صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 678910
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 95 , از مجموع 95

موضوع: نماز راز دوست

  1. Top | #91

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,351
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    آيه 25 : نماز و ترس از خدا
    و ان اقيموا الصلوة و اتقوة و هو الذى اليه تحسرون (161)

    ترجمه : نماز را بر پا داريد و از خدا بپرهيزيد كه در پيشگاهش ‍ محشور مى شويد.
    تفسير آيه
    در آيه شريفه خداوند مستقيما دستور ((اقامه نماز) مى دهد مى فرمايد: ((نماز را بر پا داريد و از خدا بترسيد و تقوا پيشه كنيد ))). (و ان اقيمواالصلوة و اتقوة ) و سرانجام با توجه به مساله معاد ((و اينكه حشر و بازگشت شما به سوى خدا است ))). ( و هو الذى تحشرون )
    درسى كه در اين آيه شريفه توسط دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله به ما مى دهد: در حقيقت در اين چند جمله كوتاه برنامه اى كه پيامبر به سوى آن دعوت مى كرده ،و از حكم عقل و فرمان خدا سرچشمه گرفته ، به صورت يك برنامه چهار ماده اى در آمده است عبارتند از اينكه آغازش توحيد و يگانگى خداوند، وانجامش معاد، و مراحل متوسط آن ،محكم ساختن پيونده هاى الهى ، و پرهيز از هر گونه گناه مى باشد ارائه داده شده است . (162)

    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 29-05-2026 در ساعت 21:12
    امضاء


  2. آیه های انتظار

    آیه های انتظار


    لیست موضوعات تصادفی این انجمن

     

  3. Top | #92

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,351
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    داستان آيه 25
    نماز و خوف از خداوند

    طاوس مى گويد:
    در مسجد الحرام شخصى را ديدم كه زير ناودان ايستاد و نماز مى خواند و دعا مى كند وهاى هاى اشك مى ريزد بعد از ان كه نمازش تمام شد، نزد او آمد و ديدم كه امام سجاد عليه السلام است .
    به ايشان گفتم : (( اى پسر رسول خدا الله عليه و آله تو رادر چنين حالى ديدم ، در حالى كه تو سه وسيله نجات دارى :
    1- فرزند پيامبر صلى الله عليه و آله هستى
    2- جدت شفيع قيامت است
    3- خداى متعال داراى رحمت مى باشد
    آن حضرت فرمود: (( اما فرزند رسول خدا بودن براى من فايده اى ندارد، زيرا خدا فرمود: در قيامت نسبت و خويشى مفيد نيست (163)
    اما شفاعت جدم معلوم نيست برايم مفيد باشد، زيرا پروردگار فرمود: شفاعت نمى كنند مگر براى كسانى كه مورد رضايت حق هستند. (164)
    اما خداوند در مورد رحمت او شامل حال محسنين مى شود (165)
    من نمى دانم جزء محسنين و نيكوكاران هستم يا نه ؟ (166)

    امضاء

  4. Top | #93

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,351
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    آيه 26: ايمان به آخرت و مراقبت درحال نماز
    و الذين يومنون به و هم على صلاتهم يحافظون (167)


    ترجمه : و كسانى كه به آخرت ايمان دارند به آن نيز ايمان مى آورند و مراقب نمازهاى خود هستند .
    تفسير آيه
    در اين آيه شريفه ابتداء درباره ايمان به آخرت و بعد مراقب از نمازها سخن مى گويد و مى فرمايد (( كسانى كه به روز رستاخيز و حساب و پاداش اعمال ايمان دارند و به اين كتاب ( قرآن مجيد) ايمان خواهند آورد و مراقب نمازهاى خود خواهند بود (والذين يومنون بالاخرة يومنون و هم على صلوتهم يحافظون )
    اهيمت نماز از ديدگاه قرآن
    چرا در ميان تمام دستورات دينى در اين آيه تنها به نماز اشاره شده است ؟ همانطور كه مى دانيم چون نماز مظهر پيوند با خدا و ارتباط با او است و به همين دليل از همه عبادات برتر و بالاتر است و به عقيده بعضى هنگام نزول آيات قرآن تنها فريضه مهم همين نماز بوده است (168)

    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 07-06-2026 در ساعت 15:05
    امضاء

