مشاهده RSS Feed

تمام مطالب وبلاگ

  1. ای کاش کسی بامن از عشق سخن میگفت...

    توسط در تاریخ 11-06-2012 در ساعت 13:04 (مسافر دیاراسلام)
    ای کاش کسی با من
    از عشق سخن می گفت
    از خدای الرحمن از کتابت قرآن

    ای کاش کسی با من
    از عشق سخن می گفت
    از سوره الرحمن از عروس این قرآن

    ای کاش کسی با من
    از عشق سخن می گفت
    از سوره یس ش از قلب خودقرآن

    ای کاش کسی با من
    از عشق سخن می گفت
    از طلعله نورش از خواندن این قرآن

  2. ^*~*^ وقتي فهميدند شيميايي هستيم، فرار كردند ^ *~*^

    نقل قول نوشته اصلی توسط نرگس منتظر نمایش پست ها


    از "خدايار نصيري وردنجاني" به عنوان كوچكترين بسيجي جانباز و نوجوان شيميايي نام برده مي شود كه در عمليات خيبر در 10 اسفند سال 62 به فرماندهي شهيد سهراب نوروزي، ريه هايش بوسيله گاز خردل مسموم و شيميايي شده و اكنون مبتلا به برونشيت مزمن
    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  3. ۩★*★۩ محمل نشین عرش کبریا {ویژه نامه وفات حضرت زینب *س*} ۩★*★۩



    ۩★*★۩محمل نشین عرش کبریا ۩★*★۩
    ویژه نامه وفات عقیلة العرب ، بزرگ بانوی قهرمان
    کربلا بنت الحیدر ،‌حضرت زینب سلام الله علیها





    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  4. ▐✿▐✿▐مولود کعبه*ویژه نامه ولادت حصرت علی (ع) و گرامیداشت روز پدر* ▐✿▐✿▐


    ▐✿▐مولود کعبه ▐✿▐
    ویژه نامه ولادت با سعادت مولای متقیان ،‌امیر مومنان،
    مولی الموحدین ، اولین مقتدا و پیشوای شیعیان جهان ،
    حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام





    ...
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
  5. داستان بهلول :بهشت فروختن بهلول

    توسط در تاریخ 02-06-2012 در ساعت 10:12 (مسافر دیاراسلام)
    نقل قول نوشته اصلی توسط ranji نمایش پست ها


    روزي بهلول نزدیک رودخانه لب جوبی نشسته بود و چون بیکار بود مانند بچه ها با گِل چند باغچه


    کوچک ساخته بود . در این هنگام زبیده زن هارون الرشید از آن محل عبور می نمود . چون به نزدیک

    بهلول رسید سوال نمود چه می کنی ؟

    بهلول جواب د اد بهشت
    ...
    برچسب ها: بهلول, بهشت, حکایت ویرایش برچسب ها
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی