





| ❤ |
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
موضوعات تصادفی این انجمن:
- ویژه نامه های دهه اول ماه مبارک رمضان*بهار...
- شرح دعای روزهای ماه مبارک رمضان توسط آیت...
- اشعار و پیامک ویژه ی شبهای قدر
- اوقات شرعي و دعاهاي هر روز ماه مبارک رمضان...
- ویژه نامه لیالی پرفیض قدر * شکوه عبادت های...
- فلش های دعای روز بیست و هفتم ماه مبارک رمضان
- احیای «شب نوزدهم رمضان» از نمایی دیگر
- ماه رمضان؛ ماه سعادت
- آثار و برکات روزه داری در دنیا، قبر، قیامت
- لیلة القدر و روایتى در فضیلت آن






| ❤ |
پیشگفتار
ضروریترین وظیفه ی انسان، در اسلام خودسازی در پرتو خداشناسی است، مسلمان باید خویشتن خویش را چنین که «بایسته» است بسازد ، نه آن طور که امیال و هوس هایش «خواسته» است. و اسلام مکتبی است که این «بایستگی» را به مسلمان می آموزد و با احکام خود، او را به سوی «چنان بودنی» که شایسته مقام انسان است، سوق می دهد.
آئین مقدس اسلام و مجموعه احکام حیات بخش آن، برای رهاندن انسان از دام خواسته های حقیر جسمانی و حیوانی است؛ چرا که تا عقاب جان آدمی را از دام شهوت و هوس، و قید و بند نیازهای زمینی نرهد، هرگز به فراز قرب حق و به اوج های آسمانی پر نمی کشد.
اسلام پیروان خویش را در هر گوشه از زندگی، و در کشاكش نیازها و خواست ها، به سوی همین وارستگی از بندهای حیوانی و آراستگی به فضایل نفسانی فرا می خواند، و احکام آن در هر زمینه مسلمان را به سوی همین هدف برتر می برد.
ما مسلمانان اگر براستی، و نه تنها در سخن که در عمل نیز، پیرو
ص: 13
اسلام باشیم، و دستورات این آیین آسمانی را آن چنان که هست و باید بکار بنديم، بی تردید به قله های فرازمند معنویت انسانی نائل می آئیم؛ همچنان که سلمان ها و ابوذرها، مقدادها و عمارها، و چهره های بسیاری از این دست نائل آمدند؛ و می دانیم که آن نامداران تاریخ انسان که مسلمانان واقعی عصر خویش می بودند، در تمام ابعاد انسانیت خویش اسوه و نمونه بودند. در صفا و صمیمیت چون سرچشمه های روشن آب، پاک و زلال، و در میدان مبارزه با مشکلات و نبرد با ناراستی ها، چون کوه نستوه و استوار، و در دانش و اندیشه، چون دریا پر موج و ژرف، و در مناعت و بی نیازی از غیر خدا، چون آسمان بلند و برافراشته بودند.
آری دستورات اسلام، در عین سادگی و شیرینی، چون صیقلی است که جان مسلمان را جلا می دهد، و چون اسلحه ای بُرنده در نبرد با هر چه جان را زمین گیر و جامعه را منحط و ناتوان می سازد، بکار می آید ...
پرورش اسلام ، برق ثروت را در چشم مسلمان حقیر می سازد، و هیبت مرگ را از اندیشه ی او می رباید، و براستی شگفت آور است که شربت مرگ که در ذائقه ی هر جانداری تلخ ترین طعم را دارد، در ذائقه ی ایمان مسلمان گوارا می شود.
و دیدیم که با تکیه بر اسلام و شهادت، چگونه ملتی ناتوان و غارت شده و اسیر، با فریاد تکبیر بر جهان شورید، و خواب خوش
ص: 14
جهان خواران را چنان برآشفت که هنوز از حیرت و شگفتی آنچه واقع شده است، نرهیده اند!
حس خودخواهی، دلبستگی به خویش، پیروی از هوس ها، لذت جوئی و پای بندی به خور و خواب و شهوت تن، بندهایی است که انسان ها را خوار و بی مقدار می سازد، و تا سر حد حیوانی فرود می آورد، و اسلام با یک یک احکام خویش، بیش از هر چیز، شکننده ی این بندهاست و رساننده ی جان ها.
روزه، یکی از احکام انسان ساز اسلام است که آگاهی از همۀ فوائد، و پی بردن به فلسفۀ کامل آن؛ همچون سایر احکام الهی، برای انسان عادی ممکن نیست.
یکی از موارد فروع دین روزه است. روزه؛ چشمۀ رحمت الهی را در وادی دل انسان های حق طلب جاری می کند. مائده های آسمانی را بر سفرۀ دل انسان های روزه دار، می چیند.
روزه، در میدان صبر و بردباری، روح انسان را استوار می سازد و ظلمت خودخواهی و خودمحوری را مبدّل به نورانیّت و تواضع و ایثار می نماید.
روزه، نجات دهندۀ گناهکاران پشیمان، از دهانۀ دوزخ است و شوق به خوبی ها و سبقت در حسنات را در وجود انسان می پروراند.
روزه، پاک کنندۀ چهره دل، از غبار گناه و لغزش است و پلی است که انسان را از رودخانه مسموم هوای نفس عبور داده، به ساحل
ص: 15
سعادت می رساند.
روزه، فریضه ای است که مسلمان را از غرق شدن در ماده گرایی و حرص و آز، برای لذت های مادی، و مسابقه برای مصرف و تن پروری می رهاند و به او می آموزد که به فکر دیگران باشد و بر خواهش های جسمانی خویش مسلط گردد.
روزه، موجب تزکیۀ جسم و جان، و پالایش روح و روان و تقرّب و نزدیکی بنده به سوی حق تعالی می گردد. روزه چراغ معرفت و آگاهی را در درون بر می افروزد:
اندرون از طعام خالی دار *** تا در آن نور معرفت بینی
روزه، و بویژه روزه یکماهه رمضان موجب می شود که حکومت شهوات و امیال شیطانی جای خود را به حکومت تقوی و پیروی از دستورات الهی بدهد. و تیرگی هوس ها و شهوات در جان آدمی به نورانیت و روشنی باطن تبدیل شود.
لذا جهت نیل به آثار و برکات ماه رمضان و روزه داری و تهیه زاد و توشه ای برای سفر آخرت و حرکت به سوي انسانی خداگونه شدن و رسیدن به اخلاق الهی در کلاس رمضان، بر آن شدیم که مجموعه ای از آیات و روایات و حکایاتی از اولیاء خدا ، پیرامون فضائل و برکات روزه در دنیا و آخرت جمع آوری نموده و تقدیم علاقه مندان نمائیم.
در پایان ثواب این نوشته را محضر حضرت ولی الله الاعظم امام
ص: 16
زمان روحی فدا (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نائب بر حقش امام خمینی (رحمه الله) و به ارواح مقدّسه تمامی شهیدان انقلاب اسلامی تقدیم می دارم؛ امید است که مورد قبول حضرت احدیت قرار بگیرد.
قم مقدّس عُشّ آل محمد (صلی الله علیه و آله وسلم) الراجی الی الله محمدجواد مهری
1380/5/4 سالروز ولات حضرت زینب (علیها السلام)
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
فصل اول:
اهمیت روزه در قرآن
اشاره
احکام روزه ماه رمضان، خلال آیاتی در سوره بقره به اجمال تعیین شده و در چند آیه از سوره های دیگر، به اقسام روزه اشاره ای رفته است.
آیات دال بر روزۀ ماه رمضان، همه در سوره بقره نزدیک به یکدیگر ترتیب یافته است که عبارتند از:
آیه اول:
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ.(1)
ای افرادی که ایمان آورده اید روزه برشما نوشته شده (واجب شده است)، همانگونه که بر کسانی که قبل از شما بودند، نوشته شده بود، تا پرهیزگار شوید.
توضیح:
به نظر مفسران و دانشمندان علوم قرآنی، آیاتی که با خطاب "يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ" هستند، در مدینه نازل شده اند و جزو آیات و
ص: 21
1- سوره بقره/ 183.
سوره های مدنی می باشند. فرمان روزه نیز همچون دستور جهاد و پرداخت زکات در سال دوم هجرت صادر شد.(1)
در آیه مورد بحث، به بیان دیگر از احکام الهی که از مهمترین عبادات محسوب می شود می پردازد و آن روزه است. برای اینکه احساسات مؤمنان را به نفع این حکم تحریک کند و آنها را آماده پذیرش آن قرار دهد، در آغاز مؤمنان را با این خطاب مفتخر می سازد" ای کسانی که ایمان آورده اید".
