در مراسم بله برون، حضرت موسی آمد خانهی شعیب. شعیب گفت: من میخواهم یك دخترم را به تو بدهم. زشت نیست آدم به پسر بگوید: دخترم را میخواهم به تو بدهم؟
اگر داماد مثل موسی پیدا شد، دخترتان را مفت بدهید. مفت! موسی یك جوانی بود، انقلابی، تحت تعقیب، هنوز هم به پیغمبری نرسیده بود. منتهی فرعون او را شناخته بود، یك جلسهی شورای نظامی تشكیل داد، بگیرید هركجا اعدامش كنید. خود موسی چون یك آدم انقلابی بود، سیاسی هم بود. یك عامل نفوذی در دربار فرعون داشت. آن عامل نفوذی آمد و گفت كه «وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى الْمَدینَة ِیَسْعى» (قصص/20) بدو آمد گفت «إِنَّ الْمَلَأَ یَأْتَمِرُون» (قصص/20) یك شورای نظامی تشكیل دادند «لِیَقْتُلُوك» تو را بكشند. «فَاخْرُج» فرار كن. خوب موسی منطقهی مدین آمد، كار نداریم.
بالاخره وارد خانهی شعیب شد. شعیب گفت: یكی از دخترهایم را میخواهم به تو بدهم. اگر داماد مثل موسی بود، پدر عروس پیشنهاد ازدواج كند طوری نیست. خود عروس خوب نیست پیشنهاد كند. چون اگر خود عروس بگوید من دوست دارم زن تو شوم، پسر بگوید نه این شكست میخورد. پسر به دختر بگوید میخواهم تو را بگیرم، جواب نه بشنود، پسرها پررو هستد، شكست نمیخورند. دخترها نازك هستند. دختر بگوید من را بگیر، كسی به او بگوید تو را نمیخواهم. این اذیت میشود. اما پسر نه، پسر یك خرده قلدرتر است.
قرآن میگوید: «وَ ما أُریدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَیْك» (قصص/27) من نمیخواهم به تو سخت بگذرد، هرجایی آسان است. میگویند: بهترین مهمان كسی است كه بگوید آقا هرچه آسان است پذیرایی كن. به صاحبخانه نگو من چه میخواهم. بگو: چه چیزی برایت آسان است؟ گاهی كباب دارد، بگویی: نان و ماست، ماست ندارد. به او بگو: آقا چه چیزی در خانه است؟ حدیث داریم اگر مهمان خودش آمد، هرچه در خانه است برایش بیاور. از خانه بیرون نرو. اما اگر دعوتش كردی، باید برایش مایه بگذاری. اگر مهمان را دعوت كردی، به او بیاعتنایی كردی، حق دارد غیبت تو را بكند. از جاهایی كه غیبت جایز است، البته همان، فقط بگوید بد پذیرایی كرد.
ببینیم داماد چطوری برایش آسان است. موسی در مراسم بله برون گفت: من دخترم را به تو میدهم، هرطور برایت آسان است. بعد هم تعهد میكنم. گفت: «سَتَجِدُنی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» (قصص/27) خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. شعیب پیغمبر بود به دامادش گفت: خواهی دید كه من آدم صالحی هستم. آدم صالح آدمی است كه در بله برون به داماد گیر ندهد. پس شما فهمیدید چرا سر نماز میگوییم: «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» یعنی السلام علینا و علی هر پدر زنی كه در بله برون گیر ندهد! چون گفت: «سَتَجِدُنی إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحینَ» من صالح هستم. صالح چه كسی است؟ كسی که گیر ندهد!
- آنچه مشاهده نمودید ، گزیده ای بود از بیانات حجة الاسلام قرائتی در موضوع ازدواج و تشكیل خانواده در اسلام
( برنامه تلویزیونی درس هایی از قرآن در تاریخ 23/05/90 noormag.mihanblog.com



نقل قول
