![]()
فضائل اميرالمومنين در قضيه مسلمان شدن مردم يمن
وقتی شخصیت امیرالمومنین(علیهالسلام) را مورد مطالعه قرار میدهیم، سرشار از فضایل و بزرگی است. امیرالمومنین(علیهالسلام) نسانی است که دوستان او از وجود چنین شخصیتی فخر و مباهات کرده و سعی میکنند در طول زندگی خویش، او را سرلوحه زندگی قرار داده و هدف او را در بلندای اهداف زندگی خود قرار دهند و دشمنانش نیز با همه کینه توزیهای خود نسبت به ایشان توان انکار و یا حتی نهان کردن عظمت و منزلت جایگاه او را نداشته و ندارند. وقتی از امیرالمومنین(علیهالسلام) سخنی گفته میشود، اوّلین چیزی که به ذهن هر عقل سلیمی خطور میکند جایگاه آن حضرت نزد پیامبر گرامی اسلام(صلیاللهعلیهوآله ) میباشد.
دو فضیلت این روزهای امیرالمومنین(علیهالسلام)
۱. ماجرای فضایل این روزهای حضرت، از این قرار است که پیامبر(صلیاللهعلیهوآل ه) در سال دهم هجرت «خالد بن ولید» را همراه جمعی برای دعوت مردم یمن به اسلام، به یمن فرستاد. خالد و همراهان مدت شش ماه در یمن ماندند و مردم را به اسلام دعوت كردند، ولی حتی یك نفر پاسخ مثبت نداد. این خبر به پیامبر(صلیاللهعلیهوآل ه) رسید. آن حضرت ناراحت شد و امیرالمومنین(علیهالسلام) را طلبید و به او فرمان داد كه به سوی یمن برود و خالد و همراهانش را به مدینه باز گرداند و خود و همراهانش در یمن بمانند و مردم را به اسلام دعوت كند.
امیرالمومنین(علیهالسلام) به سوی یمن رفت و خالد و همراهانش را به مدینه بازگردانید.
یکی از همراهان حضرت گزارش کرده است: خبر ورود امیرالمومنین(علیهالسلام) به مردم یمن رسید، آنها اجتماع كردند و آنچنان مجذوب گفتار امیرالمومنین(علیهالسلام) شدند كه در همان روز همه مردم قبیله «هَمْدان» بزرگترین قبیله یمن، مسلمان شدند. امیرالمومنین(علیهالسلام) ماجرای مسلمان شدن آنها را در ضمن نامهای به پیامبر(صلیاللهعلیهوآل ه) خبر داد. حضرت پس از خواندن آن نامه، بسیار خوشحال شد. سجده شكر به جا آورد و بر قبیله هَمْدان سلام و درود فرستادند. بعد از این قبیله، قبایل دیگر یمن از جمله خاندان «مدحج» و «نخع» به اسلام گرویدند.[۱]۲. وقتیامیرالمومنین(علیهالس لام) نزد پیامبر(صلیاللهعلیهوآل ه) آمد، ایشان از دیدار امیرالمومنین(علیهالسلام) بسیار خوشحال شد و به او فرمود: به سوی لشگر خود برو و آنها را نیز به من برسان.
امیرالمومنین(علیهالسلام) نزد لشگر خود برگشت و مشاهده کرد آنان نیز تا نزدیك مكه رسیدهاند. ولی آنان لباسهای به غنیمت رسیده از یمن را بین خود تقسیم كرده و پوشیدهاند. حضرت از این كار آنان ناراحت شد و به مردی كه او را فرمانده آنها كرده بود، فرمود: «چه چیز تو را وادار كرد كه بدون اجازه پیامبر(صلیاللهعلیهوآل ه) و بدون آنكه من اجازه بدهم، لباسها را بین اینها تقسیم كنی؟». او در جواب عرض كرد:« آنها از من درخواست نمودند تا این لباسها را به عنوان احرام بپوشند و خود را بیارایند».
امیرالمومنین(علیهالسلام) آن لباسها را از آنها كه بر خلاف مقررات رفتار كرده بودند پس گرفت و در میان بار شتر گذاشت و همراه آنها روانه مكه شد، آنها از این قاطعیت حضرت برای اجرای مقررات(به جای اینكه خشنود گردند) ناراحت شدند و در مكه همین مطلب را به عنوان شكایت از ایشان به عرض پیامبر(صلیاللهعلیهوآل ه) رساندند.
پیامبر(صلیاللهعلیهوآل ه) به سخنگوی خود دستور داد تا در میان مردم چنین اعلام كند: «زبانهای خود را در مورد شكایت از علی (علیه السلام) كوتاه كنید، زیرا كه او در امور مربوط به خدا سختگیر است و درباره دین، اهل سازش و مسامحه نیست». شكایت كنندگان، دم فرو بستند و به مقام بسیار والای امیرالمومنین(علیهالسلام) در پیشگاه پیامبر(صلیاللهعلیهوآل ه) پی بردند و فهمیدند كه هر كس درباره امیرالمومنین(علیهالسلام) خرده بگیرد، مورد خشم پیامبر(صلیاللهعلیهوآل ه) است.[۲]
در نتیجه: همانطور که میدانیم، پیامبرا(صلیاللهعلیهوآ له) از روز اول که مبعوت به پیامبری شده بود، جانشینی امیرالمومنین(علیهالسلام) را تبلیغ میکرد. به این ترتیب دو فضیلت دیگر به مجموعه فضائل آقا امیرالمومنین(علیهالسلام) اضافه گردید.
.................................................. ............................
پینوشت
[۱]. كامل ابن اثیر، ج ۲، ص ۳۰۵؛ بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۶۳؛ «اِرّفَعُوا اَلْسِنَتِكُم عَنْ عَلی بْنِ اَبی طالِب، فَاِنَّه خَشِنٌ فِی ذاتِ الله عَزَّوَجَل غَیرَ مَداهِنٍ فِی دینِه؛».
[۲]. بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۳۸۵؛ ترجمه ارشاد شیخ مفید، ج ۱، ص۱۶۰.








نقل قول
