این تاثیرپذیرى از نظر منطق اسلام تا آن حد است كه این دین كامل، براى دوستى و انتخاب دوست، سفارشهاى زیادى دارد و دوستى با افرادى را تشویق و از دوستى با افرادى نهى كرده است و براى این موضوع آیات و روایات بسیارى وارد شده است كه در اینجا به گوشهاى از آنها اشاره مىكنیم:
اگر در شناخت كسى به تردید افتادید، به دوستانش بنگرید كه چه افرادى هستند. «فانظروا الى خلطائه» (بحارالانوار، ج 74، ص 197)
تنهایى، از رفیق بد بهتر است. (بحار، ج 77، ص 173)
از پیامبر (صلوات اللَّه علیه) پرسیدند: بهترین دوست كیست؟ فرمود: كسى كه دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد، و گفتارش به علم شما بیفزاید و كردارش یاد قیامت را در شما زنده كند. (تفسیر قرطبى)
حضرت على (علیه السلام) فرمود: هنگامى كه قدرتت از بین رفت، رفقاى واقعى تو از دشمنان شناخته مىشوند. (غرر الحكم)
حضرت على (علیه السلام) فرمود: رفیق خوب، بهترین فامیل است. (غرر الحكم)
و در حدیث آمده است: دوستت را در مورد غضب، درهم، دینار و مسافرت آزمایش كن. اگر در این آزمایشها موفّق شد، دوست خوبى است. (بحارالانوار، ج 74، ص 180)
در حدیثى از نهمین پیشواى بزرگ اسلام امام محمد تقى الجواد(علیهماالسلام) مىخوانیم:
«ایاك و مصاحبة الشریر فانه كالسیف المسلول یحسن منظره و یقبح اثره» : " از همنشینى بدان بپرهیز كه همچون شمشیر برهنهاند، ظاهرشان زیبا و اثرشان بسیار زشت است"! (بحارالانوار، ج 74، ص 198)
و براستى گاه نقش دوست در خوشبختى و بدبختى یك انسان از هر عاملى مهمتر است، گاه او را تا سر حد فنا و نیستى پیش مىبرد، و گاه او را به اوج افتخار مىرساند.
تاثیرپذیرى از نظر منطق اسلام تا آن حد است كه این دین كامل، براى دوستى و انتخاب دوست، سفارشهاى زیادى دارد و دوستى با افرادى را تشویق و از دوستى با افرادى نهى كرده است
پیامهای آیه:
1ـ حسرتهاى درونى در اعمال و رفتار انسان مؤثّر است. «یَعَضُّ الظَّالِمُ»
2ـ رها كردن راه انبیا ظلم است. (ظلم به خود و ظلم به انبیا) «یَعَضُّ الظَّالِمُ»
3ـ عذاب قیامت بسیار سخت است. «یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى یَدَیْهِ» (مشرك تنها یك انگشت و یا یك دست خود را گاز نمىگیرد، بلكه دو دست خود را گاز مىگیرد)
4ـ در قیامت، وجدانها بیدار مىشود. «یَعَضُّ یَقُولُ»
5ـ پشیمانى، دلیل بر اختیار انسان است و اگر كسى مجبور بود، پشیمانى معنا نداشت. «یا لَیْتَنِی»
6ـ دوستىهاى نامشروع امروز، فرداى خطرناكى دارد. «یا لَیْتَنِی» دوست در سرنوشت انسان مؤثّر است.
7ـ ایمان به تنهایى كافى نیست، همراه بودن با انبیا نیز لازم است. «مَعَ الرَّسُولِ»
8ـ ارتباط با انبیا هر چند اندك باشد، مىتواند راه نجات باشد. «سَبِیلًا»
9ـ دو دوستى در یك دل جا نمىگیرد. (دوستى پیامبر و دوستى انسان گمراه) «اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ ... لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلِیلًا»
10ـ دوستان منحرف، عوامل شیطانند. «فُلاناً خَلِیلًا وَ كانَ الشَّیْطانُ»
11ـ نام و شخص افراد مهم نیست، كارایى آنان مهم است. «فُلاناً أَضَلَّنِی»
12ـ نشانهى دوست بد آن است كه انسان را غافل كند. «أَضَلَّنِی عَنِ الذِّكْرِ»
13ـ گاهى عواطف دوستى، بر استدلال و منطق غلبه مىكند. «أَضَلَّنِی عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِی»
14ـ خداوند با همهى مردم اتمام حجّت مىكند. «بَعْدَ إِذْ جاءَنِی»
آمنه اسفندیاری
بخش قرآن تبیان
منابع:
1- تفسیر نور، ج 8
2- ترجمه تفسیر مجمع البیان، ج 17
3- تفسیر احسن الحدیث، ج 7
4- بحارالانوار، ج 74
5- غررالحكم