و به تعبیر امام صادق (علیه السلام) لذت این خطاب، سختی روزه گرفتن را از بین می برد، سپس تشریح حکم روزه را اعلام می دارد، آنگاه جهت کاستن از سختی آن، اظهار می دارد که روزه گرفتن بر امت های پیشین هم واجب بود.
طبق تحقیق، روزه در میان تمام امت های گذشته به نحوی وجود داشته و حتی بت پرستان نیز برای تقرّب به بتهای خود،گاهی روزه می گرفتند و هم اکنون در میان بت پرستان هندوستانی روزه گرفتن در مواقع خاصی موسوم است. یهود و نصاری و صابئین نیز برای خود نوعی روزه داشته اند، در تورات و انجیل کنونی در مواردی روزه
ص: 22
1- تفسیر نور، ج1 ، ص 364.
داری تحسین شده و از روزه گرفتن موسی و عیسی سخن به میان آمده است و در قرآن داستان نذر حضرت مریم آمده که نذر کرده روزه بگیرد:
فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنسِيًّا.(1)
پس بگو من برای خدا روزه نذر کرده ام، پس امروز با هیچ کس حرف نمی زنم.
البته روزه مریم، روزه صُمت (سکوت) بود؛ یعنی از حرف زدن با مردم امساک کرده بود. ولی به هر حال، آن هم نوعی روزه داری است، ولی آنچه در تورات و انجیل آمده، روزه به معنای امساک از خوردن و آشامیدن است.(2)
در پایان آیه با یک عبارت کوتاه، فلسفه مهم روزه داری را بیان می کند و آن اینکه روزه باعث ایجاد تقوا در انسان می شود. انسان روزه دار با امساک از لذت های جسمی که به خاطر خدا خود را از آنها محروم می کند، نوعی تمرین برای تسلط بر نفس و خواهش های آن انجام می دهد و چون یک ماه این تمرین ها را تکرار کرد،
ص: 23
1- سوره مریم/ 26.
2- تورات ، سفر تثنیه، باب 9، آیه 9 ؛ انجیل متی، باب 4 ، آیه 2.
در وجودش ملکه تقوا و خویشتن داری ایجاد می شود، او دیگر به آسانی می تواند از ارتکاب گناه و خوردن مال دیگران و تجاوز به حقوق مردم، هرچند که به نفع او باشد، پرهیز کند و بر نفس خود تسلط یابد و درجهت حفظ خود از معصیت،اراده ای نیرومند داشته باشد.(1)
آیه دوم:
أَيَّامًا مَّعْدُودَاتٍ فَمَن كَانَ مِنكُم مَّرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ فَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ وَأَن تَصُومُواْ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ.(2)
چند روز معدودی را (باید روزه بدارید) و کسانی که از شما بیمار یا در سفر باشد، پس (به همان تعداد) از روزهای دیگری (را بجای آن روزه بگیرد) و بر کسانی که قدرت انجام آن را ندارند (همچون بیماران مزمن و پیرمردان و پیرزنان) لازم است کفاره بدهند، مسکینی را اطعام کنند، و کسی که کار خیر کند (بیش از مقدار، طعام مسکین بدهد)، برای او بهتر است، روزه گرفتن برایتان بهتر است، اگر بدانید.
ص: 24
1- تفسیر کوثر، ج1، ص 450.
2- سوره بقره/ 184.
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
توضیح:
پس از بیان حکم و فلسفه روزه در آیه قبل، برای کاستن از سنگینی روزه، چند دستور دیگر را در این زمینه بیان می فرماید:
1. چنان نیست که مجبور باشید، تمام سال یا قسمت مهمی از آن را روزه بگیرید، بلکه چند روز معدودی را باید روزه بدارید.
2. هر کس از شما مریض یا مسافر بود، از این حکم معاف است. و روزه بر او نیست و باید بعد از ماه رمضان، به تعداد ایّامی که روزه نبود، قضا کند.
3. کسانی که توانایی و طاقت روزه گرفتن را ندارند، مانند بیماران و سالمندان و زنان باردار و شیرده، چنین افرادی روزه خود را بخورند، ولی در مقابل آن فدیه و کفاره بدهند، میزان فدیه ای که باید بدهند، سیر کردن یک فقیر به جای یک روز است، اما اگر کسی بخواهد در عوض یک روز، عده ای بیش از یک نفر گرسنه را سیر کند، بهتر است.
