





| ❤ |
ویرایش توسط همکارمدیرسایت : 13-05-2019 در ساعت 09:37
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
parsa (24-05-2011), نرگس منتظر (23-05-2011), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (23-05-2011), شهیده (23-05-2011)
موضوعات تصادفی این انجمن:
- آبادان در 5 مهر 1360"شکست حصر...
- ╫♥ ✿♥╫ حرمت پدر ، حرمت خداست ╫♥ ✿♥╫
- ◕✿◕ آرزوی شما برای دوستان ◕✿◕
- ✿^**^✿ جلوه های معلمی استاد مطهری ✿^**^✿
- ▐●*^*● ▐هدیه ای به پدر , به نشان قدر دانی...
- پیام تسلیت امام خمینی به مناسبت فاجعه...
- >>>>> "9 دي" روزي كه پشت شيطان لرزيد!!!...
- دوازدهم فروردين، گرامیداشت روز جمهوری...
- فرا رسیدن 16 آذر روز دانشجو گرامی باد
- 4 دعای مهمی که در لحظه سال تحویل باید بکنیم!






| ❤ |
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-05-2011 در ساعت 22:07
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
parsa (24-05-2011), نرگس منتظر (23-05-2011), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (23-05-2011), شهیده (23-05-2011)






| ❤ |
آنان كه خونین شهر را زنده كردند
به دست كساني كه خرمشهر را كشتند نگاه كنيد. به ناخنهايي كه چشم نخلها را در آوردند نگاه كنيد.
به نقشههايي كه اروندرود را به طرف عراق كشيده است نگاه كنيد. لعنت به اسپريهاي ساخت عراق كه روي ديوارهاي خرمشهر نوشت:
آمدهايم كه بمانيم. نگاه كنيد به برق سرنيزههايي كه درختان «كنار» و «اكاليپتوس» را در آستانه مسجد جامع سر بريدند.
حيف از انعكاس آبهاي اروند كه در آن نوزده ماه به صورت خواب زده سربازان عراقي تابيده بود.
لعنت به آن افسر عراقي كه در اطلاعيه نظامي نوشته بود: خرمشهر مثل بالشتي است كه بصره بر آن خوابيده است، از آن دفاع كنيد!
اين خبر هم خوب است؛ شهرداري بصره خط اتوبوسراني بصره - خرمشهر و بالعكس را داير ميكند. حالا... حالا به صف سربازان عراقي كه در كنار قصر شيخ خزعل منتظرند تا مسافران اردوگاههاي ايران شوند، نگاه كنيد. به زانوان لرزان سرهنگ «احمد زيدا» كه ميدان مين را آلوده كرد، نگاه كنيد.
به سرهنگ بيچاره «جواد اسعد شيتنه» و سرهنگ «صلاح القاضي» كه به خاطر بيلياقتي در دفاع از خرمشهر، سينهشان در مگسك جوخه اعدام قرار گرفت، نگاه كنيد. حالا نگاه كنيد به دستِ عقيقنشانِ كساني كه خرمشهر را زنده كردند. نگاه كنيد.
خجالت نكشيد، يك نگاه حلال است
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-05-2011 در ساعت 20:52
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
parsa (24-05-2011), نرگس منتظر (23-05-2011), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (23-05-2011), شهیده (23-05-2011)






