PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : *^^*شيوه‌هاي ياري قائم آل محمد *^^*



شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:03
http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gifhttp://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif

بسم الله الرحمن الرحیم...

http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif (http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif)http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif (http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif)

شيوه‌هاي ياري قائم آل محمد(ص)

http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif (http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif)http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif (http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif)
http://www.andisheqom.com/images/site/books/booksjavanan/shiveqaemalmohammad.jpg
http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif (http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif)http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif (http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif)


شناسنامه کتاب
نويسنده : ميرزا محمد باقر فقيه ايماني
انتشارات: عطر عترت سال نشر:1381 ه ش تعداد صفحات کتاب: 192 ص

http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gifhttp://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:04
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif (http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif)مقدمـــــهhttp://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif (http://www.angeleyes2.com/platinum6/backs/bev1/partbar2.gif)
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
الحمدلله رب العالمين، والصلوة والسلام علي رسوله الأمين، الذي ارسله بالهدي و دين الحق و لوكره المشركون، و علي آله الطاهرين و أهل بيته المعصومين المهديين
خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد:
«إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=1#_ftn1)
«اگر خدا را ياري كنيد، او نيز شما را ياري نموده، و در سلوك راه حق قدم‌هاي تان را ثابت و استوار نگه مي‌دارد.»
ممكن است اين سؤال در ذهن كسي خطور كند كه خداوند تبارك و تعالي بي‌نياز مطلق است و احتياج در مورد ذات مقدس او معقول نيست، پس چگونه چنين درخواستي از بندگان خود نموده‌است؟
گفتني است كه آيات ديگري نيز هست كه خداوند از بندگانش درخواست مي‌كند، ‌در سورة بقره آية 245 مي‌فرمايد:
« مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً»
«كيست كه به خدا قرض‌الحسنه‌اي
دهد تا آن ر براي او چندين برابر كند؟»
و پاسخ اين است كه: خداوند از جهت شدت محبت و علاقه‌اي كه به اولياء‌خود دارد، ياري آن‌ها را ياري خود، ظلم به آن‌ها را ظلم به خود،‌ و احسان به آن‌ها را احسان به خود فرض نموده است، و آن‌ها را معيار و ملاك قرار داده تا بندگانش را امتحان كند، پس هركس ادعاي محبت پروردگار را دارد، بايد اولياء او را دوست بدارد،‌ چنانكه در ضمن بسياري از زيارات معصومين ـ عليهم السلام ـ آمده است:


«من أحبكم فقد أحب الله، و من أبغضكم فقد أبغض الله.»
«كسي كه شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته،‌ و هركه با شما دشمني كند خدا را دشمن داشته است.»


لذا اگر كسي بخواهد خدا را ياري كند تا مشمول عنايات پروردگار و امدادهاي غيبي او گردد،‌ بايد اولياء او را ياري كند.
بديهي است كه سر سلسلة اولياء‌ الهي و محبوب‌ترين افراد در درگاه ربوبي،‌ خاتم انبياء‌ حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و اهل‌بيت معصوم آن حضرت هستند، ايشان سرچشمة همة بركات و واسطة همة ‌فيوضات الهي مي‌باشند،‌ آن‌چه از طرف پروردگار به بندگانش احسان مي‌شود به آن‌هاست.
و در اين زمان ولايت كليه الهيه و خلافت و وصايت نبويه به وجود مبارك حجة ابن الحسن اختصاص دارد، اوست كه واسطة بين خلق وخالق است، ‌اوست كه:


«بيمنه رزق الوري، و بوجده ثبتت الأرض و السماء.»
«به بركت وجود نازنينش، به همة موجودات روزي داده مي‌شود،‌ و به يمن وجودش زمين و آسمان استوار مانده است.‌»


وظيفة ما در مقابل اين همه الطاف و عنايات كه از ناحية‌ او به ما رسيده شكرگذاري است، و كمترين مرتبة شكر اين است كه نعمت‌هاي ولي‌نعمت خود را در راه مخالفت با او به كار نبريم،‌ بلكه به هر نحو ممكن موجبات خوشنودي او را فراهم آوريم، و او را به هرشكل ممكن ياري كنيم، كه اين ياري پروردگار است، و همان است كه خداوند تبارك و تعالي در عوض آن وعدة ‌نصرت به بندگانش داده است.
روشن است كه اداي اين وظيفه از عهدة اين حقير بر وجهي كه سزاوار باشد بر نمي‌آيد، ‌اما به مقتضاي كلام الهي


«لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلاَّ وُسْعَها»
و نيز مضمون شريف


«مالا يُدركْ كُلَّهُ لا يُتْرِكْ كُلَّهُ‌»
لازم دانستم در حد توان خود كوششي نمايم.
و از آن‌جائي كه زنده كردن امر امام زمان ـ عليه السلام ـ و دعوت و هدايت بندگان به‌سوي ولايت ايشان، نصرت و ياري آن حضرت است، و اين منظور باتحرير و نشر فرمايشات اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ به دست مي‌آيد، در خاطر قاصر اين عبد ضعيف محمدباقر شريف
http://www.askquran.ir/images/smilies/smilies/Rose.gif«فقيه ايماني»http://www.askquran.ir/images/smilies/smilies/Rose.gif
چنين آمد كه در ضمن چند ورقه راه‌هايي كه به واسطة آن‌ها نصرت آن امام مظلوم تحقق پيدا مي‌كند را يادآوري كنم، و آن را « لواء الانتصار»
ناميده و با ياري خداوند متعال شروع مي‌نمايم.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=1#_ftnref1) . سورة محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ آيه 7.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:04
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://www.free2upload.com/images/52871825235596051135.jpghttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif



http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفضيلت ياري اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ در روايات http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
دربارة ياري اهل‌بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ و اهميت و فضيلت آن،
روايات فراواني به ما رسيده است كه به چند نمونه اشاره مي‌كنيم:
1. كتاب محاسن روايت كرده كه پيامبراكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ به اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمود:


«انما مثلك مثل «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» فانه من قرأها مرّة فكانّما قرأ ثلث القرآن و من قرأ مرّتين فكانّما قرأها ثلثي القرآن،‌ و من قرأها ثلاث مرّات فكانّما قرأ القرآن، فكذلك من أحبّك بقلبه كان له مثل ثواب ثلث أعمال العباد، و من أحبّك بقلبه و نصرك بلسانه كان له مثل ثلثي ثواب أعمال العباد، ‌و من أحبّك بقلبه ونصرك بلسانه و يده كان له مثل ثواب أعمال العباد.»

[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftn1)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«همانا مَثَل تو مثَل سورة « قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ ‌» مي‌باشد، هركس يك مرتبه آن را بخواند، مانند آن است كه يك سوم قرآن را خوانده است،‌ و هركس دو مرتبه بخواند، مانند آن است كه دوسوم قرآن را خوانده‌است، و هركس سه مرتبه آن را بخواند، مانند آن است كه تمام قرآن را خوانده باشد.
همچنين هركس محبت تو را در دل داشته باشد، براي او مانند پاداش يك سوم اعمال همة بندگان است، و هركس در دل تو را دوست داشته و به زبانش تو را ياري كند از براي او مانند پاداش دو سوم اعمال بندگان است،‌ و هركس محبت تو را در دل داشته و به زبان و دست تو را ياري كند، از براي او مانند پاداش همة اعمال بندگان است.»
2. تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ روايت نموده كه در حديث قدسي خداوند عزوجل فرمود:
«كذلك أحبّ الخلق اليّ القوّامون بحقّي، و أفضلهم لديّ و أكرمهم عليّ محمّد ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ سيّد الوري، و أكرمهم و أفضلهم بعده عليّ أخو المصطفي المرتضي، ثمّ من بعده من القوّامين بالقسط من أئمّة الحق، و أفضل الناس بعدهم من أعانهم علي حقّهم، و أحبّ الخلق اليّ بعدهم من أحبّهم و أبغض أعداءهم، و إن لم يمكنه معونتهم.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftn2)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«محبوب‌ترين افراد نزد من كساني هستند كه حق مرا بر پا دارند، و افضل و گرامي‌ترين آن‌ها نزد من محمد است كه سرور خلايق است و بعد از او افضل وگرامي‌ترين آن‌ها نزد من علي مرتضي ـ عليه السلام ـ برادر او است، و بعد از او ديگر امامان برحق هستند كه برپا دارنده قسط مي‌باشند و بعد از ايشان كساني هستند آن‌ها را در مورد حق‌شان ياري كنند، و محبوبترين خلق نزد من بعد از اين گروه، كساني هستند كه آن‌ها را دوست دارند و با دشمنان ‌آن‌ها دشمن‌اند، هر چند توان ياري آن‌ها را ندارند.»
3. در «امالي شيخ مفيد» است كه حضرت امام حسن محتبي ـ عليه السلام ـ فرمود:‌
«من أحبنا بقلبه و نصرنا بيده و لسانه، فهو معنا في الغرفة التي نحن فيها،‌و من أحبنا بقلبه و نصرنا بلسانه، فهو دون ذلك بدرجة، و من أحبّنا بقلبه و كف بيده و لسانه، فهو في‌الجنّة.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftn3)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«هركس محبت ما را در دل داشته و با دست و زبانش ما را ياري كند.‌ در غرفه‌هاي بهشتي با ما خواهدبود، و هركس ما را دردل دوست داشته و با زبانش ياري كند،‌ در بهشت يك درجه پائين‌تر از مقام ما جاي دارد،‌ و هركس ما را در دل دوست داشته و با دست و زبانش به ما ظلم نكند، ‌جايگاه او در بهشت خواهد بود.»

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:04
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
4. كتاب «محاسن» از رسول اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ
روايت نموده كه آن حضرت فرمود:‌

«في الجنّة ثلاث درجات، و في النار ثلاث دركات: فأعلي درجات الجنان لمن أحبنا بقلبه و نصرنا بلسانه ويده،‌ و في الدرجة الثانية‌ من احبّنا و نصرنا بلسانه، و في الدرجة‌ الثالثة من أحبنا بقلبه، و في أسفل الدرك من النار من أبغضنا بقلبه و أعان علينا بلسانه و يده، و في الدرك الثانية من أبغضنا بقلبه و أعان علينا بلسانه، و في الدرك الثالثة من أبغضنا بقلبه.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftn4)

http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«در بهشت سه درجه ودر حهنم سه مرتبه است پس اعلي درجات بهشت مخصوص كساني است كه ما رادر دل دوست داشته و با دست و زبان‌شان ياري كند، ‌و در درجة دوم كساني هستند كه ما را در دل دوست داشته و با زبانشان ياري كنند، و در درجة سوم كساني هستند كه فقط محبت ما را در دل داشته دارند.
در پائين‌ترين مرتبة آتش كساني هستند كه دشمني ما را در دل داشته و با دست و زبان خود بر عليه ما فعاليت كنند، و درمرتبة‌ قبل از آن كساني هستند كه دشمني ما را در دل داشته و زبان خود را بر عليه ما به كار گيرند، و در مرتبة قبل از آن كساني هستند كه دشمني و عداوت ما را در دل داشته باشند.»

5. نيز دركتاب «الئالي» است كه آن حضرت فرمود:

«إنّي شافع يوم القيامة لأربعة و لو جاؤوا بذنوب اهل الدنيا: رحل نصر ذريتي، و رجل بذل ماله لذريتي عند المضيق، و رجل أحب لذريّتي باللسان و بالقلب، ‌و رجل سعي في حوائج ذريتي إذا اطردوا أو شردوا.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftn5)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
« همانا درروز قيامت براي چهار طائفه شفاعت خواهم كرد،‌ گرچه با گناهان اهل دنيا وارد محشر شوند:
كسي كه ذريّة مرا ياري نمايد.
شخصي كه مالش را به ذرية من در حال تنگدستي آن‌ها بذل و بخشش كند.
شخصي كه با ذرية ‌من با زبان و قلب خود دوستي نمايد.
و كسي كه در برطرف كردن نياز ذرية من در حالت آوارگي و غربت آن‌ها سعي و تلاش نمايد.»

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:04
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
6. علامة مجلسي ـ رحمة الله عليه ـ روايت نموده است كه هشام ‌بن حكم به مجلس امام صادق ـ عليه السلام ـ داخل شد،‌ و در مجلس بزرگان اصحاب حاضر بودند، ‌او جواني كم سن و سال بود كه ريش او تازه روئيده بود، آن حضرت، هشام را احترام و تجليل نمود و او را كنار خود و بالاتر از بقيه نشانيد، در حالي كه ديگران از او مسن‌‌تر بودند، هنگامي كه حضرت ديدند اين كار بر اصحابشان سنگين آمده، فرمودند:
«هذا ناصرنا بقلبه و لسانه و يده.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftn6)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«او با قلب وزبان و دستش ياري كنندة ما است. »


7. در كتاب «نهج‌البلاغه» است كه حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمود:
«نحن شجرة النبوة، و محبط الرسالة، و مختلف الملائكة، و معادن العلم و ينابيع الحكمة، ناصرنا و محبّنا ينتظرالرحمة،‌و عدوّنا و مبغضنا ينتظر السطوة.»

[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftn7)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«ما از شجرة طيبة نبوت وخاندان رسالت، ومحلّ رفت و آمد فرشتگان و معدن‌‌هاي علم و چشمه‌هاي حكمت هستيم، كسي كه ما را دوست داشته و ياري كند، هميشه مشمول رحمت الهي است، و كسي كه دشمني ما را در دل دارد هميشه در معرض عذاب شديد الهي است.»


8. كتاب«مشاهد» روايت كرده كه حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ
در كربلا به اصحاب خود فرمودند:
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«هركس ما را به جان خود ياري نمايد، درجات عالي بهشت جايگاه او خواهد بود، و جد بزگوارم خبر داده‌اند كه: فرزندم حسين ـ عليه السلام ـ در سرزمين كربلا در حالي‌كه بي‌يار و ياور و تنها و تشنه باشد شهيد مي‌شود، پس هركس او را ياري كند، همانا مرا و فرزند او قائم ـ عليه السلام ـ را ياري كرده‌ است.»

[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftn8)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifدر اين باب روايات فراوان ديگري به ما رسيده است كه به خاطر اختصار از ذكر آن‌ها خودداري مي‌شود، و در ضمن فصول كتاب به بعضي از آن‌ها اشاره خواهد شد.


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftnref1) . محاسن: ج 2، ص 251، حديث 473، بحارالانوار، ج 27، ص 94، حديث 54.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftnref2) . تفسير الامام العسكري ـ عليه السلام ـ ، ص 43، بحارالانوار، ج27، ص96، ضمن حديث 59.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftnref3) . امالي مفيد، ص 33، حديث 8، بحارالانوار، ج 27، ص 101، حديث 64.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftnref4) . محاسن، ج 1، ص 25، حديث 472، بحارالانوار، ج27، ص 93، حديث 53.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftnref5) . لئاليالاخبار، ج4،ص 318.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftnref6) . بحارالانوار،‌ چ 10، ص 295، حديث 4.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftnref7) . نهج البلاغة فيض، ضمن خطبة 108.
[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=2#_ftnref8) . فوائدالمشاهده، ص 256.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:05
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://www.free2upload.com/images/52871825235596051135.jpghttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifیاری امام زمانhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif1- پيشه كردن تقوا http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ در امر دين به چند طريق حاصل مي‌شود، كه در اين‌جا به دوازده كيفيت از مهمترين آن‌ها مختصراَ اشاره مي‌كنيم:
كيفيت اولhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif؛ تقوا است، و بر اين مطلب شواهدبسياري است كه برخي از آن‌ها را ذكر مي‌كنيم:
اول: اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ كه در ضمن نامه‌اي به عثمان بن حنيف[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftn1)نوشته‌اند:
«ألا و إن لكل مأموم إماماً يقتدي به، و يستضيئ بنور علمه،‌ ألا و إنّ إمامكم قد اكتفي من دنياه بطمريه، و من طُعمه بقُرصيه، ألا و إنكم لا تقدروعلي ذلك،‌ ولكن أعينوني بورع و اجتهاد و عفّه و سداد.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftn2)
«آگاه باشيد! همانا از براي هركس امام و پيشوائي است كه در اعمال و رفتار خود از او پيروي مي‌كند، و به روشنائي نور علم او هدايت مي‌يابد.
آگاه باشيد! امام شما از دنياي خود و از زينت‌هاي آن به دو جامة ‌كهنه و از خوردني‌هايش آن به دو قرص نان قناعت كرده‌است.
آگاه باشيد! شما توانائي بر اين‌گونه رفتار نداريد، ولكن مرا به دوري از محرمات و كوشش در انجام واجبات و به پاكدامني و پيمودن راه صحيح ياري كنيد.»

دوّم: در كتاب «كافي» روايت شده كه حضرت امام محمدباقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
«أعينونا بالورع، فإنّه من لقي الله عزوجلّ بالورع كان له عند الله عزّوجلّ فرجاً، إنّ الله عزوجل يقول: «مَن يُطِعَ الله وَ رَسُولَهُ، فَأُولئِكَ مَعَ الّذينَ اَنْعَمَ اَللهُ عَلَيْهِمْ مِنَ النَبِيِّن وَالصِّديقِينَ وَ الشُّهَدَاءَ وَ الصّالِحِينَ وَ حُسْنَ اُولَئِكَ رَفيقَا»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftn3) فمنا النبيّ ومنّا الصّديق والشهداء والصالحون.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftn4)
« ما را با دوري از محرمات ياري كنيد، همانا هركس خداوند عزّوجل را با داشتن ورع ملاقات كند خداوند در كار او گشايش مي‌دهد، به درستي كه خداوند تبارك و تعالي مي‌فرمايد:


كساني‌كه خدا و رسول او را اطاعت كنند، با كساني‌كه در جوار قرب الهي از رحمت‌هاي او برخوردارند يعني انبياء و صديقين و شهداء و صلحاء همنشين خواهند بود.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:05
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
3. در همان كتاب از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرمود:
«ان شيعة علي خمص البطون، ذبل الشفاة، و اهل رأفة و علم و حلم، يعرفون بالرهبانية فأعينوا علي ما أنتم عليه بالورع والجتهاد.«[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftn5) http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
«همانا شيعيان امرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ شكم‌هايشان خالي و لب‌هاي آن‌ها خشكيده است[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftn6) و آنان اهل رأفت و علم و بردباري هستند، و به روي گرداندن از اهل دنيا شناخته مي‌شوند، پس براي ثبات و استواري در امر ولايت، مرا با دوري از محرمات و كوشش در انجام واجبات ياري كنيد.»

چهارم: امام زمان ـ عليه السلام ـ در ضمن توقيع شريف خود فرموده است:‌
«إنّا غير مهملين لمراعغتكم ولاناسين لذكركم،‌ ولولا ذالك لنزل بكم اللأواء واستطلمكم الأعداء،‌ فاتقوا الله جلّ جلاله و ظاهرونا علي انتياشكم من فتنة قد أنافت عليكم.»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftn7)
«بدرستيكه ما در رعايت امر شما بي‌توجهي ننموده و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم. و اگر اين چنين نبود،‌ هرآينه به بلاي سخت گرفتار مي‌شديد، و دشمنان، شما را از پي در مي‌آورند، پس تقوا پيشه كنيد و ما را در نجات خود از فتنه‌اي كه شما را احاطه كرده ياري كنيد.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftnref1) . ايشان يكي از كارگزران حضرت در بصره بود.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftnref2) . نهج البلاغه فيض، ص 966، ضمن نامة 45.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftnref3) . سورة نساء،‌آيه 69.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftnref4) . كافي، ج2، ص 78، حديث 12.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftnref5) . كافي، ج2، ص 233، حديث 10.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftnref6) . و آن به علت گرسنگي وروزه دار بودن است.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=4#_ftnref7) . بحارالانوار، ج 53، ص 175.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:05
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
2- عناوين تقوا،‌ براي ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
منظور از نصرت و ياري كسي؛ همراهي با او در رساندن نفعي به او يا دفع ضرري از او است، و مؤمن در تحصيل تقوا، با چند عنوان امام ـ عليه السلام ـ
را نصرت و ياري مي‌نمايد، ‌كه هركدام نسبت به
وجودمبارك امام ـ عليه السلام ـ نفعي به حساب مي‌آيد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان اول http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
از بزرگترين و مهمترين اموري كه آن حضرت از جانب خداوند تعالي به عهده دارند، هدايت بندگان و راهنمائي آن‌ها به سوي خير و صلاح است.
پس هرگاه انسان يك نفر از بندگان خدا را هدايت و ارشاد كند تا آن كه از اهل خير و درستكاري شود، ‌به همان مقدار كه در هدايت او وسيله شده‌ست، ‌امام ـ عليه السلام ـ را ياري كرده‌است،‌ و در اين امر فرقي نمي‌كند كه انسان ديگري را به درستكاري و تقوا هدايت نمايد،‌ يا خودش را اصلاح نموده و تقوا پيشه كند، ‌زيرا خود او هم يكي از آن‌هايي است كه اما ـ عليه السلام ـ بايد او را به خوبي و درستكاري هدايت فرمايند.
از طرف ديگر چون تقوا حاصل نمي‌شود، مگر به تحصيل معرفت و علم به دستورات ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ در زمينة اوصاف متقين و ويژگي‌هاي اهل تقوا است، روشن است كه تحصيل اين معرفت با زنده كردن امر ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ و احياء اخبار و احاديث آن‌ها تحقق پيدا مي‌نمايد.
و اين خود از مهمترين اقسام نصرت نسبت به امام ـ عليه السلام ـ است كه سفارش بسياري به آن شده است.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان دوم: http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
در مقام هدايت، هدايت عملي چندين برابر هدايت گفتاري مؤثر است، ‌بلكه هدايت گفتاري بدون هدايت عملي اثري ندارد،‌ پس هرگاه كسي اهل تقوا شد، آثار ظاهري تقواي او موجب بيداري و يادآوري و هدايت ديگران مي‌شود.
و بيان خواهد شد كه هدايت مردم از انواع ياري امام ـ عليه السلام ـ در امر دين است، و به اين مطلب در «كافي» در باب «ورع»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftn1) و باب «علم»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftn2) تصريح شده است.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان سوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
هرگاه بندة مؤمن به وصف تقوا آراسته گرديد وآثار كمال از او ظاهر شد،‌ امام ـ عليه السلام ـ به وجود او افتخار مي‌كند و در حقيقت زينت براي امام شده است، ‌و اين همان توصيه امام صادق ـ عليه السلام ـ به دوستان و شيعيانش مي‌باشد كه فرمود:
«معاشر الشيعه: كونوا لنا زيناً ولا تكونوا علينا شيناً»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftn3)
«براي ما زينت باشيد، و براي ما ماية ننگ و عار نشويد.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:05
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان چهارم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
لازمة پيمودن مراتب تقوا، تبعيُت از گفتار و رفتار آن حضرت است و با اين تبعيت و پيروي،‌ تسليم شدن در برابر فرامين آن حضرت و تعظيم شأن او حاصل مي‌شود، واين امر چون باعث معرفي بيشتر مقام امام ـ عليه السلام ـ مي‌شود،
نصرت و ياري او محسوب مي‌شود.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان پنجم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
بنده به واسطة دارا شدن صفت تقوا در زمرة اولياء و شيعيان امام ـ عليه السلام ـ قرار مي‌گيرد،‌ و موجب زياد شدن عدد آن‌ها مي‌شود، واين نصرتي آشكار است كه باعث مباهات و فخر امام ـ عليه السلام ـ مي‌گردد. و مؤيد آن؛ حديث نبوي ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ است كه فرمود:
«تناكحوا تناسلوا تكثروا، فإنّي اُباهي بكم الاُمم يوم القيامة ولو بالقسط.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftn4)
كه آن حضرت زياد شدن عدد امت را ـ ولو بچة سقط شده ـ موجب افتخار خود در ميان امت‌هاي ديگرمي‌داند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان ششم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
به مقتضاي اخبار زياد،‌ وجود اهل تقوا در هر مكاني باعث بر طرف شدن بلا و نزول رحمت است، گرچه اهل آن‌جا مستحق عذاب و بلا باشند.
و اين عنوان نصرت امام ـ عليه السلام ـ در مقام ظهور آثار وجودي آن حضرت است، زيرا همة فيوضات الهي به يُمن وجودامام ـ عليه السلام ـ نازل و مقدر مي‌شود، و آن فيوضات از طرف آن حضرت در هر مكاني به‌خاطر وجود شيعيانش كه اهل تقوا مي‌باشند، افاضه مي‌شود، كه اگر تقواي اين گروه نباشد، اعمال زشت و ناپسند ديگران مانع از ظهور آن آثار مي‌شود، پس افراد پرهيزگار به واسطة تقواي خود، امام ـ عليه السلام ـ را در اقاضه اين فيوضات ياري مي‌كنند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان هفتم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
تقوا ياري امام ـ عليه السلام ـ در مقام دفع ضرر از منسوبين آن حضرت است، به خاطر آن كه گفتيم كه اگر اهل تقوا در ميان نباشند، بلا و گرفتاري بر ديگران ـ ولو نادانان از دوستان ايشان ـ وارد مي‌شود.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان هشتم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
هرگاه بندة مؤمن بر اثر تقوا به درجة كمال رسيد، خداوند متعال بعضي از كرامات را گاه‌گاه از اوظاهر مي‌فرمايد، و هرگاه مردم آن كرامات ار از شيعيان آن حضرت ديدند، موجب كمال و استحكام عقيده و معرفت آن‌ها نسبت به امام ـ عليه السلام ـ مي‌شود، كه اينان دست پروردة‌ اويند، پس خود او چگونه است؟
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان نهم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
هرگاه بندة مؤمن تقوا پيشه كرد،‌ اعتماد ديگران را به او جلب مي‌شود و هنگامي كه خبر مي‌دهد، مورد اطاعت واقع مي‌شود، پس تقواي او نسبت به زنده نمودن احاديث و اخبار ائمة معصومين ـ عليهم السلام ـ نصرت و ياري آنان محسوب مي‌شود.
و همچنين موجب نشر فضائل آن‌ها و تقويت قلوب مردم در معرفت و محبت ائمه ـ عليهم السلام ـ مي‌گردد، چنانچه در حق بعضي از بزرگان و موثقين از اصحاب اين مضمون وارد شده است كه:
«لولا هؤلاء لاندرست آثارنا.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftn5)«اگر اين اصحب نبودند هر آينه آثار ما كهنه و مندرس مي‌شد.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:05
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان دهم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
تقواي مؤمن نسبت به شيعيان و دوستان امام ـ عليه السلام ـ در امور آخرتي آن‌ها نيز نصرت و ياري است. ‌زيرا به‌عنوان مثال به واسطة اعتماد و وثوق به اهل تقوا، به فيض جماعت آن‌ها در نماز نائل مي‌شوند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان يازدهم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
تقواي مؤمن نصرت است نسبت به امام ـ عليه السلام ـ در امر دنياي شيعيان و دوستان ايشان، زيرا به واسطة اعتماد به قول آن‌ها در امر نكاح و طلاق و شهادات و امثال آن، امور دنيوي آن‌ها نيز منظم مي‌گردد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان دوازدهم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
تقواي مؤمن باعث ظهور مراتب كمالات امام ـ عليه السلام ـ در قلب متقي مي‌گردد. زيرا هرگاه قلب به وسيلة وصف تقوا از رذائل ـ كه اصل و عمدة آن‌ها حبّ دنيا است ـ پاك شد، دل نواراني مي‌شود، همچون چشمي كه باز شده، دل مؤمن متقي بينا مي‌شود، و به جلال و جمال امام ـ عليه السلام ـ عارف و بصير مي‌گردد، و مرتبة نورانيت ايشان در نزد او ظاهر مي‌شود، و قلب او نسبت به مقام رفيع ايشان خاضع و خاشع مي‌گردد.
و نه تنها تقواي حقيقي سبب ظهور مراتب كماليه آن‌ها در قلب خود او مي‌شود، بلكه وسيلة ظهور اين مراتب از براي ديگران نيز مي‌شود، به‌خاطر آن‌كه در بعضي از اخبار وارد شده است:
«هرگاه قلب به تقوا متصف شد و از فريفتگي و دلباختگي به دنيا نجات پيدا كرد،‌ خداوند بر زبان او كلمات حكمت آميز را جاري مي‌فرمايد، كه (از شدت حسن كلمات) مورد تعجب شنوندگان، قرار مي‌گيرد»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftn6)
پس بندة مؤمن بعد از اين كه به وسيلة نور تقوا در قلب خود نسبت به شئونات و مقامات رفيعه امام ـ عليه السلام ـ بصيرت و بينائي پيدا نمود، و زبان او از چشمة‌ حكمت‌آميز قلبش سيراب شد و به كلمات حكيمانة ناطق وگويا گرديد، با بيان او حجت و دليل فضيلت و كمال امام ـ عليه السلام ـ بر دوستان آشكار شده و به آن هدايت مي‌شوند،‌ و بر دشمنان اتمام حجت شده و موجب سرافكندگي آن‌ها مي‌گردد.
پس به اين عنوان نسبت به ظهور مقام امام ـ عليه السلام ـ در نظر دوستان و دشمنان نصرت حاصل مي‌شود، و چون شيعيان و دوستان ايشان به سبب آن در صراط مستقيم ثابت مي‌مانند، و از فتنة پيروي‌شيطان‌رجيم محافظت مي‌شوند،‌ نوعي ياري امام ـ عليه السلام ـ تحقق پيدا مي‌كند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان سيزدهم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
تقواي مؤمن نسبت به امور مالي، باعث نصرت امام ـ عليه السلام ـ است، زيرا اهل تقوا آن‌چه از حقوق واجب مالي به آن‌ها تعلق گيرد، در هر موردي كه به رضاي آن حضرت قطع پيدا كنند، انفاق مي‌نمايند.
و از جملة موارد رضايت امام ـ عليه السلام ـ است،‌ جائي است كه زنده كردن امر ايشان شود، كه اين خود نصرت و ياري امام ـ عليه السلام ـ است،‌ همچنين نيم ديگر از خمس را به سادات از شيعيان، و نيز حق زكات را به عوام ايشان انفاق مي‌كند،‌ همچنين به واسطة اعتماد به او، بسا اين حقوق را نزد او آورند، تا او به اهلش و موردش برساند.
بنابراين؛ ياري امام ـ عليه السلام ـ كرده هم نسبت به شيعياني كه آن حقوق را اداء مي‌كنند و به فيوضات دنيوي و اخروي آن فائز مي‌شوند، و هم نسبت به شيعياني كه نيازمندند، و به اين وسيله اصلاح امر آن‌ها مي‌شود.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان چهاردهمhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
بر اثر تقوا هيبت الهي در چهرة مؤمن ظاهر مي‌شود، و باعث مي‌شود كه دل منافقين و اشرار از او خائف و ترسان شود، و چه بسا به اين وسيله منكرات دفع شده،‌ حدود الهي اقامه گردد،‌ و از شرّ اشرار و فساق جلوگيري شود، و همة اين‌ها نصرت و ياري امام ـ عليه السلام ـ در امر دين است، چنانچه در كيفيت چهارم ان شاءالله تعالي بيان خواهد شد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifعنوان پانزدهم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
از جملة شئونات و مقامات امام ـ عليه السلام ـ دعا و شفاعت آن حضرت نسبت به شيعيان و دوستانشان مي‌باشد، كه به اين وسيله خداوند اعمال آن‌ها را قبول و كاستي‌هاي آن را بر طرف مي‌نمايد، و گناهان آن‌ها را عفو مي‌فرمايد، كه اگر شفاعت و دعاي ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ در حق ايشان نباشد، هر آينه در دينا وآخرت در سختي‌ها و نقمات الهي هلاك خواهند شد، و از پاداش اعمال و حسنات محروم شوند، و اين امر در اخبار بسياري بيان شده‌است.[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftn7)
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftnref1) . كافي، ج2، ص 76.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftnref2) . كافي، ج 1، ص 30.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftnref3) . امالي شيخ صدوق، 484 ح 17، و به نقل از بحارالانوار، ج 71، ص310، حديث 3.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftnref4) . جامع‌الاخبار، ص 272، حديث 5.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftnref5) . وسائل الشيعه، ج 27، ص 142، حديث 14 با اندكي اختلاف، و في البحار، عن الصادق ـ عليه السلام ـ : «لولا زرارة لاندرست أحاديث ابي» بحار (47، 390).
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftnref6) . بحارالانوار، ج70، ص 313، حديث 16، و ج 78، ص 270، ح 110 با اندكي تفاوت.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=1&query=#_ftnref7) . رجوع شود به بحارالانوار، ج 27، ص 198، حديث 62، و ص 308، باب 8، وص 311، باب 9.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:06
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
تأثير دعاي امام ـ عليه السلام ـ در اعمال دوستان همانند كيميا است كه وقتي به قطعة‌ مسي برسد ارزش و قيمت پيدا مي‌كند و باعث قبولي آن‌ها در درگاه احديت مي‌گردد.
اما تأثير دعاء امام ـ عليه السلام ـ نسبت به گناهان همانند تأثير ترياقي است كه به شخص مسموم مي‌دهند، تا به واسطة آن، اثر زهر از بين رود و از هلاكت سالم ماند،‌ دعاي امام ـ عليه السلام ـ باعث مي‌شود گناهان شخص بخشيده شود و از هلاكتي كه در اثر گناهان و نافرماني‌ها پيدا مي‌شود سالم بماند.
زيرا بعضي از گناهان گرچه به ظاهر كوچك‌اند، ‌ولكن نزد خداوند بزرگ‌اند، و چه بسا موجب از بين رفتن ايمان و ايجاد شرك و ضلالت شوند، ولكن مؤمن به وسيلة دعا و طلب مغفرت امام ـ عليه السلام ـ از شرّ چنين گناهاني سالم مي‌ماند.
و با اين بيان معناي بعضي از اخباري كه فرموده‌اند: «فائدة صله نمودن مؤمنين به امام ـ عليه السلام ـ با مال خود، تطهير و تزكيه آن‌ها مي‌باشد»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftn1) روشن مي‌شود.
و تأثير اين تزكيه نسبت به اعمال صالحه آن است كه اگر كمبودي در آن‌ها هست برطرف شود،‌ و چنانچه كامل باشد، به قدر و قيمت آن‌ها افزوده گردد.
و اما تأثير تزكيه نسبت به قلوب، آن است كه كدورت‌ها و تاريكي‌هائي كه در اثر گناه پيدا شده برطرف گردد، در نتيجه اخلاق آن‌ها نيكو و ايمان آن‌ها سالم بماند.
و نيز در اثر تزكيه و پاك شدن، ‌جسم آن‌ها از بسياري از بليات و آفات سالم مي‌ماند، و مال آن‌ها گوارا و با بركت مي‌شود، و از بسياري از خطارت مصون و محفوظ مي‌ماند، چنانچه در اين آية شريفه:
« خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرهُمْ وَ تُزَكِّيهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَيْهِمْ
إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ »[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftn2)
اشاره به اين نوع تزكيه شده است،‌ كه حاصل مضمون آن اين است كه: گرفتن بعضي از اموال بندگان و دعاي در حق آن‌ها سبب تزكيه و تطهير آن‌ها مي‌شود، و قلوب آن‌ها از آنچه سبب اضطراب و تشويش است ـ كه شكوك شيطاني وشبهات نفساني باشد ـ نجات پيدا كرده و از اطمينان و آرامش برخوردار مي‌گردد.
آن‌چه ياد آوري آن لازم است كه بندة مؤمن نبايد به عمل صالح خود مغرور شود، و براي او عُجب حاصل شود، بلكه بايد دائماً تلاش و كوشش كند، و آن‌چه لازمة‌ مودت و موالات حقيقي نسبت به امام زمان ـ عليه السلام ـ است، به عمل آورد تا آن كه مورد دعاي حضرت واقع شده، و به وسيلة آن؛ قلب و جسم او و نيز اموالش از جميع ناپاكي‌ها و آلودگي‌هاي ظاهري و باطني تطهير شود.
و چه بسا شخصي به واسطة زيادي گناهان يا كوچك شمردن واجبات الهي، اين قابليت از او سلب مي‌شود كه دعاي امام ـ عليه السلام ـ در باره‌اش اثر كند، چنانچه در اين آية كريمه فرموده است:
«اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftn3)
«براي آنان طلب آمرزش كني يا نكني يكسان است، ‌اگر هفتاد مرتبه براي آنان طلب آمرزش كني خداوند هرگز آنان را مورد آمرزش و مغفرت خود قرار نمي‌دهد.»
و همچنين اين قابليت را از دست مي‌دهد كه موعظه‌هاي رسا و پندهاي پيامبر و امام ـ عليه السلام ـ در قلب او اثر كند، ‌چنانچه در اين آية مباركه مي‌فرمايد:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif«ءَاَنْذَرْتَهُمْ اَمْ لَم تُنْذِرْهُمْ لايُؤْمِنُونَ»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftn4) http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
«آن‌ها را بيم دهي و بترساني يا نترساني، آن‌ها ايمان نمي‌آورند.»
و وقتي كار كسي به اين‌جا كشيد امام ـ عليه السلام ـ نه دعا براي او مي‌فرمايد و نه شفاعت براي او مي‌نمايد، بنابراين،‌ هر مؤمن متقي به تقواي خود، ‌امام ـ عليه السلام ـ را در وقوع شفاعت و دعا، نصرت و ياري كرده است.
عنوان شانزدهم
از برترين اقسام ياري امام ـ عليه السلام ـ دعا در تعجيل فرج آن حضرت مي‌باشد، و از شرايط استجابت دعا تقوا است، و در فرمايش نبوي هم روايت شده است كه:
«دعا با وصف تقوا كفايت مي‌كند به آن مقداري كه نمك براي طعام كافي است.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftn5)
پس دعاء و طلب فرج آن حضرت بر وجهي كه به آن واقعاً ياري امام ـ عليه السلام ـ حاصل شود، ‌هنگامي است كه بنده حقيقتاً داراي وصف تقوا باشد.
بنابراين؛ بنده به واسطة سعي وكوشش در تحصيل تقوا، در وقوع اين نصرت نيز تلاش نموده است.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftnref1) . كافي، ج 1، ص 38، حديث 7.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftnref2) . سورة توبه، آية 103.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftnref3) . سورة توبه آية 80.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftnref4) . سوزة بقره، آية 6.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=5&q=2&query=#_ftnref5) . البته در اين مورد، دركيفيت هفتم مفصلاً بحث خواهيم كرد.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:06
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با راهنمايي جاهلين http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
راهنمايي وهدايت افراد نادان و گمراه اعم است از آن كه در اصول و معارف باشد يا در فروع و احكام،‌ و آن بر چند قسم است:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifقسم اول http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
آن كه به گفتار باشد، مثل اين كه نادان را آموزش دهد تا رفع جهالت از او شود، يا رغبت وتمايل در او ايجاد كند كه با رفتن در محافل علمي جهالت و ناداني خود را برطرف كند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifقسم دوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
آن كه اعمال و رفتارش به گونه‌اي باشد كه افراد نادان هم به آن‌گونه اعمال تمايل پيدا كنند.
و اين قسم بهترين نوع هدايت و راهنمائي است،‌ چنانچه در امر تقوا بيان شد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifقسم سومhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
آن‌كه به پرداختن مال باشد، مثل آن‌كه با صرف مقداري از مال خود، آن‌ها را به طرف سلوك مذهبي متمايل كند، يا آن كه در امر معاش آن‌ها كمك كند تا آن‌ها به آموختن احكام و دين اقدام نمايند، يا آن كه مجلسي را جهت مذاكره علم منعقد نمايد، و وسايل پذيرائي براي آن‌ها فراهم كرده، تا آن‌ها به آمدن تشويق شوند.
و تأييد بر اين مطلب آن است كه خداوند متعال سهمي از زكات را در مورد تأليف قلوب كفار مقرر نموده، تا آن‌ها به سوي اسلام رغبت پيدا كنند.[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftn1)
و همچنين در روايات نقل شده‌است كه: وقتي پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ خواستند خويشان خود را به دين مبين اسلام دعوت كنند، به اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمودند كه طعامي مهيا كند،‌ و ايشان بعد از پذيرائي از آن‌ها، دعوت خود را اظهار نمود، و در حديث است كه تا سه روز اين عمل را تكرار كرد.[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftn2)
يكي ديگر از راه‌هاي راهنمائي و هدايت ديگران، تأليف و تصنيف احاديث به همراه مطالب علمي و دلائل و براهين است.
و اين كيفيت نصرت، يعني راهنمائي افراد نادان. با گستردگي كه در اقسام آن ذكرشد، با همة بندگان امكان دارد.
بنابراين، هر شخص به هر شكلي كه براي او ممكن است، ‌بايد در راهنمائي افراد گمراه و نادان تلاش كند، كه اين از بهترين عبادتها و باعث نزديكي به پروردگار است، و مقصود از زنده كردن نفس درآية شريفه:
«وَ مَنْ أَحْياها فَكَاَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftn3)
«هركسي نفسي را زنده كند، گويا تمام مردم رازنده نموده است.‌»
همين هدايت است، و در تأويل اين آية شريفة امام باقر ـ عليه السلام ـ فرموده است: «مراد راهنمائي اشخاص و نجات آن‌ها از ضلالت و گمراهي است»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftn4) و در احاديث، فضائل زيادي براي آن نقل شده است.[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftn5)
ولي اين تكليف بيشتر متوجه علماء است و اين آية كريمه:
«ادْعُ إِلى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftn6)
به اين مطلب اشاره دارد كه: علماء و دانشمندان بايد اشخاص گمراه و نادن را به مقتضاي حال آن‌ها، به يكي از وجوه سه گانه هدايت و راهنمائي فرمايند.
وجه اول با بيان حقايق و اسرار نهفته در خلقت، آن‌ها را به صراط مستقيم هدايت كنند.
وجه دوم با بيان آثار فوائد دنيوي و اخروي اعمال صالح و نيز مفاسد و خطرات اعمال زشت، نور هدايت در دل‌هاي آن‌ها ايجاد كند.
وجه سوم با بيان روش‌هاي منطقي و استدلالي حق را اظهار كند، به شكلي كه انكار آن ممكن نباشد، و كوشش وسوسه گران را از بين ببرد.
اين‌ها روش‌هاي مختلف راهنمائي و هدايت بود، ولكن نكتة مهم در اين امر داشتن حسن نيت و خلوص است، تا آن غرض اصلي يعني نصرت و ياري امام ـ عليه السلام ـ تحقق پيدا كند.
زيرا مي‌دانيم مسألة هدايت بندگان يكي ازشؤونات امام ـ عليه السلام ـ است، پس هركس به توفيق الهي بتواند وسيلة هدايت گروهي شود، در واقع آن حضرت را در امر ترويج دين و تبليغ آن ياري كرده‌ است، و با اين عمل، نصرت الهي محقق شده است، و طبق وعده‌اي كه فرموده: « إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ » خداوند او را ياري خواهدنمود.
همانطور كه اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در ضمن نامه‌اي كه به مالك اشتر ـ بعد از اين كه او را به تقوا و پيروي از فرامين الهي سفارش نمودند ـ فرمودند:
«خدا را با قلب و زبان و دست خود ياري‌كن، زيرا او ضامن شده هركس او را ياري كند، ياريش فرمايد، و هركه او را عزيز بدارد، عزت و آبرو به او بخشد.»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftn7)
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftnref1) . اشاره به آية زكات در سورة توبه مي‌باشد. (آيه 60)، كه اين مطلب مفصلاً در كتب فقهي بيان شده است.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftnref2) . بحارالانوار، ج18، ص 181، حديث 11.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftnref3) . سورة مائده، آيه 32.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftnref4) . كافي، ج 4، ص 210، حديث 2.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftnref5) . براي اطلاع بيشتر از احاديثي كه در اين مورد نقل شده به كتاب شريف كافي، ج 2، ص210 مراجعه شود.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftnref6) . سورة‌، نحل آية 125.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=6#_ftnref7) . نهج البلاغه فيض، ص 991، نامة 53.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:06
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با تحصيل معارف ديني http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
مؤمن باسعي و كوشش در فراگرفتن علوم و معارف ديني، در حقيقت امام زمان ـ عليه السلام ـ را ياري نموده است، زيرا اولاً خود انسان از جمله كساني است كه هدايت او از شئون امام ـ عليه السلام ـ مي‌باشد،
پس همان طور كه به هدايت ديگران، ياري امام ـ عليه السلام ـ
حاصل مي‌شود، فراهم آوردن وسائل هدايت خود و كوشش نمودن در اين راه نيز ياري آن حضرت به حساب مي‌آيد.
ثانياً: آموختن علوم ديني، مجهز شدن به ابزار هدايت و مقدمة‌ راهنمائي خلق است، و وقتي نور علم براي كسي پيدا شد از روشنائي آن ديگران هم بهره‌مند مي‌شوند، ومي‌تواند جهالت خود را در پرتو آن برطرف كنند
، به اين وسيله ياري امام ـ عليه السلام ـ تحقق پيدا مي‌كند.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:06
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با امر به معروف و نهي‌ازمنكر http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
از جمله طرق ياري وجود مبارك امام زمان ـ عليه السلام ـ امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر است، زيرا هرگاه امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر با شرايط آن انجام شود،‌ آثار زيادي از نظر ظاهري و باطني به دنبال دارد.
آثار ظاهري امربه‌معروف و نهي‌ازمنكر
به وسيلة امربه‌معروف كساني كه واجبات و كارهاي نيكو را ترك كرده‌اند، آن‌ها را به جا مي‌آورند، ‌و با نهي‌ازمنكر كساني كه اهل معصيت و گناه هستند يا كلاً آن گناه را ترك مي‌كنند، يا كمتر انجام مي‌دهند، و يا موجب كمي جرأت آنان مي‌شود.
و فايده ديگر آن اين است كه ديگران تحت تأثير قرارگرفته و بر ارتكاب گناهان و ترك واجبات جرأت پيدا نمي‌كنند.
و اين دو جهت موجب برقراري احكام و اقامة‌ واجبات مي‌شود، و وسيلة نشر آن‌ها ميان مردم مي‌گردد.
زيرا هرگاه عده‌اي كارهاي نيكو و پسنديده راانجام دهند و بر آن مواظبت داشته باشند، عده‌اي ديگرهم فوراً و نا خودآگاه الگو گرفته و پيروي مي‌كنند و براي عده‌اي ديگر هم يادآوري مي‌شود.
و در اين آثار ظاهري نوعي نصرت و ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ نهفته است. زيرا اين‌ها از اموري است كه راجع به وجود مبارك امام ـ عليه السلام ـ است، پس هركس موفق در جهتي از آن جهات گردد، البته ايشان را نصرت و ياري نموده‌است.
آثار باطني امر به معروف و نهي از منكر
اين امر موجب نزول بركات و فيوضات الهي مي‌شود، و سبب برطرف شدن بلاها و گرفتاري‌ها مي‌گردد.
كه در اين آثار باطني نيز نوعي نصرت و ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ نهفته است،‌ زيرا بركات و فيوضات الهي به يمن وجود مبارك امام ـ عليه السلام ـ به بندگان مي‌رسد، پس هركس باعث برطرف شدن موانع آن و سبب ظهور آن‌ها گرديد، آن حضرت را در ظهور آثار وجود مباركش نصرت و ياري كرده ‌است، و اين كه منسوبين و شيعيان آن حضرت از آن بركات بهره‌مند مي‌شوند،‌
نوعي نصرت امام ـ عليه السلام ـ است.
و اما در مورد برطرف شدن بلاها و گرفتاري‌ها، پس آن حضرت را در دفع ضرر دنيوي از دوستان ايشان، و نيز در دفع ضرر اخروي كه به جهت ترك گناهان و انجام واجبات صورت مي‌گيرد و در نتيجه از عذاب آخرت نجات مي‌يابند،
به نوعي ياري نموده است.




