نرگس منتظر
16-12-2010, 11:11
http://www.shiaupload.ir/images/42688621336794616712.gif
پيوندهاي قيام عاشورا با ادبيات دفاع مقدس
پيوندهاي مستحكمي بين ادبيات دفاع مقدس و قيام عاشورا وجود دارد كه ظلمستيزي يكي از اصول پايدار آن است.
در ميان گونههاي مختلف ادبي، نهضتهاي آزاديبخش همچون قيام سيدالشهدا(ع) همواره جايگاه ويژهاي دارند كه به شكلهاي مختلف در آثار نويسندگان هر دوره به نوعي تجلي مييابند.
در اين ميان، داستان نهضت حسيني و قصه جانسوز ايثار و شهادت حضرت امام حسين (ع) و ياران وفادارش، آن چنان بر قلبها تاثير گذارده كه پس از گذشت چهارده قرن از آن حادثه عظيم، غبار كهنگي و فراموشي را بر خود نديده است.
گويي هر سال با حلول هلال محرم، خون پاك شهيدان كربلا، در رگهاي تاريخ جوششي تازه مييابد و عاشقان دلسوخته را شوريدهتر و تشنگان حقيقت را شيفتهتر ميسازد.
در اين راستا، وقوع جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران كه با تجاوز به خاك ميهن و رفتارهاي وحشيگرانه با ملت مسلمان كشورمان همراه بود، زمينهاي را فراهم ساخت تا بار ديگر فرهنگ حماسه و مقاومت در بين مردم فراگير شود و نوعي نگاه عاشورايي در ميان رزمندگان و ملت ايران در مقابل تجاوز دشمن شكل بگيرد. در ادامه، ادبيات دفاع مقدس در كشور ما به وجود آمد كه ارتباط تنگاتنگي با فرهنگ عاشورا دارد.
ادبيات جنگ كه گونه دوم آن را ادبيات مقاومت نام نهادهاند، سابقه طولاني در حوره ادبيات دارد. در تاريخ ادبيات اولين رماني كه از آن در اين حوزه نام برده شده، يك اثر جنگي به نام «آماديس دوگل» اثر گارسيا رودريگرز دومانتالرو است. اين اثر كه يك رمان شهسواري است در آغاز قرن شانزدهم در ساراگوسا انتشار يافت. اين در حالي است كه رمان «دن كيشوت» يك قرن بعد از رمان «آماديس دوگل» يعني در سال 1605 ميلادي خلق شده است.
در سالهاي بعد هم اين روند همچنان ادامه داشته تا اين كه به رويدادها و نهضتهاي آشنا در قرنهاي اخير رسيده است. در اين ميان براي مسلمان به ويژه شيعيان جهان، قيام و نهضت عاشورا يك رويداد حماسي بزرگ و فراموش نشدني است كه تاثير آن را مي توان در قيامها و نهضتهاي عدالت خواهانه در قرون معاصر ديد.
وقوع انقلاب اسلامي در سال 1357 و آغاز جنگ تحميلي از سوي حكومت بعثي عراق عليه جمهوري اسلامي در سال 1359 بار ديگر نهضت عاشوراي حسيني را در يادها تداعي كرد كه متعاقب آن ادبيات ويژه اين دوره هم متناسب با حال و هواي اين ايام توسط نويسندگان متعهد خلق شد. البته جريان ادبيات عاشورايي، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي فعال شد
. قبل از انقلاب نيز عاشورا به عنوان يك پديده و مفهوم ريشهدار و به عنوان مظهر ظلمستيزي مطرح بود اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اين جريان، در ادبيات و هنر ما شكلي گسترده و فراگير به خود پذيرفت و آثار متعددي با اين پس زمينه متولد شدند.
با اين حال، دستيابي به نگاه عميق و نزديك به واقعه، نيازمند مطالعه و كاوشي دقيق است كه بيترديد يك نويسنده نبايد نسبت به آن بيتوجه باشد
. در اين خصوص، كمكاري نهادهاي مسئول هم مشهود است، چرا كه سالهاست فقدان يك مركز پژوهشي فعال و موثر در زمينههاي تاريخي احساس ميشود، اگر هم مركزي با اين مشخصه وجود دارد، از چشم نويسندگان ما كه يكي از وظايفشان، توجه به تاريخنگاري درست است، پنهان مانده است.
در هر حال، ادبيات امروز ما بايد وقايع «عاشورا» را در جريان زندگي عادي مخاطبان خود مطرح كند و در سادهسازي اين مفاهيم، تلاش جدي شود. از طرفي، نگاه مستقيم به اين موضوعات هم سپري شده و داستانهاي ديني ما بايد قادر باشند در خواننده خود همذات پنداري به وجود بياورند. در اين زمينه، خيلي از كارشناسان اين حوزه معتقدند
، هنوز اثري جدي در حوزه ادبيات داستاني دفاع مقدس كه ارتباط اين ادبيات با موضوع عاشورا را به روشني بيان كند، خلق نشده است، البته نبايد توليد چنين آثاري، به عنوان هدف اصلي مطرح باشد و از ديگر عناصر مثل خلاقيت و... غفلت شود، چون به نظر ميرسد داستان دفاع مقدس و ديني ضعيف، نوشته نشود، بهتر است.
با اين حال، اينك موعد تقويت اين نوع از ادبيات و نقد جدي آثار است، اگر ميخواهيم ادبيات دفاع مقدس و آثار مذهبي تداوم يابد، بايد تعارف را كنار بگذاريم و آثار را از صافي نقد عبور دهيم.
واقعيت آن است كه بعد از انقلاب اسلامي، احساسات شورانگيز مذهبي در تار و پود ادبيات ما تنيده شد و رفتهرفته بر پختگي و قوت آن افزوده گشت.
البته اين رويكرد در بخش شعر پررنگتر است چرا كه اغلب سرودههاي موفق شاعران ما در توصيف صحنههاي نبرد هشت ساله و پايداري ما در برابر بيگانگان، از انديشه و حماسه بزرگ عاشورا تاثير مستقيم پذيرفت، شعرهايي كه در ظاهر با عاشورا مرتبط نبودند، اما وامدار انديشه عاشورايي شدند و همين نكته، عامل پيوند بيشتر مخاطبان با اين آثار گرديد.
http://www.shiaupload.ir/images/42688621336794616712.gif
پيوندهاي قيام عاشورا با ادبيات دفاع مقدس
پيوندهاي مستحكمي بين ادبيات دفاع مقدس و قيام عاشورا وجود دارد كه ظلمستيزي يكي از اصول پايدار آن است.
در ميان گونههاي مختلف ادبي، نهضتهاي آزاديبخش همچون قيام سيدالشهدا(ع) همواره جايگاه ويژهاي دارند كه به شكلهاي مختلف در آثار نويسندگان هر دوره به نوعي تجلي مييابند.
در اين ميان، داستان نهضت حسيني و قصه جانسوز ايثار و شهادت حضرت امام حسين (ع) و ياران وفادارش، آن چنان بر قلبها تاثير گذارده كه پس از گذشت چهارده قرن از آن حادثه عظيم، غبار كهنگي و فراموشي را بر خود نديده است.
گويي هر سال با حلول هلال محرم، خون پاك شهيدان كربلا، در رگهاي تاريخ جوششي تازه مييابد و عاشقان دلسوخته را شوريدهتر و تشنگان حقيقت را شيفتهتر ميسازد.
در اين راستا، وقوع جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران كه با تجاوز به خاك ميهن و رفتارهاي وحشيگرانه با ملت مسلمان كشورمان همراه بود، زمينهاي را فراهم ساخت تا بار ديگر فرهنگ حماسه و مقاومت در بين مردم فراگير شود و نوعي نگاه عاشورايي در ميان رزمندگان و ملت ايران در مقابل تجاوز دشمن شكل بگيرد. در ادامه، ادبيات دفاع مقدس در كشور ما به وجود آمد كه ارتباط تنگاتنگي با فرهنگ عاشورا دارد.
ادبيات جنگ كه گونه دوم آن را ادبيات مقاومت نام نهادهاند، سابقه طولاني در حوره ادبيات دارد. در تاريخ ادبيات اولين رماني كه از آن در اين حوزه نام برده شده، يك اثر جنگي به نام «آماديس دوگل» اثر گارسيا رودريگرز دومانتالرو است. اين اثر كه يك رمان شهسواري است در آغاز قرن شانزدهم در ساراگوسا انتشار يافت. اين در حالي است كه رمان «دن كيشوت» يك قرن بعد از رمان «آماديس دوگل» يعني در سال 1605 ميلادي خلق شده است.
در سالهاي بعد هم اين روند همچنان ادامه داشته تا اين كه به رويدادها و نهضتهاي آشنا در قرنهاي اخير رسيده است. در اين ميان براي مسلمان به ويژه شيعيان جهان، قيام و نهضت عاشورا يك رويداد حماسي بزرگ و فراموش نشدني است كه تاثير آن را مي توان در قيامها و نهضتهاي عدالت خواهانه در قرون معاصر ديد.
وقوع انقلاب اسلامي در سال 1357 و آغاز جنگ تحميلي از سوي حكومت بعثي عراق عليه جمهوري اسلامي در سال 1359 بار ديگر نهضت عاشوراي حسيني را در يادها تداعي كرد كه متعاقب آن ادبيات ويژه اين دوره هم متناسب با حال و هواي اين ايام توسط نويسندگان متعهد خلق شد. البته جريان ادبيات عاشورايي، بعد از پيروزي انقلاب اسلامي فعال شد
. قبل از انقلاب نيز عاشورا به عنوان يك پديده و مفهوم ريشهدار و به عنوان مظهر ظلمستيزي مطرح بود اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، اين جريان، در ادبيات و هنر ما شكلي گسترده و فراگير به خود پذيرفت و آثار متعددي با اين پس زمينه متولد شدند.
با اين حال، دستيابي به نگاه عميق و نزديك به واقعه، نيازمند مطالعه و كاوشي دقيق است كه بيترديد يك نويسنده نبايد نسبت به آن بيتوجه باشد
. در اين خصوص، كمكاري نهادهاي مسئول هم مشهود است، چرا كه سالهاست فقدان يك مركز پژوهشي فعال و موثر در زمينههاي تاريخي احساس ميشود، اگر هم مركزي با اين مشخصه وجود دارد، از چشم نويسندگان ما كه يكي از وظايفشان، توجه به تاريخنگاري درست است، پنهان مانده است.
در هر حال، ادبيات امروز ما بايد وقايع «عاشورا» را در جريان زندگي عادي مخاطبان خود مطرح كند و در سادهسازي اين مفاهيم، تلاش جدي شود. از طرفي، نگاه مستقيم به اين موضوعات هم سپري شده و داستانهاي ديني ما بايد قادر باشند در خواننده خود همذات پنداري به وجود بياورند. در اين زمينه، خيلي از كارشناسان اين حوزه معتقدند
، هنوز اثري جدي در حوزه ادبيات داستاني دفاع مقدس كه ارتباط اين ادبيات با موضوع عاشورا را به روشني بيان كند، خلق نشده است، البته نبايد توليد چنين آثاري، به عنوان هدف اصلي مطرح باشد و از ديگر عناصر مثل خلاقيت و... غفلت شود، چون به نظر ميرسد داستان دفاع مقدس و ديني ضعيف، نوشته نشود، بهتر است.
با اين حال، اينك موعد تقويت اين نوع از ادبيات و نقد جدي آثار است، اگر ميخواهيم ادبيات دفاع مقدس و آثار مذهبي تداوم يابد، بايد تعارف را كنار بگذاريم و آثار را از صافي نقد عبور دهيم.
واقعيت آن است كه بعد از انقلاب اسلامي، احساسات شورانگيز مذهبي در تار و پود ادبيات ما تنيده شد و رفتهرفته بر پختگي و قوت آن افزوده گشت.
البته اين رويكرد در بخش شعر پررنگتر است چرا كه اغلب سرودههاي موفق شاعران ما در توصيف صحنههاي نبرد هشت ساله و پايداري ما در برابر بيگانگان، از انديشه و حماسه بزرگ عاشورا تاثير مستقيم پذيرفت، شعرهايي كه در ظاهر با عاشورا مرتبط نبودند، اما وامدار انديشه عاشورايي شدند و همين نكته، عامل پيوند بيشتر مخاطبان با اين آثار گرديد.
http://www.shiaupload.ir/images/42688621336794616712.gif