هر چه را كه ساختم عاقب شكست
شكست، شكست، شكست
منهميشه باختم، باختم، باختم، باختم
من نه آبشار من نه جويبار
من نه چشمهسارمن نه سبزه و نه رود
من نه بر آسمان گرم مهر دميده دير
من نه از شاخه سردقهر پريده زود
هر چه بود از تو بود
هر چه بود از تو بود
از تو بود، از توبود
من هميشه شوره زار
من هميشه دست باز
من طلوع دائم نيـــاز
منهميشه با هميشه ساختم
من هميشه در هميشه سوختم
من هميشه با سوزن نگاه با نخآرزو
روزها هفتهها ماهها سالها را به هم دوختم
هرچه بود از توبود
هر چه بود از تو بود
از تو بود، از تو بود
هر چه را كه ساختم عاقبشكست
شكست، شكست، شكست
من هميشه باختم، باختم، باختم، باختم
هرچه بوداز تو بود
هر چه بود از تو بود
از تو بود، از تو بود
از تو بود، از توبود
.
.
.
.





نقل قول