  5. Top | #94

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,351
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    داستان آيه 26
    مراقبت و قضاى سى سال نماز


    شخصى اهل مسجد و نماز بود و نماز جماعتش ترك نمى شد به قدرى بود كه زودتر از ديگران به مسجد مى آمد و در صف اول جماعت و آخرين نفرى بود كه از مسجد بيرون مى رفت يكى از روزها كارى برايش پيش آمد كه باعث شد اندكى دير به مسجد برسد.
    ديد در صف اول جماعت جا نيست مجبور شد در صف آخر قرار بگيرد، ولى پيش خود خجالت مى كشيد و آثار شرمندگى از چهره اش ‍ پديدار شد. با خود مى گفت ((واى بر من چيره شده است ؟ )) ناگهان به خود آمد و گفت :(( اين چه فكر باطلى است كه بر من چيره شده است ؟ اگر خلوص كه روح عبادت است باشد،صف اول و آخر ندارد )).
    بعد كه كمى فكر كرد، ادامه داد:(( عجب !معلوم مى شود در سى سال نماز من آلوده به ريا بوده و گرنه نمى بايست ، صف آخر، شائبه اى در دل من ايجاد كند ))
    همان دم توبه كرد و تصميم گرفت نمازهاى سى ساله اش را قضا نمايد. (169)

    ویرایش توسط طهورا*کنیز فاطمه زهرا(س)* : 08-06-2026 در ساعت 15:09
    امضاء

  6. Top | #95

    عنوان کاربر
    مدیر ارشد انجمن
    تاریخ عضویت
    October 2011
    شماره عضویت
    1771
    نوشته
    6,351
    صلوات
    3228
    دلنوشته
    5
    سلامی حضرت مولا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه شریف
    تشکر
    4,986
    مورد تشکر
    4,072 در 1,866
    دریافت
    1
    آپلود
    0

