تعدد زوجات
در ذهنيت جوامع اسلامي شايد اين استنباط وجود داشته باشد که جريان اسلامگراي سياسي، يک جريان کاملاً مردانه است، اما واقعيت اين طور نيست. زيرا با وجود نگاه مرد سالارانهاي که در اين جريان اسلامي وجود دارد، زنان مرد سالار و زن ستيز و يا حداقل متمايل به اين جريان و ذهنيت در مورد زنان، نيز در ميان آنها وجود دارند.
چنانچه اين دسته از زنان معتقدند «طغيان و عصيان برخي از زنان مسلمان در پارهاي از محافل اسلامي وقتي آغاز شد که مردان از انجام وظايف به طرف خود سري سوق داده شدند، [با اين نگرش که] خانواده سنتي نيز واحدي است از ثبات جامعه، و چهار زني را که يک نفر مرد مسلمان ميتواند [با آنها] ازدوج کند، مانند چهار ديوار کعبه است و مظهري است از ثبات و اطمينان».(49)
منظور از طغيان و عصيان برخي از زنان مسلمان در پارهاي از محافل اسلامي از نگاه اين دستهاي از زنان محافظه کار اسلامي در اينجا يعني مخالفت با ازدواج مجدد شوهران آنها براي بار دوم و سوم و چهارم و نيز منظور از خود سري مردان از انجام وظايف شان، تمايل نداشتن به ازدواج مجدد و گرفتن بيش از يک زن ميباشد.
زيرا نگرشي را که آنها از خانواده اسلامي دارند و تاکيدي نيز بر سنتي بودن آن ميکنند، ثبات آنرا در وجود چهار زني ميدانند که به عقد يک مرد مسلمان درآمده و خانواده واحدي را تشکيل بدهند.
آنها در اين گفته و اصرار شان تا آنجا پيش ميروند که چهار زن را به چهار ديوار کعبه تشبيه نموده و تحقق چنين خانواده اسلامي را که مردي داراي چهار زن در آن وجود داشته باشد، مظهري از ثبات اطمينان تلقي ميکنند.





نقل قول
