قالب وردپرس درنا توس
خانه » قرآن » علوم قرآن » مراحل آفرینش انسان در قرآن

مراحل آفرینش انسان در قرآن

قران

مراحل آفرینش انسان در قرآن

الف. آفرینش انسان از آب

یکی از مطالب شگفت انگیز قرآن این است که آفرینش موجودات زنده حتی انسان را از «آب» می داند. آب در بعضی از آیات به صورت مطلق آمده است مانند: (و جعلنا مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ‏ءٍ حَیٍّ)؛ (انبیاء/۳۰؛ نور/۴۵) «و هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم» و در بعضی دیگر به آفرینش انسان از مطلق آب اشاره می کند، مانند: (وَهُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً)؛ (فرقان/ ۵۴)؛ «و اوست کسی که از آب بشری آفرید و او را نسبی و دامادی قرار داد». در آیات دیگر به آب با ویژگی مخصوص اشاره شده است، مانند: (مِنْ سُلالَهٍ مِنْ ماءٍ مَهینٍ)؛ (سجده/۸؛ مرسلات/۲۰) «از چکیده آب پست»، (خُلِقَ مِنْ ماءٍ دافِقٍ) (طارق/ ۶)؛ «از آب جهنده».
در میان دانشمندان برای خلقت انسان از آب دو دیدگاه وجود دارد:
الف) منظور این است که آب بیشترین ماده تشکیل دهنده بدن انسان است، حتی حیات همه موجودات زنده ـ گیاهان و حیوانات ـ به آب بستگی دارد. آفرینش حضرت آدم(ع) نیز از «طین»؛ (مخلوطی از آب و گل) بود. (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ۱۷/۱۲۶).
بیان دیگر این نظریه این است که حدود ۳/۴ حجم بدن را آب تشکیل می دهد و کاهش سریع آن با حیات منافات دارد. در شرایط معمولی نیز کل مواد مورد نیاز بدن از طریق خون به سلول های بدن می رسد و حدود ۶۰٪ حجم خون را پلاسما تشکیل می دهد که بیشتر از آب تشکیل شده است و در صورت بروز کم آبی، حرکت گلبول های قرمز و مواد غذایی مختل می گردد. حتی اگر خون رسانی به یک عضو قطع شود، باعث نابودی آن عضو و به اصطلاح مردمی «سکته» (Infarczion) می شود، لذا وابستگی حیات کلّیه موجودات از جمله انسان به آب، قطعی است.
ب) مقصود این است که انسان از منی و نطفه آفریده شده است. شاهد این دیدگاه آیات ذیل می باشد: (فَجَعَلَهُ نَسَباً وَصِهْراً)؛ (فرقان/ ۵۴) «او را نسبی و دامادی قرار داد» و (ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَهٍ مِنْ ماءٍ مَهینٍ)؛ (سجده/ ۸).
«جعل» در آیات به معنی آفرینش و «نسل» به معنی فرزندان و نوه ها در تمام مراحل است و «سلاله» در اصل به معنی عصاره و فشرده خالص هر چیز است که منظور از آن در این آیه، نطفه آدمی است که در حقیقت عصاره کل وجود او می باشد. (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ۱۷/۱۲۶؛ ر.ک: بوکایی، مقایسه ای بین تورات، انجیل، قرآن و علم/ ۲۵؛ رضایی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۲/۴۴۵ ـ ۴۳۷).
نتیجه: آیاتی که آفرینش انسان ها را به صورت مطلق از آب می دانند، با دیدگاه اوّل مطابقت دارند و علم نیز انگشت صحت بر آن می گذارد و آیات گروه دوم گویای این هستند که آفرینش انسان از آب منی می باشد که در هر دو صورت جزء شگفتی های علمی قرآن شمرد می شود.

ب. نطفه؛ منشاء پیدایش انسان

قرآن در تبیین مراحل آفرینش انسان، نطفه را یکی از عوامل خلقت می داند. شایسته است برای آشنایی بیشتر پیرامون این واژه به تفسیر و لغت مراجعه نموده و دستاورد آن را با علم تجربی مقایسه نمود.
نطفه از «نطف» به معنای چکیدن همراه با صاف شدن و کم کم بودن می باشد؛ (راغب اصفهانی، مفردات، ذیل ماده نطف) اما در اقرب الموارد آمده است: نطفه چه کم باشد چه زیاد، نطفه نامیده می شود. (اقرب الموارد، ذیل ماده نطف) در کتاب العین، علاوه بر بیان موارد فوق، نطفه را به قطره آب تشبیه کرده است: «تشبیهاً بقطره الماء» و عرب برای شبی که در آن قطره قطره باران ببارد «لیله نطوف» می گوید، اما جوهری قائل است: اگر جمع نطفه، نَطّاف باشد، به معنای آب صاف و اگر نُطَف باشد، به معنای ماء الرجل می آید. (به نقل از: ابن منظور، لسان العرب، ذیل ماده نطف)
مرحوم طبرسی در این باره می نویسد: نطفه به معنای آب کم از مذکر یا مونث است و هر آب صاف را نطفه می گویند. و راجع به (نطفه امشاج) می نویسد: اصل نطفه به معنای آب کم است که گاهی به آب زیاد نیز اطلاق می شود. (طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان، ذیل آیه ۵ سوره حج).
اگر نطفه به معنای آب کم باشد، مقصود این است که انسان از آب کم آفریده شده و این گویای اعجاز و قدرت الهی است. اگر به معنای آب صاف شده باشد، یعنی نطفه، چکیده و صاف شده وجود انسان است. مؤید این نظریه نکره بودن نطفه در ۱۱ آیه از آیات قرآن است که نشان از صاف شده و چکیده بدن دارد.
با توجه به کتاب های لغت و کاربرد نطفه در روایات (نهج البلاغه، خ ۵۹) و عرف مردم، به نظر می رسد نطفه به معنای چکیده آب کم و عصاره وجود انسان می باشد و شامل زن و مرد می باشد. در مواردی هم به آب زیاد اطلاق شده است و در اصطلاح نیز عبارت است از آنچه از مردان یا زنان برای لقاح و تشکیل جنین خارج می شود. (ر.ک: رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۲/۴۶۹).
نطفه ترکیبی از نطفه مرد (اسپرم)، با نطفه زن (اوول) است. اسپرم ها، کرمک هایی بسیار کوچک و ذره بینی اند که در هر مرتبه انزال ۲ تا ۵۰۰ میلیون اسپرم وجود دارد. (پاک نژاد، رضا، اولین دانشگاه آخرین پیامبر،۱/۲۴۱؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه، ۲۵/۳۳۴) یافته های جنسی انسان شامل ۴۸ عدد کروموزم می باشد که هرکدام از ذرات متعددی به نام ژن ترکیب یافته اند. این ژن ها نقش مهمی در ساختمان سلّول زنده دارند و بعضی از این ذرات بسیار ریز حاصل حالات و صفات پدر و مادر است. (شیرازی، گذشته و آینده جهان/ ۵۷).
واژه نطفه با الف و لام یک مرتبه (ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَه) (مؤمنون/۱۴) و بدون الف و لام ۱۱ مرتبه در قرآن آمده است. از این موارد بعضی به مطلق نطفه، (نحل/۴؛ حج/۵) اشاره دارند و به همین مضمون است: (غافر/۶۷؛ کهف/۳۷) برخی آیات هم به مخلوط نطفه زن و مرد ـ امشاج؛ آمیخته ـ دلالت دارند مثل: ( انسان/۲).