    پیش فرض



    آيه 27 : نماز و همه عبادات صرفا براى خدا

    قل ان ضلال و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين (170)
    ترجمه : بگو نماز مناسك حج ، زندگى و مرگم از آن خداوندى است كه پروردگار جهانيان است
    تفسير آيه
    دربار تفسير اين آيه بايد ذكر شود كه اين آيه و چند آيه ديگرى كه در دنباله اين آيه ذكر شده از آيات پايان سوره انعام مى باشند كه خلاصه اى از بخشهاى اين سوره شريف در زمينه مبارزه با شركت و بت پرستى بيان شده است كه يكى از خصوصيات اين سوره آن است با دعوت به توحيد و خداپرستى و مبارزه با شرك و بت پرستى شروع مى شود و با همان بحث نيز جامعه نيز خاتمه مى يابد.
    در آيه فوق مى فرمايد: اى پيامبر صلى الله عليه و آله بگو نه تنها از نظر عقيده من موحد و يكتا پرستم بلكه از نظر عمل ، هر كار نيكى كه مى كنم ((نماز من و تمام عبادات من و حتى مرگ و حيات من همه براى پروردگار جهانيان است )) براى او زنده ام ،به خاطر او مى ميرم و در راه او هر چه دارم فدا مى كنم تمام هدف من و تمام عشق من و تمام هستى من اوست
    (قل ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين )
    ((نسك )) در اصل به معنى عبادت است و لذا به شخص عبادت كننده ((ناسك )) گفته مى شود، ولى اين كلمه بيشتر درباره اعمال حج به كار مى رود، و مى گويند: مناسك حج بعضى احتمال داده اند كه ((نسك )) در اينجا به معنى (( قربانى )) بوده باشد، ولى ظاهر اين است كه هر گونه عباداتى را شامل مى شود، در واقع نخست اشاره به نماز (صلوة ) به عنوان مهمترين عبادت شده ، بعد همه عبادات را به طور كلى بيان كرده است ، يعنى هم نماز من و هم تمام عباداتم و حتى زندگى و مرگم ، همه براى اوست . (171)
    داستان آيه 27
    اخلاص در نماز و عبادات انسان را بيمه مى كند
    مردى بود كه هر كارى مى كرد،نمى توانست اخلاص خود را حفظ كند و رياكارى ننمايد روزى چاره انديشى كرد و با خود گفت (( در گوشه شهر، مسجدى متروك وجود دارد كه كسى به آن توجه نداشته و رفت و آمد نمى كند خوب است شبانه به آن مسجد بروم ، تا كسى مرا نديده و خالصانه خدا را عبادت كنم )) شب چادرش را روى شهر گستراند و رعد و برق و بارش ‍ شديد باران ،همه جا را تن شويه مى كرد او نام خدا را بر زبان آورد و نماز را آغاز نمود.
    هنوز ركعتى نماز نخوانده بود،كه ناگهان صدايى شنيد با خود گفت : ((حتما كسى وارد مسجد شد )) بركيفيت و كمييت عبادتش افزود خوشحال از اين كه آن شخص فردا به مسجد متروك آمده و مشغول نماز و عبادت است وقتى كه هوا روشن شد و صبح دميد،به آن كسى كه وارد مسجد شده بود، زير چشمى نگاه كرد.
    از تعجب دهانش باز مانده سگ سياهى كه بر اثر رعد و برق و بارندگى شديد، نتوانسته بود در بيرون بماند، به مسجد پناه آورده بود.
    بر سر و روى خود زد و اظهار پشيمانى كرد و واگويه نمود،((اى نفس من از ريا گريختم و به مسجد دور افتاده آمده تا در عبادت خويش ، احدى را شريك خدا قرار ندهم ،اما... واى بر من ، چقدر مايه تاسف است كه اين حالت را پيدا كردم )) (172)
    خوب است در اينجا جمله اى از رسول خدا صلى الله عليه و آله كه آن را هم شيعه و هم اهل تسنن روايت كرده اند و از مسلمات است براى شما بيان كنيم مى فرمايد :
    ((من اخلص لله اربعين صاحبا جرت ينابيع الحكمة من قلبه على لسنانه )) (173)
