توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : معرفی ارتشبدهای رژیم پهلوی
ملکوت* گامی تارهایی *
25-12-2010, 21:19
http://www.shiaupload.ir/images/28032420580068601453.jpeg
ارتشبد حسين فردوست از چهرههاي برجسته عصر پهلوي است. او در 1296 متولد شد. از دوران كودكي به عنوان دانشآموز دبستان نظام وارد كلاس مخصوصي شد كه رضاشاه براي وليعهد خود محمدرضا پهلوي ترتيب داده بود. لذا فردوست، دوست صميمي و نزديكترين محرم اسرار وي گرديد. با عزيمت محمدرضا به سوئيس، فردوست جزء دوستان صميمي و مشاوران شاه گرديد، بدان حد كه شاه دركتاب «مأموريت براي وطنم» تنها كسي را كه به عنوان دوست خود معرفي كرد، فردوست بود:
«در آن موقع دوست صميمي من پسري بود به نام حسين فردوست كه پدرش ستوان ارتش بود. حسين در دوران تحصيل در سوئيس هم با من همدرس بود و بعد هم با درجة سرهنگي سمت استادي دانشكده افسري را عهدهداري ميكرد و فعلاً در گارد شاهنشاهي مشغول به انجام وظيفه است».
در دوران سلطنت محمدرضا پهلوي، فردوست نه فقط صميميترين دوست او بود؛ تا بدان حد كه تنها فردي بود كه با «شاه» و «ملكه» بر سر يك ميز غذا ميخورد، بلكه محرم اسرار محمدرضا و رابط او در مخفيانهترين ارتباطها بود.
«آژانس مركزي اطلاعات» امريكا (سيا) در كتاب محرمانه «نخبگان و توزيع قدرت در ايران» (فوريه 1976) نام فردوست را در رأس «محفل خصوصي شاه» ذكر ميكند و در رابطه با او چنين مينويسد:
«... رابطه شاه با مقامات نظامي و امنيتي از طريق يكي از دوستان ديرين به نام سرلشكر فردوست برقرار ميگردد. او يكي از كساني است كه براي تحصيل همراه محمدرضا شاه در مدرسه مقدماتي مخصوص انتخاب شده بود. حسين فردوست همراه شاه به مدرسه لُه روزه در سوئيس و مدرسه نظام رفت، بجز يك دوران كوتاه، وي هميشه عهدهدار موقعيتهاي مهم بوده و با وجود اينكه ارتقاء درجات نظامي وي مسير عادي داشتند ولي از نفوذ و اقتدار بسياري برخوردار بوده است. محمدرضا احتمالاً از او از سالهاي 1941 به اين سو به عنوان رابط خود با سفارت آلمان استفاده ميكرده است.
ملکوت* گامی تارهایی *
25-12-2010, 21:25
http://www.shiaupload.ir/images/44268928987956734851.jpeg
فردوست از مدتها قبل رئيس دفتر اطلاعات ويژة شاه بوده و همزمان معاونت ساواك را نيز بر عهده داشته و در حال حاضر رئيس دفتر بازرسي شاه است و به عنوان ناظر بر عمليات دولت عمل ميكند. او دراجراي وظايف خود بسيار آرام و دقيق است. فردوست بسيار ثروتمند بوده و به صداقت و امانت مشهور است...» 2
و در گزارش «خيلي محرمانه» ديگر چنين آمده است:
«ژنرال حسين فردوست ... به عنوان رئيس دفتر اطلاعات ويژة دربار و رئيس بازرسي شاهنشاهي، امروز كار «چشمها و گوشهاي شاه» را انجام ميدهد... گزارشات بيوگرافيك سفارت، وي را فردي «مؤثر و لايق، و كاملاً وفادار و مورد اعتماد شاه و مردي مصمم و داراي طرز فكري سازمان يافته» توصيف مينمايد. 3
فردوست از سال 1338 سرپرست دفتر اطلاعات ويژه شاه بوده و در مورد فعاليت مقامات عاليرتبه مملكت از جمله اعضاء خاندان سلطنتي به شاه گزارش ميداد. او بر تهيه گزارشات روزانه به شاه در مورد رويدادهاي مهم، برداشت از منابع كابينه و دفاتر دولت در داخل و خارج نظارت داشت و از سال 1341 تا 1352 به عنوان قائممقام ساواك و از 20 فروردين 1352 به عنوان رئيس دفتر ويژه شاه عمل ميكرد. در سال 1354 فردوست به رياست سازمان بازرسي شاهنشاهي منصوب شد كه بر مخارج دولتي نظارت كرده و فساد را زير نظر ميگرفت. بعدها نيز به عضويت شوراي عالي مبارزه با فساد درآمد.
http://www.shiaupload.ir/images/12795282423117850866.jpeg
ملکوت* گامی تارهایی *
25-12-2010, 21:47
http://www.shiaupload.ir/images/76091339126123410999.jpeg
نفوذ او درساواك و مسئوليتش در اداره اطلاعاتي ويژه شاه سبب شد كه وي رابط شخصي شاه با سيستم اطلاعاتي كشور حتي آژانس مركزي اطلاعات امريكا (سيا) شود. بعضي از نويسندگان، وي را «مغز» و «حافظة» شاه دانسته و تصميمات محمدرضا را عصارة مشورت با فردوست دانستهاند. پس از سقوط شاه، فردوست دستگير شد و به دنبال يك بازجويي مفصل، بيش از 1500 صفحه خاطرات نگاشت و پرده از اسرار حكومت شاه و ارتباطهاي آن با انگليس و امريكا برداشت. اين خاطرات در بين سالهاي 1363 تا 1366 نوشته شده كه بخش قابل توجهي از آن تحت عنوان «ظهور و سقوط سلطنت پهلوي» در دو جلد منتشر شده و امروزه جزء منابع تاريخ عصر پهلوي است.
فردوست در 28 ارديبهشت 1366 بر اثر سكته درگذشت.
ارتشبد حسین فردوست انسان وطن پرستی بود و طبق مدارک به دست آمده وارد هیچکدام از جنایات رژیم طاغوت نشدو خیلی عادی به زندگیش ادامه داد نه اهل دزدی بود نه شهوتران و نه وارد بازی های کثیف اشخاصی مثل اشرف شد . او خیلی نرمال به وظایف روزمره اش به عنوان یک نظامی عمل میکرد و با وجود نزدیکی اش به شاه تمام درجات نظامی خود را مانند سایر نظامیان دیگر اخذ کرد .با این که او هم مثل خیلی هنگام انقلاب از ایران فرار نکرد . مطمئن باشید اگر جز جنایتکاران و خائنین به وطن شناخته میشد
حکم اعدام همچون نصیری و خسروداد و .. سایر ژنرال های شاه شامل حالش میشد . او پس از انقلاب کتاب خاطراتش را تکمیل کرد و بدون هیچ کم و زیادی همه حقایق تاریخ ایران از اواخر عهد رضا خان تا انتهای سلطنت محمدرضا را نوشت و چاپ کرده و در دسترس عموم قرار داد.شاید بی انصافی باشد حساب فردوست را با امثال شریف امامی ، شعبان جعفری ، دکتر ایادی ،
تیمسار نصیری ، امیر عباس هویدا یکی دانست . از فردوست نام بدی بجا نمانده و علت شهرتش نزدیکی او به شاه بود که ریشه در کودکیشان داشت .
ملکوت* گامی تارهایی *
31-12-2010, 02:54
http://up.iranblog.com/images/ucadyvldkooadwczmk9.jpeg
ارتشبد نعمتالله نصيري كه 13 سال رياست سازمان اطلاعات و امنيت كشور ـ ساواك ـ را بر عهده داشت در مرداد 1289 در سمنان متولد شد ،در 1311 وارد دانشكده افسري شد و در 1313 درجه ستوان دومي گرفت. او 10 سال اوليه خدمت خود را در دانشكده افسري گذراند و در بخشي از اين مدت با محمد رضا پهلوي در دانشكده مزبور، دوست و هم دوره بود.
وي پس از فارغالتحصيلي از دانشكده افسري، مشاغل مختلف نظامي اختيار كرد. در جلد دوم ظهور و سقوط سلطنت پهلوي ،مناصب نظامي نصيري از زمان فارغالتحصيلي از دانشكده افسري تا احراز فرماندهي گارد شاهنشاهي، به نقل از اسناد ساواك به اين شرح اشاره شده است:
«فرمانده دسته مسلسل سنگين، فرمانده دسته و گروهان دانشكده افسري، معاون دانشكده تكميلي افسري، فرمانده گردان 2 هنگ 18 كرمان، فرمانده گردان مستقل سيرجان، فرمانده گردان پياده دانشكده افسري، فرمانده دوره تكميلي و معاون رسته پياده دانشكده افسري، رئيس ستاد دژبان مركز، فرمانده دانشكده پياده و فرمانده هنگ پياده پهلوي»
http://up.iranblog.com/images/0jzn73ghr4autuxt4k1.jpeg
ملکوت* گامی تارهایی *
31-12-2010, 02:56
http://up.iranblog.com/images/hxxlwuf01plgg80hwxkj.jpeg
ارتشبد نصیری در دادگاه انقلاب
نعمتالله نصيري در سال 1329 با درجه سرهنگي به فرمانده گارد شاهنشاهي منصوب گرديد. او در همين سمت در۲۲مرداد 1332 به دستور شاه مأمور ابلاغ دستور وي مبني بر انفصال مصدق از نخستوزيري و انتصاب فضلالله زاهدي به جاي وي گرديد. ليكن در 25 مرداد هنگام مراجعه به منزل مصدق به دستور سرتيپ رياحي رئيس ستاد وقت ارتش توقيف و زنداني شد. چند روز بعد پس از پيروزي كودتاي 28 مرداد 1332 وي و جمعي از نظاميان بلند پايه وابسته به گارد شاهنشاهي كه به دستور دولت مصدق در جريان كودتا دستگير شده بودند آزاد شدند. نصيري سپس در حمله به منزل مصدق و تصرف آن كه منجر به فرار مصدق گرديد، نقش فرماندهي داشت. او پس از بازگشت شاه به كشور به درجه سرتيپي و در 1336 به درجه سرلشكري ارتقاء يافت. در مهر سال 1339 به سمت معاونت آجوداني و در آذر ماه همان سال به سمت رياست شهرباني كل كشور منصوب گرديد. او رد مرداد سال 1341 به درجه سپهبدي ارتقاء و در 15 خرداد 1342 همزمان با قيام اسلامي مردم تهران به حمايت از امام خميني به سمت فرمانداري نظامي تهران و حومه منصوب شد. او در تهران حكومت نظامي اعلام كرد و به سركوب شديد مردم پرداخت. نصيري در 10 بهمن 1343 در دولت اول امير عباس هويدا به سمت معاونت نخستوزير و رئيس سازمان اطلاعات و امنيت كشور ـ ساواك ـ منصوب شد.