و برخی دیگر هم به منی ـ نطفه ای که خارج می شود و در رحم می ریزد (نجم/۴۶) اشاره دارند.
بیشتر صاحب نظران کنونی (سحابی، یدالله، خلقت انسان/۱۴۷؛ رضایی اصفهانی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن/ ۴۸۱) معتقدند: امشاج به معنای مخلوط شدن نطفه مرد و زن است و طبیعتاً به دلیل این آمیختگی، صفات پدر و مادر، منتقل می شوند ـ که به واسطه ۴۸ عامل وراثت که هر عامل، انتقال دهنده بین ده هزار تا صد هزار نشانه و اطلاعات مخصوص، می باشند. این اطلاعات عبارت است از عناصر انسان که متراکم است؛ آمیختگی رنگ های نطفه و… است، چون همه آن ها در نطفه جمع شده است.
نتیجه: با توجه به معنای لغوی نطفه ـ عصاره و چکیده ـ و از طرف دیگر اثبات علمی این نکته که صفات پدر و مادر به صورت فشرده و عصاره از نطفه منتقل می شود، می توان برداشت اعجاز از آیات الهی کرد.
ج. آفرینش انسان از منی
بعضی دیگر از آیات قرآن، منشاء آفرینش انسان را «منی» می دانند، مانند:
(وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنْثى‏ مِنْ نُطْفَهٍ إِذا تُمْنى)‏: (نجم، آیات ۴۶ـ۴۵؛ واقعه/ ۵۹ ـ ۵۸ و قیامت/۳۷) «و هم اوست که دو نوع می آفریند: نر و ماده از نطفه ای چون فرو ریخته شود».
«منی» بر وزن «فلس» به معنی «تقدیر و اندازه گیری» است. «منی لک المانی؛ اندازه گیر برای تو اندازه گیری کرد». به مرگ «منیه» می گویند، چون مقدر و اندازه گیری شده است. «تمنی» نیز به معنی آرزو کردنِ در ذهن است. به نطفه نیز منی می گویند، چون با قدرت خداوند اندازه گیری شده است. (راغب اصفهانی، مفردات؛ ابن فارس، مقاییس اللغه؛ قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ذیل ماده «منی») در اصطلاح نیز به مایعی که از مردان هنگام آمیزش یا انزال خارج می شود، منی می گویند.
منی از جمله مواد آلی حیوانی و ازتی می باشد که مثل خون سریع فاسد می شود؛ کانون جذب میکروب ها است؛ تغییر رنگ می دهد و از عصاره هر بیست گرم خون، یک گرم منی تولید می گردد.
یک قطره منی حاوی ۲۰۰ تا ۳۰۰ میلیون اسپرماتوزئید است. گاهی به نطفه مرد کرمک گفته می شود. کرمک ها درازند و طول آن ها ۱۰ تا ۱۰۰ مو (هر مو یک میلیونم متر) می باشد. سر و گردن و دم بسیار متحرکی دارند که با آن در هر ثانیه ۱۴تا ۲۳ میکرون حرکت می کنند. اسپرم ها فقط ۳۰۰ تا ۵۰۰ عدد به ناحیه باروری می رسند که تنها یکی برای باروری مورد نیاز است. (ر.ک: لانگمن، توماس، رویان شناسی لانگمن، ترجمه دکتر بهادری و شکور/۳۰؛ پاک نژاد، رضا، اولین دانشگاه آخرین پیامبر، ۱/۲۴۱؛ دیاب، عبدالحمید وقرقوز، طب در قرآن/۸۱؛ گذشته و آینده جهان/ ۵۶؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ۲۲/۲۴۱).
نتیجه: قرآن منشاء آفرینش انسان را آب، نطفه، منی می داند. از سویی می توان گفت یکی از مصداق های آب، نطفه و منی است. همان منی که با سه لفظ بیان شده است و هر کدام گوشه ای از اسرار علمی آفرینش انسان را به نمایش می گذارند و از اشارات علمی قرآن به حساب می آیند.

۲٫ مراحل تکامل نطفه در رحم
الف. علقه، مرحله دیگر خلقت
واژه «علق» شش بار (علق/۱-۲؛ حج/۵؛ مومنون/۱۴؛ غافر/۶۷ ؛ قیامت/۳۸) در پنج آیه به صورت های مختلف به کار رفته است. همچنین سوره ای به نام علق نازل شده است. به اتفاق بیشتر مفسران (ر.ک: مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،۲۷/۱۵۳) ۵ آیه اول سوره علق نخستین آیاتی است که در غار حرا بر پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) نازل شد.
«علق» جمع «عَلَقَه» و در اصل به معنای چیزی است که به چیز بالاتر آویزان شود. کاربرد آن در خون بسته، زالو، خون منعقد که در اثر رطوبت به هر چیز می چسبد، کرم سیاه که به عضو آدمی می چسبد و خون را می مکد و… می باشد. (مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات قرآن کریم، اصفهانی، راغب، مفردات، ذیل ماده «علق»؛ ر.ک: قرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن، ذیل ماده «علق») پس می توان گفت در مواردی که علق به کار رفته «چسبندگی» و «آویزان بودن» لحاظ شده است.
«علق» همان خون بسته ای است که از ترکیب اسپرم مرد با اوول زن حاصل و به رحم زن داخل می شود و خود را به آن آویزان می کند. پس از پیوستن نطفه مرد به تخمک زن، تکثیر سلّولی آغاز می شود و به صورت یک توده سلّولی که به شکل توت است در می آید (در اصطلاح به آن مرولا Marula گویند) و در رحم لانه می گزیند، یعنی سلول های تغذیه کننده به درون لایه مخاطی رحم نفوذ می کنند و به آن آویزان (نه کاملاً چسبیده به رحم) می شوند. قرآن این مطلب را با واژه زیبای «علق» بیان کرده است. (دکتر دیاب عبدالحمید و قرقوز، طب در قرآن، ترجمه چراغی/۸۶).
اگر واژه «علق» را به معنای خون بسته بپذیریم، می توان تناسب آن را با موارد کاربردش این گونه بیان کرد:
۱٫ چسبنده بودن آن (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه،۲۷/۱۵۶). (کرمی که برای مکیدن خون به بدن می چسبد)؛
۲٫ آویزان شدن آن به جداره رحم؛
۳٫ شباهت به زالو (زالو هر بار می تواند به اندازه یک فنجان قهوه، خون انسان یا حیوان را بمکد) نطفه در رحم، زالو وار به رحم می چسبد و از خون تغذیه می کند. (نجفی، گودرز، مطالب شگفت انگیز قرآن/ ۹۹)
همچنین در وجه تشبیه به زالو گفته اند که در مرحله ایجاد جنین، از هر دو ماده ای به نام «هپارین» ترشح می شود تا اینکه خون در موضع منعقد نشود و تغذیه پذیر باشد. (دکتر پاک نژاد، اولین پیامبر آخرین دانشگاه، ۱۱/۱۱۰) دیگر آن که شکل علقه مانند زالو است و این حالت در چهار هفته اول ادامه دارد. (اسماعیل پاشا، دکتر عبدالعزیز، اسلام و طب جدید یا معجزات علمی قرآن، ترجمه سید غلامرضا سعیدی/ ۱۸۲) خلاصه آنکه با توجه به دیدگاه دانشمندان، مفسران و اهل لغت، «علق» به معنای «خون بسته»(۱) آویزان به رحم است، بویژه آنکه این مرحله از آفرینش انسان را در علم جنین شناسی جدید، واسطه بین نطفه و مضغه (گوشت شدن) می شمارند، یعنی این خون بسته حدود ۲۴ ساعت به جدار رحم آویزان می ماند و از خون آن تغذیه می کند. (۲)
نتیجه: با توجه به محدودیت علم پزشکی در ۱۴ قرن پیش، مسأله مذکور را می توان از اعجاز علمی قرآن دانست که بعد از ۱۴ قرن کشف شده است.

