لقمان ( ع ) كيست ؟
حضرت لقمان ( ع ) يكى از حكماى راستين و بزرگ تاريخ است كه نامش در قرآن دو بار با عظمت ياد شده و يك سوره قرآن ( سى و يكمين سوره ) به نام او است .
نام او لقمان و كنيه او ابوالاسود است ، او در سرزمين نوبه ( واقع در كشور سودان يكى از مناطق افريقا ) چشم به جهان گشود . بنابراين قيافه تيره و متمايل به سياه داشت ، از نژاد مردم افريقا بود و بعضى او را از اهالى ( ايله ) كه شهرى بندرى در كنار دريا ، نزديك مصر ، در سرزمين فلسطين بوده دانسته اند .
به عقيده بعضى چند سال قبل از تأسيس حكومت حضرت داود ( ع ) و به نظر بعضى ده سال پس از حكومت داود ( ع ) متولد شد و عمر او تا عصر پيامبرى حضرت يونس(ع) ادامه يافت ، او در عصر نبوت و حكومت حضرت داود ( ع ) همراه آن حضرت به جنگ جالوت رفت ، و در كشتن جالوت كه طاغوت آن عصر بود ، شركت داشت .
سلسله نسب لقمان را چنين نوشته اند : ( لقمان بن عنقى بن مزيد بن صارون ) و به گفته بعضى او پسرخاله يا خواهرزاده ايوب ( ع ) بود و سلسله نسبش به ناحور بن تارخ ( برادر ابراهيم خليل عليه السلام ) مى رسد .
او عمر طولانى كرد ، كه عمرش را از دويست تا 560 سال ، و از هزار تا 3500 سال نوشته اند ، در عين حال بسيار زاهد بود ، و دنيا را به اندازه عبور از سايه اى به سايه ديگر در نزديك آن مى دانست .
او مدتى چوپان و برده قين بن حسر ( از ثروتمندان بنى اسرائيل ) بود ، سپس بر اثر بروز حكمت هاى سرشار نظرى و عملى از او ، از طرف اربابش آزاد شد .
به نظر مى رسد لقمان ( ع ) بيشتر عمرش را در خاورميانه ، به خصوص در فلسطين و بيت المقدس گذرانده است ، و نقل شده كه قبرش در ايله (يكى از بندرهاى فلسطين) است .
از گفتنى ها اين كه او داراى فرزندان بسيار بود, آنها را به گرد خود جمع مى كرد, و نصيحت مى نمود ، چنان كه اين شيوه در نصايح اميرمومنان حضرت على ( ع ) به دو فرزندش امام حسن ( ع ) و امام حسين ( ع ) به طور فراوان ديده مى شود .
در اين كه لقمان ، پيامبر بود يا نه ؟ شيوه بيان قرآن نشان مى دهد كه او پيغمبر نبوده است ، و در روايات نيز با صراحت ، پيغمبر بودن او نفى شده ، از جمله روايت شده پيامبر اسلام ( ص ) فرمود : به حق مى گويم كه لقمان ، پيامبر نبود ، ولى بنده اى بود كه بسيار فكر مى كرد ، ايمان و يقينش عالى بود ، خدا را دوست داشت ، و خدا نيز او را دوست داشت ، و خداوند نعمت حكمت را به او عنايت فرمود .
اينك اين سوال پيش مي آيد كه حضرت لقمان ( ع ) با اين كه پيامبر نبود ، چگونه داراى مقام ارجمند حكمت شد و خداوند بخشى از حكمت او را به عنوان اندرز قرآنى ، در كنار نصايح خود قرار داد ؟
امام صادق ( ع ) پيرامون راز وصول لقمان به مقام حكمت چنين مى فرمايد :
سوگند به خدا حكمتى كه به لقمان داده شده به خاطر ثروت و جمال و حسب و نسب نبود ( كه او هيچ گونه از اين امور را نداشت ) ولى به خاطر آن بود كه او مردى قوى براى اجراى فرمان خدا ، پاك و پرهيزكار ، داراى كنترل زبان و تفكر طولانى در امور ، و تيزبين و هشيار بود ، روزها ( جز در موارد استثنايى ) هرگز نمى خوابيد ، در مجلس در حضور مردم تكيه نمى داد و در حضور آنها آب دهان نمى انداخت ، و با چيزى بازى نمى كرد ، و هنگام قضإ حاجت و غسل در جايى كه او را ببينند نمى نشست ، بسيار مراقب وقار خود بود ، خنده بيجا نمى كرد ، و خشمگين نمى شد ، شوخى نمى نمود ، براى امور دنيا شاد و محزون نمى شد ، داراى فرزندان بسيار از چند همسر گرديد ، و اكثر آنها فوت كردند ، ( بر اثر خشنودى به رضاى خدا ) درمرگ آنها گريه نكرد ، او هرگاه دو نفر را در حال نزاع مى ديد ، براى اصلاح آنها پا در ميانى مى كرد ، و تا بين آنها آشتى برقرار نمى كرد ، از كنار آنها رد نمى شد ، اگر سخن زيبايى از كسى مى شنيد ، از تفسيرش و از مأخذش مى پرسيد ، با فقها و علما بسيار همنشينى مى كرد ... همواره با سكوت معنى دار و عميق و انديشيدن و عبرت گرفتن ، خود را اصلاح مى كرد ، آنچه را كه به نفع معنوى او بود به آن توجه داشت و از كارهاى بيهوده روى مى گردانيد ، از اين رو خداوند خصلت حكمت را به او عطا فرمود .
آشكار شدن حكمت از زبان لقمان
روايت شده پيامبر اسلام ( ص ) فرمود : روزى لقمان( ع ) در بستر آرميده ، براى استراحت خوابيده بود ، ناگهان ندايى شنيد كه به او چنين گفت : اى لقمان ! اگر مى خواهى خداوند تو را خليفه خود در زمين كند ، در ميان مردم به حق قضاوت كن .
لقمان در پاسخ عرض كرد : اگر پروردگارم مرا مخير كند ، تن به اين آزمون بزرگ ( قضاوت ) نمى دهم ، ولى اگر فرمان دهد ، فرمانش را به جان مى پذيرم ، زيرا مى دانم اگر چنين مسئوليتى بر دوش من نهد ، قطعا مرا كمك مى كند و از لغزش ها نگه مى دارد .
فرشتگان در حالى كه لقمان آنها را نمى ديد از لقمان پرسيدند : چرا قضاوت را نمى پذيرى ؟
لقمان پاسخ داد : قضاوت در ميان مردم سخت ترين منزلگاه و مهم ترين مراحل است و امواج ظلم و ستم و لغزش از هر سو متوجه آن است ، اگر خداوند انسان را حفظ كند ، انسان شايسته نجات است ، و گرنه لغزش موجب انحراف انسان از بهشت خواهد شد ، هر گاه كسى در دنيا سر به زير و در آخرت سربلند باشد ، بهتر از عكس آن است و كسى كه دنيا را بر آخرت برگزيند به دنيا نخواهد رسيد و آخرت را نيز از دست خواهد داد .
فرشتگان از منطق قوى و حكيمانه و شيواى لقمان شگفت زده شدند . لقمان پس از اين سخن در خواب فرو رفت ، خداوند نور حكمت را در دل لقمان افكند ، هنگامى كه بيدار شد ، زبان به حكمت گشود ، تا آن جا كه حضرت داود پيامبر را در راستاى حل مشكلات يارى مى كرد .