فهرست
عزت اللََّه مولایی ، محمد جعفر طبسی
پیشگفتار
فصل اول: کربلا
دوم: امام حسین(ع) در کربلا
سوم: کربلا در روز عاشورا
چهارم: فاجعه عاشورا
منابع



| ❤ |
فهرست
عزت اللََّه مولایی ، محمد جعفر طبسی
پیشگفتار
فصل اول: کربلا
دوم: امام حسین(ع) در کربلا
سوم: کربلا در روز عاشورا
چهارم: فاجعه عاشورا
منابع
مدير اجرايي (15-11-2012), شهاب منتظر (14-11-2012), عهد آسمانى (17-11-2012)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- llı. ۩✿۩.ıll تصاویر/ مراحل تعویض ضریح امام...
- خطرناکترين دشمنان سيدالشهداء
- بصیرت بانوان در نهضت حسینی
- (...◕✿◕◕✿◕ حضرت آدم(علیهالسلام) در زمین...
- ▐★ امام حسين عليه السلام، الگوي انسانها ★ ▐
- عاقبت دشمني با امام حسين عليه السلام در دنيا
- جایگاه اشک ریختن بر امام حسین (علیه السلام)
- یعنی میشه روزی که بگم ای خدا: من... پای...
- روزشمار سفر حسين بن على (عليه السلام)
- آنچه را که حضرت رسول اکرم (ص) در باره امام...



| ❤ |
الحمدللََّه الذی جعل الحمد مفتاحا لذکره و دلیلا علی نعمه و آلائه. و الصلاة و السلام علیاشرف الخلائق محمد و آله الطیبین الطاهرین. قدر و عظمت واقعهء عاشورا - از سال ۶۱ هجری - سال به سال در حال افزایش است؛و نام حسین، در شرق و غرب عالم، بیش از پیش بر سر زبانها میافتد.
پیشگفتار:
به راستی سرچشمهء این عظمت و جاودانگی کجاست؟ این پرسشی است که اذهانبسیاری را به خود مشغول داشته و شاید پاسخ آن را بتوان در موارد ذیل خلاصه کرد:
اول - در واقعهء عاشورا «خون مقدس» فرزند رسول خدا(ص) و فرزند سرور اوصیا وفرزند سرور زنان عالم و یکی از دو آقای جوانان بهشت و باقیمانده اهل آیهء تطهیر و سورهءهل اتی ریخته شد. خونی که «در بهشت سکونت گزید و پایههای عرش برایش لرزید و همهءآفریدگان و آسمانها و زمینهای هفتگانه و آنچه درون آنها و در میان آنهاست و همهء آفریدگانساکن در بهشت و جهنم و آنچه دیده میشود و آنچه دیده نمیشود، برایش گریه کردند.. (1)
آری عاشورا قداستش را از قداست امام حسین(ع) در نزد امت اسلامی میگیرد. آنچههمهء روزها را عاشورا و همهء سرزمینها را کربلا و میدان پیروزی خون بر شمشیر ساخته،قداست خون پاک حسین(ع) است. همین قداست موجب شده است که فاجعهء عاشورابه صورت بزرگترین مصایب اسلامی و حتی بزرگترین مصیبتها در آسمان و زمین درآید.
اگر حسین(ع) نبود، فاجعهء کربلا نیز به صورت یکی دیگر از فجایع تاریخی درمیآمدو مردم تنها به تأسف خوردن بر آن بسنده میکردند و در محدوده زمان و مکان محصورمیگردید.
دوم - کربلا صحنهای از رویارویی فضایل و رذایل انسانی بود؛ فضایلی که نمایندهاشحسین(ع) و یارانش و رذایلی که نمایندهاش دشمنان وی بودند. سرانجام این رویارویی،پیروزی فضیلت بود که با نمایش نیکوترین خصایل انسانی، اسوهای برای جهانیان پدیدآورد که باید برای همیشه روزگار از آن پیروی کرد.
از سوی دیگر، در وقایع عاشورا، رذیلت نیز با بدترین شکل خود ظاهر گردید و از سرظلم و ستم وحشیانهترین رفتارها را از خود بروز داد. از این رو، عاشورا نمونهای عالی برای انسانها اعم از مسلمان و غیر مسلمان در رویاروییحق و باطل است؛ و حسین(ع) مشعلی برای همه انسانهاست و همهء مبارزان راه حق و حقیقتبه وی افتخار میکنند.
مدير اجرايي (15-11-2012), شهاب منتظر (14-11-2012)



| ❤ |
سوم - کربلا در روز دهم محرم میدان یک برخورد سرنوشتساز میان اسلام ناب محمدی و حرکت نفاق با همهء شاخههای آن بود؛ رویدادی همه جانبه و نامحدود.
این رویداد همانند جمل به یک پیروزی قطعی و محدود منتهی نگشت و مانند صفینناتمام نماند؛ بلکه پس از مدتی کوتاه، به طور کامل به سود اسلام ناب محمدی پایان پذیرفتو تلاشهای پنجاه سالهء حرکت نفاق به نقطهء صفر رسید. زیرا با ریخته شدن خون مقدسحسین(ع) در عاشورا اسلام ناب محمدی از اسلام اموی جدا گردید. حکومت امویپس از ریختن خون حسین(ع) دیگر نتوانست خود را در زیر پردهء تزویر پنهان کند و توانگمراه سازی امت اسلامی را در زمینهء دینی، روحی و تبلیغاتی از دست داد. این یکی ازروشنترین افقهای فتح حسینی بود، و چنانچه واقعهء کربلا نبود حکومت بنی امیه به نامدین، ادامه مییافت و برای مردم این ذهنیت پیش میآمد که اسلامی جز اسلامی که امویاناز آن دم میزنند وجود ندارد و در این هنگام فاتحهء اسلام خوانده میشد. (2)
از این رو عاشورا ثابت کرد که اسلام ناب محمدی و امام حسین(ع) جدایی ناپذیرندو از آن پس، دعوت به اسلام در حقیقت دعوت به حسین(ع) بود و دعوت به حسین(ع)،دعوت به اسلام. نیز پس از عاشورا دشمنی با اسلام و یا با حسین(ع) عین دشمنی با دیگریتلقی میگشت و بقای اسلام پس از کربلا، مشروط به بقای عاشورای حسین(ع) گردید.بنابراین اسلام وجودش را از محمد(ص) دارد و بقایش را از حسین(ع).
چهارم - نگاهی به قیام امام حسین(ع) در چارچوب نقش عمومی و مشترک اماماناهل بیت(ع) نشان دهندهء آن است که این قیام تکمیل کنندهء فعالیتهای امیرمؤمنان علی(ع)و امام حسن(ع) در پاسداری از اسلام است؛ تلاشهایی که برای حفظ دین در برابر تحریفهایحرکت منافقان انجام میشد و از هر گونه شائبه و پیرایهای به دور بود. اما پس از قیام امام حسین(ع) همهء امامان در چارچوب این رسالت مشترک، تکمیل کنندهءاهداف این قیام مقدس بودند. از این رو قیام آن حضرت را در سه مقطع زمانی میتوانمورد نگرش قرار داد:
مدير اجرايي (15-11-2012), شهاب منتظر (14-11-2012)



| ❤ |
- مقطع عاشورا: رهبری قیام در این دوره با شخص امام حسین(ع) است؛ این دوره باخودداری ایشان از بیعت با یزید و خروج از مدینه به مکه و از آنجا به کربلا آغاز میگرددو با شهادت ایشان پایان میپذیرد.
