قرآن و فرهنگ زمانه
پيش درآمد[1]
بسم الله الرحمن الرحيم
«فرهنگ» يك كلمهي فارسي است و در عربي به معناي «الثقافه» آمده است و بيش از 250 تعريف براي آن بيان كردهاند.[2]
از اين رو ميتوان گفت: «مجموعهي آداب و رسوم، علوم و معارف، علم و دانش و ادب، تعليم و تربيت و هنرهاي يك قوم را فرهنگ آن قوم مينامند.»[3] و آداب نيز جزئي از فرهنگ است.
درست است كه زبان قرآن با الفاظ عربي نازل شده است؛ ولي اين الفاظ، با بلاغت، فصاحت و معناي بلندشان، داراي اعجاز ذاتي هستند[4] و نميتوان آنها را با كلامِ محاورهايِ بشر مقايسه كرد؛[5] به همين علت تاكنون كسي نتوانسته است سورهاي همانند قرآن بياورد.
پيش از هرچيز لازم است، فرهنگ و آداب اعتقادي، اخلاقي، اجتماعي، خانوادگي و ديگر آداب عربها را، با ابزار تخاطب (همچون: تشبيهات، تمثيلات، كنايه و...) جدا كرد. ضروري بود خداوند، براي رساندن مفاهيم بلندش:
الف) رسولي از ميان همان قوم و با زبان آنان برگزيند.
ب) قوانين و احكام خود را در قالب الفاظ همان قوم، نازل كند.
از اين رو خداوند، پيامبر اسلام - صلّي الله عليه و سلم- را از ميان عرب برگزيد[6] و كتاب مقدس خود را نيز با الفاظ عربي نازل كرد؛[7] تا بتواند مطالب وحياني و الهي خود را به دست ابزار تخاطب (تشبيهات، تمثيلات و ...) به مردم بياموزد.
عربي بودن قرآن، دليل بر پذيرفتن فرهنگهاي خرافي و باطل عربها نيست؛ چون قرآن ميفرمايد:
«لا يأتيه الباطل من بين يديه ولا من خلفه تنزيل من حكيم حميد»؛[8]
كه هيچگونه باطلي، نه از پيش رو و نه از پشت سر، به سراغ آن نميآيد؛ چرا كه از طرف خداوند حكيم و شايستهي ستايش، نازل شده است.
اگر اندك مطالعهاي در فرهنگ و آداب عربها داشته باشيم، درمييابيم كه عربها رسوم خرافه، بسيار داشتهاند؛ از جمله: شيطانپرستي،[9] زنده به گور كردن دختران،[10] طواف بدون لباس،[11] بتپرستي،[12] تعدد زوجات (بدون محدوديت)،[13] ازدواج دسته جمعي[14]
عربها آداب و رسوم شايستهاي نيز داشتهاند؛ مانند: حج،[15] اعتقاد به خالق يكتا،[16][17] ختنه كردن و ديگر رسوم؛ البته بيشتر آداب و رسوم شايسته در عربها، ريشه در اديان الهي گذشته داشت. ادياني كه در جزيرة العرب رواج داشت؛ از جمله: دين ابراهيم، يهود، نصارا، مزدك، ماني، زرتشت، صابئين[18] و ديگر اديان، كه همهي اديان الهي از يك چشمهي وحياني ميجوشيدند؛ گرچه با گذشت زمان، اين اديان تحريف شده بودند؛ اما قرآن، احكام شايستهاي كه در ميان عربها به جاي مانده بود، اصلاح و امضاء كرده است.
از عناصر ارزشمند در فرهنگ عربها، ميتوان: غيرت، شجاعت و... را نام برد، كه ريشه در فطرت انساني داشت؛ چون فطرت هر انساني به كارهاي نيك تمايل دارد؛ قرآن نيز هميشه با فطرت انسانها سخن گفته است.[19] همچنين برخي از رسوم شايستهي آنان را نيز بيان كرده است؛ اما اين نشانهي تأثيرپذيري نيست؛ بلكه نشانهي تأكيد و يادآوري است. همچنين قرآن، به مقتضاي طبيعت وسرشت مرد و زن سخن گفته است؛ اين هم نشانهي حكمت خداوند است، كه مسئوليتي را به مرد داده است كه بيشترِ زنها نميتوانند آن را به دوش بكشند؛ همچنين برخي مسئوليتها را هم به زن داده است كه، مرد در انجام آنها ناتوان است.









نقل قول