http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:06
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifياري امام زمان http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif

http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif1- مرابطه http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
مرابطه يعني آمادگي و مسلح بودن در برابر دشمنان اسلام در مرزها.
كليني ـ رحمة الله عليه ـ در كتاب «كافي» در ذيل اين آية شريفة:
«‌اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا »[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=10#_ftn1)
از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده است كه فرمود:
«اِصبِرُوا عَلي الفَرائِضَ وَ صَابِرواعَلَي الْمَصائِبَ وَ رابِطُوا عَلَي الْاَئِمَّة»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=10#_ftn2)
«بر سختي انجام واجبات صبركنيد، و يكديگر را به پايداري در برابر مشكلات و مصائب امر كنيد، و براي ائمه ـ عليهم السلام ـ مرابطه نمائيد.»
مرابطه بر دو قسم است:
قسم اول: آن كه جمعي از مسلمانان در اطراف مرزهاي كشورهاي اسلامي براي حراست و پايداري از مرز و بوم و جلوگيري از حمله و هجوم دشمنان به سرزمين آنان، آماده باشند.
و نصرت بودن اين كيفيت واضح است، زيرا جلوگيري از شرارت دشمنان دين و حفظ كيان اسلام و مؤمنين از اموري است كه به ‌وجود مبارك امام ـ عليه السلام ـ بازگشت مي‌كند، و از شئون امامت است.
پس كسي كه در اين جهت سعي و تلاش مي‌كند امام ـ عليه السلام ـ خود را ياري نموده است، به اين كه زحمتي از دوش مبارك آن حضرت برداشته، و باعث پايداري عزت و شرف ايشان گشته است، زيرا پيروزي و غلبة مشركين باعث از بين رفتن آثار ايشان، و پيروزي اهل ايمان باعث زنده كردن و نشر آثار امام ـ عليه السلام ـ مي‌گردد.
و نيز آن حضرت را نسبت به بستگان و دوستانشان ياري نموده است. زيرا آ‌ن‌ها را از شرّ دشمنان از نظر جان و مال و آبرو و ديانت حفظ كرده است.
قسم دوم: آن كه مؤمن در هرحال منتظر فرج‌امام زمانش باشد، و درتسليم واطاعت امراو و تحمل مصائب و سختي‌ها پايداري نمايد. و خود را براي شركت در آن قيام بزرگ از نظر قوي نظامي و لو فراهم كردن يك تير آماده كند.
امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموده است:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif«ليعدّن أحدكم لخروج القائم ولو سهماً.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=10#_ftn3) http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
«هريك از شما براي قيام قائم ـ عليه السلام ـ آمادگي پيدا كند، اگر چه با داشتن يك تير باشد.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:07
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
و تصميم جدي داشته باشد كه امام زمانش را در هنگام ظهور ياري كند.
شاهد بر فضيلت اين عمل روايتي است كه كليني ـ رحمة الله عليه ـ در «روضة كافي» از ابوعبدالله جعفي نقل كرده است كه گفت:
حضرت امام محمدباقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
«مرابطه (آمادگي و مسلح بودن در برابر دشمنان اسلام در مرزها) در نزد شما چند روز است؟
گفتم: چهل روز .
فرمود: لكن مرابطة ما مرابطه‌اي است هميشگي و تا آخر دهر ادامه دارد، و هركس مرابطه نمايد در راه ما ـ يعني براي ياري ما مركبي را مهيا نمايد براي او به اندازة دو برابر وزن آن ثواب و پاداش است، تا زماني كه آن را نگاه دارد،‌ و هركس براي ياري ما اسلحه‌اي را مهيا كرده و نگاه دارد،‌ تا زماني‌كه آن اسلحه نزد او باشد براي او ثوابي به اندازة وزن آن است.
آن‌گاه فرمود: از يك مرتبه و دو مرتبه و سه مرتبه و چهار مرتبه (شكست) بي‌تابي نكنيد، به درستي كه مَثَل ما و شما حكايت آن پيامبري است كه در بني اسرائيل بود، پس خداوند تبارك و تعالي به او وحي فرمود: قوم خود را به جهاد دعوت‌كن، زيرا كه تو را ياري مي‌كنم.
پس آن‌ها را از هركجا كه بودند جمع نمود، و به اتفاق هم روي به سوي دشمن نهادند، هنوز شمشير و نيزه به كار نبرده بودند كه دشمنان بر آن‌ها غلبه كردند، و ايشان پا به فرار گذاشتند.
دوباره حق تعالي به آن پيامبر وحي فرمود كه: قوم خود را به سوي جهاد دعوت كن، به درستي كه من شما را ياري مي‌كنم.
آن پيامبر قوم خود را جمع كرد و به طرف دشمن روانه ساخت،‌ اين بار هم هنوز شمشيري به كار نبرده و نيزه‌اي نزده بودند شكست خورده و گريختند. سپس براي سومين بار خدواند به آن پيامبر وحي فرمود كه قوم خود را براي جنگ با دشمن آماده‌كن كه من شما را ياري خواهم كرد،‌ آن پيامبر چون قوم خود را دعوت به جهاد نمود، گفتند: تو وعدة نصرت به ما دادي و ما مغلوب شديم.
حق تعالي به آن پيغمبر وحي فرمودكه: اگر جهاد نكنيد مستوجب آتش خواهيد بود.
عرض كرد: خدايا جهاد با كفار بهتر از آتش دوزخ است. پس قومش را به جهاد دعوت كرد، و سيصدوسيزده نفر از آن‌ها به عدد اهل بدر دعوت او را اجابت نمودند پس آن پيامبر با آن سيصدوسيزده نفر رو به سوي دشمن نهادند. هنوز شمشير و نيزه به كار نبرده بودند كه حق تعالي آن‌ها را نصرت و ياري فرمود و فتح نمودند، و بر دشمنان غالب شدند.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=10#_ftn4)
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=10#_ftnref1) . سورة آل عمران، آيه 200.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=10#_ftnref2) . كافي، ج 2، ص 81، حديث 2، تفسير قمي: ج 1، ص 136، بحارالانوار، ج 220، حديث 20، مكيال المكارم، ج 2، ص 482، حديث 1745.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=10#_ftnref3) . غيبت نعماني، ص320.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=10#_ftnref4) . روضة كافي، ص 381، حديث 576.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:07
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif2- افعال انسان در مقام ترتّب ثواب http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
بنابر آن‌چه در معناي مرابطه بيان شد و از حديث امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ و احاديث ديگر استفاده مي‌شود، ظاهر مي‌گردد كه تقوا و آن‌چه بعد از آن ذكر كرديم ـ يعني كيفيات سه گانه ـ همه از قسم دوم مرابطه محسوب مي‌شوند، به اين بيان كه: افعال صادره از انسان در مقام ترتّب اجر و ثواب بر آن‌ها،‌ بر چهار قسم است:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifقسم اولhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
كارهايي است كه عنوان عبادت ندارند و از عبادت‌هاي متعارف شرعي شمرده نمي‌شوند، اگر كسي بخواهد بر انجام آن‌ها اجر و پاداش ببرد، بايد در آن‌ها قصد عبادت كند، و آن‌ها را تحت يكي از عناوين عبادت‌ها وارد كند، مانندخوردن و آشاميدن و خوابيدن و همة كارهايي كه مباح هستند، اگر هريك از اين‌ها مقدمه كار مستحب يا واجبي قرار گرفتند و قصد عبادت در آن شد عبادت محسوب مي‌شود، مانند آنكه چيزي را از جهت خواهش مؤمني يا خشنود كردن او بخورد، يا به مقدار ضرورت چيزي را از جهت مقدمه انجام واجبات بخورد.
در بعضي از موارد كار مباح فضل و شرافت تبعي دارد، كه بدون قصد عبادت هم اجر و پاداش دارد، مانند خوردن و خوابيدن شخص عالم كه از جهت شرافت علم شرف پيدا كرده است، يا خوابيدن در ماه مبارك رمضان كه از جهت شرافت ماه رمضان فضيلت پيدا كرده و ثواب دارد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifقسم دومhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
كارهائي است كه عنوان عبادت دارد ولي اگر در آن‌ها قصد عبادت نشود از عبادت بودن خارج مي‌شوند، مانند نماز و روزه و ساير عبادت‌ها كه اگر هركدام از آن‌ها بدون قصد قربت انجام شود عبادت شمرده نمي‌شود.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifقسم سوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
كارهائي كه خود آن كارها گرچه قصد قربت در آن نشود مطلوب و محبوب خداوند است، مانند احسان، كه اگر از كافر هم صورت بگيرد پاداشي از طرف پروردگار بر آن مترتب مي‌شود، يا در دنيا به او پاداش مي‌دهد و يا در آخرت، گرچه با كم كردن عذاب او باشد.
اين قبيل كارها اگر از مؤمني صورت بگيرد و قصد قربت هم در آن داشته باشد موجب كمال اجر و ثواب آن مي‌گردد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifقسم چهارم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
كارهايي است كه در خارج و در واقع يك عمل بيشتر نيستند ولي به حسب قصد و نيت مصداق اعمال متعددي قرار گرفته‌اند، مثل احساني كه به مؤمن سيد عالم مضطر كند و هريك از آن عناوين را قصد كند، كه در اين صورت اجر و پاداش هر كدام از آن‌ها را به طوركامل در مي‌يابد، نظيرآن در بعضي از واجبات و مستحبات هم صورت مي‌گيرد كه در ضمن يك عمل بر اثر نيت، اعمال متعددي را قصد مي‌كند، مانند غسل كردن كه در ضمن يك غسل نيت غسل‌هاي متعددي كند، و اجر همة‌ آن‌ها به او داده مي‌شود.
بنابراين، آن‌چه در مورد نصرت و ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ ذكر خواد شد هرگاه از كارهاي مباح باشد اگر قصد نصرت و ياري امام ـ عليه السلام ـ در آن شود،‌ عنوان مرابطه پيدا مي‌كند، و انجام دهنده فضيلت نصرت و مرابطه با آن حضرت را در مي‌يابد.
و اگر جمله عبادات باشد مانند تقوا و ساير واجبات الهي كه بدون قصد نصرت امام ـ عليه السلام ـ هدكدام خودش عبادت است در اين صورت اگر قصد نصرت و ياري هم بنمايد اجر و ثواب عمل او چندين برابر مي‌شود.
و اما اموري كه اصل عبادت بودن آن‌ها در خارج به همان عنوان «نصرت امام» است، پس حكم آن‌ها در جهت مرابطه بودن و ترتّب فضل مرابطه بر آن‌ها، واضح است.



http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:08
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif1- ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با تقيه نمودنhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
تقيه يعني در برخورد با دشمنان آن‌گونه رفتار كند كه جان و مال وآبروي خود و سايرمؤمنين را حفظ نمايد، وآن در ضمن سه فصل بيان مي‌شود:
فصل اول: در بيان آن‌ كه چگونه تقيه، نصرت آن حضرت است.
فصل دوم: در بيان روايات وارده در فضيلت تقيه و نيز مذمت ترك آن.
فصل سوم: در اشارة اجمالي به موارد تقيه و كيفيت عمل به آن.
چگونه با تقيه امام زمان ـ عليه السلام ـ را ياري كنيم؟
چون بنابر آن‌چه در مطالب آينده معلوم خواهدشد، تقيه در موردي است كه مؤمن به خاطر انجام كاري يا ترك كاري در معرض خطري باشد و آن خطر نسبت به آن حضرت، چه به وجود مبارك خود ايشان، يا به شيعيان و دوستان ايشان باشد، به سبب تقيه برطرف مي‌شود.
پس هرگاه مؤمن در موردي تقيه نمود، وجود مبارك امام ـ عليه السلام ـ را در دفع خطر و ضرر، هم نسبت به خود آن حضرت و هم به وابستگان و دوستان ايشان ياري كرده‌است.
اما نسبت به خود ايشان، مانند آن كه در موردي باشد كه گفتار و كردار مؤمن ـ ولو در امر حق باشد ـ موجب مسخره كردن دشمنان يا بي‌ادبي‌آن‌ها به امر الهي و دين حق يا نسبت به حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و ائمة طاهرين ـ عليهم السلام ـ شود، و موجب اهانت به فرمايشات و اخبار و سست و ضعيف نمودن آن‌ها گردد.
اما نسبت به دوستان؛ مانند موردي كه ترك تقيه موجب خطر و ضرر نسبت به خود انسان يا مال يا آبروي او، و يا نسبت به سائر مؤمنين ـ در اين امور ـ باشد، كه با تقيه نصرت آن حضرت را در اين امور نموده است.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:08
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif2- فضيلت تقيه در روايات http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
در اينجا به ذكر پنج حديث اكتفا مي‌شود:
حديث اول: كليني در كتاب «كافي» از حبيب بن بشر نقل كرده است كه حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«از پدر بزرگوارم شنيدم كه مي‌فرمود: به خدا قسم؛
بر روي زمين نزد من چيزي محبوب‌تر از تقيه نيست،
اي حبيب!
هركس تقيه كند، خداوند او را بلند مرتبه مي‌فرمايد.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftn1)
حديث دوم: ابوعمرو كناسي روايت كرده كه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«اي ابا عمرو! اگر چنانچه تو را حديثي بگويم يا فتوائي بدهم سپس بعداز آن بيائي و از آن پرسش كني، آن‌گاه به خلاف آنچه گفته بودم يا فتوا داده بودم، به تو خبر دهم، به كدام يك از آن‌ها اخذ مي‌كني؟
عرض كردم: آن‌چه جديداً فرموده‌اي، مي‌گيرم و ديگري را رها مي‌كنم.
فرمود: در اين صورت راه درست را انتخاب كرده‌اي، اي اباعمر! خداوند نمي‌پسندد جز آن كه در پنهاني عبادت شود، به خدا قسم؛ اگر چنانچه بر همين روش عمل كنيد، براي من و شما بهتر است. و خداوند ـ عزوجل ـ ازبراي من وشما در دين خود، جز تقيه نمودن را نمي‌پسندد.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftn2)
حديث سوم: نيز در «كافي» از واسطي روايت كرده كه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«هيچ كسبه درجة تقيه اصحاب كهف نرسيد، و آنان اين‌گونه بودند كه در عيدهاي كافران حاضر مي‌شدند و زنّارها را مي‌بستند، پس خداوند اجر و پاداش آن‌ها را دو برابر عطا فرمود.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftn3)
حديث چهارم: و نيز عبدالاعلي روايت نموده كه حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«بدرستي كه تحمل امر ما فقط تصديق كردن و قبول نمودن آن نيست،‌ بلكه از جملة تحمل امر ما پنهان داشتن و حفظ آن از غير اهلش مي‌باشد، پس سلام ما را به شيعيان برسان، و به آن‌ها بگو: خداوند رحمت كند آن بنده‌اي را كه محبت مردم رابه سوي خود بكشاند، و مردم را به آن‌چه قبول و باور مي‌نمايد حديث كند، و آن‌چه را انكار مي‌كننند، از آن‌ها پنهان كند.
پس فرمود: به خدا قسم آن كسي كه مهياي جنگ با ما باشد، براي ما سخت‌تر و ناگوارتر ازآن كسي نيست كه چيزي را كه ما كراهت داشته‌باشيم، گويد، پس هرگاه ديديد كسي سر ما را فاش مي‌كند، به سوي او برويد و او را از اين امر باز داريد، پس اگر از شما قبول كرد كه خوب است، و الاّ او را بر كسي كه از ترس كلام او را بشنود، بسپاريد، پس به درستي كه كسي از شما كه طلب حاجت از ديگري نمايد، و با ملاطفت و نرمي حاجت او را روا كند، پس ملاطفت و نرمي در حاجت من نموده.»
همچنان كه در رفع نيازهاي خود با مردم با ملاطفت و نرمي رفتار مي‌كنيد، در پذيرش امر ما نيز با مردم با نرمي و ملاطفت رفتار كنيد.[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftn4)
حديث پنجم: امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«نفس كشيدن كسي كه اندوهناك باشد به خاطر ستمي كه به ما شده به منزلة تسبيح است، و همّ او براي امري كه متعلق به ما باشد به منزلة عبادت است، و كتمان سرّ ما، به منزلة جهاد در راه خدا است.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftn5)
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftnref1) . كافي، ج 2،‌ص 217، حديث 4.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftnref2) . كافي، ج 2، ص 218، حديث 7.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftnref3) . كافي، ج 2، ص 218، حديث 8.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftnref4) . كافي، ج 2، ص 222، حديث 5.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=14#_ftnref5) . كافي، ج 2، ص222، حديث 5

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:08
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif3 ـ مذمت ترك تقيه در روايات http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
در اين‌جا به ذكر پنج حديث درمذمت ترك تقيه اكتفا مي‌شود.
حديث اول: دركتاب «كافي» است كه حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«از به جا آوردن عملي كه ما به واسطة آن مورد سرزنش و بدگوئي مردم واقع مي‌شويم دوري كنيد، به تحقيق كه پدر به واسطة‌ عمل فرزندش مورد سرزنش قرار مي‌گيرد، و از براي امام خود ـ كه به سوي او از ديگران روي گردانيده‌ايد زينت باشيد، و ماية ننگ ايشان نباشيد.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftn1)
حديث دوم: نيز از امام كاظم ـ عليه السلام ـ روايت نموده كه امام محمدباقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
«تقيه دين من ودين پداران من مي‌باشد،
و ايمان ندارد كسي كه تقيه در كار او نيست.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftn2)
حديث سوم: در همان كتاب است از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ كه مي‌فرمود:
«تقيه سپر مؤمن است ـ از شر دشمنان و حرز مؤمن است ـ از وقوع در فتنه‌ها و بلاها و كسي كه تقيه نمي‌كند ايمان ندارد، به درستي كه كسي كه حديثي ازاحاديث ما به او مي‌رسد، و متمسك به آن مي‌شود، و وسيلة تقرّب به سوي خداوند متعال قرار مي‌دهد، پس اين تمسك براي او در دنيا عزت و در آخرت نور مي‌باشد، و همانا كسي كه حديثي از احاديث ما به او مي‌رسد، و آن را ـ نزد غيراهلش فاش كند اين امر موجب ذلت او در دنيا مي‌شود و خداوند آن نور را از او بر مي‌دارد.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftn3)
حديث چهارم: نيز از معلي بن خنيس نقل شده كه حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«اي معلي! پنهان كن امر ما را و آن را ـ نزد غير اهلش فاش مكن، به درستي كه هركه امر ما را پنهان نمايد و آن را فاش نكند، خداوند او را در دنيا عزيز گرداند و در آخرت نوري در پيشاني او قرار مي‌دهد كه راهنماي او به سوي بهشت شود.
اي معلي! به درستي كه تقيه دين من و دين پدران من مي‌باشد و كسي كه تقيه نكند ايمان ندارد.
اي معلي! به درستي كه خداوند دوست دارد كه در پنهاني عبادت شود، چنان كه دوست دارد در آشكار عبادت شود.
اي معلي! به درستي كه فاش كنندة امر ما مانند كسي است كه امر ما را انكار كرده است.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftn4)
حديث پنجم: از محمد بن ابي‌نصر روايت شده كه گفت: مسئله‌اي از امام رضا ـ عليه السلام ـ سؤال كردم، آن حضرت از جواب دادن خودداري كرد، آن‌گاه فرمود:
«اگر چنانچه هر چه مي‌خواهيد به شما عطا كنيم، صلاح شما نخواهد بود و موجب گرفتاري صاحب اين امر خواهد شد، حضرت ابوجعفر ـ عليه السلام ـ فرمود: خداوند امر ولايت خود را نزد حبرئيل ـ عليه السلام ـ پنهان گردانيد، و جيرئيل آن را نزد حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ پنهان كرد،‌و حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ آن را نزد اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ پنهان نمود، و حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ نزد آن كسي كه خدا مي‌خواست آن را پنهان كرد، پس شماها آن را فاش مي‌كنيد، كيست كه بتواند حرفي را كه شنيده است نگاه دارد؟
حضرت ابا جعفر ـ عليه السلام ـ فرمود:
در حكمت آل داود ـ عليه السلام ـ چنين آمده است كه : سزاوار است از براي مسلمان كه تسلط بر نفس داشته باشد، و توجهش به حال خودش باشد كه غفلت پيدا نكند، و به اهل زمان خود بينائي داشته باشد، ـ يعني بداند با هركس چه نوع سلوك كند.‌ و هر حرفي را به چه كسي اظهار كند پس از خداوند متعال بترسيد و حديث ما را ـ نزد هركس فاش نكنيد.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftn5)
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftnref1) . كافي، ج 2، ص219، حديث 11.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftnref2) . كافي، چ 2، ص 219، حديث 12.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftnref3) . كافي، ج 2، ص 221، حديث 23.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftnref4) . كافي، ج 2، ص 223، حديث 8.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=15#_ftnref5) . كافي، ج 2، ص 224، حديث 10.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:08
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif4- موارد لزوم تقيه و چگونگي آن http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
از احاديثي كه بيان شد و از احاديث ديگر استفاده مي‌شود كه تقيه بر دو قسم است:
1. قولي.
2. عملي.
تقية قولي خود بر دو وجه است:
وجه اول: مؤمن از بيان احديث اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ خصوصاً آن‌چه متضمن شئونات جليلة و خاصة آن‌ها است ـ در جائي كه مورد استهزا و استخفاف قرار گيرد و به آن بخندد، يا از روي ناداني انكار كرده و ردّ نمايند؛ احتراز نمايد، زيرا كه خود داري نكردن در اين موارد موجب هتك حرمت اولياء الهي مي‌شود، و يا آن ‌كه با شنيدن آن اخبار از روي حسادت يا دشمني در صدد اذيت و آزار و قتل و غارت آن‌ها بر مي‌آيند.
وجه دوم: ازگفتن سب و شتم و لعن وتبري در مقامي كه موجب سب و شتم و تبري نادانان و منافقين و اشرار، به امر الهي و اولياء او شود، خود داري كند.‌ چنان‌چه در اين آيه شريفه هم به آن اشاره فرموده است:
«وَلا تَسُبُوا الَّذيِنَ يَدْعُونَ مِنْ دونِ اللهَ فَيْسَبُوا اللهَ عَدْوًا بِغَيْرِ عِلْمٍ»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn1)
واما تقيه عملي؛ پس آن هم بر دو وجه است:
وجه اول: مؤمن از مجالست و معاشرت با گمراهان و نادانان و كساني‌كه امر حق و قول حق را زشت مي‌شمارند و استهزاء مي‌كنند، دوري نمايد.
وجه دوم: در مقامي كه ناچار به مجالست با افراد مذكور باشد، پس با آن‌ها به طريق مدارا و حسن اخلاق معاشرت و رفتار نمايد، به طوري‌كه تاليف قلوب آن‌ها شود، و اهل حق از ضرر و خطر آن‌ها سالم بمانند.
و هريك از اين اقسام چهارگانه بايد در چهارمورد ملاحظه شود:
اول : در مورد دشمنان دين و منافقين.
دوم: در مورد اهل گناه و معصيت آشكار.
سوم: در مورد مؤمنين نادان.
چهارم: در مورد عموم مؤمنين حتي كاملين.
يعني در هريك از آن‌ها نسبت به هركدام كه از جهت ايمان و يقين پائين‌تر مي‌باشد تقيه كند.
چنانچه در «كافي» است در ذكر احاديث صعبة مستصعبه از امام سجاد ـ عليه السلام ـ به اين مضمون روايت شده كه:
«سلمان از اباذر تقيه مي‌نمود.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn2)
بنابراين؛ حال سائر مؤمنين چگونه خواهد بود؟
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:09
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
مواردي كه تقيه لازم نيست
تقيه در وقتي لازم است كه با آن دفع محذورات وخطرات بشود، لكن در جائي كه تقيه فائده‌اي نداشته و مشكلي را برطرف نكند يا تخفيف ندهد، تقيه لازم نيست، همان‌طور كه امام باقر ـ عليه السلام ـ فرموده است:
«تقيه قرار داده شده براي آن كه مؤمن به سبب آن خون و جانش حفظ شود، پس هرگاه انسان در معرض كشته شدن قرار گرفته است،
(يعني يقين دارد كه او را مي‌كشند) در اين صورت تقيه لازم نيست.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn3)
و در روايت ديگري آن حضرت فرمودند:
«در مورد هر ضرورتي مي‌شود تقيه نمود ـ يعني در مورد هرخطر و ضرري كه متوجه جان يا مال و يا آبروئي مي‌شود ـ و هركس خودش به موارد ضرورت داناتر است و مي‌فهمد كه كجا و چه وقت درضرورت و ناچاري قرار مي‌گيرد.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn4)
پس هرگاه مؤمن درميان دشمنان واقع شد، و ناچار به مجالست و معاشرت با آن‌ها گرديد، بايد در ظاهر نوعي رفتار نمايد كه آن‌ها او را از خود گمان نمايند ـ البته باحفظ اعتقادات قلبي خود ـ و هيچ متوجه نشوند كه او بر خلاف طريق آن‌ها است، تا آن كه از ناحية او خطر و ضرري براي خودش يا سائر مؤمنين يا امور ديني پيش نيايد.[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn5)
تذكري مهم در مورد تقيه
در «تفسير حضرت امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ روايت شده كه آن حضرت از پدران بزرگوارش ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ نقل فرموده:
«دو عمل و عبادت است كه اهميت زيادي دارد، تا آن‌جا كه سزاوار است مؤمن بسيار دعا نمايد، و طلب توفيق آن دو عمل را از خداوند بخواهد، يكي معرفت و شناخت نسبت به اداء حقوق برادران مؤمن، و ديگري نيكو تقيه كردن.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn6)
و در همان كتاب از حضرت امام زين‌العابدين ـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرمود:
«خداوندهرگناهي را كه مؤمن مرتكب شده بيامرزد و او را از آن گناه در دنيا و آخرت پاك كند جز دو گناه: يكي ترك اداء حقوق مؤمنين و تضييع آن است، و ديگري ترك تقيه در مورد لزوم آن است.»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn7)
پس بندة مؤمن بعد از آن كه به فضيلت تقيه و تأكيدي كه در مورد آن شده پي‌برد، و فهيمد كه بزرگترين فائدة آن، اين است كه ياري و نصرت حضرت حجت ـ عليه السلام ـ به واسطة آن حاصل مي‌شود، بايد از خداوند توفيق عمل كردن به آن را طلب نمايد و چنانچه تا كنون بر خلاف آن عمل كرده توبه نمايد و به نوعي گذشته را جبران كند.
مواردي كه تقيه جايز نيست
چنان‌چه ترك تقيه در مورد آن، مذموم است و از آن نهي شده، تقيه نمودن و كتمان امر حق در موردي كه ضرورتي ندارد بلكه از روي سهل انگاري و تنبلي و يا به خاطر هواي نفس و دنيا طلبي باشد، خصوصاً تقيه كردن علما در اظهار علم‌شان، در چنين مواردي بسيار مذمت شده است.
در تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ است كه: جابر عبدالله انصاري خدمت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ شرفياب شد، حضرت به او فرمودند:
«يا جابر! قوا هذه الدنيا بأربع‍‌‍‍‍‍ة، عالم يستعمل علمه، و جاهل لايستنكف أن يتعلم، و غني جواد بمعروفه، و فقير لا يبيع آخرته بدنيا غيره...»[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn8)«اي جابر! قوام و برقراري اين دنيا به چهار طايفه بستگي دارد: عالمي كه علم خود را به كار ببندد و مطابق علمش رفتار نمايد. و ناداني كه از پرسيدن و ياد گرفتن عارش نشود، و ثروتمندي كه از مالش ببخشد بخل نورزد، و فقيري كه آخرت خود را به دنياي ديگران نفروشد.
اي جابر! كسي كه نعمت‌هاي خداوند نزد او زياد باشد حوائج و خواستة مردم پيش او زياد است، پس اگر با آنان چنان رفتار كند كه خداوند دوستدارد آن نعمت‌ها برايش باقي خواهند ماند، و اگر در آن‌چه خداوند بر او واجب كرده است كوتاهي كند. نعمت‌ها رو به زوال و فنا خواهند رفت، و حضرت اين اشعار را انشاء فرمود كه:
دنيا و روي آوردن دنيا چه زيبا است ـ البته براي كسي كه وقتي چنين موقعيتي يافت اطاعت خدا كند ـ كسي كه با مردم با زيادي نعمتي كه خدا به او بخشيده مواسات نكند، اقبال و رو آوردن دنيا از دست او مي‌رود.
اي جابر از زوال نعمت حذر كن ـ ازمال دنياي خود ببخش و عطا كن. چرا كه صاحب عرش خيلي بخشنده است ـ نيكي و احسان را چند برابر مي‌كند. سپس فرمودند: اگر عالم علمش را كتمان كند و ظاهر ننمايد، و نادان از پرسيدن آن‌چه ضروري دين اوست عارش آيد و دنبال فهيميدن احكام نباشد، و دولتمند از بخشش بخل ورزد، و فقير دين خود را به دنياي ديگري بفروشد، بلا زياد مي‌گردد و عقاب بزرگ مي‌شود.»
و نيز در همان كتاب نقل مي‌كند كه حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمود:
«سمعت رسول الله ـ عليه السلام ـ يقول: منسئل عن علم فكتم حيث يجب اظهارة تزول عنه، جاءيوم القيامة ملجماً بلجام من النار.»[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn9)
«از رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ شنيدم كه فرمود: كسي كه از علمي سؤال شود، و آن راكتمان نمايد در جائي كه اظهار كردن واجب است و تقيه لازم نيست، روز قيامت در حالي‌كه او را به لجامي از آتش بسته شده باشد مي‌آوردند.»
و به اين مضمون اخبار بسياري، در تفسير آية مباركة
«الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ...»[10] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftn10)
و غير آن آورده شده است.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref1) . سورة انعام، آية 108.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref2) . كافي، ج 1، ص 401، حديث 2.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref3) . كافي، ج 2، ص 220، حديث 16.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref4) . كافي، ج 2، ص 219، حديث 13.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref5) . روايات تقيه در جلد دوم كافي در باب تقيه، ص 217، و باب كتمان، ص 221، ودر باب عشرت، ص 635، آمده است.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref6) . تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ، ص 323.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref7) . تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ، ص 321.
[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref8) . تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ، ص402.
[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref9) . تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ، ص402.
[10] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=16#_ftnref10) . سورة بقره، آيه 159 تا 174.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:09
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://www.free2upload.com/images/52871825235596051135.jpghttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifیاری امام زمانhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif



1- دعا در تعجيل فرج
احاديث و اخبار قطعي و معتبر دلالت دارند بر اين كه احقاق حقوق الهي، و حقوق همة‌ انبياء و اوصياء و اولياء ـ عليهم السلام ـ و نيز ظهور آثار حق و معالم دين به طوري كه خداوند در قرآن وعده فرموده است[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=18#_ftn1)،
همگي بستگي كامل به ظهور موفور السرور حضرت بقية الله ـ عليه السلام ـ دارد و متوقف بر آن مي‌باشد.
و نيز از بسياري از اخبار و فقرات ادعيه و زيارات استفاده مي‌شود كه امر ظهور آن حضرت اصل وقوعش يك وعدة تخلف ناپذير الهي است، ولي زمان وقوع آن از امور بدائيه است كه قابل تعجيل و تأخير است، و نيز از بعضي از اخبار به دست مي‌آيد كه دعاي مؤمنين هنگامي كه با شرايط و آدابش انجام شود تأثير به سزايي در تعجيل فرج خواهد داشت.
و روشن است كه اگر فعل كسي در وقوع امري تأثير و دخالت داشته باشد، به نوعي در آن امر كمك كرده است، پس دراين مورد دعاء مؤمن براي تعجيل فرج در حقيقت نصرت و ياري امام عصر ـ عليه السلام ـ است.
در اين‌جا بيان دو مطلب لازم و ضروري است:
1. رواياتي كه دلالت مي‌كند ظهور آثار حق متوقف به ظهور آن حضرت است.
2. اخباري كه دلالت مي‌كند دعا تاثير كامل در اين امر دارد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif



[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=18#_ftnref1) . در سورة توبه آيه 33 فرموده است:
«هُوَ الَّذِي اَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدي وَدِينِ الْحَقَّ لِيُظْهِرَهُ عَلَي الدَّينِ كُلَّهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ»
«اوست آن كه پيامبرش را براي هدايت و دين حق فرستاد تا بر همة اديان پيروز و غالب گرداند و اگرچه مشركين كراهت داشته باشند.»
و در سورة نور آيه 55 فرموده است:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَُيمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضي لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي لا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئاً»
«كساني‌كه از شما ايمان آورده‌اند و كارهاي شايسته انجام داده‌اند، خداوند وعده داه كه آنان را در زمين خليفه قرار دهد،‌ همچنان كه افرادي را قبل از اين‌ها خليفه قرار داده بود، و متمكن خواهدكرد بر ايشان دين ايشان را كه براي آن‌ها پسنديد، و خوف و ترس آنان را به امن و امان تبديل خواهد كرد، تا مرا پرستش نمايند و چيزي را بر من شريك قرار ندهند.»
و در سورة قصص آيه 5 فرموده است:
«وَ نُريدُ اَنَّمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفوا في الْاَرْضِ وَ نَجْعَلُهُمْ اَ ئمَّةً وَ نَجْعَلُهُمُ الْوارِثونَ»
«و ما اراده كرديم بر آنان كه در زمين ضعيف شمرده شده بودند، منت گذشته و آنان را پيشوايان و وارثان قرار دهيم.‌»

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:09
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
2- ظهور آثار حق، با ظهور امام زمان ـ عليه السلام ـ
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
روايات زيادي در اين باره نقل شده، ولكن از جهت تيمن وتبرك به ذكر تعدادي از آن‌ها اكتفا مي‌كنيم.
حديث اول: شيخ صدوق روايت كرده كه حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ فرمود:
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif«لمّا اسري بي الي السماء ـ الي أن قال: ـ فقال الله عزّوجلّ: ارفع رأسك فلمّا رفعت رأسي و إذاً بأنوارعليٌّ و فاطمة و الحسن والحسين و علي بن الحسين و محمد بن علي و جعفربن محمد و موسي بن جعفر و علي بن موسي و محمد بن علي و علي بن محمد و الحسن بن علي و «م ح م د» ابن الحسن القائم كأنهم كوكب دري.
قلت: يا ربّ و من هولاء؟
قال: الائمة، و هذا القائم يحلّل حلالي و يحرم حرامي، و به انتقم من أعدائي و هو راحة لأوليائي، و هو الذي يشفي قلوب شيعتك من الظالمين و الجاهدين والكافرين. فيخرج اللات والعزّي طريين فيحرقهما، ففتنة الناس يومئذٍ بهما أشدّ من فتنة العجل و السامري.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftn1) http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«چون مرا به سوي آسمان بردند، ـ از مشاهداتي كه در آن سير آسماني داشتم اين بود كه ـ خداوند عزّوجلّ فرمود:
سر خود را بلند نما ، چون بلند نمودم انوار علي و فاطمه و يازده فرزند ايشان برايم نمايان شد، آخرين آن ها را ديدم كه در ميان ايشان همچون ستاره‌اي درخشان ايستاده بود.
عرض كردم:
پروردگارا! اين‌ها چه كساني هستند؟
فرمود:
اين‌ها امامان‌اند ،
و آن كه ايستاده حلال مرا حلال و حرام مرا حرام خواهد كرد ،
و به واسطه او از دشمنان خودانتقام خواهم گرفت، و او باعث آسايش خاطر و شادماني اولياء من مي‌باشد،
و دل‌هاي شيعيانت را از ستمكاران و منكران و كافران شفا و بهبودي مي‌بخشد، پس لات و عزي را در حالي كه بدن آن‌ها تازه باشد از قبر بيرون مي‌آورد و آن‌ها را مي‌سواند و امتحاني كه مردم در آن روز به واسطة اين دو مي‌شوند از امتحان بني‌اسرائيل به گوساله و سامري سخت‌تر خواهدبود.»


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:09
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
حديث دوم: از احمد بن اسحاق قمي روايت كرده كه گفت:
خدمت حضرت امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ رفتم و مي‌خواستم كه دربارة جانشين و حجّت بعد از ايشان سؤال كنم، ـ بعد از آن كه امام عسكري ـ عليه السلام ـ بر او منت گذاشت و فرزند خود را كه در سن سه سالگي بود و چهرة مباركش چون ماه شب چهارده مي‌درخشيد به او نشان داد، و فرمايشاتي دربارة او و غيبتش نمود مي‌گويد ـ :
عرض كردم: اي مولاي من! آيا از براي امر ايشان علامتي هست كه به واسطة آن اطمينان خاطر براي من حاصل شود؟
پس آن جان جانان به زبان عربي فصيح فرمود: من هم بقية الله در زمين،
و منم انتقام گيرنده از دشمنان حق، و اي احمد بن اسحاق! علامتي رابعد از مشاهده نمودن حقّ به چشم خود طلب نكن.[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftn2) http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif


حديث سوم: و در روايتي ديگر خداوند تبارك و تعالي انوار اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ را به حضرت آدم نشان داد، آخرين نور از آن انوار پاك كه در ميان آن‌ها مانند ستارة صبح مي‌درخشيد نور وجود مقدس حضرت بقية الله ـ عليه السلام ـ بود، آن‌گاه خداوند تبارك و تعالي فرمود:
«و بعبدي هذا السعيد افك عن عبادي الأغلال، و ‌أوضع عنهم الاصار، و أملأ الأرض حناناً و رأفةً وعدلاً كما ملئت من قبله قسوةً و شقوةً و جوراً.»