| ❤ |
آمدم ای مأمن ارواح پاک
جان بگیرم در تو ای گلگونه خاک
کوچه هایت آشنای درد بود
خانه ات جولانگه نامرد بود
سانه هایت زخمی شلاقهاست
نخلهایت ، سوگوار بس عزاست
شهر من ، ای بستر دریای خون !
در تو جاری ، معنی قرآن کنون
ای صدافتهای عریان را ، ندیم
در بسیط رویش ایمان ، مقیم
تل خاک تو ، نشان از خانه هاست
بازوانت ، زخمی بیگانه هاست
ای قساوتهای دشمن را نشان
در هجوم وحشی قابیلیان
قامت سبز تو را خون رنگ رد
چهره ات را، دست دشمن چنگ زد
ماند خالی ، از تپش گهواره ها
بی سوار و غرقه در خون باره ها
از هجوم زخم چنگیز تتار
در کبودای تن تو ، یادگار
دیده ات ، بر چهر دشمن بسته است
آه ، می دانم که شمت خسته است
شاهد معراج انسان تاخدا
عرصه پیمان انسان با خدا
خون مردانت اگر بر خاک ریخت
نور ایمان بود و از افلاک ریخت
کودکانت ، گرچه در خون خفته اند
قصه بیداری ما گفته اند
قامت ستوار تو ، باز استوار
می نماید سبز در این گیرودار
شهر من ، ای شط پر خون آمدم
هان ! مپرس این جاده را چون آمدم !
زخمها در سینه دارم ، ریش ریش
نعش یاران برده ام بر دوش خویش
دیده ام ، تن های بی سر را به خاک
سینه ها دیدم فراوان ، چاک چاک
آسمان ، در چشم یاران تنگ شد
مسجد و محراب از خون ، رنگ شد
سنگ و خاک جاده با خون شسته ایم
زیر آوار ، آشنایان جسته ایم
این همه بیداد ، آخر بگذرد
زخم تیر و تیغ و خنجر ، بگذرد
شهر من ! ای شهر پر آوای درد
ای نشان پایداری در نبرد !
زیر هر گامی شقایق کاشتیم
تا که این پرچم فرا افراشتیم
قلب تاریخ زمینی شهر من !
غرقه در خون این چنینی شهر من !
حسین اسرافیلی
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-05-2011 در ساعت 20:55
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
parsa (24-05-2011), نرگس منتظر (23-05-2011), شهیده (23-05-2011)






| ❤ |
![]()
بياد فرمانده شهيد خرمشهر سيد محمد جهان آرا
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارانت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارانت پر ثمر گشته
آه و واويــــلا... كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارانت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارانت پر ثمر گشته
آه و واويلا... كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما »
اي نخل غلتيده به خون
اشكي از شادي
هم چو من بفشان ... روز آزادي
خيل ياران را ... خيز و ياري كن
دشت شادي را ... آبـياري كن
نخل در آ تش شعله ور
گر چه شد بي سر
نو بتي د يگر گشته بار آور
شهد پيروزي خوشـهء خرما
زورق و من ... ماهي و دريا
ممد نبودي ببيني
گريهء باران لاله روياند از تربت ياران
گشته آبادان هرچه ويران شد
تربـت ياران گلباران شد
«ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
آه و و ا و يـــلا... كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما »
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-05-2011 در ساعت 21:00
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
parsa (24-05-2011), نرگس منتظر (23-05-2011), خادمه زینب کبری(س) (24-05-2013), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (23-05-2011), شهیده (23-05-2011)






