلاً دخل المسجد وصل رکعتین، ثم سال الله عزوجل، فقال رسول الله، صلی الله علیه و آله و سلم: اعجل العبد ربه، و جاء اخر فصلی رکعتین ثم اثنی علی الله عزوجل، وصلی علی النبی صلی الله علیه و آله و سلم، فقال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: سل تعطه
یعنی: فردی داخل مسجد شد، دو رکعت نماز گزارد و از خدا چیزی طلب کرد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: این بنده در درگاه الهی عجله به خرج داده است. فرد دیگری آمد و دو رکعت نماز گزارد، سپس خداوند عزیز و جلیل را ثنا کرد و صلوات بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرستاد، در این هنگام حضرت فرمود: بخواه که حاجتت داده خواهد شد.
محمد بن مسلم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
423- ان فی کتاب امیر المومنین علیه السلام ان المساله بعد المدحه فاذا دعوت فمجده، قال: قلت: کیف نمجده؟ قال: تقول:
یعنی: در کتاب امیر المومنین علیه السلام آمده است: سئوال، مرتبه اش بعد از مدح الهی است، پس هر گاه خواستی دعا کنی، او را به بزرگی یاد کن.
راوی گوید: حضرت پرسیدم چگونه او را به بزرگی یاد کنم؟ فرمود: می گویی:
-یا من هو اقرب الی من حبل الورید، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الا علی، یا من لیس کمثله شی ء
یعنی: ای کسی که از رگ گردن به من نزدیکتری! ای کسی که میان انسان و قلبش ، حایل می شوی! ای کسی که در نظرها برتری! ای کسی که چیزی مانند تو نیست!.
معاویه بن عمار از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
424- انما المدحه ثم الثناء ثم الا قرار بالذنب ثم المساله، انه والله ما خرج عبد من الذنب الا بالا قرار
یعنی: اول مدح و ثنا، سپس اعتراف به گناه، آنگاه طرح سوال و درخواست، که به خدا قسم! بنده ای از گناه، نجات نیافت مگر به واسطه اقرار.
عیسی بن ابی القاسم گوید: امام صادق علیه السلام فرمود:
425- اذا طلب احدکم الحاجه فلیثن علی ربه و لیمدحه، فان الرجل منکم اذا طلب الحاجه من سلطان هیا له من الکلام احسن ما یقدر علیه، فاذا طلبتم الحاجه فمجدوا الله العزیز الجبار و امدحوه و اثنوا علیه تقول:
یعنی: هر گاه یکی از شما خواست حاجتی طلب کند، اول پروردگارش را مدح و ثنا نماید؛ چون اگر فردی از سلطانی چیزی بخواهد، تا آنجا که می تواند، کلام نیک به کار می برد، پس هنگام طلب حاجت، اول خداوند عزیز و جبار را به بزرگی یاد کنید و اینگونه مدح و ثنا نمایید:.
-یا اجود من اعطی، و یا خیر من سئل، و یا ارحم من استرحم، یا واحد، یا احدی، یا صمد، یا من لم یلد و لم یولد ولم یکن له کفواً احد، یا من لم یتخذ صاحبه ولا ولداً، یا من یفعل ما یشاء و یحکم ما یرید و یقضی ما احب، یا من یحول بین المرء و قلبه، یا من هو بالمنظر الا علی، یا من لیس کمثله شی ء، یا سیمع، یا بصیر،...
یعنی: ای کسی که در میان بخشندگان، بخشنده تری! ای کسی که از هر سوال شونده ای بهتری! ای رحیم تر از هر رحم کننده ای! ای تنها! ای بی همتا! ای کسی که همه به تو نیازمندند! ای کسی که نمی زایی و زائیده نشده ای! ای کسی که هیچ کس با تو برابری نمی کند! ای کسی که همسر و فرزندی برای خود اختیار نکرده ای! ای کسی که هر چه بخواهی انجام می دهی! ای کسی که هر چه اراده کنی بر طبق آن حکم می کنی! ای کسی که هر چه دوست داشته باشی آن را مقدر می نمایی! ای کسی که بین انسان و قلش حایل می شوی! ای کسی که در چشم اندازی والائی! ای کسی که چیزی چون تو نیست! ای شنونده! ای بیننده!....
-و اکثر من اسماء الله عزوجل فان اسماء الله تعالی کثیره، وصل علی محمد وال محمد، و قل:
یعنی: نامهای خداوند عزیز و جلیل را هر چه بیشتر (بر زبان جاری) کن، چون او نامهای فراوانی دارد، بعد بر محمد و آل محمد صلوات بفرست آنگاه بگو:.
-اللهم اوسع علی من رزقک الحلال ما اکف به وجهی ، و اودی به امانتی، و اصل به رحمی، ویکون لی عوناً علی الحج و العمره
یعنی: بار الها! روزی حلالت را بر من بگستران آن مقدار که بتوانم آبرویم را حفظ کرده، دیونم را ادا کنم ، صله رحم بنمایم و کمکی برای من باشد تا بتوانم حج و عمره به جای آوردم.









https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-08-2018, 16:05
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)







ط تقدیم صلوات بر پیامبر و آلش علیهم السلام.

ابو بصیر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
426- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: من ذکرت عنده فنسی ان یصلی علی خطی ء الله به طریق الجنه
یعنی: پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
کسی که در برابرش نام من برده شود و فرامش کند بر من صلوات بفرستد، خداوند متعال او را از بهشت به خطا می برد.
ابن القداح نیز از آن حضرت روایت کرده است که فرمود:
427- سمع ابی رجلاً بالبیت یقول: اللهم صل علی محمد، فقال: لا تبترها ولا تظلمنا حقنا، قل: اللهم صل علی محمد و اهل بیته
یعنی: پدرم از فردی که خود را به خانه کعبه آویزان کرده بود شنید که می گوید: اللهم صل علی محمد، به او گفت: آن را ابتر ودم بریده نکن و نسبت به حق ما ظلم روا مدار بلکه بگو: اللهم صلی علی محمد و اهل بیته.
عبد الله بن نعیم گوید به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: من داخل خانه خدا شدم در حالی که هیچ دعایی به خاطرم نمی آمد مگر صلوات بر محمد و آل محمد، حضرت فرمود:
428- اما انه یخرج احد بافضل مما خرجت به
یعنی: آگاه باش که کسی بهتر از آنچه تو کردی انجام نداده است.
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
429- ان عبداً مکث فی النار یناشد الله سبعین خریفاً و سبعین حریفاً و الخریف سبعون سنه وسبعون سنه ثم قال علیه السلام: انه سال الله بحق محمد و اهل بیته لما رحمتنی، قال علیه السلام: فاوحی الله الی جبرئیل علیه السلام ان اهبط الی عبدی فاخرجه الی، قال، یا رب، کیف لی بالهبوط فی النار؟ قال: انی قد امرها ان تکون علیک برداً و سلاماً ، قال: یا رب، فما علمی بموضعه؟ قال: انه فی جب من سجین، قال: فهبط الیه و هو معقول علی وجهه بقدومه، قال: قلت: کم لبث فی النار؟ قال: ما احصی کم ترکت فیها خلفاً، قال: فاخرجه الیه، قال: فقال له: یا عبدی، کم کنت تناشدنی فی النار؟ قال: ما احصی یا رب، قال: اماو عزتی و جلالی لولا ما سالتنی به لاطلت هوانک فی النار لکنه حتم حتمته علی نفسی لا یسالنی عبد بحق محمد و اهل بیته الا عفرت له ما کان بینی و بینه، فقد غفرت لک الیوم
یعنی: بنده ای در آتش جهنم، صد و چهل حریف خدا را می خواند که هر حریف، صد و چهل سال است، آنگاه خدا را به حق محمد و اهل بیتش قسم می دهد که: بر من ترحمی بنما، در اینجا خداوند متعال به جبرئیل وحی می فرستد که: به سوی بنده ام پایین برو و او را از جهنم خارج کرده به سوی من بیاورم. جبرئیل می گوید: پروردگار! من چگونه درون آتش بروم؟ خداوند متعال می فرماید: من به آتش امر کردم که برای تو جنگ و سلامت باشد. جبرئیل می گوید: پروردگارا! نمی دانم بنده ات در کجاست. خداوند سبحان می فرماید: او در گودالی در سجین قرار دارد.
امین وحی به سوی او می رود و می بیند پاهایش بسته و به صورت آویزان است، به او می گوید: چه مدتی است که در آتشی؟ می گوید: نمی دانم چه مدتی را در جهنم پشت سر گذاشته ام، جبرئیل او را به سوی پروردگار عالم می برد، آنگاه ذات اقدس الهی به او می گوید:
ای بنده من! چه مدتی است که مرا میان آتش صدا می زنی؟ می گوید: حساب ندارم ای پروردگار من!
می فرماید: آگاه باش که به عزت و جلالم سوگند! اگر این جملاتی را که گفتی بر زبان جاری نمی کردی، تو را در جهنم نگاه می داشتم لکن بر خودم لازم و حتمی کردم که بنده ای مرا به حق محمد و اهل بیتش سوگند ندهد مگر آنکه هر چه بین من و اوست را برایش بیامرزم و (به همین خاطر) امروز تو را آمرزیدم.
از سلمان فارسی روایت شده است که گوید: شنیدم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود:
430- ان الله عزوجل یقول: یا عبادی، اولیس من له الیکم حوائج کبار لا تجودون بها الا ان یتحمل علیکم باحب الخلق الیکم تقضونها کرامه لشفیعهم؟ الا فاعلموا ان اکرم الخلق علی و افضلهم لدی محمد و اخوه علی و من بعده الائمه الذین هم الوسائل الی، الا فلید عنی من همته حاجه یرید نفعها، اودهته داهیه یرید کشف ضررها، بمحمد و اله الطیبین الطاهرین اقضها له احسن ما یقضیها من یستشفعون باعز الخلق علیه
یعنی: خداوند عزیز و جلیل می گوید: ای بندگان من! آیا اتفاق نیفتاده که: فردی از شما حاجتهای بزرگی بخواهد که شما آن حوایج را نمی دهید مگر اینکه محبوبترین خلق نزد شما را حاضر کند و شما به احترام آن شفیع محبوب و دوست داشتنی درخواستهای او را بدهید؟
آگاه باشید و بدانید که با کرامتترین و برترین خلق نزد من، محمد و برادرش علی و پس از آن ائمه هستند، آنانی که وسیله تقرب به من می باشند. آگاه باشید که هر کس حاجت مهمی دارد و می خواهد نفعی به او برسد یا مشکلی برایش پدید آمده و خواهان دفع ضرر آن است، اگر مرا به محمد و آل پاکش بخواند، آنچنان حاجتش را بر آورده می سازم که بهتر و برتر باشد از بر آورده ساختن کسی که محبوبترین خلق را نزد او شفیع قرار می دهند.
سخنان سلمان که به اینجا رسید، عده ای از مشرکین و منافقین در حالی که او را مسخره می کردند گفتند: ای سلمان! چرا خدا را به اینها قسم نمی دهی تا تو را بی نیازترین و پولدارترین فرد مدینه قرار دهد؟
سلمان پاسخ داد: من خدا را خواندم و از او خواستم که چیزی به من بدهد که از حکومت بر کل دنیا برتر و با منفعت تر باشد. من از خدا خواستم و او را به این بزرگواران قسمش دادم که به من زبانی ذاکر بدهد که او را احمد و ثنا کند، قلبی بدهد که شاکر نعمتهای او باشد، بدنی بدهد که در برابر سختیها صبر نماید و آن خدای عزیز و جلیل این التماسهای مرا اجابت فرمود.
این چیزهایی که من از خدا خواستم از حکومت بر تمامی دنیا و هر چه در آن است، هزار هزار بار برتر و بالاتر است.
محمد بن علی بابویه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
431- زلیخا از یوسف علیه السلام اجازه ملاقات خواست. عده ای به او گفتند ما به خاطر آن بلاهایی که بر سر آن حضرت آوردی، می ترسیم تو را نزد او ببریم (شاید مجازاتت کند).
زلیخا گفت: من از کسی که از خدا می ترسد، نمی ترسم، بالاخره وارد شد.
یوسف علیه السلام به او گفت: ای زلیخا! چه شده که رنگت تغییر کرده است؟
زلیخا گفت: سپاس خدایی را که پادشاهان را به سبب گناهانشان برده می کند و بردگان را به سبب طاعتشان پادشاه می نماید.
یوسف علیه السلام گفت: ای زلیخا! چه چیزی باعث شده آن کار را انجام بدهی ؟
زلیخا گفت: زیبایی چهره تو، ای یوسف!
یوسف علیه السلام گفت: پس چگونه خواهی بود اگر پیامبر آخر الزمان که نامش محمد صلی الله علیه و آله و سلم است را ببینی که هم از من زیباتر است، هم خودش اخلاق تر و هم بخشنده تر.
زلیخا گفت: راست می گویی، (سخنت را تایید می کنم)
یوسف علیه السلام گفت: از کجا دانستی راست می گویم؟
زلیخا گفت: چون تا نامش را بردی، محبتش در قلب من جا گرفت:
در اینجا خداوند عزیز و جلیل بر یوسف علیه السلام وحی فرستاد که زلیخا راست می گوید و چون او محمد صلی الله علیه و آله و سلم را دوست دارد، من هم او را دوست دارم، آنگاه خداوند متعال به یوسف علیه السلام امر کرد که با زلیخا ازدواج کند.
جابر از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که:
432- ان ملکاً من الملائکه سال الله ان یعطیه سمع العباد فاعطاه الله فذلک الملک قائم حتی تقوم الساعه، لیس احد من المومنین یقول: صل علی محمد و اهل بیته الا و قال الملک: و علیک السلام، ثم یقول الملک: یا رسول الله، ان فلاناً یقروک السلام، فیقول رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و علیه السلام
یعنی: فرشته ای از فرشتگان از خدا خواست که قدرت شنیدن سخنان بندگان را به او بدهد، خداوند متعال هم این کار را کرد، تا روز قیامت هرگاه یکی از مومنین بگوید: خدایا! بر پیامبر و اهل بیتش صلوات و درود بفرست. این ملک اولاً می گوید و علیک السلام و ثانیاً به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم می گوید:
ای رسول حق! فلانی به تو سلام می رساند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم می گوید: و علیه السلام
امیر المومنین علیه السلام فرمود:
433- اعطی السمع ابعه: النبی صلی الله علیه و آله و سلم و الجنه، و النار، والحوالعین، فاذا فرغ العبد من صلاته فلیصل علی النبی صلی الله علیه و آله و سلم، و لیسال الله الجنه، و لیستجر بالله من النار، و لیساله ان یزوجه من الحور العین، فانه من صلی علی النبی رفعت دعوته، و من سال الله الجنه قالت الجنه یا رب، اعط عبدک ما سالک، و من استجار بالله من الناقالت النار: یا رب، اجر عبدک مما استجار منه، و من سال الحور العین قلن: یا رب، اعط عبدک ما سال
یعنی: به چهارم شخص، قدرت شنوایی (ویژه) داده شده است: پیامبر، بهشت، جهنم و حور العین. آنگاه که بنده از نمازش فارغ شد، بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرستد، از خدا بهشت طلب کند، از جهنم به او پناه ببرد و بخواهد که حور العین را به ازدواج وی در اورد چون: هر کس که بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم درود بفرستد، دعایش حتماً بالا می رود.
کسی که از خدا بهشت طلب کند، بهشت می گوید: پروردگارا! آنچه ار که بنده ات می خواهد به او بده. کسی که از جهنم به خدا پناه می برد، جهنم می گوید: خدایا! بنده ات را از آنچه که به تو پناه می برد، پناه بده. و کسی که از خدا حور العین می خواهد، حورالعین می گویند: پروردگارا! خواهش بنده ات را عطا کن.
محمد بن مسلم از امام باقر یا امام صادق علیهما السلام روایت کرده است که فرمود:
434- ما فی المیزان شی ء اثقل من الصلاه علی محمد وال محمد، ان الرجل، لیوضع عمله فی المیزان فیمیل به فیخرج النبی صلی الله علیه و آله و سلم الصلاه علیه واله فیضعها فی میزانه فیر حج به
یعنی: چیزی در ترازوی اعمال، سنگین تر از صلوات بر محمد و آل محمد نیست (در قیامت اعمال فردی (بدون صلواتش) را می آورند و در میزان قرار می دهند می بینند سبک است، آنگاه پیامبر اکرم صلواتها را آورده در میزان انی فرد قرار می دهد که موجب سنگینی آن می گردد.
هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
435- دعا از خداوند متعال پوشیده می ماند (یعنی اجابت نمی شود) تا آنکه دعا کننده بر محمد آل محمد صلوات بفرستد.
و نیز فرمود:
436- من دعا ولم یذکر النبی صلی الله علیه و آله و سلم رفرف الدعاء علی راسه، فاذا ذکر النبی رفع الدعاء
یعنی: کسی که دعا کند بدون آنکه نامی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ببرد، آن دعا بالای سرش پرواز می کند تا وقتی که این فرد، ذکری از آنحضرت بنماید که در این هنگام، دعایش بالا می رود.
437- من کانت له الی الله حاجه فلیبدا بالصلاه علی محمد و اله صلی الله علیه و آله و سلم ثم یسال حاجته ثم یختم بالصلاه علی محمد و اله فان الله عزوجل اکرم من ان یقبل الطرفین و یدع الوسط اذا کانت الصلاه علی محمد وال محمد لا تحجب عنه
یعنی: کسی که حاجتی به درگاه الهی دارد قبل از آن صلوات بر محمد و آلش بفرستد، آنگاه حاجتش را بخواهد بعد دعایش را با صلوات بر محمد و آلش به پایان ببرد؛ چون خداوند عزیز و جلیل، کریم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسطش را رها نماید که صلوات بر محمد آل محمد از او پوشیده نمی ماند (و مستجاب می گردد).








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
02-08-2018, 16:48
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ی گریه در حال دعا:

این عمل ادبی بزرگ و مقامی عالی است به چند دلیل:
اولاً: گریه به دلالت بر رقت قلب دارد و رقت قلب هم دلیل بر اخلاص است که هرگاه اخلاص آمد، اجابت هم می آید. امام صادق علیه السلام فرمود:
438- اذا اقشعر جلدک و دمعت عیناک و وجل قلبک فدونک دونک فقد قصد قصدک
یعنی: آنگاه که پوست بدنت لرزید و چشمانت پر از اشک گردید و قلبت هراس برداشت، آن حال را خوب نگهدار که مقصودت حاصل شده است.
و در مقابل، خشکی چشم و نیامدن اشک، بر اثر قساوت قلب است که در خیر بدان اشاره شده است، چنین حالتی دو اثر دارد:
اول نشانه دوری از خداست که خداوند متعال به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد:
یا موسی، لا تطول فی الدنیا املک فیقسو قلبک، و قاسی القلب منی بعید(143)
یعنی: ای موسی! در دنیا آرزویت طولانی نباشد که قلبت را سخت می کند و قلب سخت هم از من دور است.
دوم چنین کسی دعایش پذیرفته نیست که حضرت صادق علیه السلام فرمود:
- لا یقل الله دعاء بظهر قلب قاس(144)
یعنی: خداوند متعال دعا را از قلب قاسی و سخت، قبول نمی کند.
ثانیاً گریه، نشانه مطیع شدن بنده از غیر خدا به سوی او و نشانه خشوع بسیار است که رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
439- اذا احب الله عبداً نصب فی قلبه نائحه من الحزن، فان الله یحب کل قلب حزین، و انه لا یدخل النار من بکی من خشیه الله تعالی حتی یعود اللبن الی الضرع، و انه لا یجتمع غبار فی سبیل الله و دخان جهنم فی منخری المومن ابداً و اذا ابغض الله عبداً جعل فی قلبه مزماراً من الضحک و ان الضحک یمیت القلب والله لا یحب الفرحین
یعنی: هرگاه خداوند بنده ای را دوست داشته باشد، در قلب او نوحه و اندوه جای می دهد؛ چون او قلب محزون را دوست دارد، کسی که از ترس خداوند متعال گریه کرده باشد، داخل آتش جهنم نخواهد شد مگر آنکه شیر به پستان مادر بر گردد(145) گرد و خاک خوردن در اه خدا با دود آتش جهنم در بینی مومن، هرگز جمع نخواهد شد. هرگاه خدا بنده ای را دشمن بدارد، در قلبش سرودی از خنده قرار می دهد که قلبش را می میراند، خداوند هم افراط کنندگان در شادی و فرح را دوست ندارد.
ثالثاً گریه موافق است با فرمان خداوند سبحان به انبیایش که به عیسی علیه السلام فرمود:
440- یا عیسی، هب لی من عینیک الدموع، و من قلبک الخشیه، و قم علی قبور الاموات فنادهم بالصوت الرفیع فلعلک تاخذ موعظتک منهم، وقل: انی لاحق فی اللاحقین، صب لی من عینیک الدموع و اخشع لی بقلبک، یا عیسی، استغث بی فی حالات الشده فانی اغیث المکروبین، و اجیب المضطرین، و انا ارحم الراحمین
یعنی: ای عیسی اشک چشمان و خشیت و هراس قلبت را در درگاه من به هدیه بیاور، بر سر قبور مردگان بایست و آنان را با صدای بلند بخوان تا شاید پند و موعظه ات را از آنان دریافت داری و با خود بگو که: من نیز به آنان ملحق خواهم شد. به خاطر من از چشمانت اشک بریز و قلبت را برای من خاشع گردان. ای عیسی! در روزگار سختی، از من کمک بخواه که من گرفتاران را نجات می دهم و پریشانها را اجابت می کنم؛ چون من ارحم الراحمین هستم.
و در وحی خود به موسی علیه السلام فرمود:
441- یا موسی، کن اذا دعوتنی خائفاً مشفقاً و وجلاً ، و عفر و جهک فی التراب ، و اسجد لی بمکارم بدنک، واقنت بین یدی فی القیام، و ناجنی حیث ناجیتنی بخشیه من قلب وجل، و احی بتوراتی ایام الحیاه، و علم الجهال محامدی، و ذکرهم الائی و نعمی، و قل لهم لا یتمادون فی غی ما هم فیه فان اخذی الیم شدید.
یا موسی، لا تطول فی الدنیا املک فیقسو قلبک، و قیفسو قلبک، و قاسی القلب من بعید، و امت قلبک بالخشیه، و کن خلق الثیاب، جدید القلب، تخفی علی اهل الارض، و تعرف فی اهل السماء، جلیلش البیوت مصباح اللیل، واقنت بین ید قنوت الصابرین، وصح الی من کثره الذنوب صیاح الهارب من عدوه، واستعن بی علی ذلک فانی نعم العون و نعم المستعان
یعنی: ای موسی! هنگام دعا باید خائف، سوخته دل و بیمناک باشی.
صورتت را به خاک بمال و با بهترین اعضایت برایم سجده کن، در برابر من که ایستاده ای، دستهای گدائی را به قنوت بلند نما و هنگام مناجاتت با حالتی هراسناک و قلبی بیمناک مناجات کن. در مدت عمرت، باید تورات مرا زنده نمایی، به نادانان خوبیهای مرا بیاموزند و نعمتهای مرا به یادشان بیاور و به آنان بگو: مبادا در این گمراهی که بسر می برید، بیشتر بمانید که مواخذه من دردناک و شدید است.
ای موسی! در دنیا آرزویت طولانی نباشد که موجب سختی قلبت می گردد و سخت دلان هم از من بدروند. قلبت را با هراس از من، بمیران، لباست پاره و قلبت نو باشد. میان اهل زمین پنهان باش و در بین اهل آسمان آشنا. خانه نشین باش و چراغ شبها(146) در برابر من همچون صابرین، فرمانبرداری کن، از زیادی گناهان به سوی من فریاد بر آور همچون کسی که از ترس دشمن، فرار کرده، فریاد می زند و بر این کارها از من کمک بخواه که من بهترین کمک دهنده هستم.
و نیز فرمود:
442- یا موسی، اجعلنی حرزنک، وضع عندی کنزک من الباقات الصالحات
یعنی: ای موسی! مرا سپر خود کن و گنجت ار که عبارت باشد از اعمال صالح، نزد من بگذار.
رابعاً خصوصیات و فضایلی در گریه کردن و اشک ریختن هست که در سایر اقسام عبادات، یافت نمی شود، در روایت آمده است که:
443- بین الجنه و النار عقبه لا یجوزها الا البکاوون من خشیه الله تعالی
یعنی: بین بهشت و جهنم گردنه ای است که غیر از گریه کنندگان از ترس خداوند متعال، از آن رد نمی شوند.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود:
444- ان ربی تبارک و تعالی اخبرنی فقال: و عزتی و جلالی ما ادرک العابدون مما ادرک البکاوون عندی شیئاً و انی لابنی لهم فی الرفیع الا علی قصراً لا یشارکهم فیه غیرهم
یعنی: پروردگار من به من خیر داد و گفت که: به عزت و جلالم سوگند!
هرگز آنچه را که گریه کنندگان نزد من دریافت می دارند، عابدان دریافت نخواهند کرد، من در مقامات بالا برایشان قصری بنا می کنم که دیگران با آنان شریک نخواهند بود.
و به موسی علیه السلام وحی کرد و فرمود:
445- وابک علی نفسک ما دمت فی الدنیا، و تخوف الحطب و المهالک، ولا تغرنک زینه الحیاه الدنیا و زهرتها
یعنی: تا وقتی که در دنیا هستی، بر خودت گریه کن، از چیزهایی که موجب آتش و هلاکت می شود، بترس مبادا زینت و زیبائی زندگانی دنیایی، تو را بفریبد.
و به عیسی علیه السلام فرمود:
446- یا عیسی بن البکر البتول، ابک علی نفسک بکاء من قد ودع الاهل و قلی الدنیا و ترکها لاهلها و صارت رغبته فیما عند الهه
یعنی: ای عیسی بن مریم؛ بر خودت گریه کن؛ مانند گریه کسی که می خواهد با خانواده اش خدا حافظی و وداع کرده، دنیا را رها و آن را برای اهلش ترک نماید و میل و رغبتش در چیزهایی است که نزد خدایش دارد.
از امیر المومنین علیه السلام نقل است که فرمود:
447- لما کلم الله موسی علیه السلام قال: الهی ما جزاء من دمعت عیناه من خشیتک؟ قال: یا موسی، اقی وجهه من حر النار، و امنه یوم الفزع الاکبر
یعنی: آن هنگام که خداوند متعال با موسی علیه السلام سخن می گفت: کلیم حق پرسید: خدایا! پاداش کسی که اشک چشمانش از هراس تو بریزد چیست؟ فرمود: ای موسی! چهره اش را از گرمای آتش جهنم حفظ می کنم و روزی که فریادها در آن روز بلند است او را امان می دهم.
امام صادق علیه السلام فرمود:
448- کل عین باکیه یوم القیامه الا ثاث عیون. عین غضت عن محارم الله، و عین سهرت فی طاعه الله، و عین بکت فی جوف اللیل من خشیه الله
یعنی: هر چشمی روز قیامت گریان است مگر سه چشم: چشمی که محارم الهی را نبیند ، چشمی که در راه اطاعت خدا، شب را به صبح برساند و چشمی که در میان شب، از ترس خدا بگرید.
449- ماشی ء الا و اله کیل او وزن وله کیل او وزن الا الدموع فان القطره تطفی ء بحاراً من النار، فاذا اغرو رقت العین بمائها لم یرهق و جهه فتر ولا، فاذا فاضت حرمه الله علی النار، ولو ان باکیاً بکی فی امه لرحموا
یعنی: هر چیزی وزن و اندازه دارد مگر اشک که یک قطره از آن، دریاهایی از آتش را خاموش می کند، آنگاه که چشم از اشک پر شود، آن صورت در قیامت نه سختی می بیند و نه خواری را. و وقتی که آن اشک از چشمها جاری شد، خداوند متعال آن صورت را بر آتش حرام می کند و اگر گریه کننده ای بر امتی بگرید، خداوند متعال تمام آنان را مشمول رحمت خویش می گرداند.
450- ما من عین الا وهی باکیه یوم القیامه الا عین بکت من خوف الله، وما اغرورقت عین بمائها من خشیه الله الا حرم الله سائر جسده علی النار، ولا فاضت علی خده فزهق ذلک الوجه قتر ولا ذله ، و ما من شی ء الا وله کیل او وزن الا الدمعه فان الله یطفی ء بالیسیر منها البحار من النار، ولو ان عبداً بکی فی امه لرحم الله تلک الامه ببکاء ذلک العبد
یعنی: هیچ چشمی نیست مگر آنکه در روز قیامت گریان است بجز چشمی که از ترس خدا گریه کرده باشد، هرگز چشمی از ترس خدا با اشک پر نشد مگر آنکه ذات اقدس الهی سایر اعضای بدنش را بر آتش حرام گردانید و نشد این اشک جاری شود و آن چهره سختی و ذلت ببیند.
هر چیزی وزن و اندازه ای دارد مگر اشک که خداوند متعال با مقدار کمی از آن، دریاهایی از آتش را خاموش می کند اگر بنده ای درباره امتی بگرید، خداوند منان آن را به واسطه گریه همین بنده مشمول رحمت خویش می نماید.
از معاویه بن عمار نقل شده است که گفت: از حضرت صادق علیه السلام شنیدم:
451- کان فی وصیه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم لعلی علیه السلام انه قال: یا علی، اوصیک فی نفسک بخصال فاحفظها ثم قال ن اللهم اعنه وعد خصالاً و الرابعه کثره البکاء من خشیه الله عزوجل یبنی لک بکل دمعه الف بیت فی الجنه
یعنی: در وصیت رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به علی علیه السلام آمده است که: ای علی! تو را به چند خصلت سفارش می کنم که باید آنها را حفظ نمایی. سپس فرمود: خدایا! علی را بر این کار کمک کن. آنگاه حضرت آن خصال را بر شمرد تا اینکه فرمود: صفت چهارم، گریه زیاد از ترس خداوند عزیز و جلیل است که در برابر هر قطره اشکی، برایت هزار خانه در بهشت ساخته می شود.
ابو حمزه از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
452- ما من قطره احب الی الله من قطره دموع فی سواد اللیل مخافه من الله لا یراد بها غیره
یعنی: قطره ای نزد خدا دوست داشتنی تر نیست از قطره اشکی در سیاهی شب که فقط به خاطر ترس از او باشد.
کعب الاحبار گوید: قسم به آن کس که جانم در دست اوست! اگر از ترس خدا بگریم و اشکم بر رخسارم سیلان کند، نزد من محبوبتر از آن است که یک کوه طلا را در راه خدا صدقه بدهم.
ابن ابی عمیر از یک از یارانش روایت کرده است که امام صادق علیه السلام فرمود:
453- اوحی الله عزوجل الی موسی علیه السلام: ان عبادی لم یتقربوا الی بشی ء احب الی من ثلاث خصال، قال موسی: یا رب، و ما هن؟ قال: یا موسی ، الزهد فی الدنیا، و الورع عن المعاصی، والکباء من خشیتی. قال موسی، یا رب، فلمن صنع ذا؟ فاوحی الله الیه: یا موسی، اما الزاهدون فی الدنیا ففی الجنه، و اما البکاوون من خشیتی ففی الرفیع الاعلی لا یشارکهم فیه احد غیرهم، و اما الورعون عن المعاصی فانی افتش الناس ولا افتشهم
یعنی: خداوند عزیز و جلیل به موسی علیه السلام وحی کرد که: بندگان من به چیزی محبوبتر از سه صفت به من تقرب نجستند. موسی علیه السلام گفت: پروردگارا! آن سه صفت چیست؟ فرمود: ای موسی! آن سه، زهد در دنیا، دوری از گناهان و گریه از ترس من است.
موسی علیه السلام گفت: پروردگارا! برای کسی که این چنین باشد چه خواهد بود؟ فرمود: ای موسی! زاهدان دنیا در بهشت من بسر می برند، گریه کنندگان از ترس من، در مقام برتری قرار دارند که غیر از آنان احدی شریکشان نیست و آنانکه گناه را ترک کرده اند، من (در قیامت) همه را تفتیش و بازرسی می کنم، اما آنان را بازرسی نخواهم کرد.
در خطبه وداع رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم آمده است که:
454- و من ذرفت عیناه من خشیه الله کان له بکل قطره من دموعه مثل جبل احد تکون فی میزانه من الاجر، و کان له بکل قطره عین من الجنه علی حافتیها من المدائن و القصور ما لا عین رات ولا اذن سمعت ولا خطر بقلت بشر
یعنی: کسی که از ترس خدا اشک چشمش جاری گردد، در برابر هر قطره از آن اشکها به مقدار کوه احد در پرونده اعمالش اجر و پاداش ثبت می گردد و در مقابل هر قطره، چشمه ای در بهشت برای او خواهد بود، در دو طرف این چشمه، شهرها و قصرهایی قرار دارد که نه چشمث آن را دیده و نه گوشی شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است.
از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
455- ان ابراهیم النبی علیه السلام قال: الهی ما لعبد بل وجهه بالدموع من مخافتک؟ قال الله تعالی: جزاءه مغفرتی و رضوانی یوم القیامه
یعنی: ابراهیم نبی علیه السلام از ذات اقدس الهی پرسید: خدایا! برای بنده ای که چهراش را با اشکهایی که از خوف تو ریخته شده، تر گرداند چه خواهد بود؟ خداوند متعال پاسخ داد: پاداشش، آمرزش و مقام رضوان من در قیام خواهد بود.
اسحاق بن عمار گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: دعا می کنم و دلم می خواهد گریه بکنم ولی اشکی نمی آید، اما وقتی بعضی از نزدیکانم که وفات یافته اند را به یاد می آوردم، دلم می شکند و اشکم جاری می گردد، آیا چنین کاری جایز است؟، فرمود:
456- نعم، تذکرهم، فاذا رقفت فابک لربک تبارک و تعالی
یعنی: بلد جایز است، آن اموات را به یاد بیاور و وقتی قلبت شکست ، برای خداوند تبارک و تعالی گریه کن.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
03-08-2018, 16:09
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





تباکی(147)

اگر گریه ای نکردی، خودت را وادار کن و سعی نما تا شاید اشکی بیاید، این حالت را تباکی گویند که امام صادق علیه السلام فرمود:
457- و ان لم یکن بک بکاء فلتتباک.
یعنی: اگر گریه ای نکردی لا اقل تباکی داشته باش.
سعید بن یسار گوید به حضرت صادق علیه السلام عرش کردم: اگر در حال دعا اشکی از چشمانم جاری نشد، آیا می توانم تباکی داشته باشم؟ فرمود:
458- نعم ولو مثل راس الذباب.
یعنی: بله حتی اگر به اندازه سر مگسی باشد.
از ابی حمزه نقل شده است که امام صادق علیه السلام به ابی بصیر فرمود:
459- ان خفت امراً یکون او حاجه تریدها فابدا بالله فمجده و اثن علیه کما هو اهله، وصل علی النبی واله علیهم السلام و تباک ولو مثل راس الذباب، ان ابی کان، یقول: اقرب ما یکون العبد من الرب وهو ساجد یبکی
یعنی: اگر از وقوع حادثه ای می ترسی یا حاجتی داری، اول خداوند متعال را تمجید کن و آنچنانکه سزاوار است او را احمد و ثنا نما، بعد بر پیامبر و آلش صلوات بفرست و پس از آن، اشکی بریز حتی اگر به مقدار سر مگسی باشد؛ چون پدرم می فرمود: نزدیکترین حالات بنده به پروردگارش این است که به سجده رود و در آن حال ، گریه کند.
و از آن حضرت نقل شده است که فرمود:
460- ان لم یجبک البکاء فتباک فان خرج منک مثل راس الذباب فبخ بخ
یعنی: اگر گریه به تو پاسخ مثبت نمی دهد و اشکی نمی آید، تباکی داشته باش که اگر به اندازه سر مگسی هم اشک از تو خارج شد، خوشا به حالت!.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-08-2018, 17:13
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






نصیحت

هنگام دعا می توانی از طرق زیر چشمانت را با خود همراه کرده تا اشکهایت سرازیر شود:
- به یاد گناهان بزرگ و آبرو ریزیهای روز قیامت خوش باش که همه مخلوقات عالم از خدایی که هم حاکم آن روز است و هم عالم به همه چیز، می هراسند.
- صحنه قیامت در برابرت تمثل پیدا کند که زبانها لال می شوند و سخنرانان فصیح، خاموش می گردند ولی اعضای بدن شهادت می دهند و صحبت می کنند، آنانکه در دنیا صداهایی نرم و نازک داشتند، در آنجا صدایشان بزرگ و گوش خراش می شود، در این حال، عرق، سروری مردم را می گیرد به طوری که از نرمی گوشها بر زمین می ریزد.
روزی که رازهای نهان فاش می شود و باطن و اندرون انسان آشکار می گردد، از زشتیها پرده برداری می شود و کسی توجهی ندارد.
- از رسول خدا روایت است که فرمود:
461- یحشر الناس یوم القیامه حفاه عراه عزلاء قد الجمهم العرق و بلغ شحوم الاذان
یعنی: روز قیامت مردم با پای برهنه عریان و دست خالی از هر سلاحی محشور می شوند، در حالی که عرق سر و رویشان را گرفته و به نرمی گوشها رسیده است.
سوده همسر پیامبر اکرم تا این را شنید گفت: ای وای! پس مردم همدیگر را می بینید، فرمود:
- شغل الناس عن ذلک.
یعنی: مردم به این توجهی ندارند. آنگاه به این آیه قرآن استناد کرد که می فرماید:
-لکل امری ء منهم یومئذ شان یغنیه(148)
یعنی: هر کس را در آن روز، کاری است که به خود مشغولش دارد.
سپس فرمود:
-و کیف و انی لهم بالنظر؟ و منهم المسحوب علی وجهه و الماشی علی بطنه و منهم من یوطا بالاقدام مثل الذر، و منهم المصلوب علی شفیر النار حتی یفرغ الناس من الحساب، و منهم من تسلط علیه الماشیه ذوات الاخفاف فتطاه با خفافها و ذوات الا ظلاف فتنطحه بقرونها و تطاه با ظلافها
یعنی: چگونه می توانند بر همدیگر نظر کنند در حالی که عده ای را به صورت، بر زمین می کشند عده ای روی شکمشان حرکت می کنند، دسته دیگر چون خاک، زیر دست و پا لگد مال می شوند، گروه دیگر را در کنار آتش بر صلیب می کشند تا مردم از حساب فارغ گردند، عده دیگر، برگردنشان مارهایی آویزان می کنند که اینان را بگزند تا حسابرسی مردم تمام شود، گروه دیگر زیر دست و پای چهار پایان لگدمال می شوند و حیوانات شاخدار به آنان شاخ می زنند و لگد کوبشان مینمایند.
باید در احوالات مردم در روز قیامت و قبل و بعد از آن، فکر کنی که چه کسانی اهل سعادتمند و چه کسانی اهل شقاوت، در این صورت حتماً برایت سبب خوف و انگیزه اشک و اخلاص قلب، حاصل می شود.
هرگاه به چنین حالتی رسیدی، آن را غنیمت بشمار و بدانکه چنین ساعاتی از نفیس ترین لحظات عمر توست، در این حالت است که باید سوالات و نیازهایت را به درگاه خداوند صاحب جلال، عرضه بداری و از اهم حاجاتت این باشد که:
اولاً اقبال و توجه خداوند سبحان به تو دوام یابد.
ثانیاً اقبال و توجه توبه او نیز ادامه داشته باشد.
ثالثاً ادب حضورش را به نیکوترین وجه درک کرده باشی.
و رابعاً حاجاتت را خواستی طلب کنی، چیزی بخواه که جمال و زیبایی واقعی و حقیقی برایت بیاورد و گرفتاری و وبال را از توقع کند، نه اینکه مال (دنیا) طلب کنی؛ چون نه او برای تو باقی می ماند و نه تو برای آن.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-08-2018, 13:45
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






تنبیه

بدانکه گریه کردن و ضجه و ناله زدن به درگاه الهی، از گناهان و طلب رها شدن از آن، صفت خوبی است اما تا جدایی از گناه و توبه از معاصی نباشد، فایده ای ندارد که جناب سید العابدین علی بن الحسین علیه السلام فرمود:
462- ولیس الخوف من بکی و جرت دموعه ما لم یکن له ورع یحجزه عن معاصی الله، و انما ذلک خوف کاذب
یعنی: خوف این نیست که کسی گریه کند و اشک بریزد، اما ورعی که او را از گناهان دور کند، دوی نباشد، این خوف دروغ است.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلمه نقل است که فرمود:
463- موسی بر جل من اصحابه وهو ساجد و انصرف من حاجته و هو ساجد، فقال علیه السلام لو کانت حاجتک بیدی لقضیتها لک، فاوحی الله عزوجل الیه یا موسی، لو سجد حتی ینفطع عنفه ما قبلته او یتحول عما اکره الی ما احب
یعنی: حضرت موسی علیه السلام بر سر راهی، فردی از یارانش را دید که در سجده است (از آنجا رفت و) کارش را انجام داد و برگشت، دید هنوز در سجده است، گفت: اگر حاجت تو در دست من بود آن را برایت بر آورده می ساختم. خداوند عزیز و جلیل به او وحی کرد که: ای موسی! اگر آنقدر سجده کند تا گردنش قطع شود، او را نخواهم پذیرفت مگر آنکه دست از کارهای زشتش برداشته به چیزهایی که من آن را دوست دارم، روی نماید.
در روایت دیگر آمده است که:
464- ان موسی مر برجل و هو یبکی ثم رجع و هو یبکی قال: الهی عبدک یبکی من مخافتک، قال الله تعالی: یا موسی، لو بکی حتی نزل دماغه مع دموع عینیه لم اغفر له و هو یحب الدنیا
یعنی: حضرت موسی علیه السلام بر سر راهش مردی را دید که گریه می کند، رفت و برگشت، دید هنوز گریه می کند، گفت: خدایا بنده ات از ترس تو است که اشک می ریزد. خداوند متعال فرمود: ای موسی! اگر این فرد آنقدر گریه کند تا مغز سرش به همراه اشک چشمش خارج شود تا وقتی که دنیا را دوست دارد، او را نخواهم آمرزید.
و در آنچه که بر حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد، آمده است:
465- یا موسی، ادعنی بالقلب التقی و اللسان الصادق
یعنی: ای موسی! مرا با قلبی بی گناه و پاک و زبانی صادق و راستگو بخوان.
از امیر المومنین علی بن ابی طالب علیه السلام نقل است که فرمود:
466- الدعاء مفاتیح النجاح و مقالید الفلاح، و خیر الدعاء ما صدر عن صدر نقی و قلب تقی، و فی المناجاه سبب النجاه، و بالا خلاص یکون الخلاص، فاذا اشتد الفزع فالی الله المفزع
یعنی: دعا، کلید کامیابی و رستگاری است و بهترین دعا آن است که از سینه ای پاک و قلبی دارای تقوا صادر مناجات، سبب نجات است و اخلاص، موجب خلاصی، پس آنگاه که سختیها شدت یافت، باید به سوی خدا فزع و زاری نمود.









https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-08-2018, 13:46
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ک اعتراف به گناه قبل از درخواست و ذکر حاجات:

اولاً این عمل نشانه این است که بنده از همه چیز غیر از خدا قطع امید کرده است.
ثانیاً این عمل نشانه تواضع است و هر کس که تواضع پیشه کند، خداوند متعال درجاتش را بالا می برد. در روایت آمده:
467- عابدی هفتاد سال خدا را بندگی کرد، روزها را روزه و شبها را به نماز می ایستاد، آنگاه حاجتی از خداوند متعال طلب نمود ولی روا نگردید، رو به خود کرد و گفت: اشکال از خود تو است؛ چون اگر در تو خیری می بود، حاجتت روا می شد، در این هنگام خداوند متعال فرشته ای برای او فرستاد و گفت: ای فرزند آدم! این یک لحظه ای که خودت را کوچک شمردی، از تمامی عبادتهای گذشته ات بهتر است.
از امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود:
468- اوحی الله تعالی موسی علیه السلام اتدری لم اصطفیتک بکلامی من دون خلقی؟ قال: لا یا رب، قال: یا موسی، انی قلبت عبادی ظهراً لبطن فلم ار اذل لی نفساً منک، انک اذا صلیت وضعت خدیک علی التراب
یعنی: خداوند متعال بر حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد که: آیا می دانی چرا تو را برای سخن خود انتخاب کردم نه دیگران را؟ گفت: نه، ای پروردگار من! فرمود: ای موسی، من بندگانم را زیر و رو کردم، ولی کسی را نیافتم که در برابر من از تو خاضع تر باشد؛ چون تو هر گاه نماز می گزاری، چهره ات را نیز بر خاک قرار می دهی.
در روایت دیگر آمده است که:
469- انی قلبت عبادی ظهراً لبطن فلم ار اذل لی نفساً منک فاحببت ان ارفعک من بین خلقی
یعنی: من بندگانم را زیر و رو کردم ولی کسی را نیافتم که در برابر من از تو خاضع تر باشد، به همین خاطر دوست دارم که از میان مخلوقاتم، مقام تو را برتر گردانم.
در روایت آمده است که:
470- خداوند سبحان بر حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد که بالای کوهی برو و با من مناجات کن، در آنجا چندین کوه بودند، هر یک طمع داشتند که کلیم حق، بر روی آن برود مگر کوه کوچکی که خود را خرد و کوچک شمرد و گفت: من کمتر از آنم که پیامبر خدا برای مناجات با رب العامین، بر من بالا برود، در این هنگام خداوند متعال بر موسی علیه السلام وحی فرستاد که بالای همان کوه برو؛ چون او خود را چیزی به حساب نیاورد.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
471- ثلاثه لا یزید الله بهن الا خیراً: التواضع لا یزید الله به الا ارتفاعاً، و ذل النفس لا یزید الله به الا عزاً، و التعفف لا یزید الله به الا غنی
یعنی: سه چیز است که خداوند متعال در برابر آن، جز خیر نمی دهد: تواضع: خداوند سبحان در برابرش مقام انسان را رفیع می گرداند. فروتنی: خداوند منان در برابرش عزت نفس عطا می کند. دست کشیدن از محرمات: ذات اقدس الهی در برابرش، غنا و بی نیاز می دهد.
و نیز فرموده است:
472- فی وضع النفس و کسرها و اسخاطها رضی الله سبحانه
یعنی: در تواضع و کشاندند نفس و نارضایتی او، رضای خدای سبحان نهفته است.
در آنچه خداوند متعال بر حضرت داود علیه السلام وحی فرستاده، آمده است:
473- یا داود، انی وضعت خمسه فی خمسه و الناس یطلبونها فی خمسه غیرها فلا یجدونها
یعنی: ای داود! من پنج چیز را در پنج چیز قرار دادم، ولی مرم آنها را در پنج چیز دیگر می جویند و نمی یابند:.
-وضعت العلم فی الجوع و الجهد و هم یطلبونه فی الشبع و الراحه، فلا یجدونه
یعنی: علم را در گرسنگی و تلاش و کوشش قرار دادم، ولی مردم آن را در سیری و راحتی می جویند و نمی یابند.
-و وضعت العز فی طاعتی و هم یطلبونه فی خدمه السلطان، فلا یجدونه
یعنی: عزت را در اطاعت از خودم نهاده ام ولی مردم آن را در خدمت به سلاطین طلب می کنند و نمی یابند.
-و وضعت الغنی فی القناعه و هم یطلبونه فی کثره المال، فلا یجدونه
یعنی: بی نیازی را در قناعت قرار دادم، ولی مردم آن را در مال زیاد می جویند و نمی یابند.
-و وضعت رضائی فی سخط النفس و هم یطلبونه فی رضی النفس، فلا یجدونه
یعنی: رضایت خودم را در نارضایتی نفس نهاده ام، ولی مردم آن را در رضایت نفس طلب می کنند و نمی یابند.
-و وضعت الراحه فی الجنه و هم یطلبونها فی الدنیا، فلا یجدونها
یعنی: و راحتی و آسایش را در بهشت قرار داده ام، اما مردم آن را در دنیا می جویند و نمی یابند.
ثالثاً: دیگر از فواید ذکر گناهان، خوف و ترس از ذات اقدس الهی و رقت قلب است که حضرت صادق علیه السلام فرمود:
-اذا رق احدکم فلیدع، فان القلب لا یرق حتی یخلص(149)
یعنی: هر یک از شما آنگاه که قلبش شکست، حتماً دعا کند؛ چون قلب تا صاف نشود، نمی شکند.
رابعاً چه بسا شکستن قلب موجب ریزش اشک گردد که این نیز خود ادبی از آداب دعاست، بنابر این، ادبی، موجب فراهم شدن ادب دیگر گردید.
و خامساً فرمان امام صادق علیه السلام است که فرمود:
-انما هی المدحه ثم الثناء ثم الاقرار بالذنب ثم المساله انه و الله ما خرج عبد من الذنب الا بالاقرار(150)
یعنی: اول مدح الهی، بعد ثنا و ستایش، سپس اقرار به گناهان، آنگاه سوال و درخواست که به خدا سوگند! هیچ بنده ای از گناه خارج نشد، مگر به سبب اقرار به آن .
بنابر این، اقرار به گناه پنج فایده دارد:
اول منقطع شدن به سوی خداوند متعال.
دوم منقطع شدن به سوی خداوند متعال.
سوم سبب رقت قلب است که خود دلیل بر اخلاص است و در نتیجه موجب اجابت دعا می گردد.
چهارم چه بسا موجب گریه نیز گردد که گریه کردن، خود سید الا داب است.
پنجم موافقت نمودن با فرمان حضرت صادق علیه السلام.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-08-2018, 13:47
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)







ل با قلب به سوی خدا روی آوردن:

بسیار واضح است که اگر کسی با تو صحبت کند و بدانی او از صحبتش غافل بوده فقط یک سری کلماتی را از بر کرده (یا از روی می خواند) ولی تو جهش به جای دیگر است، چنین فردی سزاوار این است که تو هم از خطاب با او روی برگردانی و جوابش صادق آل محمد علیهم السلام فرمود:
474- من اراد ینظر منزلته عند الله فلینظر منزله الله عنده، فان الله ینزل العبد مثل ما ینزل العبد الله من نفسه
یعنی: کسی که می خواهد ببیند رتبه اش نزد خدا چگونه است ، ببیند رتبه خدا نزد او چطور می باشد؛ چون خداوند سبحان، بنده را در همان مقامی جای می دهد که بنده، آن مقام را به خدا می دهد.
و امیر المومنین علیه السلام فرمود:
475- لا یقبل الله دعاء قلب لاه.
یعنی: خداوند متعال دعای قلب غافل را قبول نمی کند.
سیف بن عمیره از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
476- اذا دعوت الله فاقبل بقلبک.
یعنی: هرگاه خدا را می خوانی، با قلبت به او روی کن.
در آنچه خداوند سبحان بر حضرت عیسی علیه السلام وحی فرستاد، آمده است:
-لا تدعنی الا متضرعاً الی و همک هماً واحداً فانک متی تدعنی کذلک اجبک(151)
یعنی: دعا نکن مگر با حالت تضرع و تمام همتت را صرف این امر بنما که هرگاه اینگونه مرا خواندی، تو را اجابت خواهم نمود.
و از معصومین علیهم السلام روایت شده است که:
477- صلاه رکعتین بتدبر خیر من قیام لیله و القلب ساه
یعنی: دو رکعت نماز با تفکر و تدبر، بهتر است از نماز در طول شب در حالی که دل به غیر حق مشغول باشد.
478- لیس لک من صلاتک الا ما احضرت فیه قلبک
یعنی: از نماز فقط آن مقدار که حضور قلب داشتی، بهره ات خواهد بود.
از سن حضرت ادریس علیه السلام نقل شده است که:
479- اذا دخلتم فی الصلاه فاصر فوا الیها خواطر کم و افکار کم، و ادعوا الله دعاءاً متفرجا، و اسالوه مصالحکم و منافعکم بخضوع و خشوع و طاعه و استکانه
یعنی: وقتی وارد نماز شدید، خاطرات و افکارتان را از چیزهای دیگر، به نماز برگردانید، خدا را با طهارت و شادابی بخوانید و از او اصلاح و منفعت خود را خاضعانه، خاشعانه و مطیعانه و در حالت فروتنی بخواهید.
480- اذا دخلتم فی الصیام فطهروا انفسکم من کل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصه صافیه منزهه عن الافکار السیه و الهواجس المنکره ، فان الله یستنجس القلوب اللطخه و النیات المدخوله
یعنی: هرگاه روزه می گیرند، جان خود را از هر پلیدی و نجاستی پاک سازید و برای خدا با قلبهایی خالص و صاف، روزه بگیرید، حتی خود را از فکر گناه نیز پاک گردانید؛ چون خداوند متعال، قلبهای آلوده و نیتهای نا خالص را نجس می داند.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
06-08-2018, 15:28
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





م دعا کردن قبل از آنکه احتیاجی پیدا شود (یعنی در دوران بی نیازی).

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به ابوذر فرمود:
-یا ابا ذر، الا اعلمک کلمات ینفعک الله عزوجل بهن؟ قال: بلی یا رسول الله، قال: احفظ الله یحفظک، احفظ الله تجده امامک، تعر الی الله فی الرخاء یعرفک فی الشده، و اذا سالت فاسال الله، و اذا استعنت فاستعن بالله، فقد جری القلم بما هو کائن یوم القیامه، ولو ان الخلق کلهم جهدوا علی ان ینفعوک بما لم یکتبه الله لک ما قدروا علیه(152)
یعنی: ای اباذر! آیا کلماتی به تو بیاموزم که برایت منفعت داشته باشد؟ (آیا ذر می گوید:) گفتم: بلی ای رسول خدا! فرمود: تو از خدا حفاظت کن تا خدا از تو حفاظت کند. اگر از خدا حفاظت نمایی، او ار در جلو خود، خواهی یافت، در روز را حتی و آسایش، معروف و شناخته شده درگاه حق باش تا او تو را در روز شدت و نیازت بشناسد. اگر درخواستی داری از خدا بطلب و اگر کمک می خواهی از او بخواه، همانا مقدرات عالم تا روز قیامت تحت قلم ذات اقدس الهی است، اگر تمام خلق بکوشند تا نفعی به تو برسانند که خدا آن را برایت ثبت نکرده است، هر گز قدرت چنین کاری را نخواهند داشت.
هارون بن خارجه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
-ان الدعاء فی الرخاء لیستخرج الحوائج فی البلاء(153)
یعنی: دعا، در زمان راحتی و آسایش، برای بر آورده شدن حوایج در روز نیازمندی است.
و از آن حضرت است که فرمود:
-من تخوف من بلاء یصیبه فتقدم فیه بالدعاء لم یره الله عزوجل ذلک البلای ابداً(154)
یعنی: کسی که از رسیدن بلایی هراسناک است، اگر قبل از آن دعا کند، خداوند متعال هر گز آن بلا را به او نشان نخواهد داد.
امام زین العابدین علیه السلام فرمود:
481- الدعاء بعد ما ینزل البلاء لا ینتفع به
یعنی: دعا کردن بعد از نزول بلا، فایده ای ندارد.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
08-08-2018, 17:49
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ن دعای برای برادران دینی و التماسی دعا از ایشان:

ابن ابی عمیر از هشام بن سالم و او از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
482- من قدم اربعین من المومنین ثم دعا استجیب له
یعنی: کسی که اول برای چهل مومن دعا کند و سپس برای خودش، دعایش مستجاب می شود.
و تاکید شده که بعد از پایان نماز شب، در حال سجده بگوید:
483- اللهم رب الفجر و اللیالی العشر و الشفع و الوتر و اللیل اذا یسر، و رب کل شی ء، و اله کل شی ء و ملیک کل شی ء صل علی محمد واله و افعل بی و فلان (به جای فلان و فلان، اسامی مومنین را ذکر کند) ما انت اهله، ولا تفعل بنا ما نحن اهله یا اهل التقوی و اهل المغفره
یعنی: ای پروردگار صبح و شبهای دهگانه و جفت و تک و شب به هنگام رفتنش! ای پروردگار و معبود و پادشاه هر چیز! بر محمد و آلش درود فرست و برای من و فلانی و فلانی آنچه خود سزاوارش هستی انجام بده، نه آنچه را که ما سزاوار آنیم! ای نگهدارنده و آمرزنده بندگان!.
در روایت آمده است که:
-ان الله سبحانه و تعالی اوحی الی موسی: یا موسی، ادعنی علی السان لیم تعصنی به، فقال علیه السلام: انی لی بذلک؟ فقال: ادعنی علی لسان غیرک(155)
یعنی: خداوند سبحان به حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد که ای موسی! مرا با زبانی بخوان که با آن گناه نکرده باشی، گفت: چنین زبانی را در کجا می توانم بیابم؟ فرمود: مرا با زبان دیگران بخوان.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
484- لیس شی ء اسرع اجابه من دعوه غائب لغائب
یعنی: چیزی سریعتر از دعای غایبی برای غایب دیگر اجابت نمی شود.
فضل بن یسار از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود: 485- اوشک دعوه و اسرع اجابه دعوه المومن لاخیه بظهر الغیب
یعنی: نزدیکترین خواندن و سریعترین اجابت در دعایی است که مومن برای برادر مومنش در غیاب او می کند.
486- اسرع الدعاء نجاحاً جابه دعاء الاخ لاخیه بظهر الغیب، و اذا بدا بالدعاء لاخیه فیقول له ملک موکل به: امین، ولک مثلاه
یعنی: دعای برادر برای برادر مومن در غیابش، سریعتر از دیگر دعاها به اجابت می رسد، وقتی این دعا را شروع می کند، فرشته ای مامور است که بگوید: آمین، برای تو دو برابرش هست.
عبد الله بن سنان از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
487- دعاء الرجل لاخیه بظهر الغیب یدر الرزق و یدفع المکروه
یعنی: دعای انسان برای برادر مومن در غیاب او موجب فراوانی روزی و دفع بدیها می شود.
و نیز فرمود:
488- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم ما مومن دعا للمومنین الا رد الله علی مثل الذی دعا لهم به من کل مومن و مومنه مضی من اول الدهر الی ما هو ات الی یوم القیامه، و ان العبد لیومر به الی النار یوم القیامه فیسحب فیقول المومنون و المومنات: یا رب، هذا الذی کان یدعو لنا، فیشفعوا فیه، فیشفعهم الله فیه فینجو
یعنی: رسول حق صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرگاه مومنی این مومنین دعا کند، خداوند متعال همان دعا را به تعداد هر مرد و زن مومنی که از ابتدای خلقت تا قیام قیامت می آیند، به او بر می گرداند، روز قیامت بنده ای را می آورند فرمان می رسد: او را به آتش ببرید، ملائکه او را به آتش ببرید، ملائکه او را کشان کشان به سوی آتش می برند، در این حال مردان و زنان با ایمان می گویند: پروردگارا این همان فردی است که برای ما دعا کرده، اینجاست که آنان برای این فرد، شفاعت می کند، خداوند متعال هم شفاعت آنان را می پذیرد و او نجات می یابد.
علی بن ابراهیم از پدرش نقل کرده است که: عبد الله بن جندب را در عرفات در حالی دیدم که کسی چون او در آنجا یافت نمی شد، دستهایش به سوی آسمان بلند بود و اشک از گونه هایش بر زمین می ریخت، وقتی مردم رفتند به او گفتم:
ای ابا محمد! من کسی را چون تو (غرق در ذکر و دعا و سوز گذار) ندیدم، گفت: به خدا قسم! دعا نکردم مکر برای برادران دینی ام؛ چون امام کاظم علیه السلام به من خبر داد که:
489- من دعا لاخیه بظهر الغیب نودی من العرش: ولک مائه الف ضعف
یعنی: کسی که برای برادران دینی در پشت سرشان دعا کند، از عرش الهی ندا می رسد که صد هزار برابرش، برای تو باد.
من فکر کردم که صلاح نیست صد هزار دعای عرشی را که حتماً مستجاب می شود، در برابر یک دعا برای خود رها کنم، در حالی که نمی دانم آن یک دعا مستجاب می شود یا خیر؟
ابن ابی عمیر از زید نرسی روایت کرده است که گفت: من و معاویه بن و هب در عرفات با هم بودیم، او در حال دعا بود که اشکهایش را مشاهده نمودم، دقت کردم دیدم برای خودش حتی یک دعا هم نکرد بلکه برای افرادی از گوشه و کنار جهان دعا می کند و نامشان و نام پدرانشان را می برد، وقتی مردم از عرفات کوچ کردند به او گفتم: ای عمو! از تو چیز عجیبی دیدم.
گفت: چه چیز عجیبی دیدی؟
گفتم: در این محل حساس، برادرانت را بر خود مقدم داشتی و برای دیگران دعا کردی!
گفت: ای بردار زاده! از این کارم تعجب نکن؛ چون من از مولای خود که مولای هر مرد و زن با ایمان است و سید و آقای گذشتگان و آیندگان بعد از پدران معصومش علیهم السلام نیز می باشد، شنیدم که اگر از آن حضرت نشنیده بودم (و دروغ بگویم) دو گوش من کر گردند، در چشم من کور شوند و از شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم محروم گردم، شنیدم که می فرمود:
490- من دعا لاخیه فی ظهر الغیب ناداه ملک من السماء الدنیا: یا عبد الله، ولک مائه الف ضعف مما دعوت. و ناداه ملک من السماء الثانیه: یا عبد الله، ولک مائتا الف ضعف مما دعوت. و ناداه ملک من السماء الثالثه: یا عبد الله، ولک ثلاثمائه الف ضعف مما دعوت. و ناداه ملک من السماء الرابغه یا عبد الله، لوک اربعمائه الف ضعف مما دعوت. و ناداه ملک من السماء الخامسه: یا عبد الله، ولک خمس مائه الف ضعف مما دعوت. و ناداه ملک من السماء السادسه: یا عبد الله، ولک ستمائه الف ضعف مما دعوت. و ناداه ملک من السماء السادسه: یا عبد الله، ولک ستمائه الف ضعف مما دعوت. و ناداه ملک من السماء السابعه: یا عبد الله، ولک سبعمائه الف ضعف مما سالت، ثم ینادیه الله تبارک و تعالی انا الغنی الذی لا افتقر، یا عبد الله، لک الف الف ضعف مما دعوت
یعنی: کسی که برای برادر مومنش در غیاب او دعا کند، فرشته ای از آسمان دنیا به او ندا می دهد که: ای بنده خدا! صد هزار برابر آن دعا برای تو باد. و فرشته از آسمان دوم ندا می دهد که: ای بنده خدا! دویست هزار برابر آن دعا برای تو باد.
و فرشته ای از آسمان سوم ندا می دهد که: ای بنده خدا! سیصد هزار برابر آن برای تو باد و فرشته ای از آسمان چهارم ندا می دهد که: ای بنده خدا! چهار صد هزار برابر برای تو باد، و فرشته ای از آسمان پنجم ندا می دهد که: ای بنده خدا! پانصد هزار برابر برای تو باد. و فرشته ای از آسمان ششم ندا می دهد که: ای بنده خدا ششصد هزار برابر برای تو باد. و فرشته ای از آسمان هفتم ندا می دهد که: ای بنده خدا! هفتصد هزار برابر برای تو باد، آنگاه خداوند تبارک و تعالی به او ندا می دهد که: من آن بی نیاز هستم که فقیر و محتاج نمی شوم، ای بنده خدا! یک میلیون برابر برایت باد.
ای برادر زاده! کدامیک از این دو بزرگتر است؛ آنچه من انجام دادم یا آنچه تو می گویی؟






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
09-08-2018, 17:17
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)







لزوم محبت بین برادران ایمانی

سزاوار است که به هماره دعا برای برادر مومن، او را از درون قلبت دوست هم داشته باشی و دعایت از روی اخلاص بوده، آرزویت این باشد که خداوند متعال آن ار در حقش مستجاب کند، در این صورت است که هم دعای تو در حق او مستجاب می شود و هم آن پاداشهای چندین برابر به تو داده خواهد شد، چون دوست داشتن تو خود حسنه ای است و خیر خواهی در حق او حسنه ای دیگر، بنابر این، دعای تو مشتمل بر سه حسنه خواهد بود: محبت، خیر خواهی و دعا.
اگر از خدای کریم برای او چیزی طلب می کنی، از درون قلبت طلب کن و با دعایت در درگاه خدایی که کریم ترین کریمان و بخشنده ترین. بخشندگان است برای او شفاعت بنما، چون او بدون شک در منفعت رساندن به بنده اش از تو کریم تر و قادرتر و سزاوارتر است.
در تفسیر آیه شریفه:
-ویستجیب الذین امنوا و عملو الصالحات و یزیدهم من فضله(156)
یعنی: خداوند دعای اهل ایمان و عمل صالح را اجابت می کند و از فضل خویش، آنان را افزون می دهد.
جابر از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
491- هو المومن یدعو لاخیه بظهر الغیب فیقول له الملک: ولک مثل ما سالت، و قد اعطیت لحبک ایاه
منظور آیه، مومنی است که برای برادرش در غیاب او دعا می کند، در اینجا فرشته الهی به او خطاب می کند: به خاطر محبت نسبت به او همانند آنچه برایش خواستی، به تو هم عطا گردیده است.
حکایت کرده اند که فرد صالحی در مسجد بعد از نماز برای برادرانش دعا می کرد، از آنجا که خارج شد، دید پدرش از دنیا رفته، وقتی از تجهیزش فارغ گردید، شروع کرد اموال و میراث باقی مانده از پدرش را برای همان برادرانی که در حقشان دعا کرده بود، تقسیم کردن، به او گفتند: این چه کاری است؟ گفت: من در خانه خدا برای آنان بهشت (جاودانی) طلب نمودم، اما نسبت به مالی که از بین رفتنی است؛ بخل بورزم.
ای برادر! فکر کن در سخن امام جعفر بن محمد صادق علیها السلام که فرمود:
492- اذا تصافح المومنان قسم بینهما مائه رحمه تسع و تسعون منها لاشدهما حباً لصاحبه
یعنی: وقتی دو مومن با یکدیگر دست می دهند، صد رحمت بینشان تقسیم می گردد که نو دونه تای آن برای کسی است که رفیقش را بیشتر دوست داشته باشد.
ببین خداوند سبحان چقدر به مومن عنایت داشته، به خاطر محبت بنده نسبت به برادران ایمانی او را دوست دارد؛ اما مبادا دعایت در حق آنان به خاطر تجارت و معامله باشد تا به آن پاداشهایی که وعده داده شده برسی ولی در قلبت نسبت به او رحم و عطوفتی نباشد و استجابت دعا در حق او را دوست نداشته باشی که می ترسم اگر چنین کنی خداوند متعال آن اجرها را به تو ندهد؛ چون در روایت جابر، از قول فرشته الهی آمده بود که پاداش دادن به تو به خاطر محبتت نسبت به برادر مومنت می باشد.
چگونه می شود برادر مومنت را دوست نداشته باشی در حالی که او در برابر دشمن، کمک کار و در راه دین، یار و در دوستی اولیا و دشمنی اعداء، هم کیس و هم آئین تو است.
از معصومین علیهم السلام روایت شده است که:
493- لا یکمل عبد حقیقه الایمان حتی یحب اخاه
یعنی: هیچ بنده ای، ایمانش را حقیقتاً کامل نمی کند مگر آنکه برادر دینی اش را دوست داشته باشد).
494- شیعتنا المتحابون المتباذلون فینا.
یعنی: شیعیان ما کسانی هستند که همدیگر را دوست داشته باشند و از هر چیزی در راه ما بگذرند.
عبد المومن انصاری گوید بر امام موسی بن جعفر علیهما السلام - وارد شدم، محمد بن عبد الله جعفری هم آنجا بود، همینکه بر او تبسمی کردم امام علیه السلام فرمود:
495- اتحبه؟.
یعنی: آیا او را دوست داری؟ گفتم: آری، فقط به خاطر شما او را دوست دارم، فرمود:
-هو اخوک و المومن اخ المومن لابیه و امه، ملعون ملعون من اتهم اخاه، ملعون ملعون من عش اخاه، ملعون ملعون من لم ینصح اخاه، ملعون ملعون من استاثرر علی اخیه، ملعون ملعون من احتجب عن اخیه، ملعون ملعون من اغتاب اخاه
یعنی: او برادر تو است، مومن برادر پدری و مادری مومن است، ملعون است ملعون است کسی که برادرش را متهم (به چیزی) کند، ملعون است ملعون است کسی که برادر مومنش را فریب دهد، ملعون است کسی که خیر خواه برادر مومنش نباشد، ملعون است ملعون است کسی که خودش را بر بردار مومنش مقدم بدارد، ملعون است کسی که خود ار از برادر مومنش پنهان کند، ملعون است ملعون کسی که برادرش را غیبت نماید.
و از آن حضرت است که فرمود:
496- لکل شی ء، شی ء یستریح الیه، و ان المومن یستریح الی اخیه المومن کما یستریح الطیر الی شکله، اوما رایت ذلک؟
یعنی: هر چیزی در کنار چیز دیگری استراحت می کند، مومن هم در کنار برادر مومنش به استراحت می پردازد، همچنانکه پرنده در کنار همجنس خود استراحت می نماید، آیا این را ندیدی؟.
498- المومن اخ المومن، و هو عینه و مراته و دلیله، لا یخونه ولا یخدعه ولا یظلمه ولا یکذبه ولا یغتابه
یعنی: مومن برادر مومن است، چشم اوست، آینه اوست، راهنمای اوست، به او خیانت نمی کند، نیرنگ نمی نماید، ستم روا نمی دارد، نسبت دروغ به وی نمی دهی و غیبتش نمی کند.
499- ایما مومنین او ثلاثه اجتمعوا عند اخ لهم یامنون بوائفه ولا یخافون غوائله و یرجون ما عنده، ان دعوا الله اجابهم، و ان سالوه اعطاهم، و ان استزاد وا زادهم، و ان سکتوا ابتداهم
یعنی: هرگاه دو یا سه مومن برگرد بردار مومنی جمع شوند که از بلای او در امان بوده، ترس از ایجاد شرارتش نداشته و به او امیدوار باشند، اگر این چنین دوستانه خدا را بخوانند، اجابتشان می کند، اگر از او چیزی بطلبند عطایشان می نماید، اگر افزونتر بخواهند، افزون می کند و اگر سکوت کنند، خداوند منان خودش شروع به بخشش می نماید.
500- من زار اخاه لله لا لشی ء غیره بل لالتماس ما وعد الله و تنجز ما عنده و کل الله به سبعین الف ملک ینادونه الا طبت و طابت لک الجنه
یعنی: کسی که فقط به خاطر رضای خدا نه خاطر چیزهای دیگر، به دیدار برادرش برود و امیدش رسیدن به پاداشهایی که خداوند متعال وعده کرده باشد، ذات اقدس الهی هفتاد هزار ملک را مامور می کند که به او بگویند: خوش باش که بهشت برای تو سر سبز و حزم شد.
501- یرفعه الی النبی صلی الله علیه و آله و سلم: من عامل الناس فلم یظلمهم، وحدثهم فلم یکذبهم، و وعدهم فلم یخلفهم کانت ممن حرمت غیبته، و کملت مروءته، و ظهرت عدالته، و وجبت اخوته
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: کسی که با مردم معامله کند ولی به آنان ظلم نکند، با آنان گفتگو بنماید ولی دروغ نگوید و به آنان وعده بدهد اما خلف وعده نکند، از کسانی خواهد بود که غیبتش حرام، مروتش کامل، عدالتش آشکار و برادری با او واجب است.
امام باقر علیه السلام فرمود:
502- ان لله جنه لا یدخلها الا ثلاثه: رجل حکم علی نفسه بالحق، و رجل زار خاه المومن فی الله، و رجل اثر اخاه المومن فی الله
یعنی: خداوند متعال بهشتی دارد که فقط سه نفرحق وارد شدن در آن را دارند: کسی که قضاوت به حق می کند حتی بر علیه خودش، کسی که برادر مومنش را به خاطر رضای خدا دیدار نماید و کسی ایثار کرده، برادر مومنش را بر خودم مقدار بدارد.
503- ان المومنین اذا التقیا و تصافحا ادخل الله یده بین ایدیهما فیصافح اشد هما حبا لصاحبه
یعنی: هر گاه دو من با هم ملاقات می کنند و با هم دست می دهند، خداوند سبحان، دستش را میان دستهای آن دو قرار داده، دست آن کسی را که بیشتر نسبت به رفیقش محبت دارد، می فشارد.
504- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اذا تلاقیتم فتلاقوا بالتسلیم و التصافح، و اذا تفرقتم فتفرقوا بالاستغفار
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: وقتی با هم ملاقات می کنید به هم سلام و دست بدهید و وقتی از هم جدا می شوید، با استغفار، پراکنده گردید.
از امیر المومنین علیه السلام از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
505- لقی ملک رجلاً علی باب دار کان ربها غائباً فقال له الملک: ما جاء بک الی باب هذه الدار؟ فقال: لی اخ اردت زیارته، قال: لرحم ماسه بینک و بینه ام نزعتک الیه حاجه؟ قال: ما بیننا رحم ماسه اقرب من رحم الاسلام و ما نزعتنی الیه حاجه ولکن زرته فی الله رب العالمین، قال: فابشرفانی رسول الله الیک و هو یقروک السلام و یقول لک ایای قصدت، و ما عندی اردت بصنیعک، فانی اوجبت لک الجنه، و عافیتک من غضبی، و اجرتک من النار حیث اتیته
یعنی: فرشته ای مردی را بر در خانه ای دید که صاحبش در آن نبود، ایستاد و به او گفت: برای چه به در این خانه آمدی؟ گفت: برادری دارم و می خواهم او را ببینم. فرشته گفت: آیا نسبتی بین تو و اوست یا چیزی می خواهی که به اینجا آمدی؟ گفت: نسبتی نزدیکتر از اسلام بین ما نیست و حاجتی هم از او ندارم، فقط به خاطر رضای رب العامین می خواهم او را دیدار کنم. فرشته گفت: من فرستاده خدا به سوی تو هستم، به تو بشارت می دهم که خداوند متعال برایت اسلام می رساند و می گوید: مرا قصد کردی؟ با عملت، از من، اجر و پاداش می خواهی؟
من بهشت را بر تو واجب کردم، تو را از غضبم دور نمودم و از آتش جهنم، نجات دادم.
506- النظر الی العالم عباده، و النظر الی الامام المقسط عباده، و النظر الی الوالدین برافه و رحمه عباده، و النظر الی الاخ بوده فی الله عباده
یعنی: دیدن عالم، عبادت است، دیدن رهبر عادل، عبادت است، نظر رحمت و رافت به پدر مادر نمودن، عبادت است، بانگاه محبت آمیز، برادر مومن را در راه خدا مشاهده کردن نیز عبادت است.
507- ما احدث الله اخاء بین مومنین الا احدث لکل منهما درجه
یعنی: خداوند متعال برادری و اخوت را بین دو مومن ایجاد نکرد مگر آنکه به هر یک از آن دو درجه ای عطا فرمود.
508- من استفاد فی الله اخاً استفاد بیتاً فی الجنه
یعنی: کسی که در راه خدا برادری بگیرد، در بهشت برای خود خانه ای گرفته است.
509- من اکرم اخاه فانما یکرم الله فما ظنکم بمن یکرم الله ان یفعل الله به؟
یعنی: کسی که بردارش را احترام و تکریم کند، خدا را احترام کرده، به نظر شما خداوند متعال با کسی که خدا را احترام کند چه می کند؟.
عمر بن حریث از جابر و او از پدرش از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
510- ان المومنین المتواخین فی الله لیکون احدهما فی الجنه فوق الاخر بدرجه فیقول: یا رب، انه اخی و صاحبی قد کان یامرنی بطاعتک، و یثبطنی عن معصیتک، و یرغبنی فیما عندک یعنی الا علی منهما یقول ذلک فاجمع بینی و بینه فی هذه الدرجه، فیجمع الله بینهما، و ان المنافقین لیکون احد هما اسفل من صاحبه بدرک من النار فیقول: یا رب، ان فلاناً کان یامرنی بمعصیتک، و یثبطنی عن طاعتک، و یزهدنی فیما عندک، ولا یحذرنی لقاءک فاجمع بینی و بینه فی هذا الدرک، فیجمع الله بینهما
یعنی: دو مومنی که در راه خدا با یکدیگر برادر شدند، همینکه یکی شان در بهشت درجه ای از دیگری بالاتر می رود، می گوید: پروردگارا! او برادر و دوست من بود، مرا به طاعت تو فرمان می داد، مرا از معصیت تو باز می داشت و نسبت به پاداشهایت، ترغیب و تشویقم می نمود این سخنان را آن که بالاتر قرار گرفته می گوید (پروردگارا!) او را نیز در همین درجه کنار من قرار بده. خداوند متعال تقاضایش را پذیرفته هر دو را در یک جا قرار می دهد.
اما دو منافق همینکه یکی در درجه پایین تری از جهنم قرار می گیرد، می گوید: پروردگارا! فلانی مرا فرمان به معصیت می داد و از اطاعت تو بازم می داشت، نسبت به اجرهایت، مرا بی میل می کرد و هرگز مرا از دید تو نمی هراساند، (حال که چنین است) پس من و او را در این درجه پایین، یک جا قرار بده. خداوند متعال این دو را نیز در یک محل قرار می دهد .
آنگاه حضرت، این آیه کریمه را تلاوت فرمود که:
-الا خلاء یومئذ بعضهم لبعض عدو الا المتقین(157)
یعنی: روز قیامت دوستان با یکدیگر دشمنند مگر متقین.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
10-08-2018, 23:19
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



بر آوردن حاجات مومن

ابنان بن تغلب از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
511- ایما مومن سال اخاه المومن حاجه و هو یقدر علی قضائها فرده عنها سلط الله علیه شجاعاً فی قبره ینهش من اصابعه
یعنی: هر گاه مومنی از برادر مومنش چیزی بخواهد و او ردش نماید در حالی که قدرت بر انجام آن را داشته ، خداوند متعال در قبرش ماری را بر او مسلط می کند تا انگشتانش را بگزد.
از اسماعیل بن عمار روایت شده است که گوید به حضرت صادق - علیه السلام عرض کردم: آیا مومن، رحمت است؟ فرمود:
512- نعم و ایمان مومن اتاه اخوه فی حاجته فانما ذلک رحمه ساقها الله الیه و سببها له، فان قضاها کان قد قبل الرحمه بقبولها، و ان رده و هو یقدر علی قضائها رد علی نفسه الرحمه التی ساقها الله الیه و سببها له و ادخرت الرحمه للمردود عن حاجته
یعنی: بله، رجوع مومن به برادر مومنش برای رفع نیاز، خود رحمتی است که خداوند متعال برای او فرستاد و آن رحمت را سبب و وسیله تقربش قرار داده است که اگر آن نیاز را بر آورده سازد، رحمت را پذیرفته و اگر رد کند در حالی که قدرت انجامش را دارد، رحمت و وسیله الهی را باز گردانده است، در این صورت این رحمت برای آن فردی که حاجتش پذیرفته نشده، ذخیره می گردد.
-و من مشی فی حاجه اخیه و لم یناصحه بکل جهده فقد خان الله و رسوله و المومنین
یعنی: و اگر برای بر آوردن حاجت برادر مومنش حرکت کند ولی به مقدار توان، سعی و تلاش ننماید، به خدا و رسول و مومنین خیانت کرده است.
-و ایما رجل من شیعتنا اتاه رجل من اخوته و استعان به فی حاجته فلم یعنه و هو یقدر ابتلاه الله تعالی بقضاء حوائج اعدائنا لیعذبه بها
یعنی: اگر مومنی نزد برادر مومنش برود و از او حاجتی طلب کند ولی آن یکی با داشتن قدرت، کمکش ننماید، خداوند متعال او را مبتلا به بر آوردن حوایج دشمنان ما می کند تا با این عمل، او را عذاب نماید.
-و من حقر مومناً فقیراً و استخف به و احتقره لقله ذات یده و فقره شهره الله یوم القیامه علی رووس الخلائق و حقره ولا یزال ماقتاً له
یعنی: هر کس مومن فقیری را به خاطر فقر و نداری، تحقیر کند و کوچکش بشمارد، خداوند متعال روز قیامت او را در منظر دید خلایق، خوار و حقیر می کند و تا ابد دشمنش می دارد.
-و من اغتیب عنده اخوه المومن فنصره و اعانه نصره الله فی الدنیا والاخره، و من لم ینصره ولم یدفع عنه و هو یقدر خذله الله و حقره فی الدنیا و الاخره
یعنی: کسی که در حضور او برادر مومنش را غیبت کنند، اگر او را یاری نماید، خداوند منان در دنیا و آخرت، وی را یاری خواهد کرد و اگر یاری ننماید با اینکه قدرتش را داشته، خداوند سبحان، هم در دنیا و هم آخرت، او را خوار و حقیر می کند.
حسین بن ابی العلاء گوید: به همراه بیست و چند نفر به طرف مکه حرکت کردیم، من در هر منزلی گوسفندی ذبح می کردم، وقتی خواستم خدمت حضرت صادق علیه السلام برسم فرمود:
513- واهاً یا حسین! اتذل المومنین؟
یعنی: و ای بر تو ای حسین! آیا مومنین را ذلیل می کنی؟).
گفتم: از این عمل به خدا پناه می برم، فرمود:
-بلغنی انک کنت تذبح لهم فی کل منزل شاه؟
یعنی: به من خبر دادند که تو هر منزلی، گوسفندی برای همراهانت ذبح می کنی؟.
گفتم: مولای من! به خدا قسم از این کارم هدفی جز رضای خدا تعالی نداشتم، فرمود:
-اما کنت تری ان فیهم من یحب ان یفعل مثل فعالک فلا یبلغ مقدرته ذلک فتقاصر الیه نفسه؟
یعنی: آیا نمی بینی که در بین اینان ممکن است فردی باشد که بخواهد مانند تو عمل کند ولی پولش را ندارد، در نتیجه خرد و کوچک می شود؟.
عرض کردم: یابن رسول الله!- که درود خدا بر او و آلش و بر تو باد استغفار می کنم و دیگر این عمل را انجام نخواهم داد. فرمود:
-لا تزال امتی بخیر ما تحابوا و ادوا الامانه و اتوا ازکاه و اذا لم یفعلوا ابتلوا بالقحط و السنین، وسیاتی علی امتی زمان تخبث فیه سرائرهم، و تحسن فیه علانیتهم، طمعاً فی الدنیا، یکون عملهم ریاء لا یخالطهم خوف ان یعمهم الله ببلاء فیدعونه دعاء الغریق فلا یستجیب لهم
یعنی: امت من در مسیر خیرند تا وقتی که همدیگر را دوست داشته، امانت را ادا کرده و زکات را پرداخته باشند که اگر چنین نکنند، به قحطی و خشکسالی مبتلا می گردند. بزودی بر امت من زمانی فرا خواهد رسید که به خاطر طمع در دنیا، باطنشان پلید و ظاهرشان نیکو می گردد، عملشان ریاست و هرگز نمی ترسند که خداوند متعال بلایی عمومی و فراگیر نازل کند که در آن حال، مردم همانند انسان غریق او را بخوانند ولی اجابتشان نکند.
ابراهیم تیمی گوید: حضرت امام جعفر بن محمد الصادق علیه السلام در مسجد الحرام در حالی که بر من تکیه داده بود، فرمود:
514- الا اخبرک یا ابراهیم مالک فی طوافک هذا؟
یعنی: آیا نمی خواهد به تو خبر بدهم که چه اجرهایی در این طوافت داری؟)
گفتم: آری، فدایت شوم! فرمود:
-من جاء الی هذا البیت عارفاً بحقه فطاف به اسبوعاً وصلی رکعتین فی مقام ابراهیم، کتب الله له عشره الاف حسنه، و رفع له عشره الاف درجه
یعنی: کسی که به این خانه بیاید و حقش را درک کند، هفت بار طواف نماید و دو رکعت نماز در مقام حضرت ابراهیم علیه السلام بگزارد، خداوند متعال برای او ده هزار حسنه می نویسد و ده هزار درجه بالایش می برد.
آنگاه فرمود:
- الا اخبرک بخیر من ذلک؟.
یعنی: آیا نمی خواهی بهتر از این را به اطلاع تو برسانم؟.
گفتم: بلی فدایت شوم! فرمود:
-من قضی اخاه المومن حاجه کان کمن طاف طوافاً حتی عد عشراً و قال:- ایما مومن سال اخوه المومن حاجه و هو یقدعلی قضائها ولم یقضها له سلط الله علیه فی قبره شجاعاً ینهش اصابعه
یعنی: کسی که حاجت برادر مومنش را بر آورده سازد، مانند کسی است که طواف کرده باشد، یک طواف، دو طواف تا ده طواف شمرده آنگاه فرمودند:- هرگاه مومنی از برادر مومنش چیزی طلب کند که او قادر به انجامش باشد ولی انجام ندهد، خداوند متعال در قبرش بر او ماری را مسلط می کند تا انگشتانش را بگزد.
ابن عباس گوید: بهمراه امام حسن مجتبی علیه السلام در مسجد الحرام بودم، آن حضرت معتکف بوده برگرد کعبه طواف می نمودند، در این حال مردی از پیروان ایشان آمد و گفت: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم من به فردی بدهکارم اگر می تواین آن ار از طرف من پرداخت فرما، حضرت فرمود:
515- و رب هذا البیت ما اصبح و عندی شی ء
یعنی: به صاحب این خانه سوگند! که امروز چیزی ندارم.
آن مرد گفت: اگر می توانی برایم مهلت بگیر؛ چون او مرا تهدید به زندان کرده است.
ابن عباس گوید: دیدم امام علیه السلام طواف را رها کرده به همراه آن مرد حرکت کردند.
گفتم: ای فرزند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آیا شما در اعتکاف نبودید. فرمود:
-بلی، ولیکن سمعت ابی یقول: سمعت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم یقول: من قضی اخاه المومن حاجه کان کمن عبد الله تسعه الاف سنه صائماً ره و قائماً لیله
یعنی: بلی (در اعتکاف بودم) ولی از پدرم شنیدم که رسول خدا صلی الل 0ه علیه و آله و سلم فرمود: هر کس حاجت برادر مومنش را بر آورده سازد، مانند کسی خواهد بود که نه هزار سال خدا را عبادت کرده، در حالی که روزها را روزه و شبها را به نماز ایستاده باشد.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
12-08-2018, 20:54
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



خوشحال کردن برادر مومن

وقتی برایت روشن شد که خداوند متعال چقدر نسبت به محبت و دوستی بین برداران دینی عنایت دارد، بدانکه از برترین کارها نزد خدا، خوشحال نمودن آنان است.
حسین بن یقطین از پدرش و او از جدش حدیث کرده است که گفت: در اهواز بودیم که مردی از کاتبان یحیی بن خالد والی ما شد، من مقداری خراج بدهکار بودم که اگر می خواستم آن ار بپردازم، همه چیز از دستم می رفت حتی از خانه ام آواره می شدم، به من گفتند او از پیروان اهل بیت علیهم السلام است اما من ترسیدم نزد او بروم، مبادا آنچه می گویند درست نباشد که در این صورت، باید خواه و زندگی ام را ترک نمایم، تنها راه چاره را در این دیدم که از خدا کمک بخواهم، لذا نزد حضرت صادق علیه السلام آمده از او یاری طلبیدم، حضرت در کاغذ کوچکی نوشتند:
516- بسم الله الرحمن الرحیم، ان لله فی ظل عرشه ظلاً لا یسکنه الا من نفس عن اخیه کربته، و او اعانه بنفسه، او صنع الیه معروفاً ولو بشق تمره و هذا اخوک والسلام
یعنی: بسم الله الرحمن الرحیم، همانا برای خدا زیر عرشش سایه ای است که در آن سایه، فقط کسی ساکن می شود که غم و اندوه را از برادر مومنش بر طرف سازد، یا با جان، کمکش نماید یا خیری به او برساند ولو به مقدار نصف خرمایی و این فرد (یعنی حامل نامه) برادر تو است، والسلام.
حضرت ، نامه را مهر کرده به دست من دادند و فرمودند که آن را به وی برسانم. وقتی به شهرم برگشتم ، شبانه به منزلش رفتم، اجازه ورود خواستم و گفتم: فرستاده حضرت صادق علیه السلام بر در خانه است، ناگاه دیدم با پای برهنه از درون خانه به سوی من آمد؛ چون مرا دید بر من سلام کرد و میان دو چشمم را بوسید، سپس گفت: ای آقای من! تو فرستاده مولای من هستی؟
گفتم: آری.
گفت: اگر راست گفته باشی، مرا از آتش نجات داده ای.
آنگاه دست مرا گرفته به درون خانه برد و در محل مخصوص خودش نشاند و خود در برابر من نشست و گفت: ای آقای من! وقتی مولای مرا ترک کردی، حالش چگونه بود؟
گفتم: خوب بود.
گفت: به خدا قسم؟!
گفتم: به خدا قسم!
مجدداً گفت: به خدا قسم؟!
گفتم: به خدا قسم!
برای مرتبه سوم گفت: به خدا قسم؟!
گفتم: به خدا قسم!
آنگاه نوشته امام علیه السلام را در آوردم، آن را خواند و بوسید و بر روی دو چشمانش گذاشت و گفت: برادرم! کار خود را بگو.
گفتم: در نامه ای که برایم نوشتی، هزار درهم بر من مقرر نمودی که پرداخت آن مساوی با هلاکت من خواهد بود.
نامه را خواست، آن را گرفت و هرچه را در آن بود از بین برد و مرا از آن معاف نمود، سپس دستور داد صندوقهای اموالش را آورده نصفش را برای خود برداشت و نصف دیگر را به من داد، بعد دستور داد تا چهارپایان را بیاورند، نصف آنها را هم به من بخشید، سپس دستور داد غلامان را حاضر کردند، یک غلام به من می داد و یک غلام نیز خودش بر می داشت، بعد فرمان داد لباسهایش را آوردند، شروع کرد لباسی را به من داده و لباسی را خود می گرفت تا اینکه در تمام اموالش این کار را کرد، آنگاه گفت: آیا تو را خوشحال کردم؟
گفتم: به خدا قسم؟ آری، بلکه بالاتر از خوشحالی.
این ماجرا گذشت تا اینکه ایام حج فرا رسید، با خود گفتم: به خدا سوگند!
این شادمانی را با هیچ چیز نمی شود جبران کرد مگر آنکه به حج رفته برای این مرد دعا کنم و نزد مولا و آقایم حضرت صادق علیه السلام رفته تشکر نمایم و از آن حضرت بخواهم که برای این مرد، دعا کند، لذا به طرف مکه حرکت کردم و مسیر را طوری تنظیم نمودم که مولایم را ببینم، وقتی بر او وارد شدم، خوشحالی را در چهره اش مشاهده کرده، فرمود:
-کان خبرک مع الرجل؟.
یعنی: از کار آن مرد چه خبر داری؟.
من ماجرا را عرض کردم، دیدم حضرت صورتش درخشید و خوشحال شد.
گفتم: آقای من! از برخورد او با من خوشحال شدید؟ خدا او را در تمامی کارهایش خوشحال کند، فرمود:
-ای والله! لقد سرنی و لقد سر ابائی، والله سر امیر المومنین علیه السلام والله لقد سر رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم والله لقد سر الله فی عرشه
یعنی: آری، به خدا قسم! مرا خوشحال کرد، پدران مرا خوشحال کرد، به خدا قسم! امیر المومنین علیه السلام را خوشحال کرد، به خدا قسم! رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم را خوشحال کرد، به خدا قسم! خدا را در عرشش خوشحال کرد.
نگاه کن ای که رحمت خدا بر تو باد!- ببین این مومن چگونه با فرستاده امامش برخورد کرد و چگونه در تکریم و برخورد و سلامش، نهایت احترام را نمود، بعد نگاه کن ببین که چگونه به صرف بر خورد محترمانه هم راضی نشد، بلکه او را در تمامی اموالش شریک نموده و از سخن حضرت که فرمود این مرد، برادر تو است اینگونه برداشت کرد که دو برادر در اموال حق متساوی دارند. (اگر دقت کنی در می یابی که) این حدیث بر چند دلالت دارد:
اول خوشحالی مومن، خوشحالی خداوند متعال رسول صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السلام است.
دوم مومن، وقتی برادرش به او نیازمند شد تا آنجا که توان دارد کمکش می نماید، حتی با آبرو و دعا کردن کما اینکه حضرت صادق علیه السلام - چنین کرد و خودش هم فرمود: او اعانه بنفسه.
سوم سزاوار است که انسان در کارهای مهمش به درگاه خدا و ابواب آن درگاه که آل محمد علیهم السلام می باشند، برود؛ چون راوی گفت:... چاره را در این دیدم که از خدا کمک بخواهم، لذا نزد حضرت صادق علیه السلام آمده از او یاری طلبیدم...
چهارم این عمل موجب کامیابی است، همچنانکه نتیجه اش را دیدی.
خداوند متعال بر حضرت داود علیه السلام وحی فرستاد که:
517- ان العبد من عبادی یاتینی بالحسنه فابیحه جنتی، فقال داود: یا رب، و ما تلک الحسنه؟ قال: یدخل علی عبدی المومن سروراً ولو بتمره، فقال داود علیه السلام: حقاً علی من عرفک ان لا یقطع رجاءه منک
یعنی: بنده ای از بندگان من کار خیری انجام می دهد که در اثر آن بهشتم را برای او مباح می کنم. داود گفت: پروردگار! آن کار خیر چیست؟ فرمود: بنده مومن مرا خوشحال می کند و لو از طریق بخشیدن یک عدد خرما باشد. داود گفت:
بر کسی که تو را شناخت سزاوار است که امیدش را از تو قطع ننماید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
518- ایما مومن عاد مریضاً خاض فی الرحمه فاذا قعد عنده استنفع فیها، فاذا عاده غدوه صلی علیه سبعون الف ملک حتی یمسی، و اذا عاده عشیه صلی علیه سبعون الف ملک حتی یصبح
یعنی: هر مومنی مریضی را عیادت کند، در دریای رحمت حق وارد می شود، اگر نزد آن مریض بنشیند، در رحمت، استوار می گردد، اگر هنگام صبح او را عیادت کند، هفتاد هزار ملک تا شب بر او صلوات می فرستند و اگر شب عیادت نماید، هفتاد هزار ملک تا صبح بر او صلوات خواهند فرستاد.
از امام صادق علیه السلام نقل است که فرمود:
519- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: قال الله تبارک و تعالی: لیاذن بحرب منی من اذی عبدی المومن، و لیامن غضبی من اکرم عبدی المومن، ولو لم یکن فی خلقی فی الارض بین المشرق و المغرب الا مومن و احد مع امام عادل لا ستغنیت بعبادتهما عن جمیع ما خلقت فی ارضی، و لقامت سبع ارضین و سبع سماوات بهما، و لجعلت لهما من ایمانهما انساً لا یحتاجان الی انس سواهما
یعنی: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم از قول خداوند تبارک و تعالی نقل کرده است که فرمود: آن کس که بنده مومن مرا آزار می دهد، باید اعلام جنگ با من بنماید. و آن کس که بنده مومن مرا تکریم می نماید، باید از غضب من در امان باشد، اگر در بین تمام مخلوقاتی که در زمین بین مشرق و مغرب دارم، تنها یک مومن به همراه امام و رهبر عادلی باشند، با بندگی آنان از تمام مخلوقاتی که در زمین دارم، بی نیاز می گردم(158) که هفت زمین و هفت آسمان به آن دو بر پایند، از ایمانشان انس و الفتی در آنان نسبت به هم ایجاد نسبت به هم ایجاد می کنم که نیاز به الفت دیگران نداشته باشند.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
13-08-2018, 23:02
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




بالا بردن دو دست بهنگام دعا:

نقل است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم هنگام دعا و تضرع به درگاه خدا، دستهایش را بالا می برد آنگونه که مسکین دستش را جهت طلب غذا بالا می برد.
خداوند متعال بر حضرت موسی علیه السلام وحی فرستاد که:
520- الق کفیک ذلاً بین یدی کفعل العبد المستصرخ الی سیده، فاذا فعلت ذلک رحمت و انا اکرم الاکرمین واقدر القادرین. یا موسی، سلنی من فضلی و رحمتی فانهما بیدی لا یملکها غیری، و انظر حین تسالنی کیف رغبتک فیما عندی لکل عامل جزاء و قد یجزی الکفور بما سعی
یعنی: کف دو دستت را ذلیلانه در برابر من بلند کن مانند برده ای که فریاد می زند و از آقای خود کمک می خواهد، هرگاه چنین کردی، مشمول رحمت من می گردی که من کریم ترین کریمان و قادرترین قادرین هستم. ای موسی! از فضل و رحمتم درخواست کن که این دو فقط در دست من است و غیر من آنها را ندارد.
و وقتی از من چیزی طلب می کنی، ببین تمایلت نسبت به آنچه در دست من است چگونه می باشد هر کسی مطابق عملش پاداش دارد و چه بسا انسان ناسپاس هم در برابر سعی و کوشش خود، جزائی دریافت دارد.
ابو بصیر از حضرت صادق علیه السلام در مورد دعا و بالا بردن دستها سوال کرد؛ فرمودند:
521- علی خمسه اوجه: اما التعوذ فتستقبل القبله بباطن کفیک، و اما الدعاء فی الرزق فتبسط کفیک و تفضی بباطنهما الی السماء، و اما التبتل فا یماوک باصبعک السبابه، و اما الا بتهال فترفع یدیک مجاوزاً بهما راسک، و اما التضرع ان تحرک اصبعک السبابه مما وجهک و هوالدعاء الخیفه
یعنی: پنج صورت دارد:
اول برای پناه بردن به خدا، کف دو دست را باید رو به قبله قرار دهی.
دوم برای طلب روزی، دستهایت را می گشایی و کف آن را به طرف آسمان می گیری.
سوم برای انقطاع به درگاه خدا با انگشت سبابه اشاره می کنی.
چهارم برای زاری کردن، دستهایت را کشیده از سرت هم بالاتر می بری.
پنجم برای تضرع، انگشت سبابه را در برابر رویت حرکت می دهی که این دعای ترس است.
از محمد بن مسلم روایت است که امام صادق علیه السلام فرمود:
522- مر بی رجل و انا ادعو و فی صلاتی بیساری فقال: یا عبد الله، بیمینک فقلت: یا عبد الله، ان لله تبارک و تعالی حقاً علی هذه کحقه علی هذه
یعنی: مردی از کنارم گذشت در حالی که من در نماز بوده، دست چپم را برای دعا بلند کرده بودم، به من گفت: ای بنده خدا! با دست راستت دعا کن، گفتم: ای بنده خدا! ذات اقدس الیه حقی بر این دست دارد همانند حقی که بر آن دست دارد).
و نیز فرمود:
523- الرعبه تبسط یدیک و تظهر باطنهما، و الرهبه تبسط یدیک و تظهر ظاهر هما، و التضرع تحر؟السبابه الیمنی یمیناً و شمالاً، و التبتل تحرک السبابه الیسری ترفعها الی السماء رسلاً، و تضعها رسلاً والا بتهال تبسط یدیک و ذراعیک الی السماء، والا بتهال حین تری اسباب البکاء
یعنی: رغبت (و میل) آن است که دو دست را گشوده، باطنش را ظاهر سازی.
وهبت (و ترس) آن است که دو دست را گشوده، پشتش را ظاهر نمایی.
تضرع آن است که انگشت سبابه دست راست را به سمت راست و چپ، حرکت دهی.
تب تل (و انقطاع) آن است که انگشت سبابه دست چپ را به آهستگی بالا و پایین ببری.
و ابتهال (و زاری) آن است که هر دو دست و هر دو ذراع را به سوی آسمان بگشایی که ابتهال در وقت فراهم شدن وسایل گریه است.
از سعید بن یسار نقل شده است که حضرت صادق علیه السلام فرمود:
524- هکذا الرغبه و ابرز باطن راحتیه الی السماء. و هکذا الرهبه و جعل ظهر کفیه الی اسماء. و هکذا التضرع و حرک اصابعه یمیناً و شمالاً. و هکذا التبتل یرفع اصابعه مره و یضعها اخری. و هکذا الا بتهال و مد یده تلقاء وجهه و قال: لا تبتهل حتی تری الدمعه
یعنی: رغبت اینگونه است: در حالی که حضرت باطن دو دست، خود را به سوی آسمان آشکار کرده بود.
رهبت اینگونه است: در حالی که پشت دو دست خود را به سوی آسمان گرفته بود.
تضرع اینگونه است: در حالی که انگشتنانش را به سمت راست و چپ حرکت می داد.
تبتل اینگونه است: در حالی که انگشتانش را بالا و پایین می برد.
ابتهال اینگونه است: در حالی که دستش را در برابر صورتش کشیده بود، آنگاه فرمود. ابتهال نکن مگر آنکه اشک را ببینی.
در حدیث دیگر آمده است که:
525- الا ستکانه فی الدعاء ان یضع یدیه علی منکبیه
یعنی: فروتنی در دعا، قرار دادن دستهاست بر دوشها.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
14-08-2018, 21:49
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





تنبیه

ممکن است گفته شود که این کارها صرف تعبد است و ما علت و حکمتش را نمی دانیم و ممکن است وجوهی برای آن ذکر کرد:
اما در رغبت که کف دستها به سوی آسمان قرار می گیرد: انسان در این حال امید دارد که به آمال و آرزوهایش برسد و حسن ظن به بخشش پروردگارش دارد، پس انسان راغب، آمالش را طلب می کند و دستهایش را می گشاید به امید آنکه احسان حق در آن قرار گیرد.
و اما در رهبت که پشت دستها به سمن آسمان واقع می شود: گویا بنده با این عمل، با زبان ذلت و حقارت به خدایی که به خفیات و اسرار، عالم است می خواهد بگوید: (خدایا!) من به خود جرات نمی دهم که دستهایم را در برابرت بگشایم بلکه از روی خجالت و ذلت، باطنش را به طرف زمین قرار داده ام.
و اما در تضرع که انگشتان را به سمت راست و چپ می گرداند: شاید بنده می خواهد خود را چون انسان جوان مرده قلمداد کند که هنگام مصیبتهای ناگوار، دستهایش را به چپ و راست می گرداند و به همراهش نوحه سر می دهد.
و اما در تبتل که انگشان را بالا و پایین می برد: تبتل به معنای قطع شدن است، بنده با این حالت می خواهد به خدایش بگوید: از همه چیز قطع امید کردم و فقط به سوی تو آمدم، چون تو را یگانه معبود می دانم، در این حال با یک انگشت اشاره می کند بر وحدانیت خداوند.
و اما در ابتهال که رو به سمت قبله، دو دستش را در برابر چهره اش می کشد: این عمل خود نوعی بندگی و حقیر شمردن خود و ذلت و خردی است و یا اینکه بنده می خواهد خود را همچون غریقی قلمداد کند که دستهایش را برای نجات، بالا آورده تا به دامن رحمت الهی چنگ زند و به ریسمان رافت او آویخته گردد که تنها ناجی هلاک شده ها و کمک کار گرفتاران بوده، عالم را تحت سیطره خود قرار داده است.
این مقامی بس بزرگ است که بنده سزاوار ادعای آن نیست مگر آن هنگام که اشکش جاری شد، ناله و فریادش بالا رفت؛ چون بنده ای ذلیل در برابر آن ذلت یگانه قرار گرفت و به جای سوال و در خواست آرزوهای خود، به خالق جلیلش مشغول و در آن حال غرق گردید.
و اما اینکه در حال استکانت و فروتنی، دستها را بر دوش بگذارد، برای این است که خود را همچون بنده جنایتکاری قرار دهد که او را به طرف مولایش می برند، در حالی که بنده های هوای نفس، او را محکم به هم بسته با زبان حالش اینگونه مناجات می کند: (پروردگار من!) این دو دست من است که به خاطر ظلم و جرات بر تو، آن دو را غل و زنجیر کردم.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
15-08-2018, 14:59
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





نکته

یکی از علما می گفت: دعا کننده هنگام مدح و ثنای خداوند سبحان آن اسمهایی که با خواسته او مناسبت دارد ار متذکر شود، مثلاً اگر روزی می خواهد، این اسامی را بر زبان جاری کند: رزاق، وهاب، جواد، مغنی، منعم، مفضل، معطی، کریم، واسع، مسبب الاسباب، منان، رازق من یشاء بغیر حساب
اگر خواسته اش آمرزش و توبه از گناهان است، این اسامی را متذکر شود:
تواب، رحمن، رحیم، رووف، عطوف، صبور، شکور، عفو، غفور، ستار، غفار، فتاح، مرتاح، ذی المجد، سماح محسن، مجمل، منعم، مفضل
اگر انتقام از دشمن، مطلوب اوست، متذکر این اسامی گردد: عزیز، جبار، قهار، منتقم، بطاش، ذی البطش الشدید، فعال لما یرید، مدوخ الجبابره، قاصم المرده، طالب، غالب، مهلک، مدرک، الذی لا یعجزه شی ء، الذی لا یطاق انتقامه
و اگر طالب علم است این اسامی را بگوید: عالم، فتاح، هادی، مرشد، معز، رالع(159)






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
16-08-2018, 18:34
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





آداب بعد از دعا

الف همیشه اهل دعا بودن، چه اجابت شده باشد و چه نشده باشد.

- اما در صورت اجابت:
ترک دعا در این حال، جفاست بلکه سزاوار است در مقابل اجابت الهی، مدح و ثنایش را تکرار نماییم؛ چون خداوند متعال در چند موضع از قرآن، کسانی را که خلاف این عمل را انجام داده اند، سرزنش نموده است.
-و اذا مس الانسان ضر دعا ربه منیباً الیه ثم اذا خوله نعمه منه نسبی ما کان یدعوا الیه من قبل(160)
یعنی: چون به آدمی گزندی رسد، چه بر پهلو خفته باشد چه نشسته یا ایستاده، ما را به دعا می خواند و چون آن گزند را از او دور سازیم، چنان می گذرد که گویی ما را برای دفع آن گزندی که به او رسیده بود، هرگز نخوانده است، اعمال اسرافکاران این چنین در نظرشان آراسته شده است.
از حضرت امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود:
526- ینبغی للمومن ان یکون دعاوه فی الرخاء نحواً من دعائه فی الشده، لیس اذا اعطی فترولا یمل من الدعاء فانه من الله بمکان
یعنی: بر مومن سزاوار است همانگونه که در شدت و سختی دعا می کند، در روزگار آسایش و نعمت نیز دعا نماید. و شایسته نیست که چون حاجتش بر آورده شد ، سست شود و از دعا خسته گردد، زیرا دعا نزد خداوند سبحان، منزلت دارد.
- و اما در صورت عدم اجابت:
چه بسا تاخیر اجابت به خاطر این باشد که خداوند سبحان صدای بنده اش را دوست دارد و می خواهد او هر چه بیشتر مشغول به دعا باشد، در این صورت سزاوار است آنچه را که خدا دوستش دارد ترک ننماید.
مگر روایت احمد بن محمد بن ابی نصر را نشنیدی که گفت:
به امام رضا علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! چند سال است از خدا چیزی خواستم (ولی اجابت نشد) و در اثر تاخیر آن، در قلبم نگرانی پدید آمد، فرمود:
527- یا احمد، ایاک و الشیطان ان یکون له علیک سبیل حتی یقنطک، ان ابا جعفر علیه السلام کان یقول: ان المومن لیسال الله حاجه فقوخر عنه تعجیل اجابته حباً لصوته و استماع نحیبه ثم قال، والله ما اخر الله عن المومنین ما یطلبون فی هذه الدنیا خیر لهم عجل لهم فیها و ای شی ء الدنیا؟
یعنی: ای احمد! خود را از شیطان دور کن، مبادا راهی بر تو بیاید و نا امیدت کند که امام باقر علیه السلام می فرمود:
بسا مومن از خدا حاجتی بخواهد ولی اجابتش به تاخیر بیفتد، چون خداوند صدای دعا و آواز گریه اش را دوست دارد. آنگاه فرمود: به خدا سوگند! تاخیر آنچه مومنین در این دنیا طلب می کنند از جانب ذات اقدس الهی، از تعجیلش بهتر است، دنیا چه ارزشی دارد؟.
از حضرت صادق علیه السلام روایت است که فرمود:
528- ان العبد الولی لله یدعو الله فی امر ینوبه فقال للملک الموکل به: اقض لعبدی حاجته ولا تعجلها فانی اشتهی ان اسمع نداءه و صوته، و ان العبد العدو لله فی امر ینوبه فقال للملک الموکل به: اقض لعبدی حاجته و عجلها فانی اکره ان اسمع دعاءه و صوته. قال: فیقول الناس، ما اعطی هذا الا لکرامته، و ما منع هذا الا لهوانه
یعنی: بنده ای که دوست خداست، در بلا و مصیبت دعا می کند و خداوند متعال به فرشته ای که مامور آن کار است می گوید: حاجت بنده ام را بده اما عجله نکن، چون من خوش دارم صدایش را بشنوم، اما یک وقت بنده ای که دشمن خداست در مصیبت دعا می کند، در اینجا ذات اقدس الهی به آن فرشته مامور می گوید: با عجله حاجت این بنده ام را بر آور، چون من خوش ندارم صدایش را بشنوم. آنگاه حضرت فرمود: اما مردم می گویند: این که حاجتش داده شد، حتماً صاحب کرامت بود و آنکه حاجتش داده نشد، فرد پست و خواری بوده است.
529- لا یزال المومن بخیر و رجاء و رحمه من الله ما لم یستعجل فیقنط فیترک الدعاء. فقلت له: کیف یستعجل؟ قال: یقول: قد دعوت الله منذ کذا و کذا ولا اری حاجه
یعنی: مومن همیشه در مسیر خیر و امید به حق و رحمت الهی است تا وقتی که عجله به خرج ندهد که در اثر آن نا امید می شود و دعا را ترک می نماید. راوی گوید عرض کردم: چگونه عجله به خرج می دهد؟ فرمود: اینکه می گوید: مدتی است خدا را می خوانم ولی حاجتم بر آورده نمی شود.
530- ان المومن لیدعوالله عزوجل فی حاجته فیقول عزوجل: اخروا اجابته شوقاً الی صوته و دعائه، فاذا کان یوم القیامه قال الله تعال: عبدی دعوتنی و اخرت اجابتک و ثوابک کذا و کذا، و دعوتنی فی کذا و کذا فاخرت اجابتک و ثوابک کذا و کذا. قال علیه السلام؟ فیتمنی المومن انه لم یستجب له دعوه فی الدنیا مما یری من حسن الثواب
یعنی: مومن، خداوند عزیز و جلیل را برای حاجتش می خواند و او در جواب می گوید: اجابتش را به تاخیر بیندازید؛ چون من مشتاق صدا و دعای اویم و آنگاه که قیامت بر پا شد می گوید: بنده من! مرا خواندی اما من اجابتت را به تاخیر انداختم، ثواب تو چنین و چنان است و نیز در فلان کار هم مرا خواندی و آنجا هم اجابت تو را به تاخیر انداختم، ثواب تو چنین و چنان است. آنگاه حضرت فرمود: در اینجا مومن به خاطر دیدن پاداشهای عظیم الهی، آرزو می کند که ای کاش! در دنیا خدا هیچ یک از دعاهایش را مستجاب نمی کرد.
531- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: رحم الله عبداً طلب الی الله حاجه فالح فی الدعاء استجیب له او لم یستجب له
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: رحم الله عبداً طلب الی الله حاجه فالح فی الدعاء استجیب له او لم یستجب له
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: رحمت کند خدا بنده ای را که از او حاجتی بخواهد و بر آن اصرار نماید، چه مستجاب شده و چه نشده باشد.
آنگاه حضرت، این آیه شریفه را تلاوت فرمودند:
-و ادعوا ربی عسی الا اکون بدعاء ربی شقیاً(161)
یعنی: پروردگار خود را می خوانم، باشد که به سبب خواندن او، به بدبختی نیفتم.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
-ان الله یحب السائل اللحوح(162)
یعنی: خداوند متعال، سائل اصرار کنند را دوست دارد.
کعب الاحبار گوید: در تورات آمده است که:
532- یا موسی، من احبنی لم ینسنی، و من رجا معروفی الح فی مسالتی یا موسی، انی لست بغافل عن خلقی ولکن احب ان تسمع ملائکتی ضجیج الدعاء من عبادی، وتری حفظتی تقرب بنی ادم الی بما انا مقویهم علیه و مسببه لهم. یا موسی، قل لبنی اسرائیل لا تبطرنکم النعمه فیعاجلکم السلب ولا تغفلوا عن الشکر فیقار عکم الذل، و الحوا فی الدعاء تشملکم الرحمه بالاجابه و تهنئکم العافیه
یعنی: موسی! کسی که مرا دوست دارد، فراموشم نمی کند و کسی که به نیکیهای من امیدوار است، درخواستش اصرار می نماید.
ای موسی! من از مخلوقاتم غافل نیستم (و خبر دارم) ولی دوست دارم که ملائکه ام صدای ضجه دعا را از بندگانم بشنوند و ملازمان من ببینند که چگونه بنی آدم به خاطر چیزهایی که قدرت و اسبابش در دست من است، به من تقرب می جویند.
ای موسی! به بنی اسرائیل بگو: مبادا نعمت، شما را به طغیان بکشاند که در این صورت، بزودی از شما گرفته خواهد شد. و مبادا از شکر آن غافل بمانید که در نتیجه آن، به ذلت خواهید افتاد، در دعا اصرار کنید تا با اجابتم، رحمت من شامل حالتان شود و عافیت گوارایتان گردد.
از امام باقر علیه السلام است که فرمود:
-لا یلح عبد مومن علی الله فی حاجته الا قضاها له(163)
یعنی: هرگز بنده مومنی در حاجتش بر خدا اصرار نکرد مگر آنکه آن را بر آورده نمود.
از منصور صیقل نقل شده است که گوید:
533- قلت لابی عبد الله علیه السلام: ربما دعا الرجل فاستجیب له ثم اخر ذلک الی حین؟ قال: نعم قلت: و لم ذلک لیزداد من الدعاء؟ قال: نعم
یعنی: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: آیا می شود فردی دعا کند، اجابت هم بشود اما تا مدتی به تاخیر بیفتد؟ فرمود: بله، گفتم: چرا؟ آیا برای این است که بیشتر دعا کند؟ فرمود: بله.
از اسحاق بن عمار نقل شده است که گوید:
534- قلت لابی عبد الله علیه السلام: ایستجاب للرجل الدعاء ثم یؤخر؟ قال: نعم عشرون سنه
یعنی: به امام صادق علیه السلام عرض کردم آیا می شود دعای بنده ای اجابت شود امام به تاخیر بیفتد؟ فرمود: بلی، حتی بیست سال.
از هشام بن سالم نقل است که آن حضرت فرمود:
535- کان بین قول الله عزوجل: قد اجیبت دعوتکما و بین اخذ فرعون، اربعون عاماً(164)
یعنی: از زمان وعده خداوند و به حضرت موسی و حضرت هارون علیهما السلام که فرمود: دعای شما اجابت شد، تا زمان نزول عذاب بر فرعون، چهل سال فاصله بود.
از ابی بصیر هم نقل است که آن حضرت فرمود:
536- ان المومن لیدعو فیوخر با جابته الی یوم الجمعه
یعنی: مومن دعا می کند ولی اجابتش تا جمعه به تاخیر می افتد.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
17-08-2018, 22:55
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





الف همیشه اهل دعا بودن، چه اجابت شده باشد و چه نشده باشد.

- اما در صورت اجابت:
ترک دعا در این حال، جفاست بلکه سزاوار است در مقابل اجابت الهی، مدح و ثنایش را تکرار نماییم؛ چون خداوند متعال در چند موضع از قرآن، کسانی را که خلاف این عمل را انجام داده اند، سرزنش نموده است.
-و اذا مس الانسان ضر دعا ربه منیباً الیه ثم اذا خوله نعمه منه نسبی ما کان یدعوا الیه من قبل(160)
یعنی: چون به آدمی گزندی رسد، چه بر پهلو خفته باشد چه نشسته یا ایستاده، ما را به دعا می خواند و چون آن گزند را از او دور سازیم، چنان می گذرد که گویی ما را برای دفع آن گزندی که به او رسیده بود، هرگز نخوانده است، اعمال اسرافکاران این چنین در نظرشان آراسته شده است.
از حضرت امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود:
526- ینبغی للمومن ان یکون دعاوه فی الرخاء نحواً من دعائه فی الشده، لیس اذا اعطی فترولا یمل من الدعاء فانه من الله بمکان
یعنی: بر مومن سزاوار است همانگونه که در شدت و سختی دعا می کند، در روزگار آسایش و نعمت نیز دعا نماید. و شایسته نیست که چون حاجتش بر آورده شد ، سست شود و از دعا خسته گردد، زیرا دعا نزد خداوند سبحان، منزلت دارد.
- و اما در صورت عدم اجابت:
چه بسا تاخیر اجابت به خاطر این باشد که خداوند سبحان صدای بنده اش را دوست دارد و می خواهد او هر چه بیشتر مشغول به دعا باشد، در این صورت سزاوار است آنچه را که خدا دوستش دارد ترک ننماید.
مگر روایت احمد بن محمد بن ابی نصر را نشنیدی که گفت:
به امام رضا علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم! چند سال است از خدا چیزی خواستم (ولی اجابت نشد) و در اثر تاخیر آن، در قلبم نگرانی پدید آمد، فرمود:
527- یا احمد، ایاک و الشیطان ان یکون له علیک سبیل حتی یقنطک، ان ابا جعفر علیه السلام کان یقول: ان المومن لیسال الله حاجه فقوخر عنه تعجیل اجابته حباً لصوته و استماع نحیبه ثم قال، والله ما اخر الله عن المومنین ما یطلبون فی هذه الدنیا خیر لهم عجل لهم فیها و ای شی ء الدنیا؟
یعنی: ای احمد! خود را از شیطان دور کن، مبادا راهی بر تو بیاید و نا امیدت کند که امام باقر علیه السلام می فرمود:
بسا مومن از خدا حاجتی بخواهد ولی اجابتش به تاخیر بیفتد، چون خداوند صدای دعا و آواز گریه اش را دوست دارد. آنگاه فرمود: به خدا سوگند! تاخیر آنچه مومنین در این دنیا طلب می کنند از جانب ذات اقدس الهی، از تعجیلش بهتر است، دنیا چه ارزشی دارد؟.
از حضرت صادق علیه السلام روایت است که فرمود:
528- ان العبد الولی لله یدعو الله فی امر ینوبه فقال للملک الموکل به: اقض لعبدی حاجته ولا تعجلها فانی اشتهی ان اسمع نداءه و صوته، و ان العبد العدو لله فی امر ینوبه فقال للملک الموکل به: اقض لعبدی حاجته و عجلها فانی اکره ان اسمع دعاءه و صوته. قال: فیقول الناس، ما اعطی هذا الا لکرامته، و ما منع هذا الا لهوانه
یعنی: بنده ای که دوست خداست، در بلا و مصیبت دعا می کند و خداوند متعال به فرشته ای که مامور آن کار است می گوید: حاجت بنده ام را بده اما عجله نکن، چون من خوش دارم صدایش را بشنوم، اما یک وقت بنده ای که دشمن خداست در مصیبت دعا می کند، در اینجا ذات اقدس الهی به آن فرشته مامور می گوید: با عجله حاجت این بنده ام را بر آور، چون من خوش ندارم صدایش را بشنوم. آنگاه حضرت فرمود: اما مردم می گویند: این که حاجتش داده شد، حتماً صاحب کرامت بود و آنکه حاجتش داده نشد، فرد پست و خواری بوده است.
529- لا یزال المومن بخیر و رجاء و رحمه من الله ما لم یستعجل فیقنط فیترک الدعاء. فقلت له: کیف یستعجل؟ قال: یقول: قد دعوت الله منذ کذا و کذا ولا اری حاجه
یعنی: مومن همیشه در مسیر خیر و امید به حق و رحمت الهی است تا وقتی که عجله به خرج ندهد که در اثر آن نا امید می شود و دعا را ترک می نماید. راوی گوید عرض کردم: چگونه عجله به خرج می دهد؟ فرمود: اینکه می گوید: مدتی است خدا را می خوانم ولی حاجتم بر آورده نمی شود.
530- ان المومن لیدعوالله عزوجل فی حاجته فیقول عزوجل: اخروا اجابته شوقاً الی صوته و دعائه، فاذا کان یوم القیامه قال الله تعال: عبدی دعوتنی و اخرت اجابتک و ثوابک کذا و کذا، و دعوتنی فی کذا و کذا فاخرت اجابتک و ثوابک کذا و کذا. قال علیه السلام؟ فیتمنی المومن انه لم یستجب له دعوه فی الدنیا مما یری من حسن الثواب
یعنی: مومن، خداوند عزیز و جلیل را برای حاجتش می خواند و او در جواب می گوید: اجابتش را به تاخیر بیندازید؛ چون من مشتاق صدا و دعای اویم و آنگاه که قیامت بر پا شد می گوید: بنده من! مرا خواندی اما من اجابتت را به تاخیر انداختم، ثواب تو چنین و چنان است و نیز در فلان کار هم مرا خواندی و آنجا هم اجابت تو را به تاخیر انداختم، ثواب تو چنین و چنان است. آنگاه حضرت فرمود: در اینجا مومن به خاطر دیدن پاداشهای عظیم الهی، آرزو می کند که ای کاش! در دنیا خدا هیچ یک از دعاهایش را مستجاب نمی کرد.
531- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: رحم الله عبداً طلب الی الله حاجه فالح فی الدعاء استجیب له او لم یستجب له
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم: رحم الله عبداً طلب الی الله حاجه فالح فی الدعاء استجیب له او لم یستجب له
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: رحمت کند خدا بنده ای را که از او حاجتی بخواهد و بر آن اصرار نماید، چه مستجاب شده و چه نشده باشد.
آنگاه حضرت، این آیه شریفه را تلاوت فرمودند:
-و ادعوا ربی عسی الا اکون بدعاء ربی شقیاً(161)
یعنی: پروردگار خود را می خوانم، باشد که به سبب خواندن او، به بدبختی نیفتم.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
-ان الله یحب السائل اللحوح(162)
یعنی: خداوند متعال، سائل اصرار کنند را دوست دارد.
کعب الاحبار گوید: در تورات آمده است که:
532- یا موسی، من احبنی لم ینسنی، و من رجا معروفی الح فی مسالتی یا موسی، انی لست بغافل عن خلقی ولکن احب ان تسمع ملائکتی ضجیج الدعاء من عبادی، وتری حفظتی تقرب بنی ادم الی بما انا مقویهم علیه و مسببه لهم. یا موسی، قل لبنی اسرائیل لا تبطرنکم النعمه فیعاجلکم السلب ولا تغفلوا عن الشکر فیقار عکم الذل، و الحوا فی الدعاء تشملکم الرحمه بالاجابه و تهنئکم العافیه
یعنی: موسی! کسی که مرا دوست دارد، فراموشم نمی کند و کسی که به نیکیهای من امیدوار است، درخواستش اصرار می نماید.
ای موسی! من از مخلوقاتم غافل نیستم (و خبر دارم) ولی دوست دارم که ملائکه ام صدای ضجه دعا را از بندگانم بشنوند و ملازمان من ببینند که چگونه بنی آدم به خاطر چیزهایی که قدرت و اسبابش در دست من است، به من تقرب می جویند.
ای موسی! به بنی اسرائیل بگو: مبادا نعمت، شما را به طغیان بکشاند که در این صورت، بزودی از شما گرفته خواهد شد. و مبادا از شکر آن غافل بمانید که در نتیجه آن، به ذلت خواهید افتاد، در دعا اصرار کنید تا با اجابتم، رحمت من شامل حالتان شود و عافیت گوارایتان گردد.
از امام باقر علیه السلام است که فرمود:
-لا یلح عبد مومن علی الله فی حاجته الا قضاها له(163)
یعنی: هرگز بنده مومنی در حاجتش بر خدا اصرار نکرد مگر آنکه آن را بر آورده نمود.
از منصور صیقل نقل شده است که گوید:
533- قلت لابی عبد الله علیه السلام: ربما دعا الرجل فاستجیب له ثم اخر ذلک الی حین؟ قال: نعم قلت: و لم ذلک لیزداد من الدعاء؟ قال: نعم
یعنی: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: آیا می شود فردی دعا کند، اجابت هم بشود اما تا مدتی به تاخیر بیفتد؟ فرمود: بله، گفتم: چرا؟ آیا برای این است که بیشتر دعا کند؟ فرمود: بله.
از اسحاق بن عمار نقل شده است که گوید:
534- قلت لابی عبد الله علیه السلام: ایستجاب للرجل الدعاء ثم یؤخر؟ قال: نعم عشرون سنه
یعنی: به امام صادق علیه السلام عرض کردم آیا می شود دعای بنده ای اجابت شود امام به تاخیر بیفتد؟ فرمود: بلی، حتی بیست سال.
از هشام بن سالم نقل است که آن حضرت فرمود:
535- کان بین قول الله عزوجل: قد اجیبت دعوتکما و بین اخذ فرعون، اربعون عاماً(164)
یعنی: از زمان وعده خداوند و به حضرت موسی و حضرت هارون علیهما السلام که فرمود: دعای شما اجابت شد، تا زمان نزول عذاب بر فرعون، چهل سال فاصله بود.
از ابی بصیر هم نقل است که آن حضرت فرمود:
536- ان المومن لیدعو فیوخر با جابته الی یوم الجمعه
یعنی: مومن دعا می کند ولی اجابتش تا جمعه به تاخیر می افتد.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
18-08-2018, 23:21
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




نصیحت

بر انسان عاقل سزاوار است که همیشه اهل دعا باشد و آن را به هیچ وجه قطع نکند، به چند دلیل:
اول دانستنی که دعا چقدر فضیلت دارد و عبادت به حساب می آید، بلکه دعا مغز و جان عبادت است(165)
دوم با دعا کردن جزء افرادی می گردی که قبل از بلا دعا می کنند، در نتیجه اگر بلای مقدری در میان باشد که تو آن را نمی دانی، با این دعا برطرف می گردد(166)
سوم اگر زیاد دعا کنی، صدایت در آسمان معروف می شود، در نتیجه هنگام احتیاج، دعایت محجوب نمی ماند(167)
چهارم مشمول دعای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم گردی که فرمود: خدای رحمت کند بنده ای را که از او چیزی بخواهد و بر آن اصرار هم بنماید، چه اجابت شده و چه نشده باشد(168)
پنجم اگر صدایت محبوب حق است، با دعایت آنچه را که او دوست دارد انجام داده ای و اگر محبوب نیست یا صلاحیت اجابت نداری، پس بدانکه او کریم و رحیم است، شاید به واسطه تکرار دعایت، رحمتش را شامل حالت گرداند، امیدت را نا امید نکند، استغاثه ات را بالا برد، بالاخره دعایت را اجابت می نماید، چگونه چنین نکند در حالی که منادی او هر شب ندا می دهد که:
- هل من داع فاجیه؟(169)
یعنی: آیا دعا کننده ای هست تا اجابتش کنم؟.
- یا طالب الخیر اقبل (170)
یعنی: ای که به دنبال خیر می گردی، بیا.
مگر سخن امام امیر المومنین علیه السلام را نشنیدی که فرمود:
- متی تکثر قرع الباب یفتح لک(171)
یعنی: اگر باب رحمت الهی را زیاد بکوبی (و نا امید نشوی) آن در، به رویت گشوده می شود.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
537- ان العبد لیقول: اللهم اغفرلی و هو معرض عنه ثم یقول: اللهم اغفر لی و هو معرض عنه، ثم یقول: اللهم اغفر لی، فیقول الله سبحانه للملائکه: الا ترون الی عبدی؟ سالنی المغفره و انا معرض عنه، ثم سالنی المغفره و انا معرض عنه، ثم سالنی المغفره علم عبدی انه لا یغفر الذنوب الا انا اشهد کم انی قد غفرت له
یعنی: بنده ای می گوید: خدایا! مرا بیامرز، اما خداوند از او اعراض دارد، مجدداً می گوید: خدایا مرا بیامرز، باز هم در حالی است که خداوند از او اعراض دارد، برای بار سوم می گوید: خدایا! مرا بیامرز، در اینجا ذات اقدس الهی به ملائکه می گوید:
آیا بنده مرا نمی بینید؟ از من آمرزش خواست در حالی که من از او اعتراض داشتم، مجدداً آمرزش خواست، باز هم من از او اعراض داشتم، برای بار سوم، آمرزش خواست، بنده ام فهمید که گناهان را غیر از من کسی نمی آمرزد، شما را شاهد می گیرم که او را آمرزیدم.
ششم اگر صدایت محبوب درگاه الهی باشد، او اجابت را محبوس می کند تا تو دعایت را ادامه دهی، در این حال اگر اهل مداومت بودی، دیگر حبس اجابت فایده ای نخواهد داشت (و حاجت تو بزودی داده خواهد شد)؛ چون او می داند که خواه حاجت تو را بدهد خواه ندهد، تو دعایت را ادامه خواهی داد مگر آنکه تاخیر اجابت به خاطر ذخیره سازی اجرهای اخروی باشد که در نتیجه، خوشحالی و سرور تو. بیشتر خواهد بود، چون عطای اخروی دائم است و عطای دنیوی منقطع و چه فاصله عظیمی است بین دائم و منقطع، اگر اهل تعقل باشی؟
هفتم به این فوز عظیم می رسی که محبوب خداوند متعال می گردی؛ چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
538- ان الله یحب من عباده کل دعاء
یعنی: خداوند متعال از بین بندگانش آن ار که بیشتر اهل دعاست، دوست دارد.
هشتم از امام خود پیروی کرده ای؛ چون حضرت صادق علیه السلام فرمود:
-و کان امیر المومنین رجلاً دعاء(172)
یعنی: امیر المومنین علیه السلام مردی بود بسیار اهل دعا.
ممکن است بگویی: چیزی مانع از دعایم می شود و آن مشروط بودن دعاست به حضور قلب و قیام به مناجات با پروردگار که امیر المومنین علیه السلام فرموده است:
-لا یقبل الله دعاء قلب لاه(173)
یعنی: خداوند متعال دعای قلب غافل را قبول نمی کند.
و نیز امام صادق علیه السلام فرموده است:
- لا یقبل الله دعاء قلب قاس(174)
یعنی: خداوند متعال دعای کسی را که قساوت قلب داشته باشد، قبول نمی کند.
با این اوصاف، وقتی به خودم نظر می کنم می بینم در غالب اوقات، توجه و حضور، برایم حاصل نیست و قساوت بر قلبم مستولی است و این موجب دوری من از پروردگار متعالی است.
در جواب، باید بدانی با این حالاتی که بر شمردی، اگر دعا را هم ترک کنی، دشمنت را بیشتر بر علیه خود یاری کرده ای و پیروزی اش را نزدیکتر ساخته ای، بدان این نفس اماره است که از طریق ناسازگار شمردن دعا و سنگین دانستن گریه و میل به شهوات، دشمن را یاری کرده است. تو و دشمنت همچون دو هوو می مانید که بر هم می پرند.
بنابر این، هر گاه خود را در حال کسالت و ترس از جنگ با او یافتی، مبادا با این حال، بدون سلاح، دشمنت را ملاقات کنی که او فرصت را غنیمت شمرده با سرعت به سویت حمله می آورد و پیروزی می شود.
بنابر این، بر تو لازم است که مسلح باشی و شکیبا و دلیری گردی و در برابرش صف آرایی کنی که تو قدرت کشتن او و فرار نکردن از میدان را داری.
در این صورت چه بسا او بترسد و از میدان جا خالی کند و تسلیم شود.
ممکن است با دلیری و صبوری، قلبت قوی گردد و نفست نشاط یابد و کسالت و زبونی، رخت بر بندد. و ممکن است با صبر و شکیبایی و فراهم ساختن اسلحه، خداوند سبحان، رحمتش را شامل حالت گرداند و با نصرتش تو را تایید فرماید.
و لذا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم دعا را سلاح نامیده فرمود:
-الا ادلکم علی سلاح ینجیکم من اعدائکم و یدر ارزاقکم؟ قالوا: بلی یا رسول الله: قال: تدعون ربکم باللیل و النهار فان سلاح المومن الدعاء(175)
یعنی: آیا اسلحه ای را به شما معرفی کنم که هم شما را از شر دشمنانتان نجات می دهد و هم روزیتان را زیاد می نماید؟ گفتند: بلی یا رسول الله!- صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: پروردگارتان را در شب و روز بخوانید و دعا کنید؛ چون دعا اسلحه مومن است.
(ای سالک سبیل حق)
بدانکه تو چهار دشمن داری: هوای نفس، دنیا، شیطان و نفس اماره که در دعای معصومین علیهم السلام نامشان اینگونه آمده است.
539- فیا غوثاه! ثم و اغوثاه! بک یا الله، من هوی قد غلبنی، و من عدو استکلب علی، و من دنیاً قد تزینت لیت و من نفس اماره بالسوء الا ما رحم ربی
یعنی: خدایا! کمکمکن، به دادم برس، از هوایی که بر من غالب شده!، از دشمنی که چون سگ بر من پارس می کند، از دنیایی که خود را برایم زینت داده و از نفسی که دائماً مرا به سوی کارهای زشت می خواند مگر آنکه تو رحمی کنی.
به این دعا نظر کن و ببین که چگونه هنگام ذکر اینها فریاد استغاثه معصوم - علیه السلام بلند است، در حالی که می دانیم استغاثه زمانی واقع تسلیم بلند کند، حتماً هلاک خواهد شد، بنابر این، بر تو لازم است که دعا و تضرع کنی اگر چه قلبت اقبالی نداشته باشد. و مبادا منتظر فراغت خاطر باشی که این بسیار کمک است و نادر، پس هر طور که می توانی و در هر حال که هستی، دعا کن، چون صرف دعا کردن و ذکر خداوند سبحان نمودن، شیطان را از تو طرد خواهد کرد.
از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نقل است که فرمود:
540- علی کل قلب حاثم من الشیطان، فاذا ذکر اسم الله خنس الشیطان و ذاب، و اذا ترک الذکر التقمه الشیطان فجذبه و اغواه و استزله و اطغاه
یعنی: بر هر دلی، شیطانی نشسته که اگر ذکر خدا شود، می رود و ذوب می گردد. و اگر ذکر خدا ترک شود، چون لقمه ای در دهان شیطان، فرو می رود و جذب او می گردد، در نتیجه شیطان او را خواهد فریفت و به لغزش و طغیانش وا می دارد.
چه بسا دعایی را با تکلف و زحمت و بدون توجه قلبی، آغاز کردیم، ولی آخرش با گریه و زاری و اصرار در سوال پایان پذیرفت، بلکه ترک دعا و در خواست از ذات اقدس الهی، موجب قساوت قلب می گردد و آن را تیره و تار می کند که اگر این عمل به درازا بکشد، دیگر هرگز نفس، میل باز گشت بدان را نخواهد داشت، اما اگر بدان عادت کند و خوب گیرد، با آن مانوس شده، عاشقش می گردد و مشتاقش می شود که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
541- الخیر عاده.
یعنی: کار نیک، عادت کردنی است.
و بسیار از افراد را دیده ایم که بعضی از اوقات، به دعا و گریه اشتیاق پیدا کرده بودند مانند اشتیاق مریض به سلامتی و شفا، و تشنه به آب گوارا. و به هنگام خلوت با پروردگار، نفسشان در راحتی، باطنشان در فراغت، عقلشان در آسایش و قلبشان در طمانینه و آرامش بود، نوری ایشان را تجلیل کرده بود و تاج قیمتی بر سر گذاشته با خدای خود همنشین بودند، سخن دل به او می گفتند و از رازقشان چیز طلب می کردند، او را که هم مالک دار فناست و هم مالک دار بقا، صدا می کردند و سلطان آسمان را نظر می نمودند.
از حضرت صادق علیه السلام سوال شد: چرا شب زنده داران، چهره هایشان از دیگران زیباتر است؟ فرمود:
542- لا نهم خلوا بالله سبحانه فکساهم بنوره
یعنی: چون آنان با خدای سبحان خلوت می کنند و او هم آنان را با نور خود می پوشاند.
از امام صادق علیه السلام از پدرش امام باقر علیه السلام نقل شده است که فرمود:
543- کان فیما اوحی الله الی موسی بن عمران علیه السلام: کذب من زعم انه یحبنی فاذا جنه اللیل نام. یابن عمران، لو رایت الذین یصلون لی فی الدجی و قد مثلث نفسی بین اعینهم یخاطبونی و قد جلیت عن المشاهده و تکلمونی و قد عززت عن الحضور. یا بن عمران، هب لی من عینیک الدموع و من قلبک الخشوع و من بدنک الخضوع ثم ادعنی فی ظلم اللیالی تجدنی قریباً مجیباً
یعنی: از جمله چیزهایی که خداوند متعال بر موسی بن عمران وحی کرد این بود: دروغ می گوید کسی که گمان می کند مرا دوست دارد، اما وقتی که شب او را فرا گرفت، می خوابد. ای فرزند عمران! چه خوب می شد اگر می دیدی افرادی را که در تاریکیها برای من نماز می ایستند در حالی که خود را در برابر چشمهایشان تمثیل داده ام ، با اینکه مقامک من رفیع است، اما آنان به صورت شهود با من خطاب می کنند و با اینکه من عزت دارم اما آنان به صورت حضور با من گفتگو می نمایند. ای فرزند عمران! به من از چشمانت اشک، از قلبت خشوع و از بدنت خضوع بده، آنگاه مرا در تاریکهای شب بخوان تا مرا نزدیک اجابت کننده بیایی.
روزی حضرت صادق علیه السلام به مفضل بن صالح فرمود:
545- یا مفضل، ان لله عباداً عاملوه بخالص من سره فعاملهم بخالص من بره فهم الذین تمر صحفهم یوم القیامه فرغاً و اذا و قفوا بین یدیه تعالی ملاها من سرما اسروا الیه. فقلت: یا مولای، و لم ذلک؟ فقال: اجلهم ان تطلع الحفظه علی ما بینه و بینهم
یعنی: ای مفضل! خداوند متعال را بندگانی است که از روی صفای اخلاصشان با او معامله می کنند و او نیز با خالص ترین نیکیهایش با آنان معامله می نماید، اینان کسانی اند که روز قیامت، نامه اعمالشان خالی است و وقتی در برابر حق قرار می گیرند، آنان نامه ها را از همان اسراری که با او داشتند، پر می نماید.
مفضل گوید: عرض کردم: ای مولای من! چرا چنین است؟ فرمود: ذات اقدس الهی آنان را بزرگترین از آن می داند که ملائکه از اسراری که بین او و ایشان هست آگاه گردند.
ای عزیز سالک! مبادا از این مقامات شریفی که از بهشت هم نفیس تر است، غافل بمانی، چرا نفیس تر نباشد و حال آنکه این مقامات، انسان را، هم به بهشت می رساند و هم به چیزی که از بهشت برتر است و آن مقام، رضوان الهی است که می فرماید:
- رضی الله عنهم و رضوا عنه(176)
یعنی: هم خدا از آنان راضی است و هم ایشان از خداوند.
-و رضوان من الله اکبر ذلک هو الفوز العظیم(177)
یعنی: و رضوان و خشنودی خدا از هر چیزی برتر است که آن پیروزی بزرگی است.
در حدیث قدسی آمده است:
546- عبادی الصدیق تنعموا بعبادتی فی الدنیا فانکم بها تتنعون فی الجنه
یعنی: بندگان صدیق من! در دنیا به نعمت عبادت من متنعم باشید؛ چون در بهشت از همین است که بهره خواهید برد.
امیر المومنین و سید الوصیین علیه السلام فرمود:
547- الجلسه فی الجامع خیر لی من الجلسه فی الجنه، فان الجلسه فیها رضی نفسی و الجامع فیها رضی ربی
یعنی: نشستن در مسجد جامع برای من بهتر است از نشستن در بهشت؛ چون اگر در بهشت بنشینم خودم راضی شده ام، ولی اگر در مسجد بنشینم پروردگارم راضی شده است.
به راهبی گفتند: چگونه بر تنهایی صبر می کنی؟
گفت: (تنها نیستم بلکه) همنشین پروردگارم می باشم، هرگاه بخواهم او با من سخن بگوید، کتابش را می خوانم و هرگاه بخواهم من با او حرف بزنم، نماز می گزارم.
از حضرت امام حسن علیه السلام روایت است که فرمود:
548- من انس بالله استوحش من الناس، و علامه الانس بالله الوحشه من الناس
یعنی: کسی که با خدا مانوس شد از مردم وحشت دارد و علامت انس با او، وحشت از مردم است.
مگر نخوانده ای آنچه را که ضرار بن ضمره لیثی از مقامات امیر المومنین علیه السلام بیان کرد؟ ماجرا از آنجا شد که معاویه لعنه الله به او گفت: علی علیه السلام را برایم توصیف کن.
ضرار گفت: مرا از این کار معاف بدار.
معاویه گفت: معافت نمی کنم.
ضرار (شروع به ذکر اوصاف آن حضرت کرد و) گفت: به خدا قسم! او مردی دور اندیش و قوی پنجه بود، سخنش موجب فیصله یافتن خصومت می شد و حکمش عین عدالت بود، علم از اطراف و جوانبش می بارید و سخنان حکمت آمیز از وجودش سرازیر بود، از دنیا و زیباییهایش وحشت داشت و با شب و وحشت آن، مانوس بود.
به خدا سوگند! که او اشکهای فراوان داشت و فکرهای طولانی، در حالی که کف دست خود را زیر و رو می کرد با خود سخن می گفت و با پروردگارش مناجات می نمود. لباس سخت و غذای خشن را دوست می داشت.
در میانمان چون یکی از ما بود، وقتی به خدمتش می رفتیم، به ما نزدیک می شد و چون از او چیزی می خواستیم، اجابتمان می کرد، با اینکه به ما نزدیک بود و ما نیز نسبت به او احساس نزدیکی می کردیم، ولی به خاطر هیبتش با او حرف نمی زدیم و به خاطر عظمتش چشمهایمان را به سویش بلند نمی کردیم، اگر تبسمی می کرد آنقدر کم بود که فقط دندانهای جلوی حضرت چون مروارید به رشته کشیده، پیدا بود، دینداران را بزرگ می شمرد و مساکین و بیچارگان را دوست می داشت، نه افراد نیرومند در او طمع می کردند که به باطل گرایش پیدا کند و نه ضعفا از عدالتش مایوس می گشتند.
خدای را شاهد می گیرم که او را در نیمه های شبی که تاریکی همه جا را فرا گرفته و ستارگان پنهان گشته بودند، دیدم در حالی که در محرابش ایستاده، محاسن مبارک و ستارگان پنهان گشته بودند، دیدم در حالی که در محرابش ایستاده، محاسن مبارک را در دست گرفته چون مار گزیده ای به خود می پیچید و صدای گریه و ناله جانسوزی از او بلند، گویا همین الان می شنوم که می گوید:
549- یا دنیا، یا دنیا، ابی تعرضت ام الی تشوقت؟ هیهات! هیهات! لا حان حینک غری غیری لا حاجه لی فیک قد طلقتک ثلاثاً لا رجعه فیها فعمرک قصیرو خطرک یسیر و املک حقیرت آه! آه! من قله الزاد و بعد السفر و وحشه الطریق و عظیم المورد
یعنی: ای دنیا! ای دنیا! آیا خودت را بر شخصی مانند من عرضه می داری یا به اظهار علاقه می کنی؟ هیهات! الان وقت تو نیست، غیر مرا فریب بده، من نیازی به تو ندارم، تو را سه مرتبه طلاق داده ام که بعد از آن رجوع، جایز نیست، عمر تو کوتاه، پست و مقامت بی ارزش و امید داشتن به تو خواری است.
آه! آه! از کمی توشه و دوری سفر و وحشتناک بودن راه و عظمت آنچه بر ما وارد خواهد شد.
سخن ضرار چون بدینجا رسید، کم کم اشکهای معاویه لعنه الله - بر موی صورتش جاری گشت و با آستینش آن را خشک کرد، اطرافیان نیز گریه گلوگیرشان شد. آنگاه معاویه گفت: به خدا سوگند! که ابوالحسن همینگونه که می گوید بود، بگو ببینم او را چقدر دوست داری؟
ضرار گفت: آن طور که ما در موسی، موسی علیه السلام را دوست می داشت و (البته می دانم که حق آن حضرت بیش از آن است لذا) عذر تقصیر به درگاه الهی می برم.
معاویه گفت: ای ضرار! چگونه بر فراق او صبر می کنی؟
ضرار پاسخ داد: همانند مادری که فرزندش را بر روی سینه اش سر بریده، باشند که چنین مادری هرگز اشکش خشک نخواهد شد و حرارتش آرام نخواهد گرفت.
در اینجا ضرار برخاست و در حالی که گریه می کرد از مجلس خارج شد.
معاویه به اطرافیانش گفت: اگر شما مرا از دست بدهید، یک نفر هم در میانتان نمی شود که مرا اینگونه ثنا گوید.
یکی از حاضران پاسخ داد که: شان هر کسی به اندازه همراه و رفیق اوست.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
19-08-2018, 21:45
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ب کشیدن دستها بر صورت:

ابن القداح از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
550- ما ابرز عبد یده الی الله العزیز الجبار الا استحیی الله عزوجل ان یردها صفراً، فاذا دعا احدکم فلا یرد یده حتی یمسح علی وجهه و راسه
یعنی: هیچ بنده ای دستش را به سوی خداوند عزیز و جبار آشکار نمی کند مگر آنکه خداوند عزیز و جلیل، شرم دارد از اینکه آن را خالی برگرداند، پس هر یک از شما دعا کرد، دستش را به صورت و سرش نکشیده، بر نگرداند.
از حضرت باقر علیه السلام روایت است که فرمود:
551- ما بسط عبد یده الی الله عزوجل الا استحیی الله ان یردها صفراً حتی یجعل فیها من فضله و رحمته ما یشاء، فاذا دعا احدکم فلا یرد یده حتی یمسح بها علی راسه و وجهه
یعنی: هیچ بنده ای دستش را به سوی خدای عزیز و جلیل نمی گشاید مگر آنکه ذات اقدس الهی شرم می کند از اینکه آن را خالی برگرداند و قدری از فضل و رحمتش آن مقدار که خود می خواهد در آن قرار ندهد، پس هر گاه یکی از شما دعا کرد، دستش را به سرو صورتش نکشیده، بر نگرداند.
در خبر دیگر آمده است که: به صورت و سینه اش بکشد.
و در دعای معصومین است علیهم السلام آمده است که:
552- و لم ترجع ید طالبه صفراً من عطائک ولا خائبه من نحل هباتک
یعنی: دست هیچ طلب کننده ای، خالی از عطایت و نا امید از بخشش تو باز نگشت.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
20-08-2018, 22:52
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ج دعا را با صلوات بر پیامبر و آلش علیهم السلام پایان بدهد که حضرت صادق علیه السلام فرمود:

-من کان له الی الله حاجه فلیبدا بالصلاه علی محمد و اله صلی الله علیه و آله و سلم ثم یسال حاجته یختم بالصلاه علی محمد واله فان الله عزوجل اکرم من ان یقبل الطرفین و یدع الوسط اذا الوسط اذا کانت الصلاه علی محمد واله تحجب عنه(178)
یعنی: کسی که حاجتی به درگاه الهی دارد، قبل از آن بر محمد آلش صلوات بفرستد، آنگاه حاجتش را بخواهد، بعد دعایش را با صلوات بر محمد و آلش به پایان ببرد؛ چون خداوند عزیز و جلیل کریم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسطش را رها نماید که صلوات بر محمد و آل محمد از او پوشیده نمی ماند (و مستجاب می گردد).










https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
22-08-2018, 22:06
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ج دعا را با صلوات بر پیامبر و آلش علیهم السلام پایان بدهد که حضرت صادق علیه السلام فرمود:

-من کان له الی الله حاجه فلیبدا بالصلاه علی محمد و اله صلی الله علیه و آله و سلم ثم یسال حاجته یختم بالصلاه علی محمد واله فان الله عزوجل اکرم من ان یقبل الطرفین و یدع الوسط اذا الوسط اذا کانت الصلاه علی محمد واله تحجب عنه(178)
یعنی: کسی که حاجتی به درگاه الهی دارد، قبل
د بعد از دعایش آنچه از حضرت صادق علیه السلام روایت شده را بگوید که فرمود:

553- اذا دعا الرجل فقال بعدما یدعو: ما شاء الله لا قوه الا بالله العلی العظیم، قال الله: استبتل عبدی و استسلم لامری اقضوا حاجته
یعنی: هرگاه فردی دعا کند و بعد از آن بگوید: هر چه خدا بخواهد که هیچ قدرتی جز از طریق خداوند علی و عظیم وجود ندارد، خداوند سبحان می گوید: بنده ام از خلق، بریده و تسلیم فرمان من گردیده است، حاجتش را بر آورید.
در خبر دیگری از حضرت علی علیه السلام روایت شده است که فرمود:
554- من احب ان یجاب دعاءه فلیقل بعد ما یفرغ: ما شاء الله استکانه لله، ما شاء الله تضرعاً الی الله، ما شاء الله توجهاً الی الله، ما شاء الله لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
یعنی: هر کس دوست دارد دعایش مستجاب شود، پس از فراغت از آن بگوید: هر چه خدا بخواهد که ما در برابرش خاضعیم هر چه خدا بخواهد که ما در برابرش متواضعیم، هر چه خدا بخواهد که توجه ما به اوست، هر چه خدا بخواهد که هیچ تحول و قدرتی جز به واسطه آن ذات علی و عظیم وجود ندارد.
از آن بر محمد آلش صلوات بفرستد، آنگاه حاجتش را بخواهد، بعد دعایش را با صلوات بر محمد و آلش به پایان ببرد؛ چون خداوند عزیز و جلیل کریم تر از آن است که دو طرف دعا را قبول کند و وسطش را رها نماید که صلوات بر محمد و آل محمد از او پوشیده نمی ماند (و مستجاب می گردد).






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
23-08-2018, 21:36
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




د بعد از دعایش آنچه از حضرت صادق علیه السلام روایت شده را بگوید که فرمود:

553- اذا دعا الرجل فقال بعدما یدعو: ما شاء الله لا قوه الا بالله العلی العظیم، قال الله: استبتل عبدی و استسلم لامری اقضوا حاجته
یعنی: هرگاه فردی دعا کند و بعد از آن بگوید: هر چه خدا بخواهد که هیچ قدرتی جز از طریق خداوند علی و عظیم وجود ندارد، خداوند سبحان می گوید: بنده ام از خلق، بریده و تسلیم فرمان من گردیده است، حاجتش را بر آورید.
در خبر دیگری از حضرت علی علیه السلام روایت شده است که فرمود:
554- من احب ان یجاب دعاءه فلیقل بعد ما یفرغ: ما شاء الله استکانه لله، ما شاء الله تضرعاً الی الله، ما شاء الله توجهاً الی الله، ما شاء الله لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
یعنی: هر کس دوست دارد دعایش مستجاب شود، پس از فراغت از آن بگوید: هر چه خدا بخواهد که ما در برابرش خاضعیم هر چه خدا بخواهد که ما در برابرش متواضعیم، هر چه خدا بخواهد که توجه ما به اوست، هر چه خدا بخواهد که هیچ تحول و قدرتی جز به واسطه آن ذات علی و عظیم وجود ندارد.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
24-08-2018, 23:46
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




د بعد از دعایش آنچه از حضرت صادق علیه السلام روایت شده را بگوید که فرمود:

553- اذا دعا الرجل فقال بعدما یدعو: ما شاء الله لا قوه الا بالله العلی العظیم، قال الله: استبتل عبدی و استسلم لامری اقضوا حاجته
یعنی: هرگاه فردی دعا کند و بعد از آن بگوید: هر چه خدا بخواهد که هیچ قدرتی جز از طریق خداوند علی و عظیم وجود ندارد، خداوند سبحان می گوید: بنده ام از خلق، بریده و تسلیم فرمان من گردیده است، حاجتش را بر آورید.
در خبر دیگری از حضرت علی علیه السلام روایت شده است که فرمود:
554- من احب ان یجاب دعاءه فلیقل بعد ما یفرغ: ما شاء الله استکانه لله، ما شاء الله تضرعاً الی الله، ما شاء الله توجهاً الی الله، ما شاء الله لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
یعنی: هر کس دوست دارد دعایش مستجاب شود، پس از فراغت از آن بگوید: هر چه خدا بخواهد که ما در برابرش خاضعیم هر چه خدا بخواهد که ما در برابرش م
ه حالات بعد از دعایش بهتر از قبل باشد؛ چون چه بسا گناهان بعدی مانع از نفوذ دعا گردند مگرنشنیدهای که در دعای معصومین-علیهم السلام آمده است:

555- و اعوذ بک من الذنوب التی ترد الدعاء، و اعوذ بک من الذنوب التی تحبس القسم
یعنی: از گناهانی که دعا را بر می گرداند به تو پناه می برم، از گناهانی که قسم را حبس می کند به تو پناهنده می شویم.
ابن مسعود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود:
556- اتقوا الذنوب فانها ممحقه للخیرات، ان العبد لیذنب الذنب فینسی به العلم الذی کان قد علمه، و ان العبد لیذنب الذنب فیمتنع به من قیام اللیل ، و ان العبد لیذنب فیحرم به الرزق و قد کان هیناً له ثم تلا هذه: انا بلوناهم کم بلونا اصحاب الجنه اذ اقسموا لیصر منها مصبحین...(179)
یعنی: گناهان پرهیز کنید؛ چون موجب نابودی خیرات می شوند. بنده گناه می کند و در اثر آن، علمی را که می دانسته فراموش می نماید. بنده گناه می کند و به واسطه آن از نماز شب، باز می ماند. بنده گناه می کند و از آن روزی که به آسانی باید به او برسد، محروم می شود. آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمود: ما ایشان را به قحطی و سختی مبتلا می کنیم همچنانکه اهل آن بستان را مبتلا ساختیم که شبی قسم خوردند تا صبحگاهان میوه ها را بچینند ولی حقی برا فقرا قرار ندهند، به همین خاطر شبانه آتش عذابی از جانب خداوند متعال بر آن باغ وارد شد....
روایت شده است که خداوند متعال در زبور حضرت داود علیه السلام فرمود:
557- یابن ادم! تسالنی لعلمی بما ینفعک ثم تلح علی بالمساله فاعطیک ما سالت فتستعین به علی معصیتی فاهم بهتک سترک فتدعونی فاستر علیک فکم من جیمل اصنع معک و کم من قبیح تصنع معی یوشک ان اغضب علیک غضبه لا ارضی بعدها ابداً
یعنی: ای فرزند آدم! از من درخواست می کنی تا آنچه را که من می دانم برایت منفعت دارد به تو بدهم و اصرار نیز می نمایی، من هم آن را به تو می دهم اما تو از آن در راه معصیت من کمک می گیری ، من هم پرده دری می کنم و گناهانت را آشکاری سازم که تو دعا می کنی و من نیز گناهانت را بر تو می پوشانم، پس چه کارهای زیبایی که من با تو انجام می دهم و چه رفتار زشتی تو با من می نمایی، نزدیک است آنچنان بر تو غضب کنم که دیگر بعد از آن هرگز از تو راضی نگردم.
در آنچه بر حضرت عیسی علیه السلام وحی شده، آمده است:
558- ولا یغرنک المتمرد علی بالعصیان یاکل رزقی و یعبد غیری ثم یدعونی عند الکرب فاجیبه ثم یرجع الی ما کان علیه فعلی یتمرد ام لسخطی یتعرض؟ فبی حلفت لا خذنه اخذه لیس منها منجاً ولا دونی ملجا این یهرب؟ من سمائی و ارضی؟
یعنی: مبادا فریبت بدهد که فردی با عصیان و گناه بر من گردنکشی می کند و روزی مرا هم می خورد، اما بنده غیر من است، با این حال هرگاه در سختیها مرا بخواند اجابتش می کنم ولی باز به همان تمرد و گردنکشی سابقش باز می گردد، آیا در برابر من گردنکشی می کند یا خشم مرا بر می انگیزاند؟ به خودم قسم یاد می کنم که آنچنان او را بگیرم که راه گریزی نداشته، غیر از من پناهگاهی برایش نباشد، کجا فرار می کند؟ از آسمان و زمین من؟.
از حضرت باقر علیه السلام روایت است که فرمود:
559- ان العبد لیسال الله تعالی حاجه من حوائج الدنیا فیکون من شان الله تعالی قضاوها الی اجل قریب او بطی ء فیذنب العبد عند ذلک الوقت ذنباً فیقول للملک الموکل بحاجته: لا تنجزها فانه قد تعرض لسخطی و قد استوجب الحرمان منی
یعنی: بنده ای، از خدا حاجتی از حوایج دنیا را طلب می کند و از شان و مقام خداوند متعال هم این است که آن را زود یا دیر بر آورده سازد، اما در این میان، آن بنده گناه می کند، در اینجا ذات اقدس الهی به فرشته ای که مامور بر آوردن آن حاجت بوده می گوید: حاجتش را روان ساز، چون او مرا خشمگین ساخته و استحقاق محرومیت از من را دارد.
تواضعیم، هر چه خدا بخواهد که توجه ما به اوست، هر چه خدا بخواهد که هیچ تحول و قدرتی جز به واسطه آن ذات علی و عظیم وجود ندارد.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
25-08-2018, 17:38
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ه حالات بعد از دعایش بهتر از قبل باشد؛ چون چه بسا گناهان بعدی مانع از نفوذ دعا گردند مگرنشنیدهای که در دعای معصومین-علیهم السلام آمده است:

555- و اعوذ بک من الذنوب التی ترد الدعاء، و اعوذ بک من الذنوب التی تحبس القسم
یعنی: از گناهانی که دعا را بر می گرداند به تو پناه می برم، از گناهانی که قسم را حبس می کند به تو پناهنده می شویم.
ابن مسعود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده است که فرمود:
556- اتقوا الذنوب فانها ممحقه للخیرات، ان العبد لیذنب الذنب فینسی به العلم الذی کان قد علمه، و ان العبد لیذنب الذنب فیمتنع به من قیام اللیل ، و ان العبد لیذنب فیحرم به الرزق و قد کان هیناً له ثم تلا هذه: انا بلوناهم کم بلونا اصحاب الجنه اذ اقسموا لیصر منها مصبحین...(179)
یعنی: گناهان پرهیز کنید؛ چون موجب نابودی خیرات می شوند. بنده گناه می کند و در اثر آن، علمی را که می دانسته فراموش می نماید. بنده گناه می کند و به واسطه آن از نماز شب، باز می ماند. بنده گناه می کند و از آن روزی که به آسانی باید به او برسد، محروم می شود. آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمود: ما ایشان را به قحطی و سختی مبتلا می کنیم همچنانکه اهل آن بستان را مبتلا ساختیم که شبی قسم خوردند تا صبحگاهان میوه ها را بچینند ولی حقی برا فقرا قرار ندهند، به همین خاطر شبانه آتش عذابی از جانب خداوند متعال بر آن باغ وارد شد....
روایت شده است که خداوند متعال در زبور حضرت داود علیه السلام فرمود:
557- یابن ادم! تسالنی لعلمی بما ینفعک ثم تلح علی بالمساله فاعطیک ما سالت فتستعین به علی معصیتی فاهم بهتک سترک فتدعونی فاستر علیک فکم من جیمل اصنع معک و کم من قبیح تصنع معی یوشک ان اغضب علیک غضبه لا ارضی بعدها ابداً
یعنی: ای فرزند آدم! از من درخواست می کنی تا آنچه را که من می دانم برایت منفعت دارد به تو بدهم و اصرار نیز می نمایی، من هم آن را به تو می دهم اما تو از آن در راه معصیت من کمک می گیری ، من هم پرده دری می کنم و گناهانت را آشکاری سازم که تو دعا می کنی و من نیز گناهانت را بر تو می پوشانم، پس چه کارهای زیبایی که من با تو انجام می دهم و چه رفتار زشتی تو با من می نمایی، نزدیک است آنچنان بر تو غضب کنم که دیگر بعد از آن هرگز از تو راضی نگردم.
در آنچه بر حضرت عیسی علیه السلام وحی شده، آمده است:
558- ولا یغرنک المتمرد علی بالعصیان یاکل رزقی و یعبد غیری ثم یدعونی عند الکرب فاجیبه ثم یرجع الی ما کان علیه فعلی یتمرد ام لسخطی یتعرض؟ فبی حلفت لا خذنه اخذه لیس منها منجاً ولا دونی ملجا این یهرب؟ من سمائی و ارضی؟
یعنی: مبادا فریبت بدهد که فردی با عصیان و گناه بر من گردنکشی می کند و روزی مرا هم می خورد، اما بنده غیر من است، با این حال هرگاه در سختیها مرا بخواند اجابتش می کنم ولی باز به همان تمرد و گردنکشی سابقش باز می گردد، آیا در برابر من گردنکشی می کند یا خشم مرا بر می انگیزاند؟ به خودم قسم یاد می کنم که آنچنان او را بگیرم که راه گریزی نداشته، غیر از من پناهگاهی برایش نباشد، کجا فرار می کند؟ از آسمان و زمین من؟.
از حضرت باقر علیه السلام روایت است که فرمود:
559- ان العبد لیسال الله تعالی حاجه من حوائج الدنیا فیکون من شان الله تعالی قضاوها الی اجل قریب او بطی ء فیذنب العبد عند ذلک الوقت ذنباً فیقول للملک الموکل بحاجته: لا تنجزها فانه قد تعرض لسخطی و قد استوجب الحرمان منی
یعنی: بنده ای، از خدا حاجتی از حوایج دنیا را طلب می کند و از شان و مقام خداوند متعال هم این است که آن را زود یا دیر بر آورده سازد، اما در این میان، آن بنده گناه می کند، در اینجا ذات اقدس الهی به فرشته ای که مامور بر آوردن آن حاجت بوده می گوید: حاجتش را روان ساز، چون او مرا خشمگین ساخته و استحقاق محرومیت از من را دارد.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
27-08-2018, 10:19
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




آثار گناهان

معصومین علیهم السلام در دعایشان، از انواع گناهان، به ذات اقدس الهی پناه می بردند، اما تفسیر (و توضیح آثار) آنها در روایتی که از امام زین العابدین علیه السلام وارد شده اینگونه آمده است:
560- ان الذنوب التی تغیر البغی علی الناس، و الزوال عن العاده فی الخیر، و اصطناع المعروف، و کفران النعم، و ترک الشکر، قال الله تعالی:
یعنی: گناهانی که موجب تغییر نعمت الهی می شوند، عبارتند از: ظلم بر مردم، کار خیری را که به آن عادت کرده یا عمل معروفی را ترک کند. و کفران نعمت و ترک شکر نماید که خداوند متعال می فرماید.
-ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما با نفسهم(180)
یعنی: خداوند متعال، حال هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم، حالشان را تغییر دهند.
-و الذنوب التی تورث الندم: قتل النفس التی حرم الله، قال الله تعالی فی قصه قابیل حین قتل اخاه فعجز عن دفنه: فاصبح من النادمین(181)
یعنی: گناهانی که پشیمانی بر جای می گذارند عبارتند از: کشتن کسی که قتلش حرام است، خداوند متعال در مورد قابیل که برادرش را کشت و از دفنش عاجز مانده می فرماید: (قابیل) پشیمان گردید.
-و ترک صله الرحم حین یقدر، و ترک الصلاه حتی یخرج وقتها، وترک الوصیه ورد المظالم و منع الزکاه حتی یحضر الموت و ینغلق اللسان
یعنی: و ترک صله رحم در صورتی که قادر بدان باشد، نماز را نخواند تا وقتش بگذرد، ترک وصیت ورد مظالم، و ندادن زکات تا زمانی که مرگ فرا برسد و زبان بسته گردد.
-و الذنوب التی تدفع القسم: اظهار الافتقار، و النوم عن صلاه العتمه، و عن صلاه الغداه، و استحقار النعم و الشکوی علی المعبود عزوجل
یعنی: گناهانی که بهره و نصیب (از فیوضات الهی) را دفع می نماید عبارتند از: اظهار فقر و احتیاج نمودن، در وقت نماز عشاء و نماز صبح، خوابیدن (و آن دو را به جای نیاورند)، نعمتهای الهی را کوچک شمردن. و از خداوند عزیز و جلیل ، شکایت کردن.
-و الذنوب التی تهتک العصم: شرب الخمر ، ولعب القمار، و تعاطی ما یضحک الناس، و اللغو و المزاح، و ذکر عیوب الناس، و مجالسه اهل الریب
یعنی: گناهانی که پرده عصمت را می درند عبارتند از: شرابخواری، قماربازی، انجام کاری که مردم را بخنداند، سخن بیهوده، شوخی کردن، ذکر عیبهای مردم. و با کسانی که عقاید و اعمالشان مشکوک است، نشست و برخاست داشتن.
-و الذنوب التی تنزل البلاء: ترک اغاثه الملهوف، و ترک اعانه المظلوم، و تضیع الامر بالمعروف و النهی عن المنکر
یعنی: گناهانی که موجب نزول بلاست عبارتند: از یاری نکردن کسی که دادرس می طلبد، کمک نکردن مظلوم، و امر به معروف و نهی از منکر را ضایع نمودن.
-و الذنوب التی تدیل الاعداء: المجاهره بالظلم، و اعلان الفجور، و اباحه المحظور، و عصیان الاخیار، و الانقیاد الی الاشرار
یعنی: گناهانی که دشمنان را پیروز می کند عبارتند از: آشکارا ظلم نمودن، علنی مرتکب گناه شدن، حرام را حلال شمرند، در برابر نیکان سرکشی نمودن. و از اشرار و بدان، اطاعت کردن.
-و الذنوب التی تعجل الفناء: قطیعه الرحم، و الیمین الفاجره، والا قاویل الکاذبه، و الزنا، و سد طرق المسلمین، و ادعاء الامامه بغیر حق
یعنی: گناهانی که موجب تعجیل مرگ می گردند عبارتند از: قطع رحم نمودن، قسم نا حق خوردن، سخن دروغ گفتن: زنا کردن، راههای مسلمانان را بستن(182) و به ناحق ادعای رهبری داشتن.
-و الذنوب التی تقطع الرجاء: الیاس من روح الله، و القنوط من رحمه الله، و الثقه بغیر الله تعالی، و التکذیب بوعد الله تعالی
یعنی: گناهانی که موجب قطع امید می گردد عبارتند از: مایوس شدن از لطف خداوند، نا امید گشتن از رحمت خدا، به غیر خداوند متعال تکیه کردن و وعده های الهی را دروغ پنداشتن.
-و الذنوب التی تظلم الهواء: السحر و الکهانه و الا یمان بالنجوم و التکذیب بالقدر و عقوق الوالدین
یعنی: گناهانی که آسمان را تیره می سازند (و موجب سلب قدرت تشخیص حق از باطل می گردند) عبارتند از: جادوگری، پیشگویی، ایمان به ستارگان (بدین معنا که آنها را در سرنوشت انسان موثر دانستن) ، قضا و قدر الهی را دروغ خواندن. و عاق والدین شدن.
-و الذنوب التی تکشف الغطاء: الا ستدانه بغیر نیه الا داء، والا سراف فی النفقه، و البخل علی الا هل و الاولاد و ذوی الارحام، و سوء الخلق، و قله الصبر، و استعمال الضجر و الکسل و الا ستهانه با هل الدین
یعنی: گناهانی که موجب پرده دری می گردند عبارتند از: قرض کردن با این نیت که آن را نپردازد، در مخارج زندگی زیاده روی نمودن، در پرداخت مخارج زندگی خانواده و فرزندان و نزدیکان، بخل ورزیدن، بد اخلاقی، کم طاقتی، بی قراری و تنبلی. و دینداران را خود دانستن.
-و الذنوب التی ترد الدعاء: سوءالنبه، و خبث السریره، و النفاق مع الاخوان، و ترک التصدیق بالا جابه، و تاخیر الصلوات المفروضه حیث تذهب اوقاتها
یعنی: و گناهانی که موجب برگشتن دعا می شوند عبارتند از: نیت بد داشتن، در باطن، پلید بودن ، با برادران دین، دو رویی و نفاق نمودن، برادران دینی را با ترک اجابت، تصدیق نکردن. و نمازهای واجب را به تاخیر انداختن تا وقتشان بگذرد.
از تمام اینها به ذاتت اقدس الهی و لطف و کرمش پناه می بریم.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
28-08-2018, 13:36
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




مباهله(183)

در اینجا دو بحث هست:
اول در وقت آن: اگر امکان دارد، در وقتی که روایت شده انجام پذیرد. او حمزه ثمالی (ره) از امام باقر علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
561- الساعه التی تباهل فیها ما بین طلوع الفجر الی طلوع الشمس
یعنی: زمان مباهله، بین طلوع فجر و طلوع آفتاب است).
دوم در کیفیت آن: محمد بن ابی عمیر از محمد بن حکیم از ابی مسروق روایت کرده است که گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: ما در بحث با مخالفین ولایت شما، آیه کریمه سوره نساء را می آوریم که می فرماید:
-اطیعوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم(184)
یعنی: فرمان خدا و رسول و فرمانداران (از طرف خدا و رسول) را اطاعت کنید.
آنان در پاسخ می گویند: این آیه در مورد اطلاع از فرماندهان لشکرهایی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به جنگ می فرستادند (و ربطی به مساله امامت ائمه علیهم السلام ندارد).
با آنان به آیه سوره مائده احتجاج می کنیم که می فرماید:
-انما و لیکم الله و رسوله و الذین امنو الذین یقیمون الصلوه(185)
یعنی: ولی شما تنها خدا و رسولش و آن مومنینی که نماز را بر پا می دارند، می باشند(186)
می گویند: خداوند متعال در این آیه دستور اطاعت از مومنین به طور کلی را صادر کرده نه اشخاص معین، آنگونه که شما می گویید.
و هرگاه به آیه سوره شوری استدلال می کنیم که می فرماید:
-قل لا اسالکم علیه اجراً الا الموده فی القربی(187)
یعنی: بگو من شما اجر و پاداشی نمی خواهم مگر اینکه به خویشاوندان محبت کنید.
می گویند: این آیه در مورد نزدیکان مسلمین است (نه خصوص نزدیکان پیامبر)(188)
ابی مسروق می گوید: هر دلیلی که در ذهنم بود در حضور حضرت ذکر کردم که ایشان در پاسخ به من فرمودند:
562- اذا کان لکم ذلک فادعهم الی المباهله
یعنی: هرگاه چنین چیزی پیش آمد، اینان را به مباهله دعوت کن.
گفتم چکار کنم؟ فرمود:
-اصلح نفسک ثلاثاً و اظنه قال: صم و اغتسل و ابرز انت و هو الی الجبان فشبک اصابعک من یدک الیمنی فی اصابعه و ابدء بنفسک فقل:
یعنی: سه روز خود را اصلاح کن گمان می کنم فرمود روزه بگیر و غسل بنما آنگاه با هم به بیابان بروید، بعد انگشتان دست راست خود را در انگشتان دست او قرار بده و اول از خود شروع کرده بگو:.
-اللهم رب السموات السبع و رب الارضین السبع عالم الغیب و الشهاده الرحمن الرحیم ان کان ابو مسروق جحد حقاً و ادعی فانزل علیه حسباناً من السماء او عذاباًالیماً
یعنی: ای خدایی که پروردگار آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه ای! ای خدایی که هم غیب را می دانی و هم شهادت را! ای خدای رحمان و رحیم! اگر ابو مسروق حرف حقی را انکار می کند و مدعی سخن باطلی است، بر او از آسمان، تیر یا عذابی دردناک فرود آور.
- ثم رد الدعوه فقل:.
یعنی: آنگاه دعا را به او برگردان و بگو:.
-و ان کان فلان حجد حقاً و ادعی باطلاً فانزل علیه حسباناً من السماء او عذاباً الیماً
یعنی: و اگر فلانی حقی را انکار می کند و مدعی باطلی است، بر او از آسمان، تیر یا عذابی دردناک فرود آور.
آنگاه حضرت فرمود:
-فانک لا تلبث ان تری ذلک فیه فوالله ما وجدت خلقاً یجبینی الیه
یعنی: اگر چنین کنی، بزودی عذاب بر او فرود می آید و) احتیاجی به درنگ نیست، به خدا سوگند! مخلوقی را نیافتم که دعوت من برای مباهله را پاسخ مثبت گوید (و حاضر به مباهله با من شود).
از ابن عباس نقل است که گوید: انگشتانت را در انگشتان او فرو ببر و باز کن، آنگاه بگو: خدایا! اگر فلانی حقی را انکار می کند یا به باطلی اقرار دارد، از آسمان تیری یا عذاب دردناکی از جانب خودت به او برسان، آنگاه هفتاد مرتبه او را لعنت کن.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
29-08-2018, 20:54
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





خاتمه

تا اینجا، شرایط و آداب قبل از دعاء همراه دعا و بعد از دعا روشن شد که از جمله آن آداب، مخفی داشتن دعا بود. این شرط نسبت به سایر شروط و آداب، مانند سلطانی است که بر آنها حکومت و دعا را حفظ می نماید؛ چون در این صورت است که دعا از دشمن تمام اعمال انسان و نابود کننده آنها، حفظ می ماند، بلکه دشمنی که اگر همراه اعمال انسان باشد، به جای ثواب، عقاب نصیبش می گردد.
این دشمن، ریا می باشد، ای کاش! ریا کار تنها ثوابش از بین می رفت و از عقاب سالم می ماند.
دشمن و آفت دیگری هم مشابه ریا وجود دارد و آن عجب است که موجب نابودی عمل و غضب پروردگار عالمیان می گردد، بنابر این، سزاوار است در اینجا در مورد این دو آفت، بحثی داشته باشیم.
ریا

منظور از ریا- که همان شرک خفی است آن است که انسان کارهایی را که ظاهرش اطاعت پروردگار است، انجام بدهد ولی هدفش تقرب به او نباشد بلکه مقصود، ایجاد منزلت در قلوب خلق خدا باشد تا او را احترام کنند و نیازهایش را بر طرف سازند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
563- من صلی صلاه یرائی بها فقد اشرک
یعنی: کسی که یک نماز ریاکارانه بخواند، مشرک شده است(189)
آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمود:
-قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فمن کان یرجو القاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً ولا یشرک بعباده ربه احداً(190)
یعنی: بگو همانا من هم بشری چون شما هستم، بر من وحی می شود که معبود شما معبود واحدی است، پس هر کس امید به دیدار پروردگارش دارد، عمل صالح انجام دهد و احدی را شریک پروردگارش قرار ندهد.
و از آن حضرت نقل است که خداوند سبحان می فرماید:
564- انا خیر شریک، و من اشرک معی شریکاً فی عمله فهو لشریکی دونی لانی لا اقبل الا ما خلص لی
یعنی: من بهترین شریک هستم، اگر کسی در کارهایش غیر او مرا شرایکم قرار دهد، آن عمل را نپذیرفته، به شریکم واگذارش می کنم، چون من تنها چیزهایی را که پاک و خالص برای خودم باشد، می پذیریم.
در حدیث دیگر آمده است که:
565- انی اغنی الشرکاء ، فمن عمل عملاً ثم اشرک فیه غیری فانا منه بری ء و هو للذی اشرک به دونی
یعنی: من بی نیازترین شریک هستم، کسی که برایم کاری انجام دهد و دیگری را در آن کار برایم شریک کند، من دست از آن عمل می کشم و آن را به شریکم می دهم.
و فرمود:
566- ان لکل حق حقیقه، و ما بلغ عبد حقیقه الاخلاص حتی لا یحب ان یحمد علی شی ء من عمل الله
یعنی: هر چیز حقی، باطن و حقیقتی دارد، هرگز بنده ای به باطن و حقیقت اخلاص نمی رسد مگر آنکه دوست نداشته در برابر عملی که برای خدا انجام داده او را ستایش کنند.
بدانکه مخفی داشتن دعا همچنانکه در آغاز، مطلوب بود، در تداوم و بعد از دعا نیز محبوب و مطلوب است، بنابر این، باید آن را مخفی داشته با اظهار کردن، نابودش نکنی و همیشه به دنبال خلوتگاهی باشی که خلوت کردن از مردم، کمک بزرگی بر دفع ریا می باشد.
اما اگر در میان مردم هستی (مسئولیت تو سنگین تر است) باید اخلاصت را حفظ کنی و چیزی را با آن مخلوط نسازی، این خود بزرگترین درجه از درجات مخلصین است که خلوت و آشکار، نزد آنان مساوی باشد و این به دست نمی آید مگر اینکه انسان معرفت حقیقی به سه چیز پیدا کند:
1- به خداوند ( و اینکه همه چیز در دست اوست).
2- به خلق خداوند (و اینکه هیچ چیزی در دست آنان نیست).
3- به شرافت و کرامت نفس و همت بلند خودش.
در این صورت است که بود و نبود مردم مساوی خواهد بود. و گویا به همین مطلب اشاره دارد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنجا که می فرماید:
567- یا ابا ذر، لا یفقه الرجل کل الفقه حتی یری الناس امثال الا باعر فلا یحفل بوجودهم ولا یغیره ذلک کما لا یغیره وجود بعیر عنده
یعنی: ای ابا ذر هرگز کسی فقیه نمی شود آن هم درجه بالایش مگر آنکه مرم نزد او چون شترانی باشند که باکی به وجود آنان نداشته باشد، بودن مردم، تغییری در او ایجاد نکند، همچنانکه بودن شتر، تغییری در او ایجاد نمی کند.
این حدیث تا اینجا اینگونه معنا شده، اما دنباله آن دلالت بر تواضع دارد؛
چون در ادامه می فرماید:
-ثم یرجع الی نفسه فیکون اعظم حاقر لها
یعنی: آنگاه به نفس خود نظر کند و آن را از همه پست تر قرار دهد.
نظیر این، حدیث یکی از اصحاب ماست که:
568- ان الله سبحانه اوحی الی موسی علیه السلام: اذا جئت للمناجاه فاصحب معک من تکون خیراً منه، فجعل موسی لا یعترض احداً الا و هو لا یجسر ان یقول: انی خیر منه فنزل عن الناس و شرع فی اصناف الحیوانات حتی مر بکلب اجرب فقال: اصحب هذا فجعل فی عنقه حبلاً ثم جر به، فلما کان فی بعض الطریق شمر الکلب من الحبل و ارسله، فلما جاء الی مناجاه الرب سبحانه قال: یا موسی، این ما امرتک به؟ قال: یا رب، لم اجده. فقال الله تعالی: و عزتی و جلالی، لو اتیتنی باحد لمحوتک من دیوان النبوه
یعنی: خداوند سبحان به حضرت موسی علیه السلام وحی کرد که: هرگاه برای مناجات نزد من می آیی، فردی را به همراهت بیاور که تو از او بهتر باشی، موسی علیه السلام هر کس را که می دید، جرات نمی کرد بگوید من از او بهترم، لذا دست از مردم برداشت و در میان انواع حیوانات، شروع به جستجو کرد تا اینکه به سگ گر گرفته ای برخورد کرد، با خود گفت: این را با خود می برم، در گردنش ریسمانی انداخت و او را با خود کشید، در میان راه ریسمان را گشود و سگ را رها کرد، وقتی به مقام مناجات رسید، پروردگار سبحان به او فرمود: ای موسی ! کجاست آنچه که ما به تو امر کردیم؟ گفت: پروردگارا! آن را نیافتم.
خداوند متعال فرمود: به عزت و جلالم قسم! اگر حتی یک نفر را می آوردی، نام تو را از دیوان نبوت پاک می کردم.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
31-08-2018, 22:56
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





ریا

منظور از ریا- که همان شرک خفی است آن است که انسان کارهایی را که ظاهرش اطاعت پروردگار است، انجام بدهد ولی هدفش تقرب به او نباشد بلکه مقصود، ایجاد منزلت در قلوب خلق خدا باشد تا او را احترام کنند و نیازهایش را بر طرف سازند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
563- من صلی صلاه یرائی بها فقد اشرک
یعنی: کسی که یک نماز ریاکارانه بخواند، مشرک شده است(189)
آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمود:
-قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فمن کان یرجو القاء ربه فلیعمل عملاً صالحاً ولا یشرک بعباده ربه احداً(190)
یعنی: بگو همانا من هم بشری چون شما هستم، بر من وحی می شود که معبود شما معبود واحدی است، پس هر کس امید به دیدار پروردگارش دارد، عمل صالح انجام دهد و احدی را شریک پروردگارش قرار ندهد.
و از آن حضرت نقل است که خداوند سبحان می فرماید:
564- انا خیر شریک، و من اشرک معی شریکاً فی عمله فهو لشریکی دونی لانی لا اقبل الا ما خلص لی
یعنی: من بهترین شریک هستم، اگر کسی در کارهایش غیر او مرا شرایکم قرار دهد، آن عمل را نپذیرفته، به شریکم واگذارش می کنم، چون من تنها چیزهایی را که پاک و خالص برای خودم باشد، می پذیریم.
در حدیث دیگر آمده است که:
565- انی اغنی الشرکاء ، فمن عمل عملاً ثم اشرک فیه غیری فانا منه بری ء و هو للذی اشرک به دونی
یعنی: من بی نیازترین شریک هستم، کسی که برایم کاری انجام دهد و دیگری را در آن کار برایم شریک کند، من دست از آن عمل می کشم و آن را به شریکم می دهم.
و فرمود:
566- ان لکل حق حقیقه، و ما بلغ عبد حقیقه الاخلاص حتی لا یحب ان یحمد علی شی ء من عمل الله
یعنی: هر چیز حقی، باطن و حقیقتی دارد، هرگز بنده ای به باطن و حقیقت اخلاص نمی رسد مگر آنکه دوست نداشته در برابر عملی که برای خدا انجام داده او را ستایش کنند.
بدانکه مخفی داشتن دعا همچنانکه در آغاز، مطلوب بود، در تداوم و بعد از دعا نیز محبوب و مطلوب است، بنابر این، باید آن را مخفی داشته با اظهار کردن، نابودش نکنی و همیشه به دنبال خلوتگاهی باشی که خلوت کردن از مردم، کمک بزرگی بر دفع ریا می باشد.
اما اگر در میان مردم هستی (مسئولیت تو سنگین تر است) باید اخلاصت را حفظ کنی و چیزی را با آن مخلوط نسازی، این خود بزرگترین درجه از درجات مخلصین است که خلوت و آشکار، نزد آنان مساوی باشد و این به دست نمی آید مگر اینکه انسان معرفت حقیقی به سه چیز پیدا کند:
1- به خداوند ( و اینکه همه چیز در دست اوست).
2- به خلق خداوند (و اینکه هیچ چیزی در دست آنان نیست).
3- به شرافت و کرامت نفس و همت بلند خودش.
در این صورت است که بود و نبود مردم مساوی خواهد بود. و گویا به همین مطلب اشاره دارد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آنجا که می فرماید:
567- یا ابا ذر، لا یفقه الرجل کل الفقه حتی یری الناس امثال الا باعر فلا یحفل بوجودهم ولا یغیره ذلک کما لا یغیره وجود بعیر عنده
یعنی: ای ابا ذر هرگز کسی فقیه نمی شود آن هم درجه بالایش مگر آنکه مرم نزد او چون شترانی باشند که باکی به وجود آنان نداشته باشد، بودن مردم، تغییری در او ایجاد نکند، همچنانکه بودن شتر، تغییری در او ایجاد نمی کند.
این حدیث تا اینجا اینگونه معنا شده، اما دنباله آن دلالت بر تواضع دارد؛
چون در ادامه می فرماید:
-ثم یرجع الی نفسه فیکون اعظم حاقر لها
یعنی: آنگاه به نفس خود نظر کند و آن را از همه پست تر قرار دهد.
نظیر این، حدیث یکی از اصحاب ماست که:
568- ان الله سبحانه اوحی الی موسی علیه السلام: اذا جئت للمناجاه فاصحب معک من تکون خیراً منه، فجعل موسی لا یعترض احداً الا و هو لا یجسر ان یقول: انی خیر منه فنزل عن الناس و شرع فی اصناف الحیوانات حتی مر بکلب اجرب فقال: اصحب هذا فجعل فی عنقه حبلاً ثم جر به، فلما کان فی بعض الطریق شمر الکلب من الحبل و ارسله، فلما جاء الی مناجاه الرب سبحانه قال: یا موسی، این ما امرتک به؟ قال: یا رب، لم اجده. فقال الله تعالی: و عزتی و جلالی، لو اتیتنی باحد لمحوتک من دیوان النبوه
یعنی: خداوند سبحان به حضرت موسی علیه السلام وحی کرد که: هرگاه برای مناجات نزد من می آیی، فردی را به همراهت بیاور که تو از او بهتر باشی، موسی علیه السلام هر کس را که می دید، جرات نمی کرد بگوید من از او بهترم، لذا دست از مردم برداشت و در میان انواع حیوانات، شروع به جستجو کرد تا اینکه به سگ گر گرفته ای برخورد کرد، با خود گفت: این را با خود می برم، در گردنش ریسمانی انداخت و او را با خود کشید، در میان راه ریسمان را گشود و سگ را رها کرد، وقتی به مقام مناجات رسید، پروردگار سبحان به او فرمود: ای موسی ! کجاست آنچه که ما به تو امر کردیم؟ گفت: پروردگارا! آن را نیافتم.
خداوند متعال فرمود: به عزت و جلالم قسم! اگر حتی یک نفر را می آوردی، نام تو را از دیوان نبوت پاک می کردم.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-09-2018, 20:31
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



خطرات ریا

ریا سه خطر دارد:
اول مربوط به زمان قبل از عمل است به این نحو که از ابتدا، کارش را برای دیدن مردم شروع کند و انگیزه دینی در کارش نباشد، این چنین ریایی را حتماً باید ترک کرد؛ چون معصیت است و به هیچ وجه، طاعت پروردگار نمی باشد و همان است که فرمود:
569- الریاء شرک خفی.
یعنی: ریا، شرکی است پنهان.
بنابر این، اگر انسان بتواند انگیزه ریا را بر دارد و نفس را وادار به عمل برای خدای تعالی کند، شروع نماید والا ارگ دعا را ترک کند، سالمتر می ماند (تا اینکه دعای ریاکارانه داشته باشد).
دوم عزمش بر این بود که دعا را برای خداوند متعال انجام بدهد، منتها در همان ابتدای کار، ریا، بر او عارض گردیده است.
در اینجا سزاوار نیست عمل را ترک کند؛ چون انگیزه او دینی بوده، بنابر این، وظیفه اش این است که از طرفی عمل را آغاز کند و از طرف دیگر با نفسش جهاد نماید تا ریا را برداشته، اخلاص را جایگزینش گرداند که راه رسیدن به آن خواهد آمدن ان شاء الله تعالی. مضافاً به اینکه: اگر به خاطر عارض شدن ریا بخواهد عمل را ترک کند با شیطان موافقت کرده و او را خوشحال نموده است؛ چون هدف اصلی او مبتلا کردن انسان به ریا این است که او را از عمل باز دارد. بنابر این با ترک عمل، او را به مقصود و مرادش رسانده و پیروزش کرده است.
سوم قلبش را بر اخلاص، گره زده، منتها در بین راه، ریا و انگیزه هایش بر او عارض گردیده است، در اینجا هم سزاوار است که در دفع آن، مجاهده کند و عمل را ترک ننماید و به همان اخلاص سابقش برگردد. راهش هم تفکر و تعقل در عاقبت ریا و نیز توجه و تدبر در روایاتی است که در این زمینه آمده است تا به سلامت، عمل را به پایان برساند؛ چون شیطان،؟؟ سعی می کند انسان را به ترک عمل و دارد، اگر موفق نشد، تو را به ریا می خواند و اگر این ندایش را هم اجابت نکردی و او را راندی، به تو می گوید: (چه فایده) این عملت که خالص نیست، تو ریاکاری و زحمات تو ضایع است ، در کاری که اخلاص در آن نیست، چه فایده ای برای تو خواهد بود؟ چون هر عملی که خالص نباش، برای صاحبش و زرو و بال خواهد بود، پس ترکش نافع تر است.
شیطان با اینگونه سخنان می خواهد ترک عمل را زینت داده تو را به آن وادار کند که اگر چنین کنی، غرضش حاصل شده است.
کسی که کارش را از ترس ریا، ترک می کند، چون کسی است که آقایش به او گندمی داده که در آن، مقداری نا خالصی یا جو، یا کلوخ باشد و بگوید: این گندم را از خاک پاک کن و خوب خالص گردان، اما وی این کار را نکند و با خود بگوید می ترسم اگر این کار را شروع کنم، نتوانم خوب خالص و صافش گردانم، در نتیجه اصل عمل را ترک نماید.
از همین قبیل است کسی که عمل را ترک می کند، چون می ترسد مردم به او بگویند ریاکار، که این خود ریایی است خفی (و بدتر از ریای قبلی می باشد) چون او عمل را رها می کند تا مردم مذمتش نکنند، او مانند کسی است که به دنبال انجام خیرات می رود تا مردم نگویند تنبل و بیکار است.
این سخن مردم (که او را ریا کار می پندارند) چه ضرری برای او دارد؟ بلکه اینگونه حرفها ثوابش را بالاتر می برد، در نتیجه مانند افرادی می شود که عمل را مخفیانه و پنهانی انجام می دهند، بلکه اگر به این درجه رسید که مردم او را در این عمل به ریاکاری متهم می کنند و او را دارای کار خیر نمی دانند و حتی کارش را خرد و پست می پردازند، در این صورت، جزء افرادی می گردد که در میان مردم، مجهول و ناشناخته اند و در آسمان معروف و شناخته شده، در نتیجه توصیف حضرت، نصیبش می گردد که فرمود:
570- احب العباد الی الله الا تقیاء الا خفیاء الذین اذا ذکروا لم یعرفوا
یعنی: محبوبترین بندگان نزد خداوند متعال، با تقواترین و مخفی کارترین ایشانند، کسانی که اگر نامشان برده شود، کسی آنان را نمی شناسند.
اینان جزء افرادی هستند که در سر و پنهان عملی انجام می دهند و مردم از آن اطلاع پیدا نمی کنند.
باید بدانی که چنین خیالی، از نیرنگهای شیطان است و او در این کارش چندین دام قرار داده است:
الف انسان به مسلمانان سوء ظن پیدا می کند، در حالی که نباید چنین گمانی داشته باشد.
ب در همان ریایی که می خواست از آن فرار کند، قرار می گیرد؛ زیرا سخن مردم چه ضرری به حال او دارد، رها کردن عبادت و محروم ماندن از ثواب آن از ترس اینکه مبادا مردم بگویند او ریا کار است، خود عین ریا می باشد؛ چون اگر ستایش مردم را دوست نمی داشت و از مذمت آنان نمی هراسید که عمل خود را ترک نمی کرد، او چکار به حرف مردم دارد که بگویند ریا کار است یا اهل اخلاص؟
چه فرق است بین اینکه عمل را ترک کند از ترس اینکه مبادا بگویند او ریا کار است و بین اینکه کارهای نیک و شایسته انجام بدهد تا نگویند او غافل و تفصیر کار می باشد؟
ج با این عمل، شیطان را اطاعت کرده و او را خوشحال نموده، چون تمام همت او این است که مردم از او اطاعت نمایند.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
02-09-2018, 20:09
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



تنبیه اول

نفس در این مقام نیرنگ پلیدی از نیرنگهای شیطانی دارد که باید خودت را از شرش محافظت نمایی و هوشیار باشی، آن نیرنگ این است که:
به خاطر دلسوز نسبت به مومنین، عمل، را ترک کن تا مبادا آنان با سوء ظنشان نسبت به تو در گناه واقع شوند و چون ترک شده گردد؛ چون خیر خواهی برای مسلمانان، خود حسنه ای است که با ثواب حاصل از دعا برابری می کند، بلکه از آن برتر است؛ چون نفعش به دیگران می رسد.
در پاسخ باید گفت که این خیال، از آشوبهای نفس اماره است که تمایل به کسالت و تنبلی دارد و نیرنگ بزرگی است از شیطان خبیث که چون راهی برای نفوذ در تو نیافت، از این طریق وارد شد و اینگونه برایت مطلب را تزیین داد، این سخن از چند جهت باطل است:
اول اینکه: با عجله، تو را در گناه حتمی قرار داد؛ چون تو گمان داری که شاید آنان نسبت به تو سوء ظن داشته باشند و ریا کارت بدانند، همین گمان تو در مورد مومنین، خود سوء ظنی است که از تو صادر گردیده است، اگر (این ظن تو جامه عمل بپوشد و) آنان به تو سوء ظن پیدا کنند، گناهی است که گریبانگیر آنان می شود، اما همین سوء ظن تو به آنان نیز خود گناهی است گریبان تو را هم می گیرد اگر این ظن خلاف واقعیت باشد بنابر این، از یک گمانی که معلوم نیست عملی شود یا نه (گمان مومنین به تو که بخوانند) به یک گناه حتمی عدول کردی و به خاطر اینکه مبادا دیگر مبادا دیگران گناه کنند، خود را در گناه قرار داده ای.
دوم اینکه: با این کار خود، اراده شیطان را جامه عمل پوشاندی و عمل را ترک کردی و این ترک عمل و تنبل، دو آفت دارد:
آفت اول این است که: شیطان بر تو جرات پیدا می کند که در آینده نیز تو را به سوی خود بکشاند؛ چون ذکر حق تعالی و در خدمت او بودن، تو را به او نزدیک می سازد و هر قدر که به او نزدیک شوی، از شیطان دور می گردی.
آفت دوم این است که: با نفس اماره ای که انسان را به کسالت و تنبلی می کشاند نیز موافق کردی و این دو (یعنی کسالت و تنبلی) هم، خود سرچشمه ای برای آفات بسیار فراوانی هستند که اگر اهل بصیرت باشی، می توانی آنها را بشناسی.
سوم از چیزهایی که تو را به نفسانی بودن تخیلات و میل او به تنبلی، راهنمایی می کند این است که: تو از خود، یک ثواب را نابود کردی و از دعا و عمل، باز نشستی به خاطر اینکه مبادا اینان در گناهی واقع شوند؛ یعنی ایثار کردی و فوت گناه ایشان را بر جلب ثواب خویش، مقدم نمودی.
اما اگر بین تو و آنان در منفعتی از منافع مادی دنیا اختلافی در می گرفت، مثلاً بر سه خانه ای یا مالی یا...، با انصاف قضاوت کن، آیا در چنین موقعیتی آنان را بر خود مقدم می داشتی و منفعت خود را رها می نمودی؟
به خدا قسم! خیر، بلکه چون دشمن با او نزاع و دعوا می کردی و اگر فرصت داشتنی و می توانستی خود را بر آنان مقدم می نمودی. با دوست، دشمن می شوی و نزدیکان را دومی کنی. چه بسا افرادی را دیدیم که از همنشین خود جدا شده بر او جفا کردند، فرزند خود را دور نمودند و کنار زدند. و چه بسا رفقایی که صداقت و دوستی شان مدتها ادامه داشت اما چون مسئله ای دنیایی مانند معامله و شراکت در امری، بینشان پدیدار شد، از هم جدا گشتند، علت این کار چیزی نیست جز اینکه هر کسی خواهان منفعت خود می باشد.
با این مثال، روشن شد که ترک عمل تو به خاطر دلسوزی و ترحم بر مومنین نیست و بلکه وسوسه ای از وساوس شیطانی و میل نفس به راحتی و تنبلی است.
تو که حاضر نیستی دیگران را در متاع دنیوی، مقدم بداری چگونه حاضر به ترک عمل اخروی می گردی؟ در حالی که عمل اخروی نفیس تر است و در تنگدستی روز قیامت بدان محتاج تری. عمل اخروی بیشتر قابلیت بقا دارد تا بهره های دنیوی.
بنابر این، آیا ترک عمل تو جز سنگین دانستن آن و تمایل به آسایش و راحتی، دلیل دیگری دارد؟ استدلال تو چیزی جز خیالهای باطل شیطانی و وسوسه های او نیست که آنها را برایت زینت داده است.
اگر به عمل، مشغول شوی، هم به خود نفع رسانده ای و هم دشمن (درجه یک یعنی شیطان) را سر پچی کرده ای و هم به بندگان خدا فایده می رسانی، چون بسا که مطابق عمل تو را انجام بدهند و تو هم مانند آنان اجر و پاداش ببری اگر سبب عملشان تو باشی؛ زیرا که سنت حسنه ای را بر پای دارد؛ اجر و پاداش هر کس که بدان عمل کرده، برای او هم خواهد بود(191)
تو چه می دانی؟ شاید در بین مردم کسی هم باشد که بخواهد مانند تو عمل کند، در نتیجه راه را بر شیطان سد نماید و عبادت خدای رحمان را منتشر سازد که از ائمه معصومین علیهم السلام در این باره آمده است:
571- العاقل لا یفعل شیئاًمن الخیر ریاء ولا یترکه حیاء
یعنی: عاقل کسی است که نه عمل خیر را از روی ریا انجام می دهد و نه آن را به خاطر شرم و حیاء، ترک می کند.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
03-09-2018, 17:27
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




تنبیه دوم

شیطان را در اینجا نیرنگ دیگری است ظریف تر از اول، پس باید در بستن راهش نهایت کوشش را بنمایی. و مبادا او را بر فتح این باب، قدرت بدهی که اگر این باب گشوده شود، قدرت بر گشودن سایر ابواب را نیز پیدا می کند و آن این است که به تو می گوید:
عمل را ترک کن تا مبادا مردم به تو حسن ظن پیدا کنند و به واسطه آن مشهور گردی؛ چون محبوبترین بندگان نزد خدا ، با تقواترین و مخفی کارترین آنان هستند(192) بنابر این، اگر بین مردم به عبادت معروف گردی، بهره ای از آن نصیبت نخواهد شد. آنچه بر تو واجب است این است که متوجه قلب خودت باشی که هرگاه دل، یکی شد اگر مردم هم تو را ببینند و مشهور هم گردی، گناهی بر تو نیست، پس چه مردم بدانند و چه ندانند، تفاوتی نخواهد داشت.
مضافاً به اینکه مگر می شود مشهور نشوی در حالی که خداوند متعال، خود فرموده است:
- علیک ستره و علی اظهاره(193)
یعنی: بر تو لازم است (عمل و دعای را) بپوشانی، ولی من بر خودم اظهار آن را لازم کرده ام.
بلکه باید قلب خودت را از تمایل به حب اظهار عبادت حفظ نمایی و تفکر کنی و اهمیت ندهی به اینکه مردم تو را بستانید یا مذمت کنند پس باید نسبت به آنان بی میل باشی. و نیز فکر کنی که روز قیامت به عمل خود، احتیاج داری و نیز نعمتهای آخرت را در نظر بیاوری.
بنابر این، نباید عمل را ترک کنی؛ چون هر آفتی که هست، در ترک عمل است، این عمل است که شیطان، را طرد کرده، موجب خشوع می شود، نفس را نشاط داده او را به کار کردن آخرت تشویق می نماید، اما ترک عمل، آثار درست بر ضد اینهاست.
در اینجا ممکن است اشکالی به ذهنت بیاید و آن اینکه:
بسیاری از کارهای نیک مانند دعا را ترک می کنم؛ چون نمی توانم آنها را از روی اخلاص حقیقی انجام بدهم، بنابر آنچه در معنای اخلاص از حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم گذشت که فرمود:
-ما بلغ عبد حقیقه الا خلاص حتی لا یحب ان یحمد علی شی من عمل الله(194)
یعنی: هرگز بنده ای به باطن و حقیقت اخلاص نمی رسد، مگر آنکه دوست نداشته باشد در برابر عملی که برای خدا انجام داده، او را ستایش کنند.
چه بسا انسان، عملی را مخلصاً لله انجام می دهد ولی اگر مردم آن را بفهمند، صاحبش را حمد و ثنا کنند و او هم از این کار مردم خوشحال شود که جز افرادی اندک، کسی از این حالت جدا نیست.
و نیز گاهی اوقات، انسان نماز و دعایش خالص برای خداوند سبحان است، اما اگر کسی از کار او مطلع گردد، خوشحال می شود و شما هم گفتید که روانه تنها موجب نابودی ثواب می گردد، بلکه خود عذابی دردناک را در پی دارد.
مفسرین قرآن کریم از سعید بن جبیر روایت کرده اند گفته است: مردی نزد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت:
من در راه خدا انفاق می کنم، صله رحم می نمایم و این را جز برای رضای خدا انجام نمی دهم، اما وقتی مردم این کارهای مرا ذکر می کنند و ستایشم می نمایند، خوشحال می شوم و از خود، راضی می گردم، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم (این را که شنید) ساکت شد و چیزی نگفت تا اینکه آیه کریمه نازل شد و فرمود:
قل انما انا بشر مثلکم یوحی الی انما الهکم اله واحد فمن کان یرجوا لقاء ربه فلیعمل عملاً صالحا و لا یشرک بعباده ربه احداً(195)
یعنی: بگو همانا من هم بشری مانند شما هستیم، بر من وحی می شود که معبود شما معبود واحدی است، پس هر کس امید به دیدار پروردگارش دارد، عمل صالح انجام دهد واحدی را شریک او قرار ندهد.
تحقیق مطلب این است که: خوشحال از اطلاع مردم دو قسم است؛ محمود و پسندیده و مذموم و ناپسند که محمود آن خود سه گونه است:
اول قصد و هدفش، مخفی داشتن عمل و اخلاص برای خداوند سبحان بود، اما وقتی که مردم از کارش مطلع شدند می فهمد که این خداوند متعال است که آنان را مطلع ساخته و عمل جمیل را برایشان آشکار کرده تا بنده اش را تکریم کند و تفضلی بر او بنماید و این از صفات اوست مگر نمی بینی او را اینگونه می خوانند که:
- یا من اظهر الجمیل و ستر القبیح(196)
یعنی: ای که زیبایها را آشکار و زشتیها را پنهان می داری.
و در وحی خداوند آمده است که:
572- عملک الصالح علیک ستره و علی اظهاره
یعنی: بر تو است پوشاندن عمل صالحت و بر من است آشکار نمودن آن.
از اینجا می تواند نتیجه بگیرد که خداوند متعال چه نیکو با وی رفتار کرده و به او لطف نموده است؛ چون بنده، هم اطاعتش را می پوشاند و هم معصیتش را اما خداوند متعال به واسطه کرمش، معصیت را پوشیده نگه داشته و اطاعت را آشکار نموده است که هیچ لطفی برتر از پوشاندن زشتیها و اظهار نیکیها نیست، در نتیجه خوشحالی بنده در این صورت به خاطر رفتار خداست نه به خاطر ستایش مردم و حصول مقام و منزلت در قلب آنان.
-قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفر حوا(197)
یعنی: ای پیامبر! به خلق بگو که شما فقط باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوید.
دوم از آشکار گردیدن جمیل و پوشیده شدن قبیح در دنیا نتیجه بگیر که پس خداوند متعال در آخرت نیز همینگونه با او رفتار خواهد کرد؛ چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است:
573- ما ستر الله علی عبد فی الدنیا الا ستر علیه فی الاخره
یعنی: خداوند سبحان در دنیا (چیزی را) بر بنده ای نپوشاند مگر آنکه در آخرت هم (آن را) پوشیده می دارد.
سوم از اینکه مردم اهل طاعت را ستایش می کنند، خوشحال شود(198) در برابر کسانی که اهل طاعت را دشمن می دارند، بر آنان حسادت می وزند و مورد تمسخرشان قرار می دهند و در نهایت، به ظاهر سازی، متهمشان می نمایند، چنین خوشحالی مذموم نیست و علامت اخلاص در این خوشحالی آن است که اطلاع مردم موجب ازدیاد عمل او نگردد و بر نشاطش نیفزاید، اگر چنین شد بداند که ریا کار است و باید نهایت تلاشش را در برطرف ساختن آن، به کار بندد که در غیر این صورت از هالکین خواهد بود.
و اما خوشحالی مذموم:
اگر شادی اش به خاطر این باشد که نزد مردم، جایگاه و منزلتی داشته باشد تا او را ستایش کنند و نیازهایش را برطرف سازند و احترام و تکریمش نمایند این خوشحالی، ریای حقیقی است و عمل را نابود ساخته بلکه آن را از دیوان حسنات، به دیوان سیئات منتقل می سازد و به جای آنکه صاحبش را به درجات بهشت بالا ببرد او را در درکات جهنم فرو خواهند برد.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-09-2018, 20:48
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ریشه و انگیزه ریا

اصل و ریشه ریا، دوستی دنیا، فراموشی آخرت، تفکر کافی نداشتن در آنچه نزد خداست (که باقی می ماند ) و تامل شایسته نکردن در آفات دنیا و عظمت نعمتهای اخروی است، ریشه تمام اینها دوستی دنیا و شهوات است که خود سر آمد هر خطاست(199) و منبع هر گناه؛ چون اگر عبادت برای خداوند متعال باشد از هر نا خالصی، تهی خواهد بود و از آن غیر از خدا و نعمتهای اخروی اراده نمی گردد که میل انسان به حب جاه و مقام در قلوب مردم و علاقه به نعمتهای دنیوی، دل را می میراند و مانع از تفکر در عاقبت کار و روشن شدن به نور علوم ربانی می گردد.
سوال:
کسی که از درون و باطن خود، ریا را خوش نداشته بلکه مورد نفرتش باشد، عملش را فقط برای خدا انجام بدهد و اطلاع مردم، نشاط و تحرکی در او ایجاد نکند، بلکه بود و نبود آنان نزدش مساوی باشد، نه کمیتش را تغییر بدهد و نه کیفیتش را، چنین فردی عقلاً با خبر شدن مردم را خوش ندارد، اما با این وصف، طبعش بدان مایل است و از آن خوشحال می شود، ولی همین خوشحالی و میل طبع نیز نزد او ناخوش است و عقلش از آن کراهت دارد و در این کار بر نفس خود عیب می گیرد، آیا چنین فردی در زمره ریا کاران است؟
جواب:
خداوند سبحان بندگان را به اندازه طاقتشان تکلیف فرمود و جلوگیری شیطان از وسوسه کردن در حد طاقت و وسع بشر نیست که طبعش را از آن برگرداند و اصلاً به سوی شهوات، تمایل و اشتیاق نشان ندهد، چنین چیزی برای انسان غیر مقدور است و به همین خاطر است که پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم به بندگان بشارت عفو داد تا مایوس نشوند و در تنگنا قرار نگیرند، به خداوند متعال نزدیک گردند و در رحمت واسعه اش طمع ورزند آنجا که فرمود:
574- عفا الله لامتی عما حدثت به انفسها ما لم تنطق به او تعمل به
یعنی: خداوند سبحان، خواطر درونی را بر امت من بخشید ما دام که آن را به زبان نیاورند یا بدان عمل نکنند.
علتش هم این است که حرکت زبان و اعضای بدن، تحت قدرت انسان است به خلاف خطرات و تو همان و وسوسه های قلب، این مسئله روشنی است که هر عاقلی آن را می یابد.
بله، باید با این خطرات ذهنی از طریق تفکر در اموری که بر ضد آنهاست مقابله نمود، بدین نحو که عواقب کارها را سنجید و ادله عقلی و نقلی را مورد بررسی قرار داد که اگر این کار را کرد، نهایت تکلیف خوش را انجام داده است، چون ابتدائاً از طرف شیطان، تو همان و تخیلاتی القا می شود که انسان را به سوی دریا تحریک می نماید و در درجه بعد، نفس اماره بدان میل نشان می دهد، کسی که این دو را خوش نداشته باشد، نشانه ایمان قبلی اوست.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-09-2018, 18:53
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




درمان عملی ریا

اخلاص (که حالت سلامتی از مرض ریا می باشد) آن است که ظاهر و باطن انسان یک باشد. به کسی گفته شد: کار تو آشکار باشد.
پرسید: چگونه آشکار باشد؟
گفت: کاری انجام بده که اگر مردم مطلع شدند، از آن شرم نکنی.
این کلام از سید اوصیاء مکمل اولیا، مرشد علما، امام اتقیا، پدر ائمه امنا، امیر المومنین علیه السلام گرفته شده که فرمود:
575- ایاک و ما تعتذر منه فانه لا یعتذر من خیر، و ایاک و کل عمل فی السر تستحی منه فی العلانیه، و ایاک و کل عمل اذا ذکر لصاحبه انکره
یعنی: عملی که بخواهی از آن عذر خواهی کنی، انجام نده که کار خیر، عذر خواهی ندارد. و در خفاء کاری نکن که اگر آشکار گردد، از آن شرم داشته باشی. و نیز بر حذر باش از هر فعلی که اگر آن را به یاد صاحبش بیاورند، انکارش می کند.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
576- ان اعلی منازل الایمان درجه واحده من بلغ الیها فقد فاز و ظفر و هوان ینتهی بسریرته فی الصلاح الی ان لا یبالی بها اذا ظهرت ولا یخاف عقباها اذا استترت
یعنی: برترین مقام ایمان یک درجه ای است که هر کس بدان برسد پیروزی و رستگار می گردد و آن این است که آنچنان کارهای مخفیانه انسان، صالح و شایسته پوشیده ماندن بترسد.
از آن حضرت سوال شد که نجات چیست؟ فرمود:
577- ان لا یعمل العبد بطاعه الله یرید بها الناس
یعنی: بنده، عملی انجام ندهد که ظاهرش طاعت خدا باشد و باطنش برای مردم.
و از آن حضرت روایت است که فرمود:
578- ان الله لا یقبل عملاً فیه مثقال ذره من ریاء
یعنی: خداوند متعال عملی را که در آن مثقال ذره ای ریا، باشد قبول نمی کند.
و نیز از آن حضرت در مورد سه گروه:
1- کسی که در راه خدا کشته شد.
2- کسی که مالش را در راه خدا صدقه داد.
3- کسی که کتاب خدا را قرائت نمود. (به علت اینکه کارهایشان برای خدا نبود) روایت شده است که فرمود:
579- ان الله عزوجل یقول لکل واحد منهم: کذبت بل اردت ان یقال: فلان جواد، کذبت بل اردت ان یقال فلان شجاع، کذبت بل اردت ان یقال: فلان قاری ء
یعنی: خداوند عزیز و جلیل به هر یک از این سه گروه می گوید: دروغ می گوید بلکه می خواستی بگویند فلانی بخشیده است، دروغ می گویی بلکه می خواستی بگویند فلانی شجاع است. و دروغ می گوید بلکه می خواستی بگویند فلانی قاری قرآن است.
بنابر این، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خبر داد که اینان برای عملشان ثوابی ندارند.
و فرمود:
580- ان اخوف ما اخاف علیکم الشرک الاصغر
یعنی: ترسناکترین چیزی که از آن بر شما هراس دارم، شرک کوچک است.
پرسیدند: شرک کوچک چیست ای رسول خدا؟! فرمود:
الریاء، یقول الله عزوجل یوم القیامه اذا جازی العباد باعمالهم: اذهبوا الی الذین کنتم تراوون فی الدنیا هل تجدون عندهم ثواب اعمالکم؟
یعنی: ریاست ، که روز قیامت وقتی خداوند عزیز و جلیل به بندگانش پاداش اعمالشان را می دهد می فرماید: به طرف کسانی که در دنیا در برابرشان ریا می کردید، بروید و ببینید آیا به کارهای شما ثوابی می دهند؟.
در حدیث آمده است که:
581 یومر برجال الی النار فیوحی الله سبحانه الی مالک خازن النار: یا مالک، قل للنار: لا تحرق لهم اقداماً کانوا یمشون بها الی المساجد، و قل للنار: لا تحرق لهم وجوهاً فقد کانوا یسبغون الوضوء و قل للنار: لا تحرق لهم ایدیاً فقد کانوا یرفعونها الی بالدعاء و قل للنار: لا تحرق لهم السنه فقد کانوا یکثرون تلاوه القران، فیقول لهم مالک: یا اشقیاء ما کانت اعمالکم فی الدنیا؟ فیقولون: کنا نعمل لغیر الله، فیقول لهم: خذوا بثوابکم ممن عملتم له
یعنی: روز قیامت فرمان می رسد که عده ای را به سوی آتش ببرید، خداوند سبحان به مالک خزانه آتش می گوید:
ای مالک! به آتش بگو: پاهای اینان را نسوزان؛ چون با آن پاها به مسجد می رفتند. با آتش بگو: صورتهایشان را نسوزان؛ چون وضوی کاملی انجام می دادند. به آتش بگو: دستانشان را نسوزان؛ چون آنها را برای دعا به سمت من بلند می کردند. به آتش بگو: زبانهایشان را نسوزان؛ چون بسیار قرآن تلاوت می نمودند.
در اینجا مالک خزانه آتش به اینان خطاب کرده می گوید: ای بدبختها (با این همه اوصاف) در دنیا چه کردید (که گرفتار آتش جهنم شده اید) می گویند: ما برای غیر خدا کار می کردیم. می گوید: پاداشتان را از کسی که برای او کار کرده اید، بگیرید.
(از جمله اموری که در درمان مرض ریا، موثر است، تفکر در عاقبت امر ریا کاری است، یک مومن مسلمان باید بیندیشد که:).
ریا موجب غضب الهی است و انسان را در دنیا و آخرت، خوار و ذلیل می سازد؛ زیرا روز قیامت در برابر دید همگان ندا می رسد:
ای گنهکار! ای خیانتکار! و ای ریا کار! آیا شرم نداری که در برابر طاعت خداوند متاع زود گذر دنیایی را خریدی، مراقب قلوب بندگان بودی ، اما دیدن سلطان روز قیامت برایت هیچ ارزشی نداشت، خود را محبوب خلق کردی و در مقابل، غضب رب العامین را مهیا نمودی، با عمل به ظاهر الهی، خود را در برابر مردم زینت دادی و از طریق دوری از خدا به آنان تقرب جستی، رضایت مردم را طلب کردی و نا رضایتی او را فراهم آوردی، آیا نزد تو کسی کوچکتر و پایین تر از خدا نبود؟
بنده، باید در این بدبختی فکر کند که از طرفی، وقتی خود را برای بندگان ظاهر الصلاح جلوه داد و اعمالش را به خاطر آنان از بین برد، از آنان چه نفعی عاید او می شود؟ و از طرف دیگر، ثواب کارهایی که اگر واقعاً خالصاًلوجه الله باشد و با ریا فاسد نشود، چه مقدار است، این دو را با هم مقایسه کند. و نیز بنگرد که تمام آن کارهایی که می بایست در ترازوی اعمالش در کفه حسنات قرار گیرند به واسطه ریا، فاسد شدند و در کفه سیئات و گناهان قرار گرفتند که اگر ریا جز تبدیل حسنات به سیئات، ضرر دیگری نداشت، کافی بود که انسان آن را ترک نماید.
حسناتی که می توانست به واسطه آنها به رتبه صدیقین برسد، اما الان به درک سافلید پایین آمده، چه حسرتی که قطع نمی شود! و چه لغزشی که قابل بخشش و چشم پوشی نیست! اینها همه به اضافه خواری و توبیخ روز قیامت در برابر چشم تمام بینندگان و به اضافه گرفتاریهای دنیاست؛ چون فرد ریاکار، می خواهد قلوب همه مردم را به دست بیاورد ولی چنین چیزی هرگز به دست آوردنی نیست، اگر عده ای را راضی نگه دارد، عده دیگر ناراضی می شوند؛ چون بعضی از مردم طوری هستند که تا دیگران ناراضی و ناراحت نشوند، اینان راضی نمی گردند و کسی هم که بخواهد در برابر نارضایتی خدا، رضایت مردم را جلب کند، هم خدا از او ناراضی می شود و هم مردم را از خود ناراضی می گرداند.
علاوه بر این، غرض و انگیزه انسان از مدح دیگران چیست و چرا مذمت الهی را در برابر ستایش مردم، خریدار است؟ و حال آنکه مردم هر چه او را بستایند، نه می توانند روزی او را زیاد کنند و نه بر عمرش بیفزایند و نه در شداید روز قیامت که انسان هیچ ندارد و فقرش در آنجا ظهور می کند، می توانند منفعتی به او برسانند.
اگر کسی به قصد طمع در اموال مردم ریا کند، باید بداند که روزی رسان واقعی خداست و بخشش او بهترین بخششها ، کسی که در خلق خدا طمع می کند از ذلت و خواری به دور نیست و اگر به مراد هم برسد، از منت و پستی خالی نمی باشد، چگونه انسان عاقل با امید کاذب و تو هم فاسد روزی الهی را ترک می کند؟
امیدی که گاهی به انجام می رسد و گاهی خطا می رود و اگر هم به انجام برسد لذتش به رنج منت و ذلتش نمی ارزد، به علاوه همینکه از راه منت و ذلت به دست آورده را خداوند متعال جزء روزیهایی که می بایست به او بدهد و سهمیه اش بوده به حساب می آورد، پس سزاوار است انسان عاقل این امور ار در نظر بگیرد که در این صورت، دل از آن بر می کند و با قلبش به سوی خدا روی می آورد، چون عاقل هرگز به چیزی که ضررش زیاد است میل نشان نمی دهد.
افزون بر این، اگر مردم بدانند در باطن این فرد چه می گذرد و بدانند که عملش ریایی بوده و فقط در ظاهر، اخلاص نشان داده ، بر او خشم می گیرند و خداوند متعال هم از اسرار او پرده بر می دارد تا او را مبغوض خلق نماید و به مردم بشناسانند.
اما اگر واقعاً برای مردم، خلوص می داشت، خداوند سبحان هم پرده از اخلاص باطنی اش برداشته او را محبوب خلق ساخته، بلکه مردم را مسخر و مطیع او قرار می داد و زبانهایشان را به ستایش او می گشود. در روایت آمده است که:
582- مردی از بنی اسرائیل با خود گفت: عبادتی انجام بدهم که نام من بر سر زبانها بگردد. مدتی گذشت و طاعات زیادی انجام داد، اما همینکه در برابر مردم راه می رفت، می گفتند: فرد ظاهر ساز و ریا کاری است.
در اینجا بود که به خود فرو رفت و گفت: خودت را به زحمت انداخته ای و عمرت را در هیچ، تباه کرده ای، سزاوار این است که فقط برای خداوند سبحان کار کنی، در نتیجه نیتش را تغییر داد و کارهایش را برای خداوند متعال خالص ساخت، آنگاه هر وقت در بین مردم راه می رفت می گفتند: فرد پرهیز کار و با تقوایی است.
نظیر این حدیث، سخن خداوند متعال است که می فرماید:
- علیک ستره و علی اظهاره(200)
یعنی: بر توست پوشاندن عمل صالح و بر من است آشکار نمودن آن.
و نیز در قول معصومین علیهم السلام آمده است که فرمودند:
-ان الله یقسم الثناء کما یقسم الرزق(201)
یعنی: خداوند متعال ستایش و ثنا را تقسیم می کند همچنانکه روزی را تقسیم می نماید.
مضافاً به اینکه اگر انسان نزد خداوند مذموم باشد، مدح و ستایش مردم، هیچ فایده ای برای او نخواهد داشت و بر عکس ، اگر نزد خداوند محمود باشد، مذمت مردم هیچ ضرری به او نخواهد رساند.
چگونه مذمت و نیرنگ مردم به او ضرر می رساند در حالی که رسول خدا - صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید:
583- من اثر محامد الله علی محامد الناس، کفاه الله موونه الناس
یعنی: کسی که به جای ستایش مردم به دنبال مدح و ستایش خدا باشد، خداوند متعال، خودش، او را در برابر مردم حفظ می کند و نیازهایش را برطرف می سازد.
و نیز فرمود:
584- من اصلح امر اخرته اصلح الله امر دنیاه، و من اصلح ما بینه و بین الله اصلح الله ما بینه و بین الناس
یعنی: کسی که کار آخرتش را درست کند، خداوند متعال کار دنیایش را درست می کند و کسی که بین خود و خدا را اصلاح نماید، خداوند سبحان بین او و مردم را اصلاح می نماید.
و دیگر از اموری که سزاوار است بنده مذکر آن شود، این است که شدت حاجت و نیازش در قیامت به ثواب اعمال را مد نظر داشته باشد که قرآن کریم در مورد آن روز، می فرماید:
-یوم لا ینفع مال ولا بنون الا من اتی الله بقلب سلیم(202)
یعنی: روزی که نه مال، سود می دهد و نه فرزندان، مگر آن کس که با قلبی سالم نزد خداوند بیاید.
- لا یجری والد عن ولده(203)
یعنی: (روزی که) هیچ پدری کیفر فرزند را به عهده نگیرد.
روزی که حتی صدیقین به خود مشغولند و فریاد: نفسی نفسی سر می دهند تا چه رسد به دیگران.
بنابر این، باید برای آن روز، پاکترین اعمال را به همراه خود برد؛ چون مسافری که قصد سرزمین دور و هراسناک را دارد، فقط طلای خالص ناب، به همراه خود می برد تا سبکبارتر باشد و هنگام احتیاجش، بیشتر به او نفع برساند.
و چه حاجتی بزرگتر از نیازمندی روز قیامت و چه عملی نافع از عمل خالص برای خدا؟ چنین چیزی، نفیس ترین ذخیره است و سبکترین بار، بلکه روز قیامت، عمل انسان را حمل می کند نه انسان، عمل را که در تفسیر آیه شریفه ذیل آمده است:
-و ینجی الله الذین اتقوا بمفازتهم(204)
یعنی: خداوند سبحان، متقین را به سبب راه رستگاری که در پیش گرفته بودند، می رهاند.
585- ان العمل الصالح یقول لصاحبه عند اهوال القیامه: ارکبنی ولطال ما رکبتک فی الدنیا، فیرکبه و یتخطی به شدائدها
یعنی: میان ترسها و وحشتهای روز قیامت، عمل صالح به صاحبش می گوید: بر من سوار شود که مدت زیادی در دنیا من بر سوار بودم، در اینجا صاحب عمل صالح، سوارش می شود و او هم وی را از سختیهای قیامت، عبور می دهد.
داود بن فرقد از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
586- ان العمل لیمهد لصاحبه فی الجنه کما یرسل الرجل غلامه بفراشه فیفرش له
یعنی: عمل صالح برای صاحبش بهشت را فرش کرده و آماده می نماید، همچنانکه انسان، غلامش را جلوتر از خود می فرستد تا آن محل را برایش فرش نماید.
آنگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمودند:
-و من عمل صالحاً فلا نفسهم یمهدون(205)
یعنی: آنانکه کاری شایسته کرده اند، برای خود آسایشگاهی فراهم نموده اند.
بنابر این، اگر کسی در قلبش، قیامت و سختیهای آن منازل رفیعه نزد خداوند سبحان را حاضر کند، هر چه را که در زندگی دنیا به خلق مربوط می شود که (نه تنها راحتی ندارد بلکه) توام با کدورت و ناخوشیهاست، حقیر و کوچک می شمارد و تمام همتش را یکی می کند و قلبش را متوجه خدا می نماید و از ذلت ریا و قساوت قلوب خلق، رهایی می یابد، در نتیجه از اخلاصش نورهایی بر قلبش پرتو افکن می شود و به سبب آن، سعه صدر پیدا کرده زبانش به نطق می آید و ابواب الطاف الهی بر او گشوده می گردد تا جایی که هر لحظه انس و الفتش به خدا و وحشتش از مردم، بیشتر می گردد، دنیا را پست و کوچک و آخرت را بزرگ می شمارد، دیگر خلق در قلب او جایگاهی ندارند.
خلاصه اینکه: انگیزه ریا از او برطرف می شود، تنهایی را اختیار می کند و خلوت را دوست می دارد، ابرهای رحمت چون رگباری بر او می بارد و زبانش به حکمتهای نغز، گشوده می گردد که در خبر از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رسیده است:
587- من اخلص لله اربعین یوماً فجر الله ینابیع الحکمه من قبله الی لسانه
یعنی: کسی که چهل روز خود را برای خدا خالص کند، خداوند متعال چشمه های حکمت را از قلب او بر زبانش می جوشاند.
عبید بن زراره از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
588- ما من مومن الا و قد جعل الله له من ایمانه انساً یسکن علیه حتی لو کان علی قله جبل لم یستوحش
یعنی: هیچ مومنی نیست مگر آنکه خداوند سبحان از ایمان او انس و الفتی برایش قرار می دهد تا در کنار آن، آرام گیرد که حتی اگر بر قله کوهی هم باشد، وحشت نکند.
حلبی از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
589- خالط الناس تخبرهم و متی تخبرهم تقلهم
یعنی: با مردم درآمیز تا آنان را آزمایش کنی و چون آزمایششان کردی، آنان را دشمن خواهی داشت.
از امام حسن عسکری علیه السلام روایت است که فرمود:
590- الوحشه من الناس علی قدر الفطنه بهم
یعنی: وحشت از مردم به اندازه درک آنان است.
کعب الاحبار روایت کرده است که خداوند متعال به پیامبری فرمود:
591- ان اردت لقائی غداً فی حظیره القدس فکن فی الدنیا غریباً فریداً وحیداً محزوناً مستوحشاً کالطیر الوحدانی الذی یطیر فی الارض المفقره و یاکل من رووس الاشجار المثمره، فاذا کان اللیل اوی الی و کره و لم یکن مع الطیر الا استئناساً بی واستیحاشاً من الناس
یعنی: اگر می خواهی فردای قیامت مرا در بهشت ملاقات کنی، باید در دنیا غریب، تنها، محزون و وحشت زده باشی؛ چون پرنده تنهایی که در سرزمینهای خالی (و بی سکنه) به تنهایی پرواز می کند و از بالای درختان میوه دار، می خورد و چون شب فرا رسید، در آشیانه خود ماری می گیرد که این پرنده فقط با من مانوس و از مردم وحشت زده است.
و از دختر گرامی رسول خدا و مادر ائمه اطهار علیهم السلام روایت شده که فرمود:
592- من اصعد الی الله خالص عبادته اهبط الله عزوجل الیه افضل مصلحته
یعنی: کسی که عبادت پاک و خالص خود را به بالا بفرستد، خداوند عزیز و جلیل، بهترین مصالحش را بر او نازل می گرداند.
و از امام باقر علیه السلام روایت است که فرمود:
593- لا یکون العبد عابداً حق عبادته حتی ینقطع عن الخلق کلهم الیه فهو یقول: هذا خالص لی فیقبله بکرمه
یعنی: هر گز بنده، عابد حقیقی و بنده واقعی نمی گردد مگر آنکه از تمام مخلوقات، قطع نظر کرده، تنها چشم به خدا داشته باشد که در این صورت خداوند متعال می گوید: این تنها برای من است در نتیجه به کرمش، آن را می پذیرد.
و نیز از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
594- ما انعم الله عزوجل علی عبد اجل من ان لا یکون فی قلبه مع الله عزوجل غیره
یعنی: خداوند متعال به هیچ بنده ای، نعمتی بزرگتر از اینکه در قلبش غیر از خدای عزیز و جلیل چیزی دیگری نباشد، نداده است.
و به هشام به حکم فرمود:
595- یا هشام، الصبر علی الوحده علامه قوه العقل، فمن عقل عن الله اعتزل من اهل الدنیا و الرغبین فیها و رغب فیما عند الله، و کان الله انیسه فی الوحشه، و صاحبه فی الوحده، و غناه فی العیله، و معزه فی غیر عشیره. یا هشام، قلیل العمل مع العلم مقبول مضاعف، و کثیر العمل مع الجهل مردود
یعنی: ای هشام! بر تنهایی صبر کردن، نشانه قوت عقل است، هر کس معارف الهی را فهمید و درک کرد، از اهل دنیا و متمایلین به آن کناره می گیرد و نسبت به آنچه نزد خداست میل پیدا می کند، چنین فردی در وحشت، با خدا مانوس است و در تنهایی با او همراه، در فقر، او را بی نیاز می کند و در بی یاوری او، عزیزش می سازد. ای هشام! عمل کم با وجود علم، مقبول است افزون نیز می گردد ولی عمل بسیار در صورت جهل، مردود می باشد.
و از امام جواد علیه السلام نقل است که فرمود:
596- افضل العباده الا خلاص.
یعنی: برترین عبادت، اخلاص است.
و نیز از امام هادی علیه السلام مروی است فرمود:
597- لو سلک الناس و ادیاً وسیعاً لسلکت وادی رجل عبد الله وحده مخلصاً
یعنی: اگر همه مردم به یک طرف بروند من به طرف فردی می روم که از روی اخلاص، تنها بنده خداست.
و از امام عسکری علیه السلام رسیده است که فرمود:
598- لو جعلت الدنیا کلها لقمه واحده لقمتها من یعبد الله مخلصاً لرایت انی مقصر فی حقه، ولو منعت الکافر منها حتی یموت جوعاً و عطشاً ثم اذقنه شربه من الماء لرایت انی قد اسرفت
یعنی: اگر تمام دنیا به صورت یک لقمه در آید و آن را بخورد بنده مخلص خدا بدهم، به نظرم در حق او کوتاهی کرده ام و اگر جلوی کافر را بگیرم تا گرسنه و تشنه جان بدهد، آنگاه یک جرعه آب به او بچشانم، به نظرم اسراف نموده ام.
تا اینجا، درمانهای علمی که موجب برکندن نهالهای ریا و مسدود سازنده راهها و روزنه های هوس و هوی بود، بیان گردید و اما:







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
06-09-2018, 20:33
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





توجه

اگر عمل را مخفیانه انجام داده ای و فهمیدی که خالصاً لله انجام گرفته، مبادا بعداً آن را فاش سازی و با خود بگویی: علم از روی اخلاص بود و در دیوان حسنات نوشته شد.
آنگاه آن را علنی نمایی و همت و تلاشت بر کتمان آن کم گردد، بلکه محققاً بدانکه آشکار کردن عمل بعد از انجامش مانند آشکار نمودن از ابتدای کار می باشد، پس باید از ضایع ساختن آنچه در راهش، خود را به رنج انداخته ای، جداً پرهیز کنی که مبادا آن را از دیوان اعمال مخفی به دیوان اعمال مخفی به دیوان اعمال آشکار منتقل سازی که در این صورت حتی اگر اخلاصت هم باقی و برقرار باشد (ضرر کرده ای چون) شصت و نه قسمت آن را از بین برده ای؛ زیرا از معصومین علیهم السلام روایت شده است که فرموده اند:
602- ان فضل عمل السر علی الجهز سبعون ضعفاً
یعنی: برتری عمل مخفیانه بر عمل آشکار، هفتاد برابر است.
و از حضرت صادق علیه السلام نیز روایت است که فرمود:
603- من عمل حسنه سراً کتبت له سراً ، فاذا اقربها محیت و کتبت جهراً، فاذا اقر بها ثانیاً محیت و کتب ریاء
یعنی: کسی که کاری را در خفا انجام بدهد، در نامه به عنوان کار مخفیانه ثبت می گردد، اگر نزد دیگران به آن اقرار کند، صفت مخفیانه اش پاک شده به عنوان عمل آشکار، نوشته می شود. و اگر مرتبه دوم، بدان اقرار نماید، این هم پاک شده بحسابش ریا نوشته می گردد.
پس چه کلام شومی است و مصیبت بزرگی؟ ای کاش! انسان در آن زمان لال می شد و خاموش می گردید.
اما اگر کسی با نقل عمل خیرش بخواهد به برادر دینی، نفعی برساند و او را به نشاط آورد، در این صورت از معصومین علیهم السلام اجازه اظهار، داده شده است.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
07-09-2018, 21:28
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





عجب(206)

این صف، موجب هلاکت انسان می گردد چنانچه رسول خدا علیه السلام - فرمود:
604- ثلاث مهلکات: شح مطاع، و هوی متبع، و اعجاب المرء بنفسه، و هو محبط للعمل، و هو داعیه المقت من الله سبحانه
یعنی: سه چیز موجب هلاکت و نابودی انسان است: بخلی که از آن اطاعت شود، هوی و هوسی که پیروی گردد. و عجب و غرور انسان به خود که موجب نابودی عمل و باعث خشم خداوند سبحان است.
و نیز فرمود:
605- لولا ان الذنب للمومن خیر من العجب ما خلی الله عزوجل بین عبده المومن و بین ذنب ابداً
یعنی: اگر گناه مومن از عجبش بهتر نبود، خداوند عزیز و جلیل او را هرگز در انجام گناه، آزاد نمی گذاشت.
امیر المومنین علیه السلام فرمود:
606- سیئه تسوک خیر من حسنه تعجبک
یعنی: گناهی که تو را ناراحت کند بهتر است از عمل نیکی که تو را مغرور سازد(207)
یعنی موجب ایجاد غرور و خود پسندی در تو گردد.
و فرود:
607- لا حسب اعظم من التواضع، ولا وحده اوحش من العجب
یعنی: هیچ اصل و تباری بزرگتر از تواضع نیست و هیچ تنهایی، وحشتناکتر از عجب نمی باشد(208)
از امام صادق علیه السلام از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم نقل شده است که فرمود:
608- اوحی الله تعالی الی داود: یا داود، بشر المذنبین، و انذر الصدیقین، قال: کیف ابشر المذنبین و انذر الصدیقین؟ قال: یا داود ، بشر المذنبین بانی اقبل التوبه: و اعفو عن الذنب، و انذر الصدیقین ان لا یعجبوا باعمالهم فانه لیس عبد یتعجب بالحسنات الا هلک
یعنی: خداوند متعال بر حضرت داود وحی فرستاد که: ای داود! به گنهکاران بشارت بده و صدیقین را انذار نما. گفت: چگونه گنهکاران را بشارت و صدیقین را بیم دهم؟ فرمود: به گنهکاران بشارت بده که من توبه را می پذیرم و از گناه در می گذرم. و صدیقین را بیم بده که مبادا به خاطر اعمالشان مغرور شوند که هرگز بنده ای به حسابش مغرور نشد مگر آنکه هلاک و نابود گردید.
در روایت دیگر آمده است:
-فانه لیس عبد ناقشه الحسنات الا هلک
یعنی: هرگز بنده ای حسنات خود را تا آخر، محاسبه نکرد مگر هلاک گردید.
از امام باقر علیه السلام نقل است که از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نقل فرموده است:
609- قال الله تعالی: انا اعلم بما یصلح به امر عبادی، و ان من عبادی المومنین لمن یجتهد عبادته فیقوم من رقاده ولذیذ و ساده فیجتهد و یتعب نفسه فی عبادتی فاضربه با لنعاس اللیله و اللیلتین نظراً منی له و ابقاء علیه فینام حتی یصبح فیقوم ماقتاً لنفسه و زاریاً علیها، ولو اخلی بینه و بین ما یرید من عبادتی لدخله من ذلک العجب با عماله فیاتیه ما فیه هلاکه لعجبه با عماله و رضاه عن نفسه حتی یظن انه قد فاق العابدین و جاز فی عبادته حد التقصیر فیتباعد منی عند ذلک و هو یظن انه قد تقرب الی
یعنی: خداوند متعال می فرماید: من مصالح بندگانم را بهتر می دانم؛ چون یک وقت بنده ای از بندگان مومن من، نهایت تلاش و کوشش را در انجام عبادت می نماید، از خواب طویل و رختخواب لذیذش بر می خیزد و خود را در عبادتم به زحمت می اندازد، اما من یکی، دو شب خواب را بر او مسلط می کنم، این به خاطر نظر و توجه من به اوست تا او را (در دین و اخلاص) باقی نگه دارم در نتیجه می خوابد (و موافق به نماز شب نمی گردد) و آنگاه که بیدار می شود، بر نفس خود غضبناک است و از او خرده می گیرد و اگر من او را در انجام عبادتم آزاد می گذاشتم، او را عجب فر می گرفت و در نتیجه کاری می کرد که هلاکتش در آن بود؛ چون به خود مغرور و از خود راضی گشته تا جایی که گمان می برد بر تمام بندگان من فائق آمده و در عبادتم کوتاهی نکرده است و خلاصه از من دور می شد و حال آنکه به گمان خویش به من نزدیک شده شده است.
صاحب کتاب جواهر همین روایت را از طریق دیگر با مقداری زیادی، اینگونه نقل کرده است:
-فلا یتکل علی اعمالهم التی یعملونها فانه لو اجتهدوا و اتعبوا انفسهم و اعمارهم فی عبادتی کانوا مقصرین غیر بالغین ما یطلبون من کرامتی و التنعم فی جناتی و رفیع درجاتی فی جواری، ولکن رحمتی فلیبتعوا و الفضل منی فلیرجوا، والی حسن الظن بی فلیطمئنوا، فان رحمتی عند ذلک تدارکهم و هی تبلغهم رضوانی و مغفرتی و البسهم عفوی فانی انا الله الرحمن الرحیم بذلک تسمیت
یعنی: بنابراین، مبادا آنانکه اهل عمل هستند، بر عمل خود تکیه نمایند؛ چون اگر جد و جهد هم کنند و خود را تمام عمر در راه عبادت من به زحمت وا دارند، باز هم تقصیر کارند و به آن کرامت و بهره وری در بهشت و درجات رفیع در جوار من، نخواهند رسید، بلکه باید رحمت مرا طلب کنند و به فضل من امیدوار باشند و به حسن ظنی که به من دارند، مطمئن گردند که در این صورت رحمت من جبران کار را کرده، ایشان را به مقام رضوان و مغفرت می رساند و لباس عفو مرا به تنشان می پوشاند که من خداوند رحمان و رحیم هستم و به همین اسم هم نامگذاری گردیده ام.
از حضرت باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
610- قال الله سبحانه: ان من عبادی المومنین لمن یسالنی الشی ء من طاعتی فاصرفه عنه مخافه الا عجاب
یعنی: خداوند سبحان فرمود: بعضی از بندگان مومن از من توفیق بعضی طاعات را می خواهند، اما من توفیق آن عمل را از اینان بر می گردانم از ترس اینکه مبادا گرفتار خو پسندی گردند.
حضرت مسیح علیه السلام فرمود:
611- یا معشر الحواریین، کم من سراج اطفاته الریح؟ و کم عابد افسدته العجب؟
یعنی: ای جماعت حواریین! بسا چراغی که باد او را خاموش کرد و بسا عابدی که خو پسندی، فاسدش نمود.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
08-09-2018, 21:27
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




حقیقت عجب

حقیقت عجب آن است که انسان عمل صالحش را بزرگ و زیاد بشمارد و از آن خوشحال گردد. ممکن است در اینجا سوالی به ذهن آید و آن اینکه:
گاهی اوقات: انسان از طاعت و عبادت خوشحال می شود ولی آن را بزرگ نمی شمارد؛ بلکه شادی اش به خاطر این است که به آن عمل، موفق گردید و دوست دارد بیشتر از آن را انجام بدهد، چنین حالتی در هر انسانی وجود دارد که اگر شبی را به نماز ایستاد، یا روزی را روزه گرفت، یا مقام شریف و دعا و عبادتی برایش حاصل شد، بدون شک، موجب شادی او می گردد، آیا چنین حالتی خود پسندی است و عمل را تباه کرده، انسان را در زمره متعجبین (یعنی خود بسندها) داخل می کند؟
در جواب باید گفت: عجب آن است که انسان از عمل صالح که خوشحال شد، به آن نازیده، آن را بزرگ بشمارد و خود را از حد تقصیر (در انجام وظایف و حق عبودیت) خارج بداند، این حالت است که موجب هلاکت می شود و عمل را از حساب حسنات، به حساب سیئات، انتقال می دهد و آن را از درجات رفیع، به درک اسفل می کشاند.
سعد بن ابی خلف را حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
612- علیک بالجد، ولا تخرجن نفسک من حد التقصیر فی عباده الله و طاعته فان الله تعالی لا یعبد حق عبادته
یعنی: همیشه کوشا باش و خود را از تقصیر در عبادت و طاعت خداوند خارج ندان، زیرا هرگز نمی توان خداوند متعال را آنگونه که سزاوار است عبادت کرد.
اما سروری که به همراهش تواضع برای خداوند جلیل و نیز شکر گزاری بر اینکه چنین توفیقی را عطا فرمود و از او توفیق ازدیاد عمل را خواستن باشد، نیکو و پسندیده است که امیر المومنین علیه السلام فرمود:
613- من سرته حسنته و ساءته سیئته فهو مومن
یعنی: کسی که عمل نیک، خوشحالش کند و کار بد، ناراحتش سازد، او مومن است.
و فرمود:
614- لیس منا من لم یحاسب نفسه کل یوم، فان عمل خیراً حمد الله و استزاده، و ان عمل سوء استغفر الله
یعنی: از ما نیست کسی که خود را هر روز به حساب نکشد که اگر خیری انجام داد، خدای را حمد کند و از او زیادی آن عمل را بطلبد، و اگر بدی مرتکب شد، از آن استغفار نماید.
و نیز فرمود:
615- واعلموا عباد الله ان المومن لا یصبح ولا یمسی الا و نفسه ظنون عنده، فلا یزال زاریاً علیها و مستزیداً لها، فکونوا کالسابقین قبلکم، و الماضین امامکم، قوضوا من الدنیا تقویض الراحل، واطووها طی المنازل
یعنی: بدانید ای بندگان خدا! که مومن، صبح و شام نمی کند مگر آنکه خود را متهم می داند و دائماً بر آن خرده می گیرد و می خواهد هر چه بیشتر عمل کند، مانند کسانی که قبل از شما آمدند و پیش از شما گذشتند، باشید، خیمه را از دنیا چون مسافر بر کنید و آن را برای طی منازل، در هم بپیچید.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
09-09-2018, 20:09
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





درمان عجب

باید در عاقبت عجب اندیشید که موجب خشم پروردگار و نابودی عمل می گردد. باید فکر کرد که این آیات و نشانه ها (و اعضای بدن) که به وسیله آنها طاعت را انجام داده و بر آن قدرت پیدا کرده، آیا ملک خدا نیست؟
آیا غذایی که او را بر پای داشت، روزی او نمی باشد؟
آیا نعمت سلامتی که با آن توانست مراد خود را به انجام برساند، از نعمتهای او نیست؟
چه بسا فرد مریضی که اگر او را مخیر کنند بین اینکه یا عاقبت را اختیار کن یا عبادت چند شبانه روزی را، او عافیت را برگزیند و در قیمت و بهایش، عبادت چندین شب را بپردازد.
اما تو برای قیام مقداری از شب، خود خواهی و خود پسندی می کنی و حال آنکه چه روزها و شبها، بلکه چه ماهها و سالها را با عافیت و سلامت گذرانده، پس عجب تو برای چیست؟
قیام تو به واسطه توفیق اوست، قدرت تمکن بر عبادت تو به واسطه عافیت اوست، نیرو و قوت تو به واسطه روزی اوست، کارهای تو به واسطه اعضا و جوارح اوست و تمام اینها در شب و روز او واقع شده است.
اینجاست که باید عمل خود را در برابر نعمتهای او قیاس کنی، آیا برابری می کند؟ حتی به اندازه دو صددش؟
آیا توفیق تو در قیام به عبادات، نعمتی نیست که باید شکرش را به جای بیاوری و بترسی از اینکه مبادا در انجام آن کوتاهی کرده، مواخذه گردی؟
خداوند متعال به حضرت داود علیه السلام وحی فرستاد که:
616- یا داود، اشکرنی، قال: و کیف اشکرک یا رب؟! و الشکر من نعمک تستحق علیه شکراً، قال: یا داود، رضیت بهذا الا عتراف منک شکراً
یعنی: ای داود شکر مرا به جای بیاور. داود گفت: پروردگارا! چگونه می توانم شکر تو را به جای آورم در حالی که شکر، خودش از نعمتهای تو است که بر آن هم سزاوار شکر هستی؟ فرمود: ای داود! راضی شدم که همین اعتراف را شکر تو قرار دهم.
باید تمام اعمال نیک و عبادات و طاعات خود را بر هر یک از نعمتهای الهی که در آن تصرف می کنی تقسیم کنی، نظیر: غذا، آب و... که در نتیجه، خواهی دید حتی اندکی از آن را کفاف نمی دهد.
گویند: روزی واعظی بر هارون الرشید وارد شد، هارون به او گفت: مرا موعظه کن.
واعظ گفت: ای خلیفه! اگر هنگام تشنگی شدید، به تو جرعه ای آب ندهند حاضر می شوی آن را به چه قیمتی بخری؟
هارون گفت: به نصف ملکم.
واعظ گفت: اگر نتوانی آن آب را دفع کنی، به چه قیمت حاضر می شوی این گرفتاری را از تو برطرف نمایند؟
هارون گفت: به نصف دیگر ملکم.
واعظ گفت: پس مبادا حکومتی که قیمتش یک جرعه آب است، تو را بفریبد و مغرورت بسازد.
تو در شبانه روز چقدر کاسبی می کنی؟ یک کارگر، دو درهم، نگهبانی که طول شب را بیدار است و کشیک می دهد، دو دانگ(209) صنعتگران و اهل حرفه مانند آشپز و نانوا و... تمام روز و مقداری از شب را در برابر چند درهم اندک، کار می کنند (اینها همه ارزش کارهای دنیایی است) اما اگر عملی را برای خدا انجام بدهی مثلاً یک روز را روزه بگیری می فرماید:
617- الصوم لی و انا اجزی به.
یعنی: روزه، مال من است و خودم پاداش آن را می دهم.
و نیز فرمود:
-اعددت لعبادی مالا عین رات، ولا اذن سمعت، ولا خطر بقلب بشر(210)
یعنی: برای بندگانم چیزهایی فراهم کرده ام که نه چشمی آن را دیده و نه گوشی آن را شنیده و نه به قلب بشری خطور کرده است.
همین یک روزی که با آن همه رنج، تنها دو درهم می ارزید، وقتی به خداوند متعال ارتباط پیدا کرد، دارای اینهمه ارزش شد.
اگر یک شب را به نماز بایستی می فرماید:
-فلا تعلم نفس ما اخفی لهم من قره اعین جزاء بما کانوا یعملون(211)
یعنی: هیچ کس نمی داند پاداش نیکو کاریش چه نعمتها و لذتهای بی نهایتی است که روشنی بخش دیده هاست و در عالم غیب برای او ذخیره شده است.
این همان شبی است که قیمتش دو دانگ بود.
اگر برای خدا سجده ای بکنی که در آن خواب، تو را بر باید، خداوند متعال به واسطه تو بر ملائکه مباهات می کند، این چند لحظه سجده توام با خواب و غفلت (از نظر مادی) چقدر ارزش دارد؟ ولی همینکه به خداوند جلیل نسبت پیدا کرد، به این قیمت بالا و نفیس رسید.
اگر ساعتی(212) را برای خداوند سبحان قرار دهی و دو رکعت نماز سبک بخوانی یا در دل خود بگویی لا اله الا الله خداوند متعال می فرماید:
-و من یعمل من الصالحات من ذکر او اثنی فاولئک یدخلون الجنه یرزقون فیها بغیر حساب(213)
یعنی: هر مرد و زن با ایمانی که عمل صالح انجام بدهد، داخل بهشت شده در آنجا بدون حساب صاحب روزی خواهد گردید.
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:
-من قال: سبحان الله، غرس الله له شجره فی الجنه(214)
یعنی: اگر کسی بگوید سبحان الله خداوند متعال در بهشت درختی برای او می کارد.
این یک لحظه از نفسهای تو است، اما توجه مقدار از امثال آن را در هیچ و پوچ، ضایع ساخته ای؟ و چقدر زمانهایی مانند آن، بدون فایده بر تو می گذرد، پس سزاوار است که عملت را پست و حقیر ببینی و مقدارش را اندک بپنداری و بدانی که خداوند کریم بر تو چه منتی گذاشت که قدر و منزلتت را شرافت داد و پاداشت را بزرگ نمود. و خود را بر حذر بداری از اینکه عملت مورد صلاح و مصلحت الهی نباشد و او راضی نگردد که در نتیجه، آن قیمتی که دارد را از دست خواهد داد و به همان قیمت اصلیش که عبارت از دو درهم یا دو دانگ یا کمتر است، برگردد، بلکه علاوه بر این، از خشم و عقوبت الهی نیز در امان نیستی، پس سزاوار است که نزد خود، خداوند را مراقب (اعمال خویش) دانسته، او را صاحب منت بشناسی و بر خود عیب بگیری تا ان شاء الله به رحمت حق نایل آیی که از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است:
618- من مقت نفسه دون مقت الناس امنه الله تعالی من فزع یوم القیامه
یعنی: کسی که به جای دشمن داشتن مردم، نفس خود را دشمن بدارد، خداوند متعال او را از فزع روز قیامت، ایمن می دارد.
در روایت آمده است که:
- عابدی هفتاد سال خدا را بندگی کرد، روزها را روزه و شبها را به نماز می ایستاد، آنگاه حاجتی از خداوند متعال طلب نمود، ولی بر آورده نگردید، رو به خود کرد و گفت: اشکال از خود تو است؛ چون اگر در تو خیری می بود، حاجتت روا می شد، در این یک لحظه ای که خود را کوچک شمردی، از تمام عبادتهای گذشته ات بهتر است(215)
و نیز روایت شده است که:
619- یبیت احدکم نادماً علی ذنبه زاریاً علی نفسه خیر له من ان یصبح مبتهجاً بعمله
یعنی: هر یک از شما شب را در حالتی بسر برد که بر گناهش پشیمان و بر نفسش خرد گیرد، برای او بهتر است از اینکه صبح کند در حالی که از عملش، خوشحال و مسرور (و بدان مغرور) باشد.
ای عاقل! بر تو است که عملت را در حصاری قرار دهی و آن را از شر عجب و ریا و غیبت و کبر، محافظت نمایی که غیبت و کبر نیز چون ریا و عجب برای عمل، مضرند، مگر خبر معاذ را نشنیده ای؟
شیخ ابو جعفر محمد بن احمد بن علی قمی، ساکن ری در کتابی که در آن اخبار زهد نبی آمده، از عبدالواحد تا برسد به معاذ بن جبل نقل کرده است که راوی می گوید:
(به معاذ گفتم:) حدیثی برایم باز گو کن که آن را از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیده و به دقت حفظش کرده باشی.
معاذ گفت: بلی آنگاه اشکش جاری شد سپس گفت: به پدر مادرم سوگند! در حالی که به همراهش راه می رفتم، چشمانش را سمت آسمان بالا کرده فرمود:
620- الحمد لله الذی یقضی فی خلقه ما احب ثم قال یا معاذ! قلت لبیک یا رسول الله و سید المومنین
یعنی: حمد و سپاس خدایی راست که هر آنچه محبوبش باشد، در بین خلق حکم می کند، آنگاه فرمود: ایمعاذ! گفتم: لبیک ای رسول خدا! و ای آقای مومنین. مجدداً فرمود:
یا معاذ، قلت: لابیک یا رسول الله، امام الخیر و نبی الرحمه
یعنی: ای معاذ! گفتم: لبیک ای رسول خدا! ای رهبر خوبیها و پیامبر رحمت!.
فقال: احدثک شیئاً ما حدث به نبی امته ان حفظته نفعک عیشک و ان سمعته و لم تحفظه انقطعت حجتک عند الله
یعنی: خبری به تو بدهم که هیچ پیامبری به امتش نداد، اگر آن را حفظ نمایی، زندگیت نفع خواهد داشت و اگر بشنوی و حفظش ننمایی، حجتی بر خداوند تعالی نداری.
ثم قال: ان الله خلق سبعه املاک قبل ان یخلق السموات فجعل فی کل سماء ملکاً قد جللها بعظمته و جعل علی کل باب من ابواب السماوات ملکاً بواباً فتکتب الحفظه عمل العبد من حین یصبح الی حین یمسی ثم ترتفع الحفظه بعمله وله نور کنور الشمس حتی اذا بلغ سماء الدنیا فتزکیه و تکثره فیقول الملک: قفوا و اضربوا بهذا العمل وجه صاحبه انا ملک الغیبه فمن اغتاب لا ادع عمله یجاوزنی الی غیری امرنی بذلک ربی
یعنی: فرمود: خداوند متعال قبل از خلقت آسمانها، هفت مامور خلق کرد و هر یک را در یک آسمان قرار داد که با عظمت او آن آسمان را مجلل فرمود، آنگاه بر هر در از درهای آسمانها فرشته دربانی گمارد.
فرشتگان حافظ (که اعمال را ثبت می کنند) کارهای انسان را از صبح تا شام می نویسند سپس آن را به طرف بالا می برند در حالی که چون خورشید نورانی است به آسمان دنیا که رسیدند آن عمل را پاکیزه می کنند و زیادش می نمایند که ناگاه فرشته می گوید:
صبر کنید، این عمل را به چهره صاحبش بکوبید، من فرشته (مامور) غیبتم که هر کس غیبتی کند از عملش دست بر نمی دارم و نمی گذارم به دیگری برسد، این فرمان پروردگار من است.
قال: ثم تجی ء الحفظه من الغد و معهم عمل صالح فتمر به فتزکیه و تکثیره حتی تبلغ السماء الثانیه فیقول الملک الذی فی السماء الثانیه: قفوا و اضربوا بهذا العمل وجه صاحبه، انما اراد بهذا عرض الدنیا، انا صاحب الدنیا لا ادع عمله یتجاوزنی الی غیری
یعنی: فرمود: سپس روز بعد، ملائکه در حالی که عمل صالح به همراه دارند باز می گردند، از آن فرشته قبلی می گذرند و آن عمل را پاک و زیاد می کنند تا به آسمان دوم می رسند که فرشته آن آسمان می گوید:
توقف کنید، این عمل را به چهره صاحبش بزنید؛ چون او با این عمل، اهداف پست دنیوی داشت، من صاحب دنیا هستم و اجازه نمی دهم عمل این فرد از من تجاوز کند و به دیگری برسد.
قال: ثم تصعد الحفظه بعمل العبد مبتهجاً بصدقه وصلاه فتعجب به الحفظه و تجاوز به الی السماء الثالثه فیقول الملک: قفوا و اضربوا بهذا العمل وجه صاحبه و ظهره، انا ملک صاحب الکبر فیقول: انه عمل و تکبر علی الناس فی مجالسهم، امرنی ربی ان لا ادع عمله یتجاوزنی الی غیری
یعنی: فرمود: مرتبه بعد، فرشتگان، عمل بنده را که از صدقه و نمازش خوشحال و مسرور شده اند را بالا می برند اما همینکه به آسمان سوم رسیدند، فرشته می گوید: بایستید، این عمل را بر صورت و پشت صاحبش بکوبید، من فرشته صاحب کبرم، این فرد عمل کرد اما در مجالس، بر مردم تکبر نمود، پروردگارم به من فرمان داد که نگذارم عملش از من گذشته به دیگری برسد.
قال: و تصعد الحفظه بعمل العبد یزهر کالکوکب الدری فی السماء له دوی بالتسبیح و الصوم و الحج فتمر به الی السماء الرابعه فیقول له الملک: قفوا و اضرابوا بهذا العمل وجه صاحبه و بطنه، انا ملک العجب انه کان یعجب بنفسه، انه عمل و ادخل نفسه العجب، امرنی ربی ان لا ادع عمله یتجاوزنی الی غیری
یعنی: بعد فرمود: باز فرشتگان حافظ ، عمل بنده را بالا می برند در حالی که چون ستاره درخشانی می درخشد و صدایش به تسبیح و روزه و حج بلند است، این را تا آسمان چهارم بالا می برند که فرشته می گوید: بایستید، این عمل را بر چهره و شکم صاحبش بکوبید، من فرشته عجب هستم او فردی خود پسند بود، کار می کرد و از خود راضی بود، پروردگارم فرمان داده که نگذارم عملش از من به دیگری تجاوز کند.
قال: و تصعد الحفظه بعمل العبد کالعروس المزفوقه الی اهلها فتمر به الی ملک السماء الخامسه بالجهاد و الصلاه ما بین الصلاتین و لذلک العمل رنین کرنین الابل علیه ضوء کضوء الشمس فیقول الملک: قفوا انا ملک الحسد و اضربوا بهذا العمل وجه صاحبه واحملوه علی عاتقه، انه کان یحسد من یتعلم او یعمل لله بطاعته، و اذا رای لاحد فضلاً فی العمل و العباده حسده و وقع فیه فیحمله علی عاتقه و یلعنه عمله
یعنی: آنگاه فرمود: مرتبه بعد، حافظان، عمل بنده را که چون عروس آماده برای زفاف زیباست، بالا می برند، وقتی به ملک آسمان پنجم می رسند که این عمل همراه است با جهاد و نماز بین دو نماز و صدای حزینی چون ناله شتر و نوری چون نور خورشید، اما فرشته می گوید: توقف کنید، من ملک حسد هستم این عمل را بر صورت صاحبش بزنید و آن را بر دوشش قرار دهید، او فردی بود که نسبت به طالبان علم و مطیعان و عاملین لله حسود بود و هرگاه می دید فردی در عمل و عبادت، فضیلتی کسب کرده، نسبت به او حسادت می ورزید و خودش آن کار را شروع می کرد، در اینجا عمل آن فرد را بر دوشش بار می کنند در حالی که خود عمل، او را لعنت می کند.
قال: و تصعد الحفظه بعمل العبد من صلاه و زکاه و حج و عمره فیتجاوزون به الی السماء السادسه فیقول الملک: قفوا، انا صاحب الرحمه و اضربوا بهذا العمل وجه صاحبه و اطمسوا عینیه لان صاحبه لم یرحم شیئاً، اذا اصاب عبداً من عباد الله ذنب للاخره او ضر فی الدنیا شمت به، امرنی به ربی ان لا ادع عمله یجادوزنی
یعنی: و فرمود: بار دیگر حافظان، اعمال بنده نظیر نماز و زکات و حج و عمره را بالا برده تا به آسمان ششم می رسند که فرشته می گوید: بایستید، من صاحب رحمت هستم، این عمل را بر صورت صاحبش بزنید و چشمانش را کور نمایید؛ چون او بر چیزی رحم نمی کرد، اگر به بنده ای از بندگان خدا گناه اخروی یا ضرر دنیوی می رسید، صاحبش را شماتت می کرد، پروردگارم به من فرمان داده که نگذارم عملش از من تجاوز کند.
قال، و تصعد الحفظه بعمل العبد بفقه و اجتهاد و ورع وله صوت کالرعد وضوء کضوء البرق و معه ثلاثه الاف ملک فتمر به الی السماء السابعه فیقول الملک: قفوا و اضربوا بهذا العمل وجه صاحبه، انا ملک الحجاب احجب کل عمل لیس لله، اراد رفعه عند القواد، و ذکراً فی الجالس، وصیتاً فی المدائن، امرنی ربی ان لا ادع عمله یتجاوزنی الی غیری ما لم یکن لله خالصاً
یعنی: فرمود: حافظان، عمل بنده را که همراه با فهم و کوشش و ورع بوده را به آسمان می برند در حالی که صدایی مانند رعد و نوری مثل برق دارد، علاوه و بر این، سه هزار فرشته هم آن را همراهی می کنند، وقتی به فرشته آسمان هفتم می رسند می گوید: بایستید و این عمل را بر چهره صاحبش بکوبید، من ملک حجابم، هر عملی که برای خدا نباشد را از او پوشیده می دارم، این فرد هدفش این بود که نزد رهبران و پیشوایان، دارای مقام و رفعتی گردد و نامش را در مجالس ببرند و آوازه اش به شهرها برسد، پروردگارم به من فرمان داده تا وقتی که عملش برای خدا خالص نشده، نگذارم از من بگذرد و به دیگری برسد.
قال: و تصعد الحفظه بعمل العبد مبتهجاً به من صلاه و زکاه و صیام و حج و عمره و حسن الخلق و صمت و ذکر کثیر تشیعه ملائکه السماوات و الملائکه السبعه بجماعه فیطوون الحجب کلها حتی یقوموا بین یدیه سبحانه فیشهدوا له بعمل و دعاء فیقول: انتم حفظه عمل عبدی، و انا رقیب علی ما فی نفسه، انه لم یردنی بهذا العمل، علیه لعنتی، فیقول الملائکه: علیه لعنتک و لعنتنا
یعنی: بعد فرمود: این بار، حافظان، اعمال بنده را در حالی که بدان خوشحال است بالا می برند، اعمالی مانند: نماز و زکات و روزه و حج و عمره و اخلاق نیکو و سکوت و ذکر بسیار که ملائکه آسمانها و نیز آن هفت ملک آن را مشایعت می کنند، تمام پرده ها را می درند تا در برابر خداوند سبحان قرار گرفته برایش به عمل و دعا گواهی می دهند که ذات اقدس الهی می گوید:
شما حافظان و نگهبانان عمل بنده من هستید، ولی (از قلبش خبر ندارید) من بر آنچه در نفس او می گذرد، نگهبانم، او با این عملش مرا اراده نکرده بود، لعنت من بر او باد، در اینجا ملائکه هم می گویند: لعنت تو و لعنت ما بر او باد.
معاذ در این هنگام به گریه افتاد و به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم گفت: چکنم که در عمل من اخلاص باشد؟ فرمود:
-اقتد بنبیک یا معاذ فی الیقین
یعنی: ای معاذ! در یقین (به توحید) به پیامبرت اقتدا کن.
معاذ گوید: گفتم: تو رسول خدایی و من معاذم، فرمود:
-و ان کان فی عملک تقصیر یا معاذ فاقطع لسانک عن اخوانک و عن حمله القران، ولتکن ذنوبک علیک لا تحملها علی اخوانک، ولا تزک نفسک بتذمیم اخوانک، ولا ترفع نفسک بوضع اخوانک، ولا تراء بعملک، ولا تدخل من الدنیا فی الاخره، ولا تفحش فی مجلسک لکی یحذروک لسوء خلقک، ولا تناج مع رجل و انت مع اخر، ولا تعظم علی الناس فتقطمع عنک خیرات الدنیا، ولا تمزق و الناس فتمزقک کلاب اهل النار، قال الله تعالی: والناشطات نشطاً(216)
یعنی: (ای معاذ!) اگر در عملت کوتاهی هست (آن را از این جبران کن:) زبانت را از سخن گفتن در مورد برادران دینی و حاملان قرآن، کوتاه کن، گناهت را به حساب خودت بیاور و بر دوش برادرانت نیندازد، مبادا از طریق مذمت برادران دینی، بخواهی خودت را موجه و پاک جلوه دهی، خود را به قیمت پایین آوردن برادرانت بالا نبر، با عملت ریا نکن، ذره ای از اغراض دنیایی را در کارهای اخروی دخالت نده، در نشست و برخاستهایت، بد زبان نباش تا مردم به خاطر اخلاق بدت را تو کناره بگیرند، اگر فرد سومی در مجلس هست، نجوا(217) نکن، بر مردم بزرگی ننما که خیرات دنیا از تو قطع خواهد شد، بر مردم طعنه(218) نزن که سگهای اهل جهنم بر تو طعنه خواهند زد، خداوند متعال می فرماید: قسم به ناشی ات!.
-افتدری ما الناشطات؟ انها کلاب اهل النار تنشط اللحم و العظم
یعنی: آیا می دانی ناشطات کیایند؟ آنها سگهای اهل جهنم اند که گوشت و استخوان را می گزند.
عرض کردم: چه کسی طاقت حمل این اوصاف را دارد؟ فرمود:
-یا معاذ، انه یسیر علی من یسره الله تعالی علیه
یعنی: ای معاذ! این کارها برای کسی که خداوند آنها را برایش آسان کند، سهل خواهد بود.
راوی گوید: آنقدر که معاذ این حدیث را تلاوت می کرد، قرآن را تلاوت نمی نمود.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
10-09-2018, 18:26
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





باب پنجم:ذکر

ذکر

چون هدف از نوشتن این کتاب، تنبیه بر فضیلت دعا و اشاره به وظایف دعا کننده بود که بر این اساس، مطالب به حد کفایت بیان شد، لذا مناسب دیدیم بعد از آن، اشاره ای هم به مسئله ذکر داشته باشیم که خود در فضیلت، هم مرتبه دعاست و تشویقاتی همانند تشویق به دعا بدان رسیده است. و نیز ذکر فواید دعا را هم در بردارد، خواسته های انسان را بر آورده می کند و بلاها را از او دور می نماید.
تشویق به ذکر

همچنانکه عقل و نقل هر دو ما را به لزوم دعا راهنمایی می کردند، نسبت به ذکر نیز این حکم را دارند. گذشت که دعا موجب از بین رفتن بلاهای موجود و دفع بدیهای موعود است. به واسطه دعاست که منفعت برای انسان به دست می آید و از همین طریق، دوام می یابد، ذکر هم همین فواید را در بردارد، پس هم عقل و هم نقل ما را بدان تشویق می نمایند:








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
11-09-2018, 15:29
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





تشویق به ذکر

همچنانکه عقل و نقل هر دو ما را به لزوم دعا راهنمایی می کردند، نسبت به ذکر نیز این حکم را دارند. گذشت که دعا موجب از بین رفتن بلاهای موجود و دفع بدیهای موعود است. به واسطه دعاست که منفعت برای انسان به دست می آید و از همین طریق، دوام می یابد، ذکر هم همین فواید را در بردارد، پس هم عقل و هم نقل ما را بدان تشویق می نمایند:








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
14-09-2018, 00:14
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






اما عقل

هر انسانی که به او نعمتی رسیده، عقلش حکم به لزوم شکر گزاری می نماید و شکر هم خود قسمی از اقسام ذکر است. علاوه بر این، ذکر موجب دفع ضرر را احتمالی است و عقلاً ضروری است که دفع احتمالی در صورت وجود قدرت، واجب است. دفع ضرر به واسطه ذکر را از روایات زیر می توان به دست آورد:
حسین بن زید از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
621- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ما من قوم اجتمعوا فی مجلس فلم یذکروا الله ولم یصلوا علی نبیهم الا کان ذلک المجلس حسره و وبالاً علیهم یوم القیامه
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هیچ قومی در مجلسی گرد هم جمع نشدند در حالی که نه خدا را یاد کنند و نه پیامبرشان درود بفرستند مگر آنکه در روز قیامت، آن مجلس موجب حسرت و وبالشان خواهد گردید.
از امام صادق علیه السلام روایت است که فرمود:
-ما اجتمع قوم فی مجلس لم یذکروا الله ولم یذکرونا الا کان ذلک المجلس حسره علیهم یوم القیامه(219)
یعنی: هیچ قومی در مجلسی گرد هم جمع نشدند که نه خداوند یاد شود و نه ما (اهل بیت) مگر آنکه روز قیامت، آن مجلس، موجب حسرتشان می گردد.
و فرمود:
622- یموت المومن بکل میته الا الصاعقه لا تاخذه و هو یذکر الله
یعنی: مومن به هر شکلی ممکن است بمیرد مگر صاعقه(220) که اگر در حال ذکر خدا باشد، او را نمی گیرد.









https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
14-09-2018, 18:43
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





اما نقل

از آیات قرآن:

-قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون(221)
یعنی: بگو خدا، سپس آنان را در گفتگوهای لجاجت آمیزشان رها کن تا بازی کنند.
-و اذکر ربک فی نفسک تضرعاً و خیفه(222)
یعنی: پروردگارت را در دل خود، به تضرع و ترس یاد کن.
فاذکرونی اذکر کم(223)
یعنی: مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.
-یا ایها الذین امنوا اذکروا الله ذکراً و سجوه بکره و اصیلاً(224)
یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را فراوان یاد کنید و هر بامداد و شبانگاه، تسبیحش نمایید.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
23-09-2018, 21:28
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




از آیات قرآن:

-قل الله ثم ذرهم فی خوضهم یلعبون(221)
یعنی: بگو خدا، سپس آنان را در گفتگوهای لجاجت آمیزشان رها کن تا بازی کنند.
-و اذکر ربک فی نفسک تضرعاً و خیفه(222)
یعنی: پروردگارت را در دل خود، به تضرع و ترس یاد کن.
فاذکرونی اذکر کم(223)
یعنی: مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.
-یا ایها الذین امنوا اذکروا الله ذکراً و سجوه بکره و اصیلاً(224)
یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! خدا را فراوان یاد کنید و هر بامداد و شبانگاه، تسبیحش نمایید.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
07-10-2018, 20:29
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




از سنت

روایات زیادی در این باب هست که به خاطر طولانی نشدن مبحث، به ذکر تعدادی از آنها کفایت می کنیم:
اول محمد بن ابی عمیر از ((هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام روایت کرده آیت که فرمود:
623- ان الله تعالی یقول: من شغل بذکری عن مسالتی اعطیته افضل ما اعطی من سالنی
یعنی: خداوند متعال می فرماید: اگر کسی به جای درخواست از من، به ذکرم مشغول شود، به او بهترین چیزی که به انسان درخواست کننده می دهم، خواهم داد.
بدانکه این خبر، به تنهایی برای رساندن مقصود ما کافی است، چون بر فضیلت ذکر بر دعا دلالت دارد، پس هر فایده ای در دعا باشد در ذکر نیز وجود دارد.
دوم هارون بن خارجه از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
624- ان العبد لیکون له الحاجه الی الله عزوجل فیبدا بالثناء والصلاه علی محمد وال محمد حتی ینسی حاجته فیقضیها الله من غیر ان یساله
یعنی: گاهی اوقات بنده ای جهت طلب به درگاه خداوند عزیز و جلیل می رود و شروع به ثنای الهی و صلوات بر محمد و آل، محمد می کند تا جایی که اصل حاجت خود را فراموش می نماید، در اینجا خداوند سبحان حاجتش را روا می نماید بدون اینکه او چیزی خواسته باشد.
سوم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود:
625- من شغلته عباده الله عن مسالته اعطاه الله افضل ما یعطی السائلین
یعنی: کسی که عبادت خداوند متعال او را تقاضای از آن ذات مقدس باز دارد، خداوند سبحان، بهترین چیزی که به درخواست کنندگان می دهد به او خواهد داد.
چهارم از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
624- قال الله تعالی: من ذکرنی فی ملا الناس، ذکرته فی ملا من الملائکه
یعنی: خداوند متعال می فرماید: اگر کسی مرا در میان جمع انسانها یاد آوری کند، من در میان جمع ملائکه او را یاد آوری می نمایم.
پنجم ابن القداح از آن حضرت روایت کرده است که فرمود:
627- ما من شی ء الا وله حد ینتهی الیه الا الذکر، فلیس له حد ینتهی الیه، فرض الله افرائض فمن اداهن فهو حدهن، و شهر رمضان فمن صامه فهو حده، و الحج فمن حج فهو حده الا الذکر فان الله لم یرض فیه بالقلیل ولم یجعل له حداً ینتهی الیه
یعنی: هر چیزی حدی دارد که بدان منتهی می گردد مگر ذکر که برایش حد و انتهایی نیست، خداوند متعال نمازهای واجب را قرار داد که هر کس آنها را ادا کرد، همان حدش خواهد بود. اگر کسی ماه مبارک رمضان را روزه گرفت، حدش را ادا کرده است اگر کسی حج را انجام داده، حدش را ادا نموده است، اما ذکر اینگونه نیست، خداوند سبحان در مورد ذکر، به کم راضی نشد و برای آن حد و انتهایی قرار نداده است.
انگاه حضرت این آیه را تلاوت فرمود:
-یا ایها الذین امنوا اذکروا الله ذکراً کثیراً و سبحوه بکره و اصیلاً(225) فلم یجعل الله له حداً ینتهی الیه
یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! خداوند را فراوان یاد کنید و هر بامداد و شامگاه تسبیحش نمایید.
بنابر این، خداوند متعال برای ذکر حد و انتهایی قرار نداده است سپس فرمود:
-و کان ای کثیر الذکر، لقد کنت امشی معه و انه لیذکر الله، و اکل معه الطعام و انه لیذکر الله، ولو کان یحدث القوم ما یشغله ذلک عن ذکر الله، و کنت اری لسانه لاصقاً بحنکه یقول: لا اله الا الله، و کان یجمعنا فیامرنا بالذکر حتی تطلع الشمس، و کان یامر بالقراءه من کان یقرا منا و من کان لا یقرا منا امره بالذکر
یعنی: پدر من کثیر الذکر بود، با او راه که می رفتم، ذکر خدا می کرد. با او غذا هم می خوردم، ذکر خدا را داشت. و اگر با مردم هم سخن می گفت: از ذکر خدا غافل نمی ماند. خودم دیدم که زبان مبارک حضرت به کامش چسبیده لا اله الا الله می گوید. ما را جمع می کرد و دستور می داد تا طلوع آفتاب، ذکر داشته باشیم. به هر یک از ما که توانایی قرائت قرآن را داشت، دستور می داد که قرآن تلاوت کند و هر کس که این توانایی را نداشت، دستور می داد که ذکر بگوید.
-والبیت الذی یقرا فی القران و یذکر الله فیه تکثر برکته، و تحضره الملائکه، و تهجره الشیاطین، و یضی ء لاهل السماء کما تضی ء الکواکب لا هل الارض
یعنی: خانه ای که در آن قرآن قرائت می شود و خدا یاد می گردد، برکتش زیاد است، ملائکه در آنجا حاضر می شوند و شیاطین آنجا را ترک می نمایند، چنین خانه ای برای اهل آسمان، نور می دهد، همچنانکه ستارگان، برای اهل زمین نور می رسانند.
-والبیت الذی لا یقرا فی القران ولا یذکر الله فیه تقل برکته و تهجزه الملائکه و تحضره الشیاطین
یعنی: و خانه ای که در آن قرآن قرائت نمی گردد و خدا یاد نمی شود، برکتش کم است، ملائکه آنجا را ترک کرده، شیاطین حاضر می گردند.
و فرمود:
628- جاء رجل الی النبی صلی الله علیه و آله و سلم فقال: من خیر اهل المسجد؟ فقال: اکثرهم ذکراً
یعنی: مردی نزد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: در بین اهل مسجد، چه کسی بهتر است؟ فرمود: کسی که بیشتر ذکر دارد.
ششم ابو بصیر از امام صادق علیه السلام رواست کرده است که فرمود:
629- شیعتنا الذین اذا خلوا ذکروا الله کثیراً
یعنی: شیعیان ما کسانی هستند که وقتی خلوت کردند، خدا را بسیار ذکر می کنند.
هفتم از همان حضرت روایت شده است که فرمود:
630- قال الله تعالی لموسی: اکثر ذکری باللیل و النهار و کن عند ذکری خاشعاً
یعنی: خداوند متعال به موسی علیه السلام فرمود: در شبانه روز مرا یاد ذکر کن و هنگام ذکر من خاشع باش.
هشتم و نیز از آن حضرت است که:
631- قال الله تعالی: یا ابن ادم، اذکرنی فی ملا اذکرک فی ملا خیر من ملاک
یعنی: خداوند متعال می فرماید: ای فرزند آدم! مرا در میان جمعیتی ذکر کن تا من تو را در میان جمعیتی بهتر از آنان ذکر نمایم.
نهم از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم رواست شده است که فرمود:
632- اربع لا یصیبهن الا مومن: الصمت و هو اول العباده، و التواضع لله سبحانه و تعالی، و ذکر الله علی کل حال، و قله الشی ء
یعنی: چهار چیز است که جز مومن کسی بدان نمی رسد: سکوت که اول عبادت است، تواضع برای خداوند سبحان، ذکر خدا در هر حالتی، و کم چیز بودن (یعنی کم مال بودن).
دهم از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است که فرمود:
633- یموت المومن بکل میته: یموت غرقاً، و یموت بالهدم، و یبتلی بالسبع، و یموت بالصاعقه، ولا یصیب ذاکر الله
یعنی: مومن با هر نوع مرگی از دنیا می رود: با غرق شدن، می میرد، با پرت شدن، می میرد، گرفتار درندگان می شود، با صاعقه می میرد، اما چنین چیزی به ذاکر خدا نمی رسد.
در روایتی آمده است که:
- ولا یصیبه و هو یذکر الله.
یعنی: چنین چیزی به مومنی که ذکر خدا را دارد، نمی رسد.
یازدهم در حدیث قدسی آمده است:
634- ایما عبد اطلعت علی قلبه فرایت الغالب علیه التمسک بذکری تولیت سیاسته و کنت جلیسه و محادثه و انیسه
یعنی: هر گاه در قلب بنده ای بیابم که غالباً به یاد من است، تدبیر کارهایش را بر عهده می گیرم، خود همنشینش می گردم و با او گفتگو کرده، انیسش می شوم.
دوازدهم از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود:
635- قال الله سبحانه: اذا علمت ان الغالب علی عبدی الاشتغال بی نقلت شهوته فی مسالتی و مناجاتی، فاذا کان عبدی کذلک فاراد ان یسهو، حلت بینه و بین ان یسهو اولئک اولیائی حقاً، اولئک الابطال حقاً، اولئک الذین ان اردت ان اهلک الارض عقوبه زویتها عنهم من اجل اولئک الابطال
یعنی: خداوند سبحان فرمود: هرگاه بدنم که بنده ام غالباً به من مشغول است، او را متمایل به درخواست و مناجات با خود می نمایم، وقتی بنده این چنین شد، اگر بخواهد خطایی مرتکب شود، مانعش می شوم، آنان بحق، دوستان من هستند، آنان دلیران واقعی هستند، آنان کسانی هستند که هرگاه بخواهیم زمین را هلاک نمایم و عقاب کنم، به خاطر آن دلیران، هلاک و عقوبت را می دارم.
سیزدهم از همان حضرت است که فرمود:
636- مکتوب فی التوراه التی لم تغیر ان موسی سال ربه فقال: یا رب، اقریب انت منی فاناجیک ام بعید فانا دیک؟ فاوحی الیه یا موسی، انا جلیس من ذکرنی، فقال موسی: فمن فی سترک یوم لا ستر الا سترک؟ فقال: الذین یذکرونی فاذکرهم، و یتحابون فی فاحبهم، (226)فاولئک الذین اذا اردت ان اصیب اهل الارض بسوء ذکرتهم فدفعت عنهم بهم
یعنی: در کتاب توراتی که تغییر (و تحریف) داده نشده، آمده: موسی - علیه السلام از پروردگارش می پرسید: پروردگارا! آیه به من نزدیکی تا با تو نجوا کنم، یا دور هستی تا صدایت بزنم؟ پس بر او وحی آمد: ای موسی! من همنشین کسی هستم که به یاد من باشد. موسی گفت: آن روز که جز پوشش تو نیست چه کسی را تحت پوشش خود قرار می دهی(227) فرمود: آنانکه مرا یاد می کنند و من نیز آنان را یاد می نمایم، (کسانی که) به خاطر من همدیگر را دوست دارند و من نیز آنان را دوست می دارم، آنان کسانی هستند که اگر بخواهم به اهل زمین، بدی برسانم، به یاد اینان که می افتم، آن بدی را از اهل زمین به خاطر اینان دفع می کنم.
چهاردهم شعب انصاری و هارون بن خارجه گویند: امام صادق - علیه السلام فرمود:
637- حضرت موسی علیه السلام راه می رفت و در اعمال بندگان، نظر می کرد، به مردی رسید که بسیار اهل عبادت بود، چون شب شد، آن مرد درختی را که در کنارش بود حرکتی داد، دید در آن دو انار هست، به موسی علیه السلام گفت: ای بنده خدا! تو کیستی؟ حتماً بنده صالحی هستی؛ چون من مدتی است که در اینجا هستم ولی در این درخت بیش از یک انار نیافتم، اگر تو بنده صالح نبودی، در آن دو دانا یافت نمی شد.
موسی علیه السلام گفت: من مردی ساکن سرزمین موسی بن عمران هستم.
چون صبح شد از آن مرد پرسید: آیا عابدتر از خودت کسی را سراغ داری؟
گفت: بلی، فلان کس.
موسی علیه السلام به طرف آن فرد به راه افتاد تا به او رسید، دید از اولی بسیار بیشتر عبادت دارد، وقتی که شب شد، دو قرص نان و آبی برایش آوردند، گفت: ای بنده خدا! تو کیستی؟ حتماً بنده صالحی هستی، من مدتی در اینجا هستم ولی جز یک قرص نان برایم نمی آوردند، اگر تو بنده صالحی نبودی، برایم دو قرص نان نمی آمد، تو کیستی؟
موسی علیه السلام گفت: من مردی ساکن سرزمین موسی بن عمران هستم.
آنگاه از آن مرد پرسید: آیا عابدتر از خودت کسی را می شناسی؟
گفت: بلی فلان دربان، در فلان شهر.
موسی آن مرد را پیدا کرد ولی او اله عبادت بسیار نبود، اما ذاکر خداوند متعال بود، وقتی هنگام نماز رسید، نمازش را به جای آورد، چون شب شد به غله اش نظر کرد دید دو برابر شده، گفت: ای بنده خدا! تو کیستی؟ تو حتماً بنده صالحی هستی، من مدتی است در اینجایم و غله من فلان قدر معین بود، اما امشب دو برابر شده، تو کیستی؟
موسی علیه السلام گفت: من مردی ساکن سرزمین موسی بن عمران هستم.
آن مرد یک سوم آن غله را در راه خدا صدقه داد، یک سوم دیگرش را به مولایش رساند و با یک سوم آخر، غذایی خرید و به همراه موسی علیه السلام خورد، موسی این صحنه را که دید، تبسمی کرد، مرد گفت: برای چه تبسم می کنی؟
گفت: پیامبر بنی اسرائیل مرا به فلان فرد راهنمایی کرد، دیدم عابدترین خلق است، او به دیگری راهنمایی نمود، دیدم از اولی عابدتر است، دومی مرا به سوی تو راهنمایی کرد و گمان نمود که تو از وی عابدتری لکن شباهتی در تو، به آنان نمی بینم.
مرد گفت: من برده هستم، اما مگر نمی بینی به یاد خدا هستم؟ آیا نمی بینی نماز را به وقتش می خوانم؟ اگر بعد از نماز، در عبادتگاهم بمانم، هم به غله مولای خود و هم به کار مردم ضرر می رسانم، آیا می خواهی به سرزمین خودت باز گردی؟
گفت: آری
در این هنگام قطعی ابری از آنجا گذشت، دربان به آن گفت: ای ابر! بیا.
ابر آمد، گفت: کجا می روی؟
گفت: فلان سرزمین.
گفت: برو.
آنگاه ابر دیگری آمد، بآن گفت: این ابر!بیا.
ابر آمد، گفت: کجا می روی؟
گفت: فلان سرزمین.
گفت: برو.
سپس ابر دیگری آمد، گفت: ای ابر! بیا.
ابر آمد، گفت: کجا می روی؟
گفت: سرزمین موسی بن عمران.
گفت: این (مرد) را به آرامی بردار و در سرزمین موسی بن عمران بر زمین بگذار.
موسی چون بر سرزمین خود رسید، گفت: پروردگارا؟ این امر چه کرده است که به این مقام رسید؟
خداوند متعال فرمود: این بنده من در مقابل بلاهایم صبر می کند، به قضای من راضی است و بر نعمتهایم شکر گزاری می نماید.
پانزدهم حسن بن ابی الحسن دیلمی در کتابش از وهب بن منبه روایت کرده است که:
638- اوحی الله تعالی الی داود: یا داود، من احب حبیاً صدق قوله، و من رضی بحبیب رضی بفعله، و من وثق بحبیب اعتمد علیه، و من اشتاق الی حبیب جد فی السیر الیه. یا داود، ذکرءللذاکرین، وجنتی للمطیعین، و حبی للمشتاقین، و انا خاصه للمحبین
یعنی: خداوند متعال بر داود علیه السلام وحی کرد: ای داود! کسی که دوستش را دوست دارد، سخنش را تصدیق می کند، کسی که از دوستش راضی است از کار او نیز راضی می باشد، کسی که به دوستش اطمینان دارد، بر او اعتماد می کند، کسی که مشتاق دوستی است در حرکت به سوی او تلاش می کند.
ای داود!من تنها ذاکر کسانی هستم که آنان نیز ذاکر من باشند، بهشت من مخصوص مطیعیی بوده، دوستی ام برای مشتاقان است و خودم به محبین و دوست داران اختصاص دارم.
خداوند متعال فرمود:
639- اهل طاعتی فی ضیافتی، و اهل شکری فی زیادتی، و اهل ذکری فی نعمتی، و اهل معصیتی ایئسهم من رحمتی، ان تابوا فانا حبیبهم، و ان دعوا فانا مجیبهم، و ان مرضوا فانا طبیبهم اداویهم بالمحن و المصائب ولا طهرهم من الذنوب و المعائب
یعنی: آنانکه اهل طاعت من هستند، در میهمانی من بسر می برند آنان که شکر مرا به جای می آورند، نعمتشان افزون است، آنانکه اهل ذکر من می باشند در نعمت من بسر می برند و آنان که معصیت مرا مرتکب می شوند، از رحمتم من مایوسشان می نمایم (اما) اگر توبه کنند و باز گردند، من دوستشان خواهم بود و اگر دعا کنند، اجابتشان می نمایم، اگر مریض شوند، خود طبیبشان می شوم و با سختیها و مصائب، درمانشان می نمایم و از گناهان و عیبها پاکشان می سازم.
شانزدهم از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که فرمود:
640- ما جلس قوم یذکرون الله الا ناداهم مناد من السماء: قوموا فقد بدلت سیئاتکم حسنات و غفرت لکم جمیعاً و ما قعد عده من اهل الارض یذکرون الله الا قعد معهم عده من الملائکه
یعنی: هیچ قومی برای ذکر خدا کرد هم ننشستند مگر آنکه منادی از آسمان به ایشان ندا در داد: برخیزند که گناهانتان به حسنات تبدیل شد و تمام شما بخشیده شده اید، هرگز عده ای از اهل زمین برای ذکر خدا ننشستند مگر آنکه عده ای از ملائکه با آنان همنشین گشتند.
هفدهم روایت شده است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از منزل به سوی اصحابش خارج شده، فرموده است:
641- ارتعوا فی ریاض الجنه.
یعنی: در باغهای بهشت بچرخید.
اصحاب گفتند: یا رسول الله! باغهای بهشت چیست؟ فرمود:
-مجالس الذکر، اغدوا ورو حوا و اذکروا و من کان یحب ان یعلم منزلته عند الله فلینظر کیف منزله الله تعالی ینزل العبد حیث انزل العبد الله من نفسه
یعنی: (باغهای بهشت) مجالس ذکر است صبح و شام کنید و ذکر نمایید، آن کس که می خواهد بداند مقام و منزلتش نزد خدا چه مقدار است، ببیند خدا نزد او چه منزلتی دارد که خداوند متعال به اندازه جایگاهش نزد بنده، او را مقام و منزلت می دهد.
-واعلموا ان خیر اعمالکم و ازکاها و ارفعها فی درجاتکم و خیر ما طلعت علیه الشمس ذکر الله سبحانه فانه اخبر عن نفسه فقال: انا جلیس من ذکرنی، و قال سبحانه: فاذکرونی اذکرکم(228) بنعمتی و اذکرونی بالطاعه و العباده اذکرکم بالنعم و الا حسان و ارحمه و الرضوان
یعنی: و بدانید که بهترین اعمال و پاکترین و رفیعترین آنها در درجات و بهترین چیزی که آفتاب بر آن طلوع کرد، خداوند سبحان است که خود فرموده: من همنشین کسی هستم که مرا ذکر کند و فرموده: مرا به یاد بیاورید تا با نعمت شما را به یاد بیاورم، با طاعت و عبادت مرا یاد کنید تا با نعمتها و احسان و رحمت و رضوان؛ به یادتان بیاورم.
هیجدهم از معصومین علیهم السلام رسیده است که:
642- ان فی الجنه قیعاناً فاذا الذاکر فی الذکر اخذت الملائکه فی غرس الا شجار، فربما وقف بعض الملائکه فیقال له: لم وقفت؟ فیقول: ان صاحبی قد فتر یعنی عن الذکر
یعنی: در بهشت، سرزمینهایی است که وقتی ذاکر، ذکرش را شروع می کند، ملائکه شروع به کاشتن درخت می کنند، گاهی اوقات، ملکی از درختکاری باز می ایستد، به او گفته می شود: چرا ایستادی؟ می گوید: رفیق من درنگ کرد، یعنی از ذکر درنگ نمود.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
09-10-2018, 17:13
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




فصل: استجباب ذکر در هر وقت

ذکر در هر زمانی استحباب دارد و در هیچ حالتی مکروه نیست. حلبی از امام صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
643- لا باس بذکر الله و انت تبول، فان ذکر الله حسن علی کل حال، ولا تسام من ذکر الله
یعنی: اشکالی ندارد که در حال بول کردن به یاد خدا باشی که ذکر او در هر حالتی پسندیده است و مبادا از یاد خدا ملول گردی.
و از آن حضرت است که:
644- فیما اوحی الله تعالی الی موسی: یا موسی، لا تفرح بکثره المال ولا تدع بذکری علی کل حال، فان کثره المال تنسی الذنوب، و ان ترک ذکری یقسی القلب
یعنی: در وحی خداوند متعال بر حضرت موسی علیه السلام آمده است: از مال زیاد خوشحال نشو و ذکر مرا در هیچ حالتی ترک ننما، که مال زیاد، موجب فراموشی گناهان می گردد و ترک ذکر من، موجب قساوت قلب می شود.
645- مکتوب فی التواره التی لم تغیر ان موسی سال ربه فقال: الهی یاتی علی مجالس اعزک و اجلک ان اذکرک فیها. فقال: یا موسی، ان ذکری حسن علی کل حال
یعنی: در توراتی که تحریف نشده آمده است: موسی علیه السلام از خداوند متعال پرسید: الها! من در مجالس می روم که تو را عزیزتر و بزرگتر از آن می دانم که در آنجا ذکرت نمایم، خداوند متعال فرمود: ای موسی! ذکر من در هر حالی نیکوست.
و بدان که خداوند سبحان چه بسا بنده را به بلایی دچار می کند تا او خدا را به یاد بیاورد و دعا کند، البته به شرط اینکه ذکر چنین بنده ای را دوست داشته باشد، آنچنانکه در باب دعا گذشت(229)
ابو الصباح گوید به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: آیا بلایی که به مومن می رسد، به خاطر گناه اوست؟ فرمود:
646- لا ولکن یسمع الله انینه و شکواه و دعاءه لیکتب له الحسنات و یحط عنه السیئات
یعنی: نه بلکه به خاطر این است که خداوند متعال ناله و شکایت و دعایش را بشنود تا برایش حسنه بنویسد و گناهانش را محو نماید.
-و ان الله لیعتذر الی عبده المومن کما یعتذر الاخ الی اخیه فیقول: لا و عزتی ما افقرتک لهوانک علی فارفع هذا الغطاء فیکشف فینظر ما فی عوضه فیقول: ما ضرنی یا رب ما زویت عنی(230)
یعنی: همچنانکه برادر مومن از برادرش عذر خواهی می کند، خداوند متعال نیز از بنده مومنش عذر خواهی کرده می فرماید: به عزتم قسم! که تو را به خاطر حقارت و ذلتت فقیر نکردم، پرده را کنار بزن، در این هنگام پرده را کنار زده، پاداش الهی را که می بیند، می گوید: پروردگارا! آنچه را که از من باز داشتی، بر ضررم تمام نشده است.
- و ما احب الله قوماً الا ابتلاهم.
یعنی: هیچ قومی را خداوند متعال دوست ندارد مگر آنکه آنها را به بلا مبتلا می نماید.
- و ان عظیم الاجر لمع عظیم البلاء.
یعنی: همانا پاداش بزرگ، با بلای بزرگ همراه است.
-و ان الله یقول: ان من عبادی المومنین لمن لا یصلح لهم امر دینهم الا بالغنی و الصحه فی البدن فابلوهم به، و ان من العباد لمن لا یصلح لهم امر دینهم الا بالفاقه و المسکنه و السقم فی ابدانهم فابلوهم فیه فیصلح لهم امر دینهم
یعنی: خداوند متعال می فرماید: برخی از بندگان من دینشان پایدار نمی ماند مگر آنکه غنی و تندرست باشند، من هم از این راه، آنان را می آزمایم در مقابل برخی از بندگانم، دینشان پایدار نمی ماند مگر آنکه فقیر و مسکین و دارای بدنی مریض باشند، اینان را هم از این راه آزمایش می نمایم، در نتیجه دینشان برایشان برقرار می ماند.
-و ان الله اخذ میثاق المومن ان لا یصدق فی مقالته ولا ینتصر من عدوه
یعنی: خداوند سبحان از مومن عهد گرفت که سخنش تصدیق نشود و از دشمنش انتقام نگیرد.
-و ان الله اذا احب عبداً غته بالبلاء، فاذا دعا قال له: لبیک عبدی انی علی ما سالت لقادر، و ان ما دخرت لک فهو خیر لک
یعنی: هرگاه خداوند متعال بنده ای را دوست بدارد، او را در بلا غوطه ور می سازد که وقتی دعا کرد می گوید: لبیک ای بنده ام! من بر در خواست تو قدرت دارم اما آنچه برایت ذخیره ساخته ام بهتر است.
و ان حواریی عیسی شکوا الیه ما یلقون من الناس فقال: ان المومنین لا یزالون فی الدنیا منغصین
یعنی: حواریین حضرت عیسی علیه السلام در مورد آزارهایی که از مردم به آنان می رسید به آن حضرت شکایت کردند، فرمود: مومنین در دنیا همیشه غصه دارند.
از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت است که فرمود:
647- ان فی الجنه منازل لا ینالها العباد باعمالهم، لیس لها علاقه من فوقها ولا عماد من تحتها. قیل: یا رسول الله، من اهلها؟ فقال صلی الله علیه و آله و سلم: هم اهل البلاء و الهموم
یعنی: در بهشت، منزلهایی است که نه از طرف بالا به چیزی بند است و نه از طرف پائین ستونی دارد و بندگان خدا با اعمالشان بدان نخواهند رسید، سوال شد: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اهالی آنجا کیایند؟ فرمود: اهل بلا و سختیها.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
10-10-2018, 19:39
https://www.ayehayeentezar.com/images/icons/icon1.png


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



فصل: دعاهای مختص به اوقات مخصوص 1- امیر المومنین علیه السلام هنگام ورود به صبح، سه بار می فرمود:
691- سبحان الله الملک القدوس.
یعنی: منزه است خداوند! آن پادشاه مقدس.
(آنگاه می فرمود:.
اللهم انی اعوذ بک من زوال نعمتک و تحویل عافیتک، و من فجاه نقتمک، ون من درک الشقاء، و من سوء القضاء، و من شر ما سبق فی الکتاب. اللهم انی اسالک بعزه ملکک، و شده قوتک، و بعظم سلطانک، و بقدرتک علی خلقک
یعنی: خدایا! به تو پناه می برم از زایل شدن نعمت و دگرگونی عافیتت، از عقوبت ناگهانی و رسیدن به شقاوت، از سر نوشت بد و از شر هر آنچه برایم نوشته و مقدار گردیده است. بار الها! از تو درخواست می کنم و تو را قسم می دهم به عزت حکومتت و نیروی شدیدت و سلطنت عظیمت و قدرت بر خلقت.
آنگاه حاجت خود را طلب نما
2- علی علیه السلام صبح که می کرد می فرمود:
692- مرحباً بکما من ملکین حفیظین کریمین، املی علیکما ما تختاران ان شاء الله
یعنی: آفرین بر شما ای دو فرشته حافظ و کریم! به خواست خداوند چیزی را بر شما املا می کنم که آن را برای من ذخیره سازید.
آنگاه تا طلوع آفتاب به تسبیح و تهلیل مشغول بود و همین کار را بعد از عصر نیز انجام می داد.
3- از حضرت باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
693- قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: من سره ان یلقی الله یوم القیامه و فی صحیفته شهاده ان لا اله الله و ان محمداً رسول الله و یفتح له ثمانیه ابواب الجنه فیقال له: یا ولی الله، ادخل الجنه من ایها شئت فلیقل اذا اصبح و اذا امسی:
اکتبا بسم الله الرحمن الرحیم، اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریک له، و اشهد ان محمداً عبده و رسوله، و اشهدان ان الساعه اتیه لا ریب فیها، و ان الله یبعث من فی القبور، علی ذلک احیی، و علی ذلک اموت، و علی ذلک ابعث حیاً ان شاء الله، اقرءا محمداً منی السلام، الحمد لله الذی اذهب اللیل مظلماً بقدرته، وجاء بالنهار مبصراً برحمته خلقاً جدیداً، مرحباً بالحافظین، و یلتقت عن یمینه وحیاکم الله من کاتبین، و یلتفت عن شماله
یعنی: رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هر کسی که دوست دارد روز قیامت خدا را ملاقات کند در حالی که در نامه عملش شهادت لا اله الا الله و محمد رسول اللهباشد و تمامی هشت درب بهشت به رویش گشوده گشته به او گفته شود: ای دوست خدا! از هر دری که می خواهی وارد بهشت شو، وقت دخول در صبح و دخول در شب بگوید:
(ای دو فرشته)! بنویسید: به نام خداوند رحمان و رحیم، شهادت می دهم که معبودی جز خداوند نیست، تنهاست و شریکی ندارد و محمد صلی الله علیه و آله و سلم بنده و فرستاده اوست و شهادت می دهم که بی تردید، لحظه قیامت آمدنی است و خداوند هر کس که در قبر باشد را بر می انگیزاند. بر این اعتقاد زنده ام و بر همین می میرم و بر آن، دوباره زنده شده و مبعوث می گردم ان شاء الله. از جانب من به محمد صلی الله علیه و آله و سلم سلام برسانید. ستایش مخصوص خدایی است که شب تاریک را به قدرتش برد و روز روشن را به رحمتش آورد و خلقت جدیدی به او بخشید. آفرین بر دو حافظ در این حال رو به سمت راست نماید و خداوند شما دو نویسنده را باقی بدارد در این حال رو به سمت چپ نماید.
4- حماد بن عثمان از اما صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
694- من قال فی دبر کل صلاه الفجر قبل کلامه: رب صل علی محمد و اهل بیته و قی الله وجهه من نفحات النار
یعنی: هر کسی که بعد از نما صبح قبل از سخن گفتن، بگوید: رب صل علی محمد و اهل بیته، خداوند متعال چهره اش را از بادهای آتش حفظ می کند.
5- از امام رضا علیه السلام روایت شده است که فرمود:
695- من قال فی دبر صلاه الغداه لم یلتمس حاجه الا تیسرت له و کفاه الله ما اهمه: بسم الله، و صلی الله علی محمد واله، و افوض امر الی الله، ان الله بصیر بالعباد، فوقاه الله سیئات ما مکروا، لا اله الا انت سبحانک انی کنت من الظالمین فاستجبنا له و نجیناه من الغم و کذلک ننجی المومنین حسبنا الله و نعم الوکیل فانقلبوا بنعمه من الله و فضل لم یمسسهم سوء ما شاء الله لا ما شاء الناس، ما شاء الله و ان کره الناس، حسبی الرب من المربوبین، حسبی الخالق: المخلوقین، حسبی الرازق من المرزوقین، حسبی الله رب العالمین، حسبی من هو حسبی، حسیبی من لم یزل حسبی، حسبی من کان منذ کنت لم یزل حسبی، حسبی الله لا اله الا هو علیه توکلت و هو رب العرش العظیم
یعنی: هر کس که بعد از نماز صبح این جملات را بگوید، حاجتی التماس نکند مگر آنکه برایش آسان گردد و خداوند سبحان کارهای مهمش را بر عهده خود می گیرد: بسم الله و... به نام خدا و درود خداوند بر محمد و آلش، کارم را به خدا واگذار می کنم که او نسبت به بندگان بیناست. خداوند هم این فرد را از حیله های بد آنان (دشمنان) نگه داشت(237) معبودی جز تو نیست، تو منزهی! من به خود ظلم کردم. پس اجابتش نمودیم و از اندوه، نجاتش دادیم و این چنین، مومنین را نجات می دهیم(238) خدا ما را بس است و او بهترین وکیل می باشد. پس آن گروه مومن به نعمت و فضل خدا روی آوردند و بر آنان هیچ رنجی پیش نیامد(239)
هر چه خدا بخواهد نه آنچه مردم بپسندند، هر چه خدا بخواهد اگر چه مردم را خوش نیاید. خدایی که پرورنده است، مرا بس است و نیازی به دیگران که همه پروریده اند، ندارم. خدایی که خالق است، مرا بس است و نیاز به دیگران که همه مخلوقند، ندارم. خدایی که روزی رسان است، مرا بس است و نیازی به دیگران که همه روزی خورند، ندارم خدایی که رب العالمین است، مرا بس است.
بس است مرا کسی که او مرا کفایت می کند. بس است مرا کسی که همیشه مرا کفایت می کرد. بس است مرا کسی که تا کنون همیشه مرا کفایت می کرد. بس است مرا خدایی که معبودی جز او نیست، بر او توکل می کنم که او پروردگار عرش عظیم است.
6- با فضیلت ترین دعای وقت زوال (این است):
696- اللهم انک لست باله استحد ثناک...(240)
و بهترین دعا برای لحظات پایانی روز جمعه، دعای سمات و دعای بعد از آن است که گذشت(241)
7- از امام باقر علیه السلام روایت شده است که فرمود:
697- کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اذا حمرت الشمس علی راس قله الجبل هملت عیناه دموعاً، ثم قال: امسی ظلمی مستجیراً بعفوک، و امست ذنوبی مستجیره بمغفرتک، و امسی خوف مستجیراً بامانک، و امسی ذلی مستجیراً بعزک، و امسی فقری مستجیراً بغناک، و امسی وجهی البالی الفانی مستجیراً بوجهک الدائم الباقی. اللهم البسنی عافیتک، و غشنی رحمتک، و جللنی کرامتک، وقنی شر خلقک من الجن و الانس، یا الله، یا رحمن، یا رحیم
یعنی: وقتی که خورشید بر قله کوه، سرخ می شد اشک از چشمان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روان گشته، آنگاه، می فرمود: امسی ظلمی... ظلم من شب می کند در حالی که به عفو تو پناهنده شده، گناهانم شب می کنند، در حالی که به آمرزش تو پناهنده شده، ترس من شب می کند، در حالی که به امان تو پناهنده شده، خواری من شب می کند، در حالی که به عزت تو پناهنده شده، فقر من شب می کند، در حالی که به بی نیازی تو پناهنده شده، صورت کهنه و مرده من شب می کند، در حالی که به چهره دائم و باقی تو پناهنده شده. خدایا! لباس عافیت بر تنم بنما و با رحمتت مرا بپوشان، مجلل به لباس کرامتم نما و مرا از شر خلقت جن و انس نگاهداری بفرما، ای خدا، ای رحمان! و ای رحیم!.
8- از سلیمان جعفری روایت شده است که گوید: شنیدم حضرت کاظم علیه السلام می فرمود:
698- اذا امسیت فنظرت الی الشمس فی غروب و ادبار فقل: بسم الله و بالله و الحمد لله الذی لم یتخذ صاحبه ولا ولداً ولم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیراً. و الحمد لله الذی یصف ولا یوصف. و الحمد لله الذی یعلم ولا یعلم، خائنه الاعین و ما تخفی الصدور، و اعوذ بوجه الله الکریم و بسم الله العظیم من شر ما ذرء و برء، و من شر ما تحت الثری، و من شر ما ظهر و ما بطن، و من شر ما وصفت و ما لم اصف، والحمد لله رب العالمین
یعنی: هنگام دخولت در شب، وقتی دیدی خورشید در حال غروب و پشت کردن است بگو: بسم الله و... به نام خدا و به کمک او، ستایش مخصوص خدایی است که نه همسری اختیار کرد، و نه فرزندی، نه شریکی در حکومتش دارد و نه از روی ذلت، یاوری گرفته، او را بزرگ بدان. و ستایش مخصوص خدایی است که او دیگران را توصیف می کند ولی خود وصف ناید، ستایش مخصوص خدایی است که می داند ولی ذاتش ناشناخته است، نگاههای ناروای چشمها و (رازهای) نهان در سینه ها را می داند.
پناه می برم به روی با کرامتش و به نام با عظمتش از شر هر چه آفرید و خلق کرد، از شر هر چه زیر گل می باشد از هر آشکار و پنهان، از شر هر چه گفتم و نگفتم و ستایش مخصوص خدایی است که پروردگار عالمین می باشد.
(آنگاه) فرمود:
انها امن من کل سبع، و من الشیطان الرجیم، و من ذریته، وکل ما عظ ولسع، ولا یخاف صاحبها اذا تکلم بها لصاً ولا غولاً
یعنی: این امان است از هر درنده ای و از شیطان رانده شده و فرزندانش و از شر هر چه به دندان گیرد و بگزد، صاحب این کلام اگر آن را بگوید، نه از دزد بترسد و نه از جن و شیطان.
روای گوید: عرض کردم: من حیوانات درنده را شکار می کنم و شبها در خرابات می خوابم، لذا در وحشت بسر می برم، فرمود:
قل اذا دخلت: بسم الله و بالله و ادخل رجلک الیمنی، و اذا خرجت فاخرج رجلک الیسری و سم الله فانک لا تری مکروهاً
یعنی: وقتی وارد می شوی با پای راستت داخل شو و بگو: بسم الله و بالله، و وقتی هم که خارج می گردی، نام خدا را ذکر کن، و با پای چپ خارج شو که ناگواری نخواهی دید.
9- صدوق (ره) با سندش تا عبد الله انصاری از خلیل بکری نقل کرده است که کفت: شنیدم یکی از یاران ما می گفت: علی بن ابی طالب علیه السلام در هر روز از دهه ذیحجه این کلمات را می گوید:
699- لا اله الا الله عدد اللیالی و الدهور، لا اله الا الله عدد امواج البحور، لا اله الا الله و رحمته خیر مما یجمعون، لا اله الا الله عدد الشوک و الشجر، لا اله الا الله عدد الشعر و الوبر، لا اله الا الله عدد القطر و المطر ، لا اله الا الله عدد الحجر و لمدر، لا اله الا الله عدد لمح العیون، لا اله الا الله فی اللیل اذا عسعس و فی الصبح اذا تنفس، لا اله الا الله عدد الریاح فی البراری و الصخور، لا اله الا الله من الیوم الی یوم ینفخ فی الصور
یعنی: لا اله لا الله، به تعداد شبها و روزها.
لا اله الا الله، به تعداد موجهای دریاها.
لا اله الا الله، در حالی که رحمتش از آنچه که دیگران جمع می کنند بهتر است.
لا اله الا الله، به تعداد خارها و درختها.
لا اله الا الله، به تعداد موها و کرکها.
لا اله الا الله، به تعداد قطره ها و بارانها.
لا اله الا الله، به تعداد سنگها و کلوخها.
لا اله الا الله، به تعداد چشم بر هم زدنها.
لا اله الا الله، در شب آن هنگام که می گذرد و در صبح آن هنگام که می درخشد و نور می دهد.
لا اله الا الله، به تعداد بادها در صحراها و صخره ها.
لا اله الا الله، از امروز تا روزی که در صور دمیده شود.
سپس فرمود:
من قال ذلک فی کل یوم من ایام العشره عشر مرات، اعطاه الله بکل تهلیله درجه فی الجنه من الدر و الیاقوت، ما بین کل درجتین مسیره مائه عام للراکب المسرع، فی کل درجه مدینه فیها قصر من جوهر واحد لا فصل فیها، فی کل مدینه من تلک المدائن من الدور و الحصون و الغرف و البیوت و الفرش و الازواج و السرر و الحور العین و من النمارق و الزرابی و الموائد و الخدم و الانهار و الاشجار و الحلی و الحلل ما لا یصف خلق من الواصفین، فاذا خرج من قبره اضاءت کل شعره منه نوراً و ابتدره سبعون الف ملک یمشون امامه و عن یمینه و شماله حتی ینتهی الی باب الجنه، فاذا دخلها قاموا خلفه و هو امامهم حتی ینتهی الی مدینه ظاهرها یاقوت حمراء و باطنها زبرجد خضراء فیها من جمیع اصناف ما خلق الله عزوجل فی الجنه، و اذا انتهوا الیها قالوا: یا ولی الله، هل تدری ما هذه المدینه بما فیها؟ قال: لا، قال: فمن انتم؟ قالوا: نحن الملائکه الذین شهدناک فی الدنیا یوم هللت الله عزوجل بالتهلیل، هذه المدینه بما فیها ثواباً لک، و ابشر بافضل من هذا ثواب الله عزوجل حین تری ما اعد الله لک فی داره دار السلام فی جواره عطاء الله لا ینقطع ابداً
یعنی: هر که، این را در هر روز از دهه، ده بار بگوید: خداوند متعال در برابر هر تهلیلش یک درجه در بهشتی از دو یاقوت به او عطا می کند که فاصله بین هر دو درجه از آن درجات به اندازه مسیری است که یک سوار کار تیز رو و به مدت صد سال بپیماید، در هر درجه اش شهری است، در آن، شهر، قصری از گوهر یکپارچه ای که فاصله ای در آن نیست، ساخته شده است. در هر شهر از آن شهرها آنقدر خانه ها، قلعه ها، غرفه ها، اتاقها، فرشها، همسرها، تختها، حورالعین، بالشها، بساطها، سفره ها، خادمها، نهرها، درختها، زیورها و لباسها وجود دارد که هیچ توصیف کننده ای نتواند آن را به وصف آورد، و چنین فردی وقتی از قبرش خارج شد، هر مویی از موهای بدنش، نوری می دهد، هفتاد هزار ملک در مقابل و سمت راست و سمت چپش به حرکت می آیند تا او را به درب بهشت برسانند و وقتی وارد بهشت شد، آنان همه پشت سرش رفته او را در جلوشان قرار می گیرد تا به شهری می رسند که ظاهرش یاقوت سرخ است و باطنش زبرجد سبز، در این شهر هر آنچه که خداوند عزیز و جلیل در بهشت خلق فرموده، وجود دارد، وقتی بدان رسیدند می گویند:
ای ولی خدا! آیا می دانی این شهر با محتویاتش چیست؟ می گوید: خیر، شما کیستید؟ می گویند: ما فرشتگانی هستیم که در دنیا روزی که خداوند عزیز و جلیل را تهلیل می کردی شاهد تو بودیم، این شهر با محتویاتش، ثواب تو خواهد بود و تو را بشارت نیز بدهیم به برتر از این و آن ثواب خداوند عزیز و جلیل است، هنگامی که ببینی آنچه را که خداوند در خانه خودش که دار السلام است برایت در جوارش فراهم کرده، عطایی الهی که هرگز قطع نخواهد گردید.
10- روایت شده است که روزی به ابن درداء گفته شد خانه ات آتش گرفت.
گفت: آتش نگرفت.
مخبر دیگری آمد و گفت: خانه ات آتش گرفت.
گفت: آتش نگرفت.
فرد سومی آمد و باز این جواب را از او شنید. بعد روشن شد که هر چه دور و بر خانه او بوده آتش گرفته بجز خانه ابن درداء به او گفتند: از کجا این را فهمیدی؟
گفت: شنیدم پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمود:
700- من قال هذه الکلمات صبیحه یومه لم یصبه سوء فیه، و من قالها فی مساء لیلته لم یصبه سوء فیها و قد قلتها وهی هذه:
اللهم انت ربی لا اله الا انت، علیک توکلت و انت رب العرش العظیم، ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، ما شاء الله کان و مالم یشالم یکن، اعلم ان الله علی کل شی قدیر، و ان الله قد احاط بکل شی ء علماً، اللهم انی اعوذ بک من شر نفسی، و من شر قضاء السوء، و من شر کل ذی شر، و من شر الجن والانس، و من شر کل دابه انت اخذ بناصیتها، ان ربی علی صراط مستقیم
یعنی: هر کس که این کلمات را صبح هر روز بگوید، در آن روز بدی به او نمی رسد و هر کس که در ابتدای هر شب آن را بگوید، در آن شب به او بدی نخواهد رسید، من هم آن کلمات را گفتم که این چنین است: اللهم... با خدایا! تو پروردگار من هستی، معبودی جز تو نیست، بر تو توکل می کنم در حالی که تو رب عرش عظیمی، هیچ تحول و قوتی جز به واسطه خداوند علی و عظیم نیست، هر چه او بخواهد انجام شده و آنچه را که او نخواهد انجام نمی گیرد. می دانم که خداوند بر هر چیزی قادر است و علم او بر هر چیزی احاطه دارد.
بار الها! به تو پناه می برم از شر نفس خود، از شر سرنوشت بد، از شر هر صاحب شر، از شر جن و انس، از شر هر جنبنده ای که اختیار همه آنها به دست تو است، همانا پروردگار من به صراط مستقیم است.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
10-10-2018, 19:39
https://www.ayehayeentezar.com/images/icons/icon1.png


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



فصل: شفا خواستن به واسطه دعا و نوشتن آن شفا خواستن به واسطه دعا بر چند قسم است:

اول دفع امراض که خود شامل دعاهایی است: الف ابو نجران و ابن فضال از یکی از اصحاب ما از امام صادق علیه السلام روایت کرده اند که آن حضرت هنگام مریضی می فرمود:
701- اللهم انک قد غیرت اقواماً فقلت: قل ادعوا الذین زعمتم من دونه فلا یملکون کشف الضرع عنکم ولا تحویلا(242) فیا من لا یملک کشف ضری ولا تحویله عنی احد غیرک صل علی محمد واله و اکشف ضری و حوله الی من یدعو معک الهاً اخر لا اله غیرک
یعنی: خدایا! تو اقوامی را تغییر داده (به مرض و سختی مبتلایشان کردی و) به آنان گفتی: بگو بخوانید غیر از خدا هر که را گمان دارید که نه توان بر طرف کردن ضرر را از شما دارند و نه توان دگرگون ساختن آن را. پس ای کسی که غیر تو کسی توان بر طرف کردن سختی من و برگرداندن آن را ندارد، درود بر محمد و آلش بفرست و سختی مرا برطرف نما و آن را بر کسی بینداز که به همراه تو معبود دیگری هم دارد که معبودی جز تو نیست.
ب یونس بن عبد الله الرحمن از داود بن زید روایت کرده است که گفت:
در مدینه مرض شدیدی مرا فرا گرفت، این خبر که خبر که به حضرت صادق علیه السلام رسید برایم نوشت:
702- قد بلغنی علتک فاشتر صاعاً من بر ثم استلق علی قفاک و انثره علی صدرک کیف ما انتشر و قل:
یعنی: مرض تو به من رسیده است، یک صاع(243) گندم خریداری کن و بر پشت بخواب و آن گندمها را بر سینه ات بریز هر طور ریخته شود آنگاه بگو:.
اللهم انی اسالک باسمک الذی اذا سالک به المضطر کشفت ما به من ضر، و مکنت له فی الارض، و جعلته خلیفتک علی خلقک، ان تصلی علی محمد و اهل بیته و ان تعافینی من علتی
یعنی: بار خدایا! از تو درخواست می کنم و تو را سوگند می دهم به آن نامت که اگر انسان مضطری تو را بدان بخواند، ضرر را از او دفع می نمایی و بر زمین، جایگاه مناسبی به او می دهی و جانشین خود در زمینش می نمایی، بر محمد و خاندانش درود بفرست و مرا از مرضم عافیت ببخشای.
-ثم استو جالساً و اجمع البر من حولک و قل مثل ذلک و اقسمه مداً مداً لکل مسکین و قل مثل ذلک
یعنی: آنگاه بنشین و گندمها را از اطراف خود جمع نما و همان را دوباره، بگو بعد آن را ده سیر ده سیر تقسیم کن و به هر مسکینی بده و همان دعا را مجدداً بگو.
داوود گوید: من این را گفتم، گویا از عمال(244) رهایی یافتم و افراد دیگر نیز آن را گفتند و از آن بهره بردند.
ج (دعای ذیل:)
703- بسم الله الرحمن الرحیم، الحمد لله رب العالمین، حسبنا الله و نعم الوکیل، تبارک الله احسن الخالقین، لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
یعنی: به نام خداوند رحمان و رحیم، سپاس مخصوص خدایی است که پروردگار عالمین است، خدا ما را کافی است و خوب وکیلی است، تبریک باد بر خدا که بهترین خلق کننده است، هیچ تحول و نیرویی جز به واسطه خداوند علی و عظیم وجود ندارد.
این دعا را چهل مرتبه بعد از نماز صبح بخواند و بر محل درد بکشد که هر چه باشد خصوصاً شکافتگی و پارگی، به اذن خداوند متعال خوب خواهد شد که این عمل انجام گردید و از آن بهره ها برده شد.
د یونسی بن عمار گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم فدایت شوم! مردم گمان می کنند این چیزی که در چهره ام ظاهر گردیده، خداوند متعال بنده ای را که به او حاجتی دارد، بدان مبتلا نمی سازد، فرمود:
704- قد کان مومن آل فرعون مکنع الاصابع و کان یقول هکذا و یمد یده و یقول: یا قوم اتبعوا المرسلین(245)
یعنی: آن مرد مومن از آل فرعون، انگشتانش بریده بود، دست خود را می کشید و می گفت: ای مردم! از انبیا تبعیت کنید.
سپس فرمود:
اذا کان الثلث الاخیر من اللیل فی اوله فتوضا و قم الی صلائک التی تصلیها فاذا کنت فی السجده الاخیره من الرکعتینن الاولیین فقل و انت ساجد: یا علی، یا عظیم، یا رحمن، یا رحیم، یا سامع الدعوات، یا معطی الخیرات، صل علی محمد و ال محمد و اعطنی من خیر الدنیا ولاخره ما انت اهله، و اصرف عنی من شر الدنیا و الاخره ما انت اهله، و اذهب عنی هذا الوجع فانه قد اغاظنی و احزننی، والح فی الدعاء
یعنی: در ابتدای یک سوم آخر شب، وضو بساز و به نمازت بایست، به آخرین سجده از دو رکعت اول که رسیدی در حال سجده بگو: یا علی یا عظیم... ای بلند مرتبه! ای با عظمت! ای رحمان! ای رحیم! ای شنونده دعاها! و ای بخشنده خیرها! بر محمد و آل محمد درود فرست و از خیر دنیا و آخرت آنچه خودت سزاوار آنی به من عطا فرما و از شر دنیا و آخرت نیز آنچنان که خودت سزاوار آنی از من دور بگردان و این درد را هم از من بردار که مرا خشمگین ساخته و ناراحت کرده است. باید در دعایت مصر باشی.
یونس بن عمار گوید: هنوز به کوفه نرسیده بودم که خداوند متعال تمام آن را از من برداشت.
ه داود بن زربی از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
705- تضع یدک علی الموضع الذی فیه الوجع و تقول ثلاث مرات: الله، الله، الله ربی حقاً لا اشرک به شیئاً، اللهم انت لها ولکل عظیمه ففرقها عنی
یعنی: دست خود را بر محلی که درد در آن است بگذار و سه بار بگو: الله! الله! الله خدا! خدا پروردگار حقیقی من است! که چیزی را شریکش قرار نمی دهم، خدایا! برای این کار و هر کار بزرگی، تو ملجا و پناهی، پس آن را از من جدا نما.
و مفضل از حضرت صادق علیه السلام روایت کرده است که فرمود:
706- قل للاوجاع: بسم الله و بالله کم من نعمه لله فی عرق ساکن و غیر ساکن علی عبد شاکر و غیر شاکر. و تاخذ بلحیتک الیمنی بعد الصلاه المفروضه و تقول: اللهم فرج عنی کربتی، و عجل عافیتی، و اکشف ضری - ثلاث مرات و احرص ان یکون ذلک مع بکاء و دموع
یعنی: برای دردها بگو: بسم الله و بالله به نام خدا و بیاوری او چه بسا نعمتی که در رگهای ساکن و غیر ساکن بنده شاکر موجود است!. و بعد از نماز واجب، محاسنت را با دست راست خود بگیر و سه مرتبه بگو: اللهم... خدایا! اندوه را از من بر طرف سا و در سلامتی ام عجله بفرما و سختی ام را بر طرف نما.
و سعی کن این کار تو با گریه و اشک همراه باشد.
ز ابو حمزه گوید در زانویم دردی عارضم شد آن را به حضرت باقر علیه السلام عرضه داشتم، فرمود:
707- اذا انت صلیت فقل: یا اجود من اعطی، و یا خیر من سئل و یا ارحم من استرحم، ارحم ضعفی و قله حیلتی و اعفنی من وجعی
یعنی: وقتی نماز گزاردی بگو: یا اجود... ای بخشنده ترین عطا کننده! ای بهترین درخواست شونده! و ای رحیم ترین کسی که از او طلب رحمت می شود! بر ضعف و بیچارگی من رحم کن و مرا از دردم معاف فرما.
ابو حمزه گوید: این را گفتم و عافیت یافتم.
ح امام باقر علیه السلام فرمود:
708- مرض علی علیه السلام فاتاه رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم فقال له: قل: اللهم این سالک تعجیل عافیتک، او صبراً علی بلیتک، او خروجاً الی رحمتک
یعنی: علی علیه السلام مریض شد، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نزدش آمده فرمود بگو: بارالها! یا عافیتت را تسریع گردان، یا به من صبر در بلایت را عنایت کن و یا روح مرا به سوی جوار رحمتت خارج فرما.
ط ابراهیم بن عبد الحمید از مردی نقل کرده است که گفت: به حضرت صادق علیه السلام وارد شدم و از دردی که داشتم به حضرت شکایت بردم، فرمود:
709- قل: بسم الله، ثم امسح یدک علیه ثم قل: اعوذ بعزه الله، و اعوذ بقدره الله، و اعوذ برحمه الله، و اعوذ بجلال الله، و اعوذ بعظمه الله، واعوذ بجمع الله، و اعوذ برسول الله، و اعوذ باسماء الله، من شر ما احذر و من شر ما اخاف علی نفسسی، تقولها سبع مرات
یعنی: بگو بسم الله، آنگاه دست را بر آن بکش و سپس هفت مرتبه بگو: اعوذ پناه می برم به عزت خدا! پناه می برم به قدرت خدا! پناه می برم به رحمت خدا! پناه می برم به جلال خدا! پناه می برم به عظمت خدا! پناه می برم به جمع خدا! پناه می برم به رسول خدا! و پناه می برم به اسمهای خدا از شر هر چه از آن حذر دارم و از شر هر چه که از آن بر خود بیمناکم!.
آن مرد گوید: این کار را کردم و درد از من رخت بربست.
ی ابراهیم بن اسرائیل از حضرت رضا علیه السلام نقل کرده است که فرمود:
710- خرج بجاریه لنا خنازیر فی عنقها فاتانی ات فقال لی: یا علی، قل لها فلتقل: یا رووف، یا رحیم، یا رب، یا سیدی، قال: فقالته فاذهب الله عنها. قال: و قال: هذا الدعاء الذی دعا به جعفر بن سلیمان
یعنی: در گردن کنیزی از کنیزان ما غده هایی پدیدار شد، ندایی غیبی به سوی من آمد و گفت: ای علی! به آن کنیز بگو که بگوید: یا رئوف! یا رحیم! یا رب! یا سیدی! کنیز این را گفت و خداوند سبحان نیز آن مرض را از دفع کرد.
آنگاه فرمود: این همان دعایی است که جعفر بن سلیمان، خدا را بدان می خواند.



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
11-10-2018, 14:32
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



دوم - دعاهایی كه به واسطه اندوهها و سختیها دفع می گردند:

الف - ابن مسكان از ابی حمزه روایت كرده است كه حضرت باقر عليه‌السلام به او فرمود:

۷۱۱ - ( یا ابا حمزه، ما لك اذا انابك امر تخافه الا تتوجه الی بعض زوایا بیتك یعنی القبله فتصلی ركعتین ثم تقول: یا ابصر الناظرین، و یا اسمع السامعین، و یا اسرع الحاسبین، و یا ارحم الراحمین، سبعین مره كلما دعوت الله مره بهذه الكلمات سل حاجتك ) .

یعنی: ای ابا حمزه! چه می شود كه هرگاه امر هراسناكی به تو رسید، به طرف گوشه ای از اتاق - یعنی به سوی قبله - نمی روی تا دو ركعت نماز بگزاری و سپس هفتاد مرتبه بگویی: یا ابصر الناظرین... ای بیننده ترین نظر كننده ها! ای شنونده ترین شنونده ها ها! ای سریعترین حسابرسها! و ای با رحمت ترین رحیمان! هر بار كه با این كلمات، دعا كردی، حاجت خود را درخواست نما .








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
12-10-2018, 17:28


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)












۷۱۲ - مردی كه شیبه هذلی گفته می شد، نزد پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آمد و عرضه داشت:
ای رسول خدا! من پیر مرد كهنسالی و نیروی كار ندارم، تا كنون خود را به نماز و روزه و حج و جهاد، عادت داده بودم، كلامی به من بیاموز كه خداوند متعال به واسطه آن به من نفع برساند و سبك هم باشد، ای رسول خدا!
پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: دوباره بگو.
آن مرد سه مرتبه این را گفت. رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: هیچ درخت و كلوخی در گرد تو نیست مگر آنكه از باب رحمت بر تو گریه كرده است، هرگاه نماز صبح را گزاردی بگو: سبحان الله العظیم و بحمده ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم كه خداوند و جلیل به واسطه آن تو را از كوری و دیوانگی و جذام و فقر و ضعف، معاف می دارد.
آن مرد گفت: یا رسول الله! این برای دنیا، برای آخرت چه؟ فرمود: بعد از هر نمازی می گویی: اللهم اهدنی من عندك، و افض علی من فضلك، و انشر علی من رحمتك، و انزل علی من بركاتك.
یعنی: خدایا! مرا از جانب خودت هدایت نماز و از بخشش مخصوصت برمن افاضه فرما و رحمتت را بر من بگشای و بركاتت را بر من نازل فرما) .
آن مرد این دستور را گرفت و بر آن مداومت نمود، فردی به ابن عباسگفت: این رفیقت چه محكم این دستور را گرفت.
رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: اگر این مرد بتواند این عمل را در قیامت با خود بیاورد و عمدا آن را ترك نكند، هشت درب بهشت بر رویش گشوده خواهد شد به طوری كه از هر كدام بخواهد می تواند داخل گردد .
ج - شیخ كلینی از حضرت صادق عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:
۷۱۳ - ( كان من دعاء ابی عليه‌السلام فی امر یحدث: اللهم صل علی محمد و ال محمد و اغفر لی، و ارحمنی، و زك عملی، و یسر منقلبی، و اهد قلبی، و امن خوف، و عافنی فی عمری كله، و ثبت حجتی، و اغسل خطایای، و بیض وجهی، و اعصمنی فی دینی، و سهل مطلبی، و وسع علی فی رزقی، فانی ضعیف، و تجاوز عن سیی ء ما عندی بحسن ما عندك، ولا تفجعنی بنفسی، ولا تفجع بی حمیمی ) .
وهب لی یا الهی لحظه من لحظاتك تكشف بها ما به ابتلیتنی و تردنی بها الی احسن عاداتك عندی، فقد ضعف قوتی، و قلت حیلتی، و انقطع من خلقك رجائی، ولم یبق لی الا رجاوك و توكلی علیك، و قدرتك یا رب علی ان ترحمنی و تعافینی كقدرتك علی ان تعذبنی و تبتلینی، الهی ذكر عوائدك یونسنی، و الرجاء لا نعامك یقوینی، و لم اخل من نعمتك منذ خلقتنی، فانت ربی و سیدی، و مفزعی و ملبحئی، و الحافظ و الذاب عنی، و الرحیم بی، و المتكفل برزقی، و عن قضائك و قدرك كلما قدرت لی فلیكن سیدی و مولای فیما قضیت و قدرت و حتمت تعجیل خلاصی مما انا فیه جمیعه و العافیه فانی لا اجد لدفع ذلك احدا غیرك، ولا اعتمد فیه الا علیك، فكن یا ذا الجلال والا كرام عند حسن ظنی بك و رجائی لك، و ارحم تضرعی و استكانتی و ضعف ركنی و امنن بذلك علی و علی كل داع دعاك یا ارحم الراحمین، و صلی الله علی محمد واله اجمعین .
یعنی: از دعاهای هنگام پدید آمدن حادثه این بود: اللهم... خدایا! بر محمد و آل محمد درود فرست و مرا بیامرز و رحمت كن، عملم را پاك نما و بازگشتم از آسان گردان، قلبم را هدایت كن و ترسم را به ایمن مبدل فرما، در تمام عمرم به من عافیت عطا كن و حجت و دلیلم را پا برجا قرار ده ( ۲۴۹ ) خطاهایم را بشوی، چهره ام را (در قیامت) سفید گردان، مرا در دینم حفظ فرما در دینم حفظ فرما و كارم را آسان بگردان، روزی ام را گشایش ده كه من ضعیفم و از بدیهای من به خوبی خودت در گذر، با دستم، نه بر سر خودم مصیبت وارد كن و نه بر سر فامیلم.
ای معبود من! گوشه چشمی به من نظر كن تا با آن، بلاهایت را از من بر طرف سازی و به واسطه آن، مرا به سوی بهترین عادتها بكشانی. نیرویم ضعیف و چاره ام اندك گشته است، از تمام خلق تو امیدم قطع گردید. پروردگار من! تنها امید به تو و توكل بر تو و قدرتت برایم باقی مانده كه بر من رحم كنی و معافم گردانی، همچنانكه قدرت بر عذاب و مبتلا كردن من داری.
بار خدایا! یاد آوری نیكیهای تو، مانوسم می كند و امید به نعمت دادنت، تقویتم می نماید كه از ابتدای خلقتم، لحظه ای از نعمت تو خالی نبوده ام. تو پروردگار من، آقای من، دادرس من، پناهگاه من، حافظ من، مدافع من، رحیم بر من و كفیل روزی من هستی.
هر آنچه بر من مقدر كردی، از قضا و قدر تو سرچشمه می گیرد، بنابر این، ای آقا و مولای من! تعجیل در رهایی - از تمام آنچه در آنم - و عافیت را در قضا و قدر حتمی قرارده كه من برای دفع آن، كسی جز تو را نمی یابم و بر كسی جز تو تكیه نمی كنم، ای صاحب جلال و كرامت! با من بر اساس خوش گمانی و امیدم، رفتار نما و بر زاری و زمینگیری و سستی ام رحم كن و با این كارت بر من و بر هر كس كه تو را می خواند، منت بگذاری ارحم الراحمین! درود خدا بر محمد و تمام خاندانش باد .










https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
13-10-2018, 19:25
https://www.ayehayeentezar.com/images/icons/icon1.png


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/31261846372655951462.gif)



(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

د - عاصم بن حمید از اسماء روایت می كند كه گفت: رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۷۱۴ - ( من اصابه هم او غم او كرب او بلاء او لاواء فلیقل: الله ربی لا اشرك به شیئا، توكلت علی الحی الذی یموت ) .
یعنی: هر كه اندوه یا غم یا سختی یا بلاء یا دشواری به او رسیده بگوید: الله پروردگار من است، چیزی را شریك او قرار نمی دهم، توكل می كنم بر زنده ای كه نمی میرد .
ه - هشام بن سالم از حضرت صادق عليه‌السلام رواست كرده است فرمود:
۷۱۵ - ( اذا نزلت برجل نازله او شدیده او كربه امر فلیكشف عن ركبتیه و ذراعیه ولیلصقهما بالارض و لیلصق جوجوه بالارض ثم لیدع بحاجته و هو ساجد ) .
یعنی: هر گاه به كسی بلایی یا اندوهی یا چیز سختی رسید، دو زانو و دو ساعد خود را برهنه سازد و آنها را به زمین بچسباند و نیز سینه اش را هم بر زمین چسبانیده در حال سجده دعا كند و حاجتش را بطلبد .
و - جهت طلب روزی از حضرت صادق عليه‌السلام روایت شده است كه (بگوید):
۷۱۶ - ( یا الله، یا الله، یا الله، اسالك یحق من حقه علیك عظیم ان تصلی علی محمد واله و ان ترزقنی العمل بما علمتنی من معرفه حقك، و ان تبسط علی ما حظرت من رزقك ) .
یعنی: خدایا! خدایا! خدایا! از تو طلب می كنم و به كسی كه حق بزرگی بر تو دارد سوگندت می دهم كه بر محمد و آلش درود بفرستی و كاری را روزی من كنی كه بر اساس شناخت حق تو باشد - كه خودت آن را به من تعلیم نمودی - و آن روزی را كه از من بازش داشتی بر من بگسترانی.


(https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/92462814965761910218.gif)

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
14-10-2018, 20:00
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ز - سعید بن زید گوید ، حضرت كاظم عليه‌السلام فرمود:

۷۱۷ - ( اذا صلیت المغرب فلا تبسط رجلك ولا تكلم احدا حتی تقول مائه مره: بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم مائه مره فی المغرب و مائه مره فی الغداه، فمن قالها دفع عنه مائه من انواع البلاء ادنی نوع منها البرص و الجذام والشیطان و السلطان ) .
یعنی: وقتی نماز مغرب را گزاردی پایت را دراز مكن و با كسی سخن مگو تا صد بار بگویی: بسم الله الرحمن الرحیم ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
صد بار مغرب و صد بار صبح كه هر كس آن را بگوید: صد بلا از هر نوعش از او دفع می گردد كه كمترین آنها پیسی ( ۲۵۰ ) و جذام و شیطان و پادشاه است .
ح - برای دفع كردن عاقبت خوابهای ناگوار بعد از آنكه از آن خواب بیدار شدی بلا فاصله به سجده برو و هر قدر می توانی خدا ثنا كن، سپس بر محمد و آلش صلوات بفرست و به سوی خداوند منان ناله كن و از او بخواه كه آن را از تو دفع كند و از عاقبتش تو را در سلامت بدارد كه به فضل و رحمت الهی اثری برای آن خواب نخواهی دید.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
15-10-2018, 22:57
https://www.ayehayeentezar.com/images/icons/icon1.png


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ط - ابو قتاده حرث بن ربعی گوید : شنیدم رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم می فرماید:

۷۱۸ - ( الرویا الصالحه من الله، فاذا رای احدكم ما یحب فلا یحدث بها الا من یحب، و اذا رای رویا مكروهه فلیتفل عن یساره و لیتعوذ من شر الشیطان و شرها، ولا یحدث بها احد فانها لن تضره ) .
یعنی: خوابهای نیك از جانب خداست، پس هر گاه كسی خواب محبوبی دید آن را باز گو نكند مگر برای انسان محبوبی و اگر خواب بدی دید از جانب چپش آب دهانی بیندازد و از شر شیطان و شر آن خواب، به خدا پناه ببرد و آن را برای كسی نقل نكند كه ضرری به او نخواهد رساند .
و از آن حضرت نقل شده است كه فرمود:
۷۱۹ - ( الرویا الصالحه من الله و الحلم من الشیطان ) .
یعنی: خواب نیك از خدا و احتلام از شیطان است.
و نیز نقل شده است كه فرمود:
۷۲۰ - ( الرویا الحسنه من الرجل الصالح جزء من سته و اربعین جزء من النبوه ) .
یعنی: خواب نیك از مرد صالح یك قسمت از چهل و شش قسمت نبوت است .






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
16-10-2018, 16:41
https://www.ayehayeentezar.com/images/icons/icon1.png

https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





ی - از اهل بیت عليهم‌السلام روایت است كه فرمودند:

۷۲۱ - ( اذا رای احد الرویا المكروهه فلیتحول عن شقه الذی كان علیه و لیقل: انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین امنوا و لیس بضارهم شیئا الا باذن الله و اعوذ بالله بما عاذت به الملائكه المقربون، و انبیاوه المرسلون، والائمه الراشدون المهدیون تو عباده الصالحون، من شر ما رایت، و من شر رویای ان تضرنی فی دینی او دنیای، و من الشیطان الرجیم ) (۲۵۱)
یعنی: هرگاه یكی از شما خواب ناگواری دید از آن پهلو كه بر آن خوابیده بود بر گردد و بگوید: نجوا از شیطان است تا مومنین را اندوهناك كند ولی - به اذن خدا - هیچ ضرری به آنان نمی تواند برساند. با آنچه ملائكه مقرب و انبیای فرستاده شده و ائمه راهنمائی و هدایت گردیده، و بندگان صالح با آن پناه بردند، به خدا پناه می برم از شر آنچه و از شر خوابم - كه در دینم یا دنیایم ضرری وارد كند - و از شر شیطان رجیم .
ك - علی بن مهزیار گوید: محمد بن حمزه علوی برای من نوشت كه من برای امام باقر عليه‌السلام نامه ای بنویسم و آموزش دعایی را بخواهم كه با آن، امید گره گشایی برود (این كار را كردم و) حضرت در پاسخ؛ برایم مرقوم فرمودند:
۷۲۲ - ( اما ما سالك محمد بن حمزه العلوی من تعلیم دعاء یوجو به الفرج فقل له یلزم: یا من یكفی من كل شی ء ولا یكفی منه شی ء اكفنی ما اهمنی فانی ارجو ان یكفی ماهو فیه من الغم ان شاء الله تعالی) .
یعنی: اما آن دعایی كه محمد بن حمزه علوی خواسته بود تا به آن، امید گره گشایی برود، به او بگو بر این دعا مداومت كند:
ای كسی كه از هر چیزی ما را كفایت می كنی و چیزی ما را از تو كفایت نمی كند، پس كار مهم مرا بر عهده گیر و كفایت كننده اش باش. امیدوارم كه ان شاء الله خداوند متعال، اندوهش را بر طرف ن






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
19-10-2018, 15:40
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ل - شیخ صدوق گوید پدرم از پدرش از امیر المومنین عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:
۷۲۳ - ( رایت الخضر فی المنام قبل البدر بلیله فقلت له: علمنی شیئا انصر به علی الاعداء. فقال: یا هو، یا من لا هو الا هو، فلما اصبحت قصصتها علی رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فقال: یا علی، علمت الاسم الا عظم، فكان علی لسانی فی یوم بدر ) .
یعنی: یك شب قبل از واقعه بدر، حضرت خضر را در خواب دیدم، به او گفتم: چیزی به من بیاموز كه با آن بر دشمنان پیروز گردم، گفت بگو: یا هو، یا من لا هو الا هو، چون صبح شد آن را برای رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم بازگو كردم، فرمود: ای علی! اسم اعظم را آموختی ( ۲۵۲ ) ، لذا این ذكر در روز بدر بر زبان من بود .
و نیز روایت شده است كه از امیر المومنین عليه‌السلام وقتی از قرائت قل هو الله احد فارغ می شد، می فرمودند:
۷۲۴ - ( یا هو، یا من لا هو الا هو، اغفرلی و انصرنی علی القوم الكافرین ) .
یعنی: ای همان (مطلوب حقیقتی ما! ای كسی كه مطلوبی جز او نیست، مرا بیامرز و بر گروه كافر، یاریم فرما .
و نیز آن حضرت همین را در جنگ صفین می گفت و دشمن را كنار می زد.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
20-10-2018, 17:42
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





سوم - پناه بردن (به خدا):

الف - عبد الله بن یحیی كاهلی گوید : حضرت صادق عليه‌السلام فرمود:
۷۲۵ - ( اذا لقیت السبع فاقرا فی وجهه ایه الكرسی و قل: عزمت علیك بعزیمه الله و عزیمه محمدصلى‌الله‌عليه‌وآله‌ وسلم و عزیمه سلیمان بن داود و عزیمه امیر المومنین و الائمه من بعده، فانه ینصرف عنك ان شاء الله ) .
یعنی: وقتی حیوان درنده ای را دیدی، در برابرش آیه الكرسی ( ۲۵۳ ) را بخوان و بگو: نفرینت می كنم به نفرین خدا و نفرین محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و نفرین سلیمان بن داود و نفرین امیر المومنین و ائمه بعد از او. ان شاء الله آن حیوان از تو منصرف خواهد شد .
كاهلی گوید: بیرون آمدم، ناگاه درنده ای را دیدم كه معترضم گردیده، نفرینش كردم كه مبادا راه را بر ما ببندد و به ما آزار رساند، ناگهان دیدم سركش را پایین آورده بین دو پایش قرار داد و پشت كرد و از راه برگشت.
عبد الله بن سناناز حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:
۷۲۶ - ( قال امیر المومنین عليه‌السلام : اذا لقیت السبع فقل: اعوذ برب دانیال والجب من شر كل اسد مستاسد ) .
یعنی: امیر المومنین عليه‌السلام فرمود: هرگاه حیوان درنده ای را دیدی بگو: پناه می برم به پروردگار دانیال و چاه از شر هر شیر درنده ای ( ۲۵۴ ) .









https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
22-10-2018, 23:27
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ب - حضرت صادق عليه‌السلام فرمود:

۷۲۷ - ( الا اعلمك كلمات؟ اذا وقعت فی ورطه فقل: بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، فان الله یصرف بها عنك ما یشاء من انواع البلاء ) .
یعنی: آیا برای هنگامی كه در نابودی و هلاكتی افتادی كه راه نجاتی از آن نیست، كلماتی به تو بیاموزم؟ پس بگو: بسم الله الرحمن الرحیم لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، كه خداوند به واسطه آن، هر نوع بلائی را كه بخواهد از تو دفع می كند .









https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
23-10-2018, 11:52
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ج - شیخ كلینی گوید : در یكی از جنگها مسلمانان به رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شكایت كردند كه ككها آنها را می آزارند، فرمود:
۷۲۸ - ( اذا اخذ احدكم مضجعه فلیقل: ایها الاسود الوثاب الذی لا یبالی غلقا ولا بابا عزمت علیكم بام الكتاب الا توذونی و اصحابی الی ان یذهب اللیل یجی ء الصبح بما جاء ) .
یعنی: هر یك از شما كه خواست به خوابگاه برود، بگوید: ای سیاه جست و خیز كننده! ای كه نه به قفل توجه داری و نه به در! با ام الكتاب بر تو نفرین می كنم كه من و یاران مرا نیازاری تا شب برود و صبح بیاید .
راوی گوید: ولی آنچه را كه ما می دانیم این است كه به جای: الی ان یذهب اللیل... آمده: الی ان یووب الصبح بما ابیعنی تا صبح آنچه را كه می خواهد بیاورد.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
25-10-2018, 16:35
https://www.ayehayeentezar.com/images/icons/icon1.png


https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




د - شیخ كلینی گوید : محمد بن هارونبرای حضرت باقر عليه‌السلام نوشت تا برای بادی كه به كودكان عارض می شود، دعایی به او بیاموزد، حضرت با خط خود نوشتند:
۷۲۹ - ( الله اكبر اشهد ان محمدا رسول الله، الله اكبر لا اله الا الله ولا رب لی الا الله له الملك وله الحمد لا شریك له سبحان الله ما شاء الله كان و ما لم یشا لم یكن ) .
اللهم یا ذا الجلال ولاكرام، رب موسی و عیسی و ابراهیم الذی و فی اله ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب والا سباط، لا اله الا انت سبحانك مع ما عدد من ایاتك و بعظمتك و بما سالك به النبیون و بانك رب الناس كنت قبل كل شی ء و انت بعد كل شی ء اسالك بكلماتك التی تمسك السماء ان تقع علی الارض الا باذنك و بكلماتك التی تحیی الموتی ان تجیر عبدك فلانا ( ۲۵۵ ) من شر ما ینزل من السماء و ما یعرج فیها، و ما یخرج من الارض و ما یلج فیها، والسلام علی المرسلین، و الحمد لله رب العالمین .
یعنی: خدا بزرگتر است، شهادت می دهم كه محمد فرستاده خداست، خدا بزرگتر است، معبودی جز الله نیست، پروردگاری برایم جز الله نیست كه حكومت و ستایش برای اوست، شریكی ندارد، منزه است خدا، هر آنچه او بخواهد، می شود و هر آنچه نخواهد، نمی شود.
بار خدایا! ای صاحب جلال و كرامت! ای پروردگار موسی و عیسی، و ابراهیمی كه به وعده اش وفا كرد! ای معبود ابراهیم و اسماعیل و اسحق و یعقوب و نوادگانش! معبودی جز تو نیست، تو منزهی با آن آیاتی كه بر شمردی.
به عظمت تو سوگند! و به آنچه انبیا تو را بدان می خواندند و به اینكه تو پروردگار مردمی، قبل از هر چیز تو بودی و بعد از هر چیزی تو هستی، به كلماتی كه آسمان را نگاه داشتی تا بر زمین قرار نگیرد - مگر به اذن تو - و به كلماتی كه مردگان را زنده می كنی، قسمت می دهم و از تو می خواهم كه بنده ات فلانی را از شر آنچه از آسمان فرود می آید و به آن عروج می كند نیز از شر آنچه از زمین خارج می شود و در آن فرو می رود، نجات بدهی. درود بر پیامبران و ستایش خدایی راست كه رب العالمین است.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
26-10-2018, 15:43
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ه - و نیز از آن حضرت به خاطر شریفش رسیده است:
۷۳۰ - ( بسم الله و بالله والی الله و كما شاء الله و بعزه الله و جبروت االله و قدره الله و ملكوت الله، هذا الكتاب اجعله یا الله یا الله شفاء لفلان بن فلان عبدك و ابن امتك عبد الله صلی الله علی رسول الله )(۲۵۶) .
یعنی: به نام خدا و به یاری او، به سوی او و آنچنان كه او بخواهد، به عزت خدا و جبروت خدا و قدرت خدا و ملكوت خدا. خدایا! این نوشته را برای فلان، فرزند فلانی شفا قرار ده (او كه پدرش) بنده تو، مادرش كنیز تو و خودش بنده خداست، درود بر رسول خدا .







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
28-10-2018, 11:14
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





و - امیر المؤمنین عليه‌السلام فرمود:
۷۳۱ - ( رقی النبی صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم حسنا و حسینا فقال: اعیذكما بكلمات الله التامه و اسمائه الحسنی عامه من شر السامه و الهامه، و من شر عین لامه، و من شر حاسد اذا حسد، ثم التفت الینا فقال: هكذا كان یعوذ ابراهیم اسحاق و اسماعیل ) .
یعنی: پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم برای حسن و حسین دعا كرد و فرمود: شما را در پناه كلمات تامه الهی و اسمای نیكویش قرار می دهم از شر هر چیز زهر دار و حیوانات و حشرات سمی، از شر چشم بد و از شر هر حسد كننده هنگام حسادتش. آنگاه رو به ما كرد و فرمود: اینگونه ابراهیم برای اسحاق و اسماعیل دعا می كرد و پناهشان می داد .








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
29-10-2018, 12:46
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ز - از حضرت امام باقر عليه‌السلام نقل است كه فرمود:
۷۳۲ - ( من قال: لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، دفع الله بها عنه سبعین نوعا من انواع البلاء ایسرها الجنون، و من خرج من بیته فقال: بسم الله الرحمن الرحیم، قال له الملكان: هدیت، و اذا قال: لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، قالا له: وقیت، و اذا قال: توكلت علی الله، قالا له: كیفت، فیقول الشیطان: كیف اصنع بمن هدی و وقی و كفی؟ ) .
یعنی: هر كس كه بگوید: لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، خداوند متعال به واسطه آن هفتاد نوع از انواع بلا را از او دفع می نماید كه ساده ترینش، جنون است. هر كس كه از خانه اش خارج شو و بسم الله الرحمن الرحیم بگوید، دو فرشته به او می گویند هدایت شدی. و هر گاه بگوید: لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم، به او می گویند: نگاه داشته شدی. و هر گاه بگوید: توكلت علی الله، به او می گویند كفایت شدی. در اینجا شیطان می گوید: چكار كنم با كسی كه هدایت گردید، نگاه داشته و كفایت شد .







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-11-2018, 13:10
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ح - ابو حمزه گوید: از حضرت باقر عليه‌السلام اجازه دیدار خواستم، به طرفم بیرون آمد در حالی كه دو لبش حركت می كرد، عرض كردم: چه می گفتی؟ فرمود: آیا متوجه شدی ای ثمالی؟ گفتم: فدایت شوم! آری، فرمود:
۷۳۳ - ( انی والله تكلمت بكلام ما تكلم به احد الا كفاه الله ما اهمه من امر دنیاه و اخرته ) .
یعنی: من كلامی را گفتم كه احدی آن را نگفته مگر آنكه خداوند متعال كارهای مهمش را - اعم از دنیایی و اخروی - بر عهده گرفت..
گفتم: مرا از آن با خبر كن.
فرمود: بلی، سپس فرمود:
( من قال حین یخرج من منزله: بسم الله، حسبی الله، توكلت علی الله، اللهم انی اسالك خیر اموری كلها، و اعوذ بك من خزی الدنیا و عذاب الاخره، كفاه الله ما اهمه من امر دنیاه و اخرته ) .
یعنی: كسی كه هنگام خروج از منزلش بگوید: به نام خدا، خدا مرا بس است، بر او توكل می كنم، بار الها! من از تو همه خیرهایم را می طلبم و از خواری دنیا و عذاب آخرت به تو پناه می برم، خداوند متعال مهمات دنیایی و اخروی چنین شخصی را بر عهده می گیرد .








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
02-11-2018, 17:00
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ط - امیر المؤمنین عليه‌السلام فرمود:
۷۳۴ - ( اذا اراد احدكم النووم فلا یضعن جنبه حتی یقول: اعیذ نفسی و دینی و اهلی و ولدی و خواتیم عملی و ما رزقنی ربی و ما خولنی بعزه الله و عظمه الله و جبروت الله و سلطان و رحمه الله و رافه الله و غفران الله و قوه الله و قدره الله و جلال الله وبصنع الله و اركان الله و بجمع الله، و برسول اللهصلى‌الله‌عليه‌وآله‌ وسلم و قدره الله علی ما یشاء، من شر السامه و الهامه، ومن شر الجن و الانس، و من شر كل ما دب علی الارض و ما یخرج منها، و من شر ما ینزل من السماء و ما یعرج فیها و من شر كل دابه ربی اخذ بناصیتها، ان ربی علی صراط مستقیم، و هو علی كل شی قدیر ولا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم ) .
فان رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كان یعوذ الحسن و الحسین بذلك، و بذلك امر رسول الله .
یعنی: هرگاه یكی از شما خواست بخوابد، پهلویش را بر زمین نگذارد مكر اینكه بگوید: اعیذ نفسی... پناه می دهم خودم و دینم و خانوده ام و فرزندانم و پایان كارم و روزیهایی كه پروردگارم به من داده و آنچه به من بخشیده را به عزت خدا و عظمت خدا و جبروت خدا و سلطنتت خدا و رحمت خدا و رافت خدا و مغفرت خدا و قوت خدا و قدرت خدا و جلال خدا و صنعت خدا و اركان خدا و جمع خدا و رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و قدرت خدا بر هر چه بخواهد از شر هر چیز زهردار و حیوان سمی و از شر جن و انس و از شر هر چه بر زمین می جنبد و هر چه از آن خارج می شود، و از شر آنچه از آسمان فرود می آید و آنچه بدان بالا می رود. و از شر هر جنبنده ای كه زمام اختیارش به دست اوست كه همانا پروردگار من بر صراط مستقیم است، و همو بر هر چیز قادر می باشد و هیچ دگرگونی و نیروی جز به واسطه خداوند علی و عظیم نیست. همانا رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم اینگونه حسن و حسین را دعا می كرد و به همین نیز دستور داده است .







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
03-11-2018, 17:23
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ی - از امیر المؤمنین عليه‌السلام نقل است كه فرمود:
۷۳۵ - ( اذا اراد احدكم النوم فلیضع یده الیمنی تحت خده الایمن و لیقل: بسم الله وضعت جنبی لله علی مله ابراهیم و دین محمد و ولایه من افترض الله طاعته، ما شاء الله كان، و ما لم یشا لم یكن ) .
( فمن قال ذلك عند منامه حفظ من اللص المغیر و الهدم، و تستعفر له الملائكه ) .
یعنی: هرگاه یكی از شما اراده خوابیدن كرد، دست راستش را زیر گونه راستش قرار بگوید: به نام خدا، پهلویم را برای خدا و بنابر آئین و دین محمد صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و سر پرستی كسی كه خداوند، طاعتش را واجب فرمود، بر زمین قرار دادم كه هر چه او بخواهد شدنی است و هر چه نخواهد نا شدنی می باشد. هر كسی، كه این را هنگام خوابش بگوید، از دزد غارتگر و نابودی و ریختن ساختمان، حفظ گشته، ملائكه برایش استغفاری می كنند .








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-11-2018, 11:22
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ك - ابو بصیر از حضرت باقر عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:
۷۳۶ - ( من قال حین یخرج من باب داره: اعوذ بما عاذت به ملائكه الله، و من شر هذا الیوم الجدید الذی اذا غابت شمسه لم یعد، و من شر نفسی، و من شر غیری، و من شر الشیطان، و من شر من نصبه لا ولیاء الله، و من شر الجن و الانس، و من شر السباع و الهوام، و من شر ركوب المحارم كلها، اجیر نفسی بالله و من كل سوء، غفر الله له، و تاب علیه، و كفاه المهم و حجزه عن السوء، و عصمه من الشر ) .
یعنی: هر كس كه هنگام خروج از خانه اش بگوید: پناه می برم به آنچه ملائكه خدا بدان پناه بردند از شر این روز جدیدی كه اگر خورشیدش پنهان شود دیگری بر نخواهد گشت و از شر نفسم و از شر دیگران و از شر شیطان و از شر كسی كه با اولیای خدا دشمنی كند و از شر جنها و انسانها و از شر درندگان و حیوانات زهردار و از شر تسلط تمامی خطرها، پناه می دهم خودم را به خدا از هر چیز بدی، خداوند چنین فردی را می آمرزد و رحمتش را بر او بر می گرداند و كارهای مهمش را بر عهده می گیرد و او را از بدی حفظ می كند و از شر، نگاه می دارد .








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-11-2018, 09:48
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



تشویق به خواندن قرآن

قرآن، خود یكی از اقسام ذكر است و می تواند در هر فایده ای كه ذكر و دعا دارند قائم مقام آن دو گردد: تحریك، تشویق، جلب منافع و دفع ضررها كه در آینده نزدیك این را خواهی دید، به علاوه شرف مزیدی كه بر آن دو دارد به دلیل:
۱ - قرآن، سخن خداست.
۲ - اسم اعظم در قرآن است.
۳ - قرآن، چشمه جوشان علم است.
حفص بن غیاث از زهری نقل كرده است كه گفت: شنیدم حضرت امام زین العابدین عليه‌السلام می فرمود:
۷۳۷ - ( ایات القران خزائن العلم فكلما فتحت خزانه فینبغی لك ان تنظر ما فیها ) .
یعنی: آیات قرآن، گنجینه های علم هستند كه هرگاه گنجینه ای از آن باز شد، بر تو است كه بنگری در آن، چه چیزی قرار دارد .
۴ - تلاوت قرآن و ازدیادش، انتشار دادن معجزه پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و موجب نگاه داشتن آن بر تواتر است.
۴ - تلاوت قرآن و ازدیادش، انتشار دادن معجزه پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و موجب نگاه داشتن آن بر تواتر است.
۵ - در تلاوت قرآن، هر حرفش بنابر ادله ای كه خواهد آمد، ثوابهایی دارد و حال آنكه چنین ثوابی در مورد غیر قرآن نیامده است، پس بر ماست كه مقداری از اخبار مربوطه را بیاوریم:
الف - رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:
۷۳۸ - ( قال الله تبارك و تعالی: من شغله قراءه القران عن دعائی و مسالتی اعطیته افضل ثواب الشاكرین ) .
یعنی: خداوند تبارك و تعالی فرمود: هر كس كه قرائت قرآن او را از دعا كردن و سوال از من باز دارد، به او برترین ثوابی را كه به شاكرین می دهم، عطا خواهم نمود .
ب - شیخ كلینی رحمه‌الله : از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرده است كه فرمود:
۷۳۹ - ( من اعطاه الله القران فرای ان احدا اعطی افضل مما اعطی فقد صغر عظیما و عظم صغیرا ) .
یعنی: كسی كه خداوند به او قرآن داده اگر گمان كند احدی بهتر از آن را دارد، به تحقیق چیز با عظمتی را كوچك و چیز كوچكی را با عظمت شمرده است .
ج - و از آن حضرت روایت شده است كه فرمود:
۷۴۰ - ( اذا التبست علیكم الامور كقطع اللیل المظلم فعلیكم بالقران فانه شافع مشفع و شاهد مصدق، من جعله امامه قاده الی الجنه، و من جعله خلفه ساقه الی النار، و هو اوضح دلیل الی خیر سبیل، من قال به صدق و وقف، و من حكم به عدل، و من اخذ به احر ) .
یعنی: هرگاه كارها چون شب ظلمانی برایتان مشتبه و تاریك گردید، بر شما باد به قرآن، چون او شفیعی است كه شفاعتش پذیرفته و شاهدی است كه تصدیق شده است، هر كس كه او را رهبر خویش گرداند، وی را به بهشت رهنمون می سازد و هر كس كه بدان پشت پا زند، به جهنم سوقش می دهد. قرآن روشن ترین راهنما به سوی بهترین راههاست هر كس كه بر اساس قرآن سخن گفت، مردم وی را تصدیق می كنند و توفیق می یابد و هر كسی كه بر اساس قرآن قضاوت و حكومت كرد، بر اساس عدل حكومت نمود و هر كس كه آن را گرفت (و بدان عمل كرد) پاداش، نصیبش می گردد .
د - لیث بن سلیم گ وید : پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۷۴۱ - ( نوروا بیوتكم بتلاوه القران ولا تتخذوها قبورا كما فعلت الیهود و النصاری صلوا فی البیع و الكنائس، و عطلوا بیوتهم، فان البیت اذا كثر فیه تلاوه القران كثر خیره و امتع اهله و اضاء لاهل السماء كما تضی ء نجوم السماء لاهل الارض ) .
یعنی: خانه های خود را با تلاوت قرآن، نورانی كنید و آنها را چون قبرستان قرار ندهید، همانطور كه یهود و نصاری چنان كردند كه در معابد و كنیسه ها نماز می گزاردند و خانه های خویش را تعطیل نمودند؛ چون هرگاه در خانه ای قرآن زیاد تلاوت شود، خیرش زیاد می گردد و آن خانواده بهره مند می گردند و برای اهل آسمان نور می دهد همچنانكه ستارگان آسمان برای اهل زمین، نور افشانی می كنند .
ه - از حضرت صادق عليه‌السلام روایت است كه فرمود:
۷۲۴ - ( ان البیت اذا كان فیه المسلم یتلو القران یتراءاه اهل السماء كما یتراءی اهل الدنیا الكوكب الدری فی السماء ) .
یعنی: هرگاه انسان مسلمان در خانه قرآن بخواند، اهل آسمان آن خانه را آنگونه می بینند كه اهل دنیا ستاره درخشنده را در آسمان می نگرند .
و - از حضرت رضا عليه‌السلام نقل است كه پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۷۴۳ - ( اجعلوا لبیوتكم نصیبا من القران، فان البیت اذا قری ء تیسر علی اهله، و كثر خیره، و كان سكانه فی زیاده، و اذا لم یقرا فیه القران ضیق علی اهله، و قل خیره، و كان سكانه فی نقصان ) .
یعنی: برای خانه هایتان بهره ای از قرآن قرار دهید كه اگر در خانه ای قرآن خوانده شود، كارها بر اهلش آسان شده، خیرش زیاد می گردد و ساكنینش در فزونی هستند و اگر در خانه ای قرآن تلاوت نگردد، بر اهلش تنگ شده، خیرش كم می گردد و ساكنینش در نقصان قرار دارند .



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-11-2018, 09:49
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



تشویق به خواندن قرآن

قرآن، خود یكی از اقسام ذكر است و می تواند در هر فایده ای كه ذكر و دعا دارند قائم مقام آن دو گردد: تحریك، تشویق، جلب منافع و دفع ضررها كه در آینده نزدیك این را خواهی دید، به علاوه شرف مزیدی كه بر آن دو دارد به دلیل:
۱ - قرآن، سخن خداست.
۲ - اسم اعظم در قرآن است.
۳ - قرآن، چشمه جوشان علم است.
حفص بن غیاث از زهری نقل كرده است كه گفت: شنیدم حضرت امام زین العابدین عليه‌السلام می فرمود:
۷۳۷ - ( ایات القران خزائن العلم فكلما فتحت خزانه فینبغی لك ان تنظر ما فیها ) .
یعنی: آیات قرآن، گنجینه های علم هستند كه هرگاه گنجینه ای از آن باز شد، بر تو است كه بنگری در آن، چه چیزی قرار دارد .
۴ - تلاوت قرآن و ازدیادش، انتشار دادن معجزه پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و موجب نگاه داشتن آن بر تواتر است.
۴ - تلاوت قرآن و ازدیادش، انتشار دادن معجزه پیامبر صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم و موجب نگاه داشتن آن بر تواتر است.
۵ - در تلاوت قرآن، هر حرفش بنابر ادله ای كه خواهد آمد، ثوابهایی دارد و حال آنكه چنین ثوابی در مورد غیر قرآن نیامده است، پس بر ماست كه مقداری از اخبار مربوطه را بیاوریم:
الف - رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:
۷۳۸ - ( قال الله تبارك و تعالی: من شغله قراءه القران عن دعائی و مسالتی اعطیته افضل ثواب الشاكرین ) .
یعنی: خداوند تبارك و تعالی فرمود: هر كس كه قرائت قرآن او را از دعا كردن و سوال از من باز دارد، به او برترین ثوابی را كه به شاكرین می دهم، عطا خواهم نمود .
ب - شیخ كلینی رحمه‌الله : از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرده است كه فرمود:
۷۳۹ - ( من اعطاه الله القران فرای ان احدا اعطی افضل مما اعطی فقد صغر عظیما و عظم صغیرا ) .
یعنی: كسی كه خداوند به او قرآن داده اگر گمان كند احدی بهتر از آن را دارد، به تحقیق چیز با عظمتی را كوچك و چیز كوچكی را با عظمت شمرده است .
ج - و از آن حضرت روایت شده است كه فرمود:
۷۴۰ - ( اذا التبست علیكم الامور كقطع اللیل المظلم فعلیكم بالقران فانه شافع مشفع و شاهد مصدق، من جعله امامه قاده الی الجنه، و من جعله خلفه ساقه الی النار، و هو اوضح دلیل الی خیر سبیل، من قال به صدق و وقف، و من حكم به عدل، و من اخذ به احر ) .
یعنی: هرگاه كارها چون شب ظلمانی برایتان مشتبه و تاریك گردید، بر شما باد به قرآن، چون او شفیعی است كه شفاعتش پذیرفته و شاهدی است كه تصدیق شده است، هر كس كه او را رهبر خویش گرداند، وی را به بهشت رهنمون می سازد و هر كس كه بدان پشت پا زند، به جهنم سوقش می دهد. قرآن روشن ترین راهنما به سوی بهترین راههاست هر كس كه بر اساس قرآن سخن گفت، مردم وی را تصدیق می كنند و توفیق می یابد و هر كسی كه بر اساس قرآن قضاوت و حكومت كرد، بر اساس عدل حكومت نمود و هر كس كه آن را گرفت (و بدان عمل كرد) پاداش، نصیبش می گردد .
د - لیث بن سلیم گ وید : پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۷۴۱ - ( نوروا بیوتكم بتلاوه القران ولا تتخذوها قبورا كما فعلت الیهود و النصاری صلوا فی البیع و الكنائس، و عطلوا بیوتهم، فان البیت اذا كثر فیه تلاوه القران كثر خیره و امتع اهله و اضاء لاهل السماء كما تضی ء نجوم السماء لاهل الارض ) .
یعنی: خانه های خود را با تلاوت قرآن، نورانی كنید و آنها را چون قبرستان قرار ندهید، همانطور كه یهود و نصاری چنان كردند كه در معابد و كنیسه ها نماز می گزاردند و خانه های خویش را تعطیل نمودند؛ چون هرگاه در خانه ای قرآن زیاد تلاوت شود، خیرش زیاد می گردد و آن خانواده بهره مند می گردند و برای اهل آسمان نور می دهد همچنانكه ستارگان آسمان برای اهل زمین، نور افشانی می كنند .
ه - از حضرت صادق عليه‌السلام روایت است كه فرمود:
۷۲۴ - ( ان البیت اذا كان فیه المسلم یتلو القران یتراءاه اهل السماء كما یتراءی اهل الدنیا الكوكب الدری فی السماء ) .
یعنی: هرگاه انسان مسلمان در خانه قرآن بخواند، اهل آسمان آن خانه را آنگونه می بینند كه اهل دنیا ستاره درخشنده را در آسمان می نگرند .
و - از حضرت رضا عليه‌السلام نقل است كه پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۷۴۳ - ( اجعلوا لبیوتكم نصیبا من القران، فان البیت اذا قری ء تیسر علی اهله، و كثر خیره، و كان سكانه فی زیاده، و اذا لم یقرا فیه القران ضیق علی اهله، و قل خیره، و كان سكانه فی نقصان ) .
یعنی: برای خانه هایتان بهره ای از قرآن قرار دهید كه اگر در خانه ای قرآن خوانده شود، كارها بر اهلش آسان شده، خیرش زیاد می گردد و ساكنینش در فزونی هستند و اگر در خانه ای قرآن تلاوت نگردد، بر اهلش تنگ شده، خیرش كم می گردد و ساكنینش در نقصان قرار دارند .






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
06-11-2018, 13:00
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




داشتن قرآن در خانه و از روی آن خواندن

داشتن قرآن در خانه مستحب است كه حضرت صادق عليه‌السلام فرمود:
۷۵۵ - ( انه لیعجبنی ان یكون فی البیت مصحف یطرد الله عزوجل به الشیاطین ) .
یعنی: دوست دارم در خانه قرآنی باشد كه خداوند عزیز و جلیل به واسطه آن، شیاطین را طرد نماید .
و سزاوار است كه هنگام قرائت قرآن در آن بنگرد اگر چه دارای قرائتی نیكو و حافظ قرآن باشد و غلط نخواند كه حضرت صادق عليه‌السلام فرمود:
۷۵۶ - ( ثلاثه تشكو الی الله العزیز الجلیل: مسجد خراب لا یصلی فیه اهله، و عالم بین جهال، و مصحف معلق قد وقع علیه الغبار لا یقرا فیه ) .
یعنی: سه گروه هستند كه به درگاه خداوند عزیز و جلیل شكایت می برند: مسجد خرابی كه اهلش در آن نماز نخوانند، عالمی كه میان جاهلان باشد (و از او استفاده ای نشود) و قرآنی كه رها شده و بر آن گرد و غبار نشسته و كسی از رویش نخواند .
اسحاق بن عمار گوید به حضرت صادق عليه‌السلام عرض كردم: فدایت شوم! من قرآن را از بر هستم، آیا از حفظ بخوانم بهتر است یا از روی كتاب؟ فرمود:
۷۵۷ - ( لا، بل اقراه و انظر و انظر فی المصحف فهو افضل، اما علمت ان النظر فی المصحف عباده؟ ) .
یعنی: نه، بلكه بخوان و در قرآن نظر كن كه این بهتر است، آیا نمی دانی كه نگاه كردن در قرآن عبادت است؟ .
و از آن حضرت است كه:
۷۵۸ - ( من قرا فی المصحف متع ببصره، و خفف عن والدیه ولو كانا كافرین ) .
یعنی: كسی كه از روی قرآن بخواند، عمر چشمش زیاد می گردد و برای پدر و مادرش تخفیف داده می شود اگر چه كافر باشند .
و از آن حضرت نقل شده است كه از قول پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۷۵۹ - ( لیس شی ء اشد علی الشیطان من القراءه فی المصحف نظرا و المصحف فی البیت یطرد الشیطان ) .
یعنی: چیزی بر شیطان سخت تر از این نیست كه قرآن خوانده شود در حالی كه در آن نظر می گردد و قرآنی كه در خانه باشد، شیطان را طرد می نماید .







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
07-11-2018, 14:11
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






مداومت بر حفظ قرآن

بر كسی كه قرآن را حفظ كرده، سزاوار است بر تلاوتش مداومت داشته باشد و آن را فراموش نكند تا مبادا از این راه روز قیامت، تاسف و حسرت گریبانگیرش گردد.
عبد الله بن مسكاناز یعقوب احمر روایت كرده است كه گفت: به حضرت صادق عليه‌السلام عرض كردم: فدایت شوم! رنجها و مصیبتهایی به من می رسد كه بسیاری از چیزهای خوب را فراموش می كنم و برایم باقی نمی ماند، حتی مقدای از قرآن نیز از دستم رفته است - راوی گوید: نام قرآن را كه بردم حضرت ناراحت شده - فرمودند:
۷۶۰ - ( ان الرجل لینسی السوره من القران فتاتیه یوم القیامه حتی تشرف علیه من درجه من بعض الدرجات فتقول: السلام علیك، فیقول: و علیك السلام، من انت؟ فتقول: انا سوره كذا و كذا ضیعتنی و تركتنی، اما لو تمسكت بی بلغت بك هذه الدرجه ثم اشار باصبعه ثم قال: علیكم بالقران فتعلموه فان من الناس من یتعلم لیقال: فلان قاری ء، و منهم من یتعلمه و یطلب به الصوت لیقال: فلان حسن الصوت و لیس فی ذلك خیر، و منهم من یتعلمه فیقوم به فی لیله و نهاره ولا یبالی من علم ذلك و من لم یعلمه ) .
یعنی: فردی سوره ای از قرآن را فراموش می كند، روز قیامت همان سوره در درجه ای از درجات بر او مشرف می شود و می گوید: السلام علیك. او در جواب می گوید: و علیك السلام، تو كیستی؟ می گوید: فلان سوره و فلان سوره ای هستم كه مرا واگذاشتی و تركم نمودی، اگر نگاهم می داشتی تو را به این درجه می رساندم - در این حال با انگشتش اشاره كرد، آنگاه فرمود: - بر شما باد به قرآن تا آن را فرا گیرید كه بعضی از مردم آن را می آموزند تا گفته شود: فلانی قاری است.
و برخی آن را می آموزند و هدفشان فقط صد است كه گفته شود فلانی خوش صوت است، در اینها خیری نیست، اما برخی هم قرآن را می آموزند و شبانه روز بر این كار مداومت دارند و برایشان فرقی نمی كند كه كسی این را بداند یا نداند .
و از آن حضرت است كه:
۷۶۱ - ( من نسی سوره من القران مثلث له فی صوره حسنه و درجه رفیعه فی الجنه فاذا راها قال: من انت؟ ما احسنك لیتك لی، فتقول: اما تعرفنی؟ انا سوره كذا و كذا لو لم تنسنی لرفعتك الی هذا ) .
یعنی: كسی كه سوره ای از قرآن را فراموش كند، آن سوره در یك چهره زیبا و درجه ای بالا در بهشت برایش تمثل می یابد، وقتی آن را دید، به او می گوید: تو كیستی؟ چه زیبایی!ای كاش برای من بودی! می گوید: آیا نمی شناسی؟ من فلان سوره و فلان سوره ام، اگر فراموشم نكرده بودی، تو را تا اینجا بالا می آوردم .
و از حضرت صادق عليه‌السلام نقل است كه فرمود:
۷۶۲ - ( القران عهد الله الی خلقه فینبغی للمسلم ان ینظر فی عهده و ان یقرا فی كل یوم خمسین ایه ).
یعنی: قرآن، عهد خدا به سوی خلق اوست، پس سزاوار است برای یك مسلمان كه در عهدش نظر كند و در هر روز، پنجاه آیه بخواند .
هیثم بن عبید روایت كرده است كه:
۷۶۳ - ( سالت ابا عبد الله عليه‌السلام عن رجل قرا القران ثم نسیه ثم یتذكر فرددت علیه ثلاثا اعلیه فیه حرج؟ قال: لا ) .
یعنی: از حضرت صادق عليه‌السلام درباره مردی سوال كرم كه قرآن را خواند و بعد فراموش كرد، سپس به یاد آورد تا سه مرتبه، آیا اشكالی دارد؟ فرمود: خیر .