    هر كس چهل شبانه روز، خود را براى خدا خالص كند، يعنى چهل شبانه روز هيچ انگيزه اى در وجود او جر رضاى حق حاكم نباشد ،حرف بزند براى رضاى خدا، سكونت كند براى رضاى خدا نگاه كند و نگاهش را ببندد براى رضاى خدا بخوابد و بيدار شود براى خدا ،يعنى آنچنان برنامه اش راتنظيم كند و آنچنان روح خود را اصلاح كند كه اساسا جز براى خدا چيز ديگرى كار نكند يعنى بشود ابراهيم خليل الله (ان صلاتب و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين ) (174) نمازم ،عبادتم و بلكه زندگى و مردنم ،لله و براى اوست .
    آرى پيغمبر فرمود،اگر كسى موفق شود چهل شبانه روز هوى و هوس رابه كلى مرخص كند و در اين چهل شبانه روز كارى نكند و جز براى او زنده نباشد، چشمه هاى معرفت و حكمت از درونش مى جوشد و بر زبانش جارى مى شود.(175)
    حافظ با آن زبان رمزى شيرين خود، همين حديث را معنى مى كند و مى گويد:
    سحر كه رهروى در سرزمينى همى گفت اين معما با قرينى
    كه اى صوفى شراب آنگه شود صاف كه در شيشه بماند اربعينى
    آيه 28 : نماز و پاداش صالحان
    والذين يمسكون بالكتاب و اقاموا الصلوة انا لا نضيع اجر المصلحين (176)
    ترجمه : به راستى ما پاداش درستكاران را كه بر كتاب خدا توسل جويند و نماز را بر پا دارند ضايع نخواهيم كرد.
    تفسير آيه
    منظور آيه شريفه درباره افراد صالح و شايسته سخن مى گويد اين آيه در برابر يهوديان كه در تورات آيات الهى را كتمان مى كردند و به خداوند دروغ مى بستند بيان شده است ،اما خداوند در آيه فوق به آن دسته از انسانهاى صالح و شايسته مى فرمايد:
    آنها نه تنها از هر گونه تحريف و كتمان آيات الهى بر كنار بودند بلكه به آنان تمسك جسته و مورد آنها را اجرا كردند، قرآن اين جمعيت را ((مصلحان جهان )) نام نهاده و اجر و پاداش ‍ مهمى براى آنها قائل شده و درباره آنها چنين مى گويد:
    ((كسانى كه تمسك به كتاب پروردگار جويند و نماز را بر پا دارند، پاداش بزرگى خواهند داشت زيرا ما پاداش مصلحان را ضايع نخواهيم ساخت )).(و الذين يمسكون بالكتاب و اقاموا الصلوة انا لا نضيع المصلحين )
    در اينكه منظور از اين كتاب تورات است يا قرآن مجيد ،مفسران دو گونه تفسير دارند ولى با توجه با آيات گذشته ، ظاهر اين است كه اشاره به گروهى از بنى اسرائيل باشد كه حساب خودشان را از افراد گمراه جدا ساختند البته شك نيست كه تمسك جستن به تورات با انجيل با توجه به بشارتى كه در آنها راجع به پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله آمده
    است از ايمان به اين پيامبر جدا نخواهد بود.
    تعبير به ((يمسكون )) كه به معنى تمسك جستن است ، نكته جالبى است را در بر دارد، زيرا تمسك به معنى گرفتن و چسبيدن و به چيزى براى حفظ و نگهدارى آن مى باشد ،و اين صورت حسى آن است ، صورت معنوى است كه انسان با كمال جديت پايبند به عقيده و برنامه اى باشد و در حفظ و حراست آن بكوشد، تمسك به كتاب الهى اين نيست كه انسان صفحات قرآن و تورات و يا كتاب ديگر را محكم در دست بگيرد و در حفظ و حراست جلد وكاغذ آن بكوشد، بلكه تمسك واقعى آن است كه اجازه ندهد كمترين مخالفتى با آن از هيچ سو انجام شود و در تحقق يافتن مفاهيم آن از جان و دل بكوشد. (177)
    داستان آيه 28
    پاداش همه صالحين در نماز عطا مى شود
    يكى از مسلمين با شتاب به سوى مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد، تا در نماز جماعت آن حضرت شركت كند وقتى كه به در مسجد رسيد،ديد كه مردم از مسجد بيرون مى آيند، از يكى پرسيد:(( چرا زمسجد بيرون مى آيد؟ )) او گفت :((نماز جماعت تمام شد به كجا مى روى ؟ )) آن مرد عقب مانده ، در اعماق قلب ،آهى كشيد و افسوس خورد كه چرا موفق به درك جماعت نشده است .
    مردى از مسلمين به او گفت : (( تو، آن آه سوزان را به من ببخش و من نماز جماعتم را به تو مى بخشم )). مرد عقب مانده گفت : ((بسيار خوب من آه خودم را به تو دادم و تو نمازت را به من بده . )) عقب مانده اين را گفت و به مسجد رفت .
