اگر امت را از خطي که براي آنها معين شده بود بيرون نمي کردند ومسير رهبري را تعبير نمي دادند به طور مسلم هيچگونه گمراهي وضلالت واختلاف پيش نمي آيد.
براي دين خصوص ديني مثل اسلام که خاتم اديان است وقرنها وشايد هزارها سال وبالاخره تا اين زمين وعالم تکليف باقي است بايد باقي بماند بايد حجتي باشد که مردم در اموري که در آن اختلاف مي نمايند يا جاهل هستند وراهنمائي مي خواهند وبه راهنما نياز دارند به او رجوع نمايند وقتي مثلا در مفاد يک آيه از آيات قرآن مجيد يک ميليون ودويست وشصت هزار احتمال عقلائي باشد بايد در بين امت يک نفر باشد که مثلا در حدي که بايد بر سارق جاري شود معين کند که از کجاي دست او وچه مقدارش بايد قطع شود وهمچنين در موارد ديگر بايد کسي باشد که تفسيرش از کتاب خدا وسنت پيغمبر حجت ومعتبر باشد وبر هر قول وراي مقدم شود لذا از ابان بن تغلب نقل است که فرمود شيعه آن کسي است که اگر تمام مردم به راهي بروند ودر مسئله قولي داشته باشند وعلي عليه السلام به راه ديگر برود وقول ديگر داشته باشد راه علي وقول علي را حق وصحيح مي داند.
متاسفانه پس از رحلت پيغمبر اکرم صلى الله عليه وآله مسير جريان امور امت را تغيير دادند سياستمداراني که بر امور مسلمين تسلط يافتند وزمام امور را به دست گرفتند از يک سو خود فاقد صلاحيت علمي بودند واز اينکه بتوانند پاسخگوي مراجعات مردم در مسائل اسلامي باشند عاجز بودند وحتى در اداره امور سياسي وسازمان بخشي وحل وفصل امور نمي توانستند اعمال خود را با موازين شرعي توجيه نمايند واز سوي ديگر بازبودن در خانه اهل بيت وشناخته شدن آنها به عنوانيگانه مرجع علمي وهدايتي وپاسخگو به مسائل اسلامي وتفسير قرآن وبيان احکام خلاف سياستشان ومعارض با حکومتشان بود از اين جهت تصميم گرفتند به عنوان اينکه قرآن مجيد تنها مرجع است. از نقل احاديث وسنت پيغمبر جلوگيري کرده وعملا قول وعمل آن حضرت وتاسي به رسول خدا را از اعتبار ساقط کردند(1) وبا اين کار از نقل احاديث فضايل اهل بيت که در نتيجه منتهي به تزلزلل سياسي وسقوط حکومت آنها مي شد جلوگيري مي کردند. با اين وضع در بن بست عجيبي افتاده بودند زيرا از يک سو علم ودانش باب علم پيغمبر علي عليه السلام را نمي توانستند انکار کنند ودر بسياري از موارد به آن اعتراف مي نمودند واز سوي ديگر شناخت علي را از اسلام واصالت تعريفات وتوجيهات وارشادات او را چنانکه پيغمبر صلى الله عليه وآله حجت قرار داده وهمگان را به پيروي از او مکلف کرده بود مخفي مي کردند وتلاششان بر اين بود که به تدريج مکتب اهل بيت وشناخت اصيلي که آنان از اسلام داشتند منزوي شود ونظام اسلام مخصوصا در سياست واموال عمومي وبيت المال دگرگون گردد آنان تلاش مي کردند سائر صحابه يا اقلا چند تن از مشاهير آنها را همطراز علي عليه السلام قرار دهند لذا وقتي هم نقل حديث آزاد شد ودر مقام جمع آوري حديث برآمدند از احاديثي که علي عليه السلام روايت کرده جز تعداد کمي روايت نکردند با آن سوابق طولاني واختصاصي که علي عليه السلام به پيغمبر صلى الله عليه وآله داشت که از طفوليتش در آغوش پيغمبر صلى الله عليه وآله پرورش يافت واز نخستين مرتبه اي که بر پيغمبر وحي نازل شد با پيغمبر بود وپيغمبر به او فرمود: (إنَّک تسمع ما أسمع وترى ما أرى إلاَّ أنَّک لست بنبيّ ولکنَّک وزير).



نقل قول