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
10-11-2018, 13:08
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




برخی از فواید قرآن

بدانكه در قرآن، بزرگترین پادزهر و یاقوت سرخ و خواص غریب و معجزات عجیب، نهفته است. نه آن را می توان به كوه بلند و سر به فلك كشیده تشبیه كرد كه مقامش از آن بالاتر است و نه به اقیانوسها كه از آن عظیم تر می باشد.
اگر به موعظه های و تهدیدها بنگری. می بینی كه خطیب توانا و واعظ بلیغ و گویا از قرآن بهره برده. و اگر به احكام و دستورات حلال و حرام نظر بیفكنی، مرا می یابی كه فقیه حاذق و مفتی صادق از دریای قرآن، برداشت كرده است! و اگر به بلاغت و فصاحت توجه كنی، می فهمی كه بلیغان از چشمه قرآن كسب فیض كرده اند.
ادیب خبره و هوشیار ماهر، افتخارشان به توجیه و تفسیر معانی قرآن و شناخت و روشها و مبانی آن است.
دیگر امید نمی رود كه بعد از آیات شریفه ذیل، ستایشگران و ثنا كنندگان، سخنی و ثنایی داشته باشند:
( فبای حدیث بعده یومنون ) ( ۲۵۷ ) .
یعنی: پس به كدامین سخن بعد از این كتاب آسمانی، ایمان خواهند آورد؟ .
( ما فرطنا فی الكتاب من شی ء ) ( ۲۵۸ ) .
یعنی: ما در كتاب، چیزی را فرو گذار نكردیم.
اگر شفا می خواهی و دوامی طلبی، شفا و دوا، در اوست و همو راه بی نیازی را نشان می دهد و وسیله ای است برای اجابت دعا، این ادعا در سه بخش تقدیم می گردد:







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
11-11-2018, 11:12
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





اول - شفا یافتن از دردها و مرضها:

بر خود لازم می دانیم كه مقدار كمی از آن را به عنوان شاهد بر مدعای خود بیاوریم والا آنقدر هست كه غیر از پیامبر و اوصیایش عليهم‌السلام كه مبین وحی الهی اند دیگران عاجزند.
الف - امام صادق عليه‌السلام از پدرانش عليهم‌السلام از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرده است كه فرمود:
۷۶۴ - ( شكی الیه رجل و جعا فی صدره فقال: استشف بالقران فان الله عزوجل یقول: و شفاء لما فی الصدور ) (۲۵۹)
یعنی: مردی از درد سینه اش نزد رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم شكایت برد پیامبر فرمود: از قرآن شفا بطلب كه خداوند عزیز و جلیل می فرماید: (قرآن) درمان است برای آنچه در سینه هاست .
ب - شیخ صدوق از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرده است كه فرمود:
۷۶۵ - ( شفاء امتی فی ثلاث: ایه من كتاب الله العزیز، او لعقه من عسل، او شرطه حجام ) .
یعنی: شفای امت من در سه چیز است: آیه ای از كتاب خداوند عزیز، لیسید عسل و نیشتر حجام .
ج - از حضرت باقر عليه‌السلام نقل است كه فرمود:
۷۶۶ - ( من لم یبراه الحمد لم یبراه شی ء ) .
یعنی: كسی كه سوره حمد او را از بیماری نجات ندهد، چیزی او را نجات نخواهد داد .
د - از حضرت كاظم عليه‌السلام نقل است كه فرمود:
۷۶۷ - ( من قرا ایه الكرسی عند منامه لم یخف الفالج، و من قراها فی دبر كل صلاه لم یضره ذوحمه ).
یعنی: كسی كه هنگام خوابش، آیه الكرسی را بخواند، از بیماری فلج نهراسد. و كسی كه بعد از هر نماز آن را بخواند، هیچ صاحب نیشی به او ضرر نخواهد رساند .
ه - اصبغ بن نباته در حدیثی طولانی گوید: مردی در برابر امیر المؤمنین عليه‌السلام ایستاد و گفت: در شكم من آب زردی است آیا شفا دارد؟ فرمود:
۷۶۸ - ( نعم بلا درهم ولا دینار ولكن تكتب علی بطنك ایه الكرسی و تكتبها و تشربها و تجعلها ذخیره فی بطنك فتبرا باذن الله تعالی ) .
یعنی: بلی، بدون درهم و دینار، آیه الكرسی را بر شكمت بنویس، همچنین آن را بنویس و بنوش و در شكم خود ذخیره اش كن كه به خواست خداوند متعال خوب خواهی شد .








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
12-11-2018, 12:36
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






دوم - طلب كفایت (كار گزاری خواستن):

این نیز زیاد است و ما به مقدار كمی از آن، بسنده می كنیم:
الف - حسین به احمد منقری گوید : شنیدم امام كاظم عليه‌السلام می فرماید:
۷۶۹ - ( من استكفی بایه من القران من المشرق الی المغرب كفی اذا كان له یقین ) .
یعنی: كسی كه كه یقین داشته باشد، تنها یك آیه قرآن، او را از مشرق و مغرب عالم، بی نیاز می سازد .
ب - مفضل بن عمر از آن حضرت نقل كرده است كه فرمود:
۷۷۰ - ( یا مفضل، احتجب من الناس كلهم بسم الله الرحمن الرحیم و بقل هو الله احد، اقراها عن یمینك و شمالك و من بین یدیك و من خلقك و من تحتك و من فوقك، و اذا دخلت علی سلطان جائر حین تنظر الیه فاقراها ثلاث مرات و اعقد بیدك الیسری ثم لا تفارقها حتی تخرج من عنده ) .
یعنی: ای مفصل!با بسم الله الرحمن الرحیم و با قل هو الله احد، خود را از تمام مردم بپوشان، آن را سمت راست و چپ و مقابل و پشت سرو پایین و بالای خودت بخوان و هرگاه بر حاكم ظالمی وارد شدی، نگاهت به او كه افتاد، آن را سه مرتبه بخوان و دست چپ خود را گره بزن، آن را باز نكن تا از نزدش خارج شوی.



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
13-11-2018, 13:01
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






ج - برای محفوظ ماندن از دزدها وقتی كه به سوی رختخواب می رود این آیه را بخواند:
( قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن ) تا آخر سوره ( ۲۶۰ ) كه در این مورد از امیر المؤمنین و ائمه عليه‌السلام روایت شده است كه:
۷۷۱ - ( من قراهاتین الایتین حین یاخذ مضجعه لم یزل فی حفظ الله تعالی من كل شیطان مرید و جبار عنید الی ان یصبح ) .
یعنی: هر كس كه هنگام رفتن در رختخواب این دو آیه ار بخواند، تا صبح از شر هر شیطان سركش و زورگوی لجوج، در حفظ خداوند متعال خواهد بود .
د - از ائمه عليهم‌السلام بدین مضمون روایت شده است كه:
۷۷۲ - ( خواندن انا انزلناه فی لیله القدر بر چیز كه ذخیره و پنهان شده، موجب حفاظت آن می شود ).
۷۷۳ - ه - برای محفوظ ماندن از شیطان، وقتی به بستر می رود، آیه سخرهرا بخواند:
( ان ربكم الله الذی خلق السموات و الارض تا رب العالمین ) ( ۲۶۱ ) .
روایت شده است كه مردی این را از علی عليه‌السلام آموخت و بعد به قریه خرابی رفت، در آنجا خوابید ولی این آیه را نخواند، شیاطین او را در بر گرفتند به طوری كه شیطان، محاسن او را گرفته بود، رفیقش گفت: مهلتش بده، آن مرد بیدار شد و این آیه را خواند، در اینجا شیطان به رفیقش گفت: خدا بینی ات را به خاك مالیده است باید تا صبح از او حراست كنی.
آن مرد نزد امیر المؤمنین عليه‌السلام آمد و خبر را به آن حضرت رساند و گفت: در سخن تو شفا و راستی را دیدم، آنگاه بعد از طلوع آفتاب به آن محل رفت و دید موهای شیطان در آنجا پراكنده است.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
14-11-2018, 12:08
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)






و - از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:
۷۷۴ - ( من قرا اربع من اول البقره و ایه الكرسی و ایتین بعدها و ثلاث ایات من اخرها لم یر فی نفسه و ماله شیئا یكرهه، ولا یقربه شیطان، ولا ینسی القران ) .
یعنی: كسی كه چهار آیه از اول سوره بقره و آیه الكرسی و دو آیه بعدش و سه آیه آخر آن سوره را بخواند، در خود و مالش چیز ناخوشایندی نخواهد دید و شیطان به او نزدیك نشده، قرآن را نیز فراموش نخواهد كرد .
ز - از حضرت صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:
۷۷۵ - ( من دخل علی سلطان یخافه فقرا عندما یقابله كهیعص و یضم یده الیمنی كلما قرا حرفا ضم اصبعا ثم یقرا حم عسق و یضم اصابع یده الیسری كذلك ثم یقرا و عنت الوجوه للحی القیوم و قد خاب من حمل ظلماو یفتحهما فی وجهه كفی شره ) .
یعنی: هرگاه كسی بر پادشاهی وارد شد كه از او می هراسد، آن لحظه كه در برابرش قرار گرفت، كهیعص ( ۲۶۲ ) را بخواند و دست راستش را جمع كند؛ به این صورت كه در وقت خواندن هر حرفی، انگشتی را جمع نموده، آنگاه حم عسق ( ۲۶۳ ) را بخواند و انگشتهای دست چپش را همینطور جمع نماید سپس بخواند: و عنت الوجوه... ( ۲۶۴ ) رویها در برابر خداوند زنده و پاینده، خوار گردیده اند و هر كس كه ستم كرد زیان نموده است.
سپس آن دو دست را در صورتش باز كند كه شر آن سلطان كفایت می شود .








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
15-11-2018, 13:38
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





ح - از حضرت كاظم عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:
۷۷۶ - ( اذا خفت امرا فاقرا مائه ایه من القران من حیث شئت قم قل: اللهم ادفع عنی البلاء ثلاث مرات - ) .
یعنی: هرگاه از چیزی ترسیدی، صد آیه - از هر جای قرآن كه باشد - بخوان و بعد سه مرتبه بگو: خدایا! بلا را از من دفع كن .
ط - ( ابو عمران موسی بن عمران كسروی ) گوید: عبد الله بن كلببر ایمان حدیث كرد كه منصوبن عباساز سعد بن جناحاز سلیمان بن جعفری از حضرت رضا عليه‌السلام از پدرش نقل كرده است كه فرمود:
۷۷۷ - ابو المنذر هشام سائب كلبی بر امام صادق عليه‌السلام وارد شد، حضرت به او فرمود: آیا تو همان كسی هستی كه قرآن تفسیر می كنی؟ عرض كرد: بلی، فرمود: مرا از این آیه با خبر ساز كه خداوند عزیز و جلیل می فرماید:
( و اذا قرات القران جعلنا بینك الذین لا یومنون بالاخره حجابا مستورا ) . ( ۲۶۵ ) .
یعنی: هرگاه قرآن بخوانی، میان تو و آنانكه به آخرت ایمان ندارند، پرده پوشیده ای قرار می دهیم .
كدام (آیه از) قرآن است كه وقتی رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم آن را می خواند، از آنان پوشیده می ماند؟
گفت: نمی دانم.
فرمود: پس چگونه ادعای تفسیر قرآن را داری؟
گفت: ای فرزند رسول خدا؟ اگر صلاح بدانی آن را به من بیاموز و بخشش فرما.
فرمود: یك آیه در سوره كهف، یك آیه در سوره نحل و یك آیه در سوره جاثیه است كه از این قرارند:
( افرایت من اتخذ الهه هویه و اضله الله علی علم و ختم علی سمعه و قلبه و جعل علی بصره غشاوه فمن یهدیه من بعد الله افلا تذكرون ) ( ۲۶۶ ) .
یعنی: آیا دیدی كسی را كه هوی و هوس خویش را معبود قرار داد و چون حق را دانست ولی آن را نپذیرفت، خواند سبحان او را گمراه نمود و بر گوش و قلبش، مهر زده در برابر دیدش پرده افكند؟ پس چه كسی بعد از خدا می تواند او را هدایت كند؟ آیا متذكر نمی شوید .
( اولئك الذین طبع الله علی قلوبهم و سمعهم و ابصار هم و اولئك هم الغافلون ) ( ۲۶۷ ) .
یعنی: آنان كسانی هستند كه خدا بر قلبها و گوشها و چشمهایشان مهر نهاد، اینان همان غافلان اند .
( و من اظلم ممن ذكر بایات ربه فاعرض عنها و نسی ما قدمت یداه انا جعلنا علی قلوبهم اكنه ان یفقهوه و فی اذانهم و قرا وان تدعهم الی الهدی فلن یهتذوا اذا ابدا ) . ( ۲۶۸ ) .
یعنی: كیست ستمكارتر از كسی كه متذكر آیات پروردگارش گردید اما از آن اعراض نمود و كارهای گذشته اش را فراموش كرد، ما هم (در مقابل) بر قلبهایشان پوشش افكندیم تا نفهمند و گوشهایشان را سنگین نمودیم، اگر اینان را به هدایت بخوانی، هرگز هدایت نخواهند یافت .
كسروی گوید: این را به مردی از اهل همدانآموختم كه دیلماو را اسیر كردند بود، این سه آیه را متذكر شد، می گوید: از محله ها و كمینگاههایشان می گذشتم ولی نه مرا می دیدند و نه چیزی به من می گفتند تا به دیار اسلام وارد شدم.
ابو منذر گوید: آن را به قومی كه در كشتی سوار شده از كوفه به بغداد می رفتند، آموختم، به همراه آن قوم، هفت كشتی خارج شده بود، از آن هفت تا شش كشتی مورد دستبرد راهزنها قرار گرفت ولی آن كشتی كه این آیات در آن خوانده شده بود، سالم ماند.
در روایتی آمده است: مردی كه از او سوال شد این آیات در كجای قرآنند حضرت خضر عليه‌السلام بود.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
16-11-2018, 15:29
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





ی - برای گشوده شدن كسی كه بسته شده، این آیات بر كاغذ نوشته بر او آویزان گردد:
( بسم الله الرحمن الرحیم انا فتحنا لك فتحا مبینا لیغفر لك الله ما تقدم من ذنبك و ما تاخر و یتم نعمته علیك و یهدیك صراطا مستقیما ) ( ۲۶۹) .
یعنی: به نام خداوند رحمان، ما برای تو فتحی آشكار قرار دادیم تا خدا نسبت گناهیكه مشركین به تو می داده اند و خواهند داد را برطرف سازد و نعمتش را بر تو به اتمام رسانده، تو را به صراط مستقیم هدایت نماید .
سپس سوره نصر ( ۲۷۰ ) و بعد از آن، آیات ذیل نوشته شود:
( و من ایاته ان خلق لكم من انفسكم ازواجا لتسكوا الیها و جعل بینكم موده و رحمه ان فی ذلك لایات لقوم یتفكرون ) ) ( ۲۷۱ ) .
یعنی: از نشانه های خدا این است كه برایتان از جنس خودتان همسر آفرید تا در كنارش آرام گیرید و میانتان دوستی و رحمت قرار داد كه در آن نشانه هایی است برای قومی كه فكر می كنند .
( ادخلوا علیهم الباب فاذا دخلتموه فانكم غالبون ) ) ( ۲۷۲ ) .
یعنی: شما بر آنان از این در، در آیید، چون در آمدید محققا بر آنان غالب خواهید شد ( ۲۷۳ ) .
( ففتحنا ابواب السماء بماء منهمر و فجرنا الارض عیونا فالتقی الماء علی امر قد قدر ) ( ۲۷۴ ) .
یعنی: درهای آسمان در گشودیم و سیلابی از آسمان فرو ریختیم و در زمین چشمه ها جاری ساختیم تا آب آسمان و زمین بر اساس تقدیر الهی پیوستند .
( قال رب اشرح لی صدری و یسر لی امر و احلل عقده من لسانی یفقهوا قولی ) ( ۲۷۵ ) .
یعنی: (موسی) گفت: پروردگارا! سینه ام را فراخ گردان، كارم را برایم آسان كن و گره از زبانم بگشا، تا سخن مرا دریابند .
( و تركنا بعضهم یومئذ یموج فی بعض و نفخ فی الصور فجمعناهم جمعا ) ( ۲۷۶ ) .
یعنی: در آن روز، گروهی از ایشان را رها می كنیم تا بر گروه دیگر موج زنند و در صور كه دمیده شد؛ آنان را جمع می نمایم .
كذلك حللت فلان بن فلانه بنت فلانه .
یعنی: این چنین فلانی فرزند زن، دختر فلان زن را آزاد كردم .
( لقد جاءكم رسول من انفسكم عزیز علیه ما عنتم حریص علیكم با لمومنین رووف رحیم فان تولوا فقل حسبی الله اله الا هو علیه توكلت و هو رب العرش العظیم ) ( ۲۷۷ ) .
یعنی: از میان خودتان پیامبری نزدتان آمد كه رنج بردنتان بر او گران بوده، بر نجات شما حرص می ورزد و نسبت به مومنین رئوف و رحیم است، اگر روی بر تافتند بگو: الله مرا كافی است كه جر او معبودی نیست، بر وی توكل می كنم كه پروردگار عرش عظیم است.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
17-11-2018, 13:12
https://www.ayehayeentezar.com/images/icons/icon1.png




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




سوم - آیاتی كه مربوط به اجابت دعا است

هر جای قرآن صلاحیت این را دارد كه بعد از آن، دعا مستجاب گردد كه در باب آداب دعا گذشت ( ۲۷۸ )با این وصف، در بعضی از مواج قرآن، مستجاب دعا تاكید شده كه از این قرار است:
الف - حضرت صادق از پدرش از پدرانش از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل كرده است كه فرمود:
۷۷۸ - ( لما اراد الله عزوجل ان ینزل فاتحه الكتاب و ایه الكرسی و شهد الله و قل اللهم مالك الملك الی قوله بغیر حساب تعلقن بالعرش ولیس بینهن و بین الله حجاب فقلن: یا رب، تهبطنا الی دار الذنوب والی من یعصیك و نحن بالطهور و القدس متعلقات! فقال سبحانه: و عزتی و جلالی ما من عبد قرا كن فی دبر كل صلاه الا اسكنته حظیره القدس علی ما كان فیه، والا نظرت الیه بعینی المكنونه فی كل یوم سبعین نظره، والا قضیت له فی كل یوم سبعین حاجه ادناها المغفره، والا اعذته من كل عدو نصرته علیه، ولا یمنعه دخول الجنه الا الموت ) .
یعنی: چون خداوند عزیز و جلیل خواست فاتحه الكتاب و ایه الكرسی و شهد الله ( ۲۷۹ ) و قل اللهم مالك الملك تا بغیر حساب ( ۲۸۰ ) را نازل كند، بر عرش معلق شدند در حالی كه بینشان و خدا هیچ حجابی نبود، گفتند: پروردگارا! ما را به دیار گناهان به سوی كسانی كه تو را معصیت می كنند فرود می آورد و حال آنكه ما به طهارت و نزهت معلقیم. خداوند سبحان فرمود: به عزت و جلالم قسم! كه هیچ بنده ای بعد از هر نمازش شما را نخواند مگر آنكه: او را در بهشت - با هر چه در آن است - سكنی می دهم، با نظر مخصوص خود، هر روز هفتاد مرتبه به او می نگرم، هر روز هفتاد حاجت را برایش روا می كنم كه كمترینش آمرزش است، از هر دشمنی پناهش داده و بر او یاریش می دهم، و جر مرگ، چیزی مانع ورود او به بهشت نمی گردد .
ب - در روایتی دیدم آمده است:
۷۷۹ - ( ان الدعا بعد قراءه الجحد عشر مرات عند طلوع الشمس من یوم الجمعه، مستجاب ) .
یعنی: دعا بعد از ده مرتبه خواند سوره جحد ( ۲۸۱ ) هنگام طلوع آفتاب روز جمعه، مستجاب است .
ج - امیر المؤمنین عليه‌السلام نقل شده است كه فرمود:
۷۸۰ - ( من قرا مائه ایه من ای ای القران شاء ثم قال: یا الله سبع مرات فلو دعا علی صخره لفلقها الله تعالی ) .
یعنی: هر كس كه صد آیه از هر جای قرآن بخواند، بعد هفت مرتبه بگوید: یا الله! اگر بر صخره هم دعا كند، خداوند متعال آن را می شكافد



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
18-11-2018, 14:07
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)


خاصیتهای مختلف

الف – درست از حضرت صادق عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:
۷۸۱ - ( قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : من قرا الهیكم التكاثر عند النوم و قی فتنه القبر ) .
یعنی: رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: كسی كه هنگام خواب الهیكم التكاثر ( ۲۸۲ ) را بخواند، از عذاب قبر در امان خواهد بود .
ب - از حضرت صادق عليه‌السلام روایت شده است كه فرمود:
۷۸۲ - ( وقع مصحف فی البحر فوجدوه وقد ذهب ما فیه الا هذه الایه: الا الی الله تصیر الامور ) . (۲۸۳ ) .
یعنی: نوشته ای در دریا افتاده بود، آن را گرفتند (دیدند) هر چه در آن بود رفته است مگر این آیه (كه می گوید): آگاه باشید! كه همه چیز به سوی خدا بر می گردد .
ج - حضرت صادق عليه‌السلام سوال شد كه آیا قرآن و فرقان دو چیزند یا یك چیز؟ فرمود:
۷۸۳ - ( القران جمله الكتاب و الفرقان المحلكم الواجب العمل به ) .
یعنی: قرآن، به تمام كتاب گفته می شود و فرقان، به آیات محكمی كه عمل بدان واجب است .
د - اولین چیزی كه نازل شد این آیه است:
( بسم الله الرحمن الرحیم اقرء باسم ربك ) ( ۲۸۴ ) .
و آخرینش:
( اذا جاء نصر الله و الفتح ) ( ۲۸۵ ) .
ه - امیر المؤمنین عليه‌السلام فرمود:
۷۸۴ - ( من قرا قل هو الله احد حین یاخذ مضجعه ثلاث مرات و كل الله به خمسین الف ملك یحرسونه لیلته ) .
یعنی: هر كسی كه قل هو الله احد ( ۲۸۶ ) را هنگام خواب سه مرتبه بخواند، خداوند پنجاه هزار ملك را بر او موكل می نماید تا در آن شب حراستش كنند .
و شیخ صدوق در كتاب توحید نقل كرده است كه:
۷۸۵ - ( انها كفاره خمسین سنه ) .
یعنی: این كار، كفاره پنجاه سال خواهد بود .
و - ابو بكر خضرمی از حضرت صادق عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:
۷۸۶ - ( من كان یومن بالله و الیوم الاخر فلا یدع ان یقرا فی دبر الفریضه بقل هو الله احد فانه من قراها جمع الله له خیر الدنیا و خیر الاخره، و غفر له ولو الدیه و ما تولد ) .
یعنی: كسی كه به خدا و روز آخرت ایمان دارد، خواندن قل هو الله احد را بعد از نماز واجب ترك نكند كه هر كس آن را بخواند، خداوند خیر دنیا و آخرت را برایش جمع كرده، خودش و والدینش و فرزندانش بخشیده خواهند شد .






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
19-11-2018, 13:23
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





ز - حماد بن عیسی از امیر المؤمنین عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:
۷۸۷ - ( قال رسول الله: الا اعلمك دعاء لا تنسی القران؟ قل: اللهم ارحمنی بترك معاصیك ابدا ما ابقیتنی، و ارحمنی من تكلف ما لا یعنینی، و ارزقنی حسن النظر فیما یرضیك، و الزم قلبی حفظ كتابك كما علمتنی، و ارزقنی ان اتلوه علی النحو الذی یرضیك عنی. اللهم نور بكتابك بصری، و اشرح به صدری، و اطلق به لسانی، و استعمل به بدنی، و قونی به علی ذلك و اعنی علیه، انه لا یعین علیه الا انت لا اله الا انت ) .
یعنی: رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: آیا دعایی به تو بیاموزم كه قرآن را فراموش نكنی؟ بگو: خدایا! بر منم رحم كن كه گناهانت را تا زنده ام همیشه ترك نمایم و رحم نما برای زحمت و رنج چیزی كه برایم اهمیت و فایده ای ندارد. خوش بینی در چیزهایی كه تو را از من راضی می سازد، روزی ام فرما و قلب مرا ملزم به حفظ كتاب خودت نما، همانگونه كه آن را به من آموختی تلاوت آن را به شكلی كه تو از من راضی باشی، روزی ام كن. خدایا! با كتابت، دیده ام را نورانی، سینه ام را به آن گشاده، زبانم را بدان گویا و بدنم را عامل بدان قرار ده و بر این كار تقویتم فرما و كمكم كن كه كمك كاری بر این امر جز تو نیست و معبودی جز تو وجود ندارد .
جماد گوید: یكی از یاران ما این روایت را از ولید بن صبیحاز حفص اعور از حضرت صادق عليه‌السلام نقل كرده است.
۷۸۸ - ( من مضی علیه یوم واحد ولم یصل فیه بقل هو الله احد قیل له یوم القیامه: یا عبد الله، لست من المصلین ) .
یعنی: كسی كه یك روز بر او بگذرد ولی در آن روز نمازی با قل هو الله احد نخواند، روز قیامت به او گفته می شود: ای بنده خدا! تو از نماز گزاران نیستی.









https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
20-11-2018, 10:53
https://www.ayehayeentezar.com/images/icons/icon1.png




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ط - و از آن حضرت است كه:
۷۸۹ - ( من مرت له جمعه لم یقرا فیها بقل هو الله احد ثم مات مات علی دین الی لهب ) .
یعنی: كسی كه جمعه ای بر او بگذرد (و هفته اش بسر آید) ولی در آن با قل هو الله احد (نمازی) نخواند، بعد بمیرد، بر دین ابی لهب مرده است .
ی - و نیز از آن حضرت است كه فرمود:
۷۹۰ - ( من اصابه مرض او شده ولم یقرا فی مرضه او شدته قل هو الله احد ثم مات فی مرضه او شدته فهو من اهل النار ) .
یعنی: كسی كه سختی یا مرضی به او برسد و در آن مرض یا سختی، قل هو الله احد را نخواند و در آن بمیرد، از اهل آتش خواهد بود .
ك - ابوالقاسم بن سلیمان از حضرت صادق عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:
۷۹۱ - ( قال ابی عليه‌السلام : ما ضرب رجل القران بعضه ببعض الا كفر ) .
یعنی: پدرم فرمود: كسی پاره ای از قرآن را به پاره دیگر نزد، مگر آنان كافر گشت ( ۲۸۷ ) .
ل - عامر بن عبد الله بن خزاعه از حضرت صادق عليه‌السلام نقل كرده است كه فرمود:
۷۹۲ - ( ما من عبد یقرا اخر الكهف ) (۲۸۸) الا یتیقظ فی الساعه التی یرید
یعنی: هیچ بنده ای آخر سوره كهف را نخواند مگر آنكه در ساعتی كه خواست، بیدار می شود .



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
21-11-2018, 11:42
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



م - از زهری نقل است كه گوید: به حضرت امام زین العابدین عليه‌السلام عرض كردم:
۷۹۳ - ( ای الا عمال افضل؟ قال: الحال المرتحل. قلت: و ما لحال المرتحل؟ قال: فتح القران و ختمه كلما احل باوله ارتحل فی اخره ) .
یعنی: كدام عمل افضل است؟ فرمود: آن عمل كه می آید و كوچ می كند، عرض كردم: چه عملی است كه می آید و كوچ می كند؟ فرمود: گشودن قرآن و به انجام رساندنش، (به طوری كه) هر زمان از اولش در آید، به آخرش كوچ نماید .
ن - از حضرت باقر عليه‌السلام نقل است كه فرمود:
۷۹۴ - ( من قرا بنی اسرائیل فی كل لیله جمعه لم یمنت حتی یدرك القائم عليه‌السلام و یكون معه، و من قرا سوره الكهف كل لیله جمعه لم یمت الا شهیدا و بعثه الله مع الشهداء ) .
یعنی: هر كس كه سوره بنی اسرائیل (اسراء) را در هر شب جمعه بخواند تا حضرت قائم (عج) را ندیده نمی میرد و با آن حضرت خواهد بود و هر كس كه در هر شب جمعه سوره كهف را بخواند نمی میرد مگر با شهادت و خداوند متعال او را با شهدا مبعوث می نماید .
س - از آن حضرت است كه:
۷۹۵ - ( من اوتر بالمعوذتین و قل هو الله احد قیل له: یا عبد الله، ابشر فقد قبل و ترك ) .
یعنی: كسی كه در نماز وتر، معوذتین ( ۲۸۹ ) و قل هو الله احد را بخواند، به او گفته می شود: ای بنده خدا! تو را بشارت باد كه (نماز) وترت قبول گردید .






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
22-11-2018, 14:17
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





ع - عمران یزید گوید : حضرت صادق عليه‌السلام فرمود:
۷۹۶ - ( من قرا قل هو الله احد حین یخرج من منزله عشر مرات لم یزل من الله فی حفظ و كلاءه حتی یرجع اله منزله ) .
یعنی: كسی كه هنگام خروج از منزلش ده مرتبه قل هو الله احد را بخواند، از جانب خدا در حافظ و حمایت خواهد بود تا به منزلش باز گردد .
ف - برای كرمی كه خربزه ها و زراعت را می خورد، بر چهار نی یا چهار كاغذ نوشته شده بر چهار نی در چهار جهت زمین خربزه یا مزرعه قرار ده شود:
( ایها الدود، ایها الدواب و الهوام و الحیوانات، اخرجوا من هذه الارض و الرزع الی الخراب كما خرج ابن متی من بطن الحوت فان لم تخرجوا ارسلت علیكم: ).
( شواظ من نار و نحاس فلا تنتصران ) ( ۲۹۰ ) .
( الم تر الی الذین خرجوا من دیارهم و هم الوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا فماتوا ) (۲۹۱)
( اخرج منها فانك رجیم ) ( ۲۹۲ ) .
( فخرج منها خائفا یترقب ) ( ۲۹۳ ) .
( سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المسجد الاقصی ) ( ۲۹۴ ) .
( كانهم یوم یرونها لم یلبثوا الا عشیه او ضحیها ) ) ( ۲۹۵ ) .
( فاخر جناهم من جنات و عیون ) ( ۲۹۶ ) .
( و زروع و مقام كریم و نعمه كانوا فیها فاكهین ) ( ۲۹۷ ) .
( فما بكت علیهم السماء و الارض و ما كانوا منظرین ) ( ۲۹۸ ) .
( اخرج منها فما یكون لك ان تتكبر فیها فاخرج انك من الصاغرین ) ( ۲۹۹ ) .
( اخرج منها مذووما مدحورا ) ( ۳۰۰ ) .
( فلنا تینهم بجنود لا قبل بها و لنخر جنهم منها اذله و هم صاغرون ) ( ۳۰۱ ) .
یعنی: ای حیوان! ای جنبندگان و زهر داران و حیوانات! از این زمین و مزرعه به جای خرابی بروید همچنانكه فرزند متی ( ۳۰۲ ) از شكم ماهی بیرون رفت كه اگر نروید بر شما می فرستم:
- شراره ای از آتش و مس كه یاری نگردید.
- آیا ندیدی كسانی را كه از ترس مرگ از دیار خود خارج شدند - در حالی كه هزاران نفر بودند - اما خدا به آنان فرمان مرگ داد، آنان هم مردند.
- از آنجا خارج شود كه تو را نده شده ای.
- از آنجا خارج شد در حالی كه می ترسید و مراقب بود.
- منزه است آنكه شبانه بنده اش را از مسجد الحرام به مسجد الاقصی برد.
- آن روز كه اینان قیامت را ببینند، گویا نخوابیده اند مگر یك شب یا به همراه روزش.
- پس آنان را از باغها و چشمه ها اخراج كردیم.
- و كشتزارها و مقام كریم و نعمتی كه از آن برخوردار بودند.
- پس نه آسمان بر اینان گریست و نه زمین و نه مهلتی به آنان داده شد.
- از آنجا خارج شو، تو را نسوزد كه در آن تكبر و روزی، از آنجا خارج شو كه تو از فرو ما یگانی.
- از آنجا با حالت نكوهیده و سرافكنده خارج شو.
- لشكرهایی بر آن و راد آوریم كه تابش را نداشته باشند و هر آینه ایشان را از آنجا با ذلت و خواری خارج می نماییم .





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
23-11-2018, 15:20
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ص - سمره بن جندب گوید : رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۷۹۷ - كسی كه وضو ساخته به سوی مسجد برود و در حال خروج از منزلش، بگوید:
( بسم الله الذی خلقنی فهو یهدین ) .
یعنی: به نام خدا، آن كس كه مرا خلق كرد، پس همو هدایتم می كند .
خداوند متعال او را به ایمان درستی هدایت می نماید. و آنگاه كه بگوید:
( والذی هو یطعمنی و یسقین ) .
یعنی: همان خدایی كه مرا غذا می دهد و سیرابم می كند، خداوند عزیز و جلیل، او را از غذای بهشت بهره ور و از نوشیدنی آنجا سیراب می سازد. و وقتی كه بگوید:
( و اذا مرضت فهو یشفین ) .
یعنی: چون بیمار شوم، او شفایم می دهد .
خداوند متعال آن را كفاره گناهانش قرار می دهد. و هنگامی كه بگوید:
( و الذی یمیتنی ثم یحیین ) .
یعنی: خدایی كه مرا می میراند و سپس زنده ام می كند .
خداوند متعال او را چون شهدا می میراند و چون اهل سعادت زنده اش می كند، و آنگاه كه بگوید:
( والذی اطمع ان یغفر لی خطیئتی یوم الدین ).
یعنی: همان خدایی كه چشم امید دارم روز قیامت خطایم را بیامرزد .
خداوند متعال تمام خطاهایش را می بخشد اگر چه بیشتر از كف دریا باشد.
و وقتی كه بگوید:
( رب هب لی حكما و الحقنی بالصالحین ) .
یعنی: پروردگار! به من حكمت عطا كن و مرا به صالحین ملحق گردان .
خداوند متعال به او حكمت داده به صالحین گذشته و صالحین آینده ملحقش می نماید. و هنگامی كه بگوید:
( و اجعل لی لسان صدق فی الاخرین ) .
یعنی: زبانی راستگو میان اقوام آینده عطایم كن.
خداوند عزیز و جلیل، برایش برگه سفیدی می نویسد كه فلانی فرزند فلانی از راستگویان است. و وقتی كه بگوید:
( و اجعلنی من ورثه جنهه النعیم ) .
یعنی: مرا از وارثان بهشت پر نعمت قرار بده.
خداوند عزیز و جلیل منزلهایی در بهشت به وی عطا خواهد كرد. و هنگامی كه بگوید:
( و اغفر لابی انه كان من الضالین ) ( ۳۰۳ ) .
سر پرست و پرورش دهنده مرا بیامرز كه او از گمراهان است.
خداوند متعال پدر و مادرش را می آمرزد.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
24-11-2018, 15:49
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




ق - از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:
۷۹۸ - ( من قرا هذه الایه عند منامه: قل انما انا بشر مثلكم الی اخرالسوره، سطع له نور الی المسجد الحرام حشو ذلك النور ملائكه یستغفرون لهحتی یصبح ) .
یعنی: هر كس كه هنگام خوابش این آیه را بخواند: قل انما انا بشر مثلكم (۳۰۴ ) تا آخر سوره، نوری از او تا مسجد الحرام می درخشد كه در حاشیه آننور، ملائكه هستند و تا صبح برایش استغفار می كنند .






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
25-11-2018, 14:26
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



ارشاد: اهمیت تقوا و ترك گناه

ارشاد

تا كنون فضیلت دعا و ذكر شناخته شد و روشن گشت كه بین دعاها و ذكرها. آن كه مخفیانه باشد با فضیلت تر است و هفتاد برابر ذكر و دعای آشكارا می باشند، در اینجا باید بدانی سخن امام عليه‌السلام در روایت زراره كه فرمود: كسی جز خدا ثواب این ذكر را به خاطر عظمتش نمی داند ( ۳۰۵ ) ، اشاره به قسم سومی از اقسام ذكر دارد كه از دو تای اولی - یعنی آشكار و نهان - برتر است و آن چیزی است كه در جان انسان قرار دارد و غیر از خدا، احدی از آن آگاه نمی باشد.
آن و راد آوریم كه تابش را نداشته باشند و هر آینه ایشان را از آنجا با ذلت و خواری خارج می نماییم .





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
26-11-2018, 15:07
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)







برترین قسم از اقسام ذكر


به علاوه، باید بدانی كه غیر از این سه، قسم چهارمی هم برای ذكر وجود دارد كه آن یكی، از تمام اقسام ذكر برتر است و آن به یاد خداوند سبحان بودن در مواقع امرها و نهی های اوست كه به خاطر خوف از خدا و مراقبت او، فرمانها را انجام دهد و نهی ها را ترك نماید .
ابو عبیده خزاعی از حضرت صادق عليه‌السلام نقل كرده است با خبر بسازم؟.
گفت: آری، فرمود:
من اشد ما فرض الله ان صافك الناس من نفسك، و مواساتك اخاك المسلم فی مالك، و ذكر الله كثیرا، اما انی لا اعنی سبحان الله و الحمد لله ولا اله الا الله والله اكبر و ان كان منه و لكن ذكر الله تعالی عند ما احل و حرم ان كان طاعه عمل بها و ان كان معصیه تركها .
یعنی: از شدیدترین چیزهایی كه خداوند سبحان بر خلقش واجب فرمود، این سه چیز است: با مردم به انصاف برخورد كنی، برادر دینی را در مالت با خود مساوی قرار بدهی و ذكر خدا را بسیار داشته باشی. آگاه باش كه منظور من، سبحان الله و الحمد لله ولا اله الا الله والله اكبر گفتن نیست، اگر چه این هم از ذكر است، بلكه منظور، ذكر خداوند متعال است در برخورد با حلالها و حرامها كه اگر اطاعت الهی بود، آن را انجام بدهد و اگر معصیت بود، تركش نماید .
مانند این گفتار، سخن جدش سید المرسلین است كه فرمود:
۸۰۰ - ( من اطاع الله فقد ذكر الله كثیرا و ان قلت صلاته و صیامه و تلاوته القران ) ( ۳۰۶ ) .
یعنی: كسی كه خدا را اطاعت كند، ذكر كثیر دارد اگر چه نماز و روزه و تلاوت قرآنش كم باشد .
بنابر این، آن حضرت طاعت خدا را ذكر كثیر قرار داده اگر چه نماز و روزه و تلاوت، كم باشد.
نظیر این فرموده (حدیث ذیل است كه می فرماید):
۸۰۱ - ( ان الله جل ثناوه یقول: لست كل كلام الحكیم اتقبل ولكن هواه و همه، و ان كان هواه فیما احب و ارضی جعلت صمته حمدا لی و وقارا و ان لم یتكلم ) .
یعنی: خداوند جلیل می فرماید:
هر سخن فرد حكیم را باور نمی كنم بلكه آنچه باور دارم خواهش و همت اوست، اگر خواسته قلبی او چیزی باشد كه محبوب و مرضی من است، سكوتش را حمد خود و نشانه و قار و عظمت قرار می دهم اگر چه كلامی نگوید .
پس ببین چگونه یاد قلبی و اطمینان و مراقبتش را محور قبولی و ثواب و پاداش قرار داده است و هر سخنی را نمیپذیرد بلكه آن را می پذیرد كه مطابق با كشش قلبی به سوی خداوند سبحان باشد و منجر به بر پا داشتن دستورات او و ترك چیزهایی كه موجب خشم و سخطش می شود، گردد، اگر كسی به این اوصاف متصف گردید، سكوتش، حمد است.
این مانند سخن رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم است كه فرمود: اگر چه نمازش كم باشد ( ۳۰۷ ) .
قریب به این مضمون، حدیث شریف آن حضرت است كه فرمود: به نسبت نمكی كه غذا احتیاج دارد، عمل هم به دعا نیازمند است ( ۳۰۸ ) .
پس به دعا كم، همراه با كارهای نیك، اكتفا گردیده است. و نیز خبر داده كه دعا و ذكر زیاد بدون ترك منهیات فایده ای ندارد همچنانكه در حدیث شریف آمده است:
( مثل الذی یدعو بغیر عمل كمثل الذی یرمی بغیر وتر ) ( ۳۰۹ ) .
- یعنی: كسی كه بدون عمل (خیر) دعا می كنند مانند كسی است كه بدون زه كمان، می خواهد تیر اندازی نماید .
و نیز مانند سخن آن حضرت است كه فرمود:
۸۰۲ - ( الدعاء مع اكل الحرام كالبناء علی الماء ) .
یعنی: دعا همراه با حرامخواری مانند ساختمان سازی بر آب است .
در وحی قدیم آمده است:
۸۰۳ - ( و العمل مع اكل الحرام كناقل الماء فی المنخل ) .
یعنی: عمل، همراه با حرامخواری مانند آب در غربال كردن است .
و فرمود:
۸۰۴ - ( و اعلم انكم لو صلیتم حتی تكونوا كالحنایا و صمتم حتی تكونوا كالاوتار ما نفعكم ذلك الا بورع حاجز ) .
یعنی: بدانید اگر آنقدر نماز بگذارید تا جایی كه مانند كمان شوید و روزه بگیرید تا جایی كه مانند وتر آن گردید، هیچ نفعی برایتان نخواهد داشت مگر آنكه و رای باز دارنده از محرمات داشته باشید .
و فرمود:
۸۰۵ - ( اصل الدین الورع، كن ورعا تكن اعبد الناس، كن بالعمل بالتقوی اشد اهتماما منك بالعمل بغیره فانه لا یقل عمل بالتقوی و كیف یقل عمل یتقبل؟ لقول الله عزوجل: انما یتقبل الله من المتقین ) ( ۳۱۰ ) .
یعنی: اساس و ریشه كن، ترك محرمات است، تارك محرمات باش تا عابدترین مردم گردی، كار نیك همراه با تقوا را بیشتر اهمیت بده تا كار نیك بدون آن، كه عمل همراه با تقوا كم شمرده نمی شود و چگونه كم شمرده گردد عملی كه مورد قبول ذات اقدس الهی است؛ چون خداوند عزیز و جلیل فرموده: من تنها از متقین قبول می كنم .
پس تقوا محور قبول كار است.








https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
27-11-2018, 12:16
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





از حضرت صادق عليه‌السلام در مورد تفسیر تقوا سوا شد، فرمود:
۸۰۶ - ( ان لا یفقدك الله امرك ولا یراك حیث نهاك ) .
یعنی: در جایی كه خداوند تو را امر كرده، مفقود و در جایی كه تو را نهی نموده، پیدا نباشی.
عینا همین معنا را در حدیث كه ابتدای این باب آمده فرموده است كه:... بلكه یاد خدا در برخورد با حلال و حرامش كه اگر طاعت بود انجامش بدهد و اگر معصیت بود تركش نماید ( ۳۱۱ ) .
این معنای تقواست كه سرمایه ای است كافی برای پیمودن راه بهشت، بلكه سپری است كه انسان را از مهلكه های دنیا و آخرت نگاه می دارد.
تقوا را هر زبانی می ستاید و برای هر انسانی، شرافت می آورد، قرآن هم پر است از مدح آن، همین سخن خداوند متعال در شرافتش بس كه می فرماید:
( و لقد و صینا الذین اوتوا الكتاب من قبلكم و ایاكم ان اتقوا الله ) ( ۳۱۲ ) .
یعنی: هم به شما و هم به اهل كتاب، قبل از شما سفارش كردیم كه تقوای الهی را مراعات نمایید .
اگر در عالم برای بنده صفتی اصلح و دارای خیری بیشتر و منزلتی عظیم تر و به ایجاد بیم و ترس در بندگان سزاوارتر و نیز حاجت روا كننده تر از این صفت - یعنی تقوا - وجود می داشت، حتما خداوند سبحان به وسیله وحی به بندگانش خبر میداد؛ زیرا او حكیم و رحیم است.
پس از اینكه او همه انسانها از اول تا آخر را به این خصلت سفارش كرد و بدان اكتفا نمود، معلوم می شود كه تقوا هدفی است كه از آن نمی توان گذشت كرد و به غیر آن نمی توان اكتفا نمود.
قرآن كریم مملو است از مد حضرت تقوا و برای آن خصوصیاتی را بر شمرده، از جمله:
۱ - مدح و ثنای تقوا:
- ( و ان تصبروا و تتقوا فان ذلك من عزم الامور ) ( ۳۱۳ ) .
یعنی: اگر صبر كنید و تقوا را پیشه خود سازید، این چنین حالتی نشانه ای از قوت اراده در كارها خواهد بود .
۲ - حفظ و حراست از دشمنان:
- ( و ان تصبروا و تتقوا لا یضركم كیدهم شیئا ) ( ۳۱۴ ) .
یعنی: اگر صبر كنید و با تقوا باشید، حیله آنان هیچ ضرری به شما نخواهد رساند .
۳ - تایید و یاری:
-. ( .. ان الله مع المتقین ) ( ۳۱۵ ) .
یعنی: همانا خدا با متقین است .
۴ - اصلاح عمل:
- ( یا ایها الذین امنوا اتقوا الله و قولوا قولا سدیدا یصلح لكم اعمالكم ) ( ۳۱۶ ) .
یعنی: ای كسانی كه ایمان آورده اید! با تقوا باشید و سخنی محكم و استوار بگویید تا خدا كارهایتان را اصلاح كند .
۵ - آمرزش گناهان:
- ( و یغفر لكم ذنوبكم ) ( ۳۱۷ ) .
یعنی: و گناهان شما را بیامرزد .
۶ - محبت خدا:
- ( ان الله یحب المتقین ) ( ۳۱۸ ) .
یعنی: همانا خدا متقین را دوست دارد .
۷ - قبول شدن اعمال:
- ( انما یتقبل الله من المتقین ) ( ۳۱۹ ) .
یعنی: خدا تنها از متقین قبول می كند .
۸ - كرامت و بزرگواری:
- ( ان اكرمكم عند الله اتقیكم ) ( ۳۲۰ ) .
۹ - بشارت هنگام مرگ:
- ( الذین امنوا و كانوا یتقون لهم البشری فی الحیاه الدنیا و فی الاخره ) ( ۳۲۱ ) .
یعنی: كسانی كه ایمان آوردند و همیشه اهل تقوا بودند، هم در دنیا و هم در آخرت به آنان بشارت داده می شود .
۱۰ - نجات از آتش:
- ( ثم ننجی الذین اتقوا ) ( ۳۲۲ ) .
یعنی: سپس با تقواها را (از آتش) نجات می دهیم.
۱۱ - باقی ماندن همیشگی در بهشت:
- ( اعدت للمتقین ) ( ۳۲۳ ) .
یعنی: (بهشت) برای متقین فراهم شده است .
۱۲ - آسان شدن حساب:
- ( و ما علی الذین یتقون من حسابهم من شی ء ) ( ۳۲۴ ) .
یعنی: حساب كار بد كاران بر عهده اهل تقوا نمی باشد .
۱۳ - نجات از سختیها و روزی حلال:
- ( و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لا یحتسب و من یتوكل علی الله فهو حسبه ان الله بالغ امره قد جعل الله لكل شی ء قدرا ) ( ۳۲۵) .
یعنی: هر كس كه تقوای الهی را پیشه كند، برایش راه چاره ای قرار می دهد و از طریقی كه گمان نمی برد، روزی اش می رساند، كسی كه بر خدا توكل كند، همو برایش كافی است كه خدا كارش را به انجام می رساند. خدا برای هر چیز اندازه ای قرار داده است .
ببین این خصلت شریف (یعنی تقوا) چه سعادتهایی را در خود جمع كرده كه مبادا در بهره و ری از آن غافل بمانی، خصوصا آخرین آیه كه خود دلالت بر اموری دارد:






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
28-11-2018, 14:22
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




اول - تقوا قلعه ای است استوار و پناهگاهی است مطمئن؛ چون فرمود: یجعل له مخرجا یعنی: خداوند برای متقی راه چاره قرار می دهد، نظیر كلام رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم كه فرمود:
۸۰۷ - ( لو ان السموات و الارض كانتا رتقا علی عبده المومن ثم التقی الله لجعل الله منهما فرجا و مخرجا ) .
یعنی: اگر آسمانها و زمین بر بنده مومن دوخته شده باشند و او تقوای الهی داشته باشد، خداوند متعال برای چنین بنده ای فرج و راه خروجی از میان آن دو قرار می دهد .
دوم – تقوا گنجی است كافی؛ چون فرمود: یرزقه من حیث لا یحتسب، یعنی: او را از راهی كه گمان نمی كند روزی می دهد .
سوم - دلالت بر فضیلت توكل نیز دارد؛ زیرا خداوند متعال برای توكل تضمین نموده كه كفایتش كند؛ چون فرموده: فهو حسبه، یعنی: خدا او را كافی است، (و سخن او هم صادق خواهد بود چون فرموده:).
( و من اصدق من الله قیلا ) ( ۳۲۶ ) .
یعنی: چه كسی در گفتارش از خدا راستگوتر است.
و لذا پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرموده است:
۸۰۸ - ( لو ان الناس اخذوا بهذه الایه لكفتهم ) .
یعنی: اگر مردم این آیه را بگیرند (و بدان ملتزم شوند) برایشان كافی است .




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
29-11-2018, 17:09
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



چهارم - خداوند متعال برای بندگانش توضیح داده كه بر آنچه اراده كند قدرت دارد و چیزی نمی تواند او را به عجز در آورد و هیچ مطلوبی مانع از اراده او نمی گردد چون فرمود: - ( ان الله بالغ امره ) ، یعنی خداوند كارش را به انجام می رساند، تا مردم نسبت به و عهده های او بر تقوا - نظیر كفایت كردن و بخشیدن - و بر توكل - نظیر حفظ كردن و ترحم - اطمینان پیدا كنند.
تعریف توكلرا از حضرت صادق صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم پرسیدند، فرمود:
۸۰۹ - ( ان لا یخاف مع الله شیئا ) .
یعنی: اگر خدا را همراه خود می داند، از چیزی نهراسد .
بنابر این، آیه مورد بحث، برای بندگان، رسا و برای كسانی كه ارشاد را می طلبند، كافی است.
احمد بن حسین میثمی از یكی از یارانش روایت كرده است كه گفت: در پاسخی از حضرت صادق عليه‌السلامبه یكی از اصحابش خواندم كه نوشته بود:
۸۱۰ - ( اما بعد فانی اوصیك بتقوی الله عزوجل فان الله قد ضمن لمن اتقاه ان یحوله عما یكره الی ما یحب و یرزقه من حیث لا یحتسب ان الله عزوجل لا یخدع عن جنبه ولا ینال ما عنده الا بطاعته ) .
یعنی: بعد از حمد و صلوات، من تو را به تقوای خدای عزیز و جلیل سفارش می كنم؛ چون برای متقی، تضمین كرده است كه وی از از آنچه ناپسند می داند، به آنچه محبوب اوست، متحول كند و از راهی كه گمانش را نمی برد، به او روزی برساند. خدای عزیز و جلیل از طرف خود كسی را فریب نمی دهد و آنچه در نزد اوست جز از طریق طاعتش به دست نمی آید .
از حضرت باقر عليه‌السلام نقل است كه رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۸۱۱ - ( یقول الله عزوجل: و عزتی و جلالی و عظمتی و كبریائی و نوری و علوی و ارتفاع مكانی، لا یوثر عبد هوه علی هوای الا شتت علیه امره، و لبست علیه دنیاه، و اشتغلت قلبه بها و لم ارزقه منها الا قدرت له. و عزتی و جلالی و عظمتی و كبریائی و نوری و علوی و ارتفاع مكانی، لا یوثر عبد هوای علی هواه الا استحفظته ملائكتی و كفلت السموات و الارض رزقه و كنت له من وراء تجاره كل تاجر و اتته الدنیا و هی راغبه ) .
یعنی: به عزت و جلالم و عظمت و كبریاییم و نور و برتری و مقام والایم سوگند! كه هیچ بنده ای خواسته خودش را برخواسته من مقدم نكرد مگر آنكه كارش را پراكنده می گردانم و دنیا را برایش پذیرفته، قلبش را بدان مشغول می سازم و از دنیا جز به مقداری كه برایش مقدر كرده ام به او روزی نخواهم داد و به عزت و جلالم و عظمت و كبریایم و نور و برتری و مقام ولا آیم سوگند! كه هیچ بنده ای خواسته مرا بر خواسته خویش مقدم نكرد مگر آنكه ملائكه را به حفاظت او گماردم و آسمانها و زمین را عهده دار تامین روزی او ساختم، پشت سر معامله هر معامله گری من نفع او را در نظر می گیرم (چنین بنده ای) دنیا به طرفش می آید و به او میل و رغبت نشان می دهد .
ابو سعید خدری گوید: شنیدم رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم هنگام باز گشتش از احد، در حالی كه مردم گردش را گرفته بودند و بر درختی در آن محل تكیه كرده بود، می فرمود:
۸۱۲ - ( ایها الناس، اقلبوا علی ما كلفتموه من اصلاح اخرتكم، و اعرضوا عما ضمن لكم من دنیاكم، ولا تستعملوا جوارحا غذیت بنعمته فی التعرض لسخطه بمعصیته، و اجعلوا شغلكم فی التماس مغفرته، و اصرفوا همتكم بالتقرب الی طاعته، من بدا بنصیبه من الدنیا فانه نصیبه من الاخره ولم یدرك منها ما یرید، و من بدا بنصیبه من الاخره وصل الیه نصیبه من الدنیا و ادرك من الاخره ما یرید ) .
یعنی: ای مردم! به اصلاح آخرت كه تكلیف شماست روی كنید و از دنیایی كه برایتان تضمین گردیده، اعراض نمایید، مبادا اعضا و جوارحی كه با نعمت الهی تغذیه شده اند را در گناه و فراهم آوردن خشم الهی به كار بندید، به مغفرت طلبی از او مشغول باشید و دهمتان را در نزدیك شدن به طاعتش صرف نمایید.
هر كس كه از اول به دنبال بهره های دنیایی باشد، بهره های اخروی اش نیز در دنیا به او داده خواهد شد و با این حال، به آنچه می خواهد نمی رسد، اما كسی كه از اول به دنبال بهره های اخروی باشد، هم بهره دنیایی به او داده خواهد شد و هم به آنچه در آخرت خواهان آن است می رسد .
عبد الله بن سنان از حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:
۸۱۳ - ( ایما مومن اقبل قبل ما یحب الله قبل الله علیه قبل كل ما یحب، و من اعتصم بالله بتقواه عصمه الله، و من اقبل الله قبله و عصمه لم یبال لو سقطت السماء و الارض، و ان نزلت نازله علی اهل الارض فشملتهم بلیه كان فی حرز الله بالتقوی من كل بلیه الیس الله تعالی یقول: ان المتقین فی مقام امین ) ( ۳۲۷ ) .
یعنی: هر بنده ای به آنچه خداوند دوست دارد روی بیاورد، خدا هم به آنچه او دوست دارد روی خواهد آورد و هر كس كه به وسیله تقوا در پناه خدا رود، خداوند پناهش دهد و هر كس كه خدا به او روی آورده و پناهش داده، باكی ندارد اگر آسمان و زمین ساقط شوند و اگر بلایی بر اهل زمین فرود آید و همه را در بر بگیرد، او با تقوایی كه دارد، از هر بلایی در پناه خداست مگر خداوند متعال نمی فرماید: متقین در مقام امنی بسر می برند .
شیخ كلینی رحمه‌الله از اسحاق بن عمار از حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:



https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
30-11-2018, 15:23
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




چهارم - خداوند متعال برای بندگانش توضیح داده كه بر آنچه اراده كند قدرت دارد و چیزی نمی تواند او را به عجز در آورد و هیچ مطلوبی مانع از اراده او نمی گردد چون فرمود: - ( ان الله بالغ امره ) ، یعنی خداوند كارش را به انجام می رساند، تا مردم نسبت به و عهده های او بر تقوا - نظیر كفایت كردن و بخشیدن - و بر توكل - نظیر حفظ كردن و ترحم - اطمینان پیدا كنند.
تعریف توكلرا از حضرت صادق صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم پرسیدند، فرمود:
۸۰۹ - ( ان لا یخاف مع الله شیئا ) .
یعنی: اگر خدا را همراه خود می داند، از چیزی نهراسد .
بنابر این، آیه مورد بحث، برای بندگان، رسا و برای كسانی كه ارشاد را می طلبند، كافی است.
احمد بن حسین میثمی از یكی از یارانش روایت كرده است كه گفت: در پاسخی از حضرت صادق عليه‌السلامبه یكی از اصحابش خواندم كه نوشته بود:
۸۱۰ - ( اما بعد فانی اوصیك بتقوی الله عزوجل فان الله قد ضمن لمن اتقاه ان یحوله عما یكره الی ما یحب و یرزقه من حیث لا یحتسب ان الله عزوجل لا یخدع عن جنبه ولا ینال ما عنده الا بطاعته ) .
یعنی: بعد از حمد و صلوات، من تو را به تقوای خدای عزیز و جلیل سفارش می كنم؛ چون برای متقی، تضمین كرده است كه وی از از آنچه ناپسند می داند، به آنچه محبوب اوست، متحول كند و از راهی كه گمانش را نمی برد، به او روزی برساند. خدای عزیز و جلیل از طرف خود كسی را فریب نمی دهد و آنچه در نزد اوست جز از طریق طاعتش به دست نمی آید .
از حضرت باقر عليه‌السلام نقل است كه رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۸۱۱ - ( یقول الله عزوجل: و عزتی و جلالی و عظمتی و كبریائی و نوری و علوی و ارتفاع مكانی، لا یوثر عبد هوه علی هوای الا شتت علیه امره، و لبست علیه دنیاه، و اشتغلت قلبه بها و لم ارزقه منها الا قدرت له. و عزتی و جلالی و عظمتی و كبریائی و نوری و علوی و ارتفاع مكانی، لا یوثر عبد هوای علی هواه الا استحفظته ملائكتی و كفلت السموات و الارض رزقه و كنت له من وراء تجاره كل تاجر و اتته الدنیا و هی راغبه ) .
یعنی: به عزت و جلالم و عظمت و كبریاییم و نور و برتری و مقام والایم سوگند! كه هیچ بنده ای خواسته خودش را برخواسته من مقدم نكرد مگر آنكه كارش را پراكنده می گردانم و دنیا را برایش پذیرفته، قلبش را بدان مشغول می سازم و از دنیا جز به مقداری كه برایش مقدر كرده ام به او روزی نخواهم داد و به عزت و جلالم و عظمت و كبریایم و نور و برتری و مقام ولا آیم سوگند! كه هیچ بنده ای خواسته مرا بر خواسته خویش مقدم نكرد مگر آنكه ملائكه را به حفاظت او گماردم و آسمانها و زمین را عهده دار تامین روزی او ساختم، پشت سر معامله هر معامله گری من نفع او را در نظر می گیرم (چنین بنده ای) دنیا به طرفش می آید و به او میل و رغبت نشان می دهد .