ساواك در دوران نصيري به اوج خشونت و سركوب مخالفان گرايش يافت. تيم سه نفره نصيري، ثابتي و معتضد، از ساواك يك سرويس امنيتي خشن و بيرحم بوجود آوردند
ملکوت* گامی تارهایی *
31-12-2010, 03:00
http://up.iranblog.com/images/tld0ybcrdn7ft9v016s8.jpeg
نصيري توسط هويدا به داخل شبكه فراماسونري نيز راه يافت و در جلسات لژ بزرگ ايران شركت كرد. 3 او سمت رياست ساواك را تا زمان انقلاب اسلامي ايران حفظ كرد. به موجب اسناد لانه جاسوسي، نصيري در تمامي مناصب عمده خود در ارتش، گارد شاهنشاهي، شهرباني و ساواك، در زمينه مسائل امنيتي فردي محافظه كار بود و ترجيح ميداد به جاي رسوخ در ميان گروههاي مخالف و پي بردن به اهداف و روشهايشان آنان را يكباره سركوب و نابود كند. نصيري چندين بار از شاه تقاضاي بازنشستگي كرده بود ولي به دليل توانائي وي در سركوب مخالفين، شاه هيچگاه با درخواست وي موافقت نكرد و همواره از او خواسته بود تا در مقام خود باقي بماند.
نصيري در 12 مهر 1350 به دستور شاه به درجه ارتشبدي نائل شد اما با اوجگيري انقلاب اسلامي، به پيشنهاد دولت نظامي غلامرضا ازهاري به عنوان گامي در جهت فرونشاندن خشم مردم در خرداد 1357 از رياست ساواك بركنار و به عنوان سفير به پاكستان اعزام شد. چندي بعد حكومت ازهاري با موافقت شاه و در عقبنشيني گام به گام خود در برابر انقلاب، نصيري را به تهران فراخواند و در 17 آبان 1357 در يك اقدام نمايشي او را بازداشت كرد. نصيري در 22 بهمن 1357 توسط مردم دستگير شد و در 27 بهمن 1357 به حكم دادگاه انقلاب اسلامي به جرم ارعاب در جامعه و كشتار مردم در سالهاي رياست بر ساواك و شهرباني تيرباران گرديد.
http://up.iranblog.com/images/l7g0mhl03m7mu1acdr6.jpeg
ارتشبد نصیری پس از اعدام
.
.
.
.
.
.
ملکوت* گامی تارهایی *
31-12-2010, 05:08
تاج الملوک ، همسر رضا شاه و مادر محمد رضا در خاطراتش دربارهٔ رفتار او میگوید:
شوهر مرحومم میگفت: نظامی باید فاقد روح واحساس وعاطفه باشد! این نصیری نمونه کامل ازیک انسان فاقد روح بود وهیچ احساس انسانی نداشت ...
همین روحیه و طبع خشن وعاری ازعطوفت باعث شد بعد از پاکروان، رئیس ساواک شود.
http://up.iranblog.com/images/h25kxggwpnhxz1qb8269.jpg
ارتشبد نصیری درحال بازجویی شدن
نصیری پس از طی تحصیلات مقدماتی و عادی در اول مهر 1313 با درجه نایب دومی از مدرسه صاحبمنصبی فارغالتحصیل و از بین چهل و دو نفر، شاگرد هشتم شد. وی دو بار ازدواج کرد که همسر نخست او پروین نصیری و همسر دوم زلیخا خلوتی نام داشت. از نصیری دو فرزند به نامهای محمدرضا و زرین ناز بر جای مانده است.نصیری در طول اشتغال ۶۰ نشان داخلی و خارجی دریافت کرد.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 06:35
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/38908045045255645835.jpg
ارتشبد غلامرضا ازهاری در سال 1288ش. در شيراز متولد شد. پس از طي تحصيلات ابتدايي و متوسطه در سال 1312 به دانشكده افسري راه يافت. يك سال بعد با درجه ستوان دومي وارد ارتش شاهنشاهي شد و در1316 با ارتقا به درجه سرهنگي به معاونت فرماندهي دژبان مركز منصوب شد. ازهاري در 1328 براي گذراندن يك دوره آموزش عالي به آمريكا اعزام شد پس از بازگشت در سال 1330 دوره يك ساله فرماندهي ستاد را در دانشگاه جنگ طي كرد و به درجه سرتيپي ارتقا يافت.
دو سال بعد مجدداً براي طي دوره كوتاه مدت عالي ستاد به امريكا رفت او در سال 1336 به فرماندهي گردان 11 پياده نظام و در 1338 به فرماندهي دانشكده جنگ منصوب شد. پس از چندي در 1341 به ستاد فرماندهي نيروي زميني منتقل شد و سال بعد به فرماندهي ارتش يكم ارتقا يافت. ازهاري در سال 1345 نماينده نظامي ايران در گروه نمايندگان پيمان نظامي سنتو بود، به مدت دو سال از 1348 تا 1350 جانشين رئيس ستاد بزرگ ارتشتاران شد و از 1350 به مدت شش سال با درجه ارتشبدي به رياست اين ستاد منصوب شد.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 06:37
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/39405467508911198331.jpg
با شكست دولتهاي متعدد در مقابله با انقلاب، محمدرضا شاه تصميم گرفت با انتصاب يك نظامي به رياست دولت جريان انقلاب را متوقف كند به همين منظور ارتشبد غلامرضا ازهاري را برگزيد نخست وزير جديد در 15 آبان 1357 منصوب شد و همان روز كابينه نظامي خود را معرفي كرد. در اين دولت غلامعلي اويسي به سرپرستي وزارت كار و امور اجتماعي، سپهبد اميرحسين ربيعي به سرپرستي وزارت مسكن و شهرسازي و ارتشبد قره باغي به وزارت كشور منصوب شدند از اقدامات دولت نظامي ازهاري دستيگري نويسندگان جرائد و مطبوعات، بازداشت دولتمرداني چون ارتشبد نعمت الله نصيري ، منوچهر آزمون، عبدالعظيم وليان، داريوش همايون ، غلامرضا نيك پي، اميرعباس هويدا بود.
ازهاري از سرگرد انصاري وابسته نظامي ايران در پاكستان دعوت كرد تا براي بازجويي از افراد فوق به ايران بازگردد. او همچنين براي سركوب انقلاب در شهرستانها چند نظامي را به استانداري خراسان، كرمانشاه و آذربايجان غربي منصوب كرد ولي اين تلاش ها مثمر ثمر نبود.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 06:41
ازهاري چون ديگر رجال پهلوي انقلاب را باور نداشت چنانچه در 15 آذر 1357 در مجلس سنا اظهار داشت كه سر و صداي شبهاي تهران واقعي نيست بلكه صداي نوار است اين اظهار او را مردم در تظاهرات بعدي با اين شعار پاسخ دادند: « ازهاري بيچاره بازم بگو نواره، نوار كه پا نداره ».
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/35873038419374894542.jpg
بي ثمر ماندن تلاشهاي دولت نظامي منجر به تمايل ازهاري براي بركناري از اين پست حساس شد و سرانجام با اين عنوان كه سكته كرده و بيمار است از نخست وزيري كناره گرفت و بلافاصله كشور را ترك و به امريكا رفت. او در واشنگتن اقامت كرد و با هژبر يزداني در تاسيس بانكي در كاستاريكا همكاري نمود ، ولي فعاليت سياسي نداشت. غلامرضا ازهاري در آبان 1380 در ايالات متحده امريكا درگذشت.
او در طول خدمت نظامي مدالهاي متعددي مانند نشان درجه يك و دو همايون، نشان لياقت، افتخار، خدمت، كوشش، ورزش، سپاس، پاس و بيست و هشت مرداد و يك نشان از سنتو دريافت كرد.
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/60322461699014080304.jpg
از ازهاري نزديك به 200 برگ سند در زمينه نظامي و خانوادگي در موسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران موجود است كه راهگشاي محققان و مورخان مي باشد.
.
.
.
.
.
.
.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 20:36
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/11407438287397517349.jpg
از ديد ارتشبد حسين فردوست، اويسي افسري كم سواد بود كه در فروش محمولههاي بزرگ ترياك دست داشت، از ديد تيمسار قرهباغي، اويسي فردي دروغگو و متملق بود و از ديد مردم، اويسي فردي جنايتكار بود كه در دو فاجعه 15 خرداد 1342 و 17 شهريور 1357 نقش اساسي داشت.
ارتشبد غلامعلي اويسي فرزند غلامرضا عامل كشتار مردم تهران در دو فاجعه بزرگ 15 خرداد 1342 و هفدهم شهريور 1357، در سال1297 در قم به دنيا آمد. او در سال 1315 دوره 6 سال دبيرستان نظام و در 1317 دورة دانشكده افسري را به پايان رساند. اويسي در 1317 تا 1331 در مشاغل گوناگون نظامي از جمله فرماندهي گروهان و گردان و آموزشگاه گروهباني لشكر 2، رياست شعبه بازرسي دژبان مركز و فرماندهي هنگ 52 دژبان ـ قرار داشت و در 1332 فرمانده هنگ 16 تيپ كازرون بود. پس از كودتاي 28 مرداد 1332، اويسي به دريافت نشان درجه 2 رستاخيز، نائل شد و به تدريج ترقي وي در هرم ديوانسالاري نظامي آغاز گرديد.
اويسي در سالهاي قبل از دهه 1340 و بعداز كودتاي آمريكائي 28 مرداد 1332 عضو «انجمن اخوت» گرديد. اين انجمن يك تشكيلات فعال فراماسونري بود وچهرههائي چون عبدالله انتظام، امير اسدالله علم و دكتر منوچهر اقبال در رأس آن بودند. اويسي به عنوان عضو فعال اين انجمن در كنار بخشي از وزيران و تيمساران شاه در جلسات آن ديده ميشد.
