نمایش نتایج: از شماره 1 تا 3 , از مجموع 3

موضوع: آقائی و بزرگواری ائمه علیهم السلام

  1. Top | #1

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    February 2013
    شماره عضویت
    5306
    نوشته
    513
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    تقدیم به پیامبر اعظم رحمت اللعالمین صلوات الله علیه و اله و سلم
    تشکر
    1,803
    مورد تشکر
    1,834 در 407
    دریافت
    5
    آپلود
    0

    پیش فرض آقائی و بزرگواری ائمه علیهم السلام

    به نام مالک آسمان ها و زمین





    آقای قدس می گوید: روزی آقای بهجت در رابطه با بزرگواری و اغماض ائمه اطهار ـ صلوات الله علیهم ـ فرمودند:
    « در نزدیکی نجف اشرف، در محل تلاقی دو رودخانه فرات و دجله آبادیی است به نام «مصیب»، که مردی شیعه برای زیارت مولای متقیان امیر المؤمنین علیه السلام از آنجا عبور می کرد و مردی از اهل سنت که در سر راه مرد شیعه خانه داشت همواره هنگام رفت و آمد او چون می دانست وی به زیارت حضرت علی علیه السلام می رود او را مسخره می کرد.
    حتی یک بار به ساحت مقدس آقا جسارت کرد، و مرد شیعه خیلی ناراحت شد. چون خدمت آقا مشرف شد خیلی بی تابی کرد و ناله زد که: تو می دانی این مخالف چه می کند.








    امضاء


  2. تشكرها 3


  3.  

  4. Top | #2

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    February 2013
    شماره عضویت
    5306
    نوشته
    513
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    تقدیم به پیامبر اعظم رحمت اللعالمین صلوات الله علیه و اله و سلم
    تشکر
    1,803
    مورد تشکر
    1,834 در 407
    دریافت
    5
    آپلود
    0

    پیش فرض





    آن شب آقا را در خواب دید و شکایت کرد آقا فرمود: او بر ما حقی دارد که هر چه بکند در دنیا نمی توانیم او را کیفر دهیم.
    شیعه می گوید عرض کردم: آری، لابد به خاطر آن جسارتهایی که او می کند بر شما حق پیدا کرده است؟!
    حضرت فرمودند: بله او روزی در محل تلاقی آب فرات و دجله نشسته بود و به فرات نگاه می کرد، ناگهان جریان کربلا و منع آب از حضرت سید الشهدا علیه السلام به خاطرش افتاد و پیش خود گفت: عمر بن سعد کار خوبی نکرد که اینها را تشنه کشت، خوب بود به آنها آب می داد بعد همه را می کشت، و ناراحت شد و یک قطره اشک از چشم او ریخت، از این جهت بر ما حقی پیدا کرد که نمی توانیم او را جزا بدهیم.







    امضاء


  5. تشكرها 4

    شهاب منتظر (09-06-2013)

  6. Top | #3

    عنوان کاربر
    عضو ماندگار
    تاریخ عضویت
    February 2013
    شماره عضویت
    5306
    نوشته
    513
    صلوات
    110
    دلنوشته
    1
    تقدیم به پیامبر اعظم رحمت اللعالمین صلوات الله علیه و اله و سلم
    تشکر
    1,803
    مورد تشکر
    1,834 در 407
    دریافت
    5
    آپلود
    0

    پیش فرض





    آن مرد شیعه می گوید: از خواب بیدار شدم، به محل برگشتم، سر راه آن سنی با من برخورد کرد و با تمسخر گفت: آقا را دیدی و از طرف ما پیام رساندی؟!
    مرد شیعه گفت: آری پیام رساندم و پیامی دارم.
    او خندید و گفت: بگو چیست؟
    مرد شیعه جریان را تا آخر تعریف کرد.
    وقتی رسید به فرمایش امام علیه السلام که وی به آب نگاهی کرد و به یاد کربلا افتاد و ...، مرد سنی تا شنید سر به زیر افکند و کمی به فکر فرو رفت و گفت: خدایا، در آن زمان هیچ کس در آنجا نبود و من این را به کسی نگفته بودم، آقا از کجا فهمید.
    بلافاصله گفت: أشهد أن لا إله إلا الله، و أن محمداً رسول الله، و أن علیاً أمیرالمؤمنین ولیّ الله و وصیّ رسول الله و شیعه شد.»








    امضاء


  7. تشكرها 3


اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
© تمامی حقوق از جمله طراحی قالب برای سایت آیه های انتظار محفوظ می باشد © طراحی و ویرایش Masoomi