اگر اين توبهاي كه من ميگويم، انجام دهي، به خدا قسم بهشت خدا را براي ورود تو ضامن ميشوم. اگر آن توبهاي كه من ميگويم انجام بدهي، معاملهاي بالاتر از اين با تو ميكنم.
اگر اين توبهاي كه من ميگويم، انجام دهي، به خدا قسم بهشت خدا را براي ورود تو ضامن ميشوم. اگر آن توبهاي كه من ميگويم انجام بدهي، معاملهاي بالاتر از اين با تو ميكنم.
مدير اجرايي (02-10-2011), نرگس منتظر (02-10-2011), خادم کریمه اهل بیت (01-10-2011), شهیده (01-10-2011)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- حیا، پسندیده یا ناپسند؟!
- پیروی از قرآن و اهل بیت (ع)
- *.```.* پاسخی پیامبر گونه به یک توهین...
- یتیم و یتیم نوازی در قرآن واحادیث معصومین...
- پست اینستاگرامی علامه حسن زاده آملی
- نگاهی به کردار شایسته از دیدگاه قرآن کریم
- شجاعت در کلام معصومین(علیهم السلام)
- فواید چشم پوشی وعفت چشم
- هر كس به این آیه عمل كند، ایمانش كامل است
- ترك گناه ومحرمات
دستور امام صادق(عليه السلام) براي توبه حقيقي و ضمانت بهشت
وقتي گنهكاري نزد امام صادق(عليه السلام) آمد و گفت كه ميخواهم توبه كنم، امام فرمودند: واقعاً ميخواهي توبه كني يا مثل بقيه حرف ميزني؟!
گفت: نه، ميخواهم واقعاً توبه كنم.
فرمود : توبهاي كه ما ميگوييم حاضري انجام دهي؟!
عرض كرد: بله.
فرمود: اگر اين توبهاي كه من ميگويم، انجام دهي، به خدا قسم بهشت خدا را براي ورود تو ضامن ميشوم. اگر آن توبهاي كه من ميگويم انجام بدهي، معاملهاي بالاتر از اين با تو ميكنم، من توبهاي كه به تو ميگويم اگر عمل كني، بهشت را ضامن ميشوم.
عرض كرد: آقا بگوييد.
امام صادق(عليه السلام) فرمودند: «اخرُج مِما أنتَ فِيهِ» هر چه كه خدا نميخواهد و الان هستي بيرون بيا، اين توبه است. حسودي! رابطهات را با حسد بِبُر، متكبري! پَرِ تكبرت را قيچي كن، مغروري! پر غرورت را آتش بزن، رياكاري! ريايت را بيرون بياور و در آتش جهنم بريز، منافقي! از دو رو بودن دست بردار، در اداره كم كاري ميكني؟! كم كاري نكن، از شهوتراني بيرون بيا، چشمچراني! از چشمچراني بيرون بيا، هنوز هم مال حرام دوست داري، علاقهات را از مال حرام قطع كن: «اخرُج مِما أنتَ فِيهِ» بيرون بيا، از جلد گناه بيرون بيا.
فكري كرد و گفت: «خَرَجتُ مِما أنا فيِهِ» بيرون آمدم، ميليونر هم بود، گوسفند داشت، شتر داشت، آسياب داشت، مغازه داشت، ملك اجارهاي داشت، بيرون آمد.
ابو بصير ميگويد: روزي در كوفه او را ديدم كه فقط يك پيراهن عربي پوشيده بود. به او گفتم كجايي؟!
گفت: دنبال يك پيراهن ميگردم، اين پيراهني كه تن من است، مال همان روزهايي است كه در گناه بودم، از كوه به تنم سنگينتر است. گفت: يك پيراهن به او دادم، مرا دعا كرد.
گفتم: خانهها، آسياب و غيره را چه كردي؟ گفت: هيچ كدام درست نبود، پرسيدم: گوسفندها را چه كردي؟ گفت: هيچ كدام درست نبود، زن و بچه را چه كردي؟ گفت: ازدواج من با زن طاغوتي بود، از طاغوتيهاي بنياميه. او حاضر نشد راه مرا قبول كند. پرسيدم : الان بچهها چه كاره هستند؟ گفت: بچهها مرا ديوانه خواندند، آنها هم رفتند، ما مانديم و اين پيراهن. گريهام گرفته كه اين پيراهن چرا تن من است؟ چطور زماني كه اين همه مال داشتي، سنگين نبود، چون خدايي نبودي، آدم خدايي سنگيني گناه را حس ميكند كسي كه نوراني و سبك شده، حتي يك پر كاه هم مثل كوه دماوند براي او سنگين است.
مدير اجرايي (02-10-2011), نرگس منتظر (02-10-2011), خادم کریمه اهل بیت (01-10-2011), شهیده (01-10-2011)
چند روز او را نديدم، سراغش را گرفتم، گفتند يك قطعهاي هست خراب شده كسي هم در آن نيست، صاحبانش هم دست برداشتهاند آنجا افتاده، بالاي سرش رفتم، گفتم دكتر برايت بياورم؟
گفت : نه، دكتر مرا مريض كرده است :
در دست طبيب است علاج همه دردي دردي كه طبيبم دهد آن را چه علاج است
سرش را به دامن گرفتم، از حال رفت، بعد از چند لحظه چشمش را باز كرد و گفت: ابو بصير، مولايم امام صادق عليهالسلام الان به ضمانتش عمل كرد، چون پارسال به من گفته بود كه بيا بيرون، من ضامن ميشوم تا به بهشت بروي، الان ملائكه خدا در خرابه هستند، آنها به من گفتند كه امام صادق عليهالسلام به ما گفتهاند كه تو اهل بهشت هستي. بيا بيرون.
گناه چه ارزشي دارد؟ گناه تاكنون چه خدمتي به ما كرده است؟ بله، بالاترين خدمت گناه به ما اين بوده كه ما را از تو جدا كرد، اين بالاترين خدمت گناه است، حال دوست داري ما به تو وصل شويم؟
ما را بيامرز، يعني از گناهان ما بگذر، ما ميشويم مال تو، اما تا پرونده ما سياه است، تا دل ما پر از آلودگي رذايل اخلاقي است، تا نفس ما زخم خورده شيطان است، ما مال تو نيستيم. زماني كه دكتر بالاي سر منِ مريض ميآيد، دماغش را ميبندد، دهانش را ميبندد، دستكش دستش ميكند، الكل دنبالش ميگذارد، براي اين كه من آلوده هستم، ميگويد: ولش كن، نه با من دست ميدهد، نه نزديك تخت من ميآيد، به محض اين كه نبض مرا گرفت، با صابون دستش را ميشويد، ميگويد آلوده است، اما همين كه خوب شدم و ميخواهم حسابش را بدهم، مرا در مطب كنار خودش مينشاند، دست ميدهد و در هنگام خداحافظي بغل ميكند و ديگر دهان و دماغش را نميبندد.
ما نيز دلمان ميخواهد از آلودگيها بيرون بياييم، ولي از بس بار ما سنگين است نميتوانيم بيرون بياييم، دست ما را بگير خودت ما را از اين آلودگيها بيرون بكش .
اين قلب ما بيت تو بود، ولي ما با آن از ابوجهل بدتر معامله كرديم، اين جا را بتخانه كردهايم، شماره بتها هم در اين خانه معلوم نيست، هر چه بت بوده ما راه دادهايم، بت دنيا، بت مال، بت حب مقام، بت حب رياست، بت منيت ... نميتوان شمرد .
گروه دين تبيان
منبع :سايت برنا
مدير اجرايي (02-10-2011), نرگس منتظر (02-10-2011), خادم کریمه اهل بیت (01-10-2011), شهیده (01-10-2011)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)