اويسي پس از طي دوره دانشگاه جنگ در تهران و دوره ستاد و فرماندهي در امريكا، در 1339 به رياست ستاد گارد و در 1341 به فرماندهي لشگر يك گارد رسيد و در همين سمت بود كه به عنوان فرماندار نظامي تهران به قتل عامل قيامكنندگان 15 خرداد 1342 دست زد. وي در 1348 فرماندهي ژاندارمري كل كشور و در 1351 فرماندهي نيروي زميني ارتش را عهدهدار بود. اويسي در جريان انقلاب اسلامي بار ديگر عهدهدار سمت فرماندار نظامي تهران و حومه شد. وي عامل كشتار خونين 17 شهريور تهران شناخته شد و به علت موقعيتش در رأس نيروي زميني، فرمانداري نظامي ساير شهرها را نيز تحت كنترل داشت. او در 14 دي 1357 به بهانه معالجه تقاضاي بازنشستگي نمود و از ايران خارج شد. اويسي در زمره نخستين افسران عاليرتبه متواري رژيم پهلوي بود كه با سرمايه سرويسهاي اطلاعاتي غرب فعاليت تروريستي عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران را از خاك عراق و تركيه آغاز كرد.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 20:47
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/98433569955729781038.jpg
او رهسپار پاريس شد و به شبكهاي پيوست كه با همراهي بهرام آريانا، اشرف پهلوي، رضا پهلوي و علي اميني و با مساعدت مالي سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا و انگليس و اسرائيل سرگرم طرح نقشه كودتا در ايران بودند. روزنامه فيگارو چاپ فرانسه 4 روز پس از ورود اويسي به پاريس در گزارشي نوشت: «اويسي سعي ميكند كارتر را به انجام يك كودتاي نظامي در ايران متقاعد سازد.»
اويسي ابتدا به كمك جمعي از سلطنت طلبان و نظاميان فراري حكومت سرنگون شده شاه، ستادي را در پاريس تشكيل داد و اقدام به تشكيل «ارتش آزاديبخش ايران» گرفت. در چهارچوب اين ارتش يك گروه نظامي در تركيه پشت مرزهاي ايران، و يك گروه نيز در آن سوي مرزهاي عراق تدارك ديده شدند. اما در عمل وي نتوانست كاري از پيش ببرد. اويسي روز 11 بهمن 1362 در پاريس به دست افرادي ناشناس به قتل رسيد.
تيمسار قرهباغي آخرين رئيس ستاد ارتش رژيم شاه ميگويد: «اويسي فردي دروغگو و متملق بود. او در دورهاي كه ازهاري نخستوزير شد، در تلاش براي رسيدن به اين مقام بود. اما وقتي اوضاع را نامناسب ديد، به دنبال تهيه گذرنامه و خروج از مملكت شد.» قرهباغي ميگويد: «موضوع خروج اويسي در شرايط بحراني كشور را با شاه در ميان گذاشتم ولي او فقط گفت: اشكالي دارد؟ چه كار كنيم ميگويد مريض است...»
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 21:01
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/25672008758683883786.jpg
ارتشبد فریدون جم (زادهٔ 1293 در تبریز، مرگ4 خرداد 87 در لندن ) فرزند [/URL]محمود جم، تیمسار ارتشبد ارتش ایران و از چهرههای تحصیلکرده و نزدیک به حکومت رضا شاه و محمد رضا پهلوی بود.
او تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در تهران و پاریس به اتمام رسانید، سپس دوره دانشکده افسری سن سیر در پاریس را گذرانید. دوره دانشکده افسری تهران را نیز به پایان برد. دوره دانشکده جنگ در بریتانیا و چند دوره کوتاه مدت را نیز در [URL="http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7"]آمریکا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D9%88%D8%AF_%D8%AC%D9%85) گذرانید. در ۱۳۱۶ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B6) به درجه افسری رسید و یک سال بعد با ازدواج با شمس پهلوی داماد رضاشاه شد.
فریدون جم درجات خود را در ارتش پیمود و با درجه سرتیپی، فرمانده دانشکده افسری شد. پس از آن درجه سرلشگری و بعد از آن سپهبدی گرفت. مدتی معاونت ارتش غرب با او بود و چندی فرماندهی ارتش شرق را تصدی میکرد. سرانجام به قائم مقامی ستاد بزرگ ارتشتاران رسید و بعد از ارتشبد بهرام آریانا با درجه ارتشبدی رئیس ستاد شد. چند سال در رأس ستاد قرار داشت تا به طور ناگهانی از ریاست ستاد برکنار و با سمت سفیر به مادرید رفت. درباره برکناری وی سخن زیاد گفتهاند. جم بعد از برکناری بازنشسته شد و به مأموریت اسپانیا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%A7) رفت. چهار سال در آنجا بود. وقتی مأموریتش پایان یافت، دیگر شغلی به او ارجاع نشد و در لندن اقامت گزید.
فریدون جم در ۱۳۵۷ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B7) توسط دولت بختیار چند بار برای عضویت در هیئت دولت دعوت شد و مذاکراتی را نیز با شاه انجام داد اما بدلیل نداشتن اختیارات کافی در وزارت دفاع، حاضر به پذیرش این پست نشد. او همچنین بیانیه بیطرفی ارتش در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را از لحاظ حقوقی خلاف موازین میدانست. وی از مقاماتی در دوران سلطنت پهلوی بود که پس از انقلاب نیز خوشنام باقی ماند. او در سالهای پس از انقلاب از جهت گیریهای سیاسی پرهیز کرد اما در دوران جنگ به حمایت از نیروهای مسلح ایران پرداخت.
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21119828978695560599.jpg
فریدون جم در روز ۴ خرداد (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B4_%D8%AE%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF) ۱۳۸۷ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B7) در سن ۹۴ سالگی در شهر لندن (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%86) درگذشت.
مرگ او دوسال بعد از مرگ همسر دومش فیروزه که رفیقه شاه بود رخ داد و تنها پسرش کامران هم سالها قبل در اثر اعتیاد جان باخته بود.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 21:06
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/29633449821878829596.jpg
ارتشبد محمد خاتمی(یا خاتم ) فرمانده نیروی هوایی شاهنشاهی در سال ۱۲۹۷ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B2%DB%B9%DB%B7) و در محله صیقلان شهر رشت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B4%D8%AA) در خانوادهای مذهبی متولد شد. وی فرزند محمود خاتمی و خواهرزاده سیدحسن امامی (امام جمعه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85_%D8%AC%D9%85%D8%B9%D9%87) وقت تهران) بوده است. مادر وی سیّده فاطمه امامی نام داشت. پس از گذراندن تحصیلات ابتدائی، دوره متوسطه را در دبیرستان البرز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86_% D8%A7%D9%84%D8%A8%D8%B1%D8%B2) گذراند. خاتمی در سال ۱۳۱۸ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B8) داوطلب گذراندن نخستین دوره دوساله رشته هوایی شد و در سال ۱۳۲۰ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B0) موفق به أخذ درجه افسری گشت. او در سال ۱۳۲۴ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B4) با پرویندخت خدیوی ازدواج کرد و حاصل این ازدواج فرزندی به نام صبریه خاتمی بود که از موارد مهم اختلاف خانوادگی او و فاطمه پهلوی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B7%D9%85%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84% D9%88%DB%8C) همسر دوم خود بود. وی در سال ۱۳۲۶ و در یک سانحه هوایی همسر اول خود را از دست داد و از این موقعیت استفاده نمود و به فاطمه پهلوی پیشنهاد ازدواج داد. این پیشنهاد ازدواج مورد موافقت شاه قرار گرفت. ازدواج وی با فاطمه پهلوی در روز ۳۰ مرداد ۱۳۳۸ به وقوع پیوست. خاتمی از همسر خود فاطمه پهلوی دارای دو پسر به نامهای کامبیز (متولد ۱۳۴۱ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B4%DB%B1)) و رامین (متولد ۱۳۴۶ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B4%DB%B6)) میباشد. امروزه تمامی فرزندان وی در خارج از ایران سکونت دارند.
ارتشبد خاتمی در حال گفتگو با فرمانده نیروی هوایی آمریکا
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/16685608964394807747.jpg
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 21:07
وی در سال ۱۳۱۸ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B1%DB%B8) وارد اولین دوره رسته هوایی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B3%D8%AA%D9%87_%28%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9% 88%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D8%B3%D9%84%D8%AD%29) در دانشکده افسری شد و با درجه ستوان دوم هوایی فارغالتحصیل گردید. سپس در سال ۱۳۲۳ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B3) برای تکمیل آموزشهای خلبانی به کشور انگلستان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86) رفت. پس از بازگشت به ایران و در سال ۱۳۲۵ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B5)، به دلیل فوت خلبان مخصوص محمدرضا شاه پهلوی در یک سانحه هوایی، سرگرد خاتمی توسط تیمسار هدایتالله گیلانشاه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D8%A7%D9%8 4%D9%84%D9%87_%DA%AF%DB%8C%D9%84%D8%A7%D9%86%D8%B4 %D8%A7%D9%87) (فرمانده وقت نیروی هوایی) به شاه معرفی شد و خلبان مخصوص او گردید.
وی دوره تکمیلی خلبانی با جت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%AA) را در انگلستان و آلمان غربی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D8%BA%D8%B1%D8%A8% DB%8C) و دوره ستاد هوایی را در سال ۱۳۳۰ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B0) در آمریکا با موفقیت به پایان رساند و به عنوان اولین خلبان جت و یکی از اعضای مؤسس تیم آکروجت نیروی هوایی ایران شناخته میشود. وی خلبانی هواپیمایی را که محمدرضا پهلوی در زمان ملی شدن صنعت نفت (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D9%86%D9%88%D9%86_%D9%85%D9%84%DB%8C_ %D8%B4%D8%AF%D9%86_%D8%B5%D9%86%D8%B9%D8%AA_%D9%86 %D9%81%D8%AA) از ایران خارج شد بهعهده داشت. این هواپیما ابتدا به عراق و سپس به ایتالیا رفت. با وقوع کودتای ۲۸ مرداد (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%A7%DB%8C_%DB%B2%DB%B8_ %D9%85%D8%B1%D8%AF%D8%A7%D8%AF) و بازگشت شاه، وی به درجه سرهنگی ارتقاء یافت و فرمانده یگان شکاری نیروی هوایی گردید. وی در ابتدا از فرماندهان مورد اعتماد محمدرضا شاه پهلوی بود. وی در سال ۱۳۳۷ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B7) با فرمان شاه به فرماندهی نیروی هوایی شاهنشاهی ایران (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D9%87%D9%88%D8%A7% DB%8C%DB%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%87%D9%86%D8%B4%D8%A7%D 9%87%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86) منصوب گردید. خاتم در زمان جانشینی هدایتالله گیلانشاه دارای درجه سرتیپی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%B1%D8%AA%DB%8C%D9%BE) بود. وی یک سال بعد درجه سرلشگری (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%B1%D9%84%D8%B4%DA%AF%D8%B1) را دریافت نمود و در سال ۱۳۴۷ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B4%DB%B7) به درجه ارتشبدی ارتقاء یافت.
