![]()
مقايسه دين گريزي به مثابه يك آسيب اجتماعي با ديگر آسيب هاي اجتماعي اهميت درخور توجه اين آسيب و نقش ويژه آن در پديداري ديگر آسيب هاي اجتماعي را به اثبات مي رساند؛ به گونه اي كه فزوني و كاستي دين گريزي، افزايش و كاهش آسيب هاي اجتماعي را در پي دارد. افزايش دين گريزي، بالا رفتن آمار طلاق، اعتياد، فساد و بزه كاري را در پي دارد و كاهش آن از آمار اين گونه آسيب ها مي كاهد.
نقش دينداري و دين گريزي در ديگر آسيب هاي اجتماعي از ديد جامعه شناسان و روان شناسان نيز پنهان نمانده است؛ آنها به قدرت بازدارندگي دين در برابر هنجار شكني و آسيب رساني اعتراف دارند و دين را عامل مهمي در برقراري زندگي سالم اجتماعي مي دانند. گوستاو يونگ دين را مانند گرسنگي و ترس از مرگ، واقعي مي خواند و نبود روحيه ديني در انسان را عامل بروز اختلالات و تشويش هاي رواني معرفي مي كند،1 و كابريل تارد از سرنوشت انسان ها در جامعه اي كه دين در آن حضور ندارد و توان ايستادگي آنها در برابر خواسته هاي مخرب بدون حضور دين احساس نگراني مي كند.2
افزون بر اين، تجربه و پژوهش هاي جديد نيز نشان از گرفتاري كمتر دينداران به هنجارشكني و بزهكاري دارد:
«جوانان كاتوليك كه از دامن مادران مستغرق در مذهب برخاسته اند نسبت كوچكي را در ميان بزهكاران حائز بوده اند؛ در صورتي كه جواناني كه در دامن مادراني تربيت شده اند كه به طور نامنظم به كليسا مي رفتند يا اصولاً به كليسا نمي رفتند نسبت بالاتري را دارا بودند.»3
بنابراين دين گريزي به عنوان يك آسيب اجتماعي شايسته بحث و بررسي است. در اين بررسي نخست معني شناسي دين انجام مي شود، و آن گاه پيشينه، عوامل و راهكارهاي رودر رويي با اين آسيب اجتماعي بيان گردد.
معني شناسي دين در قرآن
در مجموعه آياتي كه دين و مشتقات آن را در خود جاي داده است، جزا، طاعت، باور، اسلام، آخرت و… در شمار معاني دين قرار گرفته است.
اين معاني چند گانه با ارجاع برخي به بعضي و ادغام تعدادي در يكديگر، به دو معني تقليل مي يابد:
1. قيامت يا آخرت؛ مانند:
«و إنّ عليك لعنتي إلي يوم الدين» ص/78
«وقالوا يا ويلنا هذا يوم الدين» صافات/20
«والذين يصدّقون بيوم الدين» معارج/26
2. مجموعه اي از باورها، رفتارها و مناسك
اين مفهوم از دين به گروه، ملت، باورها و رفتارهايي ويژه وابسته نيست. در نگاه قرآن، مشركان در شمار دينداران هستند؛ چنان كه يهوديان نيز با باورها و رفتارهايي متفاوت ديندار شناخته مي شوند و هر دو گروه حساسيت هاي خاص خود را دارند، از سرنوشت دين خود مي هراسند و به سختي از آن دفاع مي كنند:
«لكم دينكم و لي دين» كافرون/6
«إنّ الذين فرّقوا دينهم» انعام/159
«إنّي أخاف أن يبدّل دينكم» مؤمن/26
«لاتؤمنوا إلاّ لمن تبع دينكم» آل عمران/73
قابليت اطلاق دين بر باورها و رفتارهاي گوناگون، اديان را به الهي و غيرالهي تقسيم مي كند:
«أفغير دين الله يبغون» آل عمران/83
همچنين نظر داشت اين باورها و مناسك گوناگون «وابستگي به يك موجود برتر» را هستهٌ اصلي دين نشان مي دهد. مشركان با وجود تفاوت هاي بسيار رفتاري و اعتقادي با ديگر دينداران به يك موجود برتر وابستگي نشان مي دهند.
هرچند در آيات قرآن دين به الهي و غيرالهي تقسيم مي شود؛ اما ديني كه به حق و قِيم توصيف شده و خواست ابراهيم، يعقوب، يوسف، نوح و محمّد(ص) دانسته شده تنها دين اسلام است و ديگر اديان چنين ويژگي هايي ندارند.
نتيجه: دين به معناي مجموعه اي از باورها و رفتارها با محوريت يك موجود برتر است و دين گريزي به معناي فرار برخي دينداران از دين خويش. بنابراين مي توان مطلق دين گريزي را به بحث و بررسي نشست؛ چنان كه مي توان يك دين خاص مانند اسلام را محور بحث قرار داد و از گريز عده اي از مسلمانان از اسلام و عوامل اين گريز و راه حل هاي رودر رويي با اين گريز بحث كرد.




نقل قول






