دو. دلایل نقلی(کتاب و سنت) مبنی بر شعور دوزخ
در اینجا به جهت رعایت اختصار صرفاً به دو آیت و یک روایت استناد میکنیم:
1. کریمه "یوْمَ نَقُولُ لِجَهَنَّمَ هَلِ امْتَلَأْتِ وَتَقُولُ هَلْ مِنْ مَزِیدٍ"(قاف/30). "یاد آر که روز قیامت به جهنم می گوییم: آیا (از کفران) پر شدی؟ میگوید: آیا (دوزخیان) بیش از این هم هستند؟".
اهل تفسیر در این آیه سه دیدگاه به میان آوردهاند که هر سه را مرحوم طبرسی در مجمع البیان آورده است. وی میگوید: در کلام جهنم، سه قول هست؛ اول اینکه: آن به طور تمثیل آمده و جهنم نسبت به وسعت آن مانند سخنگویی است که میگوید هنوز پر نشدهام. دوم اینکه: خداوند برای جهنم آلت تکلم خلق میکند و او جواب میدهد و این بعید نیست؛ زیرا خداوند دستها و جوارح و پوستها را نیز به سخن میآورد. سوم اینکه: خطاب به ماموران جهنم است. و به صورت تقریر، به جهنم خطاب شده است. »[7]
2. "کلّاً انّها لظی نَزَّاعَةً لِلشَّوَی تَدعُوا من اَدبَر و تولّی و جمع فاَوعی "(معارج، 15-18).
لظی به معنای شعلهٔ خالص آتش، یکی از نامهای رستاخیز نیز هست که در آیهی فوق ممکن است به هر دو معنا باشد.
یعنی: "نه، آتش جهنم شعله خاص است. پوستهای سر را بشدت میسوزاند. میخواند کسی را که به حق پشت کرده و از آن اعراض نموده است. و کسی را که مال دنیا را جمع کرده و در ظرف قرار داده (و به طور غیر شرعی) انباشته است ".
"شواة "به معنای اطراف بدن مثل دست، پا و سر است و نیز به معنای پوست سر میباشد. جمع آن "شوی "میآید. لفظ "تدعو" که به معنای خواندن است دلالت بر شعور، حیات و تکلم آتش دارد، که اعراض کنندگان از حق را به سوی خود میخواند و میگوید: به طرف من بیایید.»[8]