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/21436927429874388430.jpg
ارتشبد خاتمی علاوه بر فعالیت نظامی در بخشهای اقتصادی، تجاری و کشاورزی نیز فعال بوده و از سهامداران عمده شرکتهای بورت، سیمان شمال، سیمان فارس، بانک اعتبارات، بانک عمران و کارخانه قند کرج به شمار میرفت.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 21:12
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/77708998528470791930.jpg
ژنرال ارتشبد خلبان محمد خاتمی نفر سمت چپ.
وی در ۲۱ شهریور ۱۳۵۴ ضمن یک پرواز تفریحی با کایت، در سد دز سقوط کرد و جان سپرد. در همان زمان در بین فرماندهان نیروی هوایی، مساله عمدی بودن این حادثه توسط اعضای خاندان سلطنتی، مطرح شد و قوت گرفت. همچنین بعدها با انتشار کتاب یادداشتهای اسدالله علم (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87_%D8%B9% D9%84%D9%85) (وزیر دربار)، معلوم میشود که شاه نسبت به مرگ محمد خاتمی خود را چندان متأثر نشان نمیدهد و علم نیز خوشحالی خود را از اینکه این واقعه باعث شکستگی شاه نشده است، ابراز میدارد. ارتشبد خاتمی در مقبره رضاشاه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%82%D8%A8%D8%B1%D9%87_%D8%B1%D8%B6%D8%A7% D8%B4%D8%A7%D9%87) به خاک سپرده شد. قبر ارتشبد خاتم چهار سال پس از خاکسپاری وی توسط خلخالی ویران شد.
به گفته برخی منابع خاتمی مورد توجه فوقالعاده مستشاران نظامی آمریکا بود؛ به طوری که آمریکاییها در یک طرح اضطراری او را کاندیدای جانشینی محمدرضا پهلوی کرده بودند، این طرح محرمانه به اطلاع شاه رسید و موجبات سوءظن شاه نسبت به خاتمی گردید. وی اختلافاتی با شاه داشت و شاه از خودسریهای وی ناراضی بود. همچنین کارشکنیهای عبدالکریم ایّادی در تضعیف کارایی وی موثر بوده است.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 21:23
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/59364033215525761098.jpg
دریابد فرج الله رسائی (۱۲۸۷ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B2%DB%B8%DB%B7) در بندر پهلوی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%86%D8%AF%D8%B1_%D8%A7%D9%86%D8%B2%D9%84% DB%8C) - ۱۳۸۱ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B1) در آمریکا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7)). به مدت دوازده سال فرمانده نیروی دریائی ایران (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%D8%B1%D9%88%DB%8C_%D8%AF%D8%B1%DB%8C% D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%B4_%D8%AC% D9%85%D9%87%D9%88%D8%B1%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D 8%A7%D9%85%DB%8C_%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86) در زمان سلطنت محمدرضا شاه پهلوی (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AD%D9%85%D8%AF%D8%B1%D8%B6%D8%A7_%D8%B4% D8%A7%D9%87_%D9%BE%D9%87%D9%84%D9%88%DB%8C) بود.
وی دوران تحصیل ابتدائی را در گیلان و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%81%D9%86%D9%88%D 9%86) به پایان رسانید. در سال ۱۳۰۸ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B0%DB%B8) به عنوان دانشجوی افسری وارد نیروی دریائی ایران گردید. در آن زمان که تازه نیروی دریائی ایران تشکیل شده بود رسائی همراه گروه دیگری از افسران جوان برای تحصیل به ایتالیا اعزام شد و پس از پایان تحصیل در آکادمی نیروی دریائی ایتالیا همراه ناوهای خریداری شده ایران به خلیج فارس (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AE%D9%84%DB%8C%D8%AC_%D9%81%D8%A7%D8%B1%D8%B3) رسید که در همان موقع که مراسم رسمی تأسیس نیروی دریائی ایران در حضور رضاشاه صورت می گرفت، شرکت داشت و با درجه ستوان دومی به خدمت در نیروی دریائی ایران وارد شد. در وقایع شهریور (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C%D9%88%D8%B1) ماه ۱۳۲۰ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B2%DB%B0) که متفقین ایران را اشغال کرده و نیروی دریائی ایران صدمه فراوان زدند، گروهی از افسران نیروی دریائی ایران را بازداشت کردند که سروان رسائی جزو آنان بود که پس از مدت کوتاهی از اسارت متفقین درآمد و ریاست دایره بررسی مطبوعات رکن دوم ستاد ارتش را عهده دار شد که به خاطر همین سمت در جلسات مجلس (لژ مطبوعات) شرکت می کرد.
از قرار معلوم رسائی سالها قبل هم به لژ مطبوعات مجلس می رفته است که عمیدی نوری در خاطراتش چنین نوشته است: «روزی که ماده واحده خلع قاجار از سلطنت در مجلس مطرح بود من در لژ مطبوعات در کنار عباس مسعودی و شکرالله صفوی و فرج الله رسائی نشسته بودم که اینها هر سه نفر بعدها به مقام سناتوری رسیدند.»
وقتی رسائی به درجه سرهنگی رسید، فرماندار نظامی آبادان در جریان خلع ید شد و ضمناً سمت فرمانداری نظامی خرمشهر را هم برعهده داشت. در همان سال فرمانده نیروی دریائی جنوب شد.
رسائی در سال ۱۳۳۸ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B8) به درجه سرتیپی رسید و رئیس اداره کل نظام وظیفه شد.
رسائی بعداً به درجه سرلشگری رسید و در سال ۱۳۳۹ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B3%DB%B9) فرمانده نیروی دریائی ایران شد و مدت دوازده سال در این سمت قرار داشت که درجات سپهبدی و دریابدی نیز در این سمت به او داده شد که معادل (ارتشبدی) میباشد و یکی از ۱۸ تن امرای ارتش ایران میباشد که به این درجه رسیده اند.
پس از این که خانم سناتور دکتر مهرانگیز منوچهریان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DA%AF%DB%8C%D8%B2_% D9%85%D9%86%D9%88%DA%86%D9%87%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9 %86) از سمت سناتور انتصابی استعفاء کرد جای خالی او به دریابد رسائی داده شد و اتفاقاً چند بار که در مجلس سنا به ایراد نطق پرداخت درباره تساوی حقوق زن و مرد بود و صریحاً می گفت معتقدم که در کلیه امور باید به زنان حقوق مساوی با مردان داده شود و خود او هم صاحب سه دختر بود و فرزند پسری نداشت و در موقعی که بانوان بهدنبال تساوی حقوق خود بودند، یکی از طرفداران پروپا قرص حقوق بانوان، سناتور رسائی بود. دریابد رسائی که در سن ۶۲ سالگی در سال ۱۳۵۱ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B5%DB%B1) از خدمت در ارتش بازنشسته شد و تا روی آمدن جمهوری اسلامی مدت ۵ سال در مجلس سنا عضویت داشت و بعد با زحمت توانست خود را به خارج از کشور برساند و در آمریکا اقامت گزید.
فرج الله رسائی با فریده رسائی ازدواج کرد و اکنون دختران آنها (دکتر رسا- رویا- رعنا رسائی) در خارج از ایران اقامت دارند.
دریابد رسائی یکی از امرای شریف و خوشنام ارتش ایران بود که در سن ۹۳ سالگی در آذر ماه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B0%D8%B1_%D9%85%D8%A7%D9%87) سال ۱۳۸۱ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%B1%DB%B3%DB%B8%DB%B1) در آمریکا (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%85%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%A7) درگذشت.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 21:29
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/27744335758722230636.jpeg
ارتشبد جعفر شفقت در ۱۲۹۴ در تبریز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2) متولد شد. پس از طی دوره ابتدائی و متوسطه در ۱۳۱۲ وارد دانشکده افسری شد و پس از طی دوره دو ساله دانشکده مزبور، درجه افسری گرفت و خدمات نظانی خود را در صف آغاز کرد. در همان ایام دوره دانشکده حقوق را به پایان رسانید و به خدمت در گارد سلطنتی مشغول شد و سرانجام به فرماندهی گارد جاویدان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%AC%D8%A7%D9%88%DB%8C% D8%AF%D8%A7%D9%86) منصوب گردید. از اهم مشاغل او در آن دوره فرماندهی لشکر رضائیه (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D8%B6%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%87) و فرماندهی لشکر تبریز (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A8%D8%B1%DB%8C%D8%B2) بود. چندی هم رئیس ستاد نیروی زمینی و معاون نیرو بود تا به فرماندهی ارتش دوم منصوب شد. بعد ژنرال آجودان شاه و رئیس سران نظامی بود تا به قائممقامی ریاست ستاد مشترک ارتش برگزیده شد. در اواخر سال ۱۳۵۶ که اوضاع در استان آذربایجان وخیم شد و سپهبد آزموده احضار و از استانداری عزل شد، به جای او ارتشبد جعفر شفقت استاندار آذربایجان (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B0%D8%B1%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D 9%86) گردید و چند ماه در آنجا با ملایمت حکومت میکرد. در دی ماه ۱۳۵۷ در دولت شاپور بختیار (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1_%D8%A8%D8%AE%D8%AA% DB%8C%D8%A7%D8%B1) مقام وزارت جنگ (http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%B2%D8%A7%D8%B1%D8%AA_%D8%AC%D9%86%DA%AF) را به عهده گرفت. چند دوره ستاد و فرماندهی را در آمریکا گذرانیده بود. در سال ۱۳۷۹ در خارج از کشور درگذشت.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 21:44
از ارتشبد رضا عظیمی اطلاعات زیادی در منابع تاریخی در دسترس نیست و متن زیر از آرشیو روزنامه کیهان و نوعی معرفی شخصیتی و بیوگرافی مختصری از اوست .
ارتشبد رضا عظيمي در سال 1909 در تهران متولد شد. او در 1929 از دانشكده افسري تهران فارغ التحصيل شد. در 1942 او فرمانده يك گردان تانك در لشكر دوم بود، يك سال بعد او فرماندهي گردان سوم و چهارم پياده را به عهده گرفت، او در 1946 جانشين فرمانده لشكر دوم شد. در سال 1948 از دانشكده فرماندهي و ستاد فارغ التحصيل شد و در سال 1949 جانشين فرمانده لشكر چهارم گرديد. او در سال 1950 به درجه سرتيپي رسيد.
در 1951 پس از خدمت به عنوان فرمانده تيپ خوي و پادگان دژبان تهران، عظيمي به ايالات متحده اعزام شد تا از مركز پياده، مركز توپخانه، دانشگاه جنگ نيروي زميني فرماندهي ستاد عمومي و ستاد نيروي زميني بازديد به عمل آورد. در اوت 1952 كه شهر تهران تحت حكومت نظامي بود او فرماندهي نظامي را به عهده داشت، ولي پس از دو ماه از اين شغل برداشته شد، زيرا اوضاع شهر بهبود نيافت.
