دروغگو، دروغگو
دروغگویی مرضی در محافل روانپزشکی با اصطلاح "سودولوجیا فانتاستیکا" مورد اشاره قرار میگیرد، هر چند که تا به حال به عنوان یک عارضه مجزا طبقهبندی نشده است.
به گفته دایک آنچه بیش از همه تعجب را درباره دروغگویی مرضی برمیانگیزد، این است که این رفتار نه تنها به نفع فرد نیست، بلکه به ضرر او تمام میشود. این دروغگویی افراطی ممکن است موقعیت شغلی و زندگی خانوادگی فرد را متزلزل کند و حتی در نتیجه اتهامزنی به خود باعث شود سر و کار فرد به دادگاه بیفتد.
عجیبتر اینکه این دروغها ممکن است آنقدر آشکار باشند که به سادگی دست فرد را رو کنند. دایک میگوید: "نه تنها این دروغها نفعی برای فرد ندارد، بلکه در اغلب موارد به راحتی قابلشناسایی هستند."
دایک مثالی از این نوع دروغگویی را در مورد همکاری میزند که میگفت چند ساعت دیگر باید به پرواز هواپیما برسد. اما این همکار قصد نداشت با گفتن این حرف از آمدن به یک جلسه شانه خالی کند. این همکار در ادامه روز در اداره ماند و یک دروغ دیگر به دروغ قبلی اضافه کرد و گفت پروازش لغو شده است. و این الگوی دروغسازی ادامه پیدا میکند. و روز بعد او داستان دروغین جدیدی سرهم میکند.
بسیاری از ما به مواردی این چنین برخورد کردهایم، اما به گفته دایک هنوز در مورد شیوع دروغگویی مرضی آمار قابلاعتمادی وجود ندارد، اما به هر حال خصوصیتی ناشایع نیست.
ذهنی پر از حقایق
گرچه این نوع دروغگویی افراطی برای اغلب ما کاری نامعقول جلوه میکند، برای افراد دچار سندروم آسپرگر انجام چنین کاری اصولا ناممکن است.
افراد دچار سندروم آسپرگر به جز اینکه اصولا نمیتوانند دروغ بگویند، در شناسایی کلمات یا اعمال دروغین دیگران نیز دچار مشکل هستند.
آتوود در این باره میگوید: "مبتلایان به سندروم آسپرگر فکر میکنند که سایر افراد نیز مانند آنها راستگو هستند، و به این ترتیب آنها زودباور و آسیبپذیر میشوند."
سندروم آسپرگر با اختلال در تعاملات اجتماعی و علائق و رفتارهای محدود و تکراری مشخص میشود. به گفته اتوود این افراد "تنها به حقیقت توجه دارند، نه احساسات افراد."
یکی از ویژگیهای کلیدی برای اجتماعیشدن و پیبردن به ظرائف آن، به دست آوردن "نظریه ذهن" است، یعنی توانایی نسبت دادن حالات ذهنی متفاوت به دیگران.
به گفته اتوود داشتن نظریه ذهن فرد را قادر میکند افکار، احساسات یا باورهای دیگران را دریابد.در بیماران آسپرگر این توانایی به درستی رشد نکرده است و در نتیجه آنها در همدلی کردن با دیگران دچار مشکل زیادی هستند. نکته جالب این است که این خصوصیت باعث میشود که فرد نتواند رفتارهای فریبکارانه انجام دهد، آسپرگریهایی که یاد میگیرند دروغ بگویند، اغلب این کار بسیار بد انجام میدهند.
اسکن مغزی با استفاده از mri کارکردی (که میزان فعالیت بخشهای متفاوت مغز را نشان میدهد) اساس مغزی این نقصان را نشان داده است.
بیماران آسپرگر و اوتیستیک فعالیت کمتری در قشر پیشپیشانی مغز ( بخشی که به آن "مغز اجتماعی" میگویند) نشان میدهند. به گفته اتوود در مبتلایان به سندروم آسپرگر این بخش مغز دچار اختلال کارکرد است و در mri کارکردی روشن نمیشود.