ب. مضغه مرحله بعدی خلقت

قرآن کریم در مراحل آفرینش انسان پس از نطفه و علقه، مرحله «مضغه» را مطرح می سازد. از مضغه سه بار در قرآن یاد شده است.
خداوند در سوره حج می فرماید: (ثُمَّ مِنْ عَلَقَهٍ ثُمَّ مِنْ مُضْغَهٍ مُخَلَّقَهٍ وَغَیْرِ مُخَلَّقَهٍ لِنُبَیِّنَ لَکُم)‏؛ «سپس از [خون بسته‏] آویزان، سپس از (چیزى شبیه) گوشت جویده شده، شکل یافته (= متمایز) و شکل نیافته (= غیر متمایز آفریدیم؛) تا براى شما روشن سازیم (که خدا بر انجام رستاخیز تواناست)». (مؤمنون/۱۴؛ حج/۵)
واژه «مضغه» در لغت به معنای غذا و یا گوشت جویده شده است، به عبارت دیگر به قطعه ای از گوشت گفته می شود که گویا جویده شده است. (مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ۱۱/۱۲۴).
جنین انسان از هنگام لقاح تخمک و کرمک تا لحظه جایگزینی در رحم ۶ روز در راه است، سپس در رحم تا چهارده روز به صورت آویزک (علق) به رشد خود ادامه می دهد و از هفته سوم بارداری با چشم غیرمسلح به صورت گوشت جویده شده دیده می شود. گذراندن دوره تمایز لایه های زاینده (مضغه) تا ماه سوم بارداری ادامه می یابد، (رضایی اصفهانی، محمد علی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۲/۴۹۸، به نقل از: لانگمن، رویان شناسی پزشکی/۳۸)، اما این «مضغه» همیشه یک حالت ندارد و مراحل و حالات گوناگونی را طی می کند. قرآن از این تحول با عنوان «مخلقه و غیرمخلقه» یاد می کند، البته مفسران دیدگاه های مختلفی درباره این دو تعبیر دارند، از جمله:
۱٫ جنین کامل یا ناقص الخلقه باشد. (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ۱۴/۲۴)؛
۲٫ مقصود از مخلقه، مرحله تصویر جنین است. (مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن/۳۳۸؛ طباطبایی، محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ۱۴/۳۴۴)؛
۳٫ مخلقه، همان مضغه شکل یافته و متمایز است. (ر.ک: دکتر دیاب، عبد الحمید و قرقوز، طب در قرآن/ ۸۷) و … .
تعبیر بسیار زیبا و شگفت انگیز قرآن (مضغه، مخلقه و غیرمخلقه، حج / ۵) با یافته های پزشکی جدید هماهنگ است و جنین را در این دوره (هفته سوم به بعد) به صورت گوشت کوبیده معرفی می کند و اشاره ای لطیف به تمایز لایه های سه گانه: (اکتودرم = لایه خارجی؛ مزودرم = لایه میانی؛ آندودرم = لایه داخلی) دارد. تعبیر قرآنیِ مخلقه ـ که به معنای ایجاد چیزی با کیفیتی خاص و خصوصیاتی معین است ـ خود نوعی رازگویی و اعجاز علمی است.
نتیجه: از مجموع نظرات استفاده می شود که «مخلقه و غیرمخلقه» صفت «مضغه» است، به این معنی که در برخی از اقسام مضغه، مقدرات و کیفیت خصوصیات کامل است و در اقسام دیگر کامل نیست. (ر.ک: رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن/ ۵۰۰) و این خود یکی از شگفتی های قرآن به شمار می آید.
ج. مرحله تشکیل استخوان و گوشت

قرآن بعد از بیان مرحله «مضغه= گوشت جویده» به مرحله دیگری اشاره می کند و می فرماید:
(فَخَلَقْنَا الْمُضْغَهَ عِظاماً فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْماً)؛ «و گوشت جویده شده را به صورت استخوان‏هایى آفریدیم و بر استخوان‏ها گوشتى پوشاندیم». (مؤمنون/۱۴)
برای آشنایی بهتر با مرحله استخوان بندی جنین، لازم است مرحله پوشاندن گوشت نیز توضیح داده شود.
آیه بالا بیانگر آن است که نخست استخوان تشکیل می شود، بعد گوشت روی آن قرار می گیرد.
در سومین هفته رشد جنین، لایه های سه گانه اکتودرم، مزودرم و اندودرم تشکیل می شود. از لایه اکتودرم، اعضا و ساختمان هایی که در ارتباط با دنیای خارج باقی می مانند، ایجاد می گردد، مانند: دستگاه عصبی، پوشش حس، گوش، بینی، چشم و… .
از لایه مزودرمی اعضای سکتروم (غضروف و استخوان)، دستگاه ادراری و تناسلی و… به وجود می آید.
از لایه اندودرمی هم، دستگاه معدی، روده ای، تنفسی، مثانه و… ساخته می شود.
با توجه به این مطالب، غضروف و استخوان ها از لایه میانی ـ مزودرم ـ تشکیل می شود که به وسیله دو لایه دیگر ـ اکتودرم و اندودرم ـ پوشیده شده اند که از آن دو لایه اکثر گوشتی بدن مثل پوست، غدد و… ساخته می شود. هم چنین ساخته شدن سلول هایی که باعث پیدایش غضروف و استخوان می شود از هفته چهارم بارداری شروع می شود، اما سلول های ماهیچه ای پس از آن ساخته می شود. (ر.ک: لانگمن، توماس، رویان شناسی پزشکی، ترجمه دکتر بهادری و شکور/ ۵۷).
گفته شد که لایه میانی مزودرم غضروف ها و استخوان ها را تشکیل می دهد، پس بهتر است با غضروف و استخوان سازی آن آشنا شویم.
«غضروف» نوعی بافت همبند است که به علت ویژگی ارتجاعی فشار زیادی را می تواند تحمل کند و از بافت های نرم بدن نیز پشتیبانی به عمل آورد.
هر غضروف ماده ای بنیادی دارد که در ساختمان آن مقدار زیادی (حدود ۷۰ درصد) آب به کار رفته است. این ماده بنیادی می تواند در آب جوش حل شود و ماده ای به نام ژله غضروف یا کندرین (chondrin) را به وجود آورد. رنگ غضروف سفید مایل به رنگ آب است، البته در افراد مسنّ به علت تغییرهای متابولیک، می تواند به رنگ زرد باشد.
غضروف اولین مرحله ساخته شدن استخوان است. غضروف بافتی مشتق از مزانشیم است که برای اولین بار در اواخر هفته چهارم زندگی جنین ظاهر می شود و در قسمت هایی که می خواهد استخوان تشکیل دهد، ابتدا باید قالبی از غضروف به وجود آید تا بعداً به استخوان تبدیل شود، بنابراین استخوان سازی به دو صورت انجام می پذیرد:
۱٫ استخوان سازی داخل غشایی؛ ۲٫ استخوان سازی داخل غضروفی.
استخوانی که به گونه ابتدایی در بدن جنین تشکیل می شود، به طور موقت و به تمامی از نوع نابالغ یا اولیه است. بافت استخوانی جنین پس از تولد به تدریج از بین می رود و به جای آن استخوان بالغ یا ثانویه تشکیل می گردد.
نکته جالب در بافت استخوانی این است که این بافت از ابتدای تشکیل تا پایان عمر دو فعالیت متضاد دارد: استخوان سازی و تخریب استخوان (ر.ک: کریمی یزدی، حسن، شگفتی پزشکی در قرآن کریم/۴۷ ـ ۴۱).
در نتیجه با توجه به مطالب علمی می توان گفت که: سلول های غضروفی و استخوانی از لایه میانی جنین (مزودرم) زودتر از سلول های ماهیچه ای و پوستی پدید می آیند. پس سلول های استخوانی و غضروفی با دو لایه دیگر جنین (اکتودرم و اندردرم) پوشیده می شوند و سلول های ماهیچه ای و پوستی روی آن ها را مانند لباس می پوشانند. (ر.ک: رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن،۲/۵۱۳ ـ ۵۰۶؛ شریف، عدنان، من علم طب القرآن/۵۹؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ۱۴/۲۱۲؛ دیاب، عبدالحمید و قرقوز، طب در قرآن/۸۹) این یافته های علمی با مطالب قرآنی هماهنگ است و نشان از شگفتی علمی قرآن دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.

سلام مهمان گرامي؛

خوش آمدید، براي مشاهده انجمن با امکانات کامل ميبايست از طريق ايــن ليـــنک ثبت نام کنيد