نرگس منتظر (07-08-2012), شهیده (24-05-2012)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- دروغگو را چطور بشناسیم؟
- چگونه از شنیدن غیبت دوری کنم
- آیا اروپا از رابطه جنسی لذت می برد؟+فیلم
- باخواندن دقیق این مطالب ایا باز هم غیبت...
- پرهیز از خشم و ناسزاگویی
- معده معاويه و عروسی های امروز ما
- عدم اعتماد؟!!!
- کوچک شمردن گناهان در روايات
- حوصله خانواده را ندارم! با جنس مخالف شادترم!
- آهای برادر ، آهای خواهر!!!.... غیبت ممنوع

پس چگونه مىتواند شد كه: كسى چیزى را ندانسته، و به چشم خود مشاهده نكرده، و از گوش خود نشنیده، در حق غیر اعتقاد كند؟ پس ظن بدى كه آدمى مىكند امرى است كه از راهى كه نمىداند به دل او افتاده.
و نیست آن راه، مگر راه شیطان. پس شیطان آن گمان را به دل او انداخته و به آنچه گمان برده و خبر داده. و آدمى چگونه خبرى كه شیطان داده باشد قبول مىكند و حال آنكه شیطان از هر فاسقى فاسقتر است.
و خداوند متعال مىفرماید:
«انْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبِیَّنُوا»[3] یعنى: اگر فاسقى شما را خبرى آورد تبین كنید و آن را قبول نكنید. پس از براى اهل ایمان جایز نیست كه تصدیق آن لعین را كنند - اگر چه بعضى قراین و علائم دیگر به آن اضافه شود - تا به سرحد یقین رسد.
پس هر گاه عالمى را در خانه امیر ظالمى ببینى شیطان به گمان تو مىاندازد كه: او به جهت طمع به آنجا رفته، تو باید آن را به دل خود راه ندهى، زیرا كه شاید باعث رفتنش اعانت مظلومى باشد. و اگر از دهن مسلمانى بوى شراب یابى باید جزم به اینكه او شراب حرام نوشیده است نكنى، زیرا كه مىشود كه مزمزه كرده باشد و ریخته باشد، یا بر آشامیدن آن مجبور بوده باشد، یا به تجویز طبیب حاذقى به جهت مداوائى آشامیده باشد.
و بالجمله باید حكم تو بر افعال مسلمین چون حكم و شهادت بر اموال ایشان باشد. و همچنان كه در مال حكم نمىكنى مگر به آنچه دیدهاى، یا با اقرار شنیدهاى، یا دو شاهد عادل در نزد تو شهادت دادهاند، همچنین در افعال ایشان باید چنین باشى.
و اگر عادل، بدى از مسلمى نقل كند باید توقف كنى نه تكذیب آن عادل را كنى، و حضرت امیر المؤمنین - علیه السلام - فرمودند كه: «هر كه خود را در محل تهمت در آورد ملامت نكند كسى را كه به او بدگمان شود».
و از حضرت امام زین العابدین - علیه السلام - مروى است كه: صفیّه دختر حى بن اخطب، حرم محترم حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - حكایت كرد كه: «وقتى حضرت پیغمبر - صلّى اللّه علیه و آله - در مسجد معتكف بودند من به دیدن او رفتم و بعد از شام از پیش آن حضرت مرخّص شده روانه منزل شدم.
آن حضرت قدرى راه همراه من آمد و تكلم مىكرد، شخصى از انصار برخورد و گذشت، حضرت او را آواز داده فرمود: این زن من صفیّه است.
آن شخص عرض كرد چه جاى این سخن بود، حاشا كه من به شما ظن بد برم، حضرت فرمود: شیطان در رگ و خون بنى آدم جا دارد ترسیدم بر شما داخل شود و باعث هلاك شما شود».
آری در این برخوردئ پیغمبر - صلّى اللّه علیه و آله - دو ارشاد مهم براى ما است: یكى اینكه: باید نهایت دوری را از ظن بد كرد.
دوم اینكه: هر كسى اگر چه مثل پیغمبر خدا باشد باید خود را از محل تهمت دور نگاه دارد.
پس كسى كه عالم پرهیزكار باشد و در میان مردم معروف به صلاح و دیانت باشد مغرور نشود كه كسى به من ظن بد نمىبرد، و به این جهت خود را از محل تهمت محافظت نكند، زیرا كه: هر فردى از انسان اگر چه اورع و اعلم جمیع مردم باشد همه كس او را به یك نظر نمىبیند. بلكه اگر جمعى كثیر او را در ظاهر و باطن خوب دانند و همه افعال او را حمل بر صحت نمایند، جمعى دیگر هستند كه به دنبال عیب او باشند و اعتقاد تمام به او نداشته باشند و ایشان البته در محل تهمت زدن به او مىباشند.
و عین الرضا عن كل عیب كلیله و لكن عین السخط تبدى المساویا ؛ یعنى: چشم دوستى از دیدن هر عیبى كند است، اما چشم عداوت و دشمنى، بدیها را ظاهر مىكند.
نرگس منتظر (07-08-2012), شهیده (24-05-2012)

و هر دشمن حسودى نگاه نمىكند مگر به چشم دشمنى. پس آنچه خوبى كه از آدمى دید مىپوشاند و در تجسّس بدیها برمىآید.
و هر بدى، البته به دیگران گمان بد مىبرد و ایشان را چون خود مىداند. و هر معیوب رسوائى، دیگران را مانند خود رسوا و عیبناك مىخواهد، عیوب ایشان را در میان مردم ظاهر مىكند تا مردم از فكر او بیرون روند و زبان ایشان از او كوتاه گردد.
«و البلیّه اذا عمّت طابت» یعنى: هر بلائى كه عمومیت هم مىرساند گوارا مىشود.
پس بر هر مؤمنى لازم است كه خود را از مواضع تهمت دور دارد تا بندگان خدا گمان بد به او نبرند و به معصیت نیفتند و این شخص هم در معصیت ایشان شریك باشد، زیرا كه هر كه سبب معصیت دیگرى شود او هم در گناه با او شریك خواهد بود.
و از این جهت خداوند عالم فرموده: «دشنام ندهید به كسانى كه غیر خدا را مىخوانند، كه ایشان هم خدا را دشنام دهند».
و حضرت پیغمبر - صلّى اللّه علیه و آله - فرمود: «چگونه مىبینید حال كسى را كه پدر و مادر خود را دشنام مىدهد؟ عرض كردند كه: آیا كسى پدر و مادر خود را دشنام مىدهد؟ فرمود: بلى كسى كه پدر و مادر غیر را دشنام دهد، آن غیر هم پدر و مادر او را دشنام دهد».
طریقه معالجه بدگمانى به خدا و خلق
و طریق معالجه بدگمانى به خدا و خلق آن است كه: بعد از ملاحظه فساد ،آنچنان كه گذشت و شرافت ضدّش ؛كه گمان نیك باشد،
هرگاه گمان بدى از كسى به خاطر تو بگذرد اعتنائى به آن نكنى و دل خود را به آن شخص بد نسازى، و رفتار خود را با او تفاوت ندهى، و تفقّد و اكرام و احترامى كه نسبت به او به عمل مىآوردى كم ننمائى.
بلكه بهتر آن است كه در تعظیم و دوستى او بیفزائى. و در خلوت او را دعا كنى، تا به این سبب شیطان به غیظ آید و از ترس زیادشدن احترام و دعاى به او، دیگر گمان بد را به خاطر تو نیفكند.
و اگر به خطائى و لغزشى از شخصى برخوردى باید او را در خلوت نصیحت كنى، نه اینكه ابتدا غیبت و بدگوئى او نمائى.
و باید از خطا كردن او محزون باشى، همچنان كه از لغزش خود محزون مىشوى. و غرض تو از نصیحت او خلاص كردن او از هلاكت باشد.
و هر گاه چنین رفتار نمائى ، براى تو ثواب ناراحتی و حزن بر خطاى او و ثواب نصیحت كردن او و نیز ثواب نجات او، هر سه جمع خواهد شد.
نرگس منتظر (07-08-2012), شهیده (24-05-2012)

نرگس منتظر (07-08-2012), شهیده (24-05-2012)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)