ملک در سجده ادم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی
***
دیده ما چو بامید تو در یاست چرا
به تفرج گذری بر لب دریا نکنی
***
ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت
صد مایه داشتی و نکردی کفایتی
***
منم که بی تو نفس میکشم زهی خجلت
مگر تو عفو کنی ورنه چیست عذر گناه
***
عرض حاجت در حریم حضرتت محتاج نیست
راز کس مخفی نماند با فروغ رای تو
***
در حق من لبت این لطف که می فرماید
...