مشاهده RSS Feed

مطالب وبلاگ

  1. داستان بهلول :بهشت فروختن بهلول

    توسط در تاریخ 13-03-1391 در ساعت 11:12 (مسافر دیاراسلام)
    نقل قول نوشته اصلی توسط ranji نمایش پست ها


    روزي بهلول نزدیک رودخانه لب جوبی نشسته بود و چون بیکار بود مانند بچه ها با گِل چند باغچه


    کوچک ساخته بود . در این هنگام زبیده زن هارون الرشید از آن محل عبور می نمود . چون به نزدیک

    بهلول رسید سوال نمود چه می کنی ؟

    بهلول جواب د اد بهشت
    ...
    برچسب ها: بهلول, بهشت, حکایت ویرایش برچسب ها
    دسته بندی ها
    دسته بندی نشده
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi بر قالب منتشر شده از ویکی وی بی