[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftn3)توسط اين بندة سعادتمند غل‌ها و زنجيرها را از پاي بندگانم باز مي‌كنم، و بارهاي سنگين بدبختي را از دوش ايشان بر مي‌دارم، و زمين را از مهر و محبت و لطف و عدالت پر مي‌كنم، همان‌گونه كه پيش از آن از سنگدلي و شقاوت و ستم پر شده باشد.
حديث چهارم: به مقتضاي اخبار متعدد در تفسير اين آية شريفه:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ...»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftn4)اين آيه مباركه دربارة وجود مبارك حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ نازل شده، و در آن سه كرامت الهي براي عهد ظهور آن حضرت بيان شده، يعني:
1. جانشيني در زمين؛
2. غلبة دين ايشان ـ كه اسلام واقعي است ـ بر همة اديان؛
3. برطرف كردن ترس و وحشت دربارة شيعيان و اهل ايمان.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:10
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
حديث پنجم: در «تفسير عياشي» از حضرت موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ در بيان اين آية شريفه:
«وَلَهُ اَسْلَمَ مَنْ ِفي الْسَّمَواتِ وَاْلَارْضَ طَوْعَاً وَ كَرْهاً»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftn5)
روايت شده كه آن حضرت فرمود:
اين آيه در حق قائم ـ عليه السلام ـ نازل شده،
چون ظهور كند به كافران و مرتدان مشرق و مغرب اسلام را عرضه مي‌كند، هركس از روي علاقه بپذيرد، او را به نماز و زكات و ديگر اعمالي كه بر مسلمانان واجب است فرمان مي‌دهد، و كسي كه اسلام را نپذيرد گردنش را مي‌زند، تا آن كه در شرق و غرب جهان جز موحدان و يكتاپرستان كسي باقي نماند.[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftn6)
حديث ششم: فقراتي از خطبة غديريه است كه حضرت رسول ـ
صلي الله عليه و اله و سلم ـ فرمود:
«معاشر الناس ألا و إنّي منذر وعلي هادٍ، معاشر الناس إني نبيّ و عليّ وصيّ، ألا إنّ خاتم الائمة منا القائم المهدي، ألا إنه قاتل كلّ قبيلة من أهل الشرك، ألا إنّه المدرك بكل ثار لأولياء الله عزّوجلّ، ألا انّه النّاصر لدين الله.»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftn7)«اي گروه مردمان! آگاه باشيد؛ همانا من بيم دهنده‌ام و علي هدايت كنده.
اي مردمان! آگاه باشيد؛ به درستي كه من پيغمبر شما هستم و علي وصي و جانشين من است.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifآگاه باشيد؛ به درستي كه آخرين امام از ما مهدي قائم خواهد بود، http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آگاه باشيد؛ به درستي كه دين او برهمة اديان چيره گردد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifآگاه باشيد؛ به درستي كه او از ستمكاران انتقام خواهد گرفت. http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آگاه باشيد؛ به درستي كه او همة‌ دژها را فتح خواهد كرد و سنگرهاي دشمن را ويران مي‌نمايد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifآگاه باشيد؛ به درستي كه او همة‌ مشركين را نابود خواهد كرد. http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آگاه باشيد؛ به درستي كه او انتقام خون همة اولياء الهي را خواهد گرفت.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifآگاه باشيد؛ به درستي كه او ياري كنندة دين خدا است.» http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftnref1) . كمال الدين، ص252.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftnref2) . كمال الدين، ص384، حديث 1.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftnref3) . بحارالانوار، ج 26، ص 312.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftnref4) . سورة نور، آية 55، ترجمة اين آيه در ابتداي كيفيت هفتم گذشت.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftnref5) . و هرچه در آسمان‌ها و زمين است، خواه ناخواه فرمانبردار خداوند متعال است. سورة آل عمران، آية 83.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftnref6) . تفسير عياشي، ج 1، ص 183، ح 82.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=19#_ftnref7) . بحارالانوار، ج 37، ص 213، حديث 86

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:10
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif3- اثر دعا در تعجيل فرج http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
در روايات وارد شده كه دعا در تعجيل فرج آن حضرت، اثر زيادي دارد، و آن‌چه از اخبار دلالت بر اين امر دارد، پنج قسم است:
قسم اول
دعا باعث تعجيل فرج و ترك آن موجب تاخير فرج مي‌شود
در بعضي از روايات تصريح شده‌‌است كه دعاي مؤمنين در مورد فرج، موجب تعجيل فرج مي‌شود، و ترك دعا براي فرج، موجب تأخير آن مي‌شود.
از آن جمله روايتي است كه در «نجم الثاقب» از شيخ جليل عياشي از فضل بن ابي قره نقل شده، كه گفت: از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ شنيدم كه مي‌فرمود:
«خداوند به حضرت ابراهيم ـ عليه السلام ـ وحي فرمود:‌به زودي پسري براي تو از ساره متولد مي‌شود. ساره گفت:‌كه من پيره زن و عجوزه‌ام.
خداوند فرمود: به زودي فرزندي آورد و فرزندان آن پسر تا چهارصد سال در دست دشمن گرفتار عذاب شوند، به سبب آن كه كلام مرا ردّ نمود.
پس چون قوم بني‌اسرائيل در دست فرعون مبتلا شدند تا چهل روز در درگاه خداوند ناله و گريه نمودند.
حق تعالي به حضرت موسي و هارون ـ عليه السلام ـ وحي فرستاد كه ايشان را از چنگال فرعون نجات دهند، و صدوهفتاد سال از آن چهار صد سال باقي‌مانده بود كه آن را بخشيد. آن‌گاه حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
اگر شما هم اين‌گونه تضرّع و زاري مي‌كرديد، حق تعالي فرج ما را مقدر مي‌فرمود، و چون چنين نكنيد، اين امر به نهايت خود خواهد رسيد.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftn1)
و در كتاب «احتجاج» در توقيع مبارك آن حضرت چنين آمده:


«و أكثروا الدعا بتعجيل الفرج فإنّ ذالك فرجكم‌»

[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftn2) http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif

«براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد، همانا اين دعاء موجب فرج شما است.»
و اين جامع‌ترين و كامل‌ترين كلام در امر دعا در تعجيل فرج مي‌باشد.
در اين‌جا يادآوري چند نكته لازم و ضروري است:
اول: تأكيد شديد در دعا براي فرج، زيرا در روايت امر به دعا شده، و تا شاهد و قرينه‌اي بر ارادة ‌استحباب از امر نباشد، حمل بر وجوب مي‌شود.
دوم: زياد دعا كردن است، به طوري كه لازم است در همة اوقات شب و روز و در هر مجلس و در هر حالي، خصوصاً بعد از نمازها و مواقع استجابت دعا بر آن مواظبت و محافظت شود.
سوم: امر دعا براي فرج ايشان بر همة بندگان واجب و لازم است، و بر فرد فرد ايشان ـ مانند امر اقيموا الصلوات ـ تكليفي است ثابت.[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftn3)
چهارم: اهتمام در طلب فرج به وجه عموم است، چنانچه مقتضاي اطلاق كلمه «الفرج» همين است، يعني: دعا در تعجيل فرج، هم فرج عام كلي ايشان را و هم فرج در هر امري از امور ايشان را ديني يا دنيوي كه مربوط به وجود مبارك ايشان يا يكي از شيعيان آن حضرت باشد شامل مي‌شود.
پنجم: فائدة دعا در تعجيل فرج اين است كه از براي دعا كننده در همة امور دنيوي و اخروي، وسيله و سبب فرج مي‌شود.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:10
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
قسم دوم
دستور ائمه ـ عليهم السلام ـ به دعا براي حوائج و مهمات ايشان
در اين جا به بيان اخباري مي‌پردازيم كه ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ به شيعيان و دوستان خود دستور مي‌دادند براي حوائج و مهمات ايشان دعا نمايند.
روايت اول: در مزار «بحار» از ابي هاشم جعفري روايت كرده:
دخلت علي أبي الحسن علي بن محمد ـ عليه السلام ـ و هو مهموم عليل، فقال لي: يا أباهشم! إبعث رجلاً من موالينا إلي الحير يدعوا الله لي.
فخرجت من عنده فاستقبلني علي بن بلال فأعلمته ما قال لي و سألته أن يكون الرجل الذي يخرج.
فقال: السمع والطاعة، ولكنني اقول: إنه أفضل من الحير، إذ اكان بمنزلة من في‌الحير، و دعائه لنفسه أفضل من دعائي له بالخير، فأعلمته ـ عليه السلام ـ ما قال.
فقال لي: قل له: كان رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ افضل من البيت والحجر، و كان يطوف بالبيت و يستلّم الحجر، و إن لله تبارك و تعالي بقاعاً يحبّ أن يدعي فيه فيستحب لمن دعاه.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftn4)
«خدمت امام هادي ـ عليه السلام ـ شرفياب بودم، در حالي كه آن حضرت اندوهگين و بيمار بودند. به من فرمود: اي ابوهاشم يكي از دوستان ما را به طرف كربلا روانه كن تا آن جا برايم دعا كند، پس از نزد ايشان خارج شدم و در ميان راه به علي بن بلال برخورد كردم، به او فرمايش امام ـ عليه السلام ـ را بازگو كردم و از او خواستم كه اطاعت امر امام كند و اين كار را انجام دهد، علي بن بلال پس از آن كه با دل و جان پذيرفت به من گفت:
آن جضرت كه خود از كربلا برتر است و مقام و رتبه‌اش مانند كسي است كه در آن‌جا مدفون است، و حتماً دعاي ايشان براي خودش از دعاي من براي او بهتر است.
من گفتارعلي بن بلال را به عرض آن حضرت رساندم، در جواب فرمود: به او بگو: رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ از كعبه و حجرالاسود برتر، بود ولي اطراف كعبه طواف مي‌نمود، و حجرالاسود را استلام مي‌كرد و مي‌بوسيد، همانا از براي خداوند بقعه‌ها و مكان‌هاي مقدسي است كه دوست دارد مردم در آن‌جا دعا كنند و او را بخوانند، و دعاء آن‌ها را مستجاب گرداند.»
روايت دوم: احمد بن فهد حلي ـ رحمة الله عليه ـ
در كتاب «عدة الداعي» مي نويسد:
«امام صادق ـ عليه السلام ـ دچار درد و بيماري شد،‌به كساني كه آن‌جا حضور داشتند فرمود: كسي را اجير كنند تا كنار قبر امام حسين ـ عليه السلام ـ براي آن حضرت دعا كند، يكي از دوستان امام ـ عليه السلام ـ بيرون رفت.‌شخصي را كنار درب خانه يافت و به او دستور امام ـ عليه السلام ـ را بازگو نمود، گفت من مي‌روم، ولي سئوالم اين است كه امام حسين ـ عليه السلام ـ امامي است مفترض الاطاعه و او نيز امامي است مفترض الطاعه، پس چگونه چنين دستوري داده است؟
آن شخص برگشت و قضيه را به عرض امام رسانيد، حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود: مطلب همان است كه او گفت، ولي آيا نمي‌داند كه براي خدا بقعه‌ها و مكان‌هاي مقدسي است كه دعا در آن مكان‌ها مستجاب مي‌شود؟
حرم امام حسين ـ عليه السلام ـ يكي از آن بقعه‌ها است.»
پس از اين‌گونه اخبار استفاده مي‌شود كه دعاء مؤمن تأثير در اصلاح حوائج و برطرف شدن همومم و غموم ائمه ـ عليهم السلام ـ دارد.
و اين منافات ندارد با آنكه ايشان خود وسيلة همة فيوضات الهي براي ديگران هستند، و از غير خود از هر جهت بي‌نياز مي‌باشند، چنان‌كه خداوند متعال با آن كه از غير خود غني و بي‌نياز مي‌باشد، ولكن بندگان را امر به عبادتش فرموده، و نيز از آن‌ها طلب ياري نموده و از آن‌ها قرض خواسته است.
حكمت اين امور، آن است كه بندگان خود را در راستي عقيده و گفتارشان، در مقام دوستي با او امتحان كند، و نيز با انجام اين اعمال لياقت و قابليت رحمت او را پيدا نمايند،‌ چنانچه در مقدمه به آن اشاره‌شد.
همچنين است نسبت به ائمة معصومين ـ عليه السلام ـ تا دوستان ايشان در مقام خدمت و احسان و ياري آن‌ها، و در دوستي و محبت خود با آن‌ها امتحان شوند، و نيز به وسيلة اين اعمال تطهير و تزكيه شوند، و از براي فيوضات و رحمت الهي كه به وسيلة ائمة معصومين ـ عليهم السلام ـ به آن‌ها عطا مي‌شود قابل گردند.
چناچه در احاديث بسياري در «كافي» و غير آن خصوصاً در باب «صله به امام ـ عليه السلام ـ و باب «خمس» حكمت آن تصريح شده است.[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftn5)
پس دعا براي ايشان هم مانند ياري كردن آن‌ها با جهاد، و جنگ كردن با دشمنان آن‌ها و مغلوب كردن آن‌ها است، و به اين وسيله حزن و اندوه ائمة معصومين ـ عليهم السلام ـ برطرف مي‌شود، گرچه شكست دادن دشمنان نيز در واقع به بركت افاضة غيبي الهي از جانب خود آن‌ها مي‌باشد.
قسمت سوم
دعاء مؤمنين براي تعجيل فرج
اخباري وارد شده است كه در آن‌ها، دعاء مؤمنين و درخواست فرج آن حضرت از خدداوند تصريح و تأكيد شده است، و نيز دعاهاي ويژه‌اي است كه در خصوص آن وارد شده و در زمان غيبت ايشان، به خواندن آن امر شده‌اند.
قسم چهارم
دعاي ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ براي تعجيل فرج آن حضرت
اخباري وارد شده كه ائمة‌ اطهار ـ عليهم السلام ـخودشان دعاء مي‌فرمودند، و تعجيل فرج ايشان را از خداوند تقاضا مي‌كردند.
و روايات فراواني در اين دو قسم وارد شده و از آن‌ها استفاده مي‌شود كه زمان ظهور آن حضرت از امور بدائي غير حتمي است، يعني قابل تقديم و تأخير است، ‌و دعا تأثير به سزائي در تعجيل آن دارد.
و اين كه با كثرت دعاي ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ مي‌بينيم باز غيبت به طول انجاميده، عمده علت آن، سوء اعمال بندگان است كه در توقيع مبارك به آن اشاره شده است:
«ولو أنّ أشياعنا ­ـ وفقهم الله لطاعته ـ علي اجتماع من القلوب في الوفاء بالعهد عليهم لما تأخّر عنهم اليمن بلقائنا، ولتعجّلب لهم السعادة بمشاهدتنا علي حق المعرفة و صدقها منهم بنا، فما يحبسنا عنهم إلا ما يتّصل
بنا مما نكْرههه ولا نؤثره منهم.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftn6) http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«اگر شيعيان ما ـ كه خداوند براي اطاعت خويش توفيقشان دهد ـ دلهايشان در وفا به عهد و پيماني كه باما دارند، گردهم مي‌آمد، از فيض ديدار ما محروم نمي‌شدند، وسعادت ديدار ما زودتر نصيبشان مي‌شد، ديداري از روي معرفت و راستين، ما را از آنان، جز ابار ناخوش آيند و ناروائي كه از آن‌ها به ما مي‌رسد، چيزي باز نمي‌دارد.»
پس سعي و كوشش در توبه و تضرع به درگاه الهي، و تقاضاي فرج باعث برطرف شدن مانع از طرف آن‌ها مي‌شود، و آن‌ها قابل مي‌شوند كه مورد آن دعاهاي معصومين ـ عليهم السلام ـ واقع شوند، و به زودي اثرش براي آن‌ها ظاهر شود.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftnref1) . تفسير عياشي، ج 2، ص 154، حديث 49.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftnref2) . بحارالانوار، ج 52، ص 92، حديث 7.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftnref3) . حضرت امام حسن مجتبي ـ عليه السلام ـ در عالم مكاشفه يا خواب به مرحوم مؤلف فرمودند:
در منبرها به مردم بگوئيد و به آن‌ها دستور دهيد توبه نموده و براي تعجيل ظهور حضرت حجت «ارواحنا فداه» دعا نمايند.
دعا براي آمدن آن حضرت مانند نماز ميت نيست كه واجب كفائي باشد، و با انجام دادن عده‌‌اي، از ديگران ساقط شود، بلكه مانند نمازهاي پنجگانه است،‌ و بر هر فرد بالغ عاقل واجب است براي ظهور امام زمان « ارواحنا فداه» دعا كند. «به نقل از كتاب مكيال المكارم».
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftnref4) . بحارالانوار ج 101، ص 113، حديث 34.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftnref5) . كافي، ج 1، ص 537 و 538.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20#_ftnref6) . الاحتجاج، ج 2، ص 499، بحارالانوار، ج 53،‌ص 177، حديث 8.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:10
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
و اگر در دعا و توبه سستي و سهل‌انگاري و معصيت سرگرم شوند مانع مي‌شود از آن كه اثر آن دعاها به سرعت ظاهر گردد. هر چند بعضي از آثار آن دعاها از ايشان ظاهر شود.
و اگر دعاهاي آن‌ها نبود، چه بسا بدي اعمال شيعيان باعث مي‌شد كه غيبت بسيار طولاني شود، ولي به واسطة آن دعاها تخفيف پيدا كرده است.
علت ديگر آن كه: به واسطة آن دعاها سختي‌هاي زمان غيبت كاسته مي‌شود، كه اگر آن دعاها نبود، در اثر بدي اعمال شيعيان، سختي‌ها و گرفتاري‌هاي دوران غيبت بسيار زيادتر بود، چنانچه در امت‌هاي پيشين خصوصاً بني‌اسرائيل چنين بود كه زماني در غل و زنجير و به حال غلامي وكنيزي گرفتار فرعونيان بودند.
چنانكه به اين ويژگي در فقراتي از توقيع حضرت اشاره شده‌است:
«إنّا غير مهملين لكم و لا ناسين، ولولا ذلك لنزل بكم اللاواء و اصطلمكم الأعدلاء.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20&q=2&query=#_ftn1)
«به درستي كه ما در رعايت امر شما اهمال ننموده و ياد شما را از خاطر نبرده‌ايم. و اگر اين نبود، هر آينه به بلاي سخت گرفتار مي‌شديد، و دشمنان شما را مستاصل و نابود مي‌كردند.»
و در توقيع ديگر ـ بعد از خبر از حال ظهور ظالم منافقي ـ مي‌فرمايد:
«ولا يبلغ بذلك غرضه من الظلم لهم والعدوان، لأنّنا من وراء حفظهم بالدعاء الذي لايحجب عن ملك الأرض والسماء ‌فلتطمئن بذلك من أوليائنا القلوب، وليثقوا بالكفاية منه و إن راعتهم الخطوب، والعاقبة لجميل صنع الله سبحانه تكون حميده لهم، مااجتنبوا المنهي عنه من الذنوب.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20&q=2&query=#_ftn2)
«او با كارهايش به هدف خود كه ظلم و ستم به شيعيان است نمي‌رسد، چرا كه ما در پشت سر آنان با دعائي كه از پروردگار زمين و آسمان پنهان نيست براي حفظ آنان دعا مي‌كنيم، و با اين دعا دلهاي دوستان ما بايد آرامش پيدا كند و به كفايت از آن مطمئن شود، گرچه سر و صداي آن‌ها رعب آفرين باشد، و سر انجام نيكو براي ايشان است مادامي‌كه از گناهاني كه نهي شده است دوري ورزند.»
و هرگاه عموم مردم از اجتماع در توبه و دعا غفلت ورزند. ولي بعضي از مؤمنين ـ به اندازة توانائي خويش ـ درآن كوششش نمايند، بر دعاي آنان فوائد مهم ديگري هم مترتب مي‌شود كه در كيفيت يازدهم ذكر خواهدشد.
قسم پنجم
روايات وارده در شرايط تأثير و استجابت دعا
اخباري كه در باب تأثير دعا در كليه حوائج و قبولي توبه وارد شده است.كه به وسيلة آن، نعمت‌هائي كه به واسطة ‌بدي اعمال از انسان سلب شده باشد بر مي‌گردد، خصوصاً هرگاه با آداب و شرايط ظاهري و باطني آن همراه باشد[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20&q=2&query=#_ftn3)، پس چنين دعائي مشكلات را هر چند بزرگ باشد و هر چند تقدير آن مبرم و محكم شده باشد، برطرف مي‌كند، چنانچه بلاي عظيم بر قوم حضرت يونس ـ عليه السلام ـ نازل شد و به توبه و تضرع واقعي برطرف گرديد.
پس از ملاحظة اين نوع آيات و اخبار كه بسيار زياد است معلوم مي‌شود كه هرگاه مؤمنين به درگاه الهي جمع شوند و با توبه و تضرع و ناله به درگاه الهي، برطرف‌شدن مصائبي را كه به خاطر غيبت بر آن‌ها وارد شده است را درخواست نمايند و فرج و ظهور را مسئلت كنند، خداوند متعال اجابت خواهد فرمود و در فرج آن حضرت تعجيل خواهد نمود.
و مؤيد اين مطلب فرمايش امام باقر ـ عليه السلام ـ است در عالم رؤيا به يكي از مؤمنين:
او در عالم رؤيا خدمت آن حضرت رسيد و پرسيد: چرا در امت‌هاي گذشته وقتي حجت خدا غائب مي‌شد غيبت او اين مقدار كه براي اين امت پيش آمده طولاني نمي‌شد؟ حضرت فرمودند:
زيرا آن‌ها براي برطرف شدن غيبت براي توبه و تضرع و دعا اجتماع مي‌كردند، ولي در اين امت تا كنون چنين اجتماع و تجمعي صورت نگرفته است.
تكميل بحث دعا در تعجيل فرج آن حضرت
بنابر آن‌چه بيان شد، واضح گرديد كه دعاي براي فرج، نصرت و ياري آن حضرت است نسبت به خود ايشان، و نصرت و ياري آن حضرت است نسبت به شيعيان و دوستان آن حضرت، كه امورشان اصلاح وغم و اندوه ايشان برطرف گردد و نيز ياري آن حضرت است در بر طرف كردن غصه‌ها و ابتلائات ايشان كه ناشي از غيبت است. زيرا در بعضي از روايات فرموده‌اند:
« از شباهت‌هاي آن جضرت به انبياء شباهتي است كه به حضرت يوسف دارد، يعني او مانند كسي است كه گرفتار زندان و دچار غم و اندوه است.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20&q=2&query=#_ftn4) http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
و نيز در بعضي از احاديث است كه از القاب و اوصاف آن حضرت؛ طريد، شريد، وحيد، مضطرّ وخائف مي‌باشد، يعني ايشان در زمان غيبت طرد شده و آواره و تنها و غريب و پريشان خاطر و ترسان است.
و نيز اين دعا ياري و نصرت آن حضرت است در بازگشت حقّش به او كه اكنون غصب شده و در تصرف ديگران است.
و از بعضي از روايات استفاده مي‌شود كه هرگاه بنده‌اي اقدام به كار نيكي نمايد اجر و پاداش آن عمل به او عنايت شود، گرچه نتواند آن را انجام دهد و به پايان برساند، بنابراين؛ هركس به اندازة استعداد و توانائي خويش در اين وسيلة الهي ـ يعني توبه و دعا ـ تلاش كند و به حصول آن اميدوار باشد، به مقتضاي آن روايات، امام ـ عليه السلام ـ را ياري نموده، گرچه در خارج دعاي او فوراً مستجاب نشود.
نكتة ديگر اين كه: دعاء در تعجيل فرج منحصر به يك عنوان خاص يعني درخواست تعجيل فرج نيست، بلكه با عناوين گوناگون تحقق مي‌يابد كه بعضي از آن‌ها را بيان مي‌كنيم.
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20&q=2&query=#_ftnref1) . به ص 23 مراجعه شود.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20&q=2&query=#_ftnref2) . بحارالانوار، ج 53، ص 177، حديث 8.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20&q=2&query=#_ftnref3) . از جمله آن آداب و شرايط توبة حقيقي و خضوع و قطع اميد از غير خدا، و خلوص و دوستي و ولايت اهل بيت‌ ـ عليهم السلام ـ و شناختن حقوق واجب و شخصيت والاي ايشان است.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=20&q=2&query=#_ftnref4) . در اين جا مناسب ديدم شعري را كه يكي از شاعران در اين زمينه سروده است ياد آورد شوم.
اي عاشقان براي ظهورم دعا كنيد روز و شبان به سوي خدا التجا كنيد
آن يوسفي كه در چه غيبت بود منم اي قافله! طناب برايم رها كنيد
زندان غم مرا به اسارت كشيده است اي عاشقان! مرا ز اسارت رها كنيد
از من در اين زمانه نباشد غريب‌تر از بهر اين غريب زمانه دعا كنيد

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:10
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://www.free2upload.com/images/52871825235596051135.jpghttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif4- انواع دعا در ظهور http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
اول: به دعاي معصومين ـ عليهم السلام ـ كه براي تعجيل فرج نموده‌اند، آمين بگويد. در حديث است كه:
آمين گوينده با دعا كننده شريك است.[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftn1)
واضح است كه چنين شركتي اگر براي كسي ميسر شود و توفيقش را پيدا نمايد، مشمول
«فَذلِكَ فَضْلُ اَلله يُؤْتيِهِ مَنْ يَشَاء.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftn2)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
خواهد بود.
دوم: از مؤمنين خواهش كند كه دعا كنند، و به هر شكلي كه بتواند آن‌ها را تشويق و ترغيب نمايد، و هر كس به واسطة تشويق او دعا كند، مثل آن است كه خود او دعا كرده است، چون در بعضي از اخبار است كه:
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«هركس سنتي و عمل خيري را پايه گذارد به طوري‌كه در ميان مردم رواج پيدا كند.‌ تا هنگامي كه اين سنت و عمل خيرباقي است، هركس به آن عمل نمايد، مانند ثواب عمل كننده براي آن شخص نوشته مي‌شود،‌ خواه زنده باشد يا مرده، بدون آن كه از ثواب آن عمل كننده چيزي كم شود.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftn3)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
و واضح است كه اين دعا از بهترين اقسام صدقات جاريه است.
علاوة بر آن، بعد از آن كه ثابت شد كه دعا براي فرج و ظهور امام زمان ـ عليه السلام ـ نصرت و ياري آن حضرت مي‌باشد، پس كمك كردن وسعي و تلاش در وقوع آن هم، نصرت و ياري خواهدبود.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:11
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
سوم: از خداوند درخواست كند كه به همه توفيق اين دعا و اين توبه را عنايت فرمايد، كه از دعا براي آن حضرت غفلت ننمايند، و اين هم به چند جهت نصرت و ياري آن حضرت است.
1. 1. روايت شده كه:
«هركس در حق غير دعا و طلب خير نمايد چندين برابر، از فيض آن خير، به آن دعاكننده عطا مي‌شود.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftn4)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
2. در بعضي از اخبار وارد شده كه:
«از جملة دعاهاي مستجاب، دعاي مؤمن در حق برادران ايماني است كه در غياب آن‌ها صورت گيرد»
اين دعا در حق آن‌ها حتماً مستجاب است گرچه در دعا كننده، موانع اجابت دعا وجود داشته‌ باشد، زيرا فرموده‌اند:
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif «با زباني كه با آن گناه نكرده‌ايد خدا را بخوانيد»http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
و آن شخص با زبان اين دعا كننده گناه نكرده است.
بنابراين هر مؤمني كه به جهت دعاي او، موفق به دعا براي فرج شود،‌
چنان است كه خود او دعا كرده باشد،‌ چنانچه در عنوان تشويق و ترغيب بيان كرديم.
چهارم: دعا كند كه خداوند آن‌هايي را كه در دعا كردن براي آن حضرت كوشش مي‌كنند ياري كند تا به آن موفق شوند. و بيان خواهدشد كه هر نوع اعانت و ياري كه به اهل صلاح واقع شود، پس آن اعانت وياري به آن حضرت خواهد بود.


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:11
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
پنجم: دعا كند كه خداوندجميع گناهاني كه سبب تأخير فرج شده است بيامرزد، و بيان آن در عنوان يازدهم خواهد آمد.
ششم: دعا كند كه خداوند شر همة اشرار و منافقين كه باعث تأخير فرج شده‌اند يا مي‌شوند را بر طرف نمايد.
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
هفتم: دعا كند كه خداوند اسباب فرج را با عافيت ميسر نمايد.
هشتم: دعا كند كه خداوند متعال موانع فرج را با عافيت بر طرف نمايد.
نهم: دعا كند كه خداوند تمام انصار و ياوران آن حضرت را ياري نمايد.
دهم: دعا كند بر وجه كلي كه خداوند در فرج آل محمد ـ عليهم السلام ـ تعجيل نمايد، خصوصاً با ضميمه كردن صلوات، و بگويد:
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif«الَلَّهم صلِّ علي محمَّد وَ آل محمَّد و عجِّل فََرَجهُم» http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
علامه مجلسي ـ رحمة الله عليه ـ در «مقياس المصابيح» روايت كرده كه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«هركس بعد ازنماز صبح و ظهر اين صلوات رابخواند، نميرد تا قائم آل محمد ـ عليه السلام ـ را درك كند.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftn5)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
يازدهم: بر دشمنان آن حضرت لعنت كند،‌و شكست و سركوبي و خواري و ذلت و مقهور شدن آن‌ها را از خداوند متعال بخواهد، چنانچه در تفسير امام حسن ـ عليه السلام ـ روايت فرموده از حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ به اين مضمون كه:
«هركس از ياري ما اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ ناتوان باشد، پس در خلوت‌هاي خود دشمنان ما را لعنت كند، خداوند صداي او را به همة‌ فرشتگان از روي زمين تا عرش برين برساند، پس هرگاه اين شخص دشمنان ما را لعنت كرد او را ياري كنند، و كسي كه او را لعنت نمي‌كند،‌ لعنت كنند،‌ سپس ثناكنند و عرض كنند خداوندا! بر اين بنده‌ات كه به اندازة توانائي‌اش در راه تو بخشش كرد درود فرست، و اگر بيش از اين برايش مقدور بود انجام مي‌داد.
در اين هنگام ندائي از طرف پروردگار برخيزد كه: دعاي شمار را مستجاب گرداندم و آواز شما را شنيدم، و به روح او دربين ارواح درود فرستادم و او را از برگزيدگان قرار دادم.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftn6)
دوازدهم: از براي وجود اقدس و اشرف آن حضرت دعا كند، و از خداوند متعال سلامتي و عافيت حضرتش را از جميع آفات، غصه‌ها و ناراحتي‌ها، درخواست نمايد.
و اين قسم دعا؛ نصرت و ياري آن حضرت در جهات دنيوي ايشان است.
و مضمون همة ‌اين عناويني كه ذكر كرديم، در ضمن دعاهائي كه در مورد آن حضرت وارد شده مذكور است، علاوه بر آن كه گفتيم با اين عناوين نصرت وياري به‌وجود مبارك آن حضرت نيز حاصل مي‌شود.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftnref1) . مستدرك الوسائل، ج 5، ص 240، حديث 5775.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftnref2) . ترجمه: اين فضل خداست كه بر هركس بخواهد عطا مي‌كند. (سورة مائده، آيه 54. )
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftnref3) . بحارالانوار، ج 7، ص 94.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftnref4) . رجوع شود به كافي، ج 2، ص 507 و 508.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftnref5) . جنة الواقيه: 97، بحارالانوار، ج 86، ص 77.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=21#_ftnref6) . تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ، ص 47، بحارالانوار، ج 27، ص 222، حديث 11.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:11
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif5- آداب و شرايط دعا براي تعجيل فرجhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif




شخص مؤمن بعد از آن كه به اهميت دعا براي فرج آن حضرت پي‌برد،
عشق و محبت دروني اونسبت به مولايش در وجودش شور و هيجاني ايجاد مي‌كند و توفيق الهي نيز او را مدد مي‌نمايد،
‌تا براي آن حضرت دعا كند و تعجيل فرجش را از خداوند بخواهد، و در اين مسير آن‌چه مهم است اين است كه سعي و تلاش كند تا موانع استجابت دعا را برطرف كند، و آن‌چه درسرعت بخشيدن به اجابت دعا نقش دارد،
از آداب و شرايط دعا، فراهم نمايد.
ما در اين مقام بعضي از آداب مهم را در ضمن چهار فصل بيان مي‌كنيم.
فصل اول
در آداب و شرايط دعا كننده
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifشرط اول: خلوص نيت http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
به خاطر آن كه دعا از بزرگترين و برترين عبادات مي‌باشد، و از بزرگترين شرائط صحت و قبولي و كمال هر عبادت خلوص نيت در آن مي‌باشد.
چگونگي نيت در اين عبادت مخصوص و بيان مراتب خلوص در آن، در بحث انتظار فرج، روشن خواهد شد ان‌شاءالله تعالي.
اما به‌طور اختصار در اين‌جا اشاره مي‌كنيم كه:


عمده غرض و انگيزه‌اي كه محرك و مهيج بر اين دعا مي‌شود، نصرت و ياري خداوند متعال و دين او است، و نيز اداء بعضي از حقوق وليّ او ـ عليه السلام ـ و آباء طاهرينش ـ عليهم السلام ـ مي‌باشد.
و بعد از اين غرض مهم در اين دعا ساير فوائد مهمه وشريفه را قصد نمايد. كه به بعضي از آن‌ها در كيفيت يازدهم اشاره مي‌شود ان شاء الله تعالي.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifشرط دوم: توبه و آداب آن http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
اين توبه از تمام گناهان حتمي و احتمالي است،
و خصوصاً گناهاني كه سبب تأخير فرج شده ست،‌
و نيز گناهاني كه موجب آزرده شدن قلب مبارك آن حضرت گرديده‌است،
و اين توبه با مراعات شرايط و آداب آن كه از جملة آن‌ها غسل نمودن است،
‌ تأثير به سزائي در دعاء و اجابت آن دارد.

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:11
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifشرط سوم: خضوع وخشوع در دعا http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
شخص مؤمن در دعا براي فرج بايد حال اضطرار باشد،‌
همانطور كه اگر خطري جان فرزند يا آبروي او را تهديد مي‌كرد،
از حالت عادي خارج مي‌شد.
بلكه بايد حال تضرع او در دعا براي آن حضرت بيشتر از اين باشد، به مقتضاي آن‌ كه امر حضرت بايد در نظر مؤمن بزرگتر از امر خود باشد، چنانچه اين مطلب با برهان عقل روشن و واضح است.
و در چند روايت اين مضمون از حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ نقل شده كه فرمود:‌
«حقيقتاً مؤمن به كمال ايمان نمي‌رسد، تا آن كه امر من و اهل‌بيتم در نظر او از امر خود و خانواده‌اش بزرگتر باشد.»
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifشرط چهارم: شفيع قرار دادن اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ در دعا http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
مؤمن بايد در دعا شخص آبرومندي را به درگاه الهي شفيع قرار دهد،
و آبرومندتر و برتر از همة ممكنات، انوار پاك اهل‌بيت اطهار ـ عليهم السلام ـ مي‌باشند، كه ايشان از اول خلق عالم شفيعان همة ‌انبياء و اولياء و فرشتگان ـ عليهم السلام ـ بوده‌‌اند.
خصوصاً وجود مبارك حضرت ابي عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ را واسطه قرار دهد كه فرموده‌اند:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif«سفينة الحسين أسرع». http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
و براي توسل به اين انوار پاك ـ عليهم السلام ـ بايد اسماء مقدسة آن‌ها را به درگاه خداوند شفيع قرار داد، و ذات اقدس اورا به جاه و مقام آن‌ها در نزدش قسم داد، در حالي كه شخص در قلب خود معتقد باشند كه اين چهارده نور مقدس ـ عليهم السلام ـ نزد خداوند از جميع موجودات حتي انبياء الوالعزم عظام ـ عليهم السلام ـ برتر و بالاترند، و آن‌ها وسائل و وسائط همة فيوضات الهيه از براي جميع مخلوقات هستند، و هركس به فضل و شرفي رسيد و كمالي پيدا كرد،
به وسيلة قبول ولايت آن‌ها بوده‌است،
‌و قبولي هر عمل و عبادتي و وصول به مقام عالي دربهشت به محبت و معرفت آن‌ها و دشمني ظاهري و باطني با دشمنان و مخالفين آن‌ها بستگي دارد.

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:12
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
فصل دوم
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifدر بيان اوقات دعا براي تعجيل فرج http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
براي تأثير بيشتر دعا، اوقات شريفه‌اي را كه در قبول دعا و تأثير آن دخالت دارد مراعات كند، خصوصاً اوقاتي كه ائمة طاهرين ـ عليهم السلام ـ در آن اوقات براي فرج آن حضرت دعا مي‌نموده و يا شيعيان را به اين دعا در آن اوقات سفارش فرموده‌اند رعايت كند، و ما آن اوقات را به‌طور اختصار بيان مي‌كنيم.
اما در روز و شب: هنگام صبح از اول طلوع فجر تا طلوع شمس بسيار وقت با فضيلتي است،‌ و نيز اوقات نماز خصوصاً بعد از اداء فريضه، و هنگام سحر بهترين وقت براي دعا هستند.
اما در هفته: شب و روز جمعه، خصوصاً ساعاتي كه ذكر شد، ‌و بعد از آن دوشنبه و پنجشنبه،‌ از جهت ملاحظة آن كه در اين دو روز اعمال مؤمنين خدمت آن حضرت عرضه مي‌شود،‌ از فضيلت ويژه‌اي برخوردار هستند.
اما در ماه: برتر از همة ماه‌ها، ماه مبارك رمضان است كه در جميع اوقات شب و روز آن، دعا كردن از ويژگي خاصي برخوردار است، و در روايات به آن سفارش شده‌است،‌ به ويژه در شب‌هاي قدر و در شب بيست‌ويكم كه تاكيد بيشتري دارد.
و بعد از آن ماه شعبان است كه از خصوصيات آن آمرزش گناهان و نيز تقدير بعضي از امور در شب نيمة آن است، و چون ميلاد پر بركت آن حضرت در آن شب اتفاق افتاده، از آن جهت شب توسل به آن حضرت در آن شب بسيار مناسب است، و ديگر آن كه اين ماه تعلق خاص به حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ دارد،‌ و در حديث است كه فرمود:
«رحم الله من أعانني علي شهري.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22#_ftn1)
«هركس مرا ياري نمايد در بارة ماه من، خداوند او را رحمت فرمايد.»
و چنانچه بيان شد دعا براي فرج امام زمان ـ عليه السلام ـ ياري نمودن حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ است.
و بعد از آن ماه رجب است و از خصوصيات آن استجابت دعا در آن است، سيدبن طاووس ـ رحمة الله عليه ـ در ضمن حديثي از پيغمبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله و سلّم ـ نقل كرده‌است كه فرمود:
«دراين ماه شريف منادي الهي هر شب تا صبح ندا مي‌كند:
«الشهر شهري، والعبد عبدي، والرحمة رحمتي، فمن دعني في هذه الشهر اجتبه، و من سئلني اعطيته، و من استهداني هديته، و جعلت هذا الشهر حبلا بيني و بين عبادي فمن اعتصم به وصل بي»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22#_ftn2)اين ماه، ماه من است، و بنده، بندة من است، و رحمت، رحمت من است،‌ پس هركس مرا در اين ماه بخواند، او را اجابت نمايم، و هر چيزي بخواهد، به او عطا كنم، و هر كس طلب هدايت از من نمايد، راهنمائيش كنم، و اين ماه را رشته‌اي بين خود و بين بندگانم قرار دادم، پس هركس به آن تمسك جويد، به من ـ يعني به مقام قرب من ـ مي‌رسد.»
پس لازم است كه شخص مؤمن، در تمام اوقات اين ماه شريف خصوصاً در ايام البيض يعني سيزده و چهارده و پانزدهم اين ماه كه عمل ام داوود در آن وارد شده سعي و اهتمام بيشتري به دعا براي فرج امام زمان ـ عليه السلام ـ داشته باشد.
بعد ماه ذي‌الحجة الحرام است، اما در بارة دهة اول آن حضرت رسول ـ
صلي الله عليه و اله و سلم ـ فرموده است:
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
«عمل خير و عبادت در هيچ ايامي نزد حق تعالي محبوب‌تر از ده روز اول ذي‌الحجه نيست.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22#_ftn3)
روز نهم اين ماه روز عرفه است، از ايام مبارك و شب آن از ليالي مباركه است كه توبه در آن پذيرفته مي‌شود و دعا مستجاب مي‌گردد، در صحيفة سجاديه دعائي از حضرت زين‌العابدين ـ عليه السلام ـ در حق امام زمان ـ عليه السلام ـ در اين روز وارد شده است كه در قسمتي از آن مي‌فرمايد:
«اللهم فأوزع لوليك شكر ما أنعمت به عليه، و أوزعنا مثله فيه، و آته من لدنك سلطاناً نصيراً، وافتح له فتحاً يسيراً، و أعنه بركنك الأعزّ، واشدد أزره، و قوّ عضده، وداعه بعينيك، واحمة بحفظك، وانصر بملائكتك، وامدد بخدمتك، الأغلب و أقم به كتابك و حدودك و شرايعك و سنن رسولك صلواتك علي و آله، و أحي به ما أماته الظالمون من معالم دينك، واجل به صداء ‌الجود عن طريقتك، وابن به الضراء عن سيبك، و أذل به الناكثين عن صراطك، وأمحق به بغاة قصدك عوجاً، والن كانبه لأوليائك، وأبسط يده علي أعدائك، وهب لنا رأفته و رحمتة،‌ و تعطّفه و تحنّنه، واجعلنا له سامعين مطيعين و في رضاه سامعين و ألي نصرته والمدافعة عنه منكبين و إليك و إلي رسولك صلواتك عليه و آله بذلك متقرّبين.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22#_ftn4)
«خدايا؛ براي ولي خود شكر و سپاس آن‌چه بر او نعمت داده‌اي الهام نما، و مانند آن سپاس و ستايش را به سبب آن حضرت به ما الهام فرما، و او را از جانب خود توانائي كه او را ياري دهد، عطا فرما، وبا گشودني‌آسان مشكلات او را بگشاي، و او را به تواناترين تكيه‌گاه خود ياري ده، و پشتش را محكم گردان، و بازويش را توانائي بخش، و با ديدة مراقبت رعايت‌اش كن، و با حفظ كردنت حمايت كن، و به فرشتگانت ياريش نما، و با سپاه غلبه كننده‌ات كمكش فرما، و كتاب خود و احكام و شرايع و سنت رسولت را به وسيلة او پايدارفرما،‌ و آن‌‌چه از نشانه‌هاي دينت را ستمكاران ميرانده‌اند به وسيلة او زنده گردان، ‌و زنگ ستم را از طريقة خود به وسيلة او بزادي،،‌ و به وسيلة او سختي را از راهت دور ساز، و منحرفان از راهت را به سيلة او از ميان بردار، و آنان كه در راه تو اعوجاج و كجي مي‌طلبند به وسيلة او نابودشان گردان، و او را براي دوستانت نرم و بردبار گردان، ‌و دستش را بر دشمنان بگشا يعني مسلط فرما، و رحمت و مهرباني و عطوفت و شفقت او را به ما ببخش، ما را براي او سامع و مطيع قرار بده، در راه رضايت او كوشش كننده و در نصرت و ياري و دفاع از او رنج كشيده قرار بده، و به وسيلة‌ آن‌ها به سوي خودت و رسولت ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ مقرب فرما.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22#_ftnref1) . اقبال الاعمال، ص 683، بحارالانوار، ج 97، ص 79، حديث 44.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22#_ftnref2) . اقبال الاعمال، ص 682.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22#_ftnref3) . اقبال الاعمال، ص 317.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22#_ftnref4) . اقبال الاعمال، ص 353.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:12
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
در دهة دوم آن عيد غدير اتفاق افتاده است،‌ كه روز تجديد عهد با ولايت است، ‌و حضرت صادق ـ عليه السلام ـ در فضيلت آن فرموده است:
«شايد گمان كني كه خدواند روزي را خلف كرده باشد كه حرمتش از اين روز بيشتر باشد،‌ نه؛ والله؛ نه، والله؛ نه، والله»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftn1)
اما در دهة سوم: روز بيست و چهارم آن كه روز مباهله است،‌ روز استجابت دعا است.‌ و دعاء مخصوصي از امام باقر ـ عليه السلام ـ در آن روز وارد شده كه درباره‌اش فرموده است:‌
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif«مرا هر حاجت كه عارض مي‌شود اين دعا را مي‌خوانم،‌ و بعد از آن حاجت خود را مي‌طلبم و مستجاب مي‌گردد.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftn2) http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
و آن دعائي شبيه دعاي سحر ماه رمضان است كه در زادالمعاد ذكر شده است. و اين روز، روز خاتم‌بخشي حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ مي‌باشد، و فضائل و اعمال آن بسيار است.
و در بيست و پنجم اين ماه سورة مباركة «هَلْ اَتي» در وصف اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ نازل شده، و به اين سبب فضل آن عظيم، و شأن و قدرش والا است، و روز توسل به ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ است.
و بعد از آن روزهاي ديگري است كه از امتياز ويژه‌اي برخوردارند، از آن جمله: روز عيد قربان و عيدفطر است كه درروايتي امام صادق ـ عليه السلام ـ فرموده ‌است:
«همّ و حزن اهل‌بيت اطهار ـ عليهم السلام ـ هرسال در اين دو روز تازه مي‌شود، به واسطة آن كه حق خود را در دست دشمنان خود مي‌بينند.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftn3)
پس لازم است شيعيان به آن حضرات ـ عليهم السلام ـ دراين حزن تأسّي نمايند و براي برطرف شدن آن براي ظهور وفرج دعاء كنند، چنانچه دعاء ندبه كه مشتمل برتأسّف براي غيبت آن حضرت و طولاني شدن آن و تضرع به درگاه الهي است، ‌براي طلب فرج آن حضرت مي‌باشد.
از آن جمله عيد نوروز و روز عاشورا است، كه در مورد عيد نوروز حديثي از معلّي نقل شده كه حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif«هيچ نوروزي نيست مگر آنكه انتظار مي‌كشيم، زيرا كه آنروز ما و روز شيعيان ما است.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftn4) http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
پس سزاوار است كه دوستان در انتظار فرج، و سعي و اهتمام در طلب تعجيل آن از خداوند ـ جل شأنه ـ به اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ تأسّي كنند.
و در مورد روز عاشورا نيز روايت شده است كه: روز عاشورا، روز خروج حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ براي خونخواهي حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ و همة مظلومان كربلا است، و دعائي از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه در آن روز خوانده‌ شود، و جملات زيادي از آن مشتمل بر دعا براي فرج اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ و هلاكت و نابودي و خواري دشمنان ايشان است.
پس لازم است كه شيعيان در آن روز كمال اهتمام را در حال جزع و حزن و اندوه در مصيبت حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ داشته، و فرج اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ را به ظهور حضرت قائم ـ عليه السلام ـ بخواهند، و سزاوار است كه در آن روز هر كجا باشند زيارت عاشورا را با يادآوري مصائب امام حسين ـ عليه السلام ـ و اهل‌بيت آن حضرت بخوانند، و بر مظلوميت ايشان گريه كنند، ‌و با سوز دل دعا براي فرج منتقم آل محمد ـ عليه السلام ـ نمايند.
از آن جمله روز دحوالأرض است، يعني روز بيست و پنجم ذي‌قعده كه فضائل بسيار دارد، در كتاب «زادالمعاد» از حضرت رضا ـ عليه السلام ـ روايت شده‌است كه فرمود:
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
«حضرت قائم ـ عليه السلام ـ در اين روز ظاهرخواهد شد.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftn5)
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
پس سزاوار است كه دوستان در اين روز انتظار فرج آن حضرت را داشته و براي آن بيشتر دعا كنند، و در اين روز بهتر است كه عده‌اي از مؤمنين مخلص از براي دعا جمع شوند، زيرا در حديثي از حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ نقل شده است كه فرمود:
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«هرجماعتي كه روز دحوالارض براي ذكر پروردگار خود جمع شوند، حاجت ايشان پيش از آن كه متفرق شوند، برآورده شود، و در اين روز هزار هزار رحمت از جانب حق‌تعالي بر بندگان نازل مي‌گردد، و نود و نه رحمت از آن‌ها مخصوص جمعي است كه در حال اجتماع به ذكر خدا مشغول باشند، و روزش را روزه و شبش را عبادت كنند.»
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:12
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifبهترين حالات انسان براي دعا http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
در بعضي از حالات، انسان به خدا و رحمت الهيه نزديكتر است و دعايش سريعتر مستجاب مي‌گردد، سزاوار است در آن حالات براي فرج امام زمان ـ عليه السلام ـ دعا كرد، و در اين‌جا به طور اختصار به آن‌ها اشاره مي‌كنيم:
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
اول: در حال قنوت.
دوم: در حال سجده.
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
سوم: در حالي كه انسان دچار حزن و اندوه مي‌شود و هيچگونه سبب ظاهري براي آن نمي‌داند، و وقتي از امام صادق ـ عليه السلام ـ از علت آن سؤال شد حضرت فرمود:
«هرگاه قلب مبارك امام ـ عليه السلام ـ محزون مي‌شود، در قلوب شيعيان به خاطر ارتباط و اتصالي كه با قلب امام دارند تأثير مي‌گذارد.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftn6)
و نيز در مورد سرور و خوشنودي كه ناگهان و بدون سبب پيش مي‌آيد منشأ آن همان ارتباط است.
بنابراين لازم است كه دوستان آن حضرت در چنين حالي دعا كنند و بر طرف شدن حزن و اندوه را از قلب مبارك امام ـ عليه السلام ـ و فرجش را بخواهند.
چهارم: حاجت امام ـ عليه السلام ـ و دعاي براي فرج او را بر حاجت خود مقدم بدارد، كه اين از نظر عقلي و نقلي ثابت است و لازمة كمال ايمان است، همان‌طور كه رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ فرموده است:
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«لازمة كمال ايمان مؤمن و مرتبة اخلاص در مودت و دوستي او با آن حضرت اين است، كه او را، و هر امري كه راجع و متعلق به ايشان است، در نزد او مهمتر از امر خودش باشد، و بر آن مقدم بدارد.»
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
و اين تقدم، يك نوع توسل و استشفاع كامل به آن حضرت است، و آن از جملة آداب مهمة دعا مي‌باشد، و شاهد بر اين دو جهت، اين فقرة شريفه از زيارت جامعه است:
«مستشفع إلي الله عزّوجلّ بكم، و متقرّب بكم إليه، و مقدمكم أمام طلبتي و حوائجي و إرادتي في كلّ أحوالي و اموري.»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftn7)
«شما را به سوي خداوند ـ عزوجل ـ شفيع مي‌نمايم، و به واسطة شما به سوي او تقرب مي‌جويم، و شما را بر هر مطلب و بر همة حاجت‌هاي خود و بر هر اراده‌اي كه داشته باشم، در همه احوال و امور خودم ـ يعني چه دنيوي چه اخروي ـ مقدم مي‌دارم.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:12
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
پس بندة مؤمن چنانچه به زبان اقرار مي‌كند به حسب عمل نيز بايد چنين باشد، كه امر مولاي او در نظرش و ارادة قلبي‌اش از امر خودش اهمّ و اعظم باشد، و سعي او در انجام دادن كار ايشان بيشتر از سعي او در امر خودش باشد، و در هر مقامي از جمله در مقام دعا، امر آن حضرت را بر امر خود مقدم بدارد، و توسل به ايشان را وسيلة تقرب عندالله بداند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifفصل سوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
بيان مكان‌هاي شريف براي دعا در تعجيل فرج
بعضي از مكان‌ها هستند كه در آيات و روايات به آن‌ها سفارش شده، و اختيار آن مكان‌ها در استجابت دعا تأثير زيادي دارد، سزاوار است هنگام تشرّف در آن مكان‌ها و تا زماني كه در آن جاست، در دعا براي فرج اهتمام نمايد.
از جملة مواقف كريمه و مشاهد مشرفه؛ حرم الهي و روضة نبويه ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و روضه‌هاي مطهرة هريك از ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ مي‌باشد، كه در هركدام دعا و عبادتي انجام شود، چندين برابر فضل و شرافت نسبت به سائر مكان‌ها دارد، و اين مدخليت تام و كامل در اخبار زيادي تصريح شده است.
و بعد از اين‌ها حرم‌هاي فرزندان ائمه ـ عليهم السلام ـ است، كه در بعضي از روايات تصريح شده است كه: ‌«مزار آن‌ها در آثار، ‌در حكم مزار ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ است.»
و بعد از آن، قبور علماء و صلحاء ومؤمنين، خصوصاً قبر والدين است، و بعد از آن، مجلس ذكر و علم و مجلسي است كه در آن ذكر فضائل و مناقب اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ يا مراثي آن‌ها باشد،‌ كه براي هريك از آن‌ها در اخبار فضيلت و شرافتي بيان شده، و سزاوار است كه مؤمن در اينگونه مجالس فرصت را غنيمت شمارد و براي فرج مولاي خود دعا كند.
ولكن در ميان مواقف و مشاهد شريفه، پر فضيلت‌ترين آن‌ها ـ خصوصاً از جهت تأثير دعا ـ حرم مطهر حضرت امام حسين ـ عليه السلام ـ مي‌باشد، و اين نه از جهت برتري آن امام از حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ است، بلكه به واسطة خصوصيتي است كه در كيفيت دوازدهم ذكر خواهد شد ان‌شاء الله تعالي.
و اجمال آن چنين است كه: چون شهادت آن حضرت وسيلة‌ استحكام و بقاء امر توحيد و رسالت و ولايت جميع ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ و ظهور آثار آن‌ها گرديد، پس فضائل جميع آن‌ها در وسائل حسيني جمع شده، و لهذا حرم ايشان به به منزلة حرم همة ائمه، و بودن در آن، به منزلة بودن در حرم همة ‌ائمه است، و زيارت و عزاداري براي ايشان، به منزلة عزاداري و زيارت همة ائمة‌ـ عليهم السلام ـ است، خصوصاً با ملاحظه حديث تفاخر كعبه و كربلا، رفعت و جلالت مشهد مبارك ايشان ظاهر مي‌شود.
و من حديث كربلا والكعبه لكربلا بان علوّ الرتبه[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftn8)
و بعد از آن، افضل از همة‌ مكان‌ها،‌ هر مجلسي است كه در آن عزاداري براي آن حضرت شود، يا زيارت آن حضرت خوانده شود، و در حديث است كه:
«امام حسين ـ عليه السلام ـ در عرش الهي به سه مقام نظر رحمت دارد و در حق آن دعا مي‌فرمايد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifاول: به مرقد شهدائي كه با ايشان بودند. http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifدوم: به حال زوّارشان. http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifسوم: به مجلسي كه در آن براي آن حضرت عزاداري شود.»[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftn9) http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
پس لازم است كه مؤمن هرگاه در يكي از اين مكان‌هاي شريف تشرف يافت، در دعاء و طلب فرج براي امام زمان ـ عليه السلام ـ كوششش نمايد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif



[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftnref1) . بحارالانوار، ج 98، ص 303،‌ حديث 2.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftnref2) . اقبال الاعمال، ص 517.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftnref3) . مكيال المكارم، ج 2، ص 45، ط جديد.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftnref4) . بحارالانوار، ج 53، ص 308، حديث 84.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftnref5) . بحارالانوار،‌ ج 98، ص 340، حديث 3.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftnref6) . مرآت العقول، ج 9، ص 10 و 11.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftnref7) . مفاتيح الجنان.
[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftnref8) . خصائص حسينيه، ص 67.
[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=2&query=#_ftnref9) . بحارالانوار، ج 25، ص 376. حديث 24.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:12
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifفصل چهارم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
در بيان موانع استجابت دعا
موانعي است كه دعا كننده بايد از خود دور كند تا آن كه اثر دعا به سرعت ظاهر شود، و آن موانع بسيارند، و بيان آن بر وجه كلّي اين است كه از محرمات الهي دوري كند و نيز از كوچك شمردن واجبات الهي دوري كند، و از اين دو مطلب در آيات و روايات تعبير به «ورع» و «تقوا» شده است، و از اين آية شريفه: «إِنَّما يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftn1) استفاده مي‌شود كه خداوند اعمال خير و عباداتي را مورد قبول قرار مي‌دهد، كه از اهل تقوا صادر شده باشد.
پس به وسيلة كامل شدن هر مرتبه از مراتب تقوا در شخص دعا كننده، دعاي او افضل، و شرافت آن كامل‌تر مي‌شود.
و از جملة شواهد بر آن، اين آية مباركه است: «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftn2)
«همانابهترين و بالاترين شما بندگان نزد خداوند،‌ كساني هستند كه تقواي بهتر و كاملتر داشته باشد.»
مراتب تقواي ظاهري
برحسب آن‌چه از روايات استفاده مي‌شود چند چيز است:‌
اول: ترك گناهان كبيره، و انجام فرائض و واجبات است.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدوم: ترك گناهان صغيره. http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifسوم: ترك مكروهات. http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
چهارم: ترك مطلق مباحات، مخصوصاً آن‌چه عنوان لهو و لعب داشته باشد.
مراتب تقواي باطني
و اين دو چيز است.
اول: ‌تطهير قلب از كفر و شرك و نفاق به هر اندازه كه باشد، و نيز تطهير قلب از محبت دشمنان خداوند و محبت دشمنان اولياء خدا،‌ مخصوصاً دشمنان اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ كه با حب آن‌ها هرگز حب خداوند و اولياء او در قلب راهي ندارد.
چنانچه در ذيل آية اين شريفه:
«ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftn3)
از حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرمود:
«هركس در قلب او محبت دشمنان ما باشد،‌ پس دوستي او با ما حقيقت ندارد، و در زمرة دشمنان ما مي‌باشد.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftn4)
دوم: تطهير قلب از همة رذائل نفساني و صفات شيطاني است،‌ كه اعظم آن‌ها و سر منشاء تمام آن‌ها، ‌حب دنيا است، خداوند درقران كريم فرموده است:
«قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاها وَ قَدْ خابَ مَنْ دَسَّاها»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftn5)و جاي ديگر فرموده است:
«وَالَّذينَ جَاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftn6)
اشاره به اين مرتبه دارد.
پس بندة‌ مؤمن كه سعي و اهتمام در تحصيل تقواي ظاهري و تقواي باطني نمود، به هر مرتبه‌اي از آن كه كامل شود، بر اثر آن، همة ‌اعمال و مطلق دعاهاي او، و اين دعاء خاصّ ـ يعني دعا براي فرج حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ كامل مي‌شود، و بر آن آثار ارزشمندي مترتب مي‌گردد.
و در اين مقام نكته‌اي است كه يادآوري آن لازم و مهم است، و آن اين است كه:‌ هرگا بنده‌اي واقعاً در مقام تحصيل تقوا باشد، ولو به درجة كمال نرسيده باشد،‌ بلكه در همان مرتبة ‌اول كه توبه است واقع شود، و با اين حال سعي در دعا براي فرج آن حضرت نمايد، پس اين دعا براي او بزرگترين وسيله است كه تقواي حقيقي برايش حاصل شود، و مجاهده در تحصيل آن سهل و آسان شود،‌ و به وسيلة آن، خداوند متعال او را به مراتب كمال ياري مي‌فرمايد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftnref1) . سورة مائده آية 27.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftnref2) . سورة حجرات، آية 13.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftnref3) . ترجمه: خداوند در درون مرد دو قلب قرار نداده است. سورة احزاب، آية 4.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftnref4) . تفسير برهان، ج 3، ص 291.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftnref5) . بتحقيق هركس نفس خود را از گناه پاك سازد، رستگار خواهد بود،‌و هركس نفسش را به كفر و گناه پليد گرداند، البته زيانكار خواهد گشت. سورة شمس، آية 9.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=22&q=3&query=#_ftnref6) . وآنانكه در راه ما مجاهد، مي‌كنند، محققاً آن‌ها را به راه خويش هدايت مي‌كنيم. سورة عنكبوت، آية 69.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:13
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://www.free2upload.com/images/52871825235596051135.jpghttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif6- تأثير دعا در فرج نسبت به احوال بندگان http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
از آن‌چه گفتيم اين نتيجه بدست مي‌آيد كه:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifاثر دعاء ‌در فرج آن حضرت نسبت به احوال بندگان سه نوع است: http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
نوع اول:
دعاي افراد مؤمن كه اقرار به توحيد و رسال حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و ولايت ائمة طاهرين ـ عليهم السلام ـ دارند، هر چند اهل گناه باشند، تأثير در امور دنيوي آن‌ها دارد، و وسيلة اصلاح امورشان خواهد شد، بر حسب آن‌چه در اين فرمايش كريمه:‌
«فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=23#_ftn1)
بيان فرموده كه:
«هركس عمل خيري از او صادر شود، فائده آن را ولو در دنيا خواهد ديد.»
و نيز اين دعا وسيلة نجات آن‌ها در آخرت است، به مقتضاي فرمايش نبوي ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ كه:
«هركس با قلب و زبان يا با مال يا به هر شكلي ذرية مرا نصرت و ياري نمايد، او را در قيامت شفاعت مي‌كنم، هرچند با گناه اهل دنيا وارد شود.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=23#_ftn2)
و اين دعا، هم اظهار مودت قلبي و زباني است، و هم مصداق موالات وشكر نعمت و احسان، و هم مصداق نصرت نسبت به آن حضرت مي‌باشد.
و چون يك مرتبه از اصل تقوا ـ كه دوري از كفر و شرك است ـ موجود است، به علاوه دشمني با دشمنان اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ را كه از اركان تقواي ظاهري و باطني است ـ نيز دارند، شرط قبولي اعمال و عبادات در آن‌‌‌ها هست،‌ پس دعاي آن‌ها در فرج،‌ نزد خدا مورد قبول خواهد بود، و موجب اجر و ثواب اخروي مي‌شود.
بنابراين؛ هرگاه اين طايفه سعي در دعا براي فرج آن حضرت نمايند و مواظبت بر آن داشته باشند، ‌اميد زيادي هست كه اين دعا وسيلة توفيق آن‌ها براي ترك گناهان شده و به رتبة تقوا برسند.
نوع دوم:
افراد مؤمن كه در تحصيل تقوا سعي و تلاش و مجاهده كرده، و اهتمام در توبه و استغفار ـ كه اول مرتبة توبه است ـ دارند، و با اين حال بر اين دعا مواظبت مي‌نمايند، پس اثر دعايشان اين است كه اعمال صالحة ‌آن‌ها و نيز توبة آن‌ها نزد خداوند پذيرفته مي‌شود، و سبب پايداري آن‌ها در امر تقوا مي‌گردد،‌ و موجب رسيدن به درجات عاليه آن خواهد شد.
نوع سوم
مؤميني كه به درجة كامل تقواي ظاهري و باطني رسيده‌اند، آن‌ها بر اثر اين دعا از همة فضائل و فوائد دنيوي و اخروي كه براي اين دعا مقرر است برخوردار مي‌شوند، دعاي آن‌ها نسبت به وجود مبارك امام زمان ـ عليه السلام ـ نصرت و ياري است، كه خداوند غم و اندوه را از قلب شريفش برطرف مي‌فرمايد، شر دشمنانش را از ايشان و دوستانش دور مي‌نمايد، ‌و باعث سرور و شادماني آن‌ حضرت مي‌گردد، و نسبت به فرج كلي آن حضرت نيز نصرت است، زيرا به واسطة عزم و تمناي قلبي كه براي ظهور دارد، از ياوران آن حضرت به حساب مي‌آيد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=23#_ftnref1) . سورة زلزال آية 7.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=23#_ftnref2) . به ص 17 مراجعه شود.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:13
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با آرزوي ياري ايشان
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
تمنا و آرزوي ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ هنگامي كه با عزم و ارادة حقيقي و اشتياق قلبي و صدق و يقين باشد، در حقيقت ياري آن حضرت است،
‌و آن بر دو قسم است:
اول: آن‌كه با اشتياق فراوان اراده و تصميم داشته باشد كه هرگاه آن حضرت ظهور كنند، ايشان را ياري نمايد، پس آرزوي ظهور و ياري آن حضرت را داشته باشد.
قسم دوم: آن كه همّ نصرت و ياري اسلام در قلب او باشد و به واسطة خرابي و نابساماني آن محزون باشد.
اما در قسم اول
در هر فعلي كه از انسان صادر مي‌شود،
چيزي كه نقش عمده در وقوع آن دارد شوق و اشتياق است كه به واسطه معرفت و شناختي كه به فضيلت و ارزش آن عمل دارد در او پيدا مي‌شود، و آن منشأ عزم و ارادة قلبي براي انجام آن فعل مي‌گردد، در اين هنگام اگر اسباب ظاهري برايش فراهم باشد بر آن فعل اقدام مي‌كند، و اگر اسباب ظاهري مهيا نباشد، همواره آرزوي فراهم شدنش را دارد، ‌و چه بسا از طولاني شدن آن دچار غم و اندوه مي‌گردد.
در موضوع مورد بحث، مؤمن براي آن كه نصرت و ياري امام زمان كند شوق و اشتياق فراوان دارد بر اثر معرفت و شناختي كه به فضيلت و ارزش آن دارد.‌ و اشتياقش منشأ عزم و ارادة‌ قلبي براي نصرت آن حضرت مي‌گردد، و چون در خارج اسباب ظاهري آن مهيا نيست، همواره آرزوي فراهم شدنش را دارد، و براي آن بي‌تابي مي‌كند وپيوسته با غم و اندوه همدم است، تا به حدي كه حال جزع و ندبه در او پيدا مي‌شود، و خداوند به خاطر داشتن اين آرزو به او اجر كامل ياري امام زمان عنايت مي‌كند، و او را از ياوران آن حضرت بحساب مي‌آورد.
و شواهد آن هم از روايات بسيار است كه آن را به دو گونه مي‌توان تقسيم كرد:
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:13
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif

http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifگونة اول: مطلق آرزوي هر عمل خيري http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
رواياتي كه به عنوان عموم است به اين مضمون كه:
هركس تمنا و آرزوي عمل خيري را داشته باشد،
در ثواب آن عمل با آن‌هايي كه اهل عمل مي‌باشند شريك است،
بلكه مانند ثواب آن‌ها به او داده مي‌شود.
1. در «كافي» از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت است كه فرمود:
«انّ العبد المؤمن الفقيرليقول:
يا رب؛ ارزقني حتي أفعل كذا و كذا من البرّ و وجوه الخير، فإذا علم الله عزوجل ذلك منه بصدق نيته، كتب الله له من الاجر مثل ما يكتب له لو عمله، إن الله واسع كريم.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftn1)
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
«بدرستيكه بندة مؤمن فقير مي‌گويد پروردگارا! به من امكانات و مال فراواني عنايت كن تا با آن فلان كار خوب و فلان عمل خير را انجام دهم،‌ پس هرگاه خداوند راستي او را در نيت و قصدش بداند، به او اجر و پاداشي مانند اجر و پاداش عمل كردن به آن عنايت مي‌كند، و براستي كه خداوند رحمتش فراگير و كرمش فراوان است.»

2. باز در آن كتاب روايت شده كه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
«انّما خلد أهل النار في النار لأن نياتهم كانت في الدنيا أن لو خلدوا فيها أن يعصوا الله أبدا، و انما خلّد اهل الجنة لأنّ نياتهم كانت في الدنيا ان لو بقوا فيها أن يطيعوا أبدا، فبالنيات خلّد هؤلاء و هؤلاء، ثم تلا قوله تعالي: «قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftn2) قال علي نيّته»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftn3)
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
«اهل آتش در آتش جاويدان مي‌مانند، زيرا قصد ونيت آن‌ها در دنيا اين بوده‌است كه اگر براي هميشه در دنيا بمانند، همواره خدا را نافرماني كنند، و اهل بهشت در بهشت جاودان مي‌مانند.‌ زيرا قصد و نيت ايشان اين بوده است كه اگر در دنيا بمانند پيوسته خدا را اطاعت كنند، پس منشأ هميشگي شدن اين گروه و آن گروه قصد و نيت آن‌ها است، سپس كلام خداوند تبارك وتعالي راتلاوت فرمود:
«بگو هركس به مقتضاي باطن خويش عمل مي‌كند.»
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifاز كوزه همان برون طراود كه در اوست. http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:13
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
3. حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ در ضمن نامه‌اي به محمد بن ابي‌بكر فرموده‌اند:‌
«ان استطعت أن تعظم رغبتك في الخير و تحسن فيه نيتك فافعل، فإن الله يعطي العبد بقدر نيته،‌ إن كان احب الخير و أهله و أن لم يفعله، كان إن شاء الله كمن فعله.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftn4)«اگر بتواني ميل و رغبت خود را به كارهاي خوب، زياد نمائي، پس چنين كن، زيراخداوند به بنده‌اش به قدر نيت او عطا مي‌فرمايد، اگر كسي كار خوب و اهل آن را دوست بدارد، گرچه آن را انجام ندهد، ان‌شاء الله مانند كسي است كه آن را بجا آورده باشد.»
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifگونة دوم: روايات خاص آرزوي ياري اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
رواياتي كه عنوان خاص دارد و آن آرزوي نصرت و ياري ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ است كه اگر كسي چنين آرزوئي در دل داشته باشد. در زمرة ياران ايشان قرار مي‌گيرد.
1. سيد بن طاووس ـ رحمة الله عليه ـ نقل كرده است كه حضرت رضا ـ عليه السلام ـ فرمود:
«يابن شبيب إنّ سرّك أن يكون لك من الثواب مثل ما لمن استشهد مع الحسين ـ عليه السلام ـ فقل متي ما ذكرته: ياليتني كنت معهم فأفوز فوزاً عظيماً.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftn5)
«اي پسر شبيب! اگر دوست داري كه براي تو أجر و پاداشي مانند كساني كه در ركاب امام حسين ـ عليه السلام ـ شهيد شدند باشد، هرگاه از او ياد كردي بگو: اي كاش من هم همراه ايشان بودم و سعادت بزرگ نصيبم مي‌شد.»
2. عبدالحميد واسطي گويد: به حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ عرض كردم: ما به جهت انتظار اين امر دست از بازار و كار و كاسبي خود برداشته‌ايم، به نحوي كه نزديك است بعضي از ما محتاج و فقير گردد. فرمود:
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«اي عبدالحميد! آيا گمان مي‌كني كسي كه در راه خدا چنين كند خداوند به او فرج و گشايش نمي‌دهد؟
بلي، به خدا قسم، گشايش به او مي‌دهد،
خدا رحمت كند بنده‌اي را كه خودش را براي ياري ما نگاه مي‌دارد،
خدا رحمت كند بنده‌اي را كه امر ما را زنده مي‌كند.
گفتم: اگر پيش از ظهور قائم شما در حال انتظار بميرم چه پاداشي دارم؟
فرمود: هركس از شما كه در حال انتظار حضرت قائم ـ عليه السلام ـ از دنيا برود و تصميم به ياري آن حضرت در زمان ظهورش داشته باشد، مانند كسي است كه در ركاب او جهاد كرده و شهيد شده‌است.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftn6)
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:14
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifاما قسم دوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
اين قسم از تمنا و آرزو كه نصرت و ياري امام ـ عليه السلام ـ به آن حاصل مي‌شود اين است كه: بندة مؤمن تمناي نصرت و ياري اسلام را داشته باشد، و حقيقتاً براي آن‌چه مطلع مي‌شود از خرابيهائي كه از جانب دشمنان به اسلام وارد شده، غمناك و اندهگين باشد، و چون قدرت ندارد تا آن را نصرت و ياري كند و نيز ضرر دشمنان را از آن برطرف نمايد، محزون و غمگين شود.
پس كسي كه با نداشتن توانائي،
آرزو و تمناي ياري اسلام را دارد، در زمرة مجاهدين و ياوران واقعي اسلام محسوب مي‌شود.
امام سجاد ـ عليه السلام ـ در دعاي خود براي اهل ثغور و مرزداران فرموده است:‌
«اللهمّ و أيّما مسلم أهمّه أمر الاسلام، أو أحزنه تحزّب أهل الشرك عليهم، فنوي غزواً أو همّ بجهاد فقعد به ضعف، أو أبطات به فاقة، أو أخره عنه حادث، أو عرض له دون إرادته مانع؛ فاكتب اسمه في العابدين، و أوجب له ثواب المجاهدين، واجعله في نظام الشهداء والصالحين.»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftn7)
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
«الهي! هر مسلماني كه امر اسلام او را مهموم گردانيده،
يا گرد آمدن اهل شرك بر عليه اهل اسلام او را محزون كرده،
پس نيت جنگي يا قصد جهادي نموده است، ولي ناتواني او را زمين گير كرده، يا احتياجي او را باز داشته، يا حادثه‌اي او را از قصد و نيت به عقب انداخته، يا پيش آمدي كه خارج از ارادة او است مانعي براي او باشد،‌
پس اسم او را در زمرة عبادت كنندگان بنويس، و او را اجر و پاداش جهاد كنندگان برخوردار گردان، و در رديف صالحان و نيكو كاران قرار ده.»
و چون ذكر شد كه نصرت و ياري اسلام و حفظ آن، امري است كه از شئونات خاصة امام ـ عليه السلام ـ است، پس هركس به هر عنوان و به هر وسيله‌اي سعي و كوشش در نصرت اسلام نمايد،‌
در حقيقت ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ نموده است، و اگر در هنگام عمل، نصرت امام ـ عليه السلام ـ را قصد كند از فيض بيشتر و كاملتري برخوردار خواهدشد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftnref1) . كافي، ج 2، ص 85، حديث 3.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftnref2) . سورة اسراء، آيه 84.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftnref3) . كافي، ج 2، ص 85، حديث 5.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftnref4) . بحارالانوار، ج 33، ص 588، حديث 733 به نقل از تحف العقول ص 180.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftnref5) . اقبال الاعمال، ص 544.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftnref6) . بحارالانوار، ج52، ص 126، حديث 16.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=24#_ftnref7) . صحيفة سجاديه جامعه، ص 136 دعا.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:14
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifیاری امام زمانhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif1- ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با ياري اهل تقواhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
ياري رساندن به اهل تقوا و كساني كه قبلاً در ضمن كيفيات گذشته نام برده شدند كه هركدام با عمل خويش امام زمان ـ عليه السلام ـ حضرت را ياري مي‌نمودند، خود ياري آن حضرت است، و آن بر دو قسم است.
قسم اول: اعانت آن‌ها در اموري‌كه عنوان نصرت آن‌ها براي امام ـ عليه السلام ـ است. مثل آن‌ كه آن‌ها را در امربه‌معروف و نهي‌از‌منكر، ياري كند.‌يا بجا آوردن سائر عبادات كمك نمايد.
قسم دوم: اعانت و ياري آن‌ها در نيازهاي ضروري زندگي آن‌ها است، مانند آن كه گرفتاري و اندوه او را بر طرف كند، شرّ دشمني را از او دور نمايد، در مقام دفاع از او برآيد و حقش را بگيرد، كه بر اثر اين‌ها آن شخص بهتر مي‌تواند به عبادت و كارهاي خير بپردازد.
چگونه ياري اهل تقوا موجب ياري آن حضرت مي‌شود
و اما نصرت بودن قسم اول نسبت به امام زمان ـ عليه السلام ـ به اين جهت است كه هر عملي كه انجام مي‌گيرد،‌ متوقف بر اسباب ظاهري است،‌ و هر كس به هر شكلي باعث آن كار شده،‌ در آن عمل شريك است، و لذا كسي كه ديگري را در جهت تقوايش كمك كند، و او با آن تقوا امام زمان ـ عليه السلام ـ را ياري نمايد، در حقيقت اين شخص هم امام زمان را ياري كرده و با او شريك است.
و شاهد بر اين مطلب از اخبار بسيار است. و از آن جمله روايت شده است كه:
هر احساني كه از هر شخصي صورت پذيرد در آن سه كس سهيم هستند و در واقع هر سه احسان كننده‌اند.
اول: حضرت احديت جلّ شأنه كه به حول و قوة او و به عنايت و توفيق او اين عمل انجام شده. دوم: صاحب مال. سوم: كسي كه از طرف صاحب مال واسطه در رساندن احسان شده است.[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn1)
و مضمون بعضي از اخبار نيز چنين است كه:
«براي انجام عمل خيري اگر هفتاد واسطه دركار باشد. همة آن‌ها در اجر و پاداش آن عمل شريكند، و هركدام انجام دهنده آن عمل محسوب مي‌شود.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn2)
پس كسي كه اهل تقوا و ساير افرادي كه به عناوين ديگر آن حضرت را ياري مي‌كنند، نصرت و ياري نمايد، اجر و پاداش او نيز همانند صاحبان آن عمل خواهد بود.
و اگر متوجه باشد كه اين ياري، در حقيقت ياري امام ـ عليه السلام ـ است، خصوصاً اگر در مقام ياري قصد ياري آن حضرت را بكند، از فضيلت بيشتري برخوردار مي‌گردد.
اما اعانت بودن قسم دوم:
كه اهل تقوا را در امور ضروري زندگي ايشان ياري كند، چون اين مقدمه انجام دادن تقوا و ساير آن عناوين براي آن‌ها است و بدون داشتن ضروريات زندگي آن‌ها ميسر نمي‌شود پس در واقع اعانت به اموري شده كه با آن نصرت امام زمان ـ عليه السلام ـ حاصل مي‌گردد، و اين شخص هم در اعمال آن‌ها شريك است و در حقيقت ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ نموده است.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:14
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
و شاهد بر آن روايتي است كه سيد بن طاووس ـ رحمة الله عليه ـ در مهج الدعوات از حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ نقل كرده است:
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
شخصي به اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ عرضه داشت:
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
من وجهي را نذر كرده‌ام كه در راه خدا انفاق نمايم، در چه مورد صرف كنم كه مورد رضايت او باشد؟
فرمود: به اهل تقوا و عبادت انفاق كن،‌
زيرا آن‌چه به آن‌ها انفاق شود، در راه عبادت خداوند عالم صرف شده‌‌است، چون كه بدنهاي آن‌ها در راه طاعت الهي بكار گرفته مي‌شود.
روايت ديگري نيز در «لآلي لاخبار» نقل شده به اين مضمون كه:
«جبرئيل ـ عليه السلام ـ عرض كرد:
يا رسول الله! احسان بر پنج وجه است:
اول: آن كه ارجش ده برابر است و آن احسان به فقيري است كه سالم باشد.
دوم: آن كه هفتاد برابر است،‌ و آن احسان به فقير زمين‌گير است.
سوم: آن كه هفتصد برابر است، و آن احسان به آل رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ است.
چهارم: آن كه هفتاد هزار برابر است، و آن احسان به والدين و ارحام است.
پنجم: آن كه صد هزار برابر است، و آن احسان به طالب علم است.»
و برتري قسم پنجم به اين جهت است كه عالم به واسطة احسان،‌ براي طلب علم نيرو مي‌گيرد، وهمة مردم از علم او نفع مي‌‌برند.
و در روايت ديگر: هفتصد برابر در مورد والدين است، و هفتادهزار برابر در مورد اموات است.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:14
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
در اين‌جا سزاوار است باچند حديث شريف اين مطلب را به پايان ببريم.
1. در «تفسير امام عسگري ـ عليه السلام ـ ‌»
حديثي در بيان فضيلت اعانت و ياري مؤمن در ذيل اين آية شريفه:
«فَاِنْ كَانَ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقّ سَفيهاً أو ضَعيفاً اولا يًسْتَطيعُ اَنْ يَملَّ هُوَ فَلْيَمْلِلْ وَليَّهُ بِالْعدْلِ»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn3)
نقل شده است كه حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ فرمود:
«كسي كه بندة ناتواني را اعانت كند،
پس خداوند او را اعانت فرمايد، و در روز قيامت فرشتگاني را مأمور كند كه او را برگذشتن ازمحل‌هاي هراسناك و عبور از خندق‌هاي آتش صراط ياري كنند، و با سلامتي و ايمني كامل وارد بهشت شود.
و كسي كه ياري كند شخصي را كه از نظر فهم و معرفت ضعيف باشد و به او ياد دهد كلامي‌را كه حجت و دليل محكمي در مقابل ادعاي باطل دشمنش باشد، خداوند او را در حال سكرات مرگ و جان دادن بر شهادت دادن به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر اكرم و اقرار به ولايت ائمة طاهرين اعانت فرمايد، تا آن كه خروج اواز دنيا و رجوعش به سوي خداوند عالم جلّ شأنه به برترين اعمال او و بهترين احوال بوده باشد، پس در اين حال به او سرور و خرمي و شادماني مي‌رسد، و بشارت داده مي‌شود به آن كه خداوند متعال از او خشنود است، و بر او خشم و غضب ندارد.
و هركس اعانت كند كسي را كه گرفتار است، بگونه‌اي كه كار او اصلاح شود و از پريشاني نجات پيدا كند. خداوند او را در روز گرفتاري و پريشان حالي درقيامت ياري كند و او از گروه بدكاران جدا شده و در زمرة نيكوكاران قرار گيرد.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn4)
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
2. در روايت ديگري امام صادق ـ عليه السلام ـ به ابان بن تغلب فرمود:
«‌أنّ المؤمن إذا خرج من قبره؛ خرج معه مثال من قبره، يقول له:‌
أبشر بالكرامة من الله بالسرور، فيقول له: بشّرك الله بخير.
قال: ثم يمضي معه يبشره بمثل ما قال، و إذا مرّ بهول قال: ليس هذا لك و ‌إذا مرّ بخير قال: هذا لك، فلايزال معه يؤمنه مما يخاف و يبشّره بما يحبّ حتي يقف مع بين يدي الله عزوجل، فإذا أمر به إلي الجنّة، قال له المثال: أبشر فإنّ الله عزّوجلّ قد أمركبك الي الجنة؟
قال: فيقول: من أنت يرحمك الله تبشّرني من حين خرجت من قبري و آنستني في طريقي، و خبّرتني عن ربّي؟
قال: فيقول: أنا السرور الذي كنت تدخله علي إخوانك في الدنيا خلقت مني لا بُشّرك و اُونس وحشتك.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn5)
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
«هنگامي‌كه مؤمن از قبرش خارج مي‌شود، تمثالي همراه او از قبر خارج مي‌شود و به او گويد: تو را مژده باد به كرامت و سرور از جانب خداوند،
مؤمن گويد: خدا تو را به خير و خوبي بشارت دهد، سپس آن تمثال همراه او مي‌رود و او را همچنان مژده مي‌دهد و چون به امر هولناكي ميگذرد،‌ به او مي‌‌گويد: اين براي تو نيست، و چون به امر خيري مي‌گذرد مي‌گويد: اين براي تو است. همچنين پيوسته با او باشد و او را از آن‌چه مي‌ترسد ايمني و به آن‌چه دوست دارد مژده دهد تا همراه او دربرابر خداي عزّوجلّ بايستد.
و چون خداوند اجازة ورود در بهشت را به او دهد، تمثال به او گويد: تو را مژده‌ باد، زيرا خداي عزّوجلّ دستور بهشت برايت صادر فرمود، مؤمن گويد: تو كيستي خدا تو را رحمت كند كه از هنگام بيرون آمدن از قبر همواره مرا مژده دادي و در ميان راه انيس من بودي، و از پروردگارم به من خبر دادي؟
تمثال گويد: من آن شادي هستم كه در دنيا به برادرانت رساندي، من از آن شادي آفريده شدم تا تو را مژده دهم و در هنگام ترس و وحشت مونس و همدم تو باشم.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:14
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
3. حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
«انّ فيما ناجي الله عزوجل به عبده موسي ـ عليه السلام ـ قال: إنّ لي عباداً اُبيحهم جنتي و اُحكَّمهم فيها.
قال: يا ربّ؛ ومن هؤلاء الذين تبيحهم جنتك و تحكمهم فيها.
قال: من أدخل علي مؤمن سروراً.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn6)
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
«در آن‌چه خداوند متعال با حضرت موسي بندة خويش مناجات كرده چنين فرموده است: همانا براي من بندگاني است كه بهشت خويش را بر آن ارزاني داشته و ايشان را در آن فرمانروا ساختم.
حضرت موسي ـ عليه السلام ـ عرض كرد: پروردگارا! اينان كيانند كه بهشت خويش را بر آنان مباح گرداندي و آنان را در آن حاكم ساختي؟
فرمود: هركه مؤمني را خوشحال سازد.»
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
4. حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ فرمود:
«قال رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ : «احبّ الأعمالي إلي الله سرور الذي تدخله علي مؤمن تطرد عنه جوعته، او تكشف عنه كربته»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn7)
«رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ فرمود: محبوب‌ترين اعمال نزد خدا سروري است كه به مؤمني رساني و گرسنگي او را بزدائي يا گرفتاري او را برطرف كني.»
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
5. و نيز آن حضرت فرمود:
«لايري احدكم أدخل علي مؤمن سروراً أنّه عليه أدخله فقط، بل والله علي رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ »[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn8)
«چنين مپندارد كسي از شما كه چون مؤمني را شادمان مي‌كند فقط او را مسرور نموده، بلكه، به خدا قسم رسول خدا راخوشحال كرده است.»
6. و در روايت ديگري فرمود:
«من ادخل السرور علي مؤمن فقد أدخله علي رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ فقد وصل ذلك إلي الله و كذلك من أدخل عليه كرباً.»[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn9)
«هركه مؤمني را شاد كند، آن شادي را به رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ رسانيده، و هركه به پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ شادي رساند آن شادي را به خدا رسانيده، و هم‌چنين است كسي كه به مومني اندوهي برساند.»
7. و نيز فرموده است:
«من أدخل علي أخيه سروراً أوصل ذلك الله إلي رسول اله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و من أوصل سروراً إلي رسول الله أوصله إلي الله، ومن أوصل ـ والله ـ إلي الله حكمه الله يوم القيامة بالجنة.»[10] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftn10)
«كسي كه برادر خود را شادمان نمايد، قسم به خدا اين سرور و شادماني به رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ مي‌رسد، و هركس شادماني او به پيامبر خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ برسد، سرور و شادماني او به خداوند مي‌رسد، هركس شادماني و سرور او به خدا برسد، او را به بهشت فرمان دهند.»
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref1) . بحارالانوار، ج 96، ص 175، حديث 2.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref2) . بحارالانوار ،‌ ج 96، ص 175، حديث 5،‌ با اندكي تفاوت.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref3) . ترجمه: پس هرگاه مديون سفيه يا مجنون بوده باشد،‌ يا صلاحيت امضاء ندارد، پس ولي او با عدل امضاء كند. سورة بقره، آيه282.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref4) . تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ص 635، حديث 370.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref5) . كافي، ج 2، ص 191، حديث 10.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref6) . كافي، ج 2، ص 191، حديث 3.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref7) . كافي، ج 2، ص 191، حديث 11.
[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref8) . كافي، ج 2، ص 189، حديث 14.
[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref9) . كافي، ج 2، ص 192، حديث 6.
[10] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=26#_ftnref10) . مصادقة الاخوان، ص 62، حديث 8.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:15
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif2- حقوق برادران ديني از ديدگاه رواياتhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gifhttp://www.mehrupload.ir/images/hxehocdto1ylx4v13en3.gif
از بزرگترين مسائلي كه مؤمن در مقام تكميل تقوا، بايد رعايت كند،
معرفت و شناخت حقوق برادران ديني وتلاش كردن در اداء آن است، و آن در صحت و در كمال تقوا و در قبولي اعمال صالحه تأثير كامل دارد،
و مسامحه و سهل‌انگاري در اين امر باعث نقصان آن مي‌گردد.
اخبار زيادي در اين مورد نقل شده است، از جمله در
«تفسير امام حسن عسكري»
از رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ روايت نموده است كه فرمود:
«ألا فلاتتّكلوا علي الولاية وحدها، وادّوا بعدها من فرائض الله و قضاء حقوق الاخوان و استعمال التقيّة، فإنهما اللّذان يتّمان الاعمال و يقصّرانها.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftn1)«تنها بر ولايت تكيه نكنيد، بلكه با داشتن ولايت، واجبات الهي را بجا آوريد، حقوق برادران ديني را اداء كنيد، و تقيه را بكار گيريد، كه اين دو، اعمال را كامل مي‌گرداند، و ترك اين دو باعث نقصان است.»
و در جاي ديگر در ضمن حديثي فرموده است:
«و شيعة عليّ ـ عليه السلام ـ هم الذين يؤثرون إخوانهم علي أنفسهم و لوكان بهم خصاصة وهم الذين لايراهم الله حيث نهاهم ولا يفقدهم من حيث أمرهم، و شيعة علي ـ عليه السلام ـ هم الذين يقتدون بعليّ في إكرام إخوانهم المؤمنين.
ما عن قولي أقول لكم هذا، بل أقوله عن قول محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ فذلك قوله تعالي: «وَ عَمِلوا الصَّالِحَاتِ»
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftn2) قضوا الفرائض كلّها بعد التوحيد و اعتقاد النبوة و الامامة، و أعظمها فرضاً قضاء حقوق الاخوان في الله، و استعمال التقية من أعداء الله عزوجل.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftn3)
«شيعيان علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ كساني هستند كه برادرانشان را بر خود ترجيح مي‌دهند، گرچه خودشان نيازمند باشند، و آن‌ها كساني هستند كه در جائيكه نهي شده حضور ندارند و در جائيكه امر شده غائب نيستند، شيعيان علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ كساني هستند كه در گرامي داشتن برادران ايماني خود به علي ـ عليه السلام ـ اقتدا مي‌نمايند.
اين مطلب را از خودم نمي‌گويم، بلكه از قول پيامبر اكرم حضرت محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ مي‌گويم، و اين فرمايش خداوند تبارك و تعالي است كه فرمود: «وعملوا الصالحات» آن‌ها اعمال صالح را بجا مي‌آورند، بعد از توحيد و اعتقاد به نبوت و امامت، واجبات الهي را بجا آوريد و بزرگترين واجب اداء حقوق برادران ديني و بكارگيري تقيه نسبت به دشمنان خداوند تبارك و تعالي است.»
در بخش ديگري از اين حديث از حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ روايت مي‌كند كه فرمود:
«التقية من أفضل أعمال المؤمن يصون بها نفسه و إخوانه عن الفاجرين، و قضاء حقوق الأخوان أشرف أعمال المتقين، يستجلب مودّة الملائكة المقربين و شوق الحور العين.»
«تقيه از برترين اعمال مؤمن است، كه بواسطة آن خودش و برادرانش را از شرّ تبهكاران حفظ مي‌كند، و اداء‌ حقوق برادران از شريف‌ترين اعمال اهل تقوا است، دوستي فرشتگان مقرّب خداوند و اشتياق حورالعين را جلب مي‌كند.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:15
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
امام سجاد، حضرت علي بن الحسين ـ عليه السلام ـ فرموده است:


«يغفر الله للمؤمنين من كلّ ذنب و يطهّره منه في الدنيا والآخرة ما خلا ذنبين:
ترك التقيه،
و تضييع حقوق الاخوان.»
«خداوند هر گناهي را از مؤمن مي‌آمرزد و او را در دنيا و آخرت پاك مي‌گرداند جز دو گناه: يكي ترك تقيه و ديگري تباه كردن حقوق برادران.»
از امام هادي ـ عليه السلام ـ سؤال شد: از جهت خصلت‌هاي نيكو،


