تقریب در لغت به معنای نزدیک کردن دو چیز به یک دیگر است. اما در فرهنگ اسلامی این اصطلاح از بار معنایی خاصی بر خوردار است . این اصطلاح در بطن خود فراز نشیب اندیشه ها و دیدگاههای متفاوتی را به یاد میآورد که همواره به لحاظ ماهیت در جستجوی یکدیگر بوده اند.
تفاوت در نگرشهای گوناگون به رغم ظاهر پر فریب چیزی نیست جز چند رنگی مبارکی که چون به گفتگو در آید هم چون« فرفره ی» هفت رنگ هنگام چرخش و پویش تنها سپید خواهد بود. اصطلاح تقریب همان کلید مبارکی است که قفل شوم تفرقه را می گشاید اصطلاحی که برای علمایی چون سید جمال الدین رویایی شیرین می نمود . سیر شکل گیری چنین معنایی برای این اصطلاح صورتی دلچسب دارد چه داستان بیداری قومی است که از دوری و تهمت به تنگ آمده بودند و تشنه ی برادری سر در پی دوستی داشتند. علمای بزرگ اسلامی که همواره در جهت آگاهی بخشیدن به جامعه ی مسلمان کوشیده اند ، به درستی در یافتند که راه گریز از دروغ و کشمکش تنها در دوری از تفرقه خصوصا تفرقه و اختلافات« دینی» است. چه جانها که بر سر تعصبات قوم نگرانه، که هیچ سنخیتی با آموزه های دینی ندارند، نسوخت و چه خانمانها که بر سر این بیماری وحشت انگیز به طاعون ننشست. پس ناگزیر مینمود که اصطلاحی متولد شود تا در سایه ی آن نازکای قامت وحدت آرامش یابد و گرد تباهی از اندیشه ی بلند انسانی به باد رود. سیر تکامل اندیشه تقریب ریشه در دورهای تاریخ دارد. در مقاله ی حاضر به فراز های از سیر تحول و تکامل نهضت تقریب(اگر بتوان آن را چنین نامید) پرداخته شده است.




نقل قول