۲ - مقطع پس از عاشورا تا عاشورای ظهور: این فصل بلافاصله پس از شهادت امام(ع)آغاز و تا قیام امام مهدی(ع) در روز عاشورا ادامه مییابد؛ و رهبری این دوره امامان نهگانهشیعه از نسل امام حسین(ع) است. تأمل دربارهء این دوره نشان میدهد که امامان(ع) همزمانبا نشر و گسترش اسلام، به شدت تأکید داشتهاند که امت اسلامی را به سوی ارتباط با امامحسین(ع) سوق دهند. مردم را تشویق کردهاند که بر آن حضرت گریه کنند و از شاعرانخواستهاند که دربارهء آن حضرت شعر بسرایند و مردم را بگریانند و اندوه روز طف را (3) برانگیزند و از مردم خواستهاند که خطر انتقام حکومتهای ستمگر را به جان بخرند و بهزیارت قبر حسین(ع) بروند. (4)
امام سجاد(ع) فرمود: «هر مؤمنی که برای حسین بن علی(ع) بگرید، به طوری که اشکبر گونههایش جاری شود، خداوند در بهشت به او غرفهای میبخشد که سالیان سال در آنسکونت گزیند». (5)
امام صادق(ع) فرمود: «همهء جزعها و بی تابیها مکروه است، مگر جزع و بیتابی برایحسین بن علی(ع)». (6)
نیز آن حضرت فرمود: «هر کس برای حسین(ع) شعری بگوید و بگرید و دیگران رابگریاند، خداوند بهشت را برایش واجب گرداند و او را ببخشاید.. (7)
نیز آن حضرت فرموده است: «شهادت حسین پلکهامان را زخمدار و اشکهامان راخشکانده است. عزیز ما را در سرزمین کربلا خوار ساخته و تا روز قیامت برای ما غم و اندوهبه یادگار گذاشته است. پس گریهکنندگان باید بر حسین(ع) گریه کنند چرا که گریه بر اوگناهان بزرگ را میریزد.. (8)
امام رضا(ع) فرمود: «هرکس در روز عاشورا کار و کوشش را ترک گوید، خداوند نیازهایاو را در دنیا و آخرت بر آورده سازد و هر کس در روز عاشورا غمزده، اندوهناک و گریانباشد، خداوند روز قیامت را روز شادی و سرورش قرار دهد و چشم او را در بهشت به ماروشن میگرداند.. (9)
مدير اجرايي (15-11-2012), ال یاسین (16-11-2012), شهاب منتظر (14-11-2012)



| ❤ |
نیز فرمود: «ای پسر شبیب، اگر دوست داری خداوند را در حالی دیدار کنی که از گناهپاک شدهای، حسین(ع) را زیارت کن! ای پسر شبیب، اگر دوست داری که در غرفههای بهشتی همراه رسول خدا(ص) سکونت گزینی، قاتلانش را لعنت کن! ای پسر شبیب، اگردوست داری که ثواب یاران حسین(ع) را ببری، هر گاه که او را به یاد آوردی بگو: ای کاشبا آنها بودم و به رستگاری بزرگی نایل میآمدم!. (10)
و فرمود: «هر کس به خاطر ستمی که بر ما شده اندوهگین باشد، نفس او تسبیح استو غم او برای ما عبادت است و نگهداری راز ما جهاد در راه خداوند است. (11)
امام باقر(ع) در زیارت عاشورا میفرماید: من از خداوندی که مقام تو را گرامی داشت و مرا نیز به تو گرامی داشت، میخواهم که گرفتن انتقام تو را همراه با امام یاری شده ازاهل بیت محمد(ص) روزی من گرداند و مرا توفیق دهد که همراه امامی ظاهر و ناطق بهحق از خاندانتان، از تو خونخواهی کنم.
گویی که آن بزرگواران از خلال این سخنان میخواستند به مردم بفهمانند که: اصل درنزد آنها این است که هرگاه شرایط فراهم شود. در برابر ستم قیام کنند؛ و کاری حسینیانجام دهند، و انسان حسینی مؤمنی است تسلیم فرمان امامان خویش، شجاع، آزاده، بصیر،استوار و قاطع که از حسین(ع) و یارانش الگو میگیرد، و چنین کسی جز در مکتب عاشوراساخته نمیشود.
۳ - مقطع عاشورای ظهور: رهبری این مقطع با طالب خون کشتگان کربلا و انتقام گیرندهحسین(ع)، حضرت مهدی (عج) است، که چون شمار یاران ایشان کامل گردد، در روز عاشوراقیام میکند. در آن روز همهء هستی و همهء دوستداران حسین(ع) سرگرم عزاداری هستندکه ناگهان خبر قیام مهدی قائم(عج) را میشنوند و دلهای غمگینشان که از طول غیبت وانتظار فرج خسته شده شادمان میگردد. پس از آن، لشکریان آن حضرت با سردادن شعار«یا لثارات الحسین» به حرکت در میآیند و سرزمینها را یکی پس از دیگری به نام حسین(ع)فتح میکنند و نسل قاتلان حسین(ع) را - به دلیل رضایت از کار پدرانشان - میکشند و سرکشانو ستمگران را یکی پس از دیگری از بین میبرند تا آنکه زمین از عدل و داد پر گردد،همان طور که از ظلم و ستم پر شده است
مدير اجرايي (15-11-2012), شهاب منتظر (14-11-2012)



| ❤ |
به راستی که نام حسین(ع) برای همه چیز با برکت و عاشورا آغاز و پایانی بس بزرگ است.
کتاب حاضر «امام حسین(ع) در کربلا» جلد چهارم از پژوهش مفصل تاریخی «با کاروانحسینی از مدینه تا مدینه» است، و دورهء حضور امام(ع) در کربلا تا شهادت آن حضرت رادر بر میگیرد. در اینجا لازم است از نویسندگان محترم این مقطع از قیام حسینی یعنی شیخ عزتاللََّهمولایی - نویسندهء فصلهای اول و دوم کتاب - و شیخ محمد جعفر طبسی - نویسنده فصل های سوم و چهارم - به خاطر زحمتهای فراوانی که متحمل شدهاند، تشکر و قدردانی گردد. نیز از جناب استاد محقق علی شاوی کمال تشکر و قدردانی را داریم که مباحث کتابرا - همانند جلدهای پیشین - مورد توجه قرار داده به نقد و تنظیم و تکمیل آن پرداخته است.از خداوند بزرگ برای ایشان توفیق روز افزون خواستاریم و امیدواریم که برای تکمیلبخشهای باقیماندهء این پژوهش، بازهم پشتیبان پژوهشگران این پژوهش ارزشمند باشند.
پژوهشکده تحقیقات اسلامی
مدير اجرايي (15-11-2012), شهاب منتظر (14-11-2012)



| ❤ |
فصل اول: کربلا
نام گذاریخلاصهء تاریخ و جغرافیای کربلا تا سال شصتم هجریکربلا شهری است که سالیانی بس دراز پیش از اسلام به همین نام مشهور بوده است. از برخی روایتها نیز چنین بر میآید که قدمت نام کربلا به روزگار آدم ابوالبشر میرسد. (12) و بلکه طبق روایت امیرالمؤمنین(ع) در آسمانها به نام کرب و بلاء یعنی سرزمین اندوه وگرفتاری مشهور است. (13)
از این احتمال که نام کربلا مرکب از دو واژهء «کور بابل» یعنی مجموعهء روستاهای بابلی باشد، چنین برمیآید که کربلا در آن روزگار، مادر شهر چندین روستا بوده است؛ که از آنجمله نینوا، کوشک بابلی، نواویس، حَیر، عین التمر و دیگر روستاهای متعدد واقع درفاصلهء میان صحرا و ساحل فرات میباشند.
شاید کربلا در روزگار بابلیها و آشوریها بناگردید و تنوخیان ولخمیها - حکمرانانبنی منذر و ساکنان حیره - آن را به ارث بردند که خود زیر سلطهء حکومت ایران بودند؛ کهبر بخشهای بسیار گستردهای از آسیا تسلط داشتند. کربلا از جنبهء زراعی در آن روزگارآباد و پر رونق بود؛ زیرا زمینی حاصلخیز داشت، به فرات نزدیک و هوای آن برایبسیاری کشتها مناسب بود. حبوبات، خرما و میوههایمورد نیاز منطقه و کاروانهایی که از کربلا میگذشتند در آنجا به عمل میآمد کربلا دردوران کلدانیها شکوفا گردید. گروهی از مسیحیان و دهقانان درآنجا سکونت داشتند؛ کور بابل خوانده میشد. در زمین آن معبدی برپا شد که در آن نمازاقامه میگردید و پیرامونش چند معبد دیگر بود. در روستاهای پیرامون آن اجسادی در درونظرفهای سفالی یافت شده است که تاریخ آنها به پیش از میلاد مسیح باز میگردد.