    همان شب در عالم خواب ديد كه هاتفى به او گفت :(( خوشا به حالت روحانى تو، كه آه سوزان و آب حيات و شفا يافتى و سپس به خاطر گذشت از مقام روحانى ، آن آه ،در مقابل نماز شخص ‍ ديگر،نماز همه آنها كه در مسجد بودند ،قبول درگاه خدا شد. )) (178)
    آرى گر انسان نيكوكار و شايسته خداوند نيت خودش را خالص ‍ كند و براى نماز حركت كند خداوند هم به هر طريقى پاداش ‍ او را اعطاء مى فرمايد و در ثواب نمازگزاران واقعى نائل مى آيد.
    آيه 29 : نماز باعث انفاق در راه خدا
    الذين يقيمون الصلوة و مما رزقنا هم ينفقون (179)
    ترجمه : آنها كه نماز را بر پا مى دارند و از آنچه روزى شان داده ايم انفاق مى كنند.
    تفسير آيه
    منظور از اين آيه شريفه خطاب به مومنان مى باشد و در وصف آنها سخن مى گويد و مى فرمايد:
    آنها در پرتو احساس مسوليت و درك عظمت پروردگار و همچنين ايمان فزاينده و بلند نگرى توكل ، از نظر عمل داراى دو پيوند محكمند، پيوند و رابطه نيرومندى با خدا و پيوند و رابطه نيرومندى با بندگان خدا (( آنها كسانى هستند كه ((نماز )) را كه (مظهر رابطه با خداست ) بر پا مى دارند، و از آنچه به آنها روزى داده ايم در راه بندگان خدا انفاق مى كنند،(اللذين يقيمون الصلوة ومما رزقنا هم ينقون ) تعبير به (( اقامه نماز )) (به جاى خواندن نماز) اشاره به اين است كه نه تنها خودشان نماز مى خوانند بلكه كارى مى كنند كه اين رابطه محكم با پروردگار همچنان و در همه جا بر پا باشد،و تعبير ((مما رزقناهم )) (از آنچه به آنها روزى داده ايم ) تعبير وسيعى است كه تمام سرمايه هاى مادى و معنوى را در بر مى گيرد، آنهانه تنها از اموالشان بلكه از علم و دانششان ،از هوش و فكرت شان ،از موقعيت و نفوذشان و از تمام مواهبى كه در اختيار دارند در راه بندگان خدا مضايقه نمى كنند. (180)
    داستان آيه 29
    نماز تاج صالح و انفاق به فقيران
    مرجع عاليقدر شيعه ،آيت الله شيخ جعفر كاشف الغطاء از علماى طراز اول قرن دوازدهم هجرى در يكى از مساجد نجف اشرف اقامه نماز جماعت مى نمود.
    يك روز ظهر، مسلمين به مسجد آمدند و در صفوف جماعت در انتظار تشريف آوردن علامه به سر مى برند، ولى آمدن ايشان طول كشيد و آنها از آمدن او مايوس شدند و بر خاستند و نماز خود را فرادا خواندند.
    در اين وقت ، شيخ جعفر به مسجد آمد.و ديد مردم فرادا نماز مى خوانند بسيار ناراحت شد و آنها را سرزنش كرد و گفت : ((آيا در ميان شما يك نفر مورد اطمينان نيست كه هر گاه من به مسجد نرسيدم ،به او اقتدا كنيد و نماز را به جماعت بخوانيد؟ ))مردم از شرم چيزى نگفتند .
    در بين ،چشم ايشان به مرد تاجر نيكوكار و موثق و صالحى افتاد كه در گوشه اى از مسجد نماز مى خواند شيخ جعفر نزد وى رفت و به او اقتدا كرد.
    مردم نيز به پيروى از شيخ ، صفها را منظم نموده و به آن تاجر صالح اقتدا كردند و دستها به نشانه نيت بالا رفت آن تاجر دريافت كه شيخ و مردم به او اقتدا كرده اند ،بسيار شرمنده شد. و از طرفى شرعا نمى توانست نماز خود را قطع كند، و از سوى ديگر خويش را لايق امام جماعتى نمى دانست .
    در حالى كه عرق شرم از سر و رويش مى باريد، نماز را با جماعت به پايان رساند. بعد از نماز، فورا برخاست كنار برود شيخ جعفر دست او را گرفت و اصرار كرد كه بايد نماز عصر را نيز بخوانى . وى هر چه اظهار شرمندگى مى كرد،فايده اى نداشت .