| ❤ |
خرمشهر همان شهر عشقى است كه بسيارى از سالكان حماسه آفرين با قطرات خون خويش آن را پيمودند و يك شبه راه صدساله را در نورديدند:
اين طايفه از تبار عشقند همه
جان سوخته از شرار عشقند همه
ديباچه عمرشان به خون رنگين است
زنهار كه پاسدار عشقند همه
خرمشهر قبل از جنگ تحميلى در رديف يكى از مناطق ممتاز ايران و حتى خاورميانه به شمار مىرفت اين ديار بركرانه اروند رود و همسايه ديوار به ديوار آبادان از تمامى امكانات مناسب براى يك زندگى پوياى شهرى استفاده مى كرد، راه آهن پرتحرّك و فعّال كه مبدأ راه آهن جن وب بود، فرودگاه بزرگ و بينالمللى كه روزانه متجاوز از شصت پرواز در آن انجام مى گرفت.
بندرى فعّال و استراتژيك كه سرآمد بنادر ايران و حتى منطقه آسياى جنوب غربى بود، صاحبان كشتىها علاقه داشتند براى باربرى و توقّف در اسكلههاى رودخانه اين شهر لحظاتى در اين سامان بياسايند. بندرى كه شاهرگ حياتى ورود و خروج و چرخه اقتصاد ايران بود.
شهرى با مساجد با صلابت، حسينيههاى متعدّد، مردمانى مشتاق به خاندان طهارت به نحوى كه خرمشهر را به نجف ثانى مبدّل كرده بود، شهرى با بهترين آب آشاميدنى كه كشاورزى نيز در آن رونق فزاين دهاى داشت. اين بندر سوق الجيشى دوبار توسط استعمارگران به اشغال در آمد، يكى توسط دولت عثمانى در سال 1262 ه.ش (1883 ميلادى) و ديگر در سال 1235 ه.ش (1856 م) كه متجاوزان انگليسى آن را متصرف گرديدند.(1)
مردمى صميمى و متدين در اين شهر روزگار مىگذرانيدند تا آن كه رژيم بعثى حاكم بر عراق آسايش آنان را با تحريك استعمار جهانى و براساس محاسبهاى غلط، برهم ريخت. توفان تهاجم ماهها پيش از يورش و تهاجم سبعانه رژيم استبدادى حاكم بر عراق، خرمشهر دستخوش بحرانهاى سياسى و امنيتى بود، قواى مهاجم از مدّتها قبل نيروهاى خود را براى فتح اين شهر ساماندهى نموده و با توزيع سلاح و مهمات و تشديد تبليغات سياسى و روانى زمينه را براى به رهبردارى از نيروهاى موسوم به خلق عرب آماده كرده بودند.
درگيرىهاى مرزى كه در گذشته كم و بيش رخ مىداد در نيمه اول سال 1359 ه.ش شكل شديدى به خود گرفت و در حجم و فواصل آن تغييرات محسوسى بوجود آمد و همين امر سبب اعزام بخشى از نيروهاى سپاه به مرز خرّمشهر گر ديد.
در پى طراحى تهاجم نظامى عراق به سرزمين ايران، لشكر تقويت شده 3 زرهى عراق پس از آن كه تيپ 33 نيروى مخصوص نيز تحت امر آن قرار گرفت در تاريخ 31 شهريور 1359 به دنبال ده روز درگيرى در مرز خرمشهر و هم زمان با حمله سراسرى، يورش خود به اين شهر را آغاز كرد.
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-05-2011 در ساعت 21:02
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
parsa (24-05-2011), نرگس منتظر (23-05-2011), خادمه زینب کبری(س) (24-05-2013), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (23-05-2011), شهیده (23-05-2011)



| ❤ |
ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته... سراینده اشعار این سرود زیبا کیست؟
