چشم، دریچه دل و اندیشه انسان است، اگر چگونه نگریستن را یاد بگیریم و چگونه دیدن را تجربه کنیم، چشم، چشمه امید و ایمان مى شود و نگاه ما، عبادت و سبب رشد و تکامل خواهد شد، و اگر آن را رها کنیم تا به هر چه هوى و هوس دستور داده نگاه کند، زیانهاى متعددى متوجه انسان خواهد شد، و به گناهان ناخواسته اى دچار خواهد شد، مگر فاصله نگاه تا گناه چه قدر است؟
اگر عقل و خرد انسان در اختیار چشم قرار گیرد، پیامدهاى روانى و غیر روانى فراوانى در پى خواهد داشت که ممکن است انسان را به تباهى بکشاند.
حضرت على(علیه السلام) فرمود: «اَلعَینُ جاسُوسُ القَلبِ وَ بَرید العَقل؛( بحارالانوار، محمد باقر مجلسى، دارالکتب الاسلامیة، ج 104، ص 41، ح 52؛ منتخب میزان الحکمه، محمدى رى شهرى، قم دارالحدیث، 1382، ج 1، ص 504) چشم جاسوس و مأمور دل و نامه رسان عقل است»
در جاى دیگر فرمود: «اَلعَین بَریدُ القَلب؛( میزان الحکمه، همان، ص 504) چشم پیغام رسان دل است.»
کلمه «جاسوس» در روایت اول نشان از آن دارد که چشم بر دل مۆثر است، چون جاسوس هرچه گزارش دهد دل و فرمانده مى پذیرد، چنانکه سخنان پیغام رسان براى پیغام دهنده حجّت و اعتبار دارد. از اینجا مى توان حدس زد که نگاه، تأثیرات عمیقى بر روح و روان انسان مى گذارد. شاید شاعر به همین ارتباط اشاره دارد آنجا که مى گوید:
ز دست دیده و دل هر دو فریاد**** که هرچه دیده بیند دل کند یاد
بسازم خنجرى نیشش زفولاد******* زنم بر دیده تا دل گردد آزادپیامدهاى نگاه را در چند بخش مورد بررسى قرار مى دهیم.





نقل قول