    تاجر گفت : ((مرا چه به امام جماعت ! مرا كشتيد؟ )) شيخ جعفر به او گفت :((حتما بايد نماز عصر را بخوانى )) تاجر قبول نمى كرد سرانجام شيخ گفت :((يا بايد نماز جماعت را تو بخوانى و ما اقتدا كنيم ،يا بايد دويست دست لباس برى فقيران به اينجا بياورى ! بازرگان گفت ((حاضرم آن لباسها را اينجا بياورم ، و امامت نماز جماعت را قبول نكنم ! )) شيخ گفت :((بايد قبل ازنماز، آن لباسها را بياورى ! ))
    او پذيرفت و شخصى را به حجره اش فرستاد تا آن لباسها را به مسجد بياورد شيخ تمام لباسها را بين فقرا و تهيدستان تقسيم كرد صداى مكبر شنيده شد:((مومنين نيست چهار ركعت نماز عصر،به امامت آيت الله شيخ جعفر كاشف الغطاء..))(181)
    آيه 30 : عدم فايده در نماز بى قيد و شرط
    و ما كان صلاتهم عند البيت الا مكاء و تصدية فذوقوا العذاب بما كنتم تفكرون (182)
    ترجمه :نمازشان در آن خانه جز سوت كشيدن و كف زدن چيزى نباشد، پس به كيفر كفرتان عذاب را بچشد.
    تفسير آيه
    آيه شريفه درباره عمل خرافى مشركان مكه نازل شده است در اين آيه نمونه اى از منطق فكرى آنها را منعكس شده است تا روشن شود كه آنها نه دارا سلامت فكر بودند و نه درستى عمل داشتند ،بلكه همه برنامه هايشان بى اساس و ابلهانه بود! آنها مدعى بودند كه نماز و عباداتى دارند و به كارهاى احمقانه خود نعره زدنها وكف زدنها در اطراف خانه خدا ، نام نماز گذاشتند ،لذا قرآن اضافه مى كند:((نماز آنها در كنار خانه خدا كعبه چيزى جز صورت كشيدن و كف زدن نبود)) (و ما كان صلاتهم عند البيت الا مكاء و تصديه )
    در تاريخ مى خوانيم كه گروهى از اعراب در زمان جاهليت به هنگام طواف خانه كعبه لخت و مادر زاد مى شدند، و كف مى زدند و نام آن را عبادت مى گذاشتند و نيز نقل شده هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در كنار حجر الاسود رو به سوى شمال مى ايستاد(كه هم مقابل كعبه باشد و هم بيت المقدس !) و مشغول نماز مى شد دو نفر از طائفه (( بنى سهم )) در طرف راست و چپ آن حضرت مى ايستادند يكى ((صحيه )) مى كشيد و ديگرى ((كف )) مى زد تا نماز پيامبر صلى الله عليه و آله رامشوش كنند .
    در تعقيب اين جمله مى گويد اكنون كه همه كارهاى شما حتى نماز و عبادتتان اين چنين ابلهانه و زشت و شرم آور است مستحق مجازاتند (( پس بچشيد عذاب الهى را به خاطر اين كفرتان ))(فذوقوا العذاب بما كنتم تفكرون )
    هنگامى كه انسان صحفات تاريخ عرب را ورق مى زند و قسمتهائى را كه از آن در قرآن مورد بررسى قرار مى دهد با كمال تعجب در عصر ما كه به اصطلاح عصر فضا و اتم نيز است كسانى هستند كه با تكرار اعمال زمان جاهليت خود را در صف عبادت كنندگان مى پندارند آيات قرآنى و گاهى اشعارى كه در مدح پيامبر صلى الله عليه و آله و على است با نغمه هاى موسيقى توام مى كنند و حركاتى شبيه رقص به سر و گردن و دستهاى خود مى دهند ونام آن را بزرگداشت اين مقدسات مى گذارند،اين اعمال گاهى به نام وجد و سماع و زمانى ذكر و حال و گاهى به نامهاى ديگر انجام مى گيرد.
    درحالى كه اسلام از اين كارها بيزار است واين اعمال نمونه ديگر از اعمال جاهلى است . (183)
    داستان آيه 30
    چگونه نماز بخوانيم
    حماد بن عيسى گفت : در محضر امام صادق عليه السلام بودم ، به من فرمود: ((آيا مى توانى نماز را خوب بخوانى ؟))