شاید خیلی ها هنوز سرود زیبایی که در وصف شهید محمد جهانآرا فرمانده سپاه خرمشهر سروده شده را به خاطر داشته باشند. در آن زمان ورد زبان هر ایرانی این سرود زیبا بود با این اشعار: ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته... سراینده اشعار این سرود زیبا کیست؟
به گزارش تابناک ، شاید خیلی ها هنوز سرود زیبایی که در وصف شهید محمد جهانآرا فرمانده سپاه خرمشهر سروده شده را به خاطر داشته باشند. در آن زمان ورد زبان هر ایرانی این سرود زیبا بود با این اشعار: ممد نبودی ببینی شهر آزاد گشته... سراینده اشعار این سرود زیبا کیست؟ آقای عزیزی. فردی که برای دل خودش شعر میگوید، متولد خطه خوزستان و از همرزمان جهانآرا ، حاضر در دفاع از خرمشهر تا آخر و حاضر در آزادی خرمشهر تا لحظه آخر و کسی که از سال ۶۲ در اراک ساکن شده ..
فکر و اساس سرودن شعر در وصف جهانآرا چگونه بود؟
جهانآرا بسیار آرام و دوست داشتنی بود و جاذبه خاصی در او وجود داشت. در اولین سالگرد شهادت وی به تهران میرفتیم.
در اتوبوس دوستان پیشنهاد کردند که شعری درمدح شهید جهانآرا تهیه شود تا در مراسم ایشان همه با هم بخوانند.
در این فاصله که در اتو بوس بودم این شعر را آماده کردم. البته خود نوای این شعر یک نوحه قدیمیاست که با یکسری تغییرات کلی و اساسی آن را به صورت فعلی که رایج است تبدیل کردم.
اولین بار شعر را چه کسی خواند؟
اولین بار در مراسم سالگرد جهانآرا خودم خواندم بعد آن را به حسین فخری که عضو سپاه خرمشهر بودند دادم و ایشان نیز آن را به غلام کویتی پور دادند.
درسال ۶۴ به پیشنهاد کویتی پور تغییراتی در آن دادم. البته آن زمانی که وی این شعر را خواندند من درمنطقه مهران بودم و در آنجا دیدم یکی از بچه های دزفول این شعر را زمزمه میکند و برایم جای تعجب بود که وی این شعر را از کجا بهدست آورده.
از او سوال کردم و گفت، شب گذشته کویتی پور آن را خوانده و من هم تعدادی از ابیات آن را حفظ کردم.
آیا سرودن این اشعار با یک انگیزه درونی خاص بود؟
این اشعار خودشان به سراغ آدم میآیند و در آن فضا که قرار بگیری آن روحیه ایجاد میشود و مثل یک رایحه دلنشین یا یک ابر زودگذر است که باید سریع آن را جذب کنی و به آن سبک و سیاق بدهی تا ماندگار شود و در غیر این صورت میگریند و میروند بهطور مثال در مورد شعر زیر که کویتی پور خوانده بودند همان شعر «یاران چه غریبانه رفتند از این خانه» یک شاعر دیگر این شعر را گفته بود و من هم بدون آنکه از شعر وی اطلاعی داشته باشم شعری با همین سبک و سیاق درمدح خرمشهر سرودم به کویتی پور دادم که وی نیز این اشعار را با هم تلفیق کرد و این سرود یاران چه غریبانه را خواندند که چند بیت از اشعار آن توسط من سروده شده است.
منبع:
شهدا شمع محفل دوستانند، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان "عند ربهم یرزقون" اند
و از نفوس مطمئنه ای هستند که مورد خطاب "فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی" پروردگارند.
امام خمینی (ره)
╬♥╬╬♥╬-زندگينامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
╬♥╬╬♥╬-وصيت نامه شهدا╬♥╬╬♥╬-
شهدا شرمنده ایم
http://www.ayehayeentezar.com/galler...6595422563.gif
parsa (24-05-2011), خادمه زینب کبری(س) (24-05-2013), شهیده (23-05-2011)






| ❤ |
پیام حضرت امام خمینی قدس سره به مناسبت فتح خرمشهر
با تشکر از تلگرافاتی که در فتح خرمشهر به این جانب رسیده است، سپاس بی حد بر خداوند قادر که کشور اسلامی و رزمندگان متعهد و فداکار آن را مورد عنایت و حمایت خویش قرار داد و نصر بزرگ خود را نصیب ما فرمود؛ و این جانب با یقین به آن که «مَا النصرُ اِلاّ مِن عندِ الله» از فرزندان اسلام و قوای سلحشور مسلح که دست قدرت حق از آستین آنان بیرون آمد و کشور بقیة الله الاعظم ارواحنا لمقدمه الفدا را از چنگ گرگان آدمخوار که آلت هایی در دست ابرقدرتان خصوصاً امریکای جهانخوارند، بیرون آورد .
و ندای «الله اکبر» را در خرمشهر عزیز طنین انداز کرد و پرچم پرافتخار «لا اله الا الله» را بر فراز آن شهر خرم که با دست پلید جنایتکاران غرب به خون کشیده شده و خونین شهر نام گرفت، - به اهتزاز در آورد – تشکر می کنم و آنان فوق تشکر امثال من هستند.
آنان به یقین مورد تقدیر ناجی بشریت و برپا کننده ی عدل الهی در سراسر گیتی روحی لتراب مقدمه الفدا می باشند.
آنان به آرم «ما رمیتَ اِذ رمیتَ و لکنَّ الله رَمی» مفتخرند. مبارک باد و هزاران بار مبارک باد بر شما عزیزان و نورچشمان اسلام این فتح و نصر عظیم که با توفیق الهی و ضایعات کم و غنایم بی پایان و هزاران اسیر گمراه و مقتولین و آسیب دیدگان بدبخت که با فریب و فشار صدام تکریتی این ابرجنایتکار دهر به تباهی کشیده شدند، سرافرازانه برای اسلام و میهن عزیز افتخار ابدی هدیه آوردید
و مبارک باد بر فرماندهان قدرتمند که فرماندهان چنین فداکارانی هستند که ستاره درخشنده ی پیروزی های آنان بر تارک تاریخ تا نفخ صور نورافشانی خواهد کرد و مبارک باد بر ملت عظیم الشأن ایران، این چنین فرزندان سلحشور جان بر کفی که نام آنان و کشورشان را جاویدان کردند
و مبارک باد بر اسلام بزرگ این متابعانی که در دو جبهه ی جنگ با دشمنان باطنی و دشمن ظاهری پیروزمندانه و سرافراز امتحان خویش را دادند و برای اسلام سرافرازی آفریدند و هان ای فرزندان قرآن کریم و نیروهای ارتشی، سپاهی، بسیجی، ژاندارمری، شهربانی و کمیته ها و عشایر و نیروهای مردمی داوطلب و ملت عزیز، هشیار باشید که پیروزی هر چند عظیم و حیرت انگیز است، شما را از یاد خداوند که نصر و فتح در دست اوست غافل نکند و غرور فتح، شما را به خود جلب نکند که این آفتی بزرگ و دامی خطرناک است که با وسوسه ی شیطان به سراغ آدم می آید و برای اولاد آدم تباهی می آورد و من با آن که به همه ی شما اطمینان تعهد به اسلام دارم، از تذکری که برای مؤمنان نفع دارد باید غفلت نکنم.
چنانچه از نصیحت به حکومت های همجوار و منطقه دریغ ندارم و آنان می دانند امروز با فتح خرمشهر مظلوم، دولت و ملت پیروزمند ما از موضع قدرت سخن می گویند و من به پیروی از آنان به شما اطمینان می دهم که اگر از اطاعت بی چون و چرای امریکا و بستگان آن دست بردارید و با ما به حکم اسلام و قرآن کریم رفتار کنید، از ما جز خیر و پشتیبانی نخواهید دید و شما بدانید آن قدر که ابرقدرت ها از صدام این نوکر چشم و گوش بسته پشتیبانی کردند، از شماها که قدرت های کوچک و حکومت های ضعیف هستید، پشتیبانی نمی کنند و شما عاقبت این جنایتکار و هم قطار جنایتکارش شاه مخلوع را به عیان دیده اید.
قدرت های بزرگ پیش از آن که از شما استفاده نمایند، از شما طرفداری نمی کنند و شماها را برای منافع خویش به هلاکت می کشند و من نصحیت برادرانه به شما می کنم که کاری نکنید که قرآن کریم برای برخورد با شما تکلیف نماید و ما به حکم خدا با شما رفتار کنیم، و یقین بدانید که امثال حسنی مبارک مصری و حسین اردنی و دیگر هم جنایتکاران آنان برای شما نفعی ندارند و دین و دنیای شما را تباه می کنند و اگر با نشست های خود بخواهید «طرح کمپ دیوید» یا فهد را که مرده اند، زنده کنید
که ما خطر بزرگ برای کشورهای اسلامی خصوصاً حرمین شریفین می دانیم .
اسلام به ما اجازه سکوت نمی دهد و این جانب در پیشگاه مقدس خداوند تکلیف الهی خود را ادا نمودم، اکنون دست تضرع و دعا به سوی خالق یکتا بلند کرده و برای قوای مسلح اسلام و فداکاران قرآن کریم و میهن عزیز ایران دعا می کنم و سلامت و سعادت و پیروزی آنان را خواستار هستم. سلام و درود بی پایان بر فرماندهان قوای مسلح و بر رزمندگان فداکار و بر ملت دلیر ایران عزیز وسرشار از شادی ها.
والسلام علی عباد الله الصالحین
روح الله الموسوی الخمینی
سوم خرداد ماه 1361
ویرایش توسط فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* : 25-05-2011 در ساعت 21:21
*******************************
سکوت خطرناک تر از حرفهای نیشداراست
کسی که سکوت می کند روزی حرفهایش را
سرنوشت به تلخی به شما خواهد گفت
*******************************
و قسم به حقارتِ واژه و شکوه سکوت،
که گاهی شرح حال آدمی ممکن نیست...
*******************************
parsa (24-05-2011), نرگس منتظر (23-05-2011), خادمه زینب کبری(س) (24-05-2013), شكوه انتظار* میدانم که میائی...* (23-05-2011), شهیده (23-05-2011)



نرگس منتظر (24-05-2013)



نرگس منتظر (24-05-2013)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)