اندیشه های عارفانه نوعا با تعابیر زمانی چون ازل،ابد، آن، دم ، وقت و تعابیر بی شمار دیگری از این دست در آمیخته است. دوش و شب هایازلی حافظ نمودی از ازلیت را به تصویر می کشد آنگونه که صبح و صبوح حافظ نیز ازشرابی دیرسال سخن می گوید که تقدیر در جام لاله گون جان ریخته است:
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح // داغ دلبود به امید دوا باز آمد
ازلیت مستی حافظ : شراب حافظ شرابی قدیم وازلی است. ابیات زیر ازلیت مستی را به تصویر می کشد:
در ازل داده است ما را ساقی لعل لبت // جرعهجامی که من مدهوش آن جامم هنوز
کنون به آب می لعل خرقه می شویم // نصیبه ازل ازخود نمی توان انداخت
نبود چنگ و رباب و نبید و عود که بود // گل وجودمن آغشته گلاب و نبید
ابدیت مستی حافظ : بر اساس نگرشی منطقی وفلسفی هر چیز ازلی ابدی خواهد بود و مستی حافظ نیز از آنجا که ازلی است ابدی خواهدبود. ابیات زیر به ابدیت مستی حافظ اشاره دارد:
به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش // چنین که حافظما مست باده ازل است
سر زمستی برنگیرد تا به صبح روزحشر // هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست
مداومت در مستی : حافظ اینگونه مستی خود رادر درازنای ازل تا ابد به تصویر می کشد و در این میان مداومت در مستی را بیانیدیگرگونه می بخشد. ابیات زیر مداومت در مستی را انعکاس می دهد:
ساقیا جام دمادم ده که در اطوار سیر // هر کهعاشق وش نیامد در نفاق افتاده بود