به كوى عشق منه بى دليل راه قدم
كه گم شد آن كه در اين ره به رهبرى نرسيد
شبان وادى ايمن گهى رسد به مراد
كه چند سال به جان، خدمت شعيب كند
علم الانسان مالم يعلم (1)؛
((خداوند، به انسان آنچه را كه نمى دانست آموخت.))
درود بى پايان ما نثار معلمى باد كه با هر سخنش روح و جان مى گيريم
و استعدادها و قابليت هايمان شكوفا مى شود
با شنيدن هر كلامش پر مى گيريم، پرواز مى كنيم، به بلنداى انسانيت
رهنمون مى شويم و به سرچشمه زلال حكمت دست مى يابيم.
كلام معلم، ديده بصيرتمان را مى گشايد و ارزشهاى والا و متعالى
را در معرض ديد ما قرار مى دهد.
اى معلم! دلهاى ما مشتاق كلام توست، چون از كلام تو جان، رمق مى گير
د و از حركت تو روان به شوق و تكاپو مى افتد و در برابر كردار و رفتار
تو دلخاضع و خاشع مى گردد؛
فروغ بينش تو روان متعلمان را مى نوازد و بنده خود مى سازد
آرى:من علمنى حرفا فقد صيرنى عبدا (3).







نقل قول