عرض كردم چگونه نمى توانم و حال آنكه كتاب ((حرير )) را كه درباره نماز نوشته شده است ، از حفظ دارم . حضرت فرمود: (( اى تو ضرر ندارد،برخيز و نمازى بخوان تا من ببينم كه چگونه مى خوانى )) حسب الامر حضرت رو به قبله ايستادم و شروع به خواندن نماز كردم را از نظر ركوع و سجودهاى بجاى آوردم ،اما حضرت آن را نپسنديد و فرمود: (( نماز را خوب نخواندى واقعا چقدر است براى مردى كه شصت سال عمرش مى گذرد و حال آنكه نمى تواند يك نماز كامل با مراعات حدود كامله آن بخواند )) من خجالت كشيدم ،و خود را كوچك ديدم عرض كردم فدايت شوم ،شما نماز را به تعليم دهيد،پس ، امام عليه السلام رو به قبله راست ايستاد و دستهاى خود را آزاد گذارند و انگشتهاى دست آن حضرت به هم گذارده شده بود و ما بين دو قدم آن حضرت از سر انگشت باز، وبيشتر فاصله نداشت و انگشتهاى پاى خود را رو به قبله كردند و تا آخر نماز هم رو به قبله بود و باتواضع و حضور قلب گفتند:((الله اكبر )) و سوره حمد و توحيد را با ترتيل ( به آرامى و خوبى ) خواندند و بعد از تمام شدن سوره توحيد،به قدر يك نفس ‍ كشيدن صبر كردند، بعد دست خود را بلند كرده تا مقابل صورت بردند، و در حالى كه ايستاده بودند گفتند :(( لله اكبر ))) و پس از آن به ركوع رفتند و كف دست را به سر زانو گرفتند انگشتان آن حضرت از هم باز بود زانو را به عقب دادند، چنانكه پا راست شد و پشت آن حضرت طورى مساوى شد كه اگر قطره آبى بر آن مى گذاشتند، به هيچ طرفى نمى ريخت گردن خود را كشيده و سربه زير نينداختند و چشم را بر هم گذاردند و سه مرتبه به آرامى مى گفتند:(( ربى العظيم و بحمده ))) اعضاى بدن خود را از يكديگر باز گرفته و بر هم نگذارده بودند (در حال سجده دست را به بدن نچسبانده و بدن را بر پا نگذارده بودند) و بر هشت موضع بدن خود كه به زمين گذارده بودند، سجده كردند كه پيشانى و دو كف سجده كردند كه پيشانى و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا سر بينى باشد .
    بعد از نماز فرمودند گذاردن هفت موضع در وقت سجده به روى زمين واجب است كه پيشانى و دو كف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ باشد اما گذاردن بينى بر زمين سنت (( مستحب ) است و آنها همان مواضع است كه خداوند در قرآن فرموده است :
    (و ان المساجد لله فلاتد مع الله احدا)(184)
    و مسجدها از آن خداست و با وجود خدايى يكتايى كسى را به خدايى مى خواند پس از آن سر از سجده برداشت و وقتى نشستند گفتند: (( لله اكبر )) و به ران چپ نشسته ، پشت پاى راست را بر كف پاى چپ گذاردند و گفتند:((استغفرالله ربى و اتوب اليه )) و دوباره در حالى كه نشسته بودند گفتند: ((اله اكبر)) و بعد به سجده دوم رفتند و مانند سجده اول ،سجده دوم را تمام كردند، و در ركوع سجود هيچ يك از اعضاى بدن را بر يكديگر نگذارده بودند و موقع سجده آرنج دست خود را باز نگاه داشته و به زمين نگذارده بودند در حال تشهد خواندن ،انگشتان دست آن حضرت از يكديگر باز بود و به اين كيفيت دو ركعت نماز خواندن و چون از تشهد فارغ شدند فرمودند: ((اى حماد اين چنين نماز بخوان . )) (185)
    آيه 31 : توبه و نماز مانع عذاب الهى
    ليهم الصلوة و السلام فان تابوا واقاموا الصلوة واتوا الزكوة فخلوا سبيلهم ان الله غفور رحيم (186)
    ترجمه :اگر توبه كردند و نماز را بر پا داشتند و زكات دادند آنها را رها سازى زيرا خداوند آمرزنده مهربان است
    تفسير آيه
    اين آيه خطاب به مسلمانان است در برابر مشركان بيان شده است در جملات قبل اين آيه مى فرمايد هنگامى كه ماههاى حرام پايان يافت مشركان را هر كجا يافتند به قتل برسانيد و آنها اسير سازيد و محاصره كنيد و در كمين گاه بر سر راه آنها بنشيند، خداوند در اين آيه شديدترين دستور را به مسلمانان نسبت به مشركان مى دهد ولى اين شدت و خشونت نه به مفهوم اين است كه راه بازگشت به روى آنها بسته شده باشد، بلكه در هر حال و در لحظه بخواهند مى توانند جهت خود را تغيير دهند ،لذا بلافاصله اضافه مى كند:((هر گاه توبه كردند و نماز را بر پا داشتند و زكات دادند آنها را رها سازيد زيرا خداوند آمرزنده مهربان است )).(فان تابوا اقاموا الصلوة و اتوا الزكوة فخلوا سبيلهم )