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
01-12-2018, 15:02
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



ابو سعید خدری گوید: شنیدم رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم هنگام باز گشتش از احد، در حالی كه مردم گردش را گرفته بودند و بر درختی در آن محل تكیه كرده بود، می فرمود:
۸۱۲ - ( ایها الناس، اقلبوا علی ما كلفتموه من اصلاح اخرتكم، و اعرضوا عما ضمن لكم من دنیاكم، ولا تستعملوا جوارحا غذیت بنعمته فی التعرض لسخطه بمعصیته، و اجعلوا شغلكم فی التماس مغفرته، و اصرفوا همتكم بالتقرب الی طاعته، من بدا بنصیبه من الدنیا فانه نصیبه من الاخره ولم یدرك منها ما یرید، و من بدا بنصیبه من الاخره وصل الیه نصیبه من الدنیا و ادرك من الاخره ما یرید ) .
یعنی: ای مردم! به اصلاح آخرت كه تكلیف شماست روی كنید و از دنیایی كه برایتان تضمین گردیده، اعراض نمایید، مبادا اعضا و جوارحی كه با نعمت الهی تغذیه شده اند را در گناه و فراهم آوردن خشم الهی به كار بندید، به مغفرت طلبی از او مشغول باشید و دهمتان را در نزدیك شدن به طاعتش صرف نمایید.
هر كس كه از اول به دنبال بهره های دنیایی باشد، بهره های اخروی اش نیز در دنیا به او داده خواهد شد و با این حال، به آنچه می خواهد نمی رسد، اما كسی كه از اول به دنبال بهره های اخروی باشد، هم بهره دنیایی به او داده خواهد شد و هم به آنچه در آخرت خواهان آن است می رسد .
عبد الله بن سنان از حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:
۸۱۳ - ( ایما مومن اقبل قبل ما یحب الله قبل الله علیه قبل كل ما یحب، و من اعتصم بالله بتقواه عصمه الله، و من اقبل الله قبله و عصمه لم یبال لو سقطت السماء و الارض، و ان نزلت نازله علی اهل الارض فشملتهم بلیه كان فی حرز الله بالتقوی من كل بلیه الیس الله تعالی یقول: ان المتقین فی مقام امین ) ( ۳۲۷ ) .
یعنی: هر بنده ای به آنچه خداوند دوست دارد روی بیاورد، خدا هم به آنچه او دوست دارد روی خواهد آورد و هر كس كه به وسیله تقوا در پناه خدا رود، خداوند پناهش دهد و هر كس كه خدا به او روی آورده و پناهش داده، باكی ندارد اگر آسمان و زمین ساقط شوند و اگر بلایی بر اهل زمین فرود آید و همه را در بر بگیرد، او با تقوایی كه دارد، از هر بلایی در پناه خداست مگر خداوند متعال نمی فرماید: متقین در مقام امنی بسر می برند .
شیخ كلینی رحمه‌الله از اسحاق بن عمار از حضرت صادق عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:
۸۱۴ - (پادشاهی در بنی اسرائیل یك قاضی داشت و آن قاضی یك برادر این برادر، فرد درستكاری بود كه همسری از فرزندان انبیا داشت. روزی پادشاه خواست مردی را پی كاری بفرستد، به قاضی گفت: مرد مطمئن را نزد من بفرست.
قاضی گفت: مطمئن تر از برادرم كسی را سراغ ندارم. پادشاه وی را خواند تا به دنبال كارش بفرستد. آن مرد فكر كرد و به برادر خود گفت: من خوش ندارم همسر خود را واگذارم، اما قاضی او را به آن كار مجبور كرد، او هم چاره ای جز رفتن ندید، لذا به قاضی گفت: برادرم! من چیزی مهمتر از همسرم بر جای بر جای نمی گذارم، تو را جانشین خودم كردم تا نیازهایش را برطرف سازی، قاضی قبول كرد. مرد حركت نمود در حالی كه همسرش بدان كار راضی نبود.
قاضی نزد آن زن می آمد، نیازهایش را می پرسید و انجامش می داد تا اینكه از آن زن خوشش آمد و او را به سوی خودش خواند اما آن زن ابا كرد. قاضی قسم یاد كرد كه اگر این كار را نكنی به پادشاه خبر می دهم كه تو زن بدكاره ای هستی.
زن گفت: هر كار می خواهی بكن من خواهش تو را اجابت نمی كنم.
قاضی نزد پادشاه آمد و بد و گفت: همسر برادرم مرتكب فحشا شده و این امر نزد من ثابت گشته است.
پادشاه به او گفت: پاكش كن (یعنی حد را بر او جاری نما) قاضی نزد آن زند آمد و بد و گفت: پادشاه فرمان سنگساری تو را به من داده، حالا دیگر چه می گویی؟ قبول كن والا سنگسارت می كنم! زن گفت: قبول نمی كنم، هر چه می خواهی بكن.
قاضی دستور داد او را از خانه بیرون آورده حفره ای كندند و در حفره اش انداختند، مردم هم جمع بودند (و شروع به سنگسارش نمودند) وقت گمان كردند كه او مرد، رهایش ساختند و به دنبال كار خود رفتند.
شب كه شد، زن دید رمقی دارد، حركتی كرد و از حفره بیرون آمد، آنقدر به صورت خود را كشید تا از شهر خارج شد، به دیری رسید و پشت در آن خوابید.
راهب هنگام صبح در را كه باز كرد، آن زن را دید، ماجرایش را پرسید، زن قصه اش را تعریف كرد و او هم بر وی ترحم كرد و داخل دیرش نمود.
راهب پسر بچه خوش سیرتی داشت، آن زن را كه مداوا نمود و خوب شد، فرزندش را به او داد تا تربیتش را بر عهده بگیرد، به علاوه، وكیلی هم در كنارش بود كه كارهایش را انجام می داد.
وكیل راهب از آن زن خوشش آمد، او را به طرف خود خواند، اما زن ابا كرد، وكیل هر چه كوشش كرد نتوانست زن را راضی كند تا اینكه به او گفت: اگر این كار را انجام ندهد، در كشتنت نهایت كوشش را خواهم نمود.
زن گفت: هر كاری می خواهی بكن.
وكیل به سوی فرزند راهب رفته گردنش را شكاند و بعد نزد راهب آمد و بد و گفت: به زن فاحشه ای اطمینان كردی و فرزندت را به او دادی، اما او پسرت را كشت.
راهب كه فرزندش را كشته دید، به آن زن گفت: این چیست؟ تو كه می دانی من با تو چگونه بر خورد كردم (و نهایت نیكی و ترحم را انجام دادم).
آن زن ماجرا را بازگو كرد.
راهب گفت: دلم راضی نمی شود كه نزد من بمانی، از اینجا بیرون برو.
و بدین ترتیب آن زن را شبانه اخراج كرد و بیست درهم نیز به او داد و گفت: این خرجی تو، خداوند تو را كفایت كند.
زن، شبانه خارج شد، صبحگاه به قریه ای رسید، ناگاه دید فرد زنده ای بر چوبی به صلیب كشیده شده است، ماجرایش را پرسید، به او گفتند: او بیست درهم بدهكار را به صلیب می كشد تا بدهكاری اش را بپردازد، زن این را كه شنید فورا بیست درهم را بیرون آورده به بدهكار داد و گفت: او را نكشید.
مردم او را از صلیب پایین آوردند، آن مرد همینكه پایین آمد به زن گفت كسی بر من بیشتر از تو منت ندارد، مرا از صلیب و مرگ نجات دادی به همین حاضر هر جا بروی با تو خواهم بود.
آن مرد به همراه زن به راه افتاد، رفتند تا به ساحل دریا رسیدند، دیدند عده ای در كنار چند كشتی جمع شده اند، مرد به زن گفت: تو بنشین، من بروم برای اینان كار كنم تا غذایی تهیه كرده برایت بیاورم.
مرد نزد آن جمعیت رفت و به آنان گفت: در این كشتی چیست؟
گفتند: در این كشتی اموال تجارتی، جواهر، عنبر و مانند آن اس ولی در این
كشتی دیگر، ما خودمان سوار هستم.
مرد گفت: این اموال كه گفتید چقدر می شود؟
گفتند: خیلی زیاد است، ما آن را نشمرده ایم.
گفت: اما من چیز با ارزش دارم كه از آنچه در كشتی شماست بهتر می باشد.
گفتند با تو چیست؟
گفت: كنیزی كه تا كنون هرگز مانند او را ندیده اید.
گفتند: او را به ما بفروش.
گفت: بله، ولی به شرط اینكه یكی از شما برود او را ببیند، بعد نزد من بیاید و آن كنیز را از من بخرد، ولی به او چیزی نگوید، بعد هم كه او را خرید باز به او چیزی نگوید تا من بروم.
گفتند: قبول است.
آنان فردی را فرستادند تا او را ببیند، آن فرد (رفت و باز گشت و) گفت: تا كنون هرگز مانند او را ندیده ام آنان زن را از آن مرد به چهار هزار درهم خریدند و پولها را با او دادند، مرد پولها را گرفت و رفت، وقتی كه دور شد آنان نزد این زن آمده به او گفتند: برخیز و داخل كشتی شو.
زن گفت: چرا؟
گفتند: چون ما تو را از مولایت خریداری كرده ایم.
گفت: من مولایی ندارم.
گفتند: بر خیز وگر نه تو را به زور، داخل كشتی می كنم.
زن برخاست و با آنان حركت كرد، وقتی به ساحل رسیدند، دیدند به همدیگر نمی توانند اعتماد بكنند، لذا او را در آن كشتی كه جواهر و مال التجاره بود قرار داده، خود در كشتی دیگر سوار شدند.
خداوند متعال با دو طوفانی بر آنان فرستاد كه موجب غرق شدنشان گشت، ولی آن كشتی كه این زن در آن بود، نجات یافت و به جزیره ای از جزایر آن دریا رسید و پهلو گرفت، زن (از كشتی پیاده شده) در جزیره دور زد، دید آب و درخت و میوه دارد (با خود) گفت: از این آب می نوشم و از این میوه می خورم و در همینجا خدای را عبادت می كنم.
در همان ایام، خداوند عزیز و جلیل به پیامبری از پیامبران بنی اسرائیل) عليهم‌السلام ( وحی فرستاد كه نزد آن پادشاه برود و به او بگوید: در جزیره ای از جزایر دریا یكی از مخلوقات من هست كه باید تو و تمام اهالی مملكت نزدش رفته در آنجا به گناهانتان اقرار كنید و سپس از او بخواهید كه شما را ببخشد كه اگر او ببخشد، من هم شما را خواهم بخشید.
پادشاه این را كه شنید به همراه اهالی مملكتش به سوی آن جزیره حركت كرده دیدند در آنجا زنی وجود دارد، پادشاه (برای قرار) جلو رفت و به او گفت: این قاضی من نزدم آمد و به من خبر داد كه همسر برادرش مرتكب فحشا شده، من هم فرمان به سنگسارش دادم در حالی كه شاهدی نزد من نیاورده بود، من از این می ترسم كه مبادا عمل ناروایی كرده، باشم، می خواهم برایم استغفار نمایی.
زن گفت: خدا تو را ببخشید، بنشین.
بعد شوهر آن زن آمد ولی وی را نمی شناخت - گفت: من همسری داشتم كه با فضیلت و صالح بود، از نزدش خارج شدم در حالی كه او به این كارم راضی نبود، بعد برادرم به من خبر داد كه او فحشا مرتكب شد و سنگسارش كرد، الا: هراس من از این است كه مبادا من (باعث این كار شده) او را به هلاكت رسانده باشم، لذا می خواهم برای من استغفار كنی، خدا تو را بیامرزد.
زن گفت: خدا تو را ببخشد، بنشین. در این حال زن شوهرش را نزد پادشاه نشاند.
بعد قاضی آمد و گفت: برادر من همسری داشت كه مرا به اعجاب آورده بود، او را به فحشا خواندم ولی ابا كرد، به پادشاه گفتم كه این زن عمل ناروا مرتكب شده است، پادشاه هم فرمان به سنگسار این زن داد، من هم سنگسارش نمودم در حالی كه بر او دروغ بسته بودم، حال می خواهم برایم استغفار كنی.
گفت: خدا تو را بیامرزد، بنشین.
بعد وكیل آن راهب آمد و ماجرایش را نقل كرد.
در این حال زن به راهب گفت: بشنو، خدا تو را بیامرزد.
آنگاه آن مرد به صلیب كشیده آمد و ماجرایش را بازگو نمود.
زن گفت: خدا تو را نیامرزد.
سپس رو به شوهرش نموده گفت: من همسر تو هستم و هر آنچه شنیدی درباره من بود، من نیازی به مردان ندارم، دلم می خواهد این كشتی و محمولاتش را بگیرد و مرا رها كنی تا خدای عزیز و جلیل را در این جزیره عبادت نمایم، اعمال این مردان را هم كه مشاهده كرده ای.
مرد این كار را كرد، كشتی و محو لاتش را گرفت و پادشاه و اهل مملكتش نیز باز گشتند) .
خدایت رحمت كند! نگاه كن به تقوای این زن كه چگونه خداوند او را در سه مرحله بسیار سخت، حفظ فرمود: سنگساری، تهمت وكیل و بردگی تجار.
بعد ببین چه كرامتی نزد خداوند متعال پیدا كرد كه رضایت خود را به رضایت او مقرون ساخت و مغفرتش را به مغفرت وی و چگونه افرادی را كه با او حیله نمودند و آن بلاها را بر سرش آوردند در برابرش خاضع نمود تا جایی كه از او مغفرت و رضایت بطلبند و چگونه خداوند قدر و منزلتش را بلند گردانید و یادش را رفعت داد كه بر پیامبرش وحی كرد، تا پادشاهان و قضات و بندگان را به سوی او ببرد و او را باب الله تعالی و وسیله ای به سوی رضایت خود قرار دهد.
و در همین معناست آنچه در حدیث قدسی آمده است:
۸۱۵ - ( یا ابن ادم، انا غنی لا افتقر اطعنی فیما امرتك اجعلك غنیا لا تفتقیر. یا ابن ادم، انا حی لا اموات اطعنی فیما امرتك اجعلك حیا لا تموت. یا ابن ادم، انا اقول للشی ء كن فیكون اطعنی فیما امرتك اجعلك تقول للشی ء كن فیكون ) .
یعنی: ای فرزند آدم! من غنی هستم و احساس نیاز نمی كنم، تو در فرمانهایم مرا اطاعت كن تا تو را غنی گردانم و نیازمند نشوی. ای فرزند آدم! من زنده ای هستم كه نمی میرم، در فرمانهایم اطاعتم نما تا تو را زنده ای گردانم كه نمیری. ای فرزند آدم! من به هر چیزی بگویم باش، موجود می شود، تو در فرمانهایم طاعتم كن تا تو را به مقامی برسانم كه به هر چه گفتی باش، موجود شود .







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
02-12-2018, 20:40
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)


باب ششم: تلاوت قرآن

و از ابو حمزه نقل شده است كه خداوند متعال به حضرت داود عليه‌السلام وحی كرد:
۸۱۶ - ( یا داود، انه لیس عبد من عبادی یطیعنی فیما امره الا اعطیته قبل ان یسالنی و استجیب له قبل ان یدعونی ) .
یعنی: ای داود! هیچ بنده ای از بندگان من كار در او امرم اطاعتم نماید نیست مگر آنكه قبل از درخواستش، به او عطا می كنم و قبل از دعایش، اجابتش می نمایم .
از امام باقر عليه‌السلام روایت است كه فرمود:
۸۱۷ - ( ان الله تعالی اوحی الی داود ان بلغ قومك انه لیس عبد منهم امره بطاعتی فیطیعنی الا كان حقا علی ان اطیعه و اعینه علی طاعتی، و ان سالنی اعطیته، و ان دعانی اجبته، و ان اعتصم به عصمته، و ان استكفانی كفیته، و ان توكل علی حفظته من وراء عوراته، و ان كاده جمیع خلقی كنت دونه ) .
یعنی: خداوند متعال بر حضرت داود عليه‌السلام وحی كرد كه به قومش برساند: هیچ بنده ای كه او را فرمان به اطاعت از خودم كرده باشم و او نیز فرمانبرداری نموده باشد نیست مگر آنكه بر من سزاوار خواهد بود از او اطاعت كنم و بر طاعتم یاریش نمایم. و اگر از من درخواستی نمود، به او بدهم و اگر دعایی كرد اجابتش نمایم. و اگر از من پناه خواست، پناهش بدهم و اگر از من كمك خواست، كمكش كنم و اگر بر من توكل نمود، اسرار و قبایحش را حفظ نمایم و اگر تمام خلق با او تحلیه نمایند، من پشتیبان او خواهم بود .
از ذرعه بن محمد روایت شده است كه: مردی در مدینه، كنیز با ارزشی داشت، مرد دیگری از آن كنیز خوشش آمد و در قلبش جا كرد، این مرد شكایت را نزد اما صادق عليه‌السلام برد، حضرت به او فرمود:
۸۱۸ - ( تعرض لرویتها فكلما رایتها فقل: اسال الله من فضله ) .
یعنی: هر گاه او را دیدی بگو: از فضل خدا طلب می كنم .
آن مرد این كار را كرد، مدت كوتاهی نگذشت كه سفری برای صاحب آن كنیز پیش آمد، نزد این مرد رفت و به او گفت: فلانی، تو همسایه من و مطمئن ترین فرد نزد من هستی، برایم سفری پیش آمده، دلم می خواهد كنیزم را نزد تو به ودیعه بگذارم.
مرد گفت: من كه زن ندارم و در منزل من هم كه زنی وجود ندارد، چگونه كنیز تو در منزل من می تواند بماند؟
گفت: این كنیز را قیمت می كنم، تو آن را ضمانت كن، كنیز نزد تو بماند، اگر من برگشتم آن را به من بفروش تا از تو بخرم و هر بهره ای كه از او برده ای، حلالت باشد. این را گفت و قیمت سنگینی برایش در نظر گرفت و رفت.
كنیز مدتی نزد آن مرد ماند تا خواسته مرد از وی انجام پذیرفت، پس از گذشت مدتی، فردی از طرف خلیفه اموی آمد تا تعدادی كنیز برای او بخرد كه این كنیز نیز در آن لیست قرار داشت، والی نماینده ای نزد آن مرد فرستاد و گفت: كنیز فلانی را بفروش.
مرد گفت: فلانی حاضر نیست.
والی او را به فروختن مجبور كرد و پول زیادی بابت قیمت آن كنیز بوی پرداخت، وقتی او را بردند، صاحبش از مسافرت برگشت و اولین چیزی كه سراغش را گرفت این كنیز بود، پرسید: او چطور است؟
مرد ماجرا را باز گو كرد و تمام پولهای پرداخت شده از طرف والی را نزدش گذاشت. او گفت: این مقدار بهای كنیز كه با تو قرار گذاشتم، بقیه مال تو باشد.
مرد از گرفتن بقیه ابا كرد، اما رفیقش گفت: من جز آن قیمتی كه خود معین كرده ام بر نمی دارم، اضافه آن مال تو، بگیر و گوارایت باشد.
ببین كه خداوند با حسن نیت این مرد، چگونه برخورد نمود.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
03-12-2018, 18:03
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





اهمیت ترك گناه

بدانكه تقوا دو جزء دارد: جزء اول، كسب نمودناست و جزء دوم، دوری جستن. كسب نمودن، انجام طاعت است و دوری نمودن، ترك محرمات می باشد، ولی جزء دوم؛ یعنی دوری نمودن، مصلحتش برای بنده بیشتر و مهمتر است از جزء اول كه كسب كردن باشد؛ چون ترك محرمات خودش فایده رسان است و انجام واجبات - ولو كم باشد - اگر در كنار ترك محرمات قرار گیرد، رشد می كند كه این را قبلا شناختی. این مطلب از حدیث شریف: ( یكفی من الدعاء مع البر ما یكفی الطعام من الملح ) ( ۳۲۸ ) .
برایت روشن شد و دیگر كلام را با تكرارش طولانی نمی كنیم.
اگر ترك محرمات نباشد، انجام واجبات نفعی ندارد، این را تا كنون از كتاب ما دریافت كردی و شناختی، همان خبر معاذ ( ۳۲۹ ) و سخن آن مرد قریش تو را كافی است كه به رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم گفت: پس ما در بهشت درختان زیادی داریم فرمود. بله لكن مبادا آتشی به سوی آنها بفرستید و آتششان بزنید ( ۳۳۰ ) .
و از آن حضرت است كه فرمود:
۸۱۹ - ( الحسد یاكل الحسنات كما تاكل النار الحطب ) .
یعنی: حسادت، نیكیها را می خورد همانطور كه آتش هیزم را .
و از معصومین عليهم‌السلام نقل است كه فرمودند:
۸۲۰ - ( جدوا واجتهدوا و ان لم تعملوا فلا تعصوا فان من یبنی ولا یهدم یرتفع بناءه و ان كان یسیرا و ان من یبنی و یهدم یوشك ان لا یرتفع له بناء ) .
جدیت كنید و تلاش نمایید اگر عمل نیك انجام نمی دهید ( ۳۳۱ ) (لا اقل) معصیت نكنید؛ زیرا كسی كه ساختمان می سازد و خرابش نمی كند، بنا بالا می رود اگر چه كم باشد، اما كسی كه ساختمان می سازد و خرابش می كند، بنایش بالا نخواهد رفت.
بنابر این، باید تلاش تو در تحصیل هر دو طرف باشد (هم انجام واجبات و هم ترك محرمات) تا حقیقت تقوا برایت كامل گشته، سالم بمانی ببری، اما اگر به بیش از یكی نمی توانی برسی، ترك محرمات را انتخاب كن تا سالم بمانی، اگر چه بهره ای نبردی والا در هر دو طرف، زیان دیده ای كه نماز شب و زحمتش به همراه چشیدن اعراض، نفعی برایت نخواهد داشت.
از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم روایت شده است كه فرمود:
۸۲۱ - ( ایاكم و فضول الطعام فانه یسم القلب بالقسوه، و یبطی ء بالجوارح عن الطاعه، و یصم الهمم عن سماع الموعظه، و ایاكم و فضول النظر فانه یبذر الهوی و یولد الغفله، و ایاكم و استشعار الطمع فانه یشوب القلب شده الحرص و یختم القلب بطابع حب الدنیا و هو مفتاح كل معصیه، و راس كل خطیئه و سبب احباط كل حسنه ) .
یعنی: از غذای اضافه بپرهیزید كه آن داغ قساوت به قلب زده، اعضا و جوارح را از طاعت حق سست می كند و همتها را از شنیدن (و به كار بستن) موعظه، كر می سازد. از نظرها (و دیدنهای) زیادی كه بذر هوی و هوس را می كارد و غفلت به بار می آورد، دوری كنید، طمع را شعار خود قرار ندهید كه قلب را با حرص شدید آلوده می نماید و دل را با حب دنیا مهر می كند كه این خود كلید هر معصیت، سر آمد هر خطا و موجب از بین رفتن هر حسنه ای است .
این كلام نظیر همان حدیث است كه فرمود: مبادا به سوی درختهای بهشتی آتش بفرستید ( ۳۳۲ ) .
شیخ كلینی رحمه‌الله از ابی حمزهنقل كرده است كه: نزد حضرت امام زین العابدین عليه‌السلام بودم كه مردی آمد و به حضرت عرض كرد.
ای ابا محمد! من فریفته زنهایم، یك روز زنا می كنم و روز دیگر روزه می دارم تا این كفاره آن باشد، فرمود:
۸۲۲ - ( انه لیس شی ء احب الی عزوجل من ان یطاع فلا یعصی فلا تزنی ولا تصوم ) .
یعنی: چیزی نزد خدا محبوبتر از این نسبت كه اطاعت شود و عصیان نگردد، پس نه زنا می كنی و نه روزه می گیری.
حضرت امام باقر عليه‌السلام (كه در آنجا حاضر بود) دست آن مرد را گرفت و گفت:
۸۲۳ - ( تعمل عمل اهل النار و ترجو ان تدخل الجنه ) .
یعنی: عمل اهل آتش را انجام می دهی و امید داخل شدن به بهشت را داری؟ .
و از پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم نقل است كه فرمود:
۸۲۴ - ( لیجیئن اقوام یوم القیامه لهم من الحسنات كجبال تهامه فیومر بهم الی النار فقیل: یا نبی الله، امصلون؟ قال: كانوا یصلون و یصومون و یاخذون و هنا من اللیل لكنهم اذا كانوا اذا لاح لهم شی ء من الدنیا و ثبوا علیه ) .
یعنی: اقوامی روز قیامت خواهند آمد كه به اندازه كوه تامه حسنه دارند اما فرمان می رسد كه آنان را به جهنم ببرند. پرسیدند: ای پیامبر خدا! آیا اینان اهل نمازند؟ فرمود: نماز می خواندند، روزه می گرفتند و نیمی از شب را به عبادت مشغول بودند، ولی اگر چیزی از دنیا بر ایشانت عرضه می شد، بدان خیز می گرفتند .





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-12-2018, 16:46
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




جهاد با نفس

بدانكه به این مقام (یعنی مقام تقوا) نمی رسی مگر از راه جهاد با نفس اماره ات كه او مضرترین دشمن، پر بلا، هلاكت آور و پر شهوت می باشد كه خدای تعالی فرمود:
( فاما من طغی و اثر الحیاه الدنیا فان الجحیم هی الماوی و اما من خاف مقام ربه و نهی النفس عن الهوی فان الجنه هی الماوی ) ( ۳۳۳ ) .
یعنی: هر كس كه طغیان كرد و زندگی دنیا را برگزید، جهنم جایگاه اوست، اما هر كس از عظمت پروردگارش ترسید و نفس را از هوی باز داشت، بهشت جایگاه اوست .
رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۸۲۵ - ( اعدی عدوك نفسك التی بین جنبیك ) .
یعنی: دشمن ترین دشمنانت، همان نفس تو است كه با خود داری.
از او غافل نباش و با زنجیر تقوا آن را محكم ببند و چند چیز را مرتب بر او بخوان:
۱ - جلوگیری از شهوتها كه حیوان سركش با كم شدن غذایش نرم خواهد شد.
۲ - عبادتهای سنگین را بر دوشش بیفكن كه حیوان اگر بارش سنگین و آذوقه اش كم گردد، خوار گشته، رام می شود.
۳ - از خدا كمك بخواه و به سوی او تضرع نما تا تو را در جنگ با نفس یاری دهد مگر سخن یوسف صدیق را نشنیدی كه فرمود:
( ان النفس لاماره بالسوء الا مارحم ربی ) ) ( ۳۳۴ ) .
یعنی: همانا نفس، به بدیها بسیار فرمان می دهد مگر آنكه پروردگارم رحمی كند .
هرگاه این سه كار را انجام دادی، به خواست خداوند متعال، نفس، فرمانبردار می شود. تا جایی كه می توانی مالكش شوی و لجام بر او افكنده از شرش در امان بمانی. اما اگر رهایش سازی، مگر می توانی در امان باشی و سالم بمانی با اینكه خودت انتخابهای بد و پستی حالاتش را مشاهده می كنی.
مگر او را نمی بینی كه در حال شهوت، حیوان، در حال غضب، درنده، در حال مصیبت، بچه (و كم طاقت)، در حال نعمت، فرعون (و سركش)، در حال سیری، خیالباف و در حال گرسنگی، دیوانه ای است كه اگر سیرش نمایی، سر پیچیی و تكبر كرده و اگر گرسنه اش بداری، فریاد می كشد و جزع می نماید، پس او مانند الاغ بدی است كه اگر غذایش بدهی لگد می زند و اگر گرسنه بداری، عرعر می كند.
یكی از علما گوید: از زبونی و نادانی نفس این است كه:
هرگاه به انجام گناهی همت كند یا شهوتش بر انگیخته گردد، اگر خداوند تعالی، پیامبر اكرم، تمام انبیا، كتابهای الهی و همه ملائكه مقرب را در برابرش واسطه قرار دهی و بعد مرگ و قبر و قیامت و بهشت و جهنم را بر او عرضه نمایی (تا دست از آن گناه یا شهوت بردارد) سر فرود نیاورده، آرام نمی گردد و شهوتش را ترك نمی كند، اما اگر با جلوگیری یك قرص نان یا بخشش آن با او برخورد نمایی، آرام می گردد و شهوتش را ترك می نماید، پس بدان پستی و جهالتش را.
مبادا چشم بر هم زدنی از او غافل بمانی همچنانكه خالقش فرمود: نفس به بدیها بسیار فرمان می دهد مگر آنكه پروردگارم رحمی نماید ( ۳۳۵ ) .
همین مقدار برای آگاهاندند كسی كه عقل دارد كافی است، پس نفس را با تقوا، لجام كن و با ریسمان امید او را به جلو بكش و با تازیانه هراس و خوف، او را بران:
تقوا برای اینكه او را از سركشی و رمیدن، در بند كنی.
هراس و خوفنیز برای دو چیز است:
یكی اینكه - با ترس، نفس را از گناهان باز داری؛ چون او به بدیها فرمان می دهد و به شرور، بسیار متمایل است و از كارش دست بر نمی دارد مگر با ترساندن و تهدید بزرگ.
دوم - برای اینكه با طاعتت به عجبنیفتی كه عجب، هلاكت كننده است بلكه با مذمت و یاد آوری عیب و نقص و بار گناهانی كه موجب خواری و آتش می گردند، قلع و قمعش نمایی.
و امید نیز برای دو چیز است:
اول - تا نفس برای انجام طاعات بر انگیخته گردد؛ چون كار خیر، سنگین است و شیطان از آن مانع و نفس هم به سوی كسالت و تنبلی مایل می باشد.
دوم - آیا تحمل سختیها را بر تو آسان گرداند؛ چون كسی كه با شناخت به دنبال مطلوبش باشد، هر چه در آن راه خرج نماید بر او آسان خواهد بود، مگر آن كس كه عسل را از كندو جمع آوری می كند را ندیده ای كه توجهی به گزیدن زنبور ندارد چون او در فكر شیرینی عسل است. فردی كه در طول روز، كار می كند و نهایت تلاش را می نماید (نه تنها مشقتی احساس نكرده بلكه) در گرفتن مزد، احساس لذت می نماید، كشاورز در فكر سختی گرما و سرما و رنج طول سال نیست؛ چون او به یاد محصول خود می باشد، پس ای شنونده! تلاش نما تا به كمال مطلوب برسی و در این راه بر رنج و گرفتاری صبر كن.
شاعر می گوید:
ما ضر من كانت الفردوس مسكنه ماذا تحمل من بوس و اقتار
تراه یمشی كئیبا خائفا و جلا الی المساجد یمشی بین اطمار
یعنی: آن كس كه بهشت مسكن اوست، از سختی و فقری كه تحمل می كند، ضرر نمی نماید .
او را می بینی كه ناراحت و هر سان در میان كهنه پوشان به سوی مسجد حركت می كند .
تا اینجا روشن شد كه اثر بندگی، بر پائی فرمانهای الهی و ترك گناه است و این كار نیز با نفس اماره انجام نمی پذیرد مگر آنكه تمایل و تشویق و ترس و هراسی در كار باشد، همانطوری كه حیوان سركش نیاز به كسی دارد كه از جلو او را بكشد و كس دیگری كه از پشت سر او را براند تا اگر در معرض دره و سقوط قرار گرفت، از طرفی شلاق بر او بنوازند و از طرف دیگر جو به او بدهند تا حركت كند و از پرتگاه نجات یابد.
و نیز كودك مغرور، به مدرسه نمی رود و درس نمی خواند مگر آنكه از طرفی پدر و مادر تشویقش كنند و از آن طرف دیگر، معلم او را از تنبلی و درس نخواندن بترساند، همچنین این نفسكه حیوانی سركش است، در كارهای مهم دنیا قرار گرفته كه ترس و خوف شلاق و راننده اوست و امید مانند غذا و كشنده اش، یاد بهشت و ثواب آن، نفس را تشویق كرده و به نیكیها متمایلش می سازد و آتش جهنم و عقوبتهایش، موجب هراس نفس و ترس او می گردد.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
05-12-2018, 17:01
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




علت ذكر اسمای حسنی

دوست دارم این كتاب را به دو دلیل با ذكر نامهای نیك خداوند خاتمه بدهم:
۱ - مقصود از نوشتن این كتاب، آگاهی دادن بر چیزهایی است كه موجب اجابت دعا می گردند و خدای تبارك و تعالی هم می فرماید:
( ولله الا سماء الحسنی فادعوه بها ) ( ۳۳۶ ) .
یعنی: نامهای نیك مخصوص خداست، پس او را با آن نامها بخوانید و دعا كنید .
شیخ صدوق رحمه‌الله از عبد السلام بن صالح هروی از امام علی بن موسی الرضا عليه‌السلام (از پدرانش از حضرت علی عليه‌السلام ) نقل كرده است كه فرمود:
۸۲۶ - ( قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : ان الله عزوجل تسعه و تسعون اسما من دعا الله بها استجاب له، و من احصاها دخل الجنه. )
یعنی: خداوند عزیز و جلیل، نود و نه نام دارد كه هر كس او را با آن نامها بخواند، دعایش اجابت می گردد و هر كس كه آنها را بشمارد دو حفظ نماید، وارد بهشت می شود .
۲ - این رساله شرافت باید و پایانش چون مشك خوشبو گردد.
بعد از ذكر آن اسماء شرحی به صورت فشرده بر آن می نگارم، نه آنقدر مختصر كه به مفهوم اخلال وارد آید و نه آنقدر طولانی كه ملال آور گردد.
معانی این اسماء باید برای شنونده و گوینده و حافظ و نویسنده اش مانند عقیده ای ثابت و استوار باشد تا به حقیقت توحید برسد و شاید به همین معنا اشاره كرده باشد شیخ صدوق رحمه‌الله (در شرح حدیث فوق) كه در معنای شمردن و حفظ كردن فرموده: منظور احاطه داشتن و استوار ماندن بر معنای نامهای الهی است نه اینكه منظور، صرف شمارش باشد .
و نیز شیخ صدوق رحمه‌الله با سندیش تا سلیمان بن مهراناز حضرت صادق عليه‌السلام از پدرش حسین بن علی عليه‌السلاماز پدرش علی بن ابی طالب عليه‌السلام از پدرش حسین بن علی عليه‌السلام از پدرش علی بن ابی طالب عليه‌السلام روایت كرده است كه فرمود:
۸۲۷ - ( قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم : ان الله تبارك و تعالی تسعه و تسعین اسما مائه الا واحدا من احصاها دخل الجنه، و هی. )
الله، الواحد، الاحد، الصمد، الاول، الاخر، السمیع، البصیر، القدیر، القاهر، العلی، الاعلی، الباقی، البدیع، الباری ء، الاكرم، الظاهر، الباطن، الحی، الحكیم، العلیم، الحلیم، الحفیظ، الحق، الحسیب، الحمید، الحفی، الرب، الرحمن، الرحیم، الذاری، الرازق، الرقیب، الرووف، الرائی، السلام، المومن، المهیمن، العزیز، الجبار، المتكبر، السید، السبوح، الشهید، الصادق، الصانع، الطاهر، العدل، العفو، الغفور، الغنی، الغیاث، الفاطر، الفرد، الفتاح الفالق، القدیم، الملك، القدوس، القوی، القریب، القیوم، القابض، الباسط، قاضی الحاجات، المجید، المولی، المنان، المحیط، المبین، المقیت، المصور، الكریم، الكبیر، الكافی، كاشف الضر، الوتر، النور، الودود، الوهاب، الناصر، الواسع، الهادی، الوفی، الوكیل، الوارث، البر، الباعث، التواب، الجلیل، الجواد، الخبیر، الخالق، خیر الناصرین، الدیان، الشكور، العظیم، اللطیف الشافی.
یعنی: رسول خدا صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود: برای خداوند تبارك و تعالی نود و نه اسم می باشد - یكی كمتر از صد تا- كه هر كس آنها را بشمارد و حفظ نماید، داخل بهشت می شود، آن اسمها از این قرارند: الله، واحد،....






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
06-12-2018, 14:24
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




شرح اسمای حسنی

۱ - الله:
مشهورترین نام خداوند متعال و در مقام ذكر و دعا، برترین مقام را داراست. و سایر نامها به سوی این نام متوجه اند.
۲ و ۳ - الواحد، الاحد:
این دو اسم به معنای نفی اجزاء می باشند و با هم چند فرق دارند:
الف – واحد به تنها بالذات گویند و احد به تنهای بالمعنی.
ب – واحد موردش اعم است، چون هم به عاقلان گفته می شود، هم به غیر عاقلان، اما احد، فقط به عاقلان گفته می شود.
ج – واحد در حساب و عدد (به عنوان شماره یك می آید اما احد چنین نیست.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
08-12-2018, 15:35
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۴ - الصمد:

آن آقایی كه مقصود و تكیه گاه در تمام كارها و نیازها و گرفتاریهاست.
اصل صمد به معنای قصد است كه در عرب گویند: صمدت هذا الامر، یعنی آهنگ آن كار را كردم .
و نیز در معنایش گفته شد، كه صمد آن كسی است كه جسم و شكم ندارد.

۵ - الاول:
آن است كه بر همه چیز پیشی گرفته، موجودی كه قبل از وجود خلق دائما بوده و چیزی قبل از او نیست.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
09-12-2018, 16:10
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



۶ - الاخر:
آنكه بعد از فنای، خلق، باقی است (البته باید دقت كنی كه:) آخر به معنای چیزی كه انتها دارد، نیست، همچنانكه اولهم بمعنای چیزی كه ابتدا دارد، نمی باشد، پس تنها او اول و آخر است.
۷ - السمیع:
یعنی شنونده ای كه كلام مخفی و سخن در گوشی را می شنود كلام آشكار و سخن پنهان و حرف زدن و سكوت كردن نزد او مساوی است.
گاهی اوقات شنیدن به معنای پذیرفتن و اجابت كردن نیز می آید؛ چون او كسی است كه تو به را از بندگانش می پذیرد و دعا را می شنود (و اجابت می كند) و نیز گفته شده كه سمیعیعنی عالم به شنیدنیها كه عبارتند از صداها و حروف، ثبوت این معنا برای او ظاهر است به دو دلیل:
۱ - چیزی از صداهای مخلوقاتش از او غایب و پنهان نیست.
۲ - او به هر چیز معلومی عالم است كه یكی از آن معلومات، صداهای مخلوقات می باشد.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
10-12-2018, 12:35
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۸ - البصیر:
او بیننده است؛ یعنی به چیزهای مخفی آگاه است. و نیز گفته شده بصیر یعنی عالم به دیدنیها.
۹ - القدیر:
به معنای قادر و توانگر است كه از قدرت و توان بر چیزی گرفته شده، پس هیچ چیز طاقت سرپیچی از مراد او را ندارد دو نمی تواند از اراده و فرمان او، سرباز زند.
۱۰ - القاهر:
كسی است كه بر گردنكشان غالب است و بندگان را با مرگ، مغلوب می سازد، در جایی كه او اراده داشته باشد، چیزی طاقت سرپیچی را ندارد.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
11-12-2018, 14:13
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





۱۱ - العلی:
كسی كه از او صاف مخلوقات منزه است و از توصیف شدن بدان برتر.
گاهی اوقات نیز به معنای كسی است كه به واسطه قدرت بر خلق یا برتر از آنهاست یا برتر است از اینكه شبیه و مانندی داشته باشد. و نیز برتر است از و سوسه های جاهلان و افكار گمراهان، پس او متعالی است از آنچه ستمكاران درباره اش می گویند.
۱۲ - الا علی:
به معنای غالب است، همانند كلام خداوند متعال به حضرت موسی عليه‌السلام :
( لا تخف انك انت الا علی ) ( ۳۳۷ ) .
یعنی: نترس، همانا فقط تو غالب و چیره ای.
و گاهی اوقات به معنای تنزه (و منزه بودن) از شبیه ها و ضدها نیز می باشد.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
12-12-2018, 16:04
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



۱۳ - الباقی:
كسی است كه عوارض نابودی بر او پدید نمی آید و بقایش نامتناهی است و محدود نمی باشد.
بقای خداوند متعال و دوامش چون بقا و دوام بهشت و جهنم نیست، چون بقای او ازلی و ابدی است، اما بقای آن دو ابدی غیر ازلی است.
ازلی به معنای آن است كه همیشه بوده و ابدی یعنی همیشه خواهد بود، بهشت و جهنم بعد از اینكه نبودند، خلق می شوند (یعنی سابقه عدم و نیستی دارند) فرق بین این دو همین است.
۱۴ - البدیع:
كسی است كه مخلوقات را بدون وجود مشابه قلبی به صورت نو ظهور، خلق كرد.
بدیع بر وزن فعیل به معنای مفعل است؛ نظیر الیم به معنای مولمو بدع به اول در هر چیزی گویند، نظیر كلام خداوند كه می فرماید:
( قل ما كنت بدعا من الرسل ) ( ۳۳۸ ) .
یعنی: ای پیامبر! بگو من در میان انبیا، نو ظهور نیستم .
یعنی من اولین پیامبر كه نیستم (بلكه قبل از من پیامبرانی آمده اند).




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
13-12-2018, 14:44
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



۱۵ - الباری ء:
یعنی خالق، گفته می شود برا الله الخلق؛ یعنی خدا خلق را آفرید، همچنانكه (درباره او) گفته می شود:
باری ء النسم. یعنی: خالق نسیم .
هو الذی فلق الحبه و برا النسمه: یعنی: او كسی است كه دانه را شكافت و نسیم را خلق كرد .
و باری ء البرایا؛ یعنی: خالق مخلوقات. و بریه نیز به معنای مخلوقات و مردم می باشد.
۱۶ - الاكرم:
به معنای كریم است كه گاهی اوقات افعل به معنای فعیل می آید مانند:
( هو اهون علیه ) ( ۳۳۹ ) .
یعنی: آن كار (خلقت دوباره انسان در قیامت) برای خدا آسانتر است .
یعنی: آسان است (نه آسانتر؛ زیرا اینگونه نیست كه برخی از كارها برای خدا آسان و برخی دیگر آسانتر باشد)
( ولا یصلیها الا الا شقی ) ( ۳۴۰ ) .
یعنی: اهل شقاوت به جهنم در نیفتند .
( وسیجنبها الا تقی ) ( ۳۴۱ ) .
یعنی: اهل تقوا را از جهنم دور می دارند .
منظور از اشقی و اتقی در این دو آیه، شقی و تقی می باشند، همچنین (دو كلمه اعز و اطول) در شعر زیر:
ان الذین سمك السماء بنی لنا بیتا قوائمه اعز و اطول .
یعنی: آن كسی كه آسمان را بر افراشت، بر ایمان خاندان ساخته كه پایه هایش سخت و بلند است..






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
14-12-2018, 15:11
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۱۷ - الظاهر:
(آشكار است) با حجتهای روشن و برهانهای نورانی و نشانهایی كه دلالت بر ربوبیت و صحت یكتایش دارد كه هیچ موجودی نیست مگر آنكه شهادت به هستی او می دهد، و هیچ مخلوقی نیست مگر آنكه پرده از توحیدش بر می دارد كه شاعر می گوید:
و فی كل شی ء له ایه تذل علی انه واحد .
یعنی: در هر چیزی برای خداوند نشانه ای وجود دارد كه دلالت بر وحدانیتش می كند .
گاهی اوقات، ظاهر به معنای غالب و چیره نیز می آید؛ نظیر آیه قرآن:
( فاصبحوا ظاهرین ) ( ۳۴۲ ) .
یعنی: (اهل ایمان) چیره گردیدند .
۱۸ - الباطن:
یعنی كسی است كه از نظرها و دسترسی خاطرات و افكار، پنهان است، پس او، هم ظاهر است و هم مخفی؛ ظاهر است از طریق دلایل و نشانها، ولی ذاتش از اوهام و خیالات بشر مخفی می باشد؛ یعنی ذاتش محجوب و پوشیده ولی از طریق نشانه ها آشكار است، پس او كسی است كه مخفی است، اما بی پرده و ظاهر است، ولی بدون نزدیكی.
ممكن است كلمه باطناز بطون به معنای خبر باشد، بطانه الرجلبه كسانی می گویند كه محرم اسرار انسانند، هم آنان از سرائر و آگاهند و هم وی از خصوصیات آنان با خبر می باشد، بنابر این، خدا باطن است یعنی به اسرار بندگان عالم است، پس او از رازهای قلوب آگاه و از امور غیبی با اطلاع است.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
15-12-2018, 14:42
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۱۹ - الحی:
به كسی گویند كه هم دارای فعل است و هم ادراك، بنابر این، خدا ذاتا حی است، نه مرگ و نیستی در او راه دارد و نه نیازمند حیاتی كه به واسطه آن زنده بماند.
۲۰ - الحكیم:
یعنی كسی كه خلقت اشیاء را محكم انجام داده است و محكم كردم خلقت اشیاء به معنای تدبیر محكم و متقین و تصویر و اندازه گیری نیكو می باشد.
گفته شده كه حكیمیعنی عالم و حكمدر لغت به معنای علممی باشد؛ چون ذات اقدس الهی فرموده:
( یعطی الحكمه من یشاء ) ( ۳۴۳ ) .
یعنی: او به هر كه بخواهد، حكمت عطا می كند .
و نیز حكیمكسی است كه كار قبیح انجام نمی دهد و عمل لازم را ترك نمی نماید. و حكیمكسی است كه هر چیزی را در موضع مناسب خود قرار می دهد تا در مقدراتش جای اعتراض باقی نماند و بر تدبیرش خشم كنند.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
16-12-2018, 10:42
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۲۱ - العلیم:
به امور مخفی و اسراری كه مخلوقات عالم آنها را درك نمی كنند، آگاهی دارد كه خود فرموده است:
( و هو علیم بذات الصدور ) ( ۳۴۴ ) .
یعنی: او به آنچه در دلها می گذرد، آگاه است .
( لا یعزب عنه مثقال ذره فی السموات ولا فی الارض ) ( ۳۴۵ ) .
یعنی: به اندازه ذره ای در آسمانها و زمین، از خدا پنهان نیست .
جزئیات معلومات را هم قبل از ایجاد و هم بعد از آن می داند.
۲۲ - الحلیم:
كسی كه اهل گذشت و مهلت دادن است، نه جهالت جاهل تغییری در او ایجاد می كند، نه غضب غضب كننده و نه عصیان عاصی.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
17-12-2018, 14:52
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۲۳ - الحفیظ:
او كسی است كه آسمانها و زمین و آنچه بین آن دو است را حفظ می كند، او كسی است كه بنده اش را از هلاكت و تشویش حفظ می نماید و در پرتگاهها نگاهش می دارد.

۲۴ - الحق:
یعنی هستی و وجودش تحقق پیدا كرده است، به طور كلی هر چیزی كه هستی و وجودش صحیح باشد، حق است، همچنانكه گفته می شود بهشتحق است، یعنی وجود دارد، جهنمحق است؛ یعنی وجود دارد.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
18-12-2018, 14:07
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





۲۵ - الحسیب:
یعنی كافی همچنانكه می گویند: حسبك درهم یعنی یك درهم تو را كافی است و نیز مانند كلام خداوند متعال:
( حسبك الله و من اتبعك من المومنین ) ( ۳۴۶ ) .
یعنی: (ای پیامبر!) خدا و مومنانی كه پیروات می كنند، تو را بس است .
او تو را كافی است.
حسیببه معنای حسابگر نیز می آید، مانند كلام خداوند متعال كه می فرماید:
( كفی بنفسك الیوم علیك حسیبا ) ( ۳۴۷ ) .
یعنی: امروز تو خودت برای حساب كشیدن از خود، كفایت كننده ای.
یعنی خودت حسابرسی كن.
و حسیببه معنای شمارنده و عالم نیز می باشد.
۲۶ - الحمید:
یعنی محمود، كسی كه به واسطه كارهایش استحقاق ستایش را دارد، هم در خوشیها و هم در سختیها، هم در شداید و هم در آسایش.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
19-12-2018, 16:29
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



۲۷ - الحفی:
به معنای عالم است كه خداوند متعال فرموده است:
( یسالونك كانك حفی عنها ) ( ۳۴۸ ) .
یعنی: از تو درباره قیامت می پرسند، گویا تو از آن آگاهی.
یعنی گویا تو وقت آمدنش را می دانی.
و گاهی اوقات حفی به معنای لطف كننده است؛ یعنی كسی كه لطف و نیكی می كند.
۲۸ - الرب:
هر كس كه مالك چیزی باشد، او رب آن است و آیه قرآن نیز به این معناها اشاره دارد كه می فرماید.
( ارجع الی ربك ) ( ۳۴۹ ) .
یعنی: (حضرت یوسف به فرستاده ملك گفت) به سوی رب خود باز گرد .
یعنی به آقا و مالكت رجوع كن.
در جنگ جنین (وقتی آثار شكست لشكر اسلام هویدا شد) یكی از مسلمانان گفت: اگر مردی از قریش رب من شود بهتر از این است كه مردی از قبیله هوا زن (كه مشغول جنگ با لشكر اسلام بودند) رب من گردد.
منظور این فرد آن بود كه اگر مردی از قریش مالك من شود بهتر از این است كه مردی از هوا زن مالك من گردد.
اگر به غیر از خداوند متعال، ربگفته شود، جایز نیست بر آن الف و لاموارد گردد؛ زیرا الف و لام، دلالت بر عموم می كنند و حال آنكه كسی مصدقان ربوبیت عمومی برای تمام مخلوقات نیست، بلكه باید كلمه ربرا به آن مملوك اضافه كرد، پس او فقط نسبت به آن مضاف الیه مالك است (نظیر رب الابل یعنی مالك اشتر)
ربانیونمنسوب به عبودیت و بندگی برای رب اند، چون از همه چیز به سوی او منقطع شده اند و به خدمات در محضر او نزدیكند.
ربیون ( ۳۵۰ ) به صبر كنندگان با انبیا و همراهان آنان گفته می شود.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
20-12-2018, 14:59
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۲۹ - الرحمن:
كسی كه بر تمامی خلقش رحمت دارد، چون او صاحب رحمتی است كه همه مخلوقات را در روزی و وسایل زندگیشان در بر می گیرد. این رحمت عام مومن و كافر و صالح و فاسق را شامل می شود.
۳۰ - الرحیم:
رحیم است نسبت به مومنین و آنان را به رحمت خود اختصاص داده كه می فرماید:
( و كان بالمومنین رحیما ) ( ۳۵۱ ) .
یعنی: خداوند با مومنان مهربان است .
رحمان و رحیم صیغه مبالغه اند و از رحمت مشتق می باشند كه رحمت خود به معنای نعمتاست، خداوند متعال می فرماید:
( و ما ارسلناك الا رحمه للعالمین ) ( ۳۵۲ ) .
یعنی: نفرستادیم تو را جز رحمتی برای دو جهان .
یعنی تو را به عنوان نعمتی برای عالمین فرستادیم.
غیر از ذات اقدس الهی، دیگران را می توان رحیم نامید، ولی رحمان خیر؛ چون رحمان یعنی كسی كه بر برداشتن گرفتاریها قدرت داشته باشد و حال آنكه مخلوقاتی كه رحیم اند قدرت برداشتن هر بلا و گرفتاری را ندارند.
بر قرآن و باران هم رحمت اطلاق می شود و انسان نازك دل را نیز رحیم گویند، چون به خاطر نازك دلی اش رحمت بسیار دارد كه كمترین حدش دعا كردن و ناراحت شدن برای دیگران است، اما رحمتبه معنای رقت درباره خداوند متعال ندارد، بلكه به معنای ایجاد نعمت برای خلق و دفع بلاها از آنان است.
معنایی كه بتواند شامل هر دو قسم گردد این است كه رحمت یعنی رها یافتن از اقسام آفات و رساندن خیر به نیازمندان.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
21-12-2018, 19:39
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۳۱ - الذاری ء:
به معنای خالق است، الله ذرا الخلق و براهم؛ یعنی: خدا خلق را آفرید
در این كلمه، بیشتر اوقات، همزه آخرت، حذف می شود ویاء با كسره قبلش به صورت مدی تلفظ می گردد (یعنی گفته می شود الذاری)

۳۲ - الرزق:
كسی كه عهده دار روزی است و قائم به قوت همه می باشد تا آنها را بر پا دارد، روزی اش همه مخلوقات را در بر گرفته و اختصاصی به مومن و نیكوكار ندارد بلكه كافر و بدكار را نیز شامل می شود.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
22-12-2018, 16:22
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۳۳ - الرقیب:
نگاهدارنده ای كه چیزی از او غایب نیست، آیه قرآن هم بدین معناست كه می فرماید:
( ما یلفظ من قول الا لدیه رقیب عتید ) ( ۳۵۳ ) .
یعنی: انسان هیچ كلامی نمی گوید مگر آنكه در كنار او مراقبی حاضر است.
۳۴ - الرووف:
یعنی كسی كه رافت و مهرش را بندگان می رساند.
گفته شده رافت رساتر است از رحمت و گفته شده كه رافت اخص است از رحمت و رحمت اعم از آن می باشد.







https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
23-12-2018, 10:59
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۳۵ - الرائی:
به معنای عالم است و رویت به عمل گویند كه آیه قرآن می فرماید:
( الم تركیف فعل ربك بعاد ) ( ۳۵۴ ) .
یعنی: آیا ندیدی كه پروردگار تو با قوم عاد چه كرد؟ .
یعنی آیا نمی دانی؟
گاهی اوقات رائی به معنای بیننده و رویت به معنای دیدن هم آمده است.
۳۶ - السلام:
یعنی دارای سلام است.
سلام كه جزء اوصاف خداوند متعال است یعنی او كسی است كه از هر عیبی سالم و از هر آفت و نقصی مبرا می باشد.
گفته شده به معنای مسلمان است، چون انسان از او در سلامت است (و از جانبش آزاری نمی رسد).
سلام و سلامت مانند رضاع و رضاعت است (كه هر دو مصدر به یك معنا می باشند).
در آیه قرآن كه می فرماید:
( لهم دار السلام ) ( ۳۵۵ ) .
یعنی: دار السلام برای بهشتیان است .
جائز است منظور از سلام، خداوند متعال بوده و خانه به او نسبت داده شده و جایز است كه بهشت، سلام نامیده شده باشد، چون كسی كه به آنجا می رود، از تمام آفات دنیا در سلامت می باشد، پس آنجا دار السلام است.






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
25-12-2018, 14:31
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۳۷ - المومن:
ایمان در لغت به معنای تصدیق است، پس مومن یعنی تصدیق كننده، یعنی كسی كه هم وعده الهی و هم گمانهای بندگان مومنش را تصدیق می كند و آرزوهایشان را نا امید نمی گرداند.
و نیز مومن؛ یعنی كسی كه به مردم از ظلم و جور، امان می دهد. حضرت صادق ( عليه‌السلام ) فرمود:
۸۲۸ - ( سمی الباری ء عزوجل مومنا لانه یومن عذابه من اطاعه، وسمی العبد مومنا لانه یومن علی الله عزوجل فیجیر الله مانه ) .
یعنی: خالق عزیز و جلیل را مومن نامیدند؛ چون او كسی را كه اطاعتش نماید از عذابش در امان نگه می دارد و بنده را مومن نامیدند؛ چون او از خداوند متعال در امان است و خدا هم به او امان می دهد .
۳۸ - المهیمن:
یعنی شاهد و گواه. آیه قرآن هم بدین معناست كه می فرماید:
( مصدقا لما بین یدیه من الكتاب و مهیمنا علیه ) ( ۳۵۶ ) .
یعنی: (قرآن) تصدیق كننده كتابهایی است كه پیش از آن بوده اند و شاهد بر آنهاست .
پس خدا مهیمناست؛ یعنی شاهد است بر خلق كه چه می كنند و چه می گویند، حتی به اندازه مثقال ذره ای از او پنهان نمی باشد، نه در زمین و نه در آسمان. گفته شده مهیمنیعنی امینو گفته شده مهیمن یعنی رقیب بر چیزی و حافظ آن.
و نیز گفته شده كه مهیمننامی از نامهای خداوند عزیز و جلیل در كتابهای آسمانی گذشته است.
قل هو الله احد قیل له: یا عبد الله، ابشر فقد قبل و ترك ) .
یعنی: كسی كه در نماز وتر، معوذتین ( ۲۸۹ ) و قل هو الله احد را بخواند، به او گفته می شود: ای بنده خدا! تو را بشارت باد كه (نماز) وترت قبول گردید .






https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
27-12-2018, 16:04
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)





۳۹ - العزیز:
نه آن موجود استواری گویند كه مغلوب نمی شود. در این نام هم چیزی معادل و مانند خدا نیست.
در مثل گفته شده: من عزیز؛ یعنی هر كه غالب شد، ربود .
آیه قرآن كه از دشمن حكایت می كند؛
( و عزنی فی الخطاب ) ( ۳۵۷ ) .
یعنی: در دعوا بر من غلبه یافت .
یعنی در جواب دادن به سخن، بر من چیره گشت.
و گاهی اوقات به ملكهم گفته می شود؛ همچنانكه برادران یوسف بد و گفتند:
( یا ایها العزیز ) ( ۳۵۸ ) .
یعنی: ای عزیز مصر! .
یعنی: ملكا!
۴۰ - الجبار:
یعنی اوست كه فقر و شكستگی خلق را جبران كرده، وسایل زندگی و روزی را بر عهده گرفته است.
گفته شده جبار به معنای عالی و برتر از خلق و در هم كوبنده ستمگران است.
و نیز گفته شده جبار به معنای چیره ای است كه دست كسی به او نمی رسد؛ چنانچه به نخلی كه بدان دسترسی نیست جبار می گویند.
جبر بدین معناست كه انسان را بر كاری مجبور كنند كه حضرت صادق عليه‌السلام فرمود:
۸۲۹ - ( لا جبر ولا تفویض و لكن امر بین الامرین ) .
یعنی: به جبر است و نه تفویض، بلكه چیزی میان آن دو است.
منظور حضرت این است كه خداوند سبحان، بندگانش را بر گناهان مجبور نساخته، امر دین را به آنان واگذار هم ننموده است تا مردم درباره اش بر اساس نظرات و قیاسهای خود سخن بگویند، بلكه خداوند عزیز و جلیل، حدود را معین و توصیفش كرده و دین را تشریع و واجب و سنت را بر آن اضافه و تكمیلش نموده است، پس با تعیین و توصیف حدود، دیگر جایی برای تفویض و واگذاری باقی نمی ماند.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
29-12-2018, 15:55
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۴۱ - المتكبر:
یعنی خدا از او صاف مخلوقات برتر است.
و نیز در معنایش گفته شده: خداوند متكبر است بر مخلوقاتی كه در برابر عظمت حق، سر پیچی می كنند و زیر بارش نمی روند.
متكبر از كبریا مشتق شده و كبریا اسم است برای تكبر و تعظم.
۴۲ - السید:
به معنای ملكمی باشد، به بزرگ و عظیم قوم السید می گویند. كه بر آنان آقایی دارد. به قیس بن عاصمگفتند: چه شد كه آقای قومت شدی؟ گفت: به بخشش و آزار نرساندن و خدا را یاری كردن.
پیامبر اكرم صلى‌الله‌عليه‌وآله‌وسلم فرمود:
۸۳۰ - ( علی سید العرب ) .
یعنی: علی آقای عرب است .
عایشه پرسید: یا رسول الله! مگر تو سید عرب نیستی؟ فرمود:
( انا سید ولد ادم و علی سید العرب ) .
یعنی: من آقای فرزندان آدمم و علی آقای عرب است.
پرسید یا رسول الله! سید به چه معناست؟ فرمود:
( هو من افترضت طاعته كما افترضت طاعتی ) .
یعنی: او كسی است كه طاعتش واجب است همچنانكه طاعت من واجب می باشد .
پس بنابر این حدیث سید، یعنی آن ملكی كه طاعتش واجب است.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
30-12-2018, 16:01
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)



۴۳ - السبوح:
یعنی او از هر چه كه سزاوار توصیف بدان نیست، منزه است.
سبوح بر وزن فعول است و در كلام عرب و غیر از سبوح و قدوس، كلمه ای بدین وزن نیامده و هر دو به یك معنا هستند.
۴۴ - الشهید:
یعنی او كسی است كه چیزی از او غایب نیست، به او شاهد و شهید و عالم و علیم گفته می شود؛ یعنی گویا او حاضر و شاهدی است كه چیزی از او پنهان نمی باشد.
شهید به معنای علیم هم آمده است كه خداوند متعال می فرماید:
( شهد الله انه لا اله الا هو و الملائكه ) ( ۳۵۹ ) .
یعنی: خدا و ملائكه شهادت می دهند كه معبودی جز او نیست.
یعنی خدا عالم است و می داند.





https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
31-12-2018, 15:28
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۴۵ - الصادق:
یعنی كسی كه وعده اش راست است و ثواب كسی كه بوعده اش عمل كند را كم نمی نماید.
۴۶ - الصانع:
سازنده همه چیز اوست كه هر مصنوعی را ساخته یعنی خالق هر مخلوق و ایجاد كننده هر موجود تازه است، این معنا می رساند كه چیزی به خدا شباهت ندارد، زیرا ما تا كنون ندیدیم فعلی به فاعل شباهت داشته باشد، هر موجودی غیر از او فعل و صنعت اوست و تمام آنها دلیل بر یگانگی و تنهایی اویند، و نیز شاهد است بر اینكه او به خلاف خلقش می باشد و شریكی ندارد.
عیون فی جفون فی فنون بدت و اجاد صنعتها الملیك
بابصار التغنج طامحات كان حداقها ذهب سبیك
علی قصب الزمرد مخبرات بان الله لیس له شریك .
یعنی: چشمها در پلكها در فنون كه ظاهر شد و آن ملك نیك آنه را ساخته (خیره گشته است).
با چشمهایی كه در حال نظر كردن، در كرشمه و نازند، گویا حدقه ایشان طلایی به قالب ریخته است .
بر سرنی سبز خبر می دهند كه برای خدا شریكی نیست .




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
03-01-2019, 21:49
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۴۷ - الطاهر:
یعنی كسی كه از امثال و اضداد و همسر و اولاد و حدوث و نابودی و سكون و انتقال و طول و عرض و نازكی و سفتی و گرما و سرما و خلاصه از اوصاف مخصوص مخلوقات پاك است و از صفات ممكنات برتر، پس او برتر و بزرگوار و منزه است از اینكه دانشی بر او احاطه پیدا كند یا در خیالی بگنجد.
۴۸ - العدل:
او كسی است كه هوی و هوس او را متمایل نمی كند كه در حكمش ستم نماید.
عدالت وقتی به انسان نسبت داده شود؛ یعنی كسی كه سخن و كردار و قضاوتش مورد در رضایت باشد.
۴۹ - العفو:
یعنی محو كننده گناهانی كه موجب هلاكت انسان می شود و تبدیل كننده آن به حسناتی چند برابر.
عفو بر وزن فعول از عفو است كه به معنای گذشتن از گناه و ترك مجازات فرد بدكار است.
و گفته شده كه عفو از عفت الریح الاثر (باد اثر را برد) است؛ یعنی آن را مندرس و محو نمود.




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)

نازنین رقیه* خادمه گل نرگس*
04-01-2019, 19:30
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)




۵۰ - الغفور:

یعنی او كسی است كه مغفرتش بسیار است. و منظور از آن آمرزش گناهان در آخرت و گذشت از عقوبت می باشد كه از غفر به معنای پوشیدن گرفته شده است، مغفر (كلاه خود) را نیز به همین مناسبت نامگذاری كرده اند، چون سر را می پوشاند.
(باید توجه داشت) كه مبالغه در عفو بیشتر است از مبالغه در غفور؛ چون پوشاندن چیزی ممكن است همراه با بقای اصلش باشد، اما محو یعنی از بین بردن آن و نابودی تمام آثارش.


۵۱ - الغنی:

یعنی كسی كه ذاتا از خلقش بی نیاز است و حاجتی بر او عارض نمی گردد؛ چون او كامل است و بر ابزار و آلات قادر. و غیر از او همه محتاجند كه لا اقل در اصل وجود به او نیاز دارند، پس او غنی مطلق است (و هیچ نیازی ندارد).




https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif (https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/83540058336995961903.gif)