عظيمي متعاقباً به عنوان معاون اول رئيس ستاد (1953) ؛ فرمانده، لشكر يكم (54 - 1953) ؛ رئيس اداره پرسنلي و نظام وظيفه (57 - 1954) ؛ رئيس پرسنلي (59 - 1957)؛ جانشين فرماندهي كل نيروي زميني شاهنشاهي ايران (61 - 1956) خدمت كرد و از 1961 فرمانده كل نيروهاي زميني شاهنشاهي ايران و از 1966 تا زماني كه وزير جنگ شد، آجودان شاه بود. او در 1954 سرلشكر و در 1960 سپهبد شد و در 1966 به درجأ ارتشبدي ارتقا يافت.
اطلاعات شخصي
تيمسار عظيمي ، احساساتي، عصباني و با اين وجود دوست داشتني و صميمي است. او از زخم معده رنج مي برد و در 1966 در انگلستان تحت معالجه بوده است. عظيمي مجرد است و فقط در ضيافت هاي بسيار مهم اجتماعي حضور مي يابد. او يكي از تحسين كنندگان ادبيات فارسي است. او در سال 1971 از يوگسلاوي، در 1973 از روسيه شوروي و 1977 از عربستان سعودي بازديد نمود. عظيمي فرانسه را به رواني و كمي به انگليسي صحبت مي كند.
او فرماندهي نيرومند، قاطع، شديداً نظم گرا و مديري برجسته است كه براي نشان دادن استعدادهاي كامل خود شديداً محتاج هويدا مي باشد. او نسبت به محمدرضا شاه پهلوي (فرمانرواي ايران از 1941) بسيار وفادار بوده و با او در ارتباط نزديك است (در سالهاي 1971 - 1972 آجودان شاه بود) و توسط شاه به سمت كنوني منصوب گرديد، تا شاه بتواند قدرت شديدتري را در وزارت جنگ اعمال كند. او به عنوان يكي از افسران عاليرتبه ارتش از تجربأ قابل ملاحظه اي در فرماندهي و ستاد برخوردار است و از سال 1961 تا 1966 به عنوان فرمانده نيروي زميني شاهنشاهي ايران خدمت نموده است. او در سال 1951 يك سفر معارفه اي به آمريكا انجام داد.
وي گرايش به غرب داشته و نسبت به امريكا روحيه دوستانه دارد و با پرسنل امريكائي همكاري مي كند.
او بسيار وطن پرست و وفادار نسبت به شاه است، و او را فردي بسيار نزديك به شاه مي دانند. او از بحث و تبادل نظر پيرامون مسائل سياسي خودداري مي ورزد.
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 21:59
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/68113800980957847722.jpg
ارتشبد حسن طوفانیان فرزند مهدی در سال 1291ش. در تهران متولد شد. او در سال 1312 به استخدام ارتش در آمد و در دوران سلطنت محمدرضا پهلوی، مهمترین مشاغل وی چنین بود: فرمانده آموزشگاه خلبانی،[/URL] رئیس دایره 2 طرحهای استراتژیک اداره سوم ارتش، معاون هوایی اداره سوم ارتش، مدیر عامل سازمان صنایع نظامی، آجودان مخصوص شاه، رئیس اداره خرید و سفارشهای خارجی صنایع نظامی و جانشین وزیر جنگ. او به عنوان مسئول خریدهای نظامی ایران در سالهای 1350 و در دوران رونق اقتصاد نفتی، شهرت جهانی یافت و مطبوعات غرب، گزارشهای متعددی درباره معاملات تسلیحاتی ایران و کمیسیونهای طوفانیان درج کردند؛ (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn1) از جمله مطبوعات آلمان غربی گزارش دادند که طوفانیان در یک معامله تسلیحاتی با شرکتهای این کشور، مبلغ 3 میلیون مارک، کمیسیون دریافت داشته است.
نام ارتشبد حسن طوفانیان به علت نقش وی در معاملات اسلحه ایران، شهرت جهانی یافته بود. وی به سبب طی دوره نظامی در آمریکا و آشنایی زیاد با مستشاران نظامی آمریکایی در ایران، از طریق آنها به محمدرضا معرفی شد و از آن پس، خریدهای گزاف اسلحه ایران را ترتیب میداد؛ اما این تصور، صحیح نیست که وی، نوع سلاحها، کشور و شرکتِ خریدار را تعیین میکرد؛ چون همه اینها را محمدرضا دیکته میکرد و او تنها مجری بسیار خوبی بود.
طوفانیان ظاهراً در سمت سرپرستی اداره صنایع نظامی، مأمور خریدهای میلیاردی اسلحه بود؛ ولی درصدهای سرسامآور دلّالی و پورسانتاژِ خریدهای نظامی، مستقیماً به حساب شاه واریز میشد. هیچکس جز او، اجازه سرک کشیدن در این تجارت پرسود را نداشت. (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn3) مخابرات نیز به دستور شاه، زیر نظر طوفانیان قرار گرفته بود.
ارتشبد حسن طوفانیان یکی از چهرههای مرموز ارتش در رژیم گذشته بود که عنوان رسمی وی، معاون یا جانشین وزیر جنگ و رئیس سازمان صنایع نظامی بود؛ ولی از هیچ مقامی، حتی رئیس ستاد بزرگ و وزیر جنگ، دستور نمیگرفت و اطاعت نمیکرد. او تمام خریدهای نظامی ایران از خارج بر عهده داشت که ارزش سالانهاش به هزاران میلیون دلار میرسید. هیچکس از کم و کیف این معاملات و ارقام درشت کمیسیون اطلاع نداشت. این مبالغ را کارخانجات فروشنده اسلحه میپرداختند. (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn5)
آموزش رزمی در ایالات متحده
مدتِ کوتاهی پس از ارتقای طوفانیان به درجه سرهنگی، وی برای گذراندن دوره افسری رزمی به آمریکا اعزام شد. از زمان حضور وی در آنجا و طی یک دوره افسری رزمی در دانشکده فرماندهی و ستاد نیروهای هوایی آن کشور در پایگاه ماکسول ایالت آلاباما، یک تحول شگرف را در زندگی وی شاهدیم. گذراندن این دوره، نقطه عطفی در حیات نظامی و سیاسی طوفانیان است و چنین مینماید که دوره مذکور، سکوی پرتاب او به مسئولیتهای بالاتر و مهمتر بود.
عضویت در کمیته نظامی پیمان بغداد
در اواخر 1333 دو کشور انگلیس و آمریکا برای ایجاد یک کمربند امنیتی و خط دفاعی در برابر اتحاد جماهیر شوروی ـ که در واقع، بخشی از سیاست محاصره و قرنطینه شوروی بود ـ پیمان بغداد را منعقد کردند. در پنجم اسفند 1333 عهدنامه الحاق ایران به پیمان همکاری متقابل عراق و ترکیه در بغداد امضا شد. (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn7) حضور حسن طوفانیان به عنوان نماینده ثابتِ نظامی ایران در کمیته نظامی پیمان بغداد ـ که بعدها به سنتو تغییر نام یافت ـ دارای اهمیت است.
طوفانیان در این باره میگوید: «برای طرحریزی پیمان بغداد میرفتم بغداد و میآمدم ... مرتباً هر وقتی که برای طرحریزی میرفتم بغداد، جزء طراحها بودم؛ چون مسئولش بودم.»[URL="http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn9"] این، نشاندهنده اعتماد محمدرضا پهلوی به اوست. وی تقریباً از بدو تکوین این پیمان تا انتهای حیات سیاسی – نظامیِ آن، عضو ثابت کمیته نظامی بود. رضایت از عملکرد او در کمیته نظامی بغداد باعث ارتقای وی در مهر 1336 شد که به درجه سرتیپی نایل آمد. در همان سال به سمت عضویت کمیسیون دائمی سازمان دفاع غیرنظامی کشور منصوب شد.
طوفانیان از ابتدای دهه چهل به جرگه آجودانهای محمدرضا پهلوی پیوست و در سفرهای داخلی و خارجی متعدد، شاه را همراهی میکرد. وی در آبان 1340 به عنوان آجودان شاه برگزیده شد و در 28 فروردین 1345 به درجه سپهبدی نایل آمد و در چهارم آبان 1347 نشان درجه اول همایون به او اهدا شد. در پی آن، وزیر دربار شاهنشاهی، مدال تاجگذاری به وی داد و در یازدهم دی 1348 نشان درجه یک خدمت به او داده شد. طوفانیان در زمان سپهبدی، مسئولیت ریاست اداره چهارم ستاد بزرگ ارتشتاران را بر عهده داشت. او در پاییز همین سال به عالیترین رتبه نظامی در ارتش پهلوی که همانا ارتشبدی بود، دست یافت و در 39 شهریور 1352 نشان درجه یک یاس به او داده شد
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 22:04
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/19676777405015044689.jpg
محرم اسرار نظامی شاه یا آمریکا
او در فراهمآوردن تجهیزات نظامی، نقش مهمی داشت. شاه به گزارشهای او در باره ارتش اطمینان داشت . وی اطلاعات لازم در این باره را خودش ارائه میکرد و یا اینکه این کار را به کمک منابع آمریکایی انجام میداد. او اغلب از آمریکا دیدن میکرد. طوفانیان شیفته فناوری ارتش آمریکا ستایش بود.[/URL] برجستهترین ویژگی وی برخورداری از اعتماد محمدرضا پهلوی بود؛ به گونهای که همه او را محرم اسرار نظامی شاه میپنداشتند.