    و در اين صورت با ساير مسلمانان كمترين تفاوتى را ندارد و در همه احكام و حقوق با آنها شريكند .
    ((زيرا خداوند آمرزنده و مهربان است ))و كسى را كه به سوى او باز گردد،از در خود نمى راند (ان الله غفور رحيم ) (187)
    دراينجا اين سوال پيش مى آيد آيا نماز و زكات شرط قبول اسلام است ؟ ادا نماز و زكات لازم است ،و به هيمن بعضى دليل از فقهاى اهل سنت ترك نماز و زكوة را دليل بر كفر گرفته اند .
    ولى حق اين است كه منظور از ذكر اين دو دستور بزرگ اسلامى آن است كه در تمام مواردى كه ادعاى اسلام مشكوك به نظر برسد - همان گونه كه در مورد بت پرستان آنروز غالبا چنين بود - انجام اين دو وظيفه بزرگ اسلامى را به عنوان نشانه براى اسلام آنها قرار دهند.
    و يا اينكه منظور اين است كه آنها نماز و زكات رابه عنوان دو قانون الهى بپذيرفتند و به آن گردن نهند ،و به رسميت بشناسند، هر چه از نظر عمل در كار آنها قصورى باشد، زيرا دلائل فراوانى داريم كه تنها با ترك نماز يا زكات انسان در صف كفار قرار نمى گيرد، هر چند اسلام او بسيار ناقص است .البته اگر ترك زكات به عنوان قيام بر ضد حكومت اسلامى باشد، سبب كفر خواهد بود ولى اين بحث ديگرى است كه ارتباط به موضوع ما ندارد.(188)
    داستان آيه 31
    نماز باعث توبه سر دسته راهزنان شد
    يكى از علماء از كربلا و نجف بر مى گشت ولى در راه برگشت در اطراف كرمانشاه و همدان گرفتار دزدان شده و هر چه او و رفقايش داشتند، همه را سارقين غارت نمودند آن عالم مى گويد:(( من كتابى داشتم كه سالها با زحمت و مشقت زيادى آن رانوشته بودم و چون خيلى مورد علاقه ام بود در سفر و حضر با من همراه بود، اتفاقا كتاب ياد شده نيز به سرقت رفت ،به ناچار به يكى از سارقين گفتم من كتابى در ميان اموالم داشتم كه شما آن رابه غارت برده ايد و اگر ممكن است آن رابه من برگردانيد زيرا بدرد شما نمى خورد )) آن شخص گفت (( ما بدون اجازه رئيس ‍ نمى توانيم كتاب شما را پس دهيم واصلا حق نداريم دست به اموال بزنيم )) گفتم :((رئيس شما كجا است ))گفت :(( پشت اين كوه جايگاه او است )) لذا من به همراه آن دزد به نزد رئيسشان رفتيم ، وقتى وارد شديم كه رئيس دزدها نماز مى خواند موقعى كه از نماز فارغ شد آن دزد به رئيس خود گفت : ((اين عالم يك كتابى بين اموال دارد و آن را مى خواهد و ما بدون اجازه شما نخواسته ام بدهيم )) من به رئيس دزدها گفتم :((اگر شما رئيس ‍ راهزنان هستيد ،پس اين نماز خواندن چرا؟ نماز كجا؟ )) گفت :((درست است كه من رئيس راهزنان هستم ولى چيزى كه هست انسان رابطه خود را با خدا به كلى قطع كند و از ياد خدا تماما روى گردان شود،بلكه بايد يك راه آشتى باقى گذارد حالا كه شما عالميد به احترام شما اموال را بر مى گردانم . ))
    و دستور داد همين كار را كردند و ما هم خوشحال با اموالمان به راهمان ادامه داديم . پس از مدتى كه به كربلا و نجف برگشتم ، روزى در حرم امام حسين عليه السلام همان مرد را ديدم كه با حال خضوع و خشوع گريه و دعا مى كند وقتى كه مراديد شناخت و گفت :((مرا مى شناسى ))گفتم :((آرى ))گفت :((چون نماز را ترك نكردم و رابطه ام با خدا ادامه داشت ،خدا هم توفيق توبه داده و از دزدى دست برداشتم و هر چه از اموال مردم نزد من بود،به صاحبانشان برگرداندم و هر كه را نمى شناختم از طرف آنها صدقه دادم و اكنون توفيق توبه زيارت پيدا كرده ام .))(189)


    امضاء

صفحه 10 از 10 نخستنخست ... 678910

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi