


| ❤ |
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (21-01-2014), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (21-01-2014), شهاب منتظر (25-01-2014)



| ❤ |
این که انسان از خدا چه می داند و تا مرحله ای می تواند در شناخت خدا پیش برود، مساله ای مهم است؛ زیرا این مساله در کیفیت زندگی ما و نیز فلسفه زندگی و اهداف و غایات آن تاثیرگذار است و وضعیت رفتاری و سبک زندگی و نیز ابدیت ما را تحت تاثیر مستقیم خود قرار می دهد.
از امام معصوم(ع) این سخن است که آن چه می پرستید خدای حقیقی نیست بلکه خدای معقول و موهوم شماست که از حقیقت خدا بسیار دور است. آیا این به معنای تعطیل است یا این که ما گرفتار تشبیه هستیم؟
مگر نه این است که تعطیل و تشبیه هر دو باطل است؟
پس ما موظف به شناخت و بندگی کدامین خدا هستیم؟
آیا بگوییم «بیزارم از آن کهنه خدایی که تو داری/ هر لحظه مرا تازه خدایی دگرستی؟»یا آن که به همین عکس رخ یار در پیاله و جام جم قلوب خود بسنده کنیم و فراتر از صفات فعلی نرویم و نجوییم؛ زیرا که غیر از صفات فعلی دیگر صفات الهی عین ذات اوست و هیچ کس را نرسد در آن وادی ذات وارد شود.
پس خدای معقول و موهوم ما از سه سطح ذات و صفات و صفات فعل همین مرتبه اخیر است که همان مرتبه تجلیات است.
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (21-01-2014), نیایش*خادمه یوسف فاطمه(س)* (21-01-2014), شهاب منتظر (25-01-2014)



| ❤ |
نویسنده در این مطلب با مراجعه به آموزه های قرآنی در صدد تبیین این مهم است. با هم این مطلب را از نظر می گذرانیم.
خدایان موهوم و مردود
شکی نیست که سطح شناختی، ادراکی و فهم افراد بشر بسیار متفاوت است و اگر یک چیزی را به ایشان نشان دهیم یا بیاموزیم، اگر معیار سنجشی دقیق داشتیم می فهمیدیم که هر یک با دیگری فرق می کند و جز در کلیات اشتراکی را در فهم و درک آنان نخواهیم یافت.
به دلایل گوناگون و عوامل و علل درونی و بیرونی بسیار، تفاوت انسان ها در فهم و ادراک به شمار نفوس آنهاست؛ به این معنا که هر یک از آن ها چیزی را می فهمد که با فهم دیگری در بخشی متفاوت و متمایز است.
جالب این جاست که هر نفس انسانی و شخص بشری، در طول زندگی خویش وقتی درباره یک چیز فکر می کند و می اندیشد با تفاوت دریافت و درک و فهم های بسیار متنوع و گاه متضاد و متناقضی رو به رو می شود در حالی که هیچ تغییری در آن چیزی که معقول اوست صورتی نگرفته است. این گونه است که باید گفت که به تعداد انفاس و دم و بازدم های بشر، تفاوت دریافتی و فهم و ادراکی وجود دارد.
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (23-01-2014), شهاب منتظر (25-01-2014)



| ❤ |
این که گفته اند: به تعداد نفوس بشری راه به سوی خداست، باید گفت به تعداد انفاسی که در طول زندگی می کشند، راه به سوی دریافت و فهم یک حقیقت است.
انسان ها در طول زندگی خود از موضوعاتی به ویژه در حوزه های معنوی برداشت های متفاوت و گاه متضاد و متناقضی دارند. مفاهیمی چون عشق و محبت در طول زندگی هر فردی دارای معانی بسیار متفاوت و متمایزی است.
محبت و عشق برای کودک چیزی است و برای نوجوان و جوان چیزی و برای پیر معنای دیگر است؛ زیرا همان گونه که رشد عقلانی بشر در طول زندگی توسعه و افزایش می یابد ، معانی و مفاهیم نیز دست خوش تغییرات شدیدی می شود.
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (23-01-2014), شهاب منتظر (25-01-2014)



| ❤ |
از آن جایی که عقول بسیاری از مردم بلکه اکثریت غالب، عقولی ناقص است که به علل گوناگون درونی و بیرونی هرگز به رشد و بلوغ تمام و کمال نمی رسد، درک و فهم درستی از حقیقت خدا نخواهد داشت و خدایی که می پرستد خدایی نیست که واقعا در خارج است.
امام باقر(ع) می فرماید:
کل ما میزتموه باوهامکم فى ادق معانیه فهو مخلوق مصنوع مثلکم مردود الیکم و البارى تعالى واهب الحیاه و مقدر الموت و لعل النمل الصغار تتوهم ان لله تعالى زبانتین اى قرنین فانهما کمالها و تتصور ان عدمها نقصان لمن لا یکونان له و لعل حال کثیر من العقلاء کذلک فیما یصفون الله تعالى؛
هرچه با وهم و عقل خود، در دقیقترین معنی، از حقیقت خدا تصور کنید، ساخته و پرداخته خود شماست و به خودتان بازمیگردد؛ در حالی ککه خداوند باری تعالی بخشنده حیات و تقدیر کننده مرگ است و شاید مورچه حقیر نیز برای خداوند تصوری از دو شاخک داشته باشد؛ زیرا برای مورچه این شاخک ها کمال است و نبود آن را نقصان می داند و شاید حال بسیار از عقلاء در هنگام توصیف خداوند تعالی هم چنین باشد.( وافى، چاپ قدیم، ج ۱، باب النهى عن الصفه بغیر ما وصف به نفسه تعالى، ص ۷۳؛ و چاپ جدید، ص ۴۰۸)
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (23-01-2014), شهاب منتظر (25-01-2014)



| ❤ |
البته این بدان معنا نیست که شما چون تصوری دقیق و درست از خدا ندارید پس ترک تحصیل شناخت کنید، چرا که چنین دستوری به معنای نفی عبادت خداست؛
زیرا تا انسان خدا را نشناسد نمی تواند او را عبادت کند؛ زیرا مجهول مطلق مطلوب کسی واقع نمی شود و کسی بدان گرایش پیدا نمی کند.
پس یک شناخت کلی و اجمالی لازم است تا انگیزه ای برای حرکت و مطلوبیت باشد و انسان بخواهد او را عبادت کند.
فاطمی*خادمه یوسف زهرا(س)* (23-01-2014), شهاب منتظر (25-01-2014)



| ❤ |
از آن جایی که توصیف عقول ناقص و متوسط توده های مردم ممکن است حتی تصوری باطل از خدا ارایه دهد، خداوند از هر گونه توصیف از سوی مرمان منع نموده و بازداشته است و تنها به کسانی اجازه توصیف داده که عقول ایشان در اوج تمامیت است و ایشان در مقام مخلصین(به فتح لام) و خلوص شدگان قلبشان چون آیینه رخ یار را می نماید و از مقام شهود می توانند صفات الهی را ببینند و درک و فهم نمایند.
خداوند در آیات ۱۵۹ و ۱۶۰ سوره صافات می فرماید:
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا یَصِفُونَ إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ؛
پاک و منزه است خدا از آن چه توصیف می کنند مگر آن توصیفاتی که بندگان مخلص و پاک شده خدا می کنند؛
زیرا بسیاری از توصیفات غیر مخلصین، همانند توصیفات مورچگان خواهد بود؛ چنان که برخی از بشر برای خدا زن و فرزند قایل شده و خدا را چون خودشان تصور نموده اند که خدا از این اوصاف و صفات پاک و منزه است.(انعام، آیه ۱۰۰؛ مومنون، آیه ۹۱ و آیات دیگر)
شهاب منتظر (25-01-2014)



| ❤ |
این خدایان موهوم و موصوف توده های عامی مردم است که شرک و کفر را موجب شده و آدمی را از خدا دور ساخته و امکان درک درست خدا و پرستش و تقوای واقعی را از آدمی سلب نموده است.(آل عمران، آیه ۱۰۲ و آیات دیگر)
چنین خدایانی که در تصور خودمان ساخته ایم، از سوی خداوند مردود است و پرستش آن جایز و روا نیست.
از این رو، فرمان می دهد که در توصیف خداوند به همان توصیفات بندگان مخلص خدا بسنده کنند و در این مساله قایل به توقیفی بودن توصیف خداوند باشید.
شهاب منتظر (15-02-2014)



| ❤ |
مقام ذات و صفات، مقام حیرت
البته ان که گفته شد بندگان مخلص خدا، تنها توان شناخت و توصیف خدا را دارند، به این معنا نیست که اینان به حقیقت خداوند بسیط علم و شناخت دارند؛ بلکه دست آن ها نیز از برخی از مراتب کوتاه است؛
زیرا این که معلوم کسی شود و شخص به چیزی عالم مطلق و کامل باشد، باید عالم بر معلوم احاطه کامل و مطلق داشته باشد، در حالی که خداوند معلوم مطلق و کامل کسی نمی شود؛
زیرا عالم می بایست در مرتبه بالاتری باشد تا بتواند محیط بر معلوم باشد. پس خداوندی که بیرون از احاطه هر کسی است نمی تواند معلوم کسی نیز باشد.
شهاب منتظر (15-02-2014)



| ❤ |
خداوند در مرتبه ذات هرگز معلوم کسی نخواهد بود و کسی به ذات او علم و شناخت پیدا نمی کند حتی اگر مظهر نخست الهی و تجلی اول خداوندی چون حقیقت محمدی(ص) باشد که نخستین مظهر الهی است.
از آن جایی که صفات الهی عین ذات الهی است، همین دوری از دسترس و ناتوان در شناخت برای صفات الهی نیز مطرح است.
به این معنا که صفات الهی را نیز نمی توان شناخت و هرگز معلوم انسانی یا موجودی نخواهد بود؛ زیرا اگر معلوم انسان نباشد به طریق اولویت معلوم هیچ موجودی نیست؛ زیرا خداوند انسان را آیینه تمام نمای رخ خود ساخته است (بقره، آیه ۳۱) و حقیقت محمدی(ص) مظهر تمام و کامل و نخست خداوندی است.
با این همه هرگز حقیقت محمدی(ص) را هم نرسد بدان مقام در آید. ازاین روست که آن را مقام حیرت و منطقه ممنوع نامیده اند.
شهاب منتظر (15-02-2014)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)