


| ❤ |
موضوعات تصادفی این انجمن:



| ❤ |
سرآغاز نوشتار
خداوند توانا و دانا را شاكرم كه توفيق داد، بخشى از وقت خود را در روزها و شبهاى ماه مبارك رمضان به تنظيم يكى از مشكلات فراگير نسل جوان اختصاص دهم.
حمد و سپاس خداى كريمى را كه اين بندۀ ناچيز را موفق به كاوش و تأليف اثر ديگرى نمود تا در كمالجويى نسل جوان مؤثر افتد.
درود و سپاس فراوان بر حضرت محمد صلى الله عليه و آله و اهل بيتش عليهم السلام كه در پرتو معارف طلايى بجا مانده از آنان به اين اثر نورانيت و عظمت ويژه داد.
سلام بر جوانان عزيز ملت مسلمان و انقلابى كه با ارسال نامه هاى فراوان و ارتباطات زياد تلفنى و حضورى مرا با مشكلات خود بيش از پيش آشنا كرده و مى كنند و تأكيد بر تنظيم مطالبى در اين راستا دارند.
رحمت و غفران الهى بر شهدا و بزرگان دين بويژه روح ملكوتى امام راحل قدس سره كه در پرتو پيروزى انقلاب اسلامى بينش فكرى و روحى امّت ايران را چنان پويا ساخت تا در تكاپوى حل مشكلات خود برآيند.
بارها در نامه ها، تلفن ها و مطالب حضورى افراد (پسر و يا دختران جوان) شاهد دست آورد آثار منفى حيا و خجالت بى مورد بوده ام تا آنجا كه گاه منجر به انحراف، فساد و جنايت گرديده است.
چه بسا يك خجالت و شرم بى مورد آبروى خود، ديگران، دين را در معرض نابودى قرار داده و پس از مقدارى گفتگو، اعتراف كرده اند ما نمى دانستيم.
ص: 2
بهر حال چه شرم و حياهاى بى جا كه عفت و رشد يك فرد را براى هميشه در معرض نابودى قرارداده است و...
در اين مجموعه با لطف و عنايت خداى متعال و مددجويى از حضرات معصومين عليهم السلام درنظر است به ابعاد كم رويى مثبت و منفى و آثار و عوامل آن پرداخته شود و درپايان هم راههاى درمان عرضه گرديده است.
اگر چه كار انجام شده بطور طبيعى از نقص و عيب خالى نخواهد بود ولى اميد دارم در پرتو نورانيت قرآن و كلمات حضرات معصومين عليهم السلام مفيد نسل جوان واقع گردد.
اين مباحث چند بار براى طلاب حوزه علميه قم و مربيان گرامى آموزش و پرورش مطرح گرديد و اكنون با تغييراتى گذرا به اين صورت عرضه مى گردد.
باشد كه گامى گرچه كوتاه در يارى رسانى امت الهى بويژه نسل جوان برداشته باشم و ذخيره ديار ابدى گردد.
از تذكرات و پيشنهادهاى عزيزان با آغوش باز استقبال مى گردد.
حوزه علميه قم
محمد حسين حق جو
رمضان 1416
برابر با ايام مبارك دهه فجر



| ❤ |
شناخت حياء مثبت و مذموم
و بى حيايى
چكيدۀ مطالب
مكتب مقدّس اسلام، در امور روانشناسى، بحثهاى متعددى دارد كه اين مباحث جامع و بدون خطا هستند و مسائل روانشناسى از همۀ ابعاد مورد بحث و بررسى قرار گرفته اند.
در حاليكه مكاتب غربى، خالى از اشتباه، نسيان و غرض نيستند، تكيه بر اين منابع به تنهايى نيازهاى روانى انسان را برآورده نمى كند. مسلمين باتكيه بر منابع قرآن و سنت، داراى دريايى عظيم از علوم مى باشند كه در تمامى موارد، مى تواند راهگشاى آنان باشد.
در مورد روانشناسى حيا مثبت و كمرويى و بى حيايى مباحث زيادى در اسلام مطرح شده است و در خلال اين مباحث اين نكته قابل ذكر است كه اسلام حياء مثبت را قبول دارد و آن را يك ارزش مى داند، بى حيايى و كمرويى را نيز طرد كرده و آن را مانع پيشرفت انسان دانسته است.
بى حيايى نابجا براى انسان پيامدهاى ناگوارى در پى خواهد داشت و انسان را از راه راست منحرف خواهد كرد و سدى براى رشد و شكوفايى استعدادهاى انسان بشمار مى رود.
سؤالات
1 - مزاياى روانشناسى را بيان نماييد؟
2 - چرا روانشناسى غربى، قابل اطمينان و دوام نيست؟
3 - چرا روايات وسنت نيز چون قرآن قابل تكيه كردن ودوام است؟
4 - ابعاد حياء را بنويسيد؟
5 - آيا حياء بى ضابطه قابل قبول است؟
6 - اسلام چه نوع حيايى را مى پسندد؟
7 - مرزهاى حياء را بيان كنيد؟
8 - بى حيايى چيست؟
9 - چند آثار اجتماعى از بى حيايى را ذكر فرماييد؟
10 - شيوع فحشاء چه خطراتى در اجتماع بجاى مى گذارد؟
ص: 4



| ❤ |
شناخت حياء مثبت و مذموم و بى حيايى
اشاره
در راستاى سلسله مباحث روانشناسى اسلامى بصورت ساده و روان، كه در گذشته مطرح شده است(1) در اين بخش به تجربه و تحليل مباحث كمرويى و حياء مى پردازيم. سعى بر اين است كه در اين كتاب مطالب به صورت ساده، روان و گويا مطرح شود و تا حدّ امكان از لغاتى كه با فرهنگ عام جامعه، سازگارى ندارند كمتر استفاده گردد.
روان و ساده بيان كردن مباحث روانشناسى از آنجا حائز اهميت است كه همۀ اقشار، به هر ميزان علم و سوادى كه دارند مى توانند، از اين مباحث بصورت كار بردى استفاده نمايند نكتۀ ديگرى كه قابل تذكر است، اين كه مباحث روانشناسى كه در اين سلسله بحث ها مطرح مى شود، مجموعه اى از بحث هاى روانشناسى در علم روز است كه سعى شده است اين بحث ها از نظر روانشناسى اسلامى مورد بررسى قرار گيرند و نقطه نظر اسلام در رابطه با زواياى بحث بازگو و بيان شوند.
اتكاء مادر مباحث روانشناسى اسلامى بر كلام وحى و روايات حضرات معصومين عليهم السلام مى باشد، كه ايشان مفسّر كلام وحى مى باشند و واسطۀ فيض بين خداوند و انسان هستند.
قرآن و مكتب فراگير اسلام، در مباحث روانشناسى، هميشه به جوانب امر از بعدهاى گوناگون دقت داشته و هميشه جلوتر از مكاتب روانشناسى گام برداشته است متأسفانه خلاء مهمى كه در بحث هاى روانشناسى در مراكز گوناگون مشاهده مى شود، اين است كه تكيه اكثر روانشناسان بر عقايد و افكار دانشمندان غرب و غير دينى است كه اين نقطه نظرها، گاه از نظر اسلام مطرود است و بكارگيرى اين نظرات در تربيت نسل هاى اسلامى، و انقلابى جامعه ها اثرات مخرّب برجاى مى گذارد كه قابل تأمل است.
لذا بايد سلسله بحث هاى روانشناسى، از ديدگاه مكتب اسلام بررسى شوند و در اين راستا ملاك، عقايد اسلامى است و آنچه از مكاتب ديگر مى گيريم، آن چيزى است كه با اصل دين و شرع و عقل ما منافات نداشته باشد. ما بر اين عقيده نيستيم كه مرزهاى عقيده و انديشه و تفكّر را بر نظرات ديگران مسدود نماييم.
بلكه اين نظر مطرح است از علمى، سود ببريم كه با مكتب ما سازگارى داشته باشد و نسل ها را افرادى غربزده، دور از دين و مذهب و بى اعتقاد به خداوند و فاسد پرورش ندهند، لذا در اين مباحث تكيه بر متون اسلامى است و در كنار آن نقطه نظرهاى دانشمندان روانشناس تا آنجا كه با مباحث اسلامى سازگارى دارند به بحث كشيده شده است.
ص: 5
1- . اراده، اضطراب، بلوغ، حافظه، نيازمندى هاى نسل جوان، افسردگى كه تا كنون مورد بحث قرار گرفته و بصورت نوارهاى صوتى، تصوير و كتاب آماده عرضه مى باشد
ولكن باز هم سعى شده مانور زيادى روى حرف هاى آنها ندهيم و نامى هم از آنان و آثار آنها بطور مشخص برده نشود ولى افكار آنان را ذكر خواهيم كرد.
مزاياى مكتب اسلام
بديهى است دانشمندان غربى، بدون اتكاء بر مكتبى الهى، مباحث را از راه علم و تجربه به انسانها ارائه مى دهند، با توجّه به اينكه اين نظرات وابسته به ركنى وثيق و محكم نيست، لذا بعد از مدتى كه تجربه شد، نقاط مثبت و ضعف آن جلوه مى كند و گاه با رشد علمى، نظرات افراد، مطرود شناخته مى شوند تأثير پذيرى انسان از اين نقاط مثبت و منفى را نمى توان انكار كرد و اگر بخواهيم، نظراتى را كه بر فردى مؤثر واقع شده و يا مضر بوده اند، رد كنيم، اثرات آن را به آسانى نمى توان از افكار و دامان بشريت پاك نمود.
از آنجا كه مكتب اسلام، مكتبى الهى است و بر اساس وحى الهى و معجزه رسول اللّه اعظم صلى الله عليه و آله كه قرآن مى باشد، تدوين شده است، لذا خالى از اشكال و ايراد است. مدون كنندۀ آن، خالق انسان است و به نيازهاى درونى و روانى انسان آگاهى كامل دارد.
قرآن مى فرمايد:
«اين قرآن كتابى است (با دلائل) محكم كه از جانب خداى حكيم و آگاه بر حقايق عالم بسيار روشن بيان گرديده است».(1)
با توجّه به اينكه آيات قرآن از طرف خداوند نازل شده است. لذا ابناء بشر نمى توانند مانند آن را بياورند. با آنكه بارها خداوند در قرآن مى فرمايد:
«اگر شما را شكى است در قرآنيكه ما بر بندۀ خود فرستاديم، پس يك سوره مانند آن بياوريد و آن را برگواهان خود بخوانيد».(2)
و در آيۀ ديگر مى فرمايد:
«بگو اى پيامبر، اگر جن و انس، مجتمع و متفقّ شوند كه مانند اين قرآن كتابى بياورند، هرگز نمى توانند هر چند همه پشتيبان يكديگر باشند».(3)
قرآن كتابى است كه چنين معرفى شده است:
«اين كتاب الهى قرآن عربى است كه در آن هيچ ناراستى و حكم ناصواب نيست، باشد كه مردم پرهيزكار شوند.(4)
ص: 6
1- . «الر كِتابٌ أُحْكِمَتْ»؛ هود / 1
2- . «و ان كنتم فى ريب مما»؛ 23 / بقره.
3- . «قل لئن اجتمعت الجن و الانس»؛ 87 / اسراء
4- . «قرآناً عربياً غير ذى عوج»»؛ 28 / زمر
اساس مكتب اسلام قرآنى محكم، بدون ايراد و اشكال از سوى خداوند حكيم و عليم نازل شده است.
بيان قرآن از زبان مفسّرينى است كه آنها نيز انسانهاى الهى عادل و آگاهان جامع هستند و كلامشان از منبع وحى سرچشمه مى گيرد و در حقيقت كلام و تفسيرشان، كلام خداست.
قرآن مى فرمايد:
«صاحب شما (محمد مصطفى صلى الله عليه و آله) هيچگاه در ضلالت و گمراهى نبوده است! و هرگز به هواى نفس سخن نمى گويد، سخن او هيچ چيز غير از وحى خدا نيست.(1)
بر همين اساس است كه معارف قرآن و دستورات الهى هرگز كهنه و فرسوده نمى شوند و هيچگاه نظرات اسلام و قرآن مطرود نشده اند. بلكه پس از 14 قرن هنوز بسيارى از مفاهيم مكتب اسلام و دستورات روحبخش آن تفسير و تبيين نشده است و هنوز بسيارى از احكام آن را علم روز درك ننموده است. قرآن بحرى عظيم و عميق است كه هرچه بشر بيشتر به درون آن پيش رود باز به ژرفاى آن نمى رسد و از كشف گنجينه معارف انسانى آن محروم است و هر كس به اندازۀ بنيه علمى و حكمت الهى كه بدست آورده است مى تواند از آن بهره گيرد.
و چنين است كه اساس روانشناسى اسلامى بر پايه اى محكم و متقن استوار است، لذا بايد در تمام ابعاد از منابع قرآن و سنت استفاده لازم صورت بگيرد تا بتوان به نتيجۀ كامل و جامعى دست يافت.
كمرويى، حيا
يكى از مباحث روانشناسى كمرويى مى باشد كه در زبان روايات اسلامى از كمرويى با واژه هاى خجالت، حياء، حجب و «عفاف» نامبرده شده است.
كمرويى يك ويژگى و صفت براى انسان است. هر صفتى در انسان داراى ابعاد مختلف است.
كمرويى نيز چنين است. گاه كمرويى بعدى مثبت و سازنده دارد و لازمۀ رشد انسان است و گاه بعدى منفى دارد و يكى از موانع رشد و ترقى و عامل بازدارنده، انسان بشمار مى رود. در نزد برخى عوام، حياء و حجب بطور مطلق و بدون ضابطه امرى پسنديده است و از آن بعنوان يك صفت برتر نام مى برند و در نزد برخى ديگر، كمرويى صفتى مذموم است و اينان افراد پررو و بى حيايى مطلق را مى پسندند. و آنان را افرادى جسور تلقى مى نمايند.