ص: 25
البته آیه از اینکه این افراد در صورت توانایی، روزه خود را هم قضا بکنند ساکت است، ولی در فقه چنین است که در صورت پیدا کردن قدرت بر روزه، باید روزه خود را قضا کنند.(1)
4. در پایان آیه، دوباره یادآوری می شود که روزه گرفتن برای شما بهتر است. و اگر میزان و اندازه این خیر و خوبی دانسته شود؛ هیچ کس آرزو نمی کند که ای کاش، من هم سالمند بودم و به جای روزه گرسنه ای را سیر می کردم.(2)
آیه سوم:
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ.(3)
(آن چند روز معدود) ماه رمضان است، ماهی که قرآن برای راهنمایی مردم، همراه با دلائل روشن از هدایت و جداکنندۀ حق از باطل در آن نازل شده است، پس هر کس این ماه را دریابد؛ باید
ص: 26
1- تفسیر کوثر، ج1، ص 452.
2- تفسیر نور، ج1، ص 368.
3- سوره بقره/185.
روزه بگیرد و آن کس که مریض و یا مسافر باشد؛ روزهای دیگری را به جای آن روزه بگیرد، خداوند راحتی برای شما می خواهد؛ نه زحمت و سختی را، هدف این است که شما، تعداد این روزها را تکمیل کنید و خدا را بر اینکه شما را هدایت کرده، بزرگ بدارید، شاید شکرگذاری کنید.
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
توضیح:
پس از بیان حکم و فلسفه روزه و اینکه روزه گرفتن در چند روز معیّن است، اینک آن روزها را تعیین می کند و می فرماید:
آن روزهای معدود عبارتند از ایام ماه رمضان که دارای امتیاز ویژه ای است، ماه رمضان ماه خداست و دارای فضیلتی است که ماه های دیگر، آن فضیلت را ندارند.
زمان و مکان به خودی خود، دارای هیچ فضیلتی نیست، بلکه این حوادث مهم است که به زمان و مکان امتیاز می دهد.
در این آیه خداوند علت فضیلت ماه رمضان را بیان می کند و آن اینکه قرآن کریم در این ماه نازل شده است و ضمناً چند صفت از اوصاف برجسته قرآن را بیان می کند.
یکی اینکه قرآن هدایتگر است و انسان ها را، به راه راست و درست رهنمون می شود، دیگر اینکه نشانه های روشنی از هدایت و
ص: 27
فرمان در آن است، یعنی قرآن ضمن اینکه بشر را هدایت می کند، به او قدرت تشخیص هم می دهد و انسان بوسیله قرآن می تواند حق را از باطل و راه را از چاه تشخیص بدهد و به حقیقت دست یابد.(1)
در این آیه پس از بیان مطلب فوق؛یک بار دیگر این حکم را تکرار می کند که اگر کسانی مریض باشند و یا در سفر باشند، در روزهای دیگری روزه بگیرند، این تکرار برای تأکید است؛ چون با توجه به فوائدی که برای روزه و امتیازاتی که برای ماه رمضان گفته شد، ممکن بود کسانی به خاطر درک این فضیلت، باز در حال بیماری و سفر هم روزه می گرفتند، لذا یکبار دیگر به آن ها یادآوری می شود که مریض و مسافر باید روزۀ خود را بخورند و در روزهای دیگری آن را قضا کنند،چون خداوند می خواهد کار را بر مردم آسان کند و سخت گیری نباشد.
در پایان، آیه شریفه به سه مطلب اشاره می کند و اشعار می دارد که خداوند احکام روزه را برای شما بیان نمود تا شما چند کار را انجام دهید:(2)
ص: 28
1- تفسیر کوثر، ج1 ، ص 453.
2- تفسیر کوثر، ج1 ، ص 454.
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
نخست:
اینکه تعداد روزهای، روزه داری را تکمیل کنید و اگر به علت بیماری و سفر، روزۀ خود را خورده اید، به تعداد آن روزها، در ایام دیگر، روزه بگیرد.