كامل‌ترين مردم كيست؟
فرمود:
«اعملهم بالتقية و أقضاهم بحقوق إخوانه.»
«كسي كه به تقيه بيشتر عمل مي‌كند و حقوق برادران خود را بهتر ادا مي‌نمايد.»
حضرت امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ فرمود:
«أعرف الناس بحقوق إخوانه و إشدّهم قضاء لها أعظمهم عندالله شأناً، و من تواضع في الدنيا لإخوانه فهو عند الله من الصديقين، و من شيعة علي بن أبيطالب ـ عليه السلام ـ حقاً.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftn4)
«كسي كه به حقوق برادرانش آشناتر است و بهتر آن را ادا ميكند، نزد خدا مقام برتري دارد، و كسي كه براي برادرانش در دنيا فروتني مي‌كند، نزد خدا از صديقين شمرده مي‌شود و براستي از شيعيان علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ است.»
آن‌‌چه از اين روايات و روايات فراوان ديگر استفاده مي‌شود، اين است كه اداء حقوق برادران، وسيلة تكميل همة‌خوبي‌ها و باعث دوستي خداوند و فرشتگان و سبب آمرزش گناهان و راه يافتن به مقامات عالي در بهشت است.
و ترك آن يا جهل به آن باعث محروميت انسان از همة اين فضائل و نقصان ايمان و پستي رتبة او نزد خداوند منّان است.و آن گناهي است كه جز با جبران آن و خشنود كردن شخص صاحب حق هرگز آمرزيده نخواهد شد.
و نيز تقيّه از شريفترين اعمال مؤمن است كه موجب حفظ ايمان و سلامت جان و مال و اهل و آبروي خود شخص و ساير برادرانش مي‌گردد، و آن از نيكوترين صفات برجستة بندگان صالح و برترين روش آن‌هاست.
بيان حقوق برادران ديني وكيفيت اداء آن
حقوقي كه بر عهدة انسان لازم مي‌شود و بايد
به صاحب آن اداء نمايد،
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifبر سه قسم است:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:15
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
قسم اول: حقوقي كه خداوندمتعال آن‌ها را بر عهدة بندگان فرض و لازم كرده است و به همة اهل ايمان تعلق دارد، بدون آن كه فعل خود ايشان به اختيارشان موجب تعلق آن حقوق شده باشد.
قسم دوم: حقوقي كه به اختيار بنده به او تعلق مي‌گيرد، مانند حقوقي كه بين زن و شوهر يا معلم و شاگرد، يا والدين و فرزند، يا همسايه مي‌باشد.
قسم سوم: حقوقي است كه بر عهدة انسان به اختيار و به فعل خودش تعلق مي‌گيرد، و آن بر اثر ظلم و معصيت پيدا شده است، مانند غيبت كردن و تهمت زدن، مال كسي را سرقت كردن، و امثال اين‌ها.
قسم اول
حقوق برادران ايماني نسبت به يكديگر
در اين باره روايات فراواني به ما رسيده است، از آن جمله روايتي است كه كليني ـ رحمة الله عليه ـ در «كافي» از معلّي بن خنيس نقل كرده‌اند كه گفت: از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ سؤال كردم: حق مسلمان بر مسلمان چيست؟ امام ـ عليه السلام ـ فرمود:
«له سبع حقوق واجبات ما منهن حق إلاّ و هو عليه واجب، إن ضيّع منها شيئاً خرج من ولاية الله و طاعته و لم يكن لله فيه من نصيب.
قلت له: جعلت فداك و ماهي؟
قال ـ عليه السلام ـ : يا معلي إنّي عليك شفيق، أخاف أن تضيّع ولا تحفظ، و تعلم و لا تعمل.
قلت له: لا قوة إلا بالله.
قال ـ عليه السلام ـ : أيسر حقّ منها أن تحبّ لنفسك، و تكره ما تكره لنفسك.
والحق الثاني: أن تجتنب سخطه و تتّبع مرضاته، وتطيع أمره.
والحق الثالت: أن تعينه بنفسك و مالك و لسانك و يدك و رجلك.
والحق الرابع: أن تكون عينه و دليله و مرآته.
والحق الخامس: أن لا تشبع ويجوع ولاتروي و يظماء و لا تلبس و يعري.
والحق السادس: أن يكون لك خادم و ليس لأخيك خادم فواجب أن تبعث خادمك فيغسل ثيابه و يضع طعامه و يمهدفراشه.
والحق السابع: أن تبرّ قسمه وتجيب دعوته وتعيد مريضه وتشهد جنازته، و إذا علمت أنّ له حاجة تبادره ألي قضائها و لا تلجاه ألي أن يسألكها ولكن تبادره مبادرة، و اذ فعلت ذلك وصلت ولايتك بوالايته و ولايته بوالايك.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftn5)
«هر مسلماني نسبت به مسلمان ديگر هفت حقّ واجب دارد، اگر يكي از آن‌ها را تباه كند از ولايت خدا و اطاعت او خارج مي‌شود، و از براي خداوند در وجود او بهره و اثري از بندگي و دوستي او نيست.
عرض كردم: فدايت شوم آن حقوق چيست؟
فرمود: اي معلّي! من نسبت به تو مهربان و دلسوزم و بيم آن دارم كه آن‌ها را ضايع نمائي و محافظت نكني، و ياد بگيري و عمل ننمائي.
عرض كردم: اميد ياري ازخداوند دارم كه او سرچشمة همة نيروها است.
فرمود: كمترين حق او آن است كه:
آن‌چه را براي خودت دوست دري براي او نيز دوست داشته‌باشي،
و آن‌چه براي خود نمي‌پسندي براي او نيز نپسندي.
و حق دوم آن كه: از كاري كه باعث خشم او مي‌شود دوري كني، و دنبال تحصيل رضايت و خشنودي او باشي، و امر او را اطاعت نمائي.
و حق سوم آن كه: او را به جان و مال و زبان و دست و پاي خود ياري كني.
و حق چهارم آن‌ كه: براي او به منزلة چشم او و راهنماي او و مرآت او باشي.
(يعني: او را در هر امري كه خير و رشد و صلاح او باشد، آگاه كني و آن‌چه موجب ضرر و خطر و هلاك او باشد به او نشان دهي.)
و حق پنجم آن كه: تو سير نباشي و او گرسنه باشد، و تو سيراب نباشي و او تشنه باشد، و تو پوشيده نباشي و او برهنه باشد.
و حق ششم آن‌كه: هرگاه از براي تو خادم باشد و از براي او خادمي نباشد، پس واجب است كه خادمت را بفرستي براي آن كه لباس او را بشويد و طعام او را فراهم كند و رختخواب براي او بگستراند.
و حق هفتم آن كه: سوگند او را تصديق نمائي، و دعوت او را اجابت كني، و او را در حال بيماري عيادت نمائي، و بر جنازة او حاضر شوي، و آن كه هرگاه دانستي كه از براي او حاجتي است، در برآورده كردن آن شتاب كني، و نگذاري كه مجبور شود از تو درخواست كند.
و هرگاه با او اين‌گونه رفتار كردي، دوستي خود را به دوستي او و دوستي او را به دوستي خود وصل كرده‌اي،
(يعني رابطه دوستي بين خودت و او را كه وظيفه‌ات بوده برقرار ساخته‌اي.)»
در روايت ديگر امام صادق ـ عليه السلام ـ به ابن ابي يعفور فرمود:
«قال رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ : ستّ خصال من كنّ فيه كان بين يدي الله عزوجل و عن يمين الله عزوجل.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftnref1) . تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ص 267، حديث، 256.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftnref2) . سورة بقره، آية 24.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftnref3) . تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ، ص 319، حديث 161.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftnref4) . تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ ، ص 319 تا 326، احاديث 162 تا 173، مؤلف ـ رحمة الله عليه ـ همة احاديث را در اين باب ذكر كرده است ولي ما به خاطر اختصار به بعضي از آن‌ها اشاره كرديم.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27#_ftnref5) . كافي، ج 2، ص 169، حديث 2، مصادقة الاخوان ص40.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:15
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
قفال ابن أبي يعفور: و ما هنّ جعلت فداك؟
قال أبو عبدالله ـ عليه السلام ـ : يحبّ المرء المسلم لأخيه ما يحبّ لأعزّ أهله، و يكره المرء المسلم ما يكره لأعزّ أهله، و يناصحه الولاية. (إلي أن قال ـ عليه السلام ـ ) ثلاث لكم و ثلاث لنا أن تعرفوا فضلنا، و اتطأوا عقبنا و تنتظروا عاقبتنا، فمن كان نهكذا كان بين يدي الله عزّوجلّ، فيستضيء بنورهم من هو أسفل منهم...»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27&q=2&query=#_ftn1)
«حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ فرمودند:‌شش خصلت است كه هركس آن‌ها را داشته باشد، در درجه عاليه محضر قرب خداوند عزّوجلّ و در مقام خاص كرامت او خواهد بود.
ابن ابي يعفور عرض كرد: فدايت شوم، آن خصلت‌ها كدام است؟
امام فرمود: هر مسلماني دوست بدارد براي برادر خود آن‌چه را كه براي عزيزترين اهل خود دوست مي‌دارد، و كراهت داشته باشد انچه را كه براي عزيزترين اهل خود كراهت دارد، و براي او دوستي خود را خالص گرداند... .
پس حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمود:
سه خصلت از براي شما نسبت به يكديگر است، و سه خصلت هم به ما تعلق دارد، يعني حقي است از براي ما كه بايد آن را ادا كنيد، بايد فضيلت و برتري ما را بشناسيد و از گفتار و كردار ما پيروي كنيد و انتظار فرج و ظهور دولت ما را داشته باشيد.
پس هركس كه اين صفات را دارا باشد، مقامي عالي، در محضر قرب خداوند عزّوجلّ خواهد داشت.
و آن‌هائي كه درجاتشان از ايشان پست‌تر است، ‌از نور ايشان كسب نور خواهند نمود...»
سه خصوصيت مهم در حديث امام صادق ـ عليه السلام ـ
و اين حديث شريف، جامع و مشتمل بر سه خصوصيت مهم است.
خصوصيت اول: آن كه مشتمل است به بيان جامع بر همة حقوق اولياء الهي ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ كه بر عهدة بندگان است، از قبيل سلام دادن بر آن‌ها، زيارت آنها از دور و نزديك، صلوات فرستان بر آنها، دعا در فرج آنها، نصرت و ياري آن‌ها در حال سختي و آسايش، و لزوم توسل و تمسك به آن‌ها در همة حوائج.
و نيز برتر دانستن آن‌ها را بر همة موجودات حتي انبياء اولي‌العزم ـ عليهم السلام ـ ودشمني با دشمنان آن‌ها در ظاهر و باطن، كه اين‌ها از لوازم معرفت داشتن به فضل آن‌ها است.
و ديگر لزوم يادگيري و فهميدن اخبار و احاديث ايشان، و تسليم در برابر آنچه از گفتار و كردار ايشان ظاهر گرديده، و اعتراف قلبي و زباني به آن كه جميع آن‌ها حق است، هرچندحكمت آن به جهت نقصان فهم و درك، بر او مخفي باشد.
و ديگر لزوم متابعت كردن از احوال و اوصاف حميده و جميلة آن‌ها در آداب و رسوم و اخلاق حسنه است، كه همة اين‌ها از لوازم پيروي آن‌ها است.
و ديگر انتظار فرج و ظهور دولت و سلطنت آنان است كه وعدة الهي مي‌باشد.
و لزوم محزون بودن در حزن آن‌ها و مسرور بودن در سرور آن‌ها، و عمل به وظايف حزن از قبيل اقامة عزاء در اوقات مصيبت و عمل به وظايف سرور از قبيل برپائي محافل جشن در اوقات سرور آن‌ها، كه همة ‌اين‌ها از لوازم انتظار داشتن عاقبت و دولت و سلطنت الهيه از براي آن‌ها ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ است.
خصوصيت دوم: آن‌كه مشتمل است به بيان جامع بر حقوق برادران ايماني.
از جمله آن كه مؤمن در حضور او، پشت و پناه برادر مؤمن خود باشد، و در حال غيبت او، حافظ اهل و مال او باشد، و آن عيب او را بپوشاند، و فضل و كمال او را ظاهر نمايد، و عذر او را قبول كند، و سلام او را جواب دهد، و هديه و تعارف او را قبول كند، و از گمشدة او تفحص نمايد.
و آن كه حجت و دليل بر خصمش به او تلقين كند ـ يعني كلامي را به او تعليم نمايد كه بتواند اثبات حق خود را بنمايد ـ و او را در حال مظلومي به دفع ظلم از او ياري كند، و او را از ظلم كردن منع نمايد، و او را در شدائد و سختي‌ها بخود او نگذارد، و ذمّه او را از دين و قرض ـ با بخشيدن به او اگر خود صاحب قرض باشد، و با اداء نمودن اگر ديگري صاحب قرض باشد ـ بري نمايد.
و ديگر آن كه زود از او نرنجد، و گله و شكايت از او ننمايد، و به او اين سبب مفارقت و قطع دوستي با او ننمايد، و در جائي كه موافق با رضاي خداوند باشد، با دوست او دوست و با دشمن او دشمن باشد.
و همة اين‌ها از لوازم خلوص محبت مي‌باشد.
خصوصيت سوم: اين حديث شريف مشتمل است بر بيان فضيلت و ارزش دوستي با برادران ايماني و اداءنمودن حقوق آن‌ها است، كه از جملة آن‌هاست آنچه از «تفسير امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ » ذكر شد، چرا كه بودن بندة مؤمن «بين يدي الله عزّوجلّ و عن يمين الله في يمين عرش الله» كنايه از نهايت قرب بنده به كرامت خاصه الهيه دارد، كه آن فضل و مقام جليلي است، و آن منتهاي درجة همة كرامات است.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:15
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

قسم دوم
حقوقي كه به اختيار بنده به او تعلق گرفته
حقوقي كه به عهدة بندگان تعلق مي‌گيرد، و سبب آن اختيار خود آن‌ها است، كه با عمل خووشان حاصل مي‌گردد.
مانند حقوقي كه بين زن و شوهر يا معلم و شاگرد، و يا سلطان و رعيت، و يا والدين و فرزند، و يا بين دو همسايه وجود دارد.
روايات بسياري در بيان آن حقوق و چگونگي اداء آن‌ها، و فضل و ثواب آن‌ها، و مذمت ترك آن‌ها وارد شده، ما در اين‌جا به ذكر بعضي از فقرات روايت حضرت امام سجاد ـ عليه السلام ـ از «مكارم الاخلاق» مي‌پردازيم، آن حضرت بعد از ذكر بعضي از حقوق خداوند عزّوجلّ و اعضاء و جوارح و عبادات فرمودند:
«و اماحق رعيتك بالعلم: فأن تعلم أنّ الله عزوجل إنّما جعلك قيّما لهم فيما أتاك من العلم و فتح لك من خزائنه فإن أحسنت في تعليم الناس و لم تخرق بهم و لم تتحبر عليهم زادك الله من فضله، و إن أنت منعت الناس علمك أو خرقت بهم عند طلبهم العلم منك كان حقّاً علي الله عزوجل أن يسلبك العلم و بهائه و يسقط من القلوب محلّك.»
«و اما حق رعيت تو به واسطة علم آن است كه بداني خداوند با اين نعمتي كه به تو مرحمت كرده، تو را قيّم آن‌ها گردانيده، و به سوي تو باب هدايت و سعادت خود را گشوده است، پس اگر چنانچه درمقام تعليم مردم با آن‌ها نيكي نمودي، و بر آن‌ها درشت‌خوئي و تندي و تغيّر ننمودي، خداوند تو را از فضل خود ياري مي‌فرمايد، و اگر از مردم علم خود را بازداشتي، يا در حالي كه طلب علم از تو مي‌كنند تندي و درشت‌خوئي كردي، سزاوار است كه خداوند از تو علم و شكوه و عظمت آن راسلب فرمايد، و از دلها موقعيت تو را بردارد.»
«و اما حقّ الزوجة: فأن تعلم أنّ الله عزّوجلّ جعلها لك سكناً و اُنساً، فتعلم أنّ ذلك نعمة من الله عليك فتكرمها وترفق بها و إن كان حقك عليها أوجب فإنّ لها عليك أن ترحمها لأنّها أسيرك و تطعمها و تكسوها،‌ و اذا جهلت عفوت عنها»
«و اما حق زوجه: آن است كه بداني خداوند عزوجل او را وسيلة آرامش و انس تو قرار داده است، و با اين ملاحظه، در حق او اكرام نمائي، و به‌طور ملايمت و ملاطفت با او رفتار كني ـ گرچه حق تو بر او واجب‌تر است ـ و به درستي كه حق او بر تو آن است كه با او مهرباني كني، چون كه او اسير تو است، و در تحت اطاعت تصرف تو مي‌باشد، و آنكه او را اطعام كني، و او را بپوشاني، و هرگاه ناداني كرد او را عفو نمائي.»
«و اما حق امّك: فأن تعلم أنّها حملتك حيث لا يتحمل أحد أحداً، و أعطتك من ثمرة قلبها مالايعطي أحد أحداً، و وقيك بجميع جوارحها و لم تبال آن تجوع و تطعمك و تعطش و تسقيك و تعري وتكسوك و تضحي و تظلك و تهجر النوم لاحلك. و وقيك الحرّ والبرد و لتكون لها فإنك لا تطيق شكرها إلا بعون الله و توفيقه.»
«اما حق مادر، آن است كه بداني او تو را در برگرفته، و به تو از ميوة‌ قلب خودش داده، و تو را با همه جوارح خودش محافظت كرده است. ‌و باكي نداشت از آن كه خود گرسنه باشد و تو را غذا دهد. و خود تشنه باشد و تو را سيراب نمايد، و خود برهنه باشد و تو را بپوشاند، و خود در گرمي و آفتاب باشد و بر تو سايه بيندازد، و به خاطر تو، ترك خواب نمايد، و حفظ نمايد تو را از گرما و سرما به جهت آن كه تو از براي او باقي باشي، پس به درستي كه تو جز به وسلة ياري و توفيق خداوند نمي‌تواني از عهدة شكر او برائي.»
«و أما حق أبيك: فأن تعلم أنّه أصلك، و أنّك لولاه لم تكن، فمهما رأيت في نفسك ما يعجبك فاعلم أنّ أباك أصل النعمة عليك فيه فأحمد الله و أشكره علي قدر ذلك، و لا قوة إلاّ بالله.»
«و اما حق پدر، آن است كه بداني او اصل و ماية وجود تو مي‌باشد، و آن كه اگر او نبود تو هم نبودي، پس هر زمان در وجودت چيزي را ديدي كه از آن خوشت آمد، پس بدان كه پدر اصل و مايه در آن نعمت است، پس خداوند را حمد كن، و پدر خود را بر آين مقدار حقي كه بر تو دارد سپاسگذاري كن، و بر هيچ امري توانائي نيست جز به تأييد خداوند.»
«و أمّا حقّ ولدك:
فأن تعلم أنّه منك و مضاف إليك في عاجل الدنيا بخيره و شرّه، وأنّك مسئول عما وليته من حسن الأدب والدلالة علي ربّه عزّوجلّ والمعونة له علي طاعته فاعمل في أمره عمل من نيعمل أنّه مثاب علي الاحسان إليه معاقب علي الإسائة إليه.»
«و اما حق فرزند، آن است كه بداني او از وجود تو مي‌باشد، ومنسوب به تو است، و در اين دنيا آنچه ازخير و شر انجام دهد، تو مورد سؤال الهي واقع خواهي شد، زيرا حق ولايت بر او داري، و امر او از نيكو گردانيدن آداب و اخلاق او، و راهنمائي كردن او، و شناسائي پروردگار او و اعانت نمودن او را بر اطاعت پروردگارش به تو واگذارشده است، پس در امر او مانند كسي كه يقين دارد براي احسانش ثواب داده خواهد شد، و براي بدي نسبت به او عقاب مي‌شود عمل نما»
«و أما حقّ ذي المعروف عليك:
فأن تشكره و تذكر معروفه، و تكسبه المقالة الحسنة و تخلص له الدعاء فيما بينك و بين الله عزّوجلّ، فإذا فعلت ذلك كنت قد شكرته سرّاً و علانية، فثمّ إن قدرت علي مكافاته يوماً كافاته.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27&q=2&query=#_ftn2)
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27&q=2&query=#_ftnref1) . كافي، ج2، ص 172، حديث 9.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=27&q=2&query=#_ftnref2). مكارم الاخلاق،‌ص 420 ـ 422.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
09-06-2010, 13:16
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
«و اما حق كسي كه احسان و نيكي در حق تو نموده باشد،
آن است كه از او تشكر نمائي و احسان و خير او را ياد كني،
و چنان كني كه اسم او و ياد او در زبان مردم به نيكي برده شود، و با خلوص در حق او در پنهاني كه جز خداوند كسي مطلع نباشد دعا كني، پس هرگاه چنين كردي به تحقيق او را در پنهاني و آشكارا شكر نموده‌اي، و اگر چنانچه توانائي بر مكافات و جبران پيدا نمودي احسان او را جبران نمائي.»
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifقسم سوم http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
حقوقي كه به سبب ظلم و معصيت به بنده تعلق مي‌گيرد
حقوقي است كه بر عهدة انسان به فعل و اختيار خود، ولي به شكل ظلم و معصيت و حرمت تعلق مي‌گيرد، مانند غيبت وتهمت و سخن‌چيني و يا سرقت نمودن مال كسي يا گرفتن مال مردم به زور يا حيله‌گري و مانند اين‌ها، كه اقسام فراواني دارد و روايات بسياري در مذمت وكيفر و عقوبت آن‌ها وارد شده است، و از آن جمله در كتاب «خصال» از حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ روايت شده است كه:
«به حضرت عيسي ـ عليه السلام ـ خطاب شد، به بني‌اسرائيل بگو: مادامي‌كه حق يكي از بندگان من به گردن شماها است محال است دعاي شما را مستجاب كنم.»
پس هرشخصي كه در مقام تحصيل تقوا است بايد در اداء حقوق صاحبان حقوق، خصوصاً نسبت به اهل ايمان به وجهي كه در اين سطور به نحو اشاره و اختصار بيان كرديم و حقوقي كه در كتب مبسوطه از آيات و اخبار است، سعي و كوشش نمايد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:22
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif1- ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با انتظار ظهور http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
مؤمن با انتظار ظهور امام زمان ـ عليه السلام ـ مي‌تواند آن حضرت را ياري كند.
اهميت انتظار ظهور به حدي است كه منتظر در زمرة مجاهدين و شهداي در حضور آن حضرت محسوب مي‌گردد، كه در اين مورد احاديث بسياري وارد شده است، و ما آن را در ضمن دو فصل بيان مي‌كنيم:
فصل اول: احاديثي كه دلالت دارند بر آن كه انتظار فرج، فضيلت نصرت و شهادت دارد.
فصل دوم: احاديثي در ساير فضيلت‌هاي انتظار.
http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifفصل اول http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
روايات وارده در انتظار و نصرت آن حضرت
روايات بسياري وارد شده است كه با انتظار، نصرت و ياري امام ـ عليه السلام ـ حاصل مي‌شود، از جمله در «نورالابصار» از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت شده است كه فرمود:
«هركس از شما بميرد در حالي كه انتظار ظهور حضرت قائم ـ عليه السلام ـ را داشته باشد، مانند كسي است كه با آن حضرت و در خيمه ايشان باشد.
آن‌گاه اندكي ساكت شد، سپس فرمود: مانند كسي است كه در ركاب او جهاد كند.
پس از آن فرمود: نه، والله، بلكه مانند كسي است كه در ركاب رسول اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ شهيد شده باشد.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftn1)
و نيز روايت ديگري در «نورالابصار» از ابي حمزه نقل شده كه گفت: به حضرت صادق ـ عليه السلام ـ عرض كردم: فدايت شوم، پير و ناتوان شده‌ام، ‌و اجلم نزديك شده است، و مي‌ترسم پيش از وقوع امر فرج شما بميرم.
«فرمود: اي ابا حمزه! هركس كه ايمان داشته باشد و گفتار ما را تصديق كند، و منتظر فرج ما باشد، مانند كسي است كه در زير پرچم حضرت قائم ـ عليه السلام ـ شهيد شده باشد، بلكه ثواب كسي را دارد كه در ركاب حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ شهيد شده باشد.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftn2)
و در روايت ديگري از آن حضرت نقل شده كه فرمود:‌
«هركدام از شما كه در حال انتظار فرج از دنيا رود، نزد حق تعالي از بسياري از شهيدان بدر و احد افضل است.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftn3)
و از اين روايات استفاده مي‌شود كه: خداوند به واسطة انتظار، اجر و ثواب مجاهدين و شهداي در ركاب حضرت قائم ـ عليه السلام ـ را مرحمت فرمايد، ‌و منتظرين فرج را در زمرة ياوران ايشان محشور مي‌فرمايد.
و در فصل سوم در بيان معناي انتظار روشن مي‌شود كه هرگاه حقيقت انتظار در كسي حاصل شود، با همان انتظارش در حقيقت نصرت و ياري امام ـ عليه السلام ـ نموده است.

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:23
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gifفصل دوم http://i4.glitter-graphics.org/pub/561/561874hhz1c12ps5.gif
در ذكر رواياتي در ساير فضيلت‌هاي انتظار
در اين‌جا به برخي ديگر از فضائل انتظار، و بيان وجوب انتظار و آن كه انتظار از لوازم حقيقية ايمان، و از شرايط قبولي اعمال و عبادات است مي‌پردازيم.
در «نورالابصار» از تفسير منير «برهان» از مسعده روايت شده كه گفت:
«در محضر مبارك حضرت صادق ـ عليه السلام ـ بودم كه پيرمرد قد خميده‌اي وارد شد، در حالي كه به عصاي خود تكيه كرده بود، پس سلام كرد،‌ و حضرت جواب سلامش را دادند.
آن‌گاه عرض كرد: يابن رسول الله! دست خود را بدهيد ببوسم؟
آن‌گاه دست حضرت را بوسيد، و سپس شروع كرد به گريه كردن.
حضرت فرمودند اي پيرمرد! چرا گريه مي‌كني؟
عرض كرد: فدايت شوم، صد سال است كه عمرم در انتظار قائم شما سپري گشته، هر ماه جديدي كه مي‌آيد مي‌گويم: در اين ماه ظاهر مي‌شود، ‌و هر سالي كه تازه مي‌شود مي‌گويم: در اين سال واقع مي‌شود، اكنون پير و ناتوان شده‌ام و اجلم فرا رسيده،‌ و هنوز به مراد دل خود نرسيده‌ام، و فرج شما را نديده‌ام، چرا گريه نكنم و حال آن‌كه بعضي از شما را در اطراف زمين پراكنده، ‌و بعضي را به ظلم دشمنان دين كشته مي‌بينم.
پس حضرت صادق ـ عليه السلام ـ گريان شدند و فرمودند: «اي پيرمرد! اگر زنده ماندي تا زماني كه ببيني قائم ما را، مقام رفيع و بسيار والائي خواهي داشت، و اگر پيش از ظهور آن حضرت در انتظار او از دنيا رفتي، پس در روز قيامت در زمرة آل‌محمد ـ عليهم السلام ـ محشور خواهي شد.
و آن‌ها ما هستيم كه امر به تمسك به ما نموده، در آن‌جا كه فرموده:‌
«إنّي مخلف فيكم الثقلين، فتمسّكوا بهما لن تضلوا، كتاب الله و عترتي أهل بيتي»
من در ميان شما دو گوهرگرانبها را بر جاي مي‌گذارم، پس به آن دو تمسك كنيد كه هيچ‌گاه گمراه نشويد: كتاب خدا و عترت يعني خاندانم.»
امام زين العابدين ـ عليه السلام ـ به ابي خالد كابلي فرمود:
«ثمّ تتمدّ الغيبة بوليّ الله الثاني عشر ـ عليه السلام ـ من اوصياء رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ والائمة بعده. يا أبا خالد! إنّ أهل زمان غيبتة القائلون بإمامته، المنتظرون لظهوره أفضل أهل كلّ زمان، لأنّ الله ـ تعالي ذكره ـ أعطاهم من العقول والأفهام و المعرقة ما صارت به الغيبة عندهم بمنزلة المشاهدة، و جعلهم في ذلك الزمان بمنزلة المجاهدين بين يدي رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ بالسيف، اولئك المخلصون حقاً، و شيعتنا صدقاً، والدعاة إلي دين الله سرّاً وجهراً.»
و قال: «انتظار الفرج من أعظم الفرج.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftn4)
«سپس غائب ماندن وليّ خدا كه دوازدهمين جانشين رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و امامان بعد از او مي‌باشد طولاني خواهد گشت.
اي ابوخالد، همانا اهل زمان غيبت او كه امامتش را باور دارند، و منتظر ظهور او هستند از مردم همة زمان‌ها بهترند، زيرا كه خداي تبارك و تعالي آن‌چنان عقل و شعور و معرفت به آن‌ها عنايت فرموده كه غيبت نزد آنان مانند حضور و مشاهده است، و آنان را در آن زمان به منزلة ‌كساني قرار داده كه در پيشگاه رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ با شمشير جهاد كرده‌اند، آنان حقّاً مخلص هستند، و راستي كه شيعيان ما هستند، و دعوت كنندگان به دين خداي عزّوجلّ در پنهان و آشكار مي‌باشند.»
و فرمود: «انتظار فرج خود از بزرگترين فرج‌ها است.»
در روايت ديگري ابي‌بصير گويد: روزي امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«آيا شما را خبر ندهم به چيزي كه خداوند جز به آن عملي را از بندگان قبول نمي‌كند؟ گفتم: بلي،
فرمود: شهادت به وحدانيت و يكتائي خداوند و رسالت پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و اقرار به آنچه امر فرموده،‌ و دوستي ما و بيزاري از دشمنان ما، و تسليم بودن در برابر ما، و داشتن ورع و اجتهاد و اطمينان، و انتظار كشيدن براي قيام قائم ـ عليه السلام ـ ، آن‌گاه فرمود: به درستي كه براي ما دولتي است كه خداوند آن را هر وقت كه بخواهد ظاهر مي‌گرداند.
سپس فرمود:‌ هركس دوست دارد كه از اصحاب قائم ـ عليه السلام ـ باشد پس هر آينه بايد انتظار كشد، و با ورع و محاسن اخلاق عمل كند در حالي كه انتظار دارد، پس اگر بميرد و قائم ـ عليه السلام ـ پس از او خروج كند از براي او اجر كسي است كه آن حضرت را درك كرده ‌است، پس كوشش كنيد و انتظار بكشيد، گوارا باد براي شما اي گروهي كه مورد رحمت خدا هستيد.»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftn5)
در «كافي» است كه ابي جارود به امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ عرضه داشت:
«يابن رسول الله؛ هل تعرف مودّتي تجيبني فيها فإنّي مكفوف البصر، قليل المشي و لا يستطيع زيارتكم كلّ حين.
قلت: فانّي اسئلك مسئلة لكم و انقطاعي اليكم و موالاتي ايّامكم؟ قال: فقال: نعم.
قال: هات حاجتك.
قلت: أخبرني بدينك الذي تدين الله عزّوجلّ به: أنت و أهل بيتك لأدين الله عزّوجلّ به.
قال: إن كنت أقصرت الخطبة قد أعظمت المسئلة، والله لأعطينك ديني و دين آبائي الذي ندين الله عزّوجلّ به شهادة أن لا اله إلاّ الله و أنّ محمّداً رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ والإقرار بما جاء من عند الله والولاية لوليّنا والبرائة من عدونا، والتسليم لأمرنا، و إنتظار قائمنا، والإجتهاد والورع.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftn6)
«اي فرزند رسول خدا! آيا مودّت و دلبستگي و پيروي مرا نسبت به خودتان قبول داريد؟
فرمود: آري
عرضه داشتم: من از شما مطلبي را مي‌پرسم و مي‌خواهم به من پاسخ دهيد، زيرا كه چشم من نابينا است و كمتر راه مي‌روم و نمي‌توانم هر وقت بخواهم به ديدار شما بيايم.
فرمود: خواسته‌ات را باز گوي!
عرض كردم: ديني كه تو و خاندان شما خداي عزوجل را به آن دينداري مي‌كنيد برايم بيان فرما تا خداوند را با آن دينداري كنم؟
حضرت فرمود: گرچه سؤال را كوتاه كردي ولي مطلب مهمي پرسيدي، به خدا قسم، ديني را كه من و پدرانم خداوند را با آن دينداري مي‌كنيم برايت مي‌گويم:
گواهي دادن به اين كه هيچ معبود حقيقي جز خداوند نيست، و اين كه محمد ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ پيامبر خدا است، و اقرار به آن‌چه از طرف خداوند آورده، و دوستي با دوستان ما و بيزاري از دشمنان ما، و تسليم بودن به امر ما، و انتظار قائم ما، وتلاش و پرهيزگاري مي‌باشد.»
و همچنين در اخبار بسياري تصريح شده است كه: انتظار فرج از افضل عبادات نزد خداوند عزوجل است.[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftn7)
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftnref1) . بحارالانوار، ج 52، ص 126، حديث 18.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftnref2) . تفسير برهان، ج 4، ص 293، حديث 9، به نقل از مكيال المكارم، ج 2، ص 147،‌ حديث 1234.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftnref3) . كافي، ج 1، ص 334، ذيل حديث 2.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftnref4) . بحارالانوار، ج 36،ص 387، حديث1.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftnref5) . غيبت نعماني، ص 200، حديث 15.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftnref6) . كافي، ج 2، ص 22، حديث 10.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=29#_ftnref7) . رجوع شود به مكيال المكارم، ج 2، ص 150.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:23
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif2- معناي انتظار، شرايط و آثار و علائم آن http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
حقيقت انتظار بر حسب مفهوم لفظي آن ضد يأس است،‌ و مراد از انتظار چيزي، آن است كه يقين به وقوع آن داشته و چشم به راه آن باشد، و اميدوار به زمان وقوعش باشد.
كيفيت انتظار فرج حضرت حجت ـ عليه السلام ـ در هر زماني چه قبل از زمان غيبت و چه در حال غيبت، بر دو قسم است:
قسم اول: انتظار قلبي.
قسم دوم: انتظار بدني.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifقسم اول، انتظار قلبي http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
انتظار قلبي داراي درجات سه‌گانه است:
درجة اول: آن كه يقين داشته باشد ظهور آن حضرت حق است و واقع خواهد شد، و آن وعدة الهي است كه تخلفي در آن نيست،‌ و هر قدر هم در تحقق آن تأخير شود، مأيوس و نااميد نگردد، و منكر اصل آن نشود.
درجة دوم: آن كه ظهور را موقت به وقت خاصي نداند كه قبل از آن مأيوس از وقوع آن شود.
درجة سوم: آن كه بر حسب آنچه در روايت است كه:
«توقعوا الفرج صباحاً و مساءاً.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftn1)
«هر صبح و شام منتظر فرج باشد.»
و آنچه وارد است كه:
«يَأْتِي بَغْتَهً كَالشَّهَابِ الثَّاقِبْ»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftn2)
«او هم چون شهاب فروزاني ناگهان خواهد آمد.»
و در فقره براي از دعا است:
«انّهم يرونه بعيداً ونريه قريباً»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftn3)
و امثال اين‌ها، پس در هر حال و هر زماني منتظر باشد، يعني اميد وقوع آن را داشته باشد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifدرجة اول انتظار http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
اين درجه واجب است و حقيقت ايمان به آن بستگي دارد،‌ و نبود آن در باطن امر موجب كفر و ضلالت است، اگرچه به حسب ظاهر محكوم به احكام اسلام باشد، و او براي هميشه در آتش با كفار خواهد بود، چون انكار امر امامت است.‌هر چند در ظاهر اقرار به توحيد و رسالت دارد.‌ و دليل بر آن از آيات و اخبار بسيار زياد است، چنانچه به بعضي از آن اشاره شد.
و آنچه از آيات و روايات بعد از ملاحظة وعده‌هاي الهيه كه در بعضي از آيات قرآن[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftn4) داده شده، استفاده مي‌شود اين است كه بر حسب دليل عقلي و نقلي، كساني كه شايستگي خلافت و وراثت نبويّه و ولايت الهيه را دارند، منحصرند به دوازده وجود مقدس كه حسب و نسب و اسم و وصف و شخص آن‌ها از جهت پدري و مادري، در اخبار متواتر ذكر شده است، و بعد از ملاحظة آن كه آن وعده‌هاي الهيه تا كنون ـ برآن وجهي كه در آن آيات و آن اخبار است ـ‌ هرگز در هيچ زماني نسبت به هيچ كدام از آن دوازده نفر و در حق غير آن‌ها وقوع نيافته،‌ و دين الهي در كلّ عالم بر همة دين‌ها غلبه پيدا نكرده كه جميع مردم به آن معترف شده باشند، و به ملاحظة آن كه آن امامان معصوم ـ عليهم السلام ـ همگي تاكنون مظلوم واقع شده و ضعيف شمرده شده‌اند و تمكين و استخلاف و وراثت آن‌ها در زمين با نبود خوف و ترس براي هيچ يك تحقق نيافته، پس بايد انتظار تحقق آن وعده‌هاي الهي را به وجود حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ و نيز براي پدران بزرگوارش بعد از رجعت ايشان به اين دنيا، چنانچه در اخبار متواتره بر آن تصريح شده، داشته باشد.
و بعد از تأمل منصفانه و بدون تعصب و عناد در اين آيات و اخبار، واضح و روشن مي‌شود كه انكار و شبهه در امر ظهور و فرج حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ و نيز در رجعت پدران گراميش ـ عليهم السلام ـ انكار و تشكيك در آيات قرآني و ادلّة قطعي نقلي است، و حقيقت كفر و ضلال جز همان انكار امر حق يا تشكيك در آن بعد از وضوح آن نيست.

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:23
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifدرجة دوم انتظار http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
اين درجه نيز واجب است، لكن بر وجهي كه اگر نباشد موجب فسق است، و آن يأسي است كه حرام است و از آن نهي شده است، و اين حرمت به مقتضاي تكذيب وقّاتون (كساني كه وقت براي ظهور تعيين مي‌كنند.) است.[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftn5)
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifدرجة‌ سوم انتظار http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
اين درجه مقتضاي كمال ايمان است و نبود آن موجب نقصان در ايمان است، پس لازمة كمال ايمان مؤمن آن است كه بر حسب احاديث زيادي كه در آن‌ها امر فرج را تقريب فرموده‌اند: آن را نزديك بداند و پيوسته چشم به راه باشد، و بايد حال مؤمن مانند حال كسي باشد كه خبر آمدن مسافر را به او داده‌اند مسافر او در حال بازگشت است، و او با اين احتمال كه موانع سبب تأخير در رسيدن او شده، همه روزه انتظار آمدن آن مسافر را دارد.
بنابراين، بايد براي ظهور آن حضرت و نيز ملاقات با ايشان ـ به آدابي كه ذكر مي‌شود ـ مهيا شود، همان‌طور كه انسان از براي مسافر عظيم القدر تهيه مي‌بيند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifقسم دوم، انتظار بدني http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
هرگاه انسان مزرعه‌اي داشته باشد، آن را اصلاح كرده و تخم بكارد و آب دهد، چون احتمال وقوع آفات زميني و آسماني مي‌رود، دعا مي‌كند و از خداوند متعال حفظ آن زراعت را از آن آفات طلب مي‌كند، و با اين حال انتظار مي‌كشد كه زمان رسيدن محصول آن فرا رسد.
خداوند عالم ـ جلّ شأنه ـ در هر زمان وجود مبارك امام ـ عليه السلام ـ را وسيلة بقاء عالم و عطا كردن نعمت‌هاي خود قرار داده است، كه بدون آن نه عالمي باقي مي‌ماند و نه نعمتي عطا مي‌شود، و ظهور امر امام ـ عليه السلام ـ را ـ كه تصرفات ظاهري داشته باشد ـ وسيله از براي ظهور كامل همة نعمت‌هاي ظاهري و باطني قرار داده است، كه بدون آن در هر قسم از آن نعمت‌ها نقصان پيدا مي‌شود، و در هركدام سرور و خوشحالي او مقرون به حزن و غم خواهد شد.
و همانگونه كه در نعمت‌هاي دنيوي خداوند متعال بعضي اسباب را مهيا كرده و آن نعمت‌ها را به وسيلة آن اسباب عطا مي‌فرمايد، چون بذر كاشتن و آب دادن كه وسيلة ظاهر شدن حبوبات و ميوه‌جات و گل‌هاي گوناگون است، همچنين براي تعجيل در ظهور امام ـ عليه السلام ـ كه وسيلة ظهور همة نعمت‌ها است، اسبابي مقرر فرموده است كه به دست خود بندگان است، و آن اسباب عبارت از تقوا و اعمال صالحه است، چنان‌چه در اين آية شريفه مي‌فرمايد:
«وَلَوْ اَنَّ اَهْلَ الْقُري آمَنُوا وَاتَّقُوا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْاَرْضِ»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftn6)
و آفت تعجيل در ظهور آن حضرت، اعمال قبيحه زشت و گناهان بندگان است، و از همة آن‌ها بدتر افشاء كردن اسرار آل محمد ـ عليهم السلام ـ و تقيه نكردن از دشمنان مي‌باشد، كه اين خود امر فرج را به تأخير مي‌آندازد، و لذا بندة مؤمن با توبه از همة گناهان و خطاها از خداوند دفع آن آفات و اثر آن‌ها را طلب مي‌كند، و با اين حال انتظار مي‌كشد كه زمان رسيدن محصول يعني روز ظهور و فرج امام ـ عليه السلام ـ فرا رسد، و اين حال با اين خصوصيات، ‌انتظار كامل بدني است كه از لوازم كمال ايمان است.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifشرايط انتظار http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
شرايط انتظار يعني: اموري كه مترتب شدن فضائل انتظار ـ كه ذكر شد ـ به آن بستگي دارد، و هر قدر در آن امور نقصان حاصل شود، موجب نقصان در فضائل و ثواب‌هاي آن خواهد شد، از مهمترين آن شرايط، دو امر است كه در اين مقام ذكر مي‌شود.

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:23
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifخلوص نيت، اولين شرط انتظار http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
همچنان كه گفتيم انتظار فرج از بهترين و ارزنده‌ترين عبادات نزد خداوند است، و شرط صحت و قبولي هر عبادتي اخلاص است، و توضيح آن چنين است كه در هر عبادتي انگيزه و محرك آدمي بر انجام آن ممكن است يكي از وجوه زير باشد.
وجه اول: آن كه انگيزه و محرك بر عمل، اصلاح امور دنيوي باشد، و آن به دوگونه است:
اول: آن كه در عمل قصد و نيّت او فقط رسيدن به امر دنيوي باشد، بدون آن كه در آن رضاي الهي را تصور نمايد، و اين مانند مزدور و اجرت بگيري است كه قصدش، گرفتن اجرت است، و چيز ديگري را هرگز ملاحظه نمي‌كند.
پس هرگاه در مقام عبادت قصد بنده چنين باشد، اين عبادت به‌طور كلي از درجة خلوص ساقط است، و علماء در چنين حال به بطلان آن حكم مي‌كنند.
دوم: آن كه قصد در عبادت رضاي الهي است، ولكن رضاي الهي را وسيله حصول امر دينوي قرار مي‌دهد، يعني: چون معرفت پيدا نموده كه خداوند عالم اين عبادت را دوست دارد، بجا مي‌آورد كه رضاي الهي به آن حاصل شود، و خداوند به وسيلة آن امر او را اصلاح فرمايد.
پس اگر چنانچه در كلية عبادات، نيت و قصدش همان به دست آمدن امور دنيوي و رسيدن به مقاصد آن باشد كه برگشت همه‌اش به دنيا است، مانند رياست‌طلبي و راحت‌طلبي و لذت‌جوئي و امثال اين‌ها، پس اين عبادت، عبادت شيطاني است. و چنين شخصي از زمرة اهل اخلاص به‌طور كلي خارج است.
ولكن اگر اين نوع قصد در امور اضطراري باشد، يعني در بعضي از حوائج دنيوي چون اداء قرض يا رفع امراض يا رفع پريشاني و امثال اين‌ها به بعضي از عبادت‌ها بر همان وجهي كه دستور داده شده‌است، متوسل شود، و نيت او در آن عبادت، رضاي الهي باشد و آن را وسيلة اصلاح امر دنيائي قرار دهد، اين كمترين درجة خلوص مي‌باشد، و علماء به صحت اين عمل به وجه مزبور حكم فرموده‌اند.
وجه دوم: آن كه انگيزه عمل او، محض فوائد اخروي، مانند رسيدن به مقامات عالية بهشت، يا نجات از دركات آتش و دوزخ باشد.
گرچه در اين مورد نيت و قصد واقعي در عبادت حصول رضاي الهي است، و به وسيلة رضاي الهي در آن عبادت، بنده از خداوند ـ جلّ شأنه ـ بهشت يا خلاصي از جهنم را طلب مي‌نمايد، ولي با اين حال،‌ خلوص حاصل مي‌شود.
لكن خلوص حقيقي حاصل نمي‌شود، زيرا خلوص حقيقي در مقام عبادت آن است كه بنده هيچ منفعتي كه برگشت آن به خودش باشد ـ ولو منافع اخروي ـ در نيت لحاظ نكند، و حقيقتاً جز رضاي الهي چيز ديگري در نظرش نباشد.
وجه سوم: آن كه در مقام عبادت قصد واقعي او جز رضاي الهي چيز ديگري نباشد، و اين خلوص كامل حقيقي است
. http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftnref1) . كافي، ج 1، ص 333، حديث 1.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftnref2) . بحارالانوار، ج 51، ص 72.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftnref3) . سورة معارج، آية 6.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftnref4) . « هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ »، سورة صف، آيه 9.
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ»، سوره نور، آيه 55.
«وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»، سوره قصص، آيه 5.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftnref5) . كافي، ج1، ص 386، حديث 2 و 3 و 5.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30#_ftnref6) . سورة اعراف، آية 96.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:23
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
ولكن منافات ندارد كه بنده با اين درجه از خلوص كمال رغبت و اشتياق به نعمت‌هاي الهي در بهشت، و ترس از عذاب الهي در جهنم داشته باشد، به واسطة آن كه خلوص او در مقام عبادت و بندگي است كه در اين مقام جز رضاي الهي هيچ امر ديگري را ملاحظه نمي‌كند.
و اما نعمت‌هاي الهي و همچنين نجات از عذاب او را از جود و عفو او سؤال مي‌نمايد، بدون آن كه هيچ يك از اين ها را در حال عبادت در قصد و نيت خود ملاحظه كرده و به نظر آورد.
چنانچه حال اولياء الله چنين بوده، و شرح حال مناجات آن‌ها و فقرات دعاهاي آنان قوي‌ترين شاهد بر اين مطلب مي‌باشد.
درجات سه‌گانه نيت در انتظار و ظهور حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ
درجة اول:
بعضي از بندگان عمده غرض آن‌ها در انتظار فرج حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ اشتياق به زيادي نعمت‌‌هاي الهي و وسعت در امور زندگي، و رفع شدائد و سختي‌ها مي‌باشد كه در دوران ظهور وجود دارد، و اين خود بر دوگونه است:
اول: آن كه غرض و هدف او مجرد رسيدن به همين جهات مزبوره است، به گونه‌اي كه اگر چنانچه در همين حال از براي او اين جهات اصلاح شود، يعني خداوند به او وسعت در نعمت‌هاي خود عطا فرمايد، و از او سختي‌ها و بلاها را دفع نمايد، پس آن حال اشتياق از او زائل مي‌شود، و به كلي از ذكر آن حضرت و از ياد فرج و ظهور ايشان غافل مي‌گردد.
پس اگر چنين باشد، به‌طور كلي از عنوان خلوص خارج خواهد شد، و به فضيلت انتظارفرج فائز نخواهد گرديد، و در اين انتظارش از اهل دنيا خواهد بود.
چنانچه در كتاب «كافي» از ابي بصير روايت كرده كه گفت به امام صادق ـ عليه السلام ـ عرض كردم: كي فرج خواهد شد؟ فرمود:
«و أنت ممّن تريد الدنيا؟»
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif«قصد و ارادة تو در طلب اين امر دنيا است؟». http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
سپس فرمود: هركس به اين امر معرفت پيدا نمايد پس به واسطة انتظار فرج الهي به تحقيق از براي او فرج حاصل شده است.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftn1)
دوم: آن كه غرض از اشتياق داشتن او به آن جهات مزبوره، به ملاحظة آن است كه آن گشايش‌ها و آن نعمت‌هاي فراوان، مخصوص آن زمان است، و چيزي است كه آن را خداوند از براي اولياء مقربين او ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ پسنديده است، چنين اشتياقي نزد خداوند محبوب است.
چنانچه مضمون حديثي است كه از حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ كه فرمود:
«ما اهل‌بيت در مقام رضاي الهي چنانيم كه اگر خداوند فقر را بر ما مقدر كند،‌ دوست مي‌داريم، و اگر وسعت و غنا مقدر نمايد آن را نيز دوست مي‌داريم.»
و در روايت ديگري نقل شده است كه:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif«چون خداوند عالم براي حضرت ايوب ـ عليه السلام ـ بعد از برطرف شدن بلا، ملخ طلا نازل كرد، آن حضرت تمام آن ملخ‌ها را از اطراف برمي‌داشت، جبرئيل ـ عليه السلام ـ عرض كرد: خوب در جمع‌آوري آن‌ها اهتمام داريد! فرمود: چون كه عطاي پروردگار من است.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftn2) http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
پس از اين‌گونه احاديث ظاهر مي‌شود كه هرگاه بنده نعمت‌هاي دنيوي را به اين عنوان كه آن عطائي است كه خداوند به رضاي خود مرحمت فرموده است، دوست داشته باشد، اين دوستي از موضوع اخباري كه در مذمت دنيا و دوست داشتن آن وارد شده، خارج است.
و چون همة نعمت‌هاي الهي كه در زمان فرج آل محمد ـ عليهم السلام ـ وعده داده شده است، خداوند آن‌ها را براي اولياء مقربين خود پسنديده، و گوارا قرار داده است، پس اشتياق به آن‌ها محبوب و پسنديده الهي خواهد بود چرا كه بنده در اين اشتياق و انتظارش رضاي الهي را ملاحظه دارد، و لهذا به همة فيوضات و ثواب‌هاي مقرره براي انتظار فرج فائز خواهد شد.
لكن اين نوع قصد و غرض مرتبة اول خلوص در امر انتظار فرج مي‌باشد، به واسطة آن كه نهايت آن طلب نعمت‌هاي دنيوي است.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:24
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدرجة دوم: http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
بعضي از بندگان عمده غرض در اشتياق به فرج آن حضرت را، برخورداري از علوم و معارف و حكمت‌هاي الهي مي‌دانند.
زيرا علومي كه در آن زمان ظاهر مي‌شود مافوق تمام علومي است كه از اول عالم تا آن زمان ظاهر شده، و در آن زمان هركس به كمال علم خود از ديگري بي‌نياز مي‌گردد، و در تفسير اين آية مباركه«يُغْنِ اللَّهُ كُلاًّ مِنْ سَعَتِهِ»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftn3)
آمده است كه حتي زنان در خانه‌هاي خود به احكام دين، به درجة علماء، عارف و عالم مي‌شوند.[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftn4)
و اين به بركت دست مبارك آن حضرت است كه بر سر شيعيان مي‌گذارد، و عقول آن‌ها كامل مي‌شود، چنانچه در روايات متعددي در كتاب «كافي» و غير آن وارد شده است.[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftn5)
و ظاهر فرمودن همة بيست و هفت حرفي است كه مبناي علوم الهي است كه حضرتش افاضه مي‌فرمايند، و از اول عالم تا كنون بيش از دو حرف آن ظاهر نگرديده است.
و همچنين اشتياق به فرج آن حضرت دارد، به خاطر آن كه در آن زمان اسباب عبادت به اعلي درجه آن آماده است، چون كه شيطان و اتباع او همگي كشته و نابود مي‌شوند، و به خاطر مخذول بودن شياطين ظاهري، ترس از بندگان برداشته مي‌شود.
پس هرگاه غرض اصلي و حقيقي در اشتياق و انتظار فرج آن حضرت رسيدن به اين دو مقصد مهم ـ يعني كمال معرفت و عبادت ـ باشد، روشن است كه از نظر خلوص چندين برابر از درجة اولي كاملتر است، و به همين جهت به آن فيوضات و ثواب‌هاي خاصة انتظار فرج هم با كامل‌ترين درجه فائز مي‌شود.
ولكن اين درجه هم خلوص كامل نيست، چرا كه خلوص كامل آن است كه بنده در مقام عبادت هيچ جهت از جهاتي كه برگشت به خود او دارد، حتي از منافع اخروي ملاحظه ننمايد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدرجة سوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
بعضي از بندگان غرض اصلي از اشتياق به فرج آنحضرت، ظهور امر الهي و دين مبين او در همة دنيا و غلبه آن بر همة‌ اديان باطله و ظهور امر اولياء الهي و ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ و ظهور فضل و جلال آن‌ها، و ظهور نور و ضياء آن‌ها، و ظهور همة شئونات جليله و عظيمة آن‌ها باشد، و نيز سركوبي دشمنان اهل‌بيت و انتقام‌گيري از آن‌ها و خونخواهي مظلومان كربلا و اجراء همة‌ حدود الهي و احكام را بخواهند، كه در اين‌صورت خلوص ايشان كامل و همة اجر و پاداشي كه براي انتظار فرج ذكر شد بر اين نيت مترتب مي‌شود.
حديثي از امام صادق ـ عليه السلام ـ و خلوص حقيقي در انتظار
و از جملة شواهد در اين كه سومين درجة خلوص در باب انتظار فرج، لازم است و با دارا بودن آن، همة فضائل انتظار به‌طور كامل حاصل مي‌شود، روايت عمار ساباطي است كه مي‌گويد: به امام صادق ـ عليه السلام ـ عرض كردم:
«عبادت كردن با امامي از شما كه ظاهر نبوده و در زمان دولت باطل باشد افضل است، يا عبادت كردن در زمان ظهور دولت حق با امام ظاهر از شما؟
حضرت فرمودند: اي عمار! به خدا قسم صدقه دادن در پنهاني افضل است از صدقه دادن در آشكارا، و به خدا قسم عبادت شما در پنهان با امام غير ظاهر در دولت باطل افضل و بهتر است از اين كه خدا را در زمان ظهور حق با امام ظاهر عبادت كنيد.»
و روايت را در فضيلت و برتري اعمال در زمان خوف و ترس در دولت باطل ادامه داد، و چون عمار اين مطالب را شنيد مي‌گويد:
«عرض كردم: جان من فداي تو باد، هرگاه چنين است پس ما چرا آرزو كنيم كه از اصحاب حضرت قائم ـ عليه السلام ـ باشيم، با آن كه ما امروز در زمان امامت تو و مشغول طاعت تو هستيم و اعمال ما بهتر از اعمال اصحاب دولت حق است؟
حضرت فرمود: سبحان الله! آيا نمي خواهي كه خداي عزّوجلّ حق و عدل را در بلاد ظاهر گرداند. ‌و حال همه نيكو گردد، و مردم همه بر دين حق اجتماع نمايند، و اُلفت در ميان قلوب پراكنده به هم رسد، و كسي در زمين خدا معصيت نكند، و حدود خدا در ميان خلق جاري گردد، و حق به اهلش رسيده و آن را اظهار نمايند، و چيزي از حق به جهت خوف از مردم پنهان نگردد؟
بدان، والله اي عمار! كسي از شما نمي‌ميرد با حال دوستي ما، مگر آن كه او نزد خداي عزّوجلّ از بسياري از آن‌هائي كه در جنگ بدر و احد حاضر شدند افضل است، پس بشارت باد شما را.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftn6)
از قسمت آخر اين حديث شريف روشن ميشود كه مؤمن ولو به ملاحظة آن كه اعمال او قبل از زمان ظهور و دولت حق افضل از زمان ظهور باشد، ولكن بايد انتظار ظهور حضرت قائم ـ عليه السلام ـ و دولت حق را داشته باشد، و به كمال خلوص و اشتياق ظهور امر حق و احكام دين، و ظهور امر اولياء الهي، و بازگشت حقوق ايشان به خودشان، و برطرف شدن خوف و امثال اين امور را داشته باشد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:24
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدومين شرط انتظار: صبر و شكيبايي http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
صبر و پايداري مؤمن در انتظار فرج امر مهمي است، و همين است كه موجب برخورداري او از آن همه ثواب و فضيلت‌هاي انتظار مي‌شود، چنانچه در روايتي در«بحار» از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمودند:
«از دين ائمه داشتن ورع و عفت و صلاح... و انتظار فرج به صبر نمودن است.»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftn7)
بلكه از اين فرمايش استفاده مي‌شود كه صبر به منزلة ركن انتظار است.
اقسام و درجات صبر
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif1. صبر بر ظلم اعداء http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
يعني صبر كردن بر آنچه از دشمنان در دولت باطل و در حال غيبت امام ـ عليه السلام ـ بر او وارد مي‌شود، و اين فضيلت بسيار دارد كه امام صادق ـ عليه السلام ـ در حديث عمار فرمود:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif«هركدام از شماها در حال انتظار و صبر نمودن بر اين ظلم‌ها بميرد، نزد خدا از بسياري از شهداي بدر و احد افضل است.»http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
و در حديث ديگري به بعضي از مواليان خود فرمود:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif«ألا تعلم أنّ من انتظر أمرنا و صبر علي ما يري من الأذي
والخوف، هو غداً في زمرتنا؟»[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftn8) http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
«آيا نمي‌داني كه هركس انتظار امر ما را داشته باشد، و بر اذيت و آزار و ترسي كه از دشمنان مي‌بيند صبر نمايد، در روز قيامت در زمرة ما خواهد بود.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftnref1) . كافي، ج 1، ص 372، حديث 3.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftnref2) . بحارالانور، ج 12، ص 352، حديث 22.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftnref3) . ترجمه: خداوند هركس را به رحمت واسع خود بي نياز خواهد كرد. (سورة نساء،‌ آية 130،).
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftnref4) . بحارالانوار، ج 52، ص 309.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftnref5) . بحارالانوار، ج 51، ص 35، و ج 52، ص 328.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftnref6) . كافي، ج 1، ص 233، حديث 2، كمال الدين، ص 645.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftnref7) . بحارالانوار، ج 10، ص 353، حديث 1.
[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=2&query=#_ftnref8) . بحارالانوار،ج 52، ص 256، حديث 147

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:24
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif2. صبر بر بلايا و هموم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
يعني بلاها و غصه‌هائي را كه از جهت غيبت امام ـ عليه السلام ـ به او مي‌رسد تحمل كند، چنانچه در كتاب «كافي» از ابو صلاح كناني روايت كرده كه گفت:
«خدمت امام صادق ـ عليه السلام ـ بودم پيرمردي وارد شد و عرض كرد: يا اباعبدالله نزد شما از ظلم فرزندانم و اذيت برادرانم به من در اين سن پيري شكايت دارم.
امام ـ عليه السلام ـ فرمودند: اي فلان! به درستي كه از براي حق دولتي، و از براي باطل نيز دولتي است، و اهل هر يك در دولت ديگري در ذلت و خواري به سر مي‌برند، و كمتر چيزي كه به مؤمن در دولت باطل مي‌رسد، ظلم اولادش و جفاي برادرانش مي‌باشد، و هيچ مؤمني نيست كه به او راحتي و آسودگي در دولت باطل برسد، مگر آن كه در مقابل آن قبل از مردن در بدن او يا در اولادش يا در مالش بلائي خواهد رسيد، تا آن كه خداوند او را از آلودگي‌هائي كه پيدا كرده خالص كند، و بهرة او را در دولت حق كامل گرداند، پس صبركنيد و شاد باشيد.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=3&query=#_ftn1)
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif3. صبر بر طولاني شدن زمان غيبت http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
مؤمن نبايد هيچ‌گاه با قلب يا زبانش بر خداوند يا برامام ـ عليه السلام ـ اعتراض نمايد، كه چرا غيبت ايشان را طولاني فرموده است؟ يا چرا با وجود اين همه فساد و غلبة آن بر تمامي زمين، ايشان ظاهر نمي‌شود؟
زيرا بعد از آن كه يقين دارد كه تمام امور زميني و آسماني بر وفق اراده و مشيت حضرت احديّت ـ جلّ شأنه ـ مي‌باشد، و بدون آن هيچ امري تحقق پيدا نمي‌كند، به خصوص امر امام ـ عليه السلام ـ كه او در هيچ امري بدون اذن و رضاي الهي تصرف نمي‌فرمايد، و بعد از آن كه يقين دارد كه مشيت الهي در هر امري كه تعلق گرفت، حتماً خير و صلاح است، بلكه مقرون به حكمت‌هاي بسيار است.
لازمة اين يقين و اعتقاد آنان است كه هرچند غيبت امام ـ عليه السلام ـ طولاني شود، و فتنه‌ها و بلاهاي زيادي از هر نوع آن‌ها روي دهد، بنده از جهت ظاهري و قلبي تسليم خداوند و راضي به آن باشد، و صبر نمايد. و چون و چرا نكند، و شك در دلش پيدا نشود، و وسوسه به قلب خود راه ندهد، كه اگر چنين كرد از فضيلت و مقام والائي برخوردار مي‌گردد.
روايت شده است كه حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«از براي قائم ـ عليه السلام ـ غيبتي خواهد بود كه زمان آن طولاني مي‌شود، گويا مي‌بينم كه شيعيان او در حال غيبت او مانند جولان كردن گوسفندان براي پيدا كردن چراگاه جولان مي‌كنند ـ يعني به دنبال مكان آن حضرت هستند و آن را نمي‌يابند.
آگاه باشيد هر يك از آن‌ها بر دينش ثابت بماند بگونه‌اي كه دلش قساوت پيدا نكند ـ يعني شكي در او به سبب طولاني شدن غيبت آنحضرت عارض نشود پس او در روز قيامت با من و در درجه من خواهد بود.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=3&query=#_ftn2)
و روايت ديگري در «بحار» از حضرت زين العابدين ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمود:
«هركس بر ولايت ما در زمان غيبت قائم ما ـ عليه السلام ـ ثابت بماند، خداوند او را اجر هزار شهيد بدر و احد عطا فرمايد.»
و به اين درجه از صبر در دعاي شريفي كه از شيخ جليل عثمان بن سعيد ـ رضي الله عنه ـ نائب دوم از نواب چهارگانه آن حضرت روايت شده، اشاره شده است، كه شيعيان آن را در زمان غيبت بخوانند. و مضمون فقرات آن چنين است:
«الهي؛ مرا بر دين خود ثابت بدار، و براي عمل به طاعت خود توفيق بده، و قلب مرا از براي پذيرش امر ولي امرت نرم كن، ومرا از آنچه به آن خلق خود را امتحان فرموده‌اي عافيت بده، و مرا بر فرمانبرداري براي ولي خود كه او را از خلق خود پنهان فرموده‌اي ثابت قدم بدار، او به اذن تو از مخلوقات تو غائب شده است، و انتظار امر تو را براي ظهورش دارد، و توئي داناي ناآموخته از غير خود، به وقتي كه در آن صلاح امر ولي تواست كه او را براي اظهار امرش و پرده برداشتن از سرش اجازه فرمائي.
پس مرا بر اين امر شكيبا گردان به طوري كه دوست نداشته باشم تعجيل امري را كه تأخير فرموده‌اي، و نه تأخير آنچه را كه معجّل قرار داده‌اي، و امر پنهان تو را آشكار نكنم، و از آنچه علت آن را مخفي فرموده‌اي جستجو نكنم، و در آنچه تقدير فرموده‌اي با تو منازعه ننمايم، و نگويم كه به چه سبب و چرا و به چه غرض وليّ امر تو ظاهر نميشود، و حال آن كه زمين از ظلم و جور پرشده است؟ و تمام امورات خود را به تو تفويض و واگذار نمايم.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=3&query=#_ftn3)
پس براي بندة‌ مؤمن لازم است به جهت سالم ماندن از وسوسه‌ها وشك و شبهه‌ها و فتنه‌ها به دعا روي آورده، و از خداوند آن را مسئلت نمايد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=3&query=#_ftnref1) . كافي، چ 2، ص 447، حديث 12.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=3&query=#_ftnref2) . بحارالانوار، چ95، ص 327، حديث 3
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=30&q=3&query=#_ftnref3) . بحارالانوار، ج 95، ص 327، حديث 3.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:24
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif3- آداب انتظار http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آداب انتظار اموري است كه وجود آن‌ها در مؤمن، سبب كامل شدن فضل و ثواب انتظار او مي‌شود، و موجب بالا رفتن مقام و درجة او نزد خداوند و اولياء الهي ميشود، و مهمترين آن‌ها دو امر است كه به آن اشاره مي‌كنيم.
امر اول:
مؤمن هرگاه واقعاً انتظار ظهور مولاي خود ـ عليه السلام ـ را دارد، و حقيقتاً مشتاق ديدار جمال دلرباي آن طاووس كبريائي است و واقعاً درك حضورش را آرزو دارد، بايد بعد از تحصيل انتظار،‌ سعي و كوشش كند تا آن كه باطن خود را به محاسن و مكارم اخلاق از قبيل حلم، وقار، عفت، بي‌نيازي از غير خدا، توكل، ترحم، خضوع و خشوع، جود و كرم، و امثال اين‌ها زينت دهد، وظاهر خود را به آداب و سنن نبويه ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ از قبيل انجام دادن نوافل و مستحبات، و ترك نمودن مكروهات آراسته گرداند، به‌طوري كه از اهل آن‌ها به حساب آيد و او را متصف به آن صفات بشناسد، چنانچه از امام باقر ـ عليه السلام ـ در ضمن حديثي نقل شده است كه فرمود:
«و عوّدوا أنفسكم الخير و كونوا من أهله تعرفوا فإنّي آمر بهذا ولدي و شيعتي»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=31#_ftn1)
«خودتان را به امر خير عادت بدهيد، و از اهل آن شويد تا آنكه نزد هر كسي به وصف خير و نيكي شناخته شويد، به درستي كه من به اهل طريق اولاد و شيعيان خود را امر مي‌كنم.»
و از حضرت موسي بن جعفر ـ عليهما السلام ـ نقل شده كه فرمودند:
«بارها از پدر بزرگوارم شنيدم كه مي‌‍‌فرمود: از اولياء ما نيست كسي كه او در قريه‌اي باشد كه در او ده هزار نفر مرد باشد و در ميان آن‌ها كسي پرهيزگارتر از او پيدا شود.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=31#_ftn2)
پس از اين احاديث استفاده مي‌شودكه: آنچه وسيلة‌ تقرب به ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ است و موجب لياقت انس با آن‌ها مي‌شود، اهتمام در اتصاف به محاسن اخلاق و سنن و آداب است. و بندة مؤمن هرگاه مشتاق درك فيض حضور مولاي خود و رسيدن به مقام انس با آن حضرت در ظهور ايشان، بلكه قبل از آن مي‌باشد، بايد در اين دو امر، يعني محاسن اخلاق باطني، و حسن آداب ظاهري سعي نمايد.
امر دوم:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifاز آداب ظاهري انتظار، مهيا نمودن اسلحه است،
ولو اينكه يك تير باشد، چنانچه ذكر آن سابقا گذشت. http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=31#_ftnref1) . بحارالانوار، ج 46، ص 31، حديث 31، خرائج، ص 596.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=31#_ftnref2) . كافي، ج 2، ص 79، حديث 15.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:24
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif4- علائم انتظار http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
يعني چيزهايي كه به واسطة آن‌ها مؤمن مطمئن مي‌شود كه حقيقت انتظار در وجود او پيدا شده است.
و از آشكارترين آن‌ها، دو علامت است كه اجمالاً بيان مي‌شود:
اولين علامت انتظار؛ اشتياق قلبي است.
زيرا هرچه محبوب در نظر حبيب عزيزتر باشد و محبت حبيب نسبت به او بيشتر باشد، اشتياق او به ديدار محبوب زيادتر مي‌شود، و هرچه آتش اين اشتياق در وجودش بيشتر شعله‌ور شد، مفارقت دوست مشكل‌تر و تلخ‌تر خواهد شد، و هرچه زمان مفارقت طولاني شود، غم و اندوه فراوان‌تري به دنبال خواهد داشت، به حدي كه باعث بكاء و گريه، بلكه موجب جزع و ندبه مي‌شود.
بنابراين، هرگاه بندة مؤمن درحال انتظار اشتياق ديدار مولاي خود را داشته باشد، بايد به واسطة طول زمان مفارقت و غيبت ايشان حزن و غم در قلب او ظاهر و هويدا گردد، كه لازمه‌اش گريستن در دوري آن حضرت است.
چنانچه در «كافي» روايت شده از امام صادق ـ عليه السلام ـ كه در بيان حال مؤمنين در زمان غيبت ايشان فرمودند:
«ولتدمعنّ عليه عيون المؤمنين»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=32#_ftn1)
«براي او چشم‌هاي مؤمنين گريان مي‌شود.»
و در دعاي ندبه دلسوختگان و شيفتگان چنين آمده:
«هل من معين فاُطيل معه العويل و البكاء؟ هل من جزوع فاُساعد جزعه إذا خلا؟ هل قذيت عين فساعدتها عيني علي القذي؟»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=32#_ftn2)
«آيا ياري كننده‌اي هست تا با او ناله و گريه را طول دهم؟ آيا جزع كننده‌اي هست تا آن كه ياري نمايم جزع او را هرگاه ساكن شود؟ آيا چشم مجروحي هست تا آن كه او را چشم من بر مجروح شدن آن ياري نمايد؟»
و از لوازم طول مفارقت محبوب، ناگوار بودن لذائذ در كام انسان و سلب شدن خواب راحت از او و هميشه به ياد محبوب خود بودن است.
دومين علامت انتظار؛ عزلت و گوشه‌گيري از بيگانگان است، و از لوازم آن، كمي گفتار مطالب بيهوده است.
پس هركس اين آثار را در وجود خود به صورت بيشتر و كاملتر چه از نظر ظاهري و چه از نظر باطني، مشاهده كرد، علامت آن است كه مقام اشتياق و حقيقت انتظار او براي ظهور و فرج مولاي خود ـ عليه السلام ـ و زيارت جمال نوراني او كاملتر است.
و همة اين امور يعني حزن قلبي، افسردگي چهره، بكاء وگريه، جزع وندبه، ناگواري لذائذ، كمي خواب، عزلت و گوشه‌گيري، هميشه به ياد او بودن، قلّت كلام، در اخبار به طور عموم يعني بين هر حبيب و محبوبي و خصوص يعني بين آن حضرت و دوستانش اشاره شده است.
و در كتاب «كمال الدين» در قضية ابراهيم بن مهزيار روايتي از مولاي ما حضرت صاحب الامر ـ صلوات الله عليه ـ نقل شده كه حضرتش در ضمن فرمايشات زيادي ـ در رابطه با آنچه پدر بزرگوارشان حضرت امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ به ايشان فرموده بودند ـ به ابراهيم بن مهزيار فرمودند:
«واعلم أنّ قلوب أهل الطاعة والاخلاص تزع إليك مثل الطّير إذا امّت إلي أوكارها و هم معشر يطّلعون بمخائل الذلّة والاستكانة، و هم عندالله برده اعزّاء يبرزون بأنفس مختلة محتاجع، و هم أهل القناعة والاعتصام، استنبطوا الدين فواردوه علي مجاهدة الأضداد، خصّهم الله باحتمال الضيم في الدنيا ليشملهم باتّساع العزّ في دار القرار، و جلبهم علي الخلايق الصبر ليكون لهم العاقبة الحسني و كرامة حسن العقبي»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=32#_ftn3)
«بدان؛ بدرستي كه دل‌هاي اهل طاعت و اخلاص به شدت به سوي تو پر مي‌كشد، همان‌طور كه مرغان به جانب آشيانه‌هاي خود پر مي‌كشند و رو مي‌آورند، و آن‌ها جماعتي هستند كه در معرض ذلّت و حقارت واقع مي‌شوند، و حال آنكه ايشان در نزد خداوند عزيز و رو سفيدند، آن‌ها در بين مردم ظاهر مي‌شوند در حالي كه به شدت مبتلا به فقر و نيازند. و ايشان اهل قناعت و اهل تمسك به وسيله‌هايي هستند كه از فتنه‌ها سالم بمانند.
و آن‌ها بر وجه تحقيق دين را به دست آورده‌اند، و با آنچه با آن ضديت دارد مجاهده مي‌كنند، خداوند آن‌ها را به قوت تحمل سختي‌هاي دنيا مخصوص گردانيده است، تا آن كه عزت فراوان در آخرت را شامل حال آن‌ها فرمايد، و چگونگي صبر در هر مكروهي را در نهاد سرشت آن‌ها قرار داده، تا آن كه از براي آن‌ها عاقبت نيكو و بلند مرتبه‌گي در آخرت بوده باشد.»
و از لوازم ديگر اين اشتياق، اهتمام نمودن در دعا و طلب تعجيل فرج از خداوند است، زيرا واضح است كه هرگاه كسي كمال اشتياق را به امري داشته باشد، به هر وسيله‌اي كه برايش ممكن باشد سعي مي‌كند فاصله‌اي كه بين او و محبوبش هست برطرف كند، و از طول فراق بكاهد، و دعا بهترين وسيله براي رسيدن به اين مقصود است.
و وقتي اين خواسته يعني اشتياق به ظهور و برخوردار شدن از فيض ديدار جمال آن حضرت در نظرش اهميت زيادتري داشته باشد، خواسته‌هاي ديگرش را تحت الشعاع قرار مي‌دهد، بلكه آن‌ها را ناديده مي‌گيرد.
و حال او مانند حال حضرت اباذر ـ رضي الله عنه ـ مي‌گردد كه روايت شده است: چشم ايشان مبتلا به چشم درد شد، پرسيدند: چرا معالجه نمي‌كني؟ فرمود: امري مهمتر از اين دارم، گفتند: چرا دعا نمي‌كني؟
فرمود:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدعائي مهمتر از اين دارم.[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=32#_ftn4)http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=32#_ftnref1) . كافي، ج 1، ص 336، حديث 3.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=32#_ftnref2) . بحارالانوار، ج 102، ص 108.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=32#_ftnref3) . كمال الدين، ص 448.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=32#_ftnref4) . بحارالانوار، ج 22، ص 431، حديث 40.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:24
http://upload.tazkereh.ir/images/73359374777703535371.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif5- نتيجه كلي از بحث انتظار http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
از آنچه در باب انتظار فرج بيان شد، واضح گرديد كه: هرگاه معنا و مصداق انتظار چه از نظر ظاهري و چه از نظر قلبي، با شرايط و آداب خاصه‌اش در كسي محقق شد، به‌طوري كه آثار و علائم آن آشكار باشد، پس عنوان نصرت و ياري به وجود مبارك حضرت حجت ـ عليه السلام ـ ، بلكه نصرت به جميع پدران بزرگوار ايشان، بلكه به جميع اولياء الهي تحقق يافته است.
و اين نصرت هم نصرت و ياري است نسبت به قلب مباركشان كه هموم از آن برطرف مي‌شود، و هم نسبت به وجود اقدس‌شان، كه شدائد و بليّات دوران غيبت از ايشان دور مي‌گردد، و هم نسبت به دوستان و شيعيان‌شان، هم در جهات اخروي و هم در جهات دنيوي ايشان، زيرا در همة آن جهات براي آنان فرج حاصل مي‌شود.
پس به وسيلة همين حال انتظار ـ هرچند امر فرج قبل از مرگ او واقع نشود ـ در زمرة انصار و ياوران واقعي آن حضرت محسوب خواهد شد.
چنانچه حضرت ابراهيم خليل ـ عليه السلام ـ وقتي از طرف پروردگار مأموريت يافت فرزند خود اسماعيل را قرباني كند، تمام مقدمات آن را فراهم نمود و آماده براي اجراي دستور الهي شد، كه به فرمان ديگري از طرف پروردگار مأمور گرديد و خودداري كرد، پس خطاب شد: «قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيا»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=33#_ftn1)يعني به آنچه مأمور شدي در مورد ذبح اسماعيل ـ عليه السلام ـ عمل كردي، و از اين جهت،‌ فيض عظيم الهي و پاداش فراوان او را ـ ولو با حال واقع نشدن آن‌ ـ دريافت كرد.
بنابراين هرگاه بنده‌اي به اندازه توانائي خويش در نصرت و ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ كوشش كند و فرج آن حضرت را انتظار كشد، چنين بنده‌اي در زمره‌اي ياوران آن حضرت قرار مي‌گيرد، هرچند بر حسب مصالح و حكمت‌هاي ظاهري يا پنهاني پروردگار، فرج آن حضرت تأخير افتد.


http://upload.tazkereh.ir/images/73359374777703535371.gif

[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=33#_ftnref1) . سوزة صافات آية 105.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:25
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif1- ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با طلب آمرزش http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
از راههاي نصرت و ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ طلب مغفرت و آمرزش براي همة اهل ايمان است، در حال حيات باشند يا از دنيا رفته باشند، و بيان آن چنين است:
مضمون تعداد زيادي از روايات كه در «كافي» و غير آن روايت شده چنين است كه: خداوند عالم مقدر فرموده بود كه فرج قبل از واقعة كربلا واقع شود، و چون واقعة كربلا وقوع يافت غضب الهي بر اهل زمين شدت گرفت، اما بر مخالفان و دشمنان به جهت آن كه اساس آن حادثه و ظلم را برپا كردند، و اما بر اهل ايمان به واسطة آن كه آن حضرت را ياري نكردند تا آن كه دشمنان بر امام ـ عليه السلام ـ چيره شده و غلبه پيدا كردند.
پس از آن، سال صد و چهل براي فرج مقدر شده بود، در زمان حضرت موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ شيعيان ترك تقيه نموده و اسرار آل محمد ـ عليهم السلام ـ را افشا نمودند، از آن زمان هم به تأخير افتاد، و ديگر وقت معيني براي آن تعيين نشد، و فرمودند:
«يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=35#_ftn1)
في الكافي: عن أبي حمزة الثمالي قال: سمعت أبا جعفر ـ عليه السلام ـ يقول:
«يا أبا حمزة! إنّ الله تبارك و تعالي قد كان وقّت هذا الامر في السبعين، فلما قتل الحسين ـ عليه السلام ـ إشتدّ غفب الله علي اهل الارض فأخره إلي أربعين و مائة، فحدثناكم فأذعتم الحديث فكشفتم قناع السرّ ولم يجعل الله له ذلك وقتاً عندنا، «يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ»
قال أبو حمزة: فحدثت بذلك أبا عبدالله ـ عليه السلام ـ ، فقال: قد كان ذلك.[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=35#_ftn2)
پس به مقتضاي احاديث و نيز قاعدة كلي در اين آية شريفه:
«إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=35#_ftn3)
«به درستي كه خداوند نعمت‌هاي خود را كه به جمعي عطا فرموده است تغيير نمي‌دهد. تا زماني كه خودشان احوال و اعمال خود را تغيير دهند.»
و نيز به مقتضاي اخبار زيادي كه مضمون اين آية شريفه وارد شده است، ترك نصرت و ياري ولي الله در زمان حضرت ابي عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ و ترك تقيه و افشاء اسرار اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ در زمان حضرت موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ نتيجه‌اش اين شد كه نعمت عظماي الهي كه فرج كلي آل محمد ـ عليهم السلام ـ بود تغيير داده شود، كه اگر در مردم تغيير حالت و روش در هريك از آن دو مورد پيدا نشده بود، همه آثار و بركات و رحمت‌ها و نعمت‌هاي فراوان الهي كه در زمان ظهور فرج وعده داده شده است، ظاهر مي‌گرديد.
و چون تغيير حال داده شد فرج نيز تا كنون به تأخير افتاد، و هرگاه بندگان همگي و بالاتفاق هم عهد شوند در آن كه به درگاه حضرت احديت ـ جلّ شأنه ـ توبه و تضرع نمايند، و تعجيل فرج را طلب نمايند، پس تعجيل در آن خواهد شد، و اگر چنين نكنند تأخير خواهد شد.
ولكن چون هر گناهي واقع شود، موجب سلب نعمتي مي‌شود، بايد اهل گناه از آن توبه واقعي نمايند تا آن نعمت برگردد، و اگر توبه نكنند، آن نعمت بر نمي‌گردد.
و چون در اخبار زيادي وارد است كه: دعاي مؤمن در حق مؤمنين در غياب آن‌ها، مستجاب است، و از جمله دعاهائي است كه رد نمي‌شود، هرچند دعا كننده دعايش در حق خودش به خاطر گناهانش مستجاب نشود.
و نيز در روايتي است كه: هرگاه يكي از شما بندگان دعا مي‌كند آن را به شكل عموم قرار دهد. يعني ديگران را در آن چيزي كه براي خود طلب مي‌كند شريك نمايد، اين نوع دعا زودتر مستجاب مي‌شود.[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=35#_ftn4)
بر اساس اين احاديث، هرگاه مؤمنين در هر زماني علاوه بر توبه از جانب خود، در مورد گناهاني كه از مؤمنين در هر زماني كه واقع شده است طلب مغفرت و آمرزش نمايند، پس كمال اميدواري در آن است كه اين نوع توبه مورد قبول درگاه الهي شود، و به واسطة ‌آن زمان فرج نزديك شود، يا در مدّت تأخير آن، تخفيف داده شود، مثلاً اگر در واقع تا صد سال است، پنجاه سال يا كمتر شود.
واضح است كه هرگاه مؤمنين درهر زماني بر اين وجه توبه و دعا كنند، و آن مورد قبول واقع شود، وسيلة تعجيل فرج خواهد بود، و اين نصرت كامله‌اي از براي امام ـ عليه السلام ـ مي‌باشد.
البته بسا باشد كه دعاهاي جمعي يا فردي تأثير كامل ننمايد، تا نصرت و ياري از آن حاصل شود، هرچند همان هم ظاهرش عنوان نصرت و ياري است.
ولكن هرگاه ديگران را شريك كرده و از جانب آن‌ها هم دعا كند، و از براي آن‌ها طلب مغفرت نمايد، پس آن سبب تأثير كامل دعا مي‌شود، و از دعا و توبة او واقعاً نتيجة نصرت و ياري ظاهر مي‌شود.

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=35#_ftnref1) . ترجمه: خداوند هرچه خواهد محو و هرچه خواهد اثبات مي‌كند، و اصل كتاب (مشيت) در نزد او است. سورة رعد آيه 39.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=35#_ftnref2) . كافي، ج 1، ص 368، حديث 1.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=35#_ftnref3) . سورة رعد، آية 13.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=35#_ftnref4) . وسائل الشيعه، ج 7، ص 107، حديث 8867.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:25
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif2- فوائد توبه و دعا به صورت فرديhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
پس در صورتي كه همة بندگان متفّق و هم عهد نباشند ـ
چنانچه تا به حال نشده اند ـ ولكن بعضي از مؤمنين ـ از اهل اخلاص ومودت ـ به تنهائي علاوه بر دعا و توبه براي خود، طلب مغفرت از براي همة مؤمنين نمايد، از آن فوائدي حاصل شود كه اشار مي‌كنيم:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفائدة اول http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه اگر چنين دعا و توبه‌اي موجب فرج نشود، اميد است كه از مدت غيبت بكاهد، و وسيلة تخفيف در طول زمان تأخير شود، كه اگر مثلاً دوران آن صد سال بود، چند سالش كم شود.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفائدة دوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه هرگاه بعضي از دوستان از براي همة برادران ديني از گناهي كه سبب تأخير فرج شده است، توبه و طلب مغفرت نمودند، اميد است كه در اثر استجابت اين دعا همة مؤمنين از براي توبه و دعا در امر فرج توفيق يابند، خصوصاً اگر در دعايش از خداوند طلب كند كه: آنچه وسيلة تعجيل در فرج است ميسر و فراهم فرمايد.
پس توبه و دعاء عموم مؤمنين يك وسيلة فرج است، كه اين وسيله به مستجاب شدن دعاهاي او فراهم خواهد شد، و آن‌ها هم موفق به اين دعا و توبه خواهند گرديد.


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:25
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفائدة سوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه به واسطة اين توبه و دعا از جملة انصار و ياران آن حضرت محسوب مي‌شود، ولو بر فرض آن كه تأثيري در تعجيل فرج ـ از جهت عدم اقدام ديگران ـ ننمايد.
نتيجة مطلب اين است كه چون بر حسب آيات و اخبار، نصرت و ياري هر مظلومي خصوصاً وجود مبارك امام ـ عليه السلام ـ بر همة اهل ايمان و بر فرد فرد آن‌ها فرض و لازم است و بايد به هر وسيله‌اي كه با آن ياري ممكن است، ياري كنند،‌ و اين وجوب مانند وجوب نمازهاي روزانه يقيني و قطعي است، و بر فرد فرد از بندگان واجب است، و به ترك بعضي از بعض ديگر ساقط نمي‌شود، و باعث تضييع فعل آن‌‌ها كه بجا آورده‌اند نمي‌شود.
و در چنين زماني كه مولاي ما ـ صلوات الله عليه ـ مظلوم واقع شده‌اند،
به واسطة آن كه حق الهي ايشان ـ كه در تصرف در جميع امور بندگان است ـ از جهت طغيان ظالمين و اشرار و كمي ياوران و انصار غصب گرديده است، و توبه و دعاهاي مؤمنين كه تأثير در تعجيل در امر فرج ايشان دارد، يك نوع نصرتي است كه مقدور همة بندگان هست،‌ و اگر همگي اين نوع نصرت و ياري را انجام مي‌دادند، رفع مظلوميّت از آن حضرت مي‌شد.
ولكن مادامي كه اين اتفاق در توبه و دعا از همة بندگان واقع نشود، پس هرگاه عده‌اي از بندگان به اين نوع توبه و دعا عمل نمايد، در واقع عمل به تكليف واجب خود نموده، و در زمرة‌ انصار واقعي آن حضرت محسوب خواهند شد، و از عقوبت ترك ياي مظلوم هم ايمن خواهند ماند.
چنانچه مجلسي ـ رحمة الله عليه ـ در «بحار» از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده كه آن حضرت در ضمن فرمايشات خود به يكي از مواليانش فرمود:
«و هرگاه چنين و چنان از فتنه‌ها و فسادها را از اهل آن زمان ديدي، پس در حذرباش، و از خداوند طلب نجات‌كن، و بدان به درستي كه مردم به سبب مخالفت امر حق و اعراض از آن در سخط و غضب الهي هستند. پس اگر به آن‌ها عذاب نازل شد و تو در ميان آن‌ها باشي، آن سبب تعجيل رفتن تو به سوي رحمت الهي مي‌شود، و اگر تو از بليه و عذابي كه به آن‌ها رسيده سالم بماني، پس آن‌ها به جزاي عمل خود رسيده‌اند، و تو از كردار زشت آن‌ها كه در آن بودند بيرون بوده‌اي.
و بدان به درستي كه خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نمي‌فرمايد و به درستي كه رحمت خداوند نزديك به نيكوكرداران است.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftn1)
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفائدة چهارم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه فرج و ظهور آن حضرت بر دو قسم است:
قسم اول: فرج و ظهور كلي است، و آن ظهور موعود ايشان است بر وجهي كه شرّ جميع اعداء را از جميع عالم برطرف مي‌فرمايد.
قسم دوم: فرجهائي كه نسبت به قسم اول جزئي هستند، و آن بر طرف شدن بعضي از هموم و غموم است كه در قلب مباركشان حاصل مي‌شود به واسطة غلبة جمعي از دشمنان و شدت ظلم آنان كه نسبت به بعضي از شيعيان صورت مي‌گيرد.
پس ممكن است كه به دعاي جمعي يا بعضي از شيعيان و دوستان با اخلاص، خداوند اين نوع هموم را كه به هلاكت گروهي از دشمنان و اشرار حاصل مي‌شود از قلب مباركشان برطرف فرمايد.
چنانچه در زمان حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ وحضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ خداوند به دست جمعي از مؤمنين يا بعضي از آن‌ها كه به جهاد مي‌رفتند، ظالمين و كفار را هلاك مي‌فرمودند.
و در هر دو مقام ـ يعني چه در مقام هلاك شدن اشرار و كفار به دست مؤمنين و چه هلاكت آنان به دعاي مؤمنين ـ امام ـ عليه السلام ـ به نصرت و ياري فعلي يا قولي آن‌ها نيازمند نيست كه اگر نصرت آن‌ها نباشد امام امام ـ عليه السلام ـ از دفع اعداء به وجه ديگر عاجز باشند، بلكه از آن جهت است كه بندگان به وسيلة اتصال و انتساب‌شان به وجود مبارك آن حضرت از جهت نصرت و ياري آن حضرت مورد فيوضات كامل الهي قرار گيرند.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:26
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفائدة پنجمhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه اين دعا از فرد فرد شيعيان و دوستان به عنوان موالات و دوستي نسبت به وجود مبارك آن حضرت انجام خواهدشد، پس به اين وسيله، دعا كننده يك مرتبه از حق عظيم مودت ايشان را ـ كه اداء آن بر همة اهل ايمان، بر حسب آية مباركة
«قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ اَجْراً اَلَّاالْمَوَدَّةَ فِي الْقُربي»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftn2)
واجب و لازم است ـ اداء نموده است.
و به اين وسيلة، مورد رحمت‌هاي مخصوصة ايشان ـ از شفاعت و دعاء و غير آن‌ها ـ واقع خواهد شد، خصوصاً بر حسب مضمون آية كريمة:
«هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftn3)
كه به مقتضاي آن، پاداش دادن به هر احسان كننده محبوب و مستحب است، و امام ـ عليه السلام ـ هم البته در عمل به كتاب خدا و مكارم اخلاق، اولي و سزاوار است.
پس هر مؤمني كه با دعا و طلب فرج براي وجود مبارك آن حضرت، به ايشان احسان نمايد، اميد است كه به پاداش اين احسان، مورد احسان قرار گيرد، و آن حضرت هم براي او فرج و خير و رحمت را طلب فرمايند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفائدة ششم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه چون وجود مبارك امام ـ عليه السلام ـ نعمت عظماي الهي بر بندگان است. بلكه اعظم نعمت‌هاي او مي‌باشد.[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftn4)
و شكر هر نعمتي علاوه بر آن كه واجب است وسيلة بقاء و دوام نعمت و وسيلة تكميل آثار نعمت مي‌باشد، چنانچه به اين مطلب در آية شريفة:
«وَلَئِنْ شَكَرْتُمْ لَاَزيدَنَّكُمْ»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftn5)
تصريح شده است.
پس هركس نسبت به درجه شكرش نسبت به وجود مبارك آن حضرت، فيوضات قدسيه و معنويه براي او بادوامتر و بيشتر و كامل‌تر خواهد بود.
و در روايتي از حضرت سيد الساجدين ـ صلوات الله عليه ـ نقل شده كه فرمود: يك نوع از شكر ولي نعمت، دعاي در حق او و طلب خير از خداوند براي اوست.
چنانچه اين مطلب نيز از آية كريمة:
«هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلاَّ الْإِحْسانُ»‌[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftn6)
استفاده مي‌شود، و بنده بايد مجازات هر احساني را به احسان بنمايد، و روشن است كه دعا و طلب رحمت و خير از خداوند براي هركسي احسان در حق او است.
پس با دعاي در فرج حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ يك مرتبه از شكرگذاري نعمت وجود مباركشان حاصل مي‌شود، و بنده به هر اندازه در آن سعي كند آثار و فيوضات وجود اقدس‌شان در حق دعا كننده بيشتر و تمام‌تر و كاملتر خواهد شد.

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:26
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفائدة هفتم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه بر حسب آنچه از بعضي اخبار ظاهر مي‌شود، از جمله روايتي كه امام صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«اگر شما مانند بني‌اسرائيل بر دعا و توبه براي فرج ما اجتماع نكيند، غيبت به طول خواهد انجاميد.»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftn7)
«اگر شيعيان هم عهد شوند و به آن عهدي كه بر عهدة آن‌ها ثابت شده است ـ يعني ياري و موالات ما اهل‌بيت ـ وفا كنند، به زودي سعادت ملاقات با ما روزي آن‌ها خواهدشد، و ما را از آن‌ها مستور و پنهان نداشته: جز اعمال آنها كه نزد ما مكروه است، و راضي به آن نيستيم.»[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftn8)
و روايتي كه در «نجم الثاقب» از محمد بن جرير طبري در قصة علي بن مهزيار نقل شده كه: جواني از خواص حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ وقتي علي بن مهزيار را ديد، به او فرمود: چه مي‌خواهي اي ابوالحسن؟ گفت:
امام محجوب ـ و پنهان ـ از عالم را.
گفت: آن حضرت از شما پنهان نيست، ولكن بدي رفتار شما آن حضرت را محجوب كرده است.
پس معلوم مي‌شود كه سبب اصلي غيبت آن حضرت بدي اعمال بندگان مي‌باشد، و ترك توبه و دعا براي فرج، سبب طولاني شدن زمان غيبت ايشان است، و طول غيبت سبب طولاني شدن زمان مظلوميت و مقهوريت اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ و پريشاني اوضاع و اساس امر حق و احكام الهي، و طولاني شدن بقاء و دوام شوكت اهل كفر و ضلال مي‌شود.
و مردم مستحق بلاهاي شديده و فتنه‌هاي مظلمه مي‌شوند، كه به واسطة آن، راه هدايت در نظرها ظلماني و تاريك مي‌شود، و امر حق و باطل مشتبه، و تشخيص اهل هدايت و اهل گمراهي مشكل مي‌شود، و به اين سبب شكوك و شبهات در دل‌ها ظاهر مي‌گردد، و شياطين جنّي و انسي بر آن‌ها مسلط شوند، و امر دين و ايمان در خطر افتد و در معرض نابودي قرارگيرد.
ولكن در اين حال، هرگاه مؤمني در توبه و دعاي در فرج آن حضرت سعي و اهتمام نمايد ـ چون به وظيفة خود در مقام نصرت و ياري و موالات با ايشان و اداء حق آن حضرت عمل نموده است ـ مورد الطاف و مراحم خاص خداوند و آن حضرت قرار گيرد، و به اين وسيله از شرّ آن فتنه‌ها و بلاها ايمن گردد.
و از جملة شواهد بر اين مطلب، روايتي است كه از امام حسن عسكري ـ عليه السلام ـ نقل شده است، كه فرمود:
«هيچ كس از فتنه‌ها و سختي‌ها و امتحانات در زمان غيبت آن حضرت نجات نمي‌يابد، مگر آن كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ايشان ثابت قدم، و او را در دعا براي تعجيل فرج موفق فرموده باشد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftnref1) . بحارالانوار، ج 52، ص 257، حديث 145، با اندكي تفاوت.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftnref2) . سورة شوري، آية 23.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftnref3) . سورة الرحمان، آية 60.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftnref4) . به واسطة آن كه جميع فيوضات دنيوي و اخروي، ظاهري و باطني، به يمن وجود مبارك او و به وسيلة محبت و معرفت ايشان عطا مي‌شود، چنانچه در تفسير نور الثقلين رواياتي در ذيل اين آية مباركه:
«ثُمَّ لَتُسْئَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ»، سپس درآن روز از نعمت ها ميپرسند. (سورة تكاثر آية 8.)
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftnref5) . ترجمه: اگر شكر نعمت بجاي آوريد، هر آينه بر نعمت شما مي افزايم (ابراهيم، آيه 8). نقل نموده كه مراد از نعيم وجود مبارك آن حضرت و ولايت ايشان مي‌باشد. «نورالثقلين، ج 5، ص 662. »
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftnref6) . . سورة الرحمن، آية 60.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftnref7) . به ص 62 مراجعه شود.
[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36#_ftnref8) . به ص 67 مراجعه شود.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:26
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفاعدة هشتم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه از حديث علي بن مهزيار و نيز از توقيع مبارك ـ كه در فائدة قبلي ذكر شد ـ استفاده مي‌شود كه: هرگاه مؤمني در امر توبه و دعاي در فرج آن حضرت سعي و اهتمام نمايد، پس اگر ظاهراً آن فرج كلي واقع نشود و لقاء انور ايشان براي همة بندگان ظاهر نگردد، اميد است كه به وسيلة اين توبه و دعا اگر مانعي در وجود او هست برطرف شود، و از براي خصوص اين دعا كننده در خواب يا بيداري زيارت جمال آن حضرت ميسّر و از مراحم و الطاف خاصّه آن حضرت برخوردار گردد و از معارف رباني و حِكَم الهي از آن حضرت به وسيلة مكالمه با ايشان يا به نحو ديگر مستفيض شود، و براي بعضي از علماء ابرار يا و بندگان صالح چنين حالاتي اتفاق افتاده است. ‌چنانچه شرح وقايع و حكايات آن‌ها در بعضي از كتب بيان شده است.[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36&q=2&query=#_ftn1)
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفائدة نهم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه بندة مؤمن هرگاه فرج و ظهور امر آن حضرت را از خداوند متعال طلب نمايد، اين دعا وسيله‌اي از براي تكميل نور معرفت قلب او نسبت به آن حضرت، و وسيله‌اي براي باز شدن درهاي معارف و اسرار و حقايق توحيد و به سوي قلب او خواهد شد، و نيز وسيله‌اي از براي به مرتبه‌اي از اطمينان قلب و آرامش و آسايش و فراغت خاطر و نشاط در عبادت مي‌گردد.
و بر اين مطلب ـ يعني اثرات چنين دعائي ـ دو شاهد مي‌توان ذكر كرد:
شاهد اول:
مضمون روايتي است كه در «عدة الداعي» نقل شده است كه:
هرگاه بندة مؤمن از خداوند متعال طلب خيري براي برادر مؤمن خود در غياب او نمايد، خطاب الهي از فوق آسمان‌ها به او مي‌رسد كه: من به تو هزار هزار برابر آن‌چه براي برادر مؤمن خود طلبيدي، عطا مي‌كنم.[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36&q=2&query=#_ftn2)
و چون بنده در دعا و طلب تعجيل فرج آن حضرت، از خداوند خيرات ظهور را براي جميع برادران ايماني طلب مي‌نمايد، پس به مقتضاي اين حديث شريف سريعاً به خود اين بندة دعا كننده همة اين اُمور به چندين برابر آن‌چه براي برادران ايماني طلب نموده، عطا مي‌شود.
شاهد دوم:
آن كه چون هرگاه بنده از خداوند به طور كلي حوائجي را با مراعات همة آداب آن ـ كه دخالت در استجابت دعا دارد ـ مسئلت نمايد، پس اگر حكمت واقعيه در عطا نشدن بعضي از آن حوائج باشد آن حكمت، مانع از عطا شدن بعضي ديگر از آن حوائج نمي‌شود.
چنانچه در «بحار» حديثي از حضرت رسول ـ
صلي الله عليه و اله و سلم ـ نقل شده كه فرمودند:
من سه امر را از براي دو فرزندم امام حسن و امام حسين ـ عليهماالسلام ـ درخواست كردم،‌ پس خداوند متعال دو امر را عطا،‌ و يكي را منع فرمود.
«سئلت الله لهما أن يجعلهما طاهرين مطهرين زكيّين، فأجابني إلي ذلك، سئلت الله لهما أن يقيهما و ذريتهما و شيعتهما النار، فأعطاني ذلك، و سئلت الله آن يجمع الاُمة علي محبتهما»
فقال: «يا محمد! إنّي قضيت قضاء و قدرت قدراً، و أنّ طائفة من اُمتك سفي لك بذمّتك في اليهود و النصاري والمجوس و سيخفرون ذمتك في ولدك، انّي أوجبت علي نفسي لمن فعل ذلك أن لا اُحلّ محلّ كرامتي و لا أسكنه جنتي و لا أنظر إليه بعين رحمتي يوم القيامة.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36&q=2&query=#_ftn3)
«از خداوند درخواست كردم كه حسنين ـ عليهما السلام ـ را طاهر و مطهر قرار دهد، پس خداوند پذيرفتند،‌ و از خدا درخواست كردم كه آن دو بزرگوار را با ذريّه و شيعيان‌شان از آتش دوزخ نگاه دارد، پس اين را هم خداوند عطا فرمودند، و درخواست نمودم كه امت را بر محبت آن دو بزرگوار ـ عليهما السلام ـ جمع كند.
فرمود: اي محمد! من حكم كردم قضائي و مقدر نمودم قدري را، همانا گروهي از امت تو عهد و پيمان تو را در مورد يهود و نصاري و مجوس وفا مي‌نمايد، لكن عهد و پيمان تو را در مورد فرزندان تو وفا نكرده و پيمان شكني مي‌كنند، و من بر خود لازم كرده‌ام كه هركس چنين باشد، او را در محل كرامتم جاي ندهم و در بهشتم ساكن نگردانم، و در روز قيامت با نظر رحمتم به او نگاه نكنم.»
پس در اين دعا هم‌چون بنده تعجيل فرج را براي خود و ديگران به وسيلة ظهور آن حضرت طلب مي‌كند، پس هرگاه حكمت مقتضي تعجيل عطاي همة آن خيرات، به ظهور كلي ايشان براي جميع بندگان نباشد، اين جهت مانع نيست كه در عطاي آن‌ها نسبت به اين دعا كننده، به وسيلة دعاي او تعجيل شود.
و در امور دنيوي چون عطاء آن‌ها به وجه كمال در حال غيبت ممنوع است، پس بعضي از مراتب آن‌ها كه وسيلة گشايش باشد چه قلبي و چه جسمي، عطا خواهد گرديد، به وجهي كه بنده از آن جهت تحمل در صبر و شكر و حلم داشته باشد، و بر او اداء وظيفه عبوديت الهيه بر آن وجهي كه شايسته است، ميسر شود.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:26
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifاز شرايط سرعت در تأثير دعاي فرج http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
از جملة شرايط تكميل نمودن و سرعت بخشيدن در تأثير دعاي در فرج و توبه ـ چه به صورت دسته ‌جمعي واقع شود يا به صورت انفرادي، و چه دعا و توبه را از جانب خود انجام دهد يا از جانب همة مؤمنين و مؤمنات ـ اين است كه چون ترك بعضي از واجبات و فعل بعضي از گناهان علاوه بر توبه، كفّاره هم دارد، مانند: افطار روزة ماه مبارك رمضان، يا قتل نفس محترمه.
پس لازم است كه علاوه بر توبه، كفاره هم بدهند، و همچنين نسبت به آن دو معصيت بزرگ كه از بزرگترين گناهان است كه وقوع آن سبب تأخير فرج اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ شد، يعني واقعة كربلا و زنداني شدن حضرت موسي بن جعفر ـ عليه السلام ـ ، عملي شايسته و مناسب انجام دهد.‌ و آن با سه امر ممكن است محقق شود.
اول: زيارت قبور منورشان، از نزديك و دور.
دوم: اقامة عزاي آن دو بزرگوار.
سوم: لعن بر قاتلان و دشمنان آن دو بزرگوار.
كه هركدام از اين‌ها نصرتي است به جاي آن كه اگر در زمان ايشان بودند، در مقام نصرت و ياري ايشان سعي مي‌كردند، و با دشمنان‌شان جنگ نموده و دفع ضرر از آن‌ها مي‌كردند.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36&q=2&query=#_ftnref1) . براي اطلاع بيشتر در اين زمينه به كتاب «نجم الثاقب» و «عبقري الحسان» مراجعه شود.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36&q=2&query=#_ftnref2) . عدة الداعي، ص 172، به نقل از وسائل الشيعه، ج 7، ص 112، حديث 8882.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=36&q=2&query=#_ftnref3) . بحارالانوار، ج 43، ص 276، حديث 47.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:27
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif1- ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با ياري امام حسين ـ عليه السلام ـ http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
اين كيفيت از تمام كيفيت‌هائي كه تا كنون ذكر كرديم برتر و ارزشمندتر است،‌ و براي روشن شدن اين مطلب شناخت سه امر لازم و ضروري است:
امر اول: دلائل عقلي و نقلي بر اين كه به نصرت و ياري حضرت اباعبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ ، نصرت و ياري حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ حاصل مي‌شود.
امر دوم: در بيان چگونگي نصرت و ياري حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ و اين كه بهترين نوع آن، زيارت و عزاداري آن بزرگوار است.
امر سوم: در بيان بعضي از فضائل و ثواب‌هايي كه براي زيارت و عزاداري آن حضرت نقل شده است.
چگونگي ياري امام زمان ـ عليه السلام ـ با نصرت و ياري امام حسين ـ عليه السلام ـ
اما دليل نقلي، شيخ شوشتري ـ رضي الله عنه ـ در كتاب «فوائد المشاهد» روايت كرده كه حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ در كربلا به اصحاب خود فرمودند:
«و من نصرنا بنفسه فيكون معنا في الدرجات العالية من الجنان فقد أخبرني جدي إنّ ولدي الحسين ـ عليه السلام ـ يقتل بطفّ كربلاء غريباً وحيداً عطشاناً، فمن نصره فقد نصرني و نصر ولده القائم ـ عليه السلام ـ ، و من نصرنا بلسانه فإنّه في حزبنا في القيامة.»
«هركس ما را به جان خودش ياري نمايد، در درجات عاليه بهشت با ما خواهدبود، جدّ بزرگوارم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ به من خبر دادند كه: فرزندم حسين ـ عليه السلام ـ در زمين كربلا، در حالي كه بي كس و تنها و تشنه باشد شهيد خواهد شد، هركس او را ياري كند، مرا ياري كرده است، و فرزند او حضرت قائم ـ عليه السلام ـ را ياري كرده است، و هركس ما را به زبان ياري نمايد، در روز قيامت در زمرة ما خواهد بود.»
مفهوم فرمايش آن حضرت اين است كه به ياري امام حسين ـ عليه السلام ـ ياري حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ حاصل مي‌‌شود، و وجهي كه در بيان اين مطلب تعقل مي‌شود، چنين است كه:
چون از وجود مبارك آن حضرت نصرت و ياري كامل، نسبت به خداوند متعال در امر دين مبين او ظاهر و آشكار گرديد، به‌طوري كه آن درجه از محبت و نصرت از احدي از انبياء و اولياء ـ عليهم السلام ـ از اولين و آخرين ظاهر نشد، گرچه جدّ بزرگوارشان و پدرعالي مقدارشان و نيز عصمت بري و حضرت مجتبي و همه اولاد طاهرينشان از ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ تا وجود مبارك حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ از نظر كمال معرفت و خلوص محبت الهيه به همان درجة كمال حسيني ـ عليه السلام ـ يا كامل‌تر از آن حضرت بودند، ولكن در مقام ظهور و بروز درجات محبت و نصرت حضرت احديت ـ جل شأنه ـ به حسب اسباب خاصه از جهاتي حضرت ابا عبدالله ـ عليه السلام ـ از همه ممتاز شدند، وخداوند متعال هم در مقام عطاياي خاصة خود نسبت به آن حضرت قلوب بندگان حتي اولياء و انبياء مرسل خود را از اولين و آخرين مجذوب ايشان گردانيد، و محبت و دوستي ايشان را بنا به فرمايش نبوي ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ :
«انّ للحسين ـ عليه السلام ـ محبة مكتومة في بواطن المؤمنين»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=38#_ftn1)
در دل‌ها و سرشت مؤمنين قرار داد.
و چنان همة آن‌ها عاشقانه به آن جناب اشتياق پيدا نمودند، كه بي‌اختيار رو به سوي او آورده و پروانه وار گرد حرم نوراني اش به طواف پرداختند.
«ما من نبيّ إلاّ و قد زار كربلا بين قبره و بين السماء مختلفة الملائكة فوج يعرج و فوج ينزل»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=38#_ftn2)
و به نوعي اهل زمين و آسمان محو او گرديدند كه با ذكر مصيبت آن مظلوم قبل از وقوع آن مصيبت و بعد از آن، همگي محزون و افسرده شدند، و در هر گوشه‌اي از اطراف عالم مجالس عزاي ايشان را برقرار و لوا و پرچم مصيبت‌شان را پيوسته برپا داشتند.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:27
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
پس به واسطة آن جذبه و آن محبت باطني كه خداوند از ايشان در دل‌ها قرار داد، توجه بندگان به سوي ايشان زياد گرديد، در محافل و مجالس كه بياد آن حضرت تشكيل دادند، ذكر خدا و امر دين رونق يافت و رواج پيدا كرد،‌ و با اين وسيله مردم نسبت به خدا و پيامبر و فضائل و مناقب ائمه طاهرين ـ عليهم السلام ـ آشنا شدند، و به اين واسطه در هر زمان اركان توحيد محكم شد، و امر رسالت استوار گرديد، و آثار امامت و ولايت ظاهر گشت، پس امر آن حضرت در هر زماني نصرت به همة امور الهي گرديد.
و به اين دليل است كه محبت با ايشان به منزلة ‌محبت با همة اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ و زيارت ايشان زيارت همه، و گريه بر ايشان گريه بر همه، ‌و اداي حق ايشان اداي حق همه، و نصرت و ياري ايشان، نصرت و ياري همة اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ است، چنانچه در «كامل الزيارات» از زراره از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ روايت شده كه در ضمن فرمايشاتي فرمودند:
«ما من باك يبكيه إلاّ وقد وصل فاطمة ـ عليها السلام ـ و أسعدها عليه و وصل رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و أدّي حقّنا»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=38#_ftn3)
«هيچ گريه كننده‌اي نيست كه بر امام حسين ـ عليه السلام ـ گريه نمايد،‌ مگر آن كه به حضرت فاطمة زهرا ـ عليها السلام - تقرب جسته است،‌ و ايشان را با اين گريه‌اش ياري كرده، و نيز به حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ تقرب پيدا نموده و حق همة ما را اداء كرده است.»
و از جملة حقوق اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ يكي حق مودت و دوستي با آ‌ن‌ها است. ‌و ديگري حق نصرت و ياري آن‌ها است كه هردو بر عهدة همة‌مؤمنين ثابت و لازم است.
و از اين جهت است كه گريه كنندگان بر ايشان و زائران قبر منور آن حضرت مورد دعا و طلب مغفرت و شفاعت همه ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ واقع مي‌شوند، چنانچه به اين مطلب در اخبار بسياري تصريح شده است.
و همچنين شوق و اشتياق به سوي زيارت ايشان علامت و نشانة محبت مؤمن به همة آن‌ها ـ عليهم السلام ـ است، چنانچه در «بحار» از حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ روايت شده كه فرمودند:
«هركس بخواهد بداند كه او از اهل بهشت است، محبت ما را بر دل خود عرضه كند، اگر قلب او محبت ما را قبول كند، مؤمن است، و هركس دوست ما است، بايد در زيارت قبر امام حسين ـ عليه السلام ـ ميل و رغبت كند، زيرا هر كه زيارت كنندة آن حضرت است،‌ ما او را اهل محبت و دوستي خود مي‌دانيم، و از اهل بهشت است، و هركه زيارت كنندة آن حضرت نيست ايمانش ناقص است.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=38#_ftn4)
پس با اين بيان، ‌روشن مي‌شود كه: ‌هركس به هر عنوان و در هر زمان امر حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ را زنده نمايد، ‌وايشان را نصرت و ياري كند، ‌خصوصاً به عنوان زيارت و بر پائي عزا ‌پس امر حضرت قائم ـ عليه السلام ـ را زنده كرده و آن حضرت را نصرت و ياري نموده است.
و به هر عنواني كه بنده مؤمن در ياران حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ داخل شود، به همان وسيله در ياران حضرت قائم ـ عليه السلام ـ داخل شده است، و به درجة رفيعه و عالي آن‌ها فائز شده است، خصوصاً اگر با اقامة مجالس عزا و برپا نمودن اساس گريه بر مظلوميت حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ باشد.
زيرا در اين زمان صاحب اين مصيبت عظمي در عالم كسي جز وجود مبارك حضرت صاحب العصر و الزمان ـ عليه السلام ـ نيست، و واضح است كه حضور در مجلس عزاي او و همراهي با او درگريه و حزن نوعي ياري نمودن او است.‌چنانچه در حديث زراره فرمود:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif «هركس بر آن مظلوم گريه نمايد، ‌در واقع حضرت صديقة طاهره ـ عليها السلام ـ را در آن گريه‌اش ياري نموده است.» http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
و نيز بالوجدان ظاهر است كه در اين كيفيت از نصرت و ياري حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ نسبت به حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ نصرت و ياري محقق مي‌شود، و اين ياري هم نسبت به شأن رفيع و مقام جليل ايشان است كه به اين وسيله ذكر ايشان در محافل و مجالس دوستان زنده مي‌شود، و فضل ايشان در قلوب اولياء ظاهر مي‌شود، و هم نصرت و ياري به حال شيعيان و دوستان ايشان است، كه به اين وسيله از جهات مختلف بهره‌مند مي‌گردند.
و از همه مهمتر نصرت و ياري به وجود مبارك آن حضرت در جميع امور ديني و اركان اسلامي است.
و در مطالب گذشته بيان كرديم كه همة امور ديني از جانب خداوند عالم به وجود مبارك امام و حجت زمان ـ عليه السلام ـ واگذار شده است، پس هركس در هر جهتي از آن جهات سعي نمايد، در واقع آن حضرت را نصرت و ياري نموده است.
چگونگي ياري شهداي كربلا در حق حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ
از اين بيان، و بياني كه در كيفيت يازدهم ذكر شد، واضح مي‌شود كه: نصرتي كه از شهداي كربلا ظاهر گرديد به دو وجه نصرت و ياري حضرت قائم ـ عليه السلام ـ است:
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:27
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifوجه اول: http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
چنانكه قبلاً بيان كرديم چون امر شهادت حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ باعث بر پائي دين الهي و بقاء‌ شريعت و ظاهر شدن امر هريك از ائمة طاهرين ـ عليهم السلام ـ گرديده است، پس آنان كه آن حضرت را در امر شهادت ياري نموده‌اند، در واقع جميع اين امور را ياري كرده‌اند، و از ياوران خدا ودين خدا و رسول خدا و جانشينان آن حضرت تا حضرت مهدي ـ عليه السلام ـ به حساب مي‌آيند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifوجه دوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
همچنان كه در كيفيت يازدهم گفتيم: فرج كلي كه به ظهور موفور السرور حضرت قائم ـ عليه السلام ـ وعده داده شده، مقدّر بود كه قبل از واقعة كربلا و شهادت حضرت سيدالشهدا ـ عليه السلام ـ واقع شود، پس اگر همة مردم در آن زمان در ياري ايشان حاضر شده بودند، اين فرج كلي واقع مي‌شد، و آن‌ها همگي از ياوران پروردگار و اولياء ‌الهي در وقوع اين فرج بودند، ‌ولي متأسفانه چنين نشد و عدة قليلي آن حضرت را ياري كردند و در اين راه جان‌نثاري نمودند،‌ لذا آنان از انصار الهي و ياوران هريك از ائمة طاهرين ـ عليهم السلام ـ گرديدند.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=38#_ftnref1) . بحارالانوار، ج 43، ص 274.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=38#_ftnref2) . بحارالانوار، ج 98، ص 59، حديث 7، با اندكي تفاوت.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=38#_ftnref3) . كامل الزيارات، ص 81، حديث 6.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=38#_ftnref4) . بحارالانوار،‌ج 98، ص 4،‌حديث 16.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:27
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
2- چگونگي ياري حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ
كيفيت نصرت و ياري حضرت سيدالشداء ـ عليه السلام ـ بر دو وجه است:
وجه اول: كيفيتي است كه با همة ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ مشترك است، و آن در بعضي از كيفيات مزبوره بيان شد.
وجه دوم: آن است كه به وجود مبارك آن حضرت اختصاص دارد، و عمده‌اش دو امر است:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifاول: زيارت آن حضرت. http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدوم:‌اقامة عزاداري ايشان. http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
پس در دو فصل مطالبي بيان مي‌كنيم.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفصل اول http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifزيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ و ياري آن حضرتhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
با زيارت قبر مطهر و منور حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ نصرت و ياري ايشان حاصل مي‌شود، وآن در چند جهت بيان مي‌كنيم.
جهت اول: نسبت به وجود مبارك ايشان است، كه زيارت موجب شدت سرور قلب مبارك آن حضرت مي‌شود.
جهت دوم: نسبت به ظاهرشدن شأن رفيع ايشان، كه موجب ذلت و خواري و رغم انف دشمنان آن‌هاست، و باعث چشم پوشي اولياء و دوستان آن حضرت است زيرا كه بيشتر بودن تابعين نسبت به هركس ـ خصوصاً به عنواني كه همه در تحت لواء مرحمت او باشند ـ گوشه‌ي از جلوة بلندي مقام و علوّ قدر او در چشم بينندگان خواهد بود.
جهت سوم: نسبت به بستگان و شيعيان آن حضرت در آخرت است،
كه زائر ايشان نسبت به ساير دوستان اهل‌بيت ـ
عليهم السلام ـ مقام شفاعت پيدا مي‌كند وبه او مي‌گويند:

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:28
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
«خذوا بيده من أحببت و أدخله الجنّة»
«دست كساني را كه دوست داريد، بگيريد و داخل بهشت كنيد»
بلكه بنابراين امر، زائر درمقام شفاعت نسبت به آن حضرت دو نوع نصرت و ياري نموده است.
نوع اول:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif نسبت به وجود مبارك خود ايشان است، به واسطة آن كه اين شفاعت امري است راجع به آن حضرت، پس در انجام گوشه‌اي از اين امر، ايشان را نصرت و ياري كرده است.
نوع دوم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif نسبت به ايشان در امر دوستان آن حضرت است كه سبب دفع عقوبت از آن‌ها شده است، و نيز وسيلة ‌رسيدن آن‌ها به رحمت‌هاي كاملة ‌الهي و مقامات عالي گرديده است.
جهت چهارم: http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifنصرت و ياري آن حضرت است نسبت به ابقاء و احياء امر ايشان، چون واضح است كه رفت و آمد شيعيان و دوستان در هر زماني نزد قبر مطهر، موجب بقاء و دوام ذكر آن حضرت، و موجب يادآوري فضائل و مناقب ايشان در دلها است.
عناوين متعلق به زيارت حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ
عنوان‌هايي كه تعلق به زيارت قبر مطهر ايشان دارد،‌ و به هركدام از آن‌ها نصرت ياري حاصل مي‌شود، چند عنوان است:
اول:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif براي خود زاد و توشه فراهم كند و خود مشرف گردد.
دوم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif‌ديگران را به زيارت بفرستد، به آن كه اسباب رفتن‌شان را مهيانمايد.
سوم: http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifزوار ايشان را در فراهم كردن توشه يا حل مشكلات ياري نمايد.
چهارم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif قبر منوره را تعمير نمايد.
پنجم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif به خدام حرم مطهر ايشان كمك نمايد و احسان كند.
ششم: http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدوستان ايشان را به امر زيارت آن حضرت تشويق و ترغيب و تحريص نمايد.
هفتم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif در بارة فضائل زيارت آن حضرت كتاب تأليف و تصنيف كند.
هشتم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif كتبي كه در فضائل زيارت آن حضرت از علماء تأليف و تصنيف شده است نشر و ترويج دهد.
نهم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif به زيارت ايشان از راه دور، مخصوصاً كساني كه تمكّن تشرّف به كربلا را ندارند محافظت و مواظبت نمايد.
و اين نوع زيارت هم به منزلة زيارت در كربلا و از نزديك است، چنانچه به اين مطلب در اخبار بسياري تصريح شده است.
و خلاصة كلام در نصرت و ياري بودن اين امور آن است كه هركدام از آن‌ها به عنواني سبب بقاء‌ و ثبات و ظهور شئونات حرم محترم آن حضرت مي‌شود، و به آن سبب امر به زيارت ايشان مستقرّ و بر قرار گردد و آن نصرتي كه به وسيلة زيارت ايشان است حاصل مي‌شود.

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:28
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفصل دوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
اقامه عزاي سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ و ياري آن حضرت
نصرت و ياري مظلوم در سه مقام است، كه اگر در هر كدام به او ياري نشود، موجب غربت و مظلوميت او مي‌شود.
اول:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif در مقام مقاتله و جنگ با دشمن او است تا آن كه دشمن مخذول شده و دفع شر ظلم از او شود.
دوم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif در مقام تقاص حقّ او و خونخواهي از دشمن او بعد از كشته شدنش مي‌باشد.
سوم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif عزاداري و گريه براي او، كه اين برپا داشتن مراسم عزاداري، براي هر كسي بعد از مردن يا كشته شدنش، تعظيم آشكاري است. و اگر با غربت و مظلوميت بميرد يا كشته شود، با اين عمل جبران غربت او مي‌شود، واين نسبت به حال او نصرت و ياري كامل است.
اكنون كه براي دوستان حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ نصرت و ياري آن حضرت در مقام اول و دوم ممكن نيست، بايد با اقامة مجالس عزا براي آن مظلوم كه باعث بزرگداشت مقام وتعظيم مرتبه رفيع ايشان است، آن حضرت را ياري نمايند.
عناوين متعلق به عزاداري امام حسين ـ عليه السلام ـ
و آن چند عنوان است:
اول: مرثيه خواني و ذكر مصائب ايشان با نظم يا نثر.
دوم: همّ و حزن قلبي.
سوم: افسردگي چهره و اظهار حزن.
چهارم: اشك ريختن.
پنجم: ناله كردن.
ششم: ندبه كردن.
هفتم: جزع و بي‌تابي كردن.
هشتم: لطمه بر صورت يا بر سينه و يا بر سر زدن.
نهم: غش كردن.
دهم: جامه دريدن.
يازدهم: تغيير لباس و تغيير هيئت دادن.
دوازدهم: كم كردن خوردن و آشاميدن و خوابيدن و ترك لذائذ و گوشه‌گيري از مردم نمودن.
سيزدهم: مجلس عزاي ايشان را بر پا نمودن.
چهاردهم: حاضرشدن در مجلس عزا و نشستن در آن.
پانزدهم: صرف كردن مال در عزاي ايشان.
شانزدهم: سرودن شعر درمصيبت ايشان.
هفدهم: خدمت نمودن در مجلس عزا.
هيجدهم: تأليف و تصنيف كتاب در ذكر مصائب ايشان.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:28
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif3- فضائل زيارت و عزاداري http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
در اين امر در ضمن دو مطلب به عنوان تيمّن و تبرك به بعضي از فضائل زيارت و عزاداري حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ اشاره مي‌شود:
مطلب اول
در ذكر بعضي از فضائل مهم زيارت آن حضرت
در اين‌جا مطلب را در ضمن سه فصل ذكر مي‌كنيم:
فصل اول: در فضائل مطلق زيارات.
فصل دوم: در فضائل زيارت عاشورا.
فصل سوم: در بيان برتري زيارت عرفه بر سائر زيارت‌ها، و برتري عاشورا بر آن.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفصل اول:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
دربيان فضائل مطلق زيارات:
در اين مقام به ذكر هشتاد فضيلت از آنچه در اخبار وارد شده است، اكتفا مي‌كنيم، و اين هشتاد فضيلت بر چهار نوع است:
نوع اول
فضل و پاداشي كه به زائر از زماني كه از قبر بيرون مي‌آيدتا هنگام داخل شدن در بهشت عطا مي‌شود، ‌و آن چهارده امر است:
اول: هنگام بيرون آمدن از قبر،‌ اول كسي كه با او مصافحه مي‌كند حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ مي‌باشد.
دوم: نوري كه ما بين مشرق و مغرب را روشن نمايد به او عطا مي‌شود، و بر چهره‌اش از نور عرشي علامت گذارند و بنويسند:
«هذا زائر قبر ابن بنت خاتم الانبياء سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ »
«اين زائر قبر پسر دختر خاتم پيامران، حضرت سيدالشهداء ست.»
كه به اين علامت شناخته شود.
سوم: نامة عملش را به دست راست او دهند.
چهارم: ‌از ترس و وحشت عظيم روز قيامت ايمن باشد.
پنجم: از گناهاني كه در دنيا مرتكب شده پرسش نكنند، گرچه گناهانش به تعداد ريگ بيابان‌ها و كوههاي بزرگ و كف درياها بوده باشد.
ششم: در قيامت خداوند مقامي به او عطا فرمايد كه همه حتي شهدائي كه در خون خود غلطيده باشند، بر حال او غبطه خورند، و آرزو كنند كه اي كاش ما هم از زائرين آن حضرت بوديم.
هفتم: بر سفرة‌ غذاي بهشتي كه حضرت رسول اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ و فاطمة زهرا ـ عليها السلام ـ نشسته‌اند،‌ او را بنشانند، و با ايشان غذا بخورد در حالي كه مردم مشغول حسابند.
هشتم: او را بر كنار حوض كوثر ببرند، و حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ با او در آن‌جا مصافحه فرمايد، و از آب حوض او راسيراب نمايند.
نهم: آن كه آن حضرت كسي را فرستد تا او ار از منازل وحشتناك قيامت به راحتي عبور دهد.
دهم: حضرت امر فرمايد كه صراط براي او رام گردد تا به راحتي عبور كند.
يازدهم: از آتش جهنم سالم بماند، و آن را هرگز ديدار نكند.
دوازدهم: در آن روز در زير پرچم حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ قرار گيرد، و تا هنگام وارد شدن به بهشت، با ايشان هم صحبت شود.
سيزدهم: چهل سال قبل از همه داخل بهشت شود.
چهاردهم: در درجة آن حضرت ساكن گردد.
نوع دوم
آن‌چه به زائر از زماني كه از دنيا برود تا وقتي كه از قبر بيرون آيد عطا مي‌شود، و آن شانزده امر است:
اول: سعادتمند بميرد و جان كندن بر او آسان شود.
دوم: حنوط و كفن بهشتي براي او آورند و بر روي كفنش بپوشانند.
سوم: حضرت جبرئيل و عزرائيل و ميكائيل ـ عليهم السلام ـ با عدة زيادي از فرشتگان بر او نماز خوانند.
چهارم: فرشتگان جنازة او را مشايعت نمايند.
پنجم: فرشتگان بعد از مردن او، تا روز قيامت برايش استغفار كنند.
ششم: قبر او را به اندازه‌اي كه چشم ببيند، وسعت دهند.
هفتم: قبر او را به چراغ‌هايي روشن كنند.
هشتم: قبر او را با ريحان بهشتي فرش نمايند.
نهم: براي او هول وهرس و وحشت قبر نباشد.
دهم: براي او فشار قبر نباشد.
يازدهم: سؤال منكر و نكير بر او آسان گردد.
دوازدهم: از بهشت دري براي او گشوده شود، كه تا روز قيامت، رائحة و بوي بهشتي به او برسد، ولكن از براي بعضي تا هيجده روز چنين باشد و سپس او را بالا و در حظيرة القدس برده، و در آن‌جا در جوار اولياء الهي ساكن گردانند.
سيزدهم: فرشتگان در كنار قبر او بمانند و تا روز قيامت به عبادت پروردگار مشغول باشند.
چهاردهم: حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ در قبر به زيارت او آيد.
پانزدهم: در هنگام ظهور حضرت قائم ـ عليه السلام ـ به دنيا برگرد و از اهل سعادت در آن دوران باشد.
شانزدهم: هنگام رجعت كه حضرت ابي‌عبدالله ـ عليه السلام ـ به دنيا برگردد وتختي از نور براي آن حضرت گذارند و اطراف آن نود هزار قبّة سبز برپا كنند، و مؤمنان به زيارت آن حضرت آيند، زائر آن حضرت از اين مؤمنان باشد.


http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:29
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifنوع سوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آنچه از امور اخروي بعد از زيارت به زائر عطا شود، يا براي او در اين دنيا نويسند، و از آن‌ها بيست امر ذكر مي‌شود:
اول: مصافحة فرشتگان با او.
دوم: دعاء فرشتگان و همة پيغمبران و رسولان و ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ در حق او.
سوم: بشارت غيبي حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ به همنشيني با او در بهشت،‌ و بشارت حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ به برآمدن حوائج او در دنيا و آخرت.
چهارم: آفريده شدن هفتاد هزار فرشته به هر قطره عرقي كه از او بريزد و تسبيح و استغفار كردن آنان براي او تا قيامت.
پنجم: همة‌ گناهانش آمرزيده شود، به‌طوري كه گويا تازه از مادر متولد شده است.
ششم: هنگامي كه آمادة رفتن به زيارت مي‌شود، اهل آسمان‌ها به خاطر اشتياق فرواوان و دوست داشتن كار او، يكديگر را به او بشارت دهند.
هفتم: براي او ثواب هزار روزه‌دار نوشته شود.
هشتم: ثواب هزار صدقة قبول شده برايش نوشته شود.
نهم: ثواب هزار شهيد از شهداي بدر برايش نوشته شود.
دهم: ثواب كسي كه در راه خدا هزار بنده آزاد كرده باشد برايش مي‌نويسند.
يازدهم: ثواب كسي كه هزار اسب در راه خدا به جهاد فرستاده باشد برايش نوشته مي‌شود.
دوازدهم: ثواب يك يا ده يا هفتاد تا صدهزار حج و به هر قدم صد حج مقبول و صد عمره مبرور برايش نوشته شود كه در بعضي ثواب حج مقبول با حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و دربعضي ثواب حج خود آن حضرت و عمرة ايشان باشد.
و هركدام از اين مراتب مختلفه به خاطر تفاوت اشخاص در مراتب ايمان و معرفت و خلوص و محبت، يا به جهت دوري و نزديكي راه، يا جهات ديگر است.
سيزدهم: در بعضي از زيارت‌ها چون زيارت روز عرفه تكميل عقائد حقّه و رفع شبهات شيطاني و نفساني از او مي‌شود.
چهاردهم: به اين اسماء مباركه مانند كروبيّين و مفلحين و فائزين و صالحين و زكويّين ناميده شود، و به درجات عالية آنها نائل گردد.
پانزدهم: خداوند متعال نزد اهل عرش و فرشتگان مقرب به او مباهات فرمايد.
شانزدهم: اسم او در علييّن نوشته شود.
هفدهم: به ثواب زيارت خداوند ـ جلّ شأنه ـ و زيارت حضرت رسول واميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ و فاطمة زهرا ـ عليها السلام ـ فائز شود.
هجدهم: آن كه در جملة وديعة حضرت صادق ـ عليه السلام ـ واقع شود.
نوزدهم: به هر قدم كه بر مي‌دارد و مي‌گذارد، براي او هزار حسنه نوشته شود، و از او هزار سيئه و گناه محو شود، و مقام او هزار درجه بالا رود.
بيستم: هنگام برگشتن از زيارت، جمعي از فرشتگان و شهداء با او همراهي كنند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifنوع چهارمhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آنچه از امور دنيوي به زائر عطا مي‌شود، و آن‌ها ده امر است:
اول: وسعت روزي.
دوم: حفظ جان او از انواع آفات مانند فرود آمدن سقف خانه، و غرق شدن و سوختن و گرفتار درندگان شدن.
سوم: طول عمر.
چهارم: فرج و گشايش فوري در هر سختي و شدتي كه براي او پيش آيد و برگشتن با خشنودي و برطرف شدن غم‌ها و بر آمدن حوائج.
پنجم: سعاتمند شدن در تمام عمرش ودر جميع امورش.
ششم: بركت در اهل‌بيت و اولادش.
هفتم: محفوظ ماندن از شرّ شياطين.
هشتم: سالم ماندن از شر دشمنان.
نهم: بركت در مال.
دهم: بركت در عمر.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:29
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif4- فضائل زيارت عاشورا http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
فضائل زيارت عاشورا بر حسب آنچه در فرمايش حضرت امام محمدباقر ـ عليه السلام ـ و حضرت صادق ـ عليه السلام ـ در روايت علقمه وصفوان است، بيست و دو امر است:
اول: ثواب دوازده هزار حج.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
دوم: ثواب هزار هزار جهاد.
سوم: ثواب دو هزار هزار عمره كه همة آن‌ها را با حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و ائمة طاهري ـ عليهم السلام ـ بجا آورده باشد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
چهارم: ثواب مصيبت هر پيامبري از اولين تا آخرين.
پنجم: ثواب مصيبت هر رسولي.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
ششم: ثواب مصيبت هر وصيّي تا روز قيامت.
هفتم: ثواب مصيبت هر صدّيقي تا روز قيامت.
هشتم: ثواب هر شهيدي تا روز قيامت.
نهم: بلندي مقام او صد هزار هزار درجه.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
دهم: نوشته شدن هزار هزار حسنه.
يازدهم: محو شدن هزار هزار گناه.
دوازدهم: رسيدن به درجة شهداي با آن حضرت تا حدي كه به هيئت آن‌ها محشور شود، و در مقامات آن‌ها داخل گردد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
سيزدهم: ثواب زيارت هر پيامبري.
چهاردهم: ثواب زيارت هر رسولي.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
پانزدهم: ثواب زيارت هر كسي كه زيارت نموده است آن حضرت را از آن روزي كه شهيد شده‌اند.
شانزدهم: جواب سلام از آن حضرت به جهت قبولي زيارت او.
هفدهم: بر آورده شدن حوائج او هر چند بزرگ باشد.
هجدهم: سرور قلب هميشگي و روشني چشم او به واسطة‌ رسيدن به آن‌چه مايل باشد.
نوزدهم: رستگار شدن بهشت.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
بيستم: سلامتي از آتش.
بيست و يكم: قبول شدن شفاعت او براي هركس گرچه مستحق آتش جهنم باشند، جز دشمنان اهل‌بيت ـ عليهم السلام‌ـ‌.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
بيست و دوم: ضمانت مؤكّده از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ تا حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و از جبرئيل ـ عليه السلام ـ و از حضرت احديت ـ جلّ شأنه ـ در حق زائر به اين كه زيارت او مقبول و سعي او مشكور، است و چيزي سبب ردّ آن نشود.



http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif



http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:29
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif5- فضائل زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ در روز عرفه http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
اما فضائل زيارت عرفه بسيار زياد است، و در اين‌جا به ذكر دو حديث شريف كه در «تحفة الزائر» روايت شده، اكتفا مي‌شود.
حديث اول: از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمود:
«هركس قبر امام حسين ـ عليه السلام ـ را در روز عرفه زيارت كند، خداود براي او ثواب هزار هزار حج كه با قائم آل محمد ـ عليهم السلام ـ و هزار هزار عمره كه با حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ انجام داده باشد، بنويسد، و نيز ثواب آزاد كردن هزار هزار بنده، و فرستادن هزار هزار كس به جهاد در راه خدا براي او نوشته شود، و خداوند او را بندة تصديق كننده و ايمان آورندة به وعدة او مي‌نامد، و فرشتگان گويند: فلان مرد صديق است، و خداوند او را در بالاي عرش عظمت خود ثنا گفته است، و در زمين او را كرّوبي نامند، كه لقب فرشتگان مقرّب است.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftn1)
حديث دوم: و نيز از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمودند:
«هركه دچار تنگدستي و پريشاني باشد و حجة الاسلام ـ يعني سفر حجّ ـ برايش ميسر نشود پس روز عرفه را كنار قبر امام حسين ـ عليه السلام ـ گذارند كه آن از حجة الاسلام كفايت مي‌كند، و نمي‌گويم كه از حج مجزي است مگر براي كسي كه مبتلا به تنگدستي باشد، اما كسي كه تمكّن دارد. هرگاه حجّ واجب را بجاي آورد و بخواهد كه حجّ يا عمرة مستحبي انجام دهد، لكن گرفتاري‌هاي دنيوي يا دلبستگي‌ها او را مانع شد، در روز عرفه كنار قبر امام حسين ـ عليه السلام ـ برود، كه او را از بجا آوردن حجّ و عمره كفايت كند، و حق تعالي ثواب او را چندين برابر كند.
راوي پرسيد: ثوابش چند برابر حج و عمره است؟
فرمود: ثوابش را نمي‌توان شمرد.
پرسيد: صد برابر؟ فرمود: كي مي‌شود شمرد، پرسيد: هزار برابر؟
فرمود: بيشتر، و سپس اين آيه را خواند:
«وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَحِيمٌ »[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftn2)
«اگر نعمت‌هاي خدا را بخواهيد بشماريد هرگز نمي‌توانيد، و همانا خداوند آمرزنده و مهربان است.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftn3)
فضيلت زيارت عرفه بر ساير زيارتها
و فضيلت عاشورا بر عرفه
اما نسبت به قسمت اول بايد گفت: كليه فضائلي كه از براي مطلق زيارت‌ها وارد شده است، بدون اشكال براي اين زيارت هم ثابت است، و نيز فضائلي كه از براي زيارت‌هاي مخصوصه ـ چون زيارت در ماه رمضان و شعبان و رجب ـ نقل شده، نظير آن نيز براي اين زيارت نقل شده است، و علاوه بر اين عدد حج‌هايي كه با اين زيارت شريفه ـ يعني عرفه ـ حاصل مي‌شود خارج از شمارش است.
فضيلت زيارت عاشورا و ويژگي‌هاي آن
اما برتر بودن زيارت عاشورا بر سائر زيارت‌ها و بر زيارت عرفه به خاطر دو فضيلت است كه به آن اختصاص دارد:
فضيلت اول: آن كه مؤمن با اين زيارت، به ثواب كامل زيارت تمام زائرين ـ از انبيا و اوصياء و عموم مؤمنين ـ كه حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ را از روز شهادت زيارت كرده، فائز مي‌شود، كه از جمله آن زوار، حضرت خاتم الانبياء و ائمة طاهرين ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ مي‌باشند.
فضيلت دوم: آن كه فوق هر عمل خيري عمل ديگري است كه از آن برتر باشد تا به جهاد رسد كه بالاتر از جهاد هيچ خيري نيست. چنانچه به اين مضمون در كتاب «كافي» روايت شده است،[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftn4) و شهداي كربلا مقامي برتر از همة شهداي اولين و آخرين دارند، كه در روز قيامت همگي به مقام آنان غبطه مي‌خورند كه اي كاش از آن‌ها بودند،‌ چنانچه در «بحار» از نبيّ اكرم ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ روايت شده:
«هم ساداة الشهداء»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftn5)
«ايشان سرور همة شهيدان هستند.»
و همچنين از اميرالؤمنين ـ عليه السلام ـ نقل شده است كه فرمود:
«لم يسبقهم سابق و لم يلحقهم لا حق»
«هيچ كس از نظر فضيلت از گذشتگان بر آن‌ها پيشي نگرفته است وكسي از آيندگان به مقام رفيع آن‌ها نمي‌رسد.»
و نيز از حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ نقل شده كه فرمود:
«فإنّي لا أعلم أصحاباً أوفي ولا خيراً من أصحابي و لا أهل بيت أبرّ و أوصل من أهل بيتي»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftn6)
«به درستي كه من هيچ اصحابي را با وفاتر و بهتر از اصحاب خود نمي‌دانم، و هيچ خانداني را نيكوتر و احسان كننده‌تر از اهل‌بيت خود نمي‌شناسم.»
و جامعيت برتري آن‌ها بر همة شهداي بزرگ از اولين و آخرين از اين فقرة شريفه ـ كه ذكر شد ـ استفاده مي‌شود.
«من نصره ـ يعني الحسين ـ فقد نصرني و نصر ولده القائم ـ عليه السلام ـ »[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftn7)
«هركه امام حسين ـ عليه السلام ـ را ياري كند، به فضل نصرت و ياري حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و نيز به فضل نصرت و ياري قائم ـ عليه السلام ـ نائل مي‌گردد.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:29
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
در بعضي از احاديث تصريح شده است كه: انصار آن حضرت در كمال و معرفت، برتر از مردم همة زمان‌ها مي‌باشند و رسول خدا ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ ايشان را برادران خود ناميد و از خدا ديدار آن‌ها را درخواست نموده است.[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftn8)
و اين هم واضح است كه شهادت در راه امام حسين ـ عليه السلام ـ از افضل اقسام نصرت و ياري ايشان است، پس شهداي كربلا، فضل انصار حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و انصار حضرت قائم ـ عليه السلام ـ را بر وجه كامل‌تر دارا هستند.
و به مقتضاي اين نوع اخبار، بعد از مقام ولايت و امامت مقامي فوق مقام شهداي كربلا و انصار ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ نيست.
و در ضمن فضائل زيارت عاشورا ذكر شد كه با اين زيارت زائر به درجة شهداي در ركاب آن حضرت مي‌رسيد، به حدي كه به هيئت آن‌ها محشور شود، و در مقامات آن‌ها داخل گردد، پس زيارت عاشورا از همة زيارت‌ها و تمام عبادت‌ها برتر است، مانند برتري خورشيد و ماه بر سائر ستارگان.
و در اين‌جا تنبيهاتي است كه لازم است به آن‌ها اشاره كنيم:
در بيان فضيلت زيارت عاشورا و رسيدن به درجات انبياء
بعضي از اعمال و عبادات است كه بنده را به درجات والائي مي‌رساند، از قبيل زيارت عاشورا و نيز كلية زيارت‌هاي امام حسين ـ عليه السلام ـ كه بنده به وسيلة آن به درجات عالي انبياء و اوصياء وصديقين و شهداء فائز مي‌شود، و در اجر مصائب جليله آن‌ها شريك مي‌گردد، و به ثواب زيارت نمودن آن‌ها حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ را ـ بر وجهي كه بيان شد ـ نائل مي‌شود.
سيد جليل رضي الدين علي بن طاووس ـ رضي الله عنه ـ در كتاب مستطاب «اقبال» مي‌فرمايد:
«اگر در كتاب ما به مواردي برخوردي كه گفته‌ايم: هركس فلان عمل را انجام دهد براي او مانند عمل انبياء و اوصياء‌ و شهداء و ملائكه نوشته ميشود، شايد توجيه آن چنين باشد كه براي او مثل يك عمل از اعمال آنان كه انجام مي‌دهند نوشته مي‌شود، نه اعمال ديگر آنان.
تأويل ديگر اين كه به اندازة ضعف حال تو و قوت حال آنان، پس بنابراين نَفْست به طمع نيافتد به آن چيزي كه انصافاً لياقت‌اش را ندارد. ‌و نرسد به اوصافي كه براي او آن اوصاف صحيح نيست، و چيزي از عبادات را براي خدا زياد و به حساب نياورد، چرا كه حق خداوند بيشتر از آن است كه كسي گرچه در عبادات به غايت‌اش رسيده و طاعات مهمي را انجام دهد، به آن برسد.»[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftn9)
مطلب ديگري كه در توضيح و بيان اين امر محتمل است، بر اين وجه است كه هرگاه سلطان عظيم القدري باشد و از براي او رعايا و غلاماني باشند كه در مراتب و كمالات متفاوت باشند، پس عطاء و احسان سلطان نسبت به آن‌ها بر حسب تفاوت مراتب كمالات آن‌ها از نظر كيفيت و كميّت مختلف است، پس بعضي را شايسته است كه درّ و جواهر عطا فرمايد، و بعضي را لايق است كه دينار عطا نمايد، و بعضي را سزاوار است كه درهم عطا كند.
و هر طائفه‌اي از آن‌ها به حسب كميت مختلفند، مثلاً به بعضي شايسته است هزار عدد و به بعضي ده‌هزار، و به برخي صد هزار و بيشتر از آن بدهد، و اين مراتب در هر طايفه يا در هرصنفي به جهت كمالي است كه از آن برخوردارند،‌ و نسبت به معرفت و شناختي كه به سلطان دارند يا محبت با او، يا اطاعت و خدمتگذاري او متفاوتند.
ولكن گاهي بعضي از كساني‌كه در طبقة دوم و سوم مي‌باشند در خصلت‌هاي حميده و خصيصه‌هاي نيكو ممتازند و به طبقة اول شباهت دارند، پس به اين جهت لياقت پيدا مي‌كنند كه در حق آن‌ها مثل آنچه به طبقة اول اختصاص دارد عطا شود.
پس محتمل است كه عطا و بخشش پروردگار در حق طبقات بندگان نيز چنين تصور شود، ‌مرتبة اول انبياء و اوصياء ـ عليهم السلام ـ ، و بعد از آن طبقة علما و اولياء و اتقياء، و بعد از آن مؤمنين از اهل ولاء هستند، كه درجات و مراتب اين طبقات در كمالات و معارف الهي، و نيز در خلوص محبت و در مرتبة عبوديت با يكديگر متفاوت است.
پس هر مقام عالي و درجة رفيعي كه در حق طبقة اول ـ يعني انبياء و اوصياء ـ عليهم السلام ـ عطا شود، به خاطر خصوصياتي است مانند حسن و جلال و جمال و ضياء، كه اين خصوصيات از براي طبقة دوم نيست.
‌و هم‌چنين است طبقة دوم نسبت به طبقة سوم.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
لكن گاهي مي‌شود كه در طبقة دوم و سوم كسي باشد كه به خاطر داشتن خصوصيت خاصي از كمالات يا اعمال صالح، از ديگران ممتاز شود، و به آن خصوصيت با اهل طبقة اول مشابهت پيدا نمايد، پس به اين واسطه لياقت پيدا نمايد كه به او از آن درجات عالي و مقامات رفيع عطا شود، كه به طبقة اول ـ در شدت حسن و جلال و جمال ـ عطا مي‌شود، اگرچه به مقام آن‌ها در زيادي كمال و ارتفاع نرسد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftnref1) . وسائل الشيعه، ج7، ص 460، حديث 19598.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftnref2) . سورة نحل، آية 18.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftnref3) . بحارالانوار، ج 101، حديث 21. به نقل از سائل الشيعه، ‌ج 15، ص 16، حديث 19921.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftnref4) . كافي، ج 36،‌ص 253، حديث 69، با اندكي تفاوت.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftnref5) . بحارالانوار، ج 36، ص 253، حديث 69،‌ با اندكي تفاوت.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftnref6) . فوائد المشاهد، ص 254.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftnref7) . فوائد المشاهد، ص 256.
[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftnref8) . بحارالانور، ج 52، ص 123، حديث 8.
[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42#_ftnref9) . اقبال الاعمال، ص 630.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:29
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
و اين مطلب بر حسب ضرورت، در مذهب حق ثابت است كه درجات محمد و آل محمد ـ عليهم السلام ـ در مقام معرفت و نيز محبت الهي فوق مرتبة همة انبياء و اولياء مي‌باشد.
و همچنين به مقتضاي احاديث و اخبار روشن است كه برترين صفت كمال و عمل صالح كه محبوب و مورد رضايت خداوند و موجب رسيدن افراد به درجات عالي است، معرفت و شناخت كامل و محبت خالص نسبت به ذات مقدس حضرت احديّت ـ جل شأنه ـ است،‌ و بزرگترين بلكه عمده‌ترين اصل در وصول به اين مقام، كمال معرفت و خلوص محبت به آن انوار طيّبه ـ عليهم السلام ـ مي‌باشد، چنانچه اكمليت مقام و قرب مقامات انبياء عظام حتي اولي‌العزم ـ عليهم السلام ـ بر حسب اكمليت مرتبة معرفت و محبت آن‌ها نسبت به ذات مقدس پروردگار است كه بوسيلة اكمليت معرفت و محبت آن‌ها نسبت به آن انوار طيبه ـ عليهم السلام ـ مي‌باشد.
پس آن شيعيان كامل و مخلص كه به واسطة مقام معرفت و محبت‌شان با اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ در تبعيت و پيروي آن‌ها و تسليم شدن امرشان، و بذل جان و مال و عرض و اولاد كمال سعي و استقامت را دارند، به اين وسيله مشابهت و مماثلت در صفات و كمالات پيامبران به مراتب كمال معرفت و محبت و عبوديت حضرت احديّت ـ جلّ شأنه ـ پيدا مي‌كنند، و از اين جهت براي هم‌نشيني و همدمي با آن‌ها لايق مي‌شوند و صلاحيت پيدا مي‌كنند كه داخل در درجات آن‌ها گردند، پس به آن شيعيان و دوستان، درجه‌اي مشابه با درجات رفيعه‌اي اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ عطا مي‌شود، و از نعمت‌هاي خاص ايشان، به اين گروه از شيعيان مرحمت مي‌فرمايند، و بر سر همان سفرة طعامي كه آن‌ها تشريف دارند آنان را بنشانند.
اما جمع ديگري كه اين نحو اظهار اخلاص و محبت برايشان ميسر نشد، ولكن به واسطة همان كمال اخلاص و محبت، اشتياق زيادي دارند كه اين نوع نصرت و ياري براي آن‌ها هم ميسر مي‌شد، و آرزوي چنين شهادتي را دارند، و آنچه اكنون براي آن‌‌ها ميسر است زيارت قبر منور آن حضرت است كه در آن مسير سعي و تلاش مي‌كنند.
و جمعي ديگر كه هيچ يك از اين دو مرتبه يعني بذل مال و جان در مقام شهادت، و زيارت قبر منّور آن حضرت براي آن‌ها ميسر نشده، ولكن با اشتياق قلبي زياد با همان پايه از معرفت و محبت خالص و كامل در هر مكاني كه باشند آن حضرت را زيارت مي‌كنند، چون خداوند عالم ـ جل شأنه ـ از صدق نيت بنده و اشتياق حقيقي او كه ناشي از معرفت و محبت خالصه درقلب او مي‌باشد مطلع شد، به او از آن فضائل كاملي كه به زوّار قبر منورش و به شهداي با آن حضرت اختصاص دارد عطا مي‌كند، و او را با آن شهدا و زوار با ائمة طاهرين ـ عليهم السلام ـ در درجات عالي محشور مي‌كند.
چنانچه به اين مطلب حضرت امام محمدباقر ـ عليه السلام ـ ضمن گفتارش به علقمه اشاره نموده و فرموده است:
«إن استطعت أن تزوره في كل يوم بهذه الزيارة فافعل فلك ثواب جميع ذلك»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42&q=2&query=#_ftn1)
«اگر بتواني آن حضرت را به اين زيارت همه روزه زيارت نمائي پس بجا آور كه همة اين ثواب‌ها كه ذكر شد[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42&q=2&query=#_ftn2) از براي تو خواهد بود.»
عرض كرد: اگر چنانچه از شهرهاي دور بخواهم زيارت كنم چه نوع و به چه گونه زيارت كنم؟
پس حضرت متن زيارت عاشورا را بيان فرمودند.
و مفاد اين فرمايش اين است كه هرگاه اين زيارت را در هر مكان و زماني بخواند، همة ثواب‌هايي كه در كربلا و عاشورا عطا مي‌شد، به امر او مرحمت ميشود.
و شاهد ديگر بر اين امر، فرمايش حضرت صادق ـ عليه السلام ـ به صفوان است كه مي‌فرمايد:
«فإنّي ضامن علي الله تعالي لكلّ من زار بهذه الزّيارة و دعا بهذا الدعاء من قرب أو بعد، أنّ زيارته مقبولة وسعيه مشكور و سلامه و اصل غير محجوب، و حاجته مقضيّه من الله بالغاً ما أبلغت و لاُنجينه.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42&q=2&query=#_ftn3)
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
«به درستي كه من از براي هر كسي كه به اين زيارت، زيارت نمايد و اين دعا را از نزديك يا دور بخواند، بر خداي تعالي ضامنم كه زيارت او قبول شود و سعي او پاداش داده شود، و سلام او به آن حضرت برسد، و چيزي مانع آن نشود، و حاجت او از جانب خداوند هر قدر كه باشد، برآورده گردد، و خداوند او را محروم نفرمايد.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:30
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
و باز آن حضرت مي‌فرمايد:
«و قد اي الله عزّوجلّ من زار الحسين ـ عليه السلام ـ بهذه الزيارة من قرب أو بعد و دعا بهذا الدعاء قبلت منه زيارته و شفقت في مسئلته بالغاً ما بلغت و أعطيت سئوله و أقلبه مسروراً يرأ عينه بقضاء حاجته والفوز بالجنة والقسق من النار و شفعته في كل من شفّع خلاناصب لنا اهل البيت.»
«همانا خداوند عزّوجلّ قسم ياد كرده و فرموده است: هركس امام حسين ـ عليه السلام ـ را به اين زيارت از نزديك يا دور زيارت كند و اين دعا را بخواند، زيارت او را قبول نمايم، و خواهش او را بر آورم، هر چند بسيار و بزرگ باشد، و حاجت او را عطا كنم، و او را در حالي كه خوشحال است برگردانم، و با برآورده شدن حاجتش و برخوردار شدنش از بهشت و آزاد شدنش از آتش چشمش را روشن كنم، وشفاعتش را دربارة هركس به غير از دشمنان اهل‌بيت بپذيرم.»
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
و باز مي‌فرمايد:
«يا صفوان! إذا أحدث لك إلي الله حاجة فزر بهذه الزيارة من حيث كنت وادع الدعاء وسل حاجتك و بك تأتك من الله»
«اي صفوان! هرگاه براي تو حاجتي به سوي خداوند روي داد، پس در هر كجا كه باشي با اين زيارت، زيارت كن، و اين دعا را بخوان و حاجت خود را از پروردگارت بخواه، كه از جانب خداوند برآورده خواهد شد.»
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
و از جملة شواهد بر اين مطلب اخبار متعددي است كه در باب مطلق زيارات وارد شده كه: هرگاه كسي از دور ـ هر جاي عالم كه باشد ـ حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ را زيارت نمايد، پس او واقعاً زائر خواهد بود و از ثواب‌هاي جليلة زائر برخوردار مي‌شود، خصوصاً در صورتي كه براي او رفتن به كربلا مقدور نباشد.
و نيز از جملة شواهد بر اين مطلب اخبار زيادي است كه دربارة همة اعمال و عبادات وارد شده است كه: هرگاه بندة مؤمن واقعاً عملي را قصد و نيت كند و بجا آوردن آن عمل برايش مقدور نشود، خداوند پاداش كامل آن عمل را بر وجهي كه اگر بجا آورده بود ـ در صورتي كه بداند بنده صدق نيت دارد و حقيقتاً به آن عمل اشتياق دارد ـ به او عطا مي‌فرمايد.
و از آن جمله، اخبار وارده دربارة مريض است كه همة اعمالي كه در حال صحت بجا مي‌آورده و به واسطة مرض از آن‌ها ممنوع شده. برايش نوشته مي‌شود.
و از آن جمله است اين فرمايش نبوي ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ كه: «لكلّ امريء مانوي» براي هركس پاداش هرعملي را كه قصد انجام دادن آن را نموده، ثابت است،‌گرچه موفق به انجام آن عمل نشود.
و نيز مؤيّد جميع آنچه ذكر گرديد، روايتي است كه در «بحار» از حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ به اين مضمون نقل شده كه:
«حق تعالي به مؤمني كه در زمان غيبت امام ـ عليه السلام ـ صبر كرده و منتظر فرج و ظهور آن حضرت بوده است، به واسطة همين مقدار احكام ظاهري كه بجا آورده، ثواب احكام و عبادات واقعي را كه به آن دسترسي ندارد و اگر ظاهر بود بجا مي‌آورد، عطا فرمايد.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42&q=2&query=#_ftn4) و غير از اين‌ها اخبار و روايات فراواني است كه مي‌توان به عنوان مؤيّد بر اين مطلب نقل كرد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42&q=2&query=#_ftnref1) . كامل الزيارات، ص 174، به نقل وسائل الشيعه، ج 14، ص 494، حديث 19675.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42&q=2&query=#_ftnref2) . در صفحات پيشين، تحت عنوان فضائل زيارت عاشورا ذكر شد.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42&q=2&query=#_ftnref3) . بحارالانوار، ج 99.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=42&q=2&query=#_ftnref4) . بحارالانوار، ج 52، ص 143، حديث 61.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:30
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif6- نيت و خلوص در زيارت http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
بعد از تحقق اركان ايمان يعني توحيد و نبوت و ولايت مهمترين شرطي كه در صحت قبولي عبادات و نيز در زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ دخالت دارد، نيت است.
و اما صحت آن پس مشروط است به اولين درجه از خلوص در نيت، كه نيّت از ريا يعني حصول شهرت و خوش آمدن مردمان و از هواهاي نفساني و شهوات دنيوي، سالم و خالي باشد، و غرض از اقدام به آن عمل فقط محض محبوبيّت آن نزد خداوند باشد.
و اما درجة قبولي و مرتبة كمال اين عمل شريف مشروط به مرتبة كامله از خلوص است، كه بنده در قلب خود به وجه يقين معترف باشد كه همة اين ثواب‌ها و عطاياي بزرگ به جهت انتساب عمل به وجود مبارك حضرت ولي الله اعظم ابي عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ است، و در نظر خود استعجاب و استنكار از بزرگي و زيادي آن ثواب‌هاي اخروي الهي كه براي اين عمل شريف وارد شده، ننمايد و غرض و نيت بنده محض اين امر، يعني نيكي كردن و تقرب جستن به حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ و ائمه معصومين ـ علهيم السلام ـ باشد، يا به خاطر سرور و خشنودي آن‌ها، يا نصرت و ياري آنها، يا اداء حق واجب آنها، و يا امثال اين‌ها باشد.
در واقع همة آن خصوصيات، به اعتصام و تمسّك به حبل الله و تعظيم شعائرالله و توجه به سوي ابواب الله و قدم برداشتن در راه خدا و پيمودن صراط مستقيم الهي برگشت دارد، و نتيجة همة‌ اين‌ها كمال خلوص در توحيد و ايمان و اسلام و عرفان است.
شوق و اشتياق، از علائم خلوص در زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ
و از جملة لوازم و علائم اين دو مرتبه از خلوص ـ خصوصاً مرتبة دوم ـ اين استكه زائر در زيارت آن حضرت حال اشتياق داشته باشد، چنانچه در اخبار به آن تصريح شده است، و از لوازم اين حال اشتياق چند امر است:
اول: http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifآن كه مصرف كردن مال در امر زيارت و راه سفر و در هر عنواني كه به آن تعلق دارد، بر او گوارا و آسان باشد.
دوم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif آن كه بر او دوري از وطن و اهل و اولاد گوارا باشد، و دوستي و دل بستگي به آن‌ها، مانع از رفتن يا اقامت زياد او در حرم مطهر نشود.
سوم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif آن كه آنچه در سفر زيارت از سرما و گرما و خوف، و ساير سختي‌ها بر او وارد مي‌شود، موجب پشيماني او نشود، و موجب ضعف يقين در امر زيارت آن حضرت نگردد.
و در مضمون بعضي از اخبار چنين است كه هرگاه خداوند در حق بنده‌اي اراده خير بنمايد، در قلب او اشتياق زيارت حضرت ابي عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ را قرار مي‌دهد.[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=43#_ftn1)
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=43#_ftnref1) . بحارالانوار، ج 101، ص 76، ج 43، ص 281.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:31
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif7- آداب و شرايط زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آداب و شرايط مهمي است كه بعد از تحقق خلوص نيت، اثر زيادي در كمال زيارت و در ترتّب ثواب‌هاي عظيم دارد، و آن شرايط چند امر است كه در احاديث به آن تصريح شده است.
أ: زائر بايد در هنگام رفت و آمد خصوصاً هنگام نزديك شدن به حرم مطهر، با تواضع و خضوع و خشوع باشد، و به هيئت تكبّر و تجبّر و با لباس اهل كبر و نخوت نباشد.[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=44#_ftn1)
دوم: از هركار لغوي چه زباني و چه عملي احتراز نمايد، و اين شرط مختص به حرم مطهر نيست، بلكه در همة حالات سفر رعايت آن لازم و مهمّ است، گرچه در آن مقام رفيع تأكيدش زيادتر است.
سوم: ذكر خداي را بسيار نمايد، و صلوات بر اهل‌بيت ـ عليهم السلام ـ بفرستد و اين شرط هم به همة حالات زائر تعلق دارد، و در حرم اقدس و نزد قبر مقدّس تأكيد بيشتري دارد.
چهارم: به‌طور كلي از چيزهاي لذت‌بخش احتراز نمايد، يا در آن تقليل دهد، و هرچه مهموم و غبار آلود و گرسنه و تشنه و در مشقّت و با خوف و اضطراب باشد، افضل و پاداش آن كامل‌تر است.
پنجم: آن كه هميشه خصوصاً در حال زيارت با طهارت باشد، و در حدّ امكان غسل نمايد كه در كامل شدن ثواب، تأثير زيادي دارد، و درصورت عدم امكان، وضو بگيرد، و نيز با لباس‌هاي پاك و تميز باشد.
ششم: در حقّ برادران ايماني و زوّار وخدّام آن حضرت بسيار احسان و انفاق نمايد.
هفتم: خداوند متعال را با قلب و زبان و فعل و حال خود، بر اين نعمت عظمي و موهبت و سعادت كبري شكر نمايد، كه توفيق تشرّف به اين حرم اعظم الهي، ـ حرمي كه انبياء عظام و ملائكه كرام از عرش اعلي و از آسمان‌ها براي تشرّف به زيارت و طواف آن، از خداوند متعال اذن و اجازه مي‌طلبند ـ پيدا كرده است.
اما شكر قلبي آن است كه در قلب خود بيشتر از آنچه به هر نعمت از نعمت‌هاي الهي مسرور مي‌شود، به اين سعادت عظمي خوشنود باشد، به واسطة معرفتش به اين كه فيض او از اين نعمت عظيم در دنيا و آخرت از سائر نعمت‌ها كامل‌تر و بيشتر است.
و اما شكر زباني آن است كه خداوند ـ عزّوجلّ ـ را به آنچه در كلام مجيدش ذكر فرموده:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ»
يا به الفاظ ديگرحمد و سپاس گويد.
و شكر فعلي و حالي دو قسم است:
قسم اول: http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifآن است كه از براي خداوند سجده شكر نمايد، يعني هنگامي كه نزد آن حرم مطهر رسيد، در صورتي كه ممكن باشد و مانعي ـ از جهت زيادي جمعيت و ترس شبهه در نظر مردمان كه چنان كنند سجده بر امام ـ عليه السلام ـ نموده ـ نباشد، سجدة شكر نمايد.
قسم دوم:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif آن كه مادامي كه در اين مقام رفيع و در اين سرزمين پاك و مبارك حضور دارد، به آن حرم با عظمت تشرف پيدا كند و گرد آن قبور مطهر طواف نمايد، و در رعايت همة‌ آداب مهم آن از خضوع و خشوع ظاهري و قلبي و طهارت سعي و تلاش كامل داشته باشد.
هشتم: آن كه چون از جملة فضائل و خصوصيات حرم‌هاي مبارك و مقدس ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ خصوصاً حرم مطهر حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ اسجابت دعا است، پس براي مؤمنين لازم است در آن‌جا حوائج بزرگ را ياد آور شده و آن‌ها را از خداوند متعال طلب نمايد.
و چون بزرگترين و مهمترين حاجت نزد همة اولياء خداوند، فرج آل محمد ـ عليهم السلام ـ و ظهور دولت حقّة آنها مي‌باشد، ـ چنانچه در اخبار بسياري اين مطلب بيان شده است ـ پس بر بندة مؤمن لازم است كه بر حسب كمال معرفتش به جلالت و بزرگي اين امر و به مقتضاي خلوص محبت ومودت او نسبت به مولاي خود حضرت صاحب الامر ـ عليه السلام ـ كه در همة حالات، در چنين مقامي از ياد آن حضرت غافل نباشد، و آن را بر جميع امور خود، در مقام عالي مقدم بدارد، زيرا كه مهمتر از همة آن‌ها است.
و نيز به مقتضاي فرمايش نبوي ـ صلي الله عليه و اله و سلم ـ كه فرموده‌اند:
«به خدا قسم؛ ايمان مؤمن حقيقت ندارد و كامل نيست تا آن كه من وامر من و ذريّه و اهل‌بيت من در نزد او از خودش و امر خودش و از اهل و اولاد او عزيزتر باشد.»
كه بر حسب اين كلام، بايد امر ذريّة طيّبه و طاهرة آن حضرت در نزد مؤمن مهم‌تر و عزيز تر از امر خودش باشد.
بنابراين؛ بايد بعد از حضور در آن مقام شريف و تشرف به آن حرم مطهر، كمال كوشش را در طلب تعجيل فرج و ظهور آن حضرت از خداوند متعال بنمايد، بلكه هنگام اراده تشرّف به سوي كربلا يا به‌سوي حرم مطهر، امر فرج آن حضرت را از مهمترين مقاصد خود قرار دهد، زيرا با اين قصد، كمال خلوص در اين عمل و زيارت حاصل مي‌شود.
بلكه سزاوار است كه بندة مؤمن هرچند مدت كه براي او از جهت امكانات ميسر شود، مخصوصاً به همين قصد و اراده به حرم مطهر حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ مشرف گردد، اگرچه در بلاد و شهرهاي بعيد و دور باشد.
و از فضائل جليله و خاصة اين دعا يعني طلب تعجيل در فرج حضرت قائم ـ عليه السلام ـ در آن حرم مطهر، اين است كه: چون اين دعا مصداق موالات و مودت و معرفت نسبت به همة ائمة اطهار ـ عليهم السلام ـ مخصوصاً نسبت به وجود مبارك حضرت بقية الله ـ عليه السلام ـ ، كه افتتاح فرج به دست آن حضرت است مي‌باشد، براي زائر وسيلة كمال مرتبة زيارت و عمل خواهد شد، به اعلي درجة قبولي آن فائز خواهد گرديد.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=44#_ftnref1) . رجوع شود به وسائل الشيعه، ج 14، ص 527، باب 71،‌ و ص 539، باب 77.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:31
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif8- حدود و اوقات زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
در زيارت حضرت ابي عبدالله الحسين ـ عليه السلام ـ حدود و اوقاتي است، كه انسان نسبت به آن‌ها دائما بايد محافظت داشت باشد، زيرا همه ثواب‌هاي مهم و مراتب بزرگ، موقوف و مشروط است به زيارت آن حضرت در آن حدّ زماني كه معين گرديده، و هرگاه با قدرت و اختيار از آن حدّ تعدّي كند، موجب نقصان در آن مراتب و فضائل خواهد شد.
و اين مانند آن است كه از براي اهل نماز مقامات عالي در بهشت معين شده، لكن موقوف است به آن كه به حدود زماني نماز عمل شود، و به‌طور دائم در شبانه روز، در پنج وقت بجا آورده شود، و در روزه نيز بايد در هرسال يك ماه بجا آورده شود، و همچنين در خمس و زكات و حج و سائر واجبات الهي، اگر در اوقات مخصوصه انجام نشود، و با قدرت و اختيار، نقص در آن وارد كند، او از اهل آن عمل محسوب نمي‌شود، و از فيوضات و آثار دنيوي و اخروي آن‌ها محروم مي‌ماند.
و همچنين است امر زيارت، كه اكثر آن فضائل جليله و خاصّه موقوف به آن است كه بنده به وظيفة حدّ زماني زيارت بر حسب شب و روز و هفته و ماه و سال عمل نمايد، به وجهي كه در اخبار نسبت به دور و نزديك محل، و توانائي و ناتواني شخص معين شده است.
اينك حدودي كه براي زيارت حضرت سيدالشهداء در روايات آمده‌است را بيان مي‌نمائيم:
در «بحار» رواياتي از «كامل الزيارات» و «تهذيت» نقل كرده كه:
«غني و ثروتمند لازم است كه در هر سال دو مرتبه و فقير يك مرتبه به زيارت آن حضرت مشرّف گردد.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftn1)
و در چند روايت ديگر فرموده‌اند:
«در هر سال بايد يك مرتبه حرم مطهر ايشان را زيارت نمائي.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftn2)
و در روايت ديگري فرموده‌اند:
«افراد ثروتمند در هر چهار ماه يك مرتبه، و افراد فقير بر حسب قدرت و توانائي خود بايد زيارت كنند.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftn3)
و در روايات ديگري نيز نقل شده است كه فرموده‌اند:
«ترك زيارت آن‌ حضرت از براي شخصي كه نزديك (كربلا) است، بيشتر از يك ماه جايز نيست، و از براي شخصي كه دور است و كساني كه در شهرهاي دورند، بيشتر از سه سال جايز نيست.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftn4)
و در بعضي از روايات آمده است كه:
«اگر سه سال بيشتر بگذرد و به زيارت ايشان نرود، عاق رسول الله ـ صلي الله عليه و اله و صلم ـ شده است، و به ايشان بي‌حرمتي نموده است.»
و معني «عاق» اين است كه حق لازم ايشان را اداء ‌نكرده، كه از جمله آن حقوق، حقّ مودّت و موالات با ذوي القربي و ذريّه و اهل‌بيت ايشان است، همان‌طور كه خداوند تبارك و تعالي در اين آيه شريفه فرموده است:
«قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ اَجْراً إلاَّ الْمَوَدَّةَ فِي القُربي»[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftn5)
«ـ اي رسول ما ـ به امت بگو: من از شما اجر رسالت جز اين نمي‌خواهم كه در حق خويشاوندانم محبت كنيد.»
و در بعضي از روايات آمده است كه:
«فرشتگاني كه موكل بر زوّار ايشان مي‌باشند، دربازگشت تا وطنش او را همراهي مي‌كنند، سپس تا سه سال در خانة او توقف مي‌كنند، پس اگر بدون هيچگونه عذري به زيارت ايشان نرفت، آن فرشتگان مي‌روند.»[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftn6)
از اين حديث معلوم مي‌شود كه ترك زيارت بعد از اين مدت، موجب سلب شرف و حرمت او نزد خداوند مي‌شود، و اين‌ها به جهت همان بي‌حرمتي است كه به امر حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و صلم ـ در ترك زيارت نموده است.
و در چند روايت ديگر آمده است كه فرمودند:
«سزاوار نيست از براي مسلمان كه از زيارت آن حضرت بيشتر از چهار سال تخلّف نمايد.»[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftn7)
و در چند روايت ديگر نقل شده كه:
«كساني‌كه تا حرم آن حضرت يك روز يا دو روز فاصله دارند، لازم است در هر هفته يك مرتبه زيارت نمايند، و الاّ به ايشان جفا و بي وفائي كرده و حق لازم مودّت با ايشان را ادا ننموده‌اند.»[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftn8)
و در روايتي هم در «كامل الزيارات» مذكور است كه:
«سؤال شد كه در هر چند روز بايد ايشان را زيارت نمود؟
فرمودند:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif هرچند كه بخواهيد.»[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftn9) http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftnref1) . كامل الزيارات، ص 293، به نقل از وسائل الشيعه، ج 14، ص 74.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftnref2) . كامل الزيارات، ص 294، به نقل از وسائل الشيعه، ج 14، ص 523، حديث 19758.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftnref3) . كامل الزيارات، ص 294، به نقل از وسائل الشيعه، ج 14، ص 533، حديث 19762.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftnref4) . كامل الزيارات، ص 296، وسائل الشيعه. ج 14، ص534، حديث 19767.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftnref5) . سورة شوري، آيه 23.
[6] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftnref6) . كامل الزيارات، ص 485 و 490.
[7] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftnref7) . وسائل الشيعه، ج 14، ص 534، حديث 19769، با اندكي تفاوت.
[8] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftnref8) . بحارالانوار، ج 1، ص5، حديث 20،‌ با اندكي تفاوت.
[9] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=45#_ftnref9) . كامل الزيارات، ص295، وسائل الشعه، ج 14،‌ص 533، حديث 19764.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:31
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif9- نتيجة كلي از روايات http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
و از مجموع اين احاديث استفاده مي‌شود كه براي هر بندة مؤمن لازم است كه بر حسب قدرت و توانائي خود را مال و حال،‌ براي رفتن به زيارت حرم آن حضرت چه از نزديك و چه از دور، سعي و اهتمام داشته باشيد، و آن كه ترك آن در حال قدرت موجب هتك حرمت عظيمة جليله حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و صلم ـ است، و نيز جفا نسبت به حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ است،
‌ و آخرين درجه‌اي كه انسان معذور است ـ يعني عمل به آن درجه در معرض هتك حرمت نشده باشدـ از براي كساني‌كه دورند و سفر آن‌ها محتاج به امكانات و زحمات بسيار است، چهار سال است، و از براي كساني‌كه نزديك‌اند، يك هفته است.
در اين‌جا حال بندگان را نسبت به زيارت كه بر چهار درجه است بيان مي‌كنيم:
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدرجة اول http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
افرادي كه نزديك حرم مطهر آن حضرت مي‌باشند و مجاورت دارند، اين‌ها لازم است در شبانه روز، در هر صبح و شب، محافظت و مواظبت بر زيارت نمايند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدرجة دوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
افرادي كه يك روز يا دو روز از حرم مطهر آن حضرت فاصله دارند، اين‌ها لازم است كه در همة ‌اوقات شريفة سال و ماه و هفته، محافظت بر زيارت حرم ايشان نمايند، كه كمترين آن هر جمعه مي‌باشد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدرجة سوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
افرادي كه در شهرهاي دور مي‌باشند و قدرت و استطاعت حالي و مالي دارند، لازم است كه بر حسب زيادي و كمي مؤونه و شغل خود، در هر ماه يا هر چهار ماه يا هر شش ماه يا در هر سال يك مرتبه مشرف شوند، و در صورت شدت و كثرت مشاغل يا كمي مؤونه، هر سه سال يك مرتبه، و بعد از آن در هر چهار سال يك مرتبه به زيارت حرم مطهر ايشان مشرف شوند.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifدرجة چهارم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
افراديكه در شهرهاي دور مي‌باشند، و براي تشرف به زيارت حرم آن حضرت قدرت و استطاعت مالي يا حالي ندارند.
و بديهي است كه از اين طايفه هم، حق زيارت آن حضرت ساقط نمي‌شود، زيرا برحسب دليل قطعي از آيات و اخبار، وهم به مقتضاي حكم عقل، حق امام ـ عليه السلام ـ خصوصاً وجود مقدّس امام حسين ـ عليه السلام ـ حقّ عظيمي است كه بر عهدة هر مؤمني فرض و ثابت، و ترك آن موجب جفا و هتك حرمت پيامبر ـ صلي الله عليه و اله و صلم ـ و امام حسين ـ عليه السلام ـ است، و در هيچ حالي ساقط نمي‌‌شود.
و اداء آن شرط صحت ايمان و كمال آن مي‌باشد، و حقيقت و كمال اسلام و ايمان براي هر كسي در هر حال متوقف بر امر زيارت ايشان مي‌باشد و اني حق عظيم مانند توقف امر نماز بر استقبال كعبة معظمه در هر مكاني است، پس هركس كنار حرم كعبه است، واجب است كه در هر نماز رو به جانب آن نمايد، و كساني‌كه در شهرهاي دور مي‌باشند اين امر از آن‌ها ساقط نمي‌شود، بلكه آن‌ها هم بايد در هر نمازي روي به سوي كعبه بنمايند.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:31
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
و همچنين است امر زيارت امام حسين ـ عليه السلام ـ زيرا حفظ ايمان و كمال آن موقوف است كه انسان آن را در هر سال و ماه و هفته و شب و روز اداء بنمايد، پس هرگاه در آن مقام رفيع حاضر است يا حضور برايش ممكن باشد، لازم است كه حرم مطهر ايشان را زيارت كند، و اگر در شهرهاي دور ساكن است و استطاعت و قدرت بر حضور را ندارد، لازم است كه از همان مكان به جانب كربلا توجه نموده و آن حضرت را زيارت نمايد، همان‌گونه‌اي كه در حرم مطهر آن حضرت مراعات مي‌كرد.
و بر اين امر در بعضي از اخبار تصريح شده است، از آن جمله در «بحار» و «تحفة الزائر» به سند معتبر از سدير صرّاف نقل شده است كه گفت: حضرت امام صادق ـ عليه السلام ـ به من فرمود:
«چه مانع است ترا از اين كه در هر هفته پنج مرتبه، يا در هر روز يك مرتبه قبر امام حسين ـ عليه السلام ـ را زيارت كني؟
گفتم: فداي شما شوم! بين من وحرم آن حضرت، فرسخ‌ها فاصله است.
فرمود: بر بام خانه خود مي‌روي و به جانب راست و چپ توجه مي‌نمائي، پس سر خود را به سوي آسمان بلند مي‌كني، بعد رو به جانب قبر آن حضرت مي‌كني و مي‌گويي:‌
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif«السلام عليك يا ابا عبدالله، السلام عليك يابن رسول الله، السلام عليك و رحمة الله و بركاته» http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
سدير گفت: بيشتر روزها، من بيشتر از بيست مرتبه، چنين زيارت مي‌كنم.»[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftn1)
و نيز در «بحار» در حديث معتبر ديگري نقل شده است كه:
حنان بن سدير خدمت امام صادق ـ عليه السلام ـ شرفياب شد، و نزد آن حضرت جماعتي از اصحاب حضور داشند، حضرت به او فرمود:
«اي حنّان! آيا هر ماه يك مرتبه امام حسين ـ عليه السلام ـ را زيارت مي‌كني؟
گفت: نه.
فرمود: هر سال يك مرتبه چطور؟
گفت: نه.
فرمود: به سيد و آقاي خود بسيار جفاكاريد.
گفت:‌يابن رسول الله! مانع من كمي توشه و دوري مسافت است.
فرمود: مي‌خواهي شما را راهنمائي كنم به زيارتي كه مقبول باشد هر چند زيارت كننده دور باشد؟
گفت: چگونه زيارت كنيم يابن رسول الله؟
فرمود: ‌در روز جمعه يا هر روز كه مي‌خواهي غسل كن، و پاك‌ترين لباس‌هاي خود را بپوش، و بالاي بلندترين بام خانه خود و يا به صحرائي برو، و رو به جانب قبر كن و بگو: پس زيارت مختصري را بيان فرمودند.»[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftn2)
در «بحار» در حديث معتبر نقل شده كه : امام صادق ـ عليه السلام ـ به سديرفرمود:
«آيا قبر حسين بن علي ـ عليه السلام ـ را زيارت مي‌كني؟
گفت: از بسياري شغل، مرا مقدور نمي‌شود.
فرمود: مي‌خواهي تو را چيزي تعليم نمايم كه هرگاه آن را انجام دهي، از براي تو زيارت آن حضرت نوشته شود؟
گفت: بلي فداي شما شوم.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifفرمود: در خانة خود غسل‌كن،‌ و بالاي بام خانة خود برو، و اشاره كن به جانب آن حضرت سلام بگو تا براي تو ثواب زيارت نوشته شود.»[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftn3) http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
و نيز در همان كتاب از سدير نقل شده كه حضرت صادق ـ عليه السلام ـ فرمودند:
«اي سدير! آيا هر روز قبر امام حسين ـ عليه السلام ـ را زيارت مي‌كني؟
گفتم: نه، فداي شما شوم.
فرمود: بسيار جفا كار هستي. آيا او را در هر ماه زيارت مي‌كني. گفتم، نه. فرمود: آيا او را در هر سال زيارت مي‌كني؟
عرض كردم: گاهي مي‌شود.
فرمود: اي سدير! چه بسيار به حسين ـ عليه السلام ـ جفا كاريد، آيا نمي‌داني كه از براي خداوند هزار هزار فرشتة ژوليده مو و غبار آلوده است كه گريه مي‌كنند و آن حضرت را زيارت مي‌كنند، و هيچ وقت سستي پيدا نمي‌كنند، و چه باك است بر تو اي سدير! كه قبر حسين ـ عليه السلام ـ را در هر هفته پنج مرتبه زيارت كني، سپس حضرت مثل حديث اول را بيان فرمودند.»[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftn4)
پس بندة مؤمن سعاتمند، با شوق قلبي كه به زيارت آن حضرت دارد ـ كه هم علامت ارادة خير خداوند نسبت به اوست وهم علامت دوستي و ولايت اهل‌بيت عصمت ـ عليهم السلام ـ در هركجا كه باشد، سعي تمام در زيارت آن حضرت خواهد داشت، و در هر شب و روز يا بعد نمازهاي پنچ‌گانه، سلام و زيارت مختصر به نحوي كه در فرمايش حضرت صادق ـ عليه السلام ـ به سدير بود، را مقيد خواهد بود.
اوقات شريفه و ايام زيارتي حضرت سيدالشهداء ـ عليه السلام ـ
و اما در اوقات شريفه و ايام زيارتي آن حضرت، چون جمعه و اعياد و ايام ذي الحجه و ماه‌هاي مبارك رجب، شعبان، رمضان و محرم، پس اهتمام بيشتري در زيارت آن حضرت داشته باشد ودر دو جهت تلاش نمايد.

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:31
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifجهت اول http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آنكه آداب و شرايط زيارت را رعايت نمايد، مانند غسل و طهارت و نظافت لباس و بودن بالاي بام يا صحرا، يا در مكان‌هاي شريفه كه افضل آن‌ها نزد قبول امامزاده‌ها و قبور صلحا و علماء است[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftn5) و ديگر خضوع و تواضع و زياد گفتن ذكر خداوند و صلوات، و دوري از لغويات گفتاري و عملي خصوصاً مراء و جدال، و ديگر كم كردن آب و غذا و ديگر لذائذ، بلكه ترك آن‌ها اگر ممكن شود، كه همة اين آداب را از زماني كه ارادة زيارت و سلام نمودن ميكند، و در حال زيارت، و بعد از آن مادامي كه در مكان زيارت حضور دارد، رعايت نمايد.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifجهت دوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gif
آن كه در الفاظ زيارت و سلام يكي از زيارات مبسوط و جامع را انتخاب كند، كه با برترين و جامع‌ترين و كامل‌ترين زيارت، متن زيارت عاشورا است، كه علقمه و صفوان از امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ و از امام صادق ـ عليه السلام ـ روايت كرده‌اند و اين افضليت از دو جهت است:
يكي از جهت جامع بودن آن از زيارات ديگر بر وجهي كه قبلاً بيان گرديد.
و ديگر آن كه در روايت چنين آمده است كه: هر بندة مؤمن كه آن را در هر مكان و زماني غير از كربلا و عاشورا بخواند، فضائل و ثواب خواندن اين زيارت در روز عاشورا و در كربلا را، درك مي‌كند.
و بنابراين؛ اگر كسي آن را هر روز و هر كجا بخواند،‌ مانند اين است كه در تحت قبّة منوّرة آن حضرت حاضر است و ايشان را زيارت مي‌كند.
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif


[1] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftnref1) . بحارالانوار، چ 101، ص356، حديث 2.
[2] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftnref2) . وسائل الشيعه، ج 14، ص 493، حديث 19674.
[3] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftnref3) . بحارالانوار، ج 101، ص376،‌ حديث 7.
[4] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftnref4) . بحارالانوار، ج 101، ص 364، حديث 4.
[5] (http://www.andisheqom.com/other/bookdatajavanlib.php?bid=83&id=46#_ftnref5) . در بعضي از روايات تصريح شده است كه: كساني‌كه به خاطر دوري، امكان تشرف به زيارت قبور ائمه معصومين ـ عليهم السلام ـ را ندارند، هرگاه به زيارت قبور علما و صلحا از شيعيان يا قبور ذراري ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ مشرف شوند: فضيلت زيارت مشاهد مشرفه ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ را درك مي‌كنند.

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:32
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif10- كيفيت خواندن زيارت عاشورا http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
زيارت عاشورا به صورت مفصّل و مختصر بر چند وجه است، كه همة آن‌ها در اخبار منصوص است.
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifوجة اول:http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
آنچه در روايت صفوان از حضرت صادق ـ عليه السلام ـ نقل شده كه آن از همة اقسام ديگر در آداب جامع‌تر و مبسوط‌تر، و در اجر و ثواب برتر و كامل‌تر مي‌باشد، و ما آن را به وجهي كه رعايت احتياط هم در آن شده باشد بيان مي‌كنيم:
در حال شروع ابتدا به هر لفظ و بياني كه بخواهد و بر زبانش جاري گردد با زيارت و سلام به جانب حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ توجه نمايد، و اگر زيارت شريفه امين‌الله يا زيارت ششم را اختيار نمايد ثواب آن چندين برابر خواهد بود و بعد از آن دوركعت نماز زيارت ايشان را بخواند، سپس به جانب كربلا توجه نمايد و زيارت و سلامي ـ ولو مختصر ـ كه مشتمل بر مبالغه در لعن بر دشمنان حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ باشد، بنمايد، پس از آن دو ركعت نماز زيارت ايشان را بجا آورد، و بعد از آن صد مرتبه تكبير بگويد، سپس شروع به خواندن زيارت عاشورا نمايد و آن را با صد مرتبه لعن و صد مرتبه سلام انجام دهد و با دعاء سجده به پايان رساند.
بعد از آن دو ركعت ديگر نماز زيارت بخواند، سپس دعائي كه معروف به «دعاء علقمه» است، بخواند.
امام جعفر صادق ـ عليه السلام ـ بعد از بجا آوردن آن فرمودند:
«اي صفوان! بر اين زيارت مواظبت كن، و اين دعا را بخوان،‌ پس به درستي كه من از طرف خداي تعالي براي هركس كه از نزديك يا دور به اين زيارت، زيارت كند، و به اين دعا، دعا نمايد، ضمانت مي‌كنم كه: ‌زيارت او قبول شود، و سعي او با پاداش داده شود و سلام او مبه حضرت ابي‌عبدالله برسد و مانعي براي او نباشد، و حاجت او از جانب خداوند، هر قدر كه بسيار و بزرگ باشد برآورده شود،‌ و از آن محروم نگردد.»
پس از آن ضمانت آباء طاهرينش ـ عليهم السلام ـ را تا حضرت رسول ـ صلي الله عليه و اله و صلم ـ و ضمانت جبرائيل ـ عليه السلام ـ و ضمانت خداوند را از براي اين عمل بر وجه ضمانت خود ذكر فرمود، و كلام را ادامه داد تا ان كه فرمود:
«اي صفوان! هرگاه براي تو حاجتي باشد، پس هركجا كه باشي به اين زيارت، زيارت كن، و به اين دعا،‌ حاجت خود را از خداوند درخواست كن، كه از جانب خداوند به تو مي‌رسد، و خداوند در وعدة‌ خود كه به رسولش ـ صلي الله عليه و اله و صلم ـ به فضل و منّت خود داده، تخلف نمي‌كند، والحمدلله ربّ العالمين.»
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:32
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifوجه دوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
آن وجهي است كه در روايت علقمه از حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ مذكور است،‌ و جز در دو امر با همان امر اول موافق است.
اول: آن كه زيارت حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه السلام ـ جزء آن نيست.
دوم: آن كه دعاء علقمه را ندارد.
پس ابتدا زيارت و سلامي ـ ولو مختصراً ـ به جانب كربلا مي‌كنند كه مشتمل بر مبالغه در لعن دشمنان و قاتلان حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ باشد، بعد از آن دو ركعت نماز زيارت، بعد از آن صد مرتبه «الله اكبر»، بعد از آن متن زيارت عاشورا با صد مرتبه لعن و صد مرتبه سلام تا منتهي شود به دعاء سجده،‌ و بعد از آن دو ركعت نماز ديگر، و عمل تمام مي‌شود.
و در فضيلت اين قسم حضرت امام محمد باقر ـ عليه السلام ـ به علقمه فرمودند:
«هرگاه بجا آوردي اين نماز و زيارت را پس دعا كرده‌اي به آنچه كه ملائكه زيارت كننده، به آن دعا مي‌كنند،‌ و خداوند از براي تو صد هزار هزار درجه مي‌نويسد، و تو مانند كساني هستي كه با حضرت ابي عبدالله ـ عليه السلام ـ شهيد شدند، و در درجات‌شان شريك مي‌شوي، و در زمرة آن‌ها شاخته مي‌شوي، و خداوند از براي تو ثواب زيارت هر نبيّ و هر رسول، و ثواب هركس كه آن حضرت را از روز شهادت تا به حال زيارت كرده، مي‌نويسد.»
http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifوجه سوم http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif
با همين وجه دوم موافق است، ولكن با اختصار در صد مرتبه لعن و صد مرتبه سلام، و اين اختصار به وجهي كه موافق باشد با آنچه روايت شده به اين كيفيت است:
عالم رباني ملاشريف شيرواني ـ رحمة الله عليه ـ در مجموعة «الصرف المشتهون» با ذكر سند از امام هادي ـ عليه السلام ـ چنين ذكر نموده كه آن حضرت فرمود:
من قرء اللعن مرّة واحدة، ثمّ قال: «اللهم العنهم جميعاً» تسعاً و تسعين مرّة كان كمن قرء ماة، و من قرء سلامها مرّة واحدة، ثم قال: «السلام علي الحسين و علي عليّ بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين» تسعاً و تسعين مرّة كان كمن قرئها تامّة من أوّلهما و آخرهما»
و در بيان اين روايت دو احتمال داده شده‌است كه اولي اظهر است، و آن به اين بيان است كه: لعن مفصل يك مرتبه خوانده شود،‌ و بعد از آن نودونه مرتبه بگويد «اللّهم العنهم جميعا» و سلام مفصل را هم يك مرتبه بخواند و بعد نودونه مرتبه بگويد:
«السلام علي الحسين و علي عليّ بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين».
احتمال دوم: لعن مفصل را يك مرتبه بخواند و بعد بگويد: «اللّهم العنهم جميعاً» تسعاً و تسعين مرّة، و بعد سلام مفصل را يك مرتبه بخواند و بعد بگويد:
«السلام علي الحسين و علي عليّ بن الحسين و علي اولاد الحسين و علي اصحاب الحسين» تسعاً و تسعين مرّة بدون اين كه لعن و سلام را تكرار كند.
و صلي الله علي محمد وآله الطاهرين

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif

شكوه انتظار* میدانم که میائی...*
10-06-2010, 16:32
http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif
http://i4.tinypic.com/10mn328.jpg

http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifاللهم عجل لولیک الفرجhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/roz.gifhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif

http://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gifپایانhttp://www.askquran.ir/images/smilies/Large/goleroz.gif

http://upload.tazkereh.ir/images/99850814395952100679.gif