هر دو نظر، از ديدگاه اسلام مطرود و مذموم است. اسلام حياء مطلق و بى حيايى مطلق را قبول ندارد. بلكه براى هر يك شرايط و ضوابطى بيان فرموده است.
ص: 7
1- . «ان هوالا وحى يوحى»؛ 4 / نجم
انسان بايد بداند كه چه نوع حياء و كمرويى سازنده و عامل رشد است و چه نوع حيايى مطرود و مذموم است. آشنايى با ضوابط كمرويى، مى تواند به انسان رشد و تعالى عنايت نمايد.
انسان مؤمن بايد صفات خود را بر اساس نظرات مكتب اسلام، آرايش و پيرايِش دهد و رفتارى داشته باشد كه مورد تاييد اسلام و قرآن باشد.
اسلام و بى حيايى
در مكتب انسان ساز اسلام، قوانين و مقررّات، يكجانبه نمى باشد. اسلام قانونى است كه بر اساس نياز بشر تدوين شده است، به امور از همۀ ابعادش، پرداخته است.
در اينجا كه بحث حياء مطرح است و كمرويى بحث مى شود، بايد مرزها شناخته شوند، شخص بتواند دريابد كه حياء مثبت يا منفى و بى حيايى و پررويى مطلق، در اسلام چه جايگاهى دارد.
در مباحث آينده حياء مثبت و منفى، بررسى و تحليل مى شود، ولى آنچه لازم به ذكر است اين است كه اسلام در برخى موارد حياء را لازمۀ ايمان مى داند و آن را بر مسلمان فرض و لازم مى شمارد آنچه مسلم است بى حيايى براى انسان دستاوردهاى خوبى بهمراه ندارد، لذا انسان بايد، با حياء باشد و سعى كند پردۀ عفاف و حياء را از بين نبرد.
مرز بى حيايى
لازم است به مرز بى حيايى اشاره اى گذرا داشته باشيم. بطور مثال:
اگر فرزندى به پدر يا مادر انتقاد كند، او را بى حياء مى دانند و يا اگر دانش آموزى به استاد حرفى خلاف رأى او بزند، او را دانش آموزى بى حياء تلقى مى كنند و به او تذكر مى دهند كه چه دنيايى شده است و بچه ها بى حياء شده اند.
بايد بدانيم اعتراض و انتقاد حق مسلّم همۀ افراد است گاه فرزندان انسان به مطالب و علومى پى مى برند كه به درك اولياء و مربيان نرسيده است.
جرأت اعتراض كردن به فرزندان رشد و تعالى مى بخشد و اولياء و مربيان در برابر اعتراض سازنده بايد روش برخورد صحيح داشته باشند، زيرا امر به معروف نيز چون نماز واجب است و روش صحيح اين كار را بايد از كودكى به فرزندان آموزش داد.
اين امر نيز لازم است كه روش انتقاد صحيح را به فرزندان ياد داد تا آنان به نيت اعتراض، مبادا دچار گناه بى احترامى به پدر و مادر و مربيان شوند. سخن اعتراض بايد مؤدبانه، آرام، منطقى و صحيح باشد و در روش برخورد با ديگران بايد كمال دقت و ملاحظه انجام گيرد تا مباد براى رسيدن به خيرى انسان مرتكب گناه، كبيره اى شود.
امابى حيايى و جسارت در آنجاست كه كلمات و حرف هاى ركيك و خلاف ادب مطرح شود و
ص: 8
در برابر ارتكاب گناه انسان احساس شرمسارى نداشته باشد و از هيچ كارى كه خلاف شرع، عرف، عقل و قانون باشد روى گردان نباشد.
آثار بى حيايى
اشاره
بى حيايى منفى و بى شرمى براى انسان آثار فردى و اجتماعى در پى دارد. زيرا اخلاق و روحيات انسان بعنوان فرد در يك اجتماع روى ديگران نيز تأثير مثبت يا منفى دارد و اين امر اجتناب ناپذير است.
پندار، گفتار و رفتار انسان بيانگر شخصيت اوست و فرد بى حياء اگر چه مردم بخاطر ضعف، نياز و ترس از وى به او چيزى نگويند ولى در ذهن مردم فردى بى ارزش جلوه خواهد كرد، گاه ممكن است ملاحظه كارى موجب شود كه افراد به او اعتراض نكنند ولى قطعاً دنبال زمينه هستند تا بتوانند اين رفتار ناشايست او را جبران كنند.
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)