دوم:
خدا را به خاطر این هدایتی که کرد، تکبیر بگویید و بزرگ بدارید و شاید این، اشاره به تکبیرهای نماز عید فطر باشد که پس از پایان ماه رمضان خوانده می شود و نیز تکبیرهايی که مستحب است بعد از نمازهای واجب در روزه عید فطر گفته شود.
سوم:
اینکه خدا را سپاسگزار باشید، که این حکم مهم را به شما بیان کرد و شما از این نعمت استفاده خواهید نمود.
پیام ها و نکته ها:
*پیام ها و نکته ها:(1)
1. از شیوه های تبلیغ آن است که دستورات مشکل را آسان جلوه دهد، مثلاً در آیه 183 سوره بقره می فرماید:
ص: 29
1- تفسیر نور، ج1 ، ذیل آیات مورد بحث.
این فرمان روزه مختص شما مسلمانان نیست، در امت های پیشین هم این قانون عمل می شد.
2. از شیوه های دیگر، بازگوئی آثار و نتایج دعوت است، اگر مردم نتیجه کاری را بدانند، در انجام آن نشاط بهتر و بیشتر از خود نشان می دهند (لعلکم تتقون).
3. تسلیم فرمان خدا بودن، ارزش واقعی است، اگر دستور روزه گرفتن داده است، باید روزه گرفت و اگر حکم افطار کردن است، باید روزه را شکست، که در آیه 184 به آن اشاره شده است.
4. اسلام برای هر فرد، در هر شرایطی، قانون مناسب خودش را دارد و در آیه 184، حکم مسافران، بیماران و سالمندان بیان شده است.
5. روزه گرفتن، اگر زحمت دارد ،خیال نکنید که فقط برای فشار به شما یا اظهار قدرت خدایی است، نه، اگر توجه کنید خیر و خوبی آن به خود شما بر می گردد.
6. اسلام دین آسانی است و بنای اسلام بر سهولت و عدم سخت گیری است،مثلاً اگر وضو گرفتن مشکل است، تیمم را
ص: 30
جایگزین می کند، در این جا هم ، کسانی که نمی توانند روزه بگیرند، می توانند در خارج از ماه رمضان قضای آن را بجا آورند و یا فدیه دهند که در آیه 185 و 184 به آن اشاره شده است.
7. ارزش ماه رمضان، به خاطر نزول قرآن است، ارزش انسان ها نیز می تواند به مقداری باشد که روح قرآن در آنها نفوذ کرده باشد.
8. ماه رمضان با توجه به قداست هایی که در آن است، بهترین ماه خداست؛رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلم) در جمعه آخر ماه شعبان خطبه مفصلّی در عظمت ماه رمضان ایراد کرده اند که در بعضی از تفاسیر و کتب روائی آمده است.(1)
ص: 31
1- بحارالانوار، ج96 ،ص 356.
ص: 32
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 28-02-2025 در ساعت 22:09
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
فصل دوم: اهمیت روزه در روایات
اشاره
اهمیت ماه رمضان
اشاره
رمضان در مکتب پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) ؛ ماه ضیافت خداست، در این مهمانی بزرگ الهی میزبان خداوند است، و بندگان مؤمن او مهمان این دعوت الهی، و ریاضت و زهد و مجاهدۀ نفسانی و تقوا وسائل پذیرایی آن.
و این سخن از پیام آور مکتب الهی است که: «دُعیتُمْ اِلیٰ ضیافَةِ اللهِ» رمضان ماهی است که شما را در آن بسوی ضیافت خدا خوانده اند و شما در آن از اهل کرامت خدا گردیده ايد.
لذا یکی از تفاوت های عمدۀ ضیافت الهی، با ضیافت مردمی در این است که در ضیافتی که از جانب مردم صورت می گیرد. محور، دعوت بسوی طعام است و بهره بردن از آنچه هست.
اما در ضیافت الهی، محور؛ تقوی و ریاضت و مبارزه نفسانی با شهوات و امیال شیطانی است.
که از جمله ویژگی های آن، بودن و نخوردن و قدرت داشتن و گناه نکردن و بر خواهش های دل «نه» گفتن است.
که، تسلّط بر نفس را تقویت می کند و بدون این هم، نمی توان به وارستگی از خود و رسیدن به مقام قرب الی الله رسید.
ص: 35
آری رمضان، ماه قرب است. ماه گریز از خویشتنِ خویش و التجاء به پروردگار.