این شهر در روزگار لخمیها - که حیره پایتختشان بود - شهرت یافت. در آن روزگار«عین التمر» از شهرهایی بود که انواع خرما از آنجا صادر میشد و کاروانهای عبوری برایاستراحت در آن اقامت میکردند. موقعیت تجاری شهر کربلا در آن روزگار مرهون مشرفبودن بر راههای منتهی به حیره، انبار، شام و حجاز بود.
مدير اجرايي (15-11-2012), شهاب منتظر (14-11-2012)



| ❤ |
کربلا از جملهء زمینهای عراق بود که در دوران ابوبکر (در سال دوازدهم) به تصرف مسلمانان در آمد. کسی که این سرزمین را فتح کرد، خالد بن عرفطه بود، که از سوی سعد بنابی وقاص به عنوان پیشقراول فرستاده شد. او برای مدتی آنجا را مقر و اردوگاه خویش قرار داد و پس از رسیدن به اهداف نظامی، به دلیل بدی آب و هوای منطقه، آنجا را ترک گفت و به کوفه رفت.
پس از گسترش شهر کوفه، کربلا پیوسته یکی از روستاهای فراوان پیرامون آن به شمارمیرفت؛ و هیچ کس جز به مناسبتی نادر از آن یاد نمیکرد: مانند عبور امیرالمؤمنین(ع) همراه سپاهی که عازم حمله به شام بود و یا اخباری که راویان از رسول خدا(ص) وامیرالمؤمنین(ع) دربارهء کشته شدن سیدالشهداء در آن سرزمین و قتلگاه آن حضرت نقل کرده اند!
کربلا در غرب نهر فرات و در کنارهء دشت، در وسط منطقهء رسوبی معروف به سرزمین سواد، واقع است. در شمال غربی آن شهر انبار، در شرق آن شهر باستانی بابل، در غربآن صحرای غربی، در جنوب غربی آن شهر حیره، پایتخت منذریها قرار دارد. کربلا درمرزهای صحرا واقع است و بدویان حجاز و شام برای تأمین آذوقه به آنجا روی می آوردند.تا چندی پیش وضعیتش همین بوده است. از آنجا تا العین فاصلهء چندانی نیست؛ و العینواحهای است پر درخت و پر آب و شهر العین یکی از شهرهای مهم در منطقهء صحرا بوده است... . (14)
«حائر سرزمینی داشت گسترده که در جهات شمال، غرب و جنوب به رشته تپه هاو صخره های پیوسته به هم منتهی میگشت. مدخل شرقی آن یعنی آنجایی که امروزهزائران به زیارت بارگاه حضرت عباس میروند، در نظر بیننده به صورت یک نیم دایره جلوه گر بود.. (15)
سید هبة الدین شهرستانی گوید که کاوشگران در اعماق زمین خانه های پیرامون قبرامام حسین(ع) به آثاری دست یافته اند که نشان دهندهء ارتفاع آن در جهات شمال و غربدر قدیم است. و در سوی شرق آن جز خاک سست و نرم به چیزی دست نیافته اند. این امرنشان میدهد که این سرزمین در دوران نخست خود از سوی شرق گود و از سوی شمال وغرب به صورت هلالی بلند بوده است؛ و فرزند حضرت زهرا(س) در این هلال به محاصره درآمده است. (16)
مدير اجرايي (15-11-2012), شهاب منتظر (14-11-2012)



| ❤ |
دیگر نامهای کربلا
فضیلت کربلا و قداست تربت آناز آن روزی که خداوند زمین را آفرید، به زمین کربلا - طبق روایات - چنان شرافتی بخشیده که بر هیچ جای دیگر زمین حتی مکه معظمه نبخشیده است. برای مثال از امام سجاد(ع) نقل شده که فرمود: خداوند بیست و چهار هزار سال پیشاز آن که کعبه را بیافریند و حرم قرارش دهد، زمین کربلا را حرمی امن و مبارک قرار داد؛و آنگاه که خدای متعال زمین را به لرزه درآورد و تکانش دهد، زمین کربلا همان گونه که هست نورانی و پاکیزه بالا برده میشود و در برترین باغ از باغهای بهشت و برترین خانه آنجای میگیرد؛ که جز پیامبران یا رسولان در آن منزل نکنند، و کربلا در میان باغهای بهشت همانند ستاره برای ساکنان زمین میدرخشد و نور آن چشم بهشتیان را خیره می سازد وندا می دهد: منم سرزمین مقدس، پاکیزه و مبارک که سیدالشهداء و سرور جوانان بهشترا در بر گرفته ام. (17)
خاک کربلا شفابخش است، چنان که امام صادق(ع) فرمود: «خاک قبر حسین بزرگترین دارو و درمان هر دردی است». (18)
روایات مربوط به فضیلت کربلا تنها به آنچه شیعیان از ائمه اطهار(ع) نقل کردهاندمحدود نمیشود، بلکه در بسیاری از کتابهای دیگر فرقههای اسلامی نیز دیده میشود.
سیوطی نزدیک به بیست روایت از علمای بزرگ اهل تسنن، مانند بیهقی، ابی نعیم و امثالآنان نقل کرده است. (19)
باید دانست که قداست برخی مکانها یا خاکها به سیرهء عملی رایج در میان مسلمانانصدر اسلام و حتی دوران رسول اکرم(ص) میرسد. برزنجی میگوید: واجب است هر کس چیزی را از مدینه بیرون برد، آن را به جایشبازگرداند و تا چنین نکند پیوسته گناهکار است، مگر از آن خاک به اندازه شفا برده باشد،مانند خاک قتلگاه حمزه سیدالشهداء و خاک سهیل؛ زیرا گذشتگان و نسلهای پس از ایشانبر این امر اتفاق نظر دارند. (20)
همچنین این روش پس از روزگار رسول خدا(ص) نیز استمرار یافت. علامه سمهودی در کتاب «وفاء الوفاء» گوید: هنگامی که پیامبر(ص) وفات یافت مردماز تربت شریف آن حضرت بر می گرفتند. آنگاه عایشه دستور داد که مقابلشان دیوار کشیدند.درون دیوار سوراخی بود که از آن تربت بر می گرفتند، پس عایشه فرمان داد که آن را بستند. (21)
شهاب منتظر (19-11-2012)



| ❤ |
مردم به طلب شفا از خاکها بسنده نمیکنند بلکه جای گامهای برخی اولیای خدا رانیز تقدیس مینمایند. حال که چنین است، چرا نشود تربت فرزند، دسته گل، جگر گوشه و پارهء تن رسول خدا(ص) را تقدیس کرد و حال آنکه پاکیزه ترین و محترمترین تربت هااست؟! امام صادق(ع) فرموده است: فاطمهء زهرا(س) دختر رسول خدا(ص) تسبیحی داشت که نخ آن پشم بود و شمار تکبیرات را روی آن گره زده بود؛ و آن را با دست می چرخاند وتکبیر و تسبیح میگفت. پس از آنکه حمزة بن عبدالمطلب به شهادت رسید، حضرت بااستفاده از تربت وی تسبیح درست کرد و مردم نیز چنین کردند؛ و چون حسین(ع) به شهادت رسید، به خاطر فضیلت و برتری تربت وی، مردم به آن روی آوردند. (22)
علامه کاشف الغطا گوید: «... حمزه در احد دفن شد و او را سیدالشهدا میگفتند و برخاک قبرش سجده میکردند... هنگامی که حسین(ع) به شهادت رسید، او سیدالشهداگردید، و بر تربت وی سجده میکنند.. (23)
سیرهء شیعیان اهل بیت(ع)، به ویژه تا زمان امام صادق(ع) استمرار یافت؛ و آنان چیزی موسوم به حمزه را با خود حمل می کردند و آن مقداری از خاک بود که درون کیسه ای برای سجده آماده کرده بودند. پس از آن، خاک تربت حسین(ع) برای سهولت کار نمازگزاران به صورت مهر درآمد. از آنجا که ساییدن گونه و پیشانی بر زمین واجب است، چرا نباید برپاک و پاکیزه ترین و مقدس ترین خاکهای زمین یعنی تربت حسین(ع) که روایات فراوانی در فضیلت آن نقل شده سجده کرد. (24)
شهاب منتظر (19-11-2012)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)