فردوست میگوید که وی بیش از یک دهه، مأمور منحصر به فرد خریدهای تسلیحاتی بود. به نوشته جیمز بیل، ارتشبد حسن طوفانیان بین سالهای 1343 ـ 1357 در تمام فروشهای اسلحه آمریکا به ایران عمیقاً درگیر بود. او به اقتضای موقعیت خود نه تنها با سرانِ ارتش ایالات متحده، تماس دائم داشت؛ بلکه با بالاترین مقامات اجرایی معاملات دفاعی و اسلحه، نظیر: تام جونز، نورشروبو و ویلیام میلر از تکسترون در تماس بود. (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn11)
در یک فاصله زمانیِ 20 ساله از 1950 ـ 1971 کل خرید تسلیحاتی ایران از آمریکا به یک میلیارد هم نرسید؛ ولی بین 1971 ـ 1978 یعنی در عرض 8 سالِ آخرِ سلطنتِ شاه، خرید سلاح از آمریکا آنقدر سریع افزایش یافت که به رقم نجومی 19 میلیارد دلار رسید. به پشتیبانی همین اقتدار نظامی بود که محمدرضا تصور میکرد سلطنتش پایدار میماند؛ چنانکه در مصاحبهای میگوید: «هیچکس نمیتواند مرا سرنگون کند؛ چون 70 هزار نظامی، بیشتر کارگزاران و اکثریت مردم ایران، پشتیبان من هستند.» (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn13)
روند خرید جنگ افزارهای ارتش شاهنشاهی
شاه، بخشی از آگاهیهای خود را درباره فناوری تسلیحات مدرن از طریق مطالعات مجله تخصصی و از جمله هفته نامه هواپیمایی دریافت میکرد. شرکتهای فروشنده، هر کدام برای خود واسطههای متنفذی در تهران پیدا کرده بودند. هرج و مرج به حدی بود که سپهبد حسن طوفانیان، مسئول سفارشها و خرید سلاح و تجهیزات، به روش کار معترض بود. صورت حسابها با بهای سفارشها تطبیق نمیکرد، کمیسیونهای کلانی به واسطه ها پرداخت شده بود، بابت سلاحهایی که دولت ایران مستقیماً و بدون واسطه از دولت ایالات متحده خریده بود، حق کمیسیون محاسبه کرده بودند. طوفانیان از هوفمن درخواست کرد پنتاگون (وزارت دفاع آمریکا) کنترل بیشتری بر عملیات شرکتهای فروش اسلحه و تجهیزات اعمال کند. (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn15)
تداوم جنون نظامیگری
حرص و آز محمدرضا در دستیابی به سلاحهای مدرن، سیری ناپذیر بود. طوفانیان در ابتدای سال 1976 راهی آمریکا شد. او در دیدار با دونالدر اسفیلد، جانشین شلزینگر(وزیردفاع آمریکا) در ژانویه 1976در خواست کرد، بهای جنگ افزارهای مورد نیاز ایران کاسته شود و همچنین ایالات متحده، نفت بیشتری از ایران خریداری کند. طوفانیان تهدید کرد چنانچه واشنگتن با خواستهای شاه موافقت نکند، ایران، سلاح مورد نیاز خود را از محل دیگری خریداری میکند و به متحدان دیگر روی می آورد.
نقش شاپور ریپورتر در خریدهای تسلیحاتی
ارتباط نزدیکی میان حسن طوفانیان و ریپورتر برقرار بود. نوع مسئولیت و منافع مشترک نیز این پیوند را مستحکم میساخت.
شاپور ریپورتر در این دوران، علاوه بر نقش خود به عنوان مشاور اطلاعاتی دولت بریتانیا در مسائل ایران، مشاور وزارت دفاع انگلیس نیز بود. درباره حجم معاملاتی که با شرکت مستقیم و غیرمستقیم شاپور صورت گرفت، همین بس که روزنامه تایمز در ماه مه 1978 چنین نوشت: «ایران هم اکنون، بزرگترین خریدار فناوری نظامی انگلیس است» و افزود: «60 درصد صادرات اسلحه انگلیس را ایران خریداری میکند.» (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn17) در نتیجه، این نقش کلیدی شاپور در اقتصاد بریتانیا بود که در سال 1356نام وی به مطبوعات غرب درز کرد و مجله انگلیسی "پریوات آی" به او لقب طنزآمیز "ریپورتر سال" داد.
رابطه با اسرائیل
مقامات بالای ارتش ایران دائماً در رفت و آمد بین تهران و اسرائیل بودند تا با مقامات بالای دفاعی اسرائیل درباره مطالب تسلیحاتی و فناوری نظامی به گفتگو بپردازند؛ برای مثال در تیر 1357 ارتشبد حسن طوفانیان، معاون وزارت جنگ شاه، از تل آویو دیدار کرد و با برخی از افراد بلند پایه، نظیر: "موشه دایان"، وزیر خارجه و "وایزرمن"، وزیر دفاع اسرائیل ملاقات داشت. در این ملاقاتها گفتگوهای فراوان و صریحی در باره همکاریهای سیاسی و نظامی بین ایران و اسرائیل انجام میگرفت. در میان آنچه میگذشت طوفانیان اصرار داشت که با اسرائیل یک طرح موشکی مشترک برقرار کند و طوفانیان در آن زمان، مناسبات با اسرائیل را اداره میکرد.[URL="http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn21"] (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn20)
البته جمیز بیل در کتاب خود این را هم افزوده است که منظور اصلی از رابطه اسرائیل با ایران به وجود آوردن احساس طرفداری از اسرائیل و ضد عرب در مقامهای ایرانی بود
ملکوت* گامی تارهایی *
14-01-2011, 22:06
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/61010019611325817828.jpg
طوفانیان نفر سمت راست
انقلاب و فرار طوفانیان طوفانیان در آستانه پیروزی انقلاب از شاه دلخور بود؛ چرا که معتقد بود خودش برای وزارت جنگ، مناسبتتر از ارتشبد جعفر شفقت است. او حتی احساس میکرد، حالا که نخستوزیر نشد، حداقل شاه باید او را به ریاست ستاد ارتش منصوب کند.[/URL] طوفانیان استعفای خود را به شاپور بختیار داد و به بهانه بیماری، تقاضای ترک کشور را کرده بود که بختیار پذیرفت. (http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn23)
طوفانیان با پیروزی انقلاب به مخفیگاه مطمئنی در تهران رفت و بعد از چند روز تصمیم گرفت از کشور خارج شود. او خود را از راه کوهستان به ترکیه رسانید و از آنجا با فرزندان خود در آمریکا تماس گرفت. آنها نیز با چند مقام آمریکایی ـ که با طوفانیان آشنایی نزدیک داشتند ـ مذاکره کردند و از طریق سفارت ایالات متحده در ترکیه، کمکهای لازم شد تا طوفانیان توانست خود را به آمریکا برساند.
شایعات مربوط به دستگیری طوفانیان در روزهای اول انقلاب از آنجا ناشی شد که در آن ایام، پاسداران انقلاب، منزل یکی از برادران او به نام هادی را در ولنجک زیر نظر داشتند و شبی به تصور آنکه حسن طوفانیان را به دام خواهند انداخت، خانه را محاصره کردند و به اشتباه، هادی را به جای حسن دستگیر و روانه زندان کردند. گزارشهای خیلی محرمانه اول تیر 58 از مجموعه اسناد لانه جاسوسی نیز مؤید همین روایت است. در آنها به صراحت تأکید شده است که نیروهای انقلابی، هادی طوفانیان را بازداشت کرده اند.[URL="http://www.pajoohe.com/fa/index.php?Page=definition&UID=37131#_ftn25"]
ملکوت* گامی تارهایی *
25-01-2011, 05:15
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/40151718456305039163.jpg
ارتشبد عباس قره باغی
با اعلام بي طرفي ارتش در 22 بهمن 1357 روند پيروزي انقلاب اسلامي سرعت يافت. اين مسأله بحثهاي زيادي را در محافل سياسي به دنبال داشت. برخي از مقامات رژيم پهلوي مدعي هستند كه قرهباغي مرتكب خيانت نسبت به سلطنت گرديده و زمينه فروپاشي ارتش و در نتيجه سلطنت پهلوي را فراهم ساخته است. از اين رو در اين مقال كوتاه تلاش شده است ضمن بازسازي تاريخي دوران زندگي نظامي- سياسي ارتشبد قرهباغي، با توجه به اسناد منتشر نشده، نقش وي در تحكيم پايههاي سلطنت پهلوي و سركوب انقلابيون روشن شود. در نهايت دلايل زمينه فروپاشي ارتش و در نتيجه اعلام بي طرفي ارتش مشخص گردد.
دوره كودكي
عباس كريم قرهباغي، فرزند كريم، در روز دهم آبان ماه 1297 ش در كوچه قرهباغي هاي تبريز متولد شد. وي پس از پايان تحصيلات ابتدايي براي گذراندن دوره متوسطه وارد دبيرستان رشديه تبريز شد اما درسال 1313 دبيرستان مزبور را رها كرده وارد دبيرستان نظام تبريز شد و سال 1315 فارغ التحصيل شد.
از دانشكده افسري تا فرماندهي ژاندارمري
قرهباغي در مهر ماه 1315 وارد دانشكده افسري شد. ورود او به دانشكده افسري مصادف با دوره وليعهد محمدرضا پهلوي بود. وي كه به اتفاق حسين فردوست، علي قوام و فتحالله مين باشيان در دسته وليعهد بود به سمت منشي مخصوص وليعهد انتخاب شد.
خدمت نظامي قرهباغي از مهرماه 1317 با درجه ستوان دومي در هنگ پياده پهلوي لشكر يكم آغاز شد. وي تا شهريور 1320 عهدهدار فرماندهي گروهان مسلسل ضد هوايي در اين هنگ بود. در سال 1321 به منظور تشكيل سازمان گارد سلطنتي به يگان مزبور منتقل شد. وي در حين خدمت در گارد سلطنتي دوره حقوق دانشگاه تهران را طي كرد و در خرداد ماه 1324 به اخذ درجه ليسانس نايل گرديد. در سال 1328 فرماندهي مأمورين انتظامات جهت تشكيل مجلس مؤسسان در كاخ دادگستري به قرهباغي واگذار گرديد.
در سال 1329 كه حسين فردوست از سوي شاه مأموريت يافت گارد جاويدان را براي محافظت از كاخهاي سلطنتي تشكيل دهد قرهباغي به معاونت وي برگزيده شد. قرهباغي تلاش زيادي براي تشكيل و سپس انتخاب افراد گارد جاويدان انجام داد. بدين ترتيب مدتي نيز فرماندهي گارد جاويدان به وي واگذار گرديد.
مدتي بعد قرهباغي براي طي دوره عالي رسته پياده، عازم كشور فرانسه گرديد و همزمان در دانشگاه پاريس دوره دكتراي حقوق را در سال 1333 به پايان رسانيد. او پس از مراجعت به ايران در دايره عمليات ركن سوم ستاد ارتش به خدمت مشغول شد.
قرهباغي در 1334 مجددا عازم فرانسه گرديد تا در دانشگاه جنگ فرانسه دوره عالي را طي كند. از اينرو در سال 1335 دوره نهم ستاد دانشگاه جنگ، در 1339 دوره عالي نيروهاي مشترك و در 1340 ديپلم عالي دانشگاه جنگ فرانسه را به پايان رسانيد.
وي در اول مهرماه 1340 به درجه سرتيپي ارتقاء يافت و در دوازدهم اسفند ماه 1341 به سمت فرماندهي دانشگاه نظامي منصوب شد. وي همزمان اداره دانشكدههاي نظامي رستههاي مختلف ارتش را هم به عهده داشت. او با حفظ سمت در سال 1342 فرماندهي درجهداران دوره سپاه دانش، فرماندهي خط سير مسافرت پادشاه دانمارك به ايران و فرماندهي خط سير مسافرت رييس جمهور هند به ايران را به عهده داشت.
قرهباغي در سال 1342 به رياست دادگاه تجديد نظر ويژه دادرسي ارتش منصور گرديد. دادگاه مزبور جهت تجديد نظر پرونده آيتالله طالقاني، مهندس بازرگان، دكتر سحابي و عدهاي از افراد منصوب به نهضت آزادي تشكيل شده بود و پس از 15 جلسه رسيدگي به پرونده مزبور رأي دادگاه بدوي تأييد و محاكمه شوندگان به حبس هاي طولاني محكوم گرديدند.
قرهباغي در مرداد 1343 به فرماندهي لشكر پياده گرگان و در شهريور ماه 1346 به فرماندهي لشكر يك گارد منصوب گردد و در مهر ماه 1347 به رياست ستاد نيروي زميني منصوب شد. او در بيستم اسفند ماه همان سال به درجه سپهبدي ارتقاء يافت.
قرهباغي از مهر ماه 1347 تا ارديبهشت 1351 رياست ستاد نيروي زميني و از ارديبهشت 1351 تا مرداد 1352 جانشيني فرمانده نيروي زميني را عهدهدار گرديد؛ اما به دليل ايجاد اختلاف بين او و اويسي فرمانده نيروي زميني، با تلاش اويسي از سمت خود عزل و به فرماندهي سپاه غرب در كرمانشاه منصوب شد. مدتي بعد با تحريكات اويسي وي از سمت خود بر كنار و منتظر خدمت گرديد، اما با دخالت فردوست توانست از اين مهلكه رهايي يابد.
قرهباغي در دوازدهم ارديبهشت ماه 1353 به سمت فرماندهي ژاندارمري كشور منصوب شد. وي با توجه به ديدارهاي متعددي كه با شاه انجام ميداد بيش از پيش به وي نزديك ميشد.
ملکوت* گامی تارهایی *
25-01-2011, 05:51
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/26721375399035072726.jpg
نصیری - قره باغی
در جريان برگزاري بازي هاي آسيايي 1353 تهران، وي نقش عمدهاي در تأمين امنيت بازي ها ايفا كرد و با استخدام تعدادي از افراد آموزش ديده نيروي پايداري، آنان را به حفاظت از نقاط حساس واداشت. فعاليتهاي وي در اين مدت موجب گرديد كه وي مورد تفقد شاه پس از خاتمه بازي ها قرار گيرد و در اول شهريور ماه 1354 به درجه ارتشبدي ارتقاء يابد.
قرهباغي در مدت تصدي فرماندهي ژاندارمري (از سيزدهم ارديبهشت 1353 تا چهاردهم شهريور 1357) تلاش زيادي براي استخدام و آموزش افراد براي تشكيل نيروي پايداري مقاومت انجام داد؛ بدين ترتيب عده زيادي از جمله اميرعباس هويدا نخست وزير، وزراء و ... به عضويت افتخاري اين نيرو در آمدند. از جمله ديگر اقدامات وي در اين مدت تشكيل دورههاي آموزشي مقدماتي و عالي رسته پياده ژاندارمري و فرماندهي و ستاد بود كه به فرمان شاه در مهر ماه 1354 آغاز گرديد. بدين ترتيب اقدامات مزبور موجب جلب نظر شاه گرديد تا وي را به نشان هاي درجه يك عدالت در بيست و يكم مهرماه 1355 و درجه اول همايون در چهارم آبان ماه 1355 مفتخر سازد.
در اوايل شهريور ماه 1357 كابينه شريف امامي با شعار آشتي ملي جانشين جمشيد آموزگار شد. در اين كابينه قرهباغي به سمت وزارت كشور منصوب شد. با توجه به سياست جديد دولت مبني بر كنار گذاشتن عناصر فاسد از مسئوليتها، رژيم قصد داشت هر چه سريعتر تمام استانداران را عزل و افراد جديدي به اين سمتها منصوب كند از اينرو در اولين اقدام سيدحسن سراج حجازي را به عنوان استاندار خراسان و نايبالتوليه آستان قدس رضوي و نيز سپهبد احمدعلي محققي را به عنوان فرمانده ژاندارمري به شاه معرفي كرد.
وي در تاريخ 8/6/57 در نخستين گفتگوي مطبوعاتي خود با رسانههاي گروهي، خطوط اصلي برنامه كاري خود را در وزارت كشور ترسيم كرد. او ايجاد نظم را اولين مرحله از برنامه دولت جديد خواند. با وجود اينكه مهمترين وظايف وزارت كشور كه سازمان هايي چون ژاندارمري و شهرباني را تحت امر خود داشت، برقراري امنيت و آسايش عمومي در سطح كشور بود، ليكن با اعلان حكومت نظامي از همان روزهاي نخست تشكيل دولت شريف امامي به عهده وزارت جنگ و فرمانداران نظامي محول گرديد.
يكي از وقايع مهم اين دوران واقعه 17 شهريور بود علي رغم اينكه دولت شريف امامي برگزاري هر گونه اجتماعي را ممنوع كرده بود در 16 شهريور بزرگترين صحنه اجتماع انقلابي مردم در ميدان شهياد (آزادي) به نمايش درآمد. شعارهايي كه در اين روز سرداده شد مستقيما شاه را هدف حملات خود قرار داد از اينرو به دستور شاه جلسه اضطراري شوراي امنيت ملي تشكيل شد تا راه كار اساسي براي مقابله با انقلابيون اتخاذ شود. اين جلسه كه به رياست شريف امامي و با حضور اعضاي كميسيون امنيت ملي از جمله ارتشبد قرهباغي تشكيل شد از ساعت 5 بعدازظهر 16/6/57 تا پاسي از شب ادامه يافت در نتيجه مقرر گرديد از صبح 17 شهريور در تهران و 11 شهر ديگر حكومت نظامي اعلام شود.
بلافاصله پس از اتمام جلسه شوراي امنيت ملي در تهران و يازده شهر ديگر از جمله قم، تبريز، اصفهان، مشهد، شيراز، جهرم، كازرون، قزوين، كرج، اهواز و آبادان مقررات حكومت نظامي را اجرا گذاشتند و ارتشبد غلامعلي اويسي به فرمانداري نظامي تهران منصوب شد. صبح روز جمعه 17 شهريور هزاران تن از مردم تهران جهت يك راهپيمايي بزرگ به خيابان ها ريختند. به خاطر اينكه دير وقت شب روز گذشته حكومت نظامي اعلان شده بود اطلاعي از ماجرا نداشتند بيشترين تجمع در ميدان ژاله (شهداي فعلي) بود كه حدود بيست هزار تن در اين ميدان تجمع كرده بودند. از آنجايي كه نظاميان و كماندوها با وسايل مدرن ضد شورش نتوانستند جمعيت را متفرق كنند در نتيجه بنا به دستور مقامات بالا، راهپيمايان به رگبار گلوله بسته شده عده زيادي به شهادت رسيدند. آمار دقيق جان باختگان اين فاجعه به درستي مشخص نيست، اگر چه رژيم شاه آمار كشته شدگان را 87 نفر و مجروحان 205 تن زخمي اعلام داشت اما هواداران انقلاب گشته شدگان را بيش از شش هزار تن ذكر ميكنند. اين روز به جمعه سياه و ميدان مزبور به ميدان شهداء شهرت يافت. ارتشبد قرهباغي عامل كشتار 17 شهريور را ارتشبد اويسي فرماندار نظامي وقت ميداند؛ با اين وجود پس از اين وجود پس از اين واقعه علي رغم اينكه برخي از مقامات خواهان لغو حكومت نظامي بودند اما قرهباغي و برخي ديگر صراحتا مخالفت كردند و اظهار داشتند «و صورت جلسه امضا شد و شاه هم بنا به رأي اكثريت اعضاي شوراي امنيت ملي با ادامه حكومت نظامي موافقت كرد.»
با تشديد اعتصابات و تظاهرات در شهرستان ها ارتشبد قرهباغي در مقام وزارت كشور به استانداران دستور داد سريعا در شوراي تأمين استان را تشكيل دهند. وي تأكيد كرد در شهرهايي كه حكومت نظامي اعلان نشده در صورت ايجاد تظاهرات با حركت دستهجات اصول و مقررات كنترل اغتشاشات مطابق آئين نامه به موقع اجرا گذاشته شود و براي جلوگيري از خرابكاري تظاهركنندگان از آب پاشي و گاز اشك آور استفاده شود. وي ضمن دستور به منع تيراندازي يادآوري كرد در حالت اضطراري «پاي خرابكاران» را مورد هدف قرار دهند.
گويا در اين زمان ارتشبد قرهباغي قصد داشته است با مسلح كردن برخي از عشاير كه نسبت به شاه علاقهمند بودند به مقابله با انقلابيون بپردازد، اما اين امر به دليل مخالفت برخي از مقامات نظامي منتفي گرديد.
قرهباغي در دولت نظامي ازهاري
پس از واقعه 13 آبان 57 و كشتار دانشآموزان و دانشجويان مقابل دانشگاه تهران كابينه شريف امامي سقوط كرد و ارتشبد ازهاري مأمور تشكيل كابينه شد. ازهاري كه اغلب اعضاي كابينه خود را از بين فرماندهان ارشد نظامي برگزيد قرهباغي نيز به سمت وزير كشور و مدتي نيز سرپرست وزارت اقتصاد و دارايي معرفي كرد. قرهباغي نيز غالب استانداران را از ميان فرماندهان نظامي برگزيد.
رياست ستاد بزرگ ارتشتاران
پس از سقوط كابينه ازهاري، همزمان با روي كار آمدن كابينه بختيار ارتشبد قرهباغي به سمت رياست ستاد بزرگ ارتشتاران از سوي شاه برگزيده شد، ارتشبد قرهباغي در جلسه معارفه 16/10/57 كه در ستاد بزرگ ارتشتاران تشكيل شد، وي خط مشيهاي كلي خود در جهت توسعه و بهبود وظايف و مأموريتهاي محوله به ستاد بزرگ ارتشتاران، ادارات و سازمانهاي تابعه آن را تعيين كرد. همچنين پرسنل را به حفظ روحيه و انضباط در شرايط مختلف تأكيد كرد.
عضويت شوراي سلطنت
قرهباغي پس از بدست آوردن مسند رياست ستاد بزرگ ارتشتاران، در 23/10/57 به عضويت شوراي سلطنت برگزيده شد. او از تاريخ انتصاب به رياست ستاد تا روز خروج شاه از ايران 14 تا 26 دي ماه 57 تقريبا هر روز يا حتي بعضي از روزها دو بار براي ملاقات با شاه به كاخ نياوران ميرفت. قرهباغي در هر فرصت تلاش ميكرد شاه را از تصميم خود به خروج از ايران منصرف سازد.
در هنگام خروج شاه از ايران بنا به اصرار قرهباغي پيامي از سوي شاه به پرسنل نيروهاي مسلح صادر شد كه در آن ضمن بيان علت مسافرت، از پرسنل نيروهاي مسلح خواسته شده بود تا در مدت مسافرت وي ضمن رعايت انضباط از فرماندهان خود اطاعت كامل نمايند. اين فرمان در آخرين لحظات خروج شاه در 26 دي ماه 57 در فرودگاه مهرآباد به امضا شاه رسيد.
در هنگام بدرقه شاه و خروج در فرودگاه مهرآباد، قرهباغي و شاهپور بختيار نخست وزير وارد هواپيما شدند. شاه در پاسخ قرهباغي در مورد وضعيت ارتش در آينده گفت « ارتش و نيروهاي انتظامي در اختيار شماست. هر طور منطق شما حكم ميكند عمل كنيد، ولو اشتباه باشد، عدم رضايتي در من ايجاد نخواهد شد به شما حق ميدهم، چون وضع مشكل است.»
ملکوت* گامی تارهایی *
25-01-2011, 05:55
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/44442739292490041462.jpg
قره باغي و دولت بختيار
قره باغي پس از خروج شاه در يك اقدام بي سابقه تا آن روز يك مقام نظامي بيانيه سياسي صادر نميكرد، وي پس از هماهنگي با بختيار طي مصاحبهاي، ضمن تكذيب شايعه كودتاي ارتش عليه دولت بختيار، برابر قوانين و آئين نامههاي موجود ارتش هر گونه تمرد و عمل خودسرانه به شدت سركوب خواهد شد. و اعلام داشت كه ارتش از دولت قانوني حمايت خواهد كرد.
علاوه بر اين بنا به پيشنهاد بختيار در اعلام پشتيباني از دولت، قرهباغي در 2/11/57 طي مصاحبهاي اعلام كرد ارتش با تمام قدرت از دولت قانوني حمايت ميكند و مجددا تأكيد كرد كه هيچ گونه برنامهاي در ارتش براي كودتا وجود ندارد.
اما وي به منظور شدت عمل بخشيدن به سركوب انقلابيون در 6/11/57 با ارسال دستورالعملي به كليه فرمانداري هاي نظامي دستور داد از هر گونه تظاهرات بدون كسب مجوز ممانعت كنند و به منظور اجراي صحيح قانون حكومت نظامي، كليه مفاد قانون مزبور را از طريق رسانهها يا آگهيهاي چاپي به اطلاع مردم برسانند. او در روز 6 بهمن 57 از فرمانداريهاي نظامي خواست تا با قاطعيت از هر گونه تجمعات و حركت دستهها جلوگيري شود و هر گونه حمله انقلابيون به نقاط حساس شهر را به سرعت سركوب نمايند.
پس از ورود امام خميني به ايران و اعلام ايشان مبني بر تشكيل دولت جديد اين موضوع در جلسه كميته بحران مطرح شد. لذا قرهباغي و ساير فرماندهان سرسختانه از دولت بختيار حمايت كردند.
اعلام بي طرفي ارتش
قرهباغي پس از ورود امام خميني بارها حمايت خود از دولت بختيار را اعلام ميكرد طي بيانيههاي مختلف خطاب به فرماندهان دستورات لازم براي سركوب انقلابيون را صادر ميكرد. حتي در 21/11/57 در آخرين اطلاعيهاي در سمت رياست ستاد ارتش ابلاغ كرد عنوان داشت: «در تأسيسات دولتي، كلانتري ها، پاسگاه ها و تأسيسات نظامي بايد بطور قاطع در مقابل تك خرابكاران پدافند، حفاظت شده و متجاوزان شديدا سركوب گردند. ضمنا مقررات فرمانداري نظامي را بطور كامل در منطقه استحفاظي آن فرمانداري به موقع اجرا گذارند.
اما پس از اعلام همبستگي همافران نيروي هوايي با امام خميني و تسليم اغلب شهرها و عدم كارآيي حكومت نظامي، سران ارتش از ادامه مقاومت مأيوس شدند. از اينرو شوراي عالي نيروهاي مسلح در صبح روز 22 بهمن 58 در اتاق شوراي ستاد بزرگ ارتشتاران تشكيل شد. در اين جلسه پس از ارائه گزارش فرماندهان از وضعيت نيروهاي خود و اظهار و نظر چند تن ديگر در نهايت مسئله بي طرفي ارتش به اتفاق آرا تصويب گرديد. در بيانيهاي كه براي نخستين بار كلمه "شاهنشاهي" از ارتش حذف شده بود، خاطرنشان گرديد كه از خواست ملت ايران با تمام قدرت پشتيباني ميكند. متن اعلاميه ساعت 2 بعدازظهر از راديو ايران پخش شد كه طي آن از كليه يگان هاي نظامي خواسته شده بود تا به پادگانهاي خود بازگردند .
قرهباغي در خاطرات خود اعلام بي طرفي ارتش را يك نتيجه گيري منطقي و مناسب ترين راه حل براي اجراي دستورات شاه و حفظ تماميت وحدت ارتش و جلوگيري ميداند. ليكن وي از سوي بختيار و شاه متهم به خيانت در فروپاشي ارتش گرديد.
.
.
.
.
ملکوت* گامی تارهایی *
28-01-2011, 22:09
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/80352979071537970205.jpg
تيمسار ارتشبد بهرام آريانا مرد خود ساخته ای بود که توانست از افسری به فرماندهی ستاد بزرگ ارتشتاران برسد.او از کم شمار کسانی بود که زينه ارتشی خود را نه در تالار٬ بلکه در ميدان جنگ بدست آورد.
توانايی و دانش ارتشی او به اندازه ای بود که در جنگ روستايی کوهستانی (مانند جنگ شکست خورده ی شوروی در دره پنجشير) نمونه ی آموزشی دانشکده های جنگ جهان گردد.
او در زمينه دانشی تا زينه دانشياری(دکترا) هوده های جهاني(حقوق بين الملل) پيش رفت؛و زينه دانشياری خود را از دانشگاه سوربن فرانسه دريافت کرد.
ارتشبد آريانا در پهنه کاری خود در ارتش همه ی واژه های بيگانه ارتشی را بيرون کشيد و واژگان ناب پارسی را جايگزين آن کرد.که کاربرد گسترده امروزی آنها در سرزمينی که مردمانش باور ژرفی به واژه های بيگانه دارند٬ نشان دهنده ی چيره دستی وی به زبان پارسی و شناخت گسترده ی او از زبانهای باستانی ايرانی است.او کار فرهنگستانی زبان را به گونه ی پر باری پيگيری نمود.
سخنرانی پی ريزی نشده ی وی هنگام جشن بازنشستگی ارتشيش به تنهايی نشان دهنده ی شناخت ژرف و درستش از تاريخ کهن و رشک برانگيز ايران است.
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/10185535092538062888.jpg
گزارش ساواك از مهمانی بهرام آريانا و همسرش آريانوش:
«...پس از اجرای رقص وی از درويش اميرحياتی خواستند تا آهنگی كه خرها به حج می روند و روی سنگ حجرالاسود را می بوسند٬بخواند...خواستند تا آهنگ علی جويم را بخواند٬(آريانا) سخت مخالفت كردند...و گفتند اسم عرب در خانه من برده نشود.
زشير شتر خوردن و سوسمار٬
عرب را بدانجا رسانيد كار٬
كه تاج كيان را كند آرزو٬
تفو بر تو ای چرخ گردون تفو»
هنگامی كه ارتشبد آريانا بازنشسته شد جشن بدرودگان با شكوهی برای وی برگزار شد.در جشن پيام خرسندی شاه به وی به همراه سه پيشكش ديگر داده شد:
۱-شمشير ساسانی
۲-كتاره هخامنشی
۳-نيزه پارسی از سوی ستاد بزرگ ارتشتاران.
ملکوت* گامی تارهایی *
28-01-2011, 22:11
https://www.ayehayeentezar.com/gallery/images/03615885890476671186.jpg
چكيده ای از كيهان۲۰/۳/۴۸:
«ارتشبد بهرام آريانا که آخرين سمت ايشان رييس ستاد بزرگ ارتشتاران بوددر دوران خدمت بررسی های ژرفی در مسائل مختلفه نظامی و عمومی داشته ...که خلاصه آن بدين قرار است:
تحصيلات نظامی:دانشکده افسری ايران٬دانشگاه جنگ ايران٬دانشگاه جنگ فرانسه٬گواهی تحصيلات عالی نظامی از وزارت دفاع ملی فرانسه
تحصيلات غير نظامی:دکتر در حقوق بين المللی عمومی از دانشگاه سوربون پاريس٬ارتشبد آريانا دارای تسلط کامل به زبان فرانسه و زبان انگليسی است.
نشان ها:۱-لياقت از نوع يکم ۲-عالی تير ۳-درجه يک پاس ۴-خدمت درجه يکم ۵-درجه يکم سپاس ۶-درجه دوم تاج ۷-درجه يکم همايون با حمايل
نشان های خارجی:۱-افسيه دلالژيون دونور فرانسه۲-گراند افسيه دولالژيون دونور فرانسه ۳-صليب بزرگ بنوا با حمايل از فرانسه
از اين کشور ها نيز نشان درجه يکم با حمايل:۱-آلمان ۲-بلژيک ۳-اتريش ۴-هلند ۵-تونس ۶-مراکش ۷-نروژ ۸-اردن ۹-پاکستان ۱۰-چکسلواکی ۱۱-يوگسلاوی ونشان درجه دوم از دانمارک
ارتشبد آريانا چندين کتاب راجع به تاکتيک و آموزش رزمی ارتش همچنين دفاع ملی و نيز تاريخچه عمليات نظامی....به زبان فرانسه نيز کتاب ناپلئون و خاور زمين را نوشته است...»
سرانجام ارتشبد بهرام آريانا در تاريخ ۳۱/۳/۱۳۶۴ پس از يک بيماری چند ماهه در ۸۰ سالگی در بيمارستان ارتشی پاريس درگذشت.
http://www.askquran.ir/gallery/images/5405/1_674721tt9dcph6nh1.gif
vBulletin® v4.2.6 by vBS, Copyright ©2000-2026, Jelsoft Enterprises Ltd.