این مقام قرب حق تعالی است که تمامی انبیاء الهی و هم بندگان مخلص خداوند، آرزوی رسیدن به آن را داشتند:
وَ اَنِرَ اَبْصارَ قُلُوبِنا بِضیاء نَظَرِها اِلَیکَ حَتَّی تَخْرقَ اَبْصارُ الْقُلُوب حُجُبَ النُّورِ فَتَصِلَ اِلیٰ مَعْدِنِ الْعَظَمَة ...
و چشمان دلمان را جلوه ای از عنایت خود روشن فرمای، تا پرده های نور را بدرد و به سرچشمۀ عظمت برسد.
که این، فرازی از مناجات تمامی ائمه معصومین علیهم السلام است که با آن پروردگار خود را می خواندند و در مقام معرفه الله فانی می گشتند.
لذا وارد شدن در وادی فیض الهی، لیاقت و شایستگی می خواهد.
آیا راه رشد و تزکیه و عوامل «فلاح» و علل «فجور» را می دانی؟
دنیای «تو در تو» و شگفت «دل» را گشته ای؟
آیا «نفس» هزار چهره را شناخته ای، تا با هر نقابی که بر نفسانیّت می زند و پیش می آید، آن را بشناسی و از هر جا حمله آورد، به ضد حمله بپردازی و هرگاه زهر ریخت، پادزهر بکار بری؟
«رمضان» برای سلوک این راه است.
برای هجرت درونی است. برای سیر در دنیای باطن است.
ص: 36
برای مرور بر نفسانیات و اخلاقیات است.
برای آن است که ملکات نفسانی را در جان خویش پرورش دهی.
برای آن است که ارزش های متعالی را، در عمق وجود خویش جای دهی و پدید آوری.
برای آن است که «اخلاق»، جزو بافت درونی تو شود. نه حرکت خشک بیرونی.
اگر دل را در اختیار صالحات گذاشتی، اگر مشوّقِ به خیر و تقوا و عشق به الله را در دل مشعل ساختی، دیگر «حسنات» و «صالحات»، جریان زلالی می شود که خود به خود از آن سرچشمه می جوشد و از درون به بیرون سرایت می کند و از «قلب» به «اندام» می رسد، و از «دل» بر «دیده» تأثیر می گذارد.
اگر به دیدار رمضان می روی، که لقاء خداوند نیز می باشد، باید چهرۀ جان را هم بیارائی و «جمال باطن» را هم داشته باشی.
رمضان، موسم «عبادت» و عبادت، غذای روح است.
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
رمضان، فصل مناجات و دعاست.
و دعا، نردبان تعالی جان است.
ص: 37
رمضان، دورۀ تزکیه، تهذیب، تربیت، ساختن، مقاومت کردن، تحمل نمودن و چشیدن است.
ایام عفاف ، کنترل ، امساک ، توجه به خدا و تقرّب به پروردگار است.
دریغ ...! که این فرصت بگذرد و کاری نکنی كه خدا را از خویشتن راضی کنی.
که اگر این صفت در انسان تجلی نکند، هرگز به آن سرچشمه نور نخواهد رسید.
بنابراین محور ضیافت خدای تبارک و تعالی دعوت و لذات معنوی و روحانی و وارستگی کامل از بت های درونی می باشد که رسیدن به این مقامات عالیه، مقدمۀ ورود به معدن عظمت الهی است.
و لذا باید تمامی حجاب های ظلمانی به حجاب های نورانی تبدیل گردد، تا لیاقت ورود به این بهشت الهی نصیب سالک الی الله شود.
اما کسی که هنوز نتوانسته است، این زنجیر های وابستگی درونی و این حجاب های تاریک نفسانی را کنار بزند و توجه اش را از عالم طبیعت به عالم روحانیت منعطف گرداند و حتی هیچ گاه توان خود
ص: 38
را در جهت تهذیب نفس بکار نینداخته است؛ در اسفل السافلین که آخرین درجۀ حجب ظلمانیست قرار می گیرد:ثُمَّ رَدَدْناهُ اَسْفَلَ السّافِلینَ.(1)
در صورتی که خدای تبارک و تعالی انسان را در عالی ترین مقام آفریده است: لَقدْ خَلَقْنَا الْاِنْسانَ فی اَحْسَنِ تَقْویمٍ.(2)
رمضان دعوتی است معنوی و تو مهمان عرش خدائی. مگر نه اینکه مهمان باید به دلخواه صاحب خانه رفتار کند؟
مگر نه اینکه هر چه را میزبان آورد، باید تناول کرد و هر جا که او گفت، آرمید؟!...
تو اینک، درکجای جهانی؟ و جایگاه تو در پهنۀ خلقت کجاست؟
برای چه آمده ای؟ از کجا آمده ای و به کجا خواهی رفت؟
تا کجا می توانی پرواز کنی و با کدام بال و پر، سوی کدام مقصود و در کدام جهت؟...
آیا خود را شناخته ای، تا بدانی که برای چه کاری؟
ص: 39
1- سوره تین/5.
2- همان/4.
آیا استعدادهایت را بازشناسی کرده ای، که بدانی تا کجا می توانی پیش بروی؟
و ... اساساً مال این جهانی یا متعلق به آن جهان؟
برای بقائی یا فنا؟ برای عروج یا سقوط؟ برای صعود یا برای هبوط؟!...
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 01-03-2025 در ساعت 23:07
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
از تو حرکت و همت، از خدا برکت و توفیق.
و در این مسیر،سپری باید برداشت از روزه؛و سلاحی باید برگرفت از دعا ؛و راهی در پیش گرفت با جهاد و برای درستی عمل و رستن از بردگی و نجات از هلاکت، کلید رهگشا و درگشائی باید داشت از تقوا، تا وقتی راه هموار شد، به قرب حق رسید.
تا وقتی مانع بر طرف گشت، بهتر و بیشتر، پیش رفت. به قول حافظ:
جمال یار، ندارد نقاب و پرده،ولی *** غبار ره بنشان ،تا نظر توانی کرد
تو کز سرای طبیعت نمیروی بیرون *** کجا به کوی حقیقت،گذر توانی کرد؟
ص: 40
و خداوند این ضیافت آسمانی و این خوان رحمتِ «ماه رمضان» را برای همین گسترده است.
و اینک به پاره ای از سخنان پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) و ائمه طاهرین علیهم السلام پیرامون رمضان و روزه اشاره کنیم:
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************






| ❤ |
ضروریترین وظیفه ی انسان، در اسلام خودسازی در پرتو خداشناسی است، مسلمان باید خویشتن خویش را چنین که «بایسته» است بسازد ، نه آن طور که امیال و هوس هایش «خواسته» است. و اسلام مکتبی است که این «بایستگی» را به مسلمان می آموزد و با احکام خود، او را به سوی «چنان بودنی» که شایسته مقام انسان است، سوق می دهد.
آئین مقدس اسلام و مجموعه احکام حیات بخش آن، برای رهاندن انسان از دام خواسته های حقیر جسمانی و حیوانی است؛ چرا که تا عقاب جان آدمی را از دام شهوت و هوس، و قید و بند نیازهای زمینی نرهد، هرگز به فراز قرب حق و به اوج های آسمانی پر نمی کشد.
اسلام پیروان خویش را در هر گوشه از زندگی، و در کشاكش نیازها و خواست ها، به سوی همین وارستگی از بندهای حیوانی و آراستگی به فضایل نفسانی فرا می خواند، و احکام آن در هر زمینه مسلمان را به سوی همین هدف برتر می برد.
ما مسلمانان اگر براستی، و نه تنها در سخن که در عمل نیز، پیرو
ص: 13
اسلام باشیم، و دستورات این آیین آسمانی را آن چنان که هست و باید بکار بنديم، بی تردید به قله های فرازمند معنویت انسانی نائل می آئیم؛ همچنان که سلمان ها و ابوذرها، مقدادها و عمارها، و چهره های بسیاری از این دست نائل آمدند؛ و می دانیم که آن نامداران تاریخ انسان که مسلمانان واقعی عصر خویش می بودند، در تمام ابعاد انسانیت خویش اسوه و نمونه بودند. در صفا و صمیمیت چون سرچشمه های روشن آب، پاک و زلال، و در میدان مبارزه با مشکلات و نبرد با ناراستی ها، چون کوه نستوه و استوار، و در دانش و اندیشه، چون دریا پر موج و ژرف، و در مناعت و بی نیازی از غیر خدا، چون آسمان بلند و برافراشته بودند.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 08-03-2025 در